دو روی سکه اغتشاشات آشوب گران

یادداشت روز

دو روی سکه اغتشاشات آشوب گران

همواره از بروز اغتشاشات آشوب گران دو گروه سود برده و می برند:

۱- مخالفان جمهوری اسلامی ایران

۲- مـدیـران نـالایـق کـشـور

شرح مختصر:

۱- مخالفان جمهوری اسلامی ایران:
اعم از گروه های ضد انقلاب، سلطنت طلب، منافقین

هدف ایشان ایجاد نفاق در بین صفوف مردم عزيز ايران و برای تضعیف نظام اسلامي به منظور تجزیه کشور از طريق از بین بردن مانع اصلی چپاول خاورمیانه يعني جمهوري اسلامي ايران؛ و ثانيا غارت منابع سرشار كشور

۲- مدیران نالایق کشور:
بيشترين سود را مديران نالايق كشور مي برند. مدیرانی که نامشان را از انقلاب دارند و نانشان را در خون مردم می زنند و در حاشیه امن، از حمایت نهادهای امنیتی برخوردارند و به هیچ کجا نیز پاسخگو نیستند و هر منتقدی را هم در لیست سیاه مخالف نظام و انقلاب و رهبری معرفی می کنند و در پوشش شعارهای توخالی، از ارتكاب هر نوع بی تقوایی فروگذار نیستند.

آسیب های این گروه بسیار وسیع تر، عمیق تر و مؤثرتر از اغتشاش گران و آشوب گران است.

در واقع این مدیران نالایق مدیون حواشی اغتشاش گران و مرهون تخریب های گسترده آشوب گران هستند؛ زیرا باعث می شوند در این هیاهو و آشوب و تخریب گسترده، مدت بیشتری از این حاشیه امن بهره ببرند.

مدیرانی که مار خورده و افعی شده اند و هم اکنون با کمک جریان های مافیایی حاکم رسماً و گستاخانه به بی شرمی های خود ادامه می دهند.

تلخ است اما واقعیت این است که مدیران نالایق را باید از بانیان وضعیت فعلی کشور دانست؛ چرا که ایشان بستر آفرین اغتشاشات و آشوب های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی هستند.

مصلحت اندیشی همیشگی در مبارزه با فساد در کشور، بزرگترین بهانه برای ثبات وضعیت موجود است.

راهکار

ریخت شناسی حروف الفبا (شخصیت حروف) / غیرقابل استناد

ریخت شناسی حروف الفبا (شخصیت حروف الفبا)

غیرقابل استناد

مقدمه:

هر یک از حروف الفبای عربی (و فارسی) قبل از آن که در قالب کلمه معنا ظاهر شوند، مي توانند به تنهايي نيز معنا و مفهوم داشته باشند.

دليل اصلي اين مدعا «حروف مقطعه» قرآن كريم است كه هنگام قرائت به شكل مستقل و مجرا از هم خوانده مي شوند. مانند:

الم (الف لام ميم) طسم (طا سين ميم) كهيعص (كاف ها يا عين صاد) حم عسق (حا ميم عين سين قاف)

حروف مقطعه : 14 حرف است كه در ابتداي 29 سوره آمده است.

حروف مقطعه : همان حروف الفباي عربي صدر اسلام است كه بدون نقطه بوده و بعدها نقطعه گذاري شده است.

و نيز در قرآن كريم برخي حروف به تنهايي در قامت يك كلمه آمده اند؛ مانند:

«اَ»: آيا «ق»: نگهدار (قنا عذاب النار) «وَ»، «تَـ»: قسم (وَ الله/ تَالله) «هُ»: او «بِـ»: به وسيله

دقت در رابطه حرف با کاردینالتی یا مفهوم ذاتی خودش می تواند به فهم دقیق تر کلمات و جملات و از جمله حروف مقطعه قرآن کریم کمک کند.

معناي حروف:

۱- آ (الف) =

۲- ب = جایگاه - بیت - خانه

۳- پ =

۴- ت = زيبايي

۵- ث =

۶- ج = تلاطم

۷- چ =

۸- ح =

۹- خ = زخمتي و خشن بودن

۱۰- د =

۱۱- ذ =

۱۲- ر = در قرآن اشاره به حركت و تكرار دارد.

۱۳- ز =

۱۴- ژ =

۱۵- س = آينده، اميد، سر و سرور

۱۶- ش =

۱۷- ص = در بر گرفتن

۱۸- ض =

۱۹- ط = خوشي

۲۰- ظ =

۲۱- ع = چشم

۲۲- غ =

۲۳- ف = در قرآن اشاره به تدریجی بودن مطلب دارد (فَـ)

۲۴- ق = در قرآن اشاره به نگهدارنده دارد.

۲۵- ک = کف دست

۲۶- گ =

۲۷- ل = کمک کردن - عصا

۲۸- م = (ميم آخر: غلظت)، آب

۲۹- ن = نرمي

۳۰- و = در قرآن اشاره به دفعی بودن مطلب دارد. (وَ) به جمع اشاره دارد.

۳۱- ه =

۳۲- ی =

نتيجه بحث:

در واقع حروف ماهیت کلمه را می‌سازند؛ آنچه به شخصیت و هویت موجود یا مفهومی مربوط می‌شود که با کلمه‌ای می‌شناسیمش.

در عالم حروف چند اصل را باید در نظر داشت:

اول: معنی حرف مستقل از کلمه است؛ بنابراین تلاش برای کشف معنی یک حرف بر مبنای معنی رایج کلمات ممکن است منجر به نتیجۀ مطلوبی نشود.

دوم: معنی یا کارکرد کلمه حتماً وابسته به معنی حروف آن است؛ حتی اگر شناخت عرفی ما از یک کلمه با آنچه بر مبنای معانی حروف آن به دست می‌آید، فاصله داشته باشد.

سوم: شخصیت یک کلمه از همۀ حروف آن شکل می گیرد.

چهارم: اثر حرف بر یک کلمه را در جهت موجودیت همان کلمه باید جست.

پنجم: یک حرف در یک کلمه گاهی از ماهیت آن کلمه می‌گوید، گاهی از آثاری که کلمه از پیرامونش می‌پذیرد و گاهی از تأثیری که کلمه بر دیگران می‌گذارد.

ششم: جایگاه هر حرف در کلمه بر میزان و نوع تأثیرپذیری کلمه از آن حرف مؤثر است.

هفتم: ماهیت هر کلمه برایند معانی حروف تشکیل‌دهندۀ آن کلمه است؛ بر پایۀ همین اصل گاهی حروفی که در کنار هم قرار می‌گیرند، معانی خود را با هم همراه می‌کنند.

آنچه زبان‌ها را از منظر معنی‌شناسی حروف از همدیگر دور می‌کند، اختلاف زیربناهای فرهنگی و هستی‌شناسی آنها است که باعث می‌شود هر یک از ظن خود در شناخت واقعیت بهره برند و کلماتی نزدیک به درک هستی‌شناسانۀ خود برای موجودیت‌ها و مفاهیم بسازند.

«من یخدم القرآن» يا «من یستخدم القرآن»؟!!

الله اکبر (اذان)

- اعوذ بالله من الشیطان الرحیم

- و اعوذ بالله ان اکون من الجاهلین

- سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار

- و السلام علی من اتبع الهدی

- لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم، و کان الله سمیعا علیما

- اَ تأمرون الناس بالبر و تنسون انفسهم و انتم تتلون الکتاب، افلا تعقلون

- لم تقولون مالاتفعلون، کبر مقتا عند الله ...

