حجه الاسلام و المسلمين رسول جعفريان ( تاريخ پژوه و استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران ) :

    « ما تكرار عصر صفويه هستیم ! »    

در جریان بحث هایی که درباره برگزاری همایش تصوف مطرح شد، همان آغاز، اشاره کردم که برگزاری این قبیل همایش ها، به نوعی بازگشت به تجربه‌های تاریخی صفوی در تقویت منازعات مذهبی در جامعه به نفع یک گرایش است که گروه مرجع فکری در جامعه، در آن زمان، آن را درست می داند.

این مهم است که بدانیم، جامعه ایرانی، جامعه ای که فرهنگ آن ترکیبی از دین و عقل ایرانی است، در دوره صفوی، روی ریل تازه ای افتاد. این ریل، کشور را از عقل گرایی یونانی و نگاه ترکیبی مذکور، به سمت دین گرایی با گرایش مذهبی تشیع، و به تدریج، نوعی افراط و تعصب و تمرکز در این زمینه پیش برد. ما در دهه های آخر صفوی، جامعه ای با برداشت خاص دینی و مذهبی داریم که حساسیت های آن، بر اساس نگره های خاصی است که عالمان دینی به عنوان مهم ترین مراجع فکری شناخته می شوند. برای آنها، که مرجعیت اصلی فکری در جامعه را دارند، نوعی دین گرایی اهمیت دارد که همه چیز بر محور آن است.

بارها اشاره کرده ام که این دوره، تلاش می شد تا طب و نجوم و فنون دیگر دینی، یعنی متکی به روایات شود. بحار مجلسی نتیجه و محصول این نگرش بود. این باور گروه مرجع بود. طبعا باید با هر آنچه در این بینش، مقابل دین قرار می گرفت، ایستاد. همه آنچه این عنوان را می یافت، به عنوان انحراف شناخته می شد و تبعیت از آنها، حکم رفتن به راهی جز صراط مستقیم داشت.

در آنجا و در آن دوره، پیروی از علم به صورت شفاف و مستقل اهمیت نداشت، از نظر عملی و رفتاری هم همین طور. آنچه اهمیت داشت، تفکری بود که این عالمان، به عنوان دین و مذهب درست می شناختند. در رفتارها هم همین طور. مهم ترین و حساس ترین مسائل، همین امور مذهبی بود.

شعائر دینی نقش مهمی داشت. زیارت و عتبات و حج نهایت اهمیت را داشت. بحث سوگواری و اموری که در امتداد آن بود نهایت اهمیت را داشت و تمام حواسها روی آن متمرکز بود. به وقف نگاه کنید و موارد آن را بنگرید. حتی اگر پای وقف کتاب در میان است، عمدتاً کتابهای مذهبی است.

در کنار اینها، تکاپوی درسی مستقل، در ریاضیات و نجوم و داروشناسی و غیره، سست بود. این بینش به صورت جدی وجود داشت. در نتیجه در دوره صفوی، هیچ توجهی به غرب که دست کم دویست سال بود تغییر را آغاز کرده بود، نمی شد. کسی زبان فرنگی نمی دانست. هیچ کس به غرب نمی رفت و این در حالی بود که محصولات زیادی از غرب وارد ایران می شد. ما به خاطر همین نگرش تا اواسط دوره قاجاری همین وضع را داشتیم.

این که امروز ما صفویه را تکرار می کنیم، معنایش همین است. اساس تفکر و تصمیم گیری و رفتار و امور دیگر در سمت و سوی دینی و مذهبی به سبکی است که رسمیت دارد. من د‌ر مقامی نیستم که قضاوت کنم این تفکر و رویکرد دینی ـ مذهبی در این حد درست است یا خیر، اما این را می توانم بگویم که بی توجهی ما به علم، ریشه در نوعی نگرش دارد که شاید در اینجا بتوان ریشه آن را یافت.

بیش از هر چیز این نگرش اهمیت دارد. تفسیر پدیده های جاری، تفسیر عالم و آدم، جهانشناسی، تغییر و دگرگونی، شاخص های زندگی خوب، نقش علم در زندگی بهتر و ثروت بیشتر، و بسیاری از اموری از این دست، محصول نوع نگرش ماست که به نظر می رسد، نگرشی دنیایی و در این زمینه برانگیزاننده نیست. آدمی که تعلق به این دنیا ندارد، نمی تواند برای دنیای خود کاری انجام بدهد. مسلما، می توان توافقی میان دنیا و آخرت ایجاد کرد، اما خیلی مهم است که این نگرش بتواند روی تحرک دنیوی تأثیر بگذارد. ما دایما باید مراقب باشیم یک طرف غش نکنیم.

 وضعیتمان شبیه پایان دوره صفویه است

ما برای ماندن راهی جز تحول نداریم.

تثلیث مهجوریت قرآن در جامعه ایرانی

پاسخ به يك سؤال : آيا برپایی مسابقات قرآن، منافاتی با مأموریت اصلی آموزش و پرورش دارد يا ندارد؟

آقاي عليرضا کاظمی،
معاون محترم پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش
در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا :
( براي دريافت اصل مطلب روي خبر كليك كنيد. )
 
 پــاسـخ 

 بايد گفت :

اتـفـاقـاً برپايي مسـابـقـات قرآن با مأموريت آموزش و پرورش مـنـافـات  دارد؛ زيـرا :

1-  درصد بهره مندي آن معاونت از اعتبارات شوراي توسعه فرهنگ قرآني نسبت به برنامه هاي رسمي و درسي « نسبت 100 به صفر » است. چــــرا ؟!!!

2-  برگزاري مسابقات براي آموزش و پرورش به هيچ وجه موضوعيت ندارد، بلكه فقط طريقيت دارد.

يعني آن كه مأموريت اصلي وزارت آموزش و پرورش، توسعه « سـواد » است. و بالتبع آن توسعه « سواد قرآني » است. مسابقه بايد در خدمت اين وظيفه باشد. ( و نه جايگزين آن )

در نتيجه برگزاري مسابقات قرآني وظيفه سازمان اوقاف و سازمان تبليغات اسلامي و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است كه مأموريت ذاتي آن ها تبليغ و ترويج است.

3-  تعداد متسابقين با 13 ميليون نفر دانش آموز در اين وزارت چه نسبتي دارد، كه اين همه هزينه مي شود؟!!!

4-  آيا در طول اين چند سال كه ده ها ميليارد تومان اعتبار قرآني به اين وزارت جهت ارتقاء آموزش عمومي قرآن اختصاص يافته، معلم و مدرسه و مديري از آن اطلاع يافته و نسيمي از آن به سمت كلاس هاي قران و زنگ قرآن وزيده است؟!!!

5- آيا اين شگفت انگيز نيست كه مجموعه معاونت پرورشي كه تمام اعتيارات قرآني را دريافت و هزينه مي كند با دارا بودن هزاران كارشناس و مربي پرورشي در مناطق و مدارس، نسبت به زنگ قرآن مدارس كه گسترده ترين فعاليت قراني همه ساله كشور است. و به شدت به حمايت و مراقبت نياز دارد « كاملاً بيگانه و بي تفاوت » است؟!!!

به راستي خبرگزاري ايكنا به دنبال چه هدفي است؟ قرآن يا سياست

باسمه تعالي

 «  نقد، قاعده مند است؛ و نقد قاعده مند، سودمند »

وَ اِذا حَـكَمـتُم بَيـنَ النّاسِ، اَن تَحـكُـموا بِالـعَدلِ ،

اِنَّ اللهَ نِـعِمّا يَـعِـظُـكُم بِـهِ ،

اِنَّ اللهَ كانَ سَـميـعًا بَـصيـرًا

نساء / 58

در نهايت تأسف شواهد حاكي از آن است كه بيش از 90 درصد از منتقدان كتاب درسي آموزش قرآن پايه اول ابتدايي كه « خبرگزاري ايكنا » با ايشان مصاحبه كرده است، حتي لاي كتاب را باز نكرده اند. و اغلب كم ترين اطلاعي از اين كتاب و حوزه يادگيري ندارند. و اين مايه شرمندگي فراوان است.

 انصاف آن بود كه نه به خاطر قرآن و و نه به خاطر ترس از عقوبت الهي ( براي تهمت هاي فراوان و نشر اكاذيب،) بلكه به خاطر حفظ جايگاه حرفه اي خبر رساني آن هم در يك حوزه تخصصي حداقل ظواهر حفظ مي شد و اين قدر ناشيانه و نابخردانه عمل نمي شد.

اولاًيك كتاب درسي ( مانند قرآن پايه اول ) از ابتدا تابع راهنماي مصوب شوراي عالي آموزش و پرورش و با تاييد اين شورا تاليف مي شود.

ثانياًآموزش قرآن پايه اول دبستان بخشي از آموزش قرآن دوره اول ابتدايي است كه دانستن اجزا، عناصر اين زنجيره حياتي و مهم است.

ثالثا - كتاب آموزش قرآن اول كاملاً منطبق با آموزش فارسي در اين پايه و نيز در ادامه آن و با تاييد كارشناسان آن بخش است.

رابعاً - در قرآن پايه اول دبستان جز هفت سوره كوچك و داستان هاي تصويري متعدد و اشعار قرآني و چند پيام قرآني، هيچ قاعده و نمادي آموزش داده نمي شود كه بشود به آن آموزش قرآن گفت و آن را اين چنين نقد كرد.

بلكه دانش آموزان در اين پايه مي آموزند كه با استفاده از توانايي هاي زبان و درس فارسي براي خواندن برخي كلمات قرآني بسيار ساده و اوليه تلاش كنند. اين امر بيش تر به يادگيري فارسي آن ها كمك مي كند. بنا بر اين تضادي در اين بخش وجود ندارد.

 جالب است بدانيد : 

در بين اين همه مصاحبه كه عليه اين كتاب درسي انجام شده تنها با يك معلم قرآن ( آن هم يك مربي پرورشي ) كه در اين پايه تدريس كرده مصاحبه گرديده و اتفاقا ايشان كاملاً برنامه را تاييد كرده اند ( و به تعبيري پاسخ بقيه را نيز داده اند. )

نمونه هاي اظهار نظرهاي ناشيانه و شتابزده فراوان در فراوان است :

مثلاً : فلان روان شناس مي گويد: الگو قرار دادن « محمدحسين طباطبايي » در كلاس اول صحيح نيست. !!!!!!

( در حالي كه اصلاً در كتاب هاي آموزش قرآن پايه هاي اول تا ششم ابتدايي از محمد حسين طباطبايي نام و تصويري نيامده است. )

 « تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل »

اين كه اين خبرگزاري از سوي چه كساني و با چه نيتي اين همه عليه كتاب درسي قرآن پايه اول ابتدايي هجمه درست مي كنند به زودي معلوم خواهد شد.

 اما جاي بسي تاسف و هم چنين شگفتي است كه اين خبرگزاري ( به اصلاح قرآني ) حتي حاضر نمي شود نقد و پاسخ مؤلف را درج كند. !!!

ارائه مطالب سخيف، غلط و جانبدارانه و مغرضانه ( بدون بيان حتي يك مورد از محاسن كتاب قرآن اول دبستان ) جاي شگفتي در عرصه كار حرفه اي در رسانه است. 

 پس از چندين ماه هجمه حتي يك مورد جوابيه منتشر شده است؟!!! ( خير )

http://quran-edu.blogfa.com/post-614.aspx

  چرا ؟  

مصاحبه با سياستمداران !!! و روان شناسان !!! و هنرمنداني !!! كه حتي يك بار كتاب را نديده و مطالعه نكرده اند ولي به خود اجازه اظهار نظر داده اند، جاي بسي تاسف است.

 با برخي از مصاحبه شوندگان ( مانند دكتر كوشكي - سياستمدار ) حضوري گفت و گو كردم ايشان ابراز تاسف و پشيماني كردند و گفتند من را وادار به چنين مصاحبه هايي كرده اند.!!! مي گفتند : مصاحبه كنندگان كاملاً سوگيري داشته و عامداً به دنبال تخريب كتاب درسي بودند. برخي هم مي گفتند سؤال ها و پاسخ ها اين گونه نبوده و مصادره به مطلوب شده است.

 در اين مواقع است كه بايد گفت : 

  « كاش جاي فعاليت هاي قرآني، قرآني فعاليت مي كرديم. »  

اما آن چه تا كنون مشخص شده آن است آن است كه مافياي سياسي كه با نام اصلاح، از هر تهمت و افترايي بيم به خود راه نمي دهد، در يك شبكه وسيع به دنبال تخريب تدريجي اركان انقلابي نظام هستندو ايشان به دنبال فتح سنگرهاي كليدي نظام اسلامي از طرق مختلف، از جمله از طريق بدنام كردن ارزش هاي نظام و حمله نرم و گام به گام به مقدسات و در نتيجه دلسرد كردن مردم از مسئولان و انقلاب هستند. و بي ترديد حفظ و گسترش اهداف جناحي عقبه فكري اين بازي سياسي است.

از تلاش براي كاهش ساعات آموزش قرآن و معارف اسلامي گرفته تا زمينه سازي براي مشغول كردن حوزه ستادي به درگيري هاي داخلي براي جلوگيري از اجراي سند تحول بنيادين ... و بايد گفت در برخي از موارد موفق بوده اند.

اگر در اين زمينه اقدام لازم صورت نگيرد بايد شاهد خيلي از اتفاقات ناگوار باشيم. كه استحاله اسناد تحولي تنها گوشه اي از آن ها خواهد بود.

 سخن پاياني : 

ما دست نقدكنندگان را مي بوسيم و هم چنين به هيچ وجه منكر وجود اشكال در برنامه درسي قرآن نيستيم. اما اين موضوع، راهكار علمي مشخص و مدون دارد و بايد از مسير علمي و حرفه اي خودش انجام شود. نقد و نقاد نبايد آلت دست تسويه حساب هاي شخصي و اغراض سياسي قرار گيرد. از مهم ترين اصول و ويژگي هاي يك خبرگزاري حفظ اصل بديهي « بي طرفي » در نشر اخبار است. 

زماني كه مصاحبه گر اصلي اين اخبار، از خشم خود درباره درگيريش با معلم فرزندش در پايه اول ابتدايي مي گويد و در بيانش نفرت و انتقام موج مي زند و مؤلف را تهديد مي كند و متاسفانه مديران خبرگزاري نيز پا را فراتر از وظايف يك سرويس ادبي و حيطه هاي اخلاقي گذاشته و وارد حوزه هاي غير مرتبط مي شوند.

در چنين شرايطي چاره اي جز بيان برخي واقعيت ها نيست؛ تا بدين اندازه از نعمت آزادي بيان، حاشيه امن درست نشود. و درس قرآني كه بايد طلبكار متوليان قرآني كشور باشد، مورد بي مهري و حمله گسترده همانان كه متروك و مهجورش كردند، قرار داده شود. !!!

   « و لا يزيد الظالمين الا خسارا »  

به فضل الهي اين بار هم اين نوع نگرش هاي سليقه اي و بازي هاي سياسي در جامعه قرآني توفيقي نخواهد داشت.

و اين خبرگزاري نيز مسير نقد را حرفه اي تر و عاقلانه تر طي خواهد كرد.

ان شاء الله

1397/2/29

خيّرين مدرسه‌ساز و ارتقای سواد قرآنی مدارس

هنوز در آغاز سال تحصيلي و بهار تعليم و تربيت اسلامي هستيم و هنوز ماه مهر، ماه مهرباني تمام نشده است. لذا به جاست كه از خيرين محترم مدرسه سازي ياد كنيم كه حاصل ايثارشان لبخند خداوند است كه در چهره معصوم دانش آموزان مناطق محروم رخ نمايي مي كند. يقيناً شادي چنين لحظه اي را فقط خيرين مدرسه ساز چشيده اند و بس

اما اين دستان مهرباني علاوه بر ساخت مدرسه، مي توانند در احياي تعليم و تربيت اسلامي كلاس هاي درسي نقشي بي بديل داشته باشند.

مقام معظم رهبري بارها از مهجوريت قرآن در مدارس گله كرده اند. و فرموده اند : « قرآن حقيقتاً در آموزش و پرورش مهجور است. جاي قرآن در مدارس خالي است. ما در اين زمينه نيازمند تحول هستيم. انتظار اين بود در اين زمينه كار كارستاني بشود. قرآن در مدارس ما نهادينه نشده است. »

اگر چه اين امر بر عهده متوليان آموزش و پرورش است و بايد به مطالبه به حق مقام معظم رهبری پاسخي در شأن و شايسته بدهند و بي شك در اين راه همه تلاش خود را به كارگيرند. اما به دليل وجود شرايط فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي خاص در كشور و نيز پيشينه فعاليت هاي اين وزارت، نمي توان انتظار كار كارستاني از اين وزارت داشت.  لذا ورود خيرين محترم مدرسه ساز در زمينه اين مطالبه نه تنها مؤثر بلكه لازم است. خيرين محترم مدرسه‌سازي كه در معماری و ساختن مدارس، عشق را با تك‌تك مصالح آميخته اند، در اين زمينه هم می‌توانند نقشی بی‌بديل خود را به خوبي ايفا كنند. 

واقعيت آن است كه در برخي مدارس به دلايل گوناگون همّت و تلاش لازم در زمينه گسترش کمي وکيفي آموزش قرآن به دانش آموزان به کار گرفته نمي شود.

در اين زمينه چند مشكل اساسي وجود دارد :

1-   ساعات آموزش قرآن به صورت ناقص و كم رنگ اجرا مي شود. و گاهي اين ساعات به ساير دروس اختصاص مي يابد.

2-   آموزش ها و فعاليت هاي قرآني اغلب به دليل سليقه اي عمل کردن و عدم شناخت اهداف و روش هاي درست ومناسب، مطابقت لازم را با اهداف و رويکردهاي تعريف شده در برنامه هاي آموزشي وكتاب‌های درسی را ندارد. لذا از اثربخشي لازم برخوردار نيست.

3-   امكانات لازم اجراي برنامه درسي به طور كامل تدارك ديده نشده است.

4-   نظارتي بر حسن اجراي برنامه هاي درسي صورت نمي گيرد.

5-   معلمان و دانش آموزان موفق مورد تقدير و تشويق قرار نمي گيرند.

چه بايد كرد ؟

خيرين مدرسه ساز مي توانند در اين زمينه « كار كارستاني » انجام دهند. و آن مطالبه جدي موضوع از مدرسه و معلمان و دانش آموزان است.

از توجه به درس قرآن در ساعات رسمي قرآن مدرسه گرفته تا جايگاه قرآن مراسم آغازين صبحگاه و يا مسابقات قرآنی و ...

مهم اين است كه مدارس به وظيفه خود در رشد و تقويت وضعيت آموزش قرآن توجه داشته باشند و دانش آموزان را به يادگيری درس قرآن تشويق كند.

مشكل اصلي در تفاوت حرف تا عمل است. گزارش هاي كمي چيزي مي گويد كه در عمل خلاف آن ديده مي شود. لذت خيرين مدرسه ساز مطالبه و تذكرات خود را به صورت يك برنامه مستمر و دقيق از مدارس تحت پوشش خود بخواهند.

البته اصلاح مشکلات فرهنگي نيازمند استمرار پيگيري و نظارت است تا به مرور نهادينه شود. در اين زمينه نيز خيّرين محترم مدرسه ساز می‌توانند با ارتباط با مسئولان آموزش و پرورش  منطقه، شهر و استان و ارائه تاکيدات لازم به ايشان، زمينه را براي اصلاح وضعيت قرآني مدارس در كشور فراهم آورند.

مجمع خيرين مدرسه ساز و ارتقاء آموزش قرآن در مدارس

مجمع خيرين مدرسه ساز كشور علاوه بر پيگيري ساخت مدارس، بايد به موضوعات فرهنگي اين مدارس نيز توجه جدي داشته باشد. به ويژه موضوع آموزش قرآن كريم كه امروز بيش از گذشته به حمايت نياز مند است.

آشنايي اعضاي محترم مجمع با رو‌يكرد، اهداف و اصول برنامه درسی آموزش قرآن هريک از دوره هاي تحصيلي، يکي از راهکارهاي مؤثر در اين راه است. دعوت از مؤلفان و برنامه ريزان درسي در مجامع كشوري و استاني خدمتي بزرگ در اين زمينه است.

هم چنين خيرين محترم مدرسه ساز مي توانند در صورت تمايل با مطالعه مقدمه كتاب‌های درسی آموزشی قرآن، به منظور آشنايی با رويکرد، اصول و اهداف وروش‌های آموزش قرآن مي تواند بسيار مؤثر واقع شود. 

البته نبايد از اين مسأله چشم پوشی كرد كه متأسفانه بسياری از مديران و معلمين مدارس بنا به دلايل متعدد و از روی خطا و ساده انگاري، درس قرآن را يك درس آموزشی تلقی نمی‌كنند، بلكه به آن به چشم يك فعاليت فوق برنامه و پرورشي صرف نگاه می‌كنند و به همين دليل، اين درس همواره به عنوان شهروند درجه دوم و سوم محسوب مي شود. لذا در اين زمينه گاهي معلماني به تدريس قرآن گمارده مي شوند كه اطلاعا لازم از مباني، اهداف، رويكردهاي برنامه درسي، اصول و روش ها و محتواهاي آموزشي ندارند؛ هرچند قاري و حافظ باشند. لذا به دليل بد فهمي، اهداف محقق نمي شود.

و يا مدير و معاونين مدرسه در موقع برگزاري امتحانات نوبت اول و دوم از معلمين قرآن مي خواهند که نمره اين درس را به همه دانش آموزان بدهند تا معدل آنها بالا برود. يعني به عنوان يک درس حاشيه اي و کمکي براي ساير دروس و معدل به آن نگاه مي شود. مثلا به دانش‌آموزی كه انضباط خوبی دارد يا نمره رياضی او خوب است، نمره بالايی در درس قرآن بدهند.

به هر حال مواظبت از اين درس بسيار مهم است. زيرا اين درس با آسيب هاي فراواني روبه رو است. مانند اين که مدارس به جاي برگزاري سه زنگ قرآن، به تشکيل يک با دو زنگ اکتفا کرده و به جاي زنگ سوم به آموزش ساير دروس مي پردازند.

و يا دو زنگ قرآن را در يک و پشت سرهم ، آن هم در آخرين روز مدرسه قرار مي دهند که اين باعث خستگي بچه ها مي شود. و نيز اردوهاي دانش آموزان را در روزهايي كه دانش آموزان درس قرآن دارند قرار مي دهند.

بايد گفت متاسفانه اين رويه ها تاثير نامطلوبی بر روند آموزش قرآن در مدارس گذاشته است. ساختن مدرس بسيار پرثواب و لذت بخش است اما لذت بخش تر از آن زماني است كه دانش آموزان با يادگيري قرآن و معارف الهي از مدرسه شما فارغ التحصيل شوند. 

اميد است وزارت آموزش وپرورش به عنوان متولي توسعه سواد قرآني کشور، شرايط لازم برای ورود خيرين مدرسه ساز به عرصه مهجوريت‌زدايی از قرآن كريم را فراهم آورد.ژ

ان شاء الله

حاشيه پر رنگ تر از متن ( نقدي بر مسابقات بين المللي قرآن دانش آموزي )

        «  به چه قيمت !!!  »             

        مسابقات بين المللي قرآن دانش آموزي، مأموريت آموزش و پرورش نبود.         

آقاي دكتر فخر الدين دانش آشتياني ( وزير محترم آموزش و پرورش ) همان راهي را مي رود كه

آقاي دكتر حميد رضا حاج بابايي ( وزير قبلي ) رفت و شكست خورد ؟

مقام معظم رهبري سال 1396 را مانند سال قبل سال « اقتصاد مقاومتي» نام گذاري كردند. اين كه يك وزارت خانه اي با اعتبارات مشخص و معين، كاري را كه خارج از مأموريت و وظايف ذاتي آن دستگاه است، با صرف هزينه هاي كمر شكن انجام دهد؛ آيا مغاير با رويكرد اقتصاد مقاومتي نيست !!؟

طبق قانون، وظيفه برگزاري مسابقات قرآن، ويژه افراد زير 16 سال بر عهده سازمان اوقاف و امور خيريه است. اين سازمان وظيفه دارد كه مسابقات قرآن « شكوفه ها » را برگزار كند. ( و نه آن كه صرفاً در بخش هايي از مراسم، مشاركت داشته باشد. )

از آن جا كه وظيفه و مأموريت ذاتي وزارت آموزش و پرورش با توجه به دبيري كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور، تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن است؛ هزينه كردن اعتبارات قرآني اختصاص يافته در جايي به غير از موضوع آموزش عمومي قرآن، محل اشكال جدي است.

با نيم نگاهي به جايگاه قرآن و فعاليت هاي قرآني در اسناد بالادستي وزارت آموزش و پرورش، مانند سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري، سند تحول بنيادين آموزش و پرورش، قانون برنامه پنجم توسعه، سند برنامه درسي ملي، موضوع روشن تر مي شود.

اين حساسيت از آن جهت است كه با تشكيل شوراي توسعه فرهنگ قرآني، آرزوي چندين ساله جامعه قرآني كشور محقق شد و نيز با تشكيل كميسيون آموزش عمومي قرآن در وزارت آموزش و پرورش، اعتبارات چند ده ميلياردي براي آموزش عمومي قرآن اختصاص يافت. اما در عمل، علي رغم وجود اسناد تحولي و تشكيلات اجرايي، و تخصيص اعتبارات، اقدام مؤثري در زمينه تحقق اهداف برداشته نشده است.

به طور مثال : اين وزارت خانه در طول چند سال گذشته فقط به نام « آموزش عمومي قرآن » حدود 50 ميليارد تومان دريافت كرده است.

-  اين مبلغ عظيم كه در جاي خود مي توانست گره هاي زيادي را باز كند، در كجا هزينه شده است !؟

-  آيا ريالي از اين اعتبارات در راستاي اهداف آموزش عمومي قرآن، هزينه شده است !؟

-  آيا حتي به يك نفر معلم با اهداف آموزش عمومي قرآن و روش هاي آموزش آشنا شده است !؟

-  آيا از اين مبلغ به يك مدرسه محروم روستايي اين كشور حداقل امكانات آموزش قرآن مانند لوحه آموزش قرآن، كتاب راهنماي معلم، لوح فشرده صوتي آيات درسي داده شده است !؟

و بالآخره اين كه

-  اعتبارات مسابقات بين المللي امسال، از كدام سرفصل تأمين مي شود !؟

نبايد فراموش كرد كه بيش از ده سال پيش در چنين روزهايي ( 1385/2/12 ) رهبر معظم انقلاب از مهجوريت قرآن در وزارت آموزش و پرورش به شدت گلايه كردنده و فرمودند : « قرآن در آموزش و پرورش حقيقتاً مهجور واقع شده است. علت اين است كه در دوراني طولاني، قرآن در آموزش وپرورش ما، به‏ خصوص در آن سنين يادگيري مهجور بوده است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، توقع اين بود كه يك كارِ كارستاني انجام بگيرد. كارهايي هم شده است، ليكن جاي حضور قرآن در دوره‏هاي گوناگون- چه دبستان، چه دبيرستان و چه راهنمايي - واقعاً خالي است. بايد فكر بشود. امروز خوشبختانه حركت قرآني در كشور خيلي خوب است؛ ليكن در آموزش و پرورش بايد نهادينه شود. »

حاشيه هاي پر رنگ تر از متن                                                                                               

  از ظواهر امر پيداست كه آقاي دكتر فخر الدين دانش آشتياني همان راهي را مي رود كه آقاي دكتر  حميد رضا حاج بابايي رفت و شكست خورد. در صورتي كه اميد اين بود نگاه عالمانه، عادلانه و دلسوزانه ايشان زمينه هاي خروج از حواشي غير علمي و آسيب زا را فراهم آورده و متن پر رنگ تر شود.   

بيان نتايج شكست سخت و تلخ دولت قبلي در برنامه ها و فغاليت هاي قرآني دردناك، وسيع و عميق است و البته خارج از حوصله خواننده محترم اين نوشته. حيف و ميل دهها ميليارد تومان اعتبارات قرآني كه مي شد معلمان را آموزش داد و كلاس هاي قرآن را به حداقل امكانات مجهز كرد؛ كم ترين آسيب هاي چنان خطايي است.

هرگز فراموش نخواهد شد كه در دولت قبل به نام قرآن، « 10 هزار مدرسه قرآني »، « طرح ملي حفظ قرآن كريم »، « تأسيس مدارس تخصصي قرآن » و ... تشكيل شد؛ اما در دولت جديد همگي به دليل وجود اشكالات متعد از جمله مشكلات قانوني ( كه به دليل شتابزدگي و عدم كارشناسي توسط بخش هاي ذي ربط به وجود آمده بود. ) يك شبه تعطيل گرديد. ( و البته با تضييع ده ها ميليارد از اعتبارات آموزش عمومي قرآن كه متأسفانه تنها جنبه شرمساري بيش تر را براي مجريان به دنبال داشت. )

از اين جهت، جا دارد به بهانه بررسي جايگاه مسابقات بين المللي قرآن دانش آموزي در اسناد تحولي، ابعاد مهجوريت قرآن در اصلي ترين و بزرگ ترين نهاد مسئول آموزش عمومي قرآن كريم كشور بررسي شود. اميد است متوليان فرهنگي و قرآني كشور نسبت به رفع مهجوريت از قرآن اقدام لازم را مبذول دارند.

الف- سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري به وزارت آموزش و پرورش                               

در بند 4-4 ابلاغيه مقام معظم رهبري آمده است : « توسعه فرهنگ و معارف اسلامي و يادگيري قرآن ( روخواني، روان خواني و مفاهيم ) و تقويت انس دانش آموزان با قرآن و سيره پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله ) و اهل بيت ( عليهم السلام ) و گسترش فرهنگ اقامه نماز. »

نكته جالب اينجاست كه :

اولاً ) مقام معظم رهبري در سياست هاي ابلاغي تنها به نام يك درس، آن هم « قرآن » اشاره فرموده اند. ثانياً ) ايشان تنها به ذكر نام بسنده نكرده و به ابعاد و جزئيات مطالبه خود از آموزش و پرورش هم به روشني پرداخته اند. اين مطلب حاكي از آن است كه معظم له موضوع قرآن در آموزش و پرورش را با حساسيت دنبال مي كنند.

ب- قانون برنامه پنجم توسعه                                                                                              

در بخش الف ماده (9 ) اين سند آمده است : « ارائه برنامه جامع آموزش قرآن اعم از روان‌خواني و فهم قرآن و برنامه تلفيقي قرآن، معارف اسلامي و عربي با اهداف قرآني »

ج- سند تحول بنيائين آموزش و پرورش                                                                               

در راهکار3/1 اين سند چنين آمده است : « ... تقويت انس با قرآن در دانش‌آموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآني با اصلاح برنامه‌ها و توانمندسازي معلمان در راستاي «‌ تقويت مهارت روخواني و روان‌خواني در دوره ابتدايي، آشنايي با مفاهيم کليدي قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرآني در متوسطه دوم » بر اساس « منشور توسعه فرهنگ قرآني. »

و نيز در فصل سوم تحت عنوان « بیانیه­ مأموریت » با تأكيد بر آموزش همگاني و شايستگي هاي پايه آمده است : « زمینه دستیابی دانش آموزان در سنین لازم­ التعلیم طی 12  پایه­ تحصیلی ( چهار دوره سه ساله)، به مراتبی از حیات طیبه در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و حتی جهانی را به صورتی منسجم و نظام ­مند، همگانی، عادلانه و الزامی در ساختاری کارآمد و اثربخش فراهم سازد و انجام این مهم نقشی زیرساختی در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی خواهد داشت. »

د - سند برنامه درسي ملي                                                                                              

حوزه تربيت و يادگيري قرآن و عربي، دومين حوزه از حوزه هاي يازده گانه سند برنامه درسي ملي است كه در آن از قرآن به عنوان يکي از منابع اخذ معارف اسلامي، ياد شده و قرآن کريم را کتاب هدايت انسان ها دانسته است. و نيز در بخش ضرورت و کارکرد حوزه قرآن آمده است : 

 « قرآن کريم، به عنوان منبع وحي الهي و منبع اصلي اعتقادات، اخلاق و احکام است. توانايي خواندن همراه با درک معنا، تدبر در قرآن و انس با آن، سبب ورود هر فرد مسلمان به درياي معارف اسلامي است. يادگيري زبان عربي به عنوان زبان قرآن سبب مي شود که فرد بتواند به طور مستقيم با کتاب الهي ارتباط برقرار کند، آن را بفهمد و از رهنمودهاي آن بهره ببرد. ».

و هم چنين در قلمرو حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم آمده است : « حد نهايي يادگيري در اين درس به شرح زير است :

1- توانايي خواندن صحيح و روان قرآن کريم؛

2-  توانايي درک معناي عبارات ساده و پرکاربرد قرآن کريم؛

3- توانايي نسبي تدبر در آيات قرآن کريم به منظور درک ساده و اوليه دقايق و ظرائف مفاهيم آيات، بدون آموزش تخصصي علوم قرآني؛

4- انس مستمر و دائمي با قرآن کريم، به نحوي که دانش آموزان، اهل خواندن و تفکر در قرآن باشند و ابن امر را الزمه تربيت ديني و اعتلاي هويت الهي خويش بدانند. »

 هـ - اهداف آموزش عمومي قرآن                                                                                       

در اين سند مصوب كه اتفاقاً توسط شوراي توسعه فرهنگ قرآني به تصويب رسيده است، بر نه هدف تأكيد شده و برنامه ريزي آن بر عهده وزارت آموزش و پرورش به عنوان دبيرخانه كميسيون آموزش عمومي قرآن است.

 چند سؤال : با توجه به اسناد و مطالب فوق :

1-  آيا برگزاري اين سطح از مسابقات دانش آموزي، اصولاً با وظايف و مأموريت هاي ذاتي وزارت آموزش و پرورش سنخيت دارد ؟

2-  آيا اين مسابقات ( با توجه به اين كه به نام « فوق برنامه »، حاشيه از متن پر رنگ تر شده است ) با اهداف، برنامه  و محتواهاي درسي و آموزش رسمي مطابقي دارد ؟

3-  آيا به آسيب هاي اين گونه فعاليت هاي تبليغي و ترويجي كه بدون پشتوانه آموزش برگزار مي شود، فكر مي شود ؟

4-  آيا اجرايي كردن مصوبه اهداف آموزش عمومي قرآن با اعتبارات ده ها ميلياردي  را بايد از مسابقات - كه علي القاعده آخر شاهنامه است - شروع كرد ؟

5- آيا اولويت هاي شوراي توسعه فرهنگ قرآني و كميسيون آموزش عمومي قرآن نبايد آموزش معلمان، تجهيز مدارس ( محروم )، پوشش اجراي كامل برنامه هاي درسي در تمام مدارس؛ و نظارت بر حسن اجراي آن باشد؟

6- آيا بين اين نوع فعاليت با راه اندازي ده هزار مدرسه قرآني ( صرف نصب تابلو بر سر در مدارس ) و طرح ملي حفظ ( صرف معرفي دانش آموزاني كه خودشان هم از حافظ بودنشان خبر نداشتند. ) و صرف نخبه گرايي به جاي آموزش و معرفي قاريان و حافظان ساير مؤسسات و جلسات قرآني به نام محصولات وزارت آموزش و پرورش ( مسابقات بين المللي ) با هم فرق دارند ؟

7- آيا تمركز بر « نخبه گرايي » به جاي آموزش همگاني مي تواند با بيش از 99/5 ( نود و نه و نيم ) درصد دانش آموزان كه با اين سطح از مسابقات هيچ نسبتي ندارند؛ مطابقت داشته و اثر بخش باشد.

8-  عايدي و برونداد اين سطح از مسابقات در مقابل هزينه هاي كلان آن براي آموزش و پرورش چقدر است.

زنگ خطر                                                                                                                         

حضرت رسول صلّي الله عليه و آله فرمودند :‏ «فَاِذَا التَبَسَت عَلَيكُمُ الفِتَنُ، كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ، فَعَلَيكُم بِالقُرآنِ » ( هرگاه آشوب ها، چون شب تار ، شما را فرا گرفت، به قرآن روي آوريد. )  اصول كافي ، ج‏2 ، ص599

اين حديث مشهور گوياي آن است كه علي القاعده فعاليت هاي قرآني ما بايد بتواند نسل امروز و فرداي كشور را در برابر شبيخون و تهاجم فرهنگي غرب صيانت و هدايت كند. اگر چنين نيست قطعاً اشكالاتي در كار وجود دارد؛ كه نيازمند بررسي دقيق و بازنگري و اصلاح برنامه هاست.

بي توجهي به آموزش عمومي قرآن كريم در مدارس، وضعيتي شبيه جنگ احد را به وجود مي آورد. در آيه 152 سوره آل عمران مي خوانيم : در آن روز مسلمانان تنگه استراتژيك و حساس را به طمع جمع آوري غنايم رها كردند و در نتيجه متحمل آن شكست سهمگين شدند. در حالي كه خداوند مي خواست آن ها را مانند جنگ بدر، از نزد خود ياري بزرگ تري برساند. اما آنان دستور پيامبر را ناديده گرفتند.

جمع بندي :                                                                                                                       

شايد بايد همه ما در محضر عظيم قرآن كريم ابراز شرمندگي كنيم. زيرا به بركت نظام مقدس اسلامي و خوش شهيدانمان و نيز با داشتن نعمت عظماي رهبري و هم چنين با وجود تحقق بسياري از آرزوهايمان ( مانند تشكيل شوراي توسعه و معاونت قرآني، كميسيون آموزش عمومي قرآن، اهداف مصوب آموزش عمومي قرآن، اعتبارات خوب قرآني و ... ) و نيز داشتن جامعه قرآني با اخلاص و پر تلاش، اما به دليل فقدان وحدت انديشه در مديران و نبود انسجام در عمل مجريان به بي راهه رفته و مي رويم.

امروز ديگر حجتي براي توجيه مهجوريت قرآن در كشور نداريم. در اين زمينه مسئوليت آموزش و پرورش از همه سنگين تر است؛ زيرا سنگ بناي تربيت و آموزش قرآن در آن نهاده مي شود و ديگران بايد آن را كامل تر و زيباتر و مرتفع تر گردانند. اگر به راستي وزارت آموزش و پرورش ( به عنوان مسئول اصلي آموزش عمومي قرآن كشور ) به مأموريت ذاتيش عمل مي كرد، و حواشي را از متن پر رنگ تر نمي ديد، ديگر نبايد مشكلي به نام ناتواني روخواني و روان خواني را در آحاد ملت شاهد مي بوديم. و ديگر ساير مؤسسات قرآني نبايد در اين زمينه هزينه هاي مجدد مي كردند.

اگر به نيمه خالي اين ليوان نگاه كنيم مي بينيم كه آسيب هاي فراوان اين گونه تحركات تبليغي و ترويجي بسيار بيش تر از مزايايي است كه ما آرزويش را در سر مي پرورانيم. كليشه شدن فعاليت هاي قرآني، بي ارتباط بودن اين گونه فعاليت ها با نياز و ذائقه هاي اغلب دانش آموزان، بالا بودن سطح مسابقات و در نتيجه خارج از دسترس بودن آن، بي توجهي معلمان و خانواده ها به آموزش ها و فعاليت هاي قرآني در اثر تعدد برنامه هاي تكراري و موازي و ... تنها بخش كوچكي از واقعيت جامعه است.

سخن پاياني                                                                                                                      

ما در برابر قرآن كريم شرمنده ايم تا زماني كه بر خلاف اسناد تحولي، به نام آموزش قرآن، تكنيك ها و هنرهاي قرآني را جايگزين « تربيت قرآني دانش آموزان » مي كنيم. امام صادق عليه السلام ( در دعاي شروع تلاوت قرآن ) مسلمانان را از « قرائت هَذر » پرهيز دادند و در تفسير آيه 121 سوره بقره در مزمت آنان كه حق تلاوت را رعايت نمي كنند، فرمودند : « ما هُوَ وَ اللهِ بحِفظِ آياتِهِ وَ سَردِ حُروفِهِ، وَ تِلاوَتِ سُوَرِهِ وَ دَرسِ اَعشارِهِ وَ اَخماسِهِ، حَفِظوا حُروفَهُ وَ اَضاعوا حُدودَهُ ... » ( به خدا سوگند كه حق تلاوت قرآن به حفظ آيات و پشت سر هم خواندن حروف و كلماتش و تلاوت سوره اي و مطالعه حواشي و هوامش آن، نيست. حروف و كلماتش را حفظ مي كردند و حدود و معانيش را فرو گذاشتند. ... )

ما در مقابل روح ملكوتي امام خميني ره مسئوليم كه فرمودند : « تربيت بايد تربيت قرآني باشد و بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند. » چرا كه خود ايشان در كتاب آداب الصلاه فرمودند : « آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت ‏بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصى پيدا كرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم كرديم، از شكايت رسول خدا صلى الله عليهوآلهوسلم مستخلص شديم؟ هيهات! كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و منزل عظيم‏الشان آن نيست. ... »

ما شرمنده قرآنيم كه در آموزش و پرورش مسابقات قرآني را برگزار مي كنيم كه كاري براي آموزش قرائت و حفظش نكرده ايم. « صادقانه بگوييم : » زيرا وظيفه اي هم در اين زمينه نداشته ايم.

ما شرمنده قرآنيم اگر قرآن را ابزار تبليغ و ترويج خود و اطرافيانمان قرار دهيم. فراموشمان نشود كه روزي قرآن بر سر نيزه شد، تا سر قرآن ناطق بر نيزه شود و بر سر نيزه قرآن خواند، تا قرآن بماند. ( و فداي آن سري كه بر نيزه رفت، تا قرآن بر سر نيزه نرود. ) ياد روزي باشيم كه پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله قرآن كريم را در يك دست گرفته و با دست ديگرش به امتش اشاره مي كند و به گلايه به محضر الهي شكوه مي كند كه : « يارب ! انّ قوم اتخذوا هذا القرآن مهجورا »  

وَ السلام

هر دم از این باغ بری می رسد      تازه تر از تازه تری می رسد.

خبرگزاري ايكنا  -    کد خبر: ۳۵۷۶۷۸۱     تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۳۹۵ 

شگفت‌زدگی از شنیدن خبر برگزاری دوره‌های روش تدریس قرآن ویژه معلمان !!!

گروه فعالیت‌های قرآنی، نباتی، از مؤلفين کتاب هاي قرآن آموزش و پرورش گفت :

مؤلفين كتاب هاي درسي در جریان برپایی دوره‌های ضمن خدمت روش تدريس قرآن ويژه آموزگاران اول تا سوم ابتدایی نیستند و از شنیدن چنین خبری شگفت‌زده شده‌اند.

مؤلف كتاب‌های درسی آموزش قرآن در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن ( ایکنا)، درباره برپایی « دوره‌های ضمن خدمت ویژه معلمان مقطع اول تا سوم ابتدایی » که به مدت دو سال است توسط معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش در استان ها برگزار مي شود، گفت :

به عنوان يك برنامه‌ريز درسي در جریان چنین دوره‌هایی نیستیم و نقشي در اين زمينه نداريم.

وی در پاسخ علت بي اطلاعي گفت : براي ما هم جای تعجب است که بدون هماهنگی با مسئولان اصلي اين كار، چنین دوره هايي در حال اجرا است. البته ما کم و بیش از مناطق و استان ها و از زبان معلم‌ها مطالبي را شنيده بوديم كه افرادی از سازمان تبلیغات اسلامی و نيز از سوی معاونت محترم پرورشی، مربیانی را اعزام مي كنند تا براي آموزگاران روش تدريس قرآن برگزار كنند. بارها گفته ايم كه این مربیان و مدرسان به دليل عدم آشنايي با مباني و روش‌هاي آموزش قرآن براساس اسناد تحولي و نيز محتواهاي كتاب هاي درسي مورد تأييد نيستند.

نباتي در پاسخ به اين سؤال كه چرا درباره چنين مطلب مهمي اقدامي نشده است؟ گفت :

ما بارها به صورت شفاهي از دوستان اداره كل قرآن، عترت و نماز موضوع را جويا شديم ولي ايشان هميشه ابراز بي اطلاعي كردند. ما در مصاحبه ای با معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش، متوجه شديم كه اين كار دو سال است در حال انجام است. هم اكنون هم پيگير موضوع هستيم.

وي گفت : این افراد كه نه دوره مدرسي كشوري را گذرانده اند و نه مورد تأييد مركز آموزش نيروي هستند، مجوز لازم براي تدريس ندارند.

طبق مشاهدات و گزارش‌ها، مدرسان اين دوره‌ها به دليل عدم اطلاع از برنامه درسي قرآن با اظهارنظرهاي غير علمی، كتاب‌هاي درسي، روش‌هاي آموزش، شبوه نگارش ( خط قرآن ) و حتي معلمان را زير سؤال برده و مديران و معلمان را دچار تعارض كرده‌اند.

نباتي در ادامه اظهار داشت:
درباره رسم‌الخط‌ قرآن كم علامت و نيز کتاب‌‌های درسی گفتند : این ها اشتباه است و باید جمع‌آوری شود.

در برخی از مناطق اقدام به حمع‌آوری قرآن‌ها کرده‌اند.

مؤلف کتب‌ درسی قرآن وزارت آموزش و پرورش درباره علت چنين اقداماتی، اظهار کرد :

آن چه در طول بيش از ۱۵ سال تلاش و مجاهدت علمي به دست آمده طبق منويات مقام معظم رهبري است. نبايد اجازه داد با چنين اقدامات تبليغي دوباره به جاي قبلي باز گرديم.

وي درباره نقش كميسيون آموزش عمومي قرآن در چنين طرحي گفت :

ما اطلاعي نداريم. ولي به نظرم هم شورای توسعه فرهنگ قرآنی كشور و هم شورای عالی آموزش و پرورش بايد در اين موضوع ورود كنند.

وقتي شورای توسعه فرهنگ قرآنی اعتبارات آموزش عمومي قرآن را در اختيار كميسيون آموزش عمومي قرآني قرار مي‌دهد كه استقلال فكري ندارد چه توقعي مي‌توان داشت؟

وي با انتقاد از شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصريح كرد: اين اقدام و طرح‌هايي از اين قبيل نشان مي‌دهد كه وجود شوراي توسعه فرهنگ قرآني و كميسيون آموزش عمومي قرآن كارآمدي و اثربخشي ندارد و بهتر است اعتبارات مستقيما بين معاونت هاي سه گانه وزارت آموزش و پرورش توزيع و طبق مأموريت‌ها هزينه شود.

فرجام ۱۰ هزار مدرسه قرآن و طرح ملي حفظ قرآن فراموش نخواهد شد.

▪️نباتی با قبول اين كه شيوه فعاليت هاي قرآني معاونت پرورشي چرخش محسوسي كرده است، گفت :

بله قبول دارم. اما به نظر من این طرح و طرح هاي شكست‌خورده‌اي مانند تأسيس ۱۰ هزار مدرسه قرآني و نيز طرح ملي حفظ قرآن که به دليل عدم كارشناسي عقيم ماند بايد درسي براي كساني باشد كه فكر مي كنند صرف دلسوزي و اقدام، مشكلات حل مي شود.

وی بیان کرد :
این گونه اقدامات نويدبخش تحول بنيادين مورد نظر سند چشم‌انداز ۲۰ ساله نيست؛ چرا که در تحول، نگاه باید عالمان، متفکرانه و منبعث از اسناد تحولی، نیازهای دانش‌آموزان و ذائقه جامعه در حوزه قرآن كريم باشد.

بيش از ۹۵ درصد دانش‌آموزان تنها از طريق «زنگ قرآن» مي آموزند.

نباتی تصریح کرد :
فراموش نكنيم که بیش از ۹۵ درصد از مردم کشورمان به جز همين ساعات آموزش رسمی قرآن در آموزش و پرورش، در جای دیگر و در طول عمرشان جهت فراگیری قرآن گام نمی‌نهند که این امر خطیری است.

اميدوارم تا دير نشده به جاي هر اقدام مستحب ديگري، صداي زنگ قرآن مدارس شنيده شود.

اميرالمؤمنين امام علی علیه السلام فرمودند :

« اِذا اَضَرَّتِ النَّـوافِل، فارَ فَریـضَـةَ، فَـارفُـضوها؛
هرگاه مستحب به واجب زیان برساند، آن را ترک کن. »

و نيز فرمودند :

« مَنِ اشـتَـغَلَّ بِـغَیـرِ الـمُـهِم، ضَیـعَ الاَهَمَّ؛ 

آن که به چیزی غیر مهم خود را مشغول دارد، مهم تر را از دست می دهد. »

 

لطفاً اصل خبر را در  خبرگزاري ايكنا  بخوانيد : ( روي كلمه خبرگزاري كليك بفرماييد. )

يادداشت وارده - خبرگزاري ايكنا

کد خبر  : ۳۵۵۸۹۹۳                                تاریخ انتشار : ۱۴دی ۱۳۹۵   -  ۰۸:۲۷

حفظ قرآن، وسیله یا هدف؟  /

روش‌هایی که مهجوریت قرآن را به دنبال داشته است.

