چرا اسناد تحولي، ملاك عمل در آموزش عمومي قرآن كشور قرار نمي گيرد ؟ !
هر گونه آموزش عمومي قرآن كه بر خلاف سند تحول بنیادین آموزش وپرورش باشد، غير قانوني است.
سند تحول بنيادين آموزش و پرورش مشتمل بر 8 فصل در آذرماه 1390 با امضاي رياست محترم جمهور به تصويب رسيد. اين سند به منزله ي نقشه ي راه وزارت آموزش و پرورش كه با الهام از اسناد بالادستي و با توجه به اهداف راهبردي نظام جمهوري اسلامي ايران، چشم انداز و اهداف تعليم و تربيت در افق 1404 هجري شمسي تبيين گرديده است.
اين سند تنها يك بار به موضوع وظيفه ي آموزش و پرورش در زمينه ي آموزش ها و فعاليت هاي قرآني، اشاره كرده است. در راه كار سوم از بند اول فصل هشتم اين سند ( اهداف عملياتي و راه كارها ) اين چنين آمده است :
‹‹ تقويت انس با قرآن در دانش آموزان و توسعه ي فرهنگ و سواد قرآني با اصلاح برنامه ها و توانمند سازي معلمان در راستاي تقويت مهارت روخواني و روان خواني در دوره ي ابتدايي، آشنايي با مفاهيم كليدي قرآن در دوره ي متوسطه ي اول و آموزش معارف قراني در متوسطه ي دوم بر اساس منشور توسعه ي فرهنگ قرآني. ››
ياد آور مي شود طبق نخستين سند جامع راهبردي امور قرآني كشور كه با نام منشور توسعه ي فرهنگ قرآني به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده و بالتبع لازم الاجرا براي همه ي دستگاه هاست، وظيفه ي آموزش عمومي قرآن كشور به آموزش و پرورش سپرده شده است.
اين وزارت خانه وظيفه ي برنامه ريزي و مهندسي آموزش عمومي قرآن كشور را بر عهده دارد. بر اين اساس ذكر دو نكته ضروري است :
1- ابتدا بايد كليه ي برنامه ريزي ها و فعاليت هاي قرآني داخل وزارت آموزش و پرورش در راستاي اين وظيفه ي مهم قرار گيرد و از انجام هر گونه طرح و برنامه ي خارج از اين چارچوب و مصوبه ي فوق الذكر به شدت جلوگيري شود. هم چنان كه در انتهاي اين سند آمده است : ‹‹ اين سند از تاريخ ابلاغ، لازم الاجرا است و و كليه ي مصوبات و سياست هاي قبلي در موارد مغاير با آن منسوخ و بلااثر و در ساير موارد بر اساس آن مورد بازنگري قرار مي گيرند. ››
2- تمامي فعاليت هاي قرآني كشور كه توسط ارگان ها، سازمان ها و مؤسسات قرآني مردمي در حوزه ي آموزش عمومي قرآن كشور انجام مي گيرد- مانند آموزش روخواني و روان خواني و ... - بايد از سياست ها و برنامه هاي آموزش و پرورش تبعيت كند.
در غير اين صورت خاصيت، اعتبار و تاثيرگذاري اين گونه اسناد از سند تحول بنيادين آموزش و پرورش گرفته تا سند منشور توسعه ي فرهنگ قرآني، دچار مخاطرات جدي قرار گرفته و در سال هاي بعد فقط نامي از آن ها در تاريخ خواهد ماند.
سند تحول بنيادين آموزش و پرورش، بايد محور عمل در مدارس قرآني كشور قرار گيرد.
شورای عالی آموزش و پرورش, مهم ترين رکن وزارت آموزش و پرورش و قوه ی مقننه ی اين وزارت خانه است. لايحه ی تشکيل اين شورا در سال های 1365 و1381 به تصويب مجلس شورای اسلامی رسيده و بر اساس آن, وظيفه ی قانون گذاری و نظارت بر اجرای قوانين بر عهده ی اين شورا است.
