پاسخ به يك سؤال : آيا برپایی مسابقات قرآن، منافاتی با مأموریت اصلی آموزش و پرورش دارد يا ندارد؟

آقاي عليرضا کاظمی،
معاون محترم پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش
در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا :
( براي دريافت اصل مطلب روي خبر كليك كنيد. )
 
 پــاسـخ 

 بايد گفت :

اتـفـاقـاً برپايي مسـابـقـات قرآن با مأموريت آموزش و پرورش مـنـافـات  دارد؛ زيـرا :

1-  درصد بهره مندي آن معاونت از اعتبارات شوراي توسعه فرهنگ قرآني نسبت به برنامه هاي رسمي و درسي « نسبت 100 به صفر » است. چــــرا ؟!!!

2-  برگزاري مسابقات براي آموزش و پرورش به هيچ وجه موضوعيت ندارد، بلكه فقط طريقيت دارد.

يعني آن كه مأموريت اصلي وزارت آموزش و پرورش، توسعه « سـواد » است. و بالتبع آن توسعه « سواد قرآني » است. مسابقه بايد در خدمت اين وظيفه باشد. ( و نه جايگزين آن )

در نتيجه برگزاري مسابقات قرآني وظيفه سازمان اوقاف و سازمان تبليغات اسلامي و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است كه مأموريت ذاتي آن ها تبليغ و ترويج است.

3-  تعداد متسابقين با 13 ميليون نفر دانش آموز در اين وزارت چه نسبتي دارد، كه اين همه هزينه مي شود؟!!!

4-  آيا در طول اين چند سال كه ده ها ميليارد تومان اعتبار قرآني به اين وزارت جهت ارتقاء آموزش عمومي قرآن اختصاص يافته، معلم و مدرسه و مديري از آن اطلاع يافته و نسيمي از آن به سمت كلاس هاي قران و زنگ قرآن وزيده است؟!!!

5- آيا اين شگفت انگيز نيست كه مجموعه معاونت پرورشي كه تمام اعتيارات قرآني را دريافت و هزينه مي كند با دارا بودن هزاران كارشناس و مربي پرورشي در مناطق و مدارس، نسبت به زنگ قرآن مدارس كه گسترده ترين فعاليت قراني همه ساله كشور است. و به شدت به حمايت و مراقبت نياز دارد « كاملاً بيگانه و بي تفاوت » است؟!!!

یقه درانی های نمادین

                        یقه درانی های نمادین                            

            و باز ... به نام قرآن، به کام « پدرخوانده ها »            

یقه درانی های نمادین مديران آموزش و پرورش به نام قرآن، حکایت سناریوی تکرار مهجوریت روز افزون این درس در نظام تعليم و تربيت اين كشور است.

پازل قدرت و مدیریت ابعاد مختلفی دارد. هر مدیر باید برای هر یک از این پازل ها دست کم حرفی بزند. بهترین و کم هزینه ترین شیوه پاسخگویی فرار به جلو و انداختن توپ در زمین حریف است.

پیدا کردن نقاط ضعف عامه پسند و غالباً ژونالیستی، شیوه متعارف غیر علمی و در عین حال مؤثر برای تطهیر حاکمیت در حوزه پاسخگویی است.

در این شیوه سوفسطایی، تا طرف بخواهد خودش را از پنجه مغالطات تبریه کند، اغلب ماه ها و بلکه سال ها وقت لازم است؛ و تا آن موقع هم " خدا کریم است " ( !!! ) دیوار خدا هم که از همه کوتاه تر است. و این می شود خشت اول دیوار کج انحرافی که بر پایه بی صداقتی و ناراستی بنا می شود. ( و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل )

در چنین شرایطی، نه تنها خدا کریم نیست. بلکه خدا در کمینگاه است و انسان ناخواسته در آزمونی بزرگ و دشوار در حال دست و پا زدن

   «  اِنَّ رَبَّـکَ لَـبِـالـمِـرصـادِ  »    

متاسفانه نقش پدرخوانده ها و مافیاهای قدرت در مدیریت ماهرانه وزرا را نباید نادیده انگاشت. همان ها که تا بوی پول و اعتبار را حس می کنند، شاخک هایشان برای بلعیدن آن چنان به جنبش در می آید که محاسبه صفر تا صدش را هم می کنند. و نهایتا می شود همینی که هست و اوضاعی که بهتر نمی شود.

و باز روز از نو و داستان های ارایه گزارس های سراسر کذب که در تلاش است تا دروغی را با دروغ های بعدی ماست مالی کند. ...

و غفلت ما بندگان دنیا دوست از کمینی که خدا برای آزمایش ما قرار داده است.

   «  اِنَّ رَبَّـکَ لَـبِـالـمِـرصـادِ  »    

مقاله : 30 كج فهمي رايج در آموزش عمومي قرآن كريم

«  30  كج فهمي رايج در آموزش عمومي قرآن كريم »

چكيده 

 « بيش از 95 درصد از دانش آموزان اين كشور، فقط در مدرسه با قرآن كريم آشنا مي شوند. » اين مطلب به تنهايي نشاندهنده جايگاه منحصر به فرد آموزش قرآن در وزارت آموزش وپرورش است. اما وجود متغييرهاي مداخله گر آشكار وپنهان در تحقق اهداف قصد شده، نقش اساسي ايفا ميكند. حاصل بررسي هاي نويسنده مقاله به عنوان مؤلف كتابهاي درسي قرآن در طول 15 سال گذشته « كج فهمي هاي رايج در آموزش قرآن » را از عمده دلايل كم توفيقي اين درس مي داند؛ كه اغلب آنها ريشه در باورهاي غلط متوليان و برنامه ريزان از يك سو و معلمان وخانواده ها از سوي ديگر دارد.
از آنجا كه اجزاء و عناصر يك برنامه درسي، مباني آموزش آن درس را مشخص ميكند، لذا شايسته است ابتدا به سراغ آنها رفت. البته گاهي قداست وجايگاه رفيع قرآن كريم نيز باعث ميشود تا اذهان عمومي درمقابل هرگونه نقدي از خود ايستادگي نشان داده وبررسي اهداف، رويكرد، محتوا، روش هاي آموزش و تدريس وشيوه ارزشيابي را ناممكن جلوه دهد. عدم تغيير رويه هاي موجود آموزش قرآن در طول سالهاي متمادي، نيز مزيد برعلت است.
مبناي اين پژوهش، بررسي وضعيت موجود بر اساس اسناد تحولي چهارگانه مصوب شورايعالي انقلاب فرهنگي و شوراي عالي آموزش وپرورش است.
يافته ها نشان ميدهد كه كج فهمي هاي موجود عمدتاً ريشه درچهار حوزه هدفگذاري، برنامه ريزي، اجرا و ارزشيابي دارد. راهكار اساسي، داشتن عزم ملي براي شناسايي وتلاش براي جلوگيري از تكرار اشتباهات و باورهاي غلط گذشته و جايگزيني روش هاي معقول و علمي است.
 
واژه هاي كليدي
 باور، كج فهمي، فرهنگ، برنامه درسي، برنامه ريزي آموزشي، آموزش قرآن، رويكرد، ارزشيابي، تربيت
  
مقدمه 
قرآن كريم « تنها معجزه » به جا مانده از رسالت 124 هزار پيامبر الهي است كه امروز به امانت، نزد ماست و روز قيامت پيامبر اكرم از آن سؤال خواهد كرد.2 كتابي كه صاحب آن، خداوند عليم و قدير است. عليم يعني عالم مطلق و قدير يعني قادر مطلق. خدايي كه به واسطه آخرين پيامبرش با بشر سخن گفته است. سخناني از روي دلسوزي و براي هدايت و راهنمايي انسان، نسخه نجات و رستگاري او در زندگي دنيا و پس از آن. پيروان آخرين پيامبر الهي اين كتاب را تقديس مي كنند و آن را مايه بركت مي دانند. مسلمانان با توجه به نوع پرداختن به قرآن به دو گروه عمده تقسيم مي شوند :
گروه اول، صاحبان خرد و انديشه هستند كه در اثر علاقه و انس دائمي با قرآن كريم، برنامه زندگي فردي و اجتماعي خود را بر اساس آنچه در قرآن كريم آمده تنظيم مي كنند و همواره در تلاشند تا از اين مسير راهي براي قرب الهي بيابند.
گروه دوم، كساني كه تنها به ذكر نام و قرائت ظاهري آن بسنده كرده اند. ايشان با توجه به همين مسأله، در راه تبليغ وترويج قرآن به هر روشي دست مي يازند و اغلب با تكيه بر احساسات صرف و سطحي نگري دچار اشتباهات كوچك و بزرگي مي شوند كه جامعه را دچار انحراف و كج فهمي مي كند. اين موضوع در اثر دوري از تعقل و تفكر در قرآن كريم و شيوه هاي صحيح و معقول و قابل پذيرش همگان رخ داده و در مقابل گاه همراه با اغراق و غلو و خارج از تصور بشري ارائه مي شود.
گاهي اين كج فهمي ها، پا را فراتر از سليقه و نظر شخصي گذاشته و تا آن جا كه به عقيده فردي و اجتماعي تبديل شود، پيش مي روند. اين دسته از باورها كه چندان منطقي و معقول نبوده، نتيجه اي جز انحراف و استحاله را در پي ندارد. تا آنجا كه بر عليه آن مكتب و عقيده قيام مي كند. در اين جاست كه بر علماي قوم و فحول انديشمندان واجب مي شود تا براي آن چاره كنند و از لغزش عده اي كثير در پرتگاه تعصب، جلوگيري كنند.
پس از مشخص شدن ضرورت و اهميت موضوع، بايد ديد آيا امكان چنين تغيير و تحول فرهنگي در جامعه وجود دارد يا خير ؟ آيا به مصلحت حكومت ها و نظام هاي تربيتي هست كه تن به اصلاحات فرهنگي بدهند و يا بايد در مقابل آن نرمش نشان داده و سكوت كرد و يا آن را به اصطلاح مصادره به مطلوب نمود ؟
از سوي ديگر مهم ترين خطري كه يك نظام ديني را تهديد مي كند « التقاط فرهنگي » است. اين خطر در اثر استحاله فرهنگي رخ مي دهد. يعني آن كه جامعه و افراد آن، صورت يك عقيده را حفظ كرده؛ اما در عمل بر خلاف آن اقدام مي كنند. راهكار اساسي در تجديد نظر جدي در برخي از باورهاي ديني است كه يا بر عليه دين در حال فعاليت هستند و يا دست كم بي خاصيت و بي نتيجه اند و نيازمند مرمت و بازسازي مجدد. يكي از اين حوزه ها، حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم است. آن هم در نظام تعليم و تربيت با بيش از 12 ميليون نفر دانش آموز كه هر يك در طول سنوات تحصيلي بيش از 800 ساعت رسماً با يادگيري كتاب خدا آن هم تنها در درس قرآن سر و كار دارند. از اين ميزان ساعت 510 ساعت آموزشي به دوره ابتدايي اختصاص دارد.
بررسي باورهاي و كج فهمي هاي رايج در آموزش قرآن دوره ابتدايي رسالت اين مقاله است كه هر چند به اجمال و فهرست وار اما مبتني بر مباني نظري و نيز وضعيت برنامه ريزي، اجرا و ارزش يابي صورت گرفته است.
 
چارچوب نظري
تفکر انتقادي شناسايي استدلال هاي غلط و پرهيز از تناقضات و مفروضات اظهار شده و نشده در بحث هاي ديگران ، عدم هيجان عاطفي در هنگام روبرو شدن با مسئله يا عدم تعادل است (مايرز، 1386) . امروزه صاحبنظران، تفکر انتقادي را به عنوان برونداد اصلي تعليم و تربيت نوين معرفي مي کنند و تدريس تفکر انتقادي را اصلي مهم براي يادگيري اين تفکر وجود دارد. با توجه به اهميت مسئله تفکر در اهداف نظام آموزشي و گفته هاي مسئولان ، متصديان و مجريان آموزشي، در عمل تبيين واضح و روشني از مفهوم تفکر انتقادي نشده است که علت اصلي آن را مي توان در همين کج فهمي ها جستجو کرد که در نهايت دشواري هاي بزرگي را به وجود اورده و سبب گمراهي و به بيراهه کشيدن يادگيرندگان شده آنان را از اهداف مورد نظرشان دور خواهد کرد (حسيني، 1381) .
اصولا کج فهمي نسبت به يک مفهوم زماني رخ مي دهد که شخص به مفهومي اعتقاد دارد که به طور معقول، نادرست است (بارنز، 2005). کج فهمي به تصورات قبلي، افکار و باورهاي غير علمي، مفاهيم درهم، يا سوء تعبيرهاي مفهومي اشاره مي کند و حالتي را نشان مي دهد که در آن عقايد فرد با تفسير علمي کاملا مغاير است. يک شخص ممکن است چندين تصور ذهني از برخي پديده ها داشته باشد بررسي ادبيات پژوهش نشان مي دهد که در خصوص مفهوم تفکر انتقادي توافق کمي وجود دارد.
نتايج پژوهش العزيز (2008) نشان داد که معلمان در کشور اردن با تعاريف و استراتژي هاي تدريس تفکر انتقادي آشنايي کمي دارند و در مورد مفهوم واقعي آن با شک و ترديد روبرو مي باشند پالمر (2007) در پژوهشي به اين نتيجه دست يافت ميان معلماني که گرايش هاي تفکر انتقادي مثبت دارند و معلماني که تفکر انتقادي ا به عنوان يک هدف يادگيري در نظر مي گيرند و از بحث در کلاس استفاده مي کنند رابطه مثبت وجود دارد نتايج پژوهش الديگدر (2009) نشان داده است که معلمان نظرهاي مثبت دارند و به تفکر انتقادي علاقمندند و در فرصت مناسب از روش هاي تفکر انتقادي در کلاس استفاده مي کنند. اما از اجزا و عناصر تفکر انتقادي اطمينان ندارند.
 
هدف تحقيق :
بررسي 30 کج فهمي رايج در آموزش عمومي قرآن كريم
 
روش پژوهش :
روش مورد استفاده در اين پژوهش، « روش کيفي » و از نوع موردي است.
 
مباني نظري
بيشتر اوقات مفهوم تفکر انتقادي معناي نقد کردن را به ياد شنونده مي آورد که بعد منفي دارد و تاثيري ناخوشايند بر يک ايده يا عمل مي گذارد. بنابراين اگر از واژه انتقادي در تفکر انتقادي فقط نقد کردن صرف استنباط شود مسلما به منزله نوعي ارزيابي غير سازنده نگريسته مي شود. در حالي که آن نگاهي تيزبينانه است و به معناي نقد کردن و نگاه گله مندانه و شکايت آميز نيست. فرايندي تحليلي است که مي تواند به شما کمک کند تا در جريان يک مسئله شيوه اي مؤثر و سازماندهي شده قرار گيريد و درباره آن مشکل فکر کنيد پس تفکر انتقادي بيش از نقد کردن و هر فعاليت ذهني ديگري هدفمند است (شعباني، 1382).
تفکر انتقادي با کج فهمي هايي در خصوص اعتقاد به يک روش واحد عدم توجه به جنبه رشد و توسعه تفکر انتقادي به عنوان هدف نهايي، عامل زمان، کج فهمي در هدف کل نگري، ميزان تحصيلات، غفلت از واقعيت هاي غير مرتبط و موارد ديگري روبرو مي باشد. اين کج فهمي ها در نهايت موجب سردرگمي مي شوند و مجريان در صورتي که در خصوص مفهوم درست آن مطمئن نباشند در به کارگيري آن دچار مشکل خواهند بود (جيانکارلو، 2001).
به همين جهت لازم است که اين آموزش به طور صحيح انجام پذيرد و ابهامات که براي مجريان امر در مورد مفهوم تفکر انتقادي وجود دارد برطرف گرديده و تلاش بر آن باشد که ذهن افراد نسبت به اين مفهوم از ديگاه درستي برخوردار باشد (سيف، 1387).
 
تعاريف عملياتي و واژه هاي کليدي
بسياري از واژه ها و اصطلاحاتي كه در اين پژوهش مورد تأكيد هستند، تعاريف و کاربردهاي متکثّر و متفاوتي در اين حوزه دارند. بنابراين براي هماهنگي و انسجام در ساختار تحقيق, لازم به باز تعريف هستند. از اين رو در اين تحقيق, اصطلاحات زير با اين تعاريف از سوي پژوهشگر مورد استفاده قرار گرفته است :
 
باور : فکر يا رفتاري است که در اثر تکرار، انسان به درستي آن اعتقاد داشته و آن را به عنوان يک حقيقت مسلم پذيرفته و قبول مي کند و با اين معيار همه چيز را مورد ارزيابي و سنجش قرار مي دهد.  به عبارت ديگر عميق ترين رفتارها در سطح ناخودآگاه هر انسان
 
كج فهمي : فهم نادرست از يك واقعيت در اثر دخالت دادن پيش دانسته ها
 
فرهنگ : دربرگيرنده ي اعتقادات، ارزشها، اخلاق و رفتارهاي متأثر از اين سه، و همچنين آداب و رسوم و عرف يک جامعه معين تعريف مي شود.
 
برنامه ريزي آموزشي[1]: فرآيند تشخيص وضعيت موجود و مطلوب جامعه، تعيين اهداف نظام آموزشي، سياستگزاري، تعيين شاخص ها و رويه ها و تخصيص منابع، امكانات، نيروها، بودجه و روش‌هاي تحقق آن از اهداف برنامه ريزي آموزشي مي باشد. (ملكي1375)
 
برنامه درسي[2] : عبارت است از تعيين روشهاي علمي براي تحقق هر يك از عناصر برنامة درسي و تعيين راه مربوط در انجام روشها. ( ملكي 1375 )
 
آموزش قرآن : فراهم آوردن موقعيت تربيتي لازم براي كسب مهارت هاي خواندن، فهميدن و تدبر در قرآن كريم به منظور انس مستمر با قرآن كريم براي بهره مندي از آن در زندگي
 
رويكرد : یک موضع گیری درباره مقصد غایی برنامه درسی و طرز تلقی نسبت به یادگیرنده، فرایند یادگیری، فرایند آموزش ( گام هایی که معلم در جریان آموزش باید بردارد )، محیط یاد گیری، نقش معلم ( انتقال دهنده اطلاعات، تسهیل کننده يادگيري و ... ) و تلقی نسبت به ارزش یابی از آموخته های فراگیران. ( معافي, محمدعلي، ص 14 )
 
ارزش يابي : فراگرد جمع آوري و تفسير منظم شواهدي كه در نهايت به قضاوت ارزش يابي نظر به اين كه اقدام شخصي بيانجامد. ( شيرازي, علي، ص 236 )
 
تربيت : فراهم آوردن موقعيت براي تكوين شخصيت و شكوفايي فطرت به سوي كمال بي نهايت.
 
كج فهمي هاي رايج در آموزش عمومي قرآن
باورهاي غلط و كج فهمي هاي رايج در زمينه آموزش قرآن را ابتدا بايد در اركان برنامه درسي آن جست و جو كرد. برخي از اين كج فهمي ها به تفكيك اركان و عناصر يك برنامه درسي عبارتند از :
الف – بـاورهاي غلط در حوزه « اهداف »
ب – بـاورهاي غلط در حوزه « محتوا »
ج – بـاورهاي غلط در حوزه « مواد آموزشي ( رسانه ها ) »
د – بـاورهاي غلط در حوزه « راهبردهاي ياددهي- يادگيري »
هـ - بـاورهاي غلط در حوزه « زمان آموزش »
و – بـاورهاي غلط در حوزه « ارزش يابي »
ز - كج فهمي هاي رايج در حوزه « معلم و مربي »

***

در اين مجال اندك و در حد حوصله مقاله به پاره اي از اين كج فهمي ها و باورهاي غلط در حوزه آموزش عمومي قرآن كريم مي پردازيم : 

الف - باورهاي غلط در حوزه « اهداف »
1- « قرآن فوتي »
« باور » به اعتقاد قوي و دروني شخص ( يا اشخاص ) به يك چيز اطلاق مي شود. به تعبير ديگر باور به اعتقاد قلبي به بودن و يا نبودن چيزي و يا انجام‌پذير بودن و يا انجام‌ناپذير نبودن کاري گفته مي شود که از تکرار افکار هم نوع ساخته مي شوند.
براي تقريب به ذهن و روشن تر شدن مفهوم كج فهمي بهتر است به يک باور غلط قديمي اشاره كنيم؛ البته امروزي‌ها شايد اطلاعات چنداني درباره آن نداشته باشند و احتمالاً از شنيدن آن تعجَب مي كنند و شايد هم بخندند. تا چند دهه قبل در برخي از نقاط کشور رسم بود افرادي که قاري قرآن بودند پس از قرائت هر سوره کوچک يا يک رکوع از يك سوره، نفس عميق مي‌کشيدند و سپس داخل مَشک خالي فوت مي‌کردند و درش را فوري مي‌بستند و باز سوره اي ديگري ... تا اين که مشک پر از هوا مي‌شد. آنگاه به قبرستان مي‌رفتند و قرآن فوتي را به صاحبان مرده مي‌فروختند. به اين ترتيب که سر مشک را روي سنگ قبر قرار مي‌دانند و به اندازه مبلغي که دريافت مي‌کردند، از نفس گرم خود كه داخل مشك حبس شده بود، نثار مرده مي‌کردند. به اين قضيه « قرآن فوتي » مي‌گفتند.
اين قضيه در عين خنده‌دار بودن، عبرت‌آموز است كه در اثر كج فهمي، به يك باور غلط تبديل شده است. و اينك اين سؤال به ذهن خطور مي‌‌کند كه : « آيا آيندگان هم درباره برخي از باورهاي ما چنين قضاوتي خواهند داشت ؟!! »


 اولين كج فهمي :
كم توجهي به « هدايتگري قرآن » به عنوان غرض اصلي نزول قرآن كريم در هدف نويسي ها و برنامه ريزي هاي درسي و آموزشي
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
2- « نخ تسبيح »
ناديده گرفتن هدف « هدايت » به عنوان نخ تسبيح همه برنامه‌ها و فعاليتهاي قرآني، خطاي استراتژيک در حوزه آموزش و فعاليت هاي قرآني كشور است؛ البته عده اي خواهند گفت : اين هدف, از پيامدهاي آموزش و فعاليتهاي قرآني است. ضمن تأييد کلي اين مطلب, سؤالي مطرح مي شود و آن اين است که آيا اين کار - يعني واگذاردن هدف « هدايت » به خود شخص و پيامد آموزش کافي است ؟ و همه مخاطبان را به آن هدف آرماني مي رساند ؟ و يا بايد از همان ابتدا براي تحقق آن، برنامه اي مشخص و مدون داشته باشيم؟
با كمي توجه در آموزش ها و فعاليت هاي قرآني اعم از روخواني و روان خواني تا تجويد و قرائت و حفظ در مي يابيم كه مهم ترين غرض نزول قرآن تا چه حد مغفول واقع شده است.


دومين كج فهمي :
مقدماتي چون روخواني و روان خواني و نيز مُحسّانات و مؤخراتي چون تجويد و حفظ و قرائت را آموزش قرآن فرض كردن.
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
3- « الاغي با بار كتاب »
قرآن كريم در مذمّت قوم يهود كه حقيقت دعوت پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله را مي دانستند, اما از پذيرش آن سرباز مي زندند, به چارپاياني كه كتاب بر آن ها نهاده اند, تشبيه مي كند. اين سزاي قومي است كه كتاب آسماني خود را مقدس مي شمارند, ولي به آن عمل نمي كنند ؟
مَـثَـلُ الَّـذينَ حُمِّـلُوا الـتَّوراةَ ، ثُمَّ لَم يَحـمِـلوها،
مثل كسانى كه تورات بر آنان بار شد (و به آن مكلف گرديدند) آن گاه آن را به كار نبستند،
كَـمَـثَـلِ الـحِـمارِ، يَحـمِلُ اَسـفارًا
هم چون مثل خرى است كه كتاب‌هايى را برپشت مي‏ كشد؛
بِئـسَ مَـثَـلُ الـقَومِ الَّـذيـنَ كَذَّبوا بِـآياتِ اللّهِ،
چه زشت است وصف آن قومي كه آيات خدا را به دروغ گرفتند.
وَ اللّهُ لايَهـدِي الـقَومَ الـظّالِـميـنَ
و خدا مردم ستمگر را راهنمايي نمي‏ كند.
سوره ي جمعه , آيه ي 5
 همواره بايد از چنين داستان هايي درس گرفت و با خود حديث نفس كرد كه « ما با كتاب خدا چه مي كنيم؟  اين همه تلاش و شتاب براي چيست و ديگران را با خود به كجا مي بريم ؟! » لذا آنچه بيان مي‌شود از باب « وَ ذَکر، فَـاِنَّ الـذِّکـري تَنـفَـعُ الـمُؤمِـنيـنَ » ( ذاريات/ 55 ) است.
با وجود هزينه‌هاي فراواني که در حوزه آموزش و فعاليت‌هاي قرآني کشور در طول سال‌هاي متمادي شده و مي‌شود ( كه البته کافي نيست )، اين امر در ايران با وقفه علمي و رکود فکري نسبتاً شديدي روبه رو بوده است. دلايل بسياري بر اين مسئله مترتب است. از جمله وجود « باورهاي غلط » فرهنگي و آموزشي به ارث مانده از گذشته هاي نه چندان دور.
اين رويه اگر در گذشته به دلايل فرهنگي آن روزگار تا حدودي نيازهاي جامعه ديني را اقناع مي‌کرد؛ امروز ديگر پاسخگوي نياز و ذائقه‌ جامعه و به ويژه كودكان و نوجوانان نيست. از اين رو نگاهي دوباره به آموزش قرآن و فعاليت هاي قرآني ضرورت دارد. به ويژه كه در سال هاي اخير شاهد توليد, تصويب و ابلاغ اسناد تحولي گوناگوني در اين حوزه بوده ايم و ديگر نمي توانيم با نگاه صرفاً سليقه اي دست به تأليف و تولد اثر بزنيم.
 
سومين كج فهمي :
غفلت از اوامر و نواهي و هشدارهاي قرآن كريم، حتي درباره خودش
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
4- از « قرائت هدر » بر حذر باش !
عده اي فکر مي‌کنند كه قرائت قرآن در هر صورت آن ثواب و رحمت است. چه بفهميم و چه نفهيم، چه عمل کنيم و چه عمل نکنيم. همين‌که قرآن را خوب و زيبا بخوانيم و بقيه لذت ببرند چه ثواب‌ها که نکرده‌ايم و چه خدمت‌ها که در حق قرآن کريم انجام نداده‌ايم؛ به‌خصوص اگر از حفظ هم باشد که ديگر نورعلي نور ...
اين‌که تمامي همايش‌ها، سمينارها با قرائت قرآن كريم شروع مي‌شود و حافظان قرآن در جلسه کرسي قرائت قرآن کريم همه را ميخکوب انواع و اشکال خواندن قرآن خود مي‌کنند، چه پيشرفت بزرگي در جامعه اسلامي و انقلابي ما است برايم زيبا و جذاب بود و هميشه خدا را بر اين نعمت شاکر بودم و راضي از وضعيت موجود و ممنون از تلاش‌هاي جامعه قرآني کشور ...
اما كافي است براي يك بار هم كه كشده دعاي آغاز قرائت قرآن کريم که در ابتداي اغلب قرآن ها از قول امام جعفر صادق عليه ‌السلام نقل شده، بخوانيم. در اين دعاي نوراني با اين عبارات برخورد مي كنيم :  
 
« ... وَ لا تَجعل قِـرائَتي قِرائَـةً لا تَدَبُّرَ في‌ها ...
وَ لا تَجعَل نَظَري فيهِ غِفلَةً وَ لا قِرائَتي هَذَرًا ... »
( اصول کافي، ج 4، ص 300 )
 
در اين عبارت نوراني تأكيد بر خواندن همراه با تفكر و تدبر است. در واقع مفهوم « حق تلاوته» در آيه 121 سوره بقره نيز همين مطلب است : « اَلَّـذيـن آتيـناهُـمُ الـکـتابَ، يتـلونَـهو حَـقَّ تِـلاوَتِـه  اُولـئِـک يؤمِـنونَ بِـه » در کتاب شريف بحارالانوار، ج 82، ص 44 از امام صادق عليه السلام درباره «حق تلاوت آيات» چنين نقل مي‌شود :
 
فَـانـظُر کَيـفَ تَقـرَاُ کِـتابَ رَبِّـکَ وَ مَنـشورَ وَلايـتِـکَ ، وَ کَيـفَ تُـجيـبُ اَوامِـرَه وَ نَـواهِـيـه 
بنگر چگونه نامه پروردگارت و منشور ولايتت را مي‌خواني؛ و چگونه امرها و نهي‌هاي او را پاسخ مي‌دهي
وَ کَيـفَ تَمـتَـثِـلُ حُـدودَهو ، فَـاِنَّـهو کِـتابٌ عَـزيـزٌ لايأتيـهِ الـباطِـلُ مِن بَيـنِ يدَيـهِ وَ لا مِن خَلـفِـه
و چگونه از حدود الهي فرمانبرداري مي‌کني، که اين قرآن کتابي است استوار که نه از پيش رو و نه از پشت سر، از هيچ طرف، باطلي سراغ آن نمي‌آيد،
تَنزيـلٌ مِن حَـکيـمٍ حَـميـدٍ، فَرَتِّلـهُ تَرتيـلًا ، وَ قِف عِنـدَ وَعـدِه وَ وَعيـدِه 
نازل شده اي از سوي خداي حکيم و ستوده است. پس آن را به نيکي تلاوت کن، هنگام (برخورد با) وعده و وعيدش درنگ کن
وَ تَـفَکَّـر في اَمـثالِـهي وَ مَواعِـظِـهي ، وَ احذَر اَن تَـقَـعَ مِن اِقامَـتِـکَ حُـروفَـهو في اِضاعَـةِ حُـدودِهي
و در مثل‌ها و موعظه‌هايش بينديش، و پرهيز از اين که با مراعات حروف، به تباه ساختن حدود آن بيفتي!
 
چهارمين كج فهمي :
تصور ارزشمندي بالاي تمسك به قرآن بدون توجه به تدبر و عمل به آن
  *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
5- مأموريت نامعلوم
از كج فهمي ها و باورهاي غلط آن است که اگر اعتبارات لازم مهيا باشد و يک «طرح ملي قرآني» مي توان همه دانش آموزان کشور را حافظ قرآن کرد؛ مانند کشور ليبي که به لقب كشور حافظان قرآن معروف است. در نتيجه هر ساله طرح هاي متعدد ملي، استاني و منطقه اي جديد به موازات كتاب هاي درسي, توليد مي شود ( و البته به همين اندازه، دهها طرح ملي قبلي تعطيل مي شود.)
غافل از اين که اصل بايد بر سياست تمرکز زدايي باشد؛ زيرا طرح هاي ملي بودجه هاي کلان را مي بلعند و در عوض رقباي ضعيف را از بين مي برند و چيزي جز کشتن استعدادها و انگيزه ها و ايجاد انتظارات بي پاسخ به ارمغان ندارند.
در واقع اين هم از باورهاي غلط است که هميشه خواسته ايم يک شبه به همه اهداف آرماني برسيم. در حالي که براي پژوهش و برنامه ريزي و مشاوره هزينه نمي کنيم، زير ساختها را آماده نمي‌کنيم، فرهنگ جامعه را در پذيرش و مشارکت در آن در نظر نمي گيريم، نتيجه آنکه پس از گذشت چندين دهه در بسياري از موارد هنوز در آغاز راه هستيم و نتايج جالب و قابل لمس ديده نمي شود. در کشور فرصت هاي عظيمي است که بدون توجه و استفاده رها شده است، در حالي که با مطالعه دقيق و کمي حمايت و توجه مي توان جهشي عظيم و ماندگار در فعاليت هاي قرآني کشور ايجاد کرد.
 
پنجمين كج فهمي :
نامعلوم بودن مأموريت ذاتي و اساسي هريك از ارگان ها و متوليان در زمينه آموزش قرآن
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
6- جامعيت اهداف آموزش قرآن
آيات متعددي در قرآن وجود دارد که به انتظار قرآن از مسلمانان درباره قرآن کريم اشاره دارد. اين انتظارات و مطالبات بايد مورد نظر برنامه ريزان و معلمان قرآن باشد؛ مانند تلاوت و قرائت، تفکر و تدبر، عمل، آموزش، رعايت آداب تلاوت، حفظ، تأثيرپذيري و... در مورد اين مطالبات که در قالب اهداف آموزش عمومي قرآن کشور هم به تصويب رسيده و ارائه شده ؛ اولاً بايد از نگاه تک بعدي پرهيز کرد و ثانياً بايد مباني و مبادي اين اهداف مشخص شود.
 
ششمين كج فهمي :
بي توجهي به اغلب انتظارات قرآن درباره خودش در مراحل و مراتب برنامه ريزي درسي و آموزشي
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
7- ثواب؛ محرک است، نه پاسخ
طبق نظريه « محرک و پاسخ » که برخي دانشمندان حوزه روان شناسي يادگيري، از آن به عنوان شرطيسازي در حوزه آموزش ياد مي کنند. ( مانند اسکينر و پاولف ) اگر بخواهيم علاقه و انگيزه فرد را نسبت به يادگيري تقويت کنيم؛ لازم است، از محرك استفاده شود. پس جايزه به عنوان تقويت و محرك و نتيجه عمل به عنوان پاسخ است. اين نظريه که کاربردهاي فراواني در آموزش و يادگيري دارد، در واقع اولين بار در اديان الهي مانند؛ اسلام مطرح شده است. « ثواب » همان محرک است و عمل صالح، همان پاسخ؛ اما متأسفانه به دليل استحاله فرهنگي در جوامع اسلامي به اين قاعده برعکس عمل مي شود و به يک باور غلط تبديل شده است.
براي روشن شدن موضوع مثالي ميزنم. شما براي اين که فرزندتان نماز (پاسخ) بخواند به او جايزه (محرک) مي دهيد تا تشويق شود، اين خيلي عالي است؛ اما اگر اين کار را آن قدر تکرار کنيد تا اين که جايزه به هدف تبديل شود، آنگاه فرزند شما شرطي مي شود يعني او نماز مي خواند تا جايزه بگيرد و اين يعني نوعي انحراف و خطر براي بروز انحطاط در عرصه تربيت ديني جامعه،
يکي ديگر از باورهاي غلط جامعه ديني ما نگاه کمي به جاي نگاه کيفي به مسائل اعتقادي است، يعني براي کسب ثواب بيش تر و اين يعني محدود کردن دين به عنوان يک امر اخروي؛ از شما خواننده محترم مي‌پرسم آيا کيفيت خواندن و بهره مندي شما از قرآن نسبت به مثلاً 10 سال قبل بهتر شده و يا ثابت است؟ اگر جامعه ما نسبت به سال هاي قبل پيشرفت محسوس و قابل قبولي را نشان مي دهد معلوم است که در سير کمال طي طريق مي کنيم و الّا خير، تقليل ارزش هاي ديني مانند انس با قرآن کريم و ائمه معصومين(ع)، نماز و روزه و ... در حد ثواب نمي‌تواند نقش مؤثري در اصلاح الگوي زيستي ما داشته باشد. در مقابل اين باور غلط، نگاه حکيمانه مقام معظم رهبري در طرح الگوي سبک زندگي اسلامي مطرح مي شود؛ يقيناً تحقق چنين امري در بازگشت دوباره به قرآن کريم و معارف اهلبيت(ع) است.
 
هفتمين كج فهمي :
استحاله فرهنگي در اثر جابجايي محرك و پاسخ در امر ثواب قرائت و حفظ قرآن
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
8- اصلاح در رويکردهاي آموزشي
امام خميني فرمودند : « تربيت, بايد قرآني باشد و بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند. » با عنايت به اين گونه تعابير, كه در اسناد تحولي به كرات مورد تأكيد قرار گرفته, رويکردهاي آموزشي کنوني بايد اصلاح شود؛ « رويکرد » چتر حاکم بر برنامه هاي درسي و آموزشي اعم از اهداف، محتوا، روش آموزش، ارزش يابي و ... است. يکي از باورهاي غلط در حوزه آموزش قرآن، اتخاذ رويکرد آموزش روخواني و روان خواني کل قرآن در (مثلاً) 20 جلسه است، اين رويکرد که در تمامي آموزش هاي قرآن کشور مطرح مي شود، از نظر منطق برنامه و هدف نويسي « نه ضرورت » دارد و « نه امکان » اما به دليل موروثي بودنش هميشه مطرح است.
و نيز از آن جا که خواندن و فهميدن دو روي يک سکه هستند ( و اين از باورهاي غلط است که اين دو را از هم جدا مي دانيم. ) مهم ترين کاري که در زمينه آموزش قرآن بايد صورت پذيرد اين است که در برنامه ريزي ها در کنار توجه به جنبه آموزش مهارتهاي خواندن مانند؛ قرائت و حفظ، موضوع « تربيت » به عنوان محور برنامه ريزي و هدف نويسي مورد توجه قرار گيرد.
 
هشتمين كج فهمي :
كم توجهي به امر « تربيت قرآني » و در مقابل توجه بيش از اندازه به « آموزش قرآن»
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 

9- خانواده؛ مسئول اصلي آموزش قرآن
آموزش و پرورش به عنوان يار و معين خانواده در تحقق تعليم و تربيت اسلامي دانش آموزان مسئوليت دارد. پس فعاليت‌هاي قرآني نبايد تنها بر دوش معلمان و آموزش و پرورش سنگيني کند؛ بلكه خانواده‌ها بايد وظيفه اصلي را در اين خصوص انجام دهند. بي‌ترديد يکي از مهم‌ترين آسيب‌ها از سوي والدين است که نسبت به مشارکت عملي در اين زمينه به بازي گرفته نمي‌شوند؛ بايد اين باور غلط اصلاح شود که با بودن نظام اسلامي, خانواده‌ها تکليف تربيت اخلاقي و اسلامي را متوجه مدرسه و جامعه کنند. از اين رو در وهله اول نهاد خانواده بايد هم‌پاي معلم در فعاليت‌ها مشارکت کند و در وهله دوم اين امر نيازمند آموزش و فرهنگ‌سازي است.
سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي و دفتر تأليف در زمينه آموزش خانواده و در جلب مشاركت ايشان بايد قدم هاي مهمي را بر مي داشت از آن جمله نوشتن كتاب هاي راهنماي برنامه درسي است. ولي تا كنون در اين زمينه چيزي ملاحظه نشده است.
 
نهمين كج فهمي :
تصور اين كه مسئوليت اصلي تربيت دانش آموزان بر عهده مدرسه و معلمان است. ( و نه خانواده ها و والدين ايشان )
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
 
ب – باورهاي غلط در حوزه « محتوا »
 
درس قرآن از جمله دروسي است كه كمترين ارتباط دو سويه و تعاملي را با دانش آموزان دارد. اين رويه تاريخي به دليل عدم توجه به نيازها و ذائقه دانش آموزان بوده و در نتيجه اغلب اوقات، دانش آموزان نمي دانند چرا اين آيات را مي خوانند.
 
10- « جدايي مهارت هاي قرآني از معارف قرآني »
بر اساس آيه دوم سوره جمعه، مبناي تفکر ما بايد در حوزه آموزش و فعاليت هاي قرآني، خود قرآن باشد؛ يعني از قرآن بر آمده باشد؛ اين آيه به خوبي سير تعالي پرداختن به قرآن كريم را ترسيم مي‌کند :
 
«هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الاُمّيينَ رَسولًا مِنهُم، يتـلو عَلَيـهِم آياتِهي
وَ يزَکيـهِم وَ يـعَلِّمُـهُـمُ الـکِـتابَ وَ الـحِکـمَـةَ، ... »
با عنايت به اين آيه شريف آيا  تلاوت قرآن نبايد اثر بخش و معنادار باشد ( تزکيه ) ؟ آيا حکمت - که به تعبير اميرالمؤمنين(ع): « گمشده مؤمن » و ميوه درخت تعليم و تربيت است - نبايد مورد توجه جدي در رويكرد برنامه ها و فعاليت هاي قرآني كشور قرار گيرد؟
 
دهمين كج فهمي :
جدا دانستن مهارت هاي قرآني و معارف قرآني از يكديگر
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
11- توهّم « تفسير به رآي »
بهتر است يكي از مهم ترين چالش هاي حوزه آموزش قرآن و فعاليت هاي قرآني كشور را از زبان بنيان گذار نظام جمهوري اسلامي بخوانيم. امام خميني(ره) در کتاب « آداب الصَّـلاه » چنين مي نويسد :
« يکي ديگر از حجب که مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيه است اعتقاد به آن است که جز آنکه مفسرين نوشته يا  فهميده‌اند کسي را حق استفاده از قرآن شريف نيست و تفکر و تدبر در آيات شريفه را به تفسير به رأي که ممنوع است، اشتباه نموده‌اند و به واسطه اين رأي فاسد و عقيده باطل، قرآن شريف را از جميع فنون استفاده عاري کرده و آن را به کلي مهجور کرده‌اند. در صورتي که استفادات اخلاقي و ايماني و عرفاني به هيچوجه مربوط به تفسير نيست تا تفسير به رأي باشد.
مثلاً اگر کسي از قول خداي تعالي « الحمد لله رب العالمين » که حصر جميع محامد و اختصاص تمامي آن است به حقتعالي؛ استفاده توحيد افعالي کند و بگويد از اين آيه شريفه استفاده شود که هر کمال و جمال و هر عزت و جلالي که در عالم است، از حق تعالي است و هيچ موجودي را از خود چيزي نيست. اين چه مربوط به تفسير است؟! تا اسمش تفسير به رأي باشد يا نباشد. ... »
امام راحل در باب مهجوريت قرآن در بلاد اسلامي در همين کتاب در رد تفکر اخباري‌گري چند سده گذشته خاطرنشان مي‌کنند:
« آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن کرديم، اين کتاب شريف را از مهجوريت بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصي پيدا کرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم کرديم، از شکايت رسول خدا(ص) مستخلص شديم ؟ هيهات ! که هيچ يک از اين امور مورد نظر قرآن و منزل عظيم‌الشان آن نيست. »
امروز که در آستانه 40 سالگي پيروزي شکوهمند جمهوري اسلامي ايران هستيم, اين سؤال مطرح مي شود: چرا هنوز هم تفکر اخباري - به جاي تفکر ناب شيعي - بر آموزش و فعاليت‌هاي قرآني اين كشور حاکم است؟
در پاسخ بايد گفت اين نيروي قدرتمند فرهنگ حاكم بر جامعه است كه تعيين كننده اغلب طرح و برنامه هاست.
 
يازدهمين كج فهمي :
جلوگيري از ورود به معارف قرآني به دليل ترس از « تفسير به رأي »
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
ج - باورهاي غلط در حوزه « راهبردهاي ياددهي - يادگيري »
 
12- آموزش هاي كليشه اي
آموزش؛ اگر پيشبرنده نباشد، واژگون کننده است. برگزاري مکرر آموزش قواعد روخو اني قرآن در مقاطع مختلف باعث كليشه شدن آن شده است. كليشه يعني تكرار ملال آور. حركت در مسير تکراري، حس پيشرفت را از دانش آموز مي‌گيرد و اين نوع يادگيري، محکوم به غرق شدن است؛ مگر آنکه بين آن ها پل زده شود.
به عنوان مثال؛ بچه ها دسته کم يک بار روخواني و روان خواني را در مدرسه ياد گرفته اند، پس نبايد در سال هاي بعد مطالب مجدداً براي آن ها تدريس شود. و حتي به غير از وزارت آموزش و پرورش که متولي اصلي آموزش روخواني ( تا سوم ابتدايي ) و روان خواني ( تا ششم ابتدايي ) به تمامي دانش آموزان کشور است، نبايد هيچ ارگان و مؤسسه قرآني ديگري به اين موضوع به صورت رسمي بپردازد. پس هر دستگاهي بايد به مأموريت ذاتي و وظيفه اصلي خود عمل کند.
 
دوازدهمين كج فهمي :
برگزاري آموزش هاي مكرر و كليشه اي به جاي شناسايي مشكل
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
13- به نام روخواني، به کام روان خواني
14- به نام روخواني، به کام آموزش قواعد روخواني
دليل اصلي طولاني شدن آموزش روخواني از پيش‌دبستاني تا دانشگاه، غيرعلمي بودن آموزش روخواني قرآن در كشور است؛ زيرا آموزش روخواني که يک « تجربه ديداري » است, با استفاده از « روش هاي شنيداري » نه تنها محقق نمي شود, بلکه فرد را دچار ناتواني مزمن کلي‌خواني مي کند که گاهي تا آخر عمر همراه اوست؛ و گذشت زمان هم با بالا رفتن سن يادگيري، مهارت ديداري خواندن از فرد سلب مي شود و از اين رو ناتواني روخواني به عنوان يک چالش جدي در کشور لاينحل مي‌ماند.
 
سيزدهمين كج فهمي :
آموزش « روان خواني » به نام روخواني (به دليل كم توجهي به مباني علمي و آموزشي)
 
چهاردهمين كج فهمي :
آموزش« قواعد روخواني» به نام روخواني(عدم توجهي به تفاوت روخواني و روان خواني)
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
15- پرهيز از نگاه تک ساحتي به قرآن
عدم موفقيت برخي از برنامه ها و آموزش ها در اثر پا فشاري در حفظ اين باورها از يک سو و وجود نگاه تک بعدي ( فارغ از فهم و تدبر و هدايت ) از سوي ديگر از ديگر باورهاي غلط در آموزش قرآن است؛ با توجه به ضرورت اصلاح رويه هاي موجود اميد است در اسرع وقت در اين باره تجديد نظر لازم صورت گيرد، چرا که اگر قرآن کريم را صرفاً يک کتاب مقدس بدانيم و صرفاً براي کسب ثواب آن را بخوانيم، در واقع قرآن را از جايگاه اصلي آن يعني هدايت، به کسب ثواب تقليل دادهايم؛ و اين ظلم به قرآن کريم است.
 
پانزدهمين كج فهمي :
توجه يك سويه به قرآن به جاي توجه به جامعيت آموزش 
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
16- جايگاه رسانه در آموزش قرآن
وجود رسانه هاي پرشمار آموزشي، ضمن آن كه مي تواند موقعيت بهتري را براي يادگيري فراهم كند، به همان اندازه نيز مي تواند گاهي باعث بي توجهي به اهداف اصلي برنامه درسي شود.
استفاده از نوار و يا لوح فشره قرائت قرآن به همان اندازه كه مي تواند به بخش دوم آموزش قرآن يعني روان خواني كمك كند، اگر قبل از روخواني استفاده شود به بخش اول آموزش، اشكال اساسي وارد مي كند. دانش آموزان در بخش اول بايد از طريق مهارت ديداري خواندن بخش بخش و شمرده كلمات و عبارات قرآني را بياموزند و پس از طي مراحل آموزش روخواني، وارد بخش دوم يعني روان خواني شوند.
نوار صوتي و لوح فشرده ضمن ايجاد انگيزه در گروهي از دانش آموزان با استعداد، امكان تثبيت و تعميق يادگيري را فراهم مي كند. اما نقش چنداني در آموزش روخواني ندارد و بلكه باعث بروز اختلالات يادگيري مانند كلي خواني و عدم توجه به حركات مي شود و در صورت تداوم روش، اين نقيصه در اغلب افراد به صورت مزمن باقي مي ماند.
 
شانزدهمين كج فهمي :
تقدم روش شنيداري بر روش ديداري ( تقدم روان خواني بر روخواني )
   *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
17- « يادگيري » جايگزين آموزش
در اعم اغلب كلاس هاي قرآن قاعده آموزي محور آموزش است. معلمان در هر جلسه يك يا چند قاعده قرآني را مطرح كرده و سپس با بيان مثال هاي مختلف به تبيين آن مي پردازند. اين رويه در اثر باور غلطي است كه در برخي معلمان و روش هاي آموزشي وجود دارد و آن تصور اين است كه : اگر قواعد خوب آموزش داده شوند مخاطبان در خواندن قرآن مشكلي نخواهند داشت.
در حالي كه اين باور از منظر علمي داراي خدشه است. زيرا در يادگيري اين مخاطب است كه تلاش مي كند و كار معلم فراهم اوردن موقعيت مناسب براي يادگيري است. بررسي ها نشان مي دهد دانش آموزان به ميزان كافي در كلاس درس به خواندن قرآن نمي پردازند و معمولاً در كلاس منفعل و صرفاً شنونده هستند.
اصلي ترين معلم در كلاس بايد وادار كردن همه دانش آموز به خواندن قران باشد تا حفظ قواعد و مطالب
 
هفدهمين كج فهمي :
تأكيد بر آموزش و تعميم قواعد به جاي پرداختن به تمرين و مهارت آموزي
  *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
18- پرهيز از نگاه تربيتي غرب به فعاليت هاي قرآني
با توجه به هجمه فرهنگي و رسانه‌اي غرب و تعبير مقام معظم رهبري مبني بر اين که « ما در حال گذر از يک پيچ تاريخي هستيم »، ما نياز داريم اين پيچ تاريخي را با بصيرت و به سلامت طي کنيم، اما متأسفانه در چند دهه اخير در آموزش و فعاليت هاي قرآني كشور، به صورت خواسته يا ناخواسته دچار يک عقب‌ماندگي تاريخي شده ايم؛ علت اين عقب‌ماندگي را نيز ميتوان در تقليد از سيستم‌هاي نادرست آموزشي و تربيتي غرب دانست که در اثر بي‌توجهي به موضوعاتي چون «فطرت»، «حکمت», «معرفت» و ارزش هاي والاي الهي - انساني که همه منبعث از قرآن كريم است، دانست.
در واقع ما به جاي آن که با مطالعه دقيق دستاوردهاي علمي، از آن استفاده سنجيده اي داشته باشيم و به تعبير صحيح‌تر آن را بومي کنيم، اغلب مغلوب فرهنگ غرب شده و چشم وگوش بسته آن را پذيرفته‌ايم؛ چه بسا ما در فعاليت هاي قرآني هم از چنين ديدگاه‌هايي بهره مي جوييم. حاصل چنين رويه اي، بروز تضادهاي تربيتي در جامعه، به خصوص در ميان قشر جوان و تحصيل کرده است.
طبق فرمايش پيامبر اعظم(ص) که مي فرمايند :
« فَـاِذَا الـتَـبَـسَت عَـلَيـكُـمُ الـفِـتَـن كَـقِـطَـعِ اللَـيـلِ الـمُظـلِم , فَـعَـلَيـكُم بِالـقُرآنِ »
هنگامي که فتنه‌هاي زمانه شما را در برگرفت، بر شما باد که مانند پاره هاي شب تار به قرآن کريم مراجعه و از آن کمک بگيريد.
بايد از قرآن استعانت بجوييم؛ اما « به راستي آيا امروز آموزش ها و فعاليت هاي قرآني کشور، توان چنين کمکي را به دين خدا دارد؟! »
 
هجدهمين كج فهمي :
ترويج آموزش قرآن با رويكرد تربيت غربي
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
19- نگاه فرهنگي به آموزش و فعاليت هاي قرآني
همواره ناتواني مردم در خواندن قرآن کريم را صرفاً به آموزش و روش هاي ياددهي – يادگيري آن نسبت مي دهيم، غافل از اين که اغلب مردم ما در دوران مدرسه با روخواني قرآن آشنا شده و دوره ديده اند. پس لزومي به تکرار آموزش ندارند. در حقيقت هزينه حتي يک ريال براي آموزش روخواني قرآن هم, اسراف بيت المال محسوب مي شود؛ زيرا مشکل اصلاً در اين جا نيست, بلکه اين مشکل يک مشکل فرهنگي است, يعني نخواندن قرآن, يعني عدم انس با قرآن كريم؛ و اين مشکل با آموزش حل نمي شود؛ اين مشکل ريشه در کم توجهي معلمان و متوليان قرآني به موضوع فرهنگي انس دائمي با قرآن كريم دارد. در اين زمينه چقدر کار کرده‌ايم؟ شايد تنها برنامه مؤثر در اين زمينه « طرح تلاوت نور مساجد » باشد و نيز تلاوت روزانه قرآن کريم در ماه مبارک رمضان ( که البته با توجه به مسائلي که گفته شد به دليل تک ساحتي بودن هريک از آنها، توفيق آنها نيز در ساير زمان ها چندان مشهود نيست. )
 
نوزهمين كج فهمي :
توجه بيش از حد به امر « آموزش » به جاي نگاه فرهنگي و تربيتي
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
د - باورهاي غلط در حوزه « رسانه و مواد آموزشي »
 
20- « قرآن، کتابي براي همه فصول »
بخش مهمي از کارکرد قرآن کريم در جامعه امروز، نسبت به صدر اسلام و زمان اهلبيت(ع) تغيير کرده است؛ شواهد نشان مي دهد که از همان ابتداي آموزش خواندن، به جاي پرداختن به آموزش عمومي قرآن يعني استفاده از قرآن کريم به عنوان کتاب زندگي، سوگيري ما به سمت پرداختن به شناسايي و تشويق قاري و حافظ قرآن کريم؛ يعني قهرمان پروري است. قرائت و حفظي که بايد به عنوان هدف آلي (ابزاري) باشد، به هدف غايي و آرماني تبديل شده است؛ و اين هم از باورهاي غلط است. نظريه « هوش هاي يادگيري» (هوارد گاردنر) ثابت مي کند که هدف قهرمان پروري در حد خود مي تواند موفق باشد؛ اما قابليت تعميم پذيري ندارد و به عبارت ديگر قهرمانان هميشه در فکر شکست ديگران هستند. تجربه جمهوري اسلامي نشان مي‌دهد نگاه تک ساحتي به فعاليت هاي قرآني، مدال هاي رنگارنگ قهرماني جهاني را براي متسابقين قرآني به ارمغان داشته است؛ اما آيا در کنار اين رويش ها هرگز به ريزش ها و علل آن توجه کرده ايم ؟
 
بيستمين كج فهمي :
جابجايي اهداف غايي و ابزاري در برنامه ريزي درسي و آموزشي
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
21 - « عمل بي علم »
بايد عقلاي تعليم و تربيت ديني و علماي يادگيري و کارشناسان قرآني در مجامع علمي مشترک بنشينند و آيات و فرازهاي شريف قرآن کريم را « بر اساس نياز هر گروه سني » دسته بندي کنند و فرازهايي را که براي مخاطبان خاص، «معنادار» است. ( يعني مبتني بر نيازهاي امروزي هر گروه سني است) احصاء و اولويت بندي کنند و آن گاه براي آموزش اين فرازها، آيات و سور، ظرفيت مورد نظر را هم از حيث طراحي محتوا و هم روش آموزش، توليد و تدوين کنند. در حال حاضر بر خلاف چنين رويه اي عمل مي شود؛ و طبيعي است که نتيجه ايده‌آلي عايد نخواهد شد.
 
بيست ويكمين كج فهمي :
اتخاذ رويه « عمل بدون پشتوانه فكر و كارشناسي »
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
22- اصلاح در رويکردهاي آموزشي
امام خميني فرمودند : « تربيت, بايد قرآني باشد و بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند. » با عنايت به اين گونه تعابير, كه در اسناد تحولي به كرات مورد تأكيد قرار گرفته, رويکردهاي آموزشي کنوني بايد اصلاح شود؛ « رويکرد » چتر حاکم بر برنامه هاي درسي و آموزشي اعم از اهداف، محتوا، روش آموزش، ارزش يابي و ... است. يکي از باورهاي غلط در حوزه آموزش قرآن، اتخاذ رويکرد آموزش روخواني و روان خواني کل قرآن در (مثلاً) 20 جلسه است، اين رويکرد که در تمامي آموزش هاي قرآن کشور مطرح مي شود، از نظر منطق برنامه و هدف نويسي « نه ضرورت » دارد و « نه امکان » اما به دليل موروثي بودنش هميشه مطرح است.
و نيز از آن جا که خواندن و فهميدن دو روي يک سکه هستند ( و اين از باورهاي غلط است که اين دو را از هم جدا مي دانيم. ) مهم ترين کاري که در زمينه آموزش قرآن بايد صورت پذيرد اين است که در برنامه ريزي ها در کنار توجه به جنبه آموزش مهارتهاي خواندن مانند؛ قرائت و حفظ، موضوع « تربيت » به عنوان محور برنامه ريزي و هدف نويسي مورد توجه قرار گيرد.
 
بيست و دومين كج فهمي :
كم توجهي به «تربيت قرآني» و در مقابل پرداختن بيش از حد به « آموزش قرآن»
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
هـ - باورهاي غلط در حوزه « زمان آموزش »
 
23- درس قرآن و ساير دروس
روند آموزش دروس در برنامه هاي درسي و آموزشي به گونه اي است كه دروسي مانند رياضي و علوم تجربي جزء دروس پايه و اساسي تلقي شده و ساير دروس در زمره دروس درجه دو و سه محسوب مي شوند.
از اين منظر در تخصيص ساعات درسي و نيز در اولويت آموزش دروس پايه بيش ترين زمان را به خود اختصاص مي دهند و ساير دروس به عنوان ساعات كمي آن دروس دربرنامه جانمايي مي شوند تا در وقت ضرورت از آن ها استفاده شود. در بسياري از مدارس برخوردار و خصوصي به جاي تدريس سه زنگ در هفته يك ساعت به قرآن و بقيه به دروس اصلي اختصاص مي يابند. 
در حوزه نظارت اداري و نيز پيگيري اوليا نيز اين دروس، كمتر مورد نظر هستند. اين وضعيت نشان از كم توجهي به تربيت و يادگيري دروس مهارتي و توجه بيش از حد به دروس حفظي است.
 
بيست و سومين كج فهمي :
درس قرآن، شهروند درجه دو و سه بين دروس
 *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
 
و - باورهاي غلط در حوزه « معلم و مربي »
 
24- آموزش با پيوست پژوهش
هر عملي بايد مبتني بر پژوهش و كاربست نتايج آن باشد. اما اين اصل مسلم عموماً در آموزش ها و فعاليت هاي قرآني به درستي مورد توجه قرار نمي گيرد. همين مسئله است كه موجب تحميل هزينه هاي سنگين و در عوض نتايج ضعيف مي شود. اين مشكل در اثر وضعيت فرهنگي حاكم بر جامعه كه بر حفظ داشته هاي غلط گذشته تاكيد دارد, خواسته يا ناخواسته زمينه بروز مقاومت فرهنگي را به وجود مي آورد.
از اين رو « استحاله » خطري است در کمين طرح و برنامه‌هاي فرهنگي و قرآني و نيز اسناد تحولي كشور. راه برون رفت از اين وضعيت توجه به همه ابعاد برنامه آموزشي است : توجه به برنامه‌ريزي، اجرا و ارزيابي سه مؤلفه اصلي برنامه ريزي است که جز با مراقب و حمايت به نتيجه نمي‌رسد.
 