گروه فعالیت‌های قرآنی : یکی از کارشناسان قرآنی کشورمان طی یادداشتی با بیان برخی نقدها به وضعیت حفظ قرآن، تأکید کرد که مشکل اصلی در فعالیت‌های قرآنی کشور، این است که این امور، سال‌های متمادی بدون تغییر و ثابت مانده است، لذا افراد می‌ترسند از شیوه‌های رایج عدول کنند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، رضا نباتی، كارشناس آموزش قرآن و مؤلف كتاب‌های درسی آموزش قرآن و نیز دانشجوی دكترای تعلیم و تربیت اسلامی با ارسال یادداشتی به ایکنا، موضوع حفظ قرآن کریم و راه‌های پرداختن به آن را سوژه خود قرار داده و به آن پرداخته است.

در این یادداشت، نگارنده ابتدا به این پرسش که حفظ قرآن وسیله است یا هدف؟ پاسخ داده و در ادامه آن نیز چیستی و چرایی حفظ قرآن کریم را مورد بررسی قرار داده است. در ادامه مشروح این یادداشت آمده است.

 حلقه مفقوده‌ای به نام «هدایت»

« هدایت » حلقه مفقوده فعالیت‌های قرآنی كشور است. رویكردی كه نه در اهداف و نه در روش‌ها و تولید و تألیف محتواهای آموزشی چندان كه باید مد نظر قرار نمی گیرد. غافل شدن از غرض اصلی نزول قرآن را باید مهم‌ترین محور مهجوریت قرآن در كشور دانست. در واقع این باور غلط كه مقدماتی چون روخوانی، روان خوانی و فعالیت‌های تكمیلی و هنری چون تجوید و حفظ و قرائت را «آموزش قرآن» می نامیم، قابل تردید جدی است. زیرا همین نگاه كه البته در نیم قرن اخیر جایگزین روش‌های اصیل آموزش قرآن شده، به مهجوریت قرآن انجامیده است. روش‌ها و محتواهایی كه گاه به دوری عده كثیری از توجه به قرآن می‌شود.

تفاوت اصلی آموزش عمومی قرآن با آموزش‌های تخصصی نه در سطح آن؛ بلكه در ماهیت آن است. آموزش عمومی قرآن باید «هدایت محور» باشد. این رویكرد اساسی باید به گونه‌ای باشد كه به نتایج كلی آموزش‌ها منجر نشود، بلكه باید بر اساس آن برنامه‌ریزی كرد.
از جمله این فعالیت‌ها موضوع «حفظ قرآن كریم» است. در این كه چه چیزی حفظ قرآن است؟ باید ابتدا به مخاطب نگاه كرد. مخاطب اگر یك فرد معمولی باشد (مانند اكثر مردم جامعه) قطعاً روش‌های حفظ تخصصی متداول برای وی قابل استفاده نخواهد بود. زیرا برای آموختن و پیشرفت در یك موضوعی، ویژگی‌هایی چون داشتن استعداد لازم برای یادگیری (هوش‌های یادگیری)، علاقه و انگیزه لازم و پشتكار؛ و این سه ویژگی در اغلب افراد وجود ندارد. پس باید فكر دیگری كرد.

 وسیله یا هدف؟

این سؤال كه آیا حفظ قرآن وسیله است یا هدف؟ نقطه عزیمت ما را روشن می‌كند. در حال حاضر، نگاه‌ اغلب فعالیت‌های قرآنی به قرآن كریم نگاه وسیله‌ای است.‌ حلقه مفقوده فعالیت‌های قرآنی كشور كه باعث بروز چنین آسیبی شده همانا جدا انگاشتن فعالیت‌های قرآنی از معارف قرآنی است. زیرا در فعالیت‌های قرآنی بیش‌تر به چگونگی آن پرداخته شده است تا چیستی و چرایی!!! به همین دلیل پیشبرد برنامه‌های بی‌هدف اغلب به خروج قطار یادگیری از ریل آموزش می‌شود.

همان طور كه گفته شد موضوع حفظ قرآن یک هدف اصلی نیست، بلکه بیش‌تر یک وسیله برای زمینه‌سازی جهت «انس مستمر و مادام العمر با قرآن كریم» و نیز «زمینه سازی برای عمل بیش‌تر و بهتر» به دستورات آن است.

چیستی، چرایی و چگونگی هر علمی را فلسفه آن علم می‌گوید، بنابر این در بحث حفظ قرآن كریم هم باید به سمت تبیین تک تک حوزه فعالیت حرکت کند. تلاش برای ارائه پاسخ به این هشت سوال اساسی «ضرورت هر آموزشی» است:

1- « برای چه » باید قرآن را حفظ كند؟ (هدف از آموزش)

2-  « چه كسی » باید حفظ كند؟ (تعیین مخاطب با توجه به ویژگی‌ها)

۳-   « چه چیز را » باید حفظ كنیم؟ (تولید محتوا)

۴-   « چگونه » قرآن را حفظ كنیم؟ (تعیین روش آموزش)

۵-   « چطور » از حفظ فرد مطمئن شویم؟ (روش ارزش یابی پیشرفت تحصیلی)

۶-   « چه زمانی » قرآن را حفظ كند؟ (زمان آموزش)

۷-   « كجا » قرآن را حفظ كند؟ (مكان و موقعیت یادگیری)

۸-   « با چه ابزاری » قرآن را حفظ كند؟ (تعیین وسایل آموزشی و كمك آموزشی)

عدم پاسخ دقیق به این هشت سوال «امكان آموزش» را با تهدید جدی رو به رو كرده و امكانات و سرمایه‌های انسانی و مادی را ضایع می‌گرداند.

دو سوال در این جا مطرح می‌شود:

1-  آیا با توجه به فرمایش مقام معظم رهبری، تربیت ۱۰ میلیون حافظ قرآن، امكان پذیر است ؟ 

2-  اگر امكان پذیر است با چه ضرورت‌ها و ملاحظاتی؟

پاسخ این است كه فرمایش مقام معظم رهبری، در وهله اول یك چشم انداز است؛ یعنی یک هدف آرمانی و غایی است كه افق فعالیت‌های قرآنی را مشخص می‌كند. پس اگر این افق و چشم‌انداز زیبا را قدر بدانیم از این جا موضوع برنامه‌ریزی‌های كلان و خرد آغاز می‌شود. این كه چه اصول و مبانی علمی و آموزشی باید بر این هدف حاكم باشد؟ اهداف خرد این هدف كلی چه چیزهایی هستند؟ چه كسانی صلاحیت تولید اهداف و برنامه‌ها و محتوای آموزشی را باید بر عهده داشته باشند ؟ و در كل پاسخ گویی به آن «هشت سوال» بالا طی چه فرایندی باید اتفاق بیافتد، كاری است كه كمیسیون‌ها و كارگروه‌های تخصصی باید آن را تبیین كرده و پس از تصویب در مجامع قانونی به مراكز قرآنی ارائه شوند.

اما اگر نظر كارشناسی بنده را خواسته باشید معتقدم حفظ قرآن كریم از ابتدا تاکنون از مهم‌ترین و در واقع اولین شیوه‌های آموزش قرآن و ترویج فرهنگ قرآن كریم بوده است. با توجه به شرایط آن زمان، حفظ قرآن از جایگاه خاصی برخوردار بود. از نكات شاخص كه امروزه آموزش قرآن كشور كمتر به آن توجه می‌كند این بوده كه حفظ قرآن عموماً به صورت فراز به فراز و موضوعی به مردم آموزش داده می‌شد تا به صورت‌های امروزی یعنی حفظ  سوره و جزء. 

بررسی روش «اقراء النبی» هم توسط رسول اكرم(ص) انجام می‌گرفته، همین را نشان می‌دهد. در این روش پیامبر اكرم(ص) «فرازی از آیات را كه موضوع خاصی را در بر می‌گرفت» بر گروهی از مسلمین می‌خواندند و ضمن بیان احكام و تفسیر آیات، ایشان را به حفظ و عمل به آن آیات دستور می‌دادند. 

چند نكته دقیق در آیات اولیه‌ای كه بر پیامبر(ص) نازل می‌شود وجود دارد كه معلمان و برنامه‌ریزان باید به آن توجه كنند. در این آیات می‌بینیم قرآن كریم به پیامبر(ص) امر می‌كند: «اِقـرَأْ بِاسـمِ رَبِّـكَ الَّـذی خَـلَـقَ»،‌ پیامبر اكرم(ص) در پاسخ به فرشته وحی می‌فرمایند: «من خواندن نمی‌دانم» ... این نشان دهنده آن است كه اولاً خواندن قرآن موضوعیت و اهمیت دارد و پیامبر اسلام باید خواندن قرآن را بداند و بر مردم بخواند (يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ) و ثانیاً تنها روش حفظ محور انس با قرآن نبوده است و ثالثاً حفظ و خواندن دو بخش از «آموزش جامع قرآن كریم» بوده است. 

امروزه دانشمندان برنامه ریزی درسی و آموزشی (مانند آزوبل) معتقدند كه اولاً باید «یادگیری معنادار» باشد. یعنی با «نیاز فرد» مطابقت داشته باشد. ثانیاً «ذائقه» و علایق مخاطب را مد نظر قرار دهد و ثالثاً با سایر بخش‌های آموزش از قبیل فهم و قابل استفاده و كاربردی بودن و نیز یادگیری‌های گذشته در ارتباط باشد و الا محكوم به نابودی است.

همچنین قرآن كریم در آیات مختلفی از قرآن، پیامبرش را از عجله كردن در خواندن قرآن نهی می‌كند: « لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ » بلكه به او امر می‌كند: « وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا » و « وَ رَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا » یعنی ای پیامبر ! همراه با درك معنا و دقت در مفاهیم، قرآن بخوان. البته علت تند خوانی قرآن توسط پیامبر(ص) به دلیل آن بود كه ایشان از فراموشی قرآن واهمه داشتند كه باز خداوند می‌فرماید كه نگران نباش « لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ » یعنی این كه ما قرآن را در دل تو تثبیت می‌كنیم.

همه این مضامین الهی پر است از بیان روش‌های آموزش قرآن كه متاسفانه ما هرگز آنها را نمی‌بینیم. این قصه كه چه روش‌هایی درباره آموزش قرآن در خود قرآن بیان شده خود سر دراز دارد و مجالی دیگر می‌طلبد.

 آموزشی که به بیراهه رفته است

به نظر من از نظر ماهیتی، برنامه حفظ قرآن كریم در حوزه آموزش عمومی به بیراهه کشیده شده است. بحث حفظ قرآن به جای اینکه به ترویج فرهنگ قرآنی کشور و آموزش عمومی قرآن کمک كند، از سویی فقط در خدمت استعدادهای خاص است و از سوی دیگر ناخواسته، افراد ناتوان و كم انگیزه را كنار زده و از فراگیری قرآن باز می‌دارد.

گاهی با خودم می‌گویم ای كاش هریك از ما به سهم خود، در مهجوریت قرآن فكر می‌كریم و به نوبه خود جلوی رفتارهای غلط كه متأثر از باورهای غلط است را می‌گرفتیم.

تا این جا بحث بر سر مبانی حفظ قرآن بود و این كه آیا حفظ قرآن هدف است یا وسیله؟ اما اگر وسیله بودن حفظ قرآن (و همین طور قرائت و آموزش درك معنا و تدبر) را بپذیریم، باید به سایر سوال‌های هشت گانه پاسخ دهیم. 

« حفظ قرآن » در این نگاه دارای تعریف و ویژگی‌ها و مراحل و مراتب خاص خود است. این كه حفظ قرآن چه نسبتی با سایر بخش‌های آموزش دارد و چگونه به تربیت و هدایت مخاطب می‌انجامد؟ و نیز حفظ قرآن در حوزه آموزش عمومی با حفظ قرآن در حوزه تخصصی چه تفاوتی دارد؟ سوال‌های اصلی این بخش هستند.

به عنوان مثال وقتی می‌گوییم سطح بندی حفظ؛ آیا عموم مردم که در سطح مبتدی هستند را شامل می‌شود؟ آیا عموم مردم می‌‌‌توانند حافظ قرآن باشند؟ پاسخ این است كه پاسخ به چنین سوال‌هایی نیازمند برنامه‌ریزی و تولید محتوای مناسب، آموزش معلمان حرفه‌ای، تمهید امكانات اولیه و اجرای صحیح آن هم به صورت آزمایشی و نظارت بر حسن اجرا و نیز رفع اشكلات احتمالی و هم چنین اعمال سیاست‌های تشویقی معلمان و دانش آموزان است.

با توجه به رویکرد جدید «جامعیت آموزش قرآن» عموم مردم می‌توانند حافظ بسیاری از آیات و فرازها و پیام‌های قرآنی کاربردی‌ در زندگی شوند. در واقع این كار به ترویج الگوی صحیح سبک زندگی اسلامی که مد نظر مقام معظم رهبری است، کمک شایانی می‌کند.
اگر قرآن كریم را به عنوان كتاب تربیت و هدایت می‌دانیم پس روش‌های آموزش آن هم باید متخذ از قرآن و سیره باشد. نزول قرآن در طول ۲۳ سال به صورت تدریجی و متناسب با موقعیت نازل شده است. به نظر می‌رسد باید آموزش آن هم بر همین اساس باشد. آموزش عمومی قرآن امروز باید به نهادینه کردن فرهنگ صحیح سبک زندگی اسلامی ایرانی بپردازد. پس نیاز هست که بیاییم حفظ قرآن را به جای این که مطلق ببینیم، به گونه‌ای ببینیم كه به این خواسته به حق جامعه اسلامی و مطالبه رهبری پاسخ دهد. این جاست كه «آموزش حفظ نسبی» قرآن معنا پیدا می‌كند. حفظی كه در خدمت سبک زندگی اسلامی و ایرانی آحاد جامعه باشد.

 ریشه‌یابی یک مشکل

یکی از مشکلات جلسات قرآنی، مساجد این است که اول ماه رمضان ده‌ها نفر می‌آیند پای رحل قرآن می‌نشینند اما تا آخر ماه مبارك شاید ۱۰ یا ۱۵ نفر باقی نماند و همه ریزش می‌کنند.  چرا ریزش می‌کنند؟ ما باید چه کاری انجام دهیم تا از این وضعیت خارج شویم.
«تسهیل فرآیند آموزش» جزء وظایف و مأموریت معلمان قرآن و برنامه ریزان فرهنگی كشور است. در این زمینه مشكلات زیادی وجود دارد كه «تعصب» ناشی از تجربه گرایی (پوزیستویسم) حاصل نگاه اخباری بدون تحرك در حوزه آموزش‌ها و فعالیت‌های قرآنی مخصوصاً در چند دهه اخیر علت اصلی آن است.

 چگونگی تسهیل حفظ قرآن

به عنوان مثال؛ باید حفظ قرآن را تسهیل کنیم، تا همه اقشار جامعه ضمن علاقمندی موفق به طی فرایند حفظ قرآن شوند. تسهیل کردن حفظ این است که ابتدا به موضوع «‌حفظ مقدماتی» (به عنوان اولین مرتبه و مرحله حفظ) توجه کنیم. شاید این سؤال پیش بیاید که حفظ مقدماتی چیست؟ در پاسخ مثالی می‌زنیم. اگر از شما پرسیده شود که آیا شما دعای کمیل یا ندبه (زیارت عاشورا، سوره رحمن  و  ...) را حفظ هستید،‌ شاید پاسخ شما كمی تأمل و نهایتاً این باشد كه حضور ذهن ندارم. اما اگر دعای کمیل را بشنوید می‌توانید همراه آن بخوانید. این یعنی شما خیلی از شعرها، مناجات‌ها، آیه‌ها، سوره‌ها و روایات را حفظ هستید بدون اینکه بدانید کجا و چگونه آنها را حفظ کرده‌اید. این همان مفهوم حفظ نسبی است.

روش حفظ نسبی در واقع از گذشتگان، به ما رسیده است. یعنی یکی از روش‌هایی که گذشتگان قرآن، دین و اسلام را به ما رسانده‌اند از طریق حفظ نسبی (مقدماتی) بوده است. مانند این كه اغلب ما آیةالكرسی، آمن الرسول، آیه شهد الله، آیه ملك و ... را همراهی می‌كنیم در حالی كه مضامین فوق‌العاده در آنها وجود دارد. 

در حفظ نسبی (مقدماتی) هدف این است که ذهن و گوش مخاطب با این فراز‌ها، پیام‌ها و سوره‌ها آشنا شود. اگر شما به یک فرد بگوئید مثلاً آیه «و بالوالدین احسانا» را بخواند، او این پیام قرآنی را حفظ است و برای شما می‌خواند، ترجمه می‌كند و توضیح كامل می‌دهد. در واقع‌ بسیاری از آیات این زمینه را به خوبی دارا هستند. بنابراین باید در حفظ مقدماتی به آنها توجه شود که در جامعه از آن غافل هستیم. بارها دیده شده است که یک معلم یا یک سخنران ساعت‌ها حرف زده است اما یک آیه از قرآن در حرف‌هایش نبوده است. من بارها در سخنان مقام معظم رهبری دقت کرده‌ام، ‌ایشان برای گروه و قشری که سخنرانی دارند چندین آیه از قرآن در بین صحبت‌هایشان وجود دارد. ما چرا نباید از مقام معظم رهبری الگو بگیریم. چرا نباید این روش را در جامعه عرضه کنیم.

روش «حفظ نسبی» قرآن هم بسیار ساده است. مثلاً حفظ نسبی این است كه بگوییم شما اگر در خواندن از حفظ این آیه دچار مشكل شدید اجازه دارید به قرآن نگاه كنید و اگر بسته است آن را باز كرده، نگاه کنید و بخوانید.

 تعریف حفظ نسبی

در تعریف حفظ نسبی می‌توانیم بگوییم « حفظی كه با كمك معلم(متن) خوانده می‌شود. » البته حفظ نسبی آنقدرها هم پیش پا افتاده نیست كه برخی بر آن تردید می‌كنند زیرا در این نوع از آموزش حفظ بخشی از آموزش جامع است و اگر ما تأكید بیش از حد بر حفظ نداریم برای آن است كه فرصت برای انجام سایر امور هم فراهم شود. لذا می‌توان در مرحله بعد از حفظ نسبی و مقدماتی، «حفظ جامع» را معرفی کرد. حفظ جامع این است که ما به کاربرد آیه در زندگی توجه کنیم. 

 طرح یک سوال جدی

این سؤال جدی است كه  کسی که حافظ قرآن است با کسی که قرآن را حفظ نکرده است، عملاً چه فرقی دارد؟ در اینجا فقط بحث نورانیت و معنویت مطرح نیست و نیز بسنده كردن به دارا بودن یك هنر قرآنی با عنوان حافظ قرآن، بلكه اینها جزء محاسن هستند و البته اگر به آنها بسنده شود جزء حجاب‌های قرآنی محسوب می‌شوند و در مهجوریت قرآن نقش دارند. 

به عنوان مثال اگر قرآن كریم می‌گوید « اَلحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ » اولاً قرآن بودن این جمله به اعتبار مطلبی است كه درون آیه آمده و گرنه زبان فارسی و عربی هم همین حروف و صداها را دارند. این كه این قرآن كه یك «كتاب» است و آیه كه یك «نوشته» و «جمله» است، دارای مفهوم و معنایی است؛ هرگز نباید در هیچ یك از سطوح آموزش قرآن كریم نادیده گرفته شود؛ مگر آن كه قائل به «مكتب اخباری‌گری» باشیم. 

حلقه مفقوده آموزش و فعالیت‌های قرآنی کشور در واقع نادیده گرفتن نخ تسبیح قرآن كریم یعنی «هدایت و تربیت» است. اغلب شاهد این هستیم كه «هدایت قرآن که غرض اصلی نزول قرآن است» در برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های قرآنی فراموش شده است و بعضی وقت‌ها اصلاً یادمان می‌رود که به راستی این آیه قرآن، این موضوع و یا این داستان قرآنی چه کاربردی دارد.

از مهجوریت‌های قرآن یكی این است كه در یک همایش و گردهمایی یک قاری قرآن تلاوتی می‌کند، اما  اغلب مستعمین متوجه مفهوم سوره و حتی نام سوره و علت تلاوت آن نمی‌شوند. چه می‌شود كه اگر قاری چند دقیقه در مورد آیه‌ای که تلاوت کرده است توضیح دهد. افراد از تلاوت سوره لذت معنوی و مفهومی هم می‌برند و متوجه می‌شوند که خدا چه چیزی در این باره گفته است.

 دلیل حضور کم فروغ بودن قرآن در زندگی‌ها

در حفظ جامع توجه به شرایط سنی، جنسی، بهره هوشی، میزان سواد، وضعیت خانواده وضعیت معیشت و وضعیت فرهنگی محل زندگی در انتخاب محتوا و موضوعات و آیات می‌تواند تأثیر بسزایی داشته باشد. شما اگر بخواهید یک کتاب داستان برای کودک خود تهیه کنید، ابتدا دقت می‌كنید تا آن کتاب متناسب سن بچه باشد، چرا ما در آموزش قرآن به این مورد نگاه نمی‌کنیم.

دلیل اصلی حضور كم فروغ قرآن در زندگی ما همین مسایل است. زیرا ما نگاه فرهنگی به آموزش و فعالیت‌های قرآنی نداریم، جامع‌نگر نیستم،‌ آموزش‌های قرآن ما ارتباط مسقیم با تربیت و هدایت ندارد،‌ گاهی فقط یک ادعا و تبلیغ و سر و صداست،‌ فعالیت‌های قرآنی از معارف قرآنی جداست،‌ فعالیت‌ها و آموزش‌ها اغلب به انس با قرآن نمی‌انجامد. قرآن در میدان زندگی ما در عمل بروز و ظهور پیدا نمی‌كند و کاربرد ندارد،‌ توجه ما چندان كه باید بر اساس رهیافت‌های قرآنی و سیره و سنت نیست،‌ در برنامه‌ریزی‌های ما تکلیف خیلی چیزها معلوم نیست،‌ منطبق با نیاز دانش آموز نیست،‌ منطبق با ذایقه مخاطب نیست، کسی به فرایند و فربهی فعالیت‌های قرآنی کاری ندارد، با این همه مؤسسه و ارگان و این همه هزینه هم چنان به صورت قلعه‌ای و جزیره‌ای و محله‌ای اداره می‌شود، نخ هدایت پاره شده است،‌ اغلب فعالیت‌ها در بن مایه خود و مبتنی بر قرآن «ملت ساز» نیستند، از قرآن گرفته نشده اند، مخاطب را به خود آگاهی نمی‌رساند، برنامه‌ها « رویکرد محور » نیستند و از هیچ مکتب تربیت واحدی تبعیت نمی کند، فقط به آن اجرایی نگاه می‌شود و اداره کنندگانش عوامل اجرایی هستند، فعالیت‌های قرآنی اغلب سال‌هاست كه مانند آب راکد هستند و در نهایت زیرا دنبال نخبه گرایی هستیم تا آموزش عمومی و زیرا دنبال هنرهای قرآنی هستیم و نه هدایت قرآنی.

سوره‌ها خواندیم بی وقف و سكون          كس نشد واقف ز سرّ یسطرون

 نقطه آغاز تحول فعالیت‌ها

و اگر فعالیت‌های قرآنی با معارف قرآنی در هم عجین شود آن وقت این یادگیری معنا‌دار می‌شود و این «نقطه عزیمت تحول در فعالیت‌های قرآنی» خواهد بود.

اهداف آموزش عمومی قرآن بدون تولید و تصویب زیر نظام‌ها ناکارآمد است. زیرا در حال حاضر هر كس كار خود را می‌كند و بعد استدلال می‌آورد كه من فلان بند را اجرا می‌کنم. در حالی که باید زیر نظام‌های آن تعریف شود. در این جا یک قسمت از کار بایستی توسط متولیانی مثل شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و کمیسیون آموزش عمومی قرآن و ... تبیین شود. البته باید از کارشناسان، جامعه‌شناسان و برنامه‌ریزان درسی و آموزشی و متخصصان تعلیم وتربیت  نیز استفاده شود.

یکی از آرزوهای من این است که زمانی برسد آیات قرآن كریم را بر اساس توان ذهنی، گنجینه لغات و هم چنین نیازهای سنی، شغلی، جنسیتی و علایق و ذائقه افراد دسته بندی کنیم. یعنی ما قرآن‌های ویژه برای مخاطبان خاص داشته باشیم. بگوییم این قرآن برای کودکان، این قرآن برای زنان، این قرآن برای مردان، این قرآن برای مهندسین، این قرآن برای جامعه پزشکان، این قرآن برای خبرنگاران، این قرآن برای معلمان و ... یعنی این آیات و ترجمه آنها متناسب با نیاز مخاطب استخراج شود و همان را یاد بگیرند.

برای رسیدن به این هدف والا قسمتی از کار را باید خود متولیان انجام دهند، اینها می‌توانند کلیات آن را استخراج و ابلاغ کنند و قسمتی را هم بر عهده معلمان دوره دیده بگذارند تا متناسب با نیاز بومی كلاس درس اقدام كنند. 

برای تحول در فعالیت‌های قرآنی باید شجاعت داشت و از تعصب در روش‌های غلط گذشته دست برداشت. به عنوان مثال یکی از ایراداتی که وارد است این است که یک «تابو» درست کرده‌ایم به نام این که ما می‌خواهیم «در ۲۰ جلسه یا در یک ترم یک کار کنیم که فرد بتواند تمام قرآن را بخواند» اصل این هدف گذاری جای تردید است. زیرا این كار نه ضرورت دارد و نه امكان؛ تجربه ۳۸ ساله مبین آن است. بلکه کار درست این است که از این هدف دست برداریم و به جای آن آیاتی از قرآن را بیاموزیم كه متناسب با نیاز و ذائقه و درك و فهم ایشان باشد.

توقع این است که جامعه قرآنی نسبت به این مطالب نقادانه و دقیق نگاه کنند اما اگر واقعاً درست هست، حمایت کنند، قدم پیش بگذارند، نترسند. اشکالی که در فعالیت‌های قرآنی کشور با آن روبرو هستیم و در سایر حوزه‌ها بهتر از ما کار شده است این است که فعالیت‌های قرآنی ما چون سال‌های متمادی بدون تغییر و ثابت بوده، لذا افراد می‌ترسند که از شیوه‌های رایج عدول کنند. ما نباید بترسیم، باید شجاعت داشته باشیم. 

ذائقه كودكان و نوجوانان ما تغییر پیدا كرده زیرا سطح سواد خانواده‌ها، حضور پر رنگ رسانه‌های دیداری، نوشتاری و شنیداری، سطح علمی معلمان بالا رفته، امكانات تفریحی و بازی كاملاً متحول شده است و اینها همه «فرصت» است اگر از آن استفاده كنیم. 

 

منبع : لينك خبر گزاري ايكنا

 حفظ قرآن، وسیله یا هدف؟/ روش‌هایی که مهجوریت قرآن را به دنبال داشته

اين چــاه، نــــان دارد. ( نـقـد )

نقدی بر مسابقات و فعالیت های فوق برنامه قرآنی دانش آموزی

 ايــن چــاه، نــــان دارد.

بیش از 99/5 درصد از دانش آموزان فدای کمتر از نیم درصد !!!

شاید این حكايت، گوشه ای از ابعاد مهجوریت قرآن در وزارت آموزش و پرورش را برای شما هم قابل درک کند:

گویند مردم روستایی یک چاه‌کن استخدام کردند تا برایشان چاه آبي حفر كند. او هر روز کار می کرد و پایان روز هم مزد می‌گرفت اما از آب خبری نبود. به او گفتند : پس کی این چاه به آب می‌رسد؟ گفت : این چاه که آب ندارد. پرسیدند : پس چرا حفر می‌کنی؟ گفت : این چاه اگر برای شما آب ندارد، برای من که نان دارد!

این ماجرای غم انگیز به روشني وضعيت موجود را وصف مي كند.

در چند سال گذشته ده ها و صدها میلیارد تومان از اعتبارات قرآنی دولتي به نام آموزش عمومی قرآن در اين وزارت خانه هزينه شد؛ ولی متاسفانه به دلیل عدم ارتباط اين فعاليت ها با مأموریت ذاتی و وظايف اين وزارت، به جای تقویت و ارتقاء برنامه های آموزشی در امور تبلیغی و ترویجی هزینه می شود. اين كه چرا تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن در وزارت آموزش و پرورش چندان موفق به نظر نمي رسد، به دليل كم توجهي به همين موضوع است.

هم اكنون با وجود اسناد تحولي واقعاً معلوم نيست كه وظيفه وزارت آموزش و پرورش، آموزش عمومي و همگانی قرآن كريم است یا پرداختن به نخبه هاي قرآنی ؟! همين سياست يك بام دو هوا باعث شده تا روي كاغذ و اسناد تحولي، آموزش همگاني مطرح باشد اما در عمل، پرداختن به نخبه هاي قرآني وقت و انرژي و سرمايه هاي مادي و معنوي را بلعيده است. و متاسفانه باز خورد قابل قبولی نداشته است.

جای بسی تعجب و حیرت از کسانی است که از چنين عملکردي، انتظار معجزه هم دارند !!! اما اگر خوب نگاه کنیم می بینیم هرچه پول داده ایم آش خورده ایم.  یعنی وضعيت فرهنگي جامعه از انس با قرآن گرفته تا مسئله حجاب و رعايت آداب اسلامي و ... ناشي از همين سوء مديريت در اجرا و عدم نظارت و پشتيباني از برنامه هاست كه فرصت هاي ناب را به تهديدهاي جدي تبديل كرده است.

اما اين سوال هم چنان مطرح است كه چرا ؟! و تا کی ؟! آيا بايد بي سوادي قرآني  جامعه را بپذيريم و قبول كنيم كه عمده دانش آموزان ايران زمين توانايي و يا تمايل لازم را براي يادگيري و انس با قرآن كريم را ندارند ؟!!! پس به سراغ قهرمانان قرآني برويم !!! و يا يك بار براي هميشه با يك عزم ملي جلوي هر فعاليت نامرتبط با اسناد تحولي را بگيريم؟

متاسفانه واقعيت ها حكايت از آن دارد كه برای برخی مديران و جریان ها خیلی مهم نيست كه بيش از ۱۳ میلیون دانش آموز در پايان هريك از دوره هاي تحصيلي به کسب مهارت های عمومی قرآن اعم از روخوانی و روان خوانی و حفظ نسبی و فهم مقدماتی از قرآن كريم نرسیده باشند. بلکه براي آن ها مهم اين است که از طريق شناسايي دانش آموزان نخبه قرآني كه اعم اغلب ايشان در خارج از آموزش و پرورش به اين مراحل و مراتب رسيده اند, وجهه و آبروی خود و حزبشان را حفظ کنند. و از سوي ديگر چون از نحوه هزينه كرد بودجه هاي دولتی سؤالي نمی شود، لذا اين نوع مديريت همواره يك حاشيه امن بالايي را داشته و دارد.

گاهی برخي از دوستان دلسوز از تاثیر برخي از این نوع فعالیت ها در سال های دور سخن مي گويند. در پاسخ ایشان خواندن حکایت زیر خالی از لطف نیست : شخصی در یکی از مناطق کویری زندگی می کرد. اما چاه پر آب و زلالي داشت، زندگیش به راحتی می گذشت. یک روز به صورت اتفاقی سنگ کوچکی از دستش داخل آب افتاد. صدای سقوط سنگریزه برایش دلنشین بود.به همين خاطر سنگريزه ديگري را داخل چاه انداخت و از صداي افتادن آن احساس لذت مي كرد. اين رويه هر روز تكرار مي شد. کم کم با صدای چاه انس گرفت. مدتی گذشت تا این که سنگ ریزه های کوچک روی هم تلمبار شدند و راه آب چاه بسته شد. دیگر نه صدایی از چاه شنیده می شد و نه آبی در کار بود.

مهم ترين درس اي داستان آن است كه تکرار اشتباهات کوچک و اصرار بر ادامه رویه های غلط، به شکست های بزرگ ختم می شود.  

نظير باورهاي غلطي كه در فعاليت هاي قرآني آموزش و پرورش به تدریج تبديل به رويه شده است.  ...

شگفتا که در حدود 1۰۰۰ کارشناس قرآن و معارف اسلامي در حدود 720 منطقه و ناحيه و 31 استان و حوزه ستادی و 57 هزار مربی پرورشی و قرآن در مدارس ابتدايي و متوسطه كشور مشغول کار و فعالیت قرآنی هستند؛ ولی با بزرگ ترین فعالیت قرآنی کشور یعنی بیش از 400 هزار کلاس آموزش قرآن كه در هفته يك تا سه ساعت تشكيل مي شود، کاری ندارند !!!

و این که چه بلایی سر این درس می آید و با اين موضوع كه چرا تدريجاً كم رنگ و تعطیل مي شود و يا از كارآمدي لازم برخوردار نيست، کاری ندارند !!! در واقع اين نگرش مانند ترك واجبي مانند نماز و پرداختن به مستحبات است.  در حكمت 271 نهج البلاغه آمده است : « اِذا اَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالفَـرائِـضِ فَـارفُـضوها » ( هرگاه مستحبات و فضايل به واجبات و فرائض ضرر برساند، مستحبات را ترك كن. )

سؤال : آيا ما برنامه ريزان و معلمان در امر تعليم و تربيت، فرائض و فضايل را از هم جدا كرده ايم ؟

رسول خدا صلي الله عليه و آله به امير المؤمنين عليه السلام فرمودند :

يـا عَـلي ! اِذا رَأَيـتَ الـنّـاسَ يَشـتَـغِـلون بِالـفَـضايِـل، فَاشـتَـغِل بِـاِتـمامِ الـفِـرايِـضِ

علي جان ! هرگاه ديدي مردم به مستحبات اشتغال دارند، تو به كامل كردن واجبات بپرداز.

تحرير المواعذ العدديه ، ص 431

و شگفتا و واعجبا كه مسابقاتي در آموزش و پرورش در حال برگزاري است كه اهداف و محتوا و سطح انتظار آن خارج از برنامه درسي قرآن مصوب است و نيز اصلاً آموزش داده نمي شود ولي براي تبليغ و برگزاري آن چه هزينه ها كه نمي شود. آن وقت براي اهداف مصوب هيچ برنامه تشويقي و حمايتي وجود ندارد.

شگفتا كه یک وزیر به ساعت قرآن اضافه می کند و وزیر بعدی آن ساعات آموزش قرآن را حذف می کند. یکی زنگ قرآن را با دینی تلفیق می کند و دیگری معتقد است اصلاً آموزش قرآن نباید در آموزش و پرورش باشد و بلكه باید به مساجد محل انتقال یابد. !!!!

یکی دارالقرإن ها را یکجا تعطیل می کند و یک شبه ده ها هزار مدرسه قرآن راه می اندازد و دیگری یک شبه همه آن ده ها هزار را تعطیل و همان دارالقرآن ها را راه اندازی می کند

شگفتا که مراجع ذی ربط نیز همصدا با مسوولان، بی هیچ چون و چرايي اين اوامر را تاييد و مصوب مي كنند و نامش را  تحول بنیادین می گزارند. و تا فردی بر مسند کار است به او اجازه می دهند هر بلایی خواست سر آموزش و پرورش و زنگ قرآن بیاورند. ...

شگفتا كه علي رغم اين كه رهبر معظم انقلاب تنها نام درس قرآن و انتظارات از اين درس را به روشني در سياست هاي ابلاغي مطرح مي كنند. اما مسوئلان هم چنان بر اشتباهات گذشته تاكيد دارند.

عجبا كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي توسعه فرهنگ قرآني كشور و كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور و شوراي عالي آموزش و پرورش و معاونت پرورشي و ... هيچ يك زنگ قرآن و آموزگاران و دبيران قران و كتاب هاي درسي را جز آموزش عمومي قرآن نمي دانند. ولي از قِـبل آن بودجه هاي كلان تصويب كرده و تخصيص مي دهند. اما جاي ديگر هزينه شده است.

وا اسفا كه ظاهراً اين درس، از همان موقع كه آموزش و پرورش به سبك جديد، جايگزين مكتب خانه ها شد تا كنون وصله ناجور وزارت آموزش و پرورشی بوده و هست. اين خود گواه و حاصل وابستگي تعلیم و تربیت كشور از الگوهاي غربي است كه نمي تواند پذيرنده كتاب خدا باشد. اقتباس هاي نابخردانه در طول سال هاي متمادي هم مزيد بر علت بوده است.

جدایی « آموزش‌ » از « پرورش » و « تعلیم » از « تربیت » تابلوی چنین تفکري است كه نتيجه اش اين خواهد بود كه امر پرورش و تربیت دینی دانش آموزان به آموزش نياز نداشته باشد و تنها مي خواهد با تبلیغ و شعار و برگزاري همايش و مسابقه، اهداف تربيتي محقق می شود. !!! غافل از اين كه با حلوا حلوا کردن دهاني شیرین نمي شود.

و واحسرتا که چنين تربيتي، چگونه فرصت های ناب تفکر و اندیشه را به تهدید و تعصب تبدیل کرده است. ...

نتيجه بحث

اين نوع برنامه روزي ها و هزينه كردهاي كلان - آن هم به نام قرآن،

اولاً  نماد بارز اسراف و تبذير ( ريخت و پاش ) است. 

ثانياً به دور از مأموريت ذاتي آموزش و پرورش و اهداف آموزش عمومي قرآن است.

شاید این روایت از امام جعفر صادق علیه السلام در ذیل عبارت شريف « و الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته » ( آیه ۱۲۱ سوره بقره ) گویای همه آن چیزی باشد که می خواستم بگویم و نتوانستم :

« يُرَتِّلونَ آياتِهِ، وَ يَـتَـفَهَّـمونَ مَـعانـيَـهُ، وَ يَعـمَـلونَ بِـاَحـكامِـهِ، وَ يَرجونَ وَعـدَهُ، وَ يَخـشَونَ عَـذابَـهُ، وَ يَـتـَمَثَّـلونَ قَـصَـصَـهُ، وَ يَعـتَـبِـرونَ اَمـثالَـهُ، وَ يَأتونَ اَوامِـرَهُ، وَ يَجـتَـنِـبونَ نَـواهِـيَـهُ.

ما هُـوَ وَ الله ِ بِـحِفـظِ آياتِـهِ وَ سَردِ حُـروفِـهِ، وَ تِـلاوَتِ سُـوَرِهِ وَ دَرسِ اَعـشارِهِ وَ اَخـماسِـهِ، حَـفِـظوا حُـروفَـهُ وَ اَضاعوا حُدودَهُ، وَ اِنّـما هُـوَ تَـدَبُّـرُ آيـاتِـهِ، يَـقولُ اللّه ُ تَعالى« كِـتابٌ اَنـزَلـناهُ اِلَيـكَ مُـبارَكٌ لِـيَدَّبَّـروا آيـاتِـهِ »

 « به شیوه ترتیل آیاتش را می خوانند و معانیش را فهم می کنند و به احکام آن عمل می نمایند و امید به وعده الهی دارند و از عذابش در خوف و هراس به سر می برند و قصص آن را مجسم می بینند و از مثلهایش عبرت می گیرند، اوامرش را اجرا می کنند و از محرماتش دوری می گزینند.

 و آن، به خدا قسم تنها با حفظ آیات و چینش منظم حروف و تلاوت سوره ها و تحقیق یک دهم و یک پنجم قرآن حاصل نمی شود. آنان حروفش را حفظ و حدودش را تباه کردند. و جز این نیست که آن ( حق تلاوت ) همان تدبر در آیاتش می باشد. چرا که خداوند می فرماید : « آن کتابی است بسیار با عظمت که آن را به سویت فرو فرستادیم و بسیار پرخیر و برکت است تا در آیاتش تدبر نمایند. » ( سوره صاد آيه 29 )

                                                                                        میزان الحکمه، ج 8، ص 84

به عنوان کسی که نیمی از دوران خدمتش را کارشناس قرآن و معارف اسلامی منطقه و استان بوده و تجربه داوری در ادوار متعدد مسابقات قرآن را در سطوح مختلف از مدرسه و منطقه گرفته تا مراحل استانی و کشوری

و نیز با ارایه مقالات و نقدهای فراوان در این زمینه که گاه به عنوان تجارب برتر کشوری شناخته شده به استحضار می رسانم :

در شرايط كنوني فرهنگ قرآنی كشور با وجود رضایت متولیان و مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش بر ادامه وضعیت موجود و عدم تمایل به هر گونه تغییر و تحولي در این نهاد عظیم فرهنگی فقط می توان گفت وجود اسناد تنها حرفی روی کاغذ است و هرگز یارای حضور در میدان عمل را ندارد. چرا که عزم ملی و شهامت تغییر در  گذر از  این نابسامانی ها وجود ندارد.

و چه راست گفته است شاعر که :

تنها نه ز سستی هنری سر نزد از ما                در بی هنری نیز به جایی نرسیدیم.

اميد آن كه اين دل نوشته، اثري در فكر و دل و عمل همه ما داشته باشد.

« وَ لا تَـكونوا كَـالَّـذيـنَ قـالـوا سَـمِعـنا وَ هُم لايَسـمَـعونَ  » ( انفال / 21 )

و السّلام  

خبرگزاري تسنیم گزارش می‌دهد     شناسه خبر: 1128624     سرویس: اجتماعی  ۳تير ۱۳۹۵

زمزمه‌های کاهش ساعت درس دینی این‌بار در دبستان

مهجوریت دینی در آموزش‌وپرورش

 ساعت درس دینی دوره متوسطه دوم در حالی با وجود انتقادات فراوان از سوی کارشناسان و معلمان دینی کاهش یافت که همزمان زمزمه‌هایی در خصوص ارائه پیشنهادهایی برای کاهش ساعات آموزش این درس در دوره ابتدایی به گوش می‌رسد.

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، شورای عالی آموزش و پرورش طی ماه‌های اخیر جدول برنامه دروس دوره متوسط دوم را تصویب کرد که براین اساس 5 درس جدید شامل سلامت و بهداشت، انسان و محیط زیست، هنر، مدیریت خانواده و سبک زندگی و تفکر و سواد رسانه‌ای به مجموعه دروس این دوره اضافه شد.

همزمان با تصویب جداول دروس دوره متوسطه دوم اطلاع‌رسانی‌های مربوط از سوی شورای عالی آموزش‌وپرورش انجام شد اما هیچگاه خبری در خصوص کاهش ساعت درس دینی دوره متوسطه از سوی مسئولان این شورا اعلام نشد.

اما محمد دلبری مدیر گروه درسی قرآن و معارف اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم از کاهش 4 ساعته درس دینی در دوره متوسطه دوم خبر داد.

براین اساس و مطابق با جدول دروس جدید که توسط شورای عالی آموزش و پرورش مصوب شد ساعت درس دینی در دوره متوسطه دوم از 10 ساعت به 6 ساعت کاهش یافت.

دلبری با اشاره به اینکه کاهش ساعات درس دینی منجر به اعتراض معلمان این درس شده است، بیان کرد: هم اکنون جامعه از عدم تربیت دینی رنج می‌برد نه نبود فیزیک، شیمی و ریاضی. بنابراین در شرایط فعلی افزایش ساعت درس دینی ضروری است. اما برخی از افراد در آموزش و پرورش معتقدند تربیت دینی تلفیقی باید مدنظر باشد یعنی تمام دروس و تمام معلمان مسئول تربیت دینی دانش‌آموزان باشند. درحالی که معلمان سایر دروس فرصتی را برای پرداختن به تربیت دینی ندارند.

پس از مخابره کاهش 4 ساعته درس دینی در دوره متوسطه دوم مهدی نوید ادهم دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش در واکنش به این خبر، مطرح کرد: در طول 12 سال دوران تحصیل ساعت درس دینی یک ساعت کاهش و از 46 ساعت به 45 ساعت رسیده است. اما اگر تربیت دینی را صرفاً منحصر به درس دینی کنیم و سایر دروس کارکرد دینی نداشته باشند این نگاه سکولار است.

در شرایطی طبق مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش ساعت درس دینی در دوره متوسطه دوم کاهش یافت که انتقادات مطرح شده از سوی معلمان این دروس تأثیری در این زمینه نداشت.

** استدلال عجیب آموزش‌وپرورش برای کاهش ساعت درس دینی

 آموزش و پرورش با این استدلال که دروس جدیدی به دوره متوسطه دوم اضافه شده است اقدام به کاهش ساعات برخی دروس که درس دینی از جمله آنهاست. اما کارشناسان آموزشی و معلمان دینی معتقدند که اگر دروس جدیدی به دوره متوسطه اضافه شده است باید از ساعات دروس مربوط به آن حوزه کاسته شود به عنوان مثال اگر درس سلامت و بهداشت اضافه شده باید از ساعات تدریس درس زیست کم شود نه اینکه آموزش درس دینی را محدود کنیم.

** زمزمه‌هایی برای کاهش ساعت درس دینی و قرآن در دوره ابتدایی

پس از کاهش ساعات درس دینی در دوره متوسطه دوم، زمزمه‌‌هایی در خصوص کاهش ساعات این درس در دوره ابتدایی شنیده می‌شود به گونه‌ای که در تصویب جدول دروس دوره ابتدایی، پیشنهادی در خصوص کاهش 6 ساعته این درس مطرح شده است،به‌گونه‌ای که برای هر پایه ساعت درس دینی یک ساعت کاهش می‌یابد و در مجموع سالانه 30 جلسه از آموزش درس دینی در هر پایه کاسته می‌شود.

** تلاش برای تلفیق درس قرآن و دینی در دوره ابتدایی

انتقاد دیگر کارشناسان و معلمان دینی مربوط به نگاه تلفیقی به این درس است، این روند دو اشکال اساسی به همراه دارد. نخست آنکه موضوع تلفیق هنوز در آموزش و پرورش مورد مطالعه جدی قرار نگرفته و مشخص نیست که منظور از تلفیق چیست در حالی که تلفیق دروس باید با مطالعه دقیق همراه باشد و اشکال دوم این است که برنامه درسی ملی نباید درگیر جزئیات شود. درحالی که هم اکنون این برنامه به صورت جزئی به درس دینی و قرآن پرداخته و برتلفیق آنها تأکید دارد درحالی که در سایر دروس به این اندازه به صورت جزئی و ریز وارد نشده است.

تلفیق درس قرآن و دینی مغایر با اسناد بالادستی آموزش و پرورش است. طبق اسناد تحولی آموزش و پرورش اهداف آموزش عمومی قرآن کشور توسط شورای توسعه فعالیت‌های قرآنی کشور مصوب شده است و طبق اسناد تحولی آموزش‌وپرورش صراحتاً اعلام شده است که باید طبق مصوبه شورای توسعه فعالیت‌های قرآنی کشور عمل شود اما برنامه درسی ملی بر تلفیق درس قرآن و دینی تاکید دارد.

هم اکنون این سوال مطرح است که اگر قرار بود درس دینی و قرآن تلفیق و به یک درس واحد تبدیل شود پس چرا کمیسیون آموزش عمومی قرآن در‌آموزش و پرورش ایجاد شد؟

هم اکنون انتقاداتی از سوی کارشناسان مطرح است که بودجه کمیسیون آموزش عمومی قرآن در کلاس‌های این درس و برای آموزش معلمان هزینه نمی‌شود و با وجود آنکه آموزش و پرورش بودجه قابل قبولی را از شورای توسعه آموزش قرآن دریافت می‌کند اما با فراموش کردن مأموریت ذاتی خود یعنی آموزش و تربیت دانش آموزان به بحث تبلیغ و ترویج پرداخته است.کارشناسان معتقدند وظیفه اصلی این وزات آموزش‌وپرورش، آموزش است و بحث تبلیغ و ترویج موضوعیت ندارد بلکه موضوعیت اصلی برای این وزارتخانه آموزش قرآن به تمام دانش‌آموزان است. 

هم اکنون بیشترین امکانات آموزش و پرورش صرف برگزاری مسابقات متعدد برای نیم درصد از دانش‌آموزان می‌شود و برای بیش از 90 درصد آنها برنامه‌ای وجود ندارد و از آنجایی که آموزش نیازمند به زمان طولانی و صرف وقت بسیار است در این حوزه به طور جدی اقدام نمی‌کنند و در نهایت نتیجه این است که فارغ‌التحصیلان مدارس در خواندن یک صفحه از قرآن با مشکل مواجه هستند.

در گذشته موضوع تلفیق درس قرآن و دینی را در دوره متوسطه تجربه کردیم و این دو کتاب با تلفیق به درس دینی و زندگی تبدیل شد و در نتیجه بحث قرآن به حاشیه رفت پس چگونه با داشتن این تجربه هم اکنون در حال اجرای آن برای دوره ابتدایی هستند؟

** آیا ساعت درس دینی و قرآن در دوره ابتدایی کاهش می‌یابد؟

محمود امانی طهرانی مدیرکل دفتر تالیف کتاب‌های درسی ابتدایی و متوسطه وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم در خصوص ارائه پیشنهادی برای کاهش ساعات درس دینی در دوره ابتدایی گفت:‌ هنوز هیچ پیشنهاد مشخصی برای دوره ابتدایی در دستور کار نداریم و بازنگری جدول ساعات دوره ابتدایی تا این لحظه در دستور کار نیست و پیشنهادی نیز ارائه نکرده‌ایم.

