خدا دوست دارد ... ؛  خدا دوست ندارد ...

«اَللّٰه یُحِبُّ ...» . «اَللّٰه لایُحِبُّ ...»

صفات پسندیده ، صفات ناپسندیده

خداوند متعال در قرآن کریم با تکرار دو جمله در آیات متعدد، چند دسته از افراد را مورد محبت خود و چند دسته افراد را دور از محبت خود معرفی کرده است.

آن دو جمله این است :
الف - «اَلله یُحِبُّ»
ب - « اَلله لایُحِبُّ»

در ادامه این جملات صفات پسندیده و ناپسند را آورده و به آنها اظهار محبت و یا اظهار غضب فرموده است.

الف - «اَللّٰه یُحِبُّ» :

آیه 134 سوره آل عمران
وَ اللّهُ يُحِبُّ المُحسِنينَ
خدا نيكوكاران‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 146 سوره آل عمران
وَ اللّهُ يُحِبُّ الصّابِرينَ
خدا صابرين‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 159 سوره آل عمران
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُتَوَكِّلينَ
چون‌ قطعاً خدا كساني‌ را كه‌ توكّل‌ مي‌كنند، دوست‌ دارد.

آیه 13 سوره مائده
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُحسِنينَ
خدا نيكوكاران‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 42 سوره مائده
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُقسِطينَ
قطعاً خدا عادلها را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 4 سوره توبه

إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُتَّقينَ
قطعاً خدا پرهيزگاران‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 7 سوره توبه
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُتَّقينَ
خدا قطعاً پرهيزگاران‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 9 سوره حجرات
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُقسِطينَ
قطعاً خدا اهل‌ قسط‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 8 سوره ممتحنه
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُقسِطینَ
قطعاً خدا عدالت‌كنندگان‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 195 سوره بقره
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُحسِنينَ
قطعاً خدا نيكوكاران‌ را دوست‌ مي‌دارد.

آیه 222 سوره بقره
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوّابينَ وَ يُحِبُّ المُتَطَهِّرينَ
خدا توبه‌كنندگان‌ و پاك‌كنندگان‌ روح‌ را دوست‌ مي‌دارد.

ب - «اَللّٰه لایُحِبُّ» :

آیه 190 سوره بقره
إِنَّ اللّٰهَ لا يُحِبُّ المُعتَدينَ
قطعاً خدا متجاوزين‌ را دوست‌ نمي‌دارد.

آیه 36 سوره نساء

إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ مُختالًا فَخورًا
چون‌ قطعاً خدا، كسي‌ كه‌ متكبّر و فخرفروش‌ باشد، دوست‌ نمي‌دارد.

آیه 107 سوره نساء
اِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ مَن كانَ خَوّانًا أَثيمًا
زيرا خدا افراد خيانتكار و گناهكار را دوست‌ نمي‌دارد.

آیه 87 سوره مائده
إِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ المُعتَدينَ
قطعاً خدا متجاوزين‌ را دوست‌ ندارد.

آیه 58 سوره انفال
إِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ الخائِنینَ
قطعاً خدا افراد خائن‌ را دوست‌ نمي‌دارد.

آیه 38 سوره حج
إِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ كُلَّ خَوّانٍ كَفورٍ
حتماً خدا هيچ‌ خيانتكار ناشكري‌ را دوست‌ ندارد.

آیه 76 سوره قصص

إِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ الفَرِحینَ
قطعاً خدا شادهاي‌ (به‌ زخارف‌ دنيا را) دوست‌ ندارد.

آیه 77 سوره قصص
إِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ المُفسِدینَ
قطعاً خدا فسادكنندگان‌ را دوست‌ نمي‌دارد.

آیه 18 سوره لقمان:
إِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ كُلَّ مُختالٍ فَخورٍ
قطعاً خدا هيچ‌ متكبّر مغروري‌ را دوست‌ نمي‌دارد.

مهجوريت زدايي از تدبر

تدبر در آموزش عمومی قرآن کريم

از چه جهاتی «مسئله» است؟

اشاره

امروز در حوزه آموزش عمومی قرآن، در جايي ايستاده ايم كه بايد باشيم. چرا كه تفكر حاكم بر آموزش عمومي قرآن در كشور به دليل آسيب هاي مختلف، توان تحول بيش از اين را ندارد. يكي از آسيب هاي اصلي وجود اين باور غلط است كه قرآن كريم را در همه مراحل و مراتب آموزش، ابزاري براي كسب مهارت هاي قرآني مي داند. براي برون رفت از وضعيت موجود، بايد ابتدا اين كج فهمي را اصلاح كرد. راهكار پيشنهادي قرار گرفتن قرآن در جايگاه حقيقي آن است. براي اين كار كافي است «رابطه قرآن و مهارت هاي قرآني معكوس شود.» تحقق اين مطلب به ظاهر ساده، به مجاهدت فردي و اجتماعي نيازمند است.

مقدمه

قرآن كريم، سخن خدا با انسانِ داراي عقل و اراده و اختيار است. (نه با فرشته بدون اختيار و عبادت کننده محض) يعني قرآن كريم، انساني را مخاطب خود مي داند كه علاوه بر عقل، اراده و اختيار، داراي بعد ماهيت سازانه است.

سوال اينجاست : «با اين پيش فرض، آيا مخاطب قرآن كريم در جمهوري اسلامي ايران، انسان داراي عقل و اراده و اختيار است يا صرفاً يك فرشته مقلد و متعبد؟!»

به نظر نويسنده، در شرايط فعلي فرهنگ قرآني و مذهبي كشور در حوزه تعاليم قرآني، نه محتواي آموزشي، «قرآن بِما هُوَ قُرآن» است و نه مخاطب آن، «انسان بِما هُوَ اِنسان» است. براي برون رفت از اين شرايط بايد در هر دو بخش تغيير بنيادي ايجاد شود. چرا كه غرض اصلي از نزول قرآن، هدايت انسان است. پس هدايت بايد در تمامي اركان آموزش عمومي قرآن كشور، محور باشد.

بيان اين نكته نيز لازم است كه قرآن كريم يك حقيقت فطري است؛ بنابراين لفظ قرآن هم از جذابيت لازم برخوردار و هدايت گر است؛ اما توجه صرف و بيشتر از حد به اين ويژگي، به تدريج از قرآن در ذهن مخاطب يك تصوير ثابت ترسیم مي سازد.

با آنكه امام راحل ره فرمودند : «تربيت بايد قرآني باشد و بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند»، اما رويكرد مدرسه تا دانشگاه به جاي «تربيت محوري»، اسير در دام «تعليم محوري» است و فعاليت هاي قرآني نيز اسير در چنگال «تدريس محوري»؛ براي تحقق نظر امام راحل ره بايد ابتدا «رويكرد تربيت محوري» جايگزين رويكرد تعليم محوري در مدرسه و دانشگاه و رويكرد تدريس محوري در فعاليت هاي قرآني كشور بشود.

هر چند علي رغم طراحي، تدوين و تصويب و ابلاغ اهداف كلي و تفصيلي آموزش عمومي قرآن كريم، به جاي تمركز بر «آموزش عمومي» همواره شاهد اصرار بر اجراي «طرح هاي صرفاً تبليغي و ترويجي» در اعم اغلب بخش ها و به ويژه در نظام آموزش رسمي هستيم؛ البته سيطره اين نگاه به دليل حاكميت «تفكر نخبه گزيني» و هدف «قهرمان پروري» باز مي گردد.

از سوي ديگر براي تحول در آموزش عمومي قرآن كريم به منظور تربيت ده ميليون حافظ قرآن مد نظر مقام معظم رهبري دام عزه راهي به جز «هجرت از صورت به سيرت» در آموزش عمومي قرآن به ذهن نمي رسد. لازمه اين هجرت، «تدبر محوري» است. يعني «شروع از تدبر در قرآن كريم يك ضرورت امكان پذير است.» چرا كه در تدبر محوري است كه قرآن كريم به جاي حاشيه در متن آموزش عمومي و تربيت قرآني قرار مي گيرد. با دقت در فرايند تشرف اغلب تازه مسلمانان، جايگاه اثرگذاري سيرت قرآن (تدبر و تفكر در آيات) بر صورت آيات (قرائت و حفظ و تجويد و ...) كاملاً نمايان و غيرقابل انكار است.

البته اين ايده، نيازمند توجه جدي به چند اصل مهم زير است :

  1. توليد نظريه و الگوي مطلوب در آموزش عمومي قرآن كريم
  2. سطح بندي آيات قرآن كريم بر اساس اهداف كلي و تفصيلي آموزش عمومي قرآن و تصويب و ابلاغ آن
  3. تمركز بر آموزش عمومي به جاي فعاليت هاي صرفا تبليغي و ترويجي
  4. تمركز بر اولين و مهم ترين عامل تحقق اعداف آموزش عمومي قرآن يعني «تربيت مربي حرفه اي»

مفهوم «تدبر»

«تدبر» تعاملي است بين انسان و قرآن كه در جهت تحول انسان در ابعاد گوناگون شناختي، گرايشي و گزينشي صورت مي گيرد. تدبر از يك سو يك مهارت است و از سوي ديگر از سنخ فهم است. از جمع اين دو به عبارت «عمليات فهم عميق» مي رسيم. از اين منظر، تدبر مرتبه اي بين فهم و تفسير قرآن است. هدف از تدبر، «به روز رساني آيه» است. يعني «فهم روشمند تدبير حضرت حق از آيه»

همچنين تدبر، «ادب حضور در محضر قرآن كريم» نيز هست. به اين معنا كه هر چه ارتباط معنايي و مفهومي با قرآن كريم بيشتر مي شود. متربي خود را به قرآن و خداوند نزديك تر احساس مي كند. اين موضوع، وجه مشترك بين تدبر و انس با قرآن كريم هم به شمار مي رود.

و نيز تدبر با هدف كشف و «اثبات حقّانيت قرآن كريم» آمده است. در آيه 82 سوره نساء ضمن اشاره به حقانيت قرآن، «تعريف و روش تدبر» نيز ارائه شده است : «اَفَلا يَتَدَبَّرونَ القُرآنَ ، وَ لَو كانَ مِن عِندِ غَيرِ اللهِ لَوَجَدوا فيهِ اختِلافًا كَثيرًا» آيا در قرآن نمي‏ انديشند؛ اگر از جانب غيرخدا بود قطعاً در آن اختلاف بسياري مي‏ يافتند. در اين آيه خداوند «تَحدّی» كرده و از كافران و منافقان خواسته تا آيات قرآن را دقيق بررسي كنند و تناقضات آن را استخراج و اعلام كنند. روش تدبر هم در داخل آيه آمده است. تدبر يعني «فهم تعاقب» (فهم پی در پی)

خلاصه آن كه هدف از تدبر، «تقويت و تثبيت مهارت تدبر در آيات قرآن به هنگام استماع و قرائت قرآن كريم» است.

مهجوريت تدبر

از دلايل مهجوريت تدبر در جامعه آن است كه از «فهم قرآن» (که چند سالي است شروع شده) تا «تدبر»، «تأمل»، «تفسير» و «استنطاق از قرآن»، محصور در باور غلط حاکمي است که به بهانه «پرهيز از تفسير به راي» عمدتاً به مرحله عمل نمي رسد و به عنوان يك آرمان، در حوزه نظري متوقف مي شود و يا در همان مراتب اوليه باقي مي ماند. متأسفانه در زمينه مهجوريت تدبر، دوست و دشمن با هم به يك شكل عمل كرده و آن را از حيز انتفاع خارج كرده اند.

فعاليت هاي قراني موجود هم به جهات مختلف در اداي حق اين بخش ناتوان بوده و با ضعف هاي اساسي چه در مباني و چه در مبادي رو به رو است. انتظار اين است كه موضوع تدبر در جايگاه واقعي خود قرار گيرد. چرا كه تدبر زير ساخت آموزش عمومي قرآن كريم در كشور است و بي آن، رفع مهجوريت از قرآن و همچنين توسعه آموزش عمومي قرآن از جمله تربيت ده ميليون حافظ قرآن كريم تقريباً ناممكن خواهد بود.

«مسئله» تدبر در آموزش عمومي قرآن

اولين مطلب اين است كه «آيا تدبر در قرآن، براي آموزش عمومي قرآن كريم كشور، مسئله هست؟» اگر پاسخ مثبت باشد، بايد ديد «تدبر در آموزش عمومي قرآن کريم از چه جهاتي مسئله است؟» چرا كه از يك سو «انس با قرآن کريم يعني ارتباط معنادار، پايدار و عاطفي با قرآن كريم، حق همه مردم است» و موضوع آن، يكي از اهداف نه گانه آموزش عمومي قرآن كشور است و از سوي ديگر «انس با قرآن، رويكرد حاكم بر اهداف آموزش عمومي قرآن كشور است.»

