چاپ مقاله ( مجله رشد جوانه - شماره 49 - پاييز 94  )

خواندن مقاله زير به همه دوستان قرآني بويژه « معلمان محترم قرآن » توصيه مي شود.

  •  جهت دريافت روي نامه مقاله كليك كنيد :

 باورهاي غلط در آموزش و فعاليت هاي قرآن

يا  « چه چيزي آموزش قرآن نيست ؟ »

از دانستني هاي قرآني

1- عبارت ‹‹ يا ايها الذين آمنوا 89 بار در قرآن آمده است.

2- اين عبارت در همه ي آيات، اول آيه آمده است به جز آيه ي صلوات ( احزاب / 56 )

3- عبارت ‹‹ يا ايها الناس ›› 20 بار در قرآن آمده است.

4- عبارت ‹‹ يا ايها ›› 150 بار در قرآن آمده است. مانند ‹‹ يا ايها النبي ›› ، ‹‹ يا ايها الرسول ›› ، ‹‹ يا ايها الرسل ›› ‹‹ يا ايها الناس ›› ، ‹‹ يا ايها الذين كفروا ›› ، ‹‹ يا ايها الذين الذين اوتوا الكتاب ›› و ...

قابل توجه دانشجويان ترم جديد - مهر 1391

دانشجويان محترم رشته ي علوم قرآني مي توانند براي كسب اطلاع و مطالعه ي بيش تر درباره ي مطالب ارائه شده در كلاس درس، به اين مقاله ها نيز مراجعه كنند. براي مشاهده ي فهرست مقاله هاي اين جانب در زمينه ي قرائت و صوت و لحن ( تلاوت هاي ماندگار و جاودانه ها ) روي هريك از عبارت هاي زير كليد كنيد. / با تشكر

آموزش صوت و لحن تخصصي


ساير مقالات مرتبط

چهل گام

بسم الله الرحمن الرحمن الرحيم

چهل گام در اشاعه ی برنامه ی درسی قرآن دوره ی ابتدايي

اشاره

يکي از اتقاقات قابل توجه در دولت دهم و دوره ي وزارت آقاي دکتر حاج بابايي در آموزش و پرورش, تشکيل معاونت مستقل آموزش ابتدايي در حوزه ي ستادي و ادارات کل استان ها بود و نکته ي جالب توجه تر اين که علاوه بر معاون محترم ابتدايي وزير, تمامي32 معاون ابتدايي استان ها, خانم هستند. ضمن آرزوي موفقيت براي همه ي اين عزيزان, اميد است آن چه به اختصار مطرح مي شود مورد توجه ايشان قرار گيرد و هم چنين زمينه ساز ارتقاء آموزش قرآن دانش آموزان دوره ي ابتدايي سراسر کشور را فراهم آورد. انشاء الله

فهرست

1- جهاني ببينيم, اسلامي بيانديشيم و بومي عمل کنيم.

2-  نقطه ی عزيمت کجاست ؟

3-    مبنای گسرش آموزش و فعاليت های قرآنی را مصوبات شورای عالی قرار دهيم.

4- برای خواندن قرآن هم طريقيت و هم موضوعيت قائل شويم.

5- به ارتقای صلاحيت های عمومی در کنار ارتقای صلاحيت های حرفه ای توجه کنيم

6-    معلمان و مدرسان قرآن را پايش كنيم.

7-    توسعه ی سواد قرآنی را مبنای فلسفه ی آموزش قرآن در آموزش وپرورش بدانيم.

8-    خواندن قرآن را هدف اصلی دوره ی ابتدايي بدانيم.

9- آموزش روخوانی به کدام شيوه صحيح تر است؛ روش ديداری يا روش شنيداری ؟!

10-معلم ابتدايي, بهترين « آموزگار قرآن » در آموزش مهارت روخوانی قرآن است.

11- برای ارتقای آموزش قرآن در دوره ی ابتدايي « معيار » داشته باشيم.

