« حفظ و قرائت بنفش »
مقدمه
خداوند حكيم در قرآن كريم « فقط مسلمانان » را با عبارت « يا ايها الذين آمنوا » مورد خطاب قرار داده است. ساير اقوام را با عباراتي چون « يا قوم »، « يا ايها الناس » و ... مخاطب قرار مي دهد. روشن است كه اين حاكي از لطف و عنايت خداوند رحيم نسبت به مسلمانان است.
اما آن گاه كه مي خواهد نكته اي را تذكر دهد و مسلمانان را از كاري اشتباه نهي كند، گاهي در قالب تمثيل و آن هم نسبت به ساير اقوام مطرح مي كند؛ كه باز نشانه حكمت و عظمت اوست.
مَثَلُ الذَّينَ حُمِّلُ التَّوراهَ، ثُمَّ لَم يَحمِلوها، كَمَثَلِ الحِمارِ، يَحمِلُ اَسفارًا
سوره جمعه / 5
همان طور كه مي دانيد در اين آيه، تنها يهوديان و كتاب تورات منظور نيست؛ بلكه اين تمثيل درباره « مسلمانان » و « قرآن كريم » هم صدق مي كند. از اين رو، توجه به چنين « اشاراتي » در عبارات شريف قرآن كريم، مايه عبرت و رشد و حركت در صراط مستقيم الهي است.
نقطه عطف تحول
خداوند متعال با آن كه غذاي طفل يك روزه را در سينه مادر قرار داده، اما از او مي خواهد كه با مكيدن شير و با « تلاش » آن را به دست آورد. و اين داستان و حكمت آفرينش انسان است. به همين دليل است كه خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد، مگر آن كه خودشان اراده كنند :
ان الله لا يغير ما بقوم، حتي يغيروا ما بانفسهم
سوره رعد / 11
درباره قرآن كريم نيز اگر مي فرمايد :
انا نحن نزلنا الذكر، و انا له لحافظون
سوره حجر / 9
بايد بدانيم منظور از « لَحافِظون » مسلمانان هستند كه وظيفه حفظ و صيانت از قرآن كريم را بر عهده دارند. قطعاً حفظ و صيانت از اين گنجينه گرانبها، بسنده كردن به حفظ و قرائت الفاظ آن و توجه صرف به ظواهر قرآن نيست. چرا كه معجزه بودن قرآن به لفظ با معنا و عمل معنا و مفهوم و حقيقت پيدا مي كند.
يك مثال ساده
گاهي تعجب مي كنم از كساني كه فرياد مهجوريت قرآن را سر مي دهند، در حالي كه اگر تأمل كنند مي بينند « هر چه پول داده اند، آش خورده اند. » و مگر انتظاري غير از اين بايد ؟!!!
چرا ساير كشورهايي كه ما حافظ بودن مردمشان را به رخ مردم مي كشيم، در سطح ميادين و مسابقات بين المللي شناخته شده نيستند، اما قاريان و حافظان ايراني در سطح بين المللي در تمام رشته ها همواره قهرمان هستند؛ اما با كمال تاسف در حوزه عمومي اين قدر ضعيف هستند؟!!! ( فتأمل ) شايد بگوييد آن قهرمانان، هوش سرشار دارند و بقيه ناتوان از يادگيري قرآن. بايد گفت كه اين تفكر سخت اشتباه و حتي توهين به ملت ايران است.
مشكل را در نگاه كلي متوليان جامعه بايد جست و جو كرد. مشكل آفريناني كه سودشان در بي سوادي قرآني مردم و مملكت است. كساني كه از ميوه، فقط پوستش را به خورد ما داده اند، و دركي از خود ميوه نداريم. فقير تنها كسي نيست كه غذايي براي خوردن ندارد. فقير اصلي ماييم كه هدايت و شفاعت را از جلد قرآن و در صداي زيباي قاري و ذهن انباشته حافظ قرآن طلب مي كنيم.
آن چه ما كرديم با خود هيچ بيگانه نكرد در ميان خانه گم كرديم صاحب خانه را
تا زماني كه كورسوي اميدي براي نجات خودمان از شكايت قرآن در قيامت بود، (سوره فرقان 30) سكوت و تقيه را جايز مي دانستم؛ و چراغ خاموش راه مي پيموديم. اما اكنون كه با وجود اسناد تحولي و هشدارهاي متعدد رهبري به آموزش و پرورش، شاهد دست اندازي به مهم ترين و گسترده ترين پايگاه آموزش عمومي قرآن كريم كشور و تخريب سراسري آن، به بهانه اجراي طرح ( ملي ) حفظ قرآن هستيم؛ ناگفته ها و ناراستي ها بايد آشكار شود. لا اقل حجت تمام خواهد بود. و در تاريخ اين كشور به يادگار خواهد ماند تا آيندگان شايد بر باورهاي غلطي كه قرآن كريم را مهجور قرار داده، فائق آيند. ان شاء الله
تاريخ نشان مي دهد حرکت حساب شده برخي از جريان هاي فرهنگي به نام قرآن ( ولي با مقاصد اقتصادي و سياسي ) قرآن كريم و به ويژه آموزش آن از متن به حاشيه سقوط كرده است. به گونه اي كه غرض اصلي نزول قرآن كريم كه « هدايت » بشر است، فراموش گرديده است.