تحقق هدف «انس با قرآن» در حوزه عمومي، از مسير تدبر در قرآن کريم امکان پذير خواهد بود. چرا که نقطه عطف در هر برنامه ريزي درسي و آموزشي، نيازسنجي، رعايت اولويت بندي نيازهاي مخاطب و معنادار بودن يادگيري است.

در همين رابطه، چند اصل بايد رعايت شود :

۱- جدایی آموزش عمومي قرآن کريم از آموزش هاي تخصصي، داراي اين پيام واضح است كه طبق اهداف آموزش عمومي قرآن :

اولاً - هر يك از اهداف نه گانه بايد در دو بخش عمومي و اختصاصي طبقه بندی و سطح بندی شود. يعنی حفظ عمومی، قرائت عمومی، تدبر عمومی و ...

ثانياً - رابطه هر يك از اين اهداف، با كليت اهداف آموزش عموم قرآن، رابطه عموم و خصوص مطلق است و نبايد به صورت كاملا مستقل به آنها پرداخته شود. بلكه فقط مي توان بر روي برخي تاكيد بيشتری كرد.

2- «هجرت از صورت به سيرت» در آموزش عمومي قرآن کريم در کشور مبتنی بر تدبر، امکان پذير است. لذا در نوع طراحي آموزشي ضروري است به جاي برنامه ريزي درسي خطي يا ترتيبي (مثل حفظ ترتيبی و قرائت ترتيبی)، از برنامه ريزي درسي مارپيچي (حلزونی) استفاده كرد، تا ضمن حفظ ارتباط بين جملات، قطعات و سوره ها و حفظ تدريج آيات، زمينه ارتباط با معنا و مضامين و گسترش تدريجي آنها فراهم شود.

3- تلقي صحيح و روشن و روشمند از مفهوم تدبر و انس با قرآن ارائه شود. به عنوان مثال، تدبر يعني توجه به پيامدها و عواقب آيه؛ يعني فايده و استفاده از قرآن در زندگی؛ يعني فرمايش اميرالمومنين در خطبه 176 نهج البلاغه «ما جالَسَ هذَا القُرآن اَحَدٌ اِلِّا قامَ عَنهُ بِزِيادَةٍ اَو نُقصانٍ؛ زِيادَةٍ فی هُدًي اَو نُقصانٍ مِن عَمًی» همچنين براي انس با قرآن، تا 40 مرحله ياد شده است. مراحل و مراتب بايد متناسب با سطوح مشخص شود.

4- کج فهمي هاي رايج، نبايد در رويكرد تدبر محوري حاكميت داشته باشد؛ يعني بايد وضعيت موجود، دقيقاً آسيب شناسي شود. به عنوان مثال، تدبر يک مهارت و متدولوژي است؛ نه يک ايدئولوژي كه عده اي به اي ديگران در قرآن تدبر كنند و نتيه آن را به عموم مخاطبان القاء كنند. و يا مهم ترين کج فهمي يعني نگاه ابزاري به قرآن كريم نبايد بر تدبر در قرآن حاكم شود.

به دليل ترس از «تفسير به رای» همواره جلوي درك معنا، تفكر و تدبر در قرآن گرفته شده است و متاسفانه اين شيوه از برخورد به نام مكتب شيعه نيز معرفي مي شود.

5- مرز بين تدبر و تفسير، يك خط باريك است. ابتدا بايد اين مرز مشخص شود تا مرز بين تدبر و «تفسير به رأي» هم مشخص شود. از علل مهجوريت قرآن در جامعه ابهام در همين بخش است.

6- قرآن كريم در اغلب موارد مقاصد خود را در قالب «مصداق» بيان مي كند تا مفهوم؛ و از آنجا كه تدبر در قرآن با بيان مصاديق از سوي مخاطبان شروع مي شود و نيز پيامبران الهي هم طريق بيان مصاديق، دستورات الهي را وارد سبك زندگي مردم مي كردند، لذا آغاز آموزش عمومي قرآن از تدبر و بيان لايه هاي مصداقي آيات متناسب با شرايط و حوادث (نياز و درك و علاقه مخاطب) يك ضرورت است. اين ويژگي از جذابيت هاي بالايي براي عموم برخوردار است چرا كه شروع از تدبر، شهد شيرين هدايت را بر جان ها مي نشاند و محبت مخاطب به قرآن را در پي دارد. اين محبت به قرآن، وجه صوري قرآن يعني حفظ و قرائت و ... را تسهيل مي بخشد. چرا كه قرآن يك حقيقت رنده و با شكوه است.

7- شرايط فرهنگي جامعه امروز به گونه اي است كه بيش از هميشه به تمسك و تبعيت از قرآن نياز دارد. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند : «وَ اِذَا التَبَسَت عَلَيكُمُ الفِتَنِ، كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِم، فَعَلَيكُم بِالقُرآنِ» (اصول کافي ج2ص459) هنگامي که فتنه ها، هم چون پاره هاي شب تاريک، شما را در خود پيچيد، برشماست که به قرآن تمسک جوييد. سوال اينجاست كه اگر امروز ما نمي توانيم با كمك قرآن كريم از گرفتاري هاي جامعه اسلامي رهايي يابيم، اشكال كجاست؟ اسلام به كيش خود ندارد عيبي، هر عيب كه هست از مسلماني ماست.

تدبر در آموزش عمومي قرآن کريم از چه جهاتي مسئله است؟

تدبر در آموزش عمومي قرآن کريم اجمالاً از جهات زير مسئله است :

الف - تدبر در قرآن، امري «سهل ممتنع» است؛ چرا كه :

1- تدبر در قرآن، از يك سو دستور صريح قرآن است و قدمت 1400 ساله دارد؛ از سوي ديگر، اين بخش، هنور ناشناخته است و نيازمند تعريف و تنظيم ساز و کارهاي مشخصي است.

2- تدبر در قرآن، از يك سو «امري بديهي» است كه در ظاهر از طريق تفكر و تعقل و نيز انتقال تجربيات صورت مي گيرد؛ از سوي ديگر، تدبر در قرآن «نيازمند تبيين» است؛ حتي امكان تبديل آن به يك رشته علمي در دانشگاه و حوزه وجود دارد.

3- شروع تدبر در قرآن، از يك سو «آسان» است، اما در ادامه «دشوار و پيچيده» شده است و نيازمند بازتعريف و بازنگري و تدارك شرايط و امكانات لازم براي پاسخگويي به مطالبات در اين بخش است.

ب – تدبر در قرآن، از مناظر گوناگون از جمله منظر اجتماعي نيازمند «تحليل مفهوم» است؛ چرا كه پاسخ اين سوال هنوز روشن نيست كه «تدبر در قرآن باعث انس با قرآن كريم مي شود و يا انس با قرآن به تدبر در قرآن مي انجامد؟»

ج – تدبر در قرآن در «تقابل سنّت و مدرنيته» عمدتاً به فهم نظري توجه دارد. از اين رو بايد به اين سوال ها پاسخ دهيم كه :

آيا قبلاً تدبر در قرآن، وجود داشته است؟ تدبر در قرآن در سيره و سنت چگونه بوده و چه ويژگي هايي داشته است؟ چه كساني خود را محق تدبر در قرآن مي دانستند؟ چرا اغلب حاكمان و حتي علماي ديني از تدبر مي ترسيدند و مانع عمومي سازي آن بوده اند؟ آيا فراهم شدن فرصت هاي باز و رويارويي انديشه ها در عصر جديد، براي تحقق هدف تدبر در قرآن، يك فرصت است يا تهديد؟ ضرورت محوريت تدبر در آموزش عمومي قرآن تا چه حد است؟ آيا اصرار بر حفظ نگاه موجود به تدبر در آموزش قرآن معقول و قابل دفاع است؟ امروز به چه اصول و روش هايي در فرايند تدبر نياز است؟ تدبر در قرآن ناظر بركدام ديدگاه فلسفي است؟ انسان حكمت متعاليه چه نسبتي با تدبر در قرآن كريم دارد؟

د – در كنار «بايدها»، بايد به آسيب ها و تهديدهاي اين بخش يعني «نبايدها» نيز اشاره كرد. طرح سوال «چه چيزي تدبر نيست؟» ما را به شناسايي و آسيب شناسي انواع شيوه هاي تدبر سوق مي دهد، مانند :

۱- تدبر تقليدی، (تلقينی) كه اختلال در مباني شناختي را به دنبال دارد.

۲- تدبر اكراه آميز، زمينه بروز اختلال در مباني گرايشي را فراهم مي كند.ت

۳- تدبر تحميلي، كه باعث اختلال در مباني ارادي بادگيرنده مي شود.

اغلب اين نبايدها به تلقي متوليان امر تدبر بر مي گردد كه به جاي آموزش چگونگي كسب مهارت تدبر، به ارائه گزارش تدبر خود به ديگران اشتباه گرفته اند و اغلب، تفش حل المسايل را در تدبر به عهده دارند.

لازم به ذكر است اين بي توجهي به شناسايي دقيق وضعيت موجود، آسيب هاي متعدد فرهنگي را به دنبال داشته است؛ از آن جمله استحاله واژه ارزشمندي چون «ثواب»، به استحاله فرهنگي – قرآني در جامعه اسلامي منجر شده است. ختم قرآن بدون فهم در ماه مبارك رمضان (ماه نزول قرآن) از آن جمله است. اين رويه هر سال تكرار و وخيم تر مي شود.

هـ - عدم ارائه تعارف دقيق از اصطلاحات كليدي اين حوزه از يادگيري از قرآن و «عدم مرزبندي بين واژگاني چون تدبر، تفسير، تفسير به راي» و ... باعث بروز نگراني از تفسير به راي و در نتيجه مهجوريت روز افزون قران شده است. براي نمونه امام خميني ره در كتاب آداب الصلوه, (صفحه 199) در باب مهجوريت قران در بلاد اسلامي مي‏فرمايد :«يكي ديگر از حجب كه مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيه است اعتقاد به آن است كه جز آنكه مفسرين نوشته يا فهميده‏اند كسي را حق استفاده از قرآن شريف نيست، و تفكر و تدبر در آيات شريفه را به تفسير به راي كه ممنوع است, اشتباه نموده‏اند و بواسطه اين رأي فاسد و عقيده باطل, قرآن شريف را از جميع فنون استفاده عاري نموده و آن را به كلي مهجور نموده‏اند. در صورتي كه استفادات اخلاقي و ايماني و عرفاني به هيچ وجه مربوط به تفسير نيست تا تفسير به راي باشد. مثلا اگر كسي از قول خداي تعالي « الحمد لله رب العالمين ‏» كه حصر جميع محامد و اختصاص تمامي آن است, ‏به حق تعالي استفاده توحيد افعالي كند و بگويد از آيه شريفه استفاده شود كه هر كمال و جمال و هر عزت و جلالي كه در عالم است و چشم احول و قلب محجوب به موجودات نسبت مي‏دهد از حق تعالي است، و هيچ موجودي را از خود چيزي نيست و لذا محمدت و ثنا خاص به حق است و كسي را در آن شركت نيست . اين چه مربوط به تفسير است؟ ! تا اسمش تفسير به رأي باشد يا نباشد ... الي غير ذلك از اموري كه از لوازم كلام استفاده شود كه مربوط به تفسير به هيچ وجه نيست.

آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت ‏بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصي پيدا كرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم كرديم، از شكايت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مستخلص شديم؟ هيهات! كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و منزل عظيم‏الشان آن نيست. قرآن كتاب الهي است و در آن شئون الهيت است; قرآن حبل متصل بين خالق و مخلوق است و به وسيله تعليمات آن بايد رابطه معنويه و ارتباط غيبي بين بندگان خدا و مربي آنها پيدا شود; از قرآن بايد علوم الهيه و معارف لدنيه حاصل شود.»

الگوي پيشنهادي

الگوي مناسب و پيشنهادي براي «استقرار مفهوم تدبر در حوزه آموزش عمومي قرآن» نظريه «نهج القرآن» است كه شامل سه بخش زير است.

1- «جمله کامل» (شامل 18 هزار جمله)

2- «قطعه کامل» (بيش از 100 قطعه مشهور و تربيتي)

3- «سوره هاي منتخب» (كاربردي و متناسب با نياز مخاطب)

اجمالاً طبق اين نظريه، ارتباط مهارت هاي قرآني با آيات قرآن، برعكس شده و با محوريت تدبر ابتدا آيات قرآن كريم بر اساس اعداف تفصيلي قرآن كريم طبق ملاك هاي مشخص، سطح بندي و طبقه بندي مي شود.

در اين نظريه، از يك سو «اولين ضرورت براي تدبر در قرآن کريم، شناخت جمله است.» چرا كه «جمله، كوچك ترين واحد تربيت و يادگيري قرآن است.» و از سوي ديگر «جمله محوري در آموزش عمومي قرآن به بي نيازي تدريجي از ترجمه بسياري از آيات قرآن کريم منجر مي شود.» همين دو ويژگي مي تواند دلايل مهمي براي توجه به اين نظريه به عنوان سنگ بناي تحول بنيادين در آموزش عمومي قرآن کريم در کشور باشد.