12-« جشن شکوفه های قرآن کلاس اولی ها» را با شکوه برگزار کنيم.

13-نقش اولياي دانش آموزان در پيشبرد برنامه ي درسي قرآن را موثر ببينيم

14-طرح 33 روز آموزش روخوانی قرآن در پايه ی سوم ابتدايي را کامل اجرا کنيم.

15-چگونه از يادگيری روخوانی دانش آموزان اطمينان حاصل کنيم

16-جايگاه رسم الخط در آموزش روخوانی قرآن توجه کنيم.

17-قرآن کامل را در اختيار مدارس قرار دهيم.

18-اصل « مُراقبه » را فريضه بدانيم.

19-وسايل آموزشی و کمک آموزشي درس قرآن را در دسترس معلّمان قرار دهيم.

20-کتاب « راهنماي معلّم قرآن پايه ی سوم ابتدايي» را برای آموزگاران پايه ی سوم ابتدايي تهيه کنيم.

21-فيلم « رسولان نور » را در اختيار آموزگاران پايه ی سوم ابتدايي قرار دهيم.

22-مراسم شکرانه ی قرآن آموزي برای دانش آموزان سوم ابتدايي را با عظمت برگزار کنيم.

23-در « جشن نماز » منطقه از آموزگاران خواهر پايه ی سوم تجليل کنيم.

24-نرم افزار « رسولان نور» را برای مدارس تهيه کنيم.

25-نرم افزارهای « آموزش قرآن پايه های اول تا پنجم ابتدايي» را در اختيار دانش آموزان قرار دهيم.

26-کتاب بشنويم.

27-به برنامه ي راديويي « قرآن در مدرسه » گوش کنيم.

28-کتاب « مباني و روش آموزش قرآن دوره ی ابتدايي » را برای مدارس تهيه کنيم.

29-فيلم « ادبستان قرآن » را در اختيار آموزگاران, مديران مدارس و اوليای دانش آموزان قرار دهيم.

30-مراسم شکرانه ی توانايي روان خوانی قرآن کريم درکلاس پنجم را با شكوه برگزار كنيم.

31-جشنوره ی الگوهاي مناسب تدريس قرآن را کيفيت بخشی کنيم.

32- راه کارهاي انس دائمي دانش آموزان با قرآن کريم

33-چه چيزي آموزش قرآن نيست ؟

34-مانع بروز شکاف آموزشي شويم

35-شورای هماهنگی فعاليت های قرآنی استانی و منطقه ای, اتصال دهنده ی قلوب مؤلفان و معلمان هستند.

36- مشوّق معلمان، مديران و مدارس موفق قرآني باشيم.

37-مراسم آغازين مدارس را دريابيم.

38-مشترك مجله ی رشد آموزش قرآن شويم.

39-" مدارس قرآن " را مکمّل کلاس های آموزش قرآن كنـيم.

40-در اسلامي کردن کتاب های درسی دوره ی ابتدايي سهيم باشيم.

معرفی کتاب قرآنی

     معرفي كتاب   

نام كتاب :  چراهاي شگفت انگـيز قرآن كريم جلد 1 و 2

مخاطبان : دانش آموزان كلاس چهارم و پنجم ابتدايي و دوره ي راهنمايي

مؤلف :  رضا نباتي

تصویر گر : حمید رضا بیدقی

تعداد صفحات : هر جلد 32 صفحه

تعداد رنگ : چهار رنگ

قطع :  رحلي

نوبت چاپ : اول

سال چاپ : 1389

تيراژ : 3500

ناشر : محراب قلم

قيمت : هر جلد 1800 تومان

معرفي اجمالي :

اين كتاب داراي مطالب مختلفي است كه در قالب سوال مطرح شده است كه از آن جمله مي توان به موضوعات زير اشاره كرد :

جلد اول :

1-     معرفي قرآن ( سوره جزء حزب و... )

2-    چگونگي جمع آوري قرآن وكتابت و اعراب گذاري آن

3-    اقوام در قرآن

4-    سرزمين ها در قرآن

5-    اولين ها در قرآن

6-    مثل ها در قرآن

7-    پيامبران در قرآن

8-    زنان معروف در قرآن

9-    گياهان در قرآن

10-   ميوه ها در قرآن

11-   حيوانات در قرآن

12-    و...