در ماده ی 4 اين لايحه آمده است : « هيچ يک از مقررات آموزشی و پرورشی کشور که با وظايف شورای عالی آموزش و پرورش مربوط است, قبل از تصويب در شورا رسميت نخواهد داشت. » اين اصل در سند تحول بنيادين آموزش و پرورش ( اصل اول استلزامات حقوقی ) که به تصويب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسيده و هم چنين در بسته ی سند ملّی تحول راهبری آموزش و پرورش تصريح شده است.
شوراي عالي آموزش و پرورش در انجام وظايف خود با اقتدار عمل كند.
با توجه به اين گونه مصوبات از يك سو و عملكرد وزارت آموزش و پرورش در خصوص انجام طرح هاي پيشنهادي متعدد در حوزه ي فعاليت هاي قرآني، چند سؤال مطرح می شود :
1- با توجه به اين که دبيرخانه ی منشور توسعه ی آموزش عمومی قرآن کشور در اين وزارت خانه است, آيا شوراي عالي آموزش و پروش بر فعاليت هاي اين نهاد در قبال وظايف محوله نظارت مي كند ؟
2- طرح های متعدد قرآنی مانند « مدرسه ی قرآن » که در حال اجرا هستد و هر ساله هزينه های زيادي را به وزارت آموزش و پرورش تحميل می کنند, آيا نبايد قبلاً به تصويب شورای عالی آموزش و پرورش رسيده باشد ؟
3- آيا اجرای طرح های به تصويب نرسيده, که وقت و انرژی و سرمايه های مادی و انسانی زيادی را از مجريان حوزه های ستادی, استانی و مناطق می گيرد, از مصاديق تخلف محسوب نمی شود ؟
4- طبق ماده ی فوق, آيا اين توجيه برخي مسئولان قابل پذيرش است که گفته شود : « مراحل اجرا و تصويب اين گونه طرح و برنامه ها, همزمان انجام می شود ؟ »
5- آيا شورای عالی آموزش و پرورش نسبت به بررسی و مطابقت يا مغايرت اين گونه طرح ها با برنامه های رسمی و مصوب و نيز با شرح وظايف وزارت آموزش و پرورش در قبال توسعه ی آموزش های عمومی, به وظايف خود به خوبی عمل می کند ؟
6- آيا شورای عالي آموزش و پرورش نسبت به بررسی ميزان موفقيت و شکست طرح و برنامه هايي چون مدرسه ي قرآن - که دو سال از اجرای آن می گذرد- اقدام لازم را انجام داده و مطابق با نتايج پژوهش, اين طرح ها را تصويب يا رد خواهد کرد؟
7- قطعاً اين گونه طرح هاي پيشنهادی, که به تصويب نرسيده اند و طبيعتاً منابع مالی مشخص شده نيز ندارند؛ با توجه به پر هزينه بودن، آيا شورای عالی بر اين مطلب که اين طرح ها از کدام منابع قانونی, اعتبارات خود را تأمين کرده و آن را در چه راه هايی هزينه می کنند, نظارت دقيق دارد ؟
فراكسيون قرآن مجلس مي تواند چشم بيناي ملت بر آموزش عمومي قرآن كشور باشد.
اميد است رئيس و اعضاي محترم فراکسيون قرآن مجلس شورای اسلامی که با پيگيری ها و تلاش های دلسوزانه ی خود توانسته اند بودجه ی نيم درصدی برای تقويت فعاليت های قرآنی تصويب کنند و نيز بخش اعظم آن را در اختيار آموزش و پرورش قرار دهد, حتماً اطلاع كافي و نظارت لازم را بر کم و کيف اجرای برنامه ها و فعاليت های قرآنی در آموزش و پرورش داشته باشند و راهنمايي هاي لازم را به مسئولان محترم در اين حوزه ارائه كنند.
