حکایت قرآنی

امـام جـمـاعـت دزد

یکی از دوستان نقل می‌کرد که در یکی از کشورهای آفریقای ساحلی شخصی که حافظ قرآن کریم و عالم شریعت بود، در یکی از مساجد مسئولیت امامت را پذیرفت و مردم محل از او استقبال بسیار زیادی کردند و هر خانواده تلاش می‌نمود که امام، میهمان خانه‌ی او شود خصوصا در ماه مبارک رمضان، از جمله یکی از مقتدیان در روزهای پایانی رمضان، امام را به افطار دعوت نمود.
امام دعوت ایشان را اجابت نموده به خانه‌اش رفت و میزبان از امام به گرمی استقبال نموده و بی‌نهایت مورد عزت و اکرام قرار داد و امام بعد از افطار در حق میزبان و خانواده‌اش دعا نموده، مرخص شد.
زمانی که خانم میزبان، نظافت خانه را شروع کرد به یادش آمد که در طاقچه سالن مقداری پول گذاشته بود، فورا وارد سالن شد ولی پولی ندید, تمام اطراف سالن را جستجو کرد اما پول را نیافت.

وقتی که شوهرش از مسجد برگشت برایش جریان را گفت و سوال کرد آیا تو پول را از سالن برداشتی؟ شوهر جواب داد نه!
بعد از فکر زیاد به این نتیجه رسیدند که به غیر از امام، هیچ کسی به خانه‌ی شان در این مدت نیامده است و همچنان یک دختر شیرخوار دارند که او از گهواره‌اش نمی تواند پایین بیاید به همین خاطرتنهامتهم همان امام است. آن شخص بسیار عصبانی شده گفت: چطور امکان دارد که امام چنین کاری را انجام دهد، در حالی که اورا به خانه‌ی خود دعوت کرده‌ام و به احترام ماه مبارک رمضان اورا اکرام و عزت نموده‌ام. او می‌بایست پیشوا و الگو باشد نه دزد!
با وجود خشم و غضبش، آن قضیه را پنهان کرد و از روی حیا نتوانست با امام بخاطر پول، مواجهه و موضوع را مطرح کند و لکن از امام دوری می نمود تا مجبور به سلام دادن و سخن گفتن با او نشود.

بعد از گذشت یک سال کامل دوباره ماه مبارک رمضان آمد و مردم با همان شور، شوق، علاقه و اخلاص امام را به خانه‌های شان جهت افطار دعوت کردند و زمانی که نوبت دعوت امام به خانه‌ی این شخص رسید ؛ قضیه سرقت پول به یادش آمد و با خانم خود مشورت کرد که آیا امام را دعوت کند یا خیر؟
از آنجایی که خانم آن شخص، یک زن صالح و نیکوصفتی بود شوهرش را تشویق نمود تا امام را دعوت کند و گفت شاید امام از روی احتیاج آن پول را برداشته باشد به همین خاطر او را باید مورد عفو و بخشش خود قرار دهیم، شاید که خداوند متعال ما را هم ببخشد.
او امام را به افطاری دعوت نمود ولی در پایان افطاری نتوانست خود را نگه دارد و امام را مورد خطاب قرارداد و گفت: امام محترم، شاید متوجه شده باشید که در طول یک سال گذشته رفتار من در قبال شما تغییر کرده؟
امام گفت: بلی، ولی من فراموش کردم علت آنرا جویا شوم؛ زیرا بسیار مشغول کار و تلاش بودم.
آن شخص گفت: امام محترم! از شما یک سوال می کنم امید است که جواب واضح بدهید، یک سال قبل و در ماه مبارک رمضان خانم من مقداری پول را بالای طاقچه ی سالن پذیرایی گذاشته بود و فراموش کرده بود که آن‌را بردارد و لکن آن پول بعد از رفتن شما از نظر غایب شد و جستجوی بسیاری کردیم ولی نتوانستیم پیدا کنیم.
حالا بگویید آیا شما آن را برداشته بودید؟

امام گفت: بلی! من آن را برداشته بودم.
صاحب خانه از این جواب صریح، مبهوت، متعجب و حیران شد ولی امام سخنان خود را ادامه داده گفت: وقتی که در سالن تنها بودم دیدم پنجره باز است، باد تندی هم وزید و پول‌ها را پراکنده و پخش کرد به همین خاطر پول‌ها را جمع نمودم و دقت کردم که اگر پول‌ها را زیر فرش و یا روی طاقچه بگذارم ممکن است شما آن را پیدا نکنید و یا باز باد آنها را پراکنده کند ...
در این موقع امام سر خود را اندوهگین تکان داده به گریه افتاد ... و در ادامه صاحب خانه را خطاب قرار داده گفت: به نظرت من برای چه چیزی اندوهگینم و گریه می‌کنم؟

حاشا که به خاطر تهمت دزدی که به من میزنی گریه ‌کنم، اگرچه این تهمت دردناک است و لکن من بخاطر این گریه می‌کنم که ۳۵۵ روز گذشت و هیچ یک از شما صفحه‌ای از قرآن کریم را هم نخواندید و اگر قرآن کریم را یک بار باز می‌کردید، البته پول را در آن پیدا می‌کردید.

صاحب خانه با عجله قرآن کریم را آورده، باز کرد و پول ها را کامل در آن دید...

این است حال برخی از ما مسلمانان که قرآن کریم را در طول یک سال، یکبار هم باز نمی‌کنیم ولی در عین حال خود را مسلمان هم می‌دانیم

الهی ! مارا از مسلمانان غافل و دور از قرآن‌کریم قرار مده و قرآن را در بین ما «مهجور» مگردان .

تلفیق علیه تلفیق (مجموعه یادداشت ها)

تلفیق علیه تلفیق

مجموعه ۳۰ یادداشت کوتاه، درباره ی تفاوت تلفیق حداقلی و حداکثری دو درس قرآن و تعلیمات دینی در سال ۱۴۰۳

اشاره

در این نوشته، بخشی از مجموعه یادداشت های اینجانب در زمان تصدی بخش طراحی، تدوین و تولید راهنمای حوزه تربیت و یادگیری قرآن کریم و عربی در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و گروه قرآن و عربی دفتر تالیف کتاب های درسی، درباره تصمیم یک سویه و خطیر حذف درس قرآن و کاهش ساعات درسی قرآن توسط مدیران سازمان پژوهش و دفتر تالیف به بهانه تلفیق دروس جهت ثبت در تاریخ درج می شود. این یک خطای راهبردی است که بدون در نظر گرفتن اصل مهم زمان شناسی در برنامه ریزی درسی و آموزشی به نام طرحواره اجرایی سازی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در حال اجراست.

متاسفانه کلیه تذکرات کارشناسان سازمان و نیز نامه های رسمی مراجع ذی ربط مبنی بر پرهیز از چنین تصمیم نادرستی تا کنون مورد توجه واقع نشده و تنها به برکناری ضمنی کارشناسان انجامیده است.

مقدمه

تضعیف قرآن و عترت علیهم‌السلام در آموزش و پرورش به نام طرحواره سند تحول بنیادین

▪️حذف عنوان درس قرآن و کاهش ساعات درسی قرآن در دوره ابتدایی به نام تلفیق دروس، بدون مبنای علمی و چارچوب قانونی است. این اصرار مدیریتی می تواند به تضعیف و حذف درس قرآن انجامیده و

داستان از سال ۹۸ آغاز شد. با روی کار آمدن حجه الاسلام علی ذوعلم

وی به دنبال تلفیق دو گروه درسی قرآن و معارف بود.

نامه دفتر رهبری جلوی این کار گرفته شد.

سال ۱۴۰۱ با آمدن یکی از اعضای تیم آقای ذوعلم یعنی حجه الاسلام علی لطیفی مجددا داستان تکرار شد.

دو نامه از دفتر رهبری برای وزیران وقت یعنی آقای دکتر صحرایی وزیر محترم سابق، در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۳ و نامه ای هم در شهریور ۱۴۰۳ برای آقای علیرضا کاظمی وزیر محترم فعلی صادر و نسبت به خسارات جبران ناپذیر این تصمیم به صراحت هشدار داده شد.

در زمینه عربی نیز ...

نکته مهم اینحاست که هر دو تصمیم اولا بر خلاف اسناد تحولی رسمی و منویات مقام معظم رهبری به ویژه سیاست های کلی ایجاد تحول بنیادین آموزش و پرورش (سیاست های ابلاغی معظم له) است و نیز بر خلاف نظر کارشناسان و متخصصان سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی است.

البته کارشناسان برای همدلی با مدیران، الگوی حداقلی برای تلفیق ارایه کردند ولی از آنجا که ....

تلفیق علیه تلفیق ۱

در چند جلسه اخیر، عمدتا دروسی که مستقل هستند، ارائه داشتند که البته پرمطلب و پرحاشیه بود.

اولا - خوب است دروس تلفیقی نیز ارایه کنند تا ببینیم چه اتفاقی برای عناصر و اجزاء ارکان محتوا رخ خواهد داد.

ثانیا - به نظر می رسد در دروس تلفیقی، باید از خیر رویکرد و منطق و نیز اهداف و راهبردهای یکی از راهنماهای حوزه تربیت و یادگیری و نیز برنامه درسی ملی گذشت و از اسناد تحولی عدول کرد و یا با مسامحه زیاد برخورد کرد.

و این یعنی استحاله برنامه درسی ملی و راهنمای حوزه تربیت و یادگیری که فکر نمی کنم اسناد تحولی اجازه اجتهاد تا این سطح از استحاله را به هر یک از ما بدهد.

چرا که تلفیق قرار است فرصتی برای تسریع امر تربیت و یادگیری باشد و نه تهدید و مانعی برای آن ...

از سوی دیگر اگر راهنمای تفصیلی پیش رو تصویب و ابلاغ شود، آیا امکان استفاده از سایر الگوهای تلفیق دروس، (انواع تلفیق) مثلا در چند تالیفی وجود خواهد داشت؟!!

به احتمال قوی، پاسخ منفی است.

▪️به نظر می رسد راهنمای تفصیلی باید در ادامه راهنمای حوزه تربیت و یادگیری به صورت مستقل طراحی و تدوین شود

و برای تلفیق دروس، مرحله دیگری طراحی شود.

در شرایط فعلی تلفیق علیه تلفیق است و این مخاطره مانع چابک سازی برنامه درسی و نیز سیاست چند تالیفی می شود.

تلفیق علیه تلفیق ۲

▪️آقای دکتر صادقیان در پاسخ به این سوال که «تلفیق وسیع یعنی چه؟»
فرمودند : یعنی «مرز دروس برداشته شود.»

▪️چند سوال :
۱- آیا این الگو جای دیگری هم با این نام و مشخصه آمده است؟

۲- آیا این که مرز دروس برداشته شود، نامش تلفیق است یا استحاله؟

۳- آیا اساسا چنین امری محتمل است که بدون توجه به قلمرو و محدوده یک حوزه آن را دربست در اختیار حوزه دیگری قرار داد؟

۴- اساسا هدف از تلفیق دروس چیست؟
تهدید یا فرصت؟!

تلفیق علیه تلفیق ۳

📖 تلفیق دینی با قرآن، یک تلفیق ذاتی است؛ نه عارضی

▪️اگر به هریک از کتاب های درسی آموزش قرآن (مثلا قرآن اول دبستان) نگاهی بیفکنید متوجه خواهید شد که هر درس علاوه بر آیات و سوره ها، شامل :
موضوع درس (Them)
داستان قرآنی
پیام قرآنی
حدیث نورانی
مباحث شناخت قرآن
آموزش نماز
آیات موضوعی (آیه مباهله، آیه الکرسی، آیه صلوات و ... )
تصاویر
درک معنا (ترجمه)
و ...

همه و همه در بردارنده همین نکته است که : «درس قرآن ذاتا تلفیقی است، نه عارضی»؛

▫️لذا ادعای تلفیق دو درس قرآن و دینی ادعای نادرستی که نشان از عدم دقت به این مطلب است.

تلفیق علیه تلفیق ۴

📖 بُعد سیاسی تلفیق دروس دینی و قرآن

▪️آیا می دانید یک چهارم دانش آموزان کشور، اهل سنت هستند؟

▪️ آیا می دانید کتاب های هدیه های آسمان (تعلیمات دینی) دانش آموزان شیعه و سنی با هم فرق دارد؟

▪️آیا می دانید با تلفیق بین رشته ای (وسیع)، دو نوع کتاب قرآن خواهیم داشت؟!
کتاب قرآن شیعه
و
کتاب قرآن اهل سنت

▪️آیا می دانید تلفیق وسیع (بین رشته ای) زمینه تفرقه مذهبی در کشور را فراهم خواهد آورد؟

تلفیق علیه تلفیق ۵

▪️آنچه در موارد قبلی تلفیق علیه تلفیق (۴-۱) گفته شد، بر اساس بیان استادان جناب آقای دکتر صادقیان عزیز و خانم دکتر رمضانی بزرگوار بود که در پرسش های متعدد درباره نوع الگوی تلفیق وسیع، بر بین رشته ای، میان رشته ای و برداشتن مرزهای دانش تاکید و اصرار می فرمودند.

اما فهم و نتیجه بررسی بنده از رویکرد فرا رشته ای ادگار مورن این است که : به دلیل آنکه نظام های آموزشی کنونی دچار بحران شده اند، بحرانی که ناشی از رویکرد ساده شده و تفکیکی نسبت به دانش و تفکیک آن به رشته های مجزا و تاکید بیش از حد بر تخصصی و فوق تخصصی شدن است؛ لذا برای به چالش کشیدن این بحران، رویکرد فرا رشته ای ارائه شده است.

البته باید در نظر داشت که طبق دیدگاه مورن، رویکرد فرا رشته ای تفکیک و تشخیص رشته های مختلف دانش را محترم می شمارد، هرچند مرزهای میان رشته ها را کنار گذاشته می شود؛ اما «دانشی» یگانه, واحد و یکپارچه را ارائه می دهد.

