X
تبلیغات
فرهنگ آموزش قرآن در آموزش و پرورش ايران - روش هاي آموزشي در مهدهاي كودك و مراكز پيش دبستاني
مطالب و اخبار آموزشی پژوهشی و تحلیلی درباره آموزش قرآن در آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران
در گفتگو با رضا نباتي كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي مطرح شد؛

ناآگاهي از روش هاي آموزشي
در مهدهاي كودك و مراكز پيش دبستاني

نويسنده: گفتگو از نفيسه ابراهيم زاده انتظام


وضعيت كنوني مراكز آموزش پيش از دبستان اعم از مهد كودك و پيش دبستاني را تشريح كنيد؛ 
     اولين مسئله اي كه در اين زمينه وجود دارد، اين است كه خانواده ها و والدين دقيقا نمي دانند چه انتظاري از مراكز پيش دبستاني دارند. از طرفي انتظارات مطرح، انتظاراتي كاذب و دور از حقيقت و واقعيت است كه در نتيجه باعث مي شود بچه ها فشار زيادي را در اين دوران متحمل شوند. اين قضيه تا آن اندازه اي است كه حتي مراكز پيش دبستاني، خود اقرار مي كنند كه به دليل اصرار خانواده ها گاهي مجبور مي شويم در بعضي از آيتم ها و موضوعات درسي، پايمان را از استانداردها فراتر بگذاريم و به بچه ها فشار بياوريم. اولين چيزي كه خانواده ها بايد بدانند اين است كه دوره آموزش قبل از دبستان، دوره اي است كه هفتاد درصد آموزش ها به بحث مهارت افزايي و مهارت آموزي مربوط است نه دانش افزايي. در سي درصد مابقي به بچه ها در ارتباط با دانش هاي مختلف، اطلاعات مي دهند و مي آموزند. اولين جايي كه بچه ها بعد از خانواده، پايشان را مي گذارند مركز پيش دبستاني است و لذا براي بچه ها بسيار حساس است. نكته اي كه بايد توجه شود اين است كه چهار مقوله، ذهن دانش آموزان را در دوره قبل از دبستان به خود اختصاص مي دهد كه فعاليت هاي ما بايد اين چهار مقوله را تحت پوشش قرار دهد؛ يكي افرادي هستند كه بچه ها در اين مراكز با آنها سروكار دارند. همان طور كه گفتم بچه ها از خانواده يعني از محيطي كه تا حالاپدر و مادر و احيانا خواهر و برادر بوده، آمده اند در مراكزي كه افراد غريبه اي هستند. خوب، اين براي بچه ها شديدا مورد توجه است. بايد ابتدا آنها را با محيط اطراف شان از جمله افراد مختلف آشنا كنيم. دومين مسئله بحث حوادث است. حوادث و اتفاقاتي كه در قالب برنامه هاي متعدد، براي بچه ها پيش مي آيد، براي آنها بسيار مورد توجه است.
    سومين مورد، مسائلي هستند كه تحت عنوان موضوعات آموزشي، مطرح مي شوند چهارمي، اشياء است. اشيايي كه بچه ها مي بينند از قبيل اشياء بازي، آموزشي و محيط كلاس، تخته، صندلي و ميز. نكته اي كه وجود دارد اين است كه اولابايد ببينيم در ادبيات ديني و همچنين در بحث روانشناسي يادگيري، جايگاه پيش دبستاني كجاست؟ آنچه كه از روايات ما بر مي آيد، آن است كه در دوره پيش دبستان، بحث آموزشي به صورت مستقيم نهي شده است. مثلادر روايتي از رسول مكرم اسلام (ص)آمده است؛ «الولد سيد سبع سنين و عبد سبع سنين و وزير سبع سنين.» در واقع پيامبر (ص)21 سال اول زندگي هر فرد را كه سه تا هفت سال مي شود، دوران يادگيري ناميده است. دوره هفت سال اول، دوره سيادت و آقايي بچه است يعني بگذاريم بچه ها بچگي و آقايي كنند و در واقع آنها پادشاه هستند و بزرگترها تا هفت سال نخست، نوكر آنها. در اين سنين بايد محيطي فراهم شود كه بچه ها كاملااز بازي سير شوند و از ارتباط با همسالان لذت ببرند تا اين عوامل، هم در رشد جسمي شان تاثير بگذارد و هم در رشد روحي و رواني و عاطفي آنها. بچه ها از نظر عاطفي نيازمندند كه در اين دوران كاملااشباع شوند. همچنين بچه ها در دوره قبل از دبستان بايد از نظر جسمي به گروهي از توانمندي ها برسند. مثلابراي بستن بند كفش به كمك كسي نياز نداشته باشند، يا براي انجام كارهاي اوليه خود، توانايي لازم را به دست بياورند. اين توانايي جسمي در اثر فعاليت ها و كارهايي كه انجام مي دهند به دست مي آيد.