- و قال الرسول یا رب ان قوم اتخذوا هذا القرآن مهجورا

- ا فلا یتدبرون القرآن، ام علی قلوب اغفالها

- لهم قلوب لایفقهون بها، و لهم آذان لایسمعون بها و لهم اعین لایسمعون بها، اولئک کالانعام، بل هم اضل، اولئک هم الغافلون

- انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون

- و من اعرض ان ذکری فان له معیشة زنکی و نحشره یوم القیامة اعمی

- افمن یعلم انما انزل الیک الحق کمن هو اعمی، انما یتذکر اولوا الالباب

- یا ایها الذین آمنو توبوا الی الله توبة نصوحا

- یا ایها الذین آمنوا آمنوا

- و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما

- ان الله یدافع عن الذین آمنوا

- ا لم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله

- احشر الذین ظلموا و ازواجهم ... وقفوهم انهم مسئولون مالکم لاتناصرون بل هم الیوم

- و یقول الذین کفروا یا ویلتا لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا ... مع الرسول سبیلا

شعر «فریب ما مخور آقا دروغ می گوییم.»

فریب ما مخور آقا ! دروغ می گوییم

فریب ما مخور آقا دروغ می گوییم

قسم به ام ابیها دروغ می گوییم

تمام چشم به راهی و انتظار و ظهور

و ندبه های فرج را دروغ می گوییم

کدام گریه غربت، کدام اشک فراق؟!

قسم به حضرت زهرا دروغ می گوییم

دلی که مأمن دنیاست، جای مولا نیست

اسیر شهوت دنیا، دروغ می گوییم

زبان، سخن ز تو گوید؛ ولی برای گناه ...

به پیش چشم تو آقا دروغ می گوییم

خلاصه ای گل نرگس، کسی به فکر تو نیست

و ما به وسعت دریا دروغ می گوییم

«حکمت نغز» (تمثیل تربیتی)

«حـکـمـت نـغـز»

از گذشته تا کنون برای طراحی و چاپ قرآن کریم در کشور از نمادهای هنر اسلامی و ایرانی استفاده می شود؛ از آن جمله، برای روی جلد از تصاویر «گل و مرغ» در اغلب مصاحف شریف و حتی کتاب های درسی بهره گرفته می شود. این موضوع، به عنوان یک تمثیل تربیتی در این قطعه شعر مورد توجه شاعر قرار گرفته است؛ به گونه ای که به آن از زاویه تربیتی نگریسته شده است. در ضمن، خواندن چنین اشعاری توسط استادان و معلمان محترم در جلسات خانگی و هفتگی قرآن و نیز کلاس های آموزش قرآن مدارس و دانشگاه ها، علاوه بر جذاب سازی کلاس درس و تقویت علاقه و انگیزه یادگیری مخاطبان، به شناخت وسیع تر و مؤثرتر قرآن کریم و هدف از نزول آن کمک می کند.

دانی که چرا به جلد قرآن «بلـبل»
در سـایه گـل همیـشه مـأوا دارد؟

زیرا نرود ز یادت این حکمت نـغـز
بلبل که به خانه در قفس جا دارد،

حقش نبود که بهر خودخواهی تو
در کنج قفـس، عمر به یـغـمـا دارد

در جنگل و دشت، او ندارد جـایی
این شور و نوا بدین قفس تا دارد

با آنـکه نـدانی از چـه نـالـد بلـبل
از صوت خوشش، سرت چه غوغا دارد

قرآن به قفس، نگه ندارد آن کس
کـاز فـلـسـفـه نـزول، مـعـنـا دارد

زیرا که هدایت است سرمنزل دوست
تــا راه نــجــات، روزیِ مــا دارد

در کنج قرائت و تـحفظ، قرآن
زندان نکند کسی که تقوا دارد

مهجور قفس مکن دگر قرآن را
چون عقل سلیم زان مبرّا دارد

در نغـمه نـمـان، بیا تـدبـر آمـوز
از اسم گذر کن که مسمّـا دارد

گر خیر کثیر خواهی آن آیـه بخوان
کان آیه تو را به شوق و ژرفـا دارد

هر آنچه تصور کنی از جان و جهان
در مصحف حق، یقین به یکجا دارد

بـالاست اگـر لـوای قـرآن امـروز
این فیض، خدای تا به فردا دارد

هـر چـنـد که تـا ابـد بـمـانـد قـرآن
حفظش چو کنی تو را شکوفا دارد

گفتا که چو باهم اند قرآن و علی(ع)
مـهـجـور چـرا یـکـی از آنـهـا دارد؟!

مهدی عج که بود لوای قرآن دستش
بـر یـاری آن، تـوقـع از مـا دارد

این نسخه بجاست هردم ان شاءالله
لا حـول و لا قـوة الّا بـالله

📚 پاورقی:
۱- اشاره به آیات متعددی چون «هٰـذا هُـدًی» (این [قرآن] هدایت است.) در سوره جاثیه آیه ۱۱

۲- اشاره به آیه دوم سوره بقره: «ذالِـکَ الـکِـتابُ لارَیـبَ فیـهِ، هُـدًی لِلـمُتَّـقیـنَ» (این کتاب که شکی در آن نیست؛ برای افراد با تقوا، هدایت است.)

۳- اشاره به حدیث شریف و مشهور از امیر المومنین علیه السلام در اصول کافی جلد اول صفحه ۳۶ : «لاخَیـرَ فی قِـرائَـةٍ لَیـسَ فیـها تَدَبُّر» (در خواندن قرآنی که تدبر در آن نباشد، خیر و برکتی نیست.)

۴- اشاره به خطبه ۱۷۶ نهج‌البلاغه: «ما جالَـسَ هٰـذَا القُرآنَ اَحَـدٌ اِلّا قامَ عَنـهُ بِـزِیادَةٍ اَو نُقـصانٍ؛ زِیادَةٍ فی هُـدًی اَو نُقـصانٍ مِن عَـمًی» (کسی با قرآن همنشین نشد، مگر هنگام برخواستن همراه با فزونی و کاستی بود؛ فزونی در هدایت و کاستی در جهان و نادانی)

۵- اشاره به آیه ۸۹ سوره نحل: «وَ تِبـیانًا لِـکُلِّ شَیءٍ» ([قرآن کریم] بیان کننده همه چیز است.)

۶- اشاره به آیه ۹ سوره حجر: «اِنّا نَحـنُ نَزَّلـنَا الذِّکـرَ وَ اِنّا لَـهُ لَـحافِـظونَ» (ما قرآن را نازل کردیم و ما هم آن را حفظ می کنیم)

۷- برخی از مفسرین در ذیل آیه ۹ سوره حجر، مسلمانان را جزئی از لحافظون می دانند و محافظت از ساحت مقدس قرآن کریم را از وظایف ایشان برمی شمارند.

۸- اشاره به حدیث شریف ثقلین: «اِنّی تارِکٌ فیـکُـمُ الثَّـقَـلَیـنِ کِـتابَ اللهِ وَ عِتـرَتی» (من دو گوهر گرانبها در میان شما به یادگار می گذارم؛ کتاب خدا و عترتم)

۹- اشاره به آیه ۳۰ سوره فرقان: «وَ قالَ الرَّسولُ یا رَبِّ اِنَّ قَومِ اتَّـخَـذوا هٰـذَا القُرآنَ مَهـجورًا» (روز قیامت پیامبر به شکوه در محضر الهی شِکوه می کند که این امت من، این قرآن را مهجور و متروک گذاشتند.)