هم چنين پيگيری پاسخ اين گونه سوال ها نيازمند همتی والا و نگاهی کارشناسانه و صادقانه از سوی متوليان محترم امور فرهنگي و قرآني كشور، چون شورای عالی انقلاب فرهنگی, فراکسيون محترم قرآن مجلس شورای اسلامی, کميته ی منشور توسعه فرهنگ قرآنی کشور و نيز شورای عالی آموزش و پرورش است.
به کجا چنين شتابان ؟
هيچ آموزش قرآنی در کشور از حيث گستره ی جغرافيايي و تعداد دانش آموز, ساعات آموزشی, تيراژ کتاب های درسی قرآن, و ... قابل مقايسه با برنامه ی درسی و رسمی آموزش قرآن مدارس نيست. برنامه ی رسمی آموزش قرآن در آموزش و پرورش يعنی622 ساعت آموزش قرآن برای هر دانش آموز در طی دوران تحصيل؛ يعنی 79 ميليارد و 490 ميليون ساعت در طول يک سال تحصيلی برای همه ی 12 ميليون نفر دانش آموز کشور ... ؛ درست به دليل همين گستردگی, همواره مورد غفلت قرار گرفته و در نتيجه روز به روز بر مشکلات فراوان آن افزوده شده است.
اين که چرا سياست تقويت و حمايت از برنامه های رسمی و ساعات آموزش قرآن در مدارس مورد توجه قرار نمی گيرد؟ سوالي است كه همواره بي جواب است.
اين كه چرا حوزه های ستادی وزارت آموزش و پرورش همواره ‹‹ حرفه ای کردن معلمان ›› را در آموزش عمومي قرآن، خواسته يا نا خواسته ناديده می گيرد؟
اين كه چرا موضوع تهيه و توزيع مناسب و به موقع امکانات اوليه ی آموزشی لازم برای آموزش قرآن در مدارس سراسر کشور از قبيل قرآن كامل، لوحه هاي آموزشي، نوار صوتي, لوح فشرده, ضبط صوت, رايانه, کتاب راهنمای معلم و ... به تعداد معلمان, در دستور هيچ يک از مسئولان محترم حوزه ي ستادی آموزش و پرورش نيست ؟
اين كه چرا تقويت کلاس های رسمی, کتاب های رسمی, معلمان رسمی, ساعات رسمی آموزش قرآن مدارس مورد حمايت و پشتيبانی نيست؟
اين كه چرا برای تشويق معلمان و مديران پرتلاش مدارس موفق در حوزه ي آموزش عمومي قرآن برنامه ای نداريم ؟ همواره سوال هاي بي جواب است.
آن چه اجمالاً گفته شد در حوزه ی سياست های کلان و هدف گذاری و برنامه ريزی حوزه های ستادی بود و تنها می توان از اين دوستان پرسيد : « فَـاَينَ تَذهَـبون ؟ » به کجا چنين شتابان ؟
آموزش عمومي قرآن زير بناي آموزش هاي تخصصي قرآن كشور است.
نمونه های زير برخی از مشکلات برنامه ی رسمی آموزش قرآن در بخش اجراست :
1- شايد برای شما اين نمونه ی هر چند تلخ, جالب باشد که در سال گذشته حوزه ي معاونت پرورشی اقدام به تاسيس 10 هزار مدرسه ی قرآنی در مدارس کرد که در هر يک از مدارس يک ساعت در هفته به آموزش قرآن دانش آموزان پرداخته می شد. اما در عوض مصوبه ی رسمی و قانونی افزايش يک ساعت به ساعات آموزش قرآن مدارس که همه ی دانش آموزان کشور را شامل می شد, در بسياري از مدارس كامل اجرا نشد.