بيست و چهارمين كج فهمي :
كم توجهي به جايگاه شايسته براي بهره مندي از پژوهش ها از سوي دو حوزه صف و ستاد ( تا مدرسه و كلاس درس )
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
25- شايستگي محوري معلمان و دانش آموزان
معلمان قرآن در امر تدريس قرآن، به كسب شايستگي هاي لازم اعم از « صلاحيت هاي اوليه و صلاحيت هاي حرفه اي » نياز دارند که علاوه بر دانش مفهومي، دانش روشي آن ها را هم تأمين کند.
استفاده از فناوريهاي روز نيازمند دقت کافي است تا در کنار استفاده صحيح، آسيب هاي آن را به حداقل برسانند؛ زيرا سيستمها اگر قابليت تطابق بايادگيرنده را نداشته باشند، مخرب فرايند آموزش معلم و نيز يادگيري دانش آموز خواهند بود.
ناديده گرفتن اين شايستگي ها از سوي معلم در رابطه با دانش آموزان ( به دليل عدم آگاهي و تسط بر اين تشخيص ) باعث شده تا تفاوت هاي فردي و استعدادهاي دانش آموزان مد نظر قرار نگيرد و همه مثل هم در نظر گرفته شوند.
 
بيست و پنجمين كج فهمي :
كم توجهي به « شايستگي محوري معلمان » در تدريس قرآن
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
26- آموزگاران دوره ابتدايي بهترين معلمان روخواني قرآن
آموزگاران ابتدايي بهترين معلمين قرآن دوره ابتدايي هستند. به شرطي كه با توجه به دلايل زير مورد توجه و آموزش لازم قرار گيرند :
1- آموزگاران در دوره هاي تربيت معلم با روش آموزش قرآن آشنا شده و متعهد هستند كه در كنار ساير دروس مانند فارسي، رياضي، علوم و ... ، قران را نيز تدريس كنند.
2- آموزگاران، حرفه اي ترين معلمان آموزش خواندن فارسي هستند. و از آنجا كه جنس آموزش قرآن از سنخ آموزش خواندن فارسي است ايشان شايسته تر براي آموزش اين درس هستند.
3- به دليل تك معلمي در دوره ابتدايي، آموزگار در آموزش قرآن فرصت هاي نابي را در اختيار دارد تا از طريق ارتباط صميمانه تر و نيز شناخت بهتر دانش آموزان ايشان را در رفع اشكلات خواندن و هم چنين ايجاد انس يا قرآن كريم ياري رسانند.
4- عدم تدريس قرآن توسط آموزگار و سپردن اين درس به ساير معلمان به بهانه درس تخصصي زمينه هاي انحراف آموزش و پرورش از تربيت قرآني به سوي تفكر سكولار را فراهم مي كند. جلوه اين تفكر در دوره متوسطه كاملاً قابل مشاهده و تأييد است.
5- در تقليل ساعات كار معلمين با سابقه 20 سال به بالا، آموزگاران بر خلاف مصوبه 677 شوراي عالي آموزش و پرورش به راحتي تدريس قران را به ديگري واگذار مي كنند.
 
با اين وجود با توجه به عملكرد غلط حوزه ستادي و بويژه معاونت پرورشي در توجه به اين مطلب، اغلب آموزگاران جايگاه خود در آموزش قران را باور ندارند و نسبت به تدريس قرآن از خود علاقه اي نشان نمي دهند.
 
بيست و ششمين كج فهمي :
نگاه تخصصي به تدريس قرآن دوره ابتدايي توسط معلم خاص (و نه آموزگار پايه)
    *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
27- « برنامه محوري » به جاي محتوا محوري
كتاب محوري و توجه بيش از اندازه به كتاب درسي باعث شده تا اين تلقي به وجود آيد كه آموزگاران وظيفه دارند كتاب درسي را آموزش دهند. در حالي كه اين تلقي در اثر وجود يك شكاف و گپ آموزشي بين كتاب درسي و معلم است.
سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي ( معاونت پژوهشي وزارت آموزش و پرورش ) بايد تمهيداتي بيانديشد كه معلمان با سرفصل هاي برنامه درسي در يك دوره و پايه تحصلي آشنا شوند. در چنين نگاهي، تنها كتاب درسي محتواي آموزشي نيست بلكه يكي از منابع اموزشي است و معلمان مي توانند به ساير منابع مفيد هم مراجعه كنند. در شرايط فعلي كتاب هاي درسي بزرگ ترين عامل بي انگيزگي و عدم خلاقيت معلمان به شمار مي روند.
 
بيست وهفتمين كج فهمي :
محوريت كتاب درسي ( به جاي برنامه محوري، معلم محوري و تربيت محوري)
   *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
ز - باورهاي غلط در حوزه « ارزش يابي »
 
28- ارزش يابي مقوم اهداف برنامه درسي قرآن
اغلب معلمان چنين تصور مي كنند كه درس قرآن نمره ندارد و همه بايد نمره خوب بگيرند و الا از درس قران زده مي شوند.
اين باور و كج فهمي تا آن جا ادامه دارد كه با آن كه چندين سال از اجراي سراسري ارزش يابي كيفي – توصيفي مي گذرد اما تقريبا اغلب معلمان در كارنامه به هيچ دانش آموزي « نيازمند به تلاش » نمي دهندو همه قابل قبول هستند؛ اگر چه يك كلمه را هم نتوانند بخوانند.
اين تفكر ساده انديشانه چنان در مدارس رسوخ كرده كه بهانه اي شده براي بسياري از معلمان تا به تدريس اين درس به دليل نداشتن ارزيابي نپردازند. به ويژه تعداد زيادي از معلمان كه خود در صحيح خواني قرآن كريم مشكل دارند.
در حالي كه اولاً چنين پندايي كاملاً غير علمي بوده و درهيچ كجاي برنامه هاي درسي ومصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش نيامده است. و ثانياً با قبول چنين منطقي، چرايي برنامه درسي از بين مي رود. زيرا در صورت ناديده گرفتن شيوه ارزش يابي ديگر اهداف وجاهت علمي و عملي نخواهد داشت. و عملاً پوچ خواهد بود.
 
بيست وهشتمين كج فهمي :

درج « نيازمند به تلاش » در ارزش يابي پاياني درس قرآن ممنوع
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
 
ح - باورهاي غلط در حوزه « فعاليت هاي فوق برنامه قرآني  »
 
29- يك بام و دو هوا
شايد بتوان وجود اختلاف در حوزه هاي مختلف در فعاليت هاي قرآني را به نحوي توجيهي كرد؛ اما در يك وزارتي كه طبق اسناد تحولي و مستندات آن، اهداف كلان و كلي و جزئي مشخص شده و وظيفه هر بخش مشخص است نمي توان قبول كرد اين همه اشكال و اختلاف وجود دارد.
مأموريت آموزش جاي خود را به نخبه گرايي داده
تربيت قرآني جاي خود را پرورش قهرمان داده
مسابقاتي كه بايد ابزاري براي تقويت انگيزه عموم دانش آموزان باشد، براي خود استقلال داشته و هيچ كمكي به اهداف اصلي نمي كند.
مسابقاتي كه محتواي آن از توانايي اعم اغلب دانش آموزان خارج است و جزء اهداف برنامه هاي درسي و آموزشي مصوب نيست، روز به روز علاقه و انگيزه دانش آموزان را كاهش مي دهد و فاصله آنان را با برنامه هاي درسي بيش تر مي كند.
يك معاونت قران كم علامت توزيع مي كند و ديگري اقدام به جمع آوري آن از مدارس ابتدايي مي كند.
يك معاونت به دنبال هدف روخواني و روان خواني است و ديگري حفظ قران را جايگزين آن مي كند.
معاونتي كه بايد مجري باشد توليد محتوا مي كند و با قدرتي كه در دست دارد آن را ترويج مي دهد و با عوض شدن وزير به يك باره متوقف و ناكارآمد معرفي مي شود. و معاونتي كه توليد محتواي علمي و شايسته كرده به دليل نبود توانايي قدرت انتشار آن را از حوزه معاونت خود حتي به ساير معاونت ها را هم ندارد.
 
بيست ونهمين كج فهمي :
وزارت آموزش و پرورش در همه زمينه هاي قرآني – از روخواني گرفته تا مسابقات بين المللي - بايد سرمايه گذاري انساني و مادي داشته باشد. ( و اگر چه اين ها با هم ارتباط نداشته باشند و حتي اختلاف نظر داشته باشند )  
  *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
30- مديريت تعاملي به جاي اعمال مديريت
وزيري يك شبه ده هزار مدرسه قرآن در كليه مدارس ابتدايي راه اندازي مي كند و وزيري ديگر يك شبه همه آن ها را ناكارآمد دانسته تعطيل مي كند.
وزيري يك شبه تمامي دارالقرآن هاي مناطق را تعطيل مي كند و وزير بعدي همه را مجدداً راه اندازي مي كند.
شوراي معاونين وزارت بر خلاف مصوبه شوراي عالي اموزش و پرورش كه فقط به آموزگار ابتدايي مجوز تدريس قران در دوره ابتدايي داده را ناديده گرفته و به دليل كمبود نيرو مديران و معاونان مدارس را تا شش ساعت در هفته به تدريس در كلاس وادرار مي كند. و اين موضوع تنها كلاس درس قرآن را با مشكلات بيش تر درگير مي كند.
وزيري مديران مدارس را وادار مي كند تا همه دانش آموزان خود را به نام حافظ قرآن در سامانه ثبت نام كنند؛ در حالي كه ايشان نه تنها حافظ نيستند بلكه روح پاكشان هم از اين اوضاع خبر ندارد. و بعد يك شبه آمار چندين ميليون نفري مي دهند و كار به جايي مي رسد كه موضوع از اساس مسكوت گذاشته شده و به دست فراموشي سپرده مي شود.
همه و همه اينها در حالي اتفاق مي افتد كه در خوشبينانه ترين حالت مي توان گفت همه از روي اخلاص و دلسوزي است. اما آيا اين دلسوزي كافي است ؟
 
سي اميم كج فهمي :
تقدم تعهد بر تخصص مجوزي براي اعمال مديريت هاي غير كارشناسي وزرا و معاونان 


  *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 

جمع بندي و نتيجه گيري
 
الف - جمع بندي
با توجه به آن چه كه به اجمال بيان شد كج فهمي ها و باورهاي غلط در حوزه آموزش قرآن كريم را مي توان در اين چند مقوله ارائه كرد :
 
الف – كج فهمي هاي رايج در حوزه « اهداف »
1- كم توجهي به « هدايتگري قرآن » به عنوان غرض اصلي نزول قرآن كريم در هدفگذاري ها و برنامه ريزي هاي درسي و آموزشي
2- مقدماتي چون روخواني و روان خواني و نيز مُحسّانات و مؤخراتي چون تجويد و حفظ و قرائت را آموزش قرآن فرض كردن.
3-  غفلت از اوامر و نواهي و هشدارهاي قرآن كريم، حتي درباره خودش
4-  تصور ارزشمندي بالاي تمسك به قرآن بدون توجه به تدبر و عمل به آن
5-  نامعلوم بودن مأموريت ذاتي و اساسي هريك از ارگان ها و متوليان در زمينه آموزش قرآن
6-  بي توجهي به اغلب انتظارات قرآن درباره خودش در مراحل و مراتب برنامه ريزي درسي و آموزشي
7-  استحاله فرهنگي در اثر جابجايي محرك و پاسخ در امر ثواب قرائت و حفظ قرآن
8- كم توجهي به امر « تربيت قرآني » و در مقابل توجه بيش از اندازه به « آموزش قرآن »
9-  تصور اين كه مسئوليت اصلي تربيت دانش آموزان بر عهده مدرسه و معلمان است. ( و نه خانواده ها و والدين ايشان )
 
ب - كج فهمي هاي رايج در حوزه « محتوا »
10- جدا دانستن مهارت هاي قرآني و معارف قرآني از يكديگر
11- جلوگيري از ورود به معارف قرآني به دليل ترس از « تفسير به رأي »
 
ج - كج فهمي هاي رايج در حوزه « راهبردهاي ياددهي- يادگيري »
12-  برگزاري آموزش هاي مكرر و كليشه اي به جاي شناسايي مشكل
13-  آموزش « روان خواني » به نام روخواني ( به دليل كم توجهي به مباني علمي و آموزشي )
14- آموزش « قواعد روخواني » به نام روخواني (عدم توجهي به تفاوت روخواني و روان خواني)
15- توجه يك سويه به قرآن به جاي توجه به جامعيت آموزش 
16- تقدم روش شنيداري بر روش ديداري  ( تقدم روان خواني بر روخواني )
17- تأكيد بر آموزش و تعميم قواعد به جاي پرداختن به تمرين و مهارت آموزي
18-  ترويج آموزش قرآن با رويكرد تربيت غربي
19- توجه بيش از حد به امر « آموزش » به جاي نگاه فرهنگي و تربيتي
    
د - كج فهمي هاي رايج در حوزه « مواد آموزشي ( رسانه ها ) »
20- جابجايي اهداف غايي و ابزاري در برنامه ريزي درسي و آموزشي
21- اتخاذ رويه « عمل بدون پشتوانه فكر و كارشناسي »
22- كم توجهي به « تربيت قرآني» و در مقابل پرداختن بيش از حد به « آموزش قرآن»
 
هـ - كج فهمي هاي رايج در حوزه « زمان آموزش »
23- درس قرآن، شهروند درجه دو و سه در بين ساير دروس
 
و - كج فهمي هاي رايج در حوزه « معلم و مربي »
24- كم توجهي به جايگاه شايسته براي بهره مندي از پژوهش ها از سوي دو حوزه صف و ستاد ( تا مدرسه و كلاس درس )
25- كم توجهي به « شايستگي محوري معلمان » در تدريس قرآن
26-  نگاه تخصصي به تدريس قرآن دوره ابتدايي توسط معلم خاص ( و نه آموزگار پايه )
27-  محوريت كتاب درسي ( به جاي برنامه محوري، معلم محوري و تربيت محوري )
 
ز - كج فهمي هاي رايج در حوزه « ارزش يابي »
28-  درج « نيازمند به تلاش » در ارزش يابي پاياني درس قرآن ممنوع
 
ح - كج فهمي هاي رايج در حوزه « فعاليت هاي قرآني فوق برنامه »
29- وزارت آموزش و پرورش در همه زمينه هاي قرآني – از روخواني گرفته تا مسابقات بين المللي - بايد سرمايه گذاري انساني و مادي داشته باشد. (و اگر چه اين ها با هم ارتباط نداشته باشند و حتي اختلاف نظر داشته باشند.) 
30- تقدم تعهد بر تخصص مجوزي براي اعمال مديريت هاي غير كارشناسي وزرا و معاونان 
 
ب- نتايج پژوهش
دوره آموزش عمومي قرآن كريم در كشور به عنوان مهم ترين دوره تربيت قرآني، از چنان اهميتي برخوردار است كه كوتاهي درباره آن هرگز قابل جبران نيست. چرا كه ايشان در اين دوره با تربيت ديني آشنا مي شوند. اين دوره به دليل تك معلمي و نيز زمينه هاي روان شناسانه تربيتي دوره اي قابل توجه و ارزشمند براي سرمايه گذاري مادي و معنوي است. امام راحل ره فرمودند : « تربيت بايد تربيت قرآني باشد. » ( صحيفه نور، ج15، ص250 ، 18 آبان 1360) تحقق اين معنا با توجه دوباره به دوره ابتدايي و نيز شناخت آسيب ها و كاستي ها و تلاش در جهت رفع آن ميسر خواهد بود. و يكي از آسيب هاي جدي وجود كج فهمي ها و باورهاي غلط در حوزه هاي مختلف برنامه درسي و آموزشي در اين دوره تحصيلي است.
در اين مقاله سعي شد در حد حوصله و به اختصار و اجمال، به بخشي از اين كج تابي ها و باورهاي غلط اشاره شود. اين كه « چه چيزي آموزش قرآن نيست ؟ » از اين كه چه چيزي آموزش قرآن است ؟ مهم تر است چرا كه در اين زمينه به دليل عدم نظارت مستمر و راهنمايي معلمان و ضعف در آموزش و ارتقاء صلاحيت هاي عمومي و حرفه اي ايشان، مشكلات بسيار زياد است.
رهبر معظم انقلاب در بيش از ده سال پيش از وزارت آموزش و پرورش درباره مهجوريت قرآن کريم گلايه داشتند. ايشان در روز معلم سال 1385 در بيانی کاملاً صريح و شفاف درباره ضرورت توجه متوليان وزارت آموزش وپرورش به قرآن کريم و جايگاه آن در اين نهاد تربيتي فرمودند :
« قرآن در آموزش و پرورش حقيقتاً مهجور واقع شده است. علّت اين است كه در دوراني طولاني، قرآن در آموزش وپرورش ما، به‏ خصوص در آن سنين يادگيري مهجور بوده يا اصلاً وجود نداشته است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، توقع اين بود كه يك كارِ كارستاني انجام بگيرد. كارهايي هم شده است، ليكن جاي حضور قرآن در دوره‏هاي گوناگون واقعاً خالي است. بايد فكر بشود. امروز خوشبختانه حركت قرآني در كشور خيلي خوب است؛ ليكن در آموزش و پرورش بايد نهادينه شود. »
شايسته آن بود پس از اين فرمايش مقام معظم رهبری، ابعاد مهجوريت قرآن کريم در اين نهاد تربيتي، بررسي و راه کارهای مناسب براي تحقق منويات معظم له شناسايي و مورد اقدام و عمل قرار مي گرفت. اين كه وزارت آموزش و پرورش در طول يك دهه گذشته در اين مسير چه اقداماتي را عملي كرده است؟ سخني است كه مجالي ديگر نيازمند است. اما طرح مباحثي اين چنيني در سطح معلمان و وزارت مي تواند حركت ايجاد كند.
قطعاً سهم علل و عوامل ناشي از سوء مديريت در اين عرصه را نمي توان ناديده گرفت. چرا كه آموزش و پرورش اگر مهم ترين خيمه گاه نظام نباشد، حداقل يكي از مهم ترين هاست. بديهي است ثبات و اقتدار حكومت و تضمين استقرار كشور در حال و آينده ارتباط زيادي به جايگاه و وضعيت امروز نظام تعليم و تربيت به ويه در دوره تحصيلي ابتدايي و به و بالاخص در دروس قرآن، هديه هاي اسمان و فارسي دارد.
با توجه به آن چه كه به عنوان كج فهمي هاي رايج بيان شد بايد گفت : جايگاه قرآن، آموزش و تدريس آن در آموزش و پرورش بيش ترين لطمه را از افت تحصيلي ناشي از بي توجهي ديده و مي بيند. درسي كه در طول 12 سال آموزش داده مي شود، ولي نقش اثر بخشي خود را چندان كه بايد ايفا نمي كند. در بسياري از مدارس كم توجهي ها و نيز تخلفات گسترده اتفاق مي افتد كه به صورت آشكارا و پنهان، انزواي تدريجي به دنبال داشته است.
فقدان انسجام انديشه و عمل و يك پارچگي در فعاليت هاي قرآني، نبود نظارت، ارزيابي و سياست هاي تشويقي معلمان و مدارس، عدم رغبت معلمان به آموزش و تدريس قرآن در اثر ناتواني، ورود طرح و برنامه هاي مغاير با اسناد تحولي و مأموريت هاي ذاتي آموزش و پرورش، اعمال نظرات مديران بدون در نظر گرفتن نظرات كارشناسي، همه و همه باعث ناكارآمدي سيستم آموزشي در تحقق اهداف و اسناد تحولي و نيز منويات رهبر معظم انقلاب و در نهايت مهجوريت هر چه بيش تر قرآن در وزارت آموزش و پرورش مي شود.


  *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 
پيوست ها 

        جايگاه آموزش و فعاليت هاي قرآني در اسناد بالادستي      

«  سياست هاي کلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور »

ابلاغيه مقام معظم رهبري
4-  ايجاد تحول در نظام برنامه ريزي آموزشي و درسي با توجه به:
4-4  توسعه فرهنگ و معارف اسلامي و يادگيري قرآن ( روخواني، روان خواني و مفاهيم ) و تقويت انس دانش آموزان با قرآن و سيره پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله ) و اهل بيت ( عليهم السلام ) و گسترش فرهنگ اقامه نماز.
  *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 

«  قانون برنامه پنجم توسعه »

ماده 4ـ در اجراي منشور توسعه فرهنگ قرآني مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، معاونت موظف است حداکثر تا پايان سال دوم برنامه، اسناد راهبردي توسعه حوزه‌هاي آموزش عمومي، تبليغ و ترويج، پژوهش و آموزش عالي قرآني کشور را بر اساس پيشنهاد شوراي توسعه فرهنگ قرآني تهيه و براي تصويب به هيأت وزيران تقديم کند.
ماده 19 ـ الف ـ در راستاي تحقق بند (8) سياست هاي کلي ابلاغي و با هدف ارتقاء کيفي سه حوزه دانش، مهارت و تربيت اسلامي به دولت اجازه داده مي‌شود برنامه تحول بنيادين در نظام آموزش و پرورش کشور را در چارچوب قوانين موضوعه و با رعايت اولويت هاي ذيل تدوين نمايد و پس از تصويب در هيأت وزيران به اجراء درآورد :
. . .
9ـ ارائه برنامه جامع آموزش قرآن اعم از روان‌خواني وفهم قرآن و برنامه تلفيقي قرآن، معارف اسلامي وعربي با اهداف قرآني  

«  سند تحول بنيائين آموزش و پرورش  »

راهکار 3/1 ـ توسعه فرهنگ اقامه نماز و اهتمام به برپايي نماز جماعت در مدرسه و تقويت انس با قرآن در دانش‌آموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآني با اصلاح برنامه‌ها و توانمندسازي معلمان در راستاي تقويت مهارت روخواني و روان‌خواني در دوره ابتدايي، آشنايي با مفاهيم کليدي قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرآني در متوسطه دوم براساس منشور توسعه فرهنگ قرآني.
  *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 

«   سند برنامه درسي ملي  »

2- حوزه تربيت و يادگيري قرآن و عربي
دين اسلام، راه هدايت انسان ها به سوي کمال و رستگاري است. خداوند با هدايت خود انسان را به راه و مسير حرکت به سوي کمال راهنمايي ميکند. يکي از منابع اخذ معارف اسلامي، قرآن کريم است. قرآن کريم کتاب هدايت انسان ها است.
ضرورت و کارکرد حوزه : تعميق معرفت و ايمان دانش آموزان به اعتقادات، اخلاق و احکام الهي که همان معرفت و ايمان به دين اسلام است، مهم ترين رسالت تعليم و تربيت در نظام اسلامي است.
قرآن کريم، به عنوان منبع وحي الهي و منبع اصلي اعتقادات، اخالق و احکام است. توانايي خواندن همراه با درک معنا، تدبر در قرآن و انس با آن، سبب ورود هر فرد مسلمان به درياي معارف اسلامي است. يادگيري زبان عربي به عنوان زبان قرآن سبب مي شود که فرد بتواند به طور مستقيم با کتاب الهي ارتباط برقرار کند، آن را بفهمد و از رهنمودهاي آن بهره ببرد. هم چنين آموزش اين زبان سبب مي شود که متربيان بتوانند از معارف اهل بيت عليهم السلام و فرهنگ غني اسلام استفاده کنند. از سوي ديگر زبان و ادبيات فارسي با زبان عربي درآميخته است و آشنايي با زبان عربي در يادگيري زبان فارسي تأثير خواهد داشت.
قلمرو حوزه : حوزه يادگيري قرآن و عربي شامل دو حوزه محتوايي آموزش قرآن کريم و آموزش عربي است و حد نهايي يادگيري در اين دروس به شرح زير است:
الف- توانايي خواندن صحيح و روان قرآن کريم؛
ب- توانايي درک معناي عبارات ساده و پرکاربرد قرآن کريم؛
ج- توانايي نسبي تدبر در آيات قرآن کريم به منظور درک ساده و اوليه دقايق و ظرائف مفاهيم آيات، بدون آموزش تخصصي علوم قرآني؛
د- انس مستمر و دائمي با قرآن کريم، به نحوي که دانش آموزان، اهل خواندن و تفکر در قرآن باشند و ابن امر را الزمه تربيت ديني و اعتلاي هويت الهي خويش بدانند.
آشنايي با زبان عربي و مشخصاً مهارت هاي چهارگانه زباني يعني خواندن، گوش کردن، نوشتن و سخن گفتن در اين حوزه به ميزاني است که دانش آموز را در درک معناي آيات قرآن کريم، کلام معصومين و متون ديني و فرهنگ اسلامي کمک کند و در تقويت زبان فارسي او مؤثر باشد.
اين دو حوزه محتوايي، ارتباط وثيقي با يک ديگر دارند و برنامه ريزي آن ها بايد هماهنگ و مرتبط با هم صورت گيرد و از اهداف، محتوا و روش هاي مشترک و نيز مطالب مکمل و تأييد کننده هم ديگر استفاده مطلوب به عمل آيد.
جهت گيري هاي کلي در سازماندهي محتوا و آموزش حوزه هاي تربيت و يادگيري ‹‹ حکمت و معارف اسلامي ›› و ‹‹ قرآن و عربي›› سازماندهي محتواي حوزه هاي حکمت و معارف اسالمي و قرآن و عربي در دوره ابتدايي به صورت تلفيقي است. در دوره متوسطه اول حتي الامکان به صورت مجزا ليکن هماهنگ و در دوره متوسطه دوم، به جز در رشته علوم و معارف اسلامي، به صورت تلفيقي و درس عربي به صورت مجزا ارائه ميشود. در رشته علوم و معارف اسلامي نيز درس هاي اختصاصي در حوزه معارف اسلامي ارايه مي شود.
 به دليل ارتباط وسيع و وثيق محتواي دو حوزه ‹‹ حکمت و معارف اسلامي ›› و ‹‹ قرآن و عربي ›› سازماندهي محتواي هر دو حوزه در يک بخش آمده است.
    *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** 

«  اهداف آموزش عمومي قرآن  » 

چشم انداز نظام آموزش عمومي قرآن :
نهادينه شدن فرهنگ انس با قرآن کريم و تربيت ده ميليون حافظ قرآن در جامعه
 
رسالت نظام آموزش عمومي قرآن :
ايجاد توانايي خواندن همراه با فهم و تدبر در قرآن كريم و بهره گيري مردم از تعاليم آن در زندگي
 
اهداف آموزش عمومي قرآن کريم :

1
تقويت ايمان و گرايش به قرآن و عترت
اعتقاد قلبي به حقانيت، جامعيت و جاودانگي قرآن مجيد و جايگاه پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) به عنوان تبيين کنندگان علمي و عملي قرآن و محبت و مودت نسبت به قرآن و اهل بيت (ع)
2
توانايي خواندن قرآن کريم
خواندن صحيح و روان قرآن کريم با تلفظ عربي حروف و حرکات در حد تمايز
3
درک معناي آيات قرآن کريم
درک معناي ظاهري عموم عبارات و آيات قرآن کريم
4
توانايي و التزام به تدبر در آيات
آشنايي با روش تدبر و پايبندي به انديشه و دقت در آيات قرآن براي درک بهتر مراد و مقصود آيات
5
حفظ قرآن کريم
به خاطرسپاري و از بر خواني بخش هايي از آيات و سور قرآن کريم (حداقل سه جزء)
6
انس با قرآن کريم
اشتياق به خواندن روزانه و استماع قرآن کريم، همراه با فهم و تدبر در آيات
7
آشنايي با علوم و معارف قرآن
آشنايي با کليات تاريخ و علوم قرآني و شناخت معارف اسلامي و ضروري قرآن کريم
8
توانايي استفاده از قرآن کريم
توانايي جستجو و دريافت معارف عمومي مورد نياز از قرآن کريم با استفاده از منابع معتبر
9
تبعيت از قرآن و عترت
عمل به آموزه هاي قرآن و اهل بيت در ابعاد مختلف زندگي و تحقق سبک زندگي قرآني
 
تدابير اجرايي
بر اساس اين مصوبه، وزارت آموزش و پرورش و ساير دستگاه هاي دولتي، عمومي و نهادهاي مردمي مکلفند کليه برنامه هاي درسي آموزش عمومي قرآن و همچنين دوره هاي تربيت مربي، معلم و مدرس مربوطه را براساس اهداف فوق تنظيم و اجرا کنند.
همچنين وزارت آموزش و پرورش موظف است در طراحي و اجراي کليه دروس، به ويژه عربي، ديني و فارسي، تحقق اهداف فوق را پيگيري کند.
 وزارت علوم، تحقيقات و فناوري نيز موظف است، به منظور تأمين نيروي انساني لازم براي تحقق اهداف فوق، با همکاري دانشگاه فرهنگيان و ساير مراکز آموزش عالي واجد صلاحيت نسبت به طراحي و اجراي دوره هاي آموزش عالي تربيت مربي، معلم، مدرس، کارشناس، مدير و پژوهشگر آموزش عمومي قرآن در مقاطع کارداني تا دکتري اقدام کند.
 
منابع

قرآن کریم. 

نباتي، رضا ( پاييز 1394 ). مجله رشد جوانه. تهران. سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي. شوراي تأليف. راهنمای معلم آموزش قرآن اول دبستان. كد 1/53 . چاپ سوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران شوراي تأليف.

راهنمای معلم آموزش قرآن دوم دبستان. كد 1/57 . چاپ سوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران شوراي تأليف.

راهنمای معلم آموزش قرآن سوم دبستان. كد 61 . چاپ دوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران شوراي تأليف.

راهنمای معلم آموزش قرآن ششم دبستان. كد 3/74 . چاپ دوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران شوراي تأليف.

مباني آموزش و روش آموزش قرآن دوره ابتدايي. كد 6011 . چاپ دوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران

طراحی و ارزش یابی اثر بخشی الگوی آموزش قرآن کریم در دوره ی ابتدایی. سيد محمد رضا صفوي، 1393 رساله دكتري بررسی عوامل موثر بر بهبود آموزش قرآن از منظر معلمان دوره ی ابتدایی شهر تهران. پروانه معصومي. 1393 پايان نامه ارشد

-1In troduction
[1] Educational Planning
[2] urriculumdevelopment (C.Planning)

شعر : عزاي قرآن / اي قوم ! در اين عزا بگرييم ...  بر شيعه مرتضي بگرييم

اي قوم ! در اين عزا بگرييم

اي قوم ! در اين عزا بگرييم

بر شيعه مرتضي بگرييم

قرآن به كنار و نامش هرجا

زين غربت نابجا بگرييم

بر نامه حق كه مانده مهجور

با خاتم و با خدا بگرييم

اين رسم امانت است ؟ مردم !

بر گوهر مصطفي بگرييم

بر لحظه مرگ و آن سفارش

بهر دل مرتضي بگرييم

ماييم و دو گوهر گران سنگ

بر اين دل سنگ، ما بگرييم

قرآن و حسين، هر دو تنها

زين هجر، خداي را بگرييم

دلخسته غيبتيم و غربت

زين ماتم پربلا بگرييم

در حرف، تمام و در عمل، هيچ

امروز بر اين فضا بگرييم

لفظ است چو جسم و روح معناست

بر جانِ ز تن جدا بگرييم

بر خندك 1 ما عدو بخندد

ما خنده كنيم يا بگرييم ؟

بر خوان كرم نشسته، خسته

حق است كه سال ها بگرييم

سرمايه ز كف شد اي مسلمان !

از غصه ماجرا بگرييم

گفتيم ولي عمل نكرديم

زين ملت بي وفا بگرييم

در « نور» رخش، خمُش نشستم

بگذار كه زين جفا بگرييم

او بوده و هست، خواهدش بود

ما بر كمي بقا بگرييم

آييد كنيم رفته جبران

يا آنكه به صد نوا بگرييم.

بر جور و جفاي خود به قرآن

بر درگه آشنا بگرييم

اشک از پي توبه و انابه

با چشم دل، از خطا بگرييم

چون جلوه دهد خطاي آدم،

بر نصرت ناخدا بگرييم

با خواندن و فهم و با تدبر

زين لطفِ دوباره، ما بگرييم

با سعي و عمل به آيه هايش

با هم ز سر صفا بگرييم

وز بهر نزول رحمت حق

« چون ابر، گه دعا بگرييم »2

حالا كه جز اين نمي توان بود

بر حال خود و شما بگرييم

1- خندك : كاريكاتور
2- اين مصرع و قالب شعر از شاعر قرن هشتم استاد سيف فرغاني اقتباس شده است.

حاشيه پر رنگ تر از متن ( نقدي بر مسابقات بين المللي قرآن دانش آموزي )

        «  به چه قيمت !!!  »             

        مسابقات بين المللي قرآن دانش آموزي، مأموريت آموزش و پرورش نبود.         

آقاي دكتر فخر الدين دانش آشتياني ( وزير محترم آموزش و پرورش ) همان راهي را مي رود كه

آقاي دكتر حميد رضا حاج بابايي ( وزير قبلي ) رفت و شكست خورد ؟

مقام معظم رهبري سال 1396 را مانند سال قبل سال « اقتصاد مقاومتي» نام گذاري كردند. اين كه يك وزارت خانه اي با اعتبارات مشخص و معين، كاري را كه خارج از مأموريت و وظايف ذاتي آن دستگاه است، با صرف هزينه هاي كمر شكن انجام دهد؛ آيا مغاير با رويكرد اقتصاد مقاومتي نيست !!؟

طبق قانون، وظيفه برگزاري مسابقات قرآن، ويژه افراد زير 16 سال بر عهده سازمان اوقاف و امور خيريه است. اين سازمان وظيفه دارد كه مسابقات قرآن « شكوفه ها » را برگزار كند. ( و نه آن كه صرفاً در بخش هايي از مراسم، مشاركت داشته باشد. )

از آن جا كه وظيفه و مأموريت ذاتي وزارت آموزش و پرورش با توجه به دبيري كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور، تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن است؛ هزينه كردن اعتبارات قرآني اختصاص يافته در جايي به غير از موضوع آموزش عمومي قرآن، محل اشكال جدي است.

با نيم نگاهي به جايگاه قرآن و فعاليت هاي قرآني در اسناد بالادستي وزارت آموزش و پرورش، مانند سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري، سند تحول بنيادين آموزش و پرورش، قانون برنامه پنجم توسعه، سند برنامه درسي ملي، موضوع روشن تر مي شود.

اين حساسيت از آن جهت است كه با تشكيل شوراي توسعه فرهنگ قرآني، آرزوي چندين ساله جامعه قرآني كشور محقق شد و نيز با تشكيل كميسيون آموزش عمومي قرآن در وزارت آموزش و پرورش، اعتبارات چند ده ميلياردي براي آموزش عمومي قرآن اختصاص يافت. اما در عمل، علي رغم وجود اسناد تحولي و تشكيلات اجرايي، و تخصيص اعتبارات، اقدام مؤثري در زمينه تحقق اهداف برداشته نشده است.

به طور مثال : اين وزارت خانه در طول چند سال گذشته فقط به نام « آموزش عمومي قرآن » حدود 50 ميليارد تومان دريافت كرده است.

-  اين مبلغ عظيم كه در جاي خود مي توانست گره هاي زيادي را باز كند، در كجا هزينه شده است !؟

-  آيا ريالي از اين اعتبارات در راستاي اهداف آموزش عمومي قرآن، هزينه شده است !؟

-  آيا حتي به يك نفر معلم با اهداف آموزش عمومي قرآن و روش هاي آموزش آشنا شده است !؟

-  آيا از اين مبلغ به يك مدرسه محروم روستايي اين كشور حداقل امكانات آموزش قرآن مانند لوحه آموزش قرآن، كتاب راهنماي معلم، لوح فشرده صوتي آيات درسي داده شده است !؟

و بالآخره اين كه

-  اعتبارات مسابقات بين المللي امسال، از كدام سرفصل تأمين مي شود !؟

نبايد فراموش كرد كه بيش از ده سال پيش در چنين روزهايي ( 1385/2/12 ) رهبر معظم انقلاب از مهجوريت قرآن در وزارت آموزش و پرورش به شدت گلايه كردنده و فرمودند : « قرآن در آموزش و پرورش حقيقتاً مهجور واقع شده است. علت اين است كه در دوراني طولاني، قرآن در آموزش وپرورش ما، به‏ خصوص در آن سنين يادگيري مهجور بوده است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، توقع اين بود كه يك كارِ كارستاني انجام بگيرد. كارهايي هم شده است، ليكن جاي حضور قرآن در دوره‏هاي گوناگون- چه دبستان، چه دبيرستان و چه راهنمايي - واقعاً خالي است. بايد فكر بشود. امروز خوشبختانه حركت قرآني در كشور خيلي خوب است؛ ليكن در آموزش و پرورش بايد نهادينه شود. »

حاشيه هاي پر رنگ تر از متن                                                                                               

  از ظواهر امر پيداست كه آقاي دكتر فخر الدين دانش آشتياني همان راهي را مي رود كه آقاي دكتر  حميد رضا حاج بابايي رفت و شكست خورد. در صورتي كه اميد اين بود نگاه عالمانه، عادلانه و دلسوزانه ايشان زمينه هاي خروج از حواشي غير علمي و آسيب زا را فراهم آورده و متن پر رنگ تر شود.   

بيان نتايج شكست سخت و تلخ دولت قبلي در برنامه ها و فغاليت هاي قرآني دردناك، وسيع و عميق است و البته خارج از حوصله خواننده محترم اين نوشته. حيف و ميل دهها ميليارد تومان اعتبارات قرآني كه مي شد معلمان را آموزش داد و كلاس هاي قرآن را به حداقل امكانات مجهز كرد؛ كم ترين آسيب هاي چنان خطايي است.

هرگز فراموش نخواهد شد كه در دولت قبل به نام قرآن، « 10 هزار مدرسه قرآني »، « طرح ملي حفظ قرآن كريم »، « تأسيس مدارس تخصصي قرآن » و ... تشكيل شد؛ اما در دولت جديد همگي به دليل وجود اشكالات متعد از جمله مشكلات قانوني ( كه به دليل شتابزدگي و عدم كارشناسي توسط بخش هاي ذي ربط به وجود آمده بود. ) يك شبه تعطيل گرديد. ( و البته با تضييع ده ها ميليارد از اعتبارات آموزش عمومي قرآن كه متأسفانه تنها جنبه شرمساري بيش تر را براي مجريان به دنبال داشت. )

از اين جهت، جا دارد به بهانه بررسي جايگاه مسابقات بين المللي قرآن دانش آموزي در اسناد تحولي، ابعاد مهجوريت قرآن در اصلي ترين و بزرگ ترين نهاد مسئول آموزش عمومي قرآن كريم كشور بررسي شود. اميد است متوليان فرهنگي و قرآني كشور نسبت به رفع مهجوريت از قرآن اقدام لازم را مبذول دارند.

الف- سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري به وزارت آموزش و پرورش                               

در بند 4-4 ابلاغيه مقام معظم رهبري آمده است : « توسعه فرهنگ و معارف اسلامي و يادگيري قرآن ( روخواني، روان خواني و مفاهيم ) و تقويت انس دانش آموزان با قرآن و سيره پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله ) و اهل بيت ( عليهم السلام ) و گسترش فرهنگ اقامه نماز. »

نكته جالب اينجاست كه :

اولاً ) مقام معظم رهبري در سياست هاي ابلاغي تنها به نام يك درس، آن هم « قرآن » اشاره فرموده اند. ثانياً ) ايشان تنها به ذكر نام بسنده نكرده و به ابعاد و جزئيات مطالبه خود از آموزش و پرورش هم به روشني پرداخته اند. اين مطلب حاكي از آن است كه معظم له موضوع قرآن در آموزش و پرورش را با حساسيت دنبال مي كنند.

ب- قانون برنامه پنجم توسعه                                                                                              

در بخش الف ماده (9 ) اين سند آمده است : « ارائه برنامه جامع آموزش قرآن اعم از روان‌خواني و فهم قرآن و برنامه تلفيقي قرآن، معارف اسلامي و عربي با اهداف قرآني »

ج- سند تحول بنيائين آموزش و پرورش                                                                               

در راهکار3/1 اين سند چنين آمده است : « ... تقويت انس با قرآن در دانش‌آموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآني با اصلاح برنامه‌ها و توانمندسازي معلمان در راستاي «‌ تقويت مهارت روخواني و روان‌خواني در دوره ابتدايي، آشنايي با مفاهيم کليدي قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرآني در متوسطه دوم » بر اساس « منشور توسعه فرهنگ قرآني. »

و نيز در فصل سوم تحت عنوان « بیانیه­ مأموریت » با تأكيد بر آموزش همگاني و شايستگي هاي پايه آمده است : « زمینه دستیابی دانش آموزان در سنین لازم­ التعلیم طی 12  پایه­ تحصیلی ( چهار دوره سه ساله)، به مراتبی از حیات طیبه در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و حتی جهانی را به صورتی منسجم و نظام ­مند، همگانی، عادلانه و الزامی در ساختاری کارآمد و اثربخش فراهم سازد و انجام این مهم نقشی زیرساختی در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی خواهد داشت. »

د - سند برنامه درسي ملي                                                                                              

حوزه تربيت و يادگيري قرآن و عربي، دومين حوزه از حوزه هاي يازده گانه سند برنامه درسي ملي است كه در آن از قرآن به عنوان يکي از منابع اخذ معارف اسلامي، ياد شده و قرآن کريم را کتاب هدايت انسان ها دانسته است. و نيز در بخش ضرورت و کارکرد حوزه قرآن آمده است : 

 « قرآن کريم، به عنوان منبع وحي الهي و منبع اصلي اعتقادات، اخلاق و احکام است. توانايي خواندن همراه با درک معنا، تدبر در قرآن و انس با آن، سبب ورود هر فرد مسلمان به درياي معارف اسلامي است. يادگيري زبان عربي به عنوان زبان قرآن سبب مي شود که فرد بتواند به طور مستقيم با کتاب الهي ارتباط برقرار کند، آن را بفهمد و از رهنمودهاي آن بهره ببرد. ».

و هم چنين در قلمرو حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم آمده است : « حد نهايي يادگيري در اين درس به شرح زير است :

1- توانايي خواندن صحيح و روان قرآن کريم؛

2-  توانايي درک معناي عبارات ساده و پرکاربرد قرآن کريم؛

3- توانايي نسبي تدبر در آيات قرآن کريم به منظور درک ساده و اوليه دقايق و ظرائف مفاهيم آيات، بدون آموزش تخصصي علوم قرآني؛

4- انس مستمر و دائمي با قرآن کريم، به نحوي که دانش آموزان، اهل خواندن و تفکر در قرآن باشند و ابن امر را الزمه تربيت ديني و اعتلاي هويت الهي خويش بدانند. »

 هـ - اهداف آموزش عمومي قرآن                                                                                       

در اين سند مصوب كه اتفاقاً توسط شوراي توسعه فرهنگ قرآني به تصويب رسيده است، بر نه هدف تأكيد شده و برنامه ريزي آن بر عهده وزارت آموزش و پرورش به عنوان دبيرخانه كميسيون آموزش عمومي قرآن است.

 چند سؤال : با توجه به اسناد و مطالب فوق :

1-  آيا برگزاري اين سطح از مسابقات دانش آموزي، اصولاً با وظايف و مأموريت هاي ذاتي وزارت آموزش و پرورش سنخيت دارد ؟

2-  آيا اين مسابقات ( با توجه به اين كه به نام « فوق برنامه »، حاشيه از متن پر رنگ تر شده است ) با اهداف، برنامه  و محتواهاي درسي و آموزش رسمي مطابقي دارد ؟

3-  آيا به آسيب هاي اين گونه فعاليت هاي تبليغي و ترويجي كه بدون پشتوانه آموزش برگزار مي شود، فكر مي شود ؟

4-  آيا اجرايي كردن مصوبه اهداف آموزش عمومي قرآن با اعتبارات ده ها ميلياردي  را بايد از مسابقات - كه علي القاعده آخر شاهنامه است - شروع كرد ؟

5- آيا اولويت هاي شوراي توسعه فرهنگ قرآني و كميسيون آموزش عمومي قرآن نبايد آموزش معلمان، تجهيز مدارس ( محروم )، پوشش اجراي كامل برنامه هاي درسي در تمام مدارس؛ و نظارت بر حسن اجراي آن باشد؟

6- آيا بين اين نوع فعاليت با راه اندازي ده هزار مدرسه قرآني ( صرف نصب تابلو بر سر در مدارس ) و طرح ملي حفظ ( صرف معرفي دانش آموزاني كه خودشان هم از حافظ بودنشان خبر نداشتند. ) و صرف نخبه گرايي به جاي آموزش و معرفي قاريان و حافظان ساير مؤسسات و جلسات قرآني به نام محصولات وزارت آموزش و پرورش ( مسابقات بين المللي ) با هم فرق دارند ؟

7- آيا تمركز بر « نخبه گرايي » به جاي آموزش همگاني مي تواند با بيش از 99/5 ( نود و نه و نيم ) درصد دانش آموزان كه با اين سطح از مسابقات هيچ نسبتي ندارند؛ مطابقت داشته و اثر بخش باشد.

8-  عايدي و برونداد اين سطح از مسابقات در مقابل هزينه هاي كلان آن براي آموزش و پرورش چقدر است.

زنگ خطر                                                                                                                         

حضرت رسول صلّي الله عليه و آله فرمودند :‏ «فَاِذَا التَبَسَت عَلَيكُمُ الفِتَنُ، كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ، فَعَلَيكُم بِالقُرآنِ » ( هرگاه آشوب ها، چون شب تار ، شما را فرا گرفت، به قرآن روي آوريد. )  اصول كافي ، ج‏2 ، ص599

اين حديث مشهور گوياي آن است كه علي القاعده فعاليت هاي قرآني ما بايد بتواند نسل امروز و فرداي كشور را در برابر شبيخون و تهاجم فرهنگي غرب صيانت و هدايت كند. اگر چنين نيست قطعاً اشكالاتي در كار وجود دارد؛ كه نيازمند بررسي دقيق و بازنگري و اصلاح برنامه هاست.

بي توجهي به آموزش عمومي قرآن كريم در مدارس، وضعيتي شبيه جنگ احد را به وجود مي آورد. در آيه 152 سوره آل عمران مي خوانيم : در آن روز مسلمانان تنگه استراتژيك و حساس را به طمع جمع آوري غنايم رها كردند و در نتيجه متحمل آن شكست سهمگين شدند. در حالي كه خداوند مي خواست آن ها را مانند جنگ بدر، از نزد خود ياري بزرگ تري برساند. اما آنان دستور پيامبر را ناديده گرفتند.

جمع بندي :                                                                                                                       

شايد بايد همه ما در محضر عظيم قرآن كريم ابراز شرمندگي كنيم. زيرا به بركت نظام مقدس اسلامي و خوش شهيدانمان و نيز با داشتن نعمت عظماي رهبري و هم چنين با وجود تحقق بسياري از آرزوهايمان ( مانند تشكيل شوراي توسعه و معاونت قرآني، كميسيون آموزش عمومي قرآن، اهداف مصوب آموزش عمومي قرآن، اعتبارات خوب قرآني و ... ) و نيز داشتن جامعه قرآني با اخلاص و پر تلاش، اما به دليل فقدان وحدت انديشه در مديران و نبود انسجام در عمل مجريان به بي راهه رفته و مي رويم.

امروز ديگر حجتي براي توجيه مهجوريت قرآن در كشور نداريم. در اين زمينه مسئوليت آموزش و پرورش از همه سنگين تر است؛ زيرا سنگ بناي تربيت و آموزش قرآن در آن نهاده مي شود و ديگران بايد آن را كامل تر و زيباتر و مرتفع تر گردانند. اگر به راستي وزارت آموزش و پرورش ( به عنوان مسئول اصلي آموزش عمومي قرآن كشور ) به مأموريت ذاتيش عمل مي كرد، و حواشي را از متن پر رنگ تر نمي ديد، ديگر نبايد مشكلي به نام ناتواني روخواني و روان خواني را در آحاد ملت شاهد مي بوديم. و ديگر ساير مؤسسات قرآني نبايد در اين زمينه هزينه هاي مجدد مي كردند.

اگر به نيمه خالي اين ليوان نگاه كنيم مي بينيم كه آسيب هاي فراوان اين گونه تحركات تبليغي و ترويجي بسيار بيش تر از مزايايي است كه ما آرزويش را در سر مي پرورانيم. كليشه شدن فعاليت هاي قرآني، بي ارتباط بودن اين گونه فعاليت ها با نياز و ذائقه هاي اغلب دانش آموزان، بالا بودن سطح مسابقات و در نتيجه خارج از دسترس بودن آن، بي توجهي معلمان و خانواده ها به آموزش ها و فعاليت هاي قرآني در اثر تعدد برنامه هاي تكراري و موازي و ... تنها بخش كوچكي از واقعيت جامعه است.

سخن پاياني                                                                                                                      

ما در برابر قرآن كريم شرمنده ايم تا زماني كه بر خلاف اسناد تحولي، به نام آموزش قرآن، تكنيك ها و هنرهاي قرآني را جايگزين « تربيت قرآني دانش آموزان » مي كنيم. امام صادق عليه السلام ( در دعاي شروع تلاوت قرآن ) مسلمانان را از « قرائت هَذر » پرهيز دادند و در تفسير آيه 121 سوره بقره در مزمت آنان كه حق تلاوت را رعايت نمي كنند، فرمودند : « ما هُوَ وَ اللهِ بحِفظِ آياتِهِ وَ سَردِ حُروفِهِ، وَ تِلاوَتِ سُوَرِهِ وَ دَرسِ اَعشارِهِ وَ اَخماسِهِ، حَفِظوا حُروفَهُ وَ اَضاعوا حُدودَهُ ... » ( به خدا سوگند كه حق تلاوت قرآن به حفظ آيات و پشت سر هم خواندن حروف و كلماتش و تلاوت سوره اي و مطالعه حواشي و هوامش آن، نيست. حروف و كلماتش را حفظ مي كردند و حدود و معانيش را فرو گذاشتند. ... )

ما در مقابل روح ملكوتي امام خميني ره مسئوليم كه فرمودند : « تربيت بايد تربيت قرآني باشد و بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند. » چرا كه خود ايشان در كتاب آداب الصلاه فرمودند : « آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت ‏بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصى پيدا كرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم كرديم، از شكايت رسول خدا صلى الله عليهوآلهوسلم مستخلص شديم؟ هيهات! كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و منزل عظيم‏الشان آن نيست. ... »

ما شرمنده قرآنيم كه در آموزش و پرورش مسابقات قرآني را برگزار مي كنيم كه كاري براي آموزش قرائت و حفظش نكرده ايم. « صادقانه بگوييم : » زيرا وظيفه اي هم در اين زمينه نداشته ايم.

ما شرمنده قرآنيم اگر قرآن را ابزار تبليغ و ترويج خود و اطرافيانمان قرار دهيم. فراموشمان نشود كه روزي قرآن بر سر نيزه شد، تا سر قرآن ناطق بر نيزه شود و بر سر نيزه قرآن خواند، تا قرآن بماند. ( و فداي آن سري كه بر نيزه رفت، تا قرآن بر سر نيزه نرود. ) ياد روزي باشيم كه پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله قرآن كريم را در يك دست گرفته و با دست ديگرش به امتش اشاره مي كند و به گلايه به محضر الهي شكوه مي كند كه : « يارب ! انّ قوم اتخذوا هذا القرآن مهجورا »  

وَ السلام

تفسير آيه 121 سوره بقره از زبان امام صادق عليه السلام

انحراف از قرآن

امام صادق عليه السلام :    

في قولِهِ تعالي « اَلَّذِينَ آتَيناهُمُ الكِتابَ يَتلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ »

يُرَتِّلونَ آياتِهِ،

وَ يَتَفَهَّمونَ مَعانِيَهُ،

وَ يَعمَلُونَ بِاَحكامِهِ،

وَ يَرجُونَ وَعدَهُ،

وَ يَخشَونَ عَذابَهُ،

وَ يَتَمَثَّلُونَ قصَصَهُ،

وَ يَعتَبِرُونَ أمثالَهُ،

وَ يَأتُونَ أوامِرَهُ،

وَ يَجتَنِبونَ نَواهِيَهُ.

ما هُوَ وَ اللهِ

بحِفظِ آياتِهِ وَ سَردِ حُروفِهِ،

وَ تِلاوَتِ سُوَرِهِ

وَ دَرسِ اَعشارِهِ وَ اَخماسِهِ،

حَفِظوا حُروفَهُ

وَ اَضاعوا حُدودَهُ،

وَ اِنَّما هُوَ تَدَبُّرُ آياتِهِ،

يَقولُ اللّه ُ تعالي : « كِتابٌ اَنزَلناهُ اِلَيكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّروا آياتِهِ »

امام صادق عليه السلام درباره آيه (121 سوره بقره ) فرمودند : « كساني كه به آنان كتاب داديم، آن را تلاوت مي كنند آن گونه كه حق تلاوت آن است » ـ فرمود :

آياتش را روشن و شمرده مي خوانند، سعي مي كنند معاني اش را بفهمند، احكام و فرامينش را به كار مي بندد، به وعده اش اميدوارند، از عذابش مي ترسند، از داستانهايش سرمشق مي گيرند، از مثل هايش پند مي گيرند، امرهايش را به جا مي آورند و از نهي هايش دوري مي كنند.

به خدا سوگند كه

حق تلاوت قرآن به حفظ آيات و پشت سر هم خواندن حروف و كلماتش و تلاوت سوره اي و مطالعه حواشي و هوامش آن، نيست.

حروف و كلماتش را حفظ مي كردند و حدود و معانيش را فرو گذاشتند، بلكه به تدبّر و تأمل در آيات آن است؛ خداوند متعال مي فرمايد: « كتابي است خجسته كه سوي تو فرو فرستاديم، تا در آيات آن تدبّر كنند. »

يادداشت وارده - خبرگزاري ايكنا

کد خبر  : ۳۵۵۸۹۹۳                                تاریخ انتشار : ۱۴دی ۱۳۹۵   -  ۰۸:۲۷

حفظ قرآن، وسیله یا هدف؟  /

روش‌هایی که مهجوریت قرآن را به دنبال داشته است.

گروه فعالیت‌های قرآنی : یکی از کارشناسان قرآنی کشورمان طی یادداشتی با بیان برخی نقدها به وضعیت حفظ قرآن، تأکید کرد که مشکل اصلی در فعالیت‌های قرآنی کشور، این است که این امور، سال‌های متمادی بدون تغییر و ثابت مانده است، لذا افراد می‌ترسند از شیوه‌های رایج عدول کنند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، رضا نباتی، كارشناس آموزش قرآن و مؤلف كتاب‌های درسی آموزش قرآن و نیز دانشجوی دكترای تعلیم و تربیت اسلامی با ارسال یادداشتی به ایکنا، موضوع حفظ قرآن کریم و راه‌های پرداختن به آن را سوژه خود قرار داده و به آن پرداخته است.

در این یادداشت، نگارنده ابتدا به این پرسش که حفظ قرآن وسیله است یا هدف؟ پاسخ داده و در ادامه آن نیز چیستی و چرایی حفظ قرآن کریم را مورد بررسی قرار داده است. در ادامه مشروح این یادداشت آمده است.

 حلقه مفقوده‌ای به نام «هدایت»

« هدایت » حلقه مفقوده فعالیت‌های قرآنی كشور است. رویكردی كه نه در اهداف و نه در روش‌ها و تولید و تألیف محتواهای آموزشی چندان كه باید مد نظر قرار نمی گیرد. غافل شدن از غرض اصلی نزول قرآن را باید مهم‌ترین محور مهجوریت قرآن در كشور دانست. در واقع این باور غلط كه مقدماتی چون روخوانی، روان خوانی و فعالیت‌های تكمیلی و هنری چون تجوید و حفظ و قرائت را «آموزش قرآن» می نامیم، قابل تردید جدی است. زیرا همین نگاه كه البته در نیم قرن اخیر جایگزین روش‌های اصیل آموزش قرآن شده، به مهجوریت قرآن انجامیده است. روش‌ها و محتواهایی كه گاه به دوری عده كثیری از توجه به قرآن می‌شود.

تفاوت اصلی آموزش عمومی قرآن با آموزش‌های تخصصی نه در سطح آن؛ بلكه در ماهیت آن است. آموزش عمومی قرآن باید «هدایت محور» باشد. این رویكرد اساسی باید به گونه‌ای باشد كه به نتایج كلی آموزش‌ها منجر نشود، بلكه باید بر اساس آن برنامه‌ریزی كرد.
از جمله این فعالیت‌ها موضوع «حفظ قرآن كریم» است. در این كه چه چیزی حفظ قرآن است؟ باید ابتدا به مخاطب نگاه كرد. مخاطب اگر یك فرد معمولی باشد (مانند اكثر مردم جامعه) قطعاً روش‌های حفظ تخصصی متداول برای وی قابل استفاده نخواهد بود. زیرا برای آموختن و پیشرفت در یك موضوعی، ویژگی‌هایی چون داشتن استعداد لازم برای یادگیری (هوش‌های یادگیری)، علاقه و انگیزه لازم و پشتكار؛ و این سه ویژگی در اغلب افراد وجود ندارد. پس باید فكر دیگری كرد.

 وسیله یا هدف؟

این سؤال كه آیا حفظ قرآن وسیله است یا هدف؟ نقطه عزیمت ما را روشن می‌كند. در حال حاضر، نگاه‌ اغلب فعالیت‌های قرآنی به قرآن كریم نگاه وسیله‌ای است.‌ حلقه مفقوده فعالیت‌های قرآنی كشور كه باعث بروز چنین آسیبی شده همانا جدا انگاشتن فعالیت‌های قرآنی از معارف قرآنی است. زیرا در فعالیت‌های قرآنی بیش‌تر به چگونگی آن پرداخته شده است تا چیستی و چرایی!!! به همین دلیل پیشبرد برنامه‌های بی‌هدف اغلب به خروج قطار یادگیری از ریل آموزش می‌شود.

همان طور كه گفته شد موضوع حفظ قرآن یک هدف اصلی نیست، بلکه بیش‌تر یک وسیله برای زمینه‌سازی جهت «انس مستمر و مادام العمر با قرآن كریم» و نیز «زمینه سازی برای عمل بیش‌تر و بهتر» به دستورات آن است.

چیستی، چرایی و چگونگی هر علمی را فلسفه آن علم می‌گوید، بنابر این در بحث حفظ قرآن كریم هم باید به سمت تبیین تک تک حوزه فعالیت حرکت کند. تلاش برای ارائه پاسخ به این هشت سوال اساسی «ضرورت هر آموزشی» است:

1- « برای چه » باید قرآن را حفظ كند؟ (هدف از آموزش)

2-  « چه كسی » باید حفظ كند؟ (تعیین مخاطب با توجه به ویژگی‌ها)

۳-   « چه چیز را » باید حفظ كنیم؟ (تولید محتوا)

۴-   « چگونه » قرآن را حفظ كنیم؟ (تعیین روش آموزش)

۵-   « چطور » از حفظ فرد مطمئن شویم؟ (روش ارزش یابی پیشرفت تحصیلی)

۶-   « چه زمانی » قرآن را حفظ كند؟ (زمان آموزش)

۷-   « كجا » قرآن را حفظ كند؟ (مكان و موقعیت یادگیری)

۸-   « با چه ابزاری » قرآن را حفظ كند؟ (تعیین وسایل آموزشی و كمك آموزشی)

عدم پاسخ دقیق به این هشت سوال «امكان آموزش» را با تهدید جدی رو به رو كرده و امكانات و سرمایه‌های انسانی و مادی را ضایع می‌گرداند.

