جايگاه آموزش و فعاليت هاي قرآني در اسناد بالادستي
سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور
ابلاغيه مقام معظم رهبري
4- ایجاد تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی با توجه به :
4-4 توسعه فرهنگ و معارف اسلامی و یادگیری قرآن(روخوانی، روان خوانی و مفاهیم) و تقویت انس دانش آموزان با قرآن و سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) و گسترش فرهنگ اقامه نماز.
قانون برنامه پنجم توسعه
ماده 4ـ در اجرای منشور توسعه فرهنگ قرآنی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، معاونت موظف است حداکثر تا پايان سال دوم برنامه، اسناد راهبردی توسعه حوزههای آموزش عمومی، تبلیغ و ترویج، پژوهش و آموزش عالی قرآنی کشور را براساس پيشنهاد شورای توسعه فرهنگ قرآنی تهيه و برای تصويب به هيأت وزيران تقديم کند.
ماده 19 ـ الف ـ در راستای تحقق بند (8) سياست های کلی ابلاغی و با هدف ارتقاء کيفی سه حوزه دانش، مهارت و تربيت اسلامی به دولت اجازه داده میشود برنامه تحول بنيادين در نظام آموزش و پرورش کشور را در چارچوب قوانين موضوعه و با رعايت اولويت های ذيل تدوين نمايد و پس از تصويب در هيأت وزيران به اجراء درآورد :
. . .
9ـ ارائه برنامه جامع آموزش قرآن اعم از روانخوانی و فهم قرآن و برنامه تلفيقی قرآن، معارف اسلامی و عربی با اهداف قرآنی
سند تحول بنيائين آموزش و پرورش
راهکار 3/1 ـ توسعه فرهنگ اقامه نماز و اهتمام به برپايی نماز جماعت در مدرسه و تقويت انس با قرآن در دانشآموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآنی با اصلاح برنامهها و توانمندسازی معلمان در راستای تقويت مهارت روخوانی و روانخوانی در دوره ابتدايی، آشنايی با مفاهيم کليدی قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرآنی در متوسطه دوم براساس منشور توسعه فرهنگ قرآنی.
سند برنامه درسي ملي
1ــ حوزه تربيت و يادگيري حکمت و معارف اسالمي
دين اسالم، که از جانب خداي متعال بر پيامبر اکرم (ص ) نازل شده شامل اعتقادات، اخالق، احکام و کليه نظاماتي است که انسانها براي رسيدن به مقصد متعالي خود بدان نياز دارند. منابع اخذ معارف اسلامي، قرآن کريم، سنت و سيره پيامبر گرامي اسلام و جانشينان معصوم آن بزرگوار صلوات الله عليهم و عقل است. تعقل به معنای قدرت تجزيه و تحليل و ربط دادن قضايا و سنجش و ارزيابی يافته ها بر اساس نظام معيار ( اسلام ) است که از طرق معتبر به دست آمده است. حکمت به معنای علم متين، محکم و استوار دستاورد قوه تعقل است. حکمت و بصيرت زمانی به وقوع مي پيوندد که فرد در فرآيند صحيح تفکر با هدايت و رهبری عقل سليم و نقل صحيح قرار گيرد. ايمان مبتنی بر تفکر، اساس اعمال دينی است و هيچ عمل دينی بی حضور تفکر و تعقل معنا و مفهوم ندارد. تفکر، مطالعه و پژوهش اساس معرفت دينی را تشکيل می دهد.
ضرورت و کارکرد حوزه : مهم ترين هدف تشکيل نظام اسلامی به طور اعم و نظام آموزشی به طور اخص، تربيت دينی ـ به معنای عميق و گسترده آن ـ است. دين مقدس اسلام برنامه جامع تربيتی انسان برای عبوديت و تقرب الی الله است. تعميق معرفت و ايمان متربيان به اعتقادات، اخالق و احکام الهی که همان معرفت و ايمان به دين اسلام است، مهم ترين رسالت تعليم و تربيت در نظام اسلامی است.
