رنجنامه يكي از مؤلفين كتاب هاي درسي قرآن از معاون پرورشي و فرهنگي

   دُم خروس   

آقاي ... !

مدتي است كه بخشنامه طرح ملي حفظ قرآن با امضاي حضرتعالي به مدارس گذشته است. بارها تذكر داده شد تا نسبت به رفع ايرادات و ابهامات آن اقدام شود؛ نه تنها نشد، بلكه اقدامات بعدي شما در اصرار اجراي آن حقير را بر آن داشت تا در قالب اين نامه از شما  بخشنامه سراسر ابهام و ايراد 

مي گوييد : اين طرح « اختياري » است.

- پس چرا ساعات رسمي آموزش قرآن را به اين طرح اختصاص مي دهيد.

 

مي گوييد : 10 درصد دانش آموزان مد نظر طرح است.

- پس چرا 100درصد دانش آموزان بايد در اين طرح شركت كنند؟

 

مي گوييد : طرح در راستاي سند تحول بنيادين است.

- پس چرا « حفظ » كار مي كنيد؟

 

مي گوييد : در راستاي منويات رهبري است.

- پس چرا عمل و نگاهتان بر خلاف بند 4-4 سياست هاي ابلاغي است.

 

مي گوييد : اين طرح ملي است.

- پس چرا اجراي آزمايشي و طرح پژوهشي ندارد.

 

مي گوييد : اين طرح داراي مجوز است.

- پس چرا شوراي عالي آن را تصويب نكرده است.

 

مي گوييد : اجراي اين طرح قانوني است.

- پس چرا از وزير براي كار غلطتان نامه مي گيرد.

 

مي گوييد : هدف ما خير است.

- پس چرا به جاي عمل به قانون، با افتتاح طرح در محضر مراجع معظم، فضا سازي مي كنيد.

 

مي گوييد : ما به دنبال تربيت ده ميليون حافظ هستيم.

- پس چرا سخنان رهبري را تحريف مي كنيد.

 

مي گوييد : ما با كتاب هاي درسي مخالف نيستيم.

- پس چرا آن را تعطيل مي كنيد.

 

مي گوييد : رسم الخط حفظ بايد عثمان طه باشد.

- پس چرا بر خلاف كتاب هاي درسي عمل مي كنيد.

 

مي گوييد :  امضاي بخشنامه « اختصاص يك ساعت درس رسمي قرآن به حفظ قرآن » توسط معاونت پرورشي اشتباه شده است.

- پس چرا با صدور نامه اصلاحيه، اين اشتباه بزرگ را جبران نمي كنيد؟

همه اين ها حكايت « دم خروسي » است كه از زير عبايتان پيداست. 

« چرا » طرح ملي حفظ « جزء 30 » قرآن كريم ؟!

      كمترين پيام تربيتي مناسب با دانش آموزان دوره ابتدايي مربوط به جزء 30 قرآن كريم است.    

در بيان فرمايش مقام معظم رهبري درباره تربيت ده ميليون حافظ قرآن، بايد به موضوع اصلي آن توجه كرد. و الا مي توان گفت فرمايش رهبر معظم انقلاب مورد « تحريف » قرار گرفته است.

مقام معظم رهبری در دیدار جامعه قرآنی کشور با معظم‌له در 1390 فرمودند : « يكي از چیزهایی که می تواند تدبر در قرآن را به ما ارزانی بدارد، حفظ قرآن است. ما حافظ قرآن کم داریم. من قبلاً گفتم که در کشور ما حداقل باید یک میلیون نفر حافظ قرآن باشند - حالا یک میلیون که عدد کمی است نسبت به این جمعیتی که ما داریم - اما حالا چون دوستان الحمدللَّه یک مقدماتی فراهم کرده‌اند، کارهائی را مشغول شده‌اند و دارند برنامه‌هائی را فراهم می‌کنند برای اینکه ان‌شاءاللَّه حفظ راه بیفتد، ما هم امیدمان بیشتر شده و به جای یک میلیون، می گوئیم ان‌شاءاللَّه ما باید ده میلیون نفر حافظ قرآن داشته باشیم. »

1390/5/5

همان طور كه ملاحظه مي شود ايشان موضوع حفظ قرآن را « مقدمه تدبر » معرفي مي كنند. در حالي كه نفس طرح ملي حفظ قرآن با محوريت جزء 30 خلاف اين نوع نگاه تربيتي و تدبري است.