مؤمنی چنین کافر (شعر انتقادي)

«مـؤمـنـی چـنین کـافـر؟!»

بزرگ ترين خطري كه اسلام عزيز و و انقلاب اسلامي ايران را تهديد مي كند، «مصادره انقلاب اسلامي و ارزش هاي والاي ديني» توسط «افراد يا جريان هاي خاص» است. لذا مخاطب این شعر همان افراد يا جريان هاي خاصي هستند که با سوءاستفاده از لباس دین و نام روحانيت و ... نسبت به مصادره انقلاب اسلامي (با تمامي ويژگي هايش) تلاش می کنند و نیز همواره از موضع «مقام ثبوت» (و نه مقام اثبات و دلیل و برهان) با مردم شريف ایران به جای گفت و گو، «گفت و شنود» می کنند. (يعني آنها هرچه بخواهند می گويند و عمل می كنند و ديگران فقط باید بشنوند و نظارگر و تأييدكننده باشند) كه اگر غير از اين باشد، مجرم هستند و به جرم محاربه با خدا، قرآن، دين و انقلاب اسلامي و ... «فاسق» و «مرتد» و «ضد ولايت فقيه» و ... تشخيص داده شده و «مهدور الدم» خواهند بود. (جان و آبرويشان در امان نخواهد بود.) هر چند روزگار چنین افرادی گذشته است و حنایشان دیگر رنگی ندارد؛ اما از باب تذکر، این نصایح مشفقانه تقدیم می شود تا شاید زمینه اصلاح و جبران و بازگشت به دامان عدالت فراهم شود. ان شاء الله

این لبـاس ابلیـس است‌ یا لـبـاس پیـغمبر؟!
این عـبای تلـبیس است یا ردایی از حـیدر؟!

ظـاهـرت چنـین زیبا، باطـنت چنان تاریک
مانده ام چرا هستی مؤمـنی چـنین کافر؟!

انقلاب ایران را پــرخــطـرتـریـن هستی؛
از چه رو کنی پامال آبـروی این کشور؟!

یــاوری نـخـواهـی کـرد مـردمـان ایـران را
زان که باورت این است بوده ای ز مردم سر!

نظم و ضابطه نزدت، حرف پوچ و بی معناست
چون که بی نـیـازی تـو؛ اجـتـهاد از این بـرتـر؟!

ای که با خدا فامیل، عرش کبریا از تو
آیـتـی و عـظـمـاتـر از خـدا و پیـغـمبر!

بر فـراز منـبرهـا چـون خـدا سـخـن گـویـی
تا چنین قبول افتد: بر همه «تویی» سرور

سروری چه می ارزد در مقابـل شأنت؟!!
افسری، امیری تو، بر جهان تویی قِیصر!

هر کجا بُود پُسـتی، صـاحبش تـویی بی شـک
زان که خوانده ای درسش، ای امیر صد لشگر

وقت منـبرت بـرگو هـر چـرا به دل داری
ما چو گوسفندانیم؛ بی خیال کور و کر

درس حوزه ات چون است، کاین چنین توانمندی؟!
چـون عـــلاج هــر دردی، ای حـكـيــم و داروگـــر؟!

سُرفـه ات کـنـد اعـجـاز، در عـوالـم هسـتی
یک نفس ز دل برکش، تا شود جهان محشر

ای که در سخن گفـتن، شأن تو اَجل از ما
علم تو لَـدُّنی، ما بـی سواد و مشتی خـر

گفته ات برون آرد مـار و عـقـرب از سـوراخ
مرحبا و صد احسنت، ای حـریـف جـادوگـر

ای مسیح صاحب دم! ای که موسیِ عمران
از تـو می کند تـقـلید؛ کـرده ام مـن این بـاور

بـا تو بی نـیـازم من، از ظـهـور هـر مـنـجـی
چون که کرده ای آباد، هر کـجای این خـاور

ای کـه در پـی قـدرت، آبـرو بـری از خـلـق
مانده ام چه خواهی کرد، گر تو را بود محـشر؟!

هـر کـجـا کـم آوردی، از خـدا نـمــودی خــرج
خـرج خود ز دیـن کردی، ای خدای سیم و زر

ای که جز تو دیگر نیست بر زمین مسلمانی
تو فقط مـسلـمان باش، ما همه ولی کـافـر

روزگار همی چرخد، تا شود حقیقت فاش
پشـت ابـر پـایـیـزی، مَـه نیـافـکـند بـسـتر

با شما چه خواهد کرد ملت نجیب پارس
اینچنین نمی مـانـد آن جـلال و کـرّ و فَـرّ

دم مزن تو از تـقـوا، زانـکه مسـت و بی پـروا
تا در این سِمت مانی، دشمنی کنی یک سر

تا که این شِکر خـوردی، آبـروی دیـن بُـردی
کُشتی و خودت مُردی، این جنون بُود بنگر!

فکر مردمی یـا که فـکر حـال خـود هـستی
در پـی فـریـب خلـق، تا شوی بر آنها سر؟!

حفظ دین شعارت شد، مکر و حیله کارت شد
عـمـر مـا هــدر دادی، ای پـلـیـد بـد اخـتـر

با نماز و با قرآن چاله می کنی هر شب
تا که کارگر افتد، حـيـله ای کـنی بـدتـر

تا بـه کِـی چنین مـانی، در مـسیـر نـادانی
با لباس روحانی می کنی
جهان مُضـطر؟!

بـوده ای و خـواهی بود در تَوهمی عظـما
زان که بسته ای بر خود زین مرض، ز هر سو در

نطفه ات اگر مشروع، لقمه ات اگر پاك است

بي سـبـب نـخـر دشـنـام بـر پـدر و يـا مـادر

در لـبـاس روحـانی، دزد دیـن و ایـمـانـی
از چه رو نمي فهمي فرق فعل خیر و شر؟!!

نـردبــان ایـن دنـیـا عـاقـبـت فـرو افـتـد
ای که رفته ای بالا، ناگهان شوی پرپر!

تا به کی زنی در خون، نان خود چنین آسان

کی ز کشته ها باید عبرتی کنی آخر؟!!

گر نـمـی توانی کـرد یـــاوری تـو ایــــران را
از تو می کنم خواهش: «زین ستم دگر بگذر»

یا لباس دین برکن، یا که فکر عقبی باش
زان که این نمی ارزد در فنای آن گـوهـر

چون که دین رها کردی، بی سواد و بی دردی
ایـن مـرض نمـی دانـم، کِـی دوا شود دیـگـر؟!

آیـت خـدایـی تـو، شـأن مـصـطفـایـی تـو
مانده ام چرا خواهی تاج بی زر و گوهر؟!