حوزه يادگيری حکمت و معارف اسلامی بستری برای تقويت اندیشه، ایمان و عمل دينی و برنامه ريزی برای دستيابی به معرفت نسبت به برنامه جامع تربيتی انسان است تا به متربيان، ميزانی از آگاهی درباره اسلام را بدهد تا بتوانند بر اساس آن زندگی فردی و اجتماعی خود را بر محور بندگی خدا سامان بدهند، فرد را توانمند سازد که به گونه ای فعال، جامعه را به سوی آرمان های اسلامی سوق دهد و در برابر آسيب های اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، سياسی واجتماعی، ايستادگی و مقاومت کند و به او اين توانايی را بدهد که در آينده در تربيت فرزندان خود موفق و در تعالی جامعه مشارکت مؤثر داشته باشد.
حيات انسان، يک حيات فکری است و تفکر، استعدادی الهی است که در اثر تربيت به فعليت مي رسد و انسان می تواند در پرتو تقوای الهی، با متعادل کردن قوای درونی خويش، از آن در مسير فطرت توحيدی بهره برداری کند. لذا فرآيند تربيت بايد به گونه ای باشد که طی آن تفکر و تعقل و حکمت پرورش يابد. تقويت اين توانايی، ايمان، باور، دانش و عملکرد انسان را تحت تأثير قرار داده و زمينه تعالی او را فراهم مي سازد. فرآيند اصلی در عمل اختياری و آگاهانه انسان که بايد در معارف اسلامی مورد نظر باشد فرآيند شناخت فکورانه، ايمان آگاهانه و عمل ارادی است. عملی ارزشمند است که حاصل ايمان به دين باشد؛ ايمانی که مبتنی بر معرفت و شناخت و حاصل تفکر و تعقل فرد باشد.
قلمرو حوزه : حوزه يادگيری حکمت و معارف اسلامی بخشی از رسالت ياد شده را در مجموعه برنامه های درسی بر عهده دارد، اين حوزه مي تواند زمينه لازم براي درک، تدبر، تأمل، تفقه و بصيرت در دانشآموزان را فراهم کند و در نهايت، سبب شود تا فرد رفتار حکيمانهاي از خود بروز دهد. محدوده اين آموزش، آن است که دانشآموزان دين را بهعنوان راهنماي عمل و برنامه زندگي بشناسند و بر اساس آن، برنامه ريزي و عمل نمايند. اين معارف شامل سه بخش زير است :
الف- اعتقادات : در حد شناخت عقلاني اصلي ترين موضوعات اعتقادي شامل توحيد، معاد، عدل، نبوت و امامت، ولايت فقيه، نظام خلقت و مسائل مبتال به مربوط به آن ها، بدون طرح جزئيات تخصصي هر موضوع است؛ در واقع حکمت نظري، يعني دانش درباره واقعيت ها ( هست ها )، موضوع اين بخش از محتوا است.
ب- اخلاق : در حد شناخت مسائل و موضوعات اصلي اخلاقي و التزام به آن که در تکوين شخصيت انسان نقش محوري دارند و با توجه به مسئله ها و چالش هاي اخلاقي روز؛ يعني حکمت عملي که درباره بهترين رفتار انسان براي رسيدن به سعادت و کمال (بايدها و نبايدها ) است موضوع اين بخش از محتوا مي باشد.
ج- احکام : در حدي که هر فرد مکلّف به طور معمول در زندگي فردي و اجتماعي خود بدان نياز دارد و در صورت عدم اطلاع قبلي از آن ها در انجام وظايف شرعي دچار مشکل مي شود.
نتايج يادگيري دانش آموزان در حوزه حکمت و معارف اسالمي در پايان دورههاي تحصيلي عبارتند از :
1- آمادگي براي دينداري و عمل به وظايف ديني مبتني بر ايمان توأم با معرفت و شناخت؛
2- احساس خرسندي و رضايت از هويت اسالمي خود و عالقه و تالش براي حفظ آن؛
3- تالش براي رشد شعائر و فرهنگ ديني جامعه در شرايط مختلف اجتماعي؛
4- احساس مسئوليت نسبت به نظام اسالمي و مشارکت در پيشرفت نظام و اقتدار و سربلندي آن در جهان؛
5- بهره مندي از حکمت نظري و عملي.