    اغلب مراكز پيش دبستاني در كشور ما تبديل به آموزشگاه هاي كلاسيك و مدرسه اي شده اند و در آنها آموزش هاي كلاسي ارائه مي شود، يعني بچه ها بايد پشت ميز بنشينند. در اكثر اوقات با مراجعه به مراكز پيش دبستاني مي توان مشاهده كرد كه بچه ها در كلاسي رسمي پشت ميز نشسته اند و معلم روي تخته اي، آموزش رسمي و جدي مي دهد. در صورتي كه اين كار اصلادرست نيست و بسياري از صاحب نظران تعليم و تربيت با آموزش پيش از دبستان به صورت كلاسيك موافق نيستند. علاوه بر اين در نظريه روانشناسي يادگيري ژان پياژه، پدر روانشناسي نوين، به هيچ عنوان پيش دبستاني مورد قبول نيست.
    به همين دليل مي بينيم كه ژان پياژه و همسرش كه هر دو از نظريه پردازان دوره آموزش پيش از دبستان هستند، هيچ گاه فرزندان شان را براي آموزش و يا نگهداري به مراكز پيش دبستاني نسپرده و خودشان به صورت شيفتي بچه هايشان را نگهداري مي كردند. يعني يك شيفت، پدر مي ماند منزل و بچه ها را نگه مي داشت. يك شيفت، مادر. و لذا اكثر نظرياتي را كه اين دو توانستند مطرح كنند و در حال حاضر نيز كاربرد دارند، از روي مشاهداتي است كه در ارتباط مستقيم با فرزندان شان به دست آوردند و با وجود اينكه ژان پياژه در جانور شناسي تخصص داشت ولي با ملاحظه و مشاهده رفتار فرزندان خود توانست به نظريات قابل ارجاع و مهمي در زمينه تعليم و تربيت دست يابد.
    از طرفي خانواده هاي ايراني به دو دسته تقسيم مي شوند؛ يكي خانواده هايي با مادران شاغل كه چاره اي جز اينكه
     بچه هايشان را به مراكز پيش دبستاني بسپارند، ندارند و ديگري خانواده هايي با مادران خانه دار كه خود فرصت كافي براي آموزش فرزندان شان را دارند. عقيده من اين است مادراني كه از روي چشم و همچشمي يعني روال جديدي كه اخيرا پيش آمده، فرزندان شان را به مهدهاي كودك و مراكز پيش دبستاني مي سپارند و يا مادران خانه دار ديگري كه بنا به هر نيت و دليلي به اين كار مبادرت مي ورزند، در حق فرزندان شان ظلم مي كنند. آنها بايد بگذارند بچه ها گرماي آغوش مادر و محبت پدر را كاملااحساس كنند و از بودن در محيط خانه و در كنار خانواده لذت ببرند كه بعد ها در سنين بالاتر با اختلالات روحي و رواني رو برو نشوند. از طرفي خانواده هايي كه مجبور هستند فرزندان شان را به اين گونه مراكز بسپارند، بايد به اين نكته توجه كنند كه در صورت مشاهده هرگونه بي علاقگي از جانب فرزندشان به آموزش، آن مركز و يا مربي و يا پس زدن آموزش از سوي او، بلافاصله فرزند خود را از آن مركز خارج كنند و در اين ارتباط، اصلامسائلي مانند پولي كه پرداخت كرده اند، شهرت مركز و يا معلم را مد نظر قرار ندهند و در نظر داشته باشند اساسا تمام اينها زماني اعتبار و ارزش دارد كه فرزندشان با آن محيط و معلم خو بگيرد. در غير اين صورت، بهتر است كه هر چه سريع تر بچه را از آن محيط خارج كنند. به خاطر اينكه اگر اين كار را نكنند، بعدها بايد هزينه هاي سنگيني را براي جبران آسيب هاي روحي اي كه به فرزندشان وارد مي شود پرداخت كنند. 