لذا رویکرد فرا رشته ای، نوعی رویکرد مسئله محور است که با در نظر گرفتن طیف وسیع دانش، می تواند از آموزش تک بعدی و بیگانگی رشته ها با یکدیگر اجتناب ورزد و نیز این رویکرد از عدم آگاهی و غفلت از مسائل جامعه جلوگیری می کند و این قابلیت را دارد که در نظام های آموزشی تحول ایجاد نماید.

اما نکته مهم در این رویکرد و سایر مدل های تلفیق، توجه به «جنس» و «مأموریت ذاتی» هر یک از حوزه های تربیت و یادگیری است که در واقع قلمرو و محدوده هر حوزه را شامل می‌شود.

▪️استفاده از هر نوع الگویی، در کنار جامعیت، باید از مانعیت هم برخوردار باشد تا زمینه استحاله مأموریت آن حوزه را فراهم نسازد و به عبارت دیگر پاسخگوی وظیفه آن حوزه از تربیت و یادگیری باشد.

به عنوان مثال :
در میان عناوین دروس پایه اول ابتدایی پیشنهادی، دروس فارسی و قرآن از یک جنس هستند؛ چرا که هر دو مأموریت دارند به دانش آموزان «مهارت های اصلی زبانی» شنیداری، خوانداری و گفتاری را بیاموزند.

از گذشته های دور نیز این دو درس یعنی قرآن و فارسی با رویکرد تربیت دینی در هم تنیده و لازم و ملزوم یکدیگر بوده اند. (نظام مکتبخانه ای) و بعدها از هم جدا شده است.

در این دو درس (فارسی و قرآن) استفاده از رویکرد بین رشته ای/ میان رشته ای/ فرا رشته ای امکان پذیر است. چرا که هر دو درس، مأموریت یکسان دارند. لذا از منظر جنس، هر دو درس، ظرف هستند.

حال اگر هر یک از این دو ظرف فارسی و قرآن (که می توانند یک ظرف بزرگ تر نیز بشوند) بخواهند پذیرای مظروفی چون معارف اسلامی باشند، باید دید :
اولا- آیا امکان تلفیق وجود دارد؟
ثانیا - بر اساس کدام الگو و رویکرد باید عمل شود؟
ثالثا - آیا امکان کنار گذاشتن مرزهای این دو حوزه که یکی مهارتی و دیگری مفهومی است، وجود دارد؟
رابعاً - برای رفع آسیب ها احتمالی که به استحاله مأموریت هریک از آن دو می شود، چه باید کرد؟

▪️به نظر می رسد به دلیل اینکه دروس قرآن و تعلیمات دینی از جهت مأموریت ذاتی (قلمرو حوزه) از یک جنس نیستند، باید تابع الگوهای دیگری از تلفیق شوند. مانند الگوی تلفیق «رشته ای موازی» ...

✅ تلفیق علیه تلفیق ۶

▪️تلفیق، کِـی و کجا ؟؟

▪️«تکمیل راهنمای حوزه تربیت و یادگیری» و «تلفیق راهنماهای حوزه‌های تربیت و یادگیری» دو فرایند جدا از هم است که ترکیب آن ها «هویت حوزه تربیت و یادگیری» را با چالش جدی روبه رو می کند.

▪️بحث از «حفظ هویت یک حوزه تربیت و یادگیری» است که در صورت تلفیق در این مرحله، به دلیل «عدم تکمیل و اتمام هر یک از راهنماهای یازدهگانه تربیت و یادگیری تا پایه تحصیلی» با چالش جدی رو به رو خواهد شد.

▪️چالش اصلی این است که «آیا یکی کردن دو مرحله از تکمیل راهنمای حوزه تربیت و یادگیری یعنی تلفیق کردن منطق، رویکرد، اهداف و ... پایه های تحصیلی در این مرحله که هنوز تکلیف آن در راهنمای مستقل حوزه تربیت و یادگیری تعیین و تصویب نشده، شیوه درستی است؟»

▪️ آیا نباید راهنماهای حوزه‌های تربیت و یادگیری پس از تکمیل و تصویب توسط شورای عالی آموزش، وارد فرایند تلفیق می شد؟

▪️ ضمناً آیا پرداختن به تلفیق در این مرحله، پرداختن به رویکردهای متنوع تلفیقی را که دارای انواع و اقسام و مراحل و مراتب است برای همیشه محدود و نابود نمی کند؟

▪️ با این عملکرد سازمان در صورت پرداختن به سایر رویکردهای تلفیقی به ویژه در سیاست چند تالیفی، آیا تولید مجدد راهنمای تفصیلی برای هر یک از انواع تلفیق اجتناب ناپذیر نخواهد بود.

▪️ آیا این شیوه از عملکرد سازمان پژوهش، مصداق از تلفیق علیه تلفیق نیست؟

▪️نتیجه :
در این شیوه از عملکرد ناقص سازمان که به نام طرحواره در حال انجام است درصد قابل توجهی از رویکردها و اهداف هر یک از حوزه ها مورد غفلت، تضعیف و حتی حذف قرار می گیرند.

و «این نقص با تلفیق جبران نمی شود»؛ بلکه تنها به «فاصله راهنمای حوزه تربیت و یادگیری از سند برنامه درسی ملی» انجامید است.

▪️به دلیل شتابزدگی در تجمیع دو بخش «تکمیل راهنما» و «تلفیق راهنماها»، نه تنها عرصه برای استفاده از الگوهای تلفیقی محدود می شود، بلکه نحوه طراحی و تدوین محتواهای سال های آینده را نیز با ابهام رو به رو می کند.

▪️مسلماً همین محدودیت، باعث چندباره کاری هر یک از حوزه های تربیت و یادگیری در تولید راهنمای تفصیلی خود با سایر رویکرد های تلفیقی خواهد شد.

تلفیق علیه تلفیق ۷

▪️آیا مراد از «سازماندهی محتوا» همان تلفیق «کتاب های درسی» است؟!

▪️ در «سند برنامه درسی ملی» :
۲۷ بار به «سازماندهی»
۴۷ بار به «محتوا»
۲۳ بار به «سازماندهی محتوا»
۵ بار به «محتواهای آموزشی»
۱۶ بار به «تلفیق»
۳ بار به «تألیف کتاب های درسی»
اشاره شده است.

▪️مراد از «سازماندهی محتوا» در سند برنامه درسی ملی چیست؟

▫️مراد از «سازماندهی»، نحوه چینش و نظم و ترتیب و ارتباط معنادار بین عناصر و اجزاء یک مجموعه مشخص (برنامه درسی یک حوزه یادگیری) است.

▫️مراد از «محتوا» مجموعه ای منسجم و هماهنگ از «فرصت ها» و «تجربیات یادگیری» است که زمینه شکوفایی فطرت الهی، رشد عقلی و فعلیت یافتن عناصر و عرصه ها را مبتنی بر ارزش های فرهنگی و تربیتی و سازوار با آموزه های دینی و قرآنی، به صورت پیوسته فراهم می آورد که در برگیرنده مفاهیم و مهارت های اساسی و ایده های کلیدی مبتنی بر شایستگی های مورد انتظار از دانش آموزان است.

محتوا برگرفته از یافته های علمی و معتبر بشری است که با نیازهای حال و آینده، علایق، ویژگی های روان شناختی دانش آموزان، انتظارات جامعه اسلامی و زمان آموزش متناسب است.

▫️مراد از «سازمان دهی محتوا»، ترتیب ارائه محتوای آموزشی بر پایه ملاک های مشخص است.

▫️در فرایند «سازماندهی محتوا»، هر یک از گروه های درسی با توجه به آنچه که در راهنمای (تفصیلی) حوزه یادگیری طراحی و تدوین گردیده، نسبت به تولید و شکل دهی محتوا و سازماندهی آن با توجه به فعالیتهای یاددهی – یادگیری مورد نظر اقدام می کنند.

▫️مراد سند برنامه درسی ملی از «سازماندهی محتوا» در موارد ۲۳ گانه مندرج در هر یک از حوزه های تربیت و یادگیری (حوزه های قرآن وعربی، فارسی، هنر، تربیت بدنی، ریاضی، کار و فناوری، مطالعات اجتماعی، زبان خارجی) اشاره به نحوه چینش محتوا بر اساس رویکرد حاکم بر آن حوزه از تربیت و یادگیری است.

▪️کدامیک از حوزه‌های ۱۱ گانه تربیت و یادگیری باید «تلفیقی» باشند؟

▫️طبق سند برنامه درسی ملی، حوزه های تربیت و یادگیری، حدود محتوایی، روش ها، فرآیندها و عناصر کلیدی یادگیری را روشن می سازند. این حوزه ها با یکدیگر ارتباط داشته، لیکن عناوین موضوعات درسی در دوره ها و پایه های تحصیلی لزوماً معادل عناوین حوزه ها نخواهد بود «و مفاهیم حوزه های یادگیری به صورت تلفیقی ارائه خواهد شد.»

▪️نتیجه :
1⃣ با توجه به آنچه درباره مفهوم «تلفیق در سازماندهی محتوا» در سند برنامه درسی ملی آمده است، صرفاً تلفیق «کتاب های درسی» برداشت نمی شود؛ بلکه مراد «چینش عناصر و اجزاء برنامه درسی بر اساس رویکرد قالب» است.

2⃣ علی رغم تصریح سند برنامه درسی ملی درباره «تلفیق مفاهیم همه حوزه های یادگیری با یکدیگر»، در طرحواره به صورت سلیقه ای و بلکه «چندگانه» عمل شده است.

به تعبیر روشن تر، راهنمای برنامه درسی برخی از حوزه ها چون فارسی و ریاضی که در اصل، محور دوره ابتدایی هستند، تقریباً مستقل در نظر گرفته شده اند؛ اما راهنمای بخشی از دروس، «تلفیق محدود» و برخی از دروس مانند قرآن و دینی و یا علوم تجربی و مطالعات اجتماعی با رویکرد «تلفیق وسیع» سازماندهی شده اند.

این یک‌تناقض آشکار در طرحواره است که البته تا کنون فلسفه و منطق آن بی پاسخ مانده است. صرف تلاش برای کاهش عناوین دروس و کتاب ها نمی تواند دلیل منطقی برای هویت زدایی از هر یک از حوزه های یازده گانه تربیت و یادگیری و مأموریت های ذاتی آنها باشد.

این بخش به کارشناسی عمیق و دقیق و قابل دفاع نیازمند است و با تحمیل تصمیمات مدیریت قابل حل نمی باشد.

تلفیق علیه تلفیق ۸

▪️آیا کتابی برتر از قرآن کریم و یا همسنگ آن وجود دارد؟

▫️آیا تلفیق قرآن کریم و تعلیمات دینی (سخن خدا با سایر سخنان)، زمینه ساز انحراف تدریجی از قرآن کریم در جامعه را فراهم نمی آورد؟

▫️آیا تلفیق این دو درس به معنای وجود نقص در قرآن کریم و تکمیل آن از طریق تلفیق با درس دینی نیست؟!

▫️آیا تلفیق درس قرآن با درس دینی، از مصادیق بارز تقویت سکولاریسم و مهجوریت آن در جامعه نیست؟!

▪️برتری قرآن :
در این زمینه شواهد قرآنی و حدیثی و حتی عقلی به قدری است که از حوصله بحث خارج است. تنها به عنوان نمونه عرض می شود :
▫️«انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»
سوره حجر، آیه ۹
مسلمانان از مصادیق بخش دوم این آیه هستند که باید در حفظ مواریث الهی اهتمام و جدیت داشته باشند.

▫️«وَ اِنَّـهُ لَـکِـتابٌ عَـزیـزٌ»
و‌ این (قرآن) قطعاً کتابی شکست ناپذیر است.
سوره فصلت، آیه ۴۱

▫️ پیامبر اعظم صلی‌الله علیه وآله :
«فَضـلُ القُرآنِ عَـلیٰ سائِـرِ الـکَـلامِ،
کَـفَـضلِ اللهِ عَـلیٰ خَلـقِـهٖ»
فضیلت قرآن بر سائر سخنان،
مانند فضیلت خداست بر بندگانش
جامع الاخبار، كتاب القرآن، ج 1، ص 182.

▫️امام سجاد علیه السلام:
«وَ فَضَّلـتَـهُ عَـلى‌ كُلِّ حَـديـثٍ قَـصَصـتَـهُ‌»
و برتری دادی آن (قرآن) را بر هر سخنى كه بازگو كردى.
صحيفة سجّاديّة، ص ۱۵۷ الدعاء ۴۲ ،
مصباح المتهجّد، ص ۵۱۹ ح ۶۰۳ ،
الإقبال، ج ۱ ص ۴۵۰ .

با یک نگاه به وضعیت کتاب های درسی قرآن دوره دوم متوسطه یعنی پایه های دهم تا دوازدهم که با نام جعلی دین و زندگی هم اکنون هم وجود دارد، متوجه مهجوریت قرآن در این کتاب ها هستیم به طوری که
اولا - آیات قرآن و ترجمه آنها شامل درس نبوده و خارج از دروس محسوب می شود که این یک تخلف آشکار و بی حرمتی به ساحت مقدس قرآن کریم است.

ثانیا به دلیل این تلفیق ناهمگون و پر مسئله دبیران اغلب از پرداختن به بخش قرائت سر باز زده و به دلایل و بهانه های گوناگون زمان آن را در بخش معارف صرف می کنند. نتیجه آن می شود که دانش آموزان در سه سال آخر تحصیلات قرآنی نمی خوانند تا هنگام فارغ‌التحصیلی و یا قبلی در دانشگاه واجد توانایی های لازم در این زمینه باشند.

✅ تلفیق علیه تلفیق ۹

▪️بر اساس طرحواره اجرایی سازی سند تحول بنیادین، مبحث تلفیق در حوزه های تربیت و یادگیری حداقل با هفت ایراد اساسی رو به روست که به اجمال شامل موارد زیر است :

۱- تلفیق دروس قبل از اتمام طراحی و تدوین و تولید هریک از راهنمای حوزه های یازده گانه تربیت و یادگیری و تصویب آنها توسط شورای عالی آموزش و پرورش، بدون منطق عقلی و علمی و نهایتا ناممکن است.