انتخاب محتواي هر يک از موضوعات سه گانه، بر اساس سه مؤلفه برنامه ريزي درسي و آموزشي صورت مي گيرد :

۱- نياز مخاطب

۲- توان مخاطب

۳- ذائقه مخاطب

در اين نظريه، فلسفه وجودي آموزش عمومي قرآن کريم شامل چيستي، چرايي و چگونگي گزينش هريک از چهار رکن اصلي يک برنامه درسي (هدف، محتوا، روش و ارزشيابي) و نقشه سفر يادگيري هر مرحله مشخص گرديده است. بر اين اساس در اين رويکرد، محتوا يعني «آيات قرآن كريم بر اساس اهداف تفصيلي آموزش عمومي قران كريم سطح بندي شده اند.»

برنامه ريزي آموزشي و درسي در هر يک از محورهاي مهارت هاي قرآني (اعم از روخواني، روان خواني، قرائت، حفظ و ...) بر اساس «محتواهاي تربيتي منتخب» صورت مي گيرد؛ به طوري که «بين تارها (مهارت ها) و پودها (مباحث تربيتي) رابطه طولي و عرضي معناداري وجود دارد.»

در اين نظريه، آموزش مهارت، بدون گزينش محتواي تربيتي متناسب با مخاطب، منظور نيست. چرا كه در اين رويکرد :

1- آموزش عمومي قرآن كريم كاملاً موضوعيت داشته و به آن صرفاً به عنوان مقدمه و ابزار آموزش هاي تخصصي پرداخته نمي شود. لذا آموزش عمومي قرآن، به معناي واقعي و در عمل از حوزه آموزش هاي تخصصي تفکيک مي شود. به عنوان مثال حفظ عمومي در مقابل حفظ تخصصي (حفظ ترتيبي/ حفظ جزء/ حفظ سوره/ حفظ آيه)؛ قرائت عمومي در مقابل قرائت مجود و مرتل و حرفه اي، تدبر عمومي در مقابل تفسير و ... مطرح مي شود.

2- اهداف كلي و تفصيلي نه گانه آموزش عمومي قرآن کريم به عنوان «محور تربيت قرآني» نه در طول هم، بلکه «در عرض يكديگر» هستند. (جامعيت آموزش) نوع ارتباط هريك از اهداف نه گانه با آموزش عمومي قرآن، از نوع رابطه عموم و خصوص مطلق است. در نتيجه براي برجسته كردن يك هدف بايد به شبكه ارتباطي آن با ساير اهداف توجه لازم صورت پذيرد.

3- سطح بندي جملات، قطعات و سوره هاي منتخب قرآن كريم بر اساس جامعيت اهداف آموزش عمومي قرآن سطح بندي مي شود.

نتيجه بحث

براي رفع مهجوريت از تدبر در قرآن، راه درازي در پيش است. اين راه با مجاهدت و اتخاذ راهبردها و اقدام هاي متعددي امكان پذير است. اما در مجموع چند پيشنهاد تقديم مي شود.

1- نوع نگاه به مسئله تدبر نيازمند بازنگري جدي است. سطح مباحث اين حوزه در حد يك فعاليت مانند ساير فعاليت هاي قرآني حق مطلب را ادا نمي كند. لذا بايد براي اين كار، يك كرسي نظريه پردازي و ايده پردازي تشكيل شود. به ويژه در حوزه آموزش عمومي قرآن اين يك «ضرورت فوري» است.

2- آيات قرآن كريم بايد بر اساس اهداف تفصيلي آموزش عمومي قرآن، سطح بندي شود و پس از تصويب در مراجع ذي ربط چون شوراي توسعه فرهنگ قرآني به ساير بخش ها رسماً ابلاغ شود.

3- مجموعه هاي متعدد فعاليت هاي قرآني با تشريك مياعي و توجه ويژه به وحدت انديشه و انسجام عمل به تقسيم کار در اين زمينه مبادرت ورزند. در اين زمينه بايد از سطحي نگري، انحراف و اسراف و موازيكاري جداً پرهيز شود.

4- اولين و مهمترين محور موفقيت «تربيت معلمان حرفه اي» در اين بخش است كه لازمه گسترش طرح بايد با محوريت معلمان توانمند و واجد شرايط تخصصي لازم صورت گيرد.

5- دومين محور موفقيت راهبري، نظارت و هدايت مستمر است كه بدون آن يقيناً فرصت ها به تدريج به تهديد تبديل و انگيزه ها كاهش مي يابد.

6- چرخش از برنامه درسي خطي (آموزش هاي ترتيبي حفظ و قرائت) به برنامه درسي مارپيچي و حلزوني يک ضرورت ديگر در آموزش عمومي قرآن با محوريت تدبر در قرآن كريم است.

در اين زمينه دست برداشتن از تابوهاي غلط و کج فهمي هاي چند دهه اخير مانند توانايي روخواني و روان خواني کل قرآن براي عموم مردم، حفظ ترتيبي براي عموم و ... که به دليل عدم امکان و ضرورت، يک هدف پوچ به حساب مي‌آيد، يک فرض است.

در اين رويکرد (نظريه نهج القرآن) روخواني و روان خواني مقدمه يادگيري قرآن کريم نيست، بلکه جزئي از سطوح عمومي آموزش قرآن است که بايد معنادار و متناسب با نياز، توان و ذائقه مخاطب عام باشد. لذا تدبر در كليه مراحل روخواني و روان خواني محوريت دارد.

تذكر اين مطلب نيز لازم است كه برون رفت از سيطره فرهنگ موجود فعاليت هاي قرآني که متاسفانه با نام «تفکر شيعي» و «انقلابي» گره خورده، کار دشواري است؛ لذا نيازمند مجاهدت جامعه قرآني در اين زمينه است. انجام پژوهش هاي كاربردي و نو آيند و برگزاري نشست ها و كارگاه هاي علمي و توليد نمونه هاي موفق و ارائه الگوهاي عملي از لوازم چرخش در حوزه آموزش عمومي قران كريم است.

«قرائت متدبّرانه» از مصادیق بارز و ابزار مهم جهاد تبیین است.(یادداشت + فیلم)

«قرائت متدبّرانه»

پیشنهادی برای کرسی‌های تلاوت قرآن کریم

جای خالی سنّت علوی «قرائت متدبّرانه» در فعالیت‌های قرآنی به ویژه کرسی‌های تلاوت قرآن کریم پُر شود. چرا که قرائت متدبرانه از مصادیق بارز و ابزار مهم جهاد تبیین است.

https://iqna.ir/fa/news/4131299

علی‌رغم سابقه طولانی ۱۴۰۰ ساله قرائت متدبرانه، اما جای خالی این سنت علوی در کرسی‌های تلاوت قرآن و محافل و مجالس و مسابقات کاملاً خالی است. درحالی‌که قرائت و تلاوت متدبرانه و استماع آن امروز یک نیاز است و تشنه‌کامان هدایت، همچنان در انتظار جرعه‌ای از زلال زمزم نور، آتش حسرت در وجودشان زبانه می‌کشد.

در خطبه 158 کتاب شریف نهج‌البلاغه از امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام نقل شده است :

«ذٰلِكَ القُرآنُ،

فَاستَنطِقوهُ،

وَ لَن يَنطِقُ،

وَ لٰكِن اُخبِرُكُم عَنهُ،

ألا إن فيهِ عِلمِ ما يَأتی وَ الحديثُ عَنِ الماضی

وَ دَواءُ دائكُم

وَ نَظَرَ ما بَينِكُم»

«این قرآن است؛ پس از او بخواهید برای شما سخن بگوید (و اشارات، لطایف و حقایق را با شما در میان بگذارد)، اما این کتابی نیست که آنچه دارد با شما بازگو كند؛ بلکه زبان این کتاب من هستم و می‌توانم آن را به سخن درآورم و به شما خبر دهم که در قرآن، دانستنی‌ها برای آینده فراوان است و از گذشته نیز تجربه‌ها می‌آموزد درمان دردهای شما همواره در آن موجود و راه بهم پیوستن گسسته‌ها در آن مشهود است».

یعنی می‌فرماید شما باید این قرآن کریم را به نطق دربیاورید،؛ چرا که قرآن پاسخگوی تمامی نیازهای شما برای همیشه است البته اگر آن را به نطق درآورید. خطبه 158 نهج‌البلاغه یکی از شگفت‌انگیزترین خطبات است که در عظمت، همتای خطبه متقین است.

ایشان الگوی به نطق درآوردن آن را نیز در ادامه ارائه می‌کنند. کافی است در دقت و توجه به این خطبه و سایر احادیث شریف، تنها به محتوا و «دانش مفهومی» نپردازیم؛ بلکه به «دانش روشی» مستطر در آن هم توجه کنیم. هرچند فاصله ما با امیرالمؤمنین(ع) و امامان معصوم(ع) فرسنگ‌ها است، اما آنان مبیّن، مفسر و الگوی عملی قرآن کریم هستند و ما به مصداق «آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید» باید از این ایشان تبعیت کنیم.

از این‌رو اگر شیوه مراجعه ما نیز به قرآن کریم در تلاوت و قرائت و حفظ، متدبرانه باشد، هم قرآن کریم را به اندازه درک و فهم و معرفتمان به نطق درآورده ایم و هم از دریای بیکران قرآن و عترت هم‌زمان بهره‌ وسیع و عمیق تربیتی، اخلاقی و اعتقادی برده‌ا‌یم.

حضرت امیر(ع)، خودشان نمونه‌هایی را ارائه و اجرا فرموده‌اند که از آن جمله آیات ابتدایی «مناجات امیرالمؤمنین(ع) در مسجد کوفه» با موضوع معاد است. این تلاوت حضرت، شامل هشت قطعه، از هشت سوره و حدود ۱۶ آیه می‌شود.

این آیات در صفحات ۱۲۰ و ۱۲۱ کتاب درسی قرآن پایه هشتم همراه با رمزینه سریع پاسخ تولید و منتشر شده است.

https://www.aparat.com/v/HfNUm

یا باز به نمونه دیگر می‌توان به تلاوت آیات ۸۷ و ۸۸ سوره انبیاء و آیه ۵۹ سوره انعام در نماز غفیله اشاره کرد که در آنجا هم این سه آیه یک منظومه مشترک را تشکیل می‌دهند.

اگر در همین نمونه‌ها دقت و از آن الگو گرفته و این سبک تعمیم داده شود، خواهیم دید که حتی این الگو تا چه حد قابلیت ارائه در مجامع قرآنی، دینی و مذهبی و حتی رشته‌ای مستقل در مسابقات قرآن تا مرحله بین‌المللی قرآن را نیز خواهد داشت؛ چرا که قرآن کریم، سخن خدا و قاری قرآن، سخنگوی خداست. البته سخنگو نباید تنها در اتخاذ روش و موسیقی کلام که در تعیین و چینش کلام برای تحقق هدف خاص و روشنی باید برنامه‌ریزی و اجرا کند.

اگر فضه خادمه حضرت زهرا(س) جز با قرآن، سخن نمی‌گفت؛ آیا قاری قرآن نمی‌تواند با قرائت قرآن، سخنرانی کند و ناطق قرآن باشد؟

پیامبر اکرم(ص) فرمودند «اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ» هنگامی که فتنه‌ها، همچون پاره‌های شب تاریک، شما را در خود پیچید، بر شماست که به قرآن تمسک جویید. (اصول کافی ج۲ ص۴۵۹)

امروز از آن روزهایی است که ما بیش از همیشه به آیات و مفاهیم و مضامین قرآن نیاز داریم. اما اگر امروز قرآن نمی‌تواند به اصلاح این شرایط کمک کند، حتماً ما در یک جای راه به اشتباه رفته‌ایم و الا «اسلام به کیش خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از مسلمانی ماست‌» غفلت از سنت قرائت متدبرانه، یکی از آنهاست.

اگر امروز مشکل بی‌حجابی جامعه اسلامی را تهدید می‌کند، آیا نمی‌توان با کمک قاریان و حافظان آیات حجاب را مانند نوای اذان به گوش همه رساند تا همه بدانند که حجاب، نص قرآن کریم است و نه یک دستور از سوی یک حکومت و دولت؟!