وی گفت:‌ ممکن است در آینده جدول جدیدی ارائه شود اما هنوز جدول جدیدی تنظیم نشده است به طور کلی وقتی این موضوع در شورای عالی آموزش‌وپرورش مطرح شود باید بررسی‌های مربوط به آن را انجام داد.

به گزارش تسنیم، در شرایطی که مدارس کشور و بالطبع آن دانش‌آموزان با آسیب‌های اجتماعی متعددی مواجه هستند کاستن از ساعت درس دینی را می‌توان به عنوان یک خطای استراتژیک تلقی کرد اگر چه غلبه رویکرد دینی در تمام دروس اقدام پسندیده‌ای است اما به واقع در سایر دروس، معلمان تا چه اندازه فرصت پرداختن به مسائل اخلاقی، تربیتی و دینی دارند؟ همواره یکی از انتقادات جدی به وزارت آموزش‌وپرورش نداشتن نگاه تربیتی و اخلاقی در ارائه دروس بود پس در چنین شرایطی چگونه از ساعت درس دینی کاسته شده است؟

افشاگری‌های «شهریار پرهیزکار»/ مستندات را به موقع ارائه می‌کنم

افشاگری‌های « شهریار پرهیزکار »/ مستندات را به موقع ارائه می‌کنم.

ايكنا - کد خبر : ۳۵۰۴۱۱۸    ۱۶ خرداد ۱۳۹۵          ۲۰:۴۴
استاد شهريار پرهیزکار در بخشي از صحبت‌های خود با اشاره به غیبت مسئولان فرهنگی در برنامه‌های قرآنی، خاطرنشان کرد: اگر امروز و در این مراسم مسئولان فرهنگی کشور حضور ندارند در ازای آن نوجوانان علاقه‌مندی حضور دارند که حضورشان برای من بسیار ارزشمندتر از مسئولان است. 
وی با تأکید بر اینکه اگر بخواهیم مقایسه‌ای بین حضور مسئولان فرهنگی در برنامه‌ها و جلسات قرآنی با سایر برنامه‌ها داشته باشیم،  وضع آنها بسیار وخیم خواهد شد، گفت: در این زمینه حرف برای گفتن بسیار زیاد است. اگر عرصه فعالیت‌های قرآنی را با سایر عرصه‌ها مقایسه کنیم به واقعیت‌های بسیار زیادی دست خواهیم یافت.
این استاد پیشکسوت قرآنی کشورمان در ادامه خطاب به مسئولان فرهنگی کشورمان بیان کرد: چرا وقتی مراسم تجلیل از سایر فعالان در عرصه‌های مختلف برگزار شد حضور داشتید و چه کارهایی که انجام دادید، اما  در بحث قرآن، درگیر جلسات و کار و ... بودید. انشا الله که حقیقت را می‌گوئید. اما قرائن و شواهد و مدارک چیز دیگری می‌گوید. 
پرهیزکار با اشاره به اینکه شواهد و قرائن می‌گوید که اگر اهتمام مقام معظم رهبری نبود شاهد همین فعالیت‌های قرآنی هم نبودیم، گفت: اگر اهتمام معظم‌له نبود همین برنامه که جای خود دارد بلکه شاهد ۹۵ درصد از برنامه‌های فعلی که در عرصه فعالیت‌های قرآنی برگزار می‌شود نیز نبودیم. 
وی افزود: من سند و مدرک دارم که زمانی قصد تعطیلی مسابقات بین‌المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران را داشتند،‌ زمانی دیگر رادیو قرآن را تا آستانه تعطیل شدن هم پیش بردند اما حمایت‌های مقام معظم رهبری مانع از این کارها شد. 
این داور مسابقات بین‌المللی قرآن با اشاره به برگزاری برخی مراسم‌ها در موقعیت‌های مختلف، گفت: شاهد برگزاری این مراسم‌ها هستیم که در ۹ منکر وجود دارد اما برای اینکه آن منکرها دیده نشوند یک قرآن هم می‌آورند تا به این ترتیب همه چیز در سایه قرآن قرار بگیرد. من اطلاعات و مستندات و مدارک خود را در همه این زمینه‌ها دارم و به موقع آنها را ارائه می‌کنم. زمانی که فراخواهد رسید گذاشته‌ام.
وی همچنین با تأکید بر اینکه توقعش از نظام اسلامی بسیار بیشتر از وضع موجود بوده است، عنوان کرد: اینکه می‌گویم توقع منظور توقع مادی و معنوی است، من کشورهای عربی بسیار زیادی رفته‌ام و هزینه‌ای که انها برای قرآن می‌کنند را نیز دیده‌ام برای همین است که می‌گویم، توقعم از نظام اسلامی بسیار بیشتر بوده است.
پرهیزکار بیان کرد: اگر جلسه تقدیر از یک شخصیت گذاشته می‌شود نباید آن مراسم پررونق‌تر از جلسات و مراسم‌ها قرآنی شود، اگر سیستم فرهنگی کشور سالم باشد، پررونق‌ترین و عالی‌ترین مسائل از لحاظ مادی و معنوی باید بریا قرآن باشد و البته قرآنی‌ها نیز باید بدانند که اگر تجلیل می‌شوند به برکت نوکری قرآن است.

مهجوریت درس قرآن در مدارس ( يادداشت وارده )

کد خبر: ۳۴۹۳۷۷۵       تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۵ 
مهجوریت درس قرآن در مدارس 
اگر مرکز مستقل تحت نظر وزیر آموزش و پرورش برای مدیریت راهبردی آموزش عمومی قرآن با حضور نیروی انسانی راهبردی، فارغ، فاضل و عاشق تشکیل شود و مشارکت بخش‌های ستادی آموزش و پرورش در کنار ظرفیت مؤسسات و سازمان‌های آموزش قرآن دولتی و مردمی دیگر حاصل شود شاید آن تحول مورد انتظار مقام معظم رهبری در حوزه قرآن آموزش و پرورش رقم بخورد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، ۱۴ فروردین‌ماه، شعبه قم ایکنا طی مصاحبه‌ای با یکی از مسئولان قرآنی این استان از به حساب نیامدن قرآن به عنوان یکی از دروس اصلی در مدارس صحبت به میان می‌آورد. به نظر می‌رسید که این اظهارنظر که بازخوردهای متفاوتی را نیز به دنبال داشت، کم کم به فراموشی سپرده شده است، اما با فرا رسیدن هفته معلم یکی از کارشناسان قرآنی کشور، نقدی بر جوابیه وزارت آموزش و پرورش ارائه داده است تا بار دیگر این موضوع مهم مطرح شود.

علی‌رضا شعبانی‌فرد، کارشناس محترم مدیریت راهبردی امور قرآنی، یادداشتی را در اختیار ایکنا قرار داده که در ادامه می‌خوانید :

مقدمه
با گذشت چند روز از جوابیه معاونت پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش نسبت به مصاحبه‌ای با عنوان « مشکل اصلی در نظام آموزشی/ قرآن جزو دروس اصلی مدارس به حساب نمی‌آید » که با هیچ واکنشی از سوی هیچ فرد حقیقی و حقوقی مواجه نشد و البته شاید از این باب بوده که همه وضع را از دست رفته می‌پندارند، با ابراز تأسف از خودبزرگ‌بینی مسئولان آموزش و پرورش و برخی مسئولان دیگر که تاب بیان هیچ حقیقت تلخی را ندارند، ناچار شدم راقم این سطور باشم به درد، به مصداق شعر فردوسی طوسی از قول رستم فرخزاد که گفت: «یکی نامه سوی برادر به درد/ نبشت و سخن‌ها همه ياد کرد».
اما موضوع از این قرار است که مدیر دفتر فعالیت‌های قرآنی دانشگاه قم در مصاحبه‌ای، ضمن تبیین شاخصه آموزش قرآن در واحدهای درسی دانشجویان این دانشگاه به عنوان وجه متمایز با دیگر دانشگاه‌ها گفته بود: « هنوز این مسئله تفهیم نشده است که قرآن، فوق برنامه نیست و باید درس اصلی در میان دروس دیگر به حساب آید.» و بعد اشاره کرده بود به چالش اصلی کشور در آموزش و پرورش با این معنا که در آموزش و پرورش به عنوان یک درس جدی به درس قرآن نگاه نمی‌شود و نتیجه‌اش این است که حتی برخی از دانشجویان رشته ادبیات عرب و علوم قرآن نیز متأسفانه در قرائت اولیه قرآن مشکل دارند.

پیشینه 
همه می‌دانند که موضوع کم‌اهمیتی آموزش و پرورش به قرآن، دردی دیرینه است و به قول شاعر

 از درد کهنه‌ای که مداوا نمی‌شود                یا می‌شود گلایه کنم یا نمی‌شود

بیان این درد از زبان طلایه‌دار تمسک به قرآن در کشور یعنی مقام معظم رهبری در سال ۱۳۸۵ به این صورت بوده است:

« قرآن در آموزش و پرورش حقیقتاً مهجور واقع شده است ».

معظم‌له در تبیین آن فرموده‌اند:

« علت این است كه در دورانى طولانى، قرآن در آموزش و پرورش ما، به‏‌خصوص در آن سنین یادگیرى مهجور بوده یا اصلاً وجود نداشته است. آن قدیم - زمان كودكى ما - یك چیزهاى مختصرى بود و بعد به تدریج همین‏طور كمرنگ شد و بالأخره حذف شد. بعد از پیروزى انقلاب، توقع این بود كه یك كارِ كارستانى انجام بگیرد. كارهایى هم شده است، لیكن جاى حضور قرآن در دوره‏‌هاى گوناگون - چه دبستان، چه دبیرستان و چه راهنمایى - واقعاً خالى است. باید فكر بشود. نه به شكل تحمیلى، نه به شكل بیزاركننده و دوركننده. بلكه به شكل صحیح».

ممکن است بگویند این قضاوت مربوط به ۱۰ سال پیش بوده است و الآن وضعیت بهتر شده است. این ادعا نیاز به دلیل و برهان دارد آن هم با تأکید بر نتایج و فرآیندها، به تعبیر دیگر اگر می‌گوییم در حال حاضر در مقطع ابتدایی برای پایه اول هر هفته دو ساعت آموزش قرآن و برای پایه دوم تا ششم، سه ساعت آموزش در نظر گرفته شده است، در مقطع متوسطه برای دوره‌ اول، دو ساعت و دوره‌ دوم آموزش قرآن با درس دینی به صورت تلفیقی تدریس می‌شود،

آیا مطمئن هستیم که این اتفاق می‌افتد؟ یا اینکه اصلاً در برخی مدارس، کتاب قرآن، کامل درس داده نمی‌شود یا با بی‌توجهی درس داده می‌شود یا معلمی، توانمند درس نمی‌دهد یا درس می‌دهد و می‌رود و بسیاری یاهای دیگر.

اگر می‌گوییم همزمان با این بودجه‌بندی در ارتباط با توانمندسازی معلمان قرآن نیز دوره‌های آموزش ضمن خدمت در کشور برگزار می‌شود، آیا این دوره‌ها اثربخش و کارا است؟
از جمله اقدامات دیگر گفته شده فعالیت‌هایی است که به صورت فوق برنامه با عنوان مسابقات قرآن، حفظ موضوعی قرآن، احیای دارالقرآن‌ها در سطح استان‌ها و برگزاری کلاس‌های عمومی و تخصصی قرآن، فعالیت مدارس قرآن کریم در سطح کشور در حال انجام است. یا این فعالیت‌ها خوب انجام نمی‌شود یا کافی نیست و در نهایت به نتیجه مطلوب منجر نمی‌شود.

پدیده شوم سکوت سازمانی
در یکی از شبکه‌های اجتماعی با موضوع «مدیریت راهبردی» آمده بود هزینه انتقاد و پیشنهاد که بالا می‌رود، سازمان دچار سکوت و سپس خفگی سازمانی می‌شود. در حالی که ایده‌های استراتژیک در فضای آزادی و احترام، جوانه می‌زنند. 

این که از برخی سازمان‌ها و نهادها به ویژه در حوزه قرآن، اصلاً نمی‌توان انتقاد کرد، در حالی که همه ناکارآمدی آنها را می‌بینند درد بزرگی است. همانند آن داستان خیاطی که برای پادشاه لباسی دوخت که فقط حلال زاده‌ها می‌توانند آن را ببینند و کسی چیزی نگفت تا اینکه کودکی از میان مردم فریاد زد؛ این چرا برهنه است؟ و دیری نگذشت که جمعیت یکپارچه فریاد زد که پادشاه برهنه است.

لذا یکی از کارهایی که همه ما می‌توانیم انجام دهیم این است که گاهی و نه همیشه خود را به کودکی بزنیم و کودکانه سوال کنیم و اگر چیزی را درک نمی‌کنیم، زیر سؤال ببریم. به زودی خواهیم دید که چند کودک دیگر نیز سر خواهند آورد. هیچ اشکالی ندارد که ما برخی چیزها را درک نمی‌کنیم. استراتژیست‌ها جرأت دارند که بدیهیات را زیر سوال می‌برند و اگر چیزی منطقی به نظر نمی‌رسد به راحتی قبول نمی‌کنند. 

بسیاری اوقات مصداق آیه شریفه « وَ جَحَدُوا بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَ عُلُوًّا » می‌شویم و از روی ستم یا غرور بدیهیات را انکار می‌کنیم. چرا کسی جرأت ندارد به آموزش و پرورش بگوید «بالای چشمت ابروست؟». چرا وقتی عملکرد وزارت ارشاد یا شورای توسعه فرهنگ قرآنی انتقاد می‌شود می‌گویند این اطلاعات چگونه بیرون درز کرده است؟ چرا نمی‌توان گفت شبکه قرآن در شبکه‌های صدا و سیما یک شبکه مطرود و مهجور است؟ 

انتقاد ناظر به شناسایی مسائل و موانع
در کتاب «قدرت انتقاد سازنده» پروفسور «هندري وايزينگر» آمده است که «انتقاد سازنده، نقش مهمي در موفقيت فردي و سازماني داشته است». ميل به بهبود، پديده‌اي ذاتي است، قسمتي از طبيعت ماست. لذا انتقادات بایستی بهبودگرا باشد. بنابراین در انتقاد سعی این باشد که به تعبیر قرآن ناصح امین باشیم. از این روست که معصومین(ع) همواره یاران خویش را به داشتن برخوردی منصفانه با دیگران تشویق فرموده‌اند؛ « الْإِنْصَافُ یَرْفَعُ الْخِلَافَ وَ یُوجِبُ الِائْتِلَاف ‏».

لذا اگر مثلاً از وضع توانمندی و سواد قرآنی فارغ‌التحصیلان از نظام تعلیم و تربیت عمومی رسمی کشور انتقاد می‌شود باید ریشه‌ها و علل آن تبیین شود. در این حوزه بپذیریم که خروجی ناقصی داریم آن وقت به دنبال ریشه باشیم. بنابر این دیگر انگشت اتهام مثلاً به سمت معاونت پرورشی نمی‌بریم؛ چرا که ابزارهای کافی در دست ندارد. 

شناسایی مسائل و موانع
از آنجا که چالش‌های مرتبط با آموزش عمومی قرآن از سال‌های گذشته شناسایی شده بود، استراتژی و راه حلی به نام منشور توسعه فرهنگ قرآنی تصویب شد. بر اساس ماده اول مصوبه جلسه اول شورای توسعه فرهنگ قرآنی در سال ۸۸ «مسئولیت حوزه آموزش عمومی قرآن كشور بر عهده وزير آموزش و پرورش است» یعنی وزیر آموزش و پرورش بایستی پاسخگوی این وضعیت باشد؛ چرا که قرار بوده از طریق تشکیل یک کمیسیون این حوزه را مدیریت کند. از سوی دیگر قرار بوده طبقه ماده پنج همان مصوبه «در هر یک از وزارتخانه‌ها، ساختار و ساز و کار مناسب برای انجام مسئولیت‌ها، حداقل در سطح اداره کل، تحت نظارت وزیر پیش‌بینی می‌شود.» این اتفاق در دو وزارتخانه افتاده ولی متأسفانه در وزارت آموزش و پرورش ـ که جایگاهی بنیادی داشته است ـ بعد از گذشت هفت سال هنوز رقم نخورده و اداره امور دبیرخانه کمیسیون که نیاز به مطالعه، هماهنگی، نظارت و سیاست‌پژوهی در سطح دستگاهی و نیز فرادستگاهی دارد به عنوان یک کار حاشیه‌ای از طریق یک یا دو نفر نیروی معاونت پرورشی و تربیتی دنبال شده است.

عدم تحول در آموزش و پرورش مشکل اصلی
بنابر این مشکل اصلی عدم تحول در آموزش و پرورش است که نیاز عزم ملی و اراده هماهنگ شخص وزیر آموزش و پرورش با مدیران ارشد آموزش و پرورش برای حل این مسئله دارد. مقام معظم رهبری در سال‌های متمادی این مسئله را چه خوب تشخصیص دادند و بیان داشتند که «در دوره‏ى انقلاب، خیلى كارها در آموزش و پرورش انجام گرفته است. اما نظام تحول پیدا نكرده و همان نظام قدیمى است! این عیوبى كه شما به‌خصوص معلمان قدیمى، كاركُشته، مدیران آموزش و پرورش و پرورشی‌هاى آگاه و قدیمى معمولاً می‌شمرند، می‌گویند درس‌ها حفظى است، قدرت ابتكار را در جوان‌ها به وجود نمى‏‌آورد، تأمل نیست، كار متراكم و انبوه است و ...، اینها همه ناشى از همان نظام قدیمى است كه از آن وقت مانده است و همان‌طور كه قبل‌ها عرض كردیم، كهنه، متراكم، غبار گرفته، متصلّب، در نظام ما باقى مانده است. البته بیشتر در مسائل روبنائى كارهاى زیادى شده است، كتاب‌ها با «بسم‏‌اللَّه» شروع نمی‌شد، حالا با «بسم‏‌اللَّه» شروع می‌شود. آیه‏‌اى قرآن نداشت، حالا دارد. كارهاى خوب انجام گرفته. نه، من حقاً و انصافاً منكر كارهاى خوب نیستم».

بنابراین اعتقاد این است که اگر اداره‌کل یا مرکز مستقل تحت نظر وزیر آموزش و پرورش برای مدیریت راهبردی آموزش عمومی قرآن با حضور نیروی انسانی راهبردی، فارغ، فاضل و عاشق تشکیل شود و مشارکت بخش‌های ستادی آن مانند شورای عالی آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی، معاونت‌های ابتدایی، متوسطه و پرورشی در کنار ظرفیت مؤسسات و سازمان‌های آموزش قرآن دولتی و مردمی دیگر حاصل شود شاید آن تحول مورد انتظار مقام معظم رهبری در حوزه قرآن آموزش و پرورش رقم بخورد. وگرنه بایستی در دهه‌های آینده نیز همچنان همین بگومگوها و انتقادها را شاهد باشیم و با توسعه‌نیافتگی توسعه فرهنگ قرآنی دست و پنجه نرم کنیم. 

پایان کلام را این نشانه وحیانی قرار می‌دهیم که

« قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَ فُرَادَى ».

ده سال گذشت / قرآن در آموزش و پرورش مهجور نبود،اگر  ...

                  ده سال گذشت              

قرآن در آموزش و پرورش مهجور نبود،اگر  ...

 اشاره

ده سال از گلايه رهبر معظم انقلاب از وزارت آموزش و پرورش درباره مهجوريت قرآن کریم گذشت. ايشان در روز معلم سال 1385 در بيانی کاملاً صريح و شفاف درباره ضرورت توجه متوليان وزارت آموزش وپرورش به قرآن کريم و جايگاه آن در اين نهاد تربيتي فرمودند :

« قرآن در آموزش و پرورشحقيقتاً مهجور واقع شده است. علّت اين است كه در دورانيطولاني، قرآن در آموزش وپرورش ما، به‏ خصوص در آن سنين يادگيري مهجور بوده يا اصلاًوجود نداشته است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، توقع اين بود كه يككارِ كارستاني انجام بگيرد. كارهايي هم شده است، ليكن جاي حضور قرآن در دوره‏هايگوناگون واقعاً خالي است. بايد فكر بشود. امروز خوشبختانه حركت قرآني در كشورخيلي خوب است؛ ليكن در آموزش و پرورش بايد نهادينه شود. »

شايسته آن بود پس از اين فرمايش مقام معظم رهبری، ابعاد مهجوريت قرآن کريم در اين نهاد تربيتي، بررسي و راه کارهای مناسب براي تحقق منويات معظم له شناسايي و مورد اقدام و عمل قرار مي گرفت. اين كه وزارت آموزش و پرورش در طول يك دهه گذشته در اين مسير چه اقداماتي را عملي كرده است؟ سخني است كه به اشارت خواهد آمد. براي جلوگيري از بيان صِرف نواقص و آسيب ها، مطالب همراه با ارائه راهكارهاي پيشنهادي مطرح مي شود.

زنگ خطر

پيامبر اعظم صلّي الله عليه و آله فرمودند :‏

« فَـاِذَا الـتَـبَـسَت عَـلَيـكُـمُ الـفِـتَـنُ، كَـقِـطَـعِ الـلَّيـلِ الـمُظـلِـمِ ، فَـعَـلَيـكُم بِـالـقُرآنِ »

« هرگاه آشوب ها و فتنه هاي زمانه چون شب تار، شما را فرا گرفت، بر شما باد كه به قرآن رو آوريد. »

 اصول كافي، ج‏2 ، ص599

اين حديث مشهور كه از منابع معتبر شيعه نقل شده، گوياي آن است كه علي القاعده آموزش ها و فعاليت هاي قرآني كشور بايد بتواند نسل امروز و فرداي كشور را در برابر شبيخون فرهنگي غرب صيانت و هدايت كند. اگر چنين نيست قطعاً اشكالاتي وجود دارد كه نيازمند بررسي دقيق و بازنگري و اصلاح برنامه هاست.

در نگاه اول تعدد فعاليت هاي قرآني آموزش و پرورش ما را به تحسين وادار مي كند، اما وقتي با دقت به مأموريت ذاتي و اسناد تحولي و نيز نتيجه اقدامات و هزينه هاي انجام شده مي نگريم، وضعيت نگران كننده اي را مشاهده مي كنيم. چرا كه نتايج و شواهد حاكي از سير نزولي جايگاه و اهميت توجه به قرآن در آموزش و پرورش حكايت دارد؛ به گونه اي كه زنگ هاي خطر به صدا در آمده اند و اين هشدار جدّي است كه « درس قرآن در آموزش و پرورش در حال تعطيلي است. »

درست است كه پيچيدگي مسايل فرهنگي و هجمه رسانه اي غرب را نبايد ناديده گرفت؛ اما سهم علل و عوامل ناشي از سوء مديريت در عرصه هاي فرهنگي و به ويژه نظام تعليم و تربيت را نمي توان ناديده گرفت. چرا كه آموزش و پرورش اگر مهم ترين خيمه گاه نظام نباشد، حداقل يكي از مهم ترين هاست. بديهي است ثبات و اقتدار حكومت و تضمين استقرار كشور در حال و آينده ارتباط زيادي به جايگاه و وضعيت امروز نظام تعليم و تربيت دارد. به همين دليل است كه آموزش و پرورش در هيچ كجاي جهان محمل آمد و شدهاي سياسي و جناحي نيست. زيرا مأموريت آموزش و پرورش از چنان استحكامي و وضوحي برخوردار است كه قابل معامله و اغماض نيست.

با كمال تأسف بايد اعتراف كرد كه وضعيت وزارت آموزش و پرورش در نظام جمهوري اسلامي، بي شباهت به داستان جنگ احد نيست. زماني كه سربازان، موقعيت استراتژيك و سنگر حساس خود را به طمع جمع آوري غنايم رها كردند و آن پيروزي شيرين شده را به شكستي سهمگين مبدل كردند. ( سوره آل عمران، آيه 152 )

وَ لَـقَد صَـدَقَـكُـمُ اللهُ وَعـدَهُ ،

خدا وعده خود را به شما ( در پيروزى بر دشمن در جنگ احد ) تحقق بخشيد؛

اِذ تَـحُسّونَـهُم بِـاِذنِـهِ،

در آن هنگام دشمنان را به فرمان او، شكست داديد؛ ( و اين پيروزى ادامه داشت)

حَـتّى اِذا فَـشِلـتُم ، وَ تَـنازَعـتُم فِي الـاَمـرِ ...

تا اين که سست شديد و ( بر سر رها کردن سنگرها ) در کار خود به نزاع پرداختيد.

 در ميان جايگاه قرآن و آموزش و تدريس آن در آموزش و پرورش بيش ترين لطمه را از افت تحصيلي ديده و مي بيند. درسي كه در طول 12 سال آموزش داده مي شود، ولي نقش اثر بخشي خود را چندان كه بايد ايفا نمي كند. در بسياري از مدارس تخلفات گسترده اتفاق مي افتد كه به صورت آشكارا و پنهان، انزواي تدريجي به دنبال داشته است.

فقدان انسجام انديشه و عمل و يك پارچگي در فعاليت هاي قرآني، نبود نظارت، ارزيابي و سياست هاي تشويقي معلمان و مدارس، عدم رغبت معلمان به آموزش و تدريس قرآن در اثر ناتواني، ورود طرح و برنامه هاي مغاير با اسناد تحولي و مأموريت هاي ذاتي آموزش و پرورش، اعمال نظرات مديران بدون در نظر گرفتن نظرات كارشناسي، همه و همه باعث ناكارآمدي سيستم آموزشي در تحقق منويات رهبر معظم انقلاب و در نهايت مهجوريت هر چه بيش تر قرآن در وزارت آموزش و پرورش مي شود.

وزراي محترم آموزش و پرورش

وزارت آموزش و پرورش در طول اين ده سال ميزبان چهار وزير محترم بوده است كه اغلب ايشان با شعار توجه به جايگاه قرآن كريم در آموزش و پرورش از مجلس شوراي اسلامي رأي اعتماد گرفته اند و البته بيش ترين تأثير را هم در خلق وضعيت موجود داشته اند.

1- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر وزراي محترم آموزش و پرورش، تنها به دلسوزي و اقدام احساسي بسنده نمي كردند و به جاي تأمل در وظايف ذاتي اين وزارتخانه، اسير طرح هاي از پيش برنامه ريزي شده و با منظورهاي خاص نمي شدند؛ و اين همه منابع مالي و سرمايه هاي نيروي انساني را به نام توسعه فعاليت هاي قرآني، تلف نمي كردند؛ و با ارائه پيشنهادهاي اغلب ناكارآمد، باعث بروز آسيب هاي فراوان و نيز ايجاد انتظارات بيش از حد در مدارس و معلمان و در نهايت بد بين كردن مردم و جامعه نسبت به عملكردت هاي قرآني اين وزارت نمي شدند.

سؤالي كه مطرح مي شود اين است كه اجراي طرح هاي عجولانه و پر اشكالي مانند طرح ملي حافظان قرآن، طرح 10 هزار مدرسه قرآني، طرح نور باران و ... چه ثمره اي براي آموزش و پرورش داشته است ؟ آيا اسناد تحولي را محقق كرده و يا فقط تضعيف مأموريت هاي ذاتي و تعطيلي كلاس هاي رسمي قرآن و ايجاد انتظارات نابجا را به دنبال داشته است. ... ؟!

اگر وزير محترم فعلي به تنها برنامه پيشنهادي خود در « يكپارچه سازي فعاليت هاي قرآني وزارت آموزش و پرورش » عمل كنند، و مسير از پيش هموار شده وزير پيشين را طي نكنند، آيا بسياري از آسيب ها و مهجوريت ها قابل رفع نخواهد بود ؟

 2- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر فرصت ناب و بي بديل آموزش قرآن ناديده گرفته نمي شد.

مسئولان فرهنگي كشور در حالي از وضعيت فرهنگي كشور اعلام نارضايتي مي كنند كه نمي خواهند به بديهي ترين و مهم ترين مسأله فرهنگي كشور يعني بي توجهي به آموزش و پرورش فكر كنند. طبق برنامه درسي مصوب، براي هر دانش آموزدر طول دوره هاي تحصيلي  بيش از 870 ساعت زنگ قرآن و حدود 1500 صفحه كتاب درسي تاليف و منظور شده است. اين در حالي است كه براي همين درس سرانه آموزشي، ساعت آموزشي، كتاب درسي، معلم، رسانه هاي متعدد و براي معلمان حقوق ماهيانه و نيز دوره هاي آموزشي در نظر گرفته مي شود.

آيا در صورت فعال كردن هريك از اين بخش ها و ارتقاء كيفي آموزش و توجه جدّي بر اجرا، نظارت و ارزش يابي و نيز اعمال سياست هاي تشويقي، اغلب مسايل قابل حل و نيز پيش بيني و چاره انديشي نخواهد بود ؟

توجه بيش از حد به كمّي نگري در امور براي ارائه آمارها و گزارش هاي زيبا ( و البته كم اثر)، كيفيت عملكرد كلاس و مدرسه و نظام آموزشي را دچار آسيب و شكست مي كند.

وقتي براي هر دانش آموز در طول شش سال ابتدايي مجموعاً 510 جلسه آموزش قرآن برگزار مي شود و براي او حدود 750 صفحه كتاب درسي چاپ مي گردد. و وقتي در طول شش سال متوسطه حداقل در مجموع 360 ساعت آموزشي برگزار و حدود 750 صفحه كتاب درسي چاپ مي شود، چرا نتايج و برونداد برنامه ها چندان كه بايد چنگي به دل نمي زند ؟ چرا انس دانش آموزان با قرآن در طول سال هاي تحصيل نهادينه نمي شود ؟ چرا ...

سؤال : به مدارس اطراف خود نگاهي بياندازيد. آيا در مدارسي كه شما سراغ داريد، از ظرفيت ساعات آموزشي استفاده بهينه مي شود ؟ آيا مسئولان ( و والدين ) از وضعيت اجراي ساعات آموزشي دانش آموزان با خبر هستيد ؟ آيا همين ساعات در صورت احيا و پشتيباني پاسخ گوي نيازهاي آموزشي، تربيتي و فرهنگي كودكان و نوجوانان نخواهد بود ؟ آيا در صورت ترميم نواقص و مشكلات، اعم از نظارت و پشتيباني، باز هم بايد هر ساله اعتبارات چند صد ميلياري را هزينه تأسيس كلاس ها و دارالقرآن ها و اجراي فعاليت فوق برنامه كرد و باز هم كتاب چاپ نمود ؟!!! آيا به عواقب اين كار توجه شده است كه بي رغبتي معلمان در آموزش هاي ديني و تدريس قرآن و طولاني شدن زمان آن و نيز تعطيلي تدريجي كلاس هاي قرآن معلول چه مسائل و رفتارهايي است ؟ آيا وجود آموزش ها، كلاس ها و محتواهاي موازي و متعدد باعث نشده تا از اين ساعات براي آموزش دروس ديگر استفاده شود ؟

 3-  قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر وزراي آموزش و پرورش احياي كلاس هاي آموزش قرآن و اجراي تمام قد مصوبات شوراي عالي و نظارت مستمر بر آن ها و اتخاذ سياست هاي تشويقي و جلوگيري از اعمال سليقه و انجام تخلف در اين زمينه را خواستار مي شدند.

شوراي معاونين وزارت آموزش و پرورش

قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر شوراي معاونين وزارت آموزش و پرورش بدون كار كارشناسي اقدام به تصويب و ابلاغ بخشنامه ها و دستورالعمل هاي مغاير با مصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش نمي كردند.

براي نمونه فقط به ذكر نام برخي از موارد اشاره مي شود :

1-  طرح سامان دهي نيروي انساني در دو سال گذشته كه مديران و معاونان را به تدريس ملزم كرده است. و درس قرآن عملاً بر خلاف مصوبه 677 شوراي عالي كه بايد توسط آموزگار پايه تدريس شود، به مديران مدارس سپرده شده است.

2-  جذب 5 هزار مربي قرآن و سپردن تدريس قرآن به ايشان در بسياري از مدارس برخلاف مصوبات شوراي عالي.

3-  راه اندازي ده هزار مدرسه قرآني در چند سال گذشته و تعطيلي آن پس از دو سال با هزينه ميلياردها تومان بودجه

4-  اجراي طرح ملي حافظان قرآن با هدف تربيت ده ميليون حافظ قرآن و معرفي سه ميليون و دويست هزار نفر حافظ قرآن در طول كمتر از شش ماه و تعطيلي طرح پس از گذشت يك سال

5-  در تقليل ساعات كاري معلمان با سابقه بيست سال و بالاتر اغلب زنگ قرآن مد نظر و عمل قرار داده مي شود. اين طرح، اشتباه محرز و مسلمي است كه سال هاست درس قرآن را آزار مي دهد و مانع اجراي قانون تدريس قرآن توسط معلم پايه است. با توجه به بالا بودن سن و سابقه معلمان، اين موضوع از هميشه نگران كننده تر است. شوراي عالي بايد نسبت به تناقضات مصوبات پاسخگو باشد و راهكارهاي لازم را پيش بيني كند.

 شوراي توسعه فعاليت هاي قرآني كشور

4-  قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر شوراي توسعه فرهنگ قرآني به جاي وادار كردن وزارت آموزش و پرورش به اجراي طرح هاي متعدد و بي ثمر كه صرفاً جنبه شعاري و تبليغي داشته و تا كنون هم ثمري نداشته است؛ از آموزش و پرورش انجام و تكميل وظايف محوله را كه شامل آموزش، ترويج، ارزيابي و تشويق در راستاي تحقق اهداف مصوب شوراي عالي و مندرج در اسناد تحولي و نيز اهداف آموزش عمومي قرآن بود را خواستار مي شد.

با توجه به تزريق بودجه آموزش عمومي قرآن در دو دولت دهم و يازدهم، هزينه هاي زيادي به نام قرآن در اين ارگان انجام شد. اما با كمال تأسف هيچ يك مخاطبا اصلي كه وظيفه اصلي تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن را بر عهده دارند يعني معلمان و دبيران قرآن از اين اعتبارات نه ريالي بهره بردند و نه اصلاً خبردار شدند. نتيجه آن كه پس از گذشت چند سال از تشكيل شوراي توسعه فرهنگ قرآني، بود و نبود كميسيون آموزش عمومي قرآن براي معلمان و كلاس هاي قرآن مدارس يكي است.

آيا بهتر نبود در تخصيص اعتبارات به جاي پرداختن به امور تأسيسي و سخت افزاري، به آموزش نيروهاي انساني اين وزارت خانه كه مأموريت و وظيفه ايشان تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن است توجه مي شد ؟

آيا اگر شوراي توسعه فعاليت هاي قرآني اين وزارتخانه را در يك بازه زماني حداقل پنج ساله موظف به آموزش و ارتقاي صلاحيت هاي عمومي و حرفه اي معلمان مي نمود، امروز نتيجه بهتري نمي گرفت ؟

آيا بدون داشتن نيروي انساني قابل، انجام هر طرح و برنامه اي بيهوده و بي ثمر نخواهد بود ؟

آيا اين ضعف اثر بخشي هر برنامه موفقي را به تدريج ضايع نخواهد داد ؟

تغييرات 180 درجه اي شوراي توسعه فرهنگ قرآني در هر سال، نشان دهنده ناكارآمدي آن است.

كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور

5-  قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور به جاي حضور الصاقي و تحميلي در آموزش و پرورش و ايجاد مزاحمت در انجام وظايف و افزايش كميت هاي غير اصولي در فعاليت هاي قرآني و اتلاف وقت و سرمايه مالي افراد در انجام طرح و برنامه هاي غير ضروري و غير كارشناسي و ايجاد اختلاف در بين بخش هاي مختلف و ايجاد انتظارات نا معقول در مدارس و بين معلمان

اولاً - جايگاه مناسب و شايسته خود در اين وزارت خانه را مشخص كند. در وضعيت فعلي اين كميسيون زير مجموعه معاونت پرورشي است. در حالي كه بايد بر كل آموزش و پرورش و مراكز و بخش هاي مرتبط با آموزش عمومي قرآن تفوق داشته باشد.

ثانياً به جاي الازم و اجبار مراكز و نهادها به اجراي طرح هاي متفرقه، ايشان را به اجراي كامل و دقيق وظايف محوله متناسب با مأموريت ذاتي هريك ملزم نمايد.

به عنوان نمونه فقط در دوره ابتدايي ( پايه هاي اول تا ششم ) حدود 400 هزار آموزگار، وظيفه آموزش قرآن به بيش از هفت ميليون نفر دانش آموز را در طول يك سال تحصيلي بر عهده دارند. در پايه اول ابتدايي دو جلسه در هفته و در پايه هاي دوم تا ششم ابتدايي سه جلسه در هفته.

آيا آموزش و ارتقاي معلمان مهم تر است يا تأسيس 10 هزار مدرسه قرآني ؟ آيا اگر كميسيون آموزش عمومي آموزگاران دوره ابتدايي را در طول حداقل 5 سال مورد آموزش جدي قرار بدهد و ايشان را در كسب صلاحيت هاي مشترك و حرفه اي آموزش قرآن ياري نمايد، بهترين و مؤثرترين كار نخواهد بود ؟

و باز به عنوان نمونه در طرح ملي حافظان قرآن شاهد اتفاق هولناكي در كشور بوديم كه از كنار آن با اغماض عبور شد. به بهانه تربيت ده ميليون حافظ قرآن، بدون هيچ گونه آموزشي در عرض كمتر از شش ماه حدود سه و نيم ميليون نفر دانش آموز از كل كشور به عنوان حافظ قرآن كريم همراه با اسم و مشخصات در سايت معاونت پرورشي معرفي شدند. در حالي كه اغلب اين دانش آموزان نه تنها حافظ نبودند بلكه حتي روحشان هم از اين موضوع خبر نداشت.

اين كه چه كساني، با چه منظوري دست به چنين اعمالي زدند و از نام و اعتبار رهبري در اين زمينه هزينه كردند و نيز اعتبارات كلان اين طرح از كجا تأمين شد و با خاطيان چه برخوردي گرديد و براي جلوگيري از تكرار چنين وقايعي چه راهكارهايي ارائه گرديد. و آيا امروز هم همان افراد، همان طرح و برنامه ها را البته با نام و شكل ديگري در حال اجرا ندارند ؟!!! خود مثنوي ديگري است.

با اين كه اين نوع برنامه ها مغاير با اسناد تحولي است و سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهيري، سند تحول بنيادين آموزش و پرورش وظايف را به روشني بيان كرده است. اما هم چنان فرهنگ تكرار اشتباهات وجود دارد.

بي ترديد افراد و جريان هاي خاص، بيش ترين نقش را در اين ميان دارند. و از آن سود مي برند. تجربه نشان مي دهد مهم ترين اشكال در ضعف برخورد با خاطيان است كه زمينه و جرأت تكرار خطاها را به قانون گريزان و افرادي كه فراقانوني عمل مي كنند، فراهم مي آورد.

 شوراي توسعه فرهنگ قرآني كشور بايد بر اساس مصوبات خود، از هر نهاد و ارگاني مأموريت سپرده شده را به صورت دقيق مطالبه كند به گونه اي كه انجام آن به ساير بخش ها و نهادها كشانده نشود. به عنوان مثال اگر وظيفه آموزش و پرورش آموزش روخواني قرآن كريم تا پايان دوره اول ابتدايي است، تحقق اين موضوع نبايد به صورت رسمي به ساير مقاطع و يا حتي ساير بخش ها مانند  مساجد و سازمان ها كشيده شود.

عملاً چيزي به نام كميسيون آموزش عمومي قرآن در آموزش و پرورش وجود ندارد. شوراي توسعه فرهنگ قرآني در حالي وظيفه آموزش عمومي قرآن را از وزارت آموزش و پرورش مطالبه مي كند كه خود به خطا، تمام اختيارات و اعتبارات را در اختيار معاونت پرورشي قرار مي دهد. در صورتي كه اين معاونت كم ترين سنخيت را چه به لحاظ وظايف و چه به لحاظ كميت و مخاطب و چه به لحاظ توجه و ورود به موضوعات و سرفصل هاي آموزشي با اهداف آموزش عمومي قرآن كريم ندارد. همين خطاي بزرگ، زمينه بروز آسيب هاي متعدد در چند سال گذشته را شده است.

شوراي عالي آموزش و پرورش

6-  قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر شوراي عالي آموزش و پرورش در نظارت بر اجراي صحيح و دقيق قوانين دچار مسامحه كاري و كوتاهي نمي شد. امروز شاهد ارسال بخشنامه هاي مغاير با مصوبات آن شورا به مدارس و نقض آشكار قوانين نبوديم.

مانند بخشنامه ساماندهي نيروي انساني معاونت ابتدايي كه دو سال است مديران و معاونان مدارس را ملزم به تدريس قرآن مي كند. در حال كه اين بخشنامه بر خلاف مصوبات 677 و 841 اين شورا است.

و يا نبود هيچ ساز و كاراجرايي و رسمي در شوراي عالي آموزش و پروش براي نظارت مستمر بر دروس از جمله تدريس قرآن كه سال به سال نور چراغش در حال فروكش كردن و خاموش شدن است.

شوراي عالي بايد قاطعانه از معاونت هاي ابتدايي و متوسطه، برنامه مشخص براي نظارت و پشتيباني مستمر از فعاليت هاي آموزشي قرآن را مطالبه كند. شوراي عالي بايد از خودمختاري بخش هاي مختلف در انجام هرگونه فعاليتي خارج از ضوابط و مصوبات جلوگيري نمايد. بسياري از طرح و برنامه هاي در حال اجرا نه تنها برخلاف مصوبات شوراي عالي است، بلكه بر خلاف مصوبات خود آن مجموعه هاست.

به عنوان نمونه در حال حاضر « طرح نور باران » با داشتن صدها اشكال برنامه اي، ساختاري و محتوايي مغاير با مصوبات همان معاونت پرورشي در حال اجراست.

زماني كه اولويت ها و واجبات ( فرايض ) جاي خود را به مستحبات ( فضايل ) و فعاليت هاي جنبي و شعاري مي دهد كه اغلب هيچ كمكي به بهبود و ارتقاء وضعيت موجود نمي كند و بلكه در اغلب موارد مغاير با اهداف و اسناد تحولي و برنمامه هاي مصوب در حال اجراست، نمي توان نتيجه بهتري را انتظار داشت.

نمونه اول : راه اندازي 10 هزار مدرسه قرآني چه ثمره اي به جز تلف كردن سرمايه هاي مادي و عمر نيروهاي انساني و شكست براي فرهنگ قرآني كشور و آموزش و پرورش داشت ؟

چرا بايد در يك سيستم و نظام، يك فرد به خاطر داشتن پست مديريتي، اين قدرت را داشته باشد كه چنين طرح و برنامه هايي را به نظام آموزشي و پرورشي تحميل كند و كسي را ياراي رويارويي حتّي در حد تذكر به ايشان نباشد. پس شوراي عالي آموزش و پرورش در اين گونه امور چه وظيفه اي دارد ؟

نمونه دوم : مدارس تخصصي قرآن دوره ابتدايي كه قدم مثبت و موفقي در آموزش و پرورش به شمار مي رفت و با دستور شوراي عالي آموزش و پرورش تشكيل و راه اندازي شده بود، چرا در عمل تعطيل و به حال خود رها شده است. چرا طبق ضوابط عمل نمي شود و تكليف روشن نمي گردد. اين امور مشخص كه در درون سيستم قابل حل و فصل است.

نمونه سوم : معاونت پرورشي به جاي پرداختن به اموري مانند برگزاري « مسابقه شكوفه هاي قرآني » كه در اصل و تا كنون وظيفه سازمان اوقاف و امور خيريه ( وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ) بوده است و به دليل بالا بودن سطح مسابقات، حتي نيم درصد از دانش آموزان كشور را هم شامل نمي شود، به برگزاري هر چه بهتر مسابقات آن هم نه فقط حفظ و قرائت، بلكه در رشته هاي روخواني، روان خواني، مفاهيم و حفظ نسبي قرآن مي پرداخت تا اهداف اسناد تحولي سريع تر و بهتر محقق مي شد.

سوال : آيا مسابقات قرآني وزارت آموزش و پرورش با مسابقات ( شكوفه هاي قرآني ) سازمان اوقاف و امور خيريه ( وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ) كه دانش آموزان زير 16 سال را شامل مي شود، بايد يكي مي شد ؟

جواب : مسلماً خير؛ زيرا اولاً مأموريت ذاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يك مأموريت تبليغي و ترويجي است. و مسابقات در آن مجموعه فرهنگي موضوعيت دارد اما مأموريت وزارت آموزش و پرورش يك مأموريت آموزشي و تربيتي است. پس مسابقات دانش آموزي در اين نهاد طريقيت دارد و اين آموزش است كه موضوعيت دارد و مسابقات و فعاليت هاي تكميلي براي تقويت فرايند آموزش است.

 

نمونه سوم : كاش به جاي اعمال مديريت وزير سابق در جذب 5000 نفر از افراد به نام « مربي قرآن » كه بلاتكليفي چند ساله ايشان و سپس واگذاري اين افراد به بخش هاي گوناگون مانند معلمي در دوره ابتدايي و سمت هاي اداري، زمينه اي فراهم مي شد تا اين افراد از مجاري قانوني در حوزه نظارت بر حسن اجراي برنامه درسي قرآن, دوره هاي لازم را سپري مي كردند و در اين زمينه به كار گرفت مي شدند. اما اين تصميمات خلق الساعه و شكست هاي بعدي پيامدهاي منفي طولاني مدتي را بر آموزش و پرورش گذاشته كه كم ترين آن سلب اعتماد مردم از مديران و برنامه ريزان است.

7-  قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر هر بخش به وظيفه خود عمل مي كرد؛ تا آموزش روخواني از دوره پيش دبستاني شروع نشود و تا فوق ليسانس ادامه پيدا نكند و در آخر هم مهارت مورد انتظار تأمين نگردد. صلاحيت هاي مشتركي مانند روخواني و روان خواني نه تنها در آموزش و پرورش انتظارات برنامه ريزان را تأمين نمي كند؛ بلكه علي رقم همه فعاليت هايي كه بخش هاي مختلف مانند مركز آموزش نيروي انساني، معاونت پرورشي و دارالقرآن ها در داخل آموزش و پرورش و ساير ارگان ها در خارج از آموزش و پرورش هم رضايت بخش نيست.  

8- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر آموزش و پرورش موظف مي شد تا در زمان معين به وظيفه آموزش عمومي قرآن خود عمل كند تا ديگر بخش ها مجبور به تكرار آن نباشند و بلكه در راستاي ارتقاء آموزش قرآن در جامعه قدم بردارند.

9-  قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر قوانين مصوب شوراي عالي آموزش و پرورش مانند ساعات رسمي آموزش قرآن ( سه زنگ در هفته ) به آساني در اكثر مدارس به يك يا دو زنگ تقليل پيدا نمي كرد و به جاي آن رياضي تدريس نمي شد. 

10-   قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر به جاي تجميع ساعات قرآن در يك روز و خسته كردن دانش آموزان، طبق مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش، در سه روز با فاصله معين و آن هم ترجيحاً زنگ اول يا دوم آموزش داده مي شد.

11- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر بر سر نخواستن درس قرآن توسط آموزگار، دبير غير مرتبط، معلمان داراي تقليل ساعات كار، مربيان قرآن ، مدير و معاونان و خلاصه هركس كه ساعات اضافي دارد و براي پركردن ساعت بايد قرآن تدريس كند، دعوا و شكايت نمي شد.

12- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر به جاي تعطيلي نظارت و ارزش يابي آموزشي و از بين بردن معلمان راهنماي شهري و روستايي در سال هاي گذشته، اين بخش احيا و مورد حمايت قرار مي گرفت تا انگيزه و تلاش آن دسته از معلمان و مربيان علاقمند تدريس قرآن رفته رفته به سردي نمي گراييد و از بين نمي رفت.

13-  قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر طبق قانون شوراي عالي آموزش و پرورش هر طرح و برنامه قرآني ابتدا به تصويب و تاييد اين شورا مي رسيد تا در صورت داشتن اعتراض و انتقاد معلوم مي شد چه كسي بايد پاسخگو باشد، شوراي عالي يا وزير سابق كه ديگر در آموزش و پرورش نيست. 

14- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر هر طرح و برنامه قرآني پس از تاييد نظرات كارشناسي و اخذ مجوزهاي قانوني ابتدا به صورت آزمايشي اجرا و سپس نسبت به اجراي سراسري آن اقدام مي شد. در سال هاي اخير اين رويه سازمان پژوهش به دليل اعمال مديريت اشخاص كنار گذاشته شده و همين مسئله موجب بروز اختلاف نظرهاي زيادي بين كارشناسان و مديران شده است.