دو سوال در این جا مطرح می‌شود:

1-  آیا با توجه به فرمایش مقام معظم رهبری، تربیت ۱۰ میلیون حافظ قرآن، امكان پذیر است ؟ 

2-  اگر امكان پذیر است با چه ضرورت‌ها و ملاحظاتی؟

پاسخ این است كه فرمایش مقام معظم رهبری، در وهله اول یك چشم انداز است؛ یعنی یک هدف آرمانی و غایی است كه افق فعالیت‌های قرآنی را مشخص می‌كند. پس اگر این افق و چشم‌انداز زیبا را قدر بدانیم از این جا موضوع برنامه‌ریزی‌های كلان و خرد آغاز می‌شود. این كه چه اصول و مبانی علمی و آموزشی باید بر این هدف حاكم باشد؟ اهداف خرد این هدف كلی چه چیزهایی هستند؟ چه كسانی صلاحیت تولید اهداف و برنامه‌ها و محتوای آموزشی را باید بر عهده داشته باشند ؟ و در كل پاسخ گویی به آن «هشت سوال» بالا طی چه فرایندی باید اتفاق بیافتد، كاری است كه كمیسیون‌ها و كارگروه‌های تخصصی باید آن را تبیین كرده و پس از تصویب در مجامع قانونی به مراكز قرآنی ارائه شوند.

اما اگر نظر كارشناسی بنده را خواسته باشید معتقدم حفظ قرآن كریم از ابتدا تاکنون از مهم‌ترین و در واقع اولین شیوه‌های آموزش قرآن و ترویج فرهنگ قرآن كریم بوده است. با توجه به شرایط آن زمان، حفظ قرآن از جایگاه خاصی برخوردار بود. از نكات شاخص كه امروزه آموزش قرآن كشور كمتر به آن توجه می‌كند این بوده كه حفظ قرآن عموماً به صورت فراز به فراز و موضوعی به مردم آموزش داده می‌شد تا به صورت‌های امروزی یعنی حفظ  سوره و جزء. 

بررسی روش «اقراء النبی» هم توسط رسول اكرم(ص) انجام می‌گرفته، همین را نشان می‌دهد. در این روش پیامبر اكرم(ص) «فرازی از آیات را كه موضوع خاصی را در بر می‌گرفت» بر گروهی از مسلمین می‌خواندند و ضمن بیان احكام و تفسیر آیات، ایشان را به حفظ و عمل به آن آیات دستور می‌دادند. 

چند نكته دقیق در آیات اولیه‌ای كه بر پیامبر(ص) نازل می‌شود وجود دارد كه معلمان و برنامه‌ریزان باید به آن توجه كنند. در این آیات می‌بینیم قرآن كریم به پیامبر(ص) امر می‌كند: «اِقـرَأْ بِاسـمِ رَبِّـكَ الَّـذی خَـلَـقَ»،‌ پیامبر اكرم(ص) در پاسخ به فرشته وحی می‌فرمایند: «من خواندن نمی‌دانم» ... این نشان دهنده آن است كه اولاً خواندن قرآن موضوعیت و اهمیت دارد و پیامبر اسلام باید خواندن قرآن را بداند و بر مردم بخواند (يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ) و ثانیاً تنها روش حفظ محور انس با قرآن نبوده است و ثالثاً حفظ و خواندن دو بخش از «آموزش جامع قرآن كریم» بوده است. 

امروزه دانشمندان برنامه ریزی درسی و آموزشی (مانند آزوبل) معتقدند كه اولاً باید «یادگیری معنادار» باشد. یعنی با «نیاز فرد» مطابقت داشته باشد. ثانیاً «ذائقه» و علایق مخاطب را مد نظر قرار دهد و ثالثاً با سایر بخش‌های آموزش از قبیل فهم و قابل استفاده و كاربردی بودن و نیز یادگیری‌های گذشته در ارتباط باشد و الا محكوم به نابودی است.

همچنین قرآن كریم در آیات مختلفی از قرآن، پیامبرش را از عجله كردن در خواندن قرآن نهی می‌كند: « لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ » بلكه به او امر می‌كند: « وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا » و « وَ رَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا » یعنی ای پیامبر ! همراه با درك معنا و دقت در مفاهیم، قرآن بخوان. البته علت تند خوانی قرآن توسط پیامبر(ص) به دلیل آن بود كه ایشان از فراموشی قرآن واهمه داشتند كه باز خداوند می‌فرماید كه نگران نباش « لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ » یعنی این كه ما قرآن را در دل تو تثبیت می‌كنیم.

همه این مضامین الهی پر است از بیان روش‌های آموزش قرآن كه متاسفانه ما هرگز آنها را نمی‌بینیم. این قصه كه چه روش‌هایی درباره آموزش قرآن در خود قرآن بیان شده خود سر دراز دارد و مجالی دیگر می‌طلبد.

 آموزشی که به بیراهه رفته است

به نظر من از نظر ماهیتی، برنامه حفظ قرآن كریم در حوزه آموزش عمومی به بیراهه کشیده شده است. بحث حفظ قرآن به جای اینکه به ترویج فرهنگ قرآنی کشور و آموزش عمومی قرآن کمک كند، از سویی فقط در خدمت استعدادهای خاص است و از سوی دیگر ناخواسته، افراد ناتوان و كم انگیزه را كنار زده و از فراگیری قرآن باز می‌دارد.

گاهی با خودم می‌گویم ای كاش هریك از ما به سهم خود، در مهجوریت قرآن فكر می‌كریم و به نوبه خود جلوی رفتارهای غلط كه متأثر از باورهای غلط است را می‌گرفتیم.

تا این جا بحث بر سر مبانی حفظ قرآن بود و این كه آیا حفظ قرآن هدف است یا وسیله؟ اما اگر وسیله بودن حفظ قرآن (و همین طور قرائت و آموزش درك معنا و تدبر) را بپذیریم، باید به سایر سوال‌های هشت گانه پاسخ دهیم. 

« حفظ قرآن » در این نگاه دارای تعریف و ویژگی‌ها و مراحل و مراتب خاص خود است. این كه حفظ قرآن چه نسبتی با سایر بخش‌های آموزش دارد و چگونه به تربیت و هدایت مخاطب می‌انجامد؟ و نیز حفظ قرآن در حوزه آموزش عمومی با حفظ قرآن در حوزه تخصصی چه تفاوتی دارد؟ سوال‌های اصلی این بخش هستند.

به عنوان مثال وقتی می‌گوییم سطح بندی حفظ؛ آیا عموم مردم که در سطح مبتدی هستند را شامل می‌شود؟ آیا عموم مردم می‌‌‌توانند حافظ قرآن باشند؟ پاسخ این است كه پاسخ به چنین سوال‌هایی نیازمند برنامه‌ریزی و تولید محتوای مناسب، آموزش معلمان حرفه‌ای، تمهید امكانات اولیه و اجرای صحیح آن هم به صورت آزمایشی و نظارت بر حسن اجرا و نیز رفع اشكلات احتمالی و هم چنین اعمال سیاست‌های تشویقی معلمان و دانش آموزان است.

با توجه به رویکرد جدید «جامعیت آموزش قرآن» عموم مردم می‌توانند حافظ بسیاری از آیات و فرازها و پیام‌های قرآنی کاربردی‌ در زندگی شوند. در واقع این كار به ترویج الگوی صحیح سبک زندگی اسلامی که مد نظر مقام معظم رهبری است، کمک شایانی می‌کند.
اگر قرآن كریم را به عنوان كتاب تربیت و هدایت می‌دانیم پس روش‌های آموزش آن هم باید متخذ از قرآن و سیره باشد. نزول قرآن در طول ۲۳ سال به صورت تدریجی و متناسب با موقعیت نازل شده است. به نظر می‌رسد باید آموزش آن هم بر همین اساس باشد. آموزش عمومی قرآن امروز باید به نهادینه کردن فرهنگ صحیح سبک زندگی اسلامی ایرانی بپردازد. پس نیاز هست که بیاییم حفظ قرآن را به جای این که مطلق ببینیم، به گونه‌ای ببینیم كه به این خواسته به حق جامعه اسلامی و مطالبه رهبری پاسخ دهد. این جاست كه «آموزش حفظ نسبی» قرآن معنا پیدا می‌كند. حفظی كه در خدمت سبک زندگی اسلامی و ایرانی آحاد جامعه باشد.

 ریشه‌یابی یک مشکل

یکی از مشکلات جلسات قرآنی، مساجد این است که اول ماه رمضان ده‌ها نفر می‌آیند پای رحل قرآن می‌نشینند اما تا آخر ماه مبارك شاید ۱۰ یا ۱۵ نفر باقی نماند و همه ریزش می‌کنند.  چرا ریزش می‌کنند؟ ما باید چه کاری انجام دهیم تا از این وضعیت خارج شویم.
«تسهیل فرآیند آموزش» جزء وظایف و مأموریت معلمان قرآن و برنامه ریزان فرهنگی كشور است. در این زمینه مشكلات زیادی وجود دارد كه «تعصب» ناشی از تجربه گرایی (پوزیستویسم) حاصل نگاه اخباری بدون تحرك در حوزه آموزش‌ها و فعالیت‌های قرآنی مخصوصاً در چند دهه اخیر علت اصلی آن است.

 چگونگی تسهیل حفظ قرآن

به عنوان مثال؛ باید حفظ قرآن را تسهیل کنیم، تا همه اقشار جامعه ضمن علاقمندی موفق به طی فرایند حفظ قرآن شوند. تسهیل کردن حفظ این است که ابتدا به موضوع «‌حفظ مقدماتی» (به عنوان اولین مرتبه و مرحله حفظ) توجه کنیم. شاید این سؤال پیش بیاید که حفظ مقدماتی چیست؟ در پاسخ مثالی می‌زنیم. اگر از شما پرسیده شود که آیا شما دعای کمیل یا ندبه (زیارت عاشورا، سوره رحمن  و  ...) را حفظ هستید،‌ شاید پاسخ شما كمی تأمل و نهایتاً این باشد كه حضور ذهن ندارم. اما اگر دعای کمیل را بشنوید می‌توانید همراه آن بخوانید. این یعنی شما خیلی از شعرها، مناجات‌ها، آیه‌ها، سوره‌ها و روایات را حفظ هستید بدون اینکه بدانید کجا و چگونه آنها را حفظ کرده‌اید. این همان مفهوم حفظ نسبی است.

روش حفظ نسبی در واقع از گذشتگان، به ما رسیده است. یعنی یکی از روش‌هایی که گذشتگان قرآن، دین و اسلام را به ما رسانده‌اند از طریق حفظ نسبی (مقدماتی) بوده است. مانند این كه اغلب ما آیةالكرسی، آمن الرسول، آیه شهد الله، آیه ملك و ... را همراهی می‌كنیم در حالی كه مضامین فوق‌العاده در آنها وجود دارد. 

در حفظ نسبی (مقدماتی) هدف این است که ذهن و گوش مخاطب با این فراز‌ها، پیام‌ها و سوره‌ها آشنا شود. اگر شما به یک فرد بگوئید مثلاً آیه «و بالوالدین احسانا» را بخواند، او این پیام قرآنی را حفظ است و برای شما می‌خواند، ترجمه می‌كند و توضیح كامل می‌دهد. در واقع‌ بسیاری از آیات این زمینه را به خوبی دارا هستند. بنابراین باید در حفظ مقدماتی به آنها توجه شود که در جامعه از آن غافل هستیم. بارها دیده شده است که یک معلم یا یک سخنران ساعت‌ها حرف زده است اما یک آیه از قرآن در حرف‌هایش نبوده است. من بارها در سخنان مقام معظم رهبری دقت کرده‌ام، ‌ایشان برای گروه و قشری که سخنرانی دارند چندین آیه از قرآن در بین صحبت‌هایشان وجود دارد. ما چرا نباید از مقام معظم رهبری الگو بگیریم. چرا نباید این روش را در جامعه عرضه کنیم.

روش «حفظ نسبی» قرآن هم بسیار ساده است. مثلاً حفظ نسبی این است كه بگوییم شما اگر در خواندن از حفظ این آیه دچار مشكل شدید اجازه دارید به قرآن نگاه كنید و اگر بسته است آن را باز كرده، نگاه کنید و بخوانید.

 تعریف حفظ نسبی

در تعریف حفظ نسبی می‌توانیم بگوییم « حفظی كه با كمك معلم(متن) خوانده می‌شود. » البته حفظ نسبی آنقدرها هم پیش پا افتاده نیست كه برخی بر آن تردید می‌كنند زیرا در این نوع از آموزش حفظ بخشی از آموزش جامع است و اگر ما تأكید بیش از حد بر حفظ نداریم برای آن است كه فرصت برای انجام سایر امور هم فراهم شود. لذا می‌توان در مرحله بعد از حفظ نسبی و مقدماتی، «حفظ جامع» را معرفی کرد. حفظ جامع این است که ما به کاربرد آیه در زندگی توجه کنیم. 

 طرح یک سوال جدی

این سؤال جدی است كه  کسی که حافظ قرآن است با کسی که قرآن را حفظ نکرده است، عملاً چه فرقی دارد؟ در اینجا فقط بحث نورانیت و معنویت مطرح نیست و نیز بسنده كردن به دارا بودن یك هنر قرآنی با عنوان حافظ قرآن، بلكه اینها جزء محاسن هستند و البته اگر به آنها بسنده شود جزء حجاب‌های قرآنی محسوب می‌شوند و در مهجوریت قرآن نقش دارند. 

به عنوان مثال اگر قرآن كریم می‌گوید « اَلحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ » اولاً قرآن بودن این جمله به اعتبار مطلبی است كه درون آیه آمده و گرنه زبان فارسی و عربی هم همین حروف و صداها را دارند. این كه این قرآن كه یك «كتاب» است و آیه كه یك «نوشته» و «جمله» است، دارای مفهوم و معنایی است؛ هرگز نباید در هیچ یك از سطوح آموزش قرآن كریم نادیده گرفته شود؛ مگر آن كه قائل به «مكتب اخباری‌گری» باشیم. 

حلقه مفقوده آموزش و فعالیت‌های قرآنی کشور در واقع نادیده گرفتن نخ تسبیح قرآن كریم یعنی «هدایت و تربیت» است. اغلب شاهد این هستیم كه «هدایت قرآن که غرض اصلی نزول قرآن است» در برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های قرآنی فراموش شده است و بعضی وقت‌ها اصلاً یادمان می‌رود که به راستی این آیه قرآن، این موضوع و یا این داستان قرآنی چه کاربردی دارد.

از مهجوریت‌های قرآن یكی این است كه در یک همایش و گردهمایی یک قاری قرآن تلاوتی می‌کند، اما  اغلب مستعمین متوجه مفهوم سوره و حتی نام سوره و علت تلاوت آن نمی‌شوند. چه می‌شود كه اگر قاری چند دقیقه در مورد آیه‌ای که تلاوت کرده است توضیح دهد. افراد از تلاوت سوره لذت معنوی و مفهومی هم می‌برند و متوجه می‌شوند که خدا چه چیزی در این باره گفته است.

 دلیل حضور کم فروغ بودن قرآن در زندگی‌ها

در حفظ جامع توجه به شرایط سنی، جنسی، بهره هوشی، میزان سواد، وضعیت خانواده وضعیت معیشت و وضعیت فرهنگی محل زندگی در انتخاب محتوا و موضوعات و آیات می‌تواند تأثیر بسزایی داشته باشد. شما اگر بخواهید یک کتاب داستان برای کودک خود تهیه کنید، ابتدا دقت می‌كنید تا آن کتاب متناسب سن بچه باشد، چرا ما در آموزش قرآن به این مورد نگاه نمی‌کنیم.

دلیل اصلی حضور كم فروغ قرآن در زندگی ما همین مسایل است. زیرا ما نگاه فرهنگی به آموزش و فعالیت‌های قرآنی نداریم، جامع‌نگر نیستم،‌ آموزش‌های قرآن ما ارتباط مسقیم با تربیت و هدایت ندارد،‌ گاهی فقط یک ادعا و تبلیغ و سر و صداست،‌ فعالیت‌های قرآنی از معارف قرآنی جداست،‌ فعالیت‌ها و آموزش‌ها اغلب به انس با قرآن نمی‌انجامد. قرآن در میدان زندگی ما در عمل بروز و ظهور پیدا نمی‌كند و کاربرد ندارد،‌ توجه ما چندان كه باید بر اساس رهیافت‌های قرآنی و سیره و سنت نیست،‌ در برنامه‌ریزی‌های ما تکلیف خیلی چیزها معلوم نیست،‌ منطبق با نیاز دانش آموز نیست،‌ منطبق با ذایقه مخاطب نیست، کسی به فرایند و فربهی فعالیت‌های قرآنی کاری ندارد، با این همه مؤسسه و ارگان و این همه هزینه هم چنان به صورت قلعه‌ای و جزیره‌ای و محله‌ای اداره می‌شود، نخ هدایت پاره شده است،‌ اغلب فعالیت‌ها در بن مایه خود و مبتنی بر قرآن «ملت ساز» نیستند، از قرآن گرفته نشده اند، مخاطب را به خود آگاهی نمی‌رساند، برنامه‌ها « رویکرد محور » نیستند و از هیچ مکتب تربیت واحدی تبعیت نمی کند، فقط به آن اجرایی نگاه می‌شود و اداره کنندگانش عوامل اجرایی هستند، فعالیت‌های قرآنی اغلب سال‌هاست كه مانند آب راکد هستند و در نهایت زیرا دنبال نخبه گرایی هستیم تا آموزش عمومی و زیرا دنبال هنرهای قرآنی هستیم و نه هدایت قرآنی.

سوره‌ها خواندیم بی وقف و سكون          كس نشد واقف ز سرّ یسطرون

 نقطه آغاز تحول فعالیت‌ها

و اگر فعالیت‌های قرآنی با معارف قرآنی در هم عجین شود آن وقت این یادگیری معنا‌دار می‌شود و این «نقطه عزیمت تحول در فعالیت‌های قرآنی» خواهد بود.

اهداف آموزش عمومی قرآن بدون تولید و تصویب زیر نظام‌ها ناکارآمد است. زیرا در حال حاضر هر كس كار خود را می‌كند و بعد استدلال می‌آورد كه من فلان بند را اجرا می‌کنم. در حالی که باید زیر نظام‌های آن تعریف شود. در این جا یک قسمت از کار بایستی توسط متولیانی مثل شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و کمیسیون آموزش عمومی قرآن و ... تبیین شود. البته باید از کارشناسان، جامعه‌شناسان و برنامه‌ریزان درسی و آموزشی و متخصصان تعلیم وتربیت  نیز استفاده شود.

یکی از آرزوهای من این است که زمانی برسد آیات قرآن كریم را بر اساس توان ذهنی، گنجینه لغات و هم چنین نیازهای سنی، شغلی، جنسیتی و علایق و ذائقه افراد دسته بندی کنیم. یعنی ما قرآن‌های ویژه برای مخاطبان خاص داشته باشیم. بگوییم این قرآن برای کودکان، این قرآن برای زنان، این قرآن برای مردان، این قرآن برای مهندسین، این قرآن برای جامعه پزشکان، این قرآن برای خبرنگاران، این قرآن برای معلمان و ... یعنی این آیات و ترجمه آنها متناسب با نیاز مخاطب استخراج شود و همان را یاد بگیرند.

برای رسیدن به این هدف والا قسمتی از کار را باید خود متولیان انجام دهند، اینها می‌توانند کلیات آن را استخراج و ابلاغ کنند و قسمتی را هم بر عهده معلمان دوره دیده بگذارند تا متناسب با نیاز بومی كلاس درس اقدام كنند. 

برای تحول در فعالیت‌های قرآنی باید شجاعت داشت و از تعصب در روش‌های غلط گذشته دست برداشت. به عنوان مثال یکی از ایراداتی که وارد است این است که یک «تابو» درست کرده‌ایم به نام این که ما می‌خواهیم «در ۲۰ جلسه یا در یک ترم یک کار کنیم که فرد بتواند تمام قرآن را بخواند» اصل این هدف گذاری جای تردید است. زیرا این كار نه ضرورت دارد و نه امكان؛ تجربه ۳۸ ساله مبین آن است. بلکه کار درست این است که از این هدف دست برداریم و به جای آن آیاتی از قرآن را بیاموزیم كه متناسب با نیاز و ذائقه و درك و فهم ایشان باشد.

توقع این است که جامعه قرآنی نسبت به این مطالب نقادانه و دقیق نگاه کنند اما اگر واقعاً درست هست، حمایت کنند، قدم پیش بگذارند، نترسند. اشکالی که در فعالیت‌های قرآنی کشور با آن روبرو هستیم و در سایر حوزه‌ها بهتر از ما کار شده است این است که فعالیت‌های قرآنی ما چون سال‌های متمادی بدون تغییر و ثابت بوده، لذا افراد می‌ترسند که از شیوه‌های رایج عدول کنند. ما نباید بترسیم، باید شجاعت داشته باشیم. 

ذائقه كودكان و نوجوانان ما تغییر پیدا كرده زیرا سطح سواد خانواده‌ها، حضور پر رنگ رسانه‌های دیداری، نوشتاری و شنیداری، سطح علمی معلمان بالا رفته، امكانات تفریحی و بازی كاملاً متحول شده است و اینها همه «فرصت» است اگر از آن استفاده كنیم. 

 

منبع : لينك خبر گزاري ايكنا

 حفظ قرآن، وسیله یا هدف؟/ روش‌هایی که مهجوریت قرآن را به دنبال داشته

توصيه ...

تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن، بدون توليد و تصويب زیر نظام ها، ناكارآمد است.

اهداف آموزش عمومي قرآن به عنوان یک سند بالادستی که به تأیید و تصویب مراجع قانونی از جمله شوراي توسعه فرهنگ قرآني ( زير مجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئول اجراي منشور توسعه فرهنگ قرآني ) رسیده است، در صورت رفع برخي از اشكالات و ابهامات و نيز عزم جدي براي اجرای درست و کامل، نقشی مهم و تاریخی در توسعه فرهنگ قرآني در كشور و به ويژه آموزش و پرورش ( به عنوان مهم ترين مجري آموزش عمومي قران و نيز دبيري كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور ) خواهد داشت.

 این سند نيازمند توجه و حساسیت همه صاحبنظران و کارشناسان دلسوز قرآني كشور است. سندي که با تلاش و کوشش چندساله جمعی از پژوهشگران، محققان و اندیشمندان تدوین و تولید شده است، بيش از سه سال است كه در گوشه اي از قفسه هاي حوزه ستادي آموزش و پرورش و نيز گنجه هاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي خاك مي خورد. و به دليل توقف توليد اسناد زير نظام آن و نيز توليد و تدوين نقشه راه، تنها براي گرفتن اعتبارات فرهنگي و قرآني به بخش هايي از آن استناد مي شود. اما ...

اين سند مي توانست به عنوان امید براي رفع مهجوريت از قرآن در جامعه قرآني مطرح باشد اما دلايل مختلفي از جمله سوء مديريت باعث شده كلافي از گره هاي كور بر اجراي آن زده شود. مهم ترين دليل بروز چنين وضعيتي را بايد در عدم بهره مندي از كارشناسان و متخصصان و نيز اعمال نظرهاي خاص جست و جو كرد.

همان طور كه گفته شد مفاد این سند برای اجرای مناسب، متوازن و پویا نیازمند تولید برنامه زیرنظام هایی است که در جهت حمایت، پشتیبانی و کمک به تحقق اهداف سند مورد استفاده قرار گیرد. طبق قانون وزارت آموزش و پرورش به عنوان دبيرخانه كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور موظف است برنامه زیرنظام های اصلی اين سند را تهيه و براي تصويب به شورای توسعه فرهنگ قرآني ارسال كند.

زیرنظام ها، بخش های اساسی نظام اجرا، پشتیبانی و ارزش يابي از جریان آموزش و تربیت را مشخص مي كند. اين فرايند انجام رسالت نظام هاي آموزشي اعم از آموزش و پرورش و ساير نهادها و مؤسسات را در کمک به تحقق اهداف وکارکردهای آن است را مشخص مي كند. عملکرد این زیرنظام ها تمامی مؤلفه های این نظام هاي آموزشي را تحت تاثیر خود قرارمی دهند. به عبارت دیگر، این زیرنظام ها به منزله وجوه مختلف پشتیبانی نظام تعلیم وتربیت هستند که به طور پیوسته در تعامل و تبادل با یکدیگرند.

به عنوان مثال « سند برنامه درسی ملی » ( در وزارت آموزش و پرورش ) که به منزله ی نقشه جامع یادگیری می باشد و زمینه تحول همه جانبه و گسترده در مفاهیم و محتوای آموزش و پرورش را فراهم می کند، در سال ۹۱ به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش رسید و ابلاغ شد، يكي از زير نظام هاي سند تحول بنيادين آموزش و پرورش است كه بايد نقش راه توليد راهنماهاي درسي، توليد محتوا و روش هاي مناسب آموزش و شيوه ارزش يابي را مشخص مي كند.

و يا زير نظام هاي تأمین فضا، تجهیزات و فناوری، مدیریت و راهبری تربیتی، پژوهش و ارزشیابی و تأمین و تخصیص منابع مالی نيز آماده شده است كه از سوی وزارت آموزش و پرورش برای بررسی و تصويب به دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش ارسال شده است.

 هر زير نظام شامل سه بخش اصلي است :

 بخش اول - برنامه زیرنظام ها :

شامل کلیات است و بیانیه و منطق برنامه، اهداف عملیاتی و راهکارهای سند تحول مرتبط با زیرنظام، اهداف و شاخص های زیرنظام و سیاست های اجرایی را در بر مي گيرد.

 بخش دوم - برنامه های عملیاتی :

بخش هایی چون عنوان برنامه، اهداف برنامه، شاخص ها و معیارها، فعالیت های سرآمد ( شامل اقدامات تحولی، اصلاحی و جاری )، سطوح اجرا (ستاد، استان، منطقه و مدرسه )، دوره تحصیلی، گستره زمانی و استلزامات و چالش های اجرایی و روش های مدیریت آن است.

 بخش سوم - تعیین نوع مناسبات یک زیرنظام باسایر زیرنظام ها :

فصل پایانی این برنامه ها، تعیین نقش عوامل سهیم و مؤثر برون سازمانی است.

 پس از تعيين عناوين زير نظام، ابتدا برنامه هاي هر زير نظام بايد تعريف و مشخص شود. اين كار  ابتدا در كارگروه هاي تخصصي و كميسيون هاي مربوطه تهيه و سپس براي بررسی در اختيار شورا قرارمی گیرد و در نهایت، جهت بررسی و تصویب به شورای عالی ارایه می شود.

با توجه به تأخير چندين ساله و هم چنين نياز جامعه اراده شوراي توسعه بايد بر این است که در مناسب ترین زمان ممکن این فرآیند طی شود. همچنین زیرنظام تربیت معلم و تأمین منابع انسانی که بیش ترين و مهم ترين نقش را در تحقق اسناد تحولي و اهداف آموزش عمومي قرآن بر عهده دارد، بايد به صورت ويژه مورد بررسي قرار گيرد.

در تهيه اين زير نظام ها، علاوه بر متن اصلی، مستندات مربوط نیز بايد به پیوست برنامه ارائه شود تا در تدوین این برنامه ها، مورد استفاده گروه های مختلف پژوهشي و علمی و نيز مدیران و کارشناسان قرار گيرد.

 و السلام

مقاله پژوهشي - آموزشي

        سفر یادگیری قرآن کریم       

در پرونده‌ دوم مجله‌ « رشد آموزش ابتدایی » ؛ آبان‌ 1395

با سلام و احترام

خواندن اين مقاله را به آموزگاران محترم و دبيران قرآن و نيز كارشناسان مناطق و استان ها و مديران مدارس توصيه مي شود.

زيرا معلمان و دبيران گاهي بيش از اهداف برنامه ريزي شده به موضوعات آموزش قرآن مي پردازند. و اين امر تبعات مختلفي را در پي دارد. از جمله تحميل اهداف و مطالب جديد به دانش آموزان ....

و نيز برنامه ريزان و كارشناسان نيز هر نوع برنامه و فوق برنامه را بايد مبتني بر اين چارچوب وضع و اجرا كنند.

پرونده‌ شماره دو مجله‌ رشد آموزش ابتدایی - دوره‌ بیستم - صفحات 15 تا 21

مجله :

http://www.roshdmag.ir/fa/magazine2/showissue/1236

مقاله :

http://www.roshdmag.ir/Roshdmag_content/media/article/15.23%20from%20(95-96)%20MATN%20EBTADAEE%202-5_0.pdf

دانلود :

 15.23 from (95-96) MATN EBTADAEE 2-5_0.pdf

چاپ مقاله ( مجله رشد جوانه - شماره 49 - پاييز 94  )

خواندن مقاله زير به همه دوستان قرآني بويژه « معلمان محترم قرآن » توصيه مي شود.

  •  جهت دريافت روي نامه مقاله كليك كنيد :

 باورهاي غلط در آموزش و فعاليت هاي قرآن

يا  « چه چيزي آموزش قرآن نيست ؟ »

اين چــاه، نــــان دارد. ( نـقـد )

نقدی بر مسابقات و فعالیت های فوق برنامه قرآنی دانش آموزی

 ايــن چــاه، نــــان دارد.

بیش از 99/5 درصد از دانش آموزان فدای کمتر از نیم درصد !!!

شاید این حكايت، گوشه ای از ابعاد مهجوریت قرآن در وزارت آموزش و پرورش را برای شما هم قابل درک کند:

گویند مردم روستایی یک چاه‌کن استخدام کردند تا برایشان چاه آبي حفر كند. او هر روز کار می کرد و پایان روز هم مزد می‌گرفت اما از آب خبری نبود. به او گفتند : پس کی این چاه به آب می‌رسد؟ گفت : این چاه که آب ندارد. پرسیدند : پس چرا حفر می‌کنی؟ گفت : این چاه اگر برای شما آب ندارد، برای من که نان دارد!

این ماجرای غم انگیز به روشني وضعيت موجود را وصف مي كند.

در چند سال گذشته ده ها و صدها میلیارد تومان از اعتبارات قرآنی دولتي به نام آموزش عمومی قرآن در اين وزارت خانه هزينه شد؛ ولی متاسفانه به دلیل عدم ارتباط اين فعاليت ها با مأموریت ذاتی و وظايف اين وزارت، به جای تقویت و ارتقاء برنامه های آموزشی در امور تبلیغی و ترویجی هزینه می شود. اين كه چرا تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن در وزارت آموزش و پرورش چندان موفق به نظر نمي رسد، به دليل كم توجهي به همين موضوع است.

هم اكنون با وجود اسناد تحولي واقعاً معلوم نيست كه وظيفه وزارت آموزش و پرورش، آموزش عمومي و همگانی قرآن كريم است یا پرداختن به نخبه هاي قرآنی ؟! همين سياست يك بام دو هوا باعث شده تا روي كاغذ و اسناد تحولي، آموزش همگاني مطرح باشد اما در عمل، پرداختن به نخبه هاي قرآني وقت و انرژي و سرمايه هاي مادي و معنوي را بلعيده است. و متاسفانه باز خورد قابل قبولی نداشته است.

جای بسی تعجب و حیرت از کسانی است که از چنين عملکردي، انتظار معجزه هم دارند !!! اما اگر خوب نگاه کنیم می بینیم هرچه پول داده ایم آش خورده ایم.  یعنی وضعيت فرهنگي جامعه از انس با قرآن گرفته تا مسئله حجاب و رعايت آداب اسلامي و ... ناشي از همين سوء مديريت در اجرا و عدم نظارت و پشتيباني از برنامه هاست كه فرصت هاي ناب را به تهديدهاي جدي تبديل كرده است.

اما اين سوال هم چنان مطرح است كه چرا ؟! و تا کی ؟! آيا بايد بي سوادي قرآني  جامعه را بپذيريم و قبول كنيم كه عمده دانش آموزان ايران زمين توانايي و يا تمايل لازم را براي يادگيري و انس با قرآن كريم را ندارند ؟!!! پس به سراغ قهرمانان قرآني برويم !!! و يا يك بار براي هميشه با يك عزم ملي جلوي هر فعاليت نامرتبط با اسناد تحولي را بگيريم؟

متاسفانه واقعيت ها حكايت از آن دارد كه برای برخی مديران و جریان ها خیلی مهم نيست كه بيش از ۱۳ میلیون دانش آموز در پايان هريك از دوره هاي تحصيلي به کسب مهارت های عمومی قرآن اعم از روخوانی و روان خوانی و حفظ نسبی و فهم مقدماتی از قرآن كريم نرسیده باشند. بلکه براي آن ها مهم اين است که از طريق شناسايي دانش آموزان نخبه قرآني كه اعم اغلب ايشان در خارج از آموزش و پرورش به اين مراحل و مراتب رسيده اند, وجهه و آبروی خود و حزبشان را حفظ کنند. و از سوي ديگر چون از نحوه هزينه كرد بودجه هاي دولتی سؤالي نمی شود، لذا اين نوع مديريت همواره يك حاشيه امن بالايي را داشته و دارد.

گاهی برخي از دوستان دلسوز از تاثیر برخي از این نوع فعالیت ها در سال های دور سخن مي گويند. در پاسخ ایشان خواندن حکایت زیر خالی از لطف نیست : شخصی در یکی از مناطق کویری زندگی می کرد. اما چاه پر آب و زلالي داشت، زندگیش به راحتی می گذشت. یک روز به صورت اتفاقی سنگ کوچکی از دستش داخل آب افتاد. صدای سقوط سنگریزه برایش دلنشین بود.به همين خاطر سنگريزه ديگري را داخل چاه انداخت و از صداي افتادن آن احساس لذت مي كرد. اين رويه هر روز تكرار مي شد. کم کم با صدای چاه انس گرفت. مدتی گذشت تا این که سنگ ریزه های کوچک روی هم تلمبار شدند و راه آب چاه بسته شد. دیگر نه صدایی از چاه شنیده می شد و نه آبی در کار بود.

مهم ترين درس اي داستان آن است كه تکرار اشتباهات کوچک و اصرار بر ادامه رویه های غلط، به شکست های بزرگ ختم می شود.  

نظير باورهاي غلطي كه در فعاليت هاي قرآني آموزش و پرورش به تدریج تبديل به رويه شده است.  ...

شگفتا که در حدود 1۰۰۰ کارشناس قرآن و معارف اسلامي در حدود 720 منطقه و ناحيه و 31 استان و حوزه ستادی و 57 هزار مربی پرورشی و قرآن در مدارس ابتدايي و متوسطه كشور مشغول کار و فعالیت قرآنی هستند؛ ولی با بزرگ ترین فعالیت قرآنی کشور یعنی بیش از 400 هزار کلاس آموزش قرآن كه در هفته يك تا سه ساعت تشكيل مي شود، کاری ندارند !!!

و این که چه بلایی سر این درس می آید و با اين موضوع كه چرا تدريجاً كم رنگ و تعطیل مي شود و يا از كارآمدي لازم برخوردار نيست، کاری ندارند !!! در واقع اين نگرش مانند ترك واجبي مانند نماز و پرداختن به مستحبات است.  در حكمت 271 نهج البلاغه آمده است : « اِذا اَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالفَـرائِـضِ فَـارفُـضوها » ( هرگاه مستحبات و فضايل به واجبات و فرائض ضرر برساند، مستحبات را ترك كن. )

سؤال : آيا ما برنامه ريزان و معلمان در امر تعليم و تربيت، فرائض و فضايل را از هم جدا كرده ايم ؟

رسول خدا صلي الله عليه و آله به امير المؤمنين عليه السلام فرمودند :

يـا عَـلي ! اِذا رَأَيـتَ الـنّـاسَ يَشـتَـغِـلون بِالـفَـضايِـل، فَاشـتَـغِل بِـاِتـمامِ الـفِـرايِـضِ

علي جان ! هرگاه ديدي مردم به مستحبات اشتغال دارند، تو به كامل كردن واجبات بپرداز.

تحرير المواعذ العدديه ، ص 431

و شگفتا و واعجبا كه مسابقاتي در آموزش و پرورش در حال برگزاري است كه اهداف و محتوا و سطح انتظار آن خارج از برنامه درسي قرآن مصوب است و نيز اصلاً آموزش داده نمي شود ولي براي تبليغ و برگزاري آن چه هزينه ها كه نمي شود. آن وقت براي اهداف مصوب هيچ برنامه تشويقي و حمايتي وجود ندارد.

شگفتا كه یک وزیر به ساعت قرآن اضافه می کند و وزیر بعدی آن ساعات آموزش قرآن را حذف می کند. یکی زنگ قرآن را با دینی تلفیق می کند و دیگری معتقد است اصلاً آموزش قرآن نباید در آموزش و پرورش باشد و بلكه باید به مساجد محل انتقال یابد. !!!!

یکی دارالقرإن ها را یکجا تعطیل می کند و یک شبه ده ها هزار مدرسه قرآن راه می اندازد و دیگری یک شبه همه آن ده ها هزار را تعطیل و همان دارالقرآن ها را راه اندازی می کند

شگفتا که مراجع ذی ربط نیز همصدا با مسوولان، بی هیچ چون و چرايي اين اوامر را تاييد و مصوب مي كنند و نامش را  تحول بنیادین می گزارند. و تا فردی بر مسند کار است به او اجازه می دهند هر بلایی خواست سر آموزش و پرورش و زنگ قرآن بیاورند. ...

شگفتا كه علي رغم اين كه رهبر معظم انقلاب تنها نام درس قرآن و انتظارات از اين درس را به روشني در سياست هاي ابلاغي مطرح مي كنند. اما مسوئلان هم چنان بر اشتباهات گذشته تاكيد دارند.

عجبا كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي توسعه فرهنگ قرآني كشور و كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور و شوراي عالي آموزش و پرورش و معاونت پرورشي و ... هيچ يك زنگ قرآن و آموزگاران و دبيران قران و كتاب هاي درسي را جز آموزش عمومي قرآن نمي دانند. ولي از قِـبل آن بودجه هاي كلان تصويب كرده و تخصيص مي دهند. اما جاي ديگر هزينه شده است.

وا اسفا كه ظاهراً اين درس، از همان موقع كه آموزش و پرورش به سبك جديد، جايگزين مكتب خانه ها شد تا كنون وصله ناجور وزارت آموزش و پرورشی بوده و هست. اين خود گواه و حاصل وابستگي تعلیم و تربیت كشور از الگوهاي غربي است كه نمي تواند پذيرنده كتاب خدا باشد. اقتباس هاي نابخردانه در طول سال هاي متمادي هم مزيد بر علت بوده است.

جدایی « آموزش‌ » از « پرورش » و « تعلیم » از « تربیت » تابلوی چنین تفکري است كه نتيجه اش اين خواهد بود كه امر پرورش و تربیت دینی دانش آموزان به آموزش نياز نداشته باشد و تنها مي خواهد با تبلیغ و شعار و برگزاري همايش و مسابقه، اهداف تربيتي محقق می شود. !!! غافل از اين كه با حلوا حلوا کردن دهاني شیرین نمي شود.

و واحسرتا که چنين تربيتي، چگونه فرصت های ناب تفکر و اندیشه را به تهدید و تعصب تبدیل کرده است. ...

نتيجه بحث

اين نوع برنامه روزي ها و هزينه كردهاي كلان - آن هم به نام قرآن،

اولاً  نماد بارز اسراف و تبذير ( ريخت و پاش ) است. 

ثانياً به دور از مأموريت ذاتي آموزش و پرورش و اهداف آموزش عمومي قرآن است.

شاید این روایت از امام جعفر صادق علیه السلام در ذیل عبارت شريف « و الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته » ( آیه ۱۲۱ سوره بقره ) گویای همه آن چیزی باشد که می خواستم بگویم و نتوانستم :

« يُرَتِّلونَ آياتِهِ، وَ يَـتَـفَهَّـمونَ مَـعانـيَـهُ، وَ يَعـمَـلونَ بِـاَحـكامِـهِ، وَ يَرجونَ وَعـدَهُ، وَ يَخـشَونَ عَـذابَـهُ، وَ يَـتـَمَثَّـلونَ قَـصَـصَـهُ، وَ يَعـتَـبِـرونَ اَمـثالَـهُ، وَ يَأتونَ اَوامِـرَهُ، وَ يَجـتَـنِـبونَ نَـواهِـيَـهُ.

ما هُـوَ وَ الله ِ بِـحِفـظِ آياتِـهِ وَ سَردِ حُـروفِـهِ، وَ تِـلاوَتِ سُـوَرِهِ وَ دَرسِ اَعـشارِهِ وَ اَخـماسِـهِ، حَـفِـظوا حُـروفَـهُ وَ اَضاعوا حُدودَهُ، وَ اِنّـما هُـوَ تَـدَبُّـرُ آيـاتِـهِ، يَـقولُ اللّه ُ تَعالى« كِـتابٌ اَنـزَلـناهُ اِلَيـكَ مُـبارَكٌ لِـيَدَّبَّـروا آيـاتِـهِ »

 « به شیوه ترتیل آیاتش را می خوانند و معانیش را فهم می کنند و به احکام آن عمل می نمایند و امید به وعده الهی دارند و از عذابش در خوف و هراس به سر می برند و قصص آن را مجسم می بینند و از مثلهایش عبرت می گیرند، اوامرش را اجرا می کنند و از محرماتش دوری می گزینند.

 و آن، به خدا قسم تنها با حفظ آیات و چینش منظم حروف و تلاوت سوره ها و تحقیق یک دهم و یک پنجم قرآن حاصل نمی شود. آنان حروفش را حفظ و حدودش را تباه کردند. و جز این نیست که آن ( حق تلاوت ) همان تدبر در آیاتش می باشد. چرا که خداوند می فرماید : « آن کتابی است بسیار با عظمت که آن را به سویت فرو فرستادیم و بسیار پرخیر و برکت است تا در آیاتش تدبر نمایند. » ( سوره صاد آيه 29 )

                                                                                        میزان الحکمه، ج 8، ص 84

به عنوان کسی که نیمی از دوران خدمتش را کارشناس قرآن و معارف اسلامی منطقه و استان بوده و تجربه داوری در ادوار متعدد مسابقات قرآن را در سطوح مختلف از مدرسه و منطقه گرفته تا مراحل استانی و کشوری

و نیز با ارایه مقالات و نقدهای فراوان در این زمینه که گاه به عنوان تجارب برتر کشوری شناخته شده به استحضار می رسانم :

در شرايط كنوني فرهنگ قرآنی كشور با وجود رضایت متولیان و مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش بر ادامه وضعیت موجود و عدم تمایل به هر گونه تغییر و تحولي در این نهاد عظیم فرهنگی فقط می توان گفت وجود اسناد تنها حرفی روی کاغذ است و هرگز یارای حضور در میدان عمل را ندارد. چرا که عزم ملی و شهامت تغییر در  گذر از  این نابسامانی ها وجود ندارد.

و چه راست گفته است شاعر که :

تنها نه ز سستی هنری سر نزد از ما                در بی هنری نیز به جایی نرسیدیم.

اميد آن كه اين دل نوشته، اثري در فكر و دل و عمل همه ما داشته باشد.

« وَ لا تَـكونوا كَـالَّـذيـنَ قـالـوا سَـمِعـنا وَ هُم لايَسـمَـعونَ  » ( انفال / 21 )

و السّلام  

خبرگزاري تسنیم گزارش می‌دهد     شناسه خبر: 1128624     سرویس: اجتماعی  ۳تير ۱۳۹۵

زمزمه‌های کاهش ساعت درس دینی این‌بار در دبستان

مهجوریت دینی در آموزش‌وپرورش

 ساعت درس دینی دوره متوسطه دوم در حالی با وجود انتقادات فراوان از سوی کارشناسان و معلمان دینی کاهش یافت که همزمان زمزمه‌هایی در خصوص ارائه پیشنهادهایی برای کاهش ساعات آموزش این درس در دوره ابتدایی به گوش می‌رسد.

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، شورای عالی آموزش و پرورش طی ماه‌های اخیر جدول برنامه دروس دوره متوسط دوم را تصویب کرد که براین اساس 5 درس جدید شامل سلامت و بهداشت، انسان و محیط زیست، هنر، مدیریت خانواده و سبک زندگی و تفکر و سواد رسانه‌ای به مجموعه دروس این دوره اضافه شد.

همزمان با تصویب جداول دروس دوره متوسطه دوم اطلاع‌رسانی‌های مربوط از سوی شورای عالی آموزش‌وپرورش انجام شد اما هیچگاه خبری در خصوص کاهش ساعت درس دینی دوره متوسطه از سوی مسئولان این شورا اعلام نشد.

اما محمد دلبری مدیر گروه درسی قرآن و معارف اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم از کاهش 4 ساعته درس دینی در دوره متوسطه دوم خبر داد.

براین اساس و مطابق با جدول دروس جدید که توسط شورای عالی آموزش و پرورش مصوب شد ساعت درس دینی در دوره متوسطه دوم از 10 ساعت به 6 ساعت کاهش یافت.

دلبری با اشاره به اینکه کاهش ساعات درس دینی منجر به اعتراض معلمان این درس شده است، بیان کرد: هم اکنون جامعه از عدم تربیت دینی رنج می‌برد نه نبود فیزیک، شیمی و ریاضی. بنابراین در شرایط فعلی افزایش ساعت درس دینی ضروری است. اما برخی از افراد در آموزش و پرورش معتقدند تربیت دینی تلفیقی باید مدنظر باشد یعنی تمام دروس و تمام معلمان مسئول تربیت دینی دانش‌آموزان باشند. درحالی که معلمان سایر دروس فرصتی را برای پرداختن به تربیت دینی ندارند.

پس از مخابره کاهش 4 ساعته درس دینی در دوره متوسطه دوم مهدی نوید ادهم دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش در واکنش به این خبر، مطرح کرد: در طول 12 سال دوران تحصیل ساعت درس دینی یک ساعت کاهش و از 46 ساعت به 45 ساعت رسیده است. اما اگر تربیت دینی را صرفاً منحصر به درس دینی کنیم و سایر دروس کارکرد دینی نداشته باشند این نگاه سکولار است.

در شرایطی طبق مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش ساعت درس دینی در دوره متوسطه دوم کاهش یافت که انتقادات مطرح شده از سوی معلمان این دروس تأثیری در این زمینه نداشت.

** استدلال عجیب آموزش‌وپرورش برای کاهش ساعت درس دینی

 آموزش و پرورش با این استدلال که دروس جدیدی به دوره متوسطه دوم اضافه شده است اقدام به کاهش ساعات برخی دروس که درس دینی از جمله آنهاست. اما کارشناسان آموزشی و معلمان دینی معتقدند که اگر دروس جدیدی به دوره متوسطه اضافه شده است باید از ساعات دروس مربوط به آن حوزه کاسته شود به عنوان مثال اگر درس سلامت و بهداشت اضافه شده باید از ساعات تدریس درس زیست کم شود نه اینکه آموزش درس دینی را محدود کنیم.

** زمزمه‌هایی برای کاهش ساعت درس دینی و قرآن در دوره ابتدایی

پس از کاهش ساعات درس دینی در دوره متوسطه دوم، زمزمه‌‌هایی در خصوص کاهش ساعات این درس در دوره ابتدایی شنیده می‌شود به گونه‌ای که در تصویب جدول دروس دوره ابتدایی، پیشنهادی در خصوص کاهش 6 ساعته این درس مطرح شده است،به‌گونه‌ای که برای هر پایه ساعت درس دینی یک ساعت کاهش می‌یابد و در مجموع سالانه 30 جلسه از آموزش درس دینی در هر پایه کاسته می‌شود.

** تلاش برای تلفیق درس قرآن و دینی در دوره ابتدایی

انتقاد دیگر کارشناسان و معلمان دینی مربوط به نگاه تلفیقی به این درس است، این روند دو اشکال اساسی به همراه دارد. نخست آنکه موضوع تلفیق هنوز در آموزش و پرورش مورد مطالعه جدی قرار نگرفته و مشخص نیست که منظور از تلفیق چیست در حالی که تلفیق دروس باید با مطالعه دقیق همراه باشد و اشکال دوم این است که برنامه درسی ملی نباید درگیر جزئیات شود. درحالی که هم اکنون این برنامه به صورت جزئی به درس دینی و قرآن پرداخته و برتلفیق آنها تأکید دارد درحالی که در سایر دروس به این اندازه به صورت جزئی و ریز وارد نشده است.

تلفیق درس قرآن و دینی مغایر با اسناد بالادستی آموزش و پرورش است. طبق اسناد تحولی آموزش و پرورش اهداف آموزش عمومی قرآن کشور توسط شورای توسعه فعالیت‌های قرآنی کشور مصوب شده است و طبق اسناد تحولی آموزش‌وپرورش صراحتاً اعلام شده است که باید طبق مصوبه شورای توسعه فعالیت‌های قرآنی کشور عمل شود اما برنامه درسی ملی بر تلفیق درس قرآن و دینی تاکید دارد.

هم اکنون این سوال مطرح است که اگر قرار بود درس دینی و قرآن تلفیق و به یک درس واحد تبدیل شود پس چرا کمیسیون آموزش عمومی قرآن در‌آموزش و پرورش ایجاد شد؟

هم اکنون انتقاداتی از سوی کارشناسان مطرح است که بودجه کمیسیون آموزش عمومی قرآن در کلاس‌های این درس و برای آموزش معلمان هزینه نمی‌شود و با وجود آنکه آموزش و پرورش بودجه قابل قبولی را از شورای توسعه آموزش قرآن دریافت می‌کند اما با فراموش کردن مأموریت ذاتی خود یعنی آموزش و تربیت دانش آموزان به بحث تبلیغ و ترویج پرداخته است.کارشناسان معتقدند وظیفه اصلی این وزات آموزش‌وپرورش، آموزش است و بحث تبلیغ و ترویج موضوعیت ندارد بلکه موضوعیت اصلی برای این وزارتخانه آموزش قرآن به تمام دانش‌آموزان است. 

هم اکنون بیشترین امکانات آموزش و پرورش صرف برگزاری مسابقات متعدد برای نیم درصد از دانش‌آموزان می‌شود و برای بیش از 90 درصد آنها برنامه‌ای وجود ندارد و از آنجایی که آموزش نیازمند به زمان طولانی و صرف وقت بسیار است در این حوزه به طور جدی اقدام نمی‌کنند و در نهایت نتیجه این است که فارغ‌التحصیلان مدارس در خواندن یک صفحه از قرآن با مشکل مواجه هستند.

در گذشته موضوع تلفیق درس قرآن و دینی را در دوره متوسطه تجربه کردیم و این دو کتاب با تلفیق به درس دینی و زندگی تبدیل شد و در نتیجه بحث قرآن به حاشیه رفت پس چگونه با داشتن این تجربه هم اکنون در حال اجرای آن برای دوره ابتدایی هستند؟

** آیا ساعت درس دینی و قرآن در دوره ابتدایی کاهش می‌یابد؟

محمود امانی طهرانی مدیرکل دفتر تالیف کتاب‌های درسی ابتدایی و متوسطه وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم در خصوص ارائه پیشنهادی برای کاهش ساعات درس دینی در دوره ابتدایی گفت:‌ هنوز هیچ پیشنهاد مشخصی برای دوره ابتدایی در دستور کار نداریم و بازنگری جدول ساعات دوره ابتدایی تا این لحظه در دستور کار نیست و پیشنهادی نیز ارائه نکرده‌ایم.

وی گفت:‌ ممکن است در آینده جدول جدیدی ارائه شود اما هنوز جدول جدیدی تنظیم نشده است به طور کلی وقتی این موضوع در شورای عالی آموزش‌وپرورش مطرح شود باید بررسی‌های مربوط به آن را انجام داد.

به گزارش تسنیم، در شرایطی که مدارس کشور و بالطبع آن دانش‌آموزان با آسیب‌های اجتماعی متعددی مواجه هستند کاستن از ساعت درس دینی را می‌توان به عنوان یک خطای استراتژیک تلقی کرد اگر چه غلبه رویکرد دینی در تمام دروس اقدام پسندیده‌ای است اما به واقع در سایر دروس، معلمان تا چه اندازه فرصت پرداختن به مسائل اخلاقی، تربیتی و دینی دارند؟ همواره یکی از انتقادات جدی به وزارت آموزش‌وپرورش نداشتن نگاه تربیتی و اخلاقی در ارائه دروس بود پس در چنین شرایطی چگونه از ساعت درس دینی کاسته شده است؟

گزارش همايش آموزگاران قرآن استان گيلان

گروه استانها / حوزه گیلان             94/08/14 - 16:19          شماره: 13940814000628

 مولف کتاب‌های آموزش قرآن ابتدایی کشور :

توجه به مفاهیم قرآن ضرورت است.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور با بیان اینکه دانش‌آموزان باید از محتوای آیات خوانده شده قرآن آگاه شوند، گفت: توجه به مفاهیم قرآن ضرورت دارد.

 

به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، رضا نباتی بعدازظهر امروز در همایش کارگاهی ارتقای آموزش قرآن با بیان اینکه قرآن و اهل بیت(ع) توام با هم هستند، اظهار کرد: معلم باید ادیب و اهل ذوق و ادب و قرآن باشد و بچه‌ها چنین معلمی را می‌پرستند.

وی آموزش قرآن را اقدامی مهم دانست و افزود: بسیار خوب است در کلاس آیاتی از قرآن خوانده شده و در ابتدا و انتهای آن توضیحاتی برای دانش‌آموزان داده شود.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور با بیان اینکه دانش‌آموزان باید از محتوای آیات خوانده شده آگاه شوند، ادامه داد: مردم نیز از معنای قرآن بی‌بهره نمی‌شوند و نباید در تلاوت قرآن تنها حَظ بصری برده شود، بلکه توجه به مفاهیم قرآن بسیار مهم است.

وی قیام امام حسین(ع) را دارای سه نکته مهم شامل حماسه، تعقل و عاطفه عنوان کرد و یادآور شد: حضور خانواده امام حسین(ع) عین تعقل در قیام امام حسین(ع) است.

نباتی اضافه کرد: زمانی که قرآن خوانده می‌شود، باید به معنای آن توجه کرد و این امر عین تعقل است و باید ابتدا روی خودمان کار کنیم تا قرآن مهجور نباشد.

به گفته وی، بزرگان دین درباره حفظ قرآن فرمودند، تأکید به حفظ کنید اما تحمیل نکنید، زیرا همه نمی‌توانند قاری و حافظ شوند.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور با بیان اینکه سه چیز در حفظ قرآن مهم است، خاطرنشان کرد: استعداد، علاقه، انگیزه و پشتکار در حفظ قرآن مهم است و کسی که این سه مورد را در کنار هم داشته باشد می‌تواند قاری و حافظ قرآن باشد.

وی افزود: در جامعه هر سال هزینه‌های سنگینی برای آموزش قرآن صرف می‌کنند، اما مشکل، عدم یادگیری قرآن نیست بلکه نخواندن قرآن است و باید سعی شود در کلاس‌ها، قرآن توسط تمام اعضا خوانده شود.

نباتی وادار کردن به خواندن قرآن را سبب ایجاد علاقه در انس و خواندن قرآن دانست و تصریح کرد: طرح 33 روزه خواندن قرآن در مدارس کمک می‌کند تا دانش‌آموزان به تعادل ذهنی برسند و بتوانند به‌ راحتی قرآن بخوانند.

وی با اشاره به اینکه در طرح 33 روزه علاوه بر آموزش قرآن، بر نماز و اذان نیز تأکید می‌شود، گفت: در این طرح به آموزش نماز و اذان نیز پرداخته می‌شود.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور درباره عدم آموزش قواعد در مقطع ابتدایی، اظهار کرد: اهداف آموزشی برای رساندن دانش‌آموزان به روخوانی و روان‌خوانی است و قواعد در بحث تجوید است.

وی با بیان اینکه سی‌دی‌های آموزشی قرآن در مدارس با صوت و لحن است، گفت: سی‌دی‌های آموزش قرآن به صورت غیرمستقیم به پرورش استعدادهای دانش‌آموزان و نيز آموزش صوت و لحن می‌پردازد.

نباتی، روش دورخوانی قرآن را بسیار خوب و موثر در آموزش قرآن دانست و تصریح کرد: آموزش قواعد قرآن کمک چندانی به آموزش قرآن نمی‌کند و در تلاش هستیم تا زیاد وارد قاعده‌‌آموزی نشویم.

وی تدریس قرآن را توسط آموزگار پایه ضروری خواند و یادآور شد: روخوانی قرآن بخشی از روان‌خوانی ساده فارسی است و معلم پایه به‌راحتی می‌تواند آن را تدریس کند.

این مسئول، حفظ قرآن را جزء اصلي اهداف آموزش قرآن ندانست و یادآور شد: روخوانی و روان خوانی قرآن از اهداف آموزش و پرورش بوده و تا پایه سوم هدف آموزش روخوانی قرآن و از پایه چهارم  روان‌خوانی در آموزش و پرورش است.

وی با تصریح بر این که تربیت قاری و حافظ قرآن از اهداف آموزش و پرورش در آموزش قرآن نیست، خاطرنشان کرد: قرآن نازل شده تا به برکت خواندن آن ثواب برده شود اما اکنون هدف و وسیله جایش عوض شده است.

نباتی قرآن را کتاب هدایت انسان‌ها خواند و افزود: اصل قرائت قرآن در دوره ابتدایی مدنظر است اما در کشور ما فعالیت‌های قرآنی از معارف جداست و جلسات قرآنی تنها برای ثواب تشکیل شده و در آیات قرآن تدبر و تعقل نمی‌شود.

وی هدف از نوار صوتی در مدارس ابتدایی را ایجاد انگیزه در دانش‌آموزان ذکر کرد و گفت: معلمان در پخش نوار صوتی قرآن تنوع به‌کار گیرند و اگر نوار صوتی به‌جا استفاده نشود، تبدیل به سم مهلکی در جامعه می‌شود و نوار صوتی ابزار کمکی برای ایجاد انگیزه و جذابیت است.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور یکی از اهداف آموزش قرآن در تابستان را تشویق دانش‌آموزان به انس با قرآن عنوان کرد و یادآور شد: نیازی نیست، معلمان قرآن، عربی قرآن بخوانند و تدریس کنند بلکه معلمان باید ساده بخوانند تا یادگیری برای دانش‌آموزان راحت‌تر باشد.

وی با بیان اینکه قرائت قرآن با فهمیدنش مهم است، متذکر شد تعقل و تدبر در قرآن اهمیت دارد و باید پیگیر نماز خواندن دانش‌آموزان و کودکان باشیم.

مصاحبه : مؤلف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور خواستار شد .

94/08/16 - 12:31
شماره: 13940816000373 
برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی در حوزه آموزش قرآنی کشور

مؤلف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور با بیان اینکه نظام آموزشی با وضعیت موجود در تضاد است، خواستار برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی در حوزه آموزش قرآنی کشور شد.

به گزارش خبرگزاری فارس از لاهیجان، رضا نباتی پیش از ظهر امروز در همایش کارگاهی قرآنی در این شهرستان با اشاره به ضرورت تدبر در آیات قرآنی، اظهار کرد: پیام قرآنی به دنبال مهارت تفکر است و باید کاری کنیم که دانش‌آموزان هر روز قرآن بخوانند.