۲- تلفیق دروس بدون تصویب عناوین دروس، تلاش برای وادار کردن شورای عالی برای تصویب یک الگوی ثابت تلفیق برای تولید محتواهای درسی است. در حالیکه چابک سازی و انعطاف و امکان استفاده از الگوهای متنوع تلفیقی یک اصل مهم و بی توجهی به آن یک خطای راهبردی است.

۳- تلفیق دروس نباید تهدیدی برای ماموریت خاص هر یک از حوزه های تربیت و یادگیری باشد، بلکه باید فرصتی برای هم افزایی و رفع نواقص هر یک از حوزه های تربیت و یادگیری باشد؛ و از این جهت باید منطق قابل دفاعی داشته باشد.

۴- تلفیق در درس قرآن ذاتی است و نه عارضی و لذا کتاب های درسی قرآن فعلی با آوردن داستان ها، اشعار، پیام های قرانی، آیات موضوعی، درک معنای کلمات و ترکیب ها، تصاویر و ... نشان از تلفیق این درس با مفاهیم و اهداف حوزه معارف اسلامی دارد. تنها کاری که باید بشود هماهنگی محتوایی دروس این دو حوزه است.

۶- بخش قابل توجهی از مفاهیم حوزه تربیت و یادگیری حکمت و معارف اسلامی «یک فراحوزه» است که طبق اسناد تحولی باید در سایر حوزه ها دیده شود. موازی دیدن این حوزه با سایر حوزه ها مصداق ترویج سکولاریسم آموزشی با نام و چاشنی سند تحول بنیادین است.

۵- تلفیق مفاهیم حوزه های یازده گانه تربیت و یادگیری طبق تصریح بند هشت سند برنامه درسی ملی یک ضرورت است که نباید چندگانه عمل شود. در حال حاضر با بند هشت سند برنامه درسی قرآن (تلفیق مفاهیم حوزه های تربیت و یادگیری) به صورت کاملا سلیقه ای و گزینشی برخورد می شود.

۷- در طراحی و تلفیق دروس باید به سایر اسناد تحولی هم توجه لازم صورت پذیرد. به عنوان مثال درس قرآن علاوه بر سند برنامه درسی ملی، در سایر اسناد هم بسیار پر رنگ است. مانند سند تحول بنیادین (راهکار ۳-۱)، سیاست های کلی نظام در آموزش و پرورش (بند ۴-۴)، اهداف کلی و تفصیلی آموزش عمومی قرآن کریم (مصوب شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و شورای عالی انقلاب فرهنگی)، سند راهبردی توسعه آموزش عمومی قرآن کریم کشور (مصوب شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور)

▪️بدیهی است برخورد سوگیرانه و سلیقه ای و مدیریتی با طرحواره اجرایی سازی سند تحول بنیادین عواقب نامطلوب و اغلب جبران ناپذیری را بر آینده کشور تحمیل می کند.

تلفیق علیه تلفیق ۱۰

📖 قداست زدایی
▫️ به نام قرآن، به کام تعلیمات دینی
▫️ به نام خدا، به کام مفسران کتاب خدا

✅ آورده تلفیق دروس دینی و قرآن برای قرآن و دانش آموزان چیست؟

▪️بنویس قرآن،
بخوان تعلیمات دینی

▪️بنویس قرآن مقدس،
بخوان قداست زدایی

▪️ بنویس قرآن، کتاب همه؛
بخوان کتاب طیف های خاص جامعه

▪️ بنویس سخن خدا،
بخوان سخن بنده خدا

▪️بنویس سخن خدای علیم،
بخوان برداشت عالم دینی

▪️بنویس کتاب هدایت،
بخوان کتاب فلسفه، کلام و عرفان ...

▪️ بنویس کتاب وحدت،
بخوان کتاب مذاهب و فرقه ها

▪️بنویس مواجه دانش آموز با کتاب خدا،
بخوان مواجه دانش آموز با برداشت های متفرق بندگان خدا

▪️ بنویس قرآن کتاب معرفت،
بخوان قرآن در خدمت معارف اسلامی

▪️بنویس تنها نسخه نجات،
بخوان یک نسخه بشری دیگر

▫️نتیجه آنکه :
❣پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله :
«فضل القرآن علی سائر الکلام، کفضل الله علی خلقه»
برتری قرآن بر سایر سخنان و کتاب ها مانند برتری خداوند بر بندگان اوست.

▪️در تلفیق قرآن با دینی، تعلیم قرآن به عنوان کتاب خدا موضوعیت نخواهد داشت، بلکه به نفع مباحث دینی مصادره شده و در نتیجه فقط طریقیت خواهد داشت.

▫️نتیجه چنین رویکردی که هم اکنون در دو درس «دین و زندگی» و «درس عربی» شاهد هستیم، قداست زدایی تدریجی از قرآن کریم و احادیث اهل بیت علیهم السلام در جامعه اجتناب ناپذیر خواهد بود.

تلفیق علیه تلفیق ۱۱

از موفق ترین الگوهای تلفیق
▪️زبان و ادبیات فارسی مشحون از حروف، کلمات و عبارات عربی و نیز آیات و روایات است؛ تا آنجا که امروز جدایی زبان و ادبیات فارسی از زبان عربی تقریبا غیرممکن و حتی غیرقابل تصور است؛

با این وجود زبان و ادبیات فارسی توانسته است استقلال خود را در عرصه های مختلف آموزشی و فرهنگی و به ویژه نظام رسمی آموزش و پرورش با قدرت حفظ کند و در زبان عربی حل نشود.

اشتراکات این دو زبان از شکل و تلفظ حروف، شروع و با تلفیق و ترکیب در یکدیگر ادامه یافته شده است.

بزرگ مردانی چون سعدی، حافظ، مولانا و ... همه از پرورش یافتگان این شیوه از نظام آموزشی سنتی و مکتب خانه ای بوده اند‌. ...

البته در دوره های طولانی از تاریخ ایران پس از اسلام، تاثیر زبان عربی در زبان و ادبیات فارسی تا آنجا پیشرفته است که زبان عربی، زبان علمی دانشمندان فارسی زبان و ایرانی بوده است. بسیاری از عالِمان کتاب های خود را به زبان عربی نوشته اند و بعدها به فارسی ترجمه شده است.

▪️نتیجه آنکه :
اولاً - تلفیق دو موضوع (درسی) هنگامی ارزشمند خواهد بود که به عنوان یک فرصت جدید به تلفیق نگریسته شود و نه تهدید. یعنی یک موضوع/ درسی باعث اعتلا و ارتقاء دیگری شود.

ثانیاً - برای تحقق این مهم، نباید مأموریت هر یک از این دو حوزه، تهدیدی برای دیگری محسوب شود. بلکه در برنامه ریزی و طراحی و تولید سند و نیز در فرایند اجرا، نوع تلفیق بر اساس ماموریت ها مشخص و اعمال شود.

▪️بدیهی است اگر تلفیق موضوعات درسی با توجه بیشتری نسبت به مأموریت های ذاتی هریک از حوزه های تربیت و یادگیری مدیریت شود، یقیناً با مقبولیت عمومی تری رو به رو خواهد بود.

تلفیق علیه تلفیق ۱۲

📖 «قرآن زدایی» در دوره دوم متوسطه

▪️نام کتاب «دین و زندگی»، یک عنوان جعلی و غیرمصوب است.

عنوان اصلی و مصوب این درس، «قرآن و تعلیمات دینی» است که از سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۵ با کاهش ۵۰ درصدی ساعت درسی، عنوان قرآن از روی کتاب و صفحه شناسه کتاب حذف و آیات درسی به خارج دروس رانده شد.

📖 «فاعتبروا یا اولی الابصار»
سوره حشر، آیه ۲

🍐 گلابی برجام یک (تلفیق دوره دوم متوسطه) پس از دو دهه، هنوز به بار ننشسته که شاهد برجام دو (تلفیق در دوره ابتدایی) هستیم. این در حالیست که بخش قرآن سه کتاب تلفیقی دین و زندگی عملاً کنار گذاشته شده است.

📓از ثمرات تلخ تلفیق قرآن و دینی، کاهش ۵۰ درصدی ساعات درسی است که البته فقط شامل حال بخش قرآن این سه کتاب شده است.

📓 کتابی که باید با تایید و امضای دو گروه درسی قرآن و گروه درسی معارف اسلامی منتشر شود، اما هیچگاه این قانون اجرا نشده است.

▪️با وجود سال ها پیگیری قانونی، نه تنها تا کنون کوچک ترین قدمی در اصلاح وضعیت اسفناک تلفیق دو درس قرآن و تعلیمات دینی (پایه دهم تا دوازدهم) برداشته نشده است، بلکه به دلیل همجواری این دو درس، قداست زدایی از قرآن در بین کتب درسی، معلمان و دانش آموزان به صورت رسمی و به صراحت در حال انجام است.

شخص رئیس محترم سازمان پژوهش و مدیرکل محترم دفتر تالیف و معاون محترم آموزش متوسطه مقصرین اصلی این «قداست زدایی از قرآن» در نظام آموزش و پرورش هستند.

و امروز تلاش می کنند این واقعیت شوم را به دوره ابتدایی انتقال دهند.

🎲 نتیجه آنکه :
باید بدانیم که «تلفیق» قرآن و تعلیمات دینی (دین و زندگی) یـک قـمـار یـک سـر بـاخـت بود که به قداست زدایی از قرآن در میان کتاب های درسی حتی در سایر دوره ها و پایه های تحصیلی انجامید.

▪️پس چاره کار، قبل از وقوع باید کرد.

📖 «فاتقوا الله یا اولی الالباب»
سوره طلاق، آیه ۱۰

تلفیق علیه تلفیق ۱۳

ضمن تشکر از مطالب آقای عیوضی، چون نامی از حقیر بردید، مزید اطلاع، بنده الگوی پیشنهادی تلفیق دو درس قرآن و تعلیمات دینی را در گروه سپند قرار نداده بودم که شما به نقد آن پرداختید.

ضمن تقدیم الگو پیشنهادی تلفیق هماهنگ (موازی) دو درس دینی و قرآن، نکاتی را به اجمال درباره بخشی از مطالب شما تقدیم می کنم :

1⃣ بنده دو مرتبه درباره کم توجهی و یا نادیده گرفتن ارزش های اساسی و خرده ارزش ها در ستون استاندار عملکرد و به ویژه جدول انتظارات عملکردی در جلسه عمومی هشدار دادم. (آقای ایزدی شاهد هستند.😊) در این بخش از صحبت های شما باید گفت : «مرحباً بناصرنا»

2⃣ تلفیق می توانست و می تواند یک فرصت ارزشمند باشد؛ البته اگر به آن به عنوان یک امر کیفی نگریسته شود.

وقتی موضوع تلفیق صرفا با نگاه از بالا به پایین مدیران سازمان و تمرکز صرف بر کمّیت ها روبه رو می شود، در نتیجه به بسیاری از جزئیات اعم از فاکتورها و عوامل مداخله گر آشکار و پنهان از قبیل ضرورت و امکان، وجه جنس و نوع و زمان و فرایند و توان معلم و دانش آموز و خانواده و ... توجهی صورت نمی گیرد.

در این فرایند، شاهد آن هستیم که فرصت تلفیق تبدیل به یک تهدید تمام عیار علیه برنامه درسی و سپس علیه دانش آموز، مدرسه، معلم و خانواده می شود.

در این شکل از تلفیق، هم ضرورت و هم امکان تلفیق در دوره اول ابتدایی به شدت قابل نقد و خدشه است. به عنوان مثال و سوال :

۱- چند درصد از معلمان ابتدایی توان تدریس به شیوه تلفیقی را دارند؟

۲- آیا معلم می تواند همزمان به تمام دانش آموزان کلاس دوم دبستان (به عنوان مثال) مهارت خواندن سوره حمد (بخش خوانی و شمرده خوانی و قرائت آهنگین) را بیاموزد (همه بتوانند بخوانند) و در عین حال معارف، مفاهیم، احکام و آداب آن سوره را نیز آموزش دهد؟!

۳- چه ضرورتی دارد که وقتی معلم ابتدایی می تواند در دو ساعت درسی جدا این دو مطلب را جداگانه و کامل به دانش آموزان یاد دهد؛ به وی اصرار کنیم که همزمان و توأمان این دو فرایند را به کودکان آموزش دهد.

۴- آیا اصولاً نام این عمل، تلفیق دروس است؟!

۵- آیا این امر از منظر تعلیم و تربیت کودک، پسندیده، منطقی و امکان پذیر است؟!

۶- آیا (به قول خانم دکتر احمدی) این تضییع رویکرد تلفیق به عنوان یک فرصت برای کیفیت بخشی به فرایند تربیت و یادگیری در سازمان نیست؟!

▪️عیب کار اینجاست که :
اولا - علی رغم تذکرات مکرر تلفیق را از جای مناسبی شروع نکرده اید؛ بلکه از آن به عنوان ابزاری برای کاهش عناوین و ساعات درسی سود جسته اید.

طبق فرمایش اخیر مدیرکل دفتر تالیف، کاهش دو ساعت از درس قرآن و دینی در پایه دوم ابتدایی و یک ساعت در پایه سوم ایتدایی شاهدی بر این ادعاست.

ثانیا - تذکرات دلسوزانه کارشناسان را که متوجه عمق مسئله هستند، دشمنی با فرایند خود و‌اجرایی سازی سند تحول بنیادین تلقی کرده اید. در حالیکه وظیفه کارشناسی حکم می کند تا بر اساس تشخیص، تجربه و تعهد گفته و رفتار شود.

ثالثا - تا امروز هم تکلیف کار برای هیچ کس مشخص نیست که چه اتفاقی در حال رخ دادن است تا بتوان با آن همدلی و همراهی کرد.

یک روز صراحتا و تلویحا در جمع و در خلوت اصرار می کنید که درس قرآن باید از پایه اول ابتدایی حذف شود؛ روز دیگر می خواهید درس قرآن را در پایه اول ابتدایی با دینی که وجود ندارد، تلفیق کنید. در حالیکه این اصرار و اعمال مدیریت، طبق جدول ساعات درسی مصوب؛ غیرمنطقی و ناممکن است (مگر به قوه قهریه)

رابعاً - باید صادقانه با موضوع تلفیق دروس برخورد شود که واقعا هدف اصلی از تلفیق دروس چیست؟ (کاهش عناوین درسی، کاهش ساعات درسی و یا ...)