2- حوزه تربيت و يادگيری قرآن و عربی
دين اسلام، راه هدايت انسان ها به سوی کمال و رستگاری است. خداوند با هدايت خود انسان را به راه و مسير حرکت به سوی کمال راهنمايی ميکند. يکی از منابع اخذ معارف اسلامی، قرآن کريم است. قرآن کريم کتاب هدايت انسان ها است.
ضرورت و کارکرد حوزه : تعميق معرفت و ايمان دانش آموزان به اعتقادات، اخلاق و احکام الهی که همان معرفت و ايمان به دين اسلام است، مهم ترين رسالت تعليم و تربيت در نظام اسلامی است.
قرآن کريم، به عنوان منبع وحی الهی و منبع اصلی اعتقادات، اخالق و احکام است. توانايی خواندن همراه با درک معنا، تدبر در قرآن و انس با آن، سبب ورود هر فرد مسلمان به دريای معارف اسلامی است. يادگيری زبان عربی به عنوان زبان قرآن سبب می شود که فرد بتواند به طور مستقيم با کتاب الهی ارتباط برقرار کند، آن را بفهمد و از رهنمودهای آن بهره ببرد. هم چنين آموزش اين زبان سبب می شود که متربيان بتوانند از معارف اهل بيت عليهم السلام و فرهنگ غنی اسلام استفاده کنند. از سوی ديگر زبان و ادبيات فارسی با زبان عربی درآميخته است و آشنايی با زبان عربی در يادگيری زبان فارسی تأثير خواهد داشت.
قلمرو حوزه : حوزه يادگيری قرآن و عربی شامل دو حوزه محتوايی آموزش قرآن کريم و آموزش عربی است و حد نهايی يادگيری در اين دروس به شرح زير است:
الف- توانايی خواندن صحيح و روان قرآن کريم؛
ب- توانايی درک معنای عبارات ساده و پرکاربرد قرآن کريم؛
ج- توانايی نسبی تدبر در آيات قرآن کريم به منظور درک ساده و اوليه دقايق و ظرائف مفاهيم آيات، بدون آموزش تخصصی علوم قرآنی؛
د- انس مستمر و دائمی با قرآن کريم، به نحوی که دانش آموزان، اهل خواندن و تفکر در قرآن باشند و ابن امر را الزمه تربيت دينی و اعتلای هويت الهی خويش بدانند.
آشنايی با زبان عربی و مشخصاً مهارت های چهارگانه زبانی يعنی خواندن، گوش کردن، نوشتن و سخن گفتن در اين حوزه به ميزانی است که دانش آموز را در درک معنای آيات قرآن کريم، کلام معصومين و متون دينی و فرهنگ اسلامی کمک کند و در تقويت زبان فارسی او مؤثر باشد.
اين دو حوزه محتوايی، ارتباط وثيقی با يک ديگر دارند و برنامه ريزی آن ها بايد هماهنگ و مرتبط با هم صورت گيرد و از اهداف، محتوا و روش های مشترک و نيز مطالب مکمل و تأييد کننده هم ديگر استفاده مطلوب به عمل آيد.
جهت گيري های کلی در سازماندهی محتوا و آموزش حوزه های تربيت و يادگيری ‹‹ حکمت و معارف اسالمی ›› و ‹‹ قرآن و عربی›› سازماندهی محتوای حوزه های حکمت و معارف اسالمی و قرآن و عربی در دوره ابتدايی به صورت تلفيقی است. در دوره متوسطه اول حتي الامکان به صورت مجزا ليکن هماهنگ و در دوره متوسطه دوم، به جز در رشته علوم و معارف اسلامی، به صورت تلفيقی و درس عربی به صورت مجزا ارائه میشود. در رشته علوم و معارف اسلامی نيز درس های اختصاصی در حوزه معارف اسلامی ارايه می شود.
1ــ به دليل ارتباط وسيع و وثيق محتوای دو حوزه ‹‹ حکمت و معارف اسلامی ›› و ‹‹ قرآن و عربی ›› سازماندهی محتوای هر دو حوزه در يک بخش آمده است.
........ 《 نهج القرآن 》........