تأویل نشانههای حضرت فاطمه سلام الله عليها در مکاشفات انجيل یوحنا
بانوی ماه و ستاره و پسر انسان
مقدمه
یکی از کتب مقدس اهل کتاب ( یهودیان و مسیحیان) از حیث سنخشناسی و گونهشناسی ادبی و روایی، ادبیات مکاشفهای Apocalyptic Literature است. مکاشفه Apocalypse واژهای یونانی است که از حیث اتیمولوژی ( ریشهشناسی الفاظ و لغات) به معنی "آشکارسازی" است. مکاشفه به مثابه یکی از گونههای اصلی ادبیات دینی عهد عتیق و جدید ناظر بر نحوی پیشگویی و دیداربینی آینده خداوندی است که در زبان این ادبیات از آن به "نبوت" (نَوَئیم ) تعبیر شده است. نبوت خاصه در زبان و ادبیات عهد عتیق به معنای مکاشفه است؛ مکاشفهای که خبر از آینده میدهد، آیندهای که خداوند رقم خواهد زد؛ از اين روست كه پیامبران بنیاسرائیل "نبی " ( ناوی در عبری) خوانده میشوند چون "الیاس نبی" ( هَناوی الیاهو(.
از چنین منظری هر مکاشفهای مستلزم آن است که خدا امور نهانی و پنهان عالم را که تنها خود از آن آگاه است و به طورخاص با آینده جهان نسبت مییابد بر انسانها ( پیامبران) آشکار سازد. از این حیث مکاشفه در زمره استلزامات نبوت یهودی است و در تداوم و تثبیت آن است. انبیاء بنیاسرائیل وحی الهی را دریافت ميکردند و میشنیدند و آنها را به طور شفاهي منتقل میکردند، اما در کنار آن گونهای از وحی را بصورت مکاشفه دریافت ميکردند و آن را در کتابی به یادگار باقی مینهادند. از جمله برجستهترین مکاشفات عهد عتیق میتوان به اشعیاء ، حزقیال، ارمیا، میکاه و دانیال اشاره کرد.
شاخصه اصلی این گونه از ادبیات عهد عتیق، پوشیدگی معانی و رازهای اصلی آن در لفافه و حجاب رمزهایی (نظام رمزگان آن ) است که خود به به صورت نمادها، نشانهها، اعداد و ... صورتبندی شدهاند؛ در واقع زبان رمزی این مکاشفات رازهای خود را به صورت نمادین بیان داشته است که تنها مواجهه تأویلی با آن و بکارگیری روش تأویلی است که میتواند از آن رمزگشایی کند. پس برای درک سخن او، باید با وی همنوا شد تا با سخن او انس گرفت تا زبان اشارتهایش را دریافت و رمزهایش گشوده گردند تا رازهایش خود سخن بگویند و خود را آشکار سازند.
مکاشفات و ادبیات مکاشفهای مقارن با بعثت عیسی بن مریم (ع) رواج گستردهای یافت. برای نمونه در نزد فرقه "یسنی" ها (که فرقهای زاهدپیشه و بیاباننشین بودند که برای تنزه از فساد بنیاسرائیل در شهرها به بیابان های فلسطین و بحرالمیت پناه برده بودند) که یحیی تعمیددهنده خود از آنان بود و عیسی نیز جوانیاش را در کنار آنان گذرانده بود ، بر اساس طومارهای بحرالمیت که از ایشان به جا مانده است، ادبیات مکاشفهای بسیار رواج یافته بود. این طومارها به ما میگویند که ایشان عنقریب ظهور مسیحای قوم بنیاسرائیل و ظهور خاتم پیامبران را انتظار میکشیدند.
از جمله تفاوتهای اساسی عهد جدید با عهد عتیق، یکی هم تمایز جدی در ادبیات مکاشفهای است. هر قدر عهد قدیم در ادبیات مکاشفهای غنی و فربه است، عهد جدید فقیر و نحیف است. تنها یک استثناء وجود دارد و آن هم آخرین بخش عهد جدید است که عنوان مکاشفه را نیز بر خود دارد " مکاشفات یوحنا".