اسناد تحولي

15- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر تحقق اسناد تحولي مبناي عمل قرار مي گرفت و نه مصالح افراد و جريان هاي حاكم؛ و از اجراي هرگونه طرح و برنامه مغاير يا موازي جلوگيري مي شد. امروز چه كسي بر اجراي اسناد تحولي نظارت مي كند ؟ بايد غم اين همه مشكلات را به چه كسي گفت ؟ مجريان بايد از كجا بر اجراي صحيح اسناد تحولي اعتماد پيدا كنند؟ معلوم نيست!

در سه سند تحولي وزارت آموزش و پرورش شامل سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري، سند تحول بنيادين و سند برنامه درسي ملي

اهداف آموزش عمومي قرآن ( مصوب شوراي توسعه فرهنگ قرآني كشور ) شرح وظايف و مأموريت هاي اين وزارت خانه به روشني بيان گرديده است. اما اين كه چرا به جاي تحقق اهداف و كيفيت بخشي به آن ها، همواره با گسترش كميت ها، از كيفيت برنامه هاي درسي و فعايت هاي رسمي كاسته مي شود، جاي بسي تعجّب و شگفتي است.

16-  قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر پس از گذشت چهار سال از تصويب اسناد تحولي، مغايرت هاي اسناد كه به دليل توليد موازي به وجود آمده بود، برطرف مي شد. تا زمينه اختلاف نظرات را كاهش مي داد.

اسنادي كه در نگاشت هاي اوليه صحيح بود، اما در اثر نفوذ افراد و جريان هاي خاص به گونه اي ديگر آن هم به صورت ناگهاني به تصويب رسيده و ارائه گرديده است.

مانند اهداف آموزش عمومي قرآن كه چشم انداز آن در مرحله تصويب و بدون كارشناسي به تصويب رسيده و با ساير مفاد تناسب و سنخيت ندارد. و يا در سند برنامه درسي ملي موضوع تلفيق دروس ديني و قرآن در مرحله نهايي به سند تحميل شده است. اين امر با نگاشت هاي پيشين تناسب و سنخيت ندارد و در صورت اجرا نگران كننده است.

مركز آموزش و ارتقاي نيروي انساني

17-   قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر معلمان مدارس از آموزش هاي لازم به اندازه كافي بهره مند مي شدند.

سال هاست كه آموزش معلمان، فاقد حداقل كارآيي لازم است.

مشكلاتي كه دوره هاي آموزشي را تهديد كرده و اثر بخشي آن را ناچيز مي كند فراوان است. و متاسفانه در طول اين سال ها هم به قوت خود باقي است. انتخاب نامناسب نيروهاي واجد شرايط و شايسته براي تأمين مدرس كشوري؛ اختصاص ساعات آموزشي ناكافي براي آموزش آنان؛ تعداد بيش از اندازه افراد حاضر در كلاس هاي آموزشي، كه مانع اجراي كارگاهي كلاس ها شده و كيفيت را تا حد زيادي كاهش مي دهد؛ قبولي همه افراد شركت كننده به دليل كمبود امكانات و شرايط ارزيابي و ... به علت ضعف سيستم موجود؛ تنها بخشي از دلايل ناكارآمدي دوره هاي تأمين مدرسي و نيز آموزش معلمان است.

در آموزش و پرورش حدود يك ميليون نفر معلم مشغول تدريس هستند كه نيمي از ايشان در دوره ابتدايي فعاليت مي كنند. اغلب اين افراد در خواندن روان قرآن كريم دچار اشكال هستند و در عين حال آموزش قرآن مدرسه را هم به عهده دارند.

18- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر مركز نيروي انساني براي مديران مدارس دوره هاي نظارت و ارزش يابي از دروس مخصوصا درس قرآن را پيش بيني مي كرد تا اين امر خطير به بهانه سر رشته نداشتن مدير مدرسه مورد غفلت قرار گيرد. و يا مربيان و افرادي كه به هر دليل به آموزش قرآن مي پردازند حتماً صلاحيت ايشان مورد تاييد مراجع ذي صلاح قرار گرفته باشد و در صورت نياز به شركت در دوره هاي آموزشي مؤثر فراخوانده شوند.

معاونت پژوهشي

19- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر هر يك از فعاليت هاي قرآني آموزش و پرورش پيوست پژوهشي داشت تا معلوم شود بر اساس كدام نظريه و ديدگاه علمي و پژوهش ميداني به اين روش و طرح و برنامه رسيده شده است؟

با آن كه معاونت پژوهشي اين وزارت خانه در ارائه آثار و منابع پژوهشي در زمينه آموزش قرآن موفق و پيشرو بوده و نيز در تهيه و توليد اسناد تحولي و ونابع آموزشي و كتب درسي مهم ترين نقش را داشته،در حال حاضر اغلب طرح و برنامه هاي قرآني در وزارت آموزش و پرورش از اعتبار علمي قابل قبولي برخوردار نيست و تنها بر اساس سلايق و علايق افراد و جريان ها بنا نهاده شده است.

20-   قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر پژوهش هاي متعددي كه در قالب ارزش يابي ها، بروندادها، پايان نامه ها و ... از سوي افراد حقيقي يا حقوقي انجام شده است، كار بست پژوهشي داشت و مورد استفاده ساير معاونت ها و دفاتر ستادي قرار مي گرفت. مديريت هاي فعلي اين قدرت را دارد كه در مقابل كاربست هاي پژوهشي به راحتي مقاومت كند و نسبت به آن ها بي توجه باشد.

معاونت آموزشي

21-قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر به اجراي برنامه ها تا حصول نتيجه توجه مي شد. بررسي ها و تجارب عيني نشان مي دهد برنامه هاي درسي و آموزشي به دليل عدم نظارت صحيح و دقيق و مستمر به صورت تمام قد و كامل اجرا نمي شوند. همين مسئله در شكاف آموزشي موجود بين اهداف قصد شده و اهداف كسب شده به خوبي نمايان است.

22- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر سيستم ارزش يابي دقيق نسبت به شناسايي و تشويق افراد و مدارس و مناطق موفق در امر آموزش عمومي قرآن و فعاليت هاي قرآني طبق برنامه ريزي و اجراي دقيق و نظارت مستمر اقدام مي كرد. در حال حاضر ملاك هاي ارزيابي و تعيين افراد نه بر اساس كيفيت كار بلكه متناسب با مدارك و مسائل كمي است.

معاونت پرورشي

23- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر حوزه ستادي ( يعني وزير محترم و شوراي معاونان وزارت آموزش و پرورش، شوراي عالي آموزش و پرورش، شوراي توسعه فرهنگ قرآني و ساير مديران عالي ) دچار اين خطاي اساسي نمي شدند كه آموزش و فعاليت هاي قرآني يعني معاونت پرورشي و معاونت پرورشي است كه عمده ترين برگزار كننده فعاليت هاي قرآني و فرهنگي است.

در صورتي كه با يك نگاه اجمالي به ميزان فعاليت ها، تعداد توليدات بسته هاي آموزشي و تيراژ آن ها و ساعات آموزشي و تعداد مخاطبان و نيز اثر بخشي آن ها، آيا سهم معاونت پرورشي كمتر از حوزه هاي ديگر نيست ؟!!

آنچه كه اين وضعيت را باعث شده مشخص نبودن مأموريت ذاتي و اصلي معاونت پرورشي است كه به او اين اجازه را مي دهد. و الّا آموزش عمومي قرآن در وهله اول در حوزه اهداف و برنامه هاي معاونت پژوهشي به عنوان برنامه ريز آموزشي و درسي است و در وهله دوم با معاونت آموزشي است كه وظيفه اجراي كامل و مستمر و نيز نظارت بر حسن اجراي برنامه هاي درسي را بر عهده دارد. و در وهله سوم معاونت پرورشي است كه وظيفه تبليغ و ترويج برنامه هاي آموزشي و تربيتي را بر عهده دارد.

سوال : با توجه به اين كه وظيفه برنامه ريزي درسي و آموزشي با معاونت پژوهشي است و اجراي آن با معاونت آموزشي؛ و اگر معاونت پرورشي در حوزه آموزش و برنامه درسي وظيفه تبليغي و ترويجي ندارد، پس چرا كميسيون آموزش عمومي قرآن به اين معاونت سپرده شده است ؟!!! و اگر وظيفه دارد، پس چرا با وجود مسئوليت آموزش عمومي قرآن در سال هاي اخير، تا كنون كاري نكرده است ؟

24- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر به جاي راه اندازي 10 هزار مدرسه قرآني و تلف كردن سرمايه هاي مادي انساني در اين راه، به تجهيز امكانات درسي مانند لوحه آموزشي، لوح فشرده و ضبط پخش صوت قرآن و ... حداقل در مدارس محروم روستايي مي كردند.

25- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر به جاي اجراي طرح ملي حفظ قرآن - كه در عمل، مطالبه رهبري در خصوص تربيت ده ميليون حافظ قرآن را در مقابل اسناد تحولي قرار مي دهد - به اجراي سياست هاي ابلاغي رهبر معظم انقلاب همّت مي گماشت، مقبول تر و معقول تر نبود ؟

آيا اگر به جاي ارائه آمار سه ميليون و دويست هزار نفري دانش آموزان حافظ قرآن در سايت معاونت پرورشي كه البته با تهديد و وعده و وعيد در ادارات آموزش و پرورش استان ها و مناطق اتفاق افتاد، از فضا و ساعات آموزش قرآن براي حفظ پيام هاي قرآني و سوره هاي پركاربرد كه در كتاب هاي درسي آمده است، بهره مي جستند، مناسب تر نبود ؟

26- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر مانند دهه هاي اول انقلاب، مدارس محروم و روستايي كشور در تخصيص اعتبارات و طرح و برنامه هاي حمايتي در اولويت بودند. نه اين كه از اعتبارات موجود نه تنها ريالي براي حمايت از اين مدارس در زمينه رشد و توسعه آموزش هاي قرآني كمك گرفته نمي شود، بلكه با چنين فكري هم موافقت و همراهي لازم صورت نمي گيرد. بررسي طرح و برنامه هاي بي شمار چند سال اخير به خوبي بيانگر اين نكته است.

 از حرف تا عمل

27- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر عزم جدي و ملّي در رفع مهجوريت قرآن كريم در مسئولان و مديران اين وزارتخانه ديده مي شد. تجربه نشان مي دهد كارهاي متفرقه، سليقه اي و مقطعي هرگز پاسخ گوي منويات رهبر معظم انقلاب در انجام « كار كارستان » نبوده است، تا جاي خالي قرآن در آموزش و پرورش را پر كند.

آيا به راستي مديران محترم آموزش و پرورش مي توانند بگويند در راستاي لبيك گويي به رهبر انقلاب كار كارستاني كرده اند و قرآن را از مهجوريت خارج كرده اند ؟ و يا همواره گناه را به گردن دولت هاي قبلي مي اندازند. و از آن جا كه دولت هاي پيشين همواره در يك حاشيه امن قرار دارند، هر كس به خود اجازه انجام هر نوع سليقه كاري را مي دهد ؟

28- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر مديران آموزش و پرورش بدون نظر و امضاي متخصصان و كارشناسان علمي و نيز كاربست نتايج پژوهشي، دست به اقدام و عمل نمي زدند.

 

29- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر مديران مدارس به جاي سفارش به معلمان براي دادن نمرات بالا در درس قرآن و يا اختصاص ساعت درس قرآن به ساير دروس، بر امر آموزش معلم نظارت دقيق و مستمر داشتند و بي سوادي قرآني دانش آموزان كشور را تحمل نمي كردند. و در صدد تحقق هدف كسب سواد قرآني توسط دانش آموزان بر مي آمدند.

نتيجه كار

30- قرآن در وزارت آموزش و پرورش مهجور نبود اگر باور داشتيم كه امروز دقيقاً نتيجه كشته گذشته را درو مي كنيم و با برنامه ريزي ها و رفتار آموزشي گذشته، نبايد بيش از اين انتظار موفقيت داشته باشيم.

جايي كه مديران كشور به كميت ها و آمارهاي فريبنده دلخوشند و برايشان مهم نيست كه در مدرسه و كلاس درس چه اتفاق مي افتد، آيا آن ها از امكانات و شرايط آموزشي صحيح برخوردارند و يا به دلايلي چون نداشتن امكانات اوليه چون لوحه و سي دي و يا آشنا نبودن با روش هاي صحيح تدريس، همواره از آموزش قرآن وحشت دارند ؟

تعدد دروس و حجم كتاب هاي درسي و كمك درسي از يك سو و انتظارات اولياي دانش آموزان از معلمان در توجه بيش تر به دروس پايه ( رياضي، علوم تجربي و ... ) از سوي ديگر و ناتواني معلم در اثر سوء مديريت در سال هاي گذشته، از جمله آسيب هايي هستند كه باعث مي شوند معلم به راحتي ساعات آموزش قرآن را به دروس ديگر اختصاص دهد.

سخن پاياني

ده سال قبل مقام معظم رهبري از مهجوريت قرآن گله داشتند و ما گوش نكرديم و روزگار گذشت.

نمي دانم سخن آن روز رهبري، حرف دل امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هم هست يا نه ؟

اما من از روزي مي ترسم كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله قرآن را دست مي گيرند و از امت خود در مهجوريت قرآن اين گونه شكوه مي نمايند كه : « يـا رَّبِ اِنَّ قَومِ اتَّـخَـذوا هـذَا الـقُرآنَ مَهـجورًا »

 سوره قرقان / آيه 30

و ما آن روز، مخاطب پيامبر اعظم و اين آيه شريف باشيم.

و السلام

ارديبهشت 1395

سوال : آیا دعای « مقلب القلوب » از معصومین عليهم السلام است؟

آیا دعای «مقلب القلوب» از معصومین(ع) است؟
حاجیه تقی زاده فانید
بنا بر نقل علامه مجلسی، این دعا در بعضی کتب چنین آمده است:
« یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.»
 
کلید واژه : دعای « مقلب القلوب
 
یکی از آیین های ویژه هنگام گردش سال شمسی، خواندن « نیایش گردش سال» یا «دعای تحویل سال» است که خانواده های ایرانی با توجه به باورهای خود در این هنگام دعایی که به صورت رسمی در رسانه ها پخش می شود را می‌خوانند،دعای معروف
« یا مقلب القلوب و الابصار،
یا مدبر اللیل و النهار،
یا محول الحول و الاحوال،
حول حالنا الا أحسن الحال »
است.

در کتاب‌های مشهور ادعیه همچون «اقبال الا‌عمال» سید‌ابن‌طاووس و «مصباح المتهجد» شیخ طوسی اشاره‌‌ای به دعای تحویل سال نگردیده و این نشان می‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع تشیع، سند روایی مورد اعتماد برای آن موجود نیست.
 
اما علامه محمد باقر مجلسی(۱۰۳۷-۱۱۱ه.ق) در کتاب «زادالمعاد» در خصوص این دعا گزارش می‌کند که در کتب غیر مشهوره؛ روایت کرده‌اند که در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید:
یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال،
 
بعضی ذکر کرده‌اند، این دعا ۳۶۶ مرتبه گفته شود.
بنابراین با توجه به این گزارش، دعای تحویل سال در دوره صفویه مرسوم و معمول بوده است.

در هر حال جدای از این که دعای تحویل سال تا پیش از دوره صفویه چگونه بوده و این دعا در کدام یک از مآخذ حدیثی نقل شده است، نفس دعا یا قرائت قرآن یا حتی نمازگزاردن، هنگام تحویل سال نشان از اسلامی شدن نوروز دارد.
 
حتی بعضی‌ها معتقدند عبارات دعای تحویل سال برگرفته از عبارات قرآنی یا احادیث و روایاتی است که در معتبرترین مآخذ شیعی نظیر «التهذیب» شیخ طوسی نقل شده است.

بنا بر نقل علامه مجلسی، این دعا در بعضی کتب چنین آمده است: «یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.»
 
و در روایت دیگر: «یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال.» ذکر شده است.

در این گزارش مجلسی تصریح دارد این دعا در «کتاب های غیر مشهور» ثبت و ضبط شده است، اما در کتب اربعه شیعه و کتاب های مشهور ادعیه نیامده است.

اگر چه بیشتر ترکیبات این دعا در قرآن سابقه ندارد و تنها شباهت هایی دیده می شود. ولی در متون معتبر عربی و کتب دینی، بعضی از این عبارت ها و مشابه آن ها آمده است که به ذکر چند مورد از آن ها بسنده می کنیم.

عبارت «مقلب القلوب و الابصار» با این مفهوم در قرآن سابقه ندارد و منظور از عبارت « … یوما تتقلب فیه القلوب و الابصار » نیز که یک بار در قرآن سوره نور آیه ۳۷ آمده ، منظور روز قیامت است و ارتباط مستقیمی به تحویل سال ندارد؛
البته در بعضی متون دینی دگرگونی طبیعت در فصول سال و زنده شدن طبیعت را به قیامت تشبیه کرده اند.

عبارت «یا مقلب القلوب و الابصار» در برخی احادیث که در مورد اذکار نوافل است آمده است، از جمله در کتاب إعلام الورى بأعلام الهدی شیخ طبرسی ، ص ۴۳۲، با عبارت «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک.» و نیز در مصباح المتهجد شیخ طوسی، ص ۱۳۲٫ در روایتی که مرحوم صدوق در « کمال الدین » ص ۳۵۳ از قول امام صادق علیه السلام آورده است .

سید بن طاووس نیز عبارتی دارند در کتاب « اقبال الاعمال » ج۱ ص ۲۹۴ : «فمنها ما وجدناها فی کتب أصحابنا رحمهم الله العتیقة ، وقد سقط منها أدعیة لیال ، وهو دعاء اللیلة الخامسة عشر : سبحان مقلب القلوب والأبصار ، سبحان مقلب اللیل والنهار».

عبارت « مدبر اللیل و النهار» نیز به این صورت و مفهوم در قرآن نیامده و عبارت قرآنی « یقدر اللیل و النهار» از سوره مزمل آیه ۲۰ ، به این عبارت « مدبر اللیل و النهار » شباهت دارد.

برخی احتمال می دهند، دعای تحویل سال از دوران صفوی با استفاده از ترکیبات عربی و یا الگو برداری از آن ها ساخته و پرداخته شده است. ولی این احتمال ضعیف است، چرا که این دعا در کتب قبل از مرحوم علامه مجلسی (یعنی قبل از صفوی) نیز بوده است . و لو اینکه آن کتب الآن در دسترس نیستند، ولی به لحاظ زمانی متقدم بر دوران صفویه بوده اند.

اگر چه صد در صد نمی توانیم، این دعا را به معصومین استناد دهیم، ولی محتوای آن هیچ منافاتی با معارف اهل بیت (ع) ندارد.
 
البته قبول داریم که هر دعایی را نمی توان قبول کرد. در روایات هم آمده است، اهل بیت (ع) راهکاری برای شیعیان نشان می دادند تا آنها خودسرانه برخی ادعیه را نخوانند!

در بررسی ادعیه ای که در کتب روایی آمده است و شاید از لحاظ سند به ظاهر ضعیف هستند، قاعده ای به نام «تسامح ادله» در میان فقها می باشد و بسیاری از فقها، ادعیه ای را که مضامین والا دارند و با روایات و عقاید شیعه قابل اثبات هستند، بر اساس همین قاعده ، تصحیح می نمایند!

عمده در این دعا، مضمون دعایی آن است که منافاتی با تعالیم دینی ندارد، بلکه کاملا هم نیکوست، البته بحث سندی جای خود را دارد. دعاهای دیگری از این دست داریم که سند محکمی برای آنها ذکر نشده، اما به سبب مضامین عالیه ای که دارند مورد تایید علمای دین قرار گرفته اند، همانند مناجات شعبانیه که مرحوم امام خمینی سفارش زیادی بر خواندن آن دارند. در مورد دعای تحویل سال هم شاهد هستیم که هیچ یک از علما مخالفتی با آن نکرده و مقام معظم رهبری و امام خمینی‌(ره) در پیامهای نوروزی همواره آنرا می خواندند که این کار تایید بر صحت محتوایی این دعا می باشد.

منبع : http://shiaha.com

گزارش همايش آموزگاران قرآن استان گيلان

گروه استانها / حوزه گیلان             94/08/14 - 16:19          شماره: 13940814000628

 مولف کتاب‌های آموزش قرآن ابتدایی کشور :

توجه به مفاهیم قرآن ضرورت است.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور با بیان اینکه دانش‌آموزان باید از محتوای آیات خوانده شده قرآن آگاه شوند، گفت: توجه به مفاهیم قرآن ضرورت دارد.

 

به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، رضا نباتی بعدازظهر امروز در همایش کارگاهی ارتقای آموزش قرآن با بیان اینکه قرآن و اهل بیت(ع) توام با هم هستند، اظهار کرد: معلم باید ادیب و اهل ذوق و ادب و قرآن باشد و بچه‌ها چنین معلمی را می‌پرستند.

وی آموزش قرآن را اقدامی مهم دانست و افزود: بسیار خوب است در کلاس آیاتی از قرآن خوانده شده و در ابتدا و انتهای آن توضیحاتی برای دانش‌آموزان داده شود.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور با بیان اینکه دانش‌آموزان باید از محتوای آیات خوانده شده آگاه شوند، ادامه داد: مردم نیز از معنای قرآن بی‌بهره نمی‌شوند و نباید در تلاوت قرآن تنها حَظ بصری برده شود، بلکه توجه به مفاهیم قرآن بسیار مهم است.

وی قیام امام حسین(ع) را دارای سه نکته مهم شامل حماسه، تعقل و عاطفه عنوان کرد و یادآور شد: حضور خانواده امام حسین(ع) عین تعقل در قیام امام حسین(ع) است.

نباتی اضافه کرد: زمانی که قرآن خوانده می‌شود، باید به معنای آن توجه کرد و این امر عین تعقل است و باید ابتدا روی خودمان کار کنیم تا قرآن مهجور نباشد.

به گفته وی، بزرگان دین درباره حفظ قرآن فرمودند، تأکید به حفظ کنید اما تحمیل نکنید، زیرا همه نمی‌توانند قاری و حافظ شوند.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور با بیان اینکه سه چیز در حفظ قرآن مهم است، خاطرنشان کرد: استعداد، علاقه، انگیزه و پشتکار در حفظ قرآن مهم است و کسی که این سه مورد را در کنار هم داشته باشد می‌تواند قاری و حافظ قرآن باشد.

وی افزود: در جامعه هر سال هزینه‌های سنگینی برای آموزش قرآن صرف می‌کنند، اما مشکل، عدم یادگیری قرآن نیست بلکه نخواندن قرآن است و باید سعی شود در کلاس‌ها، قرآن توسط تمام اعضا خوانده شود.

نباتی وادار کردن به خواندن قرآن را سبب ایجاد علاقه در انس و خواندن قرآن دانست و تصریح کرد: طرح 33 روزه خواندن قرآن در مدارس کمک می‌کند تا دانش‌آموزان به تعادل ذهنی برسند و بتوانند به‌ راحتی قرآن بخوانند.

وی با اشاره به اینکه در طرح 33 روزه علاوه بر آموزش قرآن، بر نماز و اذان نیز تأکید می‌شود، گفت: در این طرح به آموزش نماز و اذان نیز پرداخته می‌شود.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور درباره عدم آموزش قواعد در مقطع ابتدایی، اظهار کرد: اهداف آموزشی برای رساندن دانش‌آموزان به روخوانی و روان‌خوانی است و قواعد در بحث تجوید است.

وی با بیان اینکه سی‌دی‌های آموزشی قرآن در مدارس با صوت و لحن است، گفت: سی‌دی‌های آموزش قرآن به صورت غیرمستقیم به پرورش استعدادهای دانش‌آموزان و نيز آموزش صوت و لحن می‌پردازد.

نباتی، روش دورخوانی قرآن را بسیار خوب و موثر در آموزش قرآن دانست و تصریح کرد: آموزش قواعد قرآن کمک چندانی به آموزش قرآن نمی‌کند و در تلاش هستیم تا زیاد وارد قاعده‌‌آموزی نشویم.

وی تدریس قرآن را توسط آموزگار پایه ضروری خواند و یادآور شد: روخوانی قرآن بخشی از روان‌خوانی ساده فارسی است و معلم پایه به‌راحتی می‌تواند آن را تدریس کند.

این مسئول، حفظ قرآن را جزء اصلي اهداف آموزش قرآن ندانست و یادآور شد: روخوانی و روان خوانی قرآن از اهداف آموزش و پرورش بوده و تا پایه سوم هدف آموزش روخوانی قرآن و از پایه چهارم  روان‌خوانی در آموزش و پرورش است.

وی با تصریح بر این که تربیت قاری و حافظ قرآن از اهداف آموزش و پرورش در آموزش قرآن نیست، خاطرنشان کرد: قرآن نازل شده تا به برکت خواندن آن ثواب برده شود اما اکنون هدف و وسیله جایش عوض شده است.

نباتی قرآن را کتاب هدایت انسان‌ها خواند و افزود: اصل قرائت قرآن در دوره ابتدایی مدنظر است اما در کشور ما فعالیت‌های قرآنی از معارف جداست و جلسات قرآنی تنها برای ثواب تشکیل شده و در آیات قرآن تدبر و تعقل نمی‌شود.

وی هدف از نوار صوتی در مدارس ابتدایی را ایجاد انگیزه در دانش‌آموزان ذکر کرد و گفت: معلمان در پخش نوار صوتی قرآن تنوع به‌کار گیرند و اگر نوار صوتی به‌جا استفاده نشود، تبدیل به سم مهلکی در جامعه می‌شود و نوار صوتی ابزار کمکی برای ایجاد انگیزه و جذابیت است.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور یکی از اهداف آموزش قرآن در تابستان را تشویق دانش‌آموزان به انس با قرآن عنوان کرد و یادآور شد: نیازی نیست، معلمان قرآن، عربی قرآن بخوانند و تدریس کنند بلکه معلمان باید ساده بخوانند تا یادگیری برای دانش‌آموزان راحت‌تر باشد.

وی با بیان اینکه قرائت قرآن با فهمیدنش مهم است، متذکر شد تعقل و تدبر در قرآن اهمیت دارد و باید پیگیر نماز خواندن دانش‌آموزان و کودکان باشیم.

مصاحبه : مؤلف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور خواستار شد .

94/08/16 - 12:31
شماره: 13940816000373 
برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی در حوزه آموزش قرآنی کشور

مؤلف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور با بیان اینکه نظام آموزشی با وضعیت موجود در تضاد است، خواستار برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی در حوزه آموزش قرآنی کشور شد.

به گزارش خبرگزاری فارس از لاهیجان، رضا نباتی پیش از ظهر امروز در همایش کارگاهی قرآنی در این شهرستان با اشاره به ضرورت تدبر در آیات قرآنی، اظهار کرد: پیام قرآنی به دنبال مهارت تفکر است و باید کاری کنیم که دانش‌آموزان هر روز قرآن بخوانند.

وی ادامه داد: قرآن می‌فرماید بپرسید آنچه را نمی‌دانید از اهل ذکر، و باید عزم ملی توسط متولیان قرآنی کشور با توجه به اهداف آموزش عمومی قرآن وجود داشته باشد و از کمی‌نگری بپرهیزیم و به کیفیت‌بخشی قرآن توجه کنیم و آسیب‌ها شناسایی و برطرف شود.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور با تصریح بر اینکه تفکر غلطی است که در کلاس درس از دانش‌آموزانی خواسته شود تعداد صفحات خوانده شده قرآن را بیان کنند، افزود: روخوانی، روان‌خوانی، قرائت و تجوید، آموزش قرآن نیست بلکه مقدمه‌ است و باید خواندن قرآن به رقابت گذاشته‌شود.

وی با بیان اینکه صفر تا صد تقوا در قرآن است، گفت: ابتدا باید خودمان قرآن بخوانیم و بعد دعوت به خواندن قرآن کنیم تا تاثیرگذار باشد و در همه جای قرآن ابتدا از تقوا گفته‌می‌شود بنابراین تعهد خواندن به قرآن در منازل برای دانش‌آموزان باید همراه با تشویق معلم در کلاس‌های درس صورت گیرد.

نباتی به ذکر حدیثی از علی (ع) پرداخت و افزود: علی (ع) می‌فرماید بچه‌ها را در زمان خودشان تربیت کنید، بنابراین باید درست فکر کردن را به دانش‌آموزان آموخت.

وی درباره نحوه تدریس قرآن در کلاس درس گفت: نحوه تدریس پیام قرآنی به این صورت است که پس از روخوانی موضوع مطرح‌شده در پیام قرآنی به صورت پیام مطرح و از دانش‌آموزان دعوت به تفکر شود ضمن اینکه بهتر است این دعوت درباره خود موضوع نباشد بلکه دانش‌آموزان با تفکر به اصل موضوع پی ببرند.

این مسئول آثار خواندن نماز را برای دنیای انسان مهم دانست و اظهار کرد: کسی که به دنبال نماز صبح است، به دنبال کسب روزی حلال می‌رود.

وی سند تحول نظام آموزشی را با وضعیت موجود آموزش کشور در تضاد دانست و تصریح کرد: باید راهکاری در نظر گرفته‌شود و پیشنهاد می‌کنم کرسی‌های نظریه‌پردازی در حوزه آموزش قرآنی برگزار شود زیرا یکی از مشکلات این حوزه نداشتن دیدگاه‌های مشخص علمی است که باید امروزی باشد و اصلاح شده و یادگیری معنادار شود.

نباتی اضافه کرد: نیازسنجی و اولویت نیازها و تمهیدات امکانات و آموزش نیروی انسانی باید به عنوان محور تحول نظام آموزشی در نظر گرفته شود و از هر بخشی طبق ماموریت ذاتی آن انتظار داشته‌باشیم و نباید فعالیت‌های موازی صورت گیرد.

وی با اشاره به اینکه جامعه در ارتباط با انس با قرآن ضعف دارد، گفت: یکی از مشکلات این است که فعالیت‌ مبتنی بر دیدگاه‌های علمی و قابل دفاع نیست بلکه هر بخش از فعالیت‌های ما مبتنی بر نظریه‌های بیگانه است که این مسئله جزو مشکلات اساسی محسوب می‌شود.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور، افزود: نباید در فعالیت‌های قرآنی سلیقه‌ای عمل شود و در این زمینه اختلاف نظر فراوان وجود دارد و روخوانی و روان‌خوانی قرآن مقطعی است که باید سریع از آن گذشت.

وی با بیان اینکه دانش‌آموزان ابتدا باید قرآن را روخوانی و سپس روان‌خوانی کنند، خاطرنشان کرد: معلم خودش قرآن را با هر لهجه‌ای که می‌تواند بخواند ضمن اینکه لهجه با زبان متفاوت است و نباید لهجه با زبان اشتباه گرفته‌شود.

نباتی افزود: قرآن را باید با زبان عربی خواند نه لهجه عربی و این دو نباید اشتباه گرفته‌شود و گویش‌های متفاوت وجود دارد و از دانش‌آموزان می‌خواهیم قرآن را ابتدا صحیح‌خوانی کنند.

وی آموزش ساده‌خوانی قرآن را مورد تأکید معلمان در کلاس درس قرار داد و یادآور شد: در روخوانی به دنبال صحیح‌خوانی هستیم و در روان‌خوانی نیز زیباخوانی و فصیح‌خوانی مورد نظر است.

این مسئول روخوانی قرآن را تجربه دیداری و روان‌خوانی نیز تجربه شنیداری دانست و تصریح کرد: یکی از دلایل اشکال روخوانی دانش‌آموزان اشکال در نحوه آموزش بوده و روش در روخوانی قرآن کلی‌خوانی و تصویرخوانی است.

وی روش شنیداری قرآن را دارای چند مشکل اساسی دانست و یادآور شد: بچه کلاس اول ابتدایی صحبت کردن بلد است اما خواندن نمی‌داند و دانش‌آموز ابتدایی در روش شنیداری تعمیم‌پذیری ندارد زیرا هرجا که شنیداری یاد بگیرد تنها همان را می‌تواند بخواند و قبل و بعد را نمی‌تواند بخواند.

نباتی با اشاره به اینکه در روخوانی قرآن همواره با عبارت جدید سروکار داریم، افزود: در کلاس درس قرآن یک صفحه قرآن نباید بارها و بارها خوانده شود و نباید دانش‌آموزان را خسته کرد بلکه باید دانش‌آموزان خط به خط بخوانند و بگذرند و آیات جدید کار شود.

وی پرهیز از تکرار در جلسات قرآن را مهم دانست و اظهار کرد: مهم خواندن قرآن است و نباید برگشت و آیات تکرار شود که این امر موجب خستگی و کاهش اعتماد به‌نفس می‌شود و نباید تکرار به عقب صورت گیرد.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور، تکرار روخوانی قرآن را موجب کاهش توجه دیداری دانش‌آموزان عنوان کرد و گفت: هر چه آیات جدیدتر بخوانند تمرکز و درست خواندن دانش‌آموزان نیز بیشتر می‌شود اما در روان‌خوانی قرآن تکرار جایز است.

وی ادامه داد: در روان‌خوانی قرآن یادگیری تعمیق داده‌می‌شود و باید از اساتید برجسته و قاری در کلاس درس دعوت شود تا دانش‌آموزان از قرائت باشکوه قرآن از نزدیک آشنا شوند و علاقه بین آنها ایجاد شود.

به گفته نباتی، روخوانی و روان‌خوانی قرآن هر کدام سه مرحله دارد که شامل بخش‌خوانی و شمرده‌خوانی و آموزش قوائد است که دانش‌آموزان بیشتر در حرکات دچار مشکل هستند.

وی نباید رسم‌المصحف به رسم‌الاملا تبدیل شود، خاطرنشان کرد: ضبط‌المصحف تمام علایم و حرکات قرآن به اضافه حرف «ء» است که در ضبط‌المصحف می‌توان مناسب با تسهیل در یادگیری کم و زیاد کرد و رسم‌الاملا شیوه نگارش آموزشی است و نمی‌توان در آموزش آن را تغییر داد.

این مسئول با اشاره به اینکه در روخوانی معلم نباید بخواند و از حرکات کم علامت استفاده می‌شود، گفت: علایم جزو ضبط‌المصحف است و در آموزش قرآن حذف شده زیرا علامات اضافی موجب غلط خواندن می‌شود.

وی تصریح کرد: ما در کشور به نام روخوانی قرآن، روان‌خوانی و قوائد به دانش‌آموزان یاد می‌دهیم که آموزش قرآن را دچار اشکال می‌کند و سازمان تبلیغات آموزش قرآن را به جای مهارت‌محوری به سمت قائده محوری برد و آموزش از دیداری به طرف شنیداری برده شد و معلم مجبور می‌شود خودش بخواند و به جای اینکه به دانش‌آموز خواندن یاد دهد قاعده یاد بدهد.

نباتی بزرگ‌ترین دغدغه معلم را خواندن قرآن توسط تمام دانش‌‌آموزان ذکر کرد و یادآور شد: دانش‌آموزان اگر قرآن را پاراگرافی بخوانند بهتر یاد می‌گیرند و یک بار برای خود و یار دیگر برای گروه و یک بار نیز برای کلاس قرآن بخوانند.

وی بخش‌خوانی و مقایسه غلط با صحیح را از راه‌های رفع اشکال در خواندن قرآن دانست و خاطرنشان کرد: از راه‌های دیگر رفع اشکال در خواندن قرآن، پای تخته نوشتن است.

مولف کتاب‌های قرآن ابتدایی در کشور قوائد متعدد را موجب سردرگمی دانش‌آموزان دانست و متذکر شد: چندین جلسه زمان می‌برد تا قائده آموزش داده‌شده توسط دانش‌آموز یادگرفته شود.

وی با بیان اینکه آموزش قوائد باید تلگرافی و زیر یک دقیقه در لابه‌لای قرآن انجام شود، یادآور شد: آموزش مفاهیم قرآن نیز باید صورت گیرد و در خواندن قرآن کلمات آشنا را بفهمند و ارتباط برقرار کنند و کلماتی که معنای آن را می‌دانند بگویند و ابتدا از کلمات آغاز کرده و سپس سراغ ترکیب‌ها بروند و بچه‌ها از آموزش مفاهیم لذت می‌برند.

مقاله پژوهشي - آموزشي

« چه چیزی آموزش قرآن نیست؟ »

باورهای غلط در حوزه آموزش قرآن

 بحث ما از یک باور غلط قدیمی شروع شد که البته امروزی‌ها چیزی درباره آن نمی‌دانند و احتمالاً از شنیدن آن فقط می‌خندند تا چند دهه قبل در برخی از نقاط کشور رسم بود افرادی که قاری قرآن بودند پس از قرائت هر سوره کوچک یا یک رکوع از سوره، نفس عمیق می‌کشیدند و سپس داخل مَشک خالی فوت می‌کردند و درش را فوری می‌بستند و باز سوره دیگری را ... تا این که مشک پر از هوا می‌شد. آنگاه به قبرستان می‌رفتند و قرآن فوتی را به صاحبان مرده می‌فروختند. به این ترتیب که سر مشک را روی سنگ قبر قرار می‌دانند و به اندازه مبلغی که دریافت می‌کردند، باد نثار مرده می‌کردند. به این قضیه قرآن فوتی می‌گفتند. این قضیه در عین خنده‌دار بودن، عبرت‌آموز است و این سؤال را مطرح می‌‌کند: آیا آیندگان هم درباره برخی از باورهای ما چنین قضاوتی خواهند داشت؟

آنچه بیان می‌شود از باب « وَ ذَکر، فَـاِنَّ الـذِّکـری تَنـفَـعَ الـمُؤمِـنیـنَ » (ذاریات/55) است؛ لذا امیدوارم اهالی محترم قرآن ضمن خویشتنداری و پرهیز از پیش داوری مطالب را دقیق بخوانند و البته نقد منصفانه و محققانه هم داشته باشند؛ و این که به موضوع این مصاحبه از بعد سلبی نگاه شده، از باب «تُعرَفُ الاشَـیاءَ بِـاَضـدادِها» است تا بدانیم که همیشه تربیت و آموزش، اضافه کردن نیست بلکه کاهش موانع و خلوت کردن حواشی و اصلاح وضعیت موجود آموزش و تربیت هم به تحقق اهداف برنامه کمک مؤثری خواهد داشت.

با وجود هزینه‌های فراوانی که در حوزه فعالیت‌های قرآنی کشور در طول سال‌های متمادی شده و می‌شود(و البته کافی نیست)، فعالیت‌های قرآنی کشور از وقفه علمی و رکود فکری شدیدی رنج می‌برد که دلایل بسیاری بر آن مترتب است. از جمله وجود باورهای غلط فرهنگی به ارث رسیده از گذشته نه چندان دور (چند سده اخیر) این رویه‌ها اگر در گذشته به دلایل فرهنگ و موقعیت‌های اجتماعی آن روزگار تا حدودی نیازهای جامعه دینی را اقناع می‌کرد؛ امروز دیگر به هیچوجه پاسخ‌گوی نیازها و ذائقه‌های جامعه و حتی تشنگان حقیقت نیست.

برخی باورهای غلط در حوزه آموزش و فعالیت‌های قرآنی بدین شرح است:

- آموزش مقدمات زبان عربی و قرآن (روخوانی، روانخوانی و ...) به نام آموزش قرآن (تعلیم کتاب الله)
- آموزش هنرهای قرآنی (تجوید، قرائت، حفظ) به نام آموزش قرآن
- جدا کردن آموزش مهارت‌های قرآنی از معارف قرآنی
- غفلت از مهمترین هدف یعنی «هدایت» به عنوان غرض اصلی نزول قرآن در فعالیت‌های قرآنی
- نگاه تک ساحتی و یکسویه به فعالیت‌های قرآنی (صرفاً خواندن بدون تفکر و عمل و ...)
- نگاه «اخباری» (مغایر با تفکر شیعه علوی) به قرآن در طی 400 سال گذشته
- کم توجهی به «انتظارات قرآن درباره خودش» در برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های قرآنی کلان و خرد
- قهرمان‌پروری محور فعالیت‌های قرآنی حتی در حوزه آموزش عمومی
- نگاه غیردینی به آموزش، پژوهش و فعالیت‌های قرآنی و...
در این میان می‌توان به موارد عدیده‌ای چون:
- برخورد سطحی، شعاری و غیرکارشناسانه با فرمایشات مقام معظم رهبری از سوی مدیران
- نگاه کمی، آماری و مقطعی به فعالیت‌های قرآنی به عنوان معضل مدیریت قرآنی کشور
- اجرای هرساله طرح‌های متعدد قرآنی جدید (و البته به قیمت تعطیلی تدریجی و عدم پیگیری طرح‌های متعدد قرآنی قبلی(
- وجود اختلاف شدید بین مراکز اصلی قرآنی کشور
- وجود فعالیت‌های موازی متعدد در حوزه فعالیت‌های قرآنی کشور
- کم توجهی به آموزش نیروی انسانی به عنوان محور تحول بنیادین
البته توضیح این موارد به مجال دیگری موکول میشود.

اولین قدم؛ پذیرش و اعتراف به وجود نواقص و اشتباهات

امام خمینی(ره) در کتاب «آداب الصلاه» چنین مینویسند: « یکی دیگر از حجب که مانع از استفاده از این صحیفه نورانیه است اعتقاد به آن است که جز آنکه مفسرین نوشته یا  فهمیده‌اند کسی را حق استفاده از قرآن شریف نیست و تفکر و تدبر در آیات شریفه را به تفسیر به رأی که ممنوع است، اشتباه نموده‌اند و به واسطه این رأی فاسد و عقیده باطل، قرآن شریف را از جمیع فنون استفاده عاری کرده و آن را به کلی مهجور کرده‌اند. در صورتی که استفادات اخلاقی و ایمانی و عرفانی به هیچوجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رأی باشد. مثلاً اگر کسی از قول خدای تعالی «الحمد لله رب  العالمین» که حصر جمیع محامد و اختصاص تمامی آن است به حقتعالی؛ استفاده توحید افعالی کند و بگوید از این آیه شریفه استفاده شود که هر کمال و جمال و هر عزت و جلالی که در عالم است، از حقتعالی است و هیچ موجودی را از خود چیزی نیست. این چه مربوط به تفسیر است؟! تا اسمش تفسیر به رأی باشد یا نباشد. ...»

امام راحل در باب مهجوریت قرآن در بلاد اسلامی در همین کتاب در رد تفکر اخباری‌گری چند سده گذشته خاطرنشان می‌کنند: «آیا اگر غالب عمر خود را صرف در تجوید و جهات لغویه و بیانیه و بدیعیه آن کردیم، این کتاب شریف را از مهجوریت بیرون آوردیم؟ آیا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتیم، از ننگ هجران از قرآن خلاصی پیدا کردیم؟ آیا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم کردیم، از شکایت رسول خدا(ص) مستخلص شدیم؟ هیهات! که هیچیک از این امور مورد نظر قرآن و منزل عظیم‌الشان آن نیست.»

سؤال اینجاست اگر امروز که 36 سال از پیروزی شکوهمند نظام جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد چرا هنوز هم تفکر اخباری جای تفکر ناب شیعی بر فعالیت‌های قرآنی حاکم است؟

براساس آیه دوم سوره جمعه، مبنای تفکر ما باید در حوزه آموزش و فعالیتهای قرآنی، خود قرآن باشد؛ یعنی از قرآن درآمده باشد؛ این آیه به خوبی سیر تعالی آموزشها و فعالیتهای قرآنی کشور را ترسیم می‌کند: « هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمّیینَ رَسولًا مِنهُم، یتلو عَلَیهِم آیاتِهی وَ یزَکیهِم وَ یعَلِّمُهُمُ الکتابَ وَ الحِکمَةَ، »....

با عنایت به این آیه، آیا جدا دانستن تعلیم از تربیت (آموزش از پرورش) تفکر سکولار نیست؟ آیا  طبق این آیه تلاوت قرآن نباید اثربخش و معنادار باشد (تزکیه)؟ آیا حکمت - که به تعبیر امیرالمؤمنین(ع): «گمشده مؤمن است» نباید مورد هدف باشد؟

نادیده گرفتن هدف «هدایت» به عنوان نخ تسبیح همه برنامه‌ها و فعالیتهای قرآنی،  خطای استراتژیک در حوزه آموزش و فعالیتهای قرآنی است البته عدهای خواهند گفت این از پیامدهای فعالیتهای قرآنی است. ضمن تأیید کلی این مطلب سؤالی مطرح میشود و آن این است که؛ آیا این کار - یعنی واگذاردن هدف «هدایت» به خود شخص و پیامد آموزش کافی است؟ و یا باید از ابتدا برای آن برنامه مشخص و مدون هم داشته باشیم؟

تلاوت (قرائت): خواندن همراه با فهم و تفکر

در محافل و مجالس و همایشها، قاریان و حافظان، قرآن را به صورت ترتیل و تحقیق می‌خوانند و دیگرآنهم فقط گوش می‌دهند و اعم اغلب هم چیزی نمیفهمند؛ و بعد نامش را می‌گذاریم «قرائت قرآن»؟! درحالی که اگر به مفهوم تلاوت در تفاسیر معتبر نگاه کنیم خواهیم دید که برای آنکه تلاوت ما کامل شود چه مقدار فاصله داریم.

همین تفکر - یعنی جدا کردن آموزش مهارتهای قرآنی از هدایت و معارف قرآنی، موجب میشود که موضوع انس مستمر فرد با قرآن در اعم اغلب افراد شکلگیری نمیشود؛ و در نتیجه از عواقب تأسفبار و دردناک آن این است که آموزش روخوانی قرآن از پیشدبستانی تا دانشگاه ادامه مییابد ولی افسوس ...

امام خمینی(ره) در معرفی قرآن، تعبیر زیبایی دارند که میتواند مبنای تعلیم کتاب الله باشد: «قرآن کتاب الهی است و در آن شئون الهیت است؛ قرآن حبل متصل بین خالق و مخلوق است و به وسیله تعلیمات آن باید رابطه معنویه و ارتباط غیبی بین بندگان خدا و مربی آنها پیدا شود; از قرآن باید علوم الهیه و معارف لدنیه حاصل شود. رسول خدا(ص) به حسب روایت کافی شریف فرموده: انّما العلم ثلاثة: آیة محکمة و فریضة عادلة و سنة قائمة»

آموزش؛ اگر پیش برنده نباشد، واژگون کننده است

آموزش مکرر تعداد حروف و حرکت و نمادهای خط قرآن و قواعد آن در مقاطع مختلف به مخاطبان از دیگر باورهای غلط در آموزش قرآن است چرا که مسیر تکراری، حس پیشرفت را می‌گیرد و هر یادگیری، محکوم به غرق شدن است؛ مگر آنکه بین آنها پل زده شود. به عنوان مثال؛ بچهها دسته کم یکبار روخوانی و روانخوانی را در مدرسه یاد گرفتهاند، پس دیگر نباید مطالب برای آنها تکرار شود و حتی به غیر از آموزش و پرورش که مسئول اصلی آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن به تمامی دانشآموزان کشور است، نباید هیچ ارگان و مؤسسه قرآنی دیگری به این موضوع به صورت رسمی بپردازد. تا این که آموزشوپرورش هم به وظیفه خود عمل کند؛ و به بهانه وجود مؤسسات و ارگانهای موازی در این زمینه، از وظیفه خود شانه خالی نکند؛ و هر دستگاهی باید به مأموریت ذاتی و وظیفه خود عمل کند.

معلمان قرآن در امر تدریس به صلاحیتهای حرفهای فراوانی نیاز دارند که علاوه بر دانش مفهومی، دانش روشی آنها را هم تأمین کند. استفاده از فناوریهای روز نیازمند دقت کافی است تا در کنار استفاده صحیح، آسیبهای آن را به حداقل برسانند؛ زیرا سیستمها اگر قابلیت تطابق با یادگیرنده را نداشته باشند، مخرب فرایند آموزش معلم و نیز یادگیری دانشآموز خواهند بود.

به نام روخوانی به کام روانخوانی/ به نام روخوانی به کام آموزش قواعد روخوانی

دلیل طولانی شدن آموزش روخوانی از پیش‌دبستانی تا دانشگاه، غیرعلمی بودن آموزش خواندن است؛ زیرا آموزش روخوانی که یک مهارت دیداری است با استفاده از روشهای شنیداری نه تنها محقق نمیشود بلکه فرد را دچار ناتوانی مزمن کلی‌خوانی میکند که اغلب تا آخر عمر همراه اوست؛ و گذشت زمان هم سن یادگیری مهارت دیداری خواندن را از فرد سلب میکند و ازاین رو ناتوانی روخوانی به عنوان یک چالش جدی در کشور لاینحل می‌ماند. راهکار اصلی در آموزش صحیح روخوانی آن هم در دوره ابتدایی (کلاس اول تا سوم ابتدایی) است.