جلد دوم : 

1-    دلايل معجزه بودن قرآن

2-    مراحل آفرنش انسان در قرآن

3-    قيامت از نظر قرآن

4-    نماز در قرآن

5-    آيات مشهور قرآن

6-    فرشتگان در قرآن

7-    قسم هاي قرآني

8-    چگونه بهتر قرآن بخوانيم

9-    دلايل دوري برخي از مسلمانان قرآن

10-   علوم مختلف در قرآن

11-   و...

مطالعه ي اين كتاب را به علاقمندان قرآن كريم

 به ويژه دانش آموزان عزيزم توصيه مي كنيم .

مقاله : رابطه انسجام  و كار آمدي در آموزش و پرورش

رابطه انسجام  و كار آمدي در آموزش و پرورش

نويسنده: رضا نباتي

  در هر ملتي وحدت و همبستگي مردم، موجب تلاش مشترك براي دست يابي به اهداف ملي و آرماني مي شود. اين مهم، راه رسيدن به سعادت را كه غايت و نهايت اهداف هر جامعه اي محسوب مي شود، فراهم مي كند. در اين ميان نبايد نقش مؤثر نظام تعليم و تربيت را در ارتقاء چنين هدفي ناديده گرفت. پاسخ به اين سؤال كه رابطه وحدت انديشه و انسجام معارف با كارآمدي آموزش و پرورش چيست؟ و بهره نظام تعليم و تربيت از عنوان سال 1386 چگونه و چه قدر است؟ موضوع اين مقاله است. كوشيده ايم به اجمال و در حد حوصله خوانندگان محترم، در سه محور و پنج مرحله به اين مطلب بپردازيم.
    از نظر لغوي « وحدت» به معني اتحاد، توافق و هماهنگي است. با توجه به تعريف فوق مي توان «وحدت ملي» را اشتراك همه افراد يك ملت در آمال و مقاصد خويش دانست. و زماني كه به منزله مجموعه واحدي به شمار آيند، به «انسجام» رسيده اند.
    دوركيم- جامعه شناس فرانسوي- وحدت و يگانگي را انسجام گروهي ناميده است. به نظر وي دو نوع انسجام گروهي وجود دارد: انسجام مكانيكي و انسجام ارگانيكي. هر گروه كه از «همكاري خود به خودي» برخوردار باشد، داراي انسجام مكانيكي و هرگروهي به «همكاري آگاهانه» دست بيابد، انسجام ارگانيكي خواهد داشت، اما وحدت در سطح واحدهاي بزرگ تر مانند ملت به اين معنا است كه اعضاي جامعه فعاليت هاي خود را در همبستگي و پيوند متقابل، در جهت رسيدن به اهداف مشترك انجام دهند. و بر سر اعتقادات و ارزش هاي مشترك با يكديگر تفاهم و همكاري داشته باشند.
    خداوند بزرگ، عالم هستي را بر پايه قوانيني خلق كرده است و در اين ميان «ارتباط» محور همه قوانين است. تا آن جا كه تازگي هاي طبيعت مانند زيبايي، طراوت و... وام دار اين ارتباط هستند. به عنوان مثال: اگر مي گوييم «بهار آمد» منظور اين است كه ارتباط بين درخت خشكيده و زمين و آفتاب و... ايجاد شد. ارتباط بين فصول و طبيعت همه از همين قبيل است. بين عالم ملك و ملكوت نيز چنين رابطه اي بر قرار است و اگر لحظه اي مابين هر يك از اين عناصر و اجزاء فاصله بيفتد، بي شك چيزي از آن باقي نخواهد بود. ارگانيزم بدن انسان هم داراي چنين رابطه اي است. وقتي مي گوييم: فلان كس سكته كرده است، در واقع مي گوييم: ارتباط بين روح و بدن قطع شده است. نتيجه آن كه: «هر جا ارتباط باشد، حيات وجود دارد و اگر ارتباط نباشد، نتيجه مرگ است.» اين نوع ارتباط همان «انسجام گروهي» است.