مکاشفات یوحنا
مکاشفات یوحنای رسول Revelation to John تنها بخش عهد جدید است که سبک ادبی و روایی آن بشدت متمایز از دیگر بخش های عهد جدید است و در عین حال بشدت به بخشها و گونه مکاشفهای عهد عتیق شباهت میرساند. کتاب مکاشفات Book of Revelation در 22 باب تدوین شدهاند و از ابتدا تا به انتها یکسر روایت مکاشفهای آخرالزمانی است که برای یوحنای رسول واقع شده است و او خود روایتگر این مکاشفه عظیم و مهیب است که از جهاتی بسی سرتر و بالاتر از مکاشفات عهد عتیق مینشیند؛ مکاشفاتی با جزئیات دقیق و کامل و ناظر بر حوادثی خوفناک و مهیب و فتنهگون که کمتر نظیری برای آنان میتوان در مکاشفات عهد عتیق یافت.
در قرون نخستین میلادی در انتساب این مکاشفات به یوحنای رسول تردید بود ، اگر چه او خود چهار بار در مکاشفات یوحنا معرفی می کند( 1:1و 4و9و 8:22). در سنت قدیس یوستینوس شهید در سده دوم میلادی محققین مسیحی این یوحنا ، همان یوحنای رسول، حواری مسیح پسر زبدی ( متی 2:10) دانسته شد . مضاف بر آنکه از متن و محتوای کتاب نیز مشخص است که نویسنده شخصی است یهودی و آگاه بر عهد عتیق و یکی از رهبران کلیساست که در هفت کلیسای آسیای صغیر شناخته شده و شخصی روحانی است که معتقد است بزودی ایمان مسیحی بر نیروهای شریری که در جهانند پیروزی خواهند یافت. ( دایرهالمعارف کتاب مقدس، 317) یوحنا به سبب ایمانش به مسیح به جزیره پاتموس تبعید شده بود.
متن مکاشفات قرابت انکارناپذیری با با دیگر نوشتههای یوحنا در عهد جدید داردغ اگر چه به مقتضای وجه مکاشفهای خود با دیگر مکتوبات یوحنایی عهد عتیق هم در زبان و هم در سبک و هم در پارهای اندیشههای کلامی تفاوت مییابد. اما به هر تقدیر نزد زعما و آباء کلیسا دارای الهام یوحنّایی است و نزد اصحاب بلافصل این حواری و رسول مسیح به نگارش در آمده و تعالیم و آموزههای وی در ان راه یافتهاند.
یوحنای رسول کیست؟
یوحنا بن زبدی یا یوحنای رسول John the Apostle از حواریون و از 12 رسول برگزیده عیسی بود. مسیحیت سنتی، او را نویسنده انجیل یوحنا و نیز نویسنده کتاب مکاشفات میداند. در سالهای اخیر، منتقدان نوگرا، این نظریه را مطرح کردهاند که کتاب مکاشفه در سال ۷۰ میلادی، به دست یوحنایی غیر از یوحنای رسول نوشته شده است؛ زیرا نویسنده کتاب مکاشفات بارها خود را به نام یوحنا خوانده؛ اما در انجیل یوحنا نامی از نویسنده به طور مستقیم نیامده است. یوستینیوس، در سال ۱۳۵ میلادی، نگاشتن کتاب مکاشفه را به یوحنا بن زبدی، نسبت داد و ائوسیبیوس، در قرن چهارم، در اصالت آن تردید نمود. اما در هر حال امروز در یکی بودن یوحنای رسول و یوحنای مکاشفات در کلیسای کاتولیک و ارتدکس و بخش عمدهای از پروتستانها تردیدی نیست.