اگر بخواهیم برخی از این منظومه آیات موضوعی و متدبرانه معرفی کنیم، می‌توان به موارد متعددی ازاین‌دست اشاره کرد:

۱- قرائت متدبرانه با موضوع «زیانکاران»

سوره عصر+ آیه ۱۰۳ تا ۱۰۶ سوره کهف+ آیه آخر سوره حمد

۲- قرائت متدبرانه با موضوع «غدیر و ولایت»

بخش از آیه سوم سوره مائده+ آیات ۶۷ + ۵۵ + ۵۶ سوره مائده+ سوره شرح (آیه آخر)

۳- قرائت متدبرانه با موضوع «مقاومت»

سوره حمد آیه ۶+ آیه ۳۰ تا ۳۳ سوره فصلت+ آیات ۱۳ و ۱۴ سوره احقاف

۵- قرائت متدبرانه با موضوع «نماز»

آیات ۸ تا ۱۴ سوره طه + آیه ۲۸ و ۲۹ سوره رعد + آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر

۶- قرائت متدبرانه با موضوع «حجاب»

آیات ۵۸ تا ۶۱ سوره احزاب+ آیات ۳۲ و ۳۳ سوره احزاب

و یا آیات ۲۷ تا ۳۱ سوره نور+ آیات ۵۸ تا ۶۰ سوره نور

بهتر است برای شروع از مهم‌ترین این آیات یعنی «آیات نامدار» شروع کنیم. چرا که در قرآن کریم بیش از ۱۰۰ آیه نامدار وجود دارد که عمده این آیات، داستا‌ن‌ها و مطالب حاوی مباحث اخلاقی، اعتقادی و اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است.

رد پای این آیات مشهور، در سایر سوره‌ها نیز یافت می‌شود. مانند:

۱- داستان میقات حضرت موسی(ع) در کوه طور در سوره بقره آیه ۵۱ و سوره اعراف آیه ۱۴۲

۲- داستان حضرت مریم در سور آل عمران آیه ۴۵ + سوره نساء آیه ۱۵۶+ سوره مریم آیه ۱۶

۳- داستان هجرت پیامبر از مکه به مدینه سوره توبه آیه ۴۰+ سوره بقره آیه ۲۰۷

اگر رویکرد فعالیت‌ها و آموزش‌های قرآنی، رویکرد تربیتی و عملگرایانه و یا هدایت محور باشد، شروع از «مشاهیر آیات» یک ضرورت است که امکان آن به لحاظ فرهنگی فراهم و قابل پذیرش عامه است.

یک نمونه از قرائت متدبرانه با موضوع «شرط ایمان»

https://www.aparat.com/v/DKFO8

نتیجه بحث

کم نیستند انسان‌هایی که مشتاق نطق قرآن هستند، اما کسانی که بتوانند قرآن را به نطق دربیاورند، هنوز خود را نشناخته و پای در این عرصه جدید نگذاشته‌اند».

این رشته می‌تواند تحولی شگرف در جامعه قرآنی و به ویژه قاریان و حافظان قرآن کریم ایجاد کند که در کنار تمرین قرائت، به وجود معارفی و تدبری و ظرایف و لطایف قرآن بپردازند.

امید است تدبر در قرآن در رشته‌های قرائت و حفظ حضور پررنگ و تأثیرگذار داشته باشد و جامعه قرآنی کشور و ازجمله تشکل‌های مردم‌نهاد قرآنی و نیز ارگان‌های حکومتی چون سازمان و دفتر تبلیغات اسلامی و شورای عالی قرآن کریم زمینه طرح و بحث در این زمینه را در کرسی‌های تلاوت و مجامع علمی و پژوهشی فراهم کنند».

لا اله الا الله  :  ۲۱۱۴۱۲۱۱۲۴

کتاب است و عترت، ۲ نور هدی

۱۱۴ سوره، رمز بقا

۱۲ امام است بر ما امید

که شد ۱۱ تن از آنها شهید

۲ تن زهر خوردند از همسران

امام حسن با جواد جوان

جهان تا جهان است حق گفته اند

۴ تن به خاک بقیع خفته اند

در این شعر سری است اکنون نهان

چو شد واژگون رمز گردد عیان

فیلم

کاریکلماتور قرآنی

چند ضرب المثل قرآنی و فعالیت های قرآنی

گویند «چراغی که به خانه رواست، بر مسجد حرام است»؛ اما در عمل، همیشه «مرغ همسایه غاز است» چرا که حاضر نیستیم قبول کنیم باید «اول یک سوزن به خودمان بزنیم و سپس یک جوال دوز به دیگران»

«محاسبه نفس» یکی از ویژگی های متقین در قرآن کریم و سیره و سنت است و در زبان و ادبیات فارسی با تعابیر دیگری چون «خود ارزیابی»، «خود کنترلی» و ... مورد تاکید و سفارش قرار گرفته است. این ویژگی از چنان جایگاه عظیمی برخوردار است که از آن با تعابیر چون جهاد با نفس و جهاد اکبر یاد شده است. یکی از دلایل اهمیت آن، سخت پذیری نقد است؛ چرا که پذیرش نقد دیگری، لوازم و درجاتی می خواهد که اگر فراهم شود، آن فرد بیان عیوب خود را از سوی دیگری، یک هدیه و فرصت می داند و نه رنج و تهدید؛ آنچنان که امام صادق علیه السلام فرمودند : «اَحَبُّ اِخوانی اِلَیَّ مَن اَهدىٰ اِلَيَّ عُيوبی»

در این میان، نقد جامعه قرآنی که خود باید الگوی برتر برای جامعه اسلامی باشد، از اهمیت خاصی برخوردار است. با حفظ احترام برای این عزیزان، که خود نویسنده نیز بخواهد یا نخواهد قطره ای از این دریاست، نکاتی را به این شیوه مطرح می کند.

۱- «قل کل یعمل علی شاکلته» سوره اِسراء آیه ۸۴

از کوزه همان برون تراود که در اوست.

وقتی تعلیم قرآن، کاریکاتوری می شود که صاحبان قدرت با آنکه خود حافظ قرآن نیستند، مردم را تشویق بلکه وادار می کنند که یک شبه ده میلیون حافظ بشوند‌.

۲-

ذات نایافته از هستی بخش، کی تواند که شود هستی بخش؟!

شخصي روي كاغذي مي نوشت « سلامتي » و سپس آن را « آتش » مي زد. از او علت پرسيدند كه « مگر ديوانه اي كه سلامتي را آتش مي زني ؟ »

گفت: شما ديوانه ايد كه با كشيدن سيگار، سلامتي خود و اطرافيان را آتش مي زنيد.

***

هر از گاهي ديده مي شود كه رسانه اي در كشوري عليه اسلام و قرآن ( با نيت تفرقه و تضعيف ) كاريكاتوري چاپ مي كند. و امت اسلامي به حق جواب شايسته اين گستاخي و هتك حرمت را مي دهند.

اما شگفت انگيز است كه در برخورد با تفكر و عمل كاريكاتوري با قرآن كريم در جامعه اسلامي، هيچ كس عكس العمل نشان نمي دهد. چرا؟

زيرا به دلايل مختلف، غفلت از معنا، مفهوم و منظور قرآن كريم كه همانا هدايت و راهنمايي بشر براي تحصيل سلامت و سعادت دنيوي و اخروي است؛ نهادينه شده است.

اين كه در شرايط فعلي، با وجود محدوديت هاي مالي، براي جامعه اي كه از نظر سواد قرآني در سطح نازلي هستند، بدون توجه به نياز و ذائقه و توانايي مخاطبان، ايشان را با لطايف الحيل به شركت در طرح هاي زيبا و بي خاصيتي چون طرح ملي حفظ قرآن وادار كني و به جاي آموزش، از راه تبليغ و ترويج بخواهي دهان مديران و مسئولان را شيرين كني ... چه معنا و مفهومي جز ترسيم يك كاريكاتور ناموزون از چهره قرآن كريم در جامعه دارد؟!!

كاريكاتور قرآني

گويند : شخصي روي كاغذي مي نوشت « سلامتي » و سپس آن را « آتش » مي زد. از او علت پرسيدند كه « مگر ديوانه اي كه سلامتي را آتش مي زني ؟ »

گفت: شما ديوانه ايد كه با كشيدن سيگار، سلامتي خود و اطرافيان را آتش مي زنيد.

***

هر از گاهي ديده مي شود كه رسانه اي در كشوري عليه اسلام و قرآن ( با نيت تفرقه و تضعيف ) كاريكاتوري چاپ مي كند. و امت اسلامي به حق جواب شايسته اين گستاخي و هتك حرمت را مي دهند.

اما شگفت انگيز است كه در برخورد با تفكر و عمل كاريكاتوري با قرآن كريم در جامعه اسلامي، هيچ كس عكس العمل نشان نمي دهد. چرا؟

زيرا به دلايل مختلف، غفلت از معنا، مفهوم و منظور قرآن كريم كه همانا هدايت و راهنمايي بشر براي تحصيل سلامت و سعادت دنيوي و اخروي است؛ نهادينه شده است.

اين كه در شرايط فعلي، با وجود محدوديت هاي مالي، براي جامعه اي كه از نظر سواد قرآني در سطح نازلي هستند، بدون توجه به نياز و ذائقه و توانايي مخاطبان، ايشان را با لطايف الحيل به شركت در طرح هاي زيبا و بي خاصيتي چون طرح ملي حفظ قرآن وادار كني و به جاي آموزش، از راه تبليغ و ترويج بخواهي دهان مديران و مسئولان را شيرين كني ... چه معنا و مفهومي جز ترسيم يك كاريكاتور ناموزون از چهره قرآن كريم در جامعه دارد؟!!

مقاله : تبیین «نظریه نهج القرآن»

بی نیازی از ترجمه با «جمله محوری»

۳۵۰ جمله و پیام قرآنی که نیاز به ترجمه ندارد.

اشاره

اولین ضرورت برای تدبر در قرآن کریم، شناخت جمله است. جمله محوری، به بی نیازی تدریجی از ترجمه در بسیاری از عبارات و آیات قرآن کریم منجر می شود. همین دو ویژگی می تواند دلایل مهمی برای توجه به «نظریه نهج القرآن» به عنوان سنگ بنای تحول بنیادین در آموزش عمومی قرآن کریم در کشور باشد.

مقدمه

قبل از اینکه این مقاله را بخوانید، لطفا به این سوال پاسخ دهید :

«آیا حوزه آموزش عمومی قرآن کریم نیازمند تحول نیاز است؟»

پاسخ : الف - بله ب - خیر

در صورت تمایل به چند سوال دیگر هم بیاندیشید :

حدود ۴۴ سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران می گذرد، آیا نسبت عموم افراد جامعه، با قرآن کریم قابل قبول و رضایت بخش است؟

آیا فعالیت های قرآنی چهار دهه توانسته است قرآن را وارد زبان و ادبیات و زندگی عموم افراد جامعه کند؟

اگر رضایت لازم وجود ندارد، آسیب اصلی در کجاست؟

آیا توقع برخورد انفعالی از سوی مردم در مقابل برنامه ها و فعالیت های قرآنی مرسوم و ادامه این رویه مفید و لازم است و پذیرش هرآنچه عده ای معدود، فهم و برداشت کرده اند توسط گروهی کثیر از مردم، صحیح و کارساز و قابل تعمیم است؟

آیا می شود از عموم مردمی که توانایی روخوانی ساده قرآن را ندارند، توقع تربیت ده میلیون حافظ کل قرآن در آینده نزدیک داشت؟

آیا الگوهای قرآنی ارایه شده که در این سال ها شناسایی و موفق شده اند، به تنهایی برای عموم قابل دسترسی و قابل الگوبرداری هستند؟

آیا تعمیم نگاه قهرمانی که عمدتا در یک بخش مانند قرائت و یا حفظ موفق بوده اند، در حوزه آموزش عمومی قرآن کریم ضرورت و امکان دارد؟

آیا برنامه ریزی برای کشف و تربیت نخبه های قرآنی، امکان یادگیری همگانی را با مشکل رو به رو نمی کند؟

آیا مجموع هدف‌گذاری ها، رویکردها و عملکردهای شعاری و ترویجی و صرف هزینه های هنگفت در بخش نخبه گزینی و تلاش برای تعمیم آن در بین آحاد ملت، به ترسیم نگاه کاریکاتوری از فعالیت های قرآنی، نیانجامیده است؟

چه باید کرد؟

دو راه بیشتر وجود ندارد :

راه اول : در گذشته بمانیم و همان راه را ادامه دهیم و از شرایط فعلی و نتایج آن راضی باشیم.

راه دوم : یا نگاه آینده پژوهانه، از تجارب زیسته درس بگیریم و به استقبال تحول برویم.

البته راه دوم سختی های خودش را دارد اما به تجربه اش می لرزد. «ان مع العسر یسرا» (سوره شرح، آیه ۵)

بازگشت به اصل انقلاب

شاید نزدیک ترین راه در آینده پژوهی، درس گرفتن از تجارب زیسته باشد. ابتدا با بازگشت به نظر معمار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی ره باشد که در دهه ۶۰ فرمودند : «تربیت باید قرآنی باشد و بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند»، می توان راه آمده را آسیب شناسی کرد.