سؤال :

1- آيا حافظان قرآن واقعاً متدبر قرآني هستند؟!! ( چند درصد ايشان به واسطه حفظ قرآن در تدبر توفيق يافته اند. )

2- و بالعكس چه كساني از راه تدبر در قرآن، توفيق حفظ قرآن را پيدا كرده اند؟

3- كدام روش، آسان تر، مؤثرتر و منطقي تر است؟

آمار قابل تأمل

قرآن كريم 6236 آيه دارد و 25 هزار جمله؛ بررسي پيام هاي تربيتي قرآن كريم نشان مي دهد از بين 2500 پيام قرآني، حدود 300 پيام قرآني متناسب با نياز تربيتي، ذائقه و توان دانش آموزان دوره ابتدايي است و اهداف تربيت ديني دوره ابتدايي ( مصوب ) كه با مراحل رشد کودک و روان شناسي يادگيري و سواد قرآني دانش آموزان اين دوره سازگار است را شامل مي شود.

از اين تعداد پيام قرآني، حدود پنج پيام مربوط به « جزء 30 قرآن كريم » است.

بيش ترين پيام ها مربوط به سه جزء اول قرآن كريم است.

سوره هاي بقره، آل عمران و اسراء، ابراهيم و اعراف بيش ترين پيام قرآني را دارا هستند.

حدود 120 پيام قرآني مربوط به 10 جزء اول است. ( 50 درصد از پيام ها )

ويژگي هاي پيام قرآني:

1- يك جمله كوتاه

2- و عبارتي زيبا 

3- پرمعنا و حاوي نكات و مضامين تربيتي و اخلاقي و اعتقادي

4- كه به تنهايي داراي مفهومي كامل و مستقل است.

5- و مي توان آن را به عنوان يك « تابلو » قرآني طرح كرد.

مانند :

سَـلامٌ عَـلَيـکُم

سلام بر شما

سوره ي رعد / آيه ي 22

وَ اَحـسِـنوا

به هم ديگر خوبی کنيد.

سوره ي  بقره / آيه ي 195

وَ اشکُـروا نِعـمَـةَ اللهِ

ازخدا که به شما نعمت هاي زيادي داده است, تشکر کنيد.

سوره ي نحل / آيه ي 114

وَ بِالـوالِـدَيـنِ اِحـسانًا

به پدر و مادر خود نيکي کنيد.

سوره ي اِسراء / آيه ي23

اَللهُ خالِـقُ کُلِّ شَيءٍ

خداي مهربان، آفريننده ی همه چيز است.

سوره ي زُمر / آيه ي 62

اِنَّ اللهَ يُـحِبُّ الـمُحـسِـنيـنَ

خدا نيکوکاران را دوست دارد.

سوره ي بقره / آيه ی 195

اَنِ اشـكُر لي وَ لِـوالِـدَيكَ

از خدا و پدر و مادر خود تشكر كنـيد.

سوره ي  لقمان  آيه ي 14

يـا بُـنَـيَّ اَقِـمِ الـصَّـلاةَ

فرزندم ! نماز بـخـوان.

سوره ي لقمان, آيه ي 1

نتيجه :

1- تحريف سخنان رهبري ممنوع

2- حفظ مورد نظر رهبري، « تدبر محور » است.

3- راه و روش و منطق حفظ تدبر محور، نيازمند شيوه خاص خود است.

4- تحقق هدف تدبر در قرآن از طريق حفظ ترتيبي ( جزء 30 ) بعيد و دور از منطق است.

5- حفظ قرآن بايد با نياز، توان و ذائقه مخاطب تناسب داشته باشد.

پاورقي : 313 پيام قرآني با نام گنجينه نور جلد اول در سال 1394 توسط نشر نداي آسماني منتشر گرديد. اين كتاب در سال 1395 به عنوان كتاب برگزيده جشنواره رشد انتخاب گرديد.