اگر صادقانه با موضوع برخورد شود، در صورت مثبت بودن تلفیق دروس برای تحقق برنامه درسی و نیز یادگیری دانش آموزان و آموزش معلمان، بهتر می توان در فرایند آن همراهی و همدلی کرد.

تلفیق علیه تلفیق ۱۴

📖 تلفیق دو درس قرآن و دینی از منظر مقام معظم رهبری مدظله العالی :

«باید تعلیم قرآن را در سه مقطع پیگیری کنیم :
مقطع روخوانی،
مقطع روان خوانی،
مقطع فهم مفاهیم.

در مقطع روخوانی قرآن برای اینکه بچه قرآن را یاد بگیرد هیچ لزومی وجود ندارد که شما داستان های قرآنی را ذکر کنید.

این داستان ها را بگذاریم برای کتاب کتاب های تاریخ و دینی.

دانش آموز در فراگیری قرآن متمرکز شود.»

تاریخ : ۱۳۷۹/۱۰/۲۷
در دیدار وزیر آموزش و پرورش و شورای تالیف کتب درسی با معظم له

📝 توضیح اجمالی :

▪️در دیدار آقای دکتر حسین مظفر وزیر وقت آموزش و پرورش و جمعی از اعضای شورای تالیف کتاب های درسی (از جمله مدیرکل دفتر تالیف کتاب های درسی آقای دکتر حسن ملکی) با معظم له در ۲۷ دی ماه ۱۳۷۹ ایشان درباره دو درس قرآن و عربی مطالب مهمی ایراد فرمودند.

در فرمایش معظم له به موضوع «استقلال درس قرآن و تمرکز این درس بر روخوانی و روان خوانی در دوره ابتدایی» و نیز انتقال داستان های قرآنی به «کتاب دینی» (به عنوان یک کتاب مستقل) اشاره دارد.

▪️جالب است بدانید که معظم له در سیاست های کلی ایجاد تحول بنیادین در آموزش و پرورش (سیاست های ابلاغی) در تاریخ ۱۳۹۲/۲/۱۰ با وجود گذشت ۱۳ سال از آن دیدار، مجدداً و دقیقاً بر آموزش روخوانی و روان خوانی تأکید می کنند.

نکته ای که در راهکار ۳-۱ سند تحول بنیادین به صراحت هرچه تمام‌تر درباره «آموزش روخوانی و روان خوانی در دوره ابتدایی» صحه می گذارد.

و باز جالب است بدانید که در سیاست های ابلاغی معظم له تنها به نام یک درس اشاره و به ابعاد آن پرداخته شده است و آن درس «قرآن» است.

تلفیق علیه تلفیق ۱۵

▪️بن بست در تحول بنیادین

بدعت برخلاف خلاقیت، رو به رشد نیست؛ بلکه انحراف است. بدعت در تولید راهنمای حوزه تربیت و یادگیری نیز انحرافی است که اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را به بن بست می کشاند.

انحراف از آنجا آغاز می شود که قبل از آن که کار تولید راهنماهای حوزه‌های ۱۱ گانه تربیت و یادگیری به پایان برسید و شورای عالی آموزش و پرورش آن را تصویب کند، موضوع تلفیق پیش کشیده می شود.

در حالیکه تلفیق به عنوان یک رویکرد باید عناصر و اجزاء دو یا چند راهنما را با هم به صورت معنادار ترکیب کند. وقتی هنوز هیچ یک از راهنماهای ۱۱ گانه به صورت کامل تولید و تدوین و سپس به تصویب نرسیده اند، تلفیق دو حوزه، ادعایی پوچ و مزحک است.

به همین دلیل یکی شدن این دو مرحله نوعی انحراف است که در صورت عدم توجه و اصلاح، سند تحول بنیادین را به سند تحول بنیانکن تبدیل خواهد کرد.

یکی از شعارهای اسناد تحولی، توجه به اصولی چون انعطاف و‌ چالاکی و چابک سازی نظام آموزشی است که با تلفیق بی جا در این مرحله تنها یک ادعا باقی خواهد ماند و رویه نظام آموزشی را به اصلاح معروف، قفل خواهد کرد.

تلفیق، یک رویکرد است؛ رویکرد، یک جزء و ملاحظه و در اصلاح روش و نهایتا راهبرد است؛ اما راهنمای حوزه تربیت و یادگیری یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای تحول است که نباید تحت الشعاع تلفیق واقع شود و الا آن را متوقف و یا استحاله خواهد کرد.

تلفیق علیه تلفیق ۱۶

▪️خط قرمز تلفیق

▫️از صدر اسلام تا کنون چه در سنت نبوی و سیره علوی و چه در طول تاریخ، آن هم در کشورهای اسلامی تعلیم و قرائت قرآن کریم موضوعیت داشته است.

خط قرمز تعلیم قرآن با تعلیم معارف اسلامی، در استفاده مستقیم از قرآن کریم است.

این وحدت رویه بین مذاهب و فرق اسلامی یکی از نکات جالبی است که کاملا حکیمانه و هوشمندانه بوده است.

مصادره قرآن کریم به نفع جریان های خاص اعم از گرایشات مذهبی، سیاسی، اجتماعی و ... با روح وحدت اسلامی در تضاد آشکار است.

البته تلاش های گاه بی گاه جریان های خاص فکری و سیاسی به دنبال چنین مصادره ای بوده است اما خواست خداوند و هوشیاری عالمان دینی مانع تحقق چنین مقاصدی شده است.

از آن جمله می توان به درس دین و زندگی اشاره کرد که در دو دهه گذشته که قصد داشت توانست...

تلفیق علیه تلفیق ۱۷

▫️ چند سوال از همکاران عزیز گروه که سابقه تدریس در دوره ابتدایی دارند :

▪️آیا درس دینی (هدیه های آسمان) برای قرآنی شدن به تلفیق با قرآن نیاز ندارد؟

▪️آیا درس قرآن با وجود ترجمه برخی از آیات، داستان، پیام قرآنی، شعر و ... به راستی خالی از معارف اسلامی است؟

▪️آیا این دو درس به تنهایی تلفیق ذاتی نیستند؟

▪️هدف از این همه اصرار برای تلفیق دو درس دینی و قرآن چیست؟

اسکولاستیک کردن مدارس

...

تلفیق علیه تلفیق ۱۸

📖 «تحول بنیادین» یا «تحول بنیانکن»؟!

▪️«خلق قانون» و یا «جعل قانون»، بر خلاف قانون و اصل امانتداری است.

▪️دو نامه دفتر مقام معظم رهبری درباره تصریح بر عدم تلفیق دو درس قرآن و دینی در تاریخ های ۱۳۹۸/۸/۸ و ۱۴۰۳/۳/۳۱ مورد بی توجهی قرار گرفته است.

▪️در اجرای یک اصل، بر اساس سه محور تصمیم گیری و عمل می شود :
1⃣ نص قانون (مجموعه مستندات)
2⃣ مأموریت های ذاتی هر دستگاه و بخش (کتاب درسی)
3⃣ نظرات کارشناسان

▪️وقتی نص قانون (سند برنامه درسی ملی) ابهام دارد و نیازمند تفسیر است، باید به سایر مستندات مصوب مراجعه کرد :

1⃣ سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش (سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری)

▪️جالب است بدانید :
تنها نام یک درس در سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری طرح شده و حتی به جزئیات آن نیز اشاره شده است :

۴-۴

▪️از دولت شهید رئیسی انتظار می رفت بر خلاف منویات مقام معظم رهبری رفتار نکند و در تفسیر قانون بر اساس معیارهای کارشناسی عمل کند.

برنامه هفتم توسعه

...

تلفیق علیه تلفیق ۱۸
ما وقع لم یقصد ...

بن بست در تحول بنیادین
وقتی برداشت های بشری از دین با عنوان معارف اسلامی و دینی وارد تعلیم قرآن شود، ریشه تدبر و عقلانیت در قرآن را خواهد خوشکاند.

و قرآن کریم دیگر کارایی و کیفیت و قداست و معجزه بودنش را از دست خواهد داد.

با تلفیق قرآن و دینی رنسانس اتفاق خواهد افتاد. چرا که مدارس به تدریج به مدارس اسکولاستیک تبدیل خواهد شد.

بگذارید قرآن برای مردم همچنان مقدس بماند. شکست گفتمان دینی را بر قرآن تحمیل نکنید.

تلفیق علیه تلفیق ۱۹
▪️در تلفیق دو درس قرآن و تعلیمات دینی چه چیزی «مسئله» است؟!

▫️ چالش اصلی تلفیق (دروس قرآن و تعلیمات دینی) در سازمان پژوهش و دفتر تالیف، با حذف کارشناسان و یا آوردن افراد جدید نه تنها حل نمی شود، بلکه به پیچیده تر شدن شرایط می انجامد.

▪️در تلفیق دو درس قرآن و تعلیمات دینی چه چیزی «مسئله» است؟!

▫️ چالش اصلی تلفیق (دروس قرآن و تعلیمات دینی) در سازمان پژوهش و دفتر تالیف، با حذف کارشناسان و یا آوردن افراد جدید نه تنها حل نمی شود، بلکه به پیچیده تر شدن شرایط می انجامد.

▫️توجیه افراد جدید در وقت کم نسبت به ابعاد مسئله از یک سو و تلاش مدیران سازمان برای فشار حداکثری بر نظرات کارشناسان با حضور مدیران جدید از سوی دیگر تنها بر وخامت اوضاع می افزاید.

▪️بردن موضوع به خارج از گروه های درسی درگیر با موضوع به جای حضور مستقیم در جمع برنامه ریزان و کارشناسان هم نشانه ضعف مدیریت در سازمان پژوهش و دفتر تالیف است.

تا کنون درباره تلفیق دو درس قرآن و دینی دو جلسه با افراد غیرسازمانی برگزار شده است؛ در حالیکه علی رغم درخواست های متعدد برای جلسات تخصصی دو گروه با مدیران سازمان حرکتی صورت گرفته باشد و تمهیدات لازم برای طرح مباحث در جلسات برون سازمانی اندیشیده شده باشد.

این شیوه از مدیریت، یعنی آنکه سازمان از روش اعمال نظر بر گروه های درسی برای پیشبرد مقاصد خود بهره می گیرد بدون آنکه به مقتضیات و ملاحظات کارشناسان گوش فراداده و ...

✅ تلفیق علیه تلفیق ۲۰

نامه امام علي عليه السلام به امام حسن مجتبي عليه السلام :
«وَ اَن اَبـتَـدِئَـكَ بِـتَعـليـمِ كِـتابِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ» مصمم شدم كه نخست كتاب خدا را به تو بياموزم.

نامه ۳۱ نهج البلاغه

گله مندي از كاهش 50 درصدي زمان آموزش قرآن در جدول ساعات درسي ارائه شده طبق طرحواره اجرايي سازي تحول بنيادين از سال تحصيلي 1404-1403 در پايه اول ابتدايي نسبت به سال هاي گذشته، پيشنهاد مي شود در صورت امكان «يك ساعت به درس قرآن و تعليمات ديني در پايه اول ابتدايي» اضافه شود.

توضيح بيشتر آنكه :
اولاً - رعايت تناسب ساعات درسي بين دروس يك اصل مسلم و ضروري است كه متأسفانه در اين برنامه ريزي مشاهده نمي شود. (10 ساعت فارس، 5 ساعت رياضي، ... يك ساعت قرآن ؟!!)

ثانياً - اگر دروسي چون فارسي و رياضي به دليل مهارتي بودن، در كمال شگفتي از تلفيق با ساير دروس مستثي شده اند؛ در حالي كه در دوره و پايه اول ابتدايي محور آموزش هستند؛ تعليم قرآن نيز يك درس مهارتي است و با يك جلسه در هفته حف مطلب و نيز شأن قرآن رعايت نمي شود.

ثالثاً – در سنت نبوي و سيره علوي عليهم السلام تا هم اكنون، تعليم قرآن همواره مستقل از آموزش معارف اسلامي بوده و به تعبير دقيق تر موضوعيت داشته است. از اين رو در صورت تلفيق با درس تعليمات ديني نيز بايد اين استقلال هويتي اين درس كاملا رعايت و به رسميت شناخته شود. لذا در صورت تلفيق اين دو درس، تنها مي توان به شيوه تلفيق موازي عمل كرد و الا خطر استحاله آموزش قران بسيار محتمل خواهد بود.

تلفیق علیه تلفیق ۲۱

▪️با کتاب های درسی موجود، به شرط تربیت معلمِ تراز جمهوری اسلامی ایران، سند تحول بنیادین، قابل تحقق است.

شاید تا کنون برای شما سوال شده باشد که «کتاب های آسمانی» چه تعداد است؟

در حدیثی شریف که در تفسیر گران سنگ «مجمع البیان» آمده، ابوذر می‌گوید از رسول اکرم صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله پرسیدم پیامبران چند نفر بودند؟
فرمودند : «۱۲۴ هزار نفر»؛
پرسیدم : رسولان از میان آن‌ها چند نفر بودند؟ (صاحب رسالت)
فرمودند : «۳۱۳ نفر و بقیه تنها پیامبر (نبی) بودند».
پرسیدم : کتاب‌های آسمانی که بر آن‌ها نازل شد چند کتاب بود؟
پیامبر فرمودند : ۱۰۴ کتاب، ۱۰ کتاب بر آدم، ۵۰ کتاب بر شیث، ۳۰ کتاب بر ادریس و ۱۰ کتاب بر ابراهیم نازل شد (که مجموعاً یکصد کتاب می‌شود) و تورات و انجیل و زبور و قرآن»[۱].

