|
خبرگزاری ایکنا - چهارشنبه 21 تير 1391 شماره خبر : 1050202 | ||||
|
رضا نباتی طی يادداشتی تحليل كرد؛ سند تحول بنيادين آموزش و پرورش ملاك عمل در آموزش عمومی قرآن قرار گيرد.
| ||||
|
گروه فعاليتهای قرآنی: ملاك عمل آموزشهای عمومی قرآن كشور بايد براساس «سند تحول بنيادين آموزش و پرورش» باشد، چرا كه در «منشور توسعه فرهنگ قرآنی» وظيفه آموزش عمومی قرآن به آموزش و پرورش سپرده شده در نتيجه، هرگونه آموزش در حوزه عمومی قرآن بايد مبتنی بر اين سند باشد. سند تحول بنيادين آموزش و پرورش مشتمل بر 8 فصل در آذرماه 1390 با امضای رياست محترم جمهور به تصويب رسيد. اين سند به منزله ی نقشه ی راه وزارت آموزش و پرورش كه با الهام از اسناد بالادستی و با توجه به اهداف راهبردی نظام جمهوری اسلامی ايران، چشم انداز و اهداف تعليم و تربيت در افق 1404 هجری شمسی تبيين گرديده است.
اين سند تنها يك بار به موضوع وظيفه ی آموزش و پرورش در زمينه ی آموزش ها و فعاليت های قرآنی، اشاره كرده است. در راه كار سوم از بند اول فصل هشتم اين سند ( اهداف عملياتی و راه كارها ) اين چنين آمده است: ‹‹ تقويت انس با قرآن در دانش آموزان و توسعه ی فرهنگ و سواد قرآنی با اصلاح برنامه ها و توانمند سازی معلمان در راستای تقويت مهارت روخوانی و روان خوانی در دوره ی ابتدايی، آشنايی با مفاهيم كليدی قرآن در دوره ی متوسطه ی اول و آموزش معارف قرانی در متوسطه ی دوم بر اساس منشور توسعه ی فرهنگ قرآنی. ›› يادآور می شود طبق نخستين سند جامع راهبردی امور قرآنی كشور كه با نام منشور توسعه ی فرهنگ قرآنی به تصويب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسيده و بالتبع لازم الاجرا برای همه ی دستگاه های قرآنی دولتی و غير دولتی است، وظيفه ی آموزش عمومی قرآن كشور را به آموزش و پرورش سپرده شده است. اين وزارت خانه وظيفه ی برنامه ريزی و مهندسی آموزش عمومی قرآن كشور را بر عهده دارد. بر اين اساس ذكر دو نكته ضروری است : 1- ابتدا بايد كليه ی برنامه ريزی ها و فعاليت های قرآنی داخل وزارت آموزش و پرورش در راستای اين وظيفه ی مهم قرار گيرد و از انجام هرگونه طرح و برنامه ی خارج از اين چارچوب, به شدت جلوگيری شود. هم چنان كه در انتهای اين سند آمده است : ‹‹ اين سند از تاريخ ابلاغ، لازم الاجرا است و كليه ی مصوبات و سياست های قبلی در موارد مغاير با آن منسوخ و بلااثر و در ساير موارد بر اساس آن مورد بازنگری قرار می گيرند. ›› 2- تمامی فعاليت های قرآنی كشور كه توسط نهادها, ارگان ها و سازمان های دولتی و مؤسسات قرآنی مردمی در حوزه ی آموزش عمومی قرآن كشور انجام می گيرد- مانند آموزش روخوانی و روان خوانی و ... - بايد از سياست ها و برنامه های آموزش و پرورش تبعيت كند. در غير اين صورت خاصيت، اعتبار و تاثيرگذاری اين گونه اسناد از سند تحول بنيادين آموزش و پرورش گرفته تا سند منشور توسعه ی فرهنگ قرآنی، دچار مخاطرات جدی قرار گرفته است و جز اين كه در سال های بعد فقط نامی از آن در تاريخ ذكر شود, فرجام خوشی نخواهد داشت. سند تحول بنيادين آموزش و پرورش، بايد محور عمل در مدارس قرآنی كشور قرار گيرد شورای عالی آموزش و پرورش, مهم ترين ركن وزارت آموزش و پرورش و قوه ی مقننه ی اين وزارت خانه است. لايحه ی تشكيل اين شورا در سال های 1365 و1381 به تصويب مجلس شورای اسلامی رسيده و بر اساس آن, وظيفه ی قانون گذاری و نظارت بر اجرای قوانين بر عهده ی اين شورا است. در ماده ی 4 اين لايحه آمده است : « هيچ يك از مقررات آموزشی و پرورشی كشور كه با وظايف شورای عالی آموزش و پرورش مربوط است, قبل از تصويب در شورا رسميت نخواهد داشت. » اين اصل در سند تحول بنيادين آموزش و پرورش ( اصل اول استلزامات حقوقی ) كه به