استقساريه از محضر مقام معظم رهبري

                         استفساریه                               :

              درباره « تربیت ده میلیون حافظ قرآن » در « وزارت آموزش و پرورش »        

                  از محضر مقام معظم رهبري              

آقای دكتر محی الدین بهرام محمدیان ( معاون سابق پژوهشی ) از محضر « امام خامنه ای مدظله العالی » درباره وظیفه آموزش و پرورش در خصوص تربیت ده میلیون حافظ قرآن سؤال كردند. ایشان فرموده بودند :

  «    وزارت آموزش و پرورش به وظیفه خود عمل كند.    »  

« فيلم »

اسفساريه : 

به معنی رفع ابهام خواستن از موضوعی است. 

به معنای استخبار، استطلاع، استفهام، اقتراح، بازجست، بازجویی، پرسش، تحقیق، تفحص، جستار، جست وجو، رسیدگی و سؤال است.

به معنای پرسش و تحقیق کردن در باب مساله‌ای است.

حفظ و قرائت بنفش

« حفظ و قرائت بنفش »

مقدمه

خداوند حكيم در قرآن كريم « فقط مسلمانان » را با عبارت « يا ايها الذين آمنوا » مورد خطاب قرار داده است. ساير اقوام را با عباراتي چون « يا قوم »، « يا ايها الناس » و ... مخاطب قرار مي دهد. روشن است كه اين حاكي از لطف و عنايت خداوند رحيم نسبت به مسلمانان است.

اما آن گاه كه مي خواهد نكته اي را تذكر دهد و مسلمانان را از كاري اشتباه نهي كند، گاهي در قالب تمثيل و آن هم نسبت به ساير اقوام مطرح مي كند؛ كه باز نشانه حكمت و عظمت اوست.

مَثَلُ الذَّينَ حُمِّلُ التَّوراهَ، ثُمَّ لَم يَحمِلوها، كَمَثَلِ الحِمارِ، يَحمِلُ اَسفارًا

سوره جمعه / 5

همان طور كه مي دانيد در اين آيه، تنها يهوديان و كتاب تورات منظور نيست؛ بلكه اين تمثيل درباره « مسلمانان » و « قرآن كريم » هم صدق مي كند. از اين رو، توجه به چنين « اشاراتي » در عبارات شريف قرآن كريم، مايه عبرت و رشد و حركت در صراط مستقيم الهي است.

نقطه عطف تحول

خداوند متعال با آن كه غذاي طفل يك روزه را در سينه مادر قرار داده، اما از او مي خواهد كه با مكيدن شير و با « تلاش » آن را به دست آورد. و اين داستان و حكمت آفرينش انسان است. به همين دليل است كه خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد، مگر آن كه خودشان اراده كنند :

ان الله لا يغير ما بقوم، حتي يغيروا ما بانفسهم

سوره رعد / 11

درباره قرآن كريم نيز اگر مي فرمايد :

انا نحن نزلنا الذكر، و انا له لحافظون

سوره حجر / 9

بايد بدانيم منظور از « لَحافِظون » مسلمانان هستند كه وظيفه حفظ و صيانت از قرآن كريم را بر عهده دارند. قطعاً حفظ و صيانت از اين گنجينه گرانبها، بسنده كردن به حفظ و قرائت الفاظ آن و توجه صرف به ظواهر قرآن نيست. چرا كه معجزه بودن قرآن به لفظ با معنا و عمل معنا و مفهوم و حقيقت پيدا مي كند.

يك مثال ساده

گاهي تعجب مي كنم از كساني كه فرياد مهجوريت قرآن را سر مي دهند، در حالي كه اگر تأمل كنند مي بينند « هر چه پول داده اند، آش خورده اند. » و مگر انتظاري غير از اين بايد ؟!!!

چرا ساير كشورهايي كه ما حافظ بودن مردمشان را به رخ مردم مي كشيم، در سطح ميادين و مسابقات بين المللي شناخته شده نيستند، اما قاريان و حافظان ايراني در سطح بين المللي در تمام رشته ها همواره قهرمان هستند؛ اما با كمال تاسف در حوزه عمومي اين قدر ضعيف هستند؟!!! ( فتأمل ) شايد بگوييد آن قهرمانان، هوش سرشار دارند و بقيه ناتوان از يادگيري قرآن. بايد گفت كه اين تفكر سخت اشتباه و حتي توهين به ملت ايران است.