    نكته ديگر اين است كه در حال حاضر اغلب خانواده هاي مذهبي و ديني ايراني، دنبال آموزش هاي مذهبي، ديني و قرآني به فرزندان شان هستند. در سال هاي اخير مراكز هم به اين مسئله توجه كرده اند ولي بايد دقت كرد بسياري از فعاليت هايي كه در مراكز پيش دبستاني اعم از آنهايي كه فعاليت هاي مذهبي و يا معمولي ارائه مي كنند، نبايد به بچه ها فشار وارد كنند و مسائلي را به آنها بياموزند كه بعدها خواهند آموخت مثل خواندن، نوشتن يا بعضي فعاليت هاي ديگر. اساتيد تعليم و تربيت كودك، اين گونه كاركردهاي مراكز آموزش پيش از دبستان را صريحا نفي مي كنند. دوره پيش دبستاني يك فرصت است كه بايد از آن براي انس بچه ها با موضوعات و اهداف اصلي آموزش هاي پيش از دبستان اعم از اشياء، اجتماع، افراد و حوادث استفاده كرد و مهارت هاي اوليه را كه حد اقل ها و كف يادگيري است، به بچه ها ياد داد. بنابر اين در دوره پيش از دبستان بايد مواظب افراط و تفريط ها خصوصا در سرفصل ها و شيوه هاي آموزشي بود. بچه ها اگر در اين دوره، قرآن يا خواندن و نوشتن را ياد نگيرند هيچ اتفاق بدي نمي افتد، اما اگر بد ياد بگيرند، بعدها خانواده بايد هزينه هاي سنگيني را پرداخت كند. بچه ها اگر قبل از دبستان، خواندن و نوشتن را نياموزند و حروف را نشناسند، بالاخره در كلاس اول ابتدايي در مدرسه به طور رسمي در طول يك سال، آنها را خواهند آموخت. اما اگر بدآموزي شود، بعدا در آموزش معلم كلاس اول اختلال به وجود مي آورد.
    در حال حاضر بسياري از معلمان كلاس اول گله مندند و اظهار مي دارند به علت وجود دانش آموزاني كه فارغ التحصيل مراكز پيش دبستاني و مهد كودك ها هستند، تعادل كلاس به هم خورده است، زيرا از طرفي بچه ها كامل و درست مسائل را ياد نگرفته اند. از طرف ديگر درس هايي كه در كلاس ارائه مي كنيم براي آنها تكراري است. به همين خاطر، بچه ها شلوغ مي كنند و تحمل كلاس را ندارند. در مراكز پيش دبستاني و مهد كودك ها بسيار مشاهده مي شود كه بچه ها به طور كامل مسائل را فرانمي گيرند زيرا معلمان با فشار زيادي در مدت كوتاهي مي خواهند به بچه ها آموزش بدهند. همچنين در مورد معلمان دوره پيش دبستاني، آسيب و چالشي كه وجود دارد، اين است كه اكثرا حائز صلاحيت هاي علمي و حرفه اي لازم نيستند و اين خطر بزرگي است كه دوره پيش دبستاني در نظام تعليم و تربيت كشور را به شدت تهديد مي كند.
    من به عنوان كسي كه كارشناس تعليم و تربيت است و سال ها در زمينه آموزش پيش از دبستان كار كرده، به خودم اجازه تدريس در مراكز پيش دبستاني را نمي دهم. در حالي كه ممكن است به راحتي بتوانم در دانشگاه تدريس كنم. كار با بچه ها در مراكز پيش دبستاني و مهد كودك ها بسيار خطير است. در حالي كه مربيان كنوني مهدها و آمادگي هاي ما از نظر مدرك تحصيلي و سواد آكادميك، بسيار پايين هستند و ديده مي شود شخصي با مدرك ديپلم و يا حتي پايين تر و با گذراندن دوره هاي دو يا سه ماهه كه به هيچ عنوان استاندارد نيستند، شروع به فعاليت در مهد كودك ها مي كند. در نتيجه مطالبي كه آموزش داده مي شود كاملاسليقه اي و غير استاندارد است و بسياري از اين آموزش ها با روش هايي كه از نظر علمي مطرود و رد شده هستند ارائه مي شوند و معلم ها بسياري از مقولاتي را كه امروزه در بحث آموزش پيش از دبستان مطرح هستند مثل روش هاي همياري - مشاركتي مورد استفاده قرار نمي دهند. به اضافه اينكه مديران مراكز پيش دبستاني نيز اطلاعات و توانايي لازم را در اداره امور ندارند. در نتيجه بيشتر مراكز با يك تغيير كاربري نامحسوس به يك منبع درآمد تبديل شده اند كه توجه و چشم و همچشمي خانواده ها هم به اين موضوع دامن زده است. مثلامي بينيم بسياري از موضوعاتي كه در پيش دبستاني به بچه ها آموزش داده مي شوند انتزاعي، ذهني و غيرمحسوس هستند و بچه ها هيچ ارتباطي با اين موضوعات نمي توانند برقرار كنند. اين آموزش ها به كودكان و خردسالان داده مي شود و آنها به صورت تقليد كوركورانه، اين مطالب را ياد مي گيرند. در حالي كه هيچ نسبتي بين سن و سال آنها و مهارت هاي مورد نياز شان با اين مطالب وجود ندارد.