تصويب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسيده و هم چنين در بسته ی سند ملّی تحول راهبری آموزش و پرورش تصريح شده است. شورای عالی آموزش و پرورش در انجام وظايف خود با اقتدار عمل كند با توجه به اين گونه مصوبات از يك سو و عملكرد وزارت آموزش و پرورش در خصوص انجام طرح های پيشنهادی متعدد در حوزه ی فعاليت های قرآنی، چند سؤال مطرح می شود : 1- با توجه به اين كه دبيرخانه ی منشور توسعه ی آموزش عمومی قرآن كشور در اين وزارت خانه است, آيا شورای عالی آموزش و پروش بر فعاليت های اين نهاد در قبال وظايف محوله نظارت می كند ؟ 2- طرح های متعدد قرآنی مانند « مدرسه ی قرآن » كه در حال اجرا هستد و هر ساله هزينه های زيادی را به وزارت آموزش و پرورش تحميل می كنند, آيا نبايد قبلاً به تصويب شورای عالی آموزش و پرورش رسيده باشد ؟ 3- آيا اجرای طرح های به تصويب نرسيده, كه وقت و انرژی و سرمايه های مادی و انسانی زيادی را از مجريان حوزه های ستادی, استانی و مناطق می گيرد, از مصاديق تخلف محسوب نمی شود ؟ 4- طبق ماده ی فوق, آيا اين توجيه برخی مسئولان قابل پذيرش است كه گفته شود : « مراحل اجرا و تصويب اين گونه طرح و برنامه ها, همزمان انجام می شود ؟ » 5- آيا شورای عالی آموزش و پرورش نسبت به بررسی و مطابقت يا مغايرت اين گونه طرح ها با برنامه های رسمی و مصوب و نيز با شرح وظايف وزارت آموزش و پرورش در قبال توسعه ی آموزش های عمومی, به وظايف خود به خوبی عمل می كند ؟ 6- آيا شورای عالی آموزش و پرورش نسبت به بررسی ميزان موفقيت و شكست طرح و برنامه هايی چون مدرسه ی قرآن - كه دو سال از اجرای آن می گذرد- اقدام لازم را انجام داده و مطابق با نتايج پژوهش, اين طرح ها را تصويب يا رد خواهد كرد؟ 7- قطعاً اين گونه طرح های پيشنهادی, كه به تصويب نرسيده اند و طبيعتاً منابع مالی مشخص شده نيز ندارند؛ با توجه به پر هزينه بودن، آيا شورای عالی بر اين مطلب كه اين طرح ها از كدام منابع قانونی, اعتبارات خود را تأمين كرده و آن را در چه راه هايی هزينه می كنند, نظارت دقيق دارد؟ فراكسيون قرآن مجلس می تواند چشم بينای ملت بر آموزش عمومی قرآن كشور باشد اميد است رئيس و اعضای محترم فراكسيون قرآن مجلس شورای اسلامی كه با پيگيری ها و تلاش های دلسوزانه ی خود توانسته اند بودجه ی نيم درصدی برای تقويت فعاليت های قرآنی تصويب كنند و نيز بخش اعظم آن را در اختيار آموزش و پرورش قرار دهد, حتماً اطلاع كافی و نظارت لازم را بر كم و كيف اجرای برنامه ها و فعاليت های قرآنی در آموزش و پرورش داشته باشند و راهنمايی های لازم را به مسئولان محترم در اين حوزه ارائه كنند. هم چنين پيگيری پاسخ اين گونه سوال ها نيازمند همتی والا و نگاهی كارشناسانه و صادقانه از سوی متوليان محترم امور فرهنگی و قرآنی كشور، چون شورای عالی انقلاب فرهنگی, فراكسيون محترم قرآن مجلس شورای اسلامی, كميته ی منشور توسعه فرهنگ قرآنی كشور و نيز شورای عالی آموزش و پرورش است. به كجا چنين شتابان ؟ هيچ آموزش قرآنی در كشور از حيث گستره ی جغرافيايی و تعداد دانش آموز, ساعات آموزشی, تيراژ كتاب های درسی قرآن, و ... قابل مقايسه با برنامه ی درسی و رسمی آموزش قرآن مدارس نيست. برنامه ی رسمی آموزش قرآن در آموزش و پرورش يعنی622 ساعت آموزش قرآن برای هر دانش آموز در طی دوران تحصيل؛ يعنی بيش از هفت ميليارد ساعت آموزش رسمی قرآن در طول يك سال تحصيلی برای همه ی 12 ميليون نفر دانش آموز كشور ... ؛ درست به دليل همين گستردگی, همواره مورد غفلت قرار گرفته و در نتيجه روز به روز بر مشكلات فراوان آن افزوده شده است. حرفه ای كردن معلمان و حمايت از ساعات رسمی آموزش قرآن مدارس, راه كار اصلی ارتقای آموزش عمومی قرآن كشور است.