وی ادامه داد: قرآن می‌فرماید بپرسید آنچه را نمی‌دانید از اهل ذکر، و باید عزم ملی توسط متولیان قرآنی کشور با توجه به اهداف آموزش عمومی قرآن وجود داشته باشد و از کمی‌نگری بپرهیزیم و به کیفیت‌بخشی قرآن توجه کنیم و آسیب‌ها شناسایی و برطرف شود.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور با تصریح بر اینکه تفکر غلطی است که در کلاس درس از دانش‌آموزانی خواسته شود تعداد صفحات خوانده شده قرآن را بیان کنند، افزود: روخوانی، روان‌خوانی، قرائت و تجوید، آموزش قرآن نیست بلکه مقدمه‌ است و باید خواندن قرآن به رقابت گذاشته‌شود.

وی با بیان اینکه صفر تا صد تقوا در قرآن است، گفت: ابتدا باید خودمان قرآن بخوانیم و بعد دعوت به خواندن قرآن کنیم تا تاثیرگذار باشد و در همه جای قرآن ابتدا از تقوا گفته‌می‌شود بنابراین تعهد خواندن به قرآن در منازل برای دانش‌آموزان باید همراه با تشویق معلم در کلاس‌های درس صورت گیرد.

نباتی به ذکر حدیثی از علی (ع) پرداخت و افزود: علی (ع) می‌فرماید بچه‌ها را در زمان خودشان تربیت کنید، بنابراین باید درست فکر کردن را به دانش‌آموزان آموخت.

وی درباره نحوه تدریس قرآن در کلاس درس گفت: نحوه تدریس پیام قرآنی به این صورت است که پس از روخوانی موضوع مطرح‌شده در پیام قرآنی به صورت پیام مطرح و از دانش‌آموزان دعوت به تفکر شود ضمن اینکه بهتر است این دعوت درباره خود موضوع نباشد بلکه دانش‌آموزان با تفکر به اصل موضوع پی ببرند.

این مسئول آثار خواندن نماز را برای دنیای انسان مهم دانست و اظهار کرد: کسی که به دنبال نماز صبح است، به دنبال کسب روزی حلال می‌رود.

وی سند تحول نظام آموزشی را با وضعیت موجود آموزش کشور در تضاد دانست و تصریح کرد: باید راهکاری در نظر گرفته‌شود و پیشنهاد می‌کنم کرسی‌های نظریه‌پردازی در حوزه آموزش قرآنی برگزار شود زیرا یکی از مشکلات این حوزه نداشتن دیدگاه‌های مشخص علمی است که باید امروزی باشد و اصلاح شده و یادگیری معنادار شود.

نباتی اضافه کرد: نیازسنجی و اولویت نیازها و تمهیدات امکانات و آموزش نیروی انسانی باید به عنوان محور تحول نظام آموزشی در نظر گرفته شود و از هر بخشی طبق ماموریت ذاتی آن انتظار داشته‌باشیم و نباید فعالیت‌های موازی صورت گیرد.

وی با اشاره به اینکه جامعه در ارتباط با انس با قرآن ضعف دارد، گفت: یکی از مشکلات این است که فعالیت‌ مبتنی بر دیدگاه‌های علمی و قابل دفاع نیست بلکه هر بخش از فعالیت‌های ما مبتنی بر نظریه‌های بیگانه است که این مسئله جزو مشکلات اساسی محسوب می‌شود.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور، افزود: نباید در فعالیت‌های قرآنی سلیقه‌ای عمل شود و در این زمینه اختلاف نظر فراوان وجود دارد و روخوانی و روان‌خوانی قرآن مقطعی است که باید سریع از آن گذشت.

وی با بیان اینکه دانش‌آموزان ابتدا باید قرآن را روخوانی و سپس روان‌خوانی کنند، خاطرنشان کرد: معلم خودش قرآن را با هر لهجه‌ای که می‌تواند بخواند ضمن اینکه لهجه با زبان متفاوت است و نباید لهجه با زبان اشتباه گرفته‌شود.

نباتی افزود: قرآن را باید با زبان عربی خواند نه لهجه عربی و این دو نباید اشتباه گرفته‌شود و گویش‌های متفاوت وجود دارد و از دانش‌آموزان می‌خواهیم قرآن را ابتدا صحیح‌خوانی کنند.

وی آموزش ساده‌خوانی قرآن را مورد تأکید معلمان در کلاس درس قرار داد و یادآور شد: در روخوانی به دنبال صحیح‌خوانی هستیم و در روان‌خوانی نیز زیباخوانی و فصیح‌خوانی مورد نظر است.

این مسئول روخوانی قرآن را تجربه دیداری و روان‌خوانی نیز تجربه شنیداری دانست و تصریح کرد: یکی از دلایل اشکال روخوانی دانش‌آموزان اشکال در نحوه آموزش بوده و روش در روخوانی قرآن کلی‌خوانی و تصویرخوانی است.

وی روش شنیداری قرآن را دارای چند مشکل اساسی دانست و یادآور شد: بچه کلاس اول ابتدایی صحبت کردن بلد است اما خواندن نمی‌داند و دانش‌آموز ابتدایی در روش شنیداری تعمیم‌پذیری ندارد زیرا هرجا که شنیداری یاد بگیرد تنها همان را می‌تواند بخواند و قبل و بعد را نمی‌تواند بخواند.

نباتی با اشاره به اینکه در روخوانی قرآن همواره با عبارت جدید سروکار داریم، افزود: در کلاس درس قرآن یک صفحه قرآن نباید بارها و بارها خوانده شود و نباید دانش‌آموزان را خسته کرد بلکه باید دانش‌آموزان خط به خط بخوانند و بگذرند و آیات جدید کار شود.

وی پرهیز از تکرار در جلسات قرآن را مهم دانست و اظهار کرد: مهم خواندن قرآن است و نباید برگشت و آیات تکرار شود که این امر موجب خستگی و کاهش اعتماد به‌نفس می‌شود و نباید تکرار به عقب صورت گیرد.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور، تکرار روخوانی قرآن را موجب کاهش توجه دیداری دانش‌آموزان عنوان کرد و گفت: هر چه آیات جدیدتر بخوانند تمرکز و درست خواندن دانش‌آموزان نیز بیشتر می‌شود اما در روان‌خوانی قرآن تکرار جایز است.

وی ادامه داد: در روان‌خوانی قرآن یادگیری تعمیق داده‌می‌شود و باید از اساتید برجسته و قاری در کلاس درس دعوت شود تا دانش‌آموزان از قرائت باشکوه قرآن از نزدیک آشنا شوند و علاقه بین آنها ایجاد شود.

به گفته نباتی، روخوانی و روان‌خوانی قرآن هر کدام سه مرحله دارد که شامل بخش‌خوانی و شمرده‌خوانی و آموزش قوائد است که دانش‌آموزان بیشتر در حرکات دچار مشکل هستند.

وی نباید رسم‌المصحف به رسم‌الاملا تبدیل شود، خاطرنشان کرد: ضبط‌المصحف تمام علایم و حرکات قرآن به اضافه حرف «ء» است که در ضبط‌المصحف می‌توان مناسب با تسهیل در یادگیری کم و زیاد کرد و رسم‌الاملا شیوه نگارش آموزشی است و نمی‌توان در آموزش آن را تغییر داد.

این مسئول با اشاره به اینکه در روخوانی معلم نباید بخواند و از حرکات کم علامت استفاده می‌شود، گفت: علایم جزو ضبط‌المصحف است و در آموزش قرآن حذف شده زیرا علامات اضافی موجب غلط خواندن می‌شود.

وی تصریح کرد: ما در کشور به نام روخوانی قرآن، روان‌خوانی و قوائد به دانش‌آموزان یاد می‌دهیم که آموزش قرآن را دچار اشکال می‌کند و سازمان تبلیغات آموزش قرآن را به جای مهارت‌محوری به سمت قائده محوری برد و آموزش از دیداری به طرف شنیداری برده شد و معلم مجبور می‌شود خودش بخواند و به جای اینکه به دانش‌آموز خواندن یاد دهد قاعده یاد بدهد.

نباتی بزرگ‌ترین دغدغه معلم را خواندن قرآن توسط تمام دانش‌‌آموزان ذکر کرد و یادآور شد: دانش‌آموزان اگر قرآن را پاراگرافی بخوانند بهتر یاد می‌گیرند و یک بار برای خود و یار دیگر برای گروه و یک بار نیز برای کلاس قرآن بخوانند.

وی بخش‌خوانی و مقایسه غلط با صحیح را از راه‌های رفع اشکال در خواندن قرآن دانست و خاطرنشان کرد: از راه‌های دیگر رفع اشکال در خواندن قرآن، پای تخته نوشتن است.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور قوائد متعدد را موجب سردرگمی دانش‌آموزان دانست و متذکر شد: چندین جلسه زمان می‌برد تا قائده آموزش داده‌شده توسط دانش‌آموز یادگرفته شود.

وی با بیان اینکه آموزش قوائد باید تلگرافی و زیر یک دقیقه در لابه‌لای قرآن انجام شود، یادآور شد: آموزش مفاهیم قرآن نیز باید صورت گیرد و در خواندن قرآن کلمات آشنا را بفهمند و ارتباط برقرار کنند و کلماتی که معنای آن را می‌دانند بگویند و ابتدا از کلمات آغاز کرده و سپس سراغ ترکیب‌ها بروند و بچه‌ها از آموزش مفاهیم لذت می‌برند.

مقاله پژوهشي - آموزشي

« چه چیزی آموزش قرآن نیست؟ »

باورهای غلط در حوزه آموزش قرآن

 بحث ما از یک باور غلط قدیمی شروع شد که البته امروزی‌ها چیزی درباره آن نمی‌دانند و احتمالاً از شنیدن آن فقط می‌خندند تا چند دهه قبل در برخی از نقاط کشور رسم بود افرادی که قاری قرآن بودند پس از قرائت هر سوره کوچک یا یک رکوع از سوره، نفس عمیق می‌کشیدند و سپس داخل مَشک خالی فوت می‌کردند و درش را فوری می‌بستند و باز سوره دیگری را ... تا این که مشک پر از هوا می‌شد. آنگاه به قبرستان می‌رفتند و قرآن فوتی را به صاحبان مرده می‌فروختند. به این ترتیب که سر مشک را روی سنگ قبر قرار می‌دانند و به اندازه مبلغی که دریافت می‌کردند، باد نثار مرده می‌کردند. به این قضیه قرآن فوتی می‌گفتند. این قضیه در عین خنده‌دار بودن، عبرت‌آموز است و این سؤال را مطرح می‌‌کند: آیا آیندگان هم درباره برخی از باورهای ما چنین قضاوتی خواهند داشت؟

آنچه بیان می‌شود از باب « وَ ذَکر، فَـاِنَّ الـذِّکـری تَنـفَـعَ الـمُؤمِـنیـنَ » (ذاریات/55) است؛ لذا امیدوارم اهالی محترم قرآن ضمن خویشتنداری و پرهیز از پیش داوری مطالب را دقیق بخوانند و البته نقد منصفانه و محققانه هم داشته باشند؛ و این که به موضوع این مصاحبه از بعد سلبی نگاه شده، از باب «تُعرَفُ الاشَـیاءَ بِـاَضـدادِها» است تا بدانیم که همیشه تربیت و آموزش، اضافه کردن نیست بلکه کاهش موانع و خلوت کردن حواشی و اصلاح وضعیت موجود آموزش و تربیت هم به تحقق اهداف برنامه کمک مؤثری خواهد داشت.

با وجود هزینه‌های فراوانی که در حوزه فعالیت‌های قرآنی کشور در طول سال‌های متمادی شده و می‌شود(و البته کافی نیست)، فعالیت‌های قرآنی کشور از وقفه علمی و رکود فکری شدیدی رنج می‌برد که دلایل بسیاری بر آن مترتب است. از جمله وجود باورهای غلط فرهنگی به ارث رسیده از گذشته نه چندان دور (چند سده اخیر) این رویه‌ها اگر در گذشته به دلایل فرهنگ و موقعیت‌های اجتماعی آن روزگار تا حدودی نیازهای جامعه دینی را اقناع می‌کرد؛ امروز دیگر به هیچوجه پاسخ‌گوی نیازها و ذائقه‌های جامعه و حتی تشنگان حقیقت نیست.

برخی باورهای غلط در حوزه آموزش و فعالیت‌های قرآنی بدین شرح است:

- آموزش مقدمات زبان عربی و قرآن (روخوانی، روانخوانی و ...) به نام آموزش قرآن (تعلیم کتاب الله)
- آموزش هنرهای قرآنی (تجوید، قرائت، حفظ) به نام آموزش قرآن
- جدا کردن آموزش مهارت‌های قرآنی از معارف قرآنی
- غفلت از مهمترین هدف یعنی «هدایت» به عنوان غرض اصلی نزول قرآن در فعالیت‌های قرآنی
- نگاه تک ساحتی و یکسویه به فعالیت‌های قرآنی (صرفاً خواندن بدون تفکر و عمل و ...)
- نگاه «اخباری» (مغایر با تفکر شیعه علوی) به قرآن در طی 400 سال گذشته
- کم توجهی به «انتظارات قرآن درباره خودش» در برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های قرآنی کلان و خرد
- قهرمان‌پروری محور فعالیت‌های قرآنی حتی در حوزه آموزش عمومی
- نگاه غیردینی به آموزش، پژوهش و فعالیت‌های قرآنی و...
در این میان می‌توان به موارد عدیده‌ای چون:
- برخورد سطحی، شعاری و غیرکارشناسانه با فرمایشات مقام معظم رهبری از سوی مدیران
- نگاه کمی، آماری و مقطعی به فعالیت‌های قرآنی به عنوان معضل مدیریت قرآنی کشور
- اجرای هرساله طرح‌های متعدد قرآنی جدید (و البته به قیمت تعطیلی تدریجی و عدم پیگیری طرح‌های متعدد قرآنی قبلی(
- وجود اختلاف شدید بین مراکز اصلی قرآنی کشور
- وجود فعالیت‌های موازی متعدد در حوزه فعالیت‌های قرآنی کشور
- کم توجهی به آموزش نیروی انسانی به عنوان محور تحول بنیادین
البته توضیح این موارد به مجال دیگری موکول میشود.

اولین قدم؛ پذیرش و اعتراف به وجود نواقص و اشتباهات

امام خمینی(ره) در کتاب «آداب الصلاه» چنین مینویسند: « یکی دیگر از حجب که مانع از استفاده از این صحیفه نورانیه است اعتقاد به آن است که جز آنکه مفسرین نوشته یا  فهمیده‌اند کسی را حق استفاده از قرآن شریف نیست و تفکر و تدبر در آیات شریفه را به تفسیر به رأی که ممنوع است، اشتباه نموده‌اند و به واسطه این رأی فاسد و عقیده باطل، قرآن شریف را از جمیع فنون استفاده عاری کرده و آن را به کلی مهجور کرده‌اند. در صورتی که استفادات اخلاقی و ایمانی و عرفانی به هیچوجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رأی باشد. مثلاً اگر کسی از قول خدای تعالی «الحمد لله رب  العالمین» که حصر جمیع محامد و اختصاص تمامی آن است به حقتعالی؛ استفاده توحید افعالی کند و بگوید از این آیه شریفه استفاده شود که هر کمال و جمال و هر عزت و جلالی که در عالم است، از حقتعالی است و هیچ موجودی را از خود چیزی نیست. این چه مربوط به تفسیر است؟! تا اسمش تفسیر به رأی باشد یا نباشد. ...»

امام راحل در باب مهجوریت قرآن در بلاد اسلامی در همین کتاب در رد تفکر اخباری‌گری چند سده گذشته خاطرنشان می‌کنند: «آیا اگر غالب عمر خود را صرف در تجوید و جهات لغویه و بیانیه و بدیعیه آن کردیم، این کتاب شریف را از مهجوریت بیرون آوردیم؟ آیا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتیم، از ننگ هجران از قرآن خلاصی پیدا کردیم؟ آیا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم کردیم، از شکایت رسول خدا(ص) مستخلص شدیم؟ هیهات! که هیچیک از این امور مورد نظر قرآن و منزل عظیم‌الشان آن نیست.»

سؤال اینجاست اگر امروز که 36 سال از پیروزی شکوهمند نظام جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد چرا هنوز هم تفکر اخباری جای تفکر ناب شیعی بر فعالیت‌های قرآنی حاکم است؟

براساس آیه دوم سوره جمعه، مبنای تفکر ما باید در حوزه آموزش و فعالیتهای قرآنی، خود قرآن باشد؛ یعنی از قرآن درآمده باشد؛ این آیه به خوبی سیر تعالی آموزشها و فعالیتهای قرآنی کشور را ترسیم می‌کند: « هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمّیینَ رَسولًا مِنهُم، یتلو عَلَیهِم آیاتِهی وَ یزَکیهِم وَ یعَلِّمُهُمُ الکتابَ وَ الحِکمَةَ، »....

با عنایت به این آیه، آیا جدا دانستن تعلیم از تربیت (آموزش از پرورش) تفکر سکولار نیست؟ آیا  طبق این آیه تلاوت قرآن نباید اثربخش و معنادار باشد (تزکیه)؟ آیا حکمت - که به تعبیر امیرالمؤمنین(ع): «گمشده مؤمن است» نباید مورد هدف باشد؟

نادیده گرفتن هدف «هدایت» به عنوان نخ تسبیح همه برنامه‌ها و فعالیتهای قرآنی،  خطای استراتژیک در حوزه آموزش و فعالیتهای قرآنی است البته عدهای خواهند گفت این از پیامدهای فعالیتهای قرآنی است. ضمن تأیید کلی این مطلب سؤالی مطرح میشود و آن این است که؛ آیا این کار - یعنی واگذاردن هدف «هدایت» به خود شخص و پیامد آموزش کافی است؟ و یا باید از ابتدا برای آن برنامه مشخص و مدون هم داشته باشیم؟

تلاوت (قرائت): خواندن همراه با فهم و تفکر

در محافل و مجالس و همایشها، قاریان و حافظان، قرآن را به صورت ترتیل و تحقیق می‌خوانند و دیگرآنهم فقط گوش می‌دهند و اعم اغلب هم چیزی نمیفهمند؛ و بعد نامش را می‌گذاریم «قرائت قرآن»؟! درحالی که اگر به مفهوم تلاوت در تفاسیر معتبر نگاه کنیم خواهیم دید که برای آنکه تلاوت ما کامل شود چه مقدار فاصله داریم.

همین تفکر - یعنی جدا کردن آموزش مهارتهای قرآنی از هدایت و معارف قرآنی، موجب میشود که موضوع انس مستمر فرد با قرآن در اعم اغلب افراد شکلگیری نمیشود؛ و در نتیجه از عواقب تأسفبار و دردناک آن این است که آموزش روخوانی قرآن از پیشدبستانی تا دانشگاه ادامه مییابد ولی افسوس ...

امام خمینی(ره) در معرفی قرآن، تعبیر زیبایی دارند که میتواند مبنای تعلیم کتاب الله باشد: «قرآن کتاب الهی است و در آن شئون الهیت است؛ قرآن حبل متصل بین خالق و مخلوق است و به وسیله تعلیمات آن باید رابطه معنویه و ارتباط غیبی بین بندگان خدا و مربی آنها پیدا شود; از قرآن باید علوم الهیه و معارف لدنیه حاصل شود. رسول خدا(ص) به حسب روایت کافی شریف فرموده: انّما العلم ثلاثة: آیة محکمة و فریضة عادلة و سنة قائمة»

آموزش؛ اگر پیش برنده نباشد، واژگون کننده است

آموزش مکرر تعداد حروف و حرکت و نمادهای خط قرآن و قواعد آن در مقاطع مختلف به مخاطبان از دیگر باورهای غلط در آموزش قرآن است چرا که مسیر تکراری، حس پیشرفت را می‌گیرد و هر یادگیری، محکوم به غرق شدن است؛ مگر آنکه بین آنها پل زده شود. به عنوان مثال؛ بچهها دسته کم یکبار روخوانی و روانخوانی را در مدرسه یاد گرفتهاند، پس دیگر نباید مطالب برای آنها تکرار شود و حتی به غیر از آموزش و پرورش که مسئول اصلی آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن به تمامی دانشآموزان کشور است، نباید هیچ ارگان و مؤسسه قرآنی دیگری به این موضوع به صورت رسمی بپردازد. تا این که آموزشوپرورش هم به وظیفه خود عمل کند؛ و به بهانه وجود مؤسسات و ارگانهای موازی در این زمینه، از وظیفه خود شانه خالی نکند؛ و هر دستگاهی باید به مأموریت ذاتی و وظیفه خود عمل کند.

معلمان قرآن در امر تدریس به صلاحیتهای حرفهای فراوانی نیاز دارند که علاوه بر دانش مفهومی، دانش روشی آنها را هم تأمین کند. استفاده از فناوریهای روز نیازمند دقت کافی است تا در کنار استفاده صحیح، آسیبهای آن را به حداقل برسانند؛ زیرا سیستمها اگر قابلیت تطابق با یادگیرنده را نداشته باشند، مخرب فرایند آموزش معلم و نیز یادگیری دانشآموز خواهند بود.

به نام روخوانی به کام روانخوانی/ به نام روخوانی به کام آموزش قواعد روخوانی

دلیل طولانی شدن آموزش روخوانی از پیش‌دبستانی تا دانشگاه، غیرعلمی بودن آموزش خواندن است؛ زیرا آموزش روخوانی که یک مهارت دیداری است با استفاده از روشهای شنیداری نه تنها محقق نمیشود بلکه فرد را دچار ناتوانی مزمن کلی‌خوانی میکند که اغلب تا آخر عمر همراه اوست؛ و گذشت زمان هم سن یادگیری مهارت دیداری خواندن را از فرد سلب میکند و ازاین رو ناتوانی روخوانی به عنوان یک چالش جدی در کشور لاینحل می‌ماند. راهکار اصلی در آموزش صحیح روخوانی آن هم در دوره ابتدایی (کلاس اول تا سوم ابتدایی) است.

تفکر، پشتوانه عمل

تبدیل افراد به یک رایانه گوشتی به نام حافظ قرآن بدون توجه به ابعاد تربیتی و هدایتی نگاهی نیست که اسلام عزیز به دنبال آن است. تربیت 10 میلیون حافظ قرآن بدون پشتوانه تفکر، کاری نافرجام است. از باورهای غلط این است که اگر پول باشد و یک «طرح ملی قرآنی» میتوان همه کشور را حافظ قرآن کرد؛ مانند کشور لیبی که از هفت میلیون نفر جمعیت آن، حدود شش میلیون حافظ قرآن دارد.

هر ساله دهها طرح ملی متولد و به همین اندازه، دهها طرح ملی قبلی تعطیل میشود. غافل از این که اصل بر سیاست تمرکززدایی است؛ زیرا طرحهای ملی بودجههای کلان را میبلعند و در عوض رقبای ضعیف را از بین میبرند و چیزی جز کشتن استعدادها و انگیزهها و ایجاد انتظارات بی پاسخ به ارمغان ندارند.

در واقع این از باورهای غلط است که همیشه خواستهایم یک شبه به همه اهداف آرمانی برسیم. در حالی که برای برنامهریزی و مشاوره هزینه نمیکنیم، زیرساختها را آماده نمی‌کنیم، فرهنگ جامعه را در پذیرش و مشارکت در آن در نظر نمیگیریم، نتیجه آنکه پس از گذشت چندین دهه در بسیاری از موارد هنوز در آغاز راه هستیم و نتایج جالب و قابل لمس دیده نمیشود. در کشور فرصتهای عظیمی است که بدون توجه و استفاده رها شده است، در حالی که با مطالعه دقیق و کمی حمایت و توجه میتوان جهشی عظیم و ماندگار در فعالیتهای قرآنی کشور ایجاد کرد.

راهکار اساسی

باید عقلای تعلیم و تربیت دینی و علمای یادگیری و کارشناسان قرآنی در مجامع علمی مشترک بنشینند و آیات و فرازهای شریف قرآن کریم را «بر اساس نیاز هر گروه سنی» دستهبندی کنند و فرازهایی را که برای مخاطبان خاص، «معنادار» است. (یعنی مبتنی بر نیازهای امروزی هر گروه سنی است) احصاء و اولویتبندی کنند و آنگاه برای آموزش این فرازها، آیات و سور، ظرفیت مورد نظر را هم از حیث طراحی محتوا و هم روش آموزش، تولید و تدوین کنند. در حال حاضر بر خلاف چنین رویهای عمل میشود؛ و طبیعی است که نتیجه ایده‌آلی عاید نخواهد شد.

پرهیز از نگاه تک ساحتی به قرآن

عدم موفقیت برخی از برنامهها و آموزشها در اثر پافشاری در حفظ این باورها از یک سو و وجود نگاه تکبعدی (فارغ از فهم و تدبر و هدایت) از سوی دیگر از دیگر باورهای غلط در آموزش قرآن است؛ با توجه به ضرورت اصلاح رویههای موجود امید است در اسرع وقت در این باره تجدیدنظر لازم صورت گیرد، چرا که اگر قرآن کریم را صرفاً یک کتاب مقدس بدانیم و صرفاً برای کسب ثواب آن را بخوانیم، در واقع قرآن را از جایگاه اصلی آن یعنی هدایت، به کسب ثواب تقلیل دادهایم؛ و این ظلم به قرآن کریم است.

قرآن، کتابی برای همه فصول

بخش مهمی از کارکرد قرآن کریم در جامعه امروز، نسبت به صدر اسلام و زمان اهلبیت(ع) تغییر کرده است؛ شواهد نشان میدهد که از همان ابتدای آموزش خواندن، به جای پرداختن به آموزش عمومی قرآن یعنی استفاده از قرآن کریم به عنوان کتاب زندگی، سوگیری ما به سمت پرداختن به تربیت قاری و حافظ قرآن کریم؛ یعنی قهرمانپروری است. قرائت و حفظی که باید به عنوان هدف آلی (ابزاری) باشد، به هدف غایی و آرمانی تبدیلشده است؛ و این هم از باورهای غلط است. نظریه «هوشهای یادگیری» (هوارد گاردنر) ثابت میکند که هدف قهرمانپروری در حد خود میتواند موفق باشد؛ اما قابلیت تعمیمپذیری ندارد و به عبارت دیگر قهرمانان همیشه در فکر شکست دیگران هستند. تجربه جمهوری اسلامی نشان می‌دهد نگاه تک ساحتی به فعالیتهای قرآنی، مدال های رنگارنگ قهرمانی جهانی را برای متسابقین قرآنی به ارمغان داشته اما آیا در کنار این رویشها هرگز به ریزشها و علل آن توجه کردهایم؟

توجه به مطالبات قرآن درباره خودش

آیات متعددی در قرآن وجود دارد که به انتظار قرآن از مردم درباره قرآن کریم اشاره دارد، این انتظارات و مطالبات باید مورد نظر برنامهریزان و معلمان قرآن باشد؛ مانند تلاوت و قرائت، تفکر و تدبر، عمل، آموزش، رعایت آداب تلاوت، حفظ، تأثیرپذیری و... در مورد این مطالبات که در قالب اهداف آموزش عمومی قرآن کشور هم به تصویب رسیده و ارائهشده است؛ اولاً باید از نگاه تکبعدی پرهیز کرد و ثانیاً باید مبانی و مبادی این اهداف مشخص شود.

پرهیز از نگاه تربیتی غرب به فعالیتهای قرآنی

با توجه به هجمه فرهنگی و رسانه‌ای غرب و تعبیر مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «ما در حال گذر از یک پیچ تاریخی هستیم»، ما نیاز داریم این پیچ تاریخی را به سلامت و با بصیرت طی کنیم، اما متأسفانه در چند دهه اخیر و در فعالیتهای قرآنی، به صورت خواسته یا ناخواسته دچار یک عقب‌ماندگی تاریخی هستیم؛ علت این عقب‌ماندگی را نیز میتوان در تقلید از سیستم‌های نادرست آموزشی و تربیتی غرب دانست که در اثر بی‌توجهی به موضوعاتی چون «فطرت»، «حکمت», «معرفت» و ارزشهای انسانی که همه منبعث از قرآن است، دانست.

در واقع ما به جای آنکه با مطالعه دقیق دستاوردهای علمی بشر در حوزه تعلیم و تربیت، از آن استفاده سنجیدهای داشته باشیم و به تعبیر صحیح‌تر آنها را بومی‌سازی کنیم، مغلوب فرهنگ غرب شده و چشم وگوش بسته آن را پذیرفته‌ایم چه بسا ما در فعالیتهای قرآنی هم از چنین دیدگاه‌هایی بهره میجوییم. حاصل چنین روی‌های، بروز تضادهای تربیتی در جامعه، به خصوص در میان قشر جوان و به ویژه تحصیل کرده است.

طبق حدیث مشهور پیامبر اعظم(ص) که میفرمایند، «هنگامی که فتنه‌های زمانه شما را در برگرفت، بر شما باد که مانند پارههای شب تار به قرآن کریم مراجعه و از آن کمک بگیرید.» باید از قرآن استعانت بجوییم؛ اما آیا امروز آموزشها و فعالیتهای قرآنی کشور، توان چنین کمکی را به دین خدا دارد؟!

علت اینکه آموزش‌ها و فعالیت‌های قرآنی در بین عموم مردم جامعه کمتر مورد استقبال و توجه قرار می‌گیرد را باید در روش‌شناسی و مهارت معلم جست‌وجو کرد و البته مقداری هم به سبک مدیریت خسته و ناکارآمد جامعه مرتبط است. به همین علت باید «تربیت» به عنوان محور برنامهریزی و هدف نویسی مورد توجه فعالیتهای قرآنی قرار گیرد.

ثواب؛ محرک است، نه پاسخ

طبق نظریه «محرک و پاسخ» که برخی دانشمندان حوزه روانشناسی یادگیری، از آن به عنوان شرطیسازی در حوزه آموزش یاد میکنند (مانند اسکینرو پاولف) اگر بخواهیم علاقه و انگیزه فرد را نسبت به یادگیری تقویت کنیم، لازم است، از تقویت استفاده شود. پس جایزه به عنوان تقویت و نتیجه عمل به عنوان پاسخ است. این نظریه که کاربردهای فراوانی در آموزش و یادگیری دارد، در واقع اولین بار در ادیان الهی مانند؛ اسلام مطرح شده است. «ثواب» همان محرک است و عمل صالح، پاسخ؛ اما متأسفانه به دلیل استحاله فرهنگی در جوامع اسلامی به این قاعده برعکس عمل میشود و به یک باور غلط تبدیل شده است.

برای روشن شدن موضوع مثالی میزنم. شما برای این که فرزندتان نماز (پاسخ) بخواند به او جایزه (محرک) میدهید تا تشویق شود، این خیلی عالی است؛ اما اگر این کار را آن قدر تکرار کنید تا این که جایزه به هدف تبدیل شود، آنگاه فرزند شما شرطی میشود یعنی او نماز میخواند تا جایزه بگیرد و این یعنی نوعی انحراف و خطر برای بروز انحطاط در عرصه تربیت دینی جامعه،

یکی دیگر از باورهای غلط جامعه دینی ما نگاه کمی به جای نگاه کیفی به مسائل اعتقادی است، یعنی برای کسب ثواب بیشتر و این یعنی محدود کردن دین به عنوان یک امر اخروی؛ از شما خواننده محترم می‌پرسم آیا کیفیت خواندن و بهرهمندی شما از قرآن نسبت به مثلاً 10 سال قبل بهتر شده و یا ثابت است؟ اگر جامعه ما نسبت به سالهای قبل پیشرفت محسوس و قابل قبولی را نشان میدهد معلوم است که در سیر کمال طی طریق میکنیم و الا خی، تقلیل ارزشهای دینی مانند انس با قرآن کریم و ائمه معصومین(ع)، نماز و روزه و ... در حد ثواب نمی‌تواند نقش مؤثری در اصلاح الگوی زیستی ما داشته باشد. در مقابل این باور غلط، نگاه حکیمانه مقام معظم رهبری در طرح الگوی سبک زندگی اسلامی مطرح میشود؛ یقیناً تحقق چنین امری در بازگشت دوباره به قرآن کریم و معارف اهلبیت(ع) است.

اصلاح در رویکردهای آموزشی

رویکردهای آموزشی کنونی باید اصلاح شود؛ «رویکرد» چتر حاکم بر برنامههای درسی و آموزشی اعم از اهداف، محتوا، روش آموزش، ارزشیابی و ... است. یکی از باورهای غلط در حوزه آموزش قرآن، اتخاذ رویکرد آموزش روخوانی و روانخوانی کل قرآن در (مثلاً) 20 جلسه است، این رویکرد که در تمامی آموزشهای قرآن کشور مطرح میشود، از نظر منطق برنامه و هدف نویسی «نه ضرورت» دارد و «نه امکان» اما به دلیل موروثی بودنش همیشه مطرح است.

حاضر نیستیم این منطق ساده را که اگر نیمی از کلاس درس نتوانستند مطالب درس را بیاموزند قطعاً و قاعدتاً معلم باید در روش آموزش و تدریس تجدیدنظر کند را بپذیرم. چرا؟ این ناشی از تصدیق بلاتصور و تعصبات سیستم مدیریت قرآنی کشور است که کاری به محتوا و نتایج آموزش ندارد. سالانه اعتبارات زیادی در زمینه فعالیتهای قرآنی هزینه می‌شود اما آیا بررسی شده است که اهزینه و برونداد آن تا چه حد باهم تناسب و سازگاری دارد؟

ازآنجا که خواندن و فهمیدن دو روی یک سکه هستند و این از باورهای غلط است که این دو را از هم جدا میدانیم. مهمترین کاری که در زمینه آموزش قرآن باید صورت پذیرد این است که در برنامهریزیها در کنار توجه به جنبه آموزش مهارتهای خواندن مانند؛ قرائت و حفظ، موضوع «تربیت» به عنوان محور برنامهریزی و هدف نویسی مورد توجه قرار گیرد.

نگاه فرهنگی به آموزش و فعالیتهای قرآنی

همواره ناتوانی مردم در خواندن قرآن کریم را صرفاً به آموزش و روشهای یاددهی – یادگیری آن نسبت میدهیم، غافل از این که اغلب مردم ما در دوران مدرسه با روخوانی قرآن آشنا شده و دوره دیدهاند. پس لزومی به تکرار آموزش ندارند. در حقیقت هزینه حتی یک ریال برای آموزش روخوانی قرآن هم اسراف بیت المال است؛ زیرا مشکل اصلاً در اینجا نیست بلکه این مشکل یک مشکل فرهنگی است یعنی نخواندن قرآن یعنی عدم انس با قرآن؛ و این مشکل با آموزش حل نمیشود؛ این مشکل ریشه در کمتوجهی مؤسسات و معلمان و متولیان قرآن به موضوع فرهنگی انس دائمی با قرآن دارد. در این زمینه چقدر کار کرده‌ایم؟ شاید تنها برنامه مؤثر در این زمینه «طرح تلاوت نور مساجد» باشد و نیز تلاوت روزانه قرآن کریم در ماه مبارک رمضان (که البته با توجه به مسائلی که گفته شد به دلیل تک ساحتی بودن هریک از آنها، توفیق آنها نیز در سایر زمانها چندان مشهود نیست).

یا مدیریت یا کارشناسی!

همه مدیران قرآنی کشور دلسوز، عزیز و محترم هستند اما این دلسوزی کافی نیست؛ مدیریت یعنی اول مشورت و سپس تصمیم؛ حقیقت آن است که باید برای کارشناسی هزینه کنند. جوهره مدیریت در کشور ما براساس محافظه‌کاری است از این رو ایشان حتی اگر کارشناس هم باشند نباید نظر خود را مبنای عمل قرار دهند بلکه بهتر است حتماً از نظر چند کارشناس بهره گیرند؛ هرچه در امر کارشناسی وقت گذاشته شود هزینه و وقت کم‌تری صرف شده و نتیجه بهتری گرفته می‌شود.

استحاله خطری است در کمین طرح و برنامه‌های قرآنی، به عبارت دیگر وضعیت موجود زمانی به سوی وضعیت مطلوب پیش خواهد رفت که مدیران، به همه ابعاد مدیریت خود توجه کنند برنامه‌ریزی، اجرا و ارزیابی سه مؤلفه اصلی مدیریت است که جز با مراقب و حمایت به نتیجه نمی‌رسد.

خانواده؛ مسئول اصلی آموزش قرآن

آموزش و پرورش و موسسات و ارگان‌های قرآنی به عنوان معین و یاور خانواده باید فعالیت کنند، نباید فعالیت‌های قرآنی بر دوش موسسات و معلمان سنگینی کند و خانواده‌ها از آن شانه خالی کنند. بی‌تردید یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها از سوی والدین است که نسبت به مشارکت عملی در این زمینه به بازی گرفته نمی‌شوند؛ باید این باور غلط اصلاح شود که با بودن نظام اسلامی خانواده‌ها تکلیف تربیت را متوجه مدرسه و جامعه کنند از این رو در وهله اول نهاد خانواده باید هم‌پای معلم در فعالیت‌ها مشارکت کند و در وهله دوم این امر نیازمند آموزش و فرهنگ‌سازی است.

سخن پایانی اینکه اگر این مصاحبه توانسته باشد فقط تلنگری در ذهن و فکر خوانندگان بزند به نظرم همه ما نزد خدا مأجوریم، امید که صاحبان اندیشه این مصاحبه را بدون هیچ ملاحظه‌ای نقد کنند، البته نقد عالمانه و منصفانه.

مصاحبه درباره كتاب گنجينه ي نور جلد اول - خبرگزاري قرآني ايكنا

شنبه 16 خرداد 1394 08:54 شماره خبر : 3310500

« آنچه باید از قرآن حفظ باشیم» را بخوانید

گروه فعالیت‌های قرآنی: جلد اول مجموعه «گنجینه نور» تألیف رضا نباتی به آنچه که باید از قرآن حفظ باشیم، می‌پردازد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، جلد اول کتاب «گنجینه نور» تألیف رضا نباتی در شمارگان سه هزار نسخه به منظور حفظ 313 پیام قرآنی ویژه دانش‌آموزان پایه‌های اول تا ششم ابتدایی، فرهنگیان و اولیای دانش‌آموزان توسط انتشارات ندای آسمان به چاپ رسیده است. مؤلف در این کتاب به آنچه باید از قرآن حفظ باشیم، می‌پردازد.

به بهانه انتشار این کتاب، گفت‌وگویی با رضا نباتی، مؤلف «گنجینه نور» داشته‌ایم که در زیر می‌خوانید:
هدف شما از تألیف کتاب گنجینه نور چه بود؟
دریای بی‌کران قرآن کریم و سخنان معصومین(ع) فرصتی است تا بر قایق اندیشه سوار و در جست و جوی حقیقت ناب و زلال هستی روان شد و در این دو روزه عمر به قول شاعر؛
آب دریا را اگر نتوان کشید
پس به قدر تشنگی باید چشید
سال‌هاست این اندیشه تلخ که «چرا بهره مردمان این سرزمین نجیب و مسلمان از گنجینه‌های گهربار این دریای وسیع و عمیق، اندک و ناچیز است؟» همراه من بوده است و تلاش کرده‌ام تا جایی که ممکن است از روزنه‌هایی که به سوی نور معرفت گشوده شده، راهی به سوی حقیقت پیدا کنم و عاقبت راه را در استفاده مستقیم و بی‌واسطه از قرآن و احادیث شریف یافتم.
خداوند را شاکرم که توفیق آماده‌سازی دو جلد کتاب گنجینه نور را نصیب من کرد تا پس از سال‌ها آرزو، تلاش، تجربه، مساعدت و راهنمایی اساتید، خدمتی هرچند کوچک ولی مؤثر رقم زده شود؛ گرچه شیوه و محتوای این کتاب‌ها به تدریج با کمک خوانندگان بهتر و کامل‌تر خواهد شد.
درباره دلایل و مسائلی که منجر به تالیف این کتاب شد، توضیح دهید؟%c2%ab%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85%c2%bb-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af
کتاب گنجینه نور نتیجه چند سال بحث و بررسی و کارشناسی است که در عین سادگی می‌تواند یک بیانیه در ضرورت و چگونگی تحول بنیادین آموزش عمومی قرآن کشور به شمار آید و می‌توان گفت این کتاب بخش عمده‌ای از اصول، مبانی و اهدافی را که در ادامه خواهد آمد را تأمین کرده است. سایر اهداف در جلد سوم که شامل مشاهیر آیات و روایات براساس طبقه‌بندی فرازهای نامدار قرآنی و روایی خواهد بود، حاصل می‌شود.
چه مبانی و اصولی در تألیف این کتاب (جلد اول و دوم) به عنوان راهبرد و جهت اصلی حرکت مد نظر بوده است؟
1ـ کودکان باید معارف دینی و اعتقادی خود را به طور مستقیم از قرآن و سنت (‌روایات صحیح) دریافت کنند.
2ـ دو حوزه آموزش قرآن و آموزش معارف قرآن به صورت درهم تنیده و توأم ارائه شود و نه دو حوزه کاملاً جدا و دور از هم،
3ـ آموزش قرآن و حدیث باید برای مخاطبان و به ویژه کودکان معنادار باشد؛ یعنی با نیازهای روزمره آنان ارتباط مستقیم داشته باشد.
4ـ قبل از هر کاری باید آیات شریف قرآن کریم متناسب با نیاز، درک و فهم و علایق دانش‌آموزان طبقه‌بندی شود و سپس برای آموزش هر بخش به طراحی محتوا و روش اقدام کرد. در حال حاضر این رویه معکوس است.
5ـ به «فرهنگ آموزش قرآن» به جای پرداختن به آموزش مقدمات بی‌ روح به نام آموزش قرآن توجه شود. (عمل شرط آموزش)
6ـ اولویت «تعلیم کتاب‌الله» باشد و نه آموزش مقدماتی چون روخوانی، روان‌خوانی، تجوید، قرائت و حفظ و... به نام آموزش قرآن،
7ـ آموزش مقدمات یادگیری قرآن (از روخوانی تا حفظ و مفاهیم) باید در خدمت «تعلیم کتاب‌الله» باشد.
8ـ فرهنگ انس مستمر و روزانه آحاد مردم با قرآن کریم به عنوان مهم‌ترین هدف گمشده در آموزش قرآن کشور و کلید حل مشکلات فرهنگی کشور احیا شود.
9ـ آموزش‌های عمومی مستقل از آموزش‌های تخصصی قرآن ارائه و برنامه‌ریزی شود و نه این که آموزش عمومی مقدمه آموزش‌های تخصصی قرآن قرار گیرد.
10ـ عناوین و سرفصل‌ها در محتوای آموزش‌های عمومی قرآن باید جامع و درهم تنیده شود؛ مانند ارتباط آموزش خواندن با آموزش مفاهیم قرآن،%c2%ab%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85%c2%bb-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af
11ـ آموزش‌هایی مانند تجوید و حفظ و قرائت نیز می‌تواند در دو بخش عمومی و تخصصی تعریف، برنامه‌ریزی و اجرا شود. مانند حفظ نسبی و تجوید عمومی،
12ـ آموزش مهارت تفکر در آموزش عمومی قرآن(به عنوان حلقه مفقوده در ایجاد علاقه و انگیزه درونی مخاطبان) در اولویت آموزش قرار گیرد.
13ـ آموزش مفاهیم (درک معنا) با آموزش قرائت در هم تنیده ارائه شود، نه دو بخش مستقل از یکدیگر،
14ـ ترجمه‌خوانی و استفاده از ترجمه‌های رایج در فهم قرآن به عنوان مقدمه‌ای برای آموزش مفاهیم قرآن کریم (‌به شکل اصولی و روش‌مند) مورد توجه قرار گیرد.
موارد چهارده‌گانه فوق را می‌توان به عنوان اصول پیشنهادی حاکم بر برنامه و اهداف آموزش عمومی قرآن در کشور قلمداد کرد. شاید بیان این تذکر در این بخش لازم باشد که طبق مصوبه منشور توسعه فرهنگ قرآنی کشور، اهداف آموزش عمومی قرآن در مبانی، اصول و روش‌ها و نیز طراحی محتوا باید از حوزه آموزش‌های تخصصی جدا شود. به طور قطع اکتفا به ابلاغ این اهداف بدون تعیین اصول و چارچوب‌های لازم، اثر‌بخش نخواهد بود، بلکه به تدریج علیه خودش به کار خواهد رفت.
در تألیف این کتاب به چه اهداف و موضوعاتی توجه داشته‌اید؟
این اثر که در راستای ترویج فرهنگ ناب و انسان‌ساز قرآن کریم و معارف اهل بیت(ع) و نیز در پاسخ به منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی و تحقق اهداف آموزش عمومی قرآن کریم کشور، تألیف و شده است بر آن است تا به بهانه پرداختن به حفظ موضوعی پیام‌های قرآنی و روایات شریف ائمه معصومی(ع) چند هدف ارزشمند زیر را نیز دنبال کند:
1ـ محتوای ارائه شده برای مخاطبان معنا‌دار باشد. (با نیاز روزمره و علایق دانش‌آموزان ارتباط تنگاتنگ داشته باشد.)
2ـ سطح مورد انتظار و نیز روش آموزش پیشنهادی برای همه دانش‌آموزان قابل حصول و لذت‌بخش باشد.
3ـ پیام‌های قرآنی و احادیث نورانی در کنار آموزش کتاب‌های درسی دینی و قرآن به عنوان فعالیت‌های مکمل ارائه شود.
4ـ به بهانه حفظ موضوعی این پیام‌های قرآنی و احادیث نورانی، زمینه مناسبی برای آموزش مهارت تفکر که مقدمه عمل صالح است فراهم شود.
4ـ احادیث و موضوعات انتخاب شده عمدتاً برگرفته از بخش «شعارهای هفته» کتاب‌های درسی پایه‌های ابتدایی، راهنمایی و متوسطه دهه‌های قبل و از سایر کتب، منابع و سایت‌های مرتبط با معارف اهل بیت(ع) است.%c2%ab%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85%c2%bb-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af
ارتباط این کتاب با منویات مقام معظم رهبری درباره حفظ و مفاهیم قرآن چیست؟
از اهداف این دو کتاب که می‌تواند تا حدود زیادی به مطالبات و منویات مقام معظم رهبری پاسخ دهد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1ـ توجه به ترویج فرهنگ و معارف قرآن کریم و اهل بیت(ع) برای تحقق سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی در کشور،
2ـ تقویت مهارت‌های پایه‌ای خواندن، فهمیدن، تدبر، تفکر و انس مستمر با قرآن و احادیث اهل بیت(ع)،
3ـ حفظ اجمالی احادیث مشهور و مناسب با نیاز دانش‌آموزان در هر پایه تحصیلی در کنار حفظ قرآن کریم، با تقویت انگیزه مخاطبان در اثر کسب تجربه موفق،

4، زمینه‌سازی تحقق اهداف آموزش عمومی قرآن کریم در خانه و مدرسه با بهره‌گیری از شیوه‌های آسان و همگانی،
5ـ در اختیار قرار دادن گنجینه‌ای از پیام‌های قرآنی و احادیث نورانی برای استفاده اقشار مختلف از جمله؛ معلمان، دانش آموزان، اولیا و کارشناسان و پژوهشگران قرآنی در طرح و برنامه‌های متنوع،

از ویژگی‌های فیزیکی و محتوایی این دو کتاب به چه مواردی می‌توان اشاره کرد؟%c2%ab%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85%c2%bb-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af
1ـ با توجه به چهار رنگ بودن کتاب، روایات به شکل آموزشی و منطبق با رسم‌الخط و شیوه علامت‌گذاری کتاب‌های درسی تنظیم و ارائه شده است.
2ـ در انتخاب آیات و احادیث، به شهرت، سادگی، کوتاهی و روانی عبارات و نیز قابلیت طرح برای بحث و گفت‌وگو در کلاس درس توجه شده است.
3ـ در کنار انتخاب موضوعات متنوع به عناوین نماز، انس روزانه با قرآن، علم‌آموزی، ظلم‌ستیزی، احترام به والدین و مسائل اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی تأکید بیشتری شده است.

4ـ به تدریجی بودن روش آموزش از ساده به مشکل و در قالب هفت سطح با هدف آموزش مهارت فهم آیات و روایات با بهره‌گیری از روش ترجمه و کشیدن خط زیر کلمات ساده و پرکاربرد توجه و تأکید شده است.
5ـ در انتخاب آیات و احادیث و ترجمه آنها، توانایی مخاطبان در خواندن، فهم و تدبّر اولیه و هم‌چنین نیازها، علایق و انگیزه آنها توجه شود؛ لذا معلمان و اولیای دانش‌آموزان در مقام آموزش، هم به موضوع پیام و حدیث و هم به ترجمه آن دقت کرده و در همین حد نیز از مخاطب انتظار شرح و توضیح داشته باشید.

انتظار شما از جامعه بویژه معلمان و مدارس چیست؟
انتظار این است که مدیران مدارس و معلمان علاقه‌مند با پرداختن به آموزش تدریجی این پیام‌های قرآنی و احادیث نورانی در فرصت‌های کوتاه و مناسب مدرسه و کلاس درس، ضمن تشویق دانش‌آموزان به حفظ نسبی آنها، زمینه انس عملی آنان با قرآن کریم و معارف اهل بیت(ع) را فراهم آورند.

مصاحبه با خبرگزاري فارس

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس مطرح کرد

چرا صدای زنگ قرآن مدارس شنیده نمی‌شود

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن با بیان اینکه چرا صدای زنگ قرآن مدارس شنیده نمی‌شود، گفت: با وجود اینکه در آموزش و پرورش هزینه‌های زیادی به نام قرآن برای برنامه‌های قرآنی می‌شود، اما این هزینه‌ها کمکی به ارتقای اهداف برنامه درسی نمی‌کند.

رضا نباتی مؤلف کتاب‌های درسی آموزش قرآن دوره ابتدایی در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش و پرورشخبرگزاری فارس در خصوص تغییرات کتاب‌های قرآن اظهار داشت: کتاب‌های درسی، دو،‌ سه سالی است که تغییر کرده‌اند اما درس قرآن پایه‌های چهارم تا ششم ابتدایی تغییری نداشته‌اند؛ بنابراین در پایه پنجم امسال تغییری نخواهیم داشت.

وی در پاسخ به این پرسش که «چه کنیم تا اشتیاق دانش‌آموزان به قرآن بیشتر شود؟»، افزود: چند مسئله وجود دارد، یک بخش آن به برنامه‌ریزان، معلمان و مجریان و نیز اولیای دانش‌آموزان برمی‌گردد، اشکال اساسی به نظر من مربوط به حوزه برنامه‌ریزی و اجراست که در این قسمت دچار یکسری باورهای غلط در جامعه هستیم.

نباتی ادامه داد: یک سری به عدم درک درست و کامل معلمان و مدارس از برنامه درسی مربوط می‌شود؛ می‌‌توانم بگویم با وجود اینکه در آموزش و پرورش، هزینه‌های زیادی به نام قرآن برای برنامه‌های قرآنی می‌شود، اما این هزینه‌ها کمکی به ارتقای اهداف برنامه درسی نمی‌کند.

* بسیاری از فعالیت‌های قرآنی  که به نام آموزش قرآن در کشور انجام می‌گیرد در واقع آموزش قرآن نیست

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی افزود: در واقع هدررفت اعتبارات و نیز اتلاف وقت و انرژی نیروی انسانی به خاطر آن است که این فعالیت‌ها در راستای وظیفه و مأموریت ذاتی آموزش و پرورش و مصوبات شورای عالی نیست؛ به عنوان نمونه در این سال‌ها بودجه نیم‌درصدی آموزش عمومی قرآن کشور که مصوب شورای توسعه فرهنگ قرآنی است، اعتبارات چند صد میلیاردی را سالیانه در اختیار وزارت آموزش و پرورش به عنوان مسئول آموزش عمومی قرآن قرار می‌دهد، اما این اعتبارات در راستای وظایف سازمانی و مأموریت ذاتی وزارت آموزش و پرورش هزینه نمی‌شود.

نباتی یادآور شد: می‌توان گفت اغلب باورهایی که درباره آموزش قرآن در کشور وجود دارد، اشتباه است و عدم موفقیت برنامه‌ها و آموزش‌ها در اثر پافشاری درحفظ این باورهاست، در این باره ضرورت دارد در اسرع وقت تجدید نظر لازم صورت پذیرد، برای نمونه می‌توان به جدا بودن حوزه آموزش مهارت‌های قرآن از معارف قرآن اشاره کرد که این یک خطای استراتژیک در آموزش قرآن کشور است.

وی اضافه کرد: ما مهارت‌های قرآن مانند روخوانی، روان خوانی و تجوید را یاد می‌دهیم و نام آموزش قرآن را روی آن می‌گذاریم، اما آن چیزی که قرآن به خاطرش نازل شده است یعنی هدایت مورد توجه قرار نمی گیرد و اتفاق نمی‌افتد؛ بسیاری از فعالیت‌های قرآنی  که به نام آموزش قرآن در کشور انجام می‌گیرد در واقع آموزش قرآن نیست.

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی گفت: این فعالیت‌هایی از نوع مقدمات آموزش عربی است مانند (روخوانی قرآن)، و یا مباحث هنری است مانند آموزش تجوید و صوت و لحن که چندان ارتباطی با آموزش قرآن ندارد، بلکه جزء فعالیت‌های تخصصی و هنری و مکمل آن هم برای افراد خاص به شمار می‌رود و نباید به عموم مردم تحمیل شود.

* وقتی قرآن آموزش داده شده است که بتواند در فرد تغییر رفتار ایجاد کند

نباتی بیان داشت: آموزش قرآن یعنی تعلیم کتاب الله، یعنی این که باید هدف اصل آموزش معنادار مبتنی بر نیاز زندگی فرد در آن دوره سنی باشد، طبیعتاً آموزش قواعد و مهارت‌ها باید در خدمت تعلیم کتاب الله و ابزار آن قلمداد شود و وقتی قرآن آموزش داده شده است که بتواند در فرد تغییر رفتار ایجاد کند.

مؤلف کتاب‌های درسی آموزش قرآن دوره ابتدایی افزود: نمونه کوچکی در این خصوص، تولید برنامه تلویزیونی باغ رویایی است که هر روز ساعت چهار از شبکه قرآن پخش می‌شد که در آن به جای آموزش مستقیم حروف، حرکات، قواعد مقدماتی و یا هنرهای تجویدی، صوت و لحنی، به این موارد به صورت جنبی و در حد نیاز عمومی اشاره می‌شود.

وی با بیان این که یکی از خطاهای استراتژیک ما این است که فکر می‌کنیم خواندن از فهمیدن جداست، گفت: خواندن یعنی فهمیدن و مگر می‌شود مطلبی را خواند و نفهمید؛ قرآن، ما را به خواندن، فهمیدن و تدبر و عمل به فرامین می‌خواند و این انتظارات باید در آموزش‌های ما نه تنها بروز و ظهور داشته باشد بلکه باید اصل و اساس باشد.

این کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی اضافه کرد: نگاه اخباری‌ این است که انسان‌ها به دلیل محدودیت‌هایی که دارند نمی‌توانند به فهم و بهره مندی مستقیم از قرآن بپردازند و باید از منابع دیگر نیز مانند احادیث و تفاسیر در این زمینه استفاده کنند، لذا آموزش قرآن را به خواندن بدون درک و فهم و تدبر محدود کرده‌اند، این یکی از حجاب‌هایی است که راه پیشرفت معرفتی از قرآن را مسدود کرده است.

نباتی افزود: متأسفانه تعلیم و تربیت غربی نیز کاملا مؤید این نگاه غلط است و باز متأسفانه اسناد تحولی هم این نگاه را تأیید می‌کند و نیازمند بازنگری است.

* آموزش باید معنادار باشد یعنی با نیازهای زندگی فرد در ارتباط باشد

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی اظهار داشت: یکی از باورهای غلط جامعه دینی ما تصور غلط از واژه و مفهوم «ثواب» است؛ ثواب محرک است برای پاسخی به نام عمل صالح؛ ثواب وسیله است اما متاسفانه تبدیل به هدف شده است و این یعنی تقلیل ارزش‌هایی مانند قرآن و نماز و .. به ثواب و سعادت اخروی و نیز ترویج این فکر که این امور تأثیر سرنوشت سازی بر زندگی دنیوی ما ندارد.

این کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی گفت: برای روشن شدن موضوع مثالی می‌زنم، شما برای این که فرزندتان نماز بخواند به او جایزه می‌دهید تا تشویق شود، این خیلی عالی است، اما اگر مراقبت نکنید و این کار را آن قدر تکرار کنید تا جایزه به هدف تبدیل شود، آن گاه فرزند شما شرطی می‌شود و نماز می‌خواند تا جایزه بگیرد و این یعنی نوعی انحراف و خطر برای بروز انحطاط در عرصه تربیت دینی جامعه.

وی افزود: ارائه الگوی مناسب برای سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی در گروی اصلاح چنین امور و زدودن چنین باورهایی از جامعه است.

نباتی با بیان اینکه از باورهای غلط دیگر این است که به بچه‌ها در کلاس قرآن تعداد حروف، حرکت و قواعد آن را یاد می‌دهیم، گفت: در صورتی که این‌ها چیزهایی نیست که آن ها احتیاج داشته باشند؛ امروز در دنیا می‌گویند آموزش باید معنادار باشد یعنی با نیازهای زندگی فرد در ارتباط باشد.

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن یادآور شد: یکی از باورهای غلط در آموزش قرآن این است که همواره بیان می‌شود می‌خواهیم در 20 تا 30 جلسه به بچه‌ها قرآن یاد دهیم تا همه بخش‌های آن را بخوانند؛ از نظر برنامه ریزی و هدف گذاری باید دید این هدف تا چه حد ضرورت و امکان دارد، همین تفکر باعث بروز آسیب‌های متعددی در حوزه آموزش قرآن است.

وی افزود: ما به جای چنین مطلبی باید بگوییم مخاطب ما در هر گروه سنی و با هر شغل و نگرشی چه بخش‌هایی از قرآن کریم را باید یاد بگیرد تا در زندگی به آن عمل کند و سپس باید به تعیین روش‌های آموزش آن آیات بپردازیم.

نباتی گفت: اینکه افراد باید با قرآن انس داشته باشند، مهم ترین هدف از آموزش قرآن است، اما چرا این اُنس برقرار نمی‌شود، به دو دلیل مهم است اولاً این که خود انس با قرآن محصول آموزش صحیح است و ثانیاً از همان ابتدای آموزش باید مورد توجه و تأکید جدی معلم قرآن و مؤسسان و برنامه ریزان باشد که البته تاکنون چندان مورد توجه نبوده است، به تعبیر دیگر اگر در اهداف برنامه آموزش قرآن موضوع انس با قرآن به صورت شفاف دیده شود و نیز محتوا و روش درست و معنادار باشد خود به خود انس با قرآن ایجاد می‌شود.

* در مقابل هدف‌ها و فعالیت‌ها باید برونداد آن نیز بررسی شود

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی یادآور شد: به عنوان نمونه مردم کشور ما اغلب در ماه مبارک رمضان ختم قرآن می‌کنند، اما چند درصد از آنها بعد از ماه رمضان هم با قرآن انس دارند و این به دلیل وجود باورهای غلط و اشکالات در حوزه آموزش قرآن است.

وی با تأکید به کار کارشناسی افزود: بزرگ ترین چالش در این حوزه مربوط به حوزه مدیریت قرآنی کشور است، مدیران به دلیل مسئولیت‌شان در امور کارشناسی به راحتی ورود پیدا کرده و اعمال نظر می‌کنند و هیچ گاه هم در مقابل اشتباهاتشان جوابگو نیستند.

این کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی گفت: به عنوان نمونه راه اندازی 10 هزار مدرسه قرآنی با صرف میلیاردها تومان با کدام نظر کارشناسی انجام شد، چرا یک دفعه جمع شد ، چرا در یک سال، سه میلیون و دویست هزار نفر حافظ قرآن معرفی و سال بعد خبری نمی‌شود، چرا سؤال نمی‌شود که بین این همه هزینه و برونداد و خروجی این همه تبلیغات چه نسبت معنادار و قابل قبولی وجود دارد ، چرا با مسرفین بیت المال برخورد نمی‌شود تا این شیوه ادامه نیابد.

وی اضافه کرد: بسیاری از مدیران درحوزه قرآن دلسوز هستند اما این دلسوزی کافی نیست زیرا آنها کارشناس نیستند، مدیریت‌های آنها عموماً تصدیق بلاتصور است، پول خرج می‌کنند اما درست خرج نمی‌کنند، به حرف کارشناسی بها نمی‌دهند و در نتیجه بسیاری از هزینه‌ها جز اتلاف نیروی انسانی و اسراف بیت‌المال و به وجود آوردن بدبینی و از بین رفتن انگیزه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد.

این کارشناس برنامه ریزی درسی گفت: در مقابل هدف‌ها و فعالیت‌ها باید برونداد آن نیز بررسی شود تا از نتایج آن برای ادامه کار و نه تکرار آن استفاده شود، یعنی اینکه آیا این هزینه با نتیجه تناسب دارد؛ به عنوان نمونه به این سوال ملی چند ده ساله پاسخ داده شود که چرا آموزش روخوانی قرآن از پیش دبستانی تا مقطع فوق‌لیسانس که یک واحد روخوانی قرآن دارند ادامه می‌یابد و چرا نتیجه نمی‌گیریم.

 وی با گلایه‌مندی از شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور اظهار داشت : اساساً هدف از تشکیل کمیسیون آموزش عمومی قرآن رفع همین مشکل و پاسخ به سؤال بالا بود اما چرا از بودجه‌های آموزش عمومی قرآن برای اصلاح و بهبود و تقویت ساعات آموزش قرأن استفاده نمی‌شود و چرا صدای زنگ قرآن مدارس شنیده نمی‌شود؟

* مهمترین آسیب آموزش عمومی قرآن کشور عدم توجه به تربیت نیروی انسانی ماهر است

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی ادامه داد: مهمترین آسیب آموزش عمومی قرآن کشور عدم توجه به تربیت نیروی انسانی ماهر است، تربیت نیروی انسانی مغفول‌ است زیرا هزینه‌بردار است و بخش اعظم اعتبارات آموزش عمومی قرآن را می‌بلعد و به دلایلی که گفته شد باز هم مشکل به قوت خود باقی است.

وی با اشاره به بودجه آموزش و پرورش عمومی قرآن افزود: 200 میلیارد تومان بودجه آموزش عمومی قرآن آموزش و پرورش است که 70 تا 80 درصد آن تخصیص پیدا کرده است، اما از این بودجه چقدر هزینه برنامه رسمی و مأموریت ذاتی آموزش و پرورش می‌شود، یعنی بودجه را در جاهایی هزینه می‌کنیم که هیچ ربطی به وظایف آموزش و پرورش ندارد چرا که وظیفه آموزش و پرورش، آموزش عمومی قرآن یعنی خواندن و فهم اولیه و انس با قرآن است.

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی افزود: در بحث آموزش نیروی انسانی، بحث تخصص معلمان، روش‌های نوین و کارآمد تدریس، ارزشیابی پیشرفت تحصیلی، مهارت‌های ارتباطی معلمان با دانش‌آموزان، خصوصیات فردی معلمان، پایبندی عملی معلمان قرآن به مسائل اعتقادی و مذهبی، چیزهایی است که باید برای آن وقت و هزینه اختصاص داده شود.

نباتی در پاسخ به این پرسش که « آیا در نگارش کتاب‌های قرآن، سبک جدیدی به کار برده شده است؟»، گفت: بله، با وجود مشکلات متعدد تا حد توان و بضاعت علمی و مبتنی بر پیوست‌های پژوهشی و کاربست آن ها، توجهات خوبی به ارائه اهداف و محتوا و روش‌های جدید شده است اما این که چقدر معلمان نسبت به آشنایی و استفاده از آنها آموزش دیده و نظارت می‌شوند، جای بحث دیگری است؛ حقیقت این است که بزرگ ترین مشکل آموزش و پرورش در این زمینه پس از نیروی انسانی ماهر، بی توجهی به نظارت و ارزیابی وضعیت اجراست، همین مطلب نشان می‌دهد که نگاه مسئولان هنوز از کمی نگری به سوی کیفی نگری تغییر نکرده است.

وی با طرح مثالی ادامه داد: دانش‌آموزان در دوره ابتدایی هفته‌ای 3 زنگ قرآن دارند، کتاب درسی داشته و به معلم برای تدریس این درس حقوق داده می‌شود ولی همین ساعات به دلیل عدم حمایت و نظارت اغلب تشکیل نمی‌شود و یا درست اجرا نمی‌شود و مسئولان این ساعات پر ارزش موجود را رها کرده و به دنبال فعالیت‌های غیر مرتبط با مأموریت‌های ذاتی این وزارتخانه، مانند برگزاری طرح ملی حفظ قرآن که در واقع وظیفه آموزش و پرورش نیست می‌پردازند.

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی به خبرنگار فارس گفت: در حال حاضر آموزش و پرورش تعداد زیادی مدارس تخصصی قرآن راه‌اندازی کرده‌است و خوب است این مدارس که با تصویب شورای عالی آموزش و پرورش تشکیل شده، مجدداً احیا شود؛ چرا که برنامه درسی و آموزشی این مدارس سطح غنی شده مدارس عادی و کاملاً منطبق با وظایف و ماموریت آموزش و پرورش است.

نباتی با بیان اینکه نباید از این بودجه‌های کمکی صرفاً به عنوان کارهای تبلیغی و رسانه‌ای استفاده کرد، گفت: امروز شعار تحول بنیادین در‌ آموزش و پرورش مستلزم پرداختن به تربیت و آموزش نیروی انسانی متخصص است و داشته‌های ما ساعت آموزش قرآن و کتاب درسی و معلمان قرآن هستند؛ تحول بنیادین یعنی اینکه مادامی که ساعت قرآن، کتاب و معلم دچار نقص است و نیاز به آموزش، تکمیل، توسعه و تقویت دارد نباید به کار دیگری بپردازیم.

* چرا «یکپارچه ‌سازی فعالیت‌های قرآن آموزش و پرورش» اجرایی نشد؟

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی افزود: اهداف آموزش عمومی قرآن تصویب شده است، اما مبانی و راهنمای عمل آن که محدوده و چارچوب و تعاریف آن را مشخص می‌کند، ارائه نشده است؛ در نتیجه هر ارگان و مؤسسه‌ا‌ی به سلیقه خود به آن عمل می‌کند، در این زمینه شورای توسعه و کمیسیون آموزش عمومی باید پاسخگو باشد.

نباتی با تأکید بر اینکه مدیران باید مدیریت کنند و کارشناسان باید کارشناسی کنند، گفت: وضعیت موجود زمانی به سوی وضعیت مطلوب پیش خواهد رفت که مدیران، مدیریت کرده و کارشناسان، کارشناسی کنند؛ بسیاری از فعالیت‌های قرآنی کشور با این که خوب تعریف شده‌اند اما همواره گرفتار سوء مدیریت هستند.

وی افزود: یکی از مهمترین آسیب‌ها از سوی والدین و خانواده ها وارد می شود، سوال این است که در برنامه ریزی‌ها آیا خانواده‌ها واقعا پیگیر درس قرآن فرزندان خود هستند.

نباتی تصریح کرد: جناب آقاي دكتر فانی وزیر محترم آموزش و پرورش در برنامه پیشنهادی خود هنگام معرفی برای تصدی وزارت آموزش و پرورش بندی آورده بود و آن «یکپارچه ‌سازی فعالیت‌های قرآن آموزش و پرورش» بود؛ در طول دو سال گذشته انتظار این بود که این وعده محقق شود؛ چرا که فعالیت قرآنی آموزش و پرورش با توجه به سیستم جزیره‌ای بودن آن بیش از این توان نداشته و با وضعیت موجود هیچ وقت به موفقیت نخواهد رسید.

 

سوال : قرائت هذر چيست ؟

قرائت هذر چيست ؟

دعا عند تلاوت القرآن من امام صادق عليه السلام

اَللّـهُمَّ اِنّی اَشـهَـدُ اَنَّ هـذا کِـتابُـکَ الـمُنـزَلُ مِن عِنـدِکَ عَـلی رَسولِـکَ مُـحَمَّدِ ابـنِ عَبـدِاللهِ (ص)

خدایا! شهادت می دهم که این کتاب از سوی تو بر پیامبر(ص) نازل شده است

وَ کَـلامُـکَ النّاطِـقُ عَـلي لِـسانِ نَـبِیِّـکَ

و سخن گویای تو بر زبان پیامبر(ص) است.

جَعَلتَهو هادِیًا مِنـکَ اِلي خَلـقِکَ وَ حَبـلًا مُتَّـصِـلًا فیـما بَیـنَکَ وَ بَیـنَ عِـبادِکَ

که آن را راهنمای خلق و ریسمان متصل بین خود و بندگان قرار دادی.

اَللّـهُمَّ اِنّی نَـشَرتُ عَهـدَکَ وَ کِـتابَـکَ

خدایا ! من عهد و کتاب تو را منتشر نمودم .  

اَللّـهُمَّ فَاجـعَل نَـظَـری فیـهِ عِـبادةً

خدایا ! نگاهم به قرآن را عبادت،

وَ قِرائَتی فیهِ ذِکرًا

و قرائتم را موجب یادآوری و ذکر،

وَ فِکری فیهِ اعتِبارًا

و تفکّرم در آیات را مایه عبرت قرار ده

وَ اجـعَلـنی مِـمَّـن اتَّـعَـظَ بِـبَـیانِ مَـواعِـظِـکَ فیـهِ

و مرا از کسانی قرار ده که به بیان مواعظ تو در قرآن پند گیرم؛

وَ اجـتَـنَـبَ مَـعاصیـکَ

و از گناهان پرهیز کنم .

وَ لا تَطـبَع عِنـدَ قِـرائَـتی عَـلی سَمــعی

و لا تَجـعَل عَـلی بَـصَـری غِـشاوةً

خدایا ! هنگام قرائت بر گوشم مهر ننهی و بر چشمم پرده نگذاری

وَ لا تَجـعَل قِـرائَـتی قِـرائَـةً لا تَـدَبُّـرَ فیـها

و قرائتم را قرائت بی تدبر قرار ندهی،

بَلِ اجـعَلـنی اَتَـدَبَّرُ آیاتِـهي وَ اَحـکامَـهو

بلکه مرا چنان قرار ده که در آیات و احکام تو تدبر کنم.

آخِـذًا بِـشَـرایِـعِ دیـنِـکَ

و جذب کننده شریعت تو باشم

وَ لا تَجـعَل نَـظَـری فیـهِ غَفـلَـةً

و قرار مده نگاهم را در قرآن غفلت،

وَ لا قِـرائَتی هَـذَرًا

و قرائتم را بیهوده،

اِنَّکَ اَنـتَ الرَّؤوفُ الرَّحیـمُ

همانا تو با رأفت و مهربانی.

اصول كافي ، ج 4 ، ص 300

مصاحبه با خبرگزاري فارس  92/09/19 - 12:44     شماره: 13920916001328

رضا نباتی در گفت‌وگو با فارس:

تدریس قرآن در دوره ابتدایی باید توسط آموزگار پایه انجام شود

مؤلف کتاب‌های قرآن مدارس با بیان اینکه وظیفه آموزش و پرورش تربیت پزشک، مهندس یا حافظ قرآن نیست بلکه باید زمینه‌ای برای کسب حداقل سواد دانش‌آموزان ایجاد کند، گفت: تدریس قرآن توسط معلم غیرپایه در مقطع ابتدایی ترویج فرهنگ سکولار است.

به گزارش خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری فارس، آموزش قرآن در مدارس پیوسته مورد نقد جامعه قرآنی قرار دارد، به طوری که برخی از فعالان قرآنی از نحوه آموزش‌های قرآن در مدارس گلایه‌مند هستند و دلیل ناکارآمدی و عدم تربیت قرآنی در جامعه را مدارس می‌دانند، اما مسئولان آموزش و پرورش معتقدند که وظیفه آموزش و پرورش آموزش‌های تخصصی قرآن نیست و باید به تحقق اهداف آموزش عمومی قرآن طبق رویکردها و مبانی که در اسناد بالادستی آمده بپردازد تا همه دانش آموزان بتوانند از این حق آموزش به صورت یکسان بهره ببرند.

رضا نباتی مؤلف کتاب‌های قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری فارس با اشاره به بدفهمی آموزش قرآن در کشور به ویژه در بین جامعه قرآنی گفت: تصور جامعه قرآنی از آموزش قرآن در مدارس، آموزش‌های تخصصی قرآن است، در صورتی که وظیفه اصلی آموزش و پرورش در آموزش قرآن تحقق سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری و اهداف سند تحول بنیادین، و همچنین سند برنامه درسی ملی است.

*وظیفه آموزش و پرورش ایجاد زمینه‌ای برای کسب حداقل سواد قرآنی همه دانش‌آموزان است

وی با بیان اینکه در دوران تحصیل باید سواد قرآنی دانش‌آموزان ایجاد و تقویت شود، افزود  این سه سند بر تحقق فرهنگ و سواد قرآنی دانش‌آموزان تأکید دارد، یعنی آموزش و پرورش مکلف به افزایش توانمندی‌های قرآنی عمومی افراد است، نه این که در حوزه‌های تخصصی قرآن ورود پیدا کند.

نباتی با اشاره به اینکه سواد قرآنی دارای چهار رکن است، اظهار داشت: منظور از سواد قرآنی، کسب حداقل دانش و مهارت پایه از آموزش قرآن است که هر شهروند مسلمان ایرانی باید از آن برخوردار باشد؛ به زبان عامیانه کف یادگیری قرآن.

مؤلف کتاب‌های قرآن وزارت آموزش و پرورش، کسب مهارت خواندن را اولـین و مهمترین رکن از ارکان آموزش قرآن عنوان کرد و گفت: خواندن قرآن در مدارس به معنای قرائت قرآن با رعایت فنون چهارگانه قرآن یعنی تجوید، صوت و لحن، وقف و ابتداء نیست، بلکه منظور فقط صحیح‌خوانی آیات قرآن کریم است.

نباتی با اشاره به مطلبی با عنوان «مدارس کشور فاقد آموزش‌های تخصصی قرآن است» که در روز شنبه 16 آذر ماه بر خروجی خبرگزاری فارس قرار گرفت، ادامه داد: وقتی می‌گوییم آموزش‌های تخصصی در مدارس وجود ندارد، افراد فکر می‌کنند که در مدارس باید به آموزش‌های تخصصی همچون آموزش هنر قرائت یا حفظ قرآن کریم پرداخته شود در حالی که این تصور نادرستی است، چرا که همه دانش‌آموزان استعداد، علاقه و پشتکار لازم را برای فراگیری این فنون ندارند و در اسناد بالا دستی هم به این امور اشاره نشده است. 

*توجه به آموزش‌های تخصصی در مدارس تضییع حقوق اکثریت دانش‌آموزان است

وی در ادامه تصریح کرد: با توجه به اینکه آموزش و پرورش یک حق عمومی است، تمامی شاگردان به یک اندازه از آموزش قرآن سهم دارند و اگر ما به آموزش های تخصصی قرائت، تجوید و سایر هنرهای قرآنی توجه کنیم، مجبوریم اعتبارات و نیروی انسانی فراوانی را در این قسمت متمرکز کنیم و در نتیجه از سایر قسمت‌ها و نیز از اهداف اصلی باز بمانیم و این در حقیقت جفا در حق مردم است.

این مؤلف کتاب‌های قرآن با اشاره به تفاوت‌ استعدادهای دانش‌آموزان، خاطر نشان کرد: طبق مبانی روانشناسی یادگیری، هوش‌های چندگانه و همچنین تفاوت‌های فردی، تمامی فراگیران توانایی رسیدن به این جایگاه را ندارند، بنابراین اگر ما به آموزش‌های خاص در آموزش و پرورش تأکید کنیم، باعث سرخورده شدن بسیاری از دانش آموزان و نیز اعتراض خانواده‌های آنها می‌شویم که این امر به نفع نظام و قرآن نیست.

* وظیفه آموزش و پرورش تربیت مهندس، پزشک یا حافظ و قاری قرآن نیست

نباتی با بیان اینکه این نگاه که تمامی دانش‌آموزان باید در آموزش و پرورش حافظ و قاری قرآن شوند تصوری اشتباه است، تصریح کرد: برای یادگیری هر رشته و هنری حداقل سه چیز لازم و ضروری است؛ استعداد، علاقه و انگیزه و پشتکار. اگر کسی استعداد حافظ یا قاری شدن را نداشته باشد، یعنی به اصطلاح علمی هوش موسیقایی و یا هوش فضایی نداشته باشد هر چقدر هم ما در این رابطه هزینه کنیم، علاوه بر اتلاف بودجه و فشار بر افراد، حق عمومی مردم را ضایع کرده‌ایم.

مؤلف کتاب‌های قرآن دفتر تألیف وزارت آموزش و پرورش با انتقاد از انتظارات برخی افراد در زمینه آموزش قرآن مدارس، گفت: انتظاراتی که برخی از افراد از آموزش و پرورش دارند، درست نیست. آموزش و پرورش وظیفه تربیت مهندس، پزشک، حافظ یا قاری قرآن را ندارد بلکه وظیفه آموزش و پرورش، آموزش حداقل‌های دانش و مهارت‌های قرآنی است؛ به طور مثال، ما در آموزش و پرورش همان طور که مسئول آموزش سواد ریاضی، سواد اجتماعی، سواد بهداشتی یا سواد کامپیوتر هستیم، مسئول آموزش سواد قرآنی هم هستیم. بنابراین آموزش و پرورش باید با توجه به اسناد و اهداف بالا دستی مورد نقد قرار گیرد.

*وجود واحد روخوانی قرآن در دانشگاه‌ها نشان از ضعف نظام آموزشی است

نباتی در ادامه با اشاره به اهمیت توجه به درس قرآن در مدارس، خاطر نشان کرد: هم‌اکنون در دانشگاه‌ها واحد روخوانی قرآن تدریس می‌شود، در حالی که آموزش روخوانی قرآن وظیفه مدارس است و دانش‌آموزان باید در پایان سوم ابتدایی به روخوانی قرآن مسلط شده باشد.

این مؤلف کتاب‌های درسی قرآن مقطع ابتدایی، آموزش روخوانی قرآن در دانشگاه‌ها را ضعف آموزشی دانست و گفت: تدریس روخوانی قرآن وظیفه آموزش و پرورش در پایه سوم ابتدایی است و آموزش و تدریس آن در دانشگاه بر خلاف عقل و منطق و همچنین نشان از  یک ضعف اساسی است.

وی با اشاره به اینکه بسیاری از اهالی جامعه قرآنی از روی دلسوزی، به برنامه های آموزش قرآن در مدارس خرده‌ می‌گیرند، تصریح کرد: اگر دانش‌آموزی در پایه سوم ابتدایی توانایی خواندن قرآن را نداشته باشد باید وزارت آموزش و پرورش پاسخگو باشد، اما توجه به حافظ یا قاری شدن دانش‌آموزان در اهداف آموزش و پرورش پیش‌بینی نشده است، بنابراین نباید کسی انتظار پرداختن به اینگونه آموزش‌های تخصصی در مدارس را داشته باشد.

*بدفهمی اهداف آموزش قرآن در مدارس سبب ایجاد تداخل در فعالیت‌ها می‌شود

نباتی افزود: بدفهمی اهداف آموزش قرآن در وزارت آموزش و پرورش و بی‌توجهی به آن‌ها یکی از بزرگترین مشکلات است، در این راستا برنامه «خانه قرآن» که هر روز از شبکه رادیویی قرآن پخش می‌شود و تا پایان سال نیز ادامه دارد ضمن ارائه نحوه تدریس کتاب‌های درسی قرآن دوره‌های سه‌گانه تحصیلی، تلاش دارد تا فرهنگ آموزش قرآن کشور را بهسازی کند، البته این برنامه نیازمند اطلاع‌رسانی بیشتری است.

* تربیت 10 میلیون حافظ قرآن بدون برنامه‌ریزی و کارشناسی غیر ممکن است

وی با بیان اینکه آموزش و پرورش موظف به اجرای بند 4-4 سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در رابطه با آموزش و پرورش است، نه این که موضوع تربیت 10 میلیون حافظ قرآن را محور برنامه‌های خود قرار دهد، گفت: هدف اصلی آموزش و پرورش، آموزش مقدماتی حفظ یعنی حفظ نسبی برخی از سوره‌های کوچک، پیام‌ها و عبارت‌های قرآنی مشهور قرآن است و نباید از آموزش و پرورش توقع داشت که 10 میلیون حافظ قرآن تربیت کند، چرا که تحقق این امر بدون برنامه‌ریزی دقیق و کارشناسانه غیر ممکن است.

*هدف آموزش و پرورش تحقق سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در رابطه با قرآن است

مؤلف کتاب‌های قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش اظهار داشت: بند 4/4 سیاست ابلاغی مقام معظم رهبری در رابطه با انس دانش‌آموزان با قرآن کریم و آشنایی با فرهنگ و سواد قرآنی و همچنین آموزش روخوانی، روان‌خوانی و مفاهیم قرآنی است و آموزش و پرورش باید سعی در تحقق این اهداف داشته باشد؛ زیرا به طور حتم در آینده نزدیک مقام معظم رهبری و اسناد بالادستی این اهداف را از آموزش و پرورش مطالبه خواهند کرد و نه تربیت ده میلیون حافظ قرآن را.

*جایگاه هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی در آموزش قرآن در حد بسیار خوبی است

نباتی با بیان اینکه آشفتگی فعالیت‌های قرآنی در کشور، نتیجه نبود اهداف بالادستی است، تصریح کرد: وزارت آموزش و پرورش در حوزه برنامه‌ریزی، سیاستگذاری، تدوین اسناد و تهیه کتاب‌های درسی نمره کامل و امتیاز خوبی دارد، اما در حوزه اجرا قسمت‌هایی که باید برای رسیدن به این اهداف تلاش کنند، کمی ضعیف عمل کرده‌اند و دلیل آن هم نبود اسناد بالادستی بوده است، اما امروز دیگر بهانه‌ای برای پراکنده کاری و اعمال سلیقه وحود ندارد.

* فعالیت‌های فوق برنامه و پرورشی باید در راستای تحقق اسناد بالادستی باشد

مؤلف کتاب‌های قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه نباید در ساعات درس قرآن مدارس به انجام فعالیت‌های دیگر پرداخته ‌شود، خاطر نشان کرد: برای اجرای هر طرح و برنامه‌ای باید از شورای عالی آموزش و پرورش مجوز گرفته شود تا قابلیت اجرا داشته باشد، در صورتی که این امر محقق نمی‌شود و استان‌ها، مناطق و مدارس بدون هماهنگی فعالیت‌های فوق برنامه و غیر ضروری که وظیفه آموزش و پرورش نیست را اجرایی و هزینه‌های زیادی را تحمیل می‌کنند.

* آموزش درس قرآن در دوره ابتدایی باید توسط آموزگار پایه تدریس شود

نباتی با اشاره به اهمیت تدریس درس قرآن در مدارس ابتدایی توسط آموزگار پایه، اظهار داشت: درس قرآن چه در مدارس دولتی و چه در سایر مدارس، باید توسط معلم پایه تعلیم شود و طبق قانون تنها آموزگار پایه باید به آموزش قرآن در مقاطع ابتدایی بپردازد، در دوره ابتدایی، آموزش تخصصی وجود ندارد، بلکه ایجاد ارتباط عاطفی با دانش‌آموزان و آموزش مهارت‌های اولیه و در نهایت تحقق تربیت اسلامی مورد نظر است. در این دوره، اهداف عمومی و پایه پیگیری می‌شود در حالی که در پایه‌های بالاتر، موضوعات کمی تخصصی‌تر شده و از دبیران درسی که به درس مورد نظر تسلط دارند، استفاده می‌شود.

*تدریس قرآن توسط معلم غیر پایه در مقطع ابتدایی، ترویج فرهنگ سکولار است

وی تصریح کرد: اگر در دوران ابتدایی آموزش قرآن را از آموزگار پایه بگیریم، فرهنگ سکولار را ترویج کرده‌ایم، یعنی ما آموزگار را از قرآن و معنویت آن دور می‌کنیم که این نگاه با سند تحول بنیادین و شکوفایی فطرت انسانی و اسلامی که هدف اصلی برنامه‌های درسی است، در تضاد است.

مؤلف کتاب‌های قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: آموزگاران پایه فارغ‌التحصیل تربیت معلم هستند و دوره آموزش‌های علوم، فارسی، ریاضی و قرآن گذرانده‌اند و تعهد دارند که قرآن را نیز همچون سایر دروس به مدت 30 سال تدریس کنند.

نباتی افزود: تدریس قرآن توسط معلم غیر پایه به دلیل این است که آموزش‌های تخصصی همچون قرائت و حفظ، بدون دلیل وارد آموزش و پرورش شده است اما باید متذکر شد که آموزش‌های تخصصی قرآن در چشم‌انداز و اهداف وزارت آموزش و پرورش نیست. بنابراین، این چنین نگاه‌هایی نیاز به اصلاح دارد که امیدواریم در دولت جدید به یکپارچه کردن فعالیت‌های قرآنی آموزش و پرورش بر اساس اسناد بالادستی تأکید و توجه شود تا بتوانیم آموزش قرآن را متناسب با اهداف تعیین شده پیگیری کنیم.

ايكنا -  یک شنبه 17 آذر 1392 10:13 شماره خبر : 1335552

حجت‌الاسلام رضازاده‌جویباری:

بهترین وزارتخانه برای آموزش عمومی قرآن آموزش و پرورش است

اگر بخواهیم در بحث آموزش عمومی قرآن واقع‌نگر باشیم به این نتیجه می‌رسیم که بهترین وزارتخانه برای آموزش عمومی قرآن آموزش و پرورش است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، برنامه رادیویی « افق » روز گذشته، 16 آذرماه با حضور محمدحسین فریدونی، دبیر مجمع مشورتی شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و حجت‌الاسلام‌ والمسلمین محمد رضازاده‌جویباری، مدیر موسسه قرآن و نهج‌البلاغه با موضوع «آموزش عمومی قرآن» به روی آنتن شبکه رادیویی قرآن رفت.

براساس این گزارش، محمدحسین فریدونی، دبیر مجمع مشورتی شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور در ابتدای این برنامه رادیویی با اشاره به اهداف آیین‌نامه آموزش عمومی قرآن کشور که به تازگی به تصویب شورای توسعه فرهنگ قرآنی رسیده است، اظهار کرد: یک سری راهبردها برای بحث رسیدن به اهداف در حوزه آموزش عمومی در ماده سه منشور در نظر گرفته شده که این راهبردها شامل مباحثی از جمله هدایت فرآیندهای آموزشی، پژوهشی، تبلیغی و پژوهشی به سمت کاربردی کردن مفاهیم قرآنی در زندگی است.

وی ادامه داد: اصل تدوین اهداف آیین‌نامه آموزش عمومی قرآن اخیراً به تصویب رسیده است و این آیین‌نامه از سوی کمیسیون آموزش عمومی قرآن تدوین و در نهایت به تصویب شورای توسعه فرهنگ قرآنی رسید و به دستگاه‌های فرهنگی و قرآنی کشور ابلاغ شد.

بسیاری از نهادهای قرآنی فقط به ارائه آمار و ارقام می‌پردازند

وی ادامه داد: برخی از اساتید و صاحب‌نظران قرآنی آموزش و پرورشی بوده‌اند، اما نکته مهم این است که آموزش و پرورش تاکنون تا چه اندازه از این اساتید و صاحب‌نظران استفاده کرده است، البته مشکل اصلی در برنامه‌های قرآنی این است که بسیاری از نهادها فقط به ارائه آمار و ارقام اکتفا می‌کند که البته آموزش و پرورش نیز طی سال‌های گذشته به همین نحو فعالیت داشته و آمارهای میلیونی برای تربیت حافظان قرآن کریم اعلام کرده است؛ البته اعلام این آمارها هیچ لزومی ندارد و بهتر است که تعداد کمی حافظ قرآن تربیت شود، اما کیفیت مورد توجه باشد.

در این بخش از برنامه رضا نباتی، کارشناس دفتر تألیف وزارت آموزش و پرورش طی برقراری ارتباط زنده تلفنی با برنامه رادیویی « افق» درباره اهداف آیین‌نامه آموزش عمومی قرآن کشور گفت: تصویب اهداف آیین‌نامه آموزش عمومی قرآن امری لازم و ضروری بود که جای تقدیر و تشکر دارد، اما وزیر آموزش و پرورش در برنامه‌ای که به مجلس ارائه کرده بود یک بند بیشتر درباره قرآن نیاورده بود که این موضوع هم یکپارچه‌سازی فعالیت‌های قرآنی بود و اگر وزیر آموزش و پرورش همین یک هدف را در زیرمجموعه خود و در کمیسیون آموزش عمومی قرآن بوده، درست استفاده کند؛ آموزش و پرورش می‌تواند مجری خوبی برای آموزش عمومی قرآن باشد.

نباتی ادامه داد: آموزش و پرورش در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی اقدامات خوبی انجام داده است و اهداف آموزش عمومی قرآن بسیار ارزشمند، خوب و درست است و این اهداف چون قانوان است، تمامی دستگاه‌های قرآنی کشور باید خود را ملزم به اجرای این اهداف بداند.

آموزش و پرورش به تربیت حافظان جزء 30 قرآن بپردازد

در این بخش از برنامه حجت‌الاسلام والمسلمین رضازاده‌جویباری با اشاره به بحث تربیت 10 میلیون حافظ قرآن کریم که از سوی مقام معظم رهبری مطرح شده است، گفت: نظر مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم تربیت 10 میلیون حافظ قرآن کریم این نبوده است که طی دو یا سه سال آینده 10 میلیون حافظ قرآن داشته باشیم و این چیزی نیست که در عرض دو سال تولید شود و به این سادگی‌ها نیست، اما در بحث اینکه آموزش عمومی قرآن در حد جزء 30 اگر آموزش و پرورش جدی باشد و از همه ظرفیت‌ها استفاده کند؛ می‌تواند در 10 سال آینده 10 میلیون حافظ قرآن در حد چند جزء قرآن تربیت کند.

وی ادامه داد: مسئولیت آموزش عمومی قرآن و تربیت حافظان قرآن کریم را نمی‌تواند به موسسات قرآنی واگذار کرد و متولی اصلی باید آموزش و پرورش باشد، اما موسسات قرآنی می‌توانند هم حافظان تخصصی قرآن(حافظان کل قرآن) تربیت کنند یا به تربیت مربی و معلم قرآنی بپردازند؛ اما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم با این بودجه‌های کمی که به موسسات قرآنی داده می‌شود، طبیعی است که این موسسات ظرفیت لازم برای آموزش عمومی قرآن را نداشته باشند.

همچنین، فریدونی درباره اسناد بالادستی قرآن، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، سند برنامه درسی ملی و... گفت: اسناد بالادستی معمولاً به اجمال می‌گذرد تا جزئیات در اسناد تفسیلی مشخص شود، البته در حوزه قرآنی هم به همین شکل است و قبل از اینکه موضوع منشور توسعه فرهنگ قرآنی مطرح شود، کارهایی قبلاً انجام شده بود و کارشناسانی که در مراکز مختلف فرهنگی هستند به این دلیل که دغدغه دینی دارند با توجه به نگاه خود و احساس نیاز جامعه بندهایی را آورده‌اند که این بندها عام است و منافالتی با اهداف آموزش عمومی قرآن ندارد.

مصاحبه با خبرگزاري فارس - صفحه فرهنگي  5 آذر 1392

 چهارشنبه 06 آذر 1392 - Nov 27 2013 شماره : 13920904000601

رضا نباتی در گفت‌وگو با فارس تشریح کرد

مزیت‌های روش دیداری آموزش قرآن نسبت به شیوه شنیداری

مؤلف کتاب‌های قرآن مدارس با اشاره به مزیت‌های روش دیداری آموزش قرآن نسبت به روش شنیداری گفت : فعالیت و برنامه‌های قرآنی در مدارس باید اصلاح شود تا هم‌تراز با شأن جمهوری اسلامی باشد.

به گزارش خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری فارس، یکی از مهمترین نهادهای تأثیرگذار در ترویج سبک زندگی قرآنی وزارت آموزش و پرورش است چرا که کودکان و نوجوانان بیشترین زمان خود را مدارس سپری می‌کنند و در این برهه زمانی است که شخصیت آنها شکل می‌گیرد، بنابراین توجه به آموزه‌ها و هم چنین مدارس نقش مهمی در گسترش و نهادینه کردن فرهنگ و سبک زندگی قرآنی در جامعه دارد، به طوری که اگر بخواهیم جامعه‌ای قرآنی داشته باشیم باید به آموزش و پرورش بیش از پیش توجه کنیم.

در سال‌های اخیر با وجود اختصاص بودجه نیم‌درصدی به فعالیت‌های قرآنی و همچنین دادن بالاترین سهم این بودجه به وزارت آموزش و پرورش، نمی‌توانیم ادعا کنیم که شاهد پیشرفتی چشمگیر در این عرصه هستیم، بر همین اساس گفت‌وگویی داشتیم با رضا نباتی مؤلف کتاب‌های قرآن دوره ابتدایی معاونت تألیف وازرت آموزش و پرورش تا دلایل عدم داشتن نتیجه‌ای مطلوب در فعالیت‌های قرانی مدارش را جویا شویم.

برنامه‌های قرآنی در آموزش و پرورش باید در شأن قرآن و جمهوری اسلامی باشد

آقای نباتی فعالیت‌های قرآنی در مدارس ابتدایی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مقام معظم رهبری در سال 85 به مهجوریت قرآن در مدارس اشاره فرمودند، پس از این فرمایش بسیاری از مسئولان وزارت آموزش و پرورش سعی در برنامه‌ریزی و اجرای اموری برای ارتقای فعالیت‌های قرآنی در مدارس کردند به طوری که برگزاری طرح حفظ نور و همچنین مسابقات قرآنی را در دستور کار خود قرار دادند اما هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم چرا که برنامه‌ها و فعالیت‌های قرآنی باید در تراز نظام جمهوری اسلامی باشد.

علاوه بر این کتاب‌های درسی مدارس ابتدایی به ویژه قرآن تغییراتی داشتند به طوری که کتاب درسی برخی از دوره‌ها به طور کلی تغییر کردند. اما با این وجود فعالیت‌های قرانی قابل توجهی که بتواند دانش آموزان را جذب امور قرانی و علاقه‌مند به ورود در عرصه‌های قرآنی کند وجود ندارد؛ بر همین اساس باید راهکارهایی در جهت ارتقای امور قرآنی در مدارس اتخاذ شود تا فعالیت‌های قرانی مدارس اصلاح شده و بتوانیم همگام با پیشرفت در سایر امور در عرصه‌های قرآنی نیز حرکتی مفید و سازنده داشته باشیم.

برای داشتن جامعه‌ای قرآنی باید از آموزش و پرورش آغاز کنیم

شما برای تحقق این امر چه پیشنهاداتی دارید؟

به نظر من نخستین گام برای داشتن دانش‌آموزان قرآنی تربیت معلمانی قرآنی است، چرا که در حکمت 73 نهج البلاغه نیز آمده است: « کسی که خود را پیشوای مردم قرار داد، باید پیش از آن که به تعلیم دیگران پردازد خود را تعلیم کند و پیش از آن که به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد، زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند، سزاوارتر به تعظیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب بیاموزد»؛ بنابراین باید معلمان مدارس را بیش از پیش با قرآن مأنوس کنیم البته باید متذکر شویم که منظور از معلمان تنها معلمان درس قرآن نیست بلکه تمامی آنها باید با خواندن قرآن و درک معانی آن آشنایی داشته باشند، پس مناسب است نقطه شروع تحول بنیادین در رفع مهجوریت از قرآن را از خود و اطرافیان نزدیک خود قرار دهیم.

مرکز توسعه آموزش عمومی قرآن در آموزش و پرورش تأسیس شود.

علاوه بر این، برای بهسازی و اصلاح برنامه‌ها و فعالیت‌های قرآنی وزارت آموزش و پرورش باید برنامه داشته باشیم؛ یعنی با توجه به وظیفه خطیر آموزش و پرورش در آموزش قرآن و تعمیق تربیت اسلامی دانش‌آموزان و نیز مسئولیت این نهاد به عنوان دبیرخانه آموزش عمومی قرآن کریم کشور، نظام مدیریت فعالیت‌های قرآنی آموزش و پرورش نیازمند باز مهندسی جدی است. از این رو برای تحقق اسناد بالا دستی و نیز منویات مقام معظم رهبری باید به چندین نکته توجه کرد که یکی از مهمترین این امور تأسیس مرکزی با عنوان مرکز توسعه آموزش عمومی قرآن در وزارت آموزش و پرورش با مدیریت مقام عالی وزارت متبوع و سامان‌دهی تمامی فعالیت‌های قرآنی است.

هم چنین باید به این نکته توجه داشت که هر گونه تغییر و تحول و فعالیتی باید مبتنی بر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش باشد چرا که تعمیق و اعتلای تربیت دینی و اخلاقی دانش آموزان با تأکید بر انس با قرآن و با رویکرد فطری جهت تکوین و تعالی هویت دینی و مقابله با آسیب‌ها و آفت‌های تربیتی و اخلاقی نیازمند همکاری حوزه‌های علمیه و مراکز دینی است تا مبتنی بر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش باشد.

مهمترین هدف از آموزش قرآن در مدارس دستیابی دانش آموزان به سواد قرآنی است

مهم ترین هدف آموزش قرآن در مدارس به ویژه در دوره ابتدایی چیست؟

هدف آموزش عمومی قرآن، نمی‌تواند صرفاً دستیابی به دانش و مهارت خاصی در ارتباط با قرآن کریم باشد، بلکه باید توانایی و قابلیتی فراهم آورد که دانش‌آموز بتواند ضمن انس و ارتباط دائمی با قرآن کریم، پیوسته خود را در معرض تزکیه و تعلیم الهی قرار دهد، بر همین اساس مهمترین هدف آموزش قرآن در پایان دوره آموزش و پرورش عمومی، دستیابی دانش آموزان به سواد قرآنی است که البته در دوره ابتدایی مهمترین هدف از آموزش قرآن یادگیری روخوانی و روانخوانی قرآن و همچنین توجه به اهمیت خواندن آیات الهی است که باید در این دوره تحصیلی مورد توجه قرار گیرد.

یادگیری زبان عربی سبب فهم آیات و انس بیشتر با قرآن می‌شود.

زبان عربی با زبان فارسی در آمیخته است.

نقش آموزش زبان عربی در سهولت آموزش‌های قرآن در مدارس چیست؟

قرآن کریم، به عنوان منبع وحی الهی و منبع اصلی اعتقادات، اخلاق و احکام است. توانایی خواندن همراه با درک معنا، تدبر در قرآن و انس با آن، سبب ورود هر فرد مسلمان به دریای معارف اسلامی است. یادگیری زبان عربی به عنوان زبان قرآن سبب می‌شود که فرد بتواند به طور مستقیم با کتاب الهی ارتباط برقرار کند، آن را بفهمد و از رهنمودهای آن بهره ببرد. همچنین آموزش این زبان سبب می‌شود که مربیان بتوانند از معارف اهل‌بیت علیهم السلام و فرهنگ غنی اسلام استفاده کنند. از سوی دیگر زبان و ادبیات فارسی با زبان عربی درآمیخته است و آشنایی با زبان عربی در یادگیری زبان فارسی تأثیر خواهد داشت.

باید توجه داشته باشیم که حوزه یادگیری قرآن و عربی شامل دو حوزه محتوایی آموزش قرآن کریم و آموزش عربی است و حد نهایی یادگیری در این دروس توانایی خواندن صحیح و روان قرآن کریم، توانایی درک معنای عبارات ساده و پرکاربرد قرآن کریم، توانایی نسبی تدبر در آیات قرآن کریم به منظور درک ساده و اولیه دقایق و ظرائف مفاهیم آیات بدون آموزش تخصصی علوم قرآنی، انس مستمر و دائمی با قرآن کریم به نحوی که دانش‌آموزان اهل خواندن و تفکر در قرآن باشند، ایجاد می‌کند تا افراد این امر را لازمه تربیت دینی و اعتلای هویت الهی خویش بدانند چرا که آشنایی با زبان عربی و مشخصاً مهارت‌های چهارگانه زبانی یعنی خواندن، گوش کردن، نوشتن و سخن گفتن در این حوزه به میزانی است که دانش آموز را در درک معنای آیات قرآن کریم، کلام معصومین و متون دینی و فرهنگ اسلامی کمک کند و در تقویت زبان فارسی او مؤثر است.

مسئولان تنها طرح‌های تصویب شده در شورای عالی قرآن را اجرایی کنند

این دو حوزه محتوایی، ارتباط گسترده‌ای با یکدیگر دارند و برنامه‌ریزی آن‌ها باید هماهنگ و مرتبط با هم صورت گیرد و از اهداف، محتوا و روش‌های مشترک و نیز مطالب مکمل و تأییدکننده هم استفاده مطلوب به عمل آید.

جهت گیری‌های کلی در سازماندهی محتوا و آموزش حوزه‌های تربیت و یادگیری حکمت و معارف اسلامی و قرآن و عربی سازماندهی محتوای حوزه‌های حکمت و معارف اسلامی، قرآن و عربی در دوره ابتدایی به صورت تلفیقی است. در دوره متوسطه اول حتی‌الامکان به صورت مجزا اما هماهنگ و در دوره متوسطه دوم به جز در رشته علوم و معارف اسلامی، به صورت تلفیقی و درس عربی به صورت مجزا ارائه می‌شود. در رشته علوم و معارف اسلامی نیز درس‌های اختصاصی در حوزه معارف اسلامی ارائه می‌شود؛ بنابراین مناسب است تمامی مسئولان حوزه‌های ستادی و اجرایی به هیچ وجه خارج از اسناد بالا دستی عمل نکنند و از اجرای هر گونه طرح قرآنی که به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش نرسیده است، جلوگیری کنند.

روش دیداری در آموزش قرآن بهتر از روش شنیداری است

به نظر شما آموزش روخوانی قرآن به کدام شیوه صحیح تر است؛ روش دیداری یا روش شنیداری؟

تجربه نشان می‌دهد با همه تلاش‌هایی که برای باز آموزی معلمان به کار می‌رود، عده‌ای به همان روشی تدریس می‌کنند که خودشان در کودکی با آن روش قرآن آموخته‌اند، این افراد عموماً در برابر تغییرات مقاومت زیادی از خود نشان می‌دهند. البته نظر بیشتر معلمان که مدتی را ناگزیر به آموزش قرآن با روش جدید پرداخته‌اند، تغییر کرده است. اما مهمترین چالش در دوره ابتدایی، ارائه روش مناسب آموزش روخوانی قرآن کریم است چرا که شیوه‌های رایج کشور در آموزش روخوانی عمدتاً مبتنی بر روش شنیداری و روش قاعده آموزی است در حالی که در برنامه درسی فعلی مدارس از این دو روش پرهیز می‌شود به طوری که روش دیداری و مهارت‌آموزی توصیه می‌شود. مراقبت از این موضوع مخصوصا در پایه‌های دوم تا پنجم ضروری است چرا که این روش به روخوانی به شیوه‌های شنیداری و قاعده آموزی آسیب‌هایی می‌زند.

 به طور مثال در این روش، مهارت درست دیدن جای خود را به روش شنیداری می‌دهد و در نتیجه فرد همواره در خواندن قرآن توسط چشم با مشکل اساسی روبه رو است. علاوه بر این، آموزش یک سویه و معلم محور است و قرآن آموزان اغلب در این شرایط منفعل عمل می‌کنند چرا که این روش فقط به یادگیری یک متن خاص، آن هم به صورت کلی‌خوانی منجر شده و در نتیجه به تعمیم در خواندن سایر سوره‌ها و آیات نمی‌انجامد.

تجربه نشان داده است که آموزش قواعد به این شیوه، به علت انتزاعی بودن مطالب چندان تأثیر مثبتی در یادگیری ندارد و تنها به حفظ کردن تعاریف و قواعد منجر می شود؛ در نتیجه تنها مقدار کمی از قاعده آموخته می شود، در صورتی که فرایند به صورت عملی و در حین مهارت‌آموزی به دانش آموز انتقال داده می‌شود.

در روش دیداری تأکید بر مهارت «خوب دیدن» است؛ یعنی عادت دادن چشم به تشخیص علائم، حرکات و نمادهای قرآنی به جای توجه به حروف و کلمات. در این جا چند نکته قابل توجه است؛ اول اینکه باید از استفاده معلم از لوح‌های آموزش قرآن در پایه‌های اول تا سوم و همچنین تسلط معلم به روش‌ اشاره‌های ثابت و متحرک اطمینان داشته باشیم، دوم اینکه در برنامه جدید ارتقای آموزش قرآن، سوره و آیات موضوعیت ندارد بلکه مهارت خواندن دانشآموزان مد نظر است، از این رو نیاز نیست معلم در یک درس تا حصول مهارت کامل صبر کند بلکه کسب توانایی روخوانی در سوره‌ها و آیات مختلف کافی است، بنابراین مناسب است ضمن اطمینان از توانایی معلمان در تسلط به روش اشاره در تدریس روخوانی قرآن، آنها را به استفاده از لوح آموزشی تشویق کنیم.

توانمندی معلمان را درجه‌‌بندی و پایش کنیم

شما فرمودید برای ارتقای فعالیت‌های قرآنی در مدارس باید از آموزش‌های قرآنی به معلمان آغاز کنیم، برای این امر چه پیشنهاداتی دارید؟

پایش و درجه‌بندی میزان توانمندی قرآنی معلمان و حتی مدیران مدارس ابتدایی طبق ضوابط مشخص، ارتقای سواد قرآنی آنها و همچنین سطح کیفی صلاحیت‌های علمی و حرفه‌ای آموزگاران، برگزاری دوره‌های آموزشی و جبرانی برای معلمان واجب‌التعلیم، ایجاد فرصت برای آنها در جهت اصلاح و جبران ناتوانی‌ها و سپس گرفتن آزمون مجدد، نظارت بر آموزش قرآن طبق ضوابط مصوب، بهسازی ساعات آموزش قرآن مدارس، پاسخگویی به نیازها و انتظارات معلمان اموری هستند که باید فرصت انجام آن ها را در کوتاه مدت فراهم آورد تا معلمان مدارس بهتر بتوانند به وظیفه اصلی خود که تربیت دانش آموزانی متناسب با مبانی الهی و اسلامی است، عمل کنند.

در این زمینه پیشنهاد می‌شود مسئولان ابتدا ضمن ابلاغ ملاک‌های بررسی، فرصت مناسبی در اختیار جامعه آماری مورد پایش قرار دهند تا معلمان خود را با استانداردهای موجود منطبق کنند و سپس به اجرای طرح‌های مختلف قرآنی در مدارس بپردازند؛ بنابراین مناسب است ضمن اتخاذ تدابیر لازم و ایجاد هماهنگی با واحدهای ذی‌ربط، در یک زمان از پیش تعیین شده به پایش و توانمندسازی نیروهای مدارس پرداخته تا عملکرد و نتیجه بهتری حاصل شود.

در انتها اگر صحبتی دارید بفرمایید.

آن چه باید مورد توجه قرار گیرد این است که هر چه سواد و اطلاعات علمی دانش‌آموزان درباره علوم مختلف افزایش می‌یابد، نیاز آنها به هدایت‌های قرآن کریم بیش تر می‌شود، بنابراین انتظار این است که برنامه ریزان آموزش و پرورش هم‌پای تحولات و پیشرفت‌های علمی جهان، دانش‌آموزان را در توسعه فرهنگ و تربیت قرآنی یاری رسانند.

 

يکشنبه 12 آبان 1392 - Nov 03 2013

نباتی در گفت‌وگوی مشروح با فارس:

مسئولان، جهانی ببینند، اسلامی بیاندیشند و بومی عمل کنند.

کارشناس تألیف کتاب‌های درسی با اشاره به اهمیت نقد و بررسی فعالیت‌های قرآنی در آموزش و پرورش، گفت: الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت در آموزش و پرورش زمانی محقق می‌شود که متولیان و مجریان کشور جهانی ببینند، اسلامی بیندیشند و بومی عمل کنند.

«رضا نباتی» مؤلف کتاب‌های درسی آموزش قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری فارس با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در روز معلم سال 1385 درباره مهجوریت قرآن در وزارت آموزش و پرورش، گفت: رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: «قرآن در آموزش و پرورش حقیقتاً مهجور واقع شده است... علت این است که در دورانی طولانی، قرآن در آموزش و پرورش ما به‏ خصوص در آن سنین یادگیری مهجور بوده یا اصلاً وجود نداشته است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، توقع این بود که یک کارِ کارستانی انجام بگیرد، البته کارهایی هم شده است، لیکن جای حضور قرآن در دوره‏های گوناگون واقعاً خالی است. باید فکر بشود، نه به شکل تحمیلی، نه به شکل بیزارکننده و دورکننده؛ بلکه به شکل صحیح»؛ بنابر این فرمایشات معظم‌له در سال 85 شایسته بود برنامه‌ریزی‌های کمی و کیفی برای رفع این مشکل اجرایی می‌شد.

برای نهادینه کردن فرهنگ قرآنی در مدارس ابعاد مهجوریت قرآن کارشناسی شود

وی با بیان اینکه مسئولان باید در تشکیل معاونت قرآنی، فعال‌سازی شوراهای برنامه‌ریزی درحوزه‌های ستادی و کمیته‌های اجرایی استانی، منطقه‌ای و مدرسه‌ای همت می‌کردند، خاطرنشان کرد: مسئولان باید علاوه بر برگزاری همایش‌ها و سلسله نشست‌هایی به منظور شناسایی ابعاد مهجوریت قرآن در بخش‌های مختلف آموزش و پرورش، به تبیین کارشناسانه و ارائه راهکارهای مناسب می‌پرداختند تا امور قرآنی در مدارس و همچنین سطح جامعه نهادینه می‌شد.

فعالیت‌های قرآنی در آموزش و پرورش مورد نقد و بررسی قرار گیرد

نباتی اظهارداشت: اگر امروز هم وضعیت فعلی و جایگاه آموزش و فعالیت‌های قرآنی در بزرگ‌ترین نهاد وزارتی کشور مورد بررسی، نقد و اصلاح قرار گیرد قطعاً می‌تواند منشاء خیرات و برکات فراوانی شود، البته به شرطی که علاوه بر بصیرت، با همت و کار مضاعف نیز همراه باشد.

کارشناس قرآن دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی، حرکت در چارچوب قوانین را گامی در مسیر الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در آموزش و پرورش عنوان کرد و افزود: توسعه فرهنگ و معارف اسلامی و یادگیری مهارت‌های قرآنی از جمله روخوانی، روان‌خوانی و مفاهیم باید یکی از مهمترین اصول آموزشی باشند تا دانش‌آموزان با قرآن و سیره پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) انس گرفته و برای گسترش فرهنگ اقامه نماز پیش‌قدم باشند.

همگام با برنامه‌ریزی‌های منشور توسعه فرهنگ قرآنی پیش رویم

وی با اشاره به اینکه مسئولان وزارت آموزش و پرورش باید برای توسعه فرهنگ اقامه نماز و اهتمام به برپایی نماز جماعت در مدارس تصمیماتی اتخاذ کنند، تصریح کرد: در دوران ابتدایی باید سواد قرآنی دانش آموزان را با اصلاح برنامه‌ها و همچنین توانمندسازی دبیران در راستای تقویت مهارت روخوانی و روان‌خوانی ارتقا داد.

نباتی ادامه داد: بر اساس منشور توسعه فرهنگ قرآنی برای دانش آموزان دوره متوسطه اول آشنایی با مفاهیم کلید قرآن کریم و همچنین برای دانش آموزان دوره متوسطه دوم آموزش معارف قرآنی توصیه شده است.

آموزش و پرورش خاستگاه تبیین الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت است

مؤلف کتاب‌های درسی آموزش قرآن گفت: مقام معظم رهبری در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی به ارائه تعریف و تبیین «الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت» پرداختند و آن را در قالب چهار عرصه اساسی فکر، علم، زندگی و معنویت ترسیم کردند و از این‌ها به عنوان «درس قرآنی» یاد کردند و ابزار کار را هم ابتدا در آموزش و پرورش دانستند، بنابراین نقش آموزش و پرورش در نهادینه کردن فرهنگ قرآنی بسیار حائز اهمیت است.

جهانی ببینیم، اسلامی بیاندیشیم و بومی عمل کنیم 

نباتی با بیان اینکه مسئولان ارشد آموزش و پرورش باید ارتقای صلاحیت‌های علمی و حرفه‌ای معلمان و مدیران مدارس را مهم‌ترین دغدغه خود بدانند، افزود: الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت در آموزش و پرورش زمانی محقق می‌شود که متولیان، برنامه‌ریزان و مجریان آموزش و پرورش کشور جهانی ببینند، اسلامی بیاندیشند و بومی عمل کنند که این امر باید از دوره ابتدایی و حتی قبل از آن شروع شود تا تأثیرگذاری بهتری داشته باشد.

از برخوردهای سلیقه‌ای در آموزش قرآن اجتناب شود

وی با اشاره به اینکه بیشتر مدرسان قرآن در انتقال مبانی و چرایی تغییرات کلی یا جزئی کتاب‌های درسی موفق نیستند، خاطرنشان کرد: با توجه به محدودیت‌های موجود در شرایط انتخاب مدرسان کشوری و کمبود زمان برای ارائه همه مطالب در طول دوره نمی‌توان توقع داشت که دانش آموزان بر مبنای برنامه‌ریزی‌ها پیشرفتی داشته باشند، بنابراین مناسب است برای جلوگیری از سلیقه‌ای کار کردن در آموزش و فعالیت‌های قرآنی، ملاک و مبنای برنامه‌ریزی‌ها اهداف کلی و برنامه درسی مصوب شورای عالی آموزش و پرورش باشد.

نظام مدیریت فعالیت‌های قرآنی آموزش و پرورش نیازمند بازمهندسی جدی است

مؤلف کتاب‌های درسی آموزش قرآن مدارس تصریح کرد: با توجه به وظیفه خطیر آموزش و پرورش در آموزش قرآن و تعمیق تربیت اسلامی دانش آموزان و نیز مسئولیت این نهاد به عنوان دبیرخانه آموزش عمومی قرآن کریم کشور، نظام مدیریت فعالیت‌های قرآنی آموزش و پرورش نیازمند بازمهندسی جدی است، از این رو تأسیس مرکزی با عنوان مرکز توسعه آموزش عمومی قرآن در وزارت آموزش و پرورش و همچنین بازنگری و ارزیابی تمامی طرح‌های قرآنی قبلی و فعلی مبتنی بر اسناد بالادستی می‌تواند منویات رهبری را در حوزه توجه به قرآن و آموزش‌های قرآنی در مدارس جامه عمل بپوشاند.

نباتی، ساماندهی و به کارگیری بهینه منابع انسانی مجرب با هدف افزایش اثر بخشی فعالیت‌های قرآنی را یکی دیگر از راهکارهای رسیدن به جامعه‌ای قرآنی در پرتوی توجه به فعالیت‌های قرآنی در مدارس عنوان کرد و گفت: اگر به نحوی عمل کنیم که بخش خصوصی نیز برای گسترش فعالیت‌های قرآنی در مدارس برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری کند و همچنین اجرای مصوبه و اختیارات برنامه‌های درسی و فوق برنامه را بر عهده مسئولان استانی قرار دهیم، به طور حتم با ایجاد شبکه نظارت و پشتیبانی می‌توان از ظرفیت و استعدادهای بیشتری استفاده کرد.

مؤلف کتاب‌های درسی آموزش قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه مسئولان باید به کیفیت برنامه‌ها و دروس قرآنی در مدارس توجه بیشتری داشته باشند، تصریح کرد: تضمین کیفیت و پایش دقیق و نظام‌مند پیشرفت تحصیلی و فوق برنامه‌ای فعالیت‌های قرآنی دانش‌آموزان با اتخاذ تدابیر لازم امکان‌پذیر است که در این راستا مدیران و مسئولان آموزش و پرورش باید با اتخاذ تصمیم‌های کارآمد در جهت گسترش امور قرآنی در مدارس گام بردارند.

توسعه فعالیت‌های قرآنی ارتقای تربیت دینی دانش‌آموزان را به دنبال دارد

وی با اشاره به اینکه با توسعه و تقویت فعالیت‌های قرآنی موجود می‌توان سبب ارتقای تربیت قرآنی و هویت دینی، ملی و اجتماعی دانش‌آموزان شد، اظهار داشت: تقویت و تعمیم برنامه‌های قرآنی در سطح مدارس و هماهنگی با سایر تشکل‌ها و نهادهای اجتماعی، شادابی و سلامت روحی و جسمی دانش آموزان را افزایش می‌دهد به طوری که یادگیری و بهره‌وری آنها در سایر دروس نیز افزوده می‌شود.

کارشناس قرآن دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش به اهمیت توجه به مدارس قرآنی اشاره کرد و افزود: با ساماندهی و نظارت بر فرآیند تأسیس و عملکرد مدارس قرآنی می‌توان قرآن‌دوستان را به سوی این مدارس هدایت کرد تا علاوه بر کسب دانش بتوانند توانمندی و استعدادهای قرآنی خود را پرورش دهند.

نباتی با بیان اینکه بسیاری از کودکان استعدادهای قرآنی دارند اما والدین از آن توانمندی‌ها غافل هستند، گفت: دوران کودکی بهترین زمان برای پرورش استعدادهای  قرآنی است بنابراین برای داشتن جامعه قرآنی و رسیدن به منویات مقام معظم رهبری باید از تمامی فرصت‌ها استفاده کرد که در این راستا والدین می‌توانند با اهمیت دادن به استعداد قرآنی کودکان، آن‌ها را به ورود در عرصه‌های قرآنی ترغیب کنند.

با ایجاد جذابیت، انگیزه قرآنی را در بین دانش آموزان ارتقا دهیم

وی با اشاره به اهمیت گسترش مدارس هوشمند و همچنین ترویج ارتباط جمعی و فناوری اطلاعات، اظهار داشت: برای جذب جوانان به فعالیت‌های قرآنی باید گاهی از روش‌های نوین بهره گرفت تا با ایجاد جذابیت، انگیزه افراد برای انجام فعالیت‌های قرآنی ارتقا یابد، چرا که امروزه بسیاری از کودکان با وسایل ارتباط جمعی مأنوس شده‌اند که این امر نشان‌دهنده ضعف ما در آموزش و پرورش است.