تفکر، پشتوانه عمل

تبدیل افراد به یک رایانه گوشتی به نام حافظ قرآن بدون توجه به ابعاد تربیتی و هدایتی نگاهی نیست که اسلام عزیز به دنبال آن است. تربیت 10 میلیون حافظ قرآن بدون پشتوانه تفکر، کاری نافرجام است. از باورهای غلط این است که اگر پول باشد و یک «طرح ملی قرآنی» میتوان همه کشور را حافظ قرآن کرد؛ مانند کشور لیبی که از هفت میلیون نفر جمعیت آن، حدود شش میلیون حافظ قرآن دارد.

هر ساله دهها طرح ملی متولد و به همین اندازه، دهها طرح ملی قبلی تعطیل میشود. غافل از این که اصل بر سیاست تمرکززدایی است؛ زیرا طرحهای ملی بودجههای کلان را میبلعند و در عوض رقبای ضعیف را از بین میبرند و چیزی جز کشتن استعدادها و انگیزهها و ایجاد انتظارات بی پاسخ به ارمغان ندارند.

در واقع این از باورهای غلط است که همیشه خواستهایم یک شبه به همه اهداف آرمانی برسیم. در حالی که برای برنامهریزی و مشاوره هزینه نمیکنیم، زیرساختها را آماده نمی‌کنیم، فرهنگ جامعه را در پذیرش و مشارکت در آن در نظر نمیگیریم، نتیجه آنکه پس از گذشت چندین دهه در بسیاری از موارد هنوز در آغاز راه هستیم و نتایج جالب و قابل لمس دیده نمیشود. در کشور فرصتهای عظیمی است که بدون توجه و استفاده رها شده است، در حالی که با مطالعه دقیق و کمی حمایت و توجه میتوان جهشی عظیم و ماندگار در فعالیتهای قرآنی کشور ایجاد کرد.

راهکار اساسی

باید عقلای تعلیم و تربیت دینی و علمای یادگیری و کارشناسان قرآنی در مجامع علمی مشترک بنشینند و آیات و فرازهای شریف قرآن کریم را «بر اساس نیاز هر گروه سنی» دستهبندی کنند و فرازهایی را که برای مخاطبان خاص، «معنادار» است. (یعنی مبتنی بر نیازهای امروزی هر گروه سنی است) احصاء و اولویتبندی کنند و آنگاه برای آموزش این فرازها، آیات و سور، ظرفیت مورد نظر را هم از حیث طراحی محتوا و هم روش آموزش، تولید و تدوین کنند. در حال حاضر بر خلاف چنین رویهای عمل میشود؛ و طبیعی است که نتیجه ایده‌آلی عاید نخواهد شد.

پرهیز از نگاه تک ساحتی به قرآن

عدم موفقیت برخی از برنامهها و آموزشها در اثر پافشاری در حفظ این باورها از یک سو و وجود نگاه تکبعدی (فارغ از فهم و تدبر و هدایت) از سوی دیگر از دیگر باورهای غلط در آموزش قرآن است؛ با توجه به ضرورت اصلاح رویههای موجود امید است در اسرع وقت در این باره تجدیدنظر لازم صورت گیرد، چرا که اگر قرآن کریم را صرفاً یک کتاب مقدس بدانیم و صرفاً برای کسب ثواب آن را بخوانیم، در واقع قرآن را از جایگاه اصلی آن یعنی هدایت، به کسب ثواب تقلیل دادهایم؛ و این ظلم به قرآن کریم است.

قرآن، کتابی برای همه فصول

بخش مهمی از کارکرد قرآن کریم در جامعه امروز، نسبت به صدر اسلام و زمان اهلبیت(ع) تغییر کرده است؛ شواهد نشان میدهد که از همان ابتدای آموزش خواندن، به جای پرداختن به آموزش عمومی قرآن یعنی استفاده از قرآن کریم به عنوان کتاب زندگی، سوگیری ما به سمت پرداختن به تربیت قاری و حافظ قرآن کریم؛ یعنی قهرمانپروری است. قرائت و حفظی که باید به عنوان هدف آلی (ابزاری) باشد، به هدف غایی و آرمانی تبدیلشده است؛ و این هم از باورهای غلط است. نظریه «هوشهای یادگیری» (هوارد گاردنر) ثابت میکند که هدف قهرمانپروری در حد خود میتواند موفق باشد؛ اما قابلیت تعمیمپذیری ندارد و به عبارت دیگر قهرمانان همیشه در فکر شکست دیگران هستند. تجربه جمهوری اسلامی نشان می‌دهد نگاه تک ساحتی به فعالیتهای قرآنی، مدال های رنگارنگ قهرمانی جهانی را برای متسابقین قرآنی به ارمغان داشته اما آیا در کنار این رویشها هرگز به ریزشها و علل آن توجه کردهایم؟

توجه به مطالبات قرآن درباره خودش

آیات متعددی در قرآن وجود دارد که به انتظار قرآن از مردم درباره قرآن کریم اشاره دارد، این انتظارات و مطالبات باید مورد نظر برنامهریزان و معلمان قرآن باشد؛ مانند تلاوت و قرائت، تفکر و تدبر، عمل، آموزش، رعایت آداب تلاوت، حفظ، تأثیرپذیری و... در مورد این مطالبات که در قالب اهداف آموزش عمومی قرآن کشور هم به تصویب رسیده و ارائهشده است؛ اولاً باید از نگاه تکبعدی پرهیز کرد و ثانیاً باید مبانی و مبادی این اهداف مشخص شود.

پرهیز از نگاه تربیتی غرب به فعالیتهای قرآنی

با توجه به هجمه فرهنگی و رسانه‌ای غرب و تعبیر مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «ما در حال گذر از یک پیچ تاریخی هستیم»، ما نیاز داریم این پیچ تاریخی را به سلامت و با بصیرت طی کنیم، اما متأسفانه در چند دهه اخیر و در فعالیتهای قرآنی، به صورت خواسته یا ناخواسته دچار یک عقب‌ماندگی تاریخی هستیم؛ علت این عقب‌ماندگی را نیز میتوان در تقلید از سیستم‌های نادرست آموزشی و تربیتی غرب دانست که در اثر بی‌توجهی به موضوعاتی چون «فطرت»، «حکمت», «معرفت» و ارزشهای انسانی که همه منبعث از قرآن است، دانست.

در واقع ما به جای آنکه با مطالعه دقیق دستاوردهای علمی بشر در حوزه تعلیم و تربیت، از آن استفاده سنجیدهای داشته باشیم و به تعبیر صحیح‌تر آنها را بومی‌سازی کنیم، مغلوب فرهنگ غرب شده و چشم وگوش بسته آن را پذیرفته‌ایم چه بسا ما در فعالیتهای قرآنی هم از چنین دیدگاه‌هایی بهره میجوییم. حاصل چنین روی‌های، بروز تضادهای تربیتی در جامعه، به خصوص در میان قشر جوان و به ویژه تحصیل کرده است.

طبق حدیث مشهور پیامبر اعظم(ص) که میفرمایند، «هنگامی که فتنه‌های زمانه شما را در برگرفت، بر شما باد که مانند پارههای شب تار به قرآن کریم مراجعه و از آن کمک بگیرید.» باید از قرآن استعانت بجوییم؛ اما آیا امروز آموزشها و فعالیتهای قرآنی کشور، توان چنین کمکی را به دین خدا دارد؟!

علت اینکه آموزش‌ها و فعالیت‌های قرآنی در بین عموم مردم جامعه کمتر مورد استقبال و توجه قرار می‌گیرد را باید در روش‌شناسی و مهارت معلم جست‌وجو کرد و البته مقداری هم به سبک مدیریت خسته و ناکارآمد جامعه مرتبط است. به همین علت باید «تربیت» به عنوان محور برنامهریزی و هدف نویسی مورد توجه فعالیتهای قرآنی قرار گیرد.

ثواب؛ محرک است، نه پاسخ

طبق نظریه «محرک و پاسخ» که برخی دانشمندان حوزه روانشناسی یادگیری، از آن به عنوان شرطیسازی در حوزه آموزش یاد میکنند (مانند اسکینرو پاولف) اگر بخواهیم علاقه و انگیزه فرد را نسبت به یادگیری تقویت کنیم، لازم است، از تقویت استفاده شود. پس جایزه به عنوان تقویت و نتیجه عمل به عنوان پاسخ است. این نظریه که کاربردهای فراوانی در آموزش و یادگیری دارد، در واقع اولین بار در ادیان الهی مانند؛ اسلام مطرح شده است. «ثواب» همان محرک است و عمل صالح، پاسخ؛ اما متأسفانه به دلیل استحاله فرهنگی در جوامع اسلامی به این قاعده برعکس عمل میشود و به یک باور غلط تبدیل شده است.

برای روشن شدن موضوع مثالی میزنم. شما برای این که فرزندتان نماز (پاسخ) بخواند به او جایزه (محرک) میدهید تا تشویق شود، این خیلی عالی است؛ اما اگر این کار را آن قدر تکرار کنید تا این که جایزه به هدف تبدیل شود، آنگاه فرزند شما شرطی میشود یعنی او نماز میخواند تا جایزه بگیرد و این یعنی نوعی انحراف و خطر برای بروز انحطاط در عرصه تربیت دینی جامعه،

یکی دیگر از باورهای غلط جامعه دینی ما نگاه کمی به جای نگاه کیفی به مسائل اعتقادی است، یعنی برای کسب ثواب بیشتر و این یعنی محدود کردن دین به عنوان یک امر اخروی؛ از شما خواننده محترم می‌پرسم آیا کیفیت خواندن و بهرهمندی شما از قرآن نسبت به مثلاً 10 سال قبل بهتر شده و یا ثابت است؟ اگر جامعه ما نسبت به سالهای قبل پیشرفت محسوس و قابل قبولی را نشان میدهد معلوم است که در سیر کمال طی طریق میکنیم و الا خی، تقلیل ارزشهای دینی مانند انس با قرآن کریم و ائمه معصومین(ع)، نماز و روزه و ... در حد ثواب نمی‌تواند نقش مؤثری در اصلاح الگوی زیستی ما داشته باشد. در مقابل این باور غلط، نگاه حکیمانه مقام معظم رهبری در طرح الگوی سبک زندگی اسلامی مطرح میشود؛ یقیناً تحقق چنین امری در بازگشت دوباره به قرآن کریم و معارف اهلبیت(ع) است.

اصلاح در رویکردهای آموزشی

رویکردهای آموزشی کنونی باید اصلاح شود؛ «رویکرد» چتر حاکم بر برنامههای درسی و آموزشی اعم از اهداف، محتوا، روش آموزش، ارزشیابی و ... است. یکی از باورهای غلط در حوزه آموزش قرآن، اتخاذ رویکرد آموزش روخوانی و روانخوانی کل قرآن در (مثلاً) 20 جلسه است، این رویکرد که در تمامی آموزشهای قرآن کشور مطرح میشود، از نظر منطق برنامه و هدف نویسی «نه ضرورت» دارد و «نه امکان» اما به دلیل موروثی بودنش همیشه مطرح است.

حاضر نیستیم این منطق ساده را که اگر نیمی از کلاس درس نتوانستند مطالب درس را بیاموزند قطعاً و قاعدتاً معلم باید در روش آموزش و تدریس تجدیدنظر کند را بپذیرم. چرا؟ این ناشی از تصدیق بلاتصور و تعصبات سیستم مدیریت قرآنی کشور است که کاری به محتوا و نتایج آموزش ندارد. سالانه اعتبارات زیادی در زمینه فعالیتهای قرآنی هزینه می‌شود اما آیا بررسی شده است که اهزینه و برونداد آن تا چه حد باهم تناسب و سازگاری دارد؟

ازآنجا که خواندن و فهمیدن دو روی یک سکه هستند و این از باورهای غلط است که این دو را از هم جدا میدانیم. مهمترین کاری که در زمینه آموزش قرآن باید صورت پذیرد این است که در برنامهریزیها در کنار توجه به جنبه آموزش مهارتهای خواندن مانند؛ قرائت و حفظ، موضوع «تربیت» به عنوان محور برنامهریزی و هدف نویسی مورد توجه قرار گیرد.

نگاه فرهنگی به آموزش و فعالیتهای قرآنی

همواره ناتوانی مردم در خواندن قرآن کریم را صرفاً به آموزش و روشهای یاددهی – یادگیری آن نسبت میدهیم، غافل از این که اغلب مردم ما در دوران مدرسه با روخوانی قرآن آشنا شده و دوره دیدهاند. پس لزومی به تکرار آموزش ندارند. در حقیقت هزینه حتی یک ریال برای آموزش روخوانی قرآن هم اسراف بیت المال است؛ زیرا مشکل اصلاً در اینجا نیست بلکه این مشکل یک مشکل فرهنگی است یعنی نخواندن قرآن یعنی عدم انس با قرآن؛ و این مشکل با آموزش حل نمیشود؛ این مشکل ریشه در کمتوجهی مؤسسات و معلمان و متولیان قرآن به موضوع فرهنگی انس دائمی با قرآن دارد. در این زمینه چقدر کار کرده‌ایم؟ شاید تنها برنامه مؤثر در این زمینه «طرح تلاوت نور مساجد» باشد و نیز تلاوت روزانه قرآن کریم در ماه مبارک رمضان (که البته با توجه به مسائلی که گفته شد به دلیل تک ساحتی بودن هریک از آنها، توفیق آنها نیز در سایر زمانها چندان مشهود نیست).

یا مدیریت یا کارشناسی!

همه مدیران قرآنی کشور دلسوز، عزیز و محترم هستند اما این دلسوزی کافی نیست؛ مدیریت یعنی اول مشورت و سپس تصمیم؛ حقیقت آن است که باید برای کارشناسی هزینه کنند. جوهره مدیریت در کشور ما براساس محافظه‌کاری است از این رو ایشان حتی اگر کارشناس هم باشند نباید نظر خود را مبنای عمل قرار دهند بلکه بهتر است حتماً از نظر چند کارشناس بهره گیرند؛ هرچه در امر کارشناسی وقت گذاشته شود هزینه و وقت کم‌تری صرف شده و نتیجه بهتری گرفته می‌شود.

استحاله خطری است در کمین طرح و برنامه‌های قرآنی، به عبارت دیگر وضعیت موجود زمانی به سوی وضعیت مطلوب پیش خواهد رفت که مدیران، به همه ابعاد مدیریت خود توجه کنند برنامه‌ریزی، اجرا و ارزیابی سه مؤلفه اصلی مدیریت است که جز با مراقب و حمایت به نتیجه نمی‌رسد.

خانواده؛ مسئول اصلی آموزش قرآن

آموزش و پرورش و موسسات و ارگان‌های قرآنی به عنوان معین و یاور خانواده باید فعالیت کنند، نباید فعالیت‌های قرآنی بر دوش موسسات و معلمان سنگینی کند و خانواده‌ها از آن شانه خالی کنند. بی‌تردید یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها از سوی والدین است که نسبت به مشارکت عملی در این زمینه به بازی گرفته نمی‌شوند؛ باید این باور غلط اصلاح شود که با بودن نظام اسلامی خانواده‌ها تکلیف تربیت را متوجه مدرسه و جامعه کنند از این رو در وهله اول نهاد خانواده باید هم‌پای معلم در فعالیت‌ها مشارکت کند و در وهله دوم این امر نیازمند آموزش و فرهنگ‌سازی است.

سخن پایانی اینکه اگر این مصاحبه توانسته باشد فقط تلنگری در ذهن و فکر خوانندگان بزند به نظرم همه ما نزد خدا مأجوریم، امید که صاحبان اندیشه این مصاحبه را بدون هیچ ملاحظه‌ای نقد کنند، البته نقد عالمانه و منصفانه.

خبرگزاري اتقان

 آموزش عمومی و تخصصی قرآن کریم باید مجزا از یکدیگر صورت بگیرد

یک کارشناس آموزش قرآن گفت: آموزش قرآن کریم و تربیت قرآنی جامعه، را باید طوری برنامه‌ریزی کرد که در اندازه، فهم، گویش و درک طبقات مختلف باشد و در این راستا بحث آموزش عمومی و تخصصی باید مجزا باشند.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست تخصصی «نقد و بررسی اهداف آموزش عمومی قرآن کریم» عصر روز گذشته با حضور رضا نباتی، کارشناس آموزش عمومی قرآن کریم در اتحادیه تشکل قرآن و عترت برگزار شد.

نباتی در این نشست با اشاره به اهداف ۹ گانه آموزش عمومی قرآن کریم، مصوب شورای توسعه فرهنگ قرآنی در جلسات نوزدهم و بیستم مورخ ۷ اردیبهشت و ۴ آبان ماه ۹۲ اشاره و تصریح کرد: اهداف آموزش عمومی قرآن کریم در واقع در راستای تحقق منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) در فراگیری و انس عمومی با قرآن کریم در جامعه اسلامی، به منظور تعیین شاخص‌های مطلوب سواد قرآنی برای آحاد جامعه در ابعاد مختلف اعتقادی، شناختی، رفتاری و ...، چشم انداز، رسالت و اهداف نظام آموزش عمومی قرآن کریم کشور تصویب شد.

وی در ادامه با بیان برخی از اهداف این مصوبه که وزارت آموزش و پرورش و سایر دستگاه‌های دولتی، عمومی و نهادهای مردمی مکلف‌اند کلیه برنامه‌های درسی آموزش عمومی قرآن و همچنین دوره‌های تربیت مربی، معلم و مدرس مربوطه را بر اساس اهداف فوق تنظیم و اجرا کنند، به نقد و بررسی این اهداف پرداخت.

نباتی افزود: آداب و رسوم در اثر تکرار، نهادینه و به‌عنوان فرهنگ در جامعه درونی می‌شود و البته هر کدام از آداب و رسوم، فرهنگی را به‌دنبال دارد که در حوزه قرآن نیز، این موضوع مورد تأیید است و فرهنگ انس با قرآن کریم در جامعه دارای زمینه‌هایی است که باید در آن زمینه‌ها، تغییراتی ایجاد شود.

وی عنوان کرد: در جامعه، چشم‌انداز اصلی ما فرهنگ قرآنی است و در کنار این فرهنگ، تربیت قرآنی مهم‌ترین رکن است که باید مورد توجه قرار گیرد.

این مؤلف کتب آموش قرآن کریم عنوان کرد: زمانی که در جامعه اسلامی، حافظ قرآن تربیت می‌شود، از این نیروهای قرآنی باید به نحوی بهره برد و تأثیراتی که می‌تواند این فرد در جامعه داشته باشد مورد اهمیت قرار گیرد و در تربیت قرآنی این افراد تلاش کرد تا فرهنگ حفظ قرآن کریم بتواند مؤثر باشد.

نباتی با اشاره به چگونگی تغییرات و تحولات در جامعه قرآنی، افزود: تحول قرآنی در جامعه، به‌دنبال تغییر محور و رویکرد است که با برنامه‌ریزی می‌توان این تغییرات را در جهت صحیح هدایت کرد. رویکرد به مانند چتری است که بر تمام اجزاء و برنامه‌های قرآنی وجود دارد و این رویکرد در این حوزه همان تربیت قرآنی است که باید با اصول اساسی بر روی آن برنامه‌ریزی و تغییرات را انجام داد.

وی به اولین اهداف آموزش عمومی قرآن کریم اشاره کرد و گفت: تقویت ایمان و گرایش به قرآن و عترت که اعتقاد قلبی به حقانیت، جامعیت و جاودانگی قرآن کریم و جایگاه پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) به‌عنوان تبیین‌کنندگان علمی و عملی قرآن و محبت و مودت نسبت به قرآن و اهل بیت (ع) است که مورد تصویب رسیده است و آموزش و پرورش و دستگاه‌ها و نهادهای دیگر مکلف به برنامه‌ریزی و اجرای این هدف هستند.

«آموزش عمومی و تخصصی قرآن کریم باید کاملاً مجزا صورت بگیرد»

این کارشناس پژوهشی بیان کرد: درباره آموزش قرآن کریم و تربیت قرآنی جامعه، آموزش را طوری برنامه‌ریزی کرده که در اندازه، فهم، گویش و درک طبقات مختلف باشد که بتواند در امر تأثیرگذاری و تربیت موفق عمل کند و در این راستا بحث آموزش عمومی و تخصصی از یکدیگر متمایز باشد.

«مدیران وارد مباحث کارشناسی نشوند»

نباتی در ادامه اظهار کرد: به‌منظور تربیت ۱۰ میلیون حافظ قرآن کریم، بنابر فرمایش مقام معظم رهبری باید آموزش عمومی را مورد توجه قرار دهیم و در این امر نیاز به کار کارشناسی است که در این راستا، مدیران بنا بر مقتضیات مدیریتی خود، نمی‌توانند در مسائل کارشناسی وارد شوند و باید اجازه ورود به کارشناسان این امر داده شود.

وی با تأکید بر اینکه طرح ملی اشتباه است، بیان کرد: طرح ملی خلاقیت به‌دنبال ندارد و باید ایده ملی را در این طرح مدنظر قرار داد و ایده و خلاقیت باید بتواند در طرح‌ها رشد داشته و برای افراد در ارائه طرح‌ها ایجاد انگیزه کند وهمچنین برخی از طرح‌ها به‌صورت آزمایشی مطرح شده تا به دقت پس از چند سال بررسی، به‌عنوان طرح ملی انجام شود.

مؤلف کتب آموزش عمومی قرآن کریم در ادامه خاطر نشان کرد: به هدف دیگری از اهداف آموزش عمومی قرآن کریم اشاره و بیان کرد: توانایی خواندن قرآن کریم، درک معنای آیات قرآن کریم از دیگر اهداف تصویب شده است که خواندن صحیح و روان قرآن کریم با تلفظ عربی حروف و حرکات در حد تمایز درک معنای ظاهری عموم عبارات و آیات قرآن کریم باید مورد توجه قرار گیرد.

«حفظ معنا محور جایگزین حفظ موضوعی شود»

وی با توجه به روش‌های حفظ قرآن کریم، اظهار کرد: در بحث حفظ قرآن کریم، حفظ موضوعی در رأس آموزش حفظ قرآن کریم است در حالیکه باید یادگیری معنامحور در اولویت قرار گیرد.

نباتی تصریح کرد: آموزش آیات باید بر اساس مقاطع سنی صورت گیرد تا تنها روخوانی از مقطع ابتدایی تا دانشگاه در سرفصل‌ها قرار نداشته باشد و آیات با معنا و موضوعیت آموزش داده شود.

این کارشناس پژوهشی در ادامه با اشاره به تربیت نیروی انسانی در امر آموزش قرآن کریم، بیان کرد: در بحث آموزش، تربیت نیروی انسانی در وهله اول قرار دارد و در ابتدا معلمان باید قرآن را آموزش داده و سربازان آموزشی تربیت کنند تا بتوان با این نیروهای مجرب به اهداف آموزش عمومی قرآن کریم در کوتاه مدت دست یافت.

وی تصریح کرد:‌ در یادگیری در عصر حاضر روش‌های نوین وجود دارد که می‌توان به کلاس‌های وارونه اشاره کرد و آموزش‌های بسیار خوبی است که می‌تواند جایگزین روش‌های قدیمی باشد و همچنین هوش‌های چندگانه در یادگیری که با گروه‌بندی افراد بر اساس یادگیری انجام می‌شود که می‌توان با استفاده از این روش‌ها، تحولی در حوزه آموزش ایجاد کرد.

نباتی به یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌ها در حوزه آموزشی در کشور اشاره کرد و افزود: یکی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین ضعف‌ها در کشور، عدم اجرای تمام‌قد برنامه‌ها و طرح‌ها است که به‌صورت ناقص و سلیقه‌ای انجام می‌شود که مشکلاتی را بوجود می‌آورد.

«در برابر تغییرات مقاومت نداشته باشیم»

این کارشناس پژوهشی در ادامه خاطرنشان کرد: سالیان متمادی است که در حوزه فعالیت‌های قرآنی تغییری را حس نکرده‌ایم و دلیل این موضوع، وحشت مدیران از تغییرات است و مقاومت در این امر ایجاد شده است که تغییرات به‌عنوان یک تهدید در جامعه مدیریت محسوب می‌شود که باید این موضوع باید حل شود.

نباتی ادامه داد: شورای توسعه فرهنگ قرآنی در مرحله اول، قبل از تعیین بودجه، به فضاسازی و اصلاح سیسیتم بپردازد و سپس بودجه تخصیص کند که در غیر این صورت، اهداف حاصل نمی‌شود و آسیب‌هایی پیش خواهد آمد.

«جلسات سنتی قرآن کریم، برترین روش آموزش عمومی قرآن»

وی سهم جلسات سنتی قرآن کریم را در آموزش عمومی قرآن بسیار مؤثر توصیف کرد و گفت: این جلسات که در قبل از انقلاب اسلامی فعالیت داشته‌اند بسیار فعال و دارای نیروهای قرآنی ماهر بودند که در این راستا، باید از این گونه جلسات حمایت کرد و این آموزش‌ها را تعطیل نکرد و در مباحث آموزشی جدید، کار میدانی انجام دهیم تا بتوانیم آموزش عمومی قرآن را در جامعه به طور صحیح پیاده کنیم.

گفتنی است، در پی تصویب منشور توسعه فرهنگ قرآنی و لزوم توسعه آموزش عمومی قرآن کریم و در راستای تحقق منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) در فراگیری و انس عمومی با قرآن کریم در جامعه اسلامی، به منظور تعیین شاخص‌های مطلوب سواد قرآنی برای آحاد جامعه در ابعاد مختلف اعتقادی، شناختی، رفتاری و ...، چشم انداز، رسالت و اهداف نظام آموزش عمومی قرآن کریم کشور بر اساس ملاحظات ذیل تعیین شده است:

الف: این اهداف با عنایت به جایگاه رفیع قرآن کریم در هدایت جامعه اسلامی و جایگاه ملت بزرگ ایران به عنوان پرچم دار فرهنگ قرآن و عترت تعیین شده است. از این رو فاصله میان وضعیت موجود با اهداف تعیین شده نباید باعث عدول از شاخص‌های مورد توجه کتاب و سنت و شایسته‌ام القرای اسلامی درباره قرآن شود. اگرچه در تدوین این اهداف، علاوه بر توجه به شاخص‌های مذکور، امکان تحقق آن نیز مدّ نظر بوده است.

ب: برای تحقق مجموعه اهداف مصوب لازم است هنگام برنامه ریزی، این اهداف سطح بندی و ترکیب مناسب داشته باشد و رعایت تقدم رتبی مباحث و ترتیب اهمیت موضوعات مورد توجه قرار گیرد.

ج: جامعه مخاطب اهداف، عموم مردم با هوشمندی و توان ذهنی متوسط است؛ بنابراین برای سایرین و کودکان باید این اهداف متناسب سازی شود.

د: در مورد دانش آموزان، ضروری است این اهداف با برنامه ریزی دقیق، به تدریج تا پایان دوره متوسطه محقق شود.

شایان ذکر است، بر اساس این مصوبه چشم انداز نظام آموزش عمومی قرآن، نهادینه شدن فرهنگ انس با قرآن کریم و تربیت ده میلیون حافظ قرآن در جامعه تبیین شده است.

همچنین رسالت نظام آموزش عمومی قرآن، ایجاد توانایی خواندن همراه با فهم و تدبر در قرآن و بهره‌گیری مردم از تعالیم قرآن در زندگی بیان شده است.

اهداف آموزش عمومی قرآن کریم:

  1.  تقویت ایمان و گرایش به قرآن و عترت: اعتقاد قلبی به حقانیت، جامعیت و جاودانگی قرآن مجید و جایگاه پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) به عنوان تبیین کنندگان علمی و عملی قرآن و محبت و مودت نسبت به قرآن و اهل بیت (ع)
  2. توانایی خواندن قرآن کریم: خواندن صحیح و روان قرآن کریم با تلفظ عربی حروف و حرکات در حد تمایز
  3. درک معنای آیات قرآن کریم: درک معنای ظاهری عموم عبارات و آیات قرآن کریم
  4. توانایی و التزام به تدبر در آیات قرآن کریم: آشنایی با روش تدبر و پایبندی به اندیشه و دقت در آیات قرآن برای درک بهتر مراد و مقصود آیات
  5. حفظ قرآن کریم: به خاطرسپاری و ازبرخوانی بخش­هایی از آیات و سور قرآن کریم (حداقل سه جزء)
  6. انس با قرآن کریم: اشتیاق به خواندن روزانه و استماع قرآن کریم، همراه با فهم و تدبر در آیات
  7. آشنایی با علوم و معارف قرآن کریم: آشنایی با کلیات تاریخ و علوم قرآنی و شناخت معارف اساسی و ضروری قرآن کریم
  8. توانایی استفاده از قرآن کریم: توانایی جستجو و دریافت معارف عمومی مورد نیاز از قرآن کریم با استفاده از منابع معتبر
  9. تبعیت از قرآن و عترت: عمل به آموزه­های قرآن و اهل بیت در ابعاد مختلف زندگی و تحقق سبک زندگی قرآنی

در ادامه این مصوبه نیز وظایف دستگاه‌ها و نهادهای متولی آموزش قرآن کریم تحت عنوان «تدابیر اجرایی» ابلاغ شده است.

۱- وزارت آموزش و پرورش و سایر دستگاه­های دولتی، عمومی و نهادهای مردمی مکلف‌اند کلیه برنامه‌های درسی آموزش عمومی قرآن و همچنین دوره­های تربیت مربی، معلم و مدرس مربوطه را بر اساس اهداف فوق تنظیم و اجرا کنند.

۲- وزارت آموزش و پرورش موظف است در طراحی و اجرای کلیه دروس، به ویژه عربی، دینی و فارسی، تحقق اهداف فوق را پیگیری کند.

۳- وزارت علوم، تحقیقات و فناوری موظف است، به منظور تأمین نیروی انسانی لازم برای تحقق اهداف فوق، با همکاری دانشگاه فرهنگیان و سایر مراکز آموزش عالی واجد صلاحیت نسبت به طراحی و اجرای دوره­های آموزش عالی تربیت مربی، معلم، مدرس، کارشناس، مدیر و پژوهش گر آموزش عمومی قرآن در مقاطع کاردانی تا دکتری اقدام کند.

۴- کمیسیون توسعه آموزش عمومی قرآن کشور موظف است نسبت به طراحی و استقرار سازوکارهای لازم برای هماهنگی و نظارت بر تحقق اهداف فوق در برنامه‌های آموزش عمومی قرآن دستگاه‌ها و نهادهای مختلف کشور اقدام و گزارش سالانه اجرای این مصوبه را به شورای توسعه فرهنگ قرآنی ارائه کند.

۵- سازمان صدا و سیما مکلف است از طریق همه شبکه‌های صدا و سیما نسبت به ترویج و فرهنگ سازی مؤثر برای تحقق اهداف آموزش عمومی قرآن اقدام کند.

نشست نقد و بررسي اهداف آموزش عمومي قرآن كريم كشور

چيستي, چرايي و چگونگي « تربيت قرآني » در آموزش عمومي قرآن كشور

در حاشیه  نشست نقد و بررسی اهداف آموزشی عمومی قرآن مطرح شد؛

فرهنگ سازی انس با قرآن کریم ازچشم اندازهای اصلی فعالیت‌های قرآنی محسوب می‌شود.

گروه مؤسسات قرآنی مردم‌ نهاد: درجلسه نشست نقد و بررسی اهداف آموزشی عمومی قرآن، درباره فرهنگ سازی انس با قرآن کریم در جامعه  مباحثی مطرح شد.

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، درجلسه نشست نقد و بررسی اهداف آموزشی عمومی قرآن، که بعد ازظهر روز گذشته 5 آبان ماه در اتحادیه  تشکل‌های قرآن و عترت کشور با حضور رضا نباتی از کارشناسان آموزش قرآن کریم برگزار شد، به مباحثی درباره اهداف کلی 9 گانه آموزش عمومی قران کریم اشاراتی صورت گرفت.

رضا نباتی کارشناس آموزش قرآن با اشاره به اهداف آموزش عمومی قرآن کریم که در سال 4/8/94  در شورای  توسعه فرهنگ قرآنی  کشور به تصویب رسیده، گفت: نهادینه  شدن  فرهنگ انس با قرآن کریم  و گسترش تربیت قرآنی  در جامعه به عنوان چشم اندازاين سند مورد نظراست و هم چنين رسالت نظام  آموزش عمومی قرآن، ایجاد توانایی قرائت همراه با  فهم و تدبر در قرآن  و بهره برداری  مردم از  تعالیم در زندگی  است که بر این اساس  اهداف آموزش  عمومی  قرآن کریم  در 9 عنوان مطرح شده است :

  1. تقویت ایمان و گرایش به قرآن و عترت
  2. توانایی خواندن قرآن کریم
  3. درک معنای آیات قرآن کریم
  4. توانایی و التزام به تدبر در آیات قرآن کریم
  5. حفظ قرآن کریم
  6. انس با قرآن کریم
  7.  آشنایی با علوم و معارف قرآن کریم
  8. توانایی استفاده از قرآن کریم
  9. تبعیت از قرآن و عترت
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاكيد بر حركت فرهنگي ( محوريت, تربيت قرآني )

وی در زمينه هدف و چشم انداز سند بيان كرد : فرهنگ آن چیزی است که مردم با آن زندگی می‌کنند.  آداب و رسوم در اثر تکرار نهادینه شده و به باور تبديل گرده است. براي تحقق فرهنگ انس با قرآن کریم در جامعه نيازمند مطالعه دقيق و استفاده از نظرات صاحبان انديشه و نيز تجارب مديران فرهنگي موفق كشور هستيم. به همين دليل در كشور ما فراهم آوردن زمينه ها و بسترهایی که فرهنگ انس با قرآن را باعث شود كار دشواري است.

 وي افزود: در بحث فرهنگ سازی براي انس با قرآن کریم، ابتدا شناسایی وضع موجود و  سپس تقویت نقاط قوت جامعه از مهم ترين كارهاست.

نباتي گفت : در کنار این فرهنگ سازي، موضوع « تربیت قرآنی » بايد به عنوان مهمترین رويكرد برنامه ريزي لحاظ شود. چرا كه امام راحل ره در اين زمينه فرمودند : « تربيت بايد تربيت قرآني باشد. » ؛ « بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند. »اين رويكر باید محور تحول قر؟آني كشور باشد. « رویکرد »  به مانند چتری است  که بر تمام اجزاء برنامه‌ آموزشي سايه مي افكند.

مفهوم برنامه ريزي فرهنگي

وي با اشاره به چگونگی تغییرات و تحولات در جامعه قرآنی، افزود: تحول در جامعه قرآني به دنبال برنامه ریزی صحيح و اصولي قابل انجام است. برنامه‌ریزی، فرایندی برای رسیدن به اهداف است. و آن پلی است بین آن جایی که هستیم و آن جایی که می‌خواهیم برویم. برنامه‌ریزی هميشه به آینده می‌نگرد. در يك برنامه‌ریزی فرهنگي, طرح‌ریزی بايد به گونه اي باشد كه هر يك از بخش ها ضمن داشتن پشتوانه اي با نام تفكر و اندیشیه, زوایای مختلف را نيز در بر گيرد.

در اين نوع برنامه ريزي ابتدا با تعیین هدف، یافتن و ساختن راه وصول به آن را مشخص مي كنيم. و سپس نوبت تصمیم‌گیری در مورد این است که چه کارهایی باید انجام گیرد؛ بي شك تجسم و طراحی وضعیت مطلوب در آینده و یافتن و ساختن راه‌ها و وسایلی که رسیدن به آن را فراهم کند بستگي به ميزان بهره مندي از متخصصان علمي و تجربي دارد. براي چنين طراحی عملیاتی نبايد دچار عجله و شتاب بيش از حد شد بلكه بايد گام ها را صحيح و مستحكم برداشت تا آسيب هاي احتمالي شناسايي و به نوبت حل شوند.

 رضا نباتی به اهداف آموزش عمومی قرآن کریم اشاره کرد و گفت: تقویت ایمان و گرایش به قرآن و عترت عليهم السلام و نيز اعتقاد قلبی به حقانیت، جامعیت و جاودانگی قرآن  کریم و جایگاه پیامبر (ص) و اهلبیت(ع) به عنوان تبیین کنندگان علمی و عملی قرآن و محبت و مودت نسبت به  قرآن و اهل بیت(ع) اولين هدف از اهداف نه گانه است.

استقلال آموزش عمومي قرآن از آموزش ها و فعاليت هاي تخصصي

این کارشناس پژوهشی بیان کرد: در جايي كه عموم مردم در مهارت روخواني و روان خواني قرآن با مشكلات جدي رو به رو هستند از تربيت ده ميليون حافظ قرآن حرف زدن چندان پذيرفتني و معقولانه نيست؛ و اين كه فرمايش مقام معظم رهبري را دليل و مبناي چنين طرح و فعاليت هايي قرار دادن چندان پسنده نيست.

وي ادامه داد : آموزش و فعاليت هاي قرآني را طوری برنامه ریزی كنيد که « براي مخاطب معنا دار باشد. » يعني در اندازه ي فهم و درک و نياز او باشد تا بتواند اثر گذار باشد و در نتيجه زمينه ايجاد و تقويت فرهنگ انس با قرآن را فراهم آورده و تحقق تربیت قرآني مخاطبان را حاصل كند.

نباتي تاكيد كرد : در اين زمينه بايد حوزه آموزش عمومی قرآن از حوزه آموزش و فعاليت هاي تخصصی قرآن جدا شود. به عنوان مثال مشخص شود كه در راستاي تربیت 10 میلیون حافظ قرآن کریم، هر يك از دو حوزه چه مقدار وظيفه بر عهده دارد.

آسيب طرح هاي ملي

تعدد فعاليت هاي موازي و البته ضعيف از يك سو و اتخاذ برنامه هاي غير علمي و پرهزينه و كم نتيجه از سوي ديگر و نيز مقاومت در برابر هرگونه تغيير در اهداف و روش و برنامه ...از مشكلات مديريت فعاليت هاي قرآني است.

مدیران بنا بر مقتضیات مدیریتی خود، حتي المقدور نبايد تا اين اندازه در كار کارشناسی وارد شده و مانع استقلال نظر كارشناسي و علمي شوند. بلكه بالعكس اجازه ورود به افراد صاحب نظر در اجرای طرح هاي نوين داده شود. و البته بر كارها نظارت شود.

وی با تاکید بر این که اساساً پرداختن به طرح ها ملی ماهيتاً اشتباه است, گفت : طرح ملی دشمن خلاقیت و پيشرفت است. و فعاليت هاي بومي را كه سابقه بعضاً چندين دهه را دارند به كلي نابود مي كنند. اين كه يك طرحي در فلان شهر و روستا موفق بوده پس كشوري شود. با توجه به شرايط كشور به هيچ عنوان دليل عقلي ندارد كه همان طرح به يك باره كشوري شود.

وي در خواست كرد : هر طرح و برنامه اي پس از گذراندن مراحل مطاعاتي و طراحي اوليه و تاييد علمي, ابتدا به صورت آزمایشی در مدارس و مراكز تجربي محدود انجام شوند تا ضمن اجراي تمام قد آن ها , برآن ها نظارت لازم صورت گيرد.

تلفظ حروف خاص عربي, در حد تمايز

وی به دیگر هدف دیگری از اهداف آموزش عمومی قرآن کریم اشاره کرد و بیان کرد: اين نه هدف بايد در حد سواد عمومي قرآن ديده شود و نه بيش تر

توانایی خواندن قرآن کریم، درک معنای آیات قرآن کریم از دیگر اهداف تصویب شده است که خواندن صحیح و روان قرآن کریم با تلفظ عربی حروف خاص؛ البته در حد تمايز و صحت قرائت و نه در حد فصاحت و تجويد و در حد درک معنای ظاهری عموم عبارات و آیات قرآن کریم و تدبر در برخي از عبارات قرآني را در بر مي گیرد.

سهم حفظ قرآن در آموزش عمومي قرآن

رضا نباتی با توجه به اهداف و تنوع روش‌های حفظ قرآن کریم، اظهار کرد: در مورد بحث حفظ قرآن کریم، حفظ موضوعی آن هم در حد حفظ نسبي بايد سر لوحه آموزش عمومي قرآن کریم باشد. در اين خصوص آموزش حفظ همراه با مفاهيم آیات آن هم بر اساس شرايط گروه سنی صورت گیرد. « حفظ نسبي » حفظي است كه به كمك معلم انجام مي شود و قابليت عمومي شدن دارد.

به نظر اين جانب مقصود مقام معظم رهبري از تربيت ده ميليون حافظ قرآن, حفظ موضوعي و نسبي قرآن است.

اولين كار ؛ آموزش نيروي انساني

این کارشناس پژوهشی در ادامه با اشاره  به تربیت نیروی انسانی در امر آموزش قرآن کریم، بیان کرد: آموزش نيروي انساني مانند « وضوي نماز » مقدمه واجب است و در اولويت اول قرار دارد. تحقق اهداف با داشتن نيروي متخصص و كار آزموده محقق مي شود. اين كار به يك دهه آموزش و تربيت نياز دارد. معلمان و مربيان قرآن و حافظان و قاريان و حتي اولياي دانش آموزان بايد يك بيسج 20 ميليوني شوند تا 50 ميليون جمعيت ديگر را آموزش دهند.

مقاومت در برابر روش هاي نوين آموزش قرآن؛ چرا ؟

وی تصریح کرد: با توجه به تحولات آموزشي و تكنولوژي در عصر حاضر, ضرورت شناخت و توجه به روش‌های نوین وجود دارد که می توان امر آموزش را تسهيل كند و يادگيري را تعميق بخشد.

به عنوان مثال : کلاس‌های وارونه الگوي بسيار خوبی است که می‌تواند جایگزین  روش‌های قدیمی آموزش قرآن شود و يا با آن ها تركيب شود. و تا حدود زيادي ضمن آسان كردن فعاليت هاي معلم بر اثر بخشي هر چه بيش تر يادگيري كمك نمايد.

هم چنین موضوع « هوش‌های هشت گانه يادگيري - هوراد گاردنر » آن قدر اهميت دارد كه در تسريع آموزش و نيز تعيين سرنوشت فراگير تعيين كننده و بلكه ضروري است. معلمان بايد پس از گذشت چند جلسه دانش آموزان را بر اساس آن تقسيم بندي كنند.

این کارشناس  پژوهشی در ادامه خاطر نشان کرد: سالیان متمادی است که در حوزه فعالیت‌های قرآنی تغییری اتفاق نيافتاده است و افراد به روش هاي موجود عادت كرده اند. و دقيقاً به همين دلیل اغلب از تغيير واهمه و وحشت دارند و تا حد امكان مقاومت هم مي كنند.

بايد به تغييرات به عنوان يك فرصت نگاه كرد و نه تهديد. اجراي روش « درس پژوهي » اين مشكل را تا حدود زيادي حل مي كند.

اجراي تمام قد برنامه ها

رضا نباتی به یکی از  بزرگترین ضعف ها در حوزه آموزشی در کشور اشاره کرد و افزود: یکی از مهم ترین و بزرگ ترین  ضعف هاي فعاليت هاي قرآني کشور، عدم اجرای كامل و تمام قد برنامه ها و طرح‌ها است که اغلب به صورت ناقص و سلیقه ای انجام می‌شود و نتايج و مشکلات عديده اي را باعث مي شود. البته از علل مهم اين رخ داد, فقدان سيستم نظارت و ارزيابي است.

احياي روش جلسات سنتي بهترين راه كار

وی در پایان خاطر نشان کرد: جلسات سنی قرآن کریم که از چند ده يا حتي چند صد سال قبل در مساجد حضور داشته از نومنه هاي بسیار  موفق است؛ تجاربي چند صد ساله نبايد ناديده گرفته مي شد. زيرا آن جلسات تقريبا تمامي اهداف نه گانه آموزش عمومي قرآن را دارا بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در اين زمينه چند اتفاق بد رخ داد :

1- جلسات سنتي با الهام از مدارس نوين و دانشگاه ها به شيوه كلاس هاي رسمي تبديل شد.

2 - موضوع انس د ائمي با قرآن, به صورت مقطعي و ترمي تبديل شد.

3 – رويه آموزش عمومي به تربيت قاري و حافظ قرآن مبدل شد. و در نتيجه عموم مردم رفته رفته فاصله گرفتند.  

4 – هدف تربيت قرآني به اخذ نمره و مدرك تغيير پيدا كرد.

5 – قاعده محوري جايگزين مهارت آموزشي شد. ( به تبع ترمي و مقطعي شدن )

6 – مسابقات قرآن ماهيت انگيزانندگي خود را از دست داده و از وسيله به هدف تبديل شدند.

و خلاصه اغلب جلسات قرآن ( حتي جلسات سنتي ) محلي براي حضور و تمرين خوش خوانان و حافظان قرآن شد. مانند آن چه كه در بزم هاي هنري و شعري برگزار مي شود.

اغلب اساتيد از چهره هاي قاري و حافظ برجسته بودند كه خواسته يا ناخواسته دنبال تربيت قاريان و حافظان قرآن براي حضور در ميادين بودند. و به تدريج مردم از صحنه خارج شدند.

اين داستان غم انگيز سال هاست كه ادامه دارد. با اين وجود هنوز هم بايد دنبال احياي جلسات سنتي قرآن البته با شكل صحيح باشيم.

دارای نیروهای قرآنی ماهر بودند که  در این راستا، باید از این گونه جلسات حمایت کرد و این آموزش‌ها را تعطیل نکرد و در مباحث آموزشی جدید، کار میدانی انجام دهیم تا بتوانیم آموزش عمومی قرآن را در جامعه به طور صحیح پیاده کنیم.

فعاليت برابر مسئوليت

با عنايت به مسئوليت هريك از بخش ها در زمينه تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن كريم, توجه به اين نكته حائز اهميت است كه از هر بخش, به اندازه مأموريت محوله انتظار داشته و نيز روند فعاليت و نتيجه و برونداد آن مورد بررسي قرار گيرد.

بررسي ميزان موفقيت و تاثير گذاري فعاليت ها با توجه به اعتبارات تخصيص يافته بسيار مهم است تا اگر طرح و برنامه اي موفق نيست نسبت به آن تجديد نظر شود. در حال حاضر فعاليت هاي متعدد قرآني در يك مجموعه و در تمامي سنين و در تمامي رشته ها و در تمامي سطوح روشي نادرست و غير قابل ارزيابي است. با توجه به اهداف آموزش عمومي قرآن سامان دهي فعاليت هاي موازي ضروري و بلكه در اولويت است.

« استحاله » خطري در كمين اهداف آموزش عمومي قرآن كريم

در صورت كم توجهي به تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن بايد شاهد استحاله اهداف آموزش عمومي قرآن كريم باشيم. بسياري از طرح و برنامه هاي موفق به دليل اجراي ناقص دچار استحاله شده و به تاريخ پيوسته اند. كم توجهي به آموزش معلمان و مربيان, عدم توجيه لازم مديران اجرايي, عدم حمايت هاي مادي و معنوي لازم, عدم نظارت بر روند اجراي برنامه ها, كم توجهي تدريجي در نتيجه افت كيفيت فعاليت ها, عدم اجراي آزمايشي طرح هاي جديد و تعميم يكباره آن ها در كل مجموعه, تاثير صد در صدي تغيير مديريت ها و اشخاص بر بقا يا فناي اهداف, برنامه ها و فعاليت هاي قرآني, توجه بيش از حد به اعداد و ارقام و گزارش هاي كمي و صوري و پاسخ گو نبودن مديران فعلي و سابق و اسبق در قبال طرح و برنامه ها و فعاليت هاي انجام شده تنها گوشه اي از آسيب هاي نظام مديريت كشور است كه بر استحاله اهداف آموزش عمومي قرآن تاثير خواهد داشت.

جاده لغزنده است. آهسته برانيد.

سخني با قاريان محترم قرآن كريم

جاده لغزنده است. آهسته برانيد.

قبل از هر چیز بگویم که روی صحبتم با همه قاریان نیست با بعضی از آنهاست.

که دارند آبروی دیگر قاریان را می برند و خون به دل قرآنیان این جامعه می کنند.

با بعضی از آنها که نمی دانند چرا قرآن می خوانند و هدفشان را گم کرده اند.

با آنهایی که اخلاق و تقوا  را گم کرده اند و شهرت و پاکت را می جویند.

مدتی بود میخواستم مطالبی هر چند تلخ اما واقعی را از وضعیت اخلاقی و رفتاری

بعضی از قاریان قرآن  بیان کنم. مطالبی که آنقدر دردناک و تاسف انگیز است

 که هر بار که خواستم بازگو کنم دستم به قلم نرفت

و قیدش را زدم و به بهانه های مختلف خودم را توجیه کردم و از بازگو کردن آن سر باز

زدم. اما دیگر کار به جایی رسیده است که نه تنها خود قرآنیان به ستوه آمده اند بلکه

صدای مردم و افراد غیر قرآنی هم به نشانه اعتراض و هشدار در آمده و این اعتراضها

واقعاً به حق است. در جلسات قرآن چه خبر است؟ قاریان شرکت کننده بیشتر راجع به

چه مسائلی حرف می زنند؟

چه چیزهایی مهم شده و چه چیز هایی دیگر مهم نیستند؟ طرز نگرش قاریان جدید به

قرآن چگونه است؟  اصلاً به چه مسائلی فکر می کنند؟  آیا آنقدر که به

دستگاه رست و سه گاه و حجاز فکر می کنند به اخلاق و منش و آداب یک قاری واقعی

قرآن فکر می کنند؟ اصلاً چرا قرآن می خوانند؟ آیا اصل را گم کرده اند؟

آیا اصل را گم کرده اند یا تعریفشان از اصول چیز دیگریست؟

دیگر کم هستند افرادی که می آیند شاگردی کنند!!  همه استاد شده اند! همه مدعی

هستند! همه پشت سر هم حرف می زنند! هیچ کس دیگری را قبول ندارد! این پشت

آن یکی حرف می زند آن پشت این یکی! بارها دیده ام . بارها دیده ام که یکی قرآن

میخواند و در همان جلسه بعضی ها به هم نگاه می کنند و  پوزخند می زنند!!!