در انجیل، یوحناي حواری محبوب مسیح، با نام یوحنا پسر زبدی خوانده شده است، وی برادر یعقوب اکبر و در آغاز ماهیگیر بود. یوحنا، از شاگردان یحیی تعمیددهنده بود که با آغاز دعوت عیسی، به جمع پیروان وی گروید. بنا به روایت انجیل، پس از برخاستن مسیح از مردگان، یوحنا و پطرس نخستین کسانی بودند که به زیارت مقبره رفتند و برخاستن عیسی را باور کردند. در مسیحیت سنتی، از وی با نام یوحنای محبوب یاد میشود.
وی پسر زبدی و مادرش سالومه نام داشت( مرقس 40:15 و متی 56: 27). کار او ماهیگیری در دریای جلیل بود و به نظر نمیرسد فرد فقیری بوده باشد ( مرقس 20 : 1 و لوقا 10 : 5) . هیچ اطلاعی از ایمان زبدی نداریم ، ولی مادر یوحنا یکی از زنانی بود که عیسی را تا زمان مصلوب شدنش پیروی کرد ( متی 56 : 27 و مرقس 40 : 15) . یوحنا برادر جوانتر یعقوب بود ( متی 21 : 4) و در بیت صیدا زندگی میکرد( لوقا 10 : 5 و یوحنا 44 : 1). با توجه به اینکه پدر ایشان را با مزدوران واگذاشتند ( مرقس 20 : 1) ، خدمت مادرشان در لوقا 8 : 3 و همچنین آشنایی وی با قیافا پپپف کاهن اعظم ( یوحنا 15 : 18) دلالت بر نفوذ نسبی و قابل توجه آنها می کند. مادر وی از عیسی خواست که پسرانش در ملکوت به دست راست و چپ وی نشینند ( متی 20 : 20 ). او رسول محبت خوانده شده است و مولف انجیل ، رسالات و مکاشفات یوحناست.
لازم به یاد آوریست که امام رضا علیهالسلام در مناظراتشان با مسیحیان و یهودیان زمان خود اشاره فرمودند که سه یوحنا وجود داشته است:
…"و علماى مسيحيها سه نفر بودند، «يوحنّا» ى اكبر در «أج»، «يوحنّا» در «قرقيسيا» و «يوحنّا» ديلمىّ در رجّاز و مطالب مربوط به پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت و امّتش نزد او بوده و هم او بود كه امّت عيسى و بنى اسرائيل را به نبوّت حضرت محمّد و اهل بيت و امّتش، مژده داد." (عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص: 158)
متن مکاشفات یوحنا
مکاشفه یوحنا که با عنوانهای دیگری همچون وحی به یوحنا، آخرالزمان یوحنا، کتاب وحی و مکاشفهٔ عیسی مسیح نیز خوانده میشود، آخرین کتاب از کتب « عهد جدید» مسیحیان است. مکاشفه تنها کتاب عهد جدید است که در ردهٔ ادبیات رستاخیزی و آخرالزمانی قرار میگیرد و نه تعلیمی یا تاریخی، و تعدادی بسیار از پندارهها، نمادها و تمثیلها را به ویژه در رابطه با وقایع آینده به کار میبندد. مکاشفه به نظر میآید مجموعهای از بخشهای مجزا باشد که به توسط یوحنا، «مرید محبوب» مسیح، در «پاتموس» (جزیرهای در یونان) در دریای اژه به رشته تحریر درآمده است.
این کتاب از دو بخش عمده تشکیل شده است، که اولین بخش آن (فصلهای ۲ تا ۳) شامل پند و اندرزهای مذهبی (و نه پندارهها یا رمزآفرینیها) در نامههای جداگانهای است که خطاب به هفت کلیسای آسیای صغیر نگاشته شدهاند. در بخش دوم (فصلهای ۴ تا ۲۲:۵)، رویاها، تمثیلها و نمادها (در اغلب موارد بدون تعبیر و یا تفسیر) قسمت گستردهای از متن کتاب را تشکیل داده و مفسران را واداشتهاند تا لزوماً تعبیرهای متفاوتی از آنها ارائه دهند.