نتيجه آن که اگر در هر مدرسه ی قرآن, يک کلاس30 نفره تشکيل شده باشد, تعداد کلاس ها در كل كشور 30 هزار و تعداد شرکت کنندگان 300 هزار نفر می شود. اما اگر تعداد ساعات رسمی اجرا نشده در دوره ی ابتدايي را با توجه به تعداد کلاس ها و دانش آموزان موجود محاسبه کنيم می بينيم حدود 320 هزار کلاس قرآن در هفته, تعطيل و بيش از 5 ميليون نفر دانش آموز از آموزش عمومي قرآن بی بهره بوده اند !!!
2- گاهی در گفته ها و كردار برخي از افراد صاحب مسئوليت, مغايرت ديده می شود؛ مانند اين که از يک سو بر اساس پندار خود می گويند : ‹‹ اغلب دانش آموزان كشور توانايي روخواني قرآن را ندارند ›› و از سوی ديگر, برنامه و ساعت رسمی آموزش قرآن و معلم, روش, وسايل و محتوای آموزشی آن را به کل رها کرده و به جای پرداختن به ارتقای کيفي هر يک از اين داشته ها, به دنبال حجيم کردن آموزش و پرورش و طرح و برنامه های قرآنی هستند. طرح و برنامه هايي که عاقبت با جابه جايي اين گونه مديران، رها و در نهايت عقيم می شود و جز خسران نتيجه اي به بار نمي آورد.
3- برنامه ی درسی آموزش قرآن در برخی مدارس يا اجرا نمی شود و يا کامل و صحيح انجام نمی شود. که البته دلايل مختلفی دارد. اين موضوع مهم و حياتي توسط هيچ بخشي مورد نظارت و ارزش يابي و ارتقاء قرار نمي گيرد.
4- به دليـل اين كه انتخاب مدرسان قرآن کشوری توسط مناطق و استان ها کاملاً سليقه ای بوده و ضوابط اعلام شده به دلايل مختلف اعمال نمی شود، در نتيجه اين افراد هيچ گاه به عنوان سرمايه هاي علمي و تخصصي در اين حوزه به حساب نمي آيند و پس از برگزاري چند دوره، تاريخ مصرفشان به اتمام مي رسد.
5- به دليل کافی نبودن ساعات دوره های آموزش معلمان, همواره بدفهمی و کج فهمی در زمينه ی فهم مبانی علمي و اصول و اهداف, برنامه ی درسی را با تهديدهای جدی رو به رو می کند.
6- از آن جا که استفاده از قرآن کامل جزئی از برنامه ی دزسی دانش آموزان است و آموزش و پرورش بايد 650 هزار جلد مصحف شريف در مدارس توزيع می کرده, اما به دليل نبود اعتبارات از سال 83 تا کنون تنها 300 هزار جلد توزيع شده است. و حال بايد يا برنامه ی دزسی را اصلاح کرد و استفاده از قرآن کامل را حذف کر و يا بايد اعتبار اين مصاحف را تامين و نسبت به چاپ و توزيع آن ها اقدام کرد.
7- به دليل نبود وسايل و نيز فقدان نظارت و ارزيابی, اغلب معلمان به استفاده از وسايل آموزشی در کلاس درس مبادرت نمی ورزند.
8- به دليل نبود يک سيستم نظارتی تعريف شده, نمره ی درس قرآن همواره بالاترين نمره در کارنامه ی دانش آموزان است بدون آن که بچه ها خواندن قرآن را آموخته باشند. زيرا معلم همواره تحت فشلر مدير مدرسه اقدام به دادن نمره ی بالا در اين درس کرده و در نتيجه هيچ گاه دانش آموز و والدين او از ناتوانی قرآنی فرد اطلاعی پيدا نمی کنند و بدين ترتيب مدير مدرسه و معلم, جلوی پيش رفت دانش آموز را می گيرند.