بارها دیده ام و شنیده ام که قاریان قرآن پشت هم غیبت می کنند و یا می گویند:

(فلانی که قاری نیست.!! اصلاً بلدنیست بخواند!! ) با چشمانم دیده ام که قاری قرآن

می آید تا با تلاوتش روی کسی را کم کند و یا دماغش را به خاک بمالد!! غیبت و

بدگویی به درجه اعلا رسیده! به دفعات مشاهده کرده ام که یک قاری در مجلسی

خوب تلاوت نکرده ولی برق خوشحالی در چشمان بعضی دیکر نمایان است. دیگر

حرمتها از بین رفته است. شاکرد به استادش پشت سر و رو در رو بی احترامی می کند.

همان استادی که او را پرورش داده و مطالب زیادی به او آموخته! همه می دوند و شتابان

می روند! به کجا؟ ودر این بین... قرآن با تعجب ایستاده و در حالی که انگشت تاسف به

دندان گرفته فقط و فقط نظاره می کند و به مهجوریت خودش می گرید.

 از این درد گریه می کند که ای قاریان ! چرا من که اصل هستم را رها کرده اید به فرع

چسبیده اید؟ می گوید: پس از من چه آموخته اید؟ آیا به غیر از این است که خداوند

رسولش را برای اعتلای اخلاق مبعوث کرده و من که کتاب او هستم را برای هدایت

مردم آورده؟ اما بعضی از شما قاریان شهوت خوانندگی دارید و من را بهانه کرده اید!!!

اخلاق کجاست!؟ معرفت کجاست؟ محبت گم شده است! حرمتها دیگر ارزش نیست.

ارزش فقط خوب خواندن شده. بیایید نگاه کنید چه جنگ بی صدایی برپاست!!!!!!

بیایید قاریان دوره آخرالزمان را ببینید. بیایید ببینید آتش حسادت چقدر شعله ور است.

بیایید ببینید یک قاری قرآن از سر کینه و حسادت چگونه بقیه قاریان را تخریب می کند!!

بیایید در تلاوتها دنبال خشیت و تقوا بگردید. بیایید اخلاق را جستجو کنید.

 یک قاری در صوت یا لحنش خارج می زند  یکی می گوید:

عجب خارجی؟ دیگری می گوید :خراب کرد...  ۵ نفر می خندند و مسخره اش می کنند

و و و.....    اما یک نفر در معنا و مفهوم آیات سیر نمی کند . کسی حواسش نیست.

اگر هم باشند این افراد آنقدر تعدادشان کم است که در این جماعت قاری نما گم شده اند.

شاگرد به استادش می گوید: شما که بلد نیستی لطفاً اظهار نظر نکن.!!!!!

 علی بن ابیطالب(ع) که مولا و مقتدای ماست فرمود اگر کسی فقط یک کلمه

به من بیاموزد تا ابد غلام و بنده اویم. کار به کجا کشیده که حرمتها کم رنگ شده و

ارزشها بی اعتبار شده اند؟ و چیزی که من را می رنجاند شعور و معرفت و اخلاق نیکی

است که بسیاری افراد قرآن نخوانده دارند در مقابل بی معرفتی و بی اخلاقی بعضی

قاریان مدعی قرآن.!!! تنها صحبتی که به میان نیست خداست. تنها حرفی که زده

نمی شود یادآوری نکات قرآن پیرامون محبت و ایثار و گذشت و تقواست. تنها مطالبی

که عنوان نمی شود تمرین صبر و مهربانی و اخلاق است. در مسابقات به خاطر

نیم نمره چه صحبتها و کلماتی که رد و بدل نمی شود. چه اعتراضاتی با چه شیوه

بیانی که گفته نمی شود!!!! چه بی احترامی هایی که به داوران نمی شود!!!

چه غیبت ها و چه تهمتهایی که به داوران و به قاریان زده نمی شود!!!

همینطور برای اعزام به مسابقات. همینطور برای اعزام به خارج برای تبلیغ. همینطور

برای اعزام به حج!!!!!

و همینطور و همینطور . . . . و تمام این کارها را بعضی از قاریان قرآن می کنند.

مگر به غیر از این است که برگی بدون اذن خدا از درخت نمی افتد؟

مگر به غیر از این است که خدا بر همه امور ناظر و آگاه است؟

مگر به غیر از این است که ( لاموثر فی الوجود الا الله)؟

پس چرا همه را موثر می دانیم جز خدا؟ پس این همه بی اخلاقی چرا؟

برای چه قرآن می خوانیم؟ که تهمت بزنیم یا تهمت نزنیم؟

برای چه قرآن می خوانیم ؟که حسد بورزیم یا نورزیم؟

برای چه قرآن می خوانیم ؟ که غیبت کنیم یا نکنیم؟

که احترام بگذاریم یا نگذاریم؟ که حرمت شکنی کنیم یا نکنیم؟

برای چه قرآن می خوانیم در حالی که حرفهایمان بوی خدا نمی دهد؟

برای چه قرآن بخوانیم در حالی که عمل مان شیطانی است؟

این قرآن خواندن که دل خودمان را نمی لرزاند و ما را به یاد خدا نمی اندازد و تاثیری در

اعمال و رفتارو اخلاقمان ندارد به چه دردی می خورد؟ 

این ها درد های جامعه قرآنی فعلی ما هستند. این دردها با هیچ مسکّنی آرام نمی شود. 

به خودمان بیاییم . فکر کنیم. سرمان را مانند کبک در برف نکنیم.

 خدا دست کسی را رها نمی کند. این ماییم که دستمان را از

دست خدا بیرون می کشیم. برادران عزیزم تازه اینجا مفهوم این حدیث گرانقدر را

درک می کنیم که : (رب تال القرآن و القرآن یلعنه)

به خدا پناه می بریم از شر شیطان که همواره در کمین است. و در پایان میگوییم:

( ربنا  ظلمنا انفسناو ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین)

حرفهای تلخم را به شیرینی محبتتان ببخشید 

محسن حاجی حسنی کارگر

مصاحبه درباره كتاب گنجينه ي نور جلد اول - خبرگزاري قرآني ايكنا

شنبه 16 خرداد 1394 08:54 شماره خبر : 3310500

« آنچه باید از قرآن حفظ باشیم» را بخوانید

گروه فعالیت‌های قرآنی: جلد اول مجموعه «گنجینه نور» تألیف رضا نباتی به آنچه که باید از قرآن حفظ باشیم، می‌پردازد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، جلد اول کتاب «گنجینه نور» تألیف رضا نباتی در شمارگان سه هزار نسخه به منظور حفظ 313 پیام قرآنی ویژه دانش‌آموزان پایه‌های اول تا ششم ابتدایی، فرهنگیان و اولیای دانش‌آموزان توسط انتشارات ندای آسمان به چاپ رسیده است. مؤلف در این کتاب به آنچه باید از قرآن حفظ باشیم، می‌پردازد.

به بهانه انتشار این کتاب، گفت‌وگویی با رضا نباتی، مؤلف «گنجینه نور» داشته‌ایم که در زیر می‌خوانید:
هدف شما از تألیف کتاب گنجینه نور چه بود؟
دریای بی‌کران قرآن کریم و سخنان معصومین(ع) فرصتی است تا بر قایق اندیشه سوار و در جست و جوی حقیقت ناب و زلال هستی روان شد و در این دو روزه عمر به قول شاعر؛
آب دریا را اگر نتوان کشید
پس به قدر تشنگی باید چشید
سال‌هاست این اندیشه تلخ که «چرا بهره مردمان این سرزمین نجیب و مسلمان از گنجینه‌های گهربار این دریای وسیع و عمیق، اندک و ناچیز است؟» همراه من بوده است و تلاش کرده‌ام تا جایی که ممکن است از روزنه‌هایی که به سوی نور معرفت گشوده شده، راهی به سوی حقیقت پیدا کنم و عاقبت راه را در استفاده مستقیم و بی‌واسطه از قرآن و احادیث شریف یافتم.
خداوند را شاکرم که توفیق آماده‌سازی دو جلد کتاب گنجینه نور را نصیب من کرد تا پس از سال‌ها آرزو، تلاش، تجربه، مساعدت و راهنمایی اساتید، خدمتی هرچند کوچک ولی مؤثر رقم زده شود؛ گرچه شیوه و محتوای این کتاب‌ها به تدریج با کمک خوانندگان بهتر و کامل‌تر خواهد شد.
درباره دلایل و مسائلی که منجر به تالیف این کتاب شد، توضیح دهید؟%c2%ab%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85%c2%bb-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af
کتاب گنجینه نور نتیجه چند سال بحث و بررسی و کارشناسی است که در عین سادگی می‌تواند یک بیانیه در ضرورت و چگونگی تحول بنیادین آموزش عمومی قرآن کشور به شمار آید و می‌توان گفت این کتاب بخش عمده‌ای از اصول، مبانی و اهدافی را که در ادامه خواهد آمد را تأمین کرده است. سایر اهداف در جلد سوم که شامل مشاهیر آیات و روایات براساس طبقه‌بندی فرازهای نامدار قرآنی و روایی خواهد بود، حاصل می‌شود.
چه مبانی و اصولی در تألیف این کتاب (جلد اول و دوم) به عنوان راهبرد و جهت اصلی حرکت مد نظر بوده است؟
1ـ کودکان باید معارف دینی و اعتقادی خود را به طور مستقیم از قرآن و سنت (‌روایات صحیح) دریافت کنند.
2ـ دو حوزه آموزش قرآن و آموزش معارف قرآن به صورت درهم تنیده و توأم ارائه شود و نه دو حوزه کاملاً جدا و دور از هم،
3ـ آموزش قرآن و حدیث باید برای مخاطبان و به ویژه کودکان معنادار باشد؛ یعنی با نیازهای روزمره آنان ارتباط مستقیم داشته باشد.
4ـ قبل از هر کاری باید آیات شریف قرآن کریم متناسب با نیاز، درک و فهم و علایق دانش‌آموزان طبقه‌بندی شود و سپس برای آموزش هر بخش به طراحی محتوا و روش اقدام کرد. در حال حاضر این رویه معکوس است.
5ـ به «فرهنگ آموزش قرآن» به جای پرداختن به آموزش مقدمات بی‌ روح به نام آموزش قرآن توجه شود. (عمل شرط آموزش)
6ـ اولویت «تعلیم کتاب‌الله» باشد و نه آموزش مقدماتی چون روخوانی، روان‌خوانی، تجوید، قرائت و حفظ و... به نام آموزش قرآن،
7ـ آموزش مقدمات یادگیری قرآن (از روخوانی تا حفظ و مفاهیم) باید در خدمت «تعلیم کتاب‌الله» باشد.
8ـ فرهنگ انس مستمر و روزانه آحاد مردم با قرآن کریم به عنوان مهم‌ترین هدف گمشده در آموزش قرآن کشور و کلید حل مشکلات فرهنگی کشور احیا شود.
9ـ آموزش‌های عمومی مستقل از آموزش‌های تخصصی قرآن ارائه و برنامه‌ریزی شود و نه این که آموزش عمومی مقدمه آموزش‌های تخصصی قرآن قرار گیرد.
10ـ عناوین و سرفصل‌ها در محتوای آموزش‌های عمومی قرآن باید جامع و درهم تنیده شود؛ مانند ارتباط آموزش خواندن با آموزش مفاهیم قرآن،%c2%ab%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85%c2%bb-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af
11ـ آموزش‌هایی مانند تجوید و حفظ و قرائت نیز می‌تواند در دو بخش عمومی و تخصصی تعریف، برنامه‌ریزی و اجرا شود. مانند حفظ نسبی و تجوید عمومی،
12ـ آموزش مهارت تفکر در آموزش عمومی قرآن(به عنوان حلقه مفقوده در ایجاد علاقه و انگیزه درونی مخاطبان) در اولویت آموزش قرار گیرد.
13ـ آموزش مفاهیم (درک معنا) با آموزش قرائت در هم تنیده ارائه شود، نه دو بخش مستقل از یکدیگر،
14ـ ترجمه‌خوانی و استفاده از ترجمه‌های رایج در فهم قرآن به عنوان مقدمه‌ای برای آموزش مفاهیم قرآن کریم (‌به شکل اصولی و روش‌مند) مورد توجه قرار گیرد.
موارد چهارده‌گانه فوق را می‌توان به عنوان اصول پیشنهادی حاکم بر برنامه و اهداف آموزش عمومی قرآن در کشور قلمداد کرد. شاید بیان این تذکر در این بخش لازم باشد که طبق مصوبه منشور توسعه فرهنگ قرآنی کشور، اهداف آموزش عمومی قرآن در مبانی، اصول و روش‌ها و نیز طراحی محتوا باید از حوزه آموزش‌های تخصصی جدا شود. به طور قطع اکتفا به ابلاغ این اهداف بدون تعیین اصول و چارچوب‌های لازم، اثر‌بخش نخواهد بود، بلکه به تدریج علیه خودش به کار خواهد رفت.
در تألیف این کتاب به چه اهداف و موضوعاتی توجه داشته‌اید؟
این اثر که در راستای ترویج فرهنگ ناب و انسان‌ساز قرآن کریم و معارف اهل بیت(ع) و نیز در پاسخ به منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی و تحقق اهداف آموزش عمومی قرآن کریم کشور، تألیف و شده است بر آن است تا به بهانه پرداختن به حفظ موضوعی پیام‌های قرآنی و روایات شریف ائمه معصومی(ع) چند هدف ارزشمند زیر را نیز دنبال کند:
1ـ محتوای ارائه شده برای مخاطبان معنا‌دار باشد. (با نیاز روزمره و علایق دانش‌آموزان ارتباط تنگاتنگ داشته باشد.)
2ـ سطح مورد انتظار و نیز روش آموزش پیشنهادی برای همه دانش‌آموزان قابل حصول و لذت‌بخش باشد.
3ـ پیام‌های قرآنی و احادیث نورانی در کنار آموزش کتاب‌های درسی دینی و قرآن به عنوان فعالیت‌های مکمل ارائه شود.
4ـ به بهانه حفظ موضوعی این پیام‌های قرآنی و احادیث نورانی، زمینه مناسبی برای آموزش مهارت تفکر که مقدمه عمل صالح است فراهم شود.
4ـ احادیث و موضوعات انتخاب شده عمدتاً برگرفته از بخش «شعارهای هفته» کتاب‌های درسی پایه‌های ابتدایی، راهنمایی و متوسطه دهه‌های قبل و از سایر کتب، منابع و سایت‌های مرتبط با معارف اهل بیت(ع) است.%c2%ab%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85%c2%bb-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af
ارتباط این کتاب با منویات مقام معظم رهبری درباره حفظ و مفاهیم قرآن چیست؟
از اهداف این دو کتاب که می‌تواند تا حدود زیادی به مطالبات و منویات مقام معظم رهبری پاسخ دهد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1ـ توجه به ترویج فرهنگ و معارف قرآن کریم و اهل بیت(ع) برای تحقق سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی در کشور،
2ـ تقویت مهارت‌های پایه‌ای خواندن، فهمیدن، تدبر، تفکر و انس مستمر با قرآن و احادیث اهل بیت(ع)،
3ـ حفظ اجمالی احادیث مشهور و مناسب با نیاز دانش‌آموزان در هر پایه تحصیلی در کنار حفظ قرآن کریم، با تقویت انگیزه مخاطبان در اثر کسب تجربه موفق،

4، زمینه‌سازی تحقق اهداف آموزش عمومی قرآن کریم در خانه و مدرسه با بهره‌گیری از شیوه‌های آسان و همگانی،
5ـ در اختیار قرار دادن گنجینه‌ای از پیام‌های قرآنی و احادیث نورانی برای استفاده اقشار مختلف از جمله؛ معلمان، دانش آموزان، اولیا و کارشناسان و پژوهشگران قرآنی در طرح و برنامه‌های متنوع،

از ویژگی‌های فیزیکی و محتوایی این دو کتاب به چه مواردی می‌توان اشاره کرد؟%c2%ab%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85%c2%bb-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af
1ـ با توجه به چهار رنگ بودن کتاب، روایات به شکل آموزشی و منطبق با رسم‌الخط و شیوه علامت‌گذاری کتاب‌های درسی تنظیم و ارائه شده است.
2ـ در انتخاب آیات و احادیث، به شهرت، سادگی، کوتاهی و روانی عبارات و نیز قابلیت طرح برای بحث و گفت‌وگو در کلاس درس توجه شده است.
3ـ در کنار انتخاب موضوعات متنوع به عناوین نماز، انس روزانه با قرآن، علم‌آموزی، ظلم‌ستیزی، احترام به والدین و مسائل اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی تأکید بیشتری شده است.

4ـ به تدریجی بودن روش آموزش از ساده به مشکل و در قالب هفت سطح با هدف آموزش مهارت فهم آیات و روایات با بهره‌گیری از روش ترجمه و کشیدن خط زیر کلمات ساده و پرکاربرد توجه و تأکید شده است.
5ـ در انتخاب آیات و احادیث و ترجمه آنها، توانایی مخاطبان در خواندن، فهم و تدبّر اولیه و هم‌چنین نیازها، علایق و انگیزه آنها توجه شود؛ لذا معلمان و اولیای دانش‌آموزان در مقام آموزش، هم به موضوع پیام و حدیث و هم به ترجمه آن دقت کرده و در همین حد نیز از مخاطب انتظار شرح و توضیح داشته باشید.

انتظار شما از جامعه بویژه معلمان و مدارس چیست؟
انتظار این است که مدیران مدارس و معلمان علاقه‌مند با پرداختن به آموزش تدریجی این پیام‌های قرآنی و احادیث نورانی در فرصت‌های کوتاه و مناسب مدرسه و کلاس درس، ضمن تشویق دانش‌آموزان به حفظ نسبی آنها، زمینه انس عملی آنان با قرآن کریم و معارف اهل بیت(ع) را فراهم آورند.

مصاحبه با خبرگزاري فارس

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس مطرح کرد

چرا صدای زنگ قرآن مدارس شنیده نمی‌شود

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن با بیان اینکه چرا صدای زنگ قرآن مدارس شنیده نمی‌شود، گفت: با وجود اینکه در آموزش و پرورش هزینه‌های زیادی به نام قرآن برای برنامه‌های قرآنی می‌شود، اما این هزینه‌ها کمکی به ارتقای اهداف برنامه درسی نمی‌کند.

رضا نباتی مؤلف کتاب‌های درسی آموزش قرآن دوره ابتدایی در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش و پرورشخبرگزاری فارس در خصوص تغییرات کتاب‌های قرآن اظهار داشت: کتاب‌های درسی، دو،‌ سه سالی است که تغییر کرده‌اند اما درس قرآن پایه‌های چهارم تا ششم ابتدایی تغییری نداشته‌اند؛ بنابراین در پایه پنجم امسال تغییری نخواهیم داشت.

وی در پاسخ به این پرسش که «چه کنیم تا اشتیاق دانش‌آموزان به قرآن بیشتر شود؟»، افزود: چند مسئله وجود دارد، یک بخش آن به برنامه‌ریزان، معلمان و مجریان و نیز اولیای دانش‌آموزان برمی‌گردد، اشکال اساسی به نظر من مربوط به حوزه برنامه‌ریزی و اجراست که در این قسمت دچار یکسری باورهای غلط در جامعه هستیم.

نباتی ادامه داد: یک سری به عدم درک درست و کامل معلمان و مدارس از برنامه درسی مربوط می‌شود؛ می‌‌توانم بگویم با وجود اینکه در آموزش و پرورش، هزینه‌های زیادی به نام قرآن برای برنامه‌های قرآنی می‌شود، اما این هزینه‌ها کمکی به ارتقای اهداف برنامه درسی نمی‌کند.

* بسیاری از فعالیت‌های قرآنی  که به نام آموزش قرآن در کشور انجام می‌گیرد در واقع آموزش قرآن نیست

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی افزود: در واقع هدررفت اعتبارات و نیز اتلاف وقت و انرژی نیروی انسانی به خاطر آن است که این فعالیت‌ها در راستای وظیفه و مأموریت ذاتی آموزش و پرورش و مصوبات شورای عالی نیست؛ به عنوان نمونه در این سال‌ها بودجه نیم‌درصدی آموزش عمومی قرآن کشور که مصوب شورای توسعه فرهنگ قرآنی است، اعتبارات چند صد میلیاردی را سالیانه در اختیار وزارت آموزش و پرورش به عنوان مسئول آموزش عمومی قرآن قرار می‌دهد، اما این اعتبارات در راستای وظایف سازمانی و مأموریت ذاتی وزارت آموزش و پرورش هزینه نمی‌شود.

نباتی یادآور شد: می‌توان گفت اغلب باورهایی که درباره آموزش قرآن در کشور وجود دارد، اشتباه است و عدم موفقیت برنامه‌ها و آموزش‌ها در اثر پافشاری درحفظ این باورهاست، در این باره ضرورت دارد در اسرع وقت تجدید نظر لازم صورت پذیرد، برای نمونه می‌توان به جدا بودن حوزه آموزش مهارت‌های قرآن از معارف قرآن اشاره کرد که این یک خطای استراتژیک در آموزش قرآن کشور است.

وی اضافه کرد: ما مهارت‌های قرآن مانند روخوانی، روان خوانی و تجوید را یاد می‌دهیم و نام آموزش قرآن را روی آن می‌گذاریم، اما آن چیزی که قرآن به خاطرش نازل شده است یعنی هدایت مورد توجه قرار نمی گیرد و اتفاق نمی‌افتد؛ بسیاری از فعالیت‌های قرآنی  که به نام آموزش قرآن در کشور انجام می‌گیرد در واقع آموزش قرآن نیست.

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی گفت: این فعالیت‌هایی از نوع مقدمات آموزش عربی است مانند (روخوانی قرآن)، و یا مباحث هنری است مانند آموزش تجوید و صوت و لحن که چندان ارتباطی با آموزش قرآن ندارد، بلکه جزء فعالیت‌های تخصصی و هنری و مکمل آن هم برای افراد خاص به شمار می‌رود و نباید به عموم مردم تحمیل شود.

* وقتی قرآن آموزش داده شده است که بتواند در فرد تغییر رفتار ایجاد کند

نباتی بیان داشت: آموزش قرآن یعنی تعلیم کتاب الله، یعنی این که باید هدف اصل آموزش معنادار مبتنی بر نیاز زندگی فرد در آن دوره سنی باشد، طبیعتاً آموزش قواعد و مهارت‌ها باید در خدمت تعلیم کتاب الله و ابزار آن قلمداد شود و وقتی قرآن آموزش داده شده است که بتواند در فرد تغییر رفتار ایجاد کند.

مؤلف کتاب‌های درسی آموزش قرآن دوره ابتدایی افزود: نمونه کوچکی در این خصوص، تولید برنامه تلویزیونی باغ رویایی است که هر روز ساعت چهار از شبکه قرآن پخش می‌شد که در آن به جای آموزش مستقیم حروف، حرکات، قواعد مقدماتی و یا هنرهای تجویدی، صوت و لحنی، به این موارد به صورت جنبی و در حد نیاز عمومی اشاره می‌شود.

وی با بیان این که یکی از خطاهای استراتژیک ما این است که فکر می‌کنیم خواندن از فهمیدن جداست، گفت: خواندن یعنی فهمیدن و مگر می‌شود مطلبی را خواند و نفهمید؛ قرآن، ما را به خواندن، فهمیدن و تدبر و عمل به فرامین می‌خواند و این انتظارات باید در آموزش‌های ما نه تنها بروز و ظهور داشته باشد بلکه باید اصل و اساس باشد.

این کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی اضافه کرد: نگاه اخباری‌ این است که انسان‌ها به دلیل محدودیت‌هایی که دارند نمی‌توانند به فهم و بهره مندی مستقیم از قرآن بپردازند و باید از منابع دیگر نیز مانند احادیث و تفاسیر در این زمینه استفاده کنند، لذا آموزش قرآن را به خواندن بدون درک و فهم و تدبر محدود کرده‌اند، این یکی از حجاب‌هایی است که راه پیشرفت معرفتی از قرآن را مسدود کرده است.

نباتی افزود: متأسفانه تعلیم و تربیت غربی نیز کاملا مؤید این نگاه غلط است و باز متأسفانه اسناد تحولی هم این نگاه را تأیید می‌کند و نیازمند بازنگری است.

* آموزش باید معنادار باشد یعنی با نیازهای زندگی فرد در ارتباط باشد

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی اظهار داشت: یکی از باورهای غلط جامعه دینی ما تصور غلط از واژه و مفهوم «ثواب» است؛ ثواب محرک است برای پاسخی به نام عمل صالح؛ ثواب وسیله است اما متاسفانه تبدیل به هدف شده است و این یعنی تقلیل ارزش‌هایی مانند قرآن و نماز و .. به ثواب و سعادت اخروی و نیز ترویج این فکر که این امور تأثیر سرنوشت سازی بر زندگی دنیوی ما ندارد.

این کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی گفت: برای روشن شدن موضوع مثالی می‌زنم، شما برای این که فرزندتان نماز بخواند به او جایزه می‌دهید تا تشویق شود، این خیلی عالی است، اما اگر مراقبت نکنید و این کار را آن قدر تکرار کنید تا جایزه به هدف تبدیل شود، آن گاه فرزند شما شرطی می‌شود و نماز می‌خواند تا جایزه بگیرد و این یعنی نوعی انحراف و خطر برای بروز انحطاط در عرصه تربیت دینی جامعه.

وی افزود: ارائه الگوی مناسب برای سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی در گروی اصلاح چنین امور و زدودن چنین باورهایی از جامعه است.

نباتی با بیان اینکه از باورهای غلط دیگر این است که به بچه‌ها در کلاس قرآن تعداد حروف، حرکت و قواعد آن را یاد می‌دهیم، گفت: در صورتی که این‌ها چیزهایی نیست که آن ها احتیاج داشته باشند؛ امروز در دنیا می‌گویند آموزش باید معنادار باشد یعنی با نیازهای زندگی فرد در ارتباط باشد.

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن یادآور شد: یکی از باورهای غلط در آموزش قرآن این است که همواره بیان می‌شود می‌خواهیم در 20 تا 30 جلسه به بچه‌ها قرآن یاد دهیم تا همه بخش‌های آن را بخوانند؛ از نظر برنامه ریزی و هدف گذاری باید دید این هدف تا چه حد ضرورت و امکان دارد، همین تفکر باعث بروز آسیب‌های متعددی در حوزه آموزش قرآن است.

وی افزود: ما به جای چنین مطلبی باید بگوییم مخاطب ما در هر گروه سنی و با هر شغل و نگرشی چه بخش‌هایی از قرآن کریم را باید یاد بگیرد تا در زندگی به آن عمل کند و سپس باید به تعیین روش‌های آموزش آن آیات بپردازیم.

نباتی گفت: اینکه افراد باید با قرآن انس داشته باشند، مهم ترین هدف از آموزش قرآن است، اما چرا این اُنس برقرار نمی‌شود، به دو دلیل مهم است اولاً این که خود انس با قرآن محصول آموزش صحیح است و ثانیاً از همان ابتدای آموزش باید مورد توجه و تأکید جدی معلم قرآن و مؤسسان و برنامه ریزان باشد که البته تاکنون چندان مورد توجه نبوده است، به تعبیر دیگر اگر در اهداف برنامه آموزش قرآن موضوع انس با قرآن به صورت شفاف دیده شود و نیز محتوا و روش درست و معنادار باشد خود به خود انس با قرآن ایجاد می‌شود.

* در مقابل هدف‌ها و فعالیت‌ها باید برونداد آن نیز بررسی شود

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی یادآور شد: به عنوان نمونه مردم کشور ما اغلب در ماه مبارک رمضان ختم قرآن می‌کنند، اما چند درصد از آنها بعد از ماه رمضان هم با قرآن انس دارند و این به دلیل وجود باورهای غلط و اشکالات در حوزه آموزش قرآن است.

وی با تأکید به کار کارشناسی افزود: بزرگ ترین چالش در این حوزه مربوط به حوزه مدیریت قرآنی کشور است، مدیران به دلیل مسئولیت‌شان در امور کارشناسی به راحتی ورود پیدا کرده و اعمال نظر می‌کنند و هیچ گاه هم در مقابل اشتباهاتشان جوابگو نیستند.

این کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی گفت: به عنوان نمونه راه اندازی 10 هزار مدرسه قرآنی با صرف میلیاردها تومان با کدام نظر کارشناسی انجام شد، چرا یک دفعه جمع شد ، چرا در یک سال، سه میلیون و دویست هزار نفر حافظ قرآن معرفی و سال بعد خبری نمی‌شود، چرا سؤال نمی‌شود که بین این همه هزینه و برونداد و خروجی این همه تبلیغات چه نسبت معنادار و قابل قبولی وجود دارد ، چرا با مسرفین بیت المال برخورد نمی‌شود تا این شیوه ادامه نیابد.

وی اضافه کرد: بسیاری از مدیران درحوزه قرآن دلسوز هستند اما این دلسوزی کافی نیست زیرا آنها کارشناس نیستند، مدیریت‌های آنها عموماً تصدیق بلاتصور است، پول خرج می‌کنند اما درست خرج نمی‌کنند، به حرف کارشناسی بها نمی‌دهند و در نتیجه بسیاری از هزینه‌ها جز اتلاف نیروی انسانی و اسراف بیت‌المال و به وجود آوردن بدبینی و از بین رفتن انگیزه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد.

این کارشناس برنامه ریزی درسی گفت: در مقابل هدف‌ها و فعالیت‌ها باید برونداد آن نیز بررسی شود تا از نتایج آن برای ادامه کار و نه تکرار آن استفاده شود، یعنی اینکه آیا این هزینه با نتیجه تناسب دارد؛ به عنوان نمونه به این سوال ملی چند ده ساله پاسخ داده شود که چرا آموزش روخوانی قرآن از پیش دبستانی تا مقطع فوق‌لیسانس که یک واحد روخوانی قرآن دارند ادامه می‌یابد و چرا نتیجه نمی‌گیریم.

 وی با گلایه‌مندی از شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور اظهار داشت : اساساً هدف از تشکیل کمیسیون آموزش عمومی قرآن رفع همین مشکل و پاسخ به سؤال بالا بود اما چرا از بودجه‌های آموزش عمومی قرآن برای اصلاح و بهبود و تقویت ساعات آموزش قرأن استفاده نمی‌شود و چرا صدای زنگ قرآن مدارس شنیده نمی‌شود؟

* مهمترین آسیب آموزش عمومی قرآن کشور عدم توجه به تربیت نیروی انسانی ماهر است

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی ادامه داد: مهمترین آسیب آموزش عمومی قرآن کشور عدم توجه به تربیت نیروی انسانی ماهر است، تربیت نیروی انسانی مغفول‌ است زیرا هزینه‌بردار است و بخش اعظم اعتبارات آموزش عمومی قرآن را می‌بلعد و به دلایلی که گفته شد باز هم مشکل به قوت خود باقی است.

وی با اشاره به بودجه آموزش و پرورش عمومی قرآن افزود: 200 میلیارد تومان بودجه آموزش عمومی قرآن آموزش و پرورش است که 70 تا 80 درصد آن تخصیص پیدا کرده است، اما از این بودجه چقدر هزینه برنامه رسمی و مأموریت ذاتی آموزش و پرورش می‌شود، یعنی بودجه را در جاهایی هزینه می‌کنیم که هیچ ربطی به وظایف آموزش و پرورش ندارد چرا که وظیفه آموزش و پرورش، آموزش عمومی قرآن یعنی خواندن و فهم اولیه و انس با قرآن است.

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی افزود: در بحث آموزش نیروی انسانی، بحث تخصص معلمان، روش‌های نوین و کارآمد تدریس، ارزشیابی پیشرفت تحصیلی، مهارت‌های ارتباطی معلمان با دانش‌آموزان، خصوصیات فردی معلمان، پایبندی عملی معلمان قرآن به مسائل اعتقادی و مذهبی، چیزهایی است که باید برای آن وقت و هزینه اختصاص داده شود.

نباتی در پاسخ به این پرسش که « آیا در نگارش کتاب‌های قرآن، سبک جدیدی به کار برده شده است؟»، گفت: بله، با وجود مشکلات متعدد تا حد توان و بضاعت علمی و مبتنی بر پیوست‌های پژوهشی و کاربست آن ها، توجهات خوبی به ارائه اهداف و محتوا و روش‌های جدید شده است اما این که چقدر معلمان نسبت به آشنایی و استفاده از آنها آموزش دیده و نظارت می‌شوند، جای بحث دیگری است؛ حقیقت این است که بزرگ ترین مشکل آموزش و پرورش در این زمینه پس از نیروی انسانی ماهر، بی توجهی به نظارت و ارزیابی وضعیت اجراست، همین مطلب نشان می‌دهد که نگاه مسئولان هنوز از کمی نگری به سوی کیفی نگری تغییر نکرده است.

وی با طرح مثالی ادامه داد: دانش‌آموزان در دوره ابتدایی هفته‌ای 3 زنگ قرآن دارند، کتاب درسی داشته و به معلم برای تدریس این درس حقوق داده می‌شود ولی همین ساعات به دلیل عدم حمایت و نظارت اغلب تشکیل نمی‌شود و یا درست اجرا نمی‌شود و مسئولان این ساعات پر ارزش موجود را رها کرده و به دنبال فعالیت‌های غیر مرتبط با مأموریت‌های ذاتی این وزارتخانه، مانند برگزاری طرح ملی حفظ قرآن که در واقع وظیفه آموزش و پرورش نیست می‌پردازند.

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی به خبرنگار فارس گفت: در حال حاضر آموزش و پرورش تعداد زیادی مدارس تخصصی قرآن راه‌اندازی کرده‌است و خوب است این مدارس که با تصویب شورای عالی آموزش و پرورش تشکیل شده، مجدداً احیا شود؛ چرا که برنامه درسی و آموزشی این مدارس سطح غنی شده مدارس عادی و کاملاً منطبق با وظایف و ماموریت آموزش و پرورش است.

نباتی با بیان اینکه نباید از این بودجه‌های کمکی صرفاً به عنوان کارهای تبلیغی و رسانه‌ای استفاده کرد، گفت: امروز شعار تحول بنیادین در‌ آموزش و پرورش مستلزم پرداختن به تربیت و آموزش نیروی انسانی متخصص است و داشته‌های ما ساعت آموزش قرآن و کتاب درسی و معلمان قرآن هستند؛ تحول بنیادین یعنی اینکه مادامی که ساعت قرآن، کتاب و معلم دچار نقص است و نیاز به آموزش، تکمیل، توسعه و تقویت دارد نباید به کار دیگری بپردازیم.

* چرا «یکپارچه ‌سازی فعالیت‌های قرآن آموزش و پرورش» اجرایی نشد؟

مؤلف کتاب‌های آموزش قرآن دوره ابتدایی افزود: اهداف آموزش عمومی قرآن تصویب شده است، اما مبانی و راهنمای عمل آن که محدوده و چارچوب و تعاریف آن را مشخص می‌کند، ارائه نشده است؛ در نتیجه هر ارگان و مؤسسه‌ا‌ی به سلیقه خود به آن عمل می‌کند، در این زمینه شورای توسعه و کمیسیون آموزش عمومی باید پاسخگو باشد.

نباتی با تأکید بر اینکه مدیران باید مدیریت کنند و کارشناسان باید کارشناسی کنند، گفت: وضعیت موجود زمانی به سوی وضعیت مطلوب پیش خواهد رفت که مدیران، مدیریت کرده و کارشناسان، کارشناسی کنند؛ بسیاری از فعالیت‌های قرآنی کشور با این که خوب تعریف شده‌اند اما همواره گرفتار سوء مدیریت هستند.

وی افزود: یکی از مهمترین آسیب‌ها از سوی والدین و خانواده ها وارد می شود، سوال این است که در برنامه ریزی‌ها آیا خانواده‌ها واقعا پیگیر درس قرآن فرزندان خود هستند.

نباتی تصریح کرد: جناب آقاي دكتر فانی وزیر محترم آموزش و پرورش در برنامه پیشنهادی خود هنگام معرفی برای تصدی وزارت آموزش و پرورش بندی آورده بود و آن «یکپارچه ‌سازی فعالیت‌های قرآن آموزش و پرورش» بود؛ در طول دو سال گذشته انتظار این بود که این وعده محقق شود؛ چرا که فعالیت قرآنی آموزش و پرورش با توجه به سیستم جزیره‌ای بودن آن بیش از این توان نداشته و با وضعیت موجود هیچ وقت به موفقیت نخواهد رسید.

 

بهترین راه تکریم استاد محدث، توسعه آموزش قرآن همراه با فهم آیات است.

مرحوم محدث، آموزش مفاهیم قرآن را در کشور احیاء کرد

گروه فعالیت‌های قرآنی: کارشناس دفتر تألیف کتب درسی آموزش و پرورش گفت: مرحوم «سیدهادی محدث» آموزش مفاهیم قرآن را در کشور احیاء کرد و این استاد قرآنی معتقد بود که توجه به فهم قرآن حلقه گمشده آموزش قرآن در کشور است.

رضا نباتی، کارشناس دفتر تألیف کتب درسی آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن ( ایکنا(  ضمن تسلیت به مناسبت درگذشت «سیدهادی محدث» مؤلف کتب درسی قرآنی، اظهار کرد: وی از خادمان و پیشکسوتان قرآنی بود که سال 1389 به عنوان خادم قرآن کشوری شاخته شد؛ این استاد قرآنی قبل از انقلاب اسلامی از مبارزان انقلابی بود.
وی ادامه داد: مرحوم محدث که مهندس فیزیک نیز بود و به تدریس فیزیک می‌پرداخت، فعالیت‌های قرآنی خود را در کنار آموزش فیزیک انجام می‌داد و برای چندین سال مشاور قرآنی حسین مظفر، وزیر اسبق آموزش و پرورش و صاحب تألیفات متعددی بود که کتاب‌های 9 جلدی مفاهیم آموزش قرآن مهد قرآن از آثار این استاد قرآنی بود.

مشاركت در تاليف کتاب‌های جدیدالتألیف قرآن پایه هفتم و هشتم از آثار استاد محدث است

کارشناس دفتر تألیف کتب درسی آموزش و پرورش با یادآوری این که هم چنین کتاب‌های درسی قرآن دوره راهنمایی از آثار استاد محدث است، افزود: کتاب‌های درسی قرآن پایه‌های هفتم و هشتم که امسال برای نخستین‌بار به چاپ رسیده‌اند نیز از جمله تألیفات این استاد قرآنی بوده که مرحوم محدث نقطه نظرات زیادی در زمینه تألیف این کتاب‌ها داشته‌اند و همچنین مطالعات ژرف و دقیقی در این حوزه داشته‌اند.
وی با عنوان این مطلب که استاد محدث، آموزش مفاهیم قرآن را در کشور احیا کرد، ادامه داد: این استاد قرآنی توانست با فعالیت‌های گسترده خود در امر آموزش مفاهیم قرآن کریم و تألیف کتب درسی قرآنی، قرآن را از سال 78 در آموزش و پرورش احیا و بحث آموزش قرآن را در آموزش و پرورش متحول کند.

استاد محدث دغدغه‌های زیادی در حوزه قرآنی داشت

نباتی ادامه داد: استاد محدث با نگاه توسعه سواد قرآنی که شامل چهار ویژگی؛ خواندن، فهمیدن، تدبر و انس روزانه با قرآن بود فعالیت‌های خود را دنبال می‌کرد و دغدغه‌های زیادی در حوزه قرآن داشت؛ خیلی وقت‌ها در دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی آموزش و پرورش می‌گفت، بیایید بنشینید درباره فعالیت‌های قرآنی کشور صحبت کنیم و از کارشناسان دفتر تألیف کتب درسی، نظرات و پیشنهادت را دریافت می‌کرد و این استاد قرآنی به واقع برای قرآن و فعالیت‌های قرآنی وقت می‌گذاشت و تلاش می‌کرد تا همواره اطلاعات و دانسته‌های ما را اصلاح و تقویت کند.
وی یادآور شد: از دست دادن استاد محدث برای ما همانند کسی است که پدرش را از دست داده است، وی همانند یک پدر که فرزندان خود را راهنمایی می‌کرد ما را راهنمایی می‌کرد و در این کار بسیار نکته‌سنج و دقیق بود و به دلیل تجربه بالا و حافظه خوبی که داشت اشکالات کار ما را خیلی سریع متوجه می‌شد؛ مرحوم محدث با اینکه سن بالایی داشت اما خیلی پرجنب و جوش بود و همواره پی‌گیر فعالیت‌های قرآنی بود.

توجه به فهم قرآن حلقه گم‌شده آموزش قرآن در کشور است

این کارشناس قرآنی با بیان اینکه مرحوم محدث همواره عنوان می‌کرد که توجه به فهم قرآن حلقه گم شده آموزش قرآن در کشور است، ادامه داد: این حرف استاد محدث کاملا درست بود؛ هم‌اکنون می‌توانیم به این موضوع پی ببریم که اگر قرائت قرآن بدون فهمیدن باشد، ظلم بزرگی به قرآن است و همان طور که این استاد قرآنی همواره بر آن تأکید داشته‌اند، نفهمیدن قرآن حلقه گم شده آموزش قرآن در کشور است.
وی ادامه داد: مرحوم محدث در سال جاری برای تألیف کتاب قرآن پایه اول ابتدایی تلاش بسیاری داشت و در تألیف این کتاب همواره به این نکته توجه می‌کرد که آموزش قرآن باید همراه با فهم قرآن باشد که البته این کتاب هم‌اکنون به صورت آزمایشی در برخی از مدارس کشور تدریس می‌شود.
نباتی در این بخش از سخنان خود با تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به پیشکسوتان و اساتید قرآنی، عنوان کرد: در همین ایام تلاش داشتیم تا مراسمی از فعالیت‌های چندین دهه این استاد قرآنی تجلیل کنیم که متأسفانه به دلیل بیماری این استاد کار به تعویق افتاد اما به هر حال به زودی مراسمی برای گرامیداشت این استاد قرآنی برگزار خواهیم کرد.
وی با یادآوری اینکه استاد محدث، حرفش از خودش مهم‌تر است، گفت: دغدغه مرحوم محدث فهمیدن قرآن بود و باید بتوانیم به یادگاری این استاد قرآنی که همان فهم قرآن است، بپردازیم، زیرا این توجه ویژه او به فهم قرآن بود و در این زمینه با توجه به اینکه این استاد قرآنی، نگاه مهندسی نیز داشتند کارهای خود را با دقت زیادی انجام می‌دادند و کارهایی که انجام می‌دادند فقط در حد شعار نبود و به صورت کاملا عملیاتی به فعالیت‌های قرآنی و تألیف کتاب‌های درسی نگاه می‌کردند.

وی با یادآوری اینکه مقام معظم رهبری هم این استاد قرآنی را تایید کرده بودند، گفت: نقطه نظرات این استاد قرآنی هم‌اکنون به جای خوبی رسیده است و ما که شاگردان این استاد هستیم این قول را با خود بسته‌ایم که راه این استاد قرآنی را دنبال کنیم تا روح آن مرحومه در بحث قرآن از ما راضی باشد
نباتی در بخش پایانی سخنان خود اظهار کرد: از جامعه قرآنی درخواست دارم به شناخت افکار اساتیدی مانند استاد محدث بپردازند تا ببینند نقطه نظرات و دغدغه‌های این استاد قرآنی چه بود؛ استاد محدث با وجودی که پنج سال بیماری سرطان داشت و شیمی درمانی می‌شد اما با آن وضعیت بیماری خود و مشکلات ریوی که داشت یک لحظه آرام نداشت و همچنین یکی از ویژگی‌های این استاد آن بود که دائم‌الذکر بود.

استاد « سیدهادی محدث »، دعوت حق را لبیک گفت.

صبح امروز؛

‹‹ سیدهادی محدث »، از مؤلفين کتاب هاي درسی قرآنی دعوت حق را لبیک گفت.

استاد گرامي مهندس « سید هادی محدث »، از فعالان جامعه قرآنی کشور که عمر خود را در تالیف کتب درسی در عرصه آموزش قرآن کریم و نشر و گسترش معارف متعالی آن صرف کرد، صبح امروز چهارشنبه، 16 بهمن‌ماه به لقای معبود خود شتافت.

وی در کارنامه کاری خود علاوه بر تالیفات کتب متعددی هم چون « آموزش ترجمه و مفاهیم قرآن کریم» در سطوح کودکان و بزرگسالان، در مقاطع مختلف تحصیلی نیز به تدریس آموزش قرآن کریم اهتمام داشت.
 
این ضایعه تاسف‌بار را به تمامی بازماندگان آن مرحوم و جامعه قرآنی كشور تسلیت می‌گویيم
.

مصاحبه با خبرگزاري فارس  92/09/19 - 12:44     شماره: 13920916001328

رضا نباتی در گفت‌وگو با فارس:

تدریس قرآن در دوره ابتدایی باید توسط آموزگار پایه انجام شود

مؤلف کتاب‌های قرآن مدارس با بیان اینکه وظیفه آموزش و پرورش تربیت پزشک، مهندس یا حافظ قرآن نیست بلکه باید زمینه‌ای برای کسب حداقل سواد دانش‌آموزان ایجاد کند، گفت: تدریس قرآن توسط معلم غیرپایه در مقطع ابتدایی ترویج فرهنگ سکولار است.

به گزارش خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری فارس، آموزش قرآن در مدارس پیوسته مورد نقد جامعه قرآنی قرار دارد، به طوری که برخی از فعالان قرآنی از نحوه آموزش‌های قرآن در مدارس گلایه‌مند هستند و دلیل ناکارآمدی و عدم تربیت قرآنی در جامعه را مدارس می‌دانند، اما مسئولان آموزش و پرورش معتقدند که وظیفه آموزش و پرورش آموزش‌های تخصصی قرآن نیست و باید به تحقق اهداف آموزش عمومی قرآن طبق رویکردها و مبانی که در اسناد بالادستی آمده بپردازد تا همه دانش آموزان بتوانند از این حق آموزش به صورت یکسان بهره ببرند.

رضا نباتی مؤلف کتاب‌های قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری فارس با اشاره به بدفهمی آموزش قرآن در کشور به ویژه در بین جامعه قرآنی گفت: تصور جامعه قرآنی از آموزش قرآن در مدارس، آموزش‌های تخصصی قرآن است، در صورتی که وظیفه اصلی آموزش و پرورش در آموزش قرآن تحقق سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری و اهداف سند تحول بنیادین، و همچنین سند برنامه درسی ملی است.

*وظیفه آموزش و پرورش ایجاد زمینه‌ای برای کسب حداقل سواد قرآنی همه دانش‌آموزان است

وی با بیان اینکه در دوران تحصیل باید سواد قرآنی دانش‌آموزان ایجاد و تقویت شود، افزود  این سه سند بر تحقق فرهنگ و سواد قرآنی دانش‌آموزان تأکید دارد، یعنی آموزش و پرورش مکلف به افزایش توانمندی‌های قرآنی عمومی افراد است، نه این که در حوزه‌های تخصصی قرآن ورود پیدا کند.

نباتی با اشاره به اینکه سواد قرآنی دارای چهار رکن است، اظهار داشت: منظور از سواد قرآنی، کسب حداقل دانش و مهارت پایه از آموزش قرآن است که هر شهروند مسلمان ایرانی باید از آن برخوردار باشد؛ به زبان عامیانه کف یادگیری قرآن.

مؤلف کتاب‌های قرآن وزارت آموزش و پرورش، کسب مهارت خواندن را اولـین و مهمترین رکن از ارکان آموزش قرآن عنوان کرد و گفت: خواندن قرآن در مدارس به معنای قرائت قرآن با رعایت فنون چهارگانه قرآن یعنی تجوید، صوت و لحن، وقف و ابتداء نیست، بلکه منظور فقط صحیح‌خوانی آیات قرآن کریم است.