    
    از آنجا كه عموما در كشور ما، مادر مسئوليت تربيت و نگهداري بچه را دارد، اگر بخواهد مسئوليت اجتماعي ديگري را قبول كند مجبور مي شود غريبه اي مثل مربي مهد كودك و پيش دبستاني را شريك لحظاتش با فرزندش كند. اگر خودش اين كار را نكند، مردان ايراني نمي پذيرند كه بخشي از نگهداري فرزند را بر عهده بگيرند. چگونه مي شود اين امر را فرهنگ سازي كرد؟ 
     اين مسئله دقيقا مبتلابه كشور و جامعه ماست. مشكلي كه در جامعه ايران داريم، اين است كه به آموزش و اصولاآموزش و پرورش به عنوان يك رخداد و مقوله فرهنگي نمي نگريم و آن را صرفا آموزش در نظر مي گيريم. در صورتي كه آموزش اولايك مقوله فرهنگي است و ثانيا در يك محيط فرهنگي صورت مي گيرد. يعني هم فرهنگ ساز است، هم در يك محيط فرهنگي به وجود مي آيد. در نتيجه باعث رشد و ارتقاء فرهنگ جامعه مي شود. ولي در جامعه ما در عمل، چنين چيزي وجود ندارد. امروزه ديگر كسي علوم را به صورت محض مطرح نمي كند. بلكه انديشمندان قائل به اين مسئله هستند كه علوم در پشت آنچه كه آموزش داده مي شود داراي يك مكتب تربيتي هستند و مكاتب تربيتي مختلفي بر آنها سايه دارد. اين امر بايد براي خانواده ها، مدارس و معلمان به درستي تبيين شود. در ادبيات ديني ما نيز بر عامل بودن جامعه به آموزش هايي كه به كودكان داده مي شود تاكيد شده است. در كشورهايي مثل ژاپن، چندين سال روي يك مقوله آموزشي در جامعه به عنوان يك فرهنگ زمينه سازي مي شود، بعد كه زمينه هاي اجتماعي به وجود مي آيد، وارد كتاب هاي درسي و سرفصل هاي آموزشي مي شوند. كاملابرعكس آنچه در جامعه ايران اتفاق مي افتد. در ايران، يك موضوع، تنها زماني وارد كتاب هاي درسي و سرفصل هاي آموزشي آموزش و پرورش مي شود كه به يك بحران در جامعه تبديل شود؛ مثل اعتياد و ايدز. در صورتي كه خيلي پاسخگو نخواهد بود. چرا كه وقتي بچه در محيط خارج از مدرسه خلاف اين موضوع را مشاهده كند، آموزش اثر خود را از دست مي دهد. بنابر اين بهتر است ابتدا در جامعه، فرهنگ سازي شده و اطلاعات لازم به خانواده ها داده شود. نكته اي كه در ارتباط با سوال شما مي توانم بگويم اين است كه متوليان امر نسبت به اطلاع رساني، تبليغات و قرار دادن جامعه در جريان برنامه ها و اهدافي كه در اين زمينه مطرح است بسيار كوتاهي مي كنند. آموزش و پرورش با تمام وسعتي كه دارد و فعاليت هايي كه انجام مي دهد در زمينه تبليغات و اطلاع رساني كاملابسته عمل مي كند. يعني در تلويزيون، روزنامه ها و رسانه هاي مختلف، اثري از تبليغات و اطلاع رساني به خانواده ها ديده نمي شود و يا بسيار محدود است. در صورتي كه چنين وزارتخانه اي بايد به طور دائم با خانواده ها در ارتباط باشد. بنابر اين مشكل عمده ما در زمينه آموزش پيش از دبستان و حتي آموزش و پرورش، عدم مديريت منسجم آموزشي و آگاه سازي جامعه است. پررنگ تر شدن نقش پدران در تربيت فرزندان شان به تبليغ و آگاه سازي جامعه نياز دارد. بايد در رسانه هاي مختلف به صورت فيلم هاي مختلف و تيزر هاي گوناگون كه از تلويزيون پخش مي شود، 