مشكل را در نگاه كلي متوليان جامعه بايد جست و جو كرد. مشكل آفريناني كه سودشان در بي سوادي قرآني مردم و مملكت است. كساني كه از ميوه، فقط پوستش را به خورد ما داده اند، و دركي از خود ميوه نداريم. فقير تنها كسي نيست كه غذايي براي خوردن ندارد. فقير اصلي ماييم كه هدايت و شفاعت را از جلد قرآن و در صداي زيباي قاري و ذهن انباشته حافظ قرآن طلب مي كنيم.

آن چه ما كرديم با خود هيچ بيگانه نكرد در ميان خانه گم كرديم صاحب خانه را

تا زماني كه كورسوي اميدي براي نجات خودمان از شكايت قرآن در قيامت بود، (سوره فرقان 30) سكوت و تقيه را جايز مي دانستم؛ و چراغ خاموش راه مي پيموديم. اما اكنون كه با وجود اسناد تحولي و هشدارهاي متعدد رهبري به آموزش و پرورش، شاهد دست اندازي به مهم ترين و گسترده ترين پايگاه آموزش عمومي قرآن كريم كشور و تخريب سراسري آن، به بهانه اجراي طرح ( ملي ) حفظ قرآن هستيم؛ ناگفته ها و ناراستي ها بايد آشكار شود. لا اقل حجت تمام خواهد بود. و در تاريخ اين كشور به يادگار خواهد ماند تا آيندگان شايد بر باورهاي غلطي كه قرآن كريم را مهجور قرار داده، فائق آيند. ان شاء الله

تاريخ نشان مي دهد حرکت حساب شده برخي از جريان هاي فرهنگي به نام قرآن ( ولي با مقاصد اقتصادي و سياسي ) قرآن كريم و به ويژه آموزش آن از متن به حاشيه سقوط كرده است. به گونه اي كه غرض اصلي نزول قرآن كريم كه « هدايت » بشر است، فراموش گرديده است.

قدرت هاي استثماري خارجي مانند انگليس از يك سو و حكومت هاي وابسته و خوش گذران داخلي از سوي ديگر - كه از جايگاه خطير قرآن در جوامع اسلامي با خبر بودند - بدون آن كه با قرآن سر جنگ ظاهري داشته باشند آن ر ا اندك اندك و موزيانه به نام « هنر » از حوزه زندگي و جامعه به انزواي مطلق كشاندند. اين كار چنان ماهرانه و تدريجي انجام شد كه كمتر كسي به اين ظاهر سازي و باطن ستيزي پي برد. از كساني كه به جنگ با اين تفكر برخواستند اما صدايشان حتي پس از پيروزي انقلاب هم شنيده نشد، امام خميني ره بود.

امام خمينى ره پس از آنكه غور در صورت ظاهرى قرآن را ماندگارى در زمين و از وسوسه‏هاى شيطانى دانسته مى‏فرمايد :

« يكى ديگر از حجب كه مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيه است اعتقاد به آن است كه جز آنكه مفسرين نوشته يا فهميده‏اند كسى راحق استفاده از قرآن شريف نيست، و تفكر و تدبر در آيات شريفه را به تفسير به راى كه ممنوع است, اشتباه نموده‏اند و بواسطه اينرأى فاسد و عقيده باطل, قرآن شريف را از جميع فنون استفاده عارى نموده و آن را به كلى مهجور نموده‏اند.

در صورتى كهاستفادات اخلاقى و ايمانى و عرفانى به هيچ وجه مربوط به تفسير نيست تا تفسير به راى باشد.