لحظه ای مسلمان باش، آبروی قرآن باش
با خدا و ایـمان بـاش، تا نیـافتی از مـنـظـر

عامل به قرآن باش، فکر نام ایران باش
تا که یاورت باشد دست سـاقی کـوثـر

شعر من اگر تلخ است، در گذر ز خون من

چون که من نمی دانم راه نـهـی از منـکـر

سرباز وطن (شعر)

سرباز وطن

سر بازد و تن بازد و جان، در ره ایـران

سرباز وطن، ناز وطن می کِشد از جان

هرگز نرود خاک وطن ذره ای از دست

سربـاز وطن را چو بود غیرت و ایـمان

بر عترت و قرآن قسم ایران حرم ماست

سرباز وطن را کـفـن است پرچم ایران

چون الگوی سرباز وطن حیدر و رستم

هرگز نبود بیشه تهی ز ارتش شیران

ایران حرم ما، وطن ما، شرف ماست

سرباز وطن را چو بود عترت و قرآن

«ساعت کار» در ایران: (مرحوم نادر طالب زاده)

صحبت های دردناک «مرحوم نادر طالب زاده» درباره «ساعت کار در ایران»:

.............. فـیـلـم .............
🤝ساعت کار «قهوه‌خانه‌ها»
حدود ۱۷ ساعت در شبانه‌روز


🤝ساعت کار «کافه‌ها»
حدود ۱۵ ساعت در شبانه‌روز


🤝ساعت کار «پاساژها»
حدود ۱۳ ساعت در شبانه‌روز


🤝ساعت کار «گیم‌نت‌ها»
حدود ۱۲ ساعت در شبانه‌روز


🤝 اما ساعت کار اکثر «مـسـاجـد»:
حدود ۴ ساعت در شبانه روز

😫آن هم با هیئت اُمنای پیر و خسته و بد اخلاق!


👌کــدام جـبــهــه پُــرکــارتــر اسـت؟!!

تعلیم و تعلیل یا تبلیغ و تکرار ؟!

اولویت تبلیغ یا تعلیل در جامعه؟!

جامعه قرآنی، جامعه تعلیلی است. به این معنا که هر چیزی که تعلیم داده و گفته می‌شود، با تبیین تعلیلی همراه است. این گونه است که در آیات قرآن برای هر حکم و آموزه‌ای، علل و چرایی آن بیان می‌شود و حکمت‌ها و اهداف و فلسفه احکام تبیین می‌گردد؛ زیرا برای ایجاد انگیزه در انجام کاری باید با بیان علت و حکمت و فلسفه، شخص را برای انجام آن آماده کرد. این‌گونه است که در آیات و روایات همواره علل و فلسفه احکام گفته می‌شود و کتاب‌هایی از جمله علل‌الشرایع مرحوم شیخ صدوق در این باره نوشته شده که روایات و آیات مربوط به علل و فلسفه احکام را توضیح می‌دهد و حکمت و هدف هر حکمی را بیان می‌کند.

داشتن یک جامعه قرآنی مستلزم داشتن جامعه‌ای عقلانی است. از این رو حتی در مسئله تقلید و پذیرش اسوه، به این نکته توجه داده می‌شود که این تقلید و الگوگیری باید براساس مبانی عقلانی و سازگار با آن باشد. اگر حضرت ابراهیم(ع) یا حضرت محمد(ص) به عنوان اسوه و سرمشق معرفی می‌شود، به دلیل مبانی عقلانی است که پشت سر این فرمان و حکم به وجوب تقلید و الگوپذیری از آنان وجود دارد.(احزاب، آیه 21)
خداوند در آیه 10 سوره ملک از دوزخیان، علت دوزخی‌شدنشان را این گونه نقل می‌کند: وَ قَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ؛ و گویند: «اگر شنیده بودیم یا تعقّل کرده بودیم در میان‏ دوزخیان نبودیم.»
در این آیه با تاخیر در کاربرد تعقل پس از استماع به این نکته لطیف توجه می‌دهد که حتی شنیده‌ها را باید تعقل کرد و در محتوا و مفاد آن اندیشه نمود. این راهی است که جامعه قرآنی نشان می‌دهد. پس بر اساس این آیه و آیات بسیار دیگری که در قرآن بر تعقل و تفکر تاکید دارد (رعد، آیه 4؛ نحل، آیات 12 و 67)، جامعه قرآنی یک جامعه عقلانی و تفکری و تعقلی است. شکی نیست که جامعه عقلانی همواره در هر مطلب و هر کاری به علل و چرایی و فلسفه آن توجه دارد و با تقلید کورکورانه و تکرار و تواترسازی در دام نمی‌افتد.
اما یک جامعه غیرقرآنی به جای آنکه تعقل و تفکر را اصالت بخشد و به مردم بیاموزد تا برای هر کاری علت‌جویی و علت‌خواهی کنند، به تبلیغ و تکرار یک مطلب رو‌می‌آورد.
به عنوان نمونه در مسائل تغذیه به جای آنکه علل و چرایی مطلوب بودن یک ماده غذایی بیان شود، با تکرار و تواترسازی و افکارسازی به جای تفکر گرایی، مردم را به خرید یک کالا یا ماده غذایی تشویق و ترغیب می‌کنند. در حقیقت ابزار تبلیغ، ابزار تحمیق جامعه است. مردم با تبلیغ رسانه‌ها و ابزارهای رسانه‌ای گمراه می‌شوند و به جای تعقل و تفکر، به تقلید کشیده می‌شود.
در مسائل سیاسی نیز تکرار مکرر عناوین از طریق بازی رسانه‌ای غرقه‌سازی، مردم را به تصمیماتی سوق می‌دهد که اهداف تبلیغ گران را بر‌آورده می‌سازد. گفتمان‌سازی دروغین انجام می‌دهند و به جای تفکر، به مردم فکر و اندیشه آماده می‌دهند. دقیقا همان کاری را می‌کنند که در غذافروشی‌های آماده انجام می‌گیرد. مردم نه تنها ماهی‌گیری یاد نمی‌گیرند و آشپزی نمی‌آموزند، بلکه هر ماهی مرده و بیمار و غذای نامطلوبی را در دست مشتری می‌گذارند و مشتری چون نمی‌داند به همین رضایت می‌دهد.
در مسائل آموزشی نیز به جای تعلیم چگونه فکر کردن و تفکر و تعقل، در مدارس و دانشگاه‌ها به دانش‌آموز و دانشجو فکر و اندیشه می‌دهند که ‌ای کاش فکر و اندیشه بود، بلکه چیزی را به جای فکر و اندیشه می‌دهند. حتی اگر فکر و اندیشه بدهند، دردی را درمان نمی‌کند؛ زیرا جامعه را عقلانی نمی‌سازد و راه تفکر و تعقل را نمی‌آموزد. این گونه است که دانشجویان ما به جای تفکر و تعقل دنبال اندیشه‌ها می‌روند.

تمثیل زیبای «شعار آزادی»

چوپان گله گوسفندان را به آغل برد و همه د‌رهای آن را بست چون گرگ‌های گرسنه سررسیدند ؛ درها را بسته یافتند و از رسیدن به گوسفندان ناامید شدند ؛ برگشتند تا نقشه ای برای بیرون آمدن گوسفندان از آغل پیدا کنند.!!!

سرانجام، گرگ‌ ها به این نتیجه رسیدند که راه چاره ...برپایی تظاهراتی جلوی خانه چوپان است که در آن آزادی گوسفندان را فریاد بزنند !!! گرگ‌ها تظاهرات طولانی را برپا کردند و به دور آغل چرخیدند

چون گوسفندان فریاد گرگ‌ها را شنیدند که از آزادی و حقوق شان دفاع می‌کنند...!!! برانگیخته شدند و به آنها پیوستند...!!!
آنها شروع به انهدام دیوارها و درهای آغلشان کردند تا این که دیوارها شکسته شد و درها باز گردید و همگی آزاد شدند.

گوسفندان به صحرا گریختند و گرگ‌ها پشت سرشان دویدند
چوپان صدا می زد و گاهی فریاد می کشید و گاهی عصایش را پرتاب می‌کرد تا بلکه جلوی شان را بگیرد اما بی فایده بود ...

گرگ‌ها گوسفندان را در صحرایی بدون چوپان و نگهبان یافتند آن شب ...
شبی تاریک برای گوسفندان آزاد و رها بود
و شبی اشتها آور ...
برای گرگ‌های به کمین نشسته !!!