    اطلاع رساني شود. همچنين در برنامه كودك و برنامه هاي طنز و جدي ديگر كه اهداف تربيتي را دنبال مي كنند مثل برنامه خانواده و امثالهم، بر اين مسئله تاكيد شود. در اين زمينه نيز نبايد منافع شخصي افراد و موسسات بر منافع جمعي ترجيح داده شود. اشكال موجود در زمينه پيش دبستاني اين است كه متاسفانه هر كسي به دنبال توجيه فعاليت خود است تا به سودي كه در نظر دارد برسد. مثل پزشكي كه خداي ناكرده دوست داشته باشد مردم مريض شوند تا بتواند پول بيشتري از مردم به عنوان ويزيت بگيرد. يعني عموما به اين دليل، اطلاعات لازم به خانواده ها داده نمي شود كه مجبور به مراجعه به اين مراكز شوند. علاوه بر اين، به خاطر اينكه مديريت واحدي در زمينه آموزش هاي پيش از دبستان، چه در مهدهاي كودك و چه در پيش دبستاني ها وجود ندارد، قدري اجحاف صورت مي گيرد. در حال حاضر، آموزش و پرورش به روش خود و تنها در مسائل اجرايي، اعمال مديريت مي كند و در مسائل آموزشي، در مراكز پيش دبستاني به تعداد معلمين، روش هاي آموزشي وجود دارد. يعني هر مربي و مركزي، اعم از مراكز زير پوشش بهزيستي و يا آموزش و پرورش و يا ساير ارگان ها، داخل كلاس يك جور فعاليت مي كند. اين تعدد روش ها و سلايق بعضا اختلافات فاحشي از نظر روانشناسي يادگيري ايجاد مي كنند و اين مسئله خانواده ها را نگران مي كند و باعث مي شود تصميم درستي نگيرند. مثلاموسسه اي با روش هاي عجيب مثل روش اشاره كه هيچ با مكانيسم هاي آموزش و متدولوژي آموزشي و روانشناسي در دوره پيش دبستان سازگاري ندارد، بچه ها را تحت فشار قرار مي دهد و مسائلي را به بچه ها مي آموزد كه در جريان يادگيري و در آينده آنها تاثير مثبتي ندارد.
   

 آيا مواردي كه شما اشاره كرديد در مورد مهدهاي كودك هم صدق مي كند؟ 

    بله، كاملا. در مورد مهد كودك ها هم همين طور است. از آنجايي كه بچه ها در مهدهاي كودك، كوچك تر هستند بيشتر نگهداري بچه ها مد نظر است. به عقيده من وضعيت مهد كودك ها، وضعيت بهتري است. به خاطر اينكه آنجا خيلي در مسائل تربيتي اعمال نظر نمي شود. گو اينكه آنجا هم بسيار ديده شده است كساني كه مسئول نگهداري بچه ها هستند فاقد اطلاعات لازم مي باشند و با بچه ها به نوع مناسب برخورد نمي شود. در نتيجه بچه ها دچار سوء تربيت مي شوند. 

    در حال حاضر بيش از پنجاه درصد از جمعيت مراكز پيش دبستاني را بچه هاي بيش فعال به خود اختصاص داده اند و اين بسيار نگران كننده است. در اكثر موارد اين پديده در اثر تعدد روش هاي تربيتي كه در دوره مهد كودك وجود دارد پديد مي آيد كه تا هفتاد درصد اين روش ها مورد تاييد كارشناسان نيست. در حال حاضر بچه هاي ايران در دوره ابتدايي خصوصا اول ابتدايي، تحمل كلاس ها را ندارند يعني بچه ها خيلي فعال هستند به طوري كه معلم و مجموعه آموزشي را به ستوه مي آورند.
    از طرف ديگر بچه ها در مراكز پيش دبستاني به صورت مناسب نگهداري نمي شوند. مثلاتعداد كودكان داخل كلاس، چه در مهد كودك و كودكستان و چه در پيش دبستاني؛ بيش از استاندارد است. همچنين ساعات آموزش، ساعات استراحت بچه ها، نوع تغذيه آنها، روش و چگونگي تعويض لباس بچه ها، نوع رسيدگي به بچه هاي كوچك تر، نحوه برخورد با بچه ها، نور محيط ها، فضاي فعاليت بچه ها، بهداشت فردي و محيطي در مراكز مهد كودك و پيش دبستاني نيز اغلب استاندارد نيست.