مثلا اگر كسى از قول خداىتعالى « الحمد لله رب العالمين ‏» كه حصر جميع محامد و اختصاص تمامى آن است, ‏به حق تعالى استفاده توحيد افعالى كند و بگويداز آيه شريفه استفاده شود كه هر كمال و جمال و هر عزت و جلالى كه در عالم است و چشم احول و قلب محجوب به موجوداتنسبت مى‏دهد از حق تعالى است، و هيچ موجودى را از خود چيزى نيست و لذا محمدت و ثنا خاص به حق است و كسى را در آنشركت نيست . اين چه مربوط به تفسير است؟ ! تا اسمش تفسير به رأى باشد يا نباشد ... الى غير ذلك از امورى كه از لوازم كلاماستفاده شود كه مربوط به تفسير به هيچ وجه نيست.

آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت ‏بيرون آورديم؟

آيا اگر قرائات مختلفهوامثال آن را فرا گرفتيم، ازننگ هجران از قرآن خلاصى پيدا كرديم؟

آيا اگر وجوه اعجاز قرآنوفنون محسنات آن را تعلمكرديم، از شكايت رسول خدا صلى الله عليهوآلهوسلم مستخلص شديم؟

هيهات! كههيچ يك از اين امور مورد نظر قرآنومنزل عظيم‏الشان آن نيست.

قرآن كتاب الهى استودرآن شئون الهيت است; قرآنحبل متصل بين خالقومخلوقاستوبه وسيله تعليمات آنبايد رابطه معنويهوارتباط غيبى بين بندگان خداومربى آنها پيدا شود; ازقرآن بايد علوم الهيهومعارف لدنيه حاصل شود. »

آداب الصلوه , ص 199

در چهل سالگي انقلاب اسلامي و هشتاد سالگي اين دل نوشته، انتظار اين بود كه حجاب هاي مهجوريت كنار رود. و « قرآن بما هو قرآن » در ميان امت اسلامي نور افشاني كند. اما با كمال تأسف آنچه ظاهر چهره قرآن را بيش از ساير بخش ها پوشانده، از سوي افرادي است كه خود را اهل قرآن مي دانند و مي نامند، ولي در مقابل هر اظهار نظري شدت عمل نشان داده و راضي به حفظ شرايط موجود هستند. البته عده اي از ايشان نام و نانشان در همين شيوه مستبدانه است.

حفظ و قرائت بنفش چيست؟

حفظ و قرائت بنفش در مورد آن دسته از تلاوت هايي است كه به دور از فهم و تدبر و عمل است و تنها كلامي موزون شعرگونه را در ذهن تدايي مي كند. آيات در قالب واژگاني مبهم ولي زيبا تنها روان آدمي را آرامش مي دهد و تنها براي تيمن و تبرك اجرا مي شود. و بود و نبودش در سرنوشت آن بخش و كل جامعه تأثير مشخصي ندارد. قرائت و حفظ بنفش از جمله فعاليت هاي خنثي به شمار مي رود. حفظ يا تلاوت بنفش مصاديق متعدد و گوناگوني دارد كه در جاي خود قابل نقد و بررسي است.

جامعه اسلامي ايران به قدري در اين اسلوب بسته و مبهم گرفتار است كه گويا توان خروج از آن را ندارد. تثليث مهجوريت قرآن در ايران را بايد در گذشته چند صد ساله اخير جست و جو كرد. تفكر اخباري گري، تفكر صوفيگرايانه و تفكر سياسي پس از پيروزي انقلاب سه گانه هاي مهجوريت قرآن در ايران هستند.

همواره حيرت زده ام از برگزاري مسابقات متعدد قرآني در كشور كه مي بينم اغلب افراد آن و به ويژه شنوندگان آن از مطلبي كه در آيه آمده ناآگاهند اما در اين كه كدام گوشه موسيقايي را با كدام نوع تحرير قرائت كنند، از هم سبقت مي گيرند.

حيرت زده مي شوم وقتي حافظ قرآني را تنها در پشت تريبون زيارت مي كنم كه با معكوس خواني آيات، همه را انگشت به دهان مي كند.

حيرت زده مي شوم وقتي حافظ و قاري قرآني كه همه را ميخكوب مي كند اما يك آيه را معنا نمي كند تا حضار هم از معناي آن معرفتي حاصل كنند.

حيرت زده مي شوم از مردمي كه در ماه مبارك رمضان، به جاي فهم قرآن، به دنبال ختم قرآنند. ثواب را كه « محرك » است، به خطا هدف قرار داده اند؛ و « هدايت » را كه مقصد و مقصود است، فراموش كرده اند. اغلب ايشان قرآن را ابزار جمع آوري ثواب قرار داده اند.