9- وجود باورهای غلط در زمينه ی آموزش و تدريس قرآن, مسائلی متعددی را منجر می شود. اين باورهای غلط هم مبانی و اهداف برنامه ريزی درسی و هم روش های آموزش و تدريس قرآن را شامل می شود. تعداد اين روش ها و باورهای غلط را می توان تا 30 مورد ذکر نمود که از حوصله ی بحث خارج است.
10- با اين که مصوبه ی شورای عالی به تدريس قرآن توسط آموزگار پايه تصريح دارد اما اغلب مدارس غير دولتی از جمله شاهد و غير انتفاعی بر خلاف مقررات عمل می کنند که اين خود عوارض و عواقب نامطلوبی را به همراه دارد.
11- در اين مدارس ساعات آموزش به صورت تجميعی و در يک روز انجام می شود که اين کار اولاً باعث خستگی و دل زدگی دانش آموزان از درس قرآن می شود . ثانياً اصل استمرار آموزش قرآن را از بين می برد.
چه بايد كرد ؟
1- اين از عدالت آموزشی به دور است که تا مشکلات اجرايي برنامه های رسمی آموزش قرآن مدارس حل و فصل نشده, اين وزارت خانه به آموزش های تخصصی مانند مدارس قرآنی و ... بپردازد. در حالی که وزارت آموزش و پرورش از نظر وظايف متولي اين قبيل امور نيست بلکه ديگرانی هستند که قانوناً بايد اين امور را انجام دهند.
ذکر اين نکته لازم است که تاسيس مدارس قرآنی زمانی می تواند به عنوان يک فرصت تلقی شود که اولاً وجاهت قانونی داشته باشد؛ ثانياً مغاير با برنامه های رسمی نبوده و بلکه مکمل آن باشد؛ و ثالثاً پس از بر طرف شدن مشکلات برنامه های رسمی ارائه شود.
2- شورای عالی آموزش و پرورش تکيه گاه و خانه ی فرهنگيان است و از اين رو نبايد خارج از موازين علمی و کارشناسی و نيز تحت تاثير افراد و جريان ها عمل کند؛ بلکه بايد سرمشق و پيشرو در اجرای عدالت آموزشی باشد.
اين شورا بايد قوانين را شفاف, جامع و مانع تهيه و تصويب کند تا اولاً ابهام آميز نباشد. و ثانياً جلوی قرائت های متعدد حوزه های مختلف ستادی را بگيرد.
به عنوان مثال می توان از اساس نامه ی مدارس قرآن و نيز مصوبه ی تنظيم 25 ساعت برنامه ی درسی در 24 ساعت در هفته را که باعث بروز مشکلات اجرايي و سر در گمی برنامه ريزان حوزه مختلف از جمله مديران و معلمان مدارس شده است و نيز ساعات آموزش قرآن هر شش پايه ی تحصيلی ابتدايي را دچار مخاطره ی جدی کرده است, نام برد.
همان طور که گفته شد اميد است وزارت آموزش و پرورش در انجام وظيفه ی اصلی و قانونی خود و اجرای کامل برنامه های رسمی و مصوب درسی و رفع مشکلات متعدد رو به رو به جايي برسد که ظرفيت های جديد مانند « مدارس قرآن » و « مدارس قرآنی » به وجود آيد.