    مهد كودك ها عموما در خانه اي كرايه اي قرار دارند. در اين زمينه متاسفانه مكانيسم نظارت و برخورد در ايران بسيار ضعيف است و تنها توسط مراكزي كه پايه گذار مهدها و پيش دبستاني ها هستند صورت مي گيرد. آنها هم به دليل اينكه كارشان با اختلال روبرو نشود حتي حوادث و مشكلات اساسي در اين مراكز را با چشم اغماض نگاه مي كنند و رسيدگي نمي كنند مگر اينكه حادثه تلخي اتفاق بيفتد. در حالي كه تمام اجزاي مربوط به تعليم و تربيت در دوره حساس پيش از دبستان بايد كارشناسي شود و از اين نظر براي ارزشيابي از اين نوع فعاليت ها بايد مراكزي باشد كه به صورت مستقل و به عنوان ناظر به اين كار بپردازند. هم اكنون ناظران موجود از لحاظ تحصيلات و اطلاعات نه تنها واجد شرايط لازم نيستند بلكه فقط به خاطر اينكه چند سالي سابقه داشته اند ناظر مي شوند.
    فعاليت ها و نوع نگاه موجود در مهد كودك ها و مراكز پيش دبستاني غير قابل پذيرش است و تاريخ مصرف اين نوع فعاليت ها گذشته و امروزه در هيچ جاي دنيا كاربرد ندارد. علاوه بر اين درمراكز پيش دبستاني و حتي مدارس، به نظرات كارشناسي اهميت لازم داده نمي شود و همه خود را كارشناس و صاحب نظر مي دانند. در يك محيط آموزشي بايد يك صاحب نظر وجود داشته باشد كه در صورت بروز مشكل بتوانند با او ارتباط برقرار كنند و بعد از طرح مشكل، كارشناس در محيط قرار بگيرد و مسئله را پيگيري كند نه اينكه پشت تلفن بخواهد يك راهكار بدهد. مسائل از نزديك مورد بررسي قرار بگيرند و كارشناس در آن محيط به صورت مستمر حضور داشته باشد. عموم مراكز پيش دبستاني اصلابراي مسائل كارشناسي و مشاوره اي اهميت قائل نيستند و يا اگر هم باشند بسيار فرمايشي، صوري و ظاهري و براي دلخوش كردن خانواده هاست. از طرفي كارشناسي هايي هم كه مي شود خيلي دقيق و به روز نيستند و بيشتر از موضع قدرت بيان مي شوند، مسئله اي را مي گويند و از مخاطبان شان توقع اجرا دارند و قاعدتا نتيجه مثبت و لازم را دريافت نمي كنند. 
     در حال حاضر كدام خانواده ها در ايران تمايل بيشتري براي گذاشتن فرزندان شان به مهد كودك دارند؟ در بين اين خانواده ها مادران خانه دار هم ديده مي شوند؟ 
    با توجه به ارتباطي كه من با مراكز پيش دبستاني و مهد كودك ها دارم بيشتر، بچه هايي به مهد كودك گذاشته مي شوند كه مادرانشان شاغل هستند و چاره اي جز اينكه بچه هايشان را بگذارند مهد كودك ندارند. ولي در اين ميان خانواده هايي كه مادران خانه دار دارند نيز به خاطر برداشت هاي غلط و عدم اطلاعات كافي بچه هايشان را به مراكز مهد و پيش دبستاني مي گذارند؛ دليل شان هم اين است كه چون همه، بچه هايشان را مي گذارند پس ما هم بگذاريم و خيلي ساده چنين اجحافي در حق فرزندان شان مي كنند. يا حال و حوصله سر و كله زدن با بچه و وقت گذاشتن براي او را ندارند و يا اطلاعات و مطالعات كافي ندارند. پيشنهادم به متوليان امر آموزش پيش دبستاني اين است كه براي خانواده ها خصوصا خانواده هايي كه در آنها خانم خانه دار هست، كلاس هاي آموزشي برگزار كنيم، و به خانواده ها بياموزيم با فرزندانشان در خانه چگونه برخورد كنند يعني مادر خانواده يك مربي خوب آموزش پيش دبستاني براي فرزندش بشود. مسلما آموزش به خانواده ها هزينه زيادي نخواهد داشت. حتي بسياري از خانواده ها در اين زمينه مي توانند كمك كنند و تاسيس مراكز آموزش خانواده در كشور با استقبال روبرو مي شود.