قدرت هاي استثماري خارجي مانند انگليس از يك سو و حكومت هاي وابسته و خوش گذران داخلي از سوي ديگر - كه از جايگاه خطير قرآن در جوامع اسلامي با خبر بودند - بدون آن كه با قرآن سر جنگ ظاهري داشته باشند آن ر ا اندك اندك و موزيانه به نام « هنر » از حوزه زندگي و جامعه به انزواي مطلق كشاندند. اين كار چنان ماهرانه و تدريجي انجام شد كه كمتر كسي به اين ظاهر سازي و باطن ستيزي پي برد. از كساني كه به جنگ با اين تفكر برخواستند اما صدايشان حتي پس از پيروزي انقلاب هم شنيده نشد، امام خميني ره بود.
امام خمينى ره پس از آنكه غور در صورت ظاهرى قرآن را ماندگارى در زمين و از وسوسههاى شيطانى دانسته مىفرمايد :
« يكى ديگر از حجب كه مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيه است اعتقاد به آن است كه جز آنكه مفسرين نوشته يا فهميدهاند كسى راحق استفاده از قرآن شريف نيست، و تفكر و تدبر در آيات شريفه را به تفسير به راى كه ممنوع است, اشتباه نمودهاند و بواسطه اينرأى فاسد و عقيده باطل, قرآن شريف را از جميع فنون استفاده عارى نموده و آن را به كلى مهجور نمودهاند.
در صورتى كهاستفادات اخلاقى و ايمانى و عرفانى به هيچ وجه مربوط به تفسير نيست تا تفسير به راى باشد.
مثلا اگر كسى از قول خداىتعالى « الحمد لله رب العالمين » كه حصر جميع محامد و اختصاص تمامى آن است, به حق تعالى استفاده توحيد افعالى كند و بگويداز آيه شريفه استفاده شود كه هر كمال و جمال و هر عزت و جلالى كه در عالم است و چشم احول و قلب محجوب به موجوداتنسبت مىدهد از حق تعالى است، و هيچ موجودى را از خود چيزى نيست و لذا محمدت و ثنا خاص به حق است و كسى را در آنشركت نيست . اين چه مربوط به تفسير است؟ ! تا اسمش تفسير به رأى باشد يا نباشد ... الى غير ذلك از امورى كه از لوازم كلاماستفاده شود كه مربوط به تفسير به هيچ وجه نيست.
آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت بيرون آورديم؟
آيا اگر قرائات مختلفهوامثال آن را فرا گرفتيم، ازننگ هجران از قرآن خلاصى پيدا كرديم؟
آيا اگر وجوه اعجاز قرآنوفنون محسنات آن را تعلمكرديم، از شكايت رسول خدا صلى الله عليهوآلهوسلم مستخلص شديم؟
هيهات! كههيچ يك از اين امور مورد نظر قرآنومنزل عظيمالشان آن نيست.
قرآن كتاب الهى استودرآن شئون الهيت است; قرآنحبل متصل بين خالقومخلوقاستوبه وسيله تعليمات آنبايد رابطه معنويهوارتباط غيبى بين بندگان خداومربى آنها پيدا شود; ازقرآن بايد علوم الهيهومعارف لدنيه حاصل شود. »
آداب الصلوه , ص 199
در چهل سالگي انقلاب اسلامي و هشتاد سالگي اين دل نوشته، انتظار اين بود كه حجاب هاي مهجوريت كنار رود. و « قرآن بما هو قرآن » در ميان امت اسلامي نور افشاني كند. اما با كمال تأسف آنچه ظاهر چهره قرآن را بيش از ساير بخش ها پوشانده، از سوي افرادي است كه خود را اهل قرآن مي دانند و مي نامند، ولي در مقابل هر اظهار نظري شدت عمل نشان داده و راضي به حفظ شرايط موجود هستند. البته عده اي از ايشان نام و نانشان در همين شيوه مستبدانه است.