تحقق فرمایش امام خمینی ره، علاوه بر داشتن اعتقاد به حکیمانه بودن آن، به عزم جدی مدیران مبتنی بر علم و پژوهش نیاز دارد. هر چند نویسنده، بارها در مقالات خود به تبیین موضوع «تربیت قرآنی» و دلالت های آن پرداخته است؛ اما همچنان این موضوع، تازه و قابل بحث و بررسی است. به ویژه در شرایط حساس فرهنگی و سیاسی امروز، پرداختن به این موضوع، زمینه ساز تحول بنیادین در حوزه آموزش عمومی قرآن کریم خواهد بود. به این منظور، ابتدا باید درک بهتری از موقعیت فعلی آموزش عمومی قرآن کریم در کشور ارایه کرد.

آسیب شناسی وضعیت موجود

در راستای آسیب شناسی وضعیت موجود آموزش عمومی قرآن کریم در کشور، این چند نکته مهم و ضروری است :

۱- نظام آموزش رسمی کشور چه در آموزش عمومی (آموزش وپرورش) و چه در آموزش عالی (دانشگاه) «تعلیم محور» است؛ یعنی دانش آموزان و دانشجویان به دنبال حفظ مطالب علمی و کسب نمره قبولی هستند. در این نوع از نظام آموزشی «حافظه محوری» مقدم بر همه چیز است. مهمترین محور در این رویکرد، آن است که کسانی امکان رشد و پیشرفت در این سیستم آموزشی را دارند که از حافظه برتر و بهتری برای حفظ و نگهداشت مطالب برخوردار باشند. بزرگ ترین آسیب مکتب تعلیم محور، این است که امر تربیت، چندان موضوعیتی ندارد؛ بلکه در حد شعار و در سطح اسناد مصوب باقی می ماند و هرگز مجال جدی، عمیق و گسترده برای طرح و بحث نمی یابد. درست به همین دلیل، نتیجه این رویکرد، «تربیت انفعالی» است. این مکتب، در خوش بینانه ترین شرایط، تربیت را برونداد و برآیند و ثمره آموزش می داند. اما این توقع از علم در اغلب اوقات، اتفاق نمی افتد و در حد توهم و خیال و آرزو باقی می ماند‌. در این مکتب خلاقیت و استعداد چندان مجال بروز و ظهور نمی یابند.

۲- در مقابل مکتب تعلیم محور، مکتب «تدریس محور» مطرح می شود. این نوع از آموزش، بر محور «روش ها و مهارت ها» تاکید دارد. مانند هنرستان های فنی در نظام رسمی آموزش عمومی و دانشگاه فرهنگیان در آموزش عالی و یا رشته های ورزشی. مبنای اصلی آموزش ها و فعالیت های قرآنی نیز در ایران، تدریس محور است؛ یعنی «روش و مهارت» حرف اول و آخر را می زند. کسانی که در روش های روخوانی و روان خوانی و حفظ و قرائت به مراتب بالایی دست می یایند، به عنوان «مدرس و استاد آن رشته» شناخته می شوند.

اصرار بر این رویکرد در حوزه آموزش عمومی قرآن کریم در کشور، تبعات و آسیب های تاثیرگذاری در پی داشته است؛ چرا که تاکید بیش از حد بر کسب روش ها و مهارت های قرآنی که اغلب جنبه تخصصی و هنری پیدا می کند، مانع از پرداختن به سایر اهداف نه گانه آموزش عمومی قرآن کریم می شود.

نمونه بارز آن، طرح ملی تربیت ده میلیون حافظ قرآن است که علی رغم مصوب بودن آن توسط شورای توسعه فرهنگ قرآنی، ارتباطی با اهداف آموزش عمومی قرآن کریم ندارد. در حالیکه نسبت طرح ملی تربیت ده میلیون حافظ قرآن با اهداف آموزش عمومی قرآن باید عموم و خصوص مطلق باشد.

توقف بر این رویکرد، موجب دلزدگی، خستگی و فاصله گرفتن تدریجی عموم مردم به ویژه کودکان و نوجوانان از یادگیری و انس با قرآن کریم می شود. از این جنبه، آموزش عمومی قرآن کریم در ایران به شدت از آسیب های متعدد رنج می برد؛ از آن جمله :

۱- تمرکز و سرمایه گذاری بر پاداش های بیرونی به جای تقویت انگیزه های درونی مانند موضوعیت قائل شدن برای برگزاری مسابقات و همایش های تبلیغی و ترویجی به جای سرمایه گذاری روی آموزش عمومی قرآن کریم.

هر چند مصوبات قانونی اغلب به درستی به این موضوع پرداخته اند اما به دلیل سطحی نگری و عدم تمایل صاحبان مناسب مرتبط، تمایلی برای اجرای قانون وجود ندارد و تنها در زمان تخصیص اعتبارات قرآنی به آنها احتجاج می شود؛ و نیز عدم نظارت از سوی مراجع ذی ربط، حاشیه امن بالایی برای قانون گریزی به وجود می آورد.

۲- نادیده انگاشتن اولویت «تربیت قرآنی» آحاد ملت در حوزه آموزش عمومی قرآن کریم و اصرار بر ادامه خطاهای گذشته، به فرهنگ حاکم قرآنی در جامعه باز می گردد. استادان این رشته ها اغلب توانایی لازم در این زمینه را ندارند و یا تمایلی به پرداختن به این بخش ندارند.

۳- جدایی مهارت های قرآنی از معارف و مضامین قرآنی یکی از کج فهمی های حاکم بر آموزش عمومی قرآن کریم در کشور است. در این نگاه، آموزش مهارت های قرآنی مقدمه قرآن آموزی است و نه بخش از آن؛ در حالیکه اصل معناداری یادگیری بر خلاف تصور غالب، نیاز ، توان و ذائقه یادگیرنده را محور اصلی برنامه ریزی و تعیین محتوا و تدریس و ارزشیابی می داند.

تحقق اهداف نه گانه آموزش عمومی قرآن کریم طبق مصوبه شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور از طریق «جامعیت آموزش» قابل تحقق است. لازمه این کار، هجرت از رویکرد تعلیم محور و تدریس محور به رویکرد «تربیت محور» در برنامه ریزی درسی و آموزشی است.

۴- اما مهمترین آسیب را باید فقدان یک نظریه علمی جامع، کامل و قابل دفاع برای تحقق اهداف کلی و تفصیلی آموزش عمومی قرآن کریم در کشور دانست. چرا که بدون ارائه یک الگوی مطلوب، اسناد و اهداف آموزش عمومی قرآن کریم محقق نخواهد شد.

در این مقاله سعی شده تا به این بخش پرداخته شده و ذیل تبیین نظریه نهج القرآن به عنوان یک راهبرد اساسی در حوزه آموزش عمومی قرآن کریم، در هدف گذاری، تولید محتوا و تدریس و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در حوزه آموزش عمومی قرآن کریم در کشور معرفی کند.

«مسئله» آموزش عمومی قرآن

قبل از هر چیزی باید فهم دقیقی از چیستی و‌ چرایی آموزش عمومی قرآن کریم ارایه شود.

برای اینکار ابتدا باید به حوزه آموزش عمومی قرآن به عنوان یک «مسئله» نگاه شود و ضرورت و امکان آن تبیین گردد. به تعبیر دیگر پاسخ به این سوال که «آیا اساساً موضوع آموزش عمومی قرآن کریم، برای جمهوری اسلامی ایران یک مسئله هست و یا خیر؟» نقش تعیین کننده ای در ادامه راه دارد. چرا که علی رغم اسناد مصوب، در مدیریت فرهنگی متولیان قرآنی کشور، دغدغه و عزم جدی برای آموزش عمومی قرآن دیده نمی شود؛ بلکه اگر هم از اهداف آموزش عمومی قرآن کریم اسم برده می شود، صرفاً به به عنوان ابزاری برای «نخبه گزینی» است. لذا این بخش، عملاً اهمیتی برای سرمایه گذاری و وقت گذاشتن نداشته و ندارد. مصادیق چنین کم توجهی متعدد و فراوان است که هر ساله اعتبارات چندین میلیارد ی به نام آموزش عمومی قرآن کریم تصویب و تخصیص می یابد اما تا کنون حتی یک ریال از این اعتبارات در حوزه آموزش عمومی قرآن کریم صرف نشده است.

از این رو تا زمانی که آموزش عمومی قرآن کریم در کشور به عنوان یک محور مستقل مورد توجه قرار نگیرد اوضاع بر همین منوال خواهد بود. چرا که ماهیت، رویکرد، اهداف، محتوا، روش تدریس و شیوه ارزیابی این دو بخش، با هم متفاوت است. مانند ورزش همگانی و ورزش قهرمانی که باهم متفاوتند و نباید صرفاً اولی را مقدمه دومی دانست.

راهکارهای مناسب پیشنهادی:
شهید باهنر فرمودند:
«تربیت را از جایی آغاز کنیم که متربی دوست دارد و به جایی ختم کنیم که مکتب می خواهد.»

اگر همین دو جمله امام خمینی و شهید باهنر را مبنای اصلی بحث قرار دهیم:

اولا - در آموزش عمومی قرآن باید «تربیت قرآنی» محور باشد، نه کسب مهارت روخوانی، روان خوانی و حفظ و قرائت کل قرآن

در این زمینه چند نکته مهم وجود دارد:
۱- در چند دهه اخیر رویکرد قالب در آموزش عمومی قرآن کریم در کشور «تدریس محوری» بوده است. یعنی وقتی گفته می شود «استاد» مراد استاد روخوانی، روان خوانی، تجوید و یا حفظ و قرائت است.

این رویکرد باید سریعا اصلاح شود. لازمه این کار:

اولا - هجرت از صورت به سیرت در آموزش عمومی قرآن است؛ یعنی طراحی و سطح بندی محتوای متناسب با نیاز، ذائقه و توان مخاطبان بر اساس سطوح چهارگانه آموزش عمومی قرآن ست.

ثانیا - جایی که متربی (یعنی عموم افراد) دوست داشته و به آن نیاز دارند و توان انجام آن را نیز دارا هستند، نه کسب مهارت های تخصصی که ارتباط معنادار و عاطفی و پایدار با مفهوم و مضامین آیات است.

این توجه با کسب مهارت های قرآنی قابل جمع است به شرطی که مهارت ها محور قرار نگیرند و تنها طریقیت داشته باشند. یعنی باز نگوییم روخوانی و روان خوانی یا قرائت کل قرآن و یا حفظ کل یا چند جزء و یا فلان سوره قرآن

ثالثا - چرخش از برنامه درسی خطی به برنامه درسی مارپیچی و حلزونی یک ضرورت دیگر در آموزش عمومی قرآن است.

در این زمینه دست برداشتن از تابوهای غلط و کج فهمی های چند دهه اخیر مانند توانایی روان خوانی کل قرآن برای عموم مردم، حفظ جزء سی ام و ... که به دلیل عدم امکان و ضرورت، یک هدف پوچ به حساب می‌آید، یک ضرورت است.

رابعا - در این رویکرد، روخوانی و روان خوانی مقدمه یادگیری قرآن کریم نیست، بلکه جزئی از سطوح عمومی آموزش قرآن است که باید معنادار و متناسب با نیاز، توان و ذائقه مخاطب عام باشد.

چرا «نهج القرآن» ؟

«نهج القرآن» نام یک رویکرد است؛ رویکردی که هدف غایی آن «تربیت قرآنی» است. یک رویکرد تلفیقی در چهار بخش اهداف، محتوا، راهبردهای تدریس (روش) و شیوه ارزشیابی. که با هدف تلفیق مباحث آموزشی و تربیتی مطرح گردیده است.
نام نهج القرآن از کتاب شریف نهج البلاغه و رویکرد منحصر به فرد مرحوم سید رضی رحمه الله علیه اقتباس گردیده و مانند نهج البلاغه شامل سه بخش اصلی است:
۱- جمله کامل (پیام های قرآنی منتخب)
۲- قطعات قرآنی منتخب (آیات نامدار)
۳- سوره های منتخب
انتخاب محتوای هر یک از موضوعات سه گانه، بر اساس سه مولفه برنامه ریزی درسی و آموزشی صورت می گیرد :
۱- نیاز مخاطب
۲- توان مخاطب
۳- ذائقه مخاطب

هدف اصلی در این ......
انس با قرآن
در این رویکرد، فلسفه وجودی آموزش عمومی قرآن کریم شامل《چیستی، چرایی و چگونگی گزینش هریک از چهار رکن اصلی یک برنامه درسی》(هدف، محتوا، روش و ارزشیابی) و نقشه سفر یادگیری هر مرحله مشخص گردیده است. بر این اساس در این رویکرد، محتواهای تربیت قرآنی 《سطح بندی》شده اند.

📖 برنامه ریزی آموزشی و درسی در هر یک از محورهای مهارت های قرآنی (اعم از روخوانی، روان خوانی، قرائت، حفظ و ...) بر اساس《محتواهای تربیتی منتخب》صورت می گیرد؛ به طوری که بین تارها (مهارت ها) و پودها (مباحث تربیتی)《رابطه طولی و عرضی معناداری》وجود دارد.