حيرت زده ام از صدا و سيمايي كه بر طبل اين مهجوريت برآمده از جهالت مدام مي كوبد و چنين مي انديشد كه با حلوا حلوا كام مردم را شيرين خواهد کرد.

از آموزش و پرورش در حيرتم كه دم از تعقل و تفكر و تحول دم مي زند، اما با طرح حفظ جزء 30 مروج تفكر سلفي است. و به جاي آن كه ابتكار عمل در تربيت جامعه را داشته باشد، مقهور و ابزار منفعلي در دست نيازمندان به هدايت است و چه با مسمي است اگر بگويم «كوري عصا كش كور دگر» گرديده است.

قرآن عليه قرآن

امام خميني ره در وصيت نامه الهي - سياسي خود، بعد از شرح حدیث ثقلین به آن پرداخته است، برخورد با قرآن است.
ایشان می‌فرمایند: « اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترک پیامبر(ص)، مسائل اسف‌انگیزی که باید برای آن خون گریه کرد. ...
مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را، که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم(ص) دریافت کرده بودند با بهانه‌های مختلف و توطئه‌های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن در حقیقت قرآن را، که برای بشریت تا ورود به حوض بزرگترین دستور زندگانی مادی ومعنوی بوده و است، از صحنه خارج کردند و بر حکومت عدل الهی که یکی از آرمان‌های این کتاب مقدس بوده و هست، خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا و کتاب و سنت الهی را پایه‌گذاری کردند تا کار به جایی رسید که قلم از شرح آن شرمسار است.

هرچه این بنیان کج به جلو آمد، کجی‌ها و انحراف‌ها افزون شد تا آنجا که قرآن کریم را که برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان، بلکه عالیه بشری، از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی(ص) تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند برساند و این ولیده «علم الاسماء» را از شر شیاطین و طاغوت‌ها رها سازد.... چنان از صحنه خارج نمودند که گویی نقشی برای هدایت ندارد و کار به جایی رسید که نقش قرآن به دست حکومت‌های جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان وسیله‌ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد.

امام خميني ره ضمن هشدار به مروجين چنين افكاري، مقصد والاي نظام جمهوري اسلامي را در نجات تعاليم قرآني مي داند و مي فرمايد :

ما مفتخریم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که می‌خواهد حقایق قرآنی، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم می‌زند، ‌از مقبره‌ها و گورستان‌ها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می‌کشاند نجات دهد.

ادامه دارد ...

پاورقي

البته تنها در يك جا قران كريم از قول پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله امت را با عبارت « قومي » ياد مي كند. و آن آيه 30 فرقان است. زماني كه پيامبر از امتش، به واسطه « مهجوريت قرآن » شكوه مي كند. « و قال الرسول يا رب ! ان قوم اتخذوا هذا القرآن مهجورا »

« شوي قرآني » در برنامه « افق » راديو قرآن ( 5 آبان 1397 )

برنامه افق ( 5 آبان 1397 ) روز شنبه 14:30 تا 15 را از راديو قرآن شنيدم.

هرچند برنامه را بسيار ضعيف و نارسا و يك شوي قرآني و در سطح پايين و تهي از هرگونه نكته و روش علمي يافتم و تمايلي براي يادداشت و بيان نكته درباره آن نداشتم.

اما از آن جا كه گويندگان محترم ( مجري و ميهمان ) متأسفانه به بيان مطالب سراسر كذب و مغالطه آميز پرداختند و حقيقيت را كتمان كردند، لازم مي دانم مطالب را متذكر شوم.

  چند سؤال : 
1- چرا برنامه افق « منتقد » و كارشناس حضور نداشت؟ جاي تاسف است.