مؤلف کتاب‌های درسی آموزش قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش افزود: ساماندهی مدارس خارج از کشور در جهت افزایش جاذبه و ارتقای سطح کارآئی و اثربخشی این مدارس در آموزش فعالیت‌های قرآنی را از دیگر راهکارهای اصلاح فعالیت‌های قرآنی در آموزش و پرورش است که باید مورد توجه قرار گیرد.

در کنار ارتقای صلاحیت‌های عمومی قرآن معلمان، به صلاحیت‌های حرفه‌ای آنها نیز بیندیشیم

نباتی خاطرنشان کرد: دوره‌های آموزش ضمن خدمت همواره به ارتقای صلاحیت‌های حرفه‌ای معلمان تأکید دارد تا به ارتقای صلاحیت‌های عمومی و علمی آنها در یک درس خاص، اما تجربه نشان می‌دهد هر چقدر هم که معلمان نسبت به روش‌های آموزش و تدریس تسلط داشته باشند اگر خودشان با خواندن قرآن انس دائمی نداشته باشند و نسبت به صحیح خوانی آیات کتاب درسی از مهارت لازم برخوردار نباشند، خواسته یا ناخواسته از آموزش مهارت روخوانی و روان‌خوانی قرآن شانه خالی می‌کنند و به موضوعات فرعی دیگر و حتی آموزش سایر دروس می پردازند؛ بنابراین مناسب است در کنار ارتقای صلاحیت‌های عمومی قرآن معلمان، به صلاحیت‌های حرفه‌ای آنها نیز بیندیشیم.

وی، پایش و درجه‌بندی میزان توانمندی قرآنی تمامی معلمان و حتی مدیران مدارس ابتدایی بر اساس ضوابط مشخص را یکی از مهمترین پیشنهادات برای علاقه‌مند کردن دانش آموزان برای ورود به عرصه‌های قرآنی عنوان کرد و گفت: ارتقای سواد قرآنی متولیان آموزشی در مدارس و همچنین سطح کیفی صلاحیت‌های علمی و حرفه‌ای آموزگاران می‌تواند دانش آموزان را در علاقه‌مندی به امور قرآنی تشویق کند که در این راستا باید برای معلمان دوره‌های آموزشی و جبرانی برگزار شود و از آن‌ها آزمونی گرفته شود تا سطح توانمندی آن‌ها سنجیده شده و برای تقویت نقاط قوت و همچنین برطرف کردن مشکلات موجود گامی مؤثر برداشت.

مؤلف کتاب‌های درسی آموزش قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش به ساعت‌های تدریس درس قرآن در مدارس اشاره کرد و گفت: نظارت بر آموزش قرآن طبق ضوابط مصوب، بهسازی ساعات آموزش قرآن مدارس، پاسخ گویی به نیازها و انتظارات معلمان و همچنین دانش آموزان و اولیای آنها از اموری هستند که باید فرصت انجام آنها را در کوتاه مدت فراهم آورد تا اهداف عالی توسعه فرهنگ قرآنی در مدارس محقق شود.

جايگاه آموزش و فعاليت هاي قرآني در اسناد بالادستي

سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور  

ابلاغيه مقام معظم رهبري

4- ایجاد تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی با توجه به :

4-4 توسعه فرهنگ و معارف اسلامی و یادگیری قرآن(روخوانی، روان خوانی و مفاهیم) و تقویت انس دانش آموزان با قرآن و سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) و گسترش فرهنگ اقامه نماز.

قانون برنامه پنجم توسعه

ماده 4ـ در اجرای منشور توسعه فرهنگ قرآنی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، معاونت موظف است حداکثر تا پايان سال دوم برنامه، اسناد راهبردی توسعه حوزه‌های آموزش عمومی، تبلیغ و ترویج، پژوهش و آموزش عالی قرآنی کشور را براساس پيشنهاد شورای توسعه فرهنگ قرآنی تهيه و برای تصويب به هيأت وزيران تقديم کند.

ماده 19 ـ الف ـ در راستای تحقق بند (8) سياست های کلی ابلاغی و با هدف ارتقاء کيفی سه حوزه دانش، مهارت و تربيت اسلامی به دولت اجازه داده می‌شود برنامه تحول بنيادين در نظام آموزش و پرورش کشور را در چارچوب قوانين موضوعه و با رعايت اولويت های ذيل تدوين نمايد و پس از تصويب در هيأت وزيران به اجراء درآورد :

. . .

ارائه برنامه جامع آموزش قرآن اعم از روان‌خوانی و فهم قرآن و برنامه تلفيقی قرآن، معارف اسلامی و عربی با اهداف قرآنی

سند تحول بنيائين آموزش و پرورش

راهکار 3/1 ـ توسعه فرهنگ اقامه نماز و اهتمام به برپايی نماز جماعت در مدرسه و تقويت انس با قرآن در دانش‌آموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآنی با اصلاح برنامه‌ها و توانمندسازی معلمان در راستای تقويت مهارت روخوانی و روان‌خوانی در دوره ابتدايی، آشنايی با مفاهيم کليدی قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرآنی در متوسطه دوم براساس منشور توسعه فرهنگ قرآنی.

 سند برنامه درسي ملي

1ــ حوزه تربيت و يادگيري حکمت و معارف اسالمي

دين اسالم، که از جانب خداي متعال بر پيامبر اکرم (ص ) نازل شده شامل اعتقادات، اخالق، احکام و کليه نظاماتي است که انسانها براي رسيدن به مقصد متعالي خود بدان نياز دارند. منابع اخذ معارف اسلامي، قرآن کريم، سنت و سيره پيامبر گرامي اسلام و جانشينان معصوم آن بزرگوار صلوات الله عليهم  و عقل است. تعقل به معنای قدرت تجزيه و تحليل و ربط دادن قضايا و سنجش و ارزيابی يافته ها بر اساس نظام معيار ( اسلام ) است که از طرق معتبر به دست آمده است. حکمت به معنای علم متين، محکم و استوار دستاورد قوه تعقل است. حکمت و بصيرت زمانی به وقوع مي پيوندد که فرد در فرآيند صحيح تفکر با هدايت و رهبری عقل سليم و نقل صحيح قرار گيرد. ايمان مبتنی بر تفکر، اساس اعمال دينی است و هيچ عمل دينی بی حضور تفکر و تعقل معنا و مفهوم ندارد. تفکر، مطالعه و پژوهش اساس معرفت دينی را تشکيل می دهد.

ضرورت و کارکرد حوزه : مهم ترين هدف تشکيل نظام اسلامی به طور اعم و نظام آموزشی به طور اخص، تربيت دينی ـ به معنای عميق و گسترده آن ـ است. دين مقدس اسلام برنامه جامع تربيتی انسان برای عبوديت و تقرب الی الله است. تعميق معرفت و ايمان متربيان به اعتقادات، اخالق و احکام الهی که همان معرفت و ايمان به دين اسلام است، مهم ترين رسالت تعليم و تربيت در نظام اسلامی است.

حوزه يادگيری حکمت و معارف اسلامی بستری برای تقويت اندیشه، ایمان و عمل دينی و برنامه ريزی برای دستيابی به معرفت نسبت به برنامه جامع تربيتی انسان است تا به متربيان، ميزانی از آگاهی درباره اسلام را بدهد تا بتوانند بر اساس آن زندگی فردی و اجتماعی خود را بر محور بندگی خدا سامان بدهند، فرد را توانمند سازد که به گونه ای فعال، جامعه را به سوی آرمان های اسلامی سوق دهد و در برابر آسيب های اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، سياسی واجتماعی، ايستادگی و مقاومت کند و به او اين توانايی را بدهد که در آينده در تربيت فرزندان خود موفق و در تعالی جامعه مشارکت مؤثر داشته باشد.

حيات انسان، يک حيات فکری است و تفکر، استعدادی الهی است که در اثر تربيت به فعليت مي رسد و انسان می تواند در پرتو تقوای الهی، با متعادل کردن قوای درونی خويش، از آن در مسير فطرت توحيدی بهره برداری کند. لذا فرآيند تربيت بايد به گونه ای باشد که طی آن تفکر و تعقل و حکمت پرورش يابد. تقويت اين توانايی، ايمان، باور، دانش و عملکرد انسان را تحت تأثير قرار داده و زمينه تعالی او را فراهم مي سازد. فرآيند اصلی در عمل اختياری و آگاهانه انسان که بايد در معارف اسلامی مورد نظر باشد فرآيند شناخت فکورانه، ايمان آگاهانه و عمل ارادی است. عملی ارزشمند است که حاصل ايمان به دين باشد؛ ايمانی که مبتنی بر معرفت و شناخت و حاصل تفکر و تعقل فرد باشد.

قلمرو حوزه : حوزه يادگيری حکمت و معارف اسلامی بخشی از رسالت ياد شده را در مجموعه برنامه های درسی بر عهده دارد، اين حوزه مي تواند زمينه لازم براي درک، تدبر، تأمل، تفقه و بصيرت در دانشآموزان را فراهم کند و در نهايت، سبب شود تا فرد رفتار حکيمانهاي از خود بروز دهد. محدوده اين آموزش، آن است که دانشآموزان دين را بهعنوان راهنماي عمل و برنامه زندگي بشناسند و بر اساس آن، برنامه ريزي و عمل نمايند. اين معارف شامل سه بخش زير است :

الف- اعتقادات : در حد شناخت عقلاني اصلي ترين موضوعات اعتقادي شامل توحيد، معاد، عدل، نبوت و امامت، ولايت فقيه، نظام خلقت و مسائل مبتال به مربوط به آن ها، بدون طرح جزئيات تخصصي هر موضوع است؛ در واقع حکمت نظري، يعني دانش درباره واقعيت ها ( هست ها )، موضوع اين بخش از محتوا است.

ب- اخلاق : در حد شناخت مسائل و موضوعات اصلي اخلاقي و التزام به آن که در تکوين شخصيت انسان نقش محوري دارند و با توجه به مسئله ها و چالش هاي اخلاقي روز؛ يعني حکمت عملي که درباره بهترين رفتار انسان براي رسيدن به سعادت و کمال (بايدها و نبايدها ) است موضوع اين بخش از محتوا مي باشد.

ج- احکام : در حدي که هر فرد مکلّف به طور معمول در زندگي فردي و اجتماعي خود بدان نياز دارد و در صورت عدم اطلاع قبلي از آن ها در انجام وظايف شرعي دچار مشکل مي شود.

نتايج يادگيري دانش آموزان در حوزه حکمت و معارف اسالمي در پايان دورههاي تحصيلي عبارتند از :

1-     آمادگي براي دينداري و عمل به وظايف ديني مبتني بر ايمان توأم با معرفت و شناخت؛

2-    احساس خرسندي و رضايت از هويت اسالمي خود و عالقه و تالش براي حفظ آن؛

3-  تالش براي رشد شعائر و فرهنگ ديني جامعه در شرايط مختلف اجتماعي؛

4-  احساس مسئوليت نسبت به نظام اسالمي و مشارکت در پيشرفت نظام و اقتدار و سربلندي آن در جهان؛

5-  بهره مندي از حکمت نظري و عملي.

 

2- حوزه تربيت و يادگيری قرآن و عربی

دين اسلام، راه هدايت انسان ها به سوی کمال و رستگاری است. خداوند با هدايت خود انسان را به راه و مسير حرکت به سوی کمال راهنمايی ميکند. يکی از منابع اخذ معارف اسلامی، قرآن کريم است. قرآن کريم کتاب هدايت انسان ها است.

ضرورت و کارکرد حوزه : تعميق معرفت و ايمان دانش آموزان به اعتقادات، اخلاق و احکام الهی که همان معرفت و ايمان به دين اسلام است، مهم ترين رسالت تعليم و تربيت در نظام اسلامی است.

قرآن کريم، به عنوان منبع وحی الهی و منبع اصلی اعتقادات، اخالق و احکام است. توانايی خواندن همراه با درک معنا، تدبر در قرآن و انس با آن، سبب ورود هر فرد مسلمان به دريای معارف اسلامی است. يادگيری زبان عربی به عنوان زبان قرآن سبب می شود که فرد بتواند به طور مستقيم با کتاب الهی ارتباط برقرار کند، آن را بفهمد و از رهنمودهای آن بهره ببرد. هم چنين آموزش اين زبان سبب می شود که متربيان بتوانند از معارف اهل بيت عليهم السلام و فرهنگ غنی اسلام استفاده کنند. از سوی ديگر زبان و ادبيات فارسی با زبان عربی درآميخته است و آشنايی با زبان عربی در يادگيری زبان فارسی تأثير خواهد داشت.

قلمرو حوزه : حوزه يادگيری قرآن و عربی شامل دو حوزه محتوايی آموزش قرآن کريم و آموزش عربی است و حد نهايی يادگيری در اين دروس به شرح زير است:

الف- توانايی خواندن صحيح و روان قرآن کريم؛

ب- توانايی درک معنای عبارات ساده و پرکاربرد قرآن کريم؛

ج- توانايی نسبی تدبر در آيات قرآن کريم به منظور درک ساده و اوليه دقايق و ظرائف مفاهيم آيات، بدون آموزش تخصصی علوم قرآنی؛

د- انس مستمر و دائمی با قرآن کريم، به نحوی که دانش آموزان، اهل خواندن و تفکر در قرآن باشند و ابن امر را الزمه تربيت دينی و اعتلای هويت الهی خويش بدانند.

آشنايی با زبان عربی و مشخصاً مهارت های چهارگانه زبانی يعنی خواندن، گوش کردن، نوشتن و سخن گفتن در اين حوزه به ميزانی است که دانش آموز را در درک معنای آيات قرآن کريم، کلام معصومين و متون دينی و فرهنگ اسلامی کمک کند و در تقويت زبان فارسی او مؤثر باشد.

اين دو حوزه محتوايی، ارتباط وثيقی با يک ديگر دارند و برنامه ريزی آن ها بايد هماهنگ و مرتبط با هم صورت گيرد و از اهداف، محتوا و روش های مشترک و نيز مطالب مکمل و تأييد کننده هم ديگر استفاده مطلوب به عمل آيد.

جهت گيري های کلی در سازماندهی محتوا و آموزش حوزه های تربيت و يادگيری ‹‹ حکمت و معارف اسالمی ›› و ‹‹ قرآن و عربی›› سازماندهی محتوای حوزه های حکمت و معارف اسالمی و قرآن و عربی در دوره ابتدايی به صورت تلفيقی است. در دوره متوسطه اول حتي الامکان به صورت مجزا ليکن هماهنگ و در دوره متوسطه دوم، به جز در رشته علوم و معارف اسلامی، به صورت تلفيقی و درس عربی به صورت مجزا ارائه میشود. در رشته علوم و معارف اسلامی نيز درس های اختصاصی در حوزه معارف اسلامی ارايه می شود.

1ــ به دليل ارتباط وسيع و وثيق محتوای دو حوزه ‹‹ حکمت و معارف اسلامی ›› و ‹‹ قرآن و عربی ›› سازماندهی محتوای هر دو حوزه در يک بخش آمده است.

برنامه ي راديويي خانه ي قرآن

برنامه ي راديويي خانهيقرآن

موج 100 مگاهرتز

تدريس كتاب هاي درسي آموزش قرآن توسط مؤلفان

 تقديم به آموزگاران دوره ي ابتدايي و دبيران قرآن سراسر كشور

پايه هاي

روزهاي

اول و دوم ابتدايي

شنبه

سوم و چهارم ابتدايي

يك شنبه

پنجم و ششم ابتدايي

دو شنبه

سوم راهنمايي و اول متوسطه

سه شنبه

دوره ي متوسطه ي دوم

چهار شنبه

پرسش و پاسخ ( برنامه زنده )

پنج شنبه

 ساعت پخش : 19:30

به بهانه آغاز سال تحصیلی شعري از مرحوم قیصر امین‌ پور

باز هم اول مهر آمده بود

و معلم آرام

اسم ها را می خواند.

اصغر پورحسین!

پاسخ آمد: حاضر.

قاسم هاشمیان!

پاسخ آمد: حاضر.

اکبر لیلا زاد...

پاسخش را کسی از جمع نداد.

بار دیگر هم خواند:

اکبر لیلازاد!

پاسخش را کسی از جمع نداد

همه ساکت بودیم

جای او اینجا بود

اینک اما، تنها

یک سبد لاله ی سرخ

در کنار ما بود

لحظه ای بود، معلم سبد گل را دید

شانه هایش لرزید

همه ساکت بودیم

ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم

گل فریاد شکفت!

همه پاسخ دادیم:

حاضر، ما همه اکبر لیلا زادیم.

دو درس قرآن و هديه هاي آسمان ماهيتاً تلفيق ناپذيرند. ( بخشي از يك نامه )

بِســـــمِ اللهِ الـرَّحـمـن الـرَّحيــمِ

‹‹ واقعيت ها را بنويسيد، هر چند به ضرر خودتان يا به ضرر کساني باشد که به آنان علاقمنديد. من هم ممکن است اشتباه کنم. شما نبايد از کنار اشتباهاتم يا آن چه به نظر شما اشتباه مي آيد، بي سرو صدا بگذريد، اين کار خلاف وظيفه اي است که بر عهده گرفته ايد. كسي که براي خدا قلم مي زند، نه گزاف مي گويد و نه کتمان حقايق مي کند. سعي کنيد مورخ بي غرضي باشيد، مسائل و حوادث را آن طور که واقع شده است، شرح دهيد. نوشته شما مبالغه آميز نباشد، پرده پوشي هم در آن نشده باشد، نه اغراق کنيد و نه انکار؛ در قدم اول با زبان ملايم، با زبان پند و اندرز با افراد مواجه شويم، خواه شاه باشد يا شبان. وظيفه در قدم اول ارشاد است و در اين وظيفه نبايد ميان انسان ها، از نظر مقام، موقعيت و منصب فرق بگذارند. ›› ( صحيفه امام، ج‏۶، ص ۱۵ )

موضوع الـزام تلفيق دروس« آموزش قرآن»و« هديه ي آسمان » در سند برنامه ي درسي ملّي

1 - در نگارش هاي پنج گانه ي قبلي اين سند وجود نداشته است و در نسخه ي نهايي براي اولين بار مطرح شده و عجيب تر آن که به تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش نيز رسيده است. ( ! ) اين در حالي است که

اولاً - هيچ گونه کار کارشناسي روي اين موضوع انجام شده است و مجموعه ي افراد دست اندر کار سند برنامه ي درسي ملي در جريان آن نبوده و نيستند.

ثانياً - اجماع کارشناسان دو گروه درسي قرآن و ديني دفتر برنامه ريزي و تاليف کتب درسي, تلفيق دو درس را کاملاً اشتباه مي دانند

ثالثاً - حتي در صورت الزامي بودن اجراي آن, اين موضوع را نيازمند مطالعه ي دقيق و نيز آماده سازي راهنماي برنامه ي درسي تلفيقي مي دلنند.

خامـساً- هم چنين با توجه به شرايط فعلي که کمتر از سه ماه از عمر دولت دهم مانده است اجراي اين مصوبه باعث تضعيف کليه ي اسناد بالا دستي در آينده خواهد بود؛ لذا اجراي آن در سال تحصيلي جديد به صلاح نمي باشد.

 2- علي رغم بيان سند برنامه ي درسي ملي مبني بر ارتباط وسيع و وثيق اين دو درس, بايد گفت

اولاً -  اين دو درس ماهيتاً تلفيق ناپذيرند. زيرا طبق سند تحول بنيادين آموزش و پرورش و نيز ساير اسناد بالادستي ( و نيز بيانات مکرر مقام معظم رهبري  به ويژه در ابلاغ سياست هاي کلي نظام آموزش و پرورش و بند 4/4 آن به روشني اهداف و انتنظارات درس آموزش قرآن بيان شده است. که شامل آموزش 4 مهارت اصلي خواندن, فهم اوليه, تدبر( تفکر و تعقل ) و انس دائمي دانش آموزان با قرآن کريم است. در حالي که درس ديني متکفل آموزش مباحث اعتقادي,آداب اسلامي, نماز و ... است. از اين رو معلوم نيست چگونه در اين سند بيان ارتباط وسيع و وثيق اين دو درس به دست آمده است ؟

ثانياً -  اگر به ادعاي همين سند, اين دو درس با هم ارتباط وسيع و وثيق دارند, پس چرا دو حوزه ي حکمت و معارف اسلامي و حوزه ي قرآن و عربي از هم جدا ذکر شده است ؟ !

3- در بند 4/4 از سياست های کلی نظام آموزش و پرورش که اخيراً از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد, بر اولويت آموزش روخوانی و روان خوانی قرآن تاکيد شده است. به همين دليل, اين مصوبه هم با فرمايش معظم له و هم با سند تحول بنيادين و هم با بند هشتم برنامه ی پنجم نوسعه منافات دارد و نيز موجب تضعيف آن است. در اين اصل آمده است : « تحول در نظام آموزش و پرورش با هدف ارتقاء كيفي آن بر اساس نيازها و اولويت هاي كشور در سه حوزه دانش، مهارت و تربيت و نيز افزايش سلامت روحي و جسمي دانش آموزان. »

موضوع تلفيق اين دو درس نه به ارتقای کيفی آموزش قرآن کمک می کند و نه اولويت های آموزش و پرورش را در نظر می گيرد و نه موضوع آموزش مهارت های قرآنی را مد نظر قرار می دهد؛ بلکه تنها برای آموزش قرآن طريقيت قائل است نه موضوعيت.

  در صورت قبول مصوبه ي تلفيق دو درس « آموزش قرآن » و « هديه ي آسمان »

1 - نه تنها تلفيق دروس بدون مطالعه ي ابعاد مختلف آن و نيز بدون تهيه و تصويب راهنماي برنامه ي درسي و مشخص کردن مرز, سطح, عمق و نوع تلفيق عملاً امکان پذير نيست؛ بلکه اجرای شتاب زده ی آن اعتبار علمي اسناد بالادستي وزارت آموزش و پرورش را دچار مخاطره و چالش جدی مي کند.

2- در اين فرصت کم که دو کتاب درسي « آموزش قرآن » و « هديه هي آسمان » قبلاً تأليف شده و خبر کتاب تحويل دفتر برنامه ريزي و تأليف کتب درسي شده و مراحل اعتبار بخشي را پشت سر گذاشته است؛ و با توجه به مراحل مختلف آماده سازي کتاب درسي و چاپ و توزيع آن و نيز آموزش مدرسان کشوري, اين حرکت شتاب زده به صلاح اين سازمان محترم و وزين که عمود خيمه ي آموزش و پرورش است, نخواهد بود.

3 - چنين کار مهمي که بايد مراحل قانوني تاليف کتب درسي مانند اعتبار بخشي,  اجراي آزمايشي را پشت سر بگذارد و به تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش برسد, قطعاً حاصل زحمات و مجاهدت علمي و فرهنگي 15 ساله ي کارشناسان و متخصصان اين حوزه را دچار آسيب هاي جبران ناپذيري مي کند.

 آن چه که طبق دستور براي سال تحصيلي جديد آماده شده است,

1 -  به جاي تاکيد بر مهارت هاي پايه ي قرآن آموزي, درس قرآن در خدمت اهداف و محتوا و روش هاي تدريس درس ديني قرار گرفته است.

2-  باعث حذف کامل برخي از ارکان و اهداف چهارگانه ي برنامه درسي قرآن مانند تدبّر و تفکر که از مهم ترين اهداف برنامه ي درسي ملي  نيز بوده, گرديده است.

3 -  از اشکالاتي که حقير قبلاً به کتاب هاي آموزش قرآن فعلي داشتم, تعدد موضوعات کتاب هاي درسي قرآن و پرداختن بيش از حد به موضوعاتي بود که باعث مي شد معلماني که در روخواني و روان خواني قرآن ناتوان بودند, بهانه ي خوبي براي گريز از هدف اصلي برنامه ي آموزش قرآن يعني مهارت روخواني و روان خواني به دست آورند. تلفيق دو درس نه تنها اين معضلات را حل نکرده بلکه زمينه هاي بروز اين نگراني را بيش از هميشه فراهم مي کند.

4-  طبق برنامه ي درسي قرآن, دانش آموزان بايد در پايه ي سوم ابتدايي مهارت روخواني کل قرآن را کسب کنند زيرا از پايه ي چهارم ابتدايي روان خواني قرآن مورد توجه برنامه ي درسي است. بنابراين تلفيق باعث طولاني تر شدن آموزش روخواني و کشانده شدن آن به پايه ها بالاتر مي شود.

5- يکي از مشکلات, عدم درک مفهوم تلفيق از سوي اعضاي محترم گروه ديني است. به زعم ايشان فقط قرآن بايد با درس ديني تلفيق شود و اين که به سر اهداف درس قرآن چه مي آيد مشکل گروه قرآن است. از نظر ايشان

-    هيچ درسي جا به جا نشود,

-    مطلبي از هيچ يک از دروس هديه ها کم و زياد نشود,

-    اگر دروس دينی متناسب با آيات قرآن نيست, حذف نشود,

-    گروه قرآن, درسي اضافه نکند.

-    و به تعبيری درس قرآن در خدمت موضوعات دينی بوده و جاده صاف کن درس دينی است.

 راه کارهاي پيشنهادي :

 1-   ارائه ي متمم براي اصلاح بند مذکور ( ص 23 سند برنامه ي درس ملّي )

2-   انجام کار کارشناسي و علمي درباره ي تلفيق دروس به ويژه در اين دو درس

3-   تهيه و تصويب راهنماي برنامه ي درسي تلفيق دروس

4-   اجراي مراحل آزمايشي طرح تلفيق

 وَ مـا تَوفيـقي اِلّـا بِاللهِ وَ عَـلَيـهِ تَـوَکَّلـتُ وَ اِلَيـهِ اُنيـبُ »

با احـترام مـجدد و الـتـمـاس دعـا

رضــا نــبـاتـي         18/2/1392 

مصاحبه با ايكنا

يكشنبه 29 بهمن 1391         12:08               شماره‌ خبر :1189928
تدريس قرآن در دوره ابتدايی از سوی معلمان غيرپايه سند تحول بنيادين را تهديد می‌كند.

گروه فعاليت‌های قرآنی : يك كارشناس قرآن با بيان اينكه پنج هزار معلم جديدالاستخدام قرآنی آموزش و پرورش برای آموزش قرآن در مقطع ابتدايی به كار گرفته شده‌اند، گفت: بهره‌گيری از اين معلمان برای آموزش قرآن در دوره ابتدايی با برنامه درسی ملی مغايرت داشته و سند تحول بنيادين را به شدت تهديد می‌كند.

رضا نباتی، كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با اشاره به استخدام پنج هزار معلم قرآن كه از قاريان و حافظان قرآن كريم در استان‌ها هستند در وزارت آموزش و پرورش، اظهار كرد: طبق قانون در مقطع ابتدايی، تنها بايد يك معلم در كلاس‌‌های مقطع ابتدايی حضور داشته و تمامی دروس پايه‌های مقطع ابتدايی را تدريس كند كه وزارت آموزش و پرورش با استخدام پنج هزار معلم قرآنی در استان‌ها اين قانون را فراموش كرده و معلمان جديد‌الاستخدام را برای تدريس قرآن در پايه‌های مختلف مقطع ابتدايی به كار گرفته است.

نباتی با يادآوری اينكه با استخدام پنج هزار معلم قرآنی، زنگ قرآن پايه‌های ابتدايی در بسياری از استان‌ها به اين معلمان واگذار شده است، ادامه داد: اين تفكر كه شخص ديگری به غير از معلم پايه دانش‌آموزان كه تمامی دروس را تدريس می‌كند در كلاس‌های درسی دانش‌آموزان حضور داشته و به تدريس قرآن بپردازد نه تنها تفكر درست و علمی نيست بلكه به نظر می‌رسد يك تفكر سكولار است و با اين شيوه‌ خطر ترويج نگاه سكولار به بهانه آموزش قرآن در آموزش و پرورش ايجاد می‌شود.

وی در ادامه با عنوان اين مطلب كه طبق مصوبه شماره 677 شورای عالی آموزش و پرورش، آموزگاران دوره ابتدايی كه آموزگاران پايه هستند بايد قرآن را نيز به دانش‌آموزان آموزش دهند، ادامه داد: اين مصوبه دلايل علمی دارد و در شرايطی كه در همه جای دنيا، دوره ابتدايی تك‌معلمی است مسئولان ما در آموزش و پرورش نيز بايد به اين مسئله توجه داشته و قانون تك‌معلمی در دوره ابتدايی را رعايت كنند، زيرا به هر حال هدف ما در مقطع ابتدايی فقط آموزش دروس نبوده بلكه توجه به حوزه‌های عاطفی و تربيتی دانش‌آموزان و نيازها و چالش‌های عاطفی آنان است و معلم دوره ابتدايی كه در دوره‌های آموزشی و ضمن خدمت آموزش و پرورش شركت كرده و به عبارتی با دانش‌آموزان زندگی می‌كند اين توانمندی را دارد كه بچه‌ها را خوب بشناسد و نيازهای آموزشی و عاطفی آنان را مرتفع كند.

كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی با بيان اينكه اكثر آموزگاران مقطع ابتدايی تحصيل‌كرده آموزش ابتدايی هستند و توانمندی لازم در تدريس تمامی دروس را دارند، گفت: آموزگاران مقطع ابتدايی تعهد آن را دارند كه با حضور در كلاس به شايسته‌ترين شكل تدريس كنند و به اين دليل كه اين معلمان، دوره‌های آموزشی لازم را گذارنده و مهارت‌های لازم را كسب كرده‌اند درست نيست كه تدريس درس قرآن را از آنان بگيريم و به معلمان جديدالاستخدام واگذار كنيم زيرا از اين راه، روح حاكم بر تعليم و تربيت اسلامی را از دوره ابتدايی خارج كرده و اين نگاه سكولار يا جدا كردن قرآن از ساير دروس را به وجود می‌آوريم.

 نباتی:
5 هزار معلم جديدالاستخدام قرآنی در آموزش و پرورش با روش‌های آموزش قرآن در مقطع ابتدايی آشنايی چندانی ندارند و از روش‌هايی استفاده می‌كنند كه مغاير با سند تحول بنيادين آموزش و پرورش بوده و البته ممكن است در بسياری از موارد غيركارشناسانه و خودسرانه رفتار كنند

نباتی در ادامه اين بخش از سخنان خود عنوان كرد: معلمی كه در طول سال همه دروس را تدريس می‌كند و درس قرآن را به اين دليل كه به قاريان و حافظان واگذار شده تدريس نمی‌كند، رفته‌رفته از قرآن دور می‌شود و در پی آن نيز تأثيرگذاری درس قرآن و حضور درس قرآن در ساير دروس به مرور كم‌رنگ شده و از بين می‌رود و البته اين شيوه مغاير با سند تحول بنيادين و برنامه درسی ملی آموزش و پرورش است زيرا تلاش ما در برنامه درسی ملی اين است كه همه دروس با رويكرد شكوفايی فطرت الهی به منظور تحقق حيات طيبه مورد نظر قرآن باشد.

وی در بخش ديگری از سخنان خود با يادآوری اينكه در اسلامی كردن تعليم و تربيت، همه دروس بايد الهی و توحيدی باشند، گفت: تمامی دروسی كه در نظام تعليم و تربيت اسلامی تدريس می‌شوند بايد اين توانايی را داشته باشند كه ارتباط خوبی بين دانش‌آموز با خود، دانش‌آموز با خدا و دانش‌آموز با خلقت ايجاد كند و به طور طبيعی زمانی كه قرآن را از آموزگار دوره ابتدايی بگيرند ديگر چيزی نمی‌ماند و اين خطری است كه سند تحول بنيادين آموزش و پرورش و برنامه درسی ملی را به شدت تهديد می‌كند.

كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی با اشاره به بازديد‌هايی كه طی ماه‌های گذشته از فعاليت آموزشی برخی از استان‌ها داشته است، افزود: طی بازديد‌هايی كه از استان‌ها داشته‌ايم، می‌بينيم كه اين اتفاق در بسياری از مدارس ابتدايی رخ می‌دهد و باوجود اينكه ما برای تمامی معلمان مقطع ابتدايی دوره‌های آموزشی در سطح كشوری و استانی برگزار كرده‌ايم اما در حال حاضر همين معلمان كه دوره‌های آموزشی را پشت سر گذاشته‌اند در زنگ قرآن از كلاس خارج می‌شوند و معلم قرآن جای آنها را می‌گيرد و در اين ميان برای يك زنگ قرآن دو معلم حقوق دريافت می‌كنند و البته با اجرای اين طرح، آموزش‌هايی كه برای ارتقای مهارت معلمان مقطع ابتدايی صرف شده را هيچ كرده‌ايم.

وی ادامه داد: پنج هزار معلم جديدالاستخدام قرآنی در آموزش و پرورش با روش‌های آموزش قرآن در مقطع ابتدايی آشنايی چندانی ندارند و از روش‌هايی استفاده می‌كنند كه مغاير با سند تحول بنيادين آموزش و پرورش بوده و البته ممكن است در بسياری از موارد غيركارشناسانه و خودسرانه رفتار كنند.

سند تحول بنيادين آموزش و پرورش بايد بند به بند اجرا شود

نباتی در بخش ديگری از سخنان خود با يادآوری اينكه مقام معظم رهبری فرموده‌اند كه سند تحول بنيادين آموزش و پرورش بايد بند به بند اجرا شود و نبايد نه يك قدم جلوتر و نه يك قدم عقب‌تر حركت كنيد و بايد خود را مقيد كنيد كه كاملاً طبق سند تحول بنيادين آموزش و پرورش عمل و حركت كنيد، عنوان كرد: در صورتی كه آموزش قرآن در مقطع ابتدايی از آموزش ساير دروس جدا شود اين روش مغاير با سند تحول بنيادين خواهد بود و مسئولان آموزش و پرورش و معاونان آموزش ابتدايی در استان‌ها نبايد اجازه دهند كه اين اتفاق در مدارس ابتدايی رخ دهد.

كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی، با عنوان اين مطلب كه اين شيوه كه قاريان و حافظان قرآن جديدالاستخدام به آموزش قرآن در مقطع ابتدايی بپردازند برخلاف سند ملی آموزش و پرورش بوده و به نفع نظام تعليم و تربيت كشور نيست، اظهار كرد: مسئولان و مديران آموزش و پرورش ما بايد اين نگاه عالمانه و كارشناسانه را داشته باشند و پيش از آنكه به دستورات افراد بالادستی توجه كنند به اسناد بالادستی توجه كنند.

وی در بخش پايانی سخنان خود با بيان اينكه مشكل اصلی ما اين است كه ساز و كار لازم در حوزه نظارت بر اجرای اسناد بالادستی را نداريم، ادامه داد: ما ابزار لازم برای حُسن اجرای برنامه‌ها را نداريم و در اين حوزه دفتر آموزش ابتدايی و معاونت‌های آموزش ابتدايی استان‌ها و شهرستان‌ها مسئول هستند و بايد نظارت كاملی نسبت به اجرای فعاليت‌های آموزشی در مدارس براساس اسناد بالادستی داشته باشند.

اصل خبر 

يادگاري

در وبلاگ صداي سند  مي خوانيم : 

    صدای سند یعنی صدای دست اندرکاران تدوین سند ملی آموزش و پرورش . . .
   من، دكتر محمود مهرمحمدی استاد تعلیم و تربیت دانشگاه تربیت مدرس افتخار آن را داشتم که مسئولیت این کار عظیم را بر عهده داشته و از جمع کثیری از همکاران که در این کار سترگ مشارکت داشتند فراوان بیاموزم. تاریخ قید شده نیز قابل توجه و حائز اهمیت است . . . 
    دانستن این که در این مدت بر ما که عهده دار این وظیفه خطیر ملی شده بودیم چه گذشت و حاصل کار ما نیز با چه سرنوشتی روبرو شد حق همگان است . . .
    این وبلاگ ابزاری است برای احیای این حق است تا در این زمینه اطلاع رسانی لازم را به علافمندان ارائه بنمائیم و امیدواریم از این طریق بخشی از تاریخ معاصر آموزش و پرورش از سپرده شدن به دست فراموشی نجات یابد . . .

قابل توجه دانشجويان ترم جديد - مهر 1391

دانشجويان محترم رشته ي علوم قرآني مي توانند براي كسب اطلاع و مطالعه ي بيش تر درباره ي مطالب ارائه شده در كلاس درس، به اين مقاله ها نيز مراجعه كنند. براي مشاهده ي فهرست مقاله هاي اين جانب در زمينه ي قرائت و صوت و لحن ( تلاوت هاي ماندگار و جاودانه ها ) روي هريك از عبارت هاي زير كليد كنيد. / با تشكر

آموزش صوت و لحن تخصصي


ساير مقالات مرتبط

ابر و ماه ...

ابر و ماه ... 

   دو مقاله ي زير از  بنده در مجلات رشد مهر ماه 1391 چاپ شده، اميد وارم دوستان ضمن مطاله ي اين دو مطلب، اين جانب را در اصلاح نظرات ياري فرمايند / با تشكر :

1- ويژه نامه ي رشد آموزش ابتدايي شماره ي 1 / مهر ماه 1391 ص 18

با عنوان : كسب مهارت روخواني، مهم ترين هدف آموزش قرآن است

( در قالب مصاحبه ارائه شده است. )

2- ويژه نامه ي رشد سفر نامه ششم ابتدايي شماره ي 1 / شهريور ماه 1391 ص 28

با عنوان : انس با قرآن و روان خواني 

( غنوان اصلي مقاله : '' شش سال تلاش براي تحقق يك مهارت '' بوده است )

فهرست مطالب مجله

پاسخ به يك شُـبهه :  شايد برخي از دوستان پس از مشاهده و مطالعه ي مطالب بگويند : چرا اسم نويسنده و يا مصاحبه شونده در متون نيامده و يا به نام كسان ديگري معرفي شده است ؟ 

پاسخ را به عهده ي زمان و روزگار مي سپارم تا كي ماه من از پشت ابر سر برون كند و حقيقت زلال از لابه لاي گل و لاي رخ بنماياند. اما شما مي توانيد بخشي از علت را در مراجعه به لينك زير بيابيد.

لطفاً روي مطالب 1 و 2  كليد كنيد


چو دشمن گرامی ‌شد و دوست خوار             به ناچار پیش ‌آید چنین روزگار 
همین دان که گر، ما خرد داشتیم                   چنین روزگاری نمی‌داشتیم 



* * * * *

در اين دو مجله، مطلب زير حذف گرديده است؛ اميدوارم آن را نيز بخوانيد :

« حرفه شدن آموزگاران قرآن »  

اصلي ترين محور تحول بنيادين آموزش و پرورش 

بی شک اصلی ترين کاري که بايد در آموزش و پرورش اتفاق بیافتد حرفه ای کردن آموزگاران ابتدايي است. به زبان ساده « آموزگار حرفه ای » کسی است که ديگران, حتی آموزگاران ساير پايه ها, از انجام وظايف او عاجز باشند.

سؤالی که در اين جا مطرح مي شود اين است که  براي توفيق هر چه بيش ‌تر در آموزش قرآن دوره ي ابتدايي، لازم است آموزگاران, واجد چه صلاحيت های عمومي و نيز حرفه ای باشند ؟

1-  مهم ترين نگرانی در دوره ی ابتدايي به ويژه در پايه های سوم تا ششم ابتدايي « عدم توانايي برخی از معلمان در رفع اشکالات خواندن قرآن است. » به همين خاطر شعار درس آموزش قرآن در پايه های سوم تا ششم « توجه به موضوع رفع اشکلات خواندن قرآن همه ی دانش آموزان » است.

2-  شركت فعال معلمان در دوره‌هاي آموزش ضمن خدمت به نحوی که اولاً اين دوره ها با کيفيت و کامل اجرا شود و ثانياً معلمان با روش های آموزش قرآن در اين پايه به خوبی آشنا شوند.

3-  تسلط كافي ايشان بر روش ها و مراحل تدريس هر يک از موضوعات كتاب درسی

4-   مشاهده ی دقيق و با حوصله ی فيلم های توجيهی - آموزشي

5-   مطالعه ی مقدمه ی کتاب درسی دانش آموز؛ در ابتدای هر کتاب درسی چندين صفحه درباره ی روش آموزش قرآن برای معلنان آورده شده است, اما تجربه نشان می دهد متاسفانه اغلب معلمان حتی يک بار اين مقدمه را نخوانده اند. طرح اين بخش از کتاب درسی را در شورای آموزگاران مدرسه پيشنهاد می کنيم.

6-  تهيه و مطالعه ی كتاب‌هاي مرجع آموزش قرآن دوره ی ابتدايي مانند كتاب مبانی و روش آموزش قرآن دوره ابتدايي- کد 6011  و كتاب راهنماي معلم قرآن پايه ی ششم ابتدايي نيز توصيه و تاکيد می شود.

7-  انس با قرآن كريم و خواندن روزانه آن و تقويت علاقه به تدريس قرآن كريم به عنوان هدف آرمانی درس اموزش قرآن است. تحقق اين هدف نياز به فرهنگ سازی دارد و مهم ترين و در عين حال ساده ترين روش برای تحقق اين هدف, توجه به « نقش الگويي معلم و خانواده در توسعه ی فرهنگ انس روزانه ی دانش آموزان با قرآن کريم » است. 

8-  تلاش به موقع براي تهيه و آماده‌سازي امکانات آموزشی مانند ضبط و نوار و استفاده ی به جا از آن ها در تدريس.

9-  پرهيز از جا به جايي اهداف و نيز موضوعات آموزشی مانند روخوانی آيات و سوره ها و رفع اشکالات روخوانی دانش آموزان  با آموزش قرائت سوره که نه تنها به کسب مهارت روخوانی کمک نمی کند بلکه آن را با مخاطرات جدی رو به رو می کند.

10- به روز بودن معلمان از طريق ارتباط با مجلات آموزشی و سايت گروه قرآن و تبادل نظر با مولفان و کارشناسان

خبر گزاري ايكنا موضوع مصاحبه : مؤسسات قرآنی و تربيت دينی خانواده  /  79

ضرورت برگزاری كرسی‌های هم‌انديشی در آموزش عمومی و تخصصی قرآن

گروه مؤسسات قرآنی مردم‌نهاد: يك كارشناس علوم قرآنی با اشاره به اينكه استفاده از روش‌های قديمی ضربه‌ای به آموزش مربيان است، افزود: برگزاری كرسی‌های هم انديشی در حوزه آموزش عمومی و تخصصی قرآن يك نياز است زيرا بايد در اين زمينه حرف‌ها و نظرها شنيده شده و در صورت مناسب بودن به آن پرداخته شود.

رضا نباتی، كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، با اشاره به اينكه استفاده از روش‌های تاريخ مصرف گذشته ضربه‌ای به آموزش مربيان در مراكز آموزشی است، افزود: برگزاری كرسی‌های هم‌انديشی در حوزه آموزش عمومی و تخصصی قرآن يك نياز است، زيرا بايد در اين زمينه حرف‌ها و نظرها شنيده شده و در صورت مناسب بودن به آن پرداخته شود تا مسئولان نيز نگاهشان در اين زمينه تغيير كند.

وی در رابطه با نگرش و مهارت جامعه به آموزش قرآن گفت: در جامعه دو نوع آموزش عمومی و تخصصی قرآن وجود دارد، آموزش عمومی كه به آن سواد قرآنی گفته می‌شود حداقل‌هايی است كه عموم مردم و آحاد جامعه به عنوان يك شهروند مسلمان ايرانی بايد از قرآن دارا باشند كه هر دو نوع آموزش را می‌توان از دو منظر مردم و مسئولان مورد بررسی قرار داد.

اين كارشناس قرآنی اظهار كرد: متأسفانه روند فعاليت‌های قرآنی به جای عمومی شدن به سوی تخصصی شدن حركت می‌كند و اين در حالی است كه روز به روز شاهد اين مسأله هستيم كه ارتباط عموم مردم با قرآن كم‌تر و كم‌تر می‌شود، البته اين مطلب به آن معنا نيست كه نبايد فعاليت‌ها تخصصی شود، بلكه بايد توجه شود كه فعاليت‌های تخصصی هم بايد روز به روز ساده‌تر و عمومی‌تر شود. 

وی در ادامه افزود: بحث آموزش عمومی قرآن همچون گذشته در فقر به سر می‌برد و متوليان آموزش قرآن تمايلشان بيشتر به سوی آموزش‌های تخصصی قرآن است و به جای اينكه به عمومی كردن آموزش‌های قرآن پرداخته شود، آموزش‌های عمومی قرآن هم تخصصی شده است.

نباتی اضافه كرد: بايد جامعه به سمتی برود كه بيشتر سرمايه‌ها روی عمومی كردن باشد، يعنی اگر راديو و تلويزيون، مؤسسات و ارگان‌های متولی آموزش قرآن می‌خواهند استقبال عمومی را به سوی قرآن بيشتر كنند، بايد آموزش عمومی خود را بيشتر كرده و در اين رابطه ذائقه‌سنجی كنند.

نباتی بيان كرد: فعاليت‌های قرآنی چه در حوزه مؤسسات و چه ساير حوزه‌ها و ارگان‌ها پژوهش‌محور و علمی نيست اما زمانی كه مردم و علاقه‌مندان به كسب آموزه‌های قرآنی با آموزش‌هايی مواجه می‌شوند كه همسو با نياز و ذائقه آنها نيست، آن را پس می‌زنند.

اين كارشناس قرآن در ادامه اظهار كرد: نگاه‌های سنتی در آموزش قرآن بسيار مدرن و پيشرفته است ولی متأسفانه بعد از انقلاب آن نگاه‌های پيشرفته كه حاصل سال‌ها تجربه اساتيد بوده است، كنار گذاشته شده و برخی از مدرسان خواسته‌اند آموزش قرآن را با آموزش‌های آكادميكی كه در مدارس وجود دارد، رنگ و روی جديدی بدهند.

وی افزود: اين امر خود باعث می‌شود اين آموزش از بين برود يعنی به جای اينكه خدمت كنند با كارهايی كه در زمينه آموزش قرآن بدون مطالعه و شناسايی وضعيت موجود و راهكارهای رسيدن به وضعيت مطلوب انجام دادند، باعث شدند يك شكاف آموزشی عميق بين آنچه كه ما به عنوان وضعيت مطلوب فرض می‌كنيم با وضعيت موجود، به‌وجود آيد و متوليان آموزش قرآن هم به اين وضعيت دامن زده‌اند.

وی تصريح كرد: دليل تمامی اين موارد اين است كه جامعه برای كار علمی و كارشناسی‌شده در برخی موارد ارزشی قائل نشده است و در اين راه هزينه نمی‌كند؛ در حالی كه برای كارهای اجرايی، مسائل علمی و پژوهشی هزينه می‌شود. به عنوان مثال می‌توان به وجود يك اتاق فكر در مؤسسات قرآنی اشاره كرد كه اكثر اين مراكز فاقد چنين اتاقی هستند، در نتيجه بايد توجه داشت كه بايد برای هر كاری كه انجام می‌شود يك توجيه علمی وجود داشته باشد و تا زمانی كه اين امر انجام نشده، سرمايه‌گذاری‌ها در اين زمينه با ضرر مواجه می‌شود.

اين معلم قرآن با بيان اين امر كه نياز است مديران و معلمان در حوزه آموزش و مديريتی همواره خود را تشنه نگاه‌های جديد دانسته و با پشتوانه علمی كار كنند، اظهار كرد: بسياری از مديران حوزه قرآنی از حوزه مسائل علمی اطلاعی ندارند، در حالی كه مهم‌ترين وظيفه يك مدير در يك مجموعه آموزشی اين است كه از اطلاعات به‌روز در حوزه آموزشی خود اطلاع داشته باشد و به نحو مطلوب اين اطلاعات را به مربيان انتقال دهد.

وی با اشاره به اينكه اطلاعات علمی و مديريتی لازمه كار آموزشی است، بيان كرد: مؤسسات قرآنی بايد برای نظرات علمی و كارشناسانه به جای موضع‌گيری در اين زمينه هزينه كنند، زيرا مردم‌شناسی و توجه به نظرات مردم‌‌شناسانه، جامعه‌شناسانه و ... ضروری است و به مقوله حفظ قرآن از دو منظر حفظ عمومی و تخصصی نگاه كنند.

نباتی تصريح كرد: بررسی وضعيت موجود و نيازهای رسيدن به جامعه هدف، راه رسيدن به جامعه مطلوب قرآنی است و راه برون‌رفت از اين مشكل و رسيدن به جامعه ايده‌آل‌ها سرمايه‌گذاری برای حرفه‌ای كردن معلمان قرآن در تمامی ارگان‌ها است تا مشخص شود معلمی كه با مخاطب سروكار دارد، بهره‌ و دريافتش از برنامه‌ريزی‌های موجود در حوزه كلان چه مقدار است و تا چه حد اين دريافت در كلاس مفيد بوده و بروز و ظهور داشته است؛ زيرا آگاهی يك معلم از اطلاعات به‌روز در امر آموزش بسيار مهم است.

ادامه دارد ... 

نامه ي سرگشاده

چاپ قرآن را متوقف کنيد؛

چاپ مصاحف بايد در شأن قرآن کريم باشد.

مطالبه ی 600 هزار جلدی قرآن کريم وزارت آموزش و پرورش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان اوقاف و امور خيريه پس از هشت سال, هنوز بلا تکليف و در پرده ای از ابهام است. اين در حالی است که سازمان اوقاف و امور خيريه برای رفع تکليف, اقدام به چاپ قرآن هايی با کيفيت نامناسب ويژه ی مدارس ابتدايي کشور کرده است که بايد اقدام لازم نسبت به توقف چاپ و رفع اشکالات آن صورت پذيرد.

طبق برنامه ی درسی مصوب شورای عالی آموزش و پرورش از سال 1381 تا کنون در کتاب های درسی آموزش قرآن دوره ی ابتدايي به استفاده از مصحف شريف در کلاس های سوم تا پنجم ايتدايی و امسال هم در پايه ی ششم ابتدايي تأکيد شده است؛ در برخی پايه ها, دانش آموزان در هر درس, موظف به استفاده از قرآن کامل در کلاس درس هستند.

با توجه به مطالب بالا توافق نامه ای بين سازمان چاپ قرآن کريم و مرکز طبع و نشر قرآن کريم در تاريخ 24/12/1383 منعقد گرديد و قرار بر اين شد که سازمان چاپ قرآن کريم تا پايان شهريور ماه 1384 تعداد 600 هزار جلد قرآن کريم در قطع وزيری را چاپ و در اختيار وزارت آموزش و پرورش قرار دهد و اين وزارت خانه هم طبق برنامه به هر مدرسه ی شهری 20 جلد و در مدارس روستايي به ازای هر سه دانش آموز, يک جلد اهدا نمايد تا اين قرآن ها در ساعات آموزش قرآن مورد استفاده قرار گيرد.

در همان زمان مبلغ 630 ميليون تومان نيز به سازمان چاپ قرآن کريم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پرداخت شد. يعنی به ازای هر جلد 1050 تومان.

متأسفانه پس از گذشت 8 سال از اين توافق نامه, تا کنون تنها 300 هزار جلد قرآن کريم آن هم به تدريج و با کيفيت نامناسب به وزارت  آموزش و پرورش تحويل شد.

از سال 1387 سازمان چاپ قرآن کريم به سازمان اوقاف و امور خيريه واگذار گرديده است. اين جابه جايي باعث وخامت بيش تر اوضاع شد و سازمان اوقاف و امور خيريه نيز به صورت پراکنده و تنها برای رفع تکليف, اقدام به چاپ مصاحفی کرد که نه در شان قرآن کريم و نه دانش آموزان کشور بود.

دليل اين امر چاپ مصاحفی است که از جهات مختلف دارای اشکالات و نواقص اساسی است؛ از آن جمله

1-   نامناسب بودن کاغذ مورد نظر

2-   چند رنگ بودن کاغذ صفحات

3-   توليد نامناسب از حيث چاپ و مرکب

4-   کيفيت پايين طراحی روی جلد

5-   کيفيت پايين صحافی مصاحف

با اين که اين مصاحف بايد مرجوع می شد و از توزيع آن ها در مدارس جلوگری می گرديد, اما به علت نياز مبرم کلاس های درس, اين قرآن ها در مدارس ابتدايي توزيع گريد.

با توجه به مطالب فوق چند نکته قابل توجه و پيگيری است :

1- چاپ قرآن های دارای اشکالات فوق در اولين فرصت متوقف شود. زيرا چاپ اين مصاحف بايد اولاً در شأن خود قرآن باشد و ثانياً باعث ايجاد انس و علاقه در دانش آموزان شود.

2- با و جود اين که سازمان چاپ قرآن کريم زير مجموعه ی سازمان اوقاف شده, اين سازمان بايد به تکليف خود عمل کنند و وظيفه را بر گردن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی احاله نکند و نيز اگر وزارت ارشاد در اين زمينه مسئول است بايد به وظيفه ی خود عمل نمايد.

3- اين دو ارگان رسمی کشور به بهانه ی پنج برابر شدن قيمت مصاحف ( حدود يک ونيم ميلياد اعتبار مورد نياز ) از انجام تعهدات توافق نامه طفره نروند.

4- در صورتی که سازمان چاپ قرآن کريم و سازمان اوقاف و امور خيريه قصد چاپ بقيه ی مصاحف را دارند بايد به کيفيت چاپ و نيز به تطابق شيوه ی اعراب گذاری با نظام فعلی در کتاب های درسی و هم چنين ليتوگرافی مطابق نياز روز يعنی با توجه به آخرين نسخه ی چاپی 1391 توجه کنند. در حال حاضر رسم الخط کم علامت مرکز طبع و نشر قرآن کريم, نسبت به سال 1383 تغييرات عمده و قابل ملاحظه ای داشته است.

5- کند بودن روند توزيع قرآن کريم در طول هشت سال اخير ضرورت باز نگری در رويه ی توزيع مصاحف را ايجاب می کند. به شيوه ی فوق دستيابی به اهداف برنامه ی درسی چندان مطلوب نخواهد بود.

6- وضعيت به وجود آمده از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان اوقاف و امور خيريه, باعث شرمندگی چندين ساله ی وزارت آموزش و پرورش در مقابل معلمان, دانش آموزان و اولياي آن ها شده است. از اين رو در صورت عدم توانايي سازمان چاپ قرآن کريم در عمل به تعهد خود, مسئولين محترم وزارت آموزش و پرورش نسبت به اصلاح و تغيير کتاب های درسی آموزش قرآن دوره ی ابتدايي دستور مقتضی را صادر فرمايند, تا وزارت آموزش و پرورش بيش از اين خجالت زده نشود.

7- از مشاور قرآنی وزير محترم آموزش و پرورش نيز تقاضا می شود در صورت امکان برنامه ی رسمی آموزش قرآن را نيز مورد التفات قرارداده و از اعتباراتی که برای تأسيس60 هزار مدارس قرآنی هزينه می شود, در چاپ چهار رنگ ( به جای دو رنگ ) با ناخوانای آبی, مساعدت فرمايند که اين کار به ثواب و صواب نزديک تر است.

لازم به ذکر است در اين باره با مسئولان محترم مکاتبات لازم انجام گرفته است, ولی نتيجه ای حاصل نگرديده است.

در پايان اميد است در آغاز سال تحصيلی جديد و مهرماه سال 1391 پس از هشت سال انتظار, شاهد عملی شدن اين توافق نامه و توزيع کليه ی مصاحف مورد نياز در مدارس ابتدايي سراسر کشور باشيم. ان شاء الله

مقاله

چرا اسناد تحولي، ملاك عمل در آموزش عمومي قرآن كشور قرار نمي گيرد ؟ !

هر گونه آموزش عمومي قرآن كه بر خلاف سند تحول بنیادین آموزش وپرورش باشد، غير قانوني است.

سند تحول بنيادين آموزش و پرورش مشتمل بر 8 فصل در آذرماه 1390 با امضاي رياست محترم جمهور به تصويب رسيد. اين سند به منزله ي نقشه ي راه وزارت آموزش و پرورش كه با الهام از اسناد بالادستي و با توجه به اهداف راهبردي نظام جمهوري اسلامي ايران، چشم انداز و اهداف تعليم و تربيت در افق 1404 هجري شمسي تبيين گرديده است.

اين سند تنها يك بار به موضوع وظيفه ي آموزش و پرورش در زمينه ي آموزش ها و فعاليت هاي قرآني، اشاره كرده است. در راه كار سوم از بند اول فصل هشتم اين سند ( اهداف عملياتي و راه كارها ) اين چنين آمده است :

‹‹ تقويت انس با قرآن در دانش آموزان و توسعه ي فرهنگ و سواد قرآني با اصلاح برنامه ها و توانمند سازي معلمان در راستاي تقويت مهارت روخواني و روان خواني در دوره ي ابتدايي، آشنايي با مفاهيم كليدي قرآن در دوره ي متوسطه ي اول و آموزش معارف قراني در متوسطه ي دوم بر اساس منشور توسعه ي فرهنگ قرآني. ››

ياد آور مي شود طبق نخستين سند جامع راهبردي امور قرآني كشور كه با نام منشور توسعه ي فرهنگ قرآني به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده و بالتبع لازم الاجرا براي همه ي دستگاه هاست، وظيفه ي آموزش عمومي قرآن كشور به آموزش و پرورش سپرده شده است.

اين وزارت خانه وظيفه ي برنامه ريزي و مهندسي آموزش عمومي قرآن كشور را بر عهده دارد. بر اين اساس ذكر دو نكته ضروري است :

1-  ابتدا بايد كليه ي برنامه ريزي ها و فعاليت هاي قرآني داخل وزارت آموزش و پرورش در راستاي اين وظيفه ي مهم قرار گيرد و از انجام هر گونه طرح و برنامه ي خارج از اين چارچوب و مصوبه ي فوق الذكر به شدت جلوگيري شود. هم چنان كه در انتهاي اين سند آمده است : ‹‹ اين سند از تاريخ ابلاغ، لازم الاجرا است و و كليه ي مصوبات و سياست هاي قبلي در موارد مغاير با آن منسوخ و بلااثر و در ساير موارد بر اساس آن مورد بازنگري قرار مي گيرند. ››

2- تمامي فعاليت هاي قرآني كشور كه توسط ارگان ها، سازمان ها و مؤسسات قرآني مردمي در حوزه ي آموزش عمومي قرآن كشور انجام مي گيرد- مانند آموزش روخواني و روان خواني و ... -  بايد از سياست ها و برنامه هاي آموزش و پرورش تبعيت كند.

در غير اين صورت خاصيت، اعتبار و تاثيرگذاري اين گونه اسناد از سند تحول بنيادين آموزش و پرورش گرفته تا سند منشور توسعه ي فرهنگ قرآني،  دچار مخاطرات جدي قرار گرفته و در سال هاي بعد فقط نامي از آن ها در تاريخ خواهد ماند.     

سند تحول بنيادين آموزش و پرورش، بايد محور عمل در مدارس قرآني كشور قرار گيرد.

شورای عالی آموزش و پرورش, مهم ترين رکن وزارت آموزش و پرورش و قوه ی مقننه ی اين وزارت خانه است. لايحه ی تشکيل اين شورا در سال های 1365 و1381 به تصويب مجلس شورای اسلامی رسيده و بر اساس آن, وظيفه ی قانون گذاری و نظارت بر اجرای قوانين بر عهده ی اين شورا است.