آباء کلیسا بر این باور بودند که مکاشفه یوحنا بیش تر یک تمثیل راز آلود و رمزگونه معنوی جدا از وقایع تاریخی، و یا صرفاً یک پیشگویی درباره تحولات آخر دنیاست که به صورت کلامی مبهم در لفافه آمده است، اگر چه با بحران ایمان، در دوران مسیحیت اولیه که محتملاً به وسیلهٔ شکنجههای رومیان ایجاد شده بود، بینسبت نیست. اما دستاورد این مکاشفات آن بود که مسیحیان ترغیب شدهاند در ایمانشان ثابتقدم باشند تا استوارانه، امید خود را به اینکه در نهایت خداوند در برابر دشمنان خود (و دشمنان آنها) پیروز خواهد شد، حفظ نمایند. از آن جا که چنین دیدگاهی مشکلات دوران بعدی در مبحث آخرت را نیز باز میتاباند، پیام مکاشفه به نسلهای آیندهٔ مسیحیان نیز ارتباط مییابد، کسانی که مسیح پیشاپیش دربارهٔ آنها هشدار داده که به طریقی مشابه، دچار عذاب و شکنجه خواهند شد. پیروزی خداوند بر شیطان (در اینجا مقاومت مسیحیان در برابر شکنجهٔ رومیان) نمونهای از پیروزیهای پیشگویی شده مشابه خیر بر شر در آینده و پیروزی نهایی خداوند در پایان جهان است.
با وجود آنکه عنصر مرکزی در مکاشفه، «مسیح» است، با مطالعه و ادراک بیشتر متن، شباهتهای آن با شیوهٔ بیانی و مفاهیم کتاب عهد عتیق، مشخص میشود. به ويژه آنهایی که از کتابهای دانیال و حزقیال گرفته شدهاند. به طور مثال، نویسنده از عدد 7 استفاده میکند، تا در مفهومی سمبلیک، بر «تمامیت» (totality) یا «کمال» (perfection) دلالت داشته باشد. مراجعات و اشارههایی به «یک هزار سال» (فصل ۲۰) موجب شد تا عدهای در این انتظار باشند که پیروزی نهایی خداوند بر شیطان، پس از سپری شدن هزارهای فرا رسد.
تقسیمبندی کلّی متن مکاشفات بدین نحو است:
1- مقدمه (۱:۱-۸)
2- رؤیای آغازین و نامه به هفت کلیسا (۱:۹ تا ۳:۲۲)
3- کتابی با هفت مُهر (۴:۱ تا ۸:۱)
4- هفت شیپور (۸:۲ تا ۱۱:۱۹)
5- اژدها و دو وحش (۱۲:۱ تا ۱۳:۱۸)
6- رؤیاهای گوناگون (۱۴:۱ تا ۱۵:۸ )
7- هفت جام غضب خدا (۱۶:۱-۲۱ )
8- نابودی بابِل و شکست وحش و نبی دروغین و ابلیس (۱۷:۱ تا۲۰:۱۰)
9- داوری نهایی (۲۰:۱۱-۱۵)
10- آسمان جدید، زمین جدید و اورشلیم جدید (۲۱:۱ تا ۲۲:۵)
11- بخش پایانی (۲۲:۶-۲۱)
حکایت زن و اژدها، ( متن مکاشفه )
آن چه مقصود این نوشتار است در باب 12 مکاشفه روایت شده است . پیش از بررسی و تحلیل و تأویل آن ابتدا متن کامل آن را از سر تا به پا مرور میکنیم و میخوانیم.