( البته هيچگاه در شبكه هاي قرآني صدا و سيما هيچ كارشناس و منتقدي دعوت نمي شود. هميشه يك عده اي معدود مدير قرآني ستاره دار دعوت مي شوند و ايشان هم با بيان گزارش ها و خاطراتشان وقت مردم را پر مي كنند. و دل مديران بالادستي را با خود مي برند. باز هم جاي تأسف است. )

2- آقاي مجري محترم ! لاقل در اين برنامه كمي بي طرف مي بوديد. سر و جان فداي دوست بايد كرد؛ اما نه در يك برنامه اين چنيني ( با توجه به رفاقت 30 ساله شما و همكاري تنگاتنگ شما با ميهمان، حق دوستي را در احسن وجه و تمام كمال ادا كرديد. )

3- نحوه پرسش سؤالات توسط مجري كاملا سوگيرانه و در عين حال ناقص و غلط طرح مي شد. و با شنيدن اول جواب مخاطب، كفايت مذاكرات همراه با واكنش تلقي به قبول اعلام مي شد.

4- مطالب ميهمان پر از تنافض بود :

- از طرفي زنگ رسمي كلاس، بدون ارائه مستندات قانوني مصادره مي شود، و سپس غير اجباري بودن طرح مطرح مي گردد. !!!

- از سويي اختصاص ساعات درسي به اين طرح قانوني جلوه داده مي شود ( بدون ارائه مدارك ) و بعد محتوا و برنامه آن تهي از هر نگاه علمي، آموزشي و تربيتي معرفي مي گردد.

5- مطالب ميهمان پر از مغالطه بود. مثلاً :

- خواندن نام سوره هاي بخش « قرآن در تابستان » پايه هاي اول و دوم ابتدايي يك مغالطه تمام عيار بود.

6- چرا ميهمان « فقط » كتاب هاي قرآن اول و دوم دبستان را به برنامه آورد و گفت به عنوان نمونه ؟ زيرا فقط همين دو كتاب، از جزء 30 قرآن 13 سوره را آورده است. و در كتاب هاي درسي قرآن پايه هاي ديگر اثري از سوره هاي جزء 30 نيست. 

7- اين كه طرح ملي حفظ جزء 30 شامل محتواي كتاب هاي درسي است، يك مغالطه تمام عيار است. ... ( زيرا فقط در اول و دوم دبستان جزء 30 آمده است. )

8- مجري اگر بي طرف بود بايد اسناد را قرائت مي كرد و نسبت و ارتباط ان را جويا مي شد؛

9- در حالي كه اين سخن ميهمان كه طرح به منويات قرآني رهبري در آموزش و پرورش اشاره دارد، كاملا سخن كذب و دروغي است كه به ايشان نسبت داده مي شود.

هشدار :

   « قرآن عليه قرآن ؟!! »   

بشـكن « نـمـاز غصـبي »

اين شيوه نيـست مقبول،

« قرآن عـلـيه قرآن؟؟!!! »

اين نيست راه معـقول

 

بازيـچه گشته امروز

اسلام و دين و قـرآن

آخر چرا كسي نيست

در اين ميانه مسئول؟!!

 

هر سال يك هـياهو

در اين بـلاد ايـمــان

آخـر چرا نـفـهـمنـد !

اين شيوه نيست مقبول؟!!

 

ملت اسير و حيـران

در دست يك جماعت

قرآن شده بـهـانـه

جمعي به عيش مشغول

 

فردا كه صحـنه گردد،

اين ها فـسانـه گردد،

ديـگر چه سـود دارد

فريـاد شاه و مشمول؟؟؟؟؟

 

امروز روز دين است

قرآن تو را بخواند

هرگز مكن به فردا

اين بارِ سخت، موكول

 

فردا رسول خاتم ( صلي الله عاليه و آله )

در دست اوست قرآن

آنجا به شِكوه گويد

« اين است مُزد محصول ؟!!! »

 

جانا ! مكن شكايت

زينان كه گشته دل ها

مانند قطعه اي سنگ

سرسخت و مست و مغفول

 

بايد كه جمع گردند

اهل يقين و ايمان

بايد كه جمع گردد

اين شيوه هاي مجعول

 

فصل الخطاب اين است :

گردد « عمل به قانون »

ديگر روا نباشد

رفتن به فكر معلول 

 

فرصت تمام گشته

وقت قيام گشته

گامي براي قرآن ...

اين است گام مقبول