اين كه چرا حوزه های ستادی وزارت آموزش و پرورش همواره ‹‹ حرفه ای كردن معلمان ›› را در آموزش عمومی قرآن، خواسته يا نا خواسته ناديده می گيرد؟ اين كه چرا موضوع تهيه و توزيع مناسب و به موقع امكانات اوليه ی آموزشی لازم برای آموزش قرآن در مدارس سراسر كشور از قبيل قرآن كامل، لوحه های آموزشی، نوار صوتی, لوح فشرده, ضبط صوت, رايانه, كتاب راهنمای معلم و ... به تعداد معلمان, در دستور هيچ يك از مسئولان محترم حوزه ی ستادی آموزش و پرورش نيست ؟ اين كه چرا تقويت كلاس های رسمی, كتاب های رسمی, معلمان رسمی, ساعات رسمی آموزش قرآن مدارس مورد حمايت و پشتيبانی نيست؟ اين كه چرا برای تشويق معلمان و مديران پرتلاش مدارس موفق در حوزه ی آموزش عمومی قرآن برنامه ای نداريم ؟ همواره سوال های بی جواب است. آن چه اجمالاً گفته شد در حوزه ی سياست های كلان و هدف گذاری و برنامه ريزی حوزه های ستادی بود و تنها می توان از اين دوستان پرسيد : « فَـاَينَ تَذهَـبون ؟ » به كجا چنين شتابان ؟ آموزش عمومی قرآن زير بنای آموزش های تخصصی قرآن كشور است نمونه های زير برخی از مشكلات برنامه ی رسمی آموزش قرآن در بخش اجراست : 1- شايد برای شما اين نمونه ی هر چند تلخ, جالب باشد كه در سال گذشته حوزه ی معاونت پرورشی اقدام به تاسيس 10 هزار مدرسه ی قرآنی در مدارس كرد كه در هر يك از مدارس يك ساعت در هفته به آموزش قرآن دانش آموزان پرداخته می شد. اما در عوض مصوبه ی رسمی و قانونی افزايش يك ساعت به ساعات آموزش قرآن مدارس كه همه ی دانش آموزان كشور را شامل می شد, در بسياری از مدارس كامل اجرا نشد. نتيجه آن كه اگر در هر مدرسه ی قرآن, يك كلاس30 نفره تشكيل شده باشد, تعداد كلاس ها در كل كشور 30 هزار و تعداد شركت كنندگان 300 هزار نفر می شود. اما اگر تعداد ساعات رسمی اجرا نشده در دوره ی ابتدايی را با توجه به تعداد كلاس ها و دانش آموزان موجود محاسبه كنيم می بينيم حدود 320 هزار كلاس قرآن در هفته, تعطيل و بيش از 5 ميليون نفر دانش آموز از آموزش عمومی قرآن بی بهره بوده اند !!! 2- گاهی در گفته ها و كردار برخی از افراد صاحب مسئوليت, مغايرت ديده می شود؛ مانند اين كه از يك سو بر اساس پندار خود می گويند : ‹‹ اغلب دانش آموزان كشور توانايی روخوانی قرآن را ندارند ›› و از سوی ديگر, برنامه و ساعت رسمی آموزش قرآن و معلم, روش, وسايل و محتوای آموزشی آن را به كل رها كرده و به جای پرداختن به ارتقای كيفی هر يك از اين داشته ها, به دنبال حجيم كردن آموزش و پرورش و طرح و برنامه های قرآنی هستند. طرح و برنامه هايی كه عاقبت با جابه جايی اين گونه مديران، رها و در نهايت عقيم می شود و جز خسران نتيجه ای به بار نمی آورد. 3- برنامه ی درسی آموزش قرآن در برخی مدارس يا اجرا نمی شود و يا كامل و صحيح انجام نمی شود. كه البته دلايل مختلفی دارد. اين موضوع مهم و حياتی توسط هيچ بخشی مورد نظارت و ارزش يابی و ارتقاء قرار نمی گيرد. 4- به دلیـل اين كه انتخاب مدرسان قرآن كشوری توسط مناطق و استان ها كاملاً سليقه ای بوده و ضوابط اعلام شده به دلايل مختلف اعمال نمی شود، در نتيجه اين افراد هيچ گاه به عنوان سرمايه های علمی و تخصصی در اين حوزه به حساب نمی آيند و پس از برگزاری چند دوره، تاريخ مصرفشان به اتمام می رسد. 5- به دليل كافی نبودن ساعات دوره های آموزش معلمان, همواره