روز بعد ...
چون چوپان به صحرایی که گوسفندان ؛ در آن آزادی خود را بدست آورده بودند رسید جز لاشه های پاره پاره واستخوان های به خون کشیده شده چیزی نیافت.

نکات تدبری قرآن کریم

طیب در قرآن

💐 مقدمه :

هر انسانی ذاتا علاقمند به چیزهای خوب است و ذاتا از پلیدی متنفر است ، ما دلمان می خواهد همسر و فرزندان خوب داشته باشیم ، دلمان می خواهد کتاب خوب بخوانیم و فیلم خوب ببینیم ، دوست داریم خانه خوب داشته باشیم دلمان می خواهد هم خودمان حرف خوب بزنیم هم از دیگران حرف خوب بشنویم ، دلمان می خواهد خوراکی های خوب بخوریم و از خوردن خوراکی های نجس و ناپاک پرهیز می کنیم.
از این دل پسند ها در قرآن با واژه طیب آمده است

💐 لغت شناسی :

طیب یعنی چیزی که مطابق دل و پسند انسان بوده و ضد خبیث است که خلاف پسند انسان است
در اصطلاح و ترجمه فارسی به معنی پاک آمده است
👈 کلمه های طاهر و مطهر در قرآن به معنی پاک و پاک کننده آمده اند

👈 قاعده‌ کلی در اسلام
چون اسلام دينی فطری است، آنچه را كه دل بپسندد و فسادی نداشته باشد حلال می‌كند. «أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ
ص ۱۰۷ مائده آیه ۴

در عین حال دستور می دهد که فطرت کشی نکنید و چیزهای دل پسند را بر خود حرام نکنید
ص ۱۲۲ مائده آیه ۸۷

💐 *چه چیزهایی در قرآن دل پسند و طیب است ؟*
۱- غذاهای طیب
ص ۸ بقره آیه ۵۷
ص ۲۵ بقره آیه ۱۶۸

۲- انفاق طیب
هدف از انفاق، رهايی از بخل است، نه رهايی از اشيای بی‌ارزش و نامطلوب
ص ۴۵ بقره آیه ۲۶۷

۳- فرزندان طیب
ارزش ذريّه و فرزندان، به پاكی آنهاست
ص ۵۵ آل عمران آیه ۳۸

۴- مال طیب
ص ۷۷ نساء آیه ۲

۵- بخشش طیب
ص ۷۷ نساء آیه ۴

۶- خاک طیب
شرط ارتباط با خدا از طريق نماز، طهارت و پاكی است، وضو يا تيمّم
ص ۸۵ نساء آیه ۴۳

۷- سرزمین طیب
در این سرزمین ، گیاه رشد می کند همانند قلب طیب
ص ۱۵۸ اعراف آیه ۵۸

۸- غنیمت طیب
ص ۱۸۵ انفال آیه ۶۹

۹- خانه های طیب
ص ۱۹۸ توبه آیه ۷۲

۱۰- بادهای طیب
ص ۲۱۱ یونس آیه ۲۲

۱۱- انسان های طیب
ص ۲۷۰ نحل آیه ۳۲

۱۲- زندگی و حیات طیب
ص ۲۷۸ نحل آیه ۹۷

۱۳ - سخن طیب
ص ۳۳۵ حج آیه ۲۴

۱۴- همسر طیب
ص ۳۵۲ نور آیه ۲۶

۱۵- سلام طیب
ص ۳۵۸ نور آیه ۶۱

۱۶- شهر طیب
در انتخاب مکان، به عنصر آبادانی، و پاكيزگی شهر توجّه كنيم.
ص ۴۳۰ سبا آیه ۱۵

۱۷- کلمه طیب
که همان شهادت به توحيد و رسالت و ولايت است
ص ۴۳۵ فاطر آیه ۱۰

💐 طیب در مثال های قرآن
عقیده ی حق با كلمة طيّبه مانند درختی پاك است كه ريشه‌اش ثابت و در قلب مومن و شاخه‌اش در آسمان است.
ص ۲۵۸ ابراهیم آیه ۲۴

💐 جداسازی پاك از پليد، از سنّت‌های الهی است.
ص ۷۳ آل عمران آیه ۱۷۹

💐ظلم، زمينه‌ی محروميّت از نعمت‌هاست.
ص ۱۰۳ نساء آیه ۱۶۰

💐طيّب و خبيث، شامل هر نوع پاكی و پليدی در انسان‌ها، اموال، درآمدها، غذاها و اشيای گوناگون می‌شود.
ص ۱۲۴ مائده آیه ۱۰۰

💐بهبودی وضع اقتصادی‌ «رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ»، از نعمت‌های ويژه‌ی الهی است.
ص ۱۸۰ انفال آیه ۲۶

💐 جداسازی طرفداران حقّ از باطل، از سنّت‌های الهی است.
ص ۱۸۱ انفال آیه ۳۷

💐 تغذيه‌ی طيّب و سالم و عمل صالح، مورد توجّه تمام اديان الهی است.
ص ۳۴۵ مومنون آیه ۵۱

💐 مصرف نعمت ها و طیبات در راه هوس‌ها، خسارت است.
ص ۵۰۴ احقاف آیه ۲۰

نوشته آقای نور الدین خرمشاهی

«دعای جامع» از امام صادق علیه‌السلام

«دعـای جـامـع» از امـام صـادق علیه‌السلام

اَللهُمَّ املَأ قُلوبَنا حُبّاً لَکَ،
وَ خَشیَهً مِنکَ،
وَ ایماناً و تَصدیقاً بِکَ،
وَ فَرَقاً مِنکَ،
وَ شَوقاً اِلَیکَ،
یا ذَا الجَلالِ وَ الاِکرامِ.

اَللهُمَّ حَبِّب اِلَینا لِقائَکَ،
وَ اجعَل لَنا فی لِقائِکَ خَیرَ الرَّحمَةِ وَ البَرَکَةَ،

وَ اَلحِقنا بِالصّالِحینَ،
وَ لا تُؤَخِّرنا مَعَ الاَشرارِ،
وَ اَلحِقنا بِصَالِحِ مَن مَضىٰ،
وَ اجعَلنا مَعَ صَالِحِ مَن بَقِی،
وَ خُذ بِنا سَبیلَ اَلصّالِحینَ،
وَ اَعِنّا عَلىٰ أنفُسِنا بِما تُعینُ الصّالحینَ عَلیٰ اَنفُسِهِم،
وَ لا تَرُدَّنا فِی سوءٍ استَنقَذتَنا مِنهُ،
یا رَبَّ العالَمِینَ.

📚 الكافي، ثقة الاسلام کلینی، ج‌۲، ص۵۸۶، ح۲۴.

فیلم

ابن أبى يعفور از حضرت صادق عليه السلام حديث كند كه مي خواند:

بار خدايا!

دل مرا سرشار از محبت خود

و ترس از خودت

و تصديق و ايمان به تو

و بيم و هراس از تو

و اشتياق به سويت كن.

اى صاحب جلال و اكرام!

بار خدايا!

لقائت را محبوب من گردان،
و در لقائت براى من بهترين رحمت و بركت را قرار داده،
و مرا به نيكان ملحق ساز،
و با بدان به دنبال مينداز،
و مرا به نيكان گذشته بپيوند،
و با نيكان باقيمانده قرار ده،
و به راه نيكوكارانم ببر،
و مرا درباره خودم كمك كن

بدان چه نيكان را در باره خودشان كمك كنى،
و مرا به هر بدى كه از آن آزاد ساخته‌‌اى بدان باز مگردان.