▪️جهت اطلاع بیشتر :
کتب آسمانی که بر پیامبران نازل شده دو گونه بوده است:
1⃣ کتاب‌هایی که احکام تشریعی تازه در بر داشته و اعلام آیین جدید می‌کرد مانند کتاب‌هایی که بر پیامبران اولوالعزم نازل گردید که نام بعضی از آن‌ها کاملاً معروف و شناخته شده است،
قرآن مجید کتاب آسمانی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله،
انجیل کتاب آسمانی حضرت مسیح علیه‌السلام،
تورات کتاب آسمانی حضرت موسی صلی‌الله‌علیه‌وآله است.

امّا نام کتاب آسمانی نوح و ابراهیم علیهماالسلام شناخته شده نیست. ممکن است از آیه 19 سوره اعلی «صحف ابراهیم و موسی» استفاده شود که نام کتاب ابراهیم علیه‌السلام «صحف» بوده همانگونه که درباره نام کتاب حضرت نوح علیه‌السلام نیز «صحف» ذکر کرده‌اند.

2⃣ کتاب‌هایی که احکام تازه دربر نداشته، بلکه مشتمل بر نصایح و اندرزها و توصیه و دعا و مناجات بوده است.
مانند «زبور» که خداوند بر داود علیه‌السلام نازل کرد:
«وَ آتَیـنا داوود زَبورًا»[۲].
و به داوود، زبور دادیم.

▪️نتیجه :
صرف تمرکز بر متن سند تحول بنیادین، تحول بنیادین اجرایی نمی شود، مگر آنکه ضرورت آن احساس و در یک فرایند علمی و عملی و البته به صورت تدریجی موارد را همسو و همسان سازی کرد.

و الا با حرکت انقلابی نمی توان به این سوال پاسخ داد که با توجه به تغییرات تدریجی کتاب های درسی فعلی، اسناد تحولی می خواهند چه گلی بر سر دانش آموزان و نظام تعلیم و تربیت بزنند که تا کنون نزده اند و در کتاب ها نگفته اند؟!

به ویژه آنکه معلم به عنوان محور تحول بنیادین کاملا فراموش شده و نظام آموزشی نیز توانایی لازم و الگوی مناسب را به دلیل ضعف ساختاری برای چنین بستری ندارد.

لذا می توان نتیجه گرفت که :
۱- در هدایت بشر، همواره تکیه اصلی بر ارسال رسل بوده، تا انزال کتب.
در تربیت و هدایت نیز باید محور تحول، معلم باشد تا تالیف کتاب های درسی جدید.

متاسفانه با وجود تغییرات مکرر کتاب های درسی در نزدیک به دو دهه اخیر، آموزش معلمان روز به روز ضعیف تر شده تا آنجا که امروز دیگر عملاً چیزی وجود ندارد.

۲- عصمت پیامبر یکی از اعتقادات اصلی مکتب تشیع و بلکه اعم اغلب مذاهب و ادیان الهی است؛ تا آنجا که بدون اعتقاد به معصوم بودن پیامبران و امامان، مصونیت قرآن کریم از خطا و لغزش، چندان فضیلتی برای آن محسوب نمی شود.

لذا سایر پیامبران و نیز امامان که مبین کتاب های الهی و شریعت رسولان پیشین از جمله ترویج و تبیین تورات و انجیل و قرآن بودند، باید معصوم باشند تا در هدایت ابناء بشر به خطا و انحراف منجر نشوند.

پس معلم باید تا آن اندازه از دانایی و توانایی رسیده باشد که بتوان او را «معلم حرفه ای» نامید. معلم حرفه ای معلمی است که سایرین از انجام وظیفه او عاجز هستند.

۳- بزرگترین معجزه الهی در طول دوران خلقت انسان از ازل تا به ابد قرآن کریم است که این کتاب را باید واجد جمیع اسما و صفات الهی و کاملترین نقشه راه هدایت بشریت نام نهاد؛ با این وجود این کتاب همواره مورد کم توجهی و بی مهری دوستان آن بوده تا خواندن، فهمیدن و استفاده از آن در زندگی.

۴- وقتی زیرساخت تربیت معلم در تراز جمهوری اسلامی ایران بر اساس سند تحول بنیادین هنوز آماده نیست، هرگونه تغییری عقیم و موقت خواهد بود.

▪️راهکار
هر تغییری باید پیوست پژوهشی و کارشناسی داشته باشد. برای اینکار، ابتدا باید زیرساخت اجرای تمام قد برنامه های درسی فعلی با همین کتاب های درسی آماده و اجرا شود تا بر اساس مشاهدات عینی و تجارب زیسته و نیز انجام پژوهش های لازم و اخذ نظرات کارشناسی نسبت به تغییر برنامه ها و کتاب های درسی بر اساس اسناد تحولی اقدام گردد. (و نه بر اساس استحسان و اعمال نظرات مدیریتی گروهی خاص)

۵- تلفیق یک «رویکرد روشی» است تا محتوایی؛ لذا تعداد معلمانی که توانایی اجرای آموزش تلفیقی را داشته باشند بسیار اندک هستند.

آماده سازی معلمان توانمند اجرای برنامه تلفیقی باید محور طرحواره اجرایی سازی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش قرار گیرد و الا به استحاله برنامه های درسی منجر شده و تهدیدی علیه برنامه های درسی تبدیل خواهد شد.

۶- مشارکت چند تن انگشت شمار از معلمان در طراحی، تدوین و تولید راهنمای تفصیلی آن هم در سطح مشاوره و معاضدت کفایت امر را نمی کند و یقیناً چه از منظر کمی و چه کیفی مشارکت فعال و تعیین کننده تعداد بیشتری از معلمان در جریان طرحواره اجرایی سازی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش لازم است.

۷- زمان شناسی، در برنامه ریزی های درسی و آموزشی یک محور اساسی و بلکه حیاتی است که بدون آن امکان طی طریق تقریباً غیر ممکن است.

دقیقاً مانند آن است که بخواهی با نشانی بیست سال پیش به دنبال خانه ای در یک شهر بزرگ مثل کلانسهر تهران باشی؛ غافل از اینکه شهر و آدم هایش و اسامی و آداب زندگیشان تغییرات یسیاری کرده است ...

▪️این مقوله یعنی «زمان شناسی در برنامه ریزی درسی و آموزشی» خود مطلب دیگری است که در یادداشت بعدی قابل طرح و نقد و بررسی است.
____________________________
[۱] مجمع البیان : 10/332.
[۲] سوره ی نساء 4 : آیه ی ۱۶۳


تلفیق علیه تلفیق ۲۲

▪️تلفیق حداکثری یا حداقلی؟! مسئله این است.

اگر به دلیل آنکه تلفیق دو درس قرآن و دینی در بخش ساماندهی محتوا در برنامه درسی ملی مصوب بیان شده، پس باید اجرا شود؛ باید این را هم پذیرفت به دلیل اینکه جزئیات و نحوه تلفیق در برنامه درسی ملی ذکر نشده، کم و کیف آن باید با تکیه بر «نظر کارشناسی» تعیین و اجرا شود؛ و نه تصمیمات مدیریتی

باید توجه داشت که تلفیق حداکثری پرخطر و خسارات آن غیرقابل جبران است. از این رو حکمت آن است که چنین تصمیمات جدیدی به تدریج شروع شود تا امکان توقف و یا اصلاح آن وجود داشته باشد.

▪️تفاوت درس قرآن با سایر دروس
علاوه بر آنچه در موارد قبلی گفته شد (دلایل عقلی و نقلی و سوابق تاریخی) باید توجه داشت که درس قرآن دو‌ تفاوت اساسی با سایر دروس دارد و آن، یکی مسئله «زبان» قرآن و دیگری «لهجه» عربی است که هر دوی اینها برای اغلب دانش آموزان دوره ابتدایی مشکل جدی ایجاد می‌کند.

▪️برای حل مشکل دو راهکار وجود دارد :
۱- حذف درس قرآن از دوره اول ابتدایی
۲- اصلاح وضعیت موجود به نفع دانش آموز

در راهکار اول باید گفت تلفیق حداکثری بی تردید همان حذف درس قرآن است، البته به نام تلفیق؛ اما در راهکار دوم باید تک تک عوامل اعم از عناصر، اجزاء و مولفه های برنامه ریزی درسی و آموزشی مورد بازنگری قرار گیرد.

لازمه این کار، بازنگری و اصلاح نگرش متولیان محترم سازمان پژوهش نسبت به این مقوله است که به جای تهدید، به درس قرآن به عنوان یک فرصت تربیت و یادگیری نگریسته شود.

به عنوان مثال در بخش اهداف مورد انتظار، کارشناسان و برنامه ریزان درسی درباره «لهجه» عربی (فصیح خوانی) تخفیف قائل شده و به صحیح خوانی جملات قرآنی بسنده کرده اند؛ یا به جای تمرکز بر قائده آموزی بر مهارت آموزی تاکید می شود؛ و یا ...

اما تذکر این مسئله لازم است که نادیده گرفتن توانایی صحیح خوانی قرآن به بهانه تلفیق دروس، منطقی و قابل قبول نیست؛ چرا که تلفیق دروس از همان ابتدا علاوه بر آنکه استقلال عنوان درس قرآن را با خطر بی توجهی روبه رو می کند، بلکه ساعات درسی را هم به شدت کاهش داده و به دلیل تعدد موضوعات و فعالیت های دو درس دینی و قرآن (بیش از ۲۰ محور اصلی)، بهانه خوبی برای فرار به جلوی اعم اغلب معلمان از مهارت آموزی به قصه پردازی و سخنرانی و بازی و ... خواهد بود.

در حالیکه یادگیری قرآن به دلایلی که بیان شد، به استقلال عنوان درسی و زمان کافی برای تحقق مهارت های پایه سواد قرآنی نیاز دارد. بدون تحقق سواد قرآنی که در اسناد تحولی مصوب تصریح شده، تربیت قرآنی قابل دست یابی نخواهد بود.

▪️نکته آخر
دوره اول ابتدایی مناسب ترین زمان برای زبان آموزی و سواد آموزی دانش آموزان است تا همراه با فارسی آموزی به قرآن آموزی پرداخته شود؛ دلیل اصلی آوردن این درس به دوره و پایه اول ابتدایی هم همین بوده است.

از این رو تلفیق حداکثری به دلیل فاصله گرفتن از این راهبردی منطقی، یقینا موجب استحاله کامل درس قرآن و حذف تدریجی آن از نظام آموزشی خواهد شد.

▪️تلفیق حداقلی، دخل مقدر و پیشگیری از چنین خسارت جبران ناپذیر است که ضمن برخورد محتاطانه با مقوله تلفیق و مدیریت آن، مزایای فراوانی هم برای معلمان و دانش آموزان می تواند داشته باشد، از جمله زمینه تمرکز هر چه بیشتر معلم و دانش آموزان و اولیای ایشان بر یادگیری قرآن را فراهم می آورد.

یـادداشـت
ذوق زدگی زاید الوصف مدیران دفتر و تعابیر مکرر ایشان و خوشحالی مدیران محترم سازمان و دفاتر، سبب نوشتن این چند سطر شد.

آنچه در این جلسه بیان شد، شاید برای افراد جدید و میهمان تازگی داشت، اما تخریب گذشته دفتر و کتاب های درسی در حالیکه طرحواره اجرایی سازی سند تحول بنیادین و راهنمایی تفصیلی هنوز تحفه قابل اعتنایی نداشته، جای بسی گله مندی است. «طرحواره ای که از آن انتظار تحول بنیادین می رفت و نه اصلاح راهنماهای درسی گذشته» ...

سیاه نمایی گذشته درخشان سازمان پژوهش و دفتر تالیفی که حداقل آقای صادقیان خود شاهد آن بوده اند که چگونه ده ها برنامه ریز و مولف کتاب های درسی با تمام وجود و خالصانه و هنرمندانه تلاش کردند و باعث آبروی نظام و پیشرفت کشور شدند و مدیرانی چون آقایان مهندس علاقمندان، مهندس زرافشان، مهندس نوید، دکتر ملکی و دکتر امانی قدم های ارزشمندی برداشته شد، واقعا این نوع از قضاوت بی انصافی و کم لطفی است.

اگر امروز هم نسبت به تولید راهنمای تفصیلی دلخوشی وجود دارد ... ؟!! نباید تلاش های مؤسسان گذشته این زیربنای ارزشمند را فراموش کرد.

یقینا بر اساس آیه «و تلک الایام نداولها بین الناس و لیعلم الله الذین آمنوا» روزگار همینطور نخواهد ماند و آیندگان نیز درباره شما قضاوت خواهند کرد.

از سوی دیگر مطالب این جلسه، تماما تکرار مطالب جلسات گذشته بود که بدون کم و‌ کاست مجددا بیان شد.

جای آن بود که مدیران محترم برای این جلسه دو ساعته با دست پر وارد می‌شدند و یا زمان می دادند تا مطالب دوستان بیان شود.

متاسفانه این گله مندی درباره جلسه چند روز پیش در دارالفنون هم وجود دارد. ...

یادداشت
▪️با وجود ادعای تحول بنیادین، سیر تحصیلات در 🇮🇷، هنوز هم :
«ابتدایی»، «متوسطه» و «دانشگاه» است.

در واقع مقصر خودمان هستیم که به غلط پذیرفته ایم : «ابتدایی و متوسطه، مقدمه دانشگاه است.»

در حالیکه «آموزش عمومی باید موضوعیت داشته باشد» و «دانشگاه، نه تنها مسیر، که به عنوان یکی از راه های موفقیت است.»

▪️نتیجه آنکه :
«سند تحول بنیادین آموزش و پرورش باید بتواند موازنه موجود را برهم زده و شیوه صحیح را جایگزین کند.»

برای این منظور، به قول حاج آقای قرائتی :
🇮🇷 «طرح تحول، مرد تحول می خواهد.»


یادداشت
اتفاقا این فعالیت به لحاظ طراحی، تدوین و اجرا، قابل توجه و بحث و گفت وگوست؛ چرا که ضمن توجه به بعد روشی (چگونگی)، به مبانی نظری و فلسفی آن یعنی چیستی و چرایی نیز توجه شده است.

همچنین در این فعالیت اجتماعی، علاوه بر رعایت عناصری چون هویت اسلامی ایرانی، به روابط چهارگانه الگوی هدف‌گذاری برنامه درسی ملی و نیز برخی از ابعاد ساحت های ششگانه تربیتی پرداخته است. ...