بدفهمی و كج فهمی در زمينه ی فهم مبانی علمی و اصول و اهداف, برنامه ی درسی را با تهديدهای جدی رو به رو می كند. 6- از آن جا كه استفاده از قرآن كامل جزئی از برنامه ی دزسی دانش آموزان است و آموزش و پرورش بايد 650 هزار جلد مصحف شريف در مدارس توزيع می كرده, اما به دليل نبود اعتبارات از سال 83 تا كنون تنها 300 هزار جلد توزيع شده است. و حال بايد يا برنامه ی دزسی را اصلاح كرد و استفاده از قرآن كامل را حذف كر و يا بايد اعتبار اين مصاحف را تامين و نسبت به چاپ و توزيع آن ها اقدام كرد. 7- به دليل نبود وسايل و نيز فقدان نظارت و ارزيابی, اغلب معلمان به استفاده از وسايل آموزشی در كلاس درس مبادرت نمی ورزند. 8- به دليل نبود يك سيستم نظارتی تعريف شده, نمره ی درس قرآن همواره بالاترين نمره در كارنامه ی دانش آموزان است بدون آن كه بچه ها خواندن قرآن را آموخته باشند. زيرا معلم همواره تحت فشلر مدير مدرسه اقدام به دادن نمره ی بالا در اين درس كرده و در نتيجه هيچ گاه دانش آموز و والدين او از ناتوانی قرآنی فرد اطلاعی پيدا نمی كنند و بدين ترتيب مدير مدرسه و معلم, جلوی پيش رفت دانش آموز را می گيرند. 9- وجود باورهای غلط در زمينه ی آموزش و تدريس قرآن, مسائلی متعددی را منجر می شود. اين باورهای غلط هم مبانی و اهداف برنامه ريزی درسی و هم روش های آموزش و تدريس قرآن را شامل می شود. تعداد اين روش ها و باورهای غلط را می توان تا 30 مورد ذكر نمود كه از حوصله ی بحث خارج است. 10- با اين كه مصوبه ی شورای عالی به تدريس قرآن توسط آموزگار پايه تصريح دارد اما اغلب مدارس غير دولتی از جمله شاهد و غير انتفاعی بر خلاف مقررات عمل می كنند كه اين خود عوارض و عواقب نامطلوبی را به همراه دارد. 11- در اين مدارس ساعات آموزش به صورت تجميعی و در يك روز انجام می شود كه اين كار اولاً باعث خستگی و دل زدگی دانش آموزان از درس قرآن می شود . ثانياً اصل استمرار آموزش قرآن را از بين می برد. چه بايد كرد ؟ 1- اين از عدالت آموزشی به دور است كه تا مشكلات اجرايی برنامه ها و ساعات آموزش قرآن رسمی در مدارس حل و فصل نشده, اين وزارت خانه به آموزش های تخصصی مانند مدارس قرآنی و ... بپردازد. در حالی كه وزارت آموزش و پرورش از نظر شرح وظايف سازمانی, متولی انجام اين قبيل امور نيست بلكه ديگرانی هستند كه قانوناً بايد اين امور را انجام دهند. ذكر اين نكته لازم است كه تأسيس مدارس قرآنی, زمانی می تواند به عنوان يك فرصت تلقی شود كه اولاً وجاهت قانونی داشته باشد؛ ثانياً مغاير با برنامه های رسمی نبوده و بلكه مكمل آن باشد؛ و ثالثاً پس از بر طرف شدن مشكلات برنامه های رسمی ارائه شود. 2- شورای عالی آموزش و پرورش تكيه گاه و خانه ی فرهنگيان است و از اين رو نبايد خارج از موازين علمی و كارشناسی و نيز تحت تاثير افراد و جريان ها عمل كند؛ بلكه بايد سرمشق و پيشرو در اجرای عدالت آموزشی باشد. اين شورا بايد قوانين را شفاف, جامع و مانع تهيه و تصويب كند تا اولاً ابهام آميز نباشد. و ثانياً جلوی قرائت های متعدد حوزه های مختلف ستادی را بگيرد. از اين رو لازم است همه ی ما اين فرمايش حكيمانه ی پـيامبر اعـظم صلّی الله عليه و آله را كه به امیـرالمـومـنين امام علی عليه السلام فرمودند را سرمشق كارها و وظايف خود قرار دهيم : « اِذا رَأیـتَ الـنـاسَ یَشـتَـغِـلونَ بِالفَـضائِلِ, یَشـتَـغِل بِـاِتـمامِ الفَـرائِضِ » هنگامی كه مردم را در حال انجام مستحبات ديدی, بر تو باد به اتمام واجبات. ( كتاب نصايح )
