مناجات نامه

خدایا هرکه مست از شراب چشم تو نیست، زنده به چیست؟

خدایا ما بنده توئیم و بنده را جز اطاعت نشاید.به ما الفبای بندگی بیاموز.

خدایا بی نگاه لطف تو،هیچ کار به سامان نمی رسد.نگاهت را از ما دریغ نکن.

خدایا عنانمان را از دست نفسمان بستان و یاد خودت را چنان در دلمان بنشان که تو از چشممان ببینی و از گوشمان بشنوی و از زبانمان بگویی.

خدایا نگاهمان را از غیر خودت بگردان و ما را نگران خودت بگردان.

خدایا به ما آداب عاشقی بیاموز و اصول عشقبازی و راه و رسم کرشمه شناسی.

خدایا چشم دیدن جلوه های جمالت را به کوردلان زیبایی نشناس عنایت کن.

خدایا در قیامت با چه رویی به چشمهای تو نگاه کنیم که در مقابل عمری نعمت،جز گناه و معصیت نیاورده ایم.شرمساریِ آن روز از هر عذابی دردناک تر است.دستمان بگیر.

خدایا دین و دیانت را برای اهل تدیّن معنا کن.

خدایا خنجر جهالت،کندتر از شمشیر عداوت نیست.پناه بر تو از جهالت دینداران و عداوت دنیامداران.

خدایا عالمان و هنرمندان و خطیبان را عاملان به گفته هایشان قرار ده.

خدایا شهرت شهوت را از دل هنرمندان ببر و و به جای آن اخلاص و معرفت بنشان.

خدایا به چشم، گریه بیاموز و به دل ،اِنکسار و به همه جوارح و اعضا،بندگی.

خدایا تشنگان دیدار خودت را به جرعه ای از جمال مهدی مهمان کن.

خدایا به دست حجت خاتم، گره از کار فرو بسته ی عالم بگشا.

نيايش

 )دكتر علی شريعتي (

خدايا به من زيستني عطا کن که در لحظه مرگ، بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است، حسرت نخورم، و مُردني عطا کن که، بر بيهودگيش، سوگوار نباشم.بگذار تا آن را، خود انتخاب کنم، اما آنچنان که تو دوست مي داري.

خدايا تو، چگونه زيستن را به من بياموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.

خدايا مرا از اين فاجعه پليد مصلحت پرستي که چون همه گير شده است، وقاحتش از ياد رفته است و بيماري شده است که، از فرط عموميتش، هر کس از آن سالم مانده باشد بيمار مي نمايد مصون بدار، تا، به رعايت مصلحت، حقيقت را ذبح شرعي نکنم.
خدايا مرا به ابتذال ارامش و خوشبختي مکشان. اضطراب هاي بزرگ، غمهاي ارجمند و حيرتهاي عظيم به روحم عطا کن.لذت ها را به بندگان حقيرت بخش و دردهاي عزيز بر جانم ريز.

خدايا رحمتي کن تا ايمان ، نام ونان برايم نياورد ، قوتم بخش تا نانم را وحتي نامم را در خطر ايمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنيا را مي گيرند و براي دين کار مي کنند نه از آنها که پول دين را مي گيرند و براي دنيا کار مي کنند

خدايا عقيده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.
خدايا به من قدرت تحمل عقيده "مخالف" ارزاني کن.
خدايا رشدعقلي وعلمي، مرا از فضيلت "تعصب" "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.
خدايا مرا همواره آگاه وهوشيار دار تا پيش ازشناختن درست وکامل کسي يا فکري مثبت يا منفي قضاوت نکنم.
خدايا جهل اميخته باخودخواهي و حسد مرا رايگان ابزار قتاله دشمن براي حمله به دوست نسازد.
خدايا شهرت، مني را که:"ميخواهم باشم" قرباني مني که " ميخواهند باشم" نکند.
خدايا مرا در ايمان  اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصيان مطلق باشم.
خدايا به من « تقواي ستيز» بياموز تا درانبوه مسئوليت نلغزم و از تقواي پرهيز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.
خدايا به من توفيق تلاش در شکست، صبر در نوميدي، رفتن، بي همراه؛ جهاد، بي سلاح؛ کار، بي پاداش؛ فداکاري درسکوت؛ دين،بي دنيا؛ مذهب، بي عوام؛ عظمت، بي نام؛ خدمت، بي نان؛ ايمان، بي ريا؛ خوبي، بي نمود؛ گستاخي، بي خامي؛ قناعت، بي غرور؛ عشق، بي هوس؛ تنهايي در انبوه جمعيت؛ و دوست داشتن، بي آنکه دوست بداند؛ روزي کن