از بعد راهبردی نیز علاوه بر توجه به روش هایی چون سنبلیک و تمثیلی، کنایه ای و ... به فعالیت های گروهی، فراهم آوردن محیط ها و موقعیت های جدید یادگیری پرداخته شده است.

ضمنا ابعاد و حیطه های سه گانه بلوم در یک هدف، در این اجرا کاملاً مشهود و برجسته است.

و نیز این فرمایش امام خمینی ره یک مثال عینی، ملموس، ساده و قابل درک برای کودکان است و نه یک مفهوم انتزاعی و پیچیده که صرفا مخاطب آن افراد بزرگسال و آشنا با سیاست باشند. ...

لذا تجسم یک مثال عینی و ساده برای کودکان، هم قابل فهم و هم در موقعیت عمل، لذت بخش است.

ضمناً اهداف تربیتی اعم از آموزشی و پرورشی نباید همیشه عمیق و درازمدت تعریف شوند؛ بلکه اهداف غایی و آرمانی باید :
اولاً : از نظر تعداد، محدودتر باشند؛
ثانیاً : به اهداف واسطه ای، ابزاری، فرعی و جزئی تقسیم شوند تا قابل درک و تحقق عملی باشند.

و نیز کار این خانم معلم بزرگوار در مقایسه با آنچه آن نامرد اسرائیلی از طریق خواندن کتاب، به کودک خود منتقل می کند، قابل قبول تر از منظر تربیتی و لذت بخش تر از منظر یادگیری است.


تلفیق علیه تلفیق ۲۳

▪️سابق بر این مأموریت سازمان پژوهش و دفتر تالیف کتاب های درسی بر سه محور استوار بود :
1⃣ اسناد بالادستی
2⃣ پژوهش های معتبر
3⃣ نظر کارشناسی

▪️ تصمیم «تلفیق حداکثری» دو درس دینی و قرآن در حالی اتخاذ می شود که این سه محور به کلی نادیده گرفته شده است.

اگر قانون را مظهر جمهوریت نظام بدانیم، پس باید برای آن موضوعیت قائل شویم و بر رعایت قوانین و ضوابط مصوب، مقید و بلکه مصر باشیم.

چرا که این جمهوریت نظام است که می تواند قرائت های متفاوت از اسلام که از سوی مدعیان سفید و سیاه و خاکستری مطرح می شود را کنترل و هدایت کند. ...

▪️جایگاه «تلفیق حداکثری دو درس دینی و قرآن»، در این سه گانه : «قانون»، «پژوهش» و «نظر کارشناسی» کجاست؟!


یادداشت
در زمینه حذف سطح «نیازمند آموزش» از سطوح شاخص های عملکردی ارزشیابی توصیفی با جناب آقای دکتر محمد حسنی که از پژوهشگران متخصص و صاحب نام در حوزه ارزشیابی توصیفی و کیفی هستند صحبتی داشتم. (پژوهشگاه مطالعات)

ایشان نیز از این که چهار سطح با حذف سطح نیازمند آموزش به سه سطح تبدیل شده مانند حقیر شگفت زده شدند.

به نظر ایشان نیز اتفاقا بر اساس نیاز مخاطبان عمومی دانش آموزان نه تنها نباید این سطح حذف شود، بلکه باید جزئی تر و دقیق تر شود.

در صورت عدم تعیین کیفیت و جزئیات این سطح از ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در راهنمای تفصیلی حوزه ها، عملا همه دانش آموزان بدون استثنا حد نصاب قبولی در همه دروس یعنی «قابل قبول» را بدون کوچکترین تلاشی به دست خواهند آورد.

📖 «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون»؟!! (سوره زمر آیه ۹)

و این یعنی همان بهانه برای عدم تلاش معلم، مدرسه، خانواده و نظام آموزشی برای تربیت و یادگیری دروس و به ویژه دروس درجه دو دیروز (و درجه سه و چهار امروز) یعنی امثال درس قرآن، دینی و ... خواهد بود.

و از آنجا که این راهنما، به مثابه راهنمای حوزه تربیت و یادگیری تلقی خواهد شد، لذا هر توضیح بعدی و مجزای دیگری برای معلمان و حتی طراحان و مولفان کتاب درسی به عنوان ملاک عمل طراحی و تدوین مورد توجه قرار نخواهد گرفت.

لذا «سند باید جامع و مانع باشد» و به تنهایی گویای جزئیات بوده و تکالیف را به روشنی تعیین کند.

امید که برای اینگونه ابهامات، پاسخ مقتضی ارائه شود.

هر چند اصل نظام ارزشیابی توصیفی چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی مورد نقد جدی است؛ چرا که از عوامل موثر در ترویج بی سوادی دانش آموزان در مدارس و کاهش انگیزه های تربیتی در بین معلمان و خانواده ها شده و‌ به دلیل عدم هماهنگی لازم با برنامه های درسی در تحقق اهداف قصد شده، ناموفق و‌ درمانده است؛ اما حداقل انتظار این است که از تکرار و افزایش خطاهای پیشین پرهیز شود. ...


یادداشت
سوال اول شما به دو بخش ظاهراً جدای راهنمای تفصیلی (!) مربوط است :
۱- سطوح سه گانه انتظارات عملکردی
۲- شاخص های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی
که در هر دو بخش اضطراب و ابهام شدید وجود دارد؛ چرا که به درستی معلوم نیست تکلیف برنامه ریز درسی در این دو محور تا انتهای فرایند طراحی راهنمای حوزه چیست؟

سوال دوم شما به ابهام دیگر راهنما در خصوص ایده های کلیدی و بخش ارزش ها برمی گردد که باز در بخش انتظارات عملکردی جنبه اصلی سند تحول بنیادین «تربیت» (به معنای شکوفایی فطرت گرایی توحیدی) تقریباً نادیده گرفته شده است.


✅ تلفیق علیه تلفیق ۲۳
▪️اجرای آزمایشی دو الگوی تلفیق حداقلی و حداکثری دروس قرآن و تعلیمات دینی، یک مغالطه آشکار و زیانبار و بر خلاف مبانی قرآن کریم است.

📖 قرآن کریم :
«فَـبَشِّر عِـبادِ
اَلَّـذینَ یَسـتَـمِـعونَ القَولَ
فَـیَتَّـبِـعونَ اَحـسَـنَـه»

بشارت باد بر بندگانم؛
آنان که سخنان (نیکو) را گوش می کنند
و از «نیکوترین» آنها پیروی می کنند.

سوره زُمر، آیات ۱۷ و ۱۸

▪️نکته :
📖 قرآن کریم نفرموده «فَـیَتَّـبِـعونَ حَسَنَه»؛ که اگر می فرمود باید اجازه داده می شد هرکس هرچه خواست بگوید و یا انجام دهد؛

بلکه می فرماید «فَـیَتَّـبِـعونَ اَحـسَـنَه» یعنی یقیناً سخنان و اعمال نیکو باید طرح و از بین آنها، «سخن نیکوتر» انتخاب شود.

اینکه به بهانه تلفیق حداکثری، سفره آموزش قرآن از نظام آموزشی به کلی برچیده می شود، مصداق عبارت «اِثـمُـهُـما اَکـبَـرُ مِن نَفـعُِـهِـما» (سوره بقره آیه ۲۱۹) است که طرح آن به بهانه اجرای آزمایشی، یک مغالطه آشکار و خسارت بار است.

▪️اجرای آزمایشی یک طرح، چارچوب های خاص و بر اساس شرایط خاص انجام می‌شود؛ در این مورد (تلفیق حداکثری)، چنین چارچوب ها و شرایطی در نظر گرفته نشده و صرفاً بر مدار مدیریت صرف، تصمیم گیری شده و می شود.


تلفیق علیه تلفیق ۲۴
▪️تلفیق حداکثری در عالم واقع، امکان پذیر نیست.

تلفیق حداکثری یا وسیع - که به گفته آقای دکتر صادقیان : «مـرزهایِ دروس، کُـلّا بـرداشـتـه می شـود.» (!) - در عالم واقع، امکان ناپذیر است. زیرا قطع به یقین «هویت» هریک از دروس تلفیقی در معرض «نیستی» قرار می گیرد.

مگر آنکه غرض از تلفیق، «تأسیس درس جدید با هویت جدید» باشد.

▪️به عنوان مثال اول :
در تلفیق حداکثری (وسیع) دو درس دینی و قرآن «هویت تعلیم کتاب الله» به عنوان یک سنت نبوی و سیره علوی با قدمت ۱۴۰۰ ساله به کلی از بین خواهد رفت.

مگر آنکه هدف از این نوع تلفیق، خلق و جعل و تأسیس «هویت جدید درسی» برای این دو درس باشد که در این صورت باید به سوال ها و ابهامات متعددی در زمینه چیستی، چرایی و چگونگی آن پاسخ داده شود.

بنابراین در هر نوع از تلفیق (چه حداقلی و چه حداکثری) باید یک درس، محور و دیگری تابع باشد؛ که در این صورت دیگر تلفیق حداکثری معنا ندارد.

و الا باید گفت دچار «قـاعـده قـبـح تـرجـیـح مـرجـوح بـر راجـح» شده ایم. ...

📚 در «حدیث ثقلین» (انّی تارکُ فیکم الثّقلین کتاب الله و عترتی) که از احادیث متواتر است، نیز همین معنا وجود دارد.

حدیث متواتر، حدیثی است که شمار راویان آن در هر طبقهٔ زمانی، به حدّی باشد که تبانی آنان بر جعل حدیث، نزدیک به غیرممکن باشد. در مورد احادیث متواتر، احتمال نقل درست مضمون حدیث از معصوم گوینده آن، قطعی است.

❣پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله وسلم در خطبه غدیر، قرآن کریم را «ثقل اکبر» و علی علیه السلام و پاکان از فرزندان ایشان را «ثقل اصغر» معرفی کرده است.

❣امام علی(ع) نیز در مواردی خود را ثقل اصغر و قرآن کریم را ثقل اکبر معرفی کرده است؛ از جمله در یکی از خطبه‌‌های نهج‌البلاغه و نیز در توصیه‌ای که به کمیل بن زیاد داشته اند.

درباره چرایی توصیف شدن قرآن به ثقل اکبر گفته‌اند : از آنجا که «عترت، تابع و پیرو قرآن است» لذا قرآن بزرگ‌تر از آن معرفی شده است.

از نظر آیه الله العظمی خویی، چون قرآن کریم معجزه پیامبر و اساس دین به حساب می‌آید، از عترت بزرگ‌تر است. ...

▪️به عنوان مثال دوم :
چالش موجود کتاب های درسی «دین و زندگی» که با هدف «تلفیق حداکثری» دروس آموزش قرآن و تعلیمات دینی انجام گرفت، ناشی از بی توجهی به همین مسئله مهم بود.

مسئله ای که باعث شد تا دو درس قرآن و تعلیمات دینی در پایه های دهم، یازدهم و دوازدهم (با نام جعلی دین و زندگی) به بهانه «تلفیق حداکثری» با چالش های اساسی روبه رو شده که نهایتاً منجر به «حذف عملی بخش قرآن از این کتاب های درسی» به بهانه کاهش ۵۰ درصدی ساعات درسی که به پای درس قرآن نوشته شد (!!!) بشود.

📖 «نادیده گرفتن هویت مستقل برای درس قرآن» به بهانه تلفیق باعث بروز بی سابقه ترین ظلم به ساحت مقدس قرآن کریم شده است؛ هرچند کسی مسئولیت این بی حرمتی را بر عهده نمی گیرد.

تلفیق علیه تلفیق ۲۵
▪️از گذشته سواد خواندن، با کسب روخوانی قرآن عجین بوده است.

خواستگاه تعلیم روخوانی قرآن به دوران «مکتب خانه ای» در ایران باز می گردد. اینکه در ایران بر خلاف اغلب کشورهای اسلامی، آموزش قرآن به جای حفظ، از روخوانی آغاز می شود، به همین دلیل بوده است.

روش غالب مکتب خانه ها این بود که نو آموزان از طریق آشنایی با نمادها و علائم و برخی از قواعد صحیح خوانی (ترکیب حروف با حرکات کوتاه و کشیده، تنوین ها، تشدید و ...) با خواندن قرآن و فارسی و نیز نوشتن نوشتن آشنا می شدند.

از سال ۱۳۲۲ با اجباری شدن آموزش رسمی، مدارس ابتدایی به سبک کنونی تشکیل و از مکتب خانه ها جدا شد. از این تاریخ رسماً کسب سواد آموزی، از مهارت روخوانی قرآن جدا شد.

این جدایی در واقع، آغاز فصل جدیدی برای تعلیم و تربیت در ایران به شمار می رود که طی آن مکتب خانه ها نقش فعال و تعیین کننده خود را از دست دادند و به انفعال کشیده شدند.

حق آن بود که متولیان امور دینی و مذهبی جامعه، به حداقل ها بسنده نمی کردند و به جای تمرکز بر فعالیت های خاص برای مخاطبان خاص، این شرایط را با تغییر رویکرد مکتب خانه ها از روخوانی به «حفظ قرآن» در سطح عمومی اصلاح و ارتقاء می دادند و مانند سایر کشورهای اسلامی بر «تربیت حافظ قرآن» متمرکز می شدند.