    حال سؤال ديگري به ذهن خطور مي كند و آن سؤال اين است: آيا اين انسجام در بين پيام هاي تربيتي و مؤلفه هاي آموزش و پرورش هم وجود دارد يا خير؟ آيا مي شود كه در ساختار جسمي انسان، طبيعت و يا عوالم ماوراء، انسجام وجود داشته باشد، اما در عرصه هاي آموزشي و پرورشي و حوزه هاي معرفتي چنين رابطه اي نباشد؟ پرواضح است كه انكار انسان ها نيز دليل قطع رابطه در بين علوم معرفتي نمي شود، زيرا هر يك از اين حوزه ها، ضلعي از منشور وجود را بررسي مي كند.
    وحدت انديشه و انسجام در نظام آموزش و پرورش در پنج مرحله قابل بررسي و نقد و نظر است.    
مرحله اول، انسجام معارف
    آن چه كه در يك نظام تعليم و تربيتي اصالت دارد، «كل» است، زيرا اين كل است كه زمينه را براي رشد انسان فراهم مي كند. فيزيك، شيمي، جامعه شناسي، ادبيات و... اجزايي هستند كه به تدريج وارد ظرف واحدي به نام ذهن دانش آموز شده و درنهايت كل را تشكيل مي دهند، به شرطي كه به «وحدت» بيانجامند. پس از شرايط كمال انسان، وحدت انديشه و تفكرات است و «انسجام معارف» اولين مرحله آن مي باشد.    
مرحله دوم، انسجام در معارف نزديك به هم
    دومين مرحله از شرايط كمال و وحدت انديشه، انسجام در معارف و علوم نزديك به هم است. تشكيل مناطق مختلف علوم در حوزه هاي معرفتي از آن جهت اهميت دارد كه در بين هر يك از اين علوم، اعم از تجربي، انساني، ديني، اجتماعي و... ارتباط قوي تر و نزديك تر و منسجم تري وجود دارد. به عنوان مثال انسجام دو درس قرآن و عربي با يكديگر بيشتر است تا دروس عربي و جغرافي؛ هر چند تمامي دروس با هم مرتبط هستند، اما ارتباط آنها از نظر شدت و ضعف متفاوت است.
    به عنوان مثال: آيا معلم درس قرآن و يا معلم رياضي به اين نكته انديشيده است كه ارتباط درسش با ديگر دروس كجاست؟ آيا درست است كه بگوييم عيسي به دين خود و موسي به دين خود؟ آيا برنامه ريزان و مؤلفان كتاب هاي درسي و معلمين دروس مختلف به وحدت اين درس ها در ذهن دانش آموز فكر مي كنند و به نتيجه آن؟ آيا هر يك از دروس، جزء منشور كمال و رشد انسان محسوب مي شود يا خير؟ آيا اگر متوليان و برنامه ريزان درسي و معلمان، نتوانند اين ارتباط را كشف كنند و يا به اين موضوع توجه كافي نداشته باشند، دانش آموزان مي توانند اين انسجام را كشف نمايند؟    
مرحله سوم، انسجام عناصر
    چه بايد كرد تا نقطه هاي ارتباط بين دروس مختلف كشف شود؟ براي رسيدن به جواب اين سؤال بايستي به مرحله سوم يعني «انسجام عناصر» در هر يك از اين علوم توجه شود. بايد بين عناصر يك درس، انسجام معنادار حاكم باشد، يعني بين هدف (يا اهداف) برنامه آموزشي، محتواي برنامه درسي (كتاب)، رسانه هاي آموزشي و كمك آموزشي، روش ها و راهبردهاي تدريس، شيوه هاي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و دوره هاي آموزش و ارتقاء معلمان و دروس مراكز تربيت معلم و... يك ارتباط درون رشته اي لازم است تا معجزه اي به نام يادگيري اتفاق بيفتد. توجه به اين قانون يادگيري و اصل آموزشي ضروري است كه: «ذهن دانش آموز طالب وحدت است نه كثرت، اگر علوم را به مثابه دانه هاي تسبيح فرض كنيم، نخ تسبيح، همان ارتباط است» و اگر نخ ارتباطي نباشد، علوم و عناصر آن به هم ريخته و در يكديگر، گم مي شود. پس ذهن كودك، تسبيح طلب است نه دانه طلب.    