اى پروردگار جهانيان،

از تو ايمانى خواهم كه پايانش ديدار تو باشد

و مرا بدان زنده بدارى

و بميرانى و برانگيزانى؛

در آن زمان كه مرا برانگيزانى،

دلم را از خودنمائى و شهرت‌‌طلبى

و شك در دينت پاك فرما.

بار خدايا!

توفيق يارى در باره دينت،

و نيروئى در پرستشت

و فهمى درباره آفريدگانت

و دو بهره از رحمتت بمن عطا فرما،

و روى مرا به نور خود سپيد (و روشن) گردان،

و رغبت مرا (فقط) در آنچه نزد تو است قرار ده،

و جان مرا در راه خودت بگير

(و بميران) بر آئين خودت و آئين پيامبرت.

۱۳۹۶/۱۲/۰۳

چرا نباید مانع تدبر در قرآن بشویم؟

چرا نباید مانع تدبر در قرآن بشویم؟

نوشته ای اخیراً در خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) با عنوان: «مانع یادگیری مهارت تدبر در قرآن نشویم» منتشر شد که به لطف الهی بازخوردهای خوبی در پی داشته است و دوستان خواسته اند که به صورت مصداقی به این بحث پرداخته شود.

https://iqna.ir/00I8bD

هر چند نویسنده خود را در این سطوح نمی داند اما از باب مشت نمونه خروار هر از چند گاهی به مواردی اشاره می شود تا اهمیت «تمرکز به کسب مهارت تدبر در آموزش عمومی قرآن، با هدف رفع مهجوریت از قرآن کریم در جامعه» تا حدودی مشخص شود.

مشت نمونه خروار/ مثال اول:
منظور از «صلاة الوسطی» (نماز میانه) در آیه ۲۳۸ سوره بقره چیست؟

آیـه:
«حافِـظوا عَـلَى الصَّـلَـواتِ وَ الصَّـلاةِ الوُسـطىٰ،

وَ قوموا لِلّهِ قانِـتيـنَ»

ترجمه:
بر انجام همه‌ نمازها و (خصوصاً) نماز میانه، مواظبت كنيد و براى خدا خاضعانه بپاخيزيد.

منظور از «نـمـاز مـیـانـه» نمازی است که در وسط سایر نمازها قرار می گیرد. (المیزان) اما نـمـاز مـیـانه، کدامیک از نـمـازهـای پـنـجـگانـه است؟

علامه طباطبایی: نماز عصر
علامه جوادی آملی: نماز ظهر
آیه الله الهی قمشه‌ای: نماز صبح
شیخ حسین انصاریان: نماز ظهر
آیه الله مکارم شیرازی: نماز ظهر
آیه الله مشکینی: نماز ظهر
استاد قرائتی: نماز ظهر

چرا این همه اختلاف نظر وجود دارد؟
زیرا حداقل دو نگاه در بیان موضوع وجود دارد:
۱- یک نگاه تفسیری
۲- یک نگاه تـدبـری

در نگاه تفسیری بر اساس منابع نقلی و روایی به تبیین آیه توجه می شود و بر اساس شواهد تاریخی از قبیل شأن نزول و ... تعیین می گردد.

اما در نگاه تدبری، مبنای اصلی در فهم کلام، به میزان توانایی و نیاز فرد و مقتضیات زمان در درک معنای جملات آیه بر اساس استنادات عقلی دلالت دارد. در این شیوه مهمترین منبع تدبر، تفکر در خود آیه و سیاق آن است. (البته در صورت لزوم برای تدبر و تعقلِ بیشتر و بهتر و یقین در فهم درست آن، به منابع نقلی هم مراجعه صورت می گیرد.)

این نکته لازم نیز به ذکر است در روش برخی از بزرگان، تفسیر و تدبر به یک معنا به کار رفته است مانند علامه طباطبایی و استاد قرائتی؛ ولی برخی دیگر از بزرگان چون علامه جوادی آملی تفسیر را جدا و مستقل از تدبر در قرآن کریم می دانند.

در آیه ۲۳۸ منظور از «نـمـاز مـیـانـه» چیست؟

۱- از منظر «تفسیر روایی و نقلی» هر یک از موارد بالا می تواند درست باشد.
۲- از منظر «تدبری» فقط «نماز صبح» صحیح است؛ زیـرا:
اولاً- روز شرعی از مغرب آغاز می شود؛ یعنی اولین نماز روزانه، نماز مغرب است.
🌙 همانطور که تعیین اول ماه های قمری مانند رمضان و عید فطر و اول شوال بر اساس رؤیت ماه در هنگام غرور شب اول ماه بعد صورت می گیرد.)

لذا اگر نماز مغرب، نماز اول باشد، نماز صبح نماز میانه (صلاه الوسطی) است.

ثانیاً- نمازی که زمان کمی برای اقامه آن وجود دارد و احتمال در خواب ماندن افراد در آن زیاد است، (به ویژه در این زمان که به دلیل بیداری شبانه برای دیدن فیلم ها این احتمال بیشتر است)، نماز صبح است. و الا برای سایر نمازها، نه وقت کمی هست و نه احتمال در خواب ماندن وجود دارد.

حال چند سؤال در اینجا مطرح می شود:
۱- اگر فردی با تدبر در این آیه شریفه فهمید که منظور از «نماز میانه»، نماز صبح است؛ اما برداشت اغلب مفسیرین، نماز ظهر نماز و یا عصر نماز میانه است؛ وی باید کدام نظر را مبنای عمل قرار دهد؟! (عقل یا نقل)

۲- آیا اصولاً فرد حق دارد در چنین مواردی به فهم خود عمل کند یا باید تابع دیگر مفسرین بزرگوار باشد؟!

۳- آیا این شیوه از تدبر در قرآن کریم، به «تفسیر به رأی» نمی انجامد؟!

۴- اگر چنین خطری وجود دارد، چه باید کرد؛ آیا به کل، درهای تدبر را رو به افراد جامعه ببندیم و مانع تدبر در قرآن بشیوم، یا برعکس، با پرداختن جدی به ترویج مهارت تدبر در شئون مختلف قرآنی (اعم از روخوانی و روان‌خوانی و حفظ و قرائت)، راه را بر «تفسیر به رأی» ببندیم؟!

مقاله: درهای تدبر در قرآن كريم را به روی دانش آموزان نبندید!

درهای تدبر در قرآن كريم را به روی دانش آموزان نبندیم!

در هفته پژوهش همچنان اين سؤال بدون پاسخ مانده است كه تغييرات ناگهاني بيش از 104 عنوان خطاي راهبردي در كتاب هاي درسي قرآن دوره اول ابتدايي (پايه هاي اول تا سوم دبستان) در سال تحصيلي جاري (1405-1404) بر اساس كدام پژوهش هاي معتبر و يا مستندات قانوني صورت گرفته است؟ حذف معارف انقلاب اسلامي (ولايت فقيه، نماز جمعه، دفاع مقدس، قدس، سرداران شهيد و ...) و حذف معارف اهلبيت عليهم السلام (غدير خم، محبت اهلبيت، احاديث و روايات و ...) دو نمونه از آن هاست.

كسب «مهارت تدبر در قرآن» يكي از اركان چهارگانه سواد قرآني است كه در اسناد تحولي مصوب از جمله سند برنامه درسي ملي و راهنماي برنامه درسي قرآن به صراحت به آن پرداخته شده و در نتيجه چنين حذفياتي به اصل برنامه درسي قرآن در مدارس و در نظام تربيتي لطمات جبران ناپذيري وارد كرده است كه اثرات آن بعدها خود را نشان خواهد داد؛ اما اينكه چرا تدبر (اين نهال نوپا) با اين سرعت از كتاب هاي درسي جمع و حفظ جزء30 جايگزين متن اصلي كتاب هاي برنامه درسي مي شود؛ در حالي كه در هيچ يك از اسناد تحولي اعم از سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري، سند تحول بنيادين و سند برنامه درسي ملي نامي از «حفظ قرآن» تصريح نشده است؛ دلايل مختلفي دارد كه در اين مجال تنها به يك مورد از آن اشاره مي شود و ساير موارد در زماني ديگر مورد بررسي و تحليل قرار خواهد گرفت.

لازم به ذكر است كه موضوع «حفظ عمومي» پيام ها و احاديث كاربردي، تربيتي و اخلاقي و نيز حفظ برخي سوره هاي كوتاه به صورت تلويحي و ضمني در سطح نياز، توان و ذائقه دانش آموزان و نيز امكان آموزش آن توسط معلمان عزيز مورد توجه قرار داشته است؛ اما اين كه حفظ يك جزء آن هم به قيمت حذف و كم رنگ شدن بخش تدبر در پيام هاي قرآني شود؛ با هيچ قاعده عقلي و نقلي و چارچوب هاي اداري و قانوني قابل فهم نيست.

آيا زمينه سازي براي كسب مهارت تدبر در قرآن کریم يك تهديد است؟

شايد از طرح چنين سؤالي تعجب كنيد؛ اما بايد بدانيد كه از مهمترين دلايل مهجورت قرآن كريم در جوامع اسلامي، خلط مبحث تدبر و «تفسير به رأي» است كه باعث شده تا موضوع تدبر در جوامع اسلامي از جمله در ايران عزيز همچنان در لفظ باقي بماند و مراتبي از تدبر كه جنبه عمومي دارد مورد توجه قرار نگيرد.

به عنوان مثال: پذيرش اين كه نماز بدون رعايت تلفظ صحيح يك حرف باطل است؛ ولي اگر كسي تا آخر عمرش معناي نماز را نفهمد، هيچ خللي در نمازش وارد نمي شود؛ نبايد يك موضوع عادي در يك كشور اسلامي و شيعي تلقي شود؛ اما چرا چنين است؟! تمركز بيش از حد به فصاحت، تجويد، قرائت و حفظ آيات و سوره ها و نيز مباحث لغويه و امثالهم به نام «تعليم كتاب الله»، بدون توجه به «رعايت حق تلاوت» آن هم در مكتبي كه امام اولش قرائت بدون تدبر را بي خير و بركت مي داند؛ از مهمترين دلايل مهجوريت قرآن كريم است.

امام خميني ره بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي در «كتاب آداب الصلاه» چنين مي نويسد: «یکی دیگر از حُجب که مانع از استفاده از این صحیفه نورانیه است اعتقاد به آن است که جز آنکه مفسرین نوشته یا فهمیده‌اند کسی را حق استفاده از قرآن شریف نیست و تفکر و تدبر در آیات شریفه را به تفسیر به رأی که ممنوع است، اشتباه نموده‌اند و به واسطه این رأی فاسد و عقیده باطل، قرآن شریف را از جمیع فنون استفاده عاری کرده و آن را به کلی مهجور کرده‌اند. در صورتی که استفادات اخلاقی و ایمانی و عرفانی به هیچ وجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رأی باشد. مثلاً اگر کسی از قول خدای تعالی «الحمد لله رب العالمین» که حصر جمیع محامد و اختصاص تمامی آن است به حقتعالی؛ استفاده توحید افعالی کند و بگوید از این آیه شریفه استفاده شود که هر کمال و جمال و هر عزت و جلالی که در عالم است، از حقتعالی است و هیچ موجودی را از خود چیزی نیست. این چه مربوط به تفسیر است؟! تا اسمش تفسیر به رأی باشد یا نباشد(ص205)

همچنين امام راحل در باب مهجوریت قرآن در بلاد اسلامی در همین کتاب خاطرنشان می‌کنند: «آیا اگر غالب عمر خود را صرف در تجوید و جهات لغویه و بیانیه و بدیعیه آن کردیم، این کتاب شریف را از مهجوریت بیرون آوردیم؟ آیا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتیم، از ننگ هجران از قرآن خلاصی پیدا کردیم؟ آیا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم کردیم، از شکایت رسول خدا صلي الله عليه و آله مستخلص شدیم؟ هیهات! که هیچ یک از این امور مورد نظر قرآن و منزل عظیم‌الشان آن نیست.» (ص210)

با توجه به اين كه امام خميني ره كتاب آداب الصلاه را در سال 1321 هجري شمسي نوشته اند؛ آيا مي توان گفت كه پس از گذشت 83 سال از نگارش اين مطالب، آيا امروز (1404) مي تان گفت كه اين نگراني ها نه به صورت كامل كه در حد قابل قبولي در جامعه اسلامي و قرآني كشور برطرف شده است؟ و چرا برطرف نشده است؟

براي پاسخ به جاي فرافكني و مقصر دانستن ديگران بايد علت را در ميان خودمان و افكار و اعتقادات جامعه ديني و قرآني جست وجو كرد. جامعه مذهبي كه در زمينه تدبر به ويژه در سطح فرهنگ عمومي جامعه احساس خطر مي كند. شايد با توجه به شرايط فرهنگي موجود، وقت آن رسيده باشد كه ديگر از تدبر در قرآن نهراسيم و آن را با «تفسير به رأي» اشتباه نگيريم.

از انجا كه طبق حديثي از اميرالمؤمنين كه فرمودند: «لاتَقـسِـروا [لاتَکـرِهوا] اَولادَکُم عَلى آدابِکُم؛ فَـإِنَّـهُم مَخـلوقونَ لِـزَمانٍ غَیـرَ زمانِـکُم‏»؛ فرزندان خود را به رعایت آداب [و رسوم روزگارِ] خودتان مجبور نسازید؛ چون آنان براى روزگارى غیر از روزگار شما آفریده شده‌اند. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج‏20، ص267) فرزندان ما متعلق به زمان خودشان هستند؛ ناگزير بايد قرآن را هم متناسب با نيازهاي فردي و اجتماعي و فرهنگي خود بشناسند و ياد بگيرند. و اتفاقاً براي جلوگيري از خطر «تفسير به رأي» احتمالي راهكار صحيح توجه و تمركز بر «كسب مهارت تدبر در قرآن» به عنوان يكي از انتظارات اصلي قرآن كريم از مسلمان است.

تدبر در قرآن کریم، «تهدید» نیست.

تدبر در قرآن کریم، تهدیدي براي جامعه اسلامي و به ويژه نظام آموزشي نیست؛ زیرا:

۱- تدبر، یکی از انتظارات اصلی قرآن کریم درباره خودش است: «اَفَـلایَـتَدَبَّـرونَ القُرآن»؛

۲- بدون تدبر در آيات، امكان تحقق قرآن كريم در جامعه عملاً امكان پذير نخواهد بود؛

۳- امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «لاخَیـرَ فی قرائَـةٍ لَیـسَ فیها تَدَبُّر» (در خواندن قرآنی که در آن تدبر نباشد، خیر و برکتی نیست.)

۴- در خطبه 176 نهج البلاغه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «ما جالَـسَ هـذَا الـقُرآن اَحَـدٌ اِلّا قامَ عَنـهُ بِـزِيادَةٍ اَو نُقـصانٍ؛ زِيادَةٍ في هُـدًي اَو نُقـصانٍ مٍن عَـمًي» (همنشين نشد با قرآن مگر كسي كه وقتي برخاست با زياده و كاستي همراه بود؛ زيادت در هدايت و كاستي در جهل و ناداني)

۵- طبق روايات فوق و ساير روايات ائمه معصومين عليمهم السلام تعليم قرآن در هر سطحي كه باشد، با تدبر، خير و بركت داشته و نيز بر مدار مكتب اهلبيت است؛ (و الّا از مكتب و سيره معصومين به دور و ابتر خواهد بود.)

۶- تدبر، یک «مهارت» است؛ (مهارت استفاده از قرآن در زندگی)

۷- بدون کسب مهارت تدبر، تحقق «زندگی با قرآن» تنها در سطح یک شعار و ادعا باقی خواهد ماند.

۸- تدبر، حقّ همه مردم است (شهید مطهری)؛

۹- تدبر، یکی از ارکان چهارگانه «سواد قرآنی» (خواندن، فهمیدن، تدبر و انس با قرآن کریم) است.

۱۰- «سواد قرآنی» مصوب شورای عالی آموزش و پرورش (تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی) و از اهداف نه گانه آموزش عمومی قرآن کریم (مصوب شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور) است‌؛

۱۱- طبق اسناد تحولی برنامه ریزی برای آموزش مهارت تدبر، بر عهده «درس آموزش قرآن» است؛

۱۲- کسب مهارت تدبر برای درس قرآن «موضوعیت» دارد و برای سایر دروس «طریقیت»؛ یعنی درس قرآن مهارت تدبر در پیام های قرآنی را به دانش آموزان می آموزد و سایر دروس (مانند تعلیمات دینی، مطالعات اجتماعی، فارسی و ...) از این مهارت برای آموزش مفاهیم علمی و تربیتی خاص استفاده می کنند. (درست مانند درس فارسی که مهارت خواندن و نوشتن را به دانش آموزان یاد می دهد و سایر دروس از آن برای تربیت و یادگیری مفاهیم درسی خود حداکثر استفاده را می کنند.)

۱۳- کتاب های درسی قرآن با توجه به پایه ها و دوره های مختلف تحصیلی برای زمینه سازی کسب مهارت تدبر در قرآن کریم مراحل و مراتب مختلفی را طراحی و تدوین کرده اند؛

۱۴- یکی از شیوه های تدبر در قرآن کریم استفاده از روش گفت گو درباره «مقایسه پیام قرآنی و احادیث نورانی» است؛

۱۵- بخش تدبر، در حال تعطیل شدن و حذف از کتاب های درسی است؛

۱۶- این حذف، بدون هیچ مبنای علمی و پژوهشی و بدون اطلاع و موافقت مؤلفان کتاب های درسی و بر خلاف سند برنامه درسی ملی انجام شده و در حال انجام است. ...

مراتب تدبر در قرآن كريم

همانطور كه گفته شد تدبر يك مهارت است و همه بايد بتوانند در قرآن تدبر كنند. آموزش اين مهارت، داراي مراحل و مراتبي است:

مرحله اول: بحث و گفت و گو با دانش آموزان درباره يك پيام قرآني به روش بارش فكري... ؛

مرحله دوم: مقايسه دو جمله (از يك آيه، يا از يك سوره و يا از سوره هاي مختلف) و نيز مقايسه يك پيام قرآني با حديث يا احاديث مرتبط است. از روش هاي ساده و عمومي براي كسب مهارت تدبر در قرآن كريم، استفاده از احادیث اهلبیت علیهم السلام و مقايسه آنها با آيات شريف قرآن كريم است.

مرحله سوم: پژوهش در منابع معتبر حديثي و تفسير و ريشه يابي واژگان و ...

در نظام آموزش رسمي، براي كسب مهارت تدبر بر روش اول و دوم تمركز شده ئ مرحله سوم براي نظام آموزش عالي و نيز رشته هاي علوم و معارف قراني پيشنهاد مي شود.

نمونه ای از تدبر در قرآن کریم با استفاده از احادیث اهلبیت علیهم السلام (مرحله دوم):

۱- قرآن کریم مي فرمايد: «وَ عَـسى اَن تَكـرَهوا شَيـئًا وَ هُـوَ خَيـرٌ لَـكُم»

گاهی چیزی را دوست نمی‌دارید و [حال آنکه] برایتان نیک است. (سوره بقره آیه ۲۱۶)

۲- رسول اعظم صلّى الله عليه و آله: «لاتَكـرَهُـوا الـفِتـنَـةَ فی آخِـرِ الزَّمانِ؛ فَـاِنَّـها تُـبيـرُ المُـنافِـقيـنَ»

در آخر الزمان، فتنه را ناخوش نداشته باشيد؛ زيرا آن فتنه ها، منافقان را نابود مى سازد. (كنز العمّال : ح ۳۱۱۷۰ میزان الحکمه، ج۹ ، ص۴۰)

سؤال تدبری: از مقایسه ارتباط «پیام قرآنی» و «حدیث نورانی» چه نتایجی می توان گرفت؟

پاسخ مخاطبان (به روش بارش فكري):

۱- می توان نتیجه گرفت که از مصادیق آیه شریفه ۲۱۶ سوره بقره همین فرمایش رسول مکرم صلوات الله علیه و آله است...

۲- نتیجه این مقایسه به هیچ عنوان به معنای انفعال نیست؛ بلکه باید تلاش کرد تا با رعایت تقوای الهی این فتنه و تهدید را به فرصتی علیه دشمنان و منافقان و به نفع اسلام و انقلاب اسلامی تبدیل کرد. ...

۳- با تدبر به روش بارش فکری می توان موارد بیشتری را استخراج کرد.

اين شيوه از مراحل و مراتب تدبر از آن جهت اهميت دارد كه در واقع «قرآن کریم را بايد از طریق اهلبیت عليهم اسلام و اهلبیت را از طریق قرآن کریم شناخت»؛ و این یعنی عمل به «حدیث شریف ثقلین»

نتيجه بحث

اين شيوه از تدبر در پيام هاي قرآني كتاب هاي درسي كه در اصل مقدمه لازم براي كسب مهارت تدبر است، متأسفانه در حال حذف تدريجي از برنامه ها و كتاب هاي درسي قرآن دوره هاي تحصيلي است؛ در مقابل تحميل اهداف غيرمصوب به برنامه درسي و به تبع آن افزايش تدريجي متن هاي سنگين حفظ و تجويد جاي نگراني است؛ هرچند كه تجربه مكرر سالي هاي گذشته نشان داده است كه چنين تصميمياتي نه مورد تأييد اسناد تحولي است و نه در عمل چنين اعمال سليقه هايي پيش برنده امور تربيتي و آموزشي است. افزايش چگالي محتواي آموزشي در كتاب هاي درسي ضمن آسيب زا بودن، باعث تنفر اعم اغلب دانش آموزان، معلمان و والدين از درس قرآن خواهد بود و علاوه بر تخريب جدي برنامه درسي قرآن مصوب، به جدايي هر چه بيشتر قرآن و عترت از يك ديگر و نيز تكرار شيوه هاي ناصواب گذشته خواهد انجاميد. لذا با بصيرت و تلاش، اجازه ندهيم درهاي تدبر، مجدداً به روي عموم بسته شود