در سال ۱۳۷۷ آموزش روخوانی از پایه سوم ابتدایی به پایه اول منتقل شد. این اقدام حکیمانه، به منظور تلفیق سواد آموزی فارسی و قرآن انجام شد. البته این تلفیق حداقلی بود. (عنوان درسی و ساعت درسی مستقل اما آموزش مهارت هماهنگ خواندن با فارسی)

انتظار این بود که با توجه به اسناد تحولی، با اجرایی سازی سند تحول بنیادین، تلفیق دو درس فارسی و قرآن، عمیق تر و معنادارتر شود؛ چرا که این تلفیق با روح حاکم بر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (یعنی شکوفایی فطرت گرایی توحیدی) هماهنگ و بلکه لازمه تحقق آن بود؛ «اما نگذاشتند»

▪️بر سر دو راهی
با توجه به آنچه گفته شد، امروز دو راه بیشتر وجود ندارد :
۱- اتخاذ رویکرد گذشته
یعنی تمرکز بر «روخوانی قرآن»
با تلفیق درس قرآن با فارسی

۲- اتخاذ رویکرد «حفظ قرآن»
یعنی رویکرد تلفیق حداقلی دو درس قرآن و تعلیمات دینی

▪️با توجه به آنچه گفته شد، به نظر می رسد با عنایت به تفسیر خاص مدیران محترم سازمان پژوهش از تلفیق دو درس قرآن و تعلیمات دینی، اصلاح کلیه اسناد تحولی اعم از «سند تحول بنیادین»، «سند برنامه درسی ملی» و حتی «سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری» اجتناب‌ناپذیر است.

▪️دو نکته مهم :
۱- در اتخاذ هر یک از دو رویکرد، تلفیق باید حداقلی باشد، چرا که تحقق تعلیم قرآن در هر یک از دو رویکرد، نیازمند استقلال درس قرآن از درس فارسی و یا درس تعلیمات دینی است.

۲- با توجه به دشواری و پیچیدگی آموزش مهارت «روخوانی» نسبت به «حفظ قرآن» در اتخاذ رویکرد تلفیقی، نه تنها نباید سطحی نگرانه و عجولانه باشد؛ بلکه باید برای این موضوع، تعیین تکلیف شود.

🇮🇷 ادامه بی توجهی و بی اعتنایی مدیران محترم طرحواره به نظرات کارشناسی گروه درسی سازمان پژوهش و دفتر تالیف، ظلمی بزرگ به تعلیم قرآن و نیز سند تحول بنیادین و آینده تعلیم و تربیت کشور و سرنوشت دانش آموزان است.


تلفیق علیه تلفیق ۲۶
▪️چند درصد از معلمان «توانایی تدریس تلفیقی» را داردند؟!

شاید در «مقام ثبوت» تلفیق، ظاهری زیبا و فریبا داشته باشد، اما آیا در «مقام اثبات» هم امکان وقوع دارد؟!

تفاوت حوزه آموزش عمومی و آموزش های تخصصی در «چـرایـی» هر یک از آنهاست.

در حوزه های تخصصی، این چرایی کاملا مشخص است، لذا انگیزه یادگیری وجود دارد و بلکه با وجود مدرس و استاد متخصص زمینه تلفیق مهیاست.

به همین اندازه، در آموزش عمومی، این «چرایی نامعلوم» است و تلفیق بر «ابهام» آن می افزاید و لذا «برخورد چندگانه با محتوای تلفیقی» کاملا وجود دارد، به نحوی یک نه معلم و نه دانش آموز انگیزه کافی برای انتقال و دریافت مطالب متکثر را ندارد.

▪️نتیجه آنکه :
در آموزش های تخصصی، تلفیق می تواند جنبه توسعه کیفی (کوثری) داشته باشد؛ اما به دلیل ابهام در چرایی تلفیق، در حوزه آموزش عمومی، توسعه عمدتاً کمّی (تکاثری) است.

▪️«معلم؛ همه کاره ی هیچ کاره»
قُدما گفته اند : «همه کاره، هیچ کاره است و یک کاره، همه کاره»؛ تلفیق در هر نوعی که باشد، اگر حکیمانه و عالمانه نباشد، مصداق «تکلیف ما لایطاق» است که هر معلمی از پس انجام آن بر نخواهد آمد.

خداوند حکیم درباره قرآن کریم می فرماید : «الذین آتیناهم الکتاب، یتلونه حق تلاوته؛ اولئک یؤمنون به» (مومنی واقعی کسانی هستند که حق تلاوت را هنگام تلاوت، ادا می کنند)
سوره بقره آیه ۱۲۱

ساحت علم مقدس و ارجمند است، پس باید حق آن نکو نگهداشته شود. ادب در مقابل علم آن است که حرکت آن کند نشود یا از مسیر منحرف نشود تا انحراف ایجاد نکند.

سطحی نگری در تلفیق دروس نه تنها کمکی به معلم و دانش آموز و حوزه تربیت و یادگیری و نیز برنامه درسی نمی کند، که آن را دچار اضطراب و ابهام و انحراف می کند.

▪️رانندگی با پایه یک یا دو ؟!!
معلمان برای تدریس تلفیقی به «گواهینامه پایه یک» نیاز دارند. این تصور که با «گواهینامه پایه دو» می توانند از عهده چنین شرایطی آن هم در نظام معلوم الحال آموزش و پرورش بر آیند، تصور بلاتصدیق است که نیازمند تأمل جدی و مشورت است.

دفتر تالیف برای حفظ اعتبار خود و سازمان پژوهش، باید سنجیده و عالمانه رفتار کند.

▪️راهکار :
۱- در حوزه آموزش های عمومی، باید ابتدا به «چرایی تلفیق» توجه و پاسخ داده شود.

۲- «امکان وقوع» (در مقام اثبات) باید دقیقا ً بررسی شود تا از شتابزدگی و آرمانگرایی خیال پردازانه دوری گردد.

▪️نکته آخر :
اجرای آزمایشی زمانی معقول و بلکه ضروری است که به «ضرورت» (چرایی) و «امکان» (چگونگی) آن پاسخ داده شده باشد.

🌊🌊 در بسیاری از موارد آنچه در «استخر» امکان وقوع و اجرا دارد در «دریــا» فرصت وقوع نمی یابد و به غرق‌شدن شناگر می انجامد.

تلفیق علیه تلفیق ۲۷

▪️«حشو قبیح»

اگر تلفیق را به معنای درآمیختن و یكپارچه سازی حوزه های محتوایی با یكدیگر بر محور موضوعات، مسایل و زمینه های مشترک بدانیم؛ باید دید طرح بحث تلفیق دو درس قرآن و دینی بر چه «مبنای علمی» استوار است؟

به عبارت دیگر اگر برای تلفیق دو درس قرآن و دینی، به جز اینکه در سند برنامه درسی به آن اشاره شده، دلیل محکمی اقامه نشود، آیا این تلفیق «حشو» محسوب نخواهد شد؟!

📘 بر اساس مصوبه برنامه درسی ملی تلفیق باید در «سازماندهی محتوا» اتفاق بیافتد، اما حال که مدیران محترم سازمان، آن را به معنای «تلفیق عنوان و ساعات درسی» تفسیر و تعیین می کنند و متاسفانه دلیل قابل قبولی نیز اقامه نمی فرمایند؛ در این شماره به «حشو» بودن این تفسیر اشاره ای می شود.

آیا این که در درس تعلیمات دینی (هدیه های آسمان)، آیات قرآن جانمایی و اضافه شود، مانعی وجود دارد که ضرورتاً به تلفیق دو عنوان درسی از دو حوزه تربیت و یادگیری نیاز دارد؟!

یعنی اگر کتاب های فعلی دینی به جای شروع از داستان، با آیه ای از قرآن شروع و سپس به داستان ختم شود و یا در حین داستان و فعالیت های درسی به آیات قرآن اشاره شود، مانعی در کار است که نیازمند تلفیق دو عنوان و ساعات درسی است؟! ...

و متقابلاً اگر درس قرآن، در حین آموزش مهارت های خواندن، فهمیدن، تدبر و ... به معارف آیات نیز اشاره داشته باشد؛ آیا به تلفیق عنوان درسی و ساعات و محتوا با حوزه حکمت و معارف اسلامی نیازمند است؟!! ...

واقعا چه ضرورتی برای تلفیق دو درسی که اساساً اطلاق تلفیق به آن حشو و زائد و بی معناست، وجود دارد؟!

در حالی که تلفیق اصلی باید در درون یک حوزه مانند حوزه تربیت و یادگیری قرآن کریم و عربی بین دو درس آن، یعنی «درس قرآن» و «درس عربی» اتفاق بیافتد؛ چرا که راهنمای این دو درس یکی است و بر اساس عمل به اصل ۱۶ قانون اساسی باید در یک منظومه دیده شود. (البته تلفیق موازی و هماهنگ) اما ناباورانه مورد بی مهری و غفلت عامدانه و دستبرد واقع شده است ....

▪️به عبارت روش تر باید به این سوال پاسخ داد که «چه ویژگی خاصی در تلفیق دو عنوان درسی وجود دارد که در عدم تلفیق دو درس امکان پذیر نمی باشد؟!»

▪️ اگر عمیق تر به مقوله تربیت دینی (به عنوان یکی از محورهای سند تحول بنیادین) نگاه کنیم، اغلب مواردی که در حوزه حکمت و معارف اسلامی آماده مانند اخلاق و اعتقادات، کاملا فراحوزه ای هستند؛ لذا در همه دروس باید دیده شوند.

در حالی که اگر کتاب های دینی (هدیه های آسمان) را با دقت ملاحظه کنید می بینید که اعم اغلب موضوعات و فعالیت ها مربوط به دروسی چون علوم تجربی، ادبیات فارسی و اجتماعی است تا درس قرآن ... موضوعاتی که قبلاً در سایر دروس آمده و در درس دینی تکرار شده و فقط یک کلمه «خدا» به آن اضافه شده است. (موارد فراوان است) ...

تلفیق حداکثری دو درس قرآن و دینی «حشو قبیح» است؛ چرا که نه تنها برای آن از منظر عقلی (فلسفی و منطقی) و نیز اجرایی دلیل موجهی دیده نمی شود؛ بلکه مفهوم غلط و سست و مخربی از «تلفیق» را در اذهان ایجاد می کنند که‌ تلفیق یعنی برنامه های درهم و برهم و بی هدف و بدون محوّر خاص که به جای اینکه مسئله یا موضوع خاصی را دنبال و سازماندهی کند، فرصت ها را به تهدید تبدیل می کند. ...

▪️نتیجه این که
در برنامه های درسی تلفیقی، نه تنها باید هدف خاص از تلفیق با توجه به استقلال هر یک از حوزه های تربیت و یادگیری بر اساس مأموریت ایشان مشخص و محوریت هر یک از دروس معین شود؛ بلکه در این درهم آمیختگی، سهم و سطوح متفاوت تعیین و برای هر سطح، هدف های معیّن تعریف شود. در این صورت، «تلفیق حداقلی» رخ داده است.

اما اگر به نام تلفیق، بدون توجه به مأموریت هر یک از حوزه های مستقل تربیت و یادگیری و اهداف و مقاصد هر یک از دروس و سهم و سطوح آنها که در راهنمای حوزه آمده، تصمیم گیری شود و در نتیجه یک درس از یک حوزه تربیت و یادگیری در درس دیگری از یک حوزه یادگیری دیگری استحاله شود، نام آن، «تلفیق حداکثری» خواهد بود.


تلفیق علیه تلفیق ۲۸

▪️ قرآن کریم، «کِـتـابی بی عیب و نقص» است.

📖 اَلـحَمـدُ لِلّهِ
الذَّی اَنـزَلَ عَـلی عَبــدِه الکِـتاب
وَ لَم یَجـعَل لَـهُ عِـوَجًا
قَیِّــمًا ...
سوره کهف، آیات ۱ و ۲

📖 «مقدّس» بودن قرآن کریم به دلیل بی نقصی این کتاب است.

▫️قرآن کریم «کتاب الهی» و «تنها معجزه باقی مانده از۱۲۴ هزار پیامبر» است که به واسطه نزول آن نبوت به پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله ختم شد و افتخار تبیین آن به امامان معصوم علیهم السلام رسید.

▪️هر چند این سوال همچنان بدون پاسخ مانده است که «خداند حکیم تحول بنیادین را با ارسال رسل آغاز کرد یا با انـزال کتب؟!» ...

📖 قرآن کریم، کتابی است که خداوند خود را معلم آن می داند : «عَلَّـمَ القُرآن» و جبرئیل امین سلام الله علیه، خواندن آن را به پیامبر امّی می آموزد و از سوی پروردگار به پیامبر اکرم تا سه بار امر به خواندن می کند : «اِقــرَأ»

خدای حکیم مهمترین رسالت پیامبرش را هم : ابتدا تلاوت آیات این کتاب و سپس تزکیه و تعلیم و حکمت بر اساس آن قرار داده است تا مردم از ضلالت و گمراهی نجات یابند.

📖 «هُـوَ الَّذی
بَـعَـثَ فِی الاُمّییـنَ رَسولًا مِنـهُم
یَتـلو عَـلَیـهِم آیاتِـهٖ
وَ یُـزَکّیـهِم وَ یُـعَلِّـمُـهُـمُ الکِـتابَ
وَ الـحِکـمَـةَ
وَ اِن کانوا مِن قَبـلُ لَـفی ضَـلالٍ مُـبیـنٍ»
سوره جمعه آیه ۲

▪️هر آن کسانی که در «کتاب بودن قرآن» شک دارند و یا آن را ناقص و ناتوان برای دنیای امروز می بینند لطفاً قرآن حکیم را با دقت بررسی کنند :

📖 «تنزیل الکتاب من الله
العزیز الحکیم»
آیه اول سوره های احقاف، زُمر، جاثیه، قاف

▪️هر آن کسانی که در کتاب بودن قرآن شک دارند، بررسی کنند که چرا خداوند حکیم بارها و بارها از آنچه نازل فرموده با عنوان «کتاب الله»، «کتاب من الله» و ... یاد کرده است؟!!!

علاوه بر آن، با اوصافی چون :
کتاب الله
کتاب الحکیم
کتاب المبین
کتاب المستبین
کتاب ... مبارک

قرآن حکیم
قرآن کریم
قرآن مجید
قرآن مبین
قرآن عظیم
قرآن ذی الذکر
از این کتاب یاد کرده است.

▪️هر آن کسانی که شک دارند که قرآن کتاب مستقل و کامل و بی نقص و برای همه زمان ها و مکان هاست، بررسی کند که بر اساس همین علوم ناقص بشری که از آن با عناوین متعدد از جمله علم برنامه ریزی درسی، فلسفه تعلیم و تربیت و ... یاد می شود، آیا بر قرآن کریم نقصی وارد است؛ یا در این کتاب نظرات، رویکردها، روش های جدیدتری هم قابل دریافت و استفاده است؟!!