مرحله چهارم، انسجام اجزاي يك عنصر
    چهارمين مرحله از شرايط كمال «انسجام اجزاء يك عنصر» است. مثلا اجزاي عنصري به نام محتواي درسي عبارتند از عناصر اصلي: (حيطه هاي سه گانه يادگيري؛ شامل: شناختي، روان- حركتي و عاطفي) و عناصر فرعي (رنگ ها، تصاوير، نمودارها، جدول ها و...)؛ ارتباط اين ها بايد از يك منطق علمي برخوردار باشد و نه سليقه اي و قائم به شخص. تجربه سال هاي گذشته نشان دهنده اين مطلب است كه كم توجهي به اين شاخصه در اغلب فعاليت هاي آموزشي و مخصوصا پرورشي و فعاليت هاي فوق برنامه، باعث ناكارآمدي آن ها شده است.    
مرحله پنجم، انسجام در تجارب دانش آموزان
    مرحله پنجم از شرايط كمال «انسجام در تجارب دانش آموزان» است. اجزاء مختلف هر يك از عناصر برنامه هاي درسي و آموزشي، بايد در طول سال تحصيلي و طي مراحلي، به طور نسبي و طبيعي، وارد ذهن شاگردان شود و به هم پيوند بخورد. آنچه كه بايد در درون ذهن بچه ها اتفاق بيفتد «وحدت تجربه» است. هم چنين نظام تعليم و تربيت بايد به گونه اي عمل كند كه اطمينان داشته باشد كه محصول نهايي فرايند آموزش و پرورش اگر سياستمدار، اقتصاددان، هنرمند و... شد به اصول اعتقادي خود پايبند است و به قول معروف سوراخ دعا را فراموش نمي كند. بي توجهي به وحدت انديشه و انسجام معارف به جاي فراهم آوردن شرايط كمال، شرايط زوال را در پي خواهد داشت. انسان تربيت نشده، همانند دكتري است كه به جاي جراحي، قصابي مي كند. انسان تربيت نشده دست وحدت اصيل را به راحتي مي گيرد و به جاي كثرت اعتباري ذبح مي كند. تاريخ بشريت خود به خوبي بيان گر اين مطلب است.    
راه رسيدن به انسجام
    شايد بيان اين هشدار در همين جا مناسب باشد كه در نظام تعليم و تربيت فعلي كشور كه چهارچوب آن را كشورهايي مانند فرانسه براي ما تعيين كرده اند، اضافه كردن دروسي هم چون قرآن و ديني، نه تنها نتوانسته است در اسلامي كردن آموزش و پرورش، چندان اثربخش باشد، بلكه اين گونه دروس به تدريج جايگاه شايسته خود را نيز از دست داده اند، چرا كه اين دروس به جاي آن كه محور ساير درس ها قرار گيرند- با يك نگاه خوش بينانه- همواره در موازات ساير دروس ديده شده اند.
    بي سبب نيست كه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در ديدار جمعي از فرهنگيان با ايشان در روز معلم سال 1385 درباره وضعيت قرآن در آموزش و پرورش فرمودند: «قرآن در آموزش و پرورش حقيقتا مهجور است...» بايد از متوليان تعليم و تربيت كشور و از برنامه ريزان و مؤلفان كتاب هاي درسي و از آموزگاران و دبيران محترم آموزش و پرورش سؤال كنيم كه:
    - آيا برنامه هاي آموزشي و كتاب هاي درسي رياضي، علوم تجربي، جغرافي، حرفه فن، فيزيك، شيمي، زيست شناسي و... در كشور جمهوري اسلامي ايران، با كشورهاي غيراسلامي و غربي چقدر تفاوت دارد؟ و آيا اصولا مي تواند تفاوتي داشته باشد و يا خير؟
    - آيا اين همه حساسيت درباره تعليم و تربيت اسلامي دانش آموزان، فقط برعهده معلمان ديني و قرآن و مربيان پرورشي است و ساير معلمان در اين باره مسئوليتي ندارند و يا مي توانند داشته باشند؟
    وحدت انديشه و انسجام معارف آن هم برپايه آيات و احكام حيات بخش قرآن كريم- اين كتاب هدايت و رستگاري تمامي انسان ها در تمامي زمان ها- مي تواند بهترين گزينه و حتي تنها راه براي نجات نسل هاي آينده باشد. پيامبر اعظم(ص): «واذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن» و هنگامي كه فتنه هاي زمانه همچون پاره هاي شب تار بر شما هجوم آورد، بر شما باد پناه بردن به قرآن. نبايد چنين به نظر برسد كه بيگانه ترين كتاب در نزد بسياري از دانش آموزان قرآن است و اين مهم برعهده تمامي متوليان نظام تعليم و تربيت و معلمان و حتي والدين دانش آموزان است كه قرآن را به معني واقعي از مهجوريت درآورند.
مسئول انسجام معارف در آموزش و پرورش كيست؟
    نزديك ترين شخص به دانش آموز، پس از والدين (حتي در دوره ابتدايي بيش از والدين) معلم و آموزگار پايه است، در راهبردهاي نوين آموزشي «معلم، مدير يادگيري» است و كار اصلي وي «ايجاد فضاي منسجم آموزشي» مي باشد. مدير مدرسه «رهبر آموزشي» بوده و وظيفه اش «ايجاد فضاي آموزشي» است.
    وقتي سؤال مي شود، چه كسي در آموزش و پرورش مسئول انسجام است؟ پاسخش برمي گردد به دو رابطه طولي و عرضي به عنوان مثال: مسئول برنامه درسي، دفتر برنامه ريزي و تأليف كتب درسي است. مسئول فضاي آموزشي، سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس است. مسئول معلمان، دفتر آموزش و ارتقاء نيروي انساني است، مسئول فيلم هاي آموزشي، دفتر تكنولوژي آموزشي است. و...
    اما اين سؤال كه مسئول انسجام و هماهنگي اين ها كيست؟ سؤالي است كه درحال حاضر جوابي براي آن ديده نمي شود.
نتيجه بحث
    انديشه ها و آرمان هاي خوب، اگر بد طراحي شود و انسجام در آن ها لحاظ نشود، در مرحله عمل، فرايند و نتيجه بدي به همراه خواهند داشت و اثربخش نخواهند بود. و بالعكس وحدت انديشه و انسجام معارف باعث كارآمدي آموزش و پرورش و در نتيجه فراهم آمدن شرايط كمال مي شود. قرآن كريم نمونه بارز وحدت انديشه و انسجام معارف و مراحل پنج گانه آن است و هم چنين شخصيت پيامبر اعظم(ص) و اميرمؤمنان و ائمه اطهار عليهم السلام نيز اگر همه جاودان و همواره مورد توجه هستند، به خاطر آن است كه در تمامي ابعاد داراي وحدت انديشه و انسجام بوده اند.
    در اثر انسجام است كه معلمان مي توانند نقد علمي كنند، توليد داشته و مولد باشند و از تجارب آنان در تبادل انديشه و افكار استفاده كرد و شاهد معلماني محقق و مؤلف بود. انسجام است كه باعث جاودانگي مي شود و «انسان كامل» كه بايد ثمره آموزش و پرورش باشد، تحويل جامعه مي گردد.

والسلام