نباتی با اشاره به مطلبی با عنوان «مدارس کشور فاقد آموزش‌های تخصصی قرآن است» که در روز شنبه 16 آذر ماه بر خروجی خبرگزاری فارس قرار گرفت، ادامه داد: وقتی می‌گوییم آموزش‌های تخصصی در مدارس وجود ندارد، افراد فکر می‌کنند که در مدارس باید به آموزش‌های تخصصی همچون آموزش هنر قرائت یا حفظ قرآن کریم پرداخته شود در حالی که این تصور نادرستی است، چرا که همه دانش‌آموزان استعداد، علاقه و پشتکار لازم را برای فراگیری این فنون ندارند و در اسناد بالا دستی هم به این امور اشاره نشده است. 

*توجه به آموزش‌های تخصصی در مدارس تضییع حقوق اکثریت دانش‌آموزان است

وی در ادامه تصریح کرد: با توجه به اینکه آموزش و پرورش یک حق عمومی است، تمامی شاگردان به یک اندازه از آموزش قرآن سهم دارند و اگر ما به آموزش های تخصصی قرائت، تجوید و سایر هنرهای قرآنی توجه کنیم، مجبوریم اعتبارات و نیروی انسانی فراوانی را در این قسمت متمرکز کنیم و در نتیجه از سایر قسمت‌ها و نیز از اهداف اصلی باز بمانیم و این در حقیقت جفا در حق مردم است.

این مؤلف کتاب‌های قرآن با اشاره به تفاوت‌ استعدادهای دانش‌آموزان، خاطر نشان کرد: طبق مبانی روانشناسی یادگیری، هوش‌های چندگانه و همچنین تفاوت‌های فردی، تمامی فراگیران توانایی رسیدن به این جایگاه را ندارند، بنابراین اگر ما به آموزش‌های خاص در آموزش و پرورش تأکید کنیم، باعث سرخورده شدن بسیاری از دانش آموزان و نیز اعتراض خانواده‌های آنها می‌شویم که این امر به نفع نظام و قرآن نیست.

* وظیفه آموزش و پرورش تربیت مهندس، پزشک یا حافظ و قاری قرآن نیست

نباتی با بیان اینکه این نگاه که تمامی دانش‌آموزان باید در آموزش و پرورش حافظ و قاری قرآن شوند تصوری اشتباه است، تصریح کرد: برای یادگیری هر رشته و هنری حداقل سه چیز لازم و ضروری است؛ استعداد، علاقه و انگیزه و پشتکار. اگر کسی استعداد حافظ یا قاری شدن را نداشته باشد، یعنی به اصطلاح علمی هوش موسیقایی و یا هوش فضایی نداشته باشد هر چقدر هم ما در این رابطه هزینه کنیم، علاوه بر اتلاف بودجه و فشار بر افراد، حق عمومی مردم را ضایع کرده‌ایم.

مؤلف کتاب‌های قرآن دفتر تألیف وزارت آموزش و پرورش با انتقاد از انتظارات برخی افراد در زمینه آموزش قرآن مدارس، گفت: انتظاراتی که برخی از افراد از آموزش و پرورش دارند، درست نیست. آموزش و پرورش وظیفه تربیت مهندس، پزشک، حافظ یا قاری قرآن را ندارد بلکه وظیفه آموزش و پرورش، آموزش حداقل‌های دانش و مهارت‌های قرآنی است؛ به طور مثال، ما در آموزش و پرورش همان طور که مسئول آموزش سواد ریاضی، سواد اجتماعی، سواد بهداشتی یا سواد کامپیوتر هستیم، مسئول آموزش سواد قرآنی هم هستیم. بنابراین آموزش و پرورش باید با توجه به اسناد و اهداف بالا دستی مورد نقد قرار گیرد.

*وجود واحد روخوانی قرآن در دانشگاه‌ها نشان از ضعف نظام آموزشی است

نباتی در ادامه با اشاره به اهمیت توجه به درس قرآن در مدارس، خاطر نشان کرد: هم‌اکنون در دانشگاه‌ها واحد روخوانی قرآن تدریس می‌شود، در حالی که آموزش روخوانی قرآن وظیفه مدارس است و دانش‌آموزان باید در پایان سوم ابتدایی به روخوانی قرآن مسلط شده باشد.

این مؤلف کتاب‌های درسی قرآن مقطع ابتدایی، آموزش روخوانی قرآن در دانشگاه‌ها را ضعف آموزشی دانست و گفت: تدریس روخوانی قرآن وظیفه آموزش و پرورش در پایه سوم ابتدایی است و آموزش و تدریس آن در دانشگاه بر خلاف عقل و منطق و همچنین نشان از  یک ضعف اساسی است.

وی با اشاره به اینکه بسیاری از اهالی جامعه قرآنی از روی دلسوزی، به برنامه های آموزش قرآن در مدارس خرده‌ می‌گیرند، تصریح کرد: اگر دانش‌آموزی در پایه سوم ابتدایی توانایی خواندن قرآن را نداشته باشد باید وزارت آموزش و پرورش پاسخگو باشد، اما توجه به حافظ یا قاری شدن دانش‌آموزان در اهداف آموزش و پرورش پیش‌بینی نشده است، بنابراین نباید کسی انتظار پرداختن به اینگونه آموزش‌های تخصصی در مدارس را داشته باشد.

*بدفهمی اهداف آموزش قرآن در مدارس سبب ایجاد تداخل در فعالیت‌ها می‌شود

نباتی افزود: بدفهمی اهداف آموزش قرآن در وزارت آموزش و پرورش و بی‌توجهی به آن‌ها یکی از بزرگترین مشکلات است، در این راستا برنامه «خانه قرآن» که هر روز از شبکه رادیویی قرآن پخش می‌شود و تا پایان سال نیز ادامه دارد ضمن ارائه نحوه تدریس کتاب‌های درسی قرآن دوره‌های سه‌گانه تحصیلی، تلاش دارد تا فرهنگ آموزش قرآن کشور را بهسازی کند، البته این برنامه نیازمند اطلاع‌رسانی بیشتری است.

* تربیت 10 میلیون حافظ قرآن بدون برنامه‌ریزی و کارشناسی غیر ممکن است

وی با بیان اینکه آموزش و پرورش موظف به اجرای بند 4-4 سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در رابطه با آموزش و پرورش است، نه این که موضوع تربیت 10 میلیون حافظ قرآن را محور برنامه‌های خود قرار دهد، گفت: هدف اصلی آموزش و پرورش، آموزش مقدماتی حفظ یعنی حفظ نسبی برخی از سوره‌های کوچک، پیام‌ها و عبارت‌های قرآنی مشهور قرآن است و نباید از آموزش و پرورش توقع داشت که 10 میلیون حافظ قرآن تربیت کند، چرا که تحقق این امر بدون برنامه‌ریزی دقیق و کارشناسانه غیر ممکن است.

*هدف آموزش و پرورش تحقق سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در رابطه با قرآن است

مؤلف کتاب‌های قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش اظهار داشت: بند 4/4 سیاست ابلاغی مقام معظم رهبری در رابطه با انس دانش‌آموزان با قرآن کریم و آشنایی با فرهنگ و سواد قرآنی و همچنین آموزش روخوانی، روان‌خوانی و مفاهیم قرآنی است و آموزش و پرورش باید سعی در تحقق این اهداف داشته باشد؛ زیرا به طور حتم در آینده نزدیک مقام معظم رهبری و اسناد بالادستی این اهداف را از آموزش و پرورش مطالبه خواهند کرد و نه تربیت ده میلیون حافظ قرآن را.

*جایگاه هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی در آموزش قرآن در حد بسیار خوبی است

نباتی با بیان اینکه آشفتگی فعالیت‌های قرآنی در کشور، نتیجه نبود اهداف بالادستی است، تصریح کرد: وزارت آموزش و پرورش در حوزه برنامه‌ریزی، سیاستگذاری، تدوین اسناد و تهیه کتاب‌های درسی نمره کامل و امتیاز خوبی دارد، اما در حوزه اجرا قسمت‌هایی که باید برای رسیدن به این اهداف تلاش کنند، کمی ضعیف عمل کرده‌اند و دلیل آن هم نبود اسناد بالادستی بوده است، اما امروز دیگر بهانه‌ای برای پراکنده کاری و اعمال سلیقه وحود ندارد.

* فعالیت‌های فوق برنامه و پرورشی باید در راستای تحقق اسناد بالادستی باشد

مؤلف کتاب‌های قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه نباید در ساعات درس قرآن مدارس به انجام فعالیت‌های دیگر پرداخته ‌شود، خاطر نشان کرد: برای اجرای هر طرح و برنامه‌ای باید از شورای عالی آموزش و پرورش مجوز گرفته شود تا قابلیت اجرا داشته باشد، در صورتی که این امر محقق نمی‌شود و استان‌ها، مناطق و مدارس بدون هماهنگی فعالیت‌های فوق برنامه و غیر ضروری که وظیفه آموزش و پرورش نیست را اجرایی و هزینه‌های زیادی را تحمیل می‌کنند.

* آموزش درس قرآن در دوره ابتدایی باید توسط آموزگار پایه تدریس شود

نباتی با اشاره به اهمیت تدریس درس قرآن در مدارس ابتدایی توسط آموزگار پایه، اظهار داشت: درس قرآن چه در مدارس دولتی و چه در سایر مدارس، باید توسط معلم پایه تعلیم شود و طبق قانون تنها آموزگار پایه باید به آموزش قرآن در مقاطع ابتدایی بپردازد، در دوره ابتدایی، آموزش تخصصی وجود ندارد، بلکه ایجاد ارتباط عاطفی با دانش‌آموزان و آموزش مهارت‌های اولیه و در نهایت تحقق تربیت اسلامی مورد نظر است. در این دوره، اهداف عمومی و پایه پیگیری می‌شود در حالی که در پایه‌های بالاتر، موضوعات کمی تخصصی‌تر شده و از دبیران درسی که به درس مورد نظر تسلط دارند، استفاده می‌شود.

*تدریس قرآن توسط معلم غیر پایه در مقطع ابتدایی، ترویج فرهنگ سکولار است

وی تصریح کرد: اگر در دوران ابتدایی آموزش قرآن را از آموزگار پایه بگیریم، فرهنگ سکولار را ترویج کرده‌ایم، یعنی ما آموزگار را از قرآن و معنویت آن دور می‌کنیم که این نگاه با سند تحول بنیادین و شکوفایی فطرت انسانی و اسلامی که هدف اصلی برنامه‌های درسی است، در تضاد است.

مؤلف کتاب‌های قرآن دوره ابتدایی دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: آموزگاران پایه فارغ‌التحصیل تربیت معلم هستند و دوره آموزش‌های علوم، فارسی، ریاضی و قرآن گذرانده‌اند و تعهد دارند که قرآن را نیز همچون سایر دروس به مدت 30 سال تدریس کنند.

نباتی افزود: تدریس قرآن توسط معلم غیر پایه به دلیل این است که آموزش‌های تخصصی همچون قرائت و حفظ، بدون دلیل وارد آموزش و پرورش شده است اما باید متذکر شد که آموزش‌های تخصصی قرآن در چشم‌انداز و اهداف وزارت آموزش و پرورش نیست. بنابراین، این چنین نگاه‌هایی نیاز به اصلاح دارد که امیدواریم در دولت جدید به یکپارچه کردن فعالیت‌های قرآنی آموزش و پرورش بر اساس اسناد بالادستی تأکید و توجه شود تا بتوانیم آموزش قرآن را متناسب با اهداف تعیین شده پیگیری کنیم.

ايكنا -  یک شنبه 17 آذر 1392 10:13 شماره خبر : 1335552

حجت‌الاسلام رضازاده‌جویباری:

بهترین وزارتخانه برای آموزش عمومی قرآن آموزش و پرورش است

اگر بخواهیم در بحث آموزش عمومی قرآن واقع‌نگر باشیم به این نتیجه می‌رسیم که بهترین وزارتخانه برای آموزش عمومی قرآن آموزش و پرورش است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، برنامه رادیویی « افق » روز گذشته، 16 آذرماه با حضور محمدحسین فریدونی، دبیر مجمع مشورتی شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و حجت‌الاسلام‌ والمسلمین محمد رضازاده‌جویباری، مدیر موسسه قرآن و نهج‌البلاغه با موضوع «آموزش عمومی قرآن» به روی آنتن شبکه رادیویی قرآن رفت.

براساس این گزارش، محمدحسین فریدونی، دبیر مجمع مشورتی شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور در ابتدای این برنامه رادیویی با اشاره به اهداف آیین‌نامه آموزش عمومی قرآن کشور که به تازگی به تصویب شورای توسعه فرهنگ قرآنی رسیده است، اظهار کرد: یک سری راهبردها برای بحث رسیدن به اهداف در حوزه آموزش عمومی در ماده سه منشور در نظر گرفته شده که این راهبردها شامل مباحثی از جمله هدایت فرآیندهای آموزشی، پژوهشی، تبلیغی و پژوهشی به سمت کاربردی کردن مفاهیم قرآنی در زندگی است.

وی ادامه داد: اصل تدوین اهداف آیین‌نامه آموزش عمومی قرآن اخیراً به تصویب رسیده است و این آیین‌نامه از سوی کمیسیون آموزش عمومی قرآن تدوین و در نهایت به تصویب شورای توسعه فرهنگ قرآنی رسید و به دستگاه‌های فرهنگی و قرآنی کشور ابلاغ شد.

بسیاری از نهادهای قرآنی فقط به ارائه آمار و ارقام می‌پردازند

وی ادامه داد: برخی از اساتید و صاحب‌نظران قرآنی آموزش و پرورشی بوده‌اند، اما نکته مهم این است که آموزش و پرورش تاکنون تا چه اندازه از این اساتید و صاحب‌نظران استفاده کرده است، البته مشکل اصلی در برنامه‌های قرآنی این است که بسیاری از نهادها فقط به ارائه آمار و ارقام اکتفا می‌کند که البته آموزش و پرورش نیز طی سال‌های گذشته به همین نحو فعالیت داشته و آمارهای میلیونی برای تربیت حافظان قرآن کریم اعلام کرده است؛ البته اعلام این آمارها هیچ لزومی ندارد و بهتر است که تعداد کمی حافظ قرآن تربیت شود، اما کیفیت مورد توجه باشد.

در این بخش از برنامه رضا نباتی، کارشناس دفتر تألیف وزارت آموزش و پرورش طی برقراری ارتباط زنده تلفنی با برنامه رادیویی « افق» درباره اهداف آیین‌نامه آموزش عمومی قرآن کشور گفت: تصویب اهداف آیین‌نامه آموزش عمومی قرآن امری لازم و ضروری بود که جای تقدیر و تشکر دارد، اما وزیر آموزش و پرورش در برنامه‌ای که به مجلس ارائه کرده بود یک بند بیشتر درباره قرآن نیاورده بود که این موضوع هم یکپارچه‌سازی فعالیت‌های قرآنی بود و اگر وزیر آموزش و پرورش همین یک هدف را در زیرمجموعه خود و در کمیسیون آموزش عمومی قرآن بوده، درست استفاده کند؛ آموزش و پرورش می‌تواند مجری خوبی برای آموزش عمومی قرآن باشد.

نباتی ادامه داد: آموزش و پرورش در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی اقدامات خوبی انجام داده است و اهداف آموزش عمومی قرآن بسیار ارزشمند، خوب و درست است و این اهداف چون قانوان است، تمامی دستگاه‌های قرآنی کشور باید خود را ملزم به اجرای این اهداف بداند.

آموزش و پرورش به تربیت حافظان جزء 30 قرآن بپردازد

در این بخش از برنامه حجت‌الاسلام والمسلمین رضازاده‌جویباری با اشاره به بحث تربیت 10 میلیون حافظ قرآن کریم که از سوی مقام معظم رهبری مطرح شده است، گفت: نظر مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم تربیت 10 میلیون حافظ قرآن کریم این نبوده است که طی دو یا سه سال آینده 10 میلیون حافظ قرآن داشته باشیم و این چیزی نیست که در عرض دو سال تولید شود و به این سادگی‌ها نیست، اما در بحث اینکه آموزش عمومی قرآن در حد جزء 30 اگر آموزش و پرورش جدی باشد و از همه ظرفیت‌ها استفاده کند؛ می‌تواند در 10 سال آینده 10 میلیون حافظ قرآن در حد چند جزء قرآن تربیت کند.

وی ادامه داد: مسئولیت آموزش عمومی قرآن و تربیت حافظان قرآن کریم را نمی‌تواند به موسسات قرآنی واگذار کرد و متولی اصلی باید آموزش و پرورش باشد، اما موسسات قرآنی می‌توانند هم حافظان تخصصی قرآن(حافظان کل قرآن) تربیت کنند یا به تربیت مربی و معلم قرآنی بپردازند؛ اما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم با این بودجه‌های کمی که به موسسات قرآنی داده می‌شود، طبیعی است که این موسسات ظرفیت لازم برای آموزش عمومی قرآن را نداشته باشند.

همچنین، فریدونی درباره اسناد بالادستی قرآن، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، سند برنامه درسی ملی و... گفت: اسناد بالادستی معمولاً به اجمال می‌گذرد تا جزئیات در اسناد تفسیلی مشخص شود، البته در حوزه قرآنی هم به همین شکل است و قبل از اینکه موضوع منشور توسعه فرهنگ قرآنی مطرح شود، کارهایی قبلاً انجام شده بود و کارشناسانی که در مراکز مختلف فرهنگی هستند به این دلیل که دغدغه دینی دارند با توجه به نگاه خود و احساس نیاز جامعه بندهایی را آورده‌اند که این بندها عام است و منافالتی با اهداف آموزش عمومی قرآن ندارد.

خبرگزاري راديو قرآن تاريخ،  يكشنبه پنجم آبان 1392 ( روابط عمومي )

 برای دریافت فایل صوتی برنامه اینجا را کلیک کنید.

 http://radioquran.ir/?part=news&inc=news&id=1796


اهداف آموزش عمومی قرآن کریم مورد بررسی

در برنامه افق، توسط شورای توسعه فرهنگ قرآنی تصویب شد.


كارشناس حاضر در برنامه «افق» راديو قرآن كه شنبه، چهارم آبان‌ماه، به روی آنتن رفت، با بيان اينكه اهداف هشت‌گانه آموزش عمومی قرآن هنوز به تصويب نهايی نرسيده است، گفت: كميسيون آموزش عمومی قرآن طبق كدام اهداف، اعتبارات نهادها و دستگاه‌های قرآنی در بحث آموزش قرآن را تخصيص می‌دهد؟

به گزارش روابط عمومي راديو قرآن، چهارمين قسمت از برنامه راديويی «افق» شنبه، چهارم آبان‌ماه، با حضور محمدرضا پورمعين، كارشناس‌مجری برنامه، سيدمهدی سيف، كارشناس و مدرس قرآن و رضا نباتی، كارشناس قرآنی دفتر تأليف و برنامه‌ريزی كتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزش و پرورش به روی آنتن شبكه راديويی قرآن رفت.

براساس اين گزارش، در ابتدای اين برنامه، محمدرضا پورمعين با اشاره به اهميت آموزش قرآن در كشور، موضوع اين قسمت از برنامه را بحث آموزش قرآن در كشور دانست كه سيدمهدی سيف در ادامه سخنان كارشناس‌مجری برنامه گفت: خداوند به وسيله قرآن با ما سخن گفته و ارتباط برقرار كرده است و هم‌اكنون نيز  قرآن در اختيار همه ما مسلمانان قرار گرفته و البته هر مسلمانی احساس می‌كند كه هويت، قانون اساسی و اعتقاداتش، خداوند و قرآن است و به همين دليل نيز همه چيز بايد با قرآن كريم سنجيده شود.

وی در ادامه با عنوان اين مطلب كه برای استفاده از كتاب الهی و سخن خداوند از چه راهی بايد استفاده كنيم، گفت: تنها راه برای نشستن پای حرف‌های خداوند آموزش و تعلم است و بايد زمينه‌های خواندن، درك و فهم كلام الهی را در خودمان ايجاد كنيم تا در نهايت بتوانيم از سخنان خداوند استفاده كنيم و همچنين ما بايد خودمان را به نحوی آماده كنيم كه بتوانيم حرف‌های خداوند را خوانده و درك كنيم و ارتباط خوبی با خداوند برقرار كنيم زيرا در غير اين صورت خيلی با خداوند رفيق نيستيم.

آموزش قرآن هنوز متکی به روش هاس سنتی است

سيف در اين بخش از سخنان خود به وضعيت آموزش عمومی قرآن در كشور اشاره كرد و گفت: آموزش قرآن پس از انقلاب اسلامی رشد خوبی داشته است اما هنوز هم از قالب‌های سنتی ضعيف خارج نشده است؛ منظور از اين حرف آن نيست كه قصد داشته باشيم، قالب‌های سنتی آموزش قرآن را زير سوال ببريم بلكه منظور روش‌های سنتی با كارآيی ضعيف هستند كه البته لازم است، روش‌های سنتی حفظ قرآن با برنامه‌ريزی بيشتر و راه و روش بهتر و قوی‌تر دنبال شود.

وی با يادآوری اينكه برخی‌ها در برپايی جلسات سنتی حفظ بر اين اعتقاد هستند كه نبايد هيچ تغيير و تحولی در اين جلسات داد و از همان روشی كه در گذشته مورد استفاده قرار می‌گرفت، استفاده می‌كنند، ادامه داد: برخی از اساتيد همواره بيان می‌كنند كه ما در گذشته از يك روش خاص برای آموزش قرآن استفاده می‌كرديم و همين روش را نيز ادامه می‌دهيم كه به نظر می‌رسد اين نوع نگرش به آموزش قرآن درست نبوده و بهتر است از روش‌های منطقی و جدید در آموزش قرآن استفاده كرد و به نظر می‌رسد، بهترين روش در آموزش قرآن روشی است كه مبتنی بر مبانی الهی باشد و منطقی، شيرين و اثرگذار مطابق با مبانی قرآن و سيره معصومين(ع) باشد.

حفظ و استمرار برنامه ها و اهداف اصلی آموزش قرآن کریم

در ادامه اين برنامه راديويی، رضا نباتی، كارشناس دفتر تأليف كتب درسی آموزش و پرورش با تأكيد بر اهميت بحث آموزش قرآن در كشور اظهار كرد: يكی از ضعف‌هايی كه در بحث آموزش قرآن به چشم می‌خورد، اين است كه به طور مثال پس از فرمايش مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم تربيت 10 ميليون حافظ قرآن در كشور، جامعه قرآنی ما بدون توجه به اهداف اصلی و برنامه‌های اصلی خود بحث تربيت حافظان قرآن را مطرح كردند و در اين ميان فعاليت‌های قرآنی به نحوی پيش رفت كه اگر در دوره ابتدايی وظيفه ما روخوانی و روان‌خوانی قرآن بود، روند آموزش‌ها به حفظ قرآن تغيير كرد.

وی ادامه داد: سازمان‌ها و دستگاه‌های فرهنگی و تربيتی كشور در جهت تحقق فرمايشات مقام معظم رهبری نبايد برنامه‌های اصلی و اهداف روشن خود را فراموش كنند بلكه در اين ميان بايد به دنبال آن باشند كه از فرمايشات مقام معظم رهبری برای تحقق اهداف خود استفاده كرده و اين دو بحث را همسو با هم دنبال كنند كه البته در اين صورت نه تنها اهداف كلی آنها در بحث آموزش قرآن محقق می‌شود بلكه گام‌های اساسی در جهت تحقق منويات مقام معظم رهبری را نيز بر می‌دارند.

محمدرضا پورمعين در پی سخنان رضا نباتی گفت: به طور كلی آنچه كه در حوزه آموزش قرآن مطرح می‌شود، اهتمامی است كه بايد به عنوان يك سياست كلان در حوزه قرآنی محقق شود و اما در اين ميان نمی‌توانيم در حوزه روخوانی و روان‌خوانی قرآن ضعيف عمل كرده و به دنبال حفظ قرآن برويم و نيازی نيست كه در يك حوزه خاص اهتمام زيادی داشته باشيم و ساير حوزه‌ها را فراموش كنيم و لازم است كه تمامی حوزه‌ها در كنار هم و در راستای هم مورد توجه قرار گيرند.

نیاز بروزرسانی روش های آموزش قرآن کریم

در ادامه اين بحث، سيدمهدی سيف اظهار كرد: بيانات مقام معظم رهبری در هر زمينه‌ و در هر حوزه‌ای اساس است اما برخی مديران و مجريان گاهی اوقات با كارهايی غيركارشناسانه، حرف ارزشمند رهبر معظم انقلاب را به‌گونه‌ای ديگر اجرا می‌كنند و به همين دليل هر كاری كه در جهت تحقق فرمايشات مقام معظم رهبری انجام می‌شود، بايد كارشناسی شده و اصولی باشد.

سيف در ادامه با اشاره به فعاليت‌های وسيع آموزش و پرورش در حوزه آموزش قرآن، عنوان كرد: هرچند كه آموزش و پرورش فعاليت وسيعی در حوزه آموزش قرآن انجام داده اما باز هم به عنوان يك كارشناس كوچك قرآنی بايد بيان كنم كه با وجود كارهای وسيعی كه از سوی آموزش و پرورش انجام شده هنوز بيش از 90 درصد كار روی زمين است و همچنين آموزش قرآن معلمان نيز در آموزش و پرورش جدی نشده و روش‌های تدريس، ابزارهای آموزش و ... نيازمند بازنگری و به روز شدن هستند و به طور كلی روش‌هايی كه برای آموزش قرآن مورد استفاده قرار می‌گيرند بايد به روز شوند.

" در ادامه اين برنامه كارشناس‌ مجری برنامه از كارشناسان حاضر در برنامه خواست تا بر اساس يك ارزيابی كلی از برنامه‌های آموزش و پرورش در حوزه آموزش قرآن يك نمره كلی به آموزش و پرورش بدهند كه رضا نباتی که سابقه 22ساله تدریس در آموزش و پرورش را دارد به عنوان یک معلم قرآنی و كارشناس حاضر در برنامه گفت: برای پاسخ به این سوال باید جوانب مختلف و زاویه نگرش به موضوع آموزش مشخص شود تا بتوان پاسخ صحیحی ارائه داد در بحث اجرايی شدن آموزش قرآن در آموزش و پرورش مبانی برنامه ریزی و اصول و اهداف مورد توجه قرار می گیرد که در این بخش آموزش و پرورش نمره کاملی  می گیرد و آموزش و پرورش پیشرو است و ما حرف زیادی برای گفتن داریم. اما در بخش اجرا نمی‌توانم نمره خيلی خوبی به اين وزارت‌خانه بدهم. اما نمره خیلی کمی هم نباید داد چون مبانی بسیار خوب است و در بخش اجرا آسیب هایی داشته ایم و به نظر می‌رسد برای بحث اجرایی  آموزش قرآن در آموزش و پرورش اگر منصفانه بخواهیم نمره بدهیم باید این نمره 12 يا 13 باشد . "

در اين بخش از برنامه، سيدمهدی سيف كارشناس ديگری كه در برنامه حاضر بود، گفت: در بحث آموزش قرآن بايد مواردی از جمله برنامه‌ريزی، نيروی انسانی و دانش‌آموزان مورد بحث قرار گيرند كه در اين زمينه بايد عنوان كرد كه در بحث برنامه‌ريزی نمره 10 را از 20 می‌دهم و در بحث معلمان قرآن آموزش و پرورش به خاطر حفظ آبرو مجبور هستم، نمره 10 را از 20 بدهم اما در بحث دانش‌آموزان به نظر می‌رسد كه دانش‌آموزان با توجه به نبود برنامه‌ريزی و معلمان متخصص، خوب پيش رفته‌اند و می‌توانيم با وجود كاستی‌های اين حوزه نمره 12 يا 13 را به دانش‌آموزان بدهيم و بيشترين نمره در بحث آموزش قرآن وزارت آموزش و پرورش را دانش‌آموزان می‌گيرند.

كميسيون آموزش عمومی قرآن طبق كدام اهداف، اعتبارات را تخصيص می‌‌دهد؟

در ادامه اين برنامه، رضا نباتی با عنوان اين مطلب كه در جامعه فعلی ما ارگان‌های زيادی در حوزه قرآن فعاليت دارند، گفت: هرچند كه ارگان‌های زيادی در زمينه قرآن فعاليت دارند، اما بايد ديد كه اين ارگان‌ها تا چه ميزان با هم هماهنگ بوده و هم‌پوشانی دارند؟ تا چه ميزان موازی‌كاری دارند و همچنين فعاليت آنها تا چه ميزان مغاير با هم است و از طرف ديگر چه فعاليت‌هايی روی زمين مانده و نيز بحث تبليغ و ترويج در حوزه آموزش قرآن بر عهده چه كسی است؟ و اگر يك معلم به آموزش قرآن می‌پردازد، آيا اين آموزش‌ها كافی است و آيا نظارتی بر فعاليت‌های قرآنی و نحوه تدريس قرآن وجود دارد؟

وی يادآور شد: در بحث آموزش قرآن، آموزش كمی بايد در خدمت آموزش كيفی قرار گيرد و بيشتر به بحث كيفی‌سازی توجه شود و از بهترين كيفيت در آموزش قرآن استفاده شود كه البته به نظر می‌رسد، مديران مراكز قرآنی نيز بايد تخصص لازم در اين زمينه داشته باشند و اين در حالی است كه بسياری از مديران ما تدريس نمی‌كنند و اطلاعات خاص قرآنی ندارند و فقط مدير هستند و همين مسئله موجب می‌شود تا ضعف‌هايی در آموزش قرآن داشته باشيم.

نباتی با عنوان اين مطلب كه بحث آموزش قرآن دارای مؤلفه‌های مختلفی است، عنوان كرد: حلقه گم شده در بحث آموزش قرآن، اهداف است و با وجودی كه فعاليت كميسيون آموزش قرآن كه اهداف هشت‌گانه‌ای نيز دارد، در طول سال انجام می‌شود؛ اما اهداف آموزش عمومی قرآن هنوز به تصويب نهايی نرسيده؛ در اين ميان بايد اين پرسش پاسخ داده شود كه با وجود تصويب نشدن اهداف آموزش عمومی قرآن، كميسيون آموزش عمومی قرآن طبق كدام اهداف، اعتبارات را تخصيص می‌‌دهد و لازم است كه ابتدا اهداف تصويب شود تا براساس اين اهداف، طرح و برنامه خاص در نظر گرفته شود و در نهايت مؤسسات و نهادهای قرآنی به فعاليت قرآنی براساس اين اهداف بپردازند.

يادآور می‌شود، در بخش‌هايی از اين برنامه ارتباط زنده تلفنی با محمد بنيادی، مديركل قرآن، نماز و عترت وزارت آموزش و پرورش برقرار شد و اين مسئول قرآنی به بيان مطالبی پيرامون فعاليت كميسيون آموزش عمومی قرآن و وضعيت آموزش عمومی قرآن در كشور پرداخت و همچنين مصاحبه ضبط شده‌ای از استاد سيدمحسن موسوی‌بلده نيز در حين پخش اين برنامه راديويی به روی آنتن رفت.

برنامه دكتر علي اصغر فاني وزير محترم آموزش و پرورش

برنامه دكتر علي اصغر فاني وزير محترم آموزش و پرورش

  مقدمه

ارزشها و آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی که ریشه در تعالیم انسان‌ساز مکتب وحی و مجاهدتها و ایثار میلیونها انسان آزاده و مؤمن دارد، میراث گران‌بهایی است که حفظ و اشاعۀ آن، رسالتی خطیر برای نسلهای آینده به‌شمار می‌رود و  بی‌شک در این میان، نقش نظام آموزش و پرورش، بسیار مهم و حائز اهمیت است.

در دنیای امروز که دشمنان دین‌مداری، آزادگی و دانایی، به روشهای مختلف ارکان و دستاوردهای انقلاب اسلامی را، به‌ویژه درحوزه‌های فرهنگی و اعتقادی، مورد هجمه‌های ناجوانمردانه قرار می‌دهند، اهمیت و نقش نظام آموزش و پرورش دوچندان شده است.

مراجع و نهادهای سیاستگذار جامعه، با درک صحیح از این موقعیت، همواره دغدغه و توجه خود را در مورد ضرورت تحول و اصلاح نظام آموزشی ابراز داشته‌اند. رهنمودهای بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی که مسئلۀ فرهنگ و آموزش و پرورش را در رأس مسائل کشور دانسته‌اند و تأکیدات مکرر مقام معظم رهبری، در آنجا که آموزش و پرورش را قاعده و اساس نظام جمهوری اسلامی ایران می‌دانند و بر اجرای برنامۀ تحول و به مرحلۀ عمل رساندن آن تأکید می‌ورزند، از جملۀ مهم‌ترین دلایل و ضرورتهای تحول بنیادین در این نهاد سرنوشت‌ساز به‌شمار میرود.

اکنون، جامعیت اسناد فرادستی نظام آموزش و پرورش، شامل: « سیاستهای کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش »، « نقشۀ جامع علمی کشور »، « فلسفۀ تربیت رسمی و عمومی »، « سند تحول بنیادین آموزش و پرورش » و « برنامۀ پنجسالۀ پنجم توسعۀ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور» و همسویی بسیار بالای آنها با یکدیگر، فرصتی ارزشمند را در اختیار مدیران ارشد و کارشناسان و معلمان آموزش و پرورش و سایر ارکان سهیم و مؤثر قرار داده است تا موجبات استقرار نظام آموزش و پرورش طراز جمهوری اسلامی ایران را با مزیتهای رقابتی در سطح منطقه، در افق چشم انداز 1404 فراهم آورند.

به موجب مفاد اسناد فوقالذکر، برای اولین بار در تاریخ نظام آموزش و پرورش رسمی در ایران، تمامی نهادهای قانونی متولی سیاستگذاری در کشور، با اجماعی بی‌سابقه، تکالیف قانونی مشخصی را در زمینۀ تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش عهده‌دار شده‌اند. از این رو، در تهیۀ برنامۀ حاضر تلاش شده است تا از همۀ رهنمودها و اسناد یاد شده استفاده شود. افزون بر این، در جایجای آن، از مفاد «سیاستهای کلی تحول نظام اداری»، «سند راهبردی کشور در امور نخبگان»، «دیدگاهها و منویات مقام معظم رهبری» و «سیاستهای دولت تدبیر و امید و رویکردهای رئیس جمهوری محترم جناب آقای دکتر روحانی در حوزه آموزش و پرورش»، بهرۀ لازم گرفته شده است.

در این برنامه، ابتدا مهم‌ترین چالشهای فراروی نظام آموزش و پرورش کشور با استفاده از مطالعات و پژوهشهای انجام گرفته و نتایج آسیب شناسیهای میدانی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است؛ که حاصل آن به‌دلیل اختصار برنامه، در پیوست درج شده است. سپس مؤلفههایاصلی برنامه مشتمل بر: باورها و بایدها، برنامۀ کلان، راهبرد اصلی، سیاستهاي اجرایی و راهكارهاي برنامه، در 12 قلمرو مورد اشاره قرارگرفته است.

امید است با استعانت از الطاف الهی و همکاری و تعاون همۀ نیروهای خدوم و مؤمن آموزش و پرورش و صاحب‌نظران حوزوی و دانشگاهی، وزارت آموزش و پرورش بتواند گامهای جدی و درخوری را در مسیر تعالی نظام تعلیم و تربیت اسلامی بردارد.

بیشک، همراهی و همیاری نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و سایر مراجع سیاستگذار، نقش بسزایی در این مهم ایفا خواهد کرد.                                                 و من الله التوفیق

باورها و بايدها

1ـ رسالت خطير آموزش وپرورش، رشد و شكوفايي استعدادهاي فطري و فراهم آوردن زمينۀ تربيت‌پذيري دانشآموزان در تمام ساحت‌هاي وجودي،[1][1] براي دستيابي به مراتبي از حيات طيبه است. در اين فرايند، تربيت ديني و اخلاق‌گرايي، عقلانيت، تدبير و اعتدال، تقویت هویت ایرانی‌ـ اسلامی، در محور اساسي برنامه‌ها و فعاليت‌ها قراردارد.

2- آموزش و پرورش، به مثابه مهم‌ترين نهاد تربیت نیروی انسانی ومولد سرمايۀ اجتماعي، امری حاكميتي قلمداد میشود که باید ضمن مشاركتپذيري و توسعۀ همكاريهاي بين‌دستگاهي و كاهش تصديگريهاي غيرضرور در بعد اجرا، زمينۀ تربيت‌پذيري نسل جوان را مبتني بر فلسفۀ تعليم و تربيت اسلامي فراهم آورد.

3- آموزش و پرورش يك نهاد فرهنگي ـ اجتماعي است كه با ارتقاي كاركرد فرهنگي‌ـ‌‌ تربيتي خود، ميتواند و ميبايد، رسالت خطير خويش را در تحقق اهداف مهندسي فرهنگي و اعتلاي فرهنگ عمومي كشور، جلوگيري از نابسامانيهاي اجتماعي و مقابله با تهاجم فرهنگي و جنگ نرم؛ به‌ویژه با ترویج و نهادینهسازی سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی، به‌خوبي ايفا نمايد.

4- تحول بنيادين در آموزش و پرورش، براي دستيابي به آموزش و پرورش طراز جمهوري اسلامي ايران و پاسخگويي به تحولات محيطي، يك ضرورت اجتناب ناپذير است و تحقق آن نيازمند عزم ملي و همراهي و مساعدت همه جانبه و نظام‌مند تمامی نهادها، سازمانها و دستگاههای حاکمیتی و سایر ارکان و عوامل سهیم و مؤثر در نظام تربیت، به ويژه نهاد خانواده و رسانۀ ملی مي‌باشد؛ كه بايد در بلندمدت، به صورت مستمر و به دور از شتاب‌زدگي پيگيري شود.

5- معلم، عنصر اصلي تعليم و تربيت و عامل اساسي تحول بنيادين است. بر این مبنا، اعتلاي منزلت اجتماعي و بهبود وضعيت معيشت معلمان، افزايش انگيزۀ آنان برای خدمت، ارتقاي كيفيت نظام تربيت معلم و توسعۀ مستمر شايستگيها و توانمنديهاي علمي، حرفهاي و تربيتي فرهنگيان، در اولويت برنامهها قرار دارد و باید زمینۀ مشارکت حداکثری آنان در فرایندهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری فراهم آید.

6- افزايش كارايي و اثر بخشي سازمان بزرگ و گستردۀ آموزش و پرورش، درگرو بهرهمندی از مديران مجرب و توانمند، دارای مقبولیت و محبوبیت، با رعايت اصل شايسته‌سالاري و پرهيز از ملاحظات جناحی است. در مديريت آموزش و پرورش، بايد تفكر برنامه‌محوري مبتنی بر یافتههای علمی ـ پژوهشی و تجربيات بومی و جهاني و به‌ويژه بهرهمندي از نظرات كارشناسي در تصميم‌سازي مورد توجه جدي قرار گيرد.

7- اقتصاد آموزش و پرورش، در سنوات اخير به يك چالش اصلي فراروي مديريت اين نهاد مولد سرمايۀ انسانی و اجتماعي تبديل شده است. مديريت بهينۀ منابع و مصارف، افزايش بهرهوري، استفادۀ حداكثري از مشاركتهاي مردمي و افزایش سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص داخلی (GDP)، در طراز کشورهای منطقه، نیازمند همراهي و مساعدت مراجع سياستگذار فرا دستي و شناسایی منابع مالی جدید و متنوع است.

راهبرد اصلی:

« ارتقای کیفیت آموزش و پرورش در همه مؤلفه‌ها و ارکان نظام آموزش و پرورش »

برنامۀ کلان

سندتحول بنیادین آموزش وپرورش، برنامۀ كلان و بلندمدت نظام آموزش و پرورش ميباشد كه در برنامۀ اين‌جانب، با هدف همگرایی، انسجام و هماهنگی در اجرای «بنيان‌هاي نظری نظام آموزش و پرورش» مورد توجه قرار گرفته است.  [2]

سیاستهاي اجرايي

1- ایجاد مفاهيم مشترک و عزم ملی برای همکاری هرچه بیشتر نهادهای قانونگذار و دستگاههای اجرایی؛ براي تحقق اهداف تحول بنیادین آموزش و پرورش.

2-  تدوین نقشۀ راه مدون و یکپارچه و دربرگیرندۀ همۀ برنامههای لازم برای تحقق زیرنظام‌های سند تحول بنیادین؛ با تأکید بر بهره‌گیری حداکثری از ظرفیت قوانین و اسناد بالادستی.

3- توانمندسازي نيروي انساني و افزايش صلاحيت‌ها و شایستگیهای حرفه‌اي و مهارتهاي علمي و تخصصي معلمان.

4- ظرفيت سازي نهادي در سطوح مختلف؛ به منظور تقويت دانش فني، ایجاد انگيزه و جلب مشاركت كليۀ عوامل مؤثر، به ويژه نهاد خانواده.

5- اجراي تدريجي، هوشمندانه و به‌دور از شتاب‌زدگي برنامه‌ها؛ متناسب با اولویت و تأمين زيرساختهاي كليدي و فراهم آوردن بسترهاي اجرايي مورد نياز.

6- توجه جدي به اقتصاد آموزش و پرورش؛ در همۀ سطوح تصميم‌گيري و تلاش براي ارتقای بهرهوري منابع موجود و تأمين منابع جديد.

7- كاهش تمركز و تفويض اختيار به ادارات كل استان‌ها، ادارات مناطق و مدارس؛ با تأكيد بر تعيين و اجراي استانداردها و شاخصهاي مربوط (ملي و استاني).

8-  نظارت، ارزيابي و پایش مستمر برنامه‌ها، فعالیتها و نتایج آنها.

برنامه‌ها

 الف- ارتقاء رهبري و مديريت در آموزش و پرورش:

1- افزايش كارآمدي و اثربخشي مديريت آموزش و پرورش؛ با تأكيد بر:

 چابك سازي سازماني درحوزه‌هاي صف و ستاد؛

 استقرار نظام تصميمگيري مبتني بركاربست يافتههاي پژوهشي؛

  اصلاح نظام برنامه‌ريزي وزارت آموزش و پرورش درسطوح كلان، مياني و خرد؛ متناسب با نقش و مأموريت واحدهاي ستادي، استاني و مدارس؛ با تأكيد بر كاهش تمركز؛

 ارتقای سلامت نظام اداری؛ ترویج قانونگرایی و اشاعۀ فرهنگ مسئولیت‌پذیری، پاسخگویی و تکریم ارباب رجوع.

2- طراحي و استقرار مركز مطالعات و برنامه‌ريزي استراتژيك آموزش و پرورش.

3- نهادينه كردن برنامه‌محوري در سطوح مختلف مديريت آموزش و پرورش.

4- طراحي و اجراي الگوي بالندگي شغلي براي مديران آموزش و پرورش، در سطوح مختلف.

5- طراحي و استقرار نظام توزيع عادلانه و بهينۀ منابع انساني، مالي و تجهيزاتي در مدارس.

6- طراحي، تدوين و استقرار الگوي استفادۀ هوشمند از فناوري اطلاعات و ارتباطات و نظام جامع اطلاعات مدیریت در آموزش و پرورش.

7- تدوین و اجرای نظام رتبه‌بندي مدارس در دوره‌هاي مختلف تحصيلي.

8- ارتقای جايگاه زنان در مديريت‌هاي عالي و مياني و سطوح كارشناسي و برنامه‌ريزي آموزش و پرورش.

9- طراحی و استقرار نظام تضمین کیفیت در آموزش و پرورش.

10- تدوين و ترويج و اشاعۀ فرهنگ اعتدال در نظام آموزش و پرورش؛ به ويژه در سطوح مختلف مديريتي.

11- ارتقای كارايي و اثربخشي مدارس خارج از كشور با تأكيد بر:

 تقويت كاركرد فرهنگي آنها؛

 بازنگري ضوابط و مقررات تأمين منابع انساني مورد نياز مدارس؛

 بازنگری برنامه هاي آموزشي و تربيتي مدارس.

ب- منابع انساني و ارتقاي آن:

1- طراحی، تدوین و استقرار «نظام جامع تربیت معلم» درچهاربخش: جذب، تربیت و آماده‌سازي، نگهداشت و ارزشيابي؛ با تأکید بر فراهم آوردن مشوقهای مؤثر برای جذب افراد مستعد و علاقه‌مند.

2- تسهیل ادامه تحصیل هدفمند معلمان؛ از طریق تدوين برنامۀ درسي تربيت معلم و بازنگری آموزشهای کوتاه‌مدت فرهنگيان؛ با تأكيد بر استقرار نظام پودمانی، ارزیابی و معادلسازی گواهی‌نامههای این قبیل دوره‌ها، با دوره‌های بلندمدت.

3- طراحی، تدوین و استقرار تدریجی استاندارد صلاحيت حرفه‌ای و شايستگي‌هاي تخصصي معلمان و نظام سنجش و رتبه بندي فرهنگيان، با هماهنگي مراجع ذي‌ربط.

4- طراحي، تدوين و اجراي نظام تربيت و نگهداشت كارشناس تخصصي در حوزه‌هاي اداري و ستادي آموزش و پرورش؛ با استفاده از دوره‌هاي تحصيلات تكميلي.

ج- بسط عدالت آموزشي و تربيتي:

1- اهتمام برای پوشش كامل دورۀ آموزش عمومي و برنامهریزی برای انسداد مبادی بيسوادي، با اجراي قانون الزامي كردن آموزش و پرورش عمومي و بهره‌گيري از روشهاي آموزشي مناسب، به‌ويژه استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات.

2- توسعۀ كمي و كيفي آموزش و پرورش دانشآموزان با نيازهاي ويژه (استثنايي)، با تأكيد بر بازنگري در روشهاي آموزشي و فردي كردن آموزشها.

3- تهيه و اجراي طرح ساماندهي و ارتقاي كيفيت آموزش در كلاس‌هاي چندپايه، مناطق محروم و دو زبانه، عشايري، روستايي و مناطق مرزي؛ با تأكيد بر طراحي برنامۀ درسي خاص براي اين كلاسها.

4- غني سازي برنامه‌هاي آموزشي و پرورشي و كيفيت بخشي مدارس شبانه روزي و نمونه دولتي؛ به ويژه در مناطق محروم و روستايي.

5- توسعۀ آموزشهاي پيش دبستاني در مناطق محروم و دوزبانه؛ از طريق منابع دولتي و حمايت از سرمايهگذاري بخش غيردولتي در ساير مناطق.

6- ايجاد تنوع در فرصت‌هاي تربيتي (آموزشي و پرورشي) مدارس براساس تفاوت‌هاي جنسيتي و جغرافيايي و استعداد و علاقه دانش‌آموزان.

د- اعتلای برنامه‌هاي آموزشي و تربيتي :

1- اجراي «برنامۀ درسي ملي»؛ با تأكيد بر متناسب‌سازي محتوا و حجم منابع درسي، با نيازها و توانمندي‌هاي دانشآموزان.

2- اصلاح و تقويت نظام مشاركت و تعامل بيشتر حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها درتوليد برنامۀ درسي و تربيتي و بهرهگيري از ظرفيت بخش غيردولتي در توليد مواد آموزشي.

3- تدوین و استقرار «نظام جامع مشاوره و هدایت تحصیلی و تربیتی» در کلیۀ پایه‌های تحصیلی.

4- طراحی و اجرای برنامههای لازم برای پاسخگویی به نیازهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی محلی و استانی در برنامههای درسی و تربیتی؛ با تأکید بر تحقق بند «ج» مادۀ 19 قانون برنامۀ پنجم توسعۀ کشور.

5- ارتقای کیفیت آموزش علوم انسانی با مشارکت  حوزه‌های علمیه و نهادها و سازمانهای ذی‌ربط و استانداردسازی امکانات و نیروی انسانی مدارس .

6- توانمندسازي معلمان براي طراحي، تدوين و اجراي برنامۀ درسي بومي و محلي؛ متناسب با نيازها و شرايط اقليمي و جغرافياي استان؛ به ويژه مناطق روستايي و عشايری در راستاي افزايش نقش آنان در توليد برنامه‌هاي درسي و مواد آموزشي.

7- سازماندهي، نظارت و ارتقاي كيفيت برنامههاي آموزشي و پرورشي در مدارس غيردولتي و آموزشگاه‌هاي علمي آزاد.

ه- توسعۀ فعاليت‌هاي پرورشي، تربيت‌بدني و غنی‌سازی اوقات فراغت :

1- ارتقاي مستمر دانش و مهارتهاي حرفه‌اي مربيان و كارشناسان و معلمان، براي احياي نقش تربيتي آنان؛ درراستای قانون احیای معاونت پرورشی و تربیت بدنی و با توجه به رويكرد تلفيقي و شايستگي‌محور، در طراحي و اجراي برنامه‌های تربيتي.

2- تدوين و ترويج برنامه‌هاي پرورشي مؤثر؛ به منظور ارتقاي آگاهي و مصون‌سازي دانشآموزان در مقابله با تهاجم فرهنگي و آسيب‌هاي اجتماعي؛ با استفاده از فناوري‌هاي نوين و رسانه‌ها.

3- استقرار و توسعۀ نظام مراقبت اجتماعي و تربيتي در سطح مدارس كشور؛ با تأكيد بر تهيه و اجراي طرح گسترش خدمات مداخلهاي در زمينۀ پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي.