" و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد؛ زنی که آفتاب را در بر دارد و ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از 12 ستاره است و آبستن بوده از درد زه و عذاب زايیدن فریاد برمیآورد و علامتی دیگر در آسمان پدید آمد که اینک اژدهای بزرگ آتشگون که او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهایش هفت افسر و دمش ثلث ستارگان آسمان را کشیده بر زمین ریخت. و اژدها پیش آن زن که میزايید بایستاد تا چون بزاید فرزند او را ببلعد. پس پسری را زایید که همه امتهای زمین را به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد و فرزندش به نزد خدا وتخت او ربوده شد. زن به بیابان فرار کرد و در آنجا مکانی از برای وی از خدا مهیّا شده است تا او را مدّت هزار و دویست و شصت روز بپرورند.
و در آسمان جنگ شد ؛ میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگ کردند و اژدها و فرشتگانش جنگ کردند، ولی غلبه نیافتند بلکه جای ایشان دیگر در آسمان یافت نشد و اژدهای بزرگ افکنده شد؛ یعنی آن مار قدیمی که به ابلیس و شیطان مسمی است که تمام ربع مسکون را میفریبد. او بر زمین انداخته شد و فرشتگانش با وی انداخته شدند.
و آوازی بلند در آسمان شنیدم که میگوید : " اکنون نجات و قوت و سلطنت خدای ما و قدرت مسیح او ظاهر شد؛ زیرا آن مدعی برادران ما که شبانهروز در حضور خدای ما بر ایشان دعوی میکند، به زیر افکنده شد. ایشان به وساطت خون بره و کلام شهادت خود بر او غالب آمدند و جان خود را دوست نداشتند. از این جهت ای آسمانها و ساکنان آن شاد باشید. وای بر زمین و دریا زیرا که ابلیس به نزد شما فرود شده است با خشم عظیم، چون میداندکه زمانی قلیل دارد.
و چون اژدها دید که بر زمین افکنده شد، بر آن زن که فرزند نرینه را زايیده بود جفا کرد و دوبال عقاب بزرگ به زن داده شد تا به بیابان به مکان خود پرواز کند، جایی که از نظر آن مار، زمانی و دو زمانی و نصف زمانی پرورش میکنند. و مار از دهان خود در عقب زن، آبی چون رود ریخت تا سیل او را فروگیرد. و زمین زن را حمایت کرد و زمین دهان خود را گشاده ، آن رود را که اژدها از دهان خود ریخت فروبرد. و اژدها بر زن غضب نموده، رفت تا با باقی ماندگان ذریت او که احکام خدا را حفظ میکنند و شهادت عیسی را نگاه میدارند، جنگ کند."
تحلیل و تأویل نشانهها
به نظر میرسد مناسبترین روش برای تحلیل و تأویل نشانههای باب 12 مکاشفات یوحنا و حکایت زن و اژدها طرح پرسش از کلیت این روایت مکاشفهای است. آنگاه میتوان با بهرهگیری از روش تأویل ( در اینجا تعبیر علامه طباطبائی از تأویل مراد ماست که به معنای بازگداندن هرچیز به حقیقت خارجیه و واقعی و اصل و ریشه آن است) از آن رمزگشایی کرد.
اول پرسشی که به ذهن متبادر میشود این است که زن مذکور کیست؟ پیش از پاسخ ، تأکید بر چند نکته ضروریست. یوحنا به عنوان یکی از حواریون 12گانه مسیح، مریم عذرا مادر عیسی را به خوبی میشناخته است و با سیما و چهره او آشنا بوده است. اما در این جا از هر قرینهای که دال بر مریم بوده باشد و یا بر هویت مریم مقدس دلالت کند اجتناب کرده است. در واقع سیمای این زن با مریم متفاوت بوده است و یوحنا به هیچ وجه او را نمیشناخته و این زن برای وی بشدت غریبه بوده است. اگر این زن مریم مقدس میبود هیچ دلیلی نداشت یوحنا از واژه زن استفاده کند بلکه براحتی میگفت مریم.
دوم آنکه این زن نشانههایی دارد که در هیچ یک از اناجیل اربعه و دیگر متون مسیحی مریم مقدس را به آنها نمیشناختهاند. آفتاب، ماه و تاجی از 12 ستاره نشانههایی نامأنوس برای مریم مقدسند و اگر غیر از این بود یوحنا بر این مسئله تأکید مینمود.