       

 روزنامه رسالت، شماره 6831 صفحه 6 (آموزشي) 

+  89/09/09  رضا نباتی | 
 
صفحه نخست
مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب
بسم الله الرحمن الرحيم
چرا فرهنگ آموزش قرآن ؟
امروزه از آموزش و يادگيري به عنوان يک رويداد فرهنگي آن هم از نوع پيچيده ياد مي شود. آموزش و يادگيري در بستري از فرهنگ وفعاليت فرهنگي اتفاق مي افتد و نتيجه اي هم که ارائه مي کند، خود يک رويداد فرهنگي است....
با كمي دقت در اطراف خود به اين مساله پي مي بريم كه بسياري از رفتارها و سوء رفتارهاي فردي واجتماعي ريشه در فرهنگ آموزش دارد. به عنوان مثال همه ما نماز مي خوانيم زيرا همان وقتي كه نوزادي بيش نبوديم مادر وپدر خود را بر سجاده نماز ديديم و يا چشم باز كرديم وآنها را سر سفذه سحري ديديم در حالي كه راديو دعاي سحر پخش ميكرد. اما چند بار پدر و مادرمان را مشغول خواندن قرآن ديديم ؟ و بچه هاي ما پدر ومادر ومعلم خود را مشغول تلاوت و توجه به قرآن ديدند ؟ ...
اين مساله فقط به حوزه علوم انساني مربوط نمي شود بلکه ساير حوزه هاي معرفتي از جمله تجربي و رياضي و... در تقابل با چنين فرهنگي اتفاق مي افتد. پاسخ به اين سوال كه آيا علوم محض هم وجود دارند و يا خير ؟ از مسائلي است كه امروزه كم وبيش در مجامع علمي وديني كشورهاي اسلامي مطرح است. بي سبب نيست که بسياري از فعاليت هاي آموزشي آن چنان که بايد مؤثر وکارآمد نيستند. زيرا درکشور ما هنوز قبول اين باورکه امر آموزش يک رخ داد فرهنگي است، که نه به يکباره بلکه درطول زمان شکل گرفته و شبکه محکمي از باورها و پيش فرض ها را تشکيل مي دهد، چندان مورد قبول و توجه واقع نشده است... .
يکي از دلايل کندي توليد علم در کشورهاي درحال توسعه، عقب ماندگي آموزش وپرورش آشکار، نسبت به آموزش وپرورش پنهان است. همين مساله « شکاف آموزشي» عميقي را در پي داشته و دارد...؛ درحال حاضر اين شکاف آموزشي درگسترش فعاليتهاي مختلف قرآني کشور اعم از آموزش هاي عمومي قرآن و فعاليت هاي فوق برنامه وتخصصي قرآني به وضوح ديده مي شود. البته دلايل آن ريشه در نگاه هاي تك بعدي و برنامه ريزي ها و عملكردهاي سطحي و شتابزده گذشته دارد. هنوز بسياري از فعالان قرآني، آموزش را صرفا انتقال يک سري اطلاعات، قواعد و برخي مهارت هاي قرآني به فراگيران تلقي مي کنند و حتي در برابر روش ها و متد جديد آموزشي از خود عکس العمل منفي نشان مي دهد... .
از اصول اساسي سند چشم انداز کشور، توجه جدي به ‹‹ توليد علم ›› است.... باكمال تأسف بايد گفت : هنوز هم، به جاي توجه واستقبال از افكار خلاق، اين افراد هستند که درعرصه هاي مختلف فعاليت هاي قرآني صاحب قدرت و نام هستند و پذيرش اين مساله که از راه هاي بهتر و ساده تر و در زمان کمتر نيز مي توان به اهداف رسيد؛ و يا اينکه هدف هاي تعريف شده با انتظارات جامعه نسبت مناسب تري مي تواند داشته باشد پس بايد به ناچار تغييرات نسبي و در مواردي تغييرات کلي اعمال بشود... براي عده اي چندان خوشايند نيست... .
بديهي است در بستر چنين شکاف آموزشي، توليد علم رشد چنداني نخواهد داشت و عواقب اين روند نيز چيزي جز تعصّبات غلط و تهجرگرايي از سويي و کنار کشيدن افراد خوش ذوق و دلسوز از مشارکت فعال در چنين حوزه هايي از سوي ديگر، نخواهد بود....
به نظر مي رسد متوليان امور فرهنگي و قرآني کشور نيز به اين نتيجه رسيده اند كه به جاي تثبيت وضعيت فعلي، بايد به استقبال تغيير بروند. زمان آن فرا رسيده است تا با تأمل در شيوه هاي کهن، از روش هاي آموزش سنتي پلي به شيوه هاي نوين زده و با توجه جدي به فرهنگ آموزش، شکاف آموزشي را پرکرد . تجربه ثابت کرده که هرگاه تغييرات به صورت نسبي و به مرور انجام نشود، در دراز مدت اصل مسأله و حتي بخشي از جامعه را دچار بحران مي کند. رهنمودهاي مقام معظم رهبري در سال هاي اخير به تنهايي خودگوياي اين مدعا است و زمينه مناسب را براي اين گونه تغييرات فراهم کرده است... .