📖 مشخصات این «کتاب»
نام این کتاب : قرآن کریم؛
دارای ۱۱۴ درس به نام : سوره؛
اسامی سوره ها، زمینه ها و تِم های آن هستند؛
آیه ها : محورهای اصلی هر درس و سوره؛
جملات : بیان کننده منظور و مفهوم خدای رحمان؛

منطق و رویکرد اصلی قرآن حکیم علی رغم «تبیانا لکل شیء» بودن این کتاب، «هدایت و رستگاری انسان نه فقط در دنیا که در آخرت هم هست.»

بسیاری از راهبردهای آن در تربیت و یادگیری هنوز هم ناشناخته و قابل مداقه صاحب نظران و معلمان است. ...

📖 «و این کتاب، بیش از ۱۴۰۰ سال است کتاب بوده و خواهد بود.»

▪️راهکار :
راهکار اصلی در عمل به وصیت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله در «حدیث شریف ثقلین» است (ارتقاء صلاحیت های حرفه ای معلمان در کنار اصلاح محتوا) و نه تضعیف آن به نام تلفیق وسیع با سایر دروس است.

این مهم محقق نمی شود تا زمانی که سازمان پژوهش اصلاح را از تفکر حاکم بر خود شروع کند. چرا که مسلماً سازمان پژوهش و دفاتر آن، با پافشاری بر ادامه رویکرد همیشگی یعنی شعار «حسبنا کتاب» امکان تحقق سند تحول بنیادین را در آموزش و پرورش نخواهد داشت؛ بلکه باید بر اساس حدیث شریف ثقلین «کِـتابَ اللهِ وَ عِتـرَتی» رویکرد خود را به شعار «کتاب و معلم» خوب و کامل تغییر دهد.

▪️زیرا این که قرآن کریم بی عیب و نقص و کامل است، زمانی ارزش و اهمیت پیدا می کند که معلم آن هم معصوم باشد.

لذا در پرتو تربیت معلمان حرفه‌ای و نظارت مستمر، اجرایی سازی سند تحول بنیادین امکان پذیر خواهد بود؛ و این مهم زمانی محقق خواهد شد که امر آموزش و ارتقاء صلاحیت های حرفه ای معلمان بر عهده مستقیم سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی باشد.

📚 سال هاست که سازمان پژوهش با فرار از این واقعیت مسلم، دچار خودزنی است و با وجود نداشتن عِده و عُده در استان ها، مناطق و مدارس و نیز تمرد علنی معاونت های آموزشی و پرورشی از سازمان پژوهش به عنوان مغز متفکر و قلب ❤️ نظام آموزشی (تعبیر مقام معظم رهبری) همچنان مشغول تولید اسناد و تغییر کتابهای درسی است. (که البته در جای خود لازم است.)

حکایت سازمان پژوهش حکایت سلمانی هاست که وقتی بی کار می شوند سر یکدیگر را می تراشند.

▪️سخن پایانی
📖 «قرآن حکیم» یک کتاب کامل است که به «معلمان حرفه ای» نیاز دارد و نه تلفیق با سایر دروس؛ اگر چنین نیست باید بر اساس پژوهش های معتبر ثابت شود که «چـرا تـلـفیـق حـداکـثـری»؟!!!


تلفیق علیه تلفیق ۲۹

🇮🇷 آینده آموزش و پرورش، بدون درس قرآن

▪️مقدمه
از منظر «آینده پژوهی»، حذف عنوان مستقل درس قرآن و کاهش ساعات آن، پیامدها و عواقب سوء تربیتی، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی فراوانی در پی دارد که به اجمال به برخی از آن ها اشاره می شود :

▪️قرآن بدون کتاب درسی قرآن
قرآن کریم، ۱۴۰۰ سال است که کتاب است. علی رغم سخنان گهربار پیامبر اعظم صلی‌الله علیه وآله و امیرالمومنین علی علیه السلام و سایر ائمه هدی علیهم‌السلام که در قالب کتاب های مختلف از جمله نهج الفصاحه، نهج القرآن، صحیفه سجادیه جمع آوری شده، اما قرآن کریم به عنوان یک کتاب، استقلال خود را به خوبی حفظ کرده است.

اصرار بر حفظ این استقلال در طول تاریخ و در همه ارکان این کتاب از متن و خط آن گرفته تا اعراب گذاری آن نیز به چشم می خورد.

▪️نظام جمهوری اسلامی بدون کتاب درسی قرآن
امام خمینی ره فرمودند : «کتاب انقلاب ما، قرآن کریم است.» سخنان امامین انقلاب اسلامی در زمینه جایگاه و اهمیت قرآن کریم از بعد سیاسی و اجتماعی به قدری فراوان و دقیق است که شورای عالی آموزش و پرورش و تولید کنندگان اسناد تحولی را به تصویب و ابلاغ استقلال درس قرآن در بین ۱۱ حوزه تربیت و یادگیری علی رغم مخالفت شدید برخی از افراد صاحب نفوذ و دست‌اندرکار، از جمله در برنامه درسی ملی مصوب واداشت.

▪️دانش آموزان بدون کتاب درسی قرآن
علی رغم کاستی ها، بیش از ۹۵ درصد از دانش آموزان قرآن را در مدرسه و نظام رسمی آموزشی فرا می گیرند‌. از بین رفتن عنوان درسی قرآن و کاهش ساعت درسی آن به نام تلفیق این یگانه فرصت طلایی از اعم اغلب دانش آموزان خواهد گرفت.

▪️معلمان بدون کتاب درسی قرآن
عمده معلمان به دلیل ضعف شدید در صلاحیت های عمومی قرآن مانند توانایی روان خوانی و قرائت که آن هم به دلیل ضعف اساسی نظام آموزشی و سوء مدیریت در بخش تامین، تربیت و نگه داشت منابع انسانی که خود ناشی از دوری حوزه ستادی و معاونت های آموزشی و پرورشی از مأموریت ذاتی خود و تمرکز صرف به طرح های تبلیغی و ترویجی و پوپولیستی است؛ همین مقدار از الزام به تدریس قرآن را به بهانه تلفیق رسماً کنار خواهند گذاشت.

و نیز از آنجا که محور درس قرآن، طبق اسناد تحولی مصوب و سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری، کسب مهارت های قرآنی است (روخوانی و روان خوانی و تدبر)، زمان کافی برای تمرین و تکرار عملاً و رسماً از بین خواهد رفت.

▪️مدارس بدون کتاب درسی قرآن
حضور سازمان پژوهش در مدارس به کتاب و ساعات درسی خلاصه شده است. این سازمان نه تنها در مدرسه که در منطقه و استان نیز بازوی اجرایی ندارد و در مقابل، معاونت های آموزشی و پرورشی که در همه جا حضور چشمگیر دارند، به تنها چیزی که نمی پردازند رسیدگی به راهبری و ارتقاء وضعیت کیفی ساعات درسی مدرسه است.

متأسفانه تضعیف دروس با تمرکز بر اجرای ده ها طرح بی فایده، پرهزینه و غیرمصوب و مغایر با برنامه های درسی سازمان پژوهش در دستور کار ایشان است.

▪️مسابقات بین المللی قرآن، بدون کتاب درسی قرآن
علی رغم بی توجهی متولیان امور فرهنگی و دینی از شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور گرفته تا شورای عالی آموزش و پرورش و کمیسیون توسعه فرهنگ قرآنی کشور که صدها میلیارد از اعتبارات تخصیص یافته آموزش عمومی قرآن را که با آن باید معلمان آموزش می دیدند و مدارس به حداقل امکانات ضروری آموزش قرآن مجهز می شدند ...، این اعتبارات را با سند سازی به مسابقات شکوفه ها (که طبق قانون وظیفه سازمان اوقاف و امور خیریه است) و طرح کلی حفظ قرآن و سایر امور مشابه اختصاص دادند به طوری که یک ریال آن در محل تعیین شده هزینه نشد؛ باید به زودی منتظر عواقب فرهنگی و آموزشی آن در عرصه های داخلی و خارجی باشند.

چرا که بی توجهی به پیوست آموزشی در فعالیت های فرهنگی و تبلیغی و ترویجی، و نیز غفلت چند دهه ای از آموزش عمومی عواقب ناگواری را در پی خواهد داشت.

حذف عنوان مستقل درس قرآن از عوامل و پیامدهای همین کوتاهی خواسته یا ناخواسته و نتیجه سوء مدیریت حاکم است. تجربه مشابه بین المللی در عرصه ورزشی نشان داده است که کشورهایی که بر آموزش همگانی متمرکز شده اند از کشورهایی مانند ایران به شکل چشمگیری جلو افتاده و موفقیت های بهتری را کسب کرده اند.

▪️نتیجه گیری
غفلت از پیامدهای سوء برنامه ریزی درسی و آموزشی، نظام آموزشی و بلکه کشور را همیشه در بحران نگه داشته است. این زخم به تدریج کهنه و لاعلاج خواهد شد.

برخوردهای حاکمیتی و مدیریتی و حذف منتقدان، مانند این است که شخصی نسبت به بیماری لاعلاج خود بی توجهی کند. عاقبت این غفلت، پرداخت هزینه های سنگین و کمرشکن و از بین بردن کانون خانواده و اجتماع و تحمیل فشارهای روانی و اجتماعی و اقتصادی و در پایان هم «مرگ» را به دنبال خواهد داشت؛ لذا

🇮🇷 «چاره کار، قبل از وقوع باید کرد.»


تلفیق علیه تلفیق ۳۰

▪️غیبت کبرای قرآن پیش روست.

دهه فجر و همزمانی آن با اعیاد معظم شعبانیه و به ویژه خجسته میلاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرصت مناسبی است تا به یکی دیگر از ابعاد مهم مهجوریت قرآن کریم در نظام رسمی آموزش و پرورش اشاره شود. بعدی که سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مسبب آن است و تا امروز قدم موثری برای اصلاح آن برنداشته است.

با کمال تأسف جایگاه فعلی قرآن در کتاب های درسی دین و زندگی، نشان دهنده اوج بی حرمتی به ساحت مقدس قرآن کریم است که در سه سال آخر دبیرستان هر ساله رقم می خورد و علی رغم پیگیری‌های مستمر نه تنها اقدامی برای زدودن این نقیصه نمی شود که در پی تعمیم آن به دوره ابتدایی هم هستیم. آن هم به نام طرحواره سند تحول بنیادین به دنبال گسترش آن به دوره سرنوشت ساز ابتدایی هم هستیم.

اینجاست که باید گفت :
«تلفیق وسیع، سرآغاز غیبت کبرای قرآن کریم در نظام آموزشی است.»

اگر کتاب های درسی قرآن پایه های دهم تا دوازدهم (دین و زندگی) را تورقی کنید متوجه این نقیصه آشکار که بنده از آن به بی حرمتی آشکار یاد می کنم، می شوید؛ چرا که «صراحتاً آیات قرآن کریم عملاً خارج از درس قرار داده شده است.» ؟!!

▪️در کجای «علم برنامه ریزی درسی» چنین مجوزی صادر شده است که محتوا می تواند در کتاب بلاتکلیف و رها و خارج از درس باشد؟!! و درباره کدام درس، جز قرآن، چنین اتفاقی امکان وقوع داشته است؟!!

مدیران محترم سازمان و دفتر با کدام منطق هر ساله کتاب های خبر سه سال آخر دبیرستان را برای چاپ امضا می کنند؟!

▪️تلفیق دو درس قرآن و دینی که در ابتدا خوشبینانه و آرمانگرایانه به آن نگریسته شد، به تدریج منجر به :
۱- کاهش ۵۰ درصدی ساعت درسی آن شد.
۲- در نتیجه کاهش ساعت درسی، بخش قرآن هزیمت شد.

چرا که‌ گفتند در کاهش ساعات درسی، «این قرآن بوده که حذف شده نه دینی» در حالیکه واقعاً این بخش دینی بود که حذف شده بود و نه قرآن؛ چرا که مسببان آن در همان زمان استدلال شان این بود که بخش های معارفی در کتاب های جدید و قدیم توزیع شده است (!)

لذا مدیران محترم تا به امروز عملاً بر هزیمت قرآن در این کتاب ها رضایت داده و تمرکز کردند.

۳- با وجود این که کتاب تلفیقی باید با امضای دو گروه چاپ سپاری می شد، اما تا این لحظه و با وجود اعتراضات متعدد، هیچگاه نظر گروه قرآن شنیده نشده است!!!

۴- عنوان درس «دین و زندگی» یک عنوان جعلی است، با همین عنوان جعلی سال های متمادی نام اصلی و مصوب یعنی «قرآن و تعلیمات دینی» را از روی جلد و صفحه شناسه کتاب ها حذف کردند.

البته به تازگی نام قرآن به صورت ریز و زیر عنوان درشت دین و زندگی درج می شود که حتی تشکر دارد.

اینها تنها بخشی نتایج تلفیق وسیع است که به غیبت صغری قرآن کریم در دفتر تالیف کتاب های درسی منجر شده است که با توجه به حوصله مخاطبان و در این مجال اندک مطرح شد. البته که این هنوز از نتایج سحر است ...

در طول حدودا چهار سال اخیر مدیریت جدید سازمان و دفتر بارها و بارها این موضوع رسماً پیگری شده است، ولی تا کنون عملاً اتفاقی رخ نداده است.

▪️سخن پایانی :
تلفیق حداکثری با چنین پیشینه ای از عملکرد دفتر و سازمان در حال تصمیم برای سایر دوره ها و پایه های تحصیلی است. یقیناً ادامه این رویه آن هم در دوره ابتدایی، به «هدم» و «هزیمت» کامل قرآن کریم خواهد انجامید. مگر آنکه مدیران محترم به جای پاک کردن صورت مسئله، به حل آن بپردازند و الا باید شاهد غیبت کبرای قرآن کریم در نظام آموزشی باشیم.

عقل، منطق و تجربه زیسته هم حکم می کند که نسبت به این جمله قدما و حکما بیشتر بیاندیشیم که «آدم عاقل، از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.»