در ماده ی 4 اين لايحه آمده است : « هيچ يک از مقررات آموزشی و پرورشی کشور که با وظايف شورای عالی آموزش و پرورش مربوط است, قبل از تصويب در شورا رسميت نخواهد داشت. » اين اصل در سند تحول بنيادين آموزش و پرورش ( اصل اول استلزامات حقوقی ) که به تصويب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسيده و هم چنين در بسته ی سند ملّی تحول راهبری آموزش و پرورش تصريح شده است.

شوراي عالي آموزش و پرورش در انجام وظايف خود با اقتدار عمل كند.

با توجه به اين گونه مصوبات از يك سو و عملكرد وزارت آموزش و پرورش در خصوص انجام طرح هاي پيشنهادي متعدد در حوزه ي فعاليت هاي قرآني، چند سؤال مطرح می شود :

1-   با توجه به اين که دبيرخانه ی منشور توسعه ی آموزش عمومی قرآن کشور در اين وزارت خانه است, آيا شوراي عالي آموزش و پروش بر فعاليت هاي اين نهاد در قبال وظايف محوله نظارت مي كند ؟

2-   طرح های متعدد قرآنی مانند « مدرسه ی قرآن » که در حال اجرا هستد و هر ساله هزينه های زيادي را به وزارت آموزش و پرورش تحميل می کنند, آيا نبايد قبلاً به تصويب شورای عالی آموزش و پرورش رسيده باشد ؟

3-   آيا اجرای طرح های به تصويب نرسيده, که وقت و انرژی و سرمايه های مادی و انسانی زيادی را از مجريان حوزه های ستادی, استانی و مناطق می گيرد, از مصاديق تخلف محسوب نمی شود ؟

4-   طبق ماده ی فوق, آيا اين توجيه برخي مسئولان قابل پذيرش است که گفته شود : « مراحل اجرا و تصويب اين گونه طرح و برنامه ها, همزمان انجام می شود ؟ »

5-   آيا شورای عالی آموزش و پرورش نسبت به بررسی و مطابقت يا مغايرت اين گونه طرح ها با برنامه های رسمی و مصوب و نيز با شرح وظايف وزارت آموزش و پرورش در قبال توسعه ی آموزش های عمومی, به وظايف خود به خوبی عمل می کند ؟

6-   آيا شورای عالي آموزش و پرورش نسبت به بررسی ميزان موفقيت و شکست طرح و برنامه هايي چون مدرسه ي قرآن - که دو سال از اجرای آن می گذرد- اقدام لازم را انجام داده و مطابق با نتايج پژوهش, اين طرح ها را تصويب يا رد خواهد کرد؟

7-   قطعاً اين گونه طرح هاي پيشنهادی, که به تصويب نرسيده اند و طبيعتاً منابع مالی مشخص شده نيز ندارند؛ با توجه به پر هزينه بودن، آيا شورای عالی بر اين مطلب که اين طرح ها از کدام منابع قانونی, اعتبارات خود را تأمين کرده و آن را در چه راه هايی هزينه می کنند, نظارت دقيق دارد ؟

فراكسيون قرآن مجلس مي تواند چشم بيناي ملت بر آموزش عمومي قرآن كشور باشد.

اميد است رئيس و اعضاي محترم فراکسيون قرآن مجلس شورای اسلامی که با پيگيری ها و تلاش های دلسوزانه ی خود توانسته اند بودجه ی نيم درصدی برای تقويت فعاليت های قرآنی تصويب کنند و نيز بخش اعظم آن را در اختيار آموزش و پرورش قرار دهد, حتماً اطلاع كافي و نظارت لازم را بر کم و کيف اجرای برنامه ها و فعاليت های قرآنی در آموزش و پرورش داشته باشند و راهنمايي هاي لازم را به مسئولان محترم در اين حوزه ارائه كنند.

هم چنين پيگيری پاسخ اين گونه سوال ها نيازمند همتی والا و نگاهی کارشناسانه و صادقانه از سوی متوليان محترم امور فرهنگي و قرآني كشور، چون شورای عالی انقلاب فرهنگی, فراکسيون محترم قرآن مجلس شورای اسلامی, کميته ی منشور توسعه فرهنگ قرآنی کشور و نيز  شورای عالی آموزش و پرورش است.

به کجا چنين شتابان ؟

هيچ آموزش قرآنی در کشور از حيث گستره ی جغرافيايي و تعداد دانش آموز, ساعات آموزشی, تيراژ کتاب های درسی قرآن, و ... قابل مقايسه با برنامه ی درسی و رسمی آموزش قرآن مدارس نيست. برنامه ی رسمی آموزش قرآن در آموزش و پرورش يعنی622 ساعت آموزش قرآن برای هر دانش آموز در طی دوران تحصيل؛ يعنی 79 ميليارد و 490 ميليون ساعت در طول يک سال تحصيلی برای همه ی 12 ميليون نفر دانش آموز کشور ... ؛ درست به دليل همين گستردگی, همواره مورد غفلت قرار گرفته و در نتيجه روز به روز بر مشکلات فراوان آن افزوده شده است.

اين که چرا سياست تقويت و حمايت از برنامه های رسمی و ساعات آموزش قرآن در مدارس مورد توجه قرار نمی گيرد؟ سوالي است كه همواره بي جواب است.

اين كه چرا حوزه های ستادی وزارت آموزش و پرورش همواره ‹‹ حرفه ای کردن معلمان ›› را در آموزش عمومي قرآن، خواسته يا نا خواسته ناديده می گيرد؟

اين كه چرا موضوع تهيه و توزيع مناسب و به موقع امکانات اوليه ی آموزشی لازم برای آموزش قرآن در مدارس سراسر کشور از قبيل قرآن كامل، لوحه هاي آموزشي، نوار صوتي, لوح فشرده, ضبط صوت, رايانه, کتاب راهنمای معلم و ... به تعداد معلمان, در دستور هيچ يک از مسئولان محترم حوزه ي ستادی آموزش و پرورش نيست ؟

اين كه چرا تقويت کلاس های رسمی, کتاب های رسمی, معلمان رسمی, ساعات رسمی آموزش قرآن  مدارس مورد حمايت و پشتيبانی نيست؟

اين كه چرا برای تشويق معلمان و مديران پرتلاش مدارس موفق در حوزه ي آموزش عمومي قرآن برنامه ای نداريم ؟ همواره سوال هاي بي جواب است.

آن چه اجمالاً گفته شد در حوزه ی سياست های کلان و هدف گذاری و برنامه ريزی حوزه های ستادی بود و تنها می توان از اين دوستان پرسيد : « فَـاَينَ تَذهَـبون ؟ »  به کجا چنين شتابان ؟

آموزش عمومي قرآن زير بناي آموزش هاي تخصصي قرآن كشور است.

نمونه های زير برخی از مشکلات برنامه ی رسمی آموزش قرآن در بخش اجراست :

1- شايد برای شما اين نمونه ی هر چند تلخ, جالب باشد که در سال گذشته حوزه ي معاونت پرورشی اقدام به تاسيس 10 هزار مدرسه ی قرآنی در مدارس کرد که در هر يک از مدارس يک ساعت در هفته به آموزش قرآن دانش آموزان پرداخته می شد. اما در عوض مصوبه ی رسمی و قانونی افزايش يک ساعت به ساعات آموزش قرآن مدارس که همه ی دانش آموزان کشور را شامل می شد, در بسياري از مدارس كامل اجرا نشد.

نتيجه آن که اگر در هر مدرسه ی قرآن, يک کلاس30 نفره تشکيل شده باشد, تعداد کلاس ها در كل كشور 30 هزار و تعداد شرکت کنندگان 300 هزار نفر می شود. اما اگر تعداد ساعات رسمی اجرا نشده در دوره ی ابتدايي را با توجه به تعداد کلاس ها و دانش آموزان موجود محاسبه کنيم می بينيم حدود 320 هزار کلاس قرآن در هفته, تعطيل و بيش از 5 ميليون نفر دانش آموز از آموزش عمومي قرآن بی بهره بوده اند !!!   

2- گاهی در گفته ها و كردار برخي از افراد صاحب مسئوليت, مغايرت ديده می شود؛ مانند اين که از يک سو بر اساس پندار خود می گويند : ‹‹ اغلب دانش آموزان كشور توانايي روخواني قرآن را ندارند ›› و از سوی ديگر, برنامه و ساعت رسمی آموزش قرآن و معلم, روش, وسايل و محتوای آموزشی آن را به کل رها کرده و به جای پرداختن به ارتقای کيفي هر يک از اين داشته ها, به دنبال حجيم کردن آموزش و پرورش و طرح و برنامه های قرآنی هستند. طرح و برنامه هايي که عاقبت با جابه جايي اين گونه مديران، رها و در نهايت عقيم می شود و جز خسران نتيجه اي به بار نمي آورد. 

3- برنامه ی درسی آموزش قرآن در برخی مدارس يا اجرا نمی شود و يا کامل و صحيح انجام نمی شود. که البته دلايل مختلفی دارد. اين موضوع مهم و حياتي توسط هيچ بخشي مورد نظارت و ارزش يابي و ارتقاء قرار نمي گيرد.

4- به دليـل اين كه انتخاب مدرسان قرآن کشوری توسط مناطق و استان ها کاملاً سليقه ای بوده و ضوابط اعلام شده به دلايل مختلف اعمال نمی شود، در نتيجه اين افراد هيچ گاه به عنوان سرمايه هاي علمي و تخصصي در اين حوزه به حساب نمي آيند و پس از برگزاري چند دوره، تاريخ مصرفشان به اتمام مي رسد.

5- به دليل کافی نبودن ساعات دوره های آموزش معلمان, همواره بدفهمی و کج فهمی در زمينه ی فهم مبانی علمي و اصول و اهداف, برنامه ی درسی را با تهديدهای جدی رو به رو می کند.

6- از آن جا که استفاده از قرآن کامل جزئی از برنامه ی دزسی دانش آموزان است و آموزش و پرورش بايد 650 هزار جلد مصحف شريف در مدارس توزيع می کرده, اما به دليل نبود اعتبارات از سال 83 تا کنون تنها 300 هزار جلد توزيع شده است. و حال بايد يا برنامه ی دزسی را اصلاح کرد و استفاده از قرآن کامل را حذف کر و يا بايد اعتبار اين مصاحف را تامين و نسبت به چاپ و توزيع آن ها اقدام کرد.

7- به دليل نبود وسايل و نيز فقدان نظارت و ارزيابی, اغلب معلمان به استفاده از وسايل آموزشی در کلاس درس مبادرت نمی ورزند.

8- به دليل نبود يک سيستم نظارتی تعريف شده, نمره ی درس قرآن همواره بالاترين نمره در کارنامه ی دانش آموزان است بدون آن که بچه ها خواندن قرآن را آموخته باشند. زيرا معلم همواره تحت فشلر مدير مدرسه اقدام به دادن نمره ی بالا در اين درس کرده و در نتيجه هيچ گاه دانش آموز و والدين او از ناتوانی قرآنی فرد اطلاعی پيدا نمی کنند و بدين ترتيب  مدير مدرسه و معلم, جلوی پيش رفت دانش آموز را می گيرند.

9- وجود باورهای غلط در زمينه ی آموزش و تدريس قرآن, مسائلی متعددی را منجر می شود. اين باورهای غلط هم مبانی و اهداف برنامه ريزی درسی و هم روش های آموزش و تدريس قرآن را شامل می شود. تعداد اين روش ها و باورهای غلط را می توان تا 30 مورد ذکر نمود که از حوصله ی بحث خارج است.

10-  با اين که مصوبه ی شورای عالی به تدريس قرآن توسط آموزگار پايه تصريح دارد اما اغلب مدارس غير دولتی از جمله شاهد و غير انتفاعی بر خلاف مقررات عمل می کنند که اين خود عوارض و عواقب نامطلوبی را به همراه دارد.

11- در اين مدارس ساعات آموزش به صورت تجميعی و در يک روز انجام می شود که اين کار اولاً باعث خستگی و دل زدگی دانش آموزان از درس قرآن می شود . ثانياً اصل استمرار آموزش قرآن را از بين می برد.

 چه بايد كرد ؟

1- اين از عدالت آموزشی به دور است که تا مشکلات اجرايي برنامه های رسمی آموزش قرآن مدارس حل و فصل نشده, اين وزارت خانه به آموزش های تخصصی مانند مدارس قرآنی و ... بپردازد. در حالی که وزارت آموزش و پرورش از نظر وظايف متولي اين قبيل امور نيست بلکه ديگرانی هستند که قانوناً بايد اين امور را انجام دهند.

ذکر اين نکته لازم است که تاسيس مدارس قرآنی زمانی می تواند به عنوان يک فرصت تلقی شود که اولاً وجاهت قانونی داشته باشد؛ ثانياً مغاير با برنامه های رسمی نبوده و بلکه مکمل آن باشد؛ و ثالثاً پس از بر طرف شدن مشکلات برنامه های رسمی ارائه شود.

2- شورای عالی آموزش و پرورش تکيه گاه و خانه ی فرهنگيان است و از اين رو نبايد خارج از موازين علمی و کارشناسی و نيز تحت تاثير افراد و جريان ها عمل کند؛ بلکه بايد سرمشق و پيشرو در اجرای عدالت آموزشی باشد.

اين شورا بايد قوانين را شفاف, جامع و مانع تهيه و تصويب کند تا اولاً ابهام آميز نباشد. و ثانياً جلوی قرائت های متعدد حوزه های مختلف ستادی را بگيرد.

به عنوان مثال می توان از اساس نامه ی مدارس قرآن و نيز مصوبه ی تنظيم 25 ساعت برنامه ی درسی در 24 ساعت در هفته را که باعث بروز مشکلات اجرايي و سر در گمی برنامه ريزان حوزه مختلف از جمله مديران و معلمان مدارس شده است و نيز ساعات آموزش قرآن هر شش پايه ی تحصيلی ابتدايي را دچار مخاطره ی جدی کرده است, نام برد.

همان طور که گفته شد اميد است وزارت آموزش و پرورش در انجام وظيفه ی اصلی و قانونی خود و اجرای کامل برنامه های رسمی و مصوب درسی و رفع مشکلات متعدد رو به رو به جايي برسد که ظرفيت های جديد مانند « مدارس قرآن » و « مدارس قرآنی » به وجود آيد.

از اين رو لازم است همه ی ما اين فرمايش حکيمانه ی پـيامبر اعـظم صلّی الله عليه و آله را که به اميـرالمـومـنين عليه السلام  فرمودند را سرمشق کارها و وظايف خود قرار دهيم :

« اِذا رَأيـتَ الـنـاسَ يَشـتَـغِـلونَ بِافَـضائِل, يَشـتَـغِل بِـاِتـمامِ الفَـرائِضِ »

هنگامی که مردم را در حال انجام مستحبات ديدی, بر تو باد به اتمام واجبات. ( کتاب نصايح  )

3-   سال ها تلاش و پيگيری و رايزنی بسياری از دلسوزان قرآنی وزارت آموزش و پرورش برای تحقق معاونت قرآنی در آموزش و پرورش, سر انجام در تعيين يک نفر به عنوان « مشاور قرآنی وزير » ( قائم مقام در امور قرآنی آموزش و پرورش و رئيس آموزش عمومی قرآن کشور ) متوقف شد. انتظار اين بود که با اين تصميم, اتفاقات شگرف و بزرگی در آموزش و پرورش کشور رخ دهد, اما با گذشت زمان اين اميد, به نا اميدی تبديل شد. زيرا سپردن آن به مسئولين حوزه ی معاونت پرورشی, به دليل فقدان نگاه پژوهش محورانه و قانونمند و نيز رعايت اصل مشارکت ساير معاونت ها, از جمله معاونت پژوهش و برنامه ريزی آموزشی, معاونت های آموزش ابتدايي و متوسطه, دفتر تربيت و آموزش نيروی انسانی و ... از يک سو و  بی توجهی به وضعيت کمی و کيفی برنامه های رسمی از سوی ديگر, و در مقابل اجرای طرح های ناپخته و غيرکارشناسانه ای که مراحل اجرای آزمايشي و تصويب را نگذرانده, بلکه رشته های بيش از يک دهه تلاش و مجاهدت علمی را يک شبه پنبه کرده است؛ باعث شده تا اين جايگاه, نه تنها فرصتی برای تقويت برنامه ها و فعاليت های قرآنی اين وزارت خانه نباشد, بلکه بيش تر تهديدی برای برنامه ها به شمار آيد.

4-   « حرفه ای کردن معلمان » تنها راه نجات و مهم ترين و اصلی ترين راه رسيدن به اهداف اسناد بالا دستی از قبيل سند چشم انداز, سند تحول بنيادين و برنامه های مصوب است؛ اما به دليل پر هزينه بودن اين مقوله و ناشناخته بودن آن برای برخی از مسئولان حوزه ی ستادی, تا کنون اهميت لازم به آن داده نشده است. کارها و دوره های ضمن خدمت معلمان که در سال های اخير برگزار می شود, بيش تر مُسکن بوده تا درمان؛ و همواره با اشکلات اساسی مديريتی و اجرايي رو به رو بوده است و در نتيجه از اثر بخشی و کارآمدی لازم برخوردار نيست.

در پايان اميد است کليه فعاليت های قرآنی آموزش وپرورش اولاً مبتنی بر اسناد بالادستی مورد بازنگری قرار گيرد و برنامه ها و فعاليت های مغاير و موازی حذف يا اصلاح گردند. و ثانياً در زمينه ی اصلاح چرخه ی مديريت های قرآنی در آموزش و پرورش کشور شاهد شکوفايي محسوس و ملموس باشيم.

شايد بتوان گفت : دهه ی نود زمان تحقق اين آرزو باشد که وزارت آموزش و پرورش نيز نبايد عرصه ی اجرای طرح های ناپخته, غير علمی, پرهزينه و کم بازده و مغاير با اسنادی چون سند تحول بنيادين در آموزش و پرورش باشد. طراحی و اجرای هر گونه فعاليت و برنامه ای حتی در دور ترين مناطق کشور بايد در چارچوب اهداف و برنامه های مصوب شورای عالی و متناسب با اسناد بالا دستی و منوط به تأييد کارشناسان خبره ی آن حوزه باشد.  

 آموزش و پرورش، محور اصلی تحول جامعه و فرهنگ

مقام معظم رهبری به درستی آموزش و پرورش را محور اصلی تحول جامعه و فرهنگ معرفی فرمودند. در شرايط کنونی که شاهد تصويب اين اسناد هستيم, طرح و اجرای فعاليت های غيرکارشناسانه و ضعيف, تضعيف مهم ترين و بزرگ ترين وزارت خانه ی کشور است. و اين همان مصداق بر شاخه نشستن و بُن بريدن است. بی ترديد عملياتی کردن اين اسناد تحولی, به عزم ملی و افراد قانون مدار نيازمند است.

مقاله ي آموزشي - پژوهشي

روزنامه ي كيهان - دوشنبه 9 آبان 1390- شماره 20062

نگاهي به مشكلات آموزش قرآن دركشور 

 آسيب شناسي روشهاي فعلي آموزش قرآن

در قسمت هاي اول و دوم مقاله «مشكلات آموزش قرآن در كشور» مباحث: چه كساني مقصرند، مردم يا متوليان قرآني كشور؟، بي توجهي به برنامه ريزان به انس روزانه مردم با قرآن، پيشنهادهاي كارساز، انتظار قرآن از ما، و فهم قرآن براي فارسي زبانان مورد بررسي قرار گرفت. اينك سومين و آخرين بخش مطلب را از نظر مي گذرانيم.
با توجه به نظرات هوارد گاردنر، هوش هاي چندگانه، هفت راه مختلف براي نشان دادن قابليت فكري افراد است:
1- هوش زباني: توانايي استفاده از زبان به طور مؤثر (مبلغان، سخنرانان، شاعران، مجريان و روزنامه نگاران).
2- هوش موسيقايي: توانايي خلق، درك و ارج گذاري موسيقي (قاريان قرآن، مداحان، خوانندگان و آهنگ سازان).
3- هوش منطقي- رياضي: توانايي استدلال منطقي (فقيهان، مفسران، دانشمندان و رياضيدان).
4- هوش فضايي: توانايي تشخيص جزئيات امور و تجسّم و تغيير اشياي ديداري به طور ذهني (ملوانان، خلبانان).
5- هوش بدني- جنبشي: توانايي استفاده ماهرانه از حركات بدني و تجسم و كاركردن با اشياء (ورزشكاران، بازيگران).
6- هوش طبيعت گرايانه: تشخيص جنبه هاي مختلف طبيعت 
(زيست شناسان).
7- هوش ميان فردي: توانايي تشخيص جنبه هاي ظريف رفتار هاي ديگران (پزشكان؛ فروشندگان).
8- هوش درون فردي: توانايي آگاه شدن از احساسات، انگيزه ها و اميال خود
با عنايت به فرمايش امام خميني (ره)، همچنين نظريه هوش هاي چندگانه مي توان پرسيد آيا درست است كه در آموزش عمومي قرآن كريم همه مردم بايد بتوانند قرآن كريم را قرائت كنند و يا از حفظ بخوانند؛ و اگر جامعه ايراني را از نظر يادگيري به اين هشت گونه تقسيم كنيم آيا مي توانيم انتظار داشته باشيم غير از كساني كه هوش موسيقايي و يا حافظه اي دارند؛ مي توانند قاري و حافظ شوند؟ و اگر پاسخ منفي است و فقط يك هشتم مي توانند قاري شوند و يك هشتم هم مي توانند حافظ شوند پس چرا تمامي
برنامه ريزي ها آموزش ها، فعاليت ها، همچنين اعتبارات قرآني كشور در طي اين سي سال صرف قرائت و حفظ قرآن شده و عملاً شش هشتم باقيمانده به حاشيه رانده شده اند. اين مصداق همان ضرب المثل است كه هرچه پول داده ايم آش خورده ايم و لذا نتايج فعلي اگر چه رضايت بخش نيست اما برآيند و برون داد همان سرمايه گذاري است و بيش از اين نمي توان و نبايد انتظار داشت. مگر از اين پس شاهد تحول بنيادين در مباني و متدلوژي آموزش و فعاليت هاي قرآني كشور باشيم.
9 - سركوبي يادگيري قرآن به علت توسعه مصاحف با «رسـم الـخط هاي غيـر اسـتاندارد»
عموم افراد جامعه كم و بيش تجربه هاي مكرري در زمينه شكست يادگيري را به ياد دارند كه علت آن به سركوبي هاي تدريجي آنان در توانايي خواندن قرآن كريم كه به استفاده از رسم الخط هاي غير آموزشي و پر علامت مربوط است بر مي گردد.
پيشتر گفتيم دو اشكال اساسي در روش هاي تدريس روخواني قرآن كريم ديده مي شود:
اشكال اول: آموزش بر خواندن معلم استوار است و قرآن آموزان آيات درس را با معلم يا نوار قرائت همخواني مي كنند.
اشكال دوم: كلاس درس آموزش روخواني قرآن به جاي مهارت آموزي مبتني بر قاعده محوري است. 
شايد هنوز هم برخي از معلمان محترم قرآن يا خوانندگان محترم مقاله بر اين باور پافشاري كنند كه اين روش ها هم صحيح و موفق است. در پاسخ به اين دوستان بايد گفت بسياري از افراد قادر به روخواني همه آيات و صفحات قرآن كريم نيستند و تنها مي توانند برخي از سوره ها و آيات منتخب مانند 
آيه الكرسي و... را بخوانند. اين مساله مربوط به افراد بزرگسال نيست بلكه در اغلب كلاس ها و جلسات قرآني اين مساله مشاهده مي شود.
اين مساله مانند آن است كه يك دانش آموز بگويد من فقط مي توانم كتاب فارسي خود را بخوانم و قادر به خواندن ساير كتاب ها نيستم. يقيناً اين نوع آموزش از معلم اين دانش آموز پذيرفته نيست زيرا كه آموزش او به تعميم يادگيري نينجاميده است.
اشكال كار اين معلم فارسي و آن معلم قرآن در اين است كه آموزش به جاي آنكه بر تقويت حس بينايي تاكيد كند بر حس شنوايي تاكيد دارد و از آنجا كه هر فردي براي خواندن، لاجرم نيازمند استفاده از چشم است و براي اين كار بايد حس بينايي به اندازه كافي مهارت لازم را به دست آورده باشد.
به نظر دانشمندان، تنبل ترين عضو بدن، چشم است زيرا تنها ده درصد آنچه را مي بيند به مغز مخابره مي كند و از سوي ديگر 73 درصد يادگيري از طريق ديدن اتفاق مي افتد. بنابر اين اگر معلم تكيه آموزش خود را بر شنيدن استوار كند اين ده درصد ديدن نيز كاهش مي يابد و قرآن آموز از طريق شنيدن با كلمات عبارات و آيات آشنا شده و براساس آن چه شنيده تنها همان مطالب را «كلي خواني» مي كند.
اما اين دو اشكال از كجا نشأت مي گيرد؟اين دو اشكال اساسي كه در اغلب روش ها و كتاب هاي آموزش روخواني قرآن وجود دارد از تعدد 
رسم الخط هاي رايج در كشور ناشي شده است. رسم الخط هاي رايج از نظر 
اعراب گذاري (ضبط المصحف) داراي اعراب زائد فراواني هستند. يعني علائمي كه صرفا براي خوشنويسي و زيبايي خط مصحف شريف نوشته 
مي شوند و بيشتر جنبه سليقه اي دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتي ندارد بلكه باعث به وجود آمدن مشكلات فراواني در قرائت مي شوند. 
به عنوان مثال قرآن آموز اين علائم را در كلمه «نوح يها» مي خواند اما فرد به دليل عدم اطلاع كافي از علت وجود اين علائم، پيوسته دچار اغلاط متعدد مي شود. و از آنجا كه مخاطب هرگز اجازه طرح اين فكر را كه امكان اشكال در نوشتار قرآن هست به ذهن خود راه نمي دهد (به دليل قداستي كه براي 
قرآن كريم قائل است) بنابر اين خود را مقصر و ناتوان مي داند؛ اين طرز فكر رفته رفته در اثر تكرارهاي بعدي قوت گرفته و منجر به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن كريم مي شود.
انواع رسم الخط مصاحف رايج در ايران
در بلاد اسلامي، همچنين كشور ايران كه مهد هنرهاي فاخر و زيبايي هم چون خوشنويسي است. بسياري از خوشنويسان از روي ارادت به قرآن كريم و يا به سفارش بزرگان و سلاطين زمان خود اقدام به كتابت مصحف شريف كرده اند. خوب است با انواع كتابت برخي از اين رسم الخط ها آشنا شويم:
الف) كتابت به خط عثمان طه (رسم الخط عربي): اين رسم الخط علاوه بر زيبايي، محسّنات و ويژگي هايي دارد كه توجه قاريان قرآن را به خود جلب كرده است.
ب) كتابت به رسم الخط فارسي: در اين نوع كتابت، الف هاي كوتاه به صورت ممدود نوشته مي شود مثلا «ك ـتـب» به صورت «ك ـتاب» و «انـزلـنـه»، «انـزلـناه» تحرير مي شود.
ج) رسم الخط پاكستاني: اين نوع كتابت از نظر محتوايي، با رسم الخط عربي فرقي نمي كند و تفاوت آن، شكلي است. در كتابت هاي فوق به دليل غلبه داشتن فنون خوشنويسي بسياري از تركيب ها جابجايي علائم و علائم زائد وجود دارد و در شيوه هاي نوشتن اين قرآن ها حركات و علائم در محل اصلي خود قرار نگرفته اند و از نظر آموزشي به كلمه آرايي، سطر آرايي و صفحه آرايي توجه نشده است.
مناسب است در اين جا به شيوه ديگري كه در سال هاي اخير در كتابت قرآن كريم در ايران اسلامي مورد استفاده قرار گرفته اشاره بشود.
د) قرآن كم علامت: شيوه اي كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته و در كتاب هاي درسي وزارت آموزش و پرورش و برخي مراكز ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين شيوه، علايم زايد و سليقه اي را حذف كرده و كتابت قرآن را به شيوه «نگارش فارسي» (كم كردن علايم) نزديك كرده اند.
قرآن هاي رايج از نظر اعراب گذاري (ضبط المصحف) داراي اعراب زائد فراواني هستند. در هر صفحه حدود 200 حركت و علامت؛ يعني علائمي كه صرفاً براي خوشنويسي و زيبايي خط مصحف شريف نوشته مي شوند و بيشتر جنبه سليقه اي دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتي ندارد بلكه باعث به وجود آمدن مشكلات فراواني در صحيح خواندن قرآن مي شوند.
به عنوان مثال دانش آموز اين علائم را در كلمه «نـوح يـهـا» مي بيند اما به دليل عدم اطلاع از علت وجود اين علائم پيوسته دچار اغلاط متعدد مي شود و از آن جا كه مخاطب قداست خاصي براي قرآن قائل است هرگز اجازه طرح اين فكر را كه امكان اشكال در نوشته قرآن وجود دارد به ذهن خود راه نمي دهد. بنابراين خود را مقصر و ناتوان مي يابد؛ اين فكر رفته رفته قوت گرفته و سركوبي در يادگيري و در نهايت به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن كريم مي انجامد.
در سال هاي اخير پيرو دستور مقام معظم رهبري به اين مسأله توجه خوبي شد و نتيجه آن ارائه «قرآن كم علامت» به جامعه بود. قرآن كم علامت شيوه اي از نگارش قرآن كريم است كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته و در كتاب هاي درسي وزارت آموزش و پرورش مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين شيوه، علايم زايد و سليقه اي حذف شده و كتابت قرآن به شيوه «نگارش فارسي» نزديك شده است. مهم ترين ويژگي هاي اين رسم الخط كم علامت بودن آن است و همين كار باعث شده است تا در روش آموزش قرآن تحول قابل توجهي اتفاق بيافتد. از آن جمله :
1-كاهش اغلاط اعرابي و در نتيجه احساس موفقيت فرد هنگام خواندن قرآن 
2- افزايش انگيزه علاقه مندي و انس مستمر فرد با تلاوت قرآن كريم 
3- تنها در اين شيوه از كتابت است كه معلم مي تواند به قرآن آموز بگويد: «ببين و بخوان» زيرا در ساير رسم الخط ها دانش آموزان اغلب كلمات و حتي عبارات را غلط مي خوانند؛ مگر آن كه معلم به يكي از دو اشكال ياد شده عمل كند تا دانش آموزان درست بخواند؛ يعني
اولاً) خودش بخواند و از شاگردان بخواهد تكرار كنند؛
ثانياً) چون نمي تواند همه قرآن كريم را با شاگردان كلاس هم خواني كند مجبور بشود هر يك از قواعد و نمادهاي قرآني را در ابتداي هر كلاس درس بدهد. (قاعده محوري)
به مثال هاي زير و توجه كنيد و كلمات را همان گونه كه نوشته شده بخوانيد:
1-خـال ـدون (رسم الخط عثمان طه) - خـال ـدون (رسم الخط كم علامت)
2-يـوسـف (رسم الخط عثمان طه) - يـوسـف (رسم الخط كم علامت)
3-نـوح يـهـا (رسم الخط عثمان طه) ـ نـوحيـهـا (رسم الخط كم علامت)
4- لّـا (رسم الخط عثمان طه) - ا لّـا (رسم الخط كم علامت)
5- مّا أصابك (رسم الخط عثمان طه) - ما اصابك (رسم الخط كم علامت)
برخي از آسيب هاي مهم شيوه هاي موجود آموزش روخواني قرآن كريم عبارتند از:
1- در اين روش مهارت درست ديدن جاي خود را به روش شنيداري مي دهد و در نتيجه فرد همواره در خواندن قرآن توسط چشم با مشكل اساسي روبه رو است.
2- آموزش يك سويه و معلم محور است و قرآن آموزان اغلب در اين شرايط منفعل عمل مي كنند.
3- بيشتر وقت كلاس به جاي مهارت آموزي صرف قاعده آموزي مي شود.
4- اين روش فقط به يادگيري متن مورد نظر آن هم به صورت كلي خواني منجر شده و در نتيجه به تعميم در خواندن ساير سوره ها و آيات نمي انجامد.
5- تجربه نشان داده است كه آموزش قواعد به اين شيوه به علت انتزاعي بودن مطالب چندان تاثير مثبتي در يادگيري كامل قواعد ندارد و تنها به حفظ كردن تعاريف و قواعد منجر مي شود؛ در نتيجه تنها مقدار كمي از قاعده آموخته مي شود. در صورتي كه اصل آموزش و يادگيري به صورت عملي و در حين مهارت آموزي به فراگير انتقال داده مي شود.
پاسخ به يك سؤال
سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه «با وجود اين همه دلايل روشن علمي، چرا رسم الخط ها و متعاقب آن روش ها و كتاب هاي آموزشي به نحوه مطلوب اصلاح نمي شوند؟» 
در پاسخ اين سؤال بايد گفت دو ديدگاه هميشه در آموزش قرآن وجود داشته است:
ديدگاه اول، معتقد است آموزش بايد همواره از ساده به مشكل (از معلوم به مجهول) صورت پذيرد. (توجه به مبدأ)؛ اين ديدگاه موافق تغيير و اصلاح رسم الخط قرآن، روش هاي تدريس و كتاب هاي آموزشي است.
ديدگاه دوم، معتقد است كه آموزش ها بايد به توانايي خواندن قرآن هاي رايج بيانجامد؛ زيرا اين رسم الخط ها در همه مساجد، منازل و جلسات قرآن وجود ندارد. (توجه به مقصد)
در پاسخ طرفداران ديدگاه دوم بايد گفت اين نگراني قابل توجه است و از مسائلي است كه نمي توان از كنار آن به راحتي عبور كرد. اما اين دغدغه كاملاً قابل حل است؛ فقط نيازمند يك برنامه ريزي آموزشي مناسب است. براي رفع اين نقيصه بايد به اين دو نكته توجه كرد:
اولاً، اگر آموزش روخواني از مراحل اوليه درست انجام شود از نظر روان شناسي يادگيري، قرآن آموزان به تدريج از «جزئي خواني» به «كلي خواني» مي رسند و كلمه يا عبارت را به همان شكلي مي خوانند كه در مراحل قبلي اول آموخته اند هر چند داراي اشكال باشد.
به عنوان مثال، خواننده محترم به محض ديدن كلمه «قـل» آن را «قـل» مي خواند، اما اين كلمه مي تواند «قـل» نيز باشد. ولي شما بلافاصله با ديدن كلمه «قل» بدون توجه به اعراب كلمه آن را «قل» مي خوانيد. اغلب افراد در هنگام خواندن كلمات قرآني هم چون خـال ـدون، يـوسـف، نـوح يـهـا، لّـا دچار همين مسئله مي شوند.
ثانياً، در مراحل بعدي مي توان در مدت يك يا دو جلسه كوتاه اغلب قواعد هر يك از كتابت ها و رسم الخط هاي موجود را آموزش داد. مقايسه رسم الخط هاي رايج در كتاب درسي آموزش قرآن پايه سوم راهنمايي اتفاق افتاده است.
6- عدم دقت به تفكيك روش خواندن فارسي با روش خواندن قرآن در آموزش عمومي قرآن
شايد شما همچنين فكر مي كنيد كه اشتراك خط فارسي و عربي يك ويژگي مثبت است؛ اما بهتر است بدانيد هر چند حروف فارسي و عربي از نظر شكل با هم مشترك هستند (به غير از چهار حرف گ چ پ ژ) و بسياري از واژگان نيز از نظر لفظ و معنا در دو زبان اشتراك دارند و مي توانند به عنوان يك فرصت محسوب شوند؛ در عين حال داراي آسيب هايي هم هستند. به اين مثال خوب توجه كنيد.
اين جمله را بخوانيد «آن چه كه مي توانيد، قرآن بخوانيد.» شما در خواندن اين جمله به چه چيزي توجه داشتيد و چه چيزي را خوانديد؟ بله شما به «حروف» فارسي توجه كرديد و اين عادت هميشگي ماست كه همواره در خواندن به حروف توجه مي كنيم. اما سؤالي در اين جا مطرح مي شود اين است: «آيا در خواندن آيات شريفه قرآن كريم هم بايد به حروف توجه كرد؟» پاسخ اين سؤال «خير» است. زيرا اگر شما در خواندن آيات و عبارات قرآن به حروف توجه كنيد مطمئناً دچار اشكالات متعددي مي شويد و عموم اشكال رايج افراد در خواندن قرآن از بي توجهي به همين مساله ناشي مي شود. يعني آن كه بايد بياموزيم كه در خواندن قرآن برخلاف خواندن فارسي، توجه بصري (چشمي) ما حتماً به «علائم» باشد و نه حروف؛ زيرا عموم افراد در شناخت حروف فارسي و عربي مشكل خاصي ندارند اما در شناخت علائم قرآن (ا عراب) با مشكل جدي روبه رو هستند.
يادمان باشد كه از آنجا كه همه ما با شكل و خواندن حروف آشنا هستيم بايد بيشتر توجه و حواس خود را به ديدن علائم حروف معطوف داريم؛ مانند راننده اي كه هنگام رانندگي هيچگاه به ترمز گاز كلاج و دست دنده و فرمان اتومبيل نگاه نمي كند بلكه همواره به علائم و تابلوهاي مسير توجه دارد.
نتيجه اي كه مي توان از نكته فوق براي بهبود شيوه هاي آموزش گرفت اين است كه توجه به ديدن علائم حروف به جاي ديدن حروف كليد حل بسياري از مشكلات روخواني قرآن كريم است.
نتايج و پيشنهادها: 
به عنوان نتيجه بحث و ارائه پاسخ به اين سؤال كه «چرا اغلب مردم ايران قرآن نمي خوانند؟» موارد زير مورد تأكيد است:
1- مسئولان و متوليان محترم قرآني كشور جرأت شهامت و «شوق تغيير» و تحول بنيادي در حوزه هاي مربوط به برنامه ريزي آموزش و مؤلفه هاي يادگيري قرآن را در خود ايجاد و تقويت كنند و از تعصب و مقاومت در برابر حقايق علمي پرهيز نمايند. توجه به «انتظارات قرآن كريم درباره خويش» مي تواند
فصل الخطاب و محور اهداف برنامه ريزي و فعاليت هاي قرآني قرار گـيرد.
2- مطابق انتظار قرآن كريم از مسلمانان درباره خودش اولاً جايگاه قرآن كريم در جامعه ايراني بايد بيش از اين ها جدي گرفته شود؛ و ثانياً «قرآن آموزي بايد به عنوان مقدمه انس دائمي با قرآن كريم» مد نظر گرفته شود و نه هدف غايي و نهايي.
3- «انس روزانه با قرآن» بايد به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومي قرآن كريم لحاظ شود؛ چرا كه بقاي ساير برنامه ها و فعاليت ها منوط به اين موضوع مهم و اساسي است؛ در غير اين صورت كليه فعاليت ها عقيم خواهد ماند و به دست فراموشي سپرده خواهد شد. در اين زمينه ارائه نقش الگويي خانواده ها و معلمان مي تواند به عنوان مهم ترين و در عين حال ساده ترين شيوه مورد توجه و استفاده برنامه ريزان و فعالان قرآني قرار گيرد
4- از اين پس در برنامه ريزي ها و فعاليت هاي قرآني كشور بايد «به تفكيك خواندن و فهـميدن قرآن از يك ديگر خاتمه داده شود.» زيرا فهم قرآن مقدمه لازم براي تحقق ساير اهداف هم چون تدبر و عمل به قرآن است.
5- در آموزش عمومي قرآن كريم بايد به جاي استفاده از روش شنيداري «توجه جدي به روش ديداري در آموزش خواندن قرآن كريم» معطوف شود. چرا كه مهارت درست خواندن از طريق خوب ديدن محقق مي شود نه خوب شنيدن.
لازم به يادآوري است وقتي مي توان در آموزش خواندن قرآن اين دو روش را با هم همراه كرد كه اول روخواني از طريق ديدن اتفاق بيفتد و سپس از طريق شنيدن عبارات و آيات روخواني شده تثبيت و تعميق داده شود. به عبارت ديگر «روخواني قرآن همواره بر روان خواني آن تقدم دارد.» در غير اين صورت تقدم روش شنيداري بر روش ديداري مي تواند به عنوان «سم در يادگيري روخواني قرآن» عمل كند و مانع روخواني شود.
6- آموزش قواعد روخواني قرآن بايد جاي خود را به «آموزش مهارت روخواني قرآن كريم» بدهد و خواندن قرآن توسط قرآن آموزان بايد بيش ترين فعاليت كلاسي را به خود اختصاص دهد. قواعد بايد در ضمن مهارت آموزي و به صورت تلگرافي آموزش داده شود به گونه اي كه وقت خواندن قرآن توسط قرآن آموزان را اشغال نكند.
7- منابع محدود مالي و سرمايه هاي انساني كشور همه مردم را شامل شده و در خدمت «آموزش عـمومي قرآن كريم باشد» و نه صرفاً در اختيار افراد با استعداد در زمينه «فعاليت هاي هنري» مانند قرائت و حفظ قرآن. به عبارت ديگر در آموزش عمومي قرآن لازم نيست همه مردم قادر به خواندن قرآن با لحن عرب و به صورت قرائت و حفظ باشند.
8 - براي جلوگيري از سركوبي انگيزه و علاقه عموم مخاطبان توسعه مصاحف شريف با «رسـم الـخط هاي غيـر اسـتاندارد» متوقف و در عوض قرآن كريم با رسم الخط كم علامت و متناسب با خط فارسي براي آموزش عمومي قرآن در نظر گرفته شود.
9- همواره اغلب نظرات و انتقادات كارشناسان متوجه نقش معلم است؛ اما در مقام عمل كمترين هزينه و سرمايه گذاري به آموزش معلمان اختصاص مي يابد. در زمينه آموزش عمومي قرآن كريم معلماني قادر به تحقق همه و يا اكثر اهداف آموزش عمومي قرآن خواهند بود كه آموزش هاي لازم را فرا گرفته و واجد صلاحيت هاي علمي و حرفه اي لازم باشند. راه كار اساسي در اين زمينه «حرفه اي كردن معلمان قرآن» است.
10 - در آموزش عمومي قرآن به تفكيك شيوه خواندن خط فارسي و خط قرآن توجه شود. در اين زمينه، معلمان حرفه اي، مهارت لازم را در جهت ارتقاي توانايي و مهارت سواد قرآني قرآن آموزان كسب نموده اند.
11- متوليـان و مسئولان قرآني كشور كه بودجه هاي قرآني را در اختيار دارند به جاي موازي كاري و تأسيس مراكز آموزش روخواني و روان خواني قرآن كريم و يا آموزش آن در دوره ها و مقاطع دانشگاهي، به رفع آن در دوره ابتدايي بپردازند. با اين كار هم از حيف و ميل بيت المال جلوگيري كنند و هم از امكانات موجود حداكثر استفاده را بنمايند.
12- به جاي برگزاري صرف دوره هاي متعدد آموزشي كه اغلب تكراري و غير مفيد است، تحقق «سواد قرآني» شهروندان به عنوان يك رخ داد فرهنگي مورد توجه قرار گيرد.
«سواد قرآني» همان دانش و مهارت پايه و اعتقاد و علاقه به يادگيري قرآن. بـراي بهـره گيـري مسـتمر و مادام العـمر از قـرآن كـريم اسـت. سواد قرآني داراي 4 ويژگي زير است :
1-سواد قرآني يك نياز همگاني است. همه افراد جامعه با هر وضع اقليمي، شغلي، اقتصادي، اجتماعي و... براي آن كه هويت انساني- الهي خويش را بشناسند، و از آن مراقبت كنند و زمينه شكوفايي تدريجي آن را نيز فراهم آورند، به سواد قرآني نيازمند هستند.
2-سواد قرآني از يك حد پايه برخوردار است. هرچند افراد با توجه به تفاوت هايي كه در تحصيلات، سن، شرايط اقتصادي و اجتماعي دارند به سطوح مختلفي از سواد قرآني نيازمند هستند، ولي بهره مندي عموم از يك حد پايه ضروري است .
3-حد سواد قرآني در طول زمان در حال تغيير است. لذا با توجه به شرايط و امكانات مختلف در هر جامعه و نيز تغييرات اين شرايط در طول زمان، اين حد، نيازمند شناسايي وتعريف خاص است.
4-حداقل سواد قرآني منجر به خواندن مستمر قرآن كريم، فهم تدريجي معناي عبارات و آيات آن شده و زمينه ساز بهره گيري مادام العمر از آموزه هاي الهي مي شود. هدف آموزش عمومي قرآن، نمي تواند صرفاً دستيابي به دانش و مهارت خاصي در ارتباط با قرآن كريم باشد، بلكه بايد توانايي و قابليتي فراهم آورد كه فرد بتواند ضمن انس و ارتباط دائمي با قرآن كريم، پيوسته خود را در معرض تزكيه و تعليم الهي قرار دهد.
مهمترين هدف آموزش قرآن در پايان دوره آموزش عمومي قرآن، دستيابي آحاد جامعه به سواد، قرآني است با توجه به آن چه كه درباره سواد قرآني بيان شد، اين سواد در آموزش و پرورش به طور ساده و روشن از چهار ركن اصلي تشكيل مي شود كه بدون هريك از آن ها، سواد قرآني حاصل نمي شود. اين چهار ركن خواندن، فهميدن، تدبّر و انس روزانه با قرآن كريم است.

مقاله ي آموزشي - پژوهشي

روزنامه ي كيهان - یکشنبه اول  آبان 1390- شماره 20055


در قسمت اول مقاله: «مشكلات آموزش قرآن در كشور» مباحث: چه كساني مقصر اند مردم يا متوليان قرآني كشور؟، بي توجهي بر برنامه ريزان به «انس روزانه مردم با قرآن و پيشنهادهاي كارساز مورد بررسي قرار گرفت.
-3 تفكيك خواندن و فهميدن قرآن از يكديگر در برنامه ريزي، آموزش و فعاليت ها 
قبلاً گفتيم كه علت دوري مردم از قرآن كريم اين نيست كه افراد با قواعد روخواني و روان خواني آشنا نيستند، بلكه اشكال در اين است كه اصولاً افراد قرآن نمي خوانند. در اين جا سؤالي كه پيش مي آيد اين است كه چرا آنان قرآن نمي خوانند؟ اولين و ساده ترين پاسخ اين است: «زيرا مردم قرآن را نمي فهمند.» سؤال ديگر اين است كه آيا مي شود همه مردم به راحتي معني و مفهوم آيات قرآن كريم را بفهمند؟ پاسخ اين است كه «قطعاً بله»
در خطبه 176 نهج البلاغه اميرالمؤمنين امام علي (ع) آمده است: «ما جالس هذا القرآن ا لّا قام عنه ب زياده او نقصان زياده في هدي و نقصان م ن عمي» (با قرآن همنشين نشد مگر كسي كه با يك افزوني و با يك كاستي از كنار آن برخاست؛ افزوني در هدايت و كاستي در ناداني). قطعاً لازمه چنين اتفاقي در درجه اول فهميدن آيات است.
يكي از ظلم هاي تاريخي به قرآن كريم كه بسيار تلخ و جان كاه است و البته پيشينه زيادي هم در ايران ندارد آن است كه قرآن كريم تنها كتابي است كه در آموزش آن عملاً به قرآن آموز ياد داده مي شود كه «بخوان و نفهم» !!!. شما چنين مفهوم و روشي را در هيچ كجا و در هيچ حوزه يادگيري نمي بينيد. البته خاستگاه اين مسأله به ابعاد سياسي و فرهنگي مختلفي مربوط است و نيز باعث بروز مسائل و مشكلات متعددي شده است كه در بخش هاي بعدي به بيان مختصر برخي از آن ها خواهيم پرداخت.
در همين رابطه حضرت امام خميني (ره) در كتاب آداب الصلاه خود مي فرمايد: «يكي ديگر از حـجب كه مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيه است اعتقاد به آن است كه جز آن كه مفسرين نوشته يا فهميده اند كسي را حق استفاده از قرآن شريف نيست، و تفكر و تدبر در آيات شريفه را به تفسير به رأي كه ممنوع است اشتباه نموده اند؛ و به واسطه اين رأي فاسد و عقيده باطل قرآن شريف را از جميع فنون استفاده عاري و آن را به كلي مهجور نموده اند، در صورتي كه استفادات اخلاقي ايماني و عرفاني به هيچ وجه مربوط به تفسير نيست تا تفسير به رأي باشد...»
انتظارات قرآن از ما
مطمئناً براي شما نيز جالب خواهد بود اگر بدانيد قرآن كريم درباره خودش از ما چه انتظاراتي دارد و نظرش درباره فهم قرآن چيست. دانستن اين انتظارات معيار و محك خوبي است تا بدانيم هدفگزاري ها، برنامه ريزي ها و فعاليت هاي قرآني كشور تا چه اندازه از اتقان و جامعيت لازم برخوردار است.
قرآن كريم حدود 16 انتظار را درباره خودش مطرح مي كند كه از آن جمله مي توان به اين موارد اشاره كرد:
1- اهميت دادن به قرآن: «خـذ الـك ـتاب ب ـقوّه » (قرآن را جدي و محكم بگيريد) - مريم /12
2- خواندن قرآن: «فاقـرءوا ما تـيسّر م ـن القـرآن ... فاقـرءوا ما تـيسّر م نـه ...» (پس هر چه مي توانيد از قرآن بخوانيد ...) - مزّمّل / 20
2- تلاوت قرآن: « الّـذين آتيـناهـم الك ـتاب يتـلونـهو حقّ ت ـلاوت ـه ، اولـئك يؤم ـنون ب ـه ...» (كساني به كتاب خدا ايمان دارند كه آن را آن چنان كه بايد مي خوانند)- بقره / 121
3- تدبر در قرآن: « ا فـلا يـتـدبّـرون القـرآن ...» (چرا در آيات قرآن تدبر نمي كنيد؟) - محمّد (ص)/ 24
4- خشوع در برابر قرآن: «لو انـزلـنا هـذا القـرآن عـلي جـبـل لـرأيـتـهو خاش ـعًا مـتـصد ّعًا م ـن خشـيه الله » (اگر اين قرآن را بركوه نازل مي كرديم، هر آينه مي ديديد كه كوه در مقابل خدا خاشع مي شد.) - حشر / 21
5- تأثير پذيري از قرآن: «الم يأن ل لّذيـن آمـنوا ان تخـشـع قـلوبـهم ل ـذ كـر الله ...» (آيا هنگام آن نرسيده كه دلهاشان به ياد خدا فروتن گردد)- حديد / 16
6- عمل به قرآن: « ا تأمـرون الـنّاس ب الب ـر ّ و تنـسون انـفـسـكم و انـتم تتـلون الك ـتاب ...» (آيا مردم را به نيكي فرمان مي دهيد ولي خود را فراموش مي كنيد، با اينكه كتاب خدا را مي خوانيد) - بقره / 44
7- آموزش قرآن به ديگران « هو الّـذي بـعـث ف ي الامّيـيّن رسولًا م نـهم يتـلوا عـليـه م آيات ه و يزكّيـه م و يـعل ّـ مـهـم الـك ـتاب و الـح كـمـه » (خدا در ميان بي سوادان فرستاده اي از خودشان برانگيخت تا آيات او را برآنان بخواند و پاكشان گرداند وكتاب وحكمت به ايشان بياموزد) - جمعه / 2
8- اقامه قرآن « يا اهـل الـك ـتاب لسـتم عـلي شيء حتّي تـقيـمـوا الـتّورات و الا نـجيـل و ما انـز ل ا ليـه م ن رب ّـكم... » (اي اهل كتاب ! تا هنگامي كه به تورات وانجيل و قرآن عمل نكنيد و آن را محور عقيده و فكر و عمل فردي و اجتماعي خود قرار ندهيد بر هيچ آيين بر حقي نيستيد.) - مائده / 68
همان طور كه مي بينيد در اين انتظارات، همچنين در ساير انتظارات قرآن درباره خودش سخني از فهم معنا و مفاهيم قرآن كريم به ميان نيامده است. چرا؟ زيرا از نظر قرآن كريم «خوانـدن هـمان فهـميـدن است» و به قول معروف فهميدن قرآن روي ديگر سكه خواندن است. همان طور كه در همه زبان ها از جمله زبان فارسي خواندن عين فهميدن است و چيزي جداي از آن نيست؛ اما اين كه چرا در آموزش ها و فعاليت هاي قرآني اين مسأله ناديده گرفته شده سؤالي است كه بايد طرفداران آن پاسخگو باشند. شايد بتوان گفت مؤثرترين راهبرد دشمنان اسلام در جنگ با ارزش هاي اسلامي- ايراني همين مسأله بوده است.
آيا فهم قرآن براي فارسي زبانان امكان پذير است؟
اكنون كه ضرورت توجه به فهم قرآن روشن شده است مناسب است امكان آموزش آن نيز مورد بررسي قرار گيرد در اين زمينه توجه شما را به دو بررسي زير جلب مي كنيم:
1- طبق بررسي هاي به عمل آمده در مجموعه كتاب هاي مختلف دوره ابتدايي مانند فارسي، ديني، تاريخ، جغرافي و... بيش از 500 لغت قرآني با همان لفظ و معنا آمده است. لغاتي مانند: «كتاب، قلم، نور، ظلمات، سلام، حمد، وقت، بشر، علم، عمل، الّا، خلق، مؤمن، صالح، كافر، اصحاب، م ثل، مثل، قوم، رحمت، عذاب، حق، ظلم، خالق، دنيا، آخرت، عال م، عالم، قيامت، صاحب، درجه، شديد، رسول، وسيله، قوم، صبح،خير، شرّ،مسجد، مبارك، جاهل، داخل، خارج، اوّل، آخر، شك، يقين، انسان، رعد وبرق، عاقل، مجنون، ذرّه، عظيم، جبال، شهيد، نعمت، ثمر صبر و ... »
2- همچنين طبق بررسي ديگري قرآن كريم داراي حدود 78000 كلمه است كه 67000 كلمه آن تكرار 11000 كلمه است. 1000 كلمه اي كه بيش ترين تكرار را دارد و بيش از 75 درصد ازكل قرآن را شامل مي شود. از اين تعداد كمتر از 400 كلمه كه بيش ترين تكرار را دارند در كتاب هاي درسي آموزش قرآن دوره راهنمايي آمده است كه حدود بيش از 50 درصد از كل قرآن را شامل مي شود. درك معناي آيات و عبارات ساده و پركاربرد راهكاري بسيار مناسب است كه اولين نتيجه آن انس دائمي فرد با قرآن كريم است.
در زمينه امكان فهم قرآن كريم رهبر حكيم و فرزانه انقلاب در اول رمضان 1386 چنين فرمودند: »اين كلماتي كه شما ملاحظه مي كنيد، همان چيزهائي است كه خداوند متعال به عنوان آخرين ذخيره ي معنوي وحي الهي به بشريت عطا كرده است. اين ها را بايد فهميد.
متأسفانه ما حجاب زباني داريم، حجاب لغوي داريم؛ اين كمبود ماست. يعني كمبود ملت هاي غير عرب است. اين حجابي است كه ما داريم و قابل حل هم هست. مبادا كسي خيال كند حالا چه كار كنيم، نمي شود؛ نخير، اين كاملاً قابل حل است. بسياري از كلمات و لغات قرآني در زبان فارسي متداول ما تكرار شده است و ما مي فهميم. مثلاً فرض بفرمائيد: «و لـنبـلونّـكم ب شي ء م ن الـخوف و الـجوع و نقـص م ن الاموال و الانـفـس و الثّـمـرات و بـش ّـر الـصّاب ـريـن». اين آيه شريفه را اگر نگاه كنيد، از لغات اين آيه، آنچه كه يك فارسي زبان نفهمد، فقط دو سه تا است و الا بقيه لغات را مي فهمد. حالا مثلاً «لـنبـلـونّـكم» را بايد برايش معنا كنند، اما «شي ء» را مي داند يعني چه. خود شما شي ء، اشياء را به كار مي بريد. «خوف» را مي دانيد چيست، «جوع» را مي دانيد چيست، «نقص» را مي دانيد چيست، «اموال» را مي دانيد چيست، «انـفـس» را مي دانيد چيست، «ثـمـرات» را مي دانيد چيست. اين ها چيزهائي نيست كه يك فارسي زبان اين ها را نفهمد.»
در زمينه آموزش درك و فهم آيات ساده و پركاربرد قرآن كريم مي توان گفت كتاب هاي درسي آموزش قرآن وزارت آموزش و پرورش در سال هاي اخير گام هاي مؤثّري را برداشته و تجارب خوبي را كسب كرده است.
4-به نام روخواني به كام روان خواني يا به نام آموزش قواعد روخواني؟
از خواننده مي پرسم: چند نفر را مي شناسيد كه روخواني آيه الكرسي و يا برخي سوره ها را مي داند اما در خواندن همه قرآن ناتوان و يا كم توان است؟ اگر پاسخ شما اين است كه اكثر مردم اين چنين هستند به شما مي گويم كه همه آنها كه چنين هستند روخواني بلد نيستند و بهتر بگوييم معلمان آنها به آنها به جاي روخواني روان خواني ياد داده اند.
مهم ترين چالش در آموزش عمومي قرآن ارائه روش هاي مناسب آموزش خواندن قرآن كريم است. شيوه هاي رايج كشور در آموزش روخواني عمدتاً مبتني به دو اشكال اساسي است،
1- آموزش روان خواني به جاي آموزش روخواني (روش شنيداري) 
2- آموزش قواعد روخواني به جاي آموزش روخواني (روش قاعده آموزي) 
از مهم ترين آسيب هاي آموزش قرآن در شيوه هاي شنيداري و قاعده آموزي مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1- در اين روش مهارت درست ديدن جاي خود را به روش شنيداري مي دهد و در نتيجه فرد همواره در خواندن قرآن توسط چشم با مشكل اساسي روبه رو است.
2- آموزش يك سويه و معلم محور است و قرآن آموزان اغلب در اين شرايط منفعل عمل مي كنند.
3- بيشتر وقت كلاس به جاي ارتقاي تواناي روخواني صرف آموزش قواعد روخواني مي شود.
4- اين روش به دليل عدم تعميم فقط به يادگيري يك متن خاص منجر مي شود و در نتيجه به توانايي افراد در خواندن ساير سوره ها و آيات كمك نمي كند.
5- روش شنيداري باعث مي شود افراد دچار مشكل بزرگي تحت عنوان «كلي خواني» شوند؛ اين مشكل در اثر ادامه مزمن شده و رفته رفته باعث به وجود آمدن اختلالات يادگيري مانند بروز اغلاط روخواني فراوان مي شود.
6- تجربه نشان داده است كه آموزش قواعد به اين شيوه به علت انتزاعي بودن مطالب چندان تأثير مثبتي در يادگيري ندارد و تنها به حفظ كردن تعاريف و قواعد منجر مي شود؛ در نتيجه تنها مقدار كمي از قاعده آموخته مي شود. در صورتي كه فرايند به صورت عملي و در حين مهارت آموزي به فراگير انتقال داده مي شود.
در روش ديداري تأكيد برمهارت «خوب ديدن» است يعني عادت دادن چشم به تشخيص علائم حركات و نمادهاي قرآني به جاي توجه به حروف و كلمات است. در اين جا بيان سه نكته لازم است:
اول- اطمينان از استفاده معلم از لوحه هاي آموزش قرآن در پايه هاي اول تا سوم ضروري است؛
دوم- اطمينان از تسلط معلم به روش هاي اشاره هاي ثابت و متحرك ضروري است؛
سوم- در برنامه جديد (ارتقاي آموزش قرآن) سوره و آيات موضوعيت ندارد بلكه مهارت خواندن دانش آموزان مد نظر است. از اين رو نياز نيست معلم در يك درس تا حصول مهارت كامل صبر كند؛ بلكه كسب توانايي روخواني را در سوره ها و آيات مختلف محقق كند.
5- صرف منابع انساني و مادي كشور در «فعاليت هاي هنري» به نام «آموزش عـمومي قرآن» 
امام خميني (ره) در صفحات 190 تا 205 كتاب آداب الصلاه خود مهجوريت قرآن در بلاد اسلامي را مورد نقد و بررسي قرار مي دهد و در فرازي زيبا و قابل تأمل چنين مي نويسد: «آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصي پيدا كرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم كرديم، از شكايت رسول خدا (ص) مستخلص شديم؟ هيهات! كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و منزل عظيم الشان آن نيست.
قرآن كتاب الهي است و در آن شئون الهيت است قرآن حبل متصل بين خالق و مخلوق است و به وسيله تعليمات آن بايد رابطه معنويه و ارتباط غيبي بين بندگان خدا و مربي آنها پيدا شود از قرآن بايد علوم الهيه و معارف لدنيه حاصل شود. رسول خدا (ص) به حسب روايت كافي شريف فرموده: ا نّما الـع لم ثلاثه : آيه محكمه و فريضه عاد له و سنّه قائ مه .»
شايد بتوان گفت با وجود اهتمام دلسوزان در سال هاي متمادي برخورد يك بعدي و تك سويه در برنامه ريزي ها، فعاليت ها و شيوه هاي آموزش قرآن باعث عقب ماندگي علمي اين عرصه نسبت به ساير عرصه هاي علمي- آموزشي شده است؛ از جمله مباحثي كه در فرايند ياددهي و يادگيري مورد غفلت واقع شده، كم توجهي به مخاطب شناسي و ويژگي هاي يادگيرنده بوده است؛ همين مسأله باعث شده تا انگيزه و علاقه اوليه افراد به تدريج در اثر شكست هاي يادگيري سركوب شده و نتيجه آن فاصله اغلب ايشان از فعاليت هاي قرآني شده است. در اين زمينه مي توان به نظريه مشهور هوش هاي چندگانه يادگيري اشاره كرد.