از اين رو لازم است همه ی ما اين فرمايش حکيمانه ی پـيامبر اعـظم صلّی الله عليه و آله را که به اميـرالمـومـنين عليه السلام فرمودند را سرمشق کارها و وظايف خود قرار دهيم :
« اِذا رَأيـتَ الـنـاسَ يَشـتَـغِـلونَ بِافَـضائِل, يَشـتَـغِل بِـاِتـمامِ الفَـرائِضِ »
هنگامی که مردم را در حال انجام مستحبات ديدی, بر تو باد به اتمام واجبات. ( کتاب نصايح )
3- سال ها تلاش و پيگيری و رايزنی بسياری از دلسوزان قرآنی وزارت آموزش و پرورش برای تحقق معاونت قرآنی در آموزش و پرورش, سر انجام در تعيين يک نفر به عنوان « مشاور قرآنی وزير » ( قائم مقام در امور قرآنی آموزش و پرورش و رئيس آموزش عمومی قرآن کشور ) متوقف شد. انتظار اين بود که با اين تصميم, اتفاقات شگرف و بزرگی در آموزش و پرورش کشور رخ دهد, اما با گذشت زمان اين اميد, به نا اميدی تبديل شد. زيرا سپردن آن به مسئولين حوزه ی معاونت پرورشی, به دليل فقدان نگاه پژوهش محورانه و قانونمند و نيز رعايت اصل مشارکت ساير معاونت ها, از جمله معاونت پژوهش و برنامه ريزی آموزشی, معاونت های آموزش ابتدايي و متوسطه, دفتر تربيت و آموزش نيروی انسانی و ... از يک سو و بی توجهی به وضعيت کمی و کيفی برنامه های رسمی از سوی ديگر, و در مقابل اجرای طرح های ناپخته و غيرکارشناسانه ای که مراحل اجرای آزمايشي و تصويب را نگذرانده, بلکه رشته های بيش از يک دهه تلاش و مجاهدت علمی را يک شبه پنبه کرده است؛ باعث شده تا اين جايگاه, نه تنها فرصتی برای تقويت برنامه ها و فعاليت های قرآنی اين وزارت خانه نباشد, بلکه بيش تر تهديدی برای برنامه ها به شمار آيد.
4- « حرفه ای کردن معلمان » تنها راه نجات و مهم ترين و اصلی ترين راه رسيدن به اهداف اسناد بالا دستی از قبيل سند چشم انداز, سند تحول بنيادين و برنامه های مصوب است؛ اما به دليل پر هزينه بودن اين مقوله و ناشناخته بودن آن برای برخی از مسئولان حوزه ی ستادی, تا کنون اهميت لازم به آن داده نشده است. کارها و دوره های ضمن خدمت معلمان که در سال های اخير برگزار می شود, بيش تر مُسکن بوده تا درمان؛ و همواره با اشکلات اساسی مديريتی و اجرايي رو به رو بوده است و در نتيجه از اثر بخشی و کارآمدی لازم برخوردار نيست.
در پايان اميد است کليه فعاليت های قرآنی آموزش وپرورش اولاً مبتنی بر اسناد بالادستی مورد بازنگری قرار گيرد و برنامه ها و فعاليت های مغاير و موازی حذف يا اصلاح گردند. و ثانياً در زمينه ی اصلاح چرخه ی مديريت های قرآنی در آموزش و پرورش کشور شاهد شکوفايي محسوس و ملموس باشيم.
شايد بتوان گفت : دهه ی نود زمان تحقق اين آرزو باشد که وزارت آموزش و پرورش نيز نبايد عرصه ی اجرای طرح های ناپخته, غير علمی, پرهزينه و کم بازده و مغاير با اسنادی چون سند تحول بنيادين در آموزش و پرورش باشد. طراحی و اجرای هر گونه فعاليت و برنامه ای حتی در دور ترين مناطق کشور بايد در چارچوب اهداف و برنامه های مصوب شورای عالی و متناسب با اسناد بالا دستی و منوط به تأييد کارشناسان خبره ی آن حوزه باشد.
آموزش و پرورش، محور اصلی تحول جامعه و فرهنگ
مقام معظم رهبری به درستی آموزش و پرورش را محور اصلی تحول جامعه و فرهنگ معرفی فرمودند. در شرايط کنونی که شاهد تصويب اين اسناد هستيم, طرح و اجرای فعاليت های غيرکارشناسانه و ضعيف, تضعيف مهم ترين و بزرگ ترين وزارت خانه ی کشور است. و اين همان مصداق بر شاخه نشستن و بُن بريدن است. بی ترديد عملياتی کردن اين اسناد تحولی, به عزم ملی و افراد قانون مدار نيازمند است.