📖 آموزش مهارت، بدون گزینش محتوای تربیتی مناسب، منظور رویکرد نهج القرآن نیست.

📖 در این رویکرد:
۱- آموزش عمومی قرآن، به معنای واقعی و در عمل، از حوزه آموزش های تخصصی تفکیک می شود.
- حفظ عمومی در مقابل حفظ تخصصی (حفظ ترتیبی/ حفظ جزء/ حفظ سوره/ حفظ آیه)
- خواندن و فهمیدن در مقابل روخوانی/ روان خوانی/ قرائت مجدد و مرتل و ...
- تدبر عمومی در مقابل تفسیر ...
۲- اهداف نه گانه آموزش عمومی قرآن کریم نه در طول، بلکه《در عرض هم》هستند. (جامعیت آموزش)
۳- انس با قرآن کریم (در مقابل ترس از قرآن) با تمرکز بر《رویکرد فرهنگی》خواندن مستمر و روزانه قرآن کریم

۱- اساسا مسئله نبودن آموزش عمومی قرآن برای متولیان آن
۲- وجود ابهام های متعدد در مباحث علمی و پژوهشی در حوزه آموزش عمومی قرآن کریم در کشور
۳- سطحی نگری و ساده اندیشی شدید متولیان امر آموزش عمومی قرآن کریم و برخورد جناحی، سیاسی و جریانی با موضوع

چه باید کرد؟
۱- قبل از هر چیزی باید کار علمی دقیقی روی چیستی و چرایی اهداف کلی و عمومی آموزش عمومی قرآن کریم و چگونگی تحقق آنها انجام گیرد.

۲- آموزش عمومی قرآن کریم از رویکرد تعلیم محور و تدریس محور باید به رویکرد «تربیت محور» تبدیل شود.

برای اینکار ابتدا باید به آموزش عمومی قرآن به عنوان یک «مسئله» نگاه شود. آیا اساسا این موضوع برای کشور یک مسئله هست؟

ظاهراً دغدغه و عزم جدی برای این کار دیده نمی شود و فرهنگ عمومی در جامعه قرآنی پیوسته برای آموزش عمومی قرآن تنها طریقیت قائل است و نه موضوعیت؛ یعنی اگر از روخوانی و روان خوانی و حتی تربیت ده میلیون حافظ قرآن هم اسم برده می شود صرفا به دنباله نخبه گزینی و قهرمان پروری است.

ماهیت، رویکرد، اهداف، محتوا، روش تدریس و شیوه ارزیابی این دو تفکر کاملا با هم متفاوت است. مانند ورزش همگانی و ورزش قهرمانی که از هر حیث باهم متفاوتند مگر آنکه اولی را صرفا مقدمه دومی بدانید.

راهکارهای مناسب پیشنهادی:
شهید باهنر فرمودند:
«تربیت را از جایی آغاز کنیم که متربی دوست دارد و به جایی ختم کنیم که مکتب می خواهد.»

اگر همین دو جمله امام خمینی و شهید باهنر را مبنای اصلی بحث قرار دهیم:

اولا - در آموزش عمومی قرآن باید «تربیت قرآنی» محور باشد، نه کسب مهارت روخوانی، روان خوانی و حفظ و قرائت کل قرآن

در این زمینه چند نکته مهم وجود دارد:
۱- در چند دهه اخیر رویکرد قالب در آموزش عمومی قرآن کریم در کشور «تدریس محوری» بوده است. یعنی وقتی گفته می شود «استاد» مراد استاد روخوانی، روان خوانی، تجوید و یا حفظ و قرائت است.

این رویکرد باید سریعا اصلاح شود. لازمه این کار:

اولا - هجرت از صورت به سیرت در آموزش عمومی قرآن است؛ یعنی طراحی و سطح بندی محتوای متناسب با نیاز، ذائقه و توان مخاطبان بر اساس سطوح چهارگانه آموزش عمومی قرآن ست.

ثانیا - جایی که متربی (یعنی عموم افراد) دوست داشته و به آن نیاز دارند و توان انجام آن را نیز دارا هستند، نه کسب مهارت های تخصصی که ارتباط معنادار و عاطفی و پایدار با مفهوم و مضامین آیات است.

این توجه با کسب مهارت های قرآنی قابل جمع است به شرطی که مهارت ها محور قرار نگیرند و تنها طریقیت داشته باشند. یعنی باز نگوییم روخوانی و روان خوانی یا قرائت کل قرآن و یا حفظ کل یا چند جزء و یا فلان سوره قرآن

ثالثا - چرخش از برنامه درسی خطی به برنامه درسی مارپیچی و حلزونی یک ضرورت دیگر در آموزش عمومی قرآن است.

در این زمینه دست برداشتن از تابوهای غلط و کج فهمی های چند دهه اخیر مانند توانایی روان خوانی کل قرآن برای عموم مردم، حفظ جزء سی ام و ... که به دلیل عدم امکان و ضرورت، یک هدف پوچ به حساب می‌آید، یک ضرورت است.

رابعا - در این رویکرد، روخوانی و روان خوانی مقدمه یادگیری قرآن کریم نیست، بلکه جزئی از سطوح عمومی آموزش قرآن است که باید معنادار و متناسب با نیاز، توان و ذائقه مخاطب عام باشد.

بیش از ۳۵۰ جمله قرآنی که عموم مردم نیازی به ترجمه آن ندارند

بِسـمِ اللهِ
اَلـرَّحـمنِ الـرَّحيـمِ
اَلـرَّحـمنِ
بِسـمِ اللهِ الـرَّحـمنِ الـرَّحيـمِ
سَـلامٌ عَـلَيـکُم
اَلـحَمـدُ لِـلّـهِ
اَلـحَمـدُ لِلّـهِ رَبِّ الـعالَـميـنَ
وَ اَحـسِـنوا
وَ اشکُـروا نِعـمَـةَ اللهِ
وَ لا تُسـرِفوا
وَ کُـلوا وَ اشـرَبوا وَ لا تُسـرِفوا
وَ اَنـزَلَ مِـنَ الـسَّـماءِ مــاءً
اِنَّ اللهَ مَـعَـنا
وَ بِالـوالِـدَيـنِ اِحـسانًا
اَللهُ خالِـقُ کُلِّ شَيءٍ
اِنَّ اللهَ يُـحِبُّ الـمُحـسِـنيـنَ
اَنِ اشـكُر لي وَ لِـوالِـدَيكَ
يـا بُـنَـيَّ ! اَقِـمِ الـصَّـلاةَ
وَ اَقِـمِ الـصَّـلاةَ لِـذِکـری
وَ اِنَّ الـمَـساجِـدَ لِـلّـهِ
وَ ثِـيابَـکَ فَـطَـهِّـر
وَ اللهُ يُـحِبُّ الـمُـطَّـهِّـريـنَ
وَ جَـعَلـنَـا النَّـهارَ مَـعاشًا
رَبِّ زِدني عِلـمًا
مُـحَـمَّـدٌ رَسـولُ اللهِ
اَطيـعُـوا اللهُ
وَ اَطيـعُـوا الـرَّسول
وَ اللهُ يُـحِبُّ الـصّـابِـريـنَ

کُـلوا مِـنَ الـطَّـيِّـباتِ
بِـيَـدِكَ الـخَيـرُ
هـذا بَـيانٌ لِـلـنّـاسِ
اِنّی عَبـدُ اللهِ
وَ قولوا لِـلـنّاسِ حُسـنًا
وَ تُـسَـلِّـموا عَـلی اَهـلِـها
فَـسَـلِّـوا عَـلی اَنـفُـسِـکُم
اَللهُ الَّـذی خَـلَـقَ الـسَّـماواتِ وَ الـاَرضَ
رَبَّـنا وَ تَـقَـبَّل دُعــاءِ
هُـوَ الـرَّحـمنِ الـرَّحيـمِ
وَ ذَکِّـر
اَلـرَّحـمنُ * عَـلَّـمَ الـقُرآنَ
وَ اللهُ يُـحِبُّ الـمُحـسِـنيـنَ
اِهـدِنَا الـصِّـراطَ الـمُسـتَـقيـمِ
وَ ما بِـکُم مِن نِعـمَـةٍ فَـمِـنَ اللهِ
سُبـحانَ اللهِ
اَنِ اشـکُر لی وَ لِـوالِـدَيـکَ
وَ اعـمَـلوا صالِـحًا
مَن عَـمِـلَ صالِـحًا فَـلِـنَفـسه
اَللهُ لَـطيـفٌ بِـعِـبادِه
هَل جَـزاءُ الـاِحـسانِ اِلَّـا الـاِحـسانِ
اِنَّ مَـعَ الـعُسـرِ يُسـرًا
وَ اِنَّـکَ لَـعَـلی خُـلُـقٍ عَـظيـمٍ
رَبَّـنا آتِـنا مِن لَـدُنـکَ رَحـمَـةً
وَ اَنـتَ اَرحَـمُ الـرّاحـميـنَ
وَ اذکُرِ اسـمَ رَبِّـکَ
فَـاقرَئوا ما تَـيَسَّـرَ مِنَ الـقُرآنِ
خُـذِ الـکِـتابَ بِـقُـوَّةٍ
لايَسـخَر قَومٌ مِن قَومٍ
قَد اَفـلَـحَ مَن زَكّـاهـا
وَ اشـکُـروا نِعـمَـةَ اللهِ
فَـاسـتَـبِـقُوا الـخَيـراتِ
وَ اللهُ عَلي کُلِّ شَيءٍ قَديرٌ
فَـاِذا دَخَلـتُم بُـيوتًا فَـسَلِّـموا عَـلي اَنـفُـسِـکُم
وَ هـذا ذِکـرٌ مُـبارَکٌ
اَطيـعـوا اللهَ وَ اَطيـعـواالـرَّسولَ
رَبَّـنا عَـلَيـکَ تَـوَکَّلـنا
اِنَّ اللهَ هُـوَ الـرَّزّاقُ
وَ اذكُـروا نِعـمَـةَ اللهِ عَـلَيـكُم
عَـلَيـكُم اَنـفُـسَـكُم
اِنَّ اللهَ قَـوِيٌّ عَـزيـزٌ
رَبَّـنا عَـلَيـكَ تَـوَكَّلـنا
وَ اللهُ رَئوفٌ بِالعِبادِ
بِالـمُؤمِـنيـنَ رَئوفٌ رَحيـمٌ
کُـلوا مِن رِزقِ رَبِّـکُم وَ اشـکُـروا لَـه
اِنَّ اللهَ سَـريـعُ الـحِـسابِ
حافِـظوا عَـلَي الـصَّـلَـواتِ
اَللهُ وَلِـیُّ الَّـذيـنَ آمَـنوا
رَبِّ اجـعَلـني مُـقيـمَ الـصَّـلاةِ
فَـمَن عَـفا وَ اَصـلَـحَ، فَـاَجـرُهو عَـلَي اللهِ
وَ اللهُ لايـحِبُّ الـظّالِـميـنَ
اِنَّ اللهُ لايُـحِبُّ الـمُفـسِـديـنَ
كَـلِـمَـةً طَـيِّـبَـةً كَـشَـجَـرةٍ طَـيِّـبَـةٍ
وَ افـعَـلُـوا الـخَيـرَ ، لَـعَـلَّـکُم تُفـلِـحونَ
وَ اَمـرُهُم شوري بَيـنَـهُم
فَـمَن يَعـمَل مِثـقالَ ذَرَّةٍ خَيـرً ايـرَه
وَ مَن يعـمَل مِثـقالَ ذَرَّةٍ شَرًّايـرَه
وَ اَحـسِن ، کَـما اَحـسَـنَ اللهُ اِلَيـکَ
وَ لايَغـتَب بَعـضُـکُم بَعـضًا
وَ جَـعَلـنا مِـنَ الـماءِ کُلَّ شَيءٍ حَـيٍّ
اِنَّ اللهَ عَـليـمٌ بِـما يَفـعَـلونَ
اِنَّـهو لا يُفـلِـحُ الـمُجـرِمونَ
نَصـرٌ مِـنَ اللهِ
وَ فَتـحٌ قَـريـبٌ