4- استفاده از ظرفيت برنامه‌هاي درسي، كتابخانه‌ها، اردوها و فعاليتهاي برون مدرسه، به ويژه مساجد و كانون‌هاي مذهبي؛ براي تقويت معرفت و زمینه‌سازی براي تعميق باور به معارف الهي و قرآني.

5- تدوین و اجراي برنامۀ جامع و يكپارچۀ آموزش قرآن؛ اعم از روانخواني و فهم قرآن در آموزش و پرورش رسمي و عمومي.

6- ايجاد سازوكارهاي مناسب و مؤثر، به منظور اجراي «طرح جامع تقويت و تعميق فرهنگ اقامۀ نماز در مراكز آموزشي و تربيتی».

7- تدوين ضوابط و مقررات ملي جهت تأمين امكانات و ارتقاي سطح ورزش همگاني و حرفهاي دانشآموزان.

8- تدوين و اجراي نظام جامع سلامت دانش‌آموزي.

9- گسترش و نهادينه‌سازي مشاركت دانش آموزان در عرصههاي اجتماعي، فرهنگي و عمراني، درايام فراغت.

و ـ توسعۀ آموزش‌هاي فني و حرفه‌اي و كارآفريني :

1- تدوين و اجراي برنامۀ جامع كارآفريني در تمام دوره‌هاي تحصيلي.

2- بازنگری و اصلاح آموزشهای فنی و حرفهای و مهارتی دورۀ متوسطه؛ بارعایت چارچوب نظام ملی صلاحیت حرفهای.

3- توسعۀ متوازن آموزشهای فنی و حرفهای و مهارتي، براساس نیازهای بازار کار؛ با تأکید بر ايجاد سازوكارهاي مناسب براي استفاده از ظرفيت آموزشي سايردستگاههاي دولتي (كالبدي و منابع انساني)، بخش غيردولتي؛ به‌ويژه  تشكل‌هاي صنفي و صنعتي.

4- استانداردسازي هنرستانهاي فني و حرفهاي و كاردانش و اِعمال اولويت درتأمين منابع انساني، تجهيزات و امكانات مورد نياز آنها.

ز- اقتصاد آموزش و پرورش و رفاه فرهنگيان :

1- مدیریت بهینۀ منابع و مصارف؛ به‌منظور افزايش بهرهوري و شفاف‌سازی عملکرد مالی آموزش و پرورش.

2- تغییر نظام بودجه‌ریزی آموزش و پرورش، به نظام عملکردی و استقرار بودجه‌ریزی عملیاتی.

3- گسترش نقش شوراهای آموزش و پرورش استانها در تأمين منابع غیردولتی؛ برای رفع نیازهای آموزشي و پرورشي.

4- بهینه‌سازی نظام پرداخت‌ها؛ مبتنی برشایستگی‌ها ونظام رتبه‌بندی فرهنگيان.

5- طراحی و استقرارنظام جامع خدمات رفاهی، درمانی، مسكن و مصرف فرهنگيان، ازطریق تأسیس « سازمان رفاه فرهنگیان ».

6- استفادۀ بهینه از منابع مالی صندوق ذخیرۀ فرهنگیان؛ به منظور اعطای تسهیلات و رفع نیازهای مالی فرهنگیان.

7- طراحي و اجرای نظام خاص بازنشستگي فرهنگيان.

ح- تقويت مشاركت عمومي در آموزش و پرورش :

1- تهيه و اجراي «طرح همكاري و مشاركت  دستگاه‌ها و نهادهاي دولتي و عمومي» در اجراي برنامه‌هاي آموزشي و پرورشي.

2- افزايش مشاركت دانش‌آموزان در فعاليت‌هاي آموزشي و تربيتي؛ از طريق سامانۀ تشكلهاي دانش‌آموزي؛ با تأكيد بر استفاده از ظرفيت سازمان دانشآموزي، بسيج دانشآموزي، انجمن اسلامي دانشآموزان و مجلس دانشآموزی.

3- تقويت مشاركت تشكل‌ها و انجمن‌هاي علمي و صنفي معلمان در برنامه‌هاي آموزشي و تربيتي و صيانت از حريم حرفهاي و حقوقي آنان.

4- اجراي كامل قانون مدارس غيردولتي؛ با تأكيد برتأسيس صندوق حمايت از مؤسسان مدارس غيردولتي و پرداخت سرانۀ دانشآموزان به اين مدارس.

5- ايجاد سازوكارهاي مناسب براي حفظ و ارتقاي مستمر سطح مشاركت خيرين مدرسه ساز و واقفين.

ط- بهسازي فضا و تجهيزات :

1- تعيين سياست‌ها و تدوين ضوابط و مقررات برای ترويج الگوهاي معماري اسلامي و ايراني در طراحي و ساخت فضاهاي تربيتي دوره‌ها و رشته‌هاي تحصيلي مختلف؛ با حمايت مراجع ذي‌ربط .

2- انجام تمهيدات قانوني و تعيين شاخصهاي موردنياز برای استفاده از زمين‌هاي مناسب و ساخت فضاهاي آموزشي و پرورشي.

3- بازنگري و اصلاح استانداردها و مقاوم‌سازي و متناسبسازي فضاهاي آموزشي و پرورشي مدارس؛ بر اساس الزامات شرعي و تربیتی و تفاوت‌هاي جنسيتي دانش‌آموزان.

4- رفع كمبودهاي مدارس درزمينۀ نمازخانه، تجهيزات آزمايشگاهي و امكانات كتابخانه و افزايش سرانۀ فضاهاي ورزشي دانشآموزان.

ی- ارتقای جایگاه پژوهش و ارزش يابي :

1- تدوین و اجرای نظام جامع حمايت مادي و معنوي از معلمان پژوهشگر و پژوهشگران برتر در حوزۀ تعليم و تربيت؛ با اعطاي فرصت هاي مطالعاتي، انتشار يافته‌هاي پژوهشي و ساير روش‌ها.

2- ایجاد و توسعۀ شبکۀ تحقیقاتی از ستاد تا مدرسه و تخصيص منابع بر اساس موضوعات مورد نياز هر منطقه.

3- برقراری ارتباط سازمان یافته با حوزههای علمیه و مؤسسات آموزش عالی، در سطح ملی و منطقهای و بهرهمندی از پشتیبانی آنان در اجرای طرحهای پژوهشی.

4- رصد نتایج ارزیابی‌های بین المللی در زمینۀ کیفیت عملکرد نظام‌های آموزشی و برنامهریزی؛ به منظورارتقای جایگاه ایران در راستاي چشم‌انداز 1404.

5- ايجاد زمينه‌های لازم برای توسعۀ اقدام‌پژوهي و درس‌پژوهي در مدارس كشور و اعمال نتايج آن در نظام رتبه‌بندي معلمان و مدارس.

6- ایجاد مرکز اسناد، مدارک و اطلاعات نظام آموزش و پرورش کشور.

ک- خلاقیت و نو آوری :

1- تدوين «سند توسعۀ خلاقیت و نوآوری در آموزش و پرورش»؛ با تأکید بر حمایتهای مادی و معنوی از دانشآموزان و معلمان خلاق و نوآور.

2- ایجاد بانک اطلاعاتی فعال و کارآمد برای ثبت آثار علمی و پژوهشی دانشآموزان و معلمان، برگزیدگان المپیادهای علمی و مهارتی، جشنواره‌های برتر الگوهای تدریس و ارتباط نظام‌مند آن با بنیاد نخبگان و سایر مراکز علمی و پژوهشی.

3- تأسیس و تجهیز موزه و نمایشگاه علم و فناوري.

4- تهیه و اجرای طرح ساماندهی طراحی، تولید و توزیع وسایل بازی کودکان؛ با تکیه بر فرهنگ اسلامی‌ـ ایرانی و رعایت استانداردهای سلامت و ایمنی؛ با استفاده از ظرفيت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.

ل- توسعۀ همکاری های بین‌المللی :

1- تدوین و استقرار طرح جامع توسعۀ روابط و همکاریهای بینالمللی آموزش وپرورش؛ براساس نیازهای علمی و پژوهشی؛ به ویژه با کشورهای اسلامی و سازمانهاي بينالمللي مانند آيسسكو، يونيوكو و يونسكو.

2- ایجاد فرصت برای تعاملات پژوهشی و آموزشی معلمان، مدیران و کارشناسان با نهادها و سازمانهای علمی‌ـ آموزشی بینالمللی؛ به ویژه کشورهای مسلمان؛ شامل دوره‌های آموزشی مشترک، رقابتهای علمی و تخصصی، طرحهای پژوهشی، سمینارها و... .

3- توسعه و تقویت حضور هدفمند دانشآموزان در رقابتهای بینالمللی علمي، فرهنگي، ورزشي و مهارتي و کاربست نتایج آن برای ارتقای کیفیت آموزش و پرورش ایران.

 [1]ساحت‌های شش گانۀ نظام تربیت عبارتند از : تربیت دینی و اخلاقی، تربیت زیستی و بدنی، تربیت اجتماعی و سیاسی، تربیت اقتصادی و حرفه‌ای، تربیت علمی و فناوری و تربیت هنری و زیبایی شناختی.

جايگاه آموزش و فعاليت هاي قرآني در اسناد بالادستي

سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور  

ابلاغيه مقام معظم رهبري

4- ایجاد تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی با توجه به :

4-4 توسعه فرهنگ و معارف اسلامی و یادگیری قرآن(روخوانی، روان خوانی و مفاهیم) و تقویت انس دانش آموزان با قرآن و سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) و گسترش فرهنگ اقامه نماز.

قانون برنامه پنجم توسعه

ماده 4ـ در اجرای منشور توسعه فرهنگ قرآنی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، معاونت موظف است حداکثر تا پايان سال دوم برنامه، اسناد راهبردی توسعه حوزه‌های آموزش عمومی، تبلیغ و ترویج، پژوهش و آموزش عالی قرآنی کشور را براساس پيشنهاد شورای توسعه فرهنگ قرآنی تهيه و برای تصويب به هيأت وزيران تقديم کند.

ماده 19 ـ الف ـ در راستای تحقق بند (8) سياست های کلی ابلاغی و با هدف ارتقاء کيفی سه حوزه دانش، مهارت و تربيت اسلامی به دولت اجازه داده می‌شود برنامه تحول بنيادين در نظام آموزش و پرورش کشور را در چارچوب قوانين موضوعه و با رعايت اولويت های ذيل تدوين نمايد و پس از تصويب در هيأت وزيران به اجراء درآورد :

. . .

ارائه برنامه جامع آموزش قرآن اعم از روان‌خوانی و فهم قرآن و برنامه تلفيقی قرآن، معارف اسلامی و عربی با اهداف قرآنی

سند تحول بنيائين آموزش و پرورش

راهکار 3/1 ـ توسعه فرهنگ اقامه نماز و اهتمام به برپايی نماز جماعت در مدرسه و تقويت انس با قرآن در دانش‌آموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآنی با اصلاح برنامه‌ها و توانمندسازی معلمان در راستای تقويت مهارت روخوانی و روان‌خوانی در دوره ابتدايی، آشنايی با مفاهيم کليدی قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرآنی در متوسطه دوم براساس منشور توسعه فرهنگ قرآنی.

 سند برنامه درسي ملي

1ــ حوزه تربيت و يادگيري حکمت و معارف اسالمي

دين اسالم، که از جانب خداي متعال بر پيامبر اکرم (ص ) نازل شده شامل اعتقادات، اخالق، احکام و کليه نظاماتي است که انسانها براي رسيدن به مقصد متعالي خود بدان نياز دارند. منابع اخذ معارف اسلامي، قرآن کريم، سنت و سيره پيامبر گرامي اسلام و جانشينان معصوم آن بزرگوار صلوات الله عليهم  و عقل است. تعقل به معنای قدرت تجزيه و تحليل و ربط دادن قضايا و سنجش و ارزيابی يافته ها بر اساس نظام معيار ( اسلام ) است که از طرق معتبر به دست آمده است. حکمت به معنای علم متين، محکم و استوار دستاورد قوه تعقل است. حکمت و بصيرت زمانی به وقوع مي پيوندد که فرد در فرآيند صحيح تفکر با هدايت و رهبری عقل سليم و نقل صحيح قرار گيرد. ايمان مبتنی بر تفکر، اساس اعمال دينی است و هيچ عمل دينی بی حضور تفکر و تعقل معنا و مفهوم ندارد. تفکر، مطالعه و پژوهش اساس معرفت دينی را تشکيل می دهد.

ضرورت و کارکرد حوزه : مهم ترين هدف تشکيل نظام اسلامی به طور اعم و نظام آموزشی به طور اخص، تربيت دينی ـ به معنای عميق و گسترده آن ـ است. دين مقدس اسلام برنامه جامع تربيتی انسان برای عبوديت و تقرب الی الله است. تعميق معرفت و ايمان متربيان به اعتقادات، اخالق و احکام الهی که همان معرفت و ايمان به دين اسلام است، مهم ترين رسالت تعليم و تربيت در نظام اسلامی است.

حوزه يادگيری حکمت و معارف اسلامی بستری برای تقويت اندیشه، ایمان و عمل دينی و برنامه ريزی برای دستيابی به معرفت نسبت به برنامه جامع تربيتی انسان است تا به متربيان، ميزانی از آگاهی درباره اسلام را بدهد تا بتوانند بر اساس آن زندگی فردی و اجتماعی خود را بر محور بندگی خدا سامان بدهند، فرد را توانمند سازد که به گونه ای فعال، جامعه را به سوی آرمان های اسلامی سوق دهد و در برابر آسيب های اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، سياسی واجتماعی، ايستادگی و مقاومت کند و به او اين توانايی را بدهد که در آينده در تربيت فرزندان خود موفق و در تعالی جامعه مشارکت مؤثر داشته باشد.

حيات انسان، يک حيات فکری است و تفکر، استعدادی الهی است که در اثر تربيت به فعليت مي رسد و انسان می تواند در پرتو تقوای الهی، با متعادل کردن قوای درونی خويش، از آن در مسير فطرت توحيدی بهره برداری کند. لذا فرآيند تربيت بايد به گونه ای باشد که طی آن تفکر و تعقل و حکمت پرورش يابد. تقويت اين توانايی، ايمان، باور، دانش و عملکرد انسان را تحت تأثير قرار داده و زمينه تعالی او را فراهم مي سازد. فرآيند اصلی در عمل اختياری و آگاهانه انسان که بايد در معارف اسلامی مورد نظر باشد فرآيند شناخت فکورانه، ايمان آگاهانه و عمل ارادی است. عملی ارزشمند است که حاصل ايمان به دين باشد؛ ايمانی که مبتنی بر معرفت و شناخت و حاصل تفکر و تعقل فرد باشد.

قلمرو حوزه : حوزه يادگيری حکمت و معارف اسلامی بخشی از رسالت ياد شده را در مجموعه برنامه های درسی بر عهده دارد، اين حوزه مي تواند زمينه لازم براي درک، تدبر، تأمل، تفقه و بصيرت در دانشآموزان را فراهم کند و در نهايت، سبب شود تا فرد رفتار حکيمانهاي از خود بروز دهد. محدوده اين آموزش، آن است که دانشآموزان دين را بهعنوان راهنماي عمل و برنامه زندگي بشناسند و بر اساس آن، برنامه ريزي و عمل نمايند. اين معارف شامل سه بخش زير است :

الف- اعتقادات : در حد شناخت عقلاني اصلي ترين موضوعات اعتقادي شامل توحيد، معاد، عدل، نبوت و امامت، ولايت فقيه، نظام خلقت و مسائل مبتال به مربوط به آن ها، بدون طرح جزئيات تخصصي هر موضوع است؛ در واقع حکمت نظري، يعني دانش درباره واقعيت ها ( هست ها )، موضوع اين بخش از محتوا است.

ب- اخلاق : در حد شناخت مسائل و موضوعات اصلي اخلاقي و التزام به آن که در تکوين شخصيت انسان نقش محوري دارند و با توجه به مسئله ها و چالش هاي اخلاقي روز؛ يعني حکمت عملي که درباره بهترين رفتار انسان براي رسيدن به سعادت و کمال (بايدها و نبايدها ) است موضوع اين بخش از محتوا مي باشد.

ج- احکام : در حدي که هر فرد مکلّف به طور معمول در زندگي فردي و اجتماعي خود بدان نياز دارد و در صورت عدم اطلاع قبلي از آن ها در انجام وظايف شرعي دچار مشکل مي شود.

نتايج يادگيري دانش آموزان در حوزه حکمت و معارف اسالمي در پايان دورههاي تحصيلي عبارتند از :

1-     آمادگي براي دينداري و عمل به وظايف ديني مبتني بر ايمان توأم با معرفت و شناخت؛

2-    احساس خرسندي و رضايت از هويت اسالمي خود و عالقه و تالش براي حفظ آن؛

3-  تالش براي رشد شعائر و فرهنگ ديني جامعه در شرايط مختلف اجتماعي؛

4-  احساس مسئوليت نسبت به نظام اسالمي و مشارکت در پيشرفت نظام و اقتدار و سربلندي آن در جهان؛

5-  بهره مندي از حکمت نظري و عملي.

 

2- حوزه تربيت و يادگيری قرآن و عربی

دين اسلام، راه هدايت انسان ها به سوی کمال و رستگاری است. خداوند با هدايت خود انسان را به راه و مسير حرکت به سوی کمال راهنمايی ميکند. يکی از منابع اخذ معارف اسلامی، قرآن کريم است. قرآن کريم کتاب هدايت انسان ها است.

ضرورت و کارکرد حوزه : تعميق معرفت و ايمان دانش آموزان به اعتقادات، اخلاق و احکام الهی که همان معرفت و ايمان به دين اسلام است، مهم ترين رسالت تعليم و تربيت در نظام اسلامی است.

قرآن کريم، به عنوان منبع وحی الهی و منبع اصلی اعتقادات، اخالق و احکام است. توانايی خواندن همراه با درک معنا، تدبر در قرآن و انس با آن، سبب ورود هر فرد مسلمان به دريای معارف اسلامی است. يادگيری زبان عربی به عنوان زبان قرآن سبب می شود که فرد بتواند به طور مستقيم با کتاب الهی ارتباط برقرار کند، آن را بفهمد و از رهنمودهای آن بهره ببرد. هم چنين آموزش اين زبان سبب می شود که متربيان بتوانند از معارف اهل بيت عليهم السلام و فرهنگ غنی اسلام استفاده کنند. از سوی ديگر زبان و ادبيات فارسی با زبان عربی درآميخته است و آشنايی با زبان عربی در يادگيری زبان فارسی تأثير خواهد داشت.

قلمرو حوزه : حوزه يادگيری قرآن و عربی شامل دو حوزه محتوايی آموزش قرآن کريم و آموزش عربی است و حد نهايی يادگيری در اين دروس به شرح زير است:

الف- توانايی خواندن صحيح و روان قرآن کريم؛

ب- توانايی درک معنای عبارات ساده و پرکاربرد قرآن کريم؛

ج- توانايی نسبی تدبر در آيات قرآن کريم به منظور درک ساده و اوليه دقايق و ظرائف مفاهيم آيات، بدون آموزش تخصصی علوم قرآنی؛

د- انس مستمر و دائمی با قرآن کريم، به نحوی که دانش آموزان، اهل خواندن و تفکر در قرآن باشند و ابن امر را الزمه تربيت دينی و اعتلای هويت الهی خويش بدانند.

آشنايی با زبان عربی و مشخصاً مهارت های چهارگانه زبانی يعنی خواندن، گوش کردن، نوشتن و سخن گفتن در اين حوزه به ميزانی است که دانش آموز را در درک معنای آيات قرآن کريم، کلام معصومين و متون دينی و فرهنگ اسلامی کمک کند و در تقويت زبان فارسی او مؤثر باشد.

اين دو حوزه محتوايی، ارتباط وثيقی با يک ديگر دارند و برنامه ريزی آن ها بايد هماهنگ و مرتبط با هم صورت گيرد و از اهداف، محتوا و روش های مشترک و نيز مطالب مکمل و تأييد کننده هم ديگر استفاده مطلوب به عمل آيد.

جهت گيري های کلی در سازماندهی محتوا و آموزش حوزه های تربيت و يادگيری ‹‹ حکمت و معارف اسالمی ›› و ‹‹ قرآن و عربی›› سازماندهی محتوای حوزه های حکمت و معارف اسالمی و قرآن و عربی در دوره ابتدايی به صورت تلفيقی است. در دوره متوسطه اول حتي الامکان به صورت مجزا ليکن هماهنگ و در دوره متوسطه دوم، به جز در رشته علوم و معارف اسلامی، به صورت تلفيقی و درس عربی به صورت مجزا ارائه میشود. در رشته علوم و معارف اسلامی نيز درس های اختصاصی در حوزه معارف اسلامی ارايه می شود.

1ــ به دليل ارتباط وسيع و وثيق محتوای دو حوزه ‹‹ حکمت و معارف اسلامی ›› و ‹‹ قرآن و عربی ›› سازماندهی محتوای هر دو حوزه در يک بخش آمده است.

برنامه ي راديويي خانه ي قرآن

برنامه ي راديويي خانهيقرآن

موج 100 مگاهرتز

تدريس كتاب هاي درسي آموزش قرآن توسط مؤلفان

 تقديم به آموزگاران دوره ي ابتدايي و دبيران قرآن سراسر كشور

پايه هاي

روزهاي

اول و دوم ابتدايي

شنبه

سوم و چهارم ابتدايي

يك شنبه

پنجم و ششم ابتدايي

دو شنبه

سوم راهنمايي و اول متوسطه

سه شنبه

دوره ي متوسطه ي دوم

چهار شنبه

پرسش و پاسخ ( برنامه زنده )

پنج شنبه

 ساعت پخش : 19:30

مصاحبه با ايكنا

يكشنبه 29 بهمن 1391         12:08               شماره‌ خبر :1189928
تدريس قرآن در دوره ابتدايی از سوی معلمان غيرپايه سند تحول بنيادين را تهديد می‌كند.

گروه فعاليت‌های قرآنی : يك كارشناس قرآن با بيان اينكه پنج هزار معلم جديدالاستخدام قرآنی آموزش و پرورش برای آموزش قرآن در مقطع ابتدايی به كار گرفته شده‌اند، گفت: بهره‌گيری از اين معلمان برای آموزش قرآن در دوره ابتدايی با برنامه درسی ملی مغايرت داشته و سند تحول بنيادين را به شدت تهديد می‌كند.

رضا نباتی، كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با اشاره به استخدام پنج هزار معلم قرآن كه از قاريان و حافظان قرآن كريم در استان‌ها هستند در وزارت آموزش و پرورش، اظهار كرد: طبق قانون در مقطع ابتدايی، تنها بايد يك معلم در كلاس‌‌های مقطع ابتدايی حضور داشته و تمامی دروس پايه‌های مقطع ابتدايی را تدريس كند كه وزارت آموزش و پرورش با استخدام پنج هزار معلم قرآنی در استان‌ها اين قانون را فراموش كرده و معلمان جديد‌الاستخدام را برای تدريس قرآن در پايه‌های مختلف مقطع ابتدايی به كار گرفته است.

نباتی با يادآوری اينكه با استخدام پنج هزار معلم قرآنی، زنگ قرآن پايه‌های ابتدايی در بسياری از استان‌ها به اين معلمان واگذار شده است، ادامه داد: اين تفكر كه شخص ديگری به غير از معلم پايه دانش‌آموزان كه تمامی دروس را تدريس می‌كند در كلاس‌های درسی دانش‌آموزان حضور داشته و به تدريس قرآن بپردازد نه تنها تفكر درست و علمی نيست بلكه به نظر می‌رسد يك تفكر سكولار است و با اين شيوه‌ خطر ترويج نگاه سكولار به بهانه آموزش قرآن در آموزش و پرورش ايجاد می‌شود.

وی در ادامه با عنوان اين مطلب كه طبق مصوبه شماره 677 شورای عالی آموزش و پرورش، آموزگاران دوره ابتدايی كه آموزگاران پايه هستند بايد قرآن را نيز به دانش‌آموزان آموزش دهند، ادامه داد: اين مصوبه دلايل علمی دارد و در شرايطی كه در همه جای دنيا، دوره ابتدايی تك‌معلمی است مسئولان ما در آموزش و پرورش نيز بايد به اين مسئله توجه داشته و قانون تك‌معلمی در دوره ابتدايی را رعايت كنند، زيرا به هر حال هدف ما در مقطع ابتدايی فقط آموزش دروس نبوده بلكه توجه به حوزه‌های عاطفی و تربيتی دانش‌آموزان و نيازها و چالش‌های عاطفی آنان است و معلم دوره ابتدايی كه در دوره‌های آموزشی و ضمن خدمت آموزش و پرورش شركت كرده و به عبارتی با دانش‌آموزان زندگی می‌كند اين توانمندی را دارد كه بچه‌ها را خوب بشناسد و نيازهای آموزشی و عاطفی آنان را مرتفع كند.

كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی با بيان اينكه اكثر آموزگاران مقطع ابتدايی تحصيل‌كرده آموزش ابتدايی هستند و توانمندی لازم در تدريس تمامی دروس را دارند، گفت: آموزگاران مقطع ابتدايی تعهد آن را دارند كه با حضور در كلاس به شايسته‌ترين شكل تدريس كنند و به اين دليل كه اين معلمان، دوره‌های آموزشی لازم را گذارنده و مهارت‌های لازم را كسب كرده‌اند درست نيست كه تدريس درس قرآن را از آنان بگيريم و به معلمان جديدالاستخدام واگذار كنيم زيرا از اين راه، روح حاكم بر تعليم و تربيت اسلامی را از دوره ابتدايی خارج كرده و اين نگاه سكولار يا جدا كردن قرآن از ساير دروس را به وجود می‌آوريم.

 نباتی:
5 هزار معلم جديدالاستخدام قرآنی در آموزش و پرورش با روش‌های آموزش قرآن در مقطع ابتدايی آشنايی چندانی ندارند و از روش‌هايی استفاده می‌كنند كه مغاير با سند تحول بنيادين آموزش و پرورش بوده و البته ممكن است در بسياری از موارد غيركارشناسانه و خودسرانه رفتار كنند

نباتی در ادامه اين بخش از سخنان خود عنوان كرد: معلمی كه در طول سال همه دروس را تدريس می‌كند و درس قرآن را به اين دليل كه به قاريان و حافظان واگذار شده تدريس نمی‌كند، رفته‌رفته از قرآن دور می‌شود و در پی آن نيز تأثيرگذاری درس قرآن و حضور درس قرآن در ساير دروس به مرور كم‌رنگ شده و از بين می‌رود و البته اين شيوه مغاير با سند تحول بنيادين و برنامه درسی ملی آموزش و پرورش است زيرا تلاش ما در برنامه درسی ملی اين است كه همه دروس با رويكرد شكوفايی فطرت الهی به منظور تحقق حيات طيبه مورد نظر قرآن باشد.

وی در بخش ديگری از سخنان خود با يادآوری اينكه در اسلامی كردن تعليم و تربيت، همه دروس بايد الهی و توحيدی باشند، گفت: تمامی دروسی كه در نظام تعليم و تربيت اسلامی تدريس می‌شوند بايد اين توانايی را داشته باشند كه ارتباط خوبی بين دانش‌آموز با خود، دانش‌آموز با خدا و دانش‌آموز با خلقت ايجاد كند و به طور طبيعی زمانی كه قرآن را از آموزگار دوره ابتدايی بگيرند ديگر چيزی نمی‌ماند و اين خطری است كه سند تحول بنيادين آموزش و پرورش و برنامه درسی ملی را به شدت تهديد می‌كند.

كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی با اشاره به بازديد‌هايی كه طی ماه‌های گذشته از فعاليت آموزشی برخی از استان‌ها داشته است، افزود: طی بازديد‌هايی كه از استان‌ها داشته‌ايم، می‌بينيم كه اين اتفاق در بسياری از مدارس ابتدايی رخ می‌دهد و باوجود اينكه ما برای تمامی معلمان مقطع ابتدايی دوره‌های آموزشی در سطح كشوری و استانی برگزار كرده‌ايم اما در حال حاضر همين معلمان كه دوره‌های آموزشی را پشت سر گذاشته‌اند در زنگ قرآن از كلاس خارج می‌شوند و معلم قرآن جای آنها را می‌گيرد و در اين ميان برای يك زنگ قرآن دو معلم حقوق دريافت می‌كنند و البته با اجرای اين طرح، آموزش‌هايی كه برای ارتقای مهارت معلمان مقطع ابتدايی صرف شده را هيچ كرده‌ايم.

وی ادامه داد: پنج هزار معلم جديدالاستخدام قرآنی در آموزش و پرورش با روش‌های آموزش قرآن در مقطع ابتدايی آشنايی چندانی ندارند و از روش‌هايی استفاده می‌كنند كه مغاير با سند تحول بنيادين آموزش و پرورش بوده و البته ممكن است در بسياری از موارد غيركارشناسانه و خودسرانه رفتار كنند.

سند تحول بنيادين آموزش و پرورش بايد بند به بند اجرا شود

نباتی در بخش ديگری از سخنان خود با يادآوری اينكه مقام معظم رهبری فرموده‌اند كه سند تحول بنيادين آموزش و پرورش بايد بند به بند اجرا شود و نبايد نه يك قدم جلوتر و نه يك قدم عقب‌تر حركت كنيد و بايد خود را مقيد كنيد كه كاملاً طبق سند تحول بنيادين آموزش و پرورش عمل و حركت كنيد، عنوان كرد: در صورتی كه آموزش قرآن در مقطع ابتدايی از آموزش ساير دروس جدا شود اين روش مغاير با سند تحول بنيادين خواهد بود و مسئولان آموزش و پرورش و معاونان آموزش ابتدايی در استان‌ها نبايد اجازه دهند كه اين اتفاق در مدارس ابتدايی رخ دهد.

كارشناس قرآن دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی، با عنوان اين مطلب كه اين شيوه كه قاريان و حافظان قرآن جديدالاستخدام به آموزش قرآن در مقطع ابتدايی بپردازند برخلاف سند ملی آموزش و پرورش بوده و به نفع نظام تعليم و تربيت كشور نيست، اظهار كرد: مسئولان و مديران آموزش و پرورش ما بايد اين نگاه عالمانه و كارشناسانه را داشته باشند و پيش از آنكه به دستورات افراد بالادستی توجه كنند به اسناد بالادستی توجه كنند.

وی در بخش پايانی سخنان خود با بيان اينكه مشكل اصلی ما اين است كه ساز و كار لازم در حوزه نظارت بر اجرای اسناد بالادستی را نداريم، ادامه داد: ما ابزار لازم برای حُسن اجرای برنامه‌ها را نداريم و در اين حوزه دفتر آموزش ابتدايی و معاونت‌های آموزش ابتدايی استان‌ها و شهرستان‌ها مسئول هستند و بايد نظارت كاملی نسبت به اجرای فعاليت‌های آموزشی در مدارس براساس اسناد بالادستی داشته باشند.

اصل خبر 

اخبار قرآنی : کتاب های جدید التالیف مدارس تخصصی قرآن

کتاب های آموزش قرآن ویژه ی مدارس تخصصی قرآن تالیف شد.

همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید ( ۹۲-۱۳۹۱ ) ۱۳۱۱ مدرسه ی تخصصی قرآن در دوره ابتدایی آغاز به کار کرد. این تعداد مدرسه در ۷۱۷ منطقهی آموزش و پرورش افتتاح شد. در سال جاری بیش از ۳۰۰ هزار دانش آموز در این مدارس مشغول به تحصیل هستد.

کتاب های درسی آموزش قرآن ویژه مدارس قرآنی برای پایه های اول دوم و سوم ابتدایی تالیف شد و بین ۱۸۵ هزار دانش آموز این سه پایه توزیع گردید.

این سه کتاب پیرو مصوبه ۸۶۱ شورای عالی آموزش و پرورش توسط سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بر اساس اهداف تعیین شده و توسط مولفین کتاب های درسی از جمله حجه الاسلام و المسلمین دکتر محی الدین محمدیان تالیف گردیده است.

در این مدارس هر دانش آموز در هفته حداقل ۵ ساعت با محتوای این کتاب ها آشنا می شوند. معلمانی که این کتاب ها را تدریس می کنند از آموزگاران ابتدایی هستند که در حوزه ی قرآن دارای مهارت ها و صلاحیت های حرفه ای لازم هستند.

در تالیف این کتاب ها ضمن توجه به اهداف خاص مدارس قرآنی به غنی سازی کتاب های مدارس عادی توجه جدی شده تا ضمن رعایت اهداف و مبانی برنامه ی درسی ملی و اهداف برنامه ی درسی قرآن زمینه ی ورود هر چه بیش تر دانش آموزان از هریک از پایه های تحصیلی به مدارس تخصصی قرآن را فراهم آورد. در این کتاب ها سوره ها و عبارات جدید قرآنی برای روخوانی و روان خوانی و نیز درک و فهم و حفظ قرآن آورده شده است.

لازم به ذکر است آموزش و پرورش طبق مصوبه ی فوق الذکر هيچ يك از 5 هزار نيروی انسانی كه از سال تحصيلی جاری به منظور فعاليت در مدارس قرآن به كار گرفته شده‌اند، از حافظان و قاريان قرآن و با مدارك فوق‌ ليسانس و بالاتر هستند حق تدريس در زنگ قرآن این مدارس را ندارند.

کارشناسان محترم قرآنی مدیران و معلمان مدارس و اولیای محترم دانش آموزان جهت ارتباط با مولفان و گروه قرآن دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی می توانند با وب سایت و شماره های زیر تماس حاصل کنند :

 ۸۸۳۰۵۷۷۱  - ۸۸۴۹۰۲۲۳

http://quran-dept.talif.sch.ir

 http://quran-edu.blogfa.com

توزيع 185 هزار جلد كتاب در مدارس تخصصي قرآن

سر خط اخبار قرآنی

۱- آقای بهروز ياري گل :

راه‌اندازی مدارسی برای آموزش نخبگان قرآنی به جای 10 هزار مدرسه قرآن

ادامه ی خبر را بخوانید :

۲- حسین بهبودی :

انتقادات از راه‌اندازی و فعاليت‌ مدارس قرآن

 ادامه ی خبر را بخوانید :

۳- مشاور قرآنی وزسر آموزش و پرورش :

كارشناسان تضعيف مدارس قرآن را جايگزين تبليغ كرده‌اند.

ادامه ی خبر را بخوانید : 

ابد والله ما ننسا حسينا - به خدا سوگند كه هرگز امام حسين را فراموش نخواهيم كرد.

                                                                  
    اَلسَّلامُ عَلَیـكَ یا اَبـا عَبـدِ اللَّهِ                        
    وَ عَـلَى الـاَرْواحِ الَّـتى حَلَّتْ بِـفِـنائكَ                
    عَـلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَـداً                          
    ما بَـقیتُ وَ بَـقِىَ اللَیلُ وَ الـنَّـهارُ                     
    وَ لا جَـعَـلَـهُ اللَّهُ آخِـرَ الـعَهـدِ مِنّى لِـزِیـارَتِـكُم     
    اَلسَّلامُ عَـلَى الـحُسَیـنِ                               
    وَ عَـلى عَـلِىِّ بـنِ الْـحُـسَیـنِ                        
    وَ عَـلى اَولادِ الْحُسَیـنِ                                 
    وَ عَـلى اَصـحابِ الـحُسَیـنِ.                           
                                                                  
 

‹‹ چرا ›› كارشناسان تضعيف مدارس قرآن را جايگزين تبليغ كرده‌اند ؟ !

يكشنبه 28 آبان 1391 08:52:54                                   شماره‌ خبر :1139141   

مدارس قرآن و نقاط قوت و ضعف پيش‌رو/2   
جناب آقاي محمد بنيادی :
كارشناسان تضعيف مدارس قرآن را جايگزين تبليغ كرده‌اند

گروه كودك و نوجوان: مشاور وزير آموزش و پرورش در امور قرآنی، با اشاره به برخی نقدهای مطرح شده درباره مدارس قرآن گفت: طی سه سالی كه از فعاليت مدارس قرآن گذشته، برخی كارشناسان و رسانه‌ها به جای تبليغ مثبت فعاليت مدارس قرآن، همواره به تضعيف اين مدارس پرداخته‌اند. 

( چرا ) كارشناسان تضعيف مدارس قرآن را جايگزين تبليغ كرده اند ؟

 

 

دل نوشته : چرا كسي صداي زنگ قرآن مدارس را نمي شنود ؟ !  

چرا كسي صداي زنگ قرآن مدارس ابتدايي را نمي شنود ؟

چرا مصوبات  ۶۷۷ و ۸۶۱ شوراي عالي آموزش و پرورش اجرا نمي شود ؟

چرا به توانمندي بالقوه ي آموزگاران دوره ابتدايي در تدريس قرآن ايمان نداريم ؟

چرا فكر مي كنيم هر كس فارغ التحصل رشته ي معارف است مي تواند در دوره ي ابتدايي تدريس كند ؟

چرا با وجود كمبود اعتبارات، براي يك زنگ قرآن به دو نفر حقوق داده مي شود ؟

چرا در تقليل ساعات كار معلمان با سابقه ي ۲۰ سال به بالا، بر خلاف قانون درس قرآن حذف مي شود ؟ 

چرا تقويت جايگاه زنگ رسمي قرآن مدارس جزء موضوعات و فعاليت هاي قرآني مسئولان ذي ربط قرار نمي گيرد؟

طبق مصوبه هاي جلسات ۶۷۷ و ۸۶۱ شوراي عالي آموزش و پرورش، تدريس قرآن در دوره ي ابتدايي و حتي مدارس قرآني بر عهده ي آموزگار پايه است؛ با اين حال اطلاع كامل داريم كه درس رسمي آموزش قرآن به افراد فاقد صلاحيت علمي و حرفه اي سپرده شده است.

تاسف بار است كه فكر مي كنيم هر كس فارغ التحصيل رشته ي معارف قرآني است، مي تواند وارد كلاس ابتدايي شود و بدون آن كه ويژگي دانش آموزان اين دوره و نيز روش تذريس قرآن ابتدايي را كه متناسب با سواد و توان مندي هاي اموزگاران تاليف شده است، تدريس كند.

و اين در حالي است كه طبق قانون درس قرآن تنها درسي است كه فقط بايد توسط آموزگار پايه تدريس شود. حتي در مدارس غير انتفاعي و شاهد.

طبق همين قانون معلماني كه سابقه ي كار آن ها بيش از بيست سال است و تقليل ساعات كاري شامل آنان مي شود نيز نمي توانند درس قرآن را به شخص ديگري واگذار كنند و بايد خودشان اين درس را تدريس كنند.

اما تنها درسي كه براي تقليل ساعات اين دوستان در نظر گرفته مي شود درس قرآن است.

طبق مصوبه ي شوراي عالي آموزش و پرورش هيچ يك از  5 هزار نيروی انسانی كه از سال تحصيلی جاری به منظور فعاليت در مدارس قرآن به كار گرفته شده‌اند، از حافظان و قاريان قرآن و با مدارك فوق‌ ليسانس و بالاتر هستند حق تدريس در زنگ قرآن مدارس ابتدايي و حتي مدارس قرآني را ندارند.

انتظار اين بود با وجود بيش از ۴۰۰ هزار كلاس درس در دوره ي ابتدايي كه هريك در هفته سه زنگ قرآن دارند، پشتيباني و ارتقاي سطح كمي و كيفي اين درس نسبت به ساير ددروس و نيز نظارت بر حسن اجراي اين كلاس ها و اعمال قوانين و مصوبات، جزء اولويت وظايف مسئولان محترم قرار گيرد . . . .

چرا به توانمندی بالقوه آموزگاران دوره ابتدايی در تدريس قرآن ايمان نداريم؟

يادگاري

در وبلاگ صداي سند  مي خوانيم : 

    صدای سند یعنی صدای دست اندرکاران تدوین سند ملی آموزش و پرورش . . .
   من، دكتر محمود مهرمحمدی استاد تعلیم و تربیت دانشگاه تربیت مدرس افتخار آن را داشتم که مسئولیت این کار عظیم را بر عهده داشته و از جمع کثیری از همکاران که در این کار سترگ مشارکت داشتند فراوان بیاموزم. تاریخ قید شده نیز قابل توجه و حائز اهمیت است . . . 
    دانستن این که در این مدت بر ما که عهده دار این وظیفه خطیر ملی شده بودیم چه گذشت و حاصل کار ما نیز با چه سرنوشتی روبرو شد حق همگان است . . .
    این وبلاگ ابزاری است برای احیای این حق است تا در این زمینه اطلاع رسانی لازم را به علافمندان ارائه بنمائیم و امیدواریم از این طریق بخشی از تاریخ معاصر آموزش و پرورش از سپرده شدن به دست فراموشی نجات یابد . . .

آقاي دكتر علي عباسپور، رييس محترم كميسيون آموزش مجلس هشتم در نقد سياست هاي آموزش و پرورش:

صحنه آموزش و پرورش آزمايشگاه نيست.

   حميدرضا حاجي بابايي وزير آموزش و پرورش در طول دوران وزارتش ثابت كرده انتقادها برايش اهميتي ندارد. حتي اگر به قيمت استيضاحش در مجلس تمام شود. او اساسا انتقادات را سياسي و بي اساس مي داند. تمايل دارد كارهاي بزرگ در آموزش و پرورش به اسم او و دوران وزارتش تمام شود. از جمله تغيير ساختار نظام آموزشي كه هر چه از شروع سال تحصيلي مي گذرد، بيشتر اشكالات و كاستي هاي تصميم شتابزده حاجي بابايي را نشان مي دهد. درجلسه امروز كميسيون آموزش نيز قرار است تقاضاي تحقيق و تفحص از وزارت آموزش و پرورش با حضور وزير بررسي شود.علي عباسپور رييس كميسيون آموزش مجلس هشتم و از منتقدان سياست هاي آموزش و پرورش در اين گفت وگو به بررسي مسائل اين روزهاي آموزش و پرورش مي پردازد.
روي عبارت زير كليك فرماييد
   
روزنامه اعتماد > شماره 2524 30/7/91 > صفحه 7 (جامعه) 

درباره ي نوار و كتاب گوياي پايه هاي چهارم، پنجم و ششم ابتدايي

بسياري از مدرسان و آموزگاران محترم قرآن درباره ي شيوه ي تهيه ي نوار و كتاب گوياي پايه هاي چهارم، پنجم و ششم ابتدايي سوال مي كنند؛ ضمن سپاس از پيگيري اين عزيزان، به استحضار مي رساند :

1- كتاب گوياي پايه هاي اول تا پنجم ابتدايي سال گذشته كاملاً قابل استفاده است.

2- دانش آموزان كلاس هاي چهارم، پنجم و ششم ابتدايي مي توانند از cd  قرائت قرآن دوره راهنمايي استفاده كنند. اين cd با كتاب هاي درسي دانش آموزان توزيع شده است.

روش استفاده : در اين cd به تعداد صفحات قرآن كامل ( 604 تراك صوتي ) به صورت mp3  وجود دارد كه شماره ي هر تراك با صفحه قرآن كامل و نيز صفحات قرآني كتاب هاي درسي قرآن جهارم، پنجم و ششم ابتدايي يك سان است از اين رو استفاده از اين cd را توصيه مي كنيم.

قابل توجه دانشجويان ترم جديد - مهر 1391

دانشجويان محترم رشته ي علوم قرآني مي توانند براي كسب اطلاع و مطالعه ي بيش تر درباره ي مطالب ارائه شده در كلاس درس، به اين مقاله ها نيز مراجعه كنند. براي مشاهده ي فهرست مقاله هاي اين جانب در زمينه ي قرائت و صوت و لحن ( تلاوت هاي ماندگار و جاودانه ها ) روي هريك از عبارت هاي زير كليد كنيد. / با تشكر

آموزش صوت و لحن تخصصي


ساير مقالات مرتبط

ابر و ماه ...

ابر و ماه ... 

   دو مقاله ي زير از  بنده در مجلات رشد مهر ماه 1391 چاپ شده، اميد وارم دوستان ضمن مطاله ي اين دو مطلب، اين جانب را در اصلاح نظرات ياري فرمايند / با تشكر :

1- ويژه نامه ي رشد آموزش ابتدايي شماره ي 1 / مهر ماه 1391 ص 18

با عنوان : كسب مهارت روخواني، مهم ترين هدف آموزش قرآن است

( در قالب مصاحبه ارائه شده است. )

2- ويژه نامه ي رشد سفر نامه ششم ابتدايي شماره ي 1 / شهريور ماه 1391 ص 28

با عنوان : انس با قرآن و روان خواني 

( غنوان اصلي مقاله : '' شش سال تلاش براي تحقق يك مهارت '' بوده است )

فهرست مطالب مجله

پاسخ به يك شُـبهه :  شايد برخي از دوستان پس از مشاهده و مطالعه ي مطالب بگويند : چرا اسم نويسنده و يا مصاحبه شونده در متون نيامده و يا به نام كسان ديگري معرفي شده است ؟ 

پاسخ را به عهده ي زمان و روزگار مي سپارم تا كي ماه من از پشت ابر سر برون كند و حقيقت زلال از لابه لاي گل و لاي رخ بنماياند. اما شما مي توانيد بخشي از علت را در مراجعه به لينك زير بيابيد.

لطفاً روي مطالب 1 و 2  كليد كنيد


چو دشمن گرامی ‌شد و دوست خوار             به ناچار پیش ‌آید چنین روزگار 
همین دان که گر، ما خرد داشتیم                   چنین روزگاری نمی‌داشتیم 



* * * * *

در اين دو مجله، مطلب زير حذف گرديده است؛ اميدوارم آن را نيز بخوانيد :

« حرفه شدن آموزگاران قرآن »  

اصلي ترين محور تحول بنيادين آموزش و پرورش 

بی شک اصلی ترين کاري که بايد در آموزش و پرورش اتفاق بیافتد حرفه ای کردن آموزگاران ابتدايي است. به زبان ساده « آموزگار حرفه ای » کسی است که ديگران, حتی آموزگاران ساير پايه ها, از انجام وظايف او عاجز باشند.

سؤالی که در اين جا مطرح مي شود اين است که  براي توفيق هر چه بيش ‌تر در آموزش قرآن دوره ي ابتدايي، لازم است آموزگاران, واجد چه صلاحيت های عمومي و نيز حرفه ای باشند ؟

1-  مهم ترين نگرانی در دوره ی ابتدايي به ويژه در پايه های سوم تا ششم ابتدايي « عدم توانايي برخی از معلمان در رفع اشکالات خواندن قرآن است. » به همين خاطر شعار درس آموزش قرآن در پايه های سوم تا ششم « توجه به موضوع رفع اشکلات خواندن قرآن همه ی دانش آموزان » است.

2-  شركت فعال معلمان در دوره‌هاي آموزش ضمن خدمت به نحوی که اولاً اين دوره ها با کيفيت و کامل اجرا شود و ثانياً معلمان با روش های آموزش قرآن در اين پايه به خوبی آشنا شوند.

3-  تسلط كافي ايشان بر روش ها و مراحل تدريس هر يک از موضوعات كتاب درسی

4-   مشاهده ی دقيق و با حوصله ی فيلم های توجيهی - آموزشي

5-   مطالعه ی مقدمه ی کتاب درسی دانش آموز؛ در ابتدای هر کتاب درسی چندين صفحه درباره ی روش آموزش قرآن برای معلنان آورده شده است, اما تجربه نشان می دهد متاسفانه اغلب معلمان حتی يک بار اين مقدمه را نخوانده اند. طرح اين بخش از کتاب درسی را در شورای آموزگاران مدرسه پيشنهاد می کنيم.

6-  تهيه و مطالعه ی كتاب‌هاي مرجع آموزش قرآن دوره ی ابتدايي مانند كتاب مبانی و روش آموزش قرآن دوره ابتدايي- کد 6011  و كتاب راهنماي معلم قرآن پايه ی ششم ابتدايي نيز توصيه و تاکيد می شود.

7-  انس با قرآن كريم و خواندن روزانه آن و تقويت علاقه به تدريس قرآن كريم به عنوان هدف آرمانی درس اموزش قرآن است. تحقق اين هدف نياز به فرهنگ سازی دارد و مهم ترين و در عين حال ساده ترين روش برای تحقق اين هدف, توجه به « نقش الگويي معلم و خانواده در توسعه ی فرهنگ انس روزانه ی دانش آموزان با قرآن کريم » است. 

8-  تلاش به موقع براي تهيه و آماده‌سازي امکانات آموزشی مانند ضبط و نوار و استفاده ی به جا از آن ها در تدريس.

9-  پرهيز از جا به جايي اهداف و نيز موضوعات آموزشی مانند روخوانی آيات و سوره ها و رفع اشکالات روخوانی دانش آموزان  با آموزش قرائت سوره که نه تنها به کسب مهارت روخوانی کمک نمی کند بلکه آن را با مخاطرات جدی رو به رو می کند.

10- به روز بودن معلمان از طريق ارتباط با مجلات آموزشی و سايت گروه قرآن و تبادل نظر با مولفان و کارشناسان