سوم آنکه این زن فرزند پسری میزاید که " پسر انسان" لقب دارد و با عصای آهنین بر تمامی امتها حکمرانی خواهد کرد. اما این پسر پس از تولد برای بقا به نزد خدا ربوده میشود ( استعاره غیبت و نجات) . باز هم یوحنا او را مجهول مینامد. اگر این پسر انسان عیسی میبود هیچ ضرورتی نداشت یوحنا از نام پسر انسان بهره گیرد و با چند نشانه عیسی بودن او را نشان میداد اما چنین نکرده است. خداوند پسر انسان را با غیبت از شر شیطان ( اژدها ) رهایی میبخشد تا روز موعود و روز داوری.
چهارم آنکه میان زن و شیطان نبردی ابدی تا روز رستاخیز برپاست؛ نبردی که به ذریت زن نیز به میراث میرسد؛ ذریتی که احکام خدا و شهادت عیسی را پاس میدارند. حال آنکه مریم مقدس جز عیسی پسری نداشته و نیز هیچ ذریتی از او باقی نمانده است. پس این زن مریم نیست. ابدا.
حال که این زن مریم نیست و پسر او نیز عیسی نمیتواند بود، پس او و فرزندش و ذریتش چه کسانی میتوانند بود؟
تحليل
1- و در آسمان جنگ شد : میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگ کردند و اژدها و فرشتگانش جنگ کردند ولی غلبه نیافتند بلکه جای ایشان دیگر در آسمان یافت نشد و اژدهای بزرگ افکنده شد، یعنی آن مار قدیمی که به ابلیس و شیطان مسمی است که تمام ربع مسکون را میفریبد. او بر زمین انداخته شد و فرشتگانش با وی انداخته شدند.
میدانیم شیاطین انس و جن حق را میشناسند؛ در روایات داریم وقتی نبی اکرم صلیالله علیه و آله و سلَّم به دنیا آمدند شیاطین از رفتن به عوالم بالا منع شدند، قبلاً میرفتند استراق سمع میکردند، ولی منع شدند. با تولد و بعد بعثت پیامبر اسلام (ص) شیاطین از آسمان رانده شدند. ابلیس فهمید اوضاع عالم عوض شده است، حفظه و ملائکه رفت و آمد میکنند و راههای آسمان را بستند. در نقل است لشکریان و فرماندهان جنود خود را جمع کرد، فراخوان داد و در روایات آمده است که بعضی اوقات که حوادثی در عالم رخ میدهد شیطان لشکریان خود را جمع میکند، آرایش میدهد، فرماندهی و تقسیم کار میکند، مأموریت میدهد.
2- و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد: زنی که آفتاب را در بر دارد و ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از 12 ستاره است. همینطور که خورشیدی خداوند قرار داده است، این خورشید یک مثََل است، و الا خورشید حقیقی این نیست. خداوند متعال قسم میخورد به ماه و خورشید " و الشمس و الضحیها "، قسم به خورشید و پرتو و شعاع خورشید که عالم را روشن میکند، پرتو خورشید به ما میرسد. "و القمر اذا تلیها" قسم به ماه وقتی بهدنبال خورشید است، ماه تالی تلو خورشید است "و النهار اذا جلیها" قسم به روز وقتی که خورشید را تجلی میدهد، تجلی خورشید در روز است.
روایات این را معنا کرده است؛ فرمود "و الشمس" وجود مقدس رسولالله صلیالله علیه و آله و سلم است، "و القمر" آنی که تلو نبی اکرم است که امیرالمؤمنین است. الآن دوره شب تاریخ است. بنا بود این خورشید زود طلوع کند، بنا بود این خورشید در امیرالمؤمنین تجلی کند، اما جریان سقیفه و بنیامیه نگذاشتند و این خورشید در غیبت رفت.