ادامه دارد

مقاله ي آموزشي - پژوهشي

روزنامه ي كيهان - سه شنبه  26 مهر 1390 - شماره 20051

نگاهي به مشكلات آموزش قرآن دركشور

(بخش اول)

گرچه از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، توجه به آموزش، مفاهيم، تلاوت و فرهنگ قرآن در كشور رونق جدي گرفت اما فاصله وضع مطلوب با آنچه موجود هست نيز بسيار است.خاصه آنكه بيشتر فعاليت هاي قرآني فقط در محدوده روخواني، روان خواني، تلاوت، تجويد و مفاهيم محصور شده و توجه به ترويج فرهنگ قرآن در عرصه زندگي فردي و مناسبات اجتماعي مردم آنطوري كه در شأن نظام اسلامي و مردم مؤمن بوده انجام نشده است.نويسنده در مقاله حاضر به بررسي مشكلات آموزش قرآن در كشور نگاهي دارد كه در صورت توجه مسئولين امر به مشكلات مطرح شده، حداقل مي تواند موجب رفع مشكلات سطحي و ابتدايي آموزش قرآن در كشور شود.
مقام معظم رهبري به عنوان بزرگ پرچمدار قرآن كريم در عصر حاضر در سخناني حكيمانه وضعيت قرآن آموزي كشور را اين گونه ترسيم مي فرمايند: «واقعيت تلخ اين جاست كه خواندن قرآن در جامعه ما هنوز يك امر عمومي نشده است؛ عموم مردم به قرآن احترام مي كنند و به آن عشق مي ورزند اما عده كمي همواره آن را مي خوانند و عده كمتري در آن تدبر مي كنند.»
ايشان در ديدار اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي در هفدهم آذرماه 1386 مي فرمايند: «اگر تحصيل كرده ها و فرهيختگان كشور روزي يك صفحه قرآن با توجه به معنا بخوانند و در آن تدبر كنند غوغايي در كشور برپا مي شود؛ اين كار به فرهنگ سازي و تدبير نياز دارد.» اينكه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در تبـيين و تحقق اين مطالبه مقام معـظم رهـبري در بين تحصيل كرده ها و فرهيختگان كشور چه تدابيري را اتخاذ كرده است؛ در نوشته هاي آينده به صورت مبسوط مورد نقد و نظر قرار خواهد گرفت؛ اما اين كه با وجود اختصاص اعتبارات چندين ميلياردي كه سالانه براي برگزاري كلاس هاي آموزشي و انجام فعاليت هاي قرآني كشور از سوي ارگان ها و نهادهاي دولتي و مؤسسات مردمي هزينه مي شود علت يا عللي كه باعث شده تا اين سوال مطرح شود كه «چرا اغلب مردم ايران قرآن نمي خوانند» چيست؟
اين نوشتار بي آنكه قصد تخريب و يا تضعيف فعاليت هاي گذشته را داشته باشد، سعي دارد با نگاهي علمي- آموزشي افق جديدي را در برابر متوليان و سياست گذاران امور قرآني كشور مشخص كند؛ تا از اين رهگذر زمينه هاي تحقق دو هدف بزرگ زير امكان پذير شود:
1-فراهم آوردن زمينه هاي لازم براي انجام جهاد اقتصادي در برنامه ريزي ها و فعاليت هاي قرآني كشور 
2-فراهم آوردن زمينه هاي لازم براي ارائه الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت در فعاليت هاي قرآني كشور 
چه كسي مقصر است مردم يا متوليان قرآني كشور؟
قبل از هرگونه داوري درباره سؤال فوق بهتر است اول به اين سؤال مهم و تعيين كننده پاسخ دهيد: «اگر معلّمي از دانش آموزان كلاسش امتحاني بگيرد و پس از تصحيح ورقه ها متوجه شود كه اكثر آنان يك سؤال را غلط جواب داده اند؛ به نظر شما چه كسي مقصر است معلم يا شاگردان؟»
احتمالاً پاسخ بنده و شما يك چيز است و اين همان نقطه طلايي ارتباط است كه مي تواند به روشن شدن بحث كمك زيادي بكند.
آيا به نظر شما وقتي عموم مردم به تعبير مقام معظم رهبري علاقه مند و عاشق قرآن كريم هستند و نه تنها به آن احترام مي كنند بلكه همواره ثابت كرده اند كه حاضرند بدون هيچ درنگي جان و مال خود را فداي قرآن كريم كنند اما آن را نمي خوانند و با خواندن آن انس دائمي و روزانه ندارند آيا مي توان آنان را محكوم به بي توجهي كرد؟ يا اينكه بايد گفت وقتي در يك كلاس درس و يا يك جامعه «اكثر» افراد با مشكلي مشترك رو به رو هستند قطعاً معلمان و متوليان آن مقصرند؟!
به نظر مي رسد وقت آن رسيده است كه صاحبان قدرت و متوليان امر و سياست گذاران امور فرهنگي و قرآني كشور در راستاي تحقق منويات رهبر معظم انقلاب در برخي از اهداف و برنامه ريزي هاي كلان گذشته بازنگري جدي داشته باشند و نيز از انجام تغييرات نسبي در اين امور نترسند. چرا كه در غير اين صورت بايد شاهد بروز بحران هاي فرهنگي و اجتماعي در آينده بسيار نزديك در اين زمينه ها باشند.
عوامل مهجوريت قرآن كريم در ايران را مي توان در حوزه هاي هدف گذاري و برنامه ريزي، اجرا، نظارت و ارزيابي، همچنين حمايت و پشتيباني مورد نقد و بررسي قرار داد؛ كه البته در اين مجال به دنبال تبيين هر يك از اين حوزه ها نيستيم؛ بلكه تنها در پي يافتن پاسخ اين سؤال هستيم كه «چرا اغلب مردم ايران قرآن نمي خوانند؟» اميد آنكه دست اندركاران و مديران قرآني چه در حوزه هاي ستادي و برنامه ريزي و چه در حوزه هاي اجرايي خود را مخاطب اين مطالب بدانند، همچنين نويسنده را در اصلاح و يا تكميل مطالب ياري رسانند.
به طور كلي پاسخ اين سؤال را مي توان در عوامل هفت گانه زير جست وجو كرد:
1- طريقيت داشتن قرآن آموزي به جاي موضوعيت داشتن آن
2- بي توجهي برنامه ريزان به «انس روزانه با قرآن» به عنوان مهم ترين هدف آموزش عمومي قرآن
3- تفكيك خواندن و فهـميدن قرآن از يكديگر در برنامه ريزي ها و فعاليت ها 
4- به نام روخواني به كام روان خواني يا به كام آموزش قواعد روخواني
5- صرف منابع انساني و مادي كشور در «فعاليت هاي هنري» به نام «آموزش عـمومي قرآن» 
6 - سركوبي يادگيري قرآن به علت توسعه مصاحف با «رسـم الـخط هاي غيـر اسـتاندارد» 
7- عدم دقت به تفكيك روش خواندن فارسي با روش خواندن قرآن در آموزش عمومي قرآن 
اكنون در حد توان و حوصله به شرح مختصر هر يك از عوامل فوق مي پردازيم.
1- طريقيت داشتن قرآن آموزي به جاي موضوعيت داشتن آن 
آموزش ها و فعاليت هاي قرآني به دلايل مختلف در كشور ما «طريقيت» دارد تا آن كه «موضوعيت» داشته باشد؛ به اين معني كه اغلب چنين تصور مي شود كه هدف اصلي از آموزش هاي قرآني يادگيري قواعد روخواني و روان خواني قرآن است و هنگامي كه فراگيران واجد چنين دانشي شوند كار تمام است و آموزش و يادگيري اتـفاق افتاده است؛ اين همان طريقت قائل شدن براي آموزش قرآن كريم است.
در صورتي كه آموزش روخواني، روان خواني، تجويد و يا قرائت و حفظ و ... اگر منجر به آن نشود كه فرد با قرآن انس دائمي و روزانه داشته باشد، طبيعي خواهد بود با وجود همه تلاش هاي متعهدانه و متخصصانه، قرآن آموز رفته رفته مطالب آموخته شده را فراموش كند و به تدريج انگيزه اش نيز كاهش يابد.
به اين مثال توجه كنيد اگر به كودك يا نوجواني قرائت، فصاحت، آداب و شرايط، احكام و مفهوم «نماز» را آموزش دهيم، اما از همان آغاز به او نياموزيم كه بايد از اين پس نماز بخواند، آيا به تكليف و وظيفه خود عمل كرده ايم؟ آيا درباره قرآن نبايد به اين موضوع توجه جدي بشود؟! اين يكي از اصلي ترين حلقه هاي مفقوده برنامه ريزي ها، آموزش ها و فعاليت هاي قرآني كشور است.
- بي توجهي برنامه ريزان به «انس روزانه با قرآن» به عنوان مهم ترين هدف آموزش عمومي قرآن
شايد بند دوم را تكرار بند يك بدانيد، اما بهتر است بند دوم را مكمل و نتيجه راهبردي بند يك بدانيم. طبق آيات شريفه قرآن كريم از آيه ي 20 سوره مزّمّل و آيه دو سوره جمعه، همچنين روايات فراوان نبيّ مكرّم اسلام(ص) معصومين(ع)، همچنين امام زمان(عج) از خواندن روزانه و انس دائمي با قرآن بي نياز نبوده و نيستند؛ از اين رو آيا مي توان از آحاد مردم سؤال كرد كه «شما از چه رو از خواندن قرآن كريم احساس بي نيازي مي كنيد؟» و آيا مي توان از مسئولان و متوليان قرآني كشور سؤال كرد در اهداف كلان و برنامه ريزي هاي راهبردي اين هدف چگونه مدنظر قرار گرفته شده است؟
چند سؤال ساده: 
سؤال اوّل: طبق مصوبه شوراي عالي آموزش وپروش، هدف «آموزش روخواني قرآن» هدف پايه هاي اول، دوم و سوم ابتدايي است؛ اما در پايه هاي بالاتر يعني چهارم و پنجم ابتدايي، دوره هاي راهنمايي و متوسطه و نيز در دوره هاي مختلف آموزش عالي يعني فوق ديپلم، ليسانس و فوق ليسانس نيز آموزش داده مي شود؟!!!
سؤال دوم: آيا براي تحقق هدف آموزش روخواني و روان خواني قرآن كريم در مدارس بهـتر نيست به جاي تشكيل 20 هزار مدرسه قرآني در مناطق آموزش و پرورش، ظرف دو سال!! زنگ رسمي آموزش قرآن مدارس كه داراي همه ويژگي هاي سخت افزارهاي لازم از جمله راهنماي برنامه مصوب، اجراي آزمايشي چند مرحله اي، كتاب درسي آموزش قرآن به تفكيك پايه هاي تحصيلي، معلم پايه و دبير متخصص، كلاس درس رسمي، ساعت رسمي آموزش ابزار و محيط يادگيري است و در ضمن همه دانش آموزان را تحت پوشش قرار مي دهد را در مي يافتيم؟!!!!
سؤال سوم: آيا بهـتر نبود به جاي بردن هدف آموزش روخواني از پايه سوم ابتدايي به پايه هاي بالاتر آموزش و پرورش و آموزش عالي و تشكيل مدارس قرآني و دارالقرآن ها و تخصيص اعتبارات كلان در همان پايه هاي اول تا سوم ابتدايي، مشكل را مورد بررسي قرار مي داديم و در جهت رفع اشكال آن بر مي آمديم؟!!!!
همين مسائل باعث شده تا متوليان امر به جاي توجه به مهندسي فرهنگي درباره هدف انس روزانه و مادام العمر افراد با قرآن كريم به برگزاري مكرر آموزش هاي عمومي قرآن همچون روخواني و روان خواني بپردازند؛ در حالي كه اگر مهم ترين دغدغه ايشان «ايجاد انس روزانه با قرآن كريم» باشد آنگاه مي توان براي اين هدف، راه كارهاي مختلفي را پيشنهاد كرد.
پيشنهادهاي زير تنها بخشي از اين را ه كارها است:
1-با تلاوت روزانه قرآن كريم، براي ديگران و به ويژه خانواده خود، الگوي خوبي باشيم.
2-اگر معلم قرآن هستيم بيشترين وقت كلاس مان را به تمرين مهارت خواندن قرآن كريم آن هم توسط همه قرآن آموزان اختصاص دهيم. زيرا بررسي ها نشان مي دهد خواندن قرآن به عنوان مهمترين عامل ايجاد و تقويت مهارت روخواني و روان خواني كمترين فعاليت كلاسي را به خود اختصاص داده است.
3-ميثاق نامه تلاوت روزانه قرآن كريم را كه قبلاً تهيه كرده ايم، همراه با شاگردان امضا كنيم و در جلسات بعدي از چگونگي و كيفيت اجراي آن پرسش كنيم. مسلماً اگر دانش آموزان اصرار ما را در اين امر ببينند خود را با نظر معلم تطبيق خواهند داد.
4-از آيات، احاديث، اشعار و جملات ادبي مناسب براي ايجاد انگيزه جهت انس روزانه با قرآن استفاده كنيم.
5-در برخي از آيات و عباراتي كه خوانده مي شود تدبر نماييم.
6-خود و ديگران را به حفظ آيات مشهور قرآن مانند ربناهاي قرآن تشويق كنيم.
7-فيلم، نوار يا سي دي تلاوت هاي منتخب را در اختيار فراگيران قرار دهيم.
8-دانش آموزان را تشويق كنيم تا با زمان سنج سرعت تلاوت خود را در كلاس و منزل افزايش دهند.
9-بين آنان رقابت ايجاد كنيم تا يك آيه را با يك نفس بخوانند، با اوج بخوانند و يا زيباتر از ديگري قرائت كنند.
10-براي داوري در رقابت هاي كلاسي از قرآن آموزان استفاده كنيم.
11-دفترچه اي براي خواندن روزانه قرآن كريم تهيه كنيم تا دانش آموزان تلاوت روزانه خود را در جداول ثبت كنند.
12-دانش آموزان را تشويق كنيم تا در نمازخانه مدرسه در بين نماز ظهر و عصر يك صفحه از قرآن بخوانند.
13-از هر موقعيت مناسب ضمن اشاره به معارف و آموزه هاي اخلاقي، به آيات قرآن استناد كنيم.
14-احساس بچه ها درباره تلاوت روزانه قرآن را موضوع انشاء كلاسي و يا مسابقه مدرسه اي قرار دهيم.
15-در جلسات آموزش خانواده به موضوع اهميت انس روزانه دانش آموزان با قرآن تأكيد كنيم.
16-با پرسش از معناي كلماتي كه در فارسي و قرآن مشترك هستند، بچه ها را به فهم لغات و ترجمه آن و نيز يافتن هم خانواده لغات «عادت» دهيم.
17-داستان هاي كتاب را همراه با پخش قرائت آيات مربوطه براي بچه ها تعريف كنيم.
18-حالات پيامبراكرم (ص) و بزرگان ديني درباره انس روزانه با قرآن را براي دانش آموزان بيان كنيم.
19-داستان هايي درباره اهميت و فوايد انس دائمي با قرآن كريم براي دانش آموزان بيان كنيم.
20-حكايات شيرين، لطيفه ها و سرگرمي هاي مناسب درباره ي قرآن كريم ارائه دهيم.
21-در قالب ويژه نامه به ارائه رهنمودهاي لازم براي دانش آموزان و اولياي آنان بپردازيم و دانش آموزاني را كه انس روزانه با قرآن دارند به ديگران معرفي كنيم.
22-از قاريان مشهور شهر و منطقه براي تلاوت در مراسم آغازين صبحگاه و ظهرگاه دعوت كنيم.
23-از دانش آموزان فعال قرآني مدرسه و منتخبان مسابقات قرآني تجليل كنيم.
24-آداب ظاهري و باطني تلاوت قرآن را به تدريج به دانش آموزان آموزش دهيم.
25-برخي از آثار و اسرار تلاوت قرآن را به زبان كوتاه براي دانش آموزان بيان كنيم.
26-فضائل تلاوت برخي از سوره ها و آيات را به زبان ساده براي آنان شرح دهيم.
27-عواقب و نتايج سبك شمردن قرآن را گوشزد كنيم.
28-وظايف هر يك از مسلمانان درباره انتظارات قرآن درباره خودش را براي دانش آموزان به زبان ساده بيان كنيم.
29-با توجه به تفاوت هاي فردي و استعداد علاقه و انگيزه هريك از دانش آموزان تكاليف خاص تحت عنوان فعاليت هاي فردي يا گروهي به آنان بدهيم. مانند حفظ قرائت داستان گويي، انشاء، شعر، روزنامه ديواري و ...
30-به فضاسازي قرآني در مدرسه و كلاس ها اهميت بيشتري بدهيم مانند ديوار نويسي پارچه نويسي و...
31-مدرسه هاي قرآن و دارالقرآن هاي شهر را به دانش آموزان معرفي كنيم.
32-دانش آموزان علاقه مند و با استعداد را شناسايي و آنان را به ثبت نام و شركت در كلاس هاي تخصصي مدرسه قرآن و دارالقرآن هاي منطقه تشويق كنيد. همچنين اين موضوع را با خانواده ي آنان در ميان بگذاريم.
33-قرآن كم علامت را براي شاگردان پايه هاي سوم به بالا تهيه و آنان را به خواندن روزانه آن تشويق كنيم.
34-به جايگاه قرآن كريم در ساير دروس مانند علوم تجربي، رياضي، جغرافي، تاريخ و ... و حوزه هاي علمي و تربيتي (تربيت قرآني) توجه كنيم.
35-با توجه به علاقه و توانايي خود در موقعيّت هاي مناسب بين موضوعات مختلف درسي و آيات قرآن كريم ارتباط برقرار كنيم. اين كار ضمن ايجاد علاقه بيشتر دانش آموزان به قرآن كريم در ايجاد رويكرد خلقت گرايانه در ساير دروس تاثير بسزايي در تربيت قرآني دانش آموزان دارد.

ادامه دارد

مصاحبه با خبر گزاری کتاب - 24 شهريور 1390

تكميل و غني‌سازي برنامه درسي قرآن

كارشناس كتاب‌هاي درسي قرآن دوره ابتدايي سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي عنوان كرد: تكميل و غني‌سازي برنامه درسي قرآن نظام آموزش و پرورش، از جمله اهداف تغيير محتواي كتاب‌هاي درسي قرآن پايه‌هاي نخست و چهارم ابتدايي به شمار مي‌آيد.

رضا نباتي در گفت‌وگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اظهار كرد: امسال با توجه به رويكرد جديد نظام آموزش و پرورش، براي كتاب درسي قرآن پايه نخست دوره ابتدايي حدود هفت درس ارايه شده است و براي هر درس، يك موضوع مانند «همه كارها با نام خدا»، «خانه ما»، «مدرسه ما»، «قرآن بخوانيم»، «پيامبران» و «كودك مسلمان» در نظر گرفته شده است.

وي ادامه داد: دانش‌آموزان پايه نخست ابتدايي با روخواني قرآن كريم كه مهم‌ترين هدف آموزش قرآن در دوره ابتدايي به شمار مي‌آيد و همچنين پيام‌ها و لغات قرآني كه زمينه‌هاي تدبر در آيات قرآن كريم را فراهم مي‌كنند و الگوهاي قرآني مانند داستان زندگي امام حسين(ع) آشنا مي‌شوند.

كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي يادآور شد: همچنين در كتاب پايه نخست دوره ابتدايي، فعاليت‌هاي قرآني با هدف يادگيري بيشتر ارايه شده‌اند كه از آن ميان مي‌توان به نقاشي كردن، رنگ‌آميزي كردن، تكميل كردن، مرتب كردن و ساختن ابزار قرآني مانند رحل اشاره كرد.

نباتي عنوان كرد: طرح قرائت قرآن كريم از طريق نوار صوتي در پايه نخست ابتدايي مانند سال‌هاي گذشته اجرا خواهد شد. در اين نوارها علاوه بر ارايه هفت سوره از قرآن كريم، حدود چهارده قطعه شعر با مضامين قرآني و مرتبط با موضوع درس كه توسط بهترين گويندگان و گروه‌هاي خواننده ضبط شده‌اند، ارايه مي‌شود. همچنين در كتاب درسي قرآن اين دوره تحصيلي، داستان‌هاي قرآني مصور مانند داستان زندگي دوران كودكي حضرت موسي(ع) به چشم مي‌خورند.

مولف كتاب‌هاي درسي قرآن دوره ابتدايي تصريح كرد: حدود 1200 مدرس قرآن از سراسر كشور اكنون در حال آموزش حدود 72 هزار آموزگار پايه نخست ابتدايي‌اند تا شيوه‌هاي موثر ياددهي كتاب درسي قرآن پايه نخست ابتدايي را به آنها ارايه دهند.

وي يادآور شد: امسال با توجه به مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش كه اجازه تعطيلي روزهاي پنج‌شنبه هر هفته از سال تحصيلي را در مدارس ابتدايي صادر كرده‌ است و با توجه به اضافه شدن يك ساعت در روز به آموزش‌هاي پايه نخست ابتدايي، يك ساعت به آموزش قرآن تمام پايه‌هاي مقطع ابتدايي، با هدف انس دائمي دانش‌آموزان با قرآن كريم افزوده شده است.

نباتي ادامه داد: همچنين در پايه نخست ابتدايي حدود 200 ساعت فيلم به صورت «وي‌ سي دي» با هدف آموزش كتاب‌هاي جديد‌التاليف اين پايه تحصيلي براي معلمان و والدين دانش‌آموزان ارايه خواهد شد.

كارشناس كتاب‌هاي درسي قرآن دوره ابتدايي سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي با اشاره به كتاب جديد‌التاليف قرآن پايه چهارم ابتدايي افزود: در راستاي اجراي طرح ارتقاي آموزش قرآن پايه سوم ابتدايي، امسال در پايه چهارم ابتدايي نيز شاهد مناسب‌سازي كتاب درسي قرآن با ساير دروس خواهيم بود.

مولف كتاب‌هاي درسي قرآن دوره ابتدايي با بيان اين كه هدف آموزش قرآن در پايه چهارم ابتدايي، انس روزانه دانش‌آموزان و روان‌خواني قرآن كريم است ادامه داد: حدود 700 مدرس قرآن از سراسر كشور با هدف آموزش 45 هزار آموزگار پايه چهارم ابتدايي گردهم جمع شده‌اند تا راهكارهاي تحقق اهداف آموزش قرآن اين پايه را به آنها ارايه دهند.

وي در پايان گفت: همچنين براي اين پايه تحصيلي، لوح‌هاي فشرده‌اي با عنوان «كتاب گويا» براي معلمان تهيه شده‌اند كه امسال برخلاف سال گذشته، انتخاب سوره‌ها فقط از جزء سي قرآن كريم نيست، بلكه سوره‌ها از كل قرآن كريم سوره‌هايي كه حاوي آيات مشهور و پيام‌هاي قرآني‌ و با هدف افزايش سواد قرآني و روخواني قرآن كريم ارايه شده‌اند.

کد مطلب : 116434

مصاحبه - خبرگزاری کتاب ایران 23 شهریورماه 1390

معضلي به نام بي‌توجهي به انس روزانه با قرآن
 
كارشناس قرآن وزارت آموزش و پرورش علت مهجوريت قرآن در جامعه را نداشتن انس دائمي و روزانه مردم با قرآن كريم مي‌داند.
رضا نباتي در گفت‌وگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، با اشاره به فرمايش مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي در هفدهم آذرماه 1386 با معظم‌له مبني بر اين كه «اگر تحصيل‌كرده‌ها و فرهيختگان كشور روزي يك صفحه قرآن، با توجه به معنا بخوانند و در آن تدبر كنند، غوغايي در كشور برپا مي‌شود؛ اين كار به فرهنگ‌سازي و تدبر نياز دارد.» اظهار كرد: مقام معظم رهبري همچنين فرمودند كه «واقعيت تلخ اين است كه خواندن قرآن در جامعه ما هنوز يك امر عمومي نشده است. عموم مردم به قرآن احترام مي‌كنند و به آن عشق مي‌ورزند اما عده كمي همواره آن را مي‌خوانند و عده كمتري در آن تدبر مي‌كنند.» 

وي افزود: با وجود اختصاص اعتبارات چندين ميلياردي كه سالانه براي برگزاري كلاس‌هاي آموزشي و انجام فعاليت‌هاي قرآني كشور از سوي ارگان‌ها و نهادهاي دولتي و موسسات مردمي هزينه مي‌شود، اين سوال مطرح مي‌شود كه علت اين كه اغلب مردم ايران قرآن نمي‌خوانند، چيست.

وي افزود: عوامل مهجوريت قرآن كريم در ايران را مي‌توان در حوزه‌هاي هدف‌گذاري و برنامه‌ريزي، اجرا، نظارت و ارزيابي و حمايت و پشتيباني نقد و بررسي كرد، اما پاسخ سوال «چرا اغلب مردم ايران قرآن نمي‌خوانند؟» را در بي‌توجهي برنامه‌ريزان به انس روزانه با قرآن به عنوان مهم‌ترين هدف آموزش عمومي قرآن، تفكيك خواندن و فهميدن قرآن در برنامه‌ريزي‌ها و فعاليت‌ها، هزينه كردن منابع انساني و مادي كشور در فعاليت‌هاي هنري به نام آموزش عمومي قرآن و بي‌دقتي به تفكيك روش خواندن فارسي با روش خواندن قرآن در آموزش عمومي قرآن جست‌وجو كرد.

كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزي و تاليف كتاب‌هاي درسي وزارت آموزش و پروش تصريح كرد: اغلب چنين تصور مي‌شود كه هدف اصلي از آموزش‌هاي قرآني، يادگيري قواعد روخواني و روان‌خواني قرآن است و هنگامي كه فراگيران، واجد چنين دانشي شوند، كار تمام است و آموزش و يادگيري اتفاق افتاده است. در صورتي كه آموزش روخواني، روانخواني، تجويد، قرائت، حفظ و ... اگر منجر به آن نشود كه فرد با قرآن انس دائمي و روزانه داشته باشد، طبيعي خواهد بود كه با وجود همه تلاش‌هاي متعهدانه و متخصصانه، قرآن‌آموز رفته رفته مطالب آموخته شده را فراموش كند و به تدريج انگيزه‌اش نيز كاهش يابد.

نباتي عنوان كرد: طبق آيه‌هاي 20 سوره مزمل و 2 سوره جمعه و همچنين برخي روايات، حتي پيامبر اكرم(ص) و امام زمان(عج) از خواندن روزانه و انس دائمي با قرآن كريم بي‌نياز نبوده‌اند و نيستند. بنابراين، مي‌توان از آحاد مردم سوال كرد كه شما به چه دليل از خواندن قرآن كريم احساس بي‌نيازي مي‌كنيد و از مسوولان و متوليان قرآني كشور سوال كرد كه ايجاد زمينه انس گرفتن مردم با قرآن در اهداف كلان و برنامه‌ريزي‌هاي راهبردي شما چگونه مدنظر قرار گرفته است.

كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي با مطرح كردن چند سوال كه باعث شده‌اند مسوولان و متوليان امر به جاي توجه به مهندسي فرهنگي درباره هدف انس روزانه افراد با قرآن كريم، به برگزاري مكرر آموزش‌هاي عمومي قرآن مانند روخواني و روانخواني بپردازند، گفت: طبق مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش، جامعه هدف آموزش روخواني قرآن كريم، دانش‌آموزان پايه‌هاي نخست، دوم و سوم ابتدايي‌اند، اما آيا در پايه‌هاي بالاتر يعني چهارم و پنجم ابتدايي، دوره‌هاي راهنمايي و متوسطه و در دوره‌هاي مختلف آموزش عالي يعني فوق‌ديپلم، ليسانس و فوق‌ليسانس نيز اين آموزش داده مي‌شود؟ آيا براي تحقق هدف آموزش روخواني و روانخواني قرآن كريم در مدارس، بهتر نيست به جاي تشكيل 20 هزار مدرسه قرآن در مناطق مختلف آموزش و پرورش در طول دو سال، زنگ رسمي آموزش قرآن مدارس را كه داراي همه ويژگي‌هاي سخت‌افزارهاي لازم از جمله راهنماي برنامه مصوب، اجراي آزمايشي چند مرحله‌اي، كتاب درسي آموزش قرآن به تفكيك پايه‌هاي تحصيلي، معلم پايه و دبير متخصص، كلاس درس رسمي، ساعت رسمي آموزش، ابزار و محيط يادگيري است و همه دانش‌آموزان را نيز تحت پوشش قرار مي‌دهد، درمي‌ياييم؟!

كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزي و تاليف كتاب‌هاي درسي وزارت آموزش و پروش افزود: آيا بهتر نبود به جاي بردن هدف آموزش روخواني از پايه سوم ابتدايي به پايه‌هاي بالاتر آموزش و پرورش و آموزش عالي و تشكيل مدارس قرآن و دارالقرآن‌ها و تخصيص اعتبارات كلان، در همان پايه ‌هاي نخست تا سوم راهنمايي، مشكل را بررسي مي‌كرديم و در جهت رفع اشكال آن بر مي‌آمديم؟!

نباتي با اشاره به راهكارهاي مختلف براي از ميان برداشتن موانع موجود بر سر راه انس دائمي مردم با قرآن كريم گفت: ما مي‌توانيم با تلاوت روزانه قرآن كريم، براي ديگران به ويژه براي خانواده خود، الگوي خوبي باشيم. همچنين اگر معلم قرآنيم، بيش‌ترين وقت كلاس‌مان را به تمرين مهارت خواندن قرآن كريم آن هم توسط همه قرآن‌آموزان اختصاص دهيم و از آيات، احاديث، اشعار و جملات ادبي مناسب براي ايجاد انگيزه براي انس روزانه با قرآن كريم استفاده كنيم. 

وي ادامه داد: همچنين براي انس روزانه با قرآن كريم مي‌توان در برخي از آيات و عباراتي كه خوانده مي‌شوند، تدبر كنيم. خود و ديگران را به حفظ آيات مشهور قرآن كريم مانند «ربنا»هاي قرآن كريم تشويق كنيم. فيلم، نوار يا لوح‌هاي فشرده تلاوت منتخب را در اختيار دانش‌آموزان قرار دهيم. دانش‌آموزان را تشويق كنيم تا با استفاده از زمان‌سنج، سرعت تلاوت خود را در كلاس و منزل افزايش دهند. ميان دانش‌آموزان رقابت ايجاد كنيم تا يك آيه را با يك نفس بخوانند، با اوج بخوانند يا زيباتر از ديگري قرائت كنند.

كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي عنوان كرد: همچنين مي‌توانيم داستان‌هاي كتاب را همراه با پخش قرائت آيات مربوطه براي بچه‌ها تعريف كنيم. حالات پيامبر اكرم(ص)، ائمه اطهار(ع) و بزرگان ديني درباره انس روزانه با قرآن كريم را براي دانش‌آموزان بيان كنيم و از دانش‌آموزان فعال قرآني مدرسه و منتخبان مسابقه‌هاي قرآني تجليل كنيم. همچنين عواقب و نتايج سبك شمردن قرآن را گوشزد كنيم و مدرسه‌هاي قرآن و دارالقرآن‌هاي شهر را به دانش‌آموزان معرفي كنيم. 

وي در پايان گفت: بجاست مسوولان و متوليان قرآني كشور شهامت و شوق تغيير و تحول بنيادين در حوزه‌هاي مربوط به برنامه‌ريزي، آموزش و مولفه‌هاي يادگيري قرآن كريم را در خود ايجاد و تقويت كنند و از مقاومت در برابر حقايق علمي، پرهيز كنند. مطابق انتظار قرآن كريم از مسلمانان، در مرحله نخست، جايگاه قرآن كريم در جامعه ايراني بايد بيش از پيش جدي گرفته شود و در مرحله بعدي، قرآن‌آموزي بايد به عنوان مقدمه انس دائمي با قرآن كريم در نظر گرفته شود و نه به عنوان هدف غايي و نهايي. همچنين انس روزانه با قرآن بايد به عنوان مهم‌ترين هدف آموزش عمومي قرآن كريم لحاظ شود؛ چرا كه بقاي ساير برنامه‌ها و فعاليت‌ها منوط به اين موضوع مهم و اساسي است؛ در غير اين صورت تمام فعاليت‌ها عقيم خواهند ماند و به دست فراموشي سپرده خواهند شد.
کد مطلب : 116304

چرا اغلي مردم ايران قرآن نمي خوانند     قسمت چهارم

چرا اغلب مردم ايران قرآن نمی‌خوانند؟/ 4

بين روش خواندن فارسی با روش خواندن قرآن تفكيك قائل شويم.

گروه فعاليت‌های قرآنی: از اين پس در برنامه‌ريزی‌ها و فعاليت‌های قرآنی كشور بايد «به تفكيك خواندن و فهـميدن قرآن از يكديگر خاتمه داده شود» زيرا فهم قرآن مقدمه لازم برای تحقق ساير اهداف هم چون تدبر و عمل به قرآن است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، در بخش‌های پيشين مقاله حاضر نوشته رضا نباتی، كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامی كه در چند قسمت از نظر خوانندگان گرامی گذشت، به سركوبی يادگيری قرآن به علت توسعه مصاحف با «رسم‌الخط‌های غير استاندارد» اشاره شد. اين كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش، آخرين بخش اين مقاله را با پاسخ به يك سؤال آغاز می‌كند. 
بخش‌های پيشين اين مقاله را اينجا بخوانيد!

سؤالی كه در اين جا مطرح می‌شود اين است كه «با وجود اين همه دلايل روشن علمی، چرا رسم‌الخط‌ها و متعاقب آن روش‌ها و كتاب‌های آموزشی به نحوه مطلوب اصلاح نمی‌شوند؟»

در پاسخ اين سؤال بايد گفت دو ديدگاه هميشه در آموزش قرآن وجود داشته است:

ديدگاه اول، معتقد است آموزش بايد همواره از ساده به مشكل (از معلوم به مجهول) صورت پذيرد. (توجه به مبدأ)؛ اين ديدگاه موافق تغيير و اصلاح رسم‌الخط قرآن، روش‌های تدريس و كتاب‌های آموزشی است.

ديدگاه دوم، معتقد است كه آموزش‌ها بايد به توانايی خواندن قرآن‌های رايج بيانجامد؛ زيرا اين رسم‌الخط‌ها در همه مساجد، منازل و جلسات قرآن وجود ندارد. (توجه به مقصد)

در پاسخ طرفداران ديدگاه دوم بايد گفت اين نگرانی قابل توجه است و از مسائلی است كه نمی‌توان از كنار آن به راحتی عبور كرد. اما اين دغدغه كاملاً قابل حل است؛ فقط نيازمند يك برنامه‌ريزی آموزشی مناسب است. برای رفع اين نقيصه بايد به اين دو نكته توجه كرد:

اولاً، اگر آموزش روخوانی از مراحل اوليه درست انجام شود از نظر روان‌شناسی يادگيری، قرآن‌آموزان به تدريج از «جزئی‌خوانی» به «كلی‌خوانی» می‌رسند و كلمه يا عبارت را به همان شكلی می‌خوانند كه در مراحل قبلی اول آموخته‌اند هر چند دارای اشكال باشد.

به عنوان مثال، خواننده محترم به محض ديدن كلمه «قـل» آن را «قُـل» می‌خواند، اما اين كلمه می‌تواند «قَـلَّ» نيز باشد. ولی شما بلافاصله با ديدن كلمه «قل» بدون توجه به اعراب كلمه آن را «قُل» می‌خوانيد. اغلب افراد در هنگام خواندن كلمات قرآنی هم چون خَـالِـدُونَ، یُـوسُـف، نُـوحِیـهَـا، إِلَّـا دچار همين مسئله می‌شوند.

ثانياً، در مراحل بعدی می‌توان در مدت يك يا دو جلسه كوتاه اغلب قواعد هر يك از كتابت‌ها و رسم‌الخط‌های موجود را آموزش داد. مقايسه رسم‌الخط‌های رايج در كتاب درسی آموزش قرآن پايه سوم راهنمايی اتفاق افتاده است.

7- عدم دقت به تفكيك روش خواندن فارسی با روش خواندن قرآن در آموزش عمومی قرآن

شايد شما همچنين فكر می‌كنيد كه اشتراك خط فارسی و عربی يك ويژگی مثبت است؛ اما بهتر است بدانيد هر چند حروف فارسی و عربی از نظر شكل با هم مشترك هستند (به غير از چهار حرف گ چ پ ژ) و بسياری از واژگان نيز از نظر لفظ و معنا در دو زبان اشتراك دارند و می‌توانند به عنوان يك فرصت محسوب شوند؛ در عين حال دارای آسيب‌هايی هم هستند. به اين مثال خوب توجه كنيد.

اين جمله را بخوانيد «آن چه كه می‌توانيد، قرآن بخوانيد.» شما در خواندن اين جمله به چه چيزی توجه داشتيد و چه چيزی را خوانديد؟ بله, شما به «حروف» فارسی توجه كرديد و اين عادت هميشگی ماست كه همواره در خواندن به حروف توجه می‌كنيم. اما سؤالی در اين جا مطرح می‌شود اين است: «آيا در خواندن آيات شريفه قرآن كريم هم بايد به حروف توجه كرد؟» پاسخ اين سؤال «خير» است. زيرا اگر شما در خواندن آيات و عبارات قرآن به حروف توجه كنيد مطمئناً دچار اشكالات متعددی می‌شويد و عموم اشكال رايج افراد در خواندن قرآن از بی‌توجهی به همين مساله ناشی می‌شود. يعنی آن كه بايد بياموزيم كه در خواندن قرآن برخلاف خواندن فارسی، توجه بصری (چشمی) ما حتماً به «علائم» باشد و نه حروف؛ زيرا عموم افراد در شناخت حروف فارسی و عربی, مشكل خاصی ندارند, اما در شناخت علائم قرآن (اِعراب) با مشكل جدی روبه رو هستند.

يادمان باشد كه از آنجا كه همه ما با شكل و خواندن حروف, آشنا هستيم, بايد بيشتر توجه و حواس خود را به ديدن علائم حروف معطوف داريم؛ مانند راننده‌ای كه هنگام رانندگی هيچگاه به ترمز, گاز, كلاج و دست دنده و فرمان اتومبيل نگاه نمی‌كند بلكه همواره به علائم و تابلوهای مسير توجه دارد.

نتيجه‌ای كه می‌توان از نكته فوق برای بهبود شيوه‌های آموزش گرفت اين است كه توجه به ديدن علائم حروف به جای ديدن حروف, كليد حل بسياری از مشكلات روخوانی قرآن كريم است.

نتايج و پيشنهادها:

به عنوان نتيجه بحث و ارائه پاسخ به اين سؤال كه «چرا اغلب مردم ايران, قرآن نمی‌خوانند؟» موارد زير مورد تأكيد است:

1- مسئولان و متوليان محترم قرآنی كشور جرأت, شهامت و «شوق تغيير» و تحول بنيادی در حوزه‌های مربوط به برنامه‌ريزی, آموزش و مؤلفه‌های يادگيری قرآن را در خود ايجاد و تقويت كنند و از تعصب و مقاومت در برابر حقايق علمی, پرهيز نمايند. توجه به ‹‹انتظارات قرآن كريم درباره خويش›› می‌تواند فصل الخطاب و محور اهداف برنامه‌ريزی و فعاليت‌های قرآنی قرار گـيرد.

2- مطابق انتظار قرآن كريم از مسلمانان درباره خودش, اولاً جايگاه قرآن كريم در جامعه ايرانی بايد بيش از اين ها جدی گرفته شود؛ و ثانياً «قرآن‌آموزی بايد به عنوان مقدمه انس دائمی با قرآن كريم» مد نظر گرفته شود و نه هدف غايی و نهايی.

3- «انس روزانه با قرآن» بايد به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومی قرآن كريم لحاظ شود؛ چرا كه بقای ساير برنامه‌ها و فعاليت‌ها منوط به اين موضوع مهم و اساسی است؛ در غير اين صورت كليه فعاليت‌ها عقيم خواهد ماند و به دست فراموشی سپرده خواهد شد. در اين زمينه ارائه نقش الگويی خانواده‌ها و معلمان می‌تواند به عنوان مهم‌ترين و در عين حال ساده‌ترين شيوه مورد توجه و استفاده برنامه‌ريزان و فعالان قرآنی قرار گيرد

4- از اين پس در برنامه‌ريزی‌ها و فعاليت‌های قرآنی كشور بايد «به تفكيك خواندن و فهـميدن قرآن از يك ديگر خاتمه داده شود.» زيرا فهم قرآن مقدمه لازم برای تحقق ساير اهداف هم چون تدبر و عمل به قرآن است.

5- در آموزش عمومی قرآن كريم بايد به جای استفاده از روش شنيداری, «توجه جدی به روش ديداری در آموزش خواندن قرآن كريم» معطوف شود. چرا كه مهارت درست خواندن از طريق خوب ديدن محقق می‌شود, نه خوب شنيدن.

تبصره: لازم به يادآوری است وقتی می‌توان در آموزش خواندن قرآن اين دو روش را با هم همراه كرد كه اول روخوانی از طريق ديدن اتفاق بيافتد و سپس از طريق شنيدن, عبارات و آيات روخوانی شده تثبيت و تعميق داده شود. به عبارت ديگر «روخوانی قرآن همواره بر روان‌خوانی آن تقدم دارد.» در غير اين صورت تقدم روش شنيداری بر روش ديداری می‌تواند به عنوان «سم در يادگيری روخوانی قرآن» عمل كند و مانع روخوانی شود.

6- آموزش قواعد روخوانی قرآن بايد جای خود را به «آموزش مهارت روخوانی قرآن كريم» بدهد, و خواندن قرآن توسط قرآن‌آموزان بايد بيش‌ترين فعاليت كلاسی را به خود اختصاص دهد. قواعد بايد در ضمن مهارت‌آموزی و به صورت تلگرافی آموزش داده شود به گونه‌ای كه وقت خواندن قرآن توسط قرآن آموزان را اشغال نكند.

7- منابع محدود مالی و سرمايه‌های انسانی كشور همه مردم را شامل شده و در خدمت «آموزش عـمومی قرآن كريم باشد» و نه صرفاً در اختيار افراد با استعداد در زمينه «فعاليت‌های هنری» مانند قرائت و حفظ قرآن. به عبارت ديگر در آموزش عمومی قرآن, لازم نيست همه مردم قادر به خواندن قرآن با لحن عرب و به صورت قرائت و حفظ باشند.

8 - برای جلوگيری از سركوبی انگيزه و علاقه عموم مخاطبان, توسعه مصاحف شريف با «رسـم الـخط‌های غیـر اسـتاندارد» متوقف و در عوض قرآن كريم با رسم‌ الخط كم علامت و متناسب با خط فارسی برای آموزش عمومی قرآن در نظر گرفته شود.

9- همواره اغلب نظرات و انتقادات كارشناسان متوجه نقش معلم است؛ اما در مقام عمل كمترين هزينه و سرمايه‌گذاری به آموزش معلمان اختصاص می يابد. در زمينه آموزش عمومی قرآن كريم, معلمانی قادر به تحقق همه و يا اكثر اهداف آموزش عمومی قرآن خواهند بود كه آموزش‌های لازم را فرا گرفته و واجد صلاحيت‌های علمی و حرفه‌ای لازم باشند. راه كار اساسی در اين زمينه «حرفه‌ای كردن معلمان قرآن» است.

10 - در آموزش عمومی قرآن به تفكيك شيوه خواندن خط فارسی و خط قرآن توجه شود. در اين زمينه، معلمان حرفه‌ای، مهارت لازم را در جهت ارتقای توانايی و مهارت سواد قرآنی قرآن‌آموزان كسب نموده‌اند.

11- متولیـان و مسئولان قرآنی كشور كه بودجه های قرآنی را در اختيار دارند به جای موازی‌كاری و تأسيس مراكز آموزش روخوانی و روان‌خوانی قرآن كريم و يا آموزش آن در دوره‌ها و مقاطع دانشگاهی، به رفع آن در دوره ابتدايی بپردازند. با اين كار هم از حيف و ميل بيت المال جلوگيری كنند و هم از امكانات موجود حداكثر استفاده را بنمايند.

12- به جای برگزاری صرف دوره‌های متعدد آموزشی كه اغلب تكراری و غير مفيد است، تحقق ‹‹سواد قرآنی›› شهروندان به عنوان يك رخ داد فرهنگی مورد توجه قرار گيرد.

«سواد قرآنی» همان دانش و مهارت پايه و اعتقاد و علاقه به يادگيری قرآن. بـرای بهـره‌گیـری مسـتمر و مادام‌العـمر از قـرآن كـريم اسـت. سواد قرآنی دارای 4 ويژگی زير است :

1-سواد قرآنی يك نياز همگانی است. همه افراد جامعه با هر وضع اقليمی، شغلی، اقتصادی، اجتماعی و... برای آن كه هويت انسانی- الهی خويش را بشناسند، و از آن مراقبت كنند و زمينه شكوفايی تدريجی آن را نيز فراهم آورند، به سواد قرآنی نيازمند هستند.

2-سواد قرآنی از يك حد پايه برخوردار است. هرچند افراد با توجه به تفاوت‌هايی كه در تحصيلات، سن، شرايط اقتصادی و اجتماعی دارند به سطوح مختلفی از سواد قرآنی نيازمند هستند، ولی بهره مندی عموم از يك حد پايه ضروری است .

3-حد سواد قرآنی در طول زمان در حال تغيير است. لذا با توجه به شرايط و امكانات مختلف در هر جامعه و نيز تغييرات اين شرايط در طول زمان، اين حد، نيازمند شناسايی وتعريف خاص است.

4-حداقل سواد قرآنی منجر به خواندن مستمر قرآن كريم، فهم تدريجی معنای عبارات و آيات آن شده و زمينه‌ساز بهره‌گيری مادام العمر از آموزه‌های الهی می‌شود. هدف آموزش عمومی قرآن، نمی‌تواند صرفاً دستيابی به دانش و مهارت خاصی در ارتباط با قرآن كريم باشد، بلكه بايد توانايی و قابليتی فراهم آورد كه فرد بتواند ضمن انس و ارتباط دائمی با قرآن كريم، پيوسته خود را در معرض تزكيه و تعليم الهی قرار دهد.

مهمترين هدف آموزش قرآن در پايان دوره آموزش عمومی قرآن، دستيابی آحاد جامعه به سواد، قرآنی است با توجه به آن چه كه درباره سواد قرآنی بيان شد، اين سواد در آموزش و پرورش به طور ساده و روشن از چهار ركن اصلی تشكيل می‌شود كه بدون هريك از آن ها، سواد قرآنی حاصل نمی‌شود. اين چهار ركن خواندن، فهميدن، تدبّر و انس روزانه با قرآن كريم است.

در پايان علاقه‌مندان جهت كسب اطلاعات بيشتر می‌توانند به نشانی‌های زير مراجعه كنند:

وبلاگ فرهنگ آموزش قرآن در آموزش وپرورش ايران http//: quran-blogfa.com

وب سايت گروه درسی آموزش قرآن http//: quran-dept.talif.sch.ir.com

ايكنا   يكشنبه 23 مرداد 1390 11:00:46             شماره‌ خبر :842632

استحاله؛ خطری كه برنامه درسی ملی را تهديد می‌كند.

گروه فعاليت‌های قرآنی: يكی از كارشناسان قرآن دفتر تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش براين عقيده است كه بزرگ‌ترين خطری كه برنامه درسی ملی را تهديد می‌كند «استحاله» است به اين معنا كه هنوز سيستم و نظام آموزشی كشور در زمينه اشاعه برنامه‌های درسی و پرورشی و اجرای كامل آن و نظارت و پشتيبانی از آن به درك روشنی نرسيده است.

رضا نباتی، كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامی و كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش، با ارسال يادداشتی به خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) می‌نويسد: مسئوليت همسوسازی برنامه درسی ملی، برعهده سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی است. در اين سند «فطرت‌گرايی توحيدی» رويكرد جديد برنامه‌های درسی در تدوين كتاب‌های اول دبستان است كه جايگزين ساير رويكرهای قبلی می‌شود.

منظور از رويكرد، چتری است كه بر سر مبانی، اهداف، اصول، روش‌های تدريس، محتوای كتاب درسی و ارزش‌يابی يك برنامه درسی حاكم است كه البته در برنامه درسی ملی مانند يك نخ تسبيح عمل می‌كند و حوزه‌های يادگيری، مولفه‌های تربيتی و اجزا و عناصر برنامه‌های درسی را به هم اتصال می‌دهد به گونه‌ای كه در ذهن دانش‌آموز به عنوان ظرف واحد يادگيری شاهد انسجام يادگيری باشيم.

هدف اصلی برنامه درسی اين است كه بتواند مجموعه مواد آموزشی دوره‌های تحصيلی را با يكديگر مرتبط كند. در طرح همسوسازی به مراحل علمی توليد يك كتاب درسی از قبيل «نياز‌سنجی فرد و جامعه و نيز توليد راهنمای برنامه درسی برای پايه‌های مختلف تحصيلی» توجه شده است. تدوين سند ملی برنامه درسی از سال 84 آغاز شده و آخرين نگاشت آن سال 89 بوده است. در تدوين اين سند به ديدگاه‌های مقام معظم رهبری درباره «تحول بنيادين» در آموزش و پرورش توجه شده است.

يكی از دلايل ضروری تحول در نظام تعليم و تربيت اين است كه برنامه‌های درسی آموزش و پرورش كشور از دنيای غرب گرفته شده و در نتيجه مبتنی بر نيازهای كنونی كشور توليد نشده است. «برنامه درسی ملی» كوشيده است مبانی ملی و دينی برنامه درسی شناسايی و استخراج كند و آن را متناسب با نيازها و اولويت‌ها در هر يك از برنامه‌های درسی اعمال كند.

يكی از ويژگی‌های مهم در اين سند آن است كه تغييرات نظام آموزشی همواره از دوره متوسطه شروع و در همانجا نيز متوقف می‌شد، اما در اين برنامه بهترين دوره برای اين تغيير، دوره ابتدايی و بهترين پايه، سال اول دبستان شناخته شده است.

در حال حاضر مرحله اول برنامه درسی ملی اجرا می‌شود و آن ‹‹طرح همسوسازی با برنامه درسی ملی›› است. در اين مرحله برنامه‌های درسی فعلی با برنامه درسی ملی متناسب و همسو می‌شود. در پايه اول ابتدايی دارای 6 عنوان درسی هستيم كه چهار كتاب «قرآن، رياضی، علوم و فارسی» و نيز 2 ماده درسی شامل «هنر و تربيت‌بدنی» را در بر می‌گيرد.

برنامه درسی ملی به دنبال آن است افرادی مؤمن، عالم، متفكر و متخلق به اخلاق الهی تربيت كند. به عنوان مثال در برنامه درسی علوم تجربی، ‹‹خلقت گرايی›› به جای ‹‹طبيعت گرايی›› رويكرد و محور برنامه ريزی درسی و آموزشی قرار گرفته است. به عنوان مثال در آموزش فصل «سنگ‌ها» به دانش‌آموزان، سنگ به عنوان يك مظهر «خلقت الهی» معرفی شده است كه دارای «خالق» است و همچنين به نقش آن در محيط زيست اشاره شده و وظيفه ما انسان‌ها درباره آن‌ها گوشزد شده است.

برنامه درسی رياضی اول دبستان پس از 30 حدود سال تغيير كرده است و درس علوم تجربی هم نسبت به گذشته تغييراتی دارد؛ در درس فارسی قبلاً دو كتاب با نام «بخوانيم» و «بنويسيم» آموزش داده می‌شد كه در حال حاضر كتاب فارسی بخوانيم به «آموزش فارسی» و بنويسيم به «كتاب كار فارسی» تبديل شده است.

مسئول كميته همسوسازی تغييرات دروس پايه اول دبستان با برنامه درسی ملی اضافه كرد: كتاب «قرآن» اول دبستان نيز حدود 30 تا 40 درصد تغيير يافته و موضوعاتی مانند «پيام‌های قرآنی» كه در گذشته در اين كتاب وجود نداشته، هم‌اكنون گنجانده شده است.

درباره آموزش مدرسان و معلمان 80 ساعت دوره آموزشی توجيهی پيش‌بينی شده است كه برای اجرای آن ها هزار و500 نفر از 712 منطقه آموزش و پرورش دو نفر از معلمان پايه اول كه دارای شرايطی مانند مدرك تحصيلی بالا و مرتبط و نيز تجربه كافی بوده‌اند، انتخاب و به تهران فراخوان شده‌اند و از 25 تا 31 تيرماه در اين دوره‌ها شركت‌ كرده‌اند كه شامل 31 هزار و 72 نفر ساعت آموزش می‌شود؛ اين مدرسان نيز در دو مرحله و دو گروه ساماندهی شده‌ و آموزش ديدند. براين اساس، گروه اول در درس‌های «رياضی و علوم تجربی» 48 ساعت آموزش و گروه دوم در درس‌های «قرآن كريم، فارسی، تربيت بدنی و هنر» 32 ساعت آموزش را پشت سر گذاشته‌اند و هشت ساعت مشترك از آموزش‌های اين دو گروه نيز مربوط به اصول و مبانی برنامه درسی ملی بوده است كه شامل «كليات برنامه» و هشت فصل از محتوای برنامه از جمله «فرآيند‌های يادگيری و ياددهی، محيط يادگيری و نقش معلم در فرآيند آموزش» بوده است.

مسئوليت آموزش حدود 60 هزار نفر از آموزگاران پايه اول دبستان و مديران مدارس ابتدايی سراسر كشور در شهريورماه برعهده ايشان است. اين آموزگاران 72 ساعت آموزش را به صورت «36 ساعت آموزش حضوری و 36 ساعت آموزش غيرحضوری» پشت سر می‌گذارند. اميدواريم تا شروع سال تحصيلی هيچ معلم اول دبستان نداشته باشيم كه اين آموزش‌ها را پشت سر نگذاشته باشد.

در ارتباط با تحول بنيادين در آموزش و پرورش و اجرای برنامه درسی ملی سه ساعت به مبانی و روش آموزش قرآن پايه اول ابتدايی و 14 ساعت به برنامه درسی رياضی و شش ساعت به برنامه درسی علوم تجربی و سه ساعت به برنامه درسی فارسی و سه ساعت به برنامه درسی هنر و سه ساعت به برنامه درسی تربيت بدنی اختصاص يافته است. در 36 ساعت آموزش «حضوری» نيز 10 ساعت از آموزش‌ها قبل از كلاس و از طريق ارائه جزوه به معلمان و 26 ساعت ديگر به صورت بسته آموزشی شامل «جزوات آموزشی تخصصی، راهنمای معلم و فيلم‌های آموزشی تهيه شده» ارائه می‌شود.

در زمينه درس آموزش قرآن پايه اول علاوه بر جديدالتاليف بودن كتاب درس دانش‌آموز، سه حلقه dvd آموزشی به مدت هشت ساعت برای معلمان برای بخش غيرحضوری در نظر گرفته شده است. كه اميدواريم تمهيدات لازم به گونه‌ای باشد كه آموزگاران محترم پايه اول ابتدايی، مديران مدارس آن‌ها را حتماً ببينند. البته بسيار مناسب است اگر اين فيلم‌ها به اعلان قبلی از رسانه ملی و شبكه آموزش نيز پخش شود.

بزرگ‌ترين خطری كه طرح و برنامه‌های آموزش و پرورشی از جمله برنامه درسی ملی را به شدت تهديد می‌كند ‹‹استحاله›› است. به اين معنا كه هنوز سيستم و نظام آموزشی كشور در زمينه اشاعه برنامه‌های درسی و آموزشی و پرورشی و اجرای كامل آن و نظارت و حمايت و پشتيبانی از آن به درك روشنی نرسيده است و به دلايل متعدد، موضوع اصلی آموزش و پرورش كه همان ارتقای صلاحيت های علمی و حرفه‌ای معلمان است، همواره مورد كمترين توجه قرار می‌گيرد. به طوری كه در طول سال‌های قبل هر چه پيش رفته‌ايم نظارت بر حسن اجرای برنامه‌ها كم رنگ تر شده است.

به عنوان مثال معلم راهنمای شهری يك دهه قبل حذف شد و معلم راهنمای روستايی در دو سال گذشته و مديران مدارس نيز به تعداد سال‌های مديريتشان از كتاب و برنامه و تغييرات به دور بوده و در اصل مسئول اجرای فعاليت‌هايی غير از موضوعات درسی و آموزشی بوده‌اند و سيستم آموزش نيروی انسانی هم در اغلب موارد هرگز اجازه ورود ايشان را به ساحت‌های علمی و آموزشی نداده است. اميد است با توجه به اين كه اصل اين سند ملی هنوز به تصويب شورای عالی آموزش و پرورش نرسيده است و همچنين عدم اجرای مراحل آزمايشی برنامه درسی ملی و تصويب اجرای آن از سوی شورای عالی، در حوزه عمل، مسئولان استان ها و مناطق كه مجريان اصلی برنامه هستند، به اين مهم توجه بيشتری كنند تا طرح همسوسازی برنامه درسی ملی به اهداف قصد شده نايل شود.