با توجه به آنچه گفته شد توجه جدي به ‹‹ فرهنگ آموزش قرآن ›› به عنوان يك نگاه جديد با هدف آسيب شناسي و نقد و بررسي فعاليت هاي آموزشي ، پژوهشي و ترويجي قرآني کشور ضروري مي نمايد. با توجه به نگاه فرهنگي به مقوله آموزش قرآن،مي توان به نقد ساختارهاي موجود، اصلاح محتواي آموزشي و ارائه تصوير مناسب الگوهاي برتر پرداخت... .
در چنين نگاهي ديگر تنها معلمين و دروس ديني وقرآن متكفل امر خطير تعليم وتربيت اسلامي وقرآني كه مد نظر امام راحل بود، نيستند. بلكه همه دروس وهمه معلمان و دبيران اعم از رياضي ، علوم تجربي، حرفه وفن ، زيست شناسي وفيزيك وشيمي و... در حد خود در اين زمينه داراي سهم و وظيفه هستند... .
رويكرد فرهنگ آموزش يك رويكرد جديد نيست بلكه قرآن كريم نيز چنين رويكردي دارد. راز جاودانگي قرآن نيز همين نگاه فرهنگ آموزشي است. به عنوان مثال قرآن كريم در آيات 48- 49 و 50 سوره مباركه روم، در زماني كه مراحل تشكيل ابر و بارش باران را به زيبايي بيان مي كند نتيجه اي كه مي گيرد بيان يك نكته تربيتي واعتقادي هم چون بحث معاد است... و يا در سيره پيامبر (ص) وائمه هدي عليهم السلام مي خوانيم كه روزي كه پيامبر به دليل اين كه خود خرما خورده بود از نصيحت كودكي كه مادرش از او خواسته تا به فرزندش بگويد تا خرما نخورد خودداري مي كند... و يا امام صادق (ع) فرمود : كونوا دعاة الناس بغير السنتكم.( مردم را با عمال خوب خود به اسلام دعوت كنيد) ... اين جمله امام راحل وعظيم اشان انقلاب نيز مي تواند به عنوان شعار آموزش وپرورذش جمهوري اسلامي قرار گيرد كه : ‹‹ بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند ›› ...
,,, امید است دوستان عزیز بنده را در این مهم یاری رسانند.
مدیر وبلاگ : رضا نباتی
تلفن تماس : 09122712760

پیوندهای روزانه
1- گل هاي بهشت
7- دارالقرآن آموزش و پرورش (خانه ی قرآن)
1- پروفایل مدیر وبلاگ
2- عكس مدير وبلاگ 1
3- عكس مدير وبلاگ 2
4- دارالقرآن الکریم (خانه قرآن)
3- گروه قرآن دفتر برنامه ریزی وتالیف کتب درسی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1393
بهمن 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
مهر 1389
آرشيو
موضوعات
مباحث تربیتی
مدرسه راهنمایی جاوید
آموزش قرآن
تربيت قرآنی
اخبار قرآنی
تلاوت های ماندگار
مقالات پژوهشی
مقالات آموزشی
دل نوشته ها
معرفی کتاب
وبلاگ معلمان قرآن
وب سایت های قرآنی
نشریات قرآنی
طرح و پیشنهاد
رهنمودهای قرآنی
نمی از یم قرآن
قطره اما دریا (حدیث )
اشعار قرآنی
لطایف قرآنی
جملات ادبی
دانستنی های معلمان قرآن
نرم افزار های قرآنی
یاد ایام
نقد و بررسی
آیا می دانید که ...؟
مناجات نامه
آموزش نماز
روش های حفظ قرآن
پرسش وپاسخ های قرآنی
ادبیات قرآنی
هنر و آموزش قرآن
تاریخ آموزش قرآن
گزارش
عکس
مصاحبه
اعجاز قرآن
پیوندها
1- خبرگزاري قرآني ايران - ايكنا
2- گروه قرآن دفتر برنامه ريزي و تاليف كتب درسي
3- آموزش نيوز
4- وزارت آموزش و پرورش
5- مجتمع آموزشي جاويد
6- مدرسه راهنمايي جاويد
7- انجمن آموزش ابتدايي معلمان آذربابجان غربي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM