درهای تدبر در قرآن كريم را به روی دانش آموزان نبندیم!
در هفته پژوهش همچنان اين سؤال بدون پاسخ مانده است كه تغييرات ناگهاني بيش از 104 عنوان خطاي راهبردي در كتاب هاي درسي قرآن دوره اول ابتدايي (پايه هاي اول تا سوم دبستان) در سال تحصيلي جاري (1405-1404) بر اساس كدام پژوهش هاي معتبر و يا مستندات قانوني صورت گرفته است؟ حذف معارف انقلاب اسلامي (ولايت فقيه، نماز جمعه، دفاع مقدس، قدس، سرداران شهيد و ...) و حذف معارف اهلبيت عليهم السلام (غدير خم، محبت اهلبيت، احاديث و روايات و ...) دو نمونه از آن هاست.
كسب «مهارت تدبر در قرآن» يكي از اركان چهارگانه سواد قرآني است كه در اسناد تحولي مصوب از جمله سند برنامه درسي ملي و راهنماي برنامه درسي قرآن به صراحت به آن پرداخته شده و در نتيجه چنين حذفياتي به اصل برنامه درسي قرآن در مدارس و در نظام تربيتي لطمات جبران ناپذيري وارد كرده است كه اثرات آن بعدها خود را نشان خواهد داد؛ اما اينكه چرا تدبر (اين نهال نوپا) با اين سرعت از كتاب هاي درسي جمع و حفظ جزء30 جايگزين متن اصلي كتاب هاي برنامه درسي مي شود؛ در حالي كه در هيچ يك از اسناد تحولي اعم از سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري، سند تحول بنيادين و سند برنامه درسي ملي نامي از «حفظ قرآن» تصريح نشده است؛ دلايل مختلفي دارد كه در اين مجال تنها به يك مورد از آن اشاره مي شود و ساير موارد در زماني ديگر مورد بررسي و تحليل قرار خواهد گرفت.
لازم به ذكر است كه موضوع «حفظ عمومي» پيام ها و احاديث كاربردي، تربيتي و اخلاقي و نيز حفظ برخي سوره هاي كوتاه به صورت تلويحي و ضمني در سطح نياز، توان و ذائقه دانش آموزان و نيز امكان آموزش آن توسط معلمان عزيز مورد توجه قرار داشته است؛ اما اين كه حفظ يك جزء آن هم به قيمت حذف و كم رنگ شدن بخش تدبر در پيام هاي قرآني شود؛ با هيچ قاعده عقلي و نقلي و چارچوب هاي اداري و قانوني قابل فهم نيست.
آيا زمينه سازي براي كسب مهارت تدبر در قرآن کریم يك تهديد است؟
شايد از طرح چنين سؤالي تعجب كنيد؛ اما بايد بدانيد كه از مهمترين دلايل مهجورت قرآن كريم در جوامع اسلامي، خلط مبحث تدبر و «تفسير به رأي» است كه باعث شده تا موضوع تدبر در جوامع اسلامي از جمله در ايران عزيز همچنان در لفظ باقي بماند و مراتبي از تدبر كه جنبه عمومي دارد مورد توجه قرار نگيرد.
به عنوان مثال: پذيرش اين كه نماز بدون رعايت تلفظ صحيح يك حرف باطل است؛ ولي اگر كسي تا آخر عمرش معناي نماز را نفهمد، هيچ خللي در نمازش وارد نمي شود؛ نبايد يك موضوع عادي در يك كشور اسلامي و شيعي تلقي شود؛ اما چرا چنين است؟! تمركز بيش از حد به فصاحت، تجويد، قرائت و حفظ آيات و سوره ها و نيز مباحث لغويه و امثالهم به نام «تعليم كتاب الله»، بدون توجه به «رعايت حق تلاوت» آن هم در مكتبي كه امام اولش قرائت بدون تدبر را بي خير و بركت مي داند؛ از مهمترين دلايل مهجوريت قرآن كريم است.
امام خميني ره بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي در «كتاب آداب الصلاه» چنين مي نويسد: «یکی دیگر از حُجب که مانع از استفاده از این صحیفه نورانیه است اعتقاد به آن است که جز آنکه مفسرین نوشته یا فهمیدهاند کسی را حق استفاده از قرآن شریف نیست و تفکر و تدبر در آیات شریفه را به تفسیر به رأی که ممنوع است، اشتباه نمودهاند و به واسطه این رأی فاسد و عقیده باطل، قرآن شریف را از جمیع فنون استفاده عاری کرده و آن را به کلی مهجور کردهاند. در صورتی که استفادات اخلاقی و ایمانی و عرفانی به هیچ وجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رأی باشد. مثلاً اگر کسی از قول خدای تعالی «الحمد لله رب العالمین» که حصر جمیع محامد و اختصاص تمامی آن است به حقتعالی؛ استفاده توحید افعالی کند و بگوید از این آیه شریفه استفاده شود که هر کمال و جمال و هر عزت و جلالی که در عالم است، از حقتعالی است و هیچ موجودی را از خود چیزی نیست. این چه مربوط به تفسیر است؟! تا اسمش تفسیر به رأی باشد یا نباشد.»(ص205)
همچنين امام راحل در باب مهجوریت قرآن در بلاد اسلامی در همین کتاب خاطرنشان میکنند: «آیا اگر غالب عمر خود را صرف در تجوید و جهات لغویه و بیانیه و بدیعیه آن کردیم، این کتاب شریف را از مهجوریت بیرون آوردیم؟ آیا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتیم، از ننگ هجران از قرآن خلاصی پیدا کردیم؟ آیا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم کردیم، از شکایت رسول خدا صلي الله عليه و آله مستخلص شدیم؟ هیهات! که هیچ یک از این امور مورد نظر قرآن و منزل عظیمالشان آن نیست.» (ص210)
با توجه به اين كه امام خميني ره كتاب آداب الصلاه را در سال 1321 هجري شمسي نوشته اند؛ آيا مي توان گفت كه پس از گذشت 83 سال از نگارش اين مطالب، آيا امروز (1404) مي تان گفت كه اين نگراني ها نه به صورت كامل كه در حد قابل قبولي در جامعه اسلامي و قرآني كشور برطرف شده است؟ و چرا برطرف نشده است؟
براي پاسخ به جاي فرافكني و مقصر دانستن ديگران بايد علت را در ميان خودمان و افكار و اعتقادات جامعه ديني و قرآني جست وجو كرد. جامعه مذهبي كه در زمينه تدبر به ويژه در سطح فرهنگ عمومي جامعه احساس خطر مي كند. شايد با توجه به شرايط فرهنگي موجود، وقت آن رسيده باشد كه ديگر از تدبر در قرآن نهراسيم و آن را با «تفسير به رأي» اشتباه نگيريم.
از انجا كه طبق حديثي از اميرالمؤمنين كه فرمودند: «لاتَقـسِـروا [لاتَکـرِهوا] اَولادَکُم عَلى آدابِکُم؛ فَـإِنَّـهُم مَخـلوقونَ لِـزَمانٍ غَیـرَ زمانِـکُم»؛ فرزندان خود را به رعایت آداب [و رسوم روزگارِ] خودتان مجبور نسازید؛ چون آنان براى روزگارى غیر از روزگار شما آفریده شدهاند. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج20، ص267) فرزندان ما متعلق به زمان خودشان هستند؛ ناگزير بايد قرآن را هم متناسب با نيازهاي فردي و اجتماعي و فرهنگي خود بشناسند و ياد بگيرند. و اتفاقاً براي جلوگيري از خطر «تفسير به رأي» احتمالي راهكار صحيح توجه و تمركز بر «كسب مهارت تدبر در قرآن» به عنوان يكي از انتظارات اصلي قرآن كريم از مسلمان است.
تدبر در قرآن کریم، «تهدید» نیست.
تدبر در قرآن کریم، تهدیدي براي جامعه اسلامي و به ويژه نظام آموزشي نیست؛ زیرا:
۱- تدبر، یکی از انتظارات اصلی قرآن کریم درباره خودش است: «اَفَـلایَـتَدَبَّـرونَ القُرآن»؛
۲- بدون تدبر در آيات، امكان تحقق قرآن كريم در جامعه عملاً امكان پذير نخواهد بود؛
۳- امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «لاخَیـرَ فی قرائَـةٍ لَیـسَ فیها تَدَبُّر» (در خواندن قرآنی که در آن تدبر نباشد، خیر و برکتی نیست.)
۴- در خطبه 176 نهج البلاغه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «ما جالَـسَ هـذَا الـقُرآن اَحَـدٌ اِلّا قامَ عَنـهُ بِـزِيادَةٍ اَو نُقـصانٍ؛ زِيادَةٍ في هُـدًي اَو نُقـصانٍ مٍن عَـمًي» (همنشين نشد با قرآن مگر كسي كه وقتي برخاست با زياده و كاستي همراه بود؛ زيادت در هدايت و كاستي در جهل و ناداني)
۵- طبق روايات فوق و ساير روايات ائمه معصومين عليمهم السلام تعليم قرآن در هر سطحي كه باشد، با تدبر، خير و بركت داشته و نيز بر مدار مكتب اهلبيت است؛ (و الّا از مكتب و سيره معصومين به دور و ابتر خواهد بود.)
۶- تدبر، یک «مهارت» است؛ (مهارت استفاده از قرآن در زندگی)
۷- بدون کسب مهارت تدبر، تحقق «زندگی با قرآن» تنها در سطح یک شعار و ادعا باقی خواهد ماند.
۸- تدبر، حقّ همه مردم است (شهید مطهری)؛
۹- تدبر، یکی از ارکان چهارگانه «سواد قرآنی» (خواندن، فهمیدن، تدبر و انس با قرآن کریم) است.
۱۰- «سواد قرآنی» مصوب شورای عالی آموزش و پرورش (تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی) و از اهداف نه گانه آموزش عمومی قرآن کریم (مصوب شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور) است؛
۱۱- طبق اسناد تحولی برنامه ریزی برای آموزش مهارت تدبر، بر عهده «درس آموزش قرآن» است؛
۱۲- کسب مهارت تدبر برای درس قرآن «موضوعیت» دارد و برای سایر دروس «طریقیت»؛ یعنی درس قرآن مهارت تدبر در پیام های قرآنی را به دانش آموزان می آموزد و سایر دروس (مانند تعلیمات دینی، مطالعات اجتماعی، فارسی و ...) از این مهارت برای آموزش مفاهیم علمی و تربیتی خاص استفاده می کنند. (درست مانند درس فارسی که مهارت خواندن و نوشتن را به دانش آموزان یاد می دهد و سایر دروس از آن برای تربیت و یادگیری مفاهیم درسی خود حداکثر استفاده را می کنند.)
۱۳- کتاب های درسی قرآن با توجه به پایه ها و دوره های مختلف تحصیلی برای زمینه سازی کسب مهارت تدبر در قرآن کریم مراحل و مراتب مختلفی را طراحی و تدوین کرده اند؛
۱۴- یکی از شیوه های تدبر در قرآن کریم استفاده از روش گفت گو درباره «مقایسه پیام قرآنی و احادیث نورانی» است؛
۱۵- بخش تدبر، در حال تعطیل شدن و حذف از کتاب های درسی است؛
۱۶- این حذف، بدون هیچ مبنای علمی و پژوهشی و بدون اطلاع و موافقت مؤلفان کتاب های درسی و بر خلاف سند برنامه درسی ملی انجام شده و در حال انجام است. ...
مراتب تدبر در قرآن كريم
همانطور كه گفته شد تدبر يك مهارت است و همه بايد بتوانند در قرآن تدبر كنند. آموزش اين مهارت، داراي مراحل و مراتبي است:
مرحله اول: بحث و گفت و گو با دانش آموزان درباره يك پيام قرآني به روش بارش فكري... ؛
مرحله دوم: مقايسه دو جمله (از يك آيه، يا از يك سوره و يا از سوره هاي مختلف) و نيز مقايسه يك پيام قرآني با حديث يا احاديث مرتبط است. از روش هاي ساده و عمومي براي كسب مهارت تدبر در قرآن كريم، استفاده از احادیث اهلبیت علیهم السلام و مقايسه آنها با آيات شريف قرآن كريم است.
مرحله سوم: پژوهش در منابع معتبر حديثي و تفسير و ريشه يابي واژگان و ...
در نظام آموزش رسمي، براي كسب مهارت تدبر بر روش اول و دوم تمركز شده ئ مرحله سوم براي نظام آموزش عالي و نيز رشته هاي علوم و معارف قراني پيشنهاد مي شود.
نمونه ای از تدبر در قرآن کریم با استفاده از احادیث اهلبیت علیهم السلام (مرحله دوم):
۱- قرآن کریم مي فرمايد: «وَ عَـسى اَن تَكـرَهوا شَيـئًا وَ هُـوَ خَيـرٌ لَـكُم»
گاهی چیزی را دوست نمیدارید و [حال آنکه] برایتان نیک است. (سوره بقره آیه ۲۱۶)
۲- رسول اعظم صلّى الله عليه و آله: «لاتَكـرَهُـوا الـفِتـنَـةَ فی آخِـرِ الزَّمانِ؛ فَـاِنَّـها تُـبيـرُ المُـنافِـقيـنَ»
در آخر الزمان، فتنه را ناخوش نداشته باشيد؛ زيرا آن فتنه ها، منافقان را نابود مى سازد. (كنز العمّال : ح ۳۱۱۷۰ میزان الحکمه، ج۹ ، ص۴۰)
سؤال تدبری: از مقایسه ارتباط «پیام قرآنی» و «حدیث نورانی» چه نتایجی می توان گرفت؟
پاسخ مخاطبان (به روش بارش فكري):
۱- می توان نتیجه گرفت که از مصادیق آیه شریفه ۲۱۶ سوره بقره همین فرمایش رسول مکرم صلوات الله علیه و آله است...
۲- نتیجه این مقایسه به هیچ عنوان به معنای انفعال نیست؛ بلکه باید تلاش کرد تا با رعایت تقوای الهی این فتنه و تهدید را به فرصتی علیه دشمنان و منافقان و به نفع اسلام و انقلاب اسلامی تبدیل کرد. ...
۳- با تدبر به روش بارش فکری می توان موارد بیشتری را استخراج کرد.
اين شيوه از مراحل و مراتب تدبر از آن جهت اهميت دارد كه در واقع «قرآن کریم را بايد از طریق اهلبیت عليهم اسلام و اهلبیت را از طریق قرآن کریم شناخت»؛ و این یعنی عمل به «حدیث شریف ثقلین»
نتيجه بحث
اين شيوه از تدبر در پيام هاي قرآني كتاب هاي درسي كه در اصل مقدمه لازم براي كسب مهارت تدبر است، متأسفانه در حال حذف تدريجي از برنامه ها و كتاب هاي درسي قرآن دوره هاي تحصيلي است؛ در مقابل تحميل اهداف غيرمصوب به برنامه درسي و به تبع آن افزايش تدريجي متن هاي سنگين حفظ و تجويد جاي نگراني است؛ هرچند كه تجربه مكرر سالي هاي گذشته نشان داده است كه چنين تصميمياتي نه مورد تأييد اسناد تحولي است و نه در عمل چنين اعمال سليقه هايي پيش برنده امور تربيتي و آموزشي است. افزايش چگالي محتواي آموزشي در كتاب هاي درسي ضمن آسيب زا بودن، باعث تنفر اعم اغلب دانش آموزان، معلمان و والدين از درس قرآن خواهد بود و علاوه بر تخريب جدي برنامه درسي قرآن مصوب، به جدايي هر چه بيشتر قرآن و عترت از يك ديگر و نيز تكرار شيوه هاي ناصواب گذشته خواهد انجاميد. لذا با بصيرت و تلاش، اجازه ندهيم درهاي تدبر، مجدداً به روي عموم بسته شود