حفظ و قرائت بنفش چيست؟
حفظ و قرائت بنفش در مورد آن دسته از تلاوت هايي است كه به دور از فهم و تدبر و عمل است و تنها كلامي موزون شعرگونه را در ذهن تدايي مي كند. آيات در قالب واژگاني مبهم ولي زيبا تنها روان آدمي را آرامش مي دهد و تنها براي تيمن و تبرك اجرا مي شود. و بود و نبودش در سرنوشت آن بخش و كل جامعه تأثير مشخصي ندارد. قرائت و حفظ بنفش از جمله فعاليت هاي خنثي به شمار مي رود. حفظ يا تلاوت بنفش مصاديق متعدد و گوناگوني دارد كه در جاي خود قابل نقد و بررسي است.
جامعه اسلامي ايران به قدري در اين اسلوب بسته و مبهم گرفتار است كه گويا توان خروج از آن را ندارد. تثليث مهجوريت قرآن در ايران را بايد در گذشته چند صد ساله اخير جست و جو كرد. تفكر اخباري گري، تفكر صوفيگرايانه و تفكر سياسي پس از پيروزي انقلاب سه گانه هاي مهجوريت قرآن در ايران هستند.
همواره حيرت زده ام از برگزاري مسابقات متعدد قرآني در كشور كه مي بينم اغلب افراد آن و به ويژه شنوندگان آن از مطلبي كه در آيه آمده ناآگاهند اما در اين كه كدام گوشه موسيقايي را با كدام نوع تحرير قرائت كنند، از هم سبقت مي گيرند.
حيرت زده مي شوم وقتي حافظ قرآني را تنها در پشت تريبون زيارت مي كنم كه با معكوس خواني آيات، همه را انگشت به دهان مي كند.
حيرت زده مي شوم وقتي حافظ و قاري قرآني كه همه را ميخكوب مي كند اما يك آيه را معنا نمي كند تا حضار هم از معناي آن معرفتي حاصل كنند.
حيرت زده مي شوم از مردمي كه در ماه مبارك رمضان، به جاي فهم قرآن، به دنبال ختم قرآنند. ثواب را كه « محرك » است، به خطا هدف قرار داده اند؛ و « هدايت » را كه مقصد و مقصود است، فراموش كرده اند. اغلب ايشان قرآن را ابزار جمع آوري ثواب قرار داده اند.
حيرت زده ام از صدا و سيمايي كه بر طبل اين مهجوريت برآمده از جهالت مدام مي كوبد و چنين مي انديشد كه با حلوا حلوا كام مردم را شيرين خواهد کرد.
از آموزش و پرورش در حيرتم كه دم از تعقل و تفكر و تحول دم مي زند، اما با طرح حفظ جزء 30 مروج تفكر سلفي است. و به جاي آن كه ابتكار عمل در تربيت جامعه را داشته باشد، مقهور و ابزار منفعلي در دست نيازمندان به هدايت است و چه با مسمي است اگر بگويم «كوري عصا كش كور دگر» گرديده است.
قرآن عليه قرآن
امام خميني ره در وصيت نامه الهي - سياسي خود، بعد از شرح حدیث ثقلین به آن پرداخته است، برخورد با قرآن است.
ایشان میفرمایند: « اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترک پیامبر(ص)، مسائل اسفانگیزی که باید برای آن خون گریه کرد. ... مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را، که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم(ص) دریافت کرده بودند با بهانههای مختلف و توطئههای از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن در حقیقت قرآن را، که برای بشریت تا ورود به حوض بزرگترین دستور زندگانی مادی ومعنوی بوده و است، از صحنه خارج کردند و بر حکومت عدل الهی که یکی از آرمانهای این کتاب مقدس بوده و هست، خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا و کتاب و سنت الهی را پایهگذاری کردند تا کار به جایی رسید که قلم از شرح آن شرمسار است.
هرچه این بنیان کج به جلو آمد، کجیها و انحرافها افزون شد تا آنجا که قرآن کریم را که برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان، بلکه عالیه بشری، از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی(ص) تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند برساند و این ولیده «علم الاسماء» را از شر شیاطین و طاغوتها رها سازد.... چنان از صحنه خارج نمودند که گویی نقشی برای هدایت ندارد و کار به جایی رسید که نقش قرآن به دست حکومتهای جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان وسیلهای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد.
امام خميني ره ضمن هشدار به مروجين چنين افكاري، مقصد والاي نظام جمهوري اسلامي را در نجات تعاليم قرآني مي داند و مي فرمايد :
ما مفتخریم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که میخواهد حقایق قرآنی، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم میزند، از مقبرهها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان میکشاند نجات دهد.
ادامه دارد ...
پاورقي
البته تنها در يك جا قران كريم از قول پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله امت را با عبارت « قومي » ياد مي كند. و آن آيه 30 فرقان است. زماني كه پيامبر از امتش، به واسطه « مهجوريت قرآن » شكوه مي كند. « و قال الرسول يا رب ! ان قوم اتخذوا هذا القرآن مهجورا »