وَ الـصُّلـحُ خَيـرٌ
فَـذَکِّـر اِن نَـفَـعَـتِ الـذِّکـری
رَ بَّـنَا اغـفِر لي وَ لِـوالِـدَيَّ وَ لِلـمُؤمِـنيـنَ ، يَـومَ يَـقومُ الـحِـسابُ
يا بُـنَّـیَّ اَقِـمِ الـصَّـلاةَ
وَ امُـر بِـالـمَعـروفِ
وَ انـهَ عَنِ الـمُنـکَـرِ
وَ اللهُ بِـما تَعـمَـلونَ بَـصيـرٌ
وَ رَبُّـکَ عَـلي کُلِّ شَيءٍ حَـفيـظٌ
کُـلوا مِـنَ الـطَّـيِّـباتِ وَ اعـمَـلوا صالِـحًا
وَ لِـلّـهِ خَـزائِـنُ الـسَـماواتِ وَ الـاَرضِ
اِنَّ الـشَّيـطانَ کانَ لِلـاِنـسانِ عَـدُوًّا مُـبيـنًـا
وَ اعـتَـصِـموا بِـحَبـلِ اللهِ جَـميـعًا
وَ لا تَـفَرَّقوا
وَ مَن يَـتَـوَکَّل عَـلَی الـلّـهِ ، فَـهُـوَ حَسـبُـه
جـاءَ الـحَقُّ وَ زَهَـقَ الـباطِـلُ
وَ ما تَوفيـقی اِلّـا بِـالـلّـهِ
فَـاِذا قَـرَأتَ الـقرآنَ ، فَـاسـتَـعِذ بِـاللهِ مِـنَ الـشَّيـطانِ الـرَّجيـمِ
اَ فَـلا يَـتَـدَبَّـرونَ الـقُرآنَ
هـذا مِن فَضـلِ رَبّی
يـا اَيـهَا الَّـذيـنَ آمَـنوا
اَنـفِـقوا مِـمّـا رَزَقـناکُم
اِنَّ الـحَـسَـناتِ يُذهِـبـنَ الـسَـيِّـئاتِ
وَ قُل لَـهُـما قَولًـا کَـريـمًا
فَـلا تَـقُل لَـهُـما اُفٍّ
رَبِّ ارحَمـهُـما کَـما رَبَّـياني صَـغيـرًا
مَن جاءَ بِالـحَـسَـنَـةِ
فَـلَـهُ عَشـرُ اَمـثالِـها
اَمَّن يُـجيـبُ الـمُضـطَـرَّ اِذا دَعـاهُ وَ يَکـشِـفُ الـسوءَ
فَـاللهُ خَيـرٌ حافِـظًا
وَ هُـوَ اَرحَـمُ الـرّاحِـميـنَ
فَلـيَنـظُـرِ الـاِنـسانُ اِلـي طَـعامِـه
وَ ارزُقـنا وَ اَنـتَ خَيـرُ الـرّازِقيـنَ
وَ آخِـرُ دَعـواهُم اَنِ الـحَمـدُ لِـلّـهِ رَبِّ الـعالَـميـنَ
وَ لا تَـتَّـبِـعوا خُـطُـواتِ الـشَّيـطانِ
وَ اذكُـر رَبَّـكَ كَـثيـرًا
اَلا بِـذِكـرِ اللهِ تَطـمَـئِـنُّ الـقُـلوبُ
وَ كَـلِـمَـةُ اللهِ هِـيَ الـعُـلـيا
وَ لا تَسـتَـوِی الـحَـسَـنَـةُ وَ لَـا الـسَّـيِّـئَـةِ
خُـذِ الـعَفـوَ، وَ أمُر بِالـعُرفِ
وَ اَعـرِض عَـنِ الـجاهِـليـنَ
وَ اشـکُـروا نِعـمَـةَ اللهِ، اِن کُنـتُم اِيّـاهُ تَعـبُـدونَ
وَ جَـعَلـنَـا الـسَّـماءَ سَقـفًا مَحـفوظًا
وَ کُلٌّ في فَـلَـکٍ يَسـبَـحونَ
وَ ارکَـعوا مَـعَ الـرّاکِـعيـنَ
وَ ارکَـعی مَـعَ الـرّاکِـعيـنَ
کَم مِن فِـئَـةٍ قَـليـلَـةٍ غَـلَـبَت فِـئَـةً کَـثيـرَةً بِـاِذنِ اللهِ
سُبـحانَ رَبِّـکَ رَبّ ِ الـعِـزَّةِ عَـمّا يَـصِـفونَ
وَ سَـلامٌ عَـلَي الـمُرسَـليـنَ
وَ الـحَمـدُ لِـلّـهِ رَبّ ِ الـعالَـميـنَ
فَـذَکِّر بِـالـقُرآنِ
اِنَّ هـذَا الـقُرآنَ يَهـدي لِـلَّـتي هِـيَ اَقـوَمُ
اَلـرَّحـمنُ ، عَـلَّـمَ الـقُرآنَ
وَ اِذا قُـرِئَ الـقُرآنُ فَاسـتَـمِـعوا لَـه وَ اَنـصِـتوا ، لَـعَـلَـکُم تُرحَـمونَ

وَ اَوفوا بِـالـعَهـدِ
اِن اَحـسَنـتُم اَحـسَنـتُم لِـاَنـفُـسِـكُم
وَ اِن اَسَـأتُم فَـلَـها
بَـلِ الـاِنـسانُ عَـلی نَفـسِـه بَـصيـرَةٌ
وَ تَـعاوَنوا عَـلَـي الـبـِّـرِ وَ الـتَّـقـوي
وَ لاتَـعاوَنوا عَـلَـي الـاِثـمِ وَ الـعُدوانِ
لَـقَد کَرَّمـنا بَـنی آدَمَ
فَـاِذا فَـرَغتَ فَـانـصَب
اِنَّ اللهَ يـأمُـرُ بِـالـعَـدلِ وَ الـاِحـسانِ
اِنَّ اللهَ يَأمُـرُكُم
اَن تُـؤَدُّوا الاَماناتِ اِلـيٰ اَهـلِـها

لَـئِن شَـکَرتـُم لَـاَزيـدَ نَّـکُم
وَ لَـئِن کَـفَرتـُم اِنَّ عَـذابی لَـشَـديدٍ.
وَ اللهُ عِنـدَه حُسـنُ الـثَّـوابِ
هَـل يَسـتَـوِي الَّـذيـنَ يَعـلَـمونَ وَ الَّـذيـنَ لايَعـلَـمونَ
فَـاتَّـقُـوالله َوَ اَصـلِـحوا ذاتَ بَيـنِـکُم
لَـقَد کانَ لَـکُم فی رَسولِ اللهِ اُسـوَةٌ حَـسَـنَـةٌ
وَ لاتَقـفُ ما لَيـسَ لَـكَ بِـه‌ عِلـمٌ
فَـاسـاَلوا اَهـلَ الـذِّکـرِ، اِن کُنـتُم لاتَعـلَـمونَ
لاتُبـطِـلوا صَـدَقاتِـكُم بِالـمَـنِّ وَ الـاَذيٰ
اَلَّـذيـنَ آتَيـناهُـمُ الـکِـتابَ يَتـلونَـه حَـقَ تِـلاوَتِـه
هُـوَ الـاَوَّلُ وَ الـآخِـرُ وَ الـظّاهِـرُ وَ الـباطِنُ
اِنَّ اللهَ لايَظـلِـمُ مِثـقالَ ذَرَّةٍ
وَ مَن اَصـدَقُ مِـنَ اللهِ قيـلًا
کَـتَـبَ رَبُّـکُم عَـلي نَفـسِـهِ الـرَّحـمَـةَ
ما اَصابَـکَ مِن حَـسَـنَـةٍ فَـمِـنَ اللهِ
وَ ما اَصابَـکَ مِن سَيِّـئَـةٍ فَـمِن نَفـسِـکَ
وَ اسـاَلُـوا اللهَ مِن فَضـلِـه
فَـلاتَـكُن مِـنَ الـقانِـطيـنَ
وَ لا تَمـشِ فِي الاَرضِ مَـرَحًا
وَ الَّـذيـنَ آمَـنوا اَشَـدُّ حُـبًّا لِـلّـهِ
فَلـيَعـبُدوا رَبَّ هـذَا الـبَيـتِ
وَ اَن تَعـفوا ، اَقـرَبُ لِلـتَّقـويٰ
وَ شاوِرهُم فِـی الـاَمـرِ
اَلَّـذي خَـلَـقَ فَـسَوّيٰ
وَ اصـبِـر
فَـاِنَّ اللهَ لايُـضيـعُ اَجـرَ الـمُحـسِـنيـنَ

فَـذَکِّـر ، اِن نَـفَـعَـتِ الـذِّکـري
فَـاصـبِـر، اِنَّ وَعـدَ اللهِ حَـقٌّ
لَن تَـنالُـوا الـبِـرَّ حَـتّي تُنـفِـقوا مِـمّا تُـحِـبّـونَ
سَـلامٌ عَـلَيـکُم بِـما صَـبَرتُم
فَـنِعـمَ عُقـبَـي الـدّارِ

اَلا لَعـنَـةُ اللهِ عَـلَي الـظّالِـميـنَ
وَ هُـوَ عَـليـمٌ بِـذاتِ الـصُّدورِ
اِنّـا زَيَّـنَّـا الـسَّـماءَ الـدُّنـيا بِـزيـنَـةِنِ الـکَواکِـبِ
وَ لِـلّـهِ الـاَسـماءُ الـحُسـنـيٰ
فَـادعوهُ بِـها

اِنَّ اللهَ لايُـغَـيِّـرُ ما بِـقَومٍ
حَـتّی يُـغَـيِّـروا ما بِـاَنـفُـسِـهِم

رَبَّـنا آتِـنا مِن لَـدُنـکَ رَحـمَـةً
وَ هَـيِّـيء لَـنا مِن اَمـرِنا رَشَـدًا

وَ اَنـبَتـنا فيـها مِن کُلِّ زَوجٍ بَـهيـجٍ
وَ مِن آيـاتِـه خَلـقُ الـسَـماواتِ وَ الـاَرضِ
وَ اخـتِـلافُ اَلـسِـنَـتِـکُم وَ اَلـوانِـکُم

شَهـرُ رَمَـضانَ الَّـذی اُنـزِلَ فيـهِ الـقُرآنُ
رَبِّ اغـفِر لي وَ لِـوالِـدَيَّ
وَ لِـمَن دَخَـلَ بَيـتِيَ مُؤمِـنًا

رَبِّ اَدخِلـني مُدخَـلَ صِدقٍ ؛
وَ اَخـرِجـني مُخـرَجَ صِدقٍ

وَ ذَکِّـر، اِنَّ الـذِّکـری تَنـفَـعُ الـمُؤمِـنینَ
وَ لا تَنـسَـوُا الـفَضـلَ بَيـنَـكُم
اِنَّ الـصَّـلاةَ کانَـت عَـلَـي الـمُؤمِـنيـنَ کِـتابًا مَوقوتًـا
اِنّـا فَـتَحـنا لَـکَ فَتـحًا مُـبيـنًا
وَ لا تَلـمِـزوا اَنـفُـسَـکُم
وَ لا تَـنابَـزوا بِـالـاَلـقابِ
يَـقولُـوا الَّـتي هِـيَ اَحـسَـنُ
وَ اقـصِد في مَشـيِکَ
وَ اغضُـض مِن صَوتِـکَ

اِجـتَـنِـبوا کَـثيـرًا مِـنَ الـظَنِّ
کُلُ امـرِئٍ بِـماکَـسَـبَ رَهيـنٌ
وَ سَـبِّـح بِـحَمـدِ رَبِّکَ قَبـلَ طُـلوعِ الـشَّمـسَ وَ قَبـلَ الـغُـروبِ
وَ لَـقَد يَـسَّـرنَـا الـقُرآنَ لِـلـذِّکـرِ
فَـبِـاَیِّ آلاءِ رَبِّـکُـما تُـکَذِّبانِ
لا یَـمَسُّـه اِلَّـا الـمُـطَـهَّـرونَ
وَ هُـوَ مَـعَـکُم اَیـنَ ما کُنـتُم
اَ لَم يَـأنِ لِـلَّـذيـنَ آمَـنوا اَن تَخـشَـعَ قُـلوبُـهُم لِـذِكـرِ الـلّـهِ
وَ اَنـزَلـنَـا الـحَـديـدَ ، فيـهِ بَـاسٌ شَـديـدٌ ، وَ مَـنافِـعُ لِـلـنّـاسِ
فَـاعـتَـبِـروا یـا اُولِـی الـاَبـصارِ
لاتَـتَّـخِـذواعَـدُوّی وَ عَـدُوَّ کُم اَولِـيــاءَ
لِـمَ تَـقولونَ ما لا تَـفـعَـلونَ
يَرفَـعِ اللهُ الَّـذیـنَ آمَـنوا
وَ الَّـذیـنَ اوتـُوا الـعِلـمَ دَرَجاتٍ
هُـوَ اللهُ الـخالِـقُ الـبارِئُ الـمُـصَـوِّرُ
وَ الـسَّـمـاءَ بَـنَیـناها بِـاَیـدٍ
وَ اِنّـا لَـموسِـعونَ
سَـبَّـحَ لِـلّـهِ ما فِـی الـسَّـمـاواتِ وَ مـا فِـی الـاَرضِ
اِنّـا جَـعَلـنا ما عَـلَي الـاَرضِ زيـنَـةً لَـها
لِـيَبـلُـوَكُم اَحـسَـنُ عَـمَـلًا