12 ستاره نیز دلالت بر کوکب امامت و ولایت دارد. این نشانهها حکایت از آن دارند که زن مذکور لولای اتصال میان سه امر نبوت، ولایت و امامت حَقّه الهی است. خورشید نبوت، ماه امامت و ستارگان امامت.
3- پس پسری را زایید که همه امتهای زمین را به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد. خداوند در قرآن میفرماید :
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ سوره الحديد آيه 25
ما پيامبرانمان را با دليلهای روشن فرستاديم و با آنها کتاب و ترازو را نيز نازل کرديم تا مردم به عدالت عمل کنند و آهن را که در آن نيرويی سخت و منافعی برای مردم است فرو فرستاديم ، تا خدا بداند چه کسی به ناديده ، او و پيامبرانش را ياری میکند؛ زيرا خدا توانا و پيروزمند است.
آهن در قرآن نشانه قدرت و صلابت در مسیر استقرار عدالت به دست انبیاء و اولیاء است. حال که موعود امم و منجی آخر مصلح کل و آورنده عدالت و قسط برای تمامی امم است پس نشانه او نیز عصای آهنین است. این منجی عیسی نیست. چنانچه دانستیم آن زن نیز مریم نیست. این منجی فرزند مادری است که محل اتصال نبوت و امامت و ولایت است. در روایات شیعه از قیام حضرت حجت با نام قیام بالسیف"( آهن) یاد شده است.
دیگر آنکه در برخی از عبارات عهدین "پسر انسان" اشاره به حضرت عیسی علیه السلام است اما در جاهای دیگر حضرت عیسی علیهالسلام به "پسر انسان" با ضمیر "او" اشاره کرده است؛ یعنی فرد دیگری غیر خودش. و در برخی عبارات واضح است که حضرت عیسی علیهالسلام خود منتظر "پسر انسان" بود. در انجیل متی فصل 16 عبارات 27 و 28 از حضرت عیسی علیه السلام نقل شده است که گفت:
"زیرا که "پسر انسان" خواهد آمد در جلال پدر خویش به اتفاق ملائکه خود و در آن وقت هر کسی را موافق اعمالش جزا خواهد داد. هر آینه به شما میگویم که بعضی در اینجا حاضرند که تا پسر انسان را نبینند که در ملکوت خود میآید، ذائقه موت را نخواهند چشید." همان طور که در عبارت 27 میبینیم حضرت عیسی علیه السلام میگوید: " زمانی که پسر انسان میآید "او" جزای " هر کسی" را طبق "اعمالشان" خواهد داد."
4- اژدها بر آن زن که فرزند نرینه را زايیده بود جفا کرد : میدانیم که در متون مسیحی از جفا در حق مریم مقدس سخنی بیان نشده است اما در تاریخ اسلام زنی را با اوصاف مذکور می شناسیم که شیطان در حق او و ذریهاش سخت جفا نموده است؛ همان ذريهای که تا هم امروز با شیطان در نبردی بیپایان به سر میبرد. ذریهای که عهد خدا با انسان و عهد خدا با انبیاء و اولیاء را پاس داشتهاند.
5- شهادت عیسی : شهادت عیسی بر توحید بود. چنانچه قرآن میفرماید : إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ سوره آل عمران آيه 51 الله پروردگار من و شماست. بپرستيدش كه راه راست اين است و ذریت نبی خاتم پاسدار این عهد و شهادت عیسی بودهاند.
حال این آیات به روشنی تأویل خود را مییابند : آن زن که یوحنا او را نمیشناخت اما در عالم معنا با نشانههای آفتاب و ماه و تاج 12 ستاره مکاشفهاش کرد کسی نیست جز حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) ا، و نیز پسر انسان کسی نیست جز فرزندش مهدی موعود ، حجت بن الحسن العسکری (ع) که با قیام خود، میان امتها داوری خواهد کرد و احیاگر توحید و عدالت در زمين خواهد بود. ان شاء الله
امام خمینی ره: «تربیت باید قرآنی باشد؛ بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند.»