3- سال ها تلاش و پيگيری و رايزنی بسياری از دلسوزان قرآنی وزارت آموزش و پرورش برای تحقق معاونت قرآنی در آموزش و پرورش, سر انجام در تعيين يك نفر به عنوان « مشاور قرآنی وزير » ( قائم مقام در امور قرآنی آموزش و پرورش و رئيس آموزش عمومی قرآن كشور ) متوقف شد. انتظار اين بود كه با اين تصميم, اتفاقات شگرف و بزرگی در آموزش و پرورش كشور رخ دهد, اما با گذشت زمان اين اميد, به نا اميدی تبديل شد. زيرا سپردن آن به مسئولين حوزه ی معاونت پرورشی, به دليل فقدان نگاه پژوهش محورانه و قانون مدارانه و نيز عدم توجه و رعايت اصل مشاركت با ساير معاونت ها, از جمله معاونت پژوهش و برنامه ريزی آموزشی, معاونت های آموزش ابتدايی و متوسطه, دفتر تربيت و آموزش نيروی انسانی و ... از يك سو و بی توجهی به وضعيت كمی و كيفی برنامه های رسمی از سوی ديگر, و در مقابل اجرای طرح های ناپخته و غيركارشناسانه ای كه مراحل اجرای آزمايشی و تصويب را نگذرانده, بلكه رشته های بيش از يك دهه تلاش و مجاهدت علمی را به يك باره, پنبه كرده است؛ باعث شده تا اين جايگاه, به عنوان فرصت مناسب برای تقويت برنامه ها و فعاليت های قرآنی اين وزارت خانه به حساب نيايد. 4- همان طور كه قبلاً گفته شد « حرفه ای كردن معلمان » تنها راه نجات و مهم ترين و اصلی ترين راه رسيدن به اهداف اسناد بالا دستی از قبيل سند چشم انداز, سند تحول بنيادين و برنامه های مصوب است؛ اما به دليل پر هزينه بودن اين مقوله و ناشناخته بودن آن برای برخی از مسئولان حوزه ی ستادی, تا كنون اهميت لازم به آن داده نشده است. كارها و دوره های ضمن خدمت معلمان كه در سال های اخير برگزار می شود, بيش تر مُسكن بوده تا درمان؛ و همواره با اشكلات اساسی مديريتی و اجرايی رو به رو بوده است و در نتيجه از اثر بخشی و كارآمدی لازم برخوردار نيست. در پايان اميد است كليه فعاليت های قرآنی آموزش وپرورش اولاً مبتنی بر اسناد بالادستی مورد بازنگری قرار گيرد و برنامه ها و فعاليت های مغاير و موازی حذف يا اصلاح گردند. و ثانياً در زمينه ی اصلاح چرخه ی مديريت های قرآنی در آموزش و پرورش كشور شاهد شكوفايی محسوس و ملموس باشيم. شايد بتوان گفت : دهه ی نود زمان تحقق اين آرزو باشد كه وزارت آموزش و پرورش نيز نبايد عرصه ی اجرای طرح های ناپخته, غير علمی, پرهزينه و كم بازده و مغاير با اسنادی چون سند تحول بنيادين در آموزش و پرورش باشد. طراحی و اجرای هر گونه فعاليت و برنامه ای حتی در دور ترين مناطق كشور بايد در چارچوب اهداف و برنامه های مصوب شورای عالی و متناسب با اسناد بالا دستی و منوط به تأييد كارشناسان خبره ی آن حوزه باشد. آموزش و پرورش، محور اصلی تحول جامعه و فرهنگ مقام معظم رهبری به درستی آموزش و پرورش را محور اصلی تحول جامعه و فرهنگ معرفی فرمودند. در شرايط كنونی كه شاهد تصويب اين اسناد هستيم, طرح و اجرای فعاليت های غيركارشناسانه و ضعيف, تضعيف مهم ترين و بزرگ ترين وزارت خانه ی كشور است. و اين همان مصداق بر شاخه نشستن و بُن بريدن است. بی ترديد عملياتی كردن اين اسناد تحولی, به عزم ملی و افراد قانون مدار نيازمند است. |
........ 《 نهج القرآن 》........