اِنَّ اللهَ كانَ عَـلَيـكُم رَقيـبًا
قُل اِن كُنـتُم تُـحِـبّونَ اللهَ
فَاتَّـبِـعونى يُحـبِبـكُمُ اللهُ

وَسِـعَ رَبّى كُـلَّ شَىءٍ عِلـمًا
وَ هـذا كِـتابٌ اَنـزَلـناهُ مُـبارَكٌ
اِنَّ رَحـمَـةَ اللهِ قَـريـبٌ مِـنَ الـمُحـسِـنيـنَ
اِنّا لا نُـضيـعُ اَجـرَ مَن اَحـسَـنَ عَـمَـلًا
فَـاذکُرُوا اللهَ
کَـذِکـرِکُم آبـاءَکُم اَو اَشَـدَّ ذِکـرًا
لايُـکَـلِّـفُ اللهُ نَفـسًا اِلّا وُسـعَـها
اَنـتَ مَولانـا ، فَـانـصُرنـا عَـلَي الـقَومِ الـکافِـريـنَ
وَ لايَغـتَب بَعـضُـکُم بَعـضًا
اِنَّ اللهَ يَرزُقُ مَن يَـشاءُبِـغَيـرِحِـسابٍ
وَ قَـضي رَّبُـکَ اَلّـا تَعـبُـدوا اِلّـا اِيّـاهُ
وَ بِالـوالِـدَيـنِ اِحـسانًـا

وَ مـا اَنـفَـقـتُم مِن شَیءٍ فَـهُـوَ يُخـلِـفُـه
وَ هُـوَ خَيـرُ الـرّازِقيـنَ
رَبَّـنا اِنَّـنا آمَنّـا فَـاغـفِرلَـنا ذُنوبَـنا ؛
وَ قِـنا عَـذابَ الـنّارِ

رَبِّ اشـرَح لي صَدري
وَ يَـسِّر لي اَمـري
وَ احـلُل عُقـدَةً مِن لِـساني
يَفـقَهوا قَولي

ماشـاءَ اللهُ
لا قُـوَّةَ اِلّـا بِاللهِ
وَ بِـعَهـدِ اللهِ اَوفوا
وَ مَن اَوفىٰ بِـعَهـدِه‌ مِـنَ اللهِ
لَـو کـان فيـهِـما آلِـهَـةٌ اِلَّـا اللهُ لَـفَـسَـدَتا
وَ اسـتَـعيـنوا بِالـصَّبـرِ وَ الـصَّـلاةِ
مَن يَشـفَع شَـفاعَـةً حَـسَـنَـةً
يَـكُن لَـه نَـصيـبٌ مِنـها
اِعـدِلوا هُـوَ اَقـرَبُ لِـلـتَّقـوي
فَـاذكُـروا آلاءَ اللهِ
مَن جـاءَ بِـالـحَـسَـنَـةِ فَـلَـه عَشـرُ اَمـثالِـها
اَللهُ نَـزَّلَ اَحـسَـنَ الـحَـديثِ
وَ مَن شَـکَـرَ فَـاِنَّـما يَشـکُـرُ لِـنَفـسِـه
وَ لا يَجـرِمَـنَّـكُم شَـنَـآنُ قَومٍ
عَـليٰ اَلّـا تَعـدِلوا

اِنَّ اللهَ نِـعِـمّا يَـعِـظُـكُم بِـه
وَ لا تُظـلَـمونَ فَـتيـلًا
فَاذكُـرُوا اللهَ قِـيامًا وَ قُـعودًا وَ عَـلى جُـنوبِـكُم
وَ اِذا حُـيّيـتُم بِـتَـحِـيَّـةٍ
فَـحَـيّوا بِـاَحـسَـنَ مِنـها اَو رُدّوها

فَـلا تَـتَّـبِـعُـوا الـهَـوى اَن تَعـدِلوا
وَ اعـلَـموا اَنَّ اللهَ مَـعَ الـمُـتَّـقيـنَ
وَ لا تُلـقوا بِـاَيـديـكُم اِلَى الـتَّهـلُـكَـةِ
وَ أمُر اَهـلَـكَ بِـالـصَّـلاةِ وَ اصـطَـبِـر عَـلَيـها
وَ ما خَـلَقـتُ الـجِنَّ وَ الاِنـسَ اِلّا لِـیَعـبُـدونَ
وَ اِذا سَـاَ لَـکَ عِـبادي عَـنّي، فَـاِنّي قَريـبٌ
وَ اَعِـدّوا لَـهُم مَا اسـتَـطَعـتُم مِن قُوَّةٍ
لَيـسَ لِـلاِنـسانَ اِلّا ما سَـعی
وَ يَدرَئونَ بِالـحَـسَـنَـةِ الـسَّـيِّـئَـةَ
فَـاتَّـقُـوا اللهَ مَـا اسـتَـطَعـتُم
اِن هُـوَ اِلّا ذِکـرٌ لِلـعالَـميـنَ
فَـلا تُـزَكّـوا اَنـفُـسَـكُم
لا تَدخُـلوا بُـيوتًا غَيـرَ بُـيوتِـكُم ، حَتّي تَسـتَأنِـسوا
اِنَّـما يَخـشَی اللهَ مِن عِـبادِهِ الـعُـلَـماءُ
وَ لا تَـطيـعوا اَمـرَ الـمُسـرِفيـنَ
وَ کانَ سَعـیُـکُم مَشـکورًا
فَـتَـبارَكَ اللهُ اَحـسَـنُ الـخالِـقيـنَ
قو اَنـفُـسَـكُم وَ اَهـليـكُم نـارًا
وَ عِـبادُ الـرَّحـمـنِ
اَلَّـذينَ يَمـشونَ عَـلَي الـاَرضِ هَونًا

وَ الَّذيـنَ هُـم لِـاَماناتِـهِـم راعونَ
اَلَّـذيـنَ هُم في صَـلاتِـهِم خاشِـعونَ
وَ جادِلـهُم بِالَّـتى هِـيَ اَحـسَـنُ
اَلَّـذيـنَ هُم عَـنِ الـلَغـوِ مُعـرِضونَ
وَ لِـلّـهِ عاقِـبَـةُ الـاُمورِ
كُلُّ شَيءٍ هالِـكٌ اِلّا وَجـهَـه
اِنَّ اللهَ يُـدافِـعُ عَـنِ الَّذيـنَ آمَـنوا
اِنَّ اللهَ لايُـحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَـفورٍ
وَ اِذا مَرّوا بِالـلَّغـوِ مَرّوا كِـرامًا
رَبُّـنَـا الَّـذي اَعـطي كُلَّ شَيءٍ خَلـقَـه ، ثُمَّ هَـدي
وَ مَن لَم يَجـعَـلُ اللهُ لَـه نورًا ، فَـما لَـه مِن نورٍ
قُل لِلـمُؤمِـنيـنَ يَـغُضّوا مِن اَبـصارِهِم وَ يَحـفَـظوا فُـروجَـهُم
قُل لِلـمُؤمِـناتِ يَغـضُضـنَ مِن اَبـصارِهِـنَّ وَ يَحـفَظـنَ فُـروجِـهِـنَّ
رَبِّ اَنـزِلـني مُنـزَلًا مُـبارَكًا
وَ اَنـتَ خَيـرُ الـمُنـزِليـنَ

سُبـحانَ الَّـذي سَـخَّـرَ لَـنا هـذا
وَ ما كُنّا لَـه مُقـرِنـينَ
وَ اِنّـا اِلـي رَبِّـنا لَـمُنـقَـلِـبونَ

وَ سَـيَعـلَـمُ الَّـذيـنَ ظَـلَـموا اَيَّ مُنـقَـلَـبٍ يَنـقَـلِـبونَ
كُلٌّ لَـه قـانِـتونَ
لَـقَد خَـلَقـنَـا الـاِنـسانَ فی اَحـسَـنِ تَقـويـمٍ
وَيـلٌ لِـکُلِّ هُـمَزَةٍلُـمَـزةٍ
اَ لَيـسَ اللهُ بِاَحـکَـمِ الـحاکِـميـنَ
وَ اَمَّا الـسائـلَ فَـلا تَنـهَر
مَن يَـتَـوَکَّـل عَـلَـی الـلّـهِ فَـهُـوَ حَسـبُـه
توبوا اِلَـی اللهِ
مَن يوقَ شُـحَّ نَفـسَـه فَـاُولـئِـکَ هُـمُ الـمُفـلِـحونَ
اَلّا تَطـغَوا فِـی الـميـزانِ
قُل لـا اَسـئَـلُـکُم عَـلَيـهِ اَجـرًا
اِلَّـا الـمَـوَدَّةَ فِـی الـقُربـی

مـا تَسـقُـطُ مِن وَرَقَـةٍ اِلّـا يَعـلَـمُـها
وَ لِـلّـهِ ميـراثُ الـسـماواتِ وَ الـاَرضِ
وَ مَن يَبـتَـغِ غَيـرَ الـاِسـلامِ ديـنًـا فَـلَن يُقـبَـلَ مِنـهُ
اِنَّ الـدّيـنَ عِنـدَ اللهِ الـاِسـلامُ
وَ فَوقَ کُـلِّ ذی عِلـمٍ عَـليـمٌ
وَ مَن يَغـفِـرُ الـذُّنوبَ اِلَّا اللهُ
مـا يُـريـدُ اللهُ
لِـيَجـعَـلَ عَـلَيـكُم مِن حَـرَجٍ

وَ لا تَقـرَبُـوا الـفَـواحِـشَ
ما ظَـهَـرَ مِنـها وَ ما بَـطَـنَ
وَ اِنَّ اَوهَـنَ الـبُـيوتِ لَـبَيـتُ الـعَنـکَـبوتِ
وَ اِذا قُلـتُم فَـاعـدِلوا
وَ لَوكانَ ذا قُربـيٰ
قُـل اَمَـرَ رَبّي بِـالـقِسـطِ

عَـلَي اللهِ تَـوَكَّلـنا
بَـقِـيَّـةُ اللهِ خَيـرٌ لَـكُم ، اِن كُنـتُم مُؤمِـنيـنَ
وَ اَشـرَقَـتِ الـاَرضُ بِـنورِ رَبِّـها
وَ اخـفِض لَـهُـما
جَـناحَ الـذُّلِّ مِـنَ الـرَّحـمَـةِ

سَـنُـريـهِم آياتِـنا فِی الـآفاقِ وَ فی اَنـفُـسِهِم
رَبَّـنا ما خَـلَقـتَ هـذا باطِـلًا ،
فَـقِـنا عَـذابَ الـنّـارِ

اَللهُ نَـزَّلَ اَحـسَـنَ الـحَـديـثَ
عَلَّـمَ الـاِنـسانَ ما لَم يَعـلَم
رَضِـيَ الـلّـهُ عَنـهُم وَ رَضوا عَنـهُ،
ذلـکَ الـفَوزُ الـعَـظيـمُ
وَ الـباقِـياتُ الـصّالِـحاتِ ، خَیرٌ عِنـدَ رَبِّـکَ ثَـوابًا ، وَ خَيـرٌ مَـرَدًّا
رَبِّ اَعوذُ بِـکَ مِن هَـمَـزاتِ الـشَّـياطيـنِ
وَ اَعوذُ بِـکَ رَبِّ اَن يَحـضُـرونِ

وَ اِذا حُيِّيـتُم بِـتَـحِيَّةٍ ، فَـحَـيّوا بِـاَحـسَـنَ مِنـها ، اَو رُدّوها
وَ اذکُـرِ اسـمَ رَبِّـکَ بُکـرَةً وَ اَصيـلًا
وَ قالَ الرَّسولُ، يا رَبِّ ! اِنَّ قَومِي اتَّـخَـذوا هـذَا الـقُرآنَ مَهـجورًا
وَ لِـلّـهِ الـعِزَّةِ وَ لِـرَسولِـه وَ لِـلـمُؤمِـنيـنَ
اَ فَـمَن يَخـلُـقُ كَـمَن لايَخـلُـقُ
اَ فَـلا تَـذَکَّـرونَ
وَ لاتَجـعَل يَـدَکَ مَغـلولَـةً اِلـي عُـنُـقِـکَ،
وَ لاتَبـسُطـها کُلَّ الـبَسـطِ
رَبَّـنا لاتُـزِغ قُـلوبَـنا بَعـدَ اِذ هَـدَيـتَـنا
وَ هَب لَـنا مِن لَـدُنـکَ رَحمَةً
اِنَّـکَ اَنـتَ الـوَهّـابُ

رَبِّ اغـفِر لي وَ لِـوالِـدَيَّ
وَ لِـمَن دَخَـلَ بَيـتِيَ مُؤمِـنًا
وَ لِلـمُؤمِـنيـنَ وَ الـمُؤمِـناتِ

رَبِّ اَدخِلـني مُدخَـلَ صِدقٍ
وَ اَخـرِجـنی مُخـرَجَ صِـدقٍ
وَ اجـعَل لي مِن لَـدُنـکَ سُلـطانًا نَـصيـرًا