اخبار قرآنی
| يكشنبه 18 اسفند 1387 14:59:02 شماره خبر :374568 |
|
با حضور معاون پژوهشی وزير آموزش و پرورش: آموزش قرآن پايه اول ابتدايی برگزار میشود |
|
گروه فعاليتهای قرآنی: جلسه نقد و بررسی كتاب درسی آموزش قرآن پايه اول ابتدايی دوشنبه، 19 اسفندماه با حضور جمعی از مسئولان در سازمان پژوهش و برنامهريزی آموزشی برگزار خواهد شد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، جلسه نقد و بررسی كتاب درسی آموزش قرآن پايه اول ابتدايی روز دوشنبه ، 19 اسفند ماه از ساعت 8:30 تا 11:30 با حضور جمعی از مسئولان و آموزگاران شهر تهران در سالن اجتماعات سازمان پژوهش و برنامهريزی آموزشی برگزار خواهد شد. «محيیالدين بهرام محمديان» معاون پژوهشی وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان پژوهش و برنامهريزی آموزشی، «علی ذوعلم» مديركل دفتر برنامهريزی و تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش، استادان «بهروز ياريگل و حبیب الله عزيزی» و جمعی از آموزگاران شهر تهران در اين جلسه حضور دارند. بنا برگزارش ايكنا در اين جلسه كارشناسی به بررسی كتاب قرآن پايه اول ابتدايی با حضور مسئولان و كارشناسان پرداخته خواهد شد، هم چنين سازمان پژوهش و برنامهريزی آموزشی واقع در ابتدای پل كريمخان، خيابان ايرانشهر واقع شده است. |
رئيس مکتب در کلام رئيس مذهب (مقاله)
رئيس مکتب در کلام رئيس مذهب
پيامبر اعظم(ص) از منظر امام صادق (عليه السلام)
رضا نباتي
در طول تاريخ بشريت، كم تر انسانى وجود دارد كه مانند پيامبراسلام(ص) تمام خصوصيات زندگى اش به طور واضح و روشن، بيان و ثبتشده باشد.
خداوند متعال در قرآن كريم ،كتابى كه خود حافظ اوست (1) و بدونهيچ تغييرى تا قيامتباقى استبا زيباترين عبارات و كاملترينبيانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالىترين صفات ستوده است. خداوند متعال مىفرمايد:
«اِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيم»; (2) اى پيامبر! تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى.
نيز مىفرمايد: «محمد رسولالله و الذين معه اشداو على الكفاررحماء بينهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و كسانى كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.
محققان، تاريخ نويسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرتمحمد(ص) سخن گفتهاند.
اما ائمه عليهم السلام با نگاهى ژرف و دقيق سيماى آن شخصيت بىنظير و دُرّ يكتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته ، به معرفى زندگى، مبارزات و آموزههاى آن حضرت پرداخته اند.
در اين نوشتار کوتاه بر آنيم تا به بهانه سال مبارک پيامبر اعظم صلی الله عليه وآل وسلّم گوشه هايى از زندگى و شخصيت حضرتمحمد(ص) را از نگاه رئيس مذهب جعفری ، امام صادق(ع) به تماشا بنشينيم. با اميد اينکه مقبول حضرت حق وشما پيروان راستين آن حضرت قرار گيرد. ان شاءالله
حسن مطلع
شخصی به محضر امام صادق (ع) شرف ياب شد و عرض کرد : ای فرزند رسول خدا ! از شما درخواست دارم تا اوصاف پيامبر اسلام (ص) را برايم بيان کنيد. امام صادق (ع) فرمود:« آيا تو می توانی نعمت های خدا را برای من برشماری؟ »
عرض کرد : من چگونه می توانم نعمت های خدا را برشمارم در حالی که قرآن می فرمايد:« وَ اِن تَعُدّوا نِعمَتَ اللهِ لاتُحصوها »(1) (واگرشما بخواهيد نمی توانيد نعمت های خدا را شمارش کنيد»
امام فرمودند: « خدا در باره همين نعمت ها می فر مايد : قُل مَتاعُ الدّنُيا قَليلٌ (2) ( بگو بهره دنيا کم است ) اما در باره رسول خدا(ص) می فرمايد :وَ اِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظيمٍ (3) ( وبه راستی تورا خوبی های بزگ وزيادی است) پس من چگونه می توانم همه اوصاف رسول خدا را بيان کنم.»
پی نوشته ها: 1- ابراهيم/34 ، نحل/ 18 2- نساء/77 3 - قلم/4
تولد نور
امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پيامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفريد (4) نيز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمانها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم. نور تو و على را آفريدم...». (5)
ثقهالاسلام كلينى(ره) مىنويسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادتحضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پيامبر)بود. يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مىبينى آنچه را منمىبينم؟
ديگرى گفت: چه مىبينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و بهآنها گفت:
چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مىخواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:
از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد، خواهد بود (6)
نامهاى پيامبر
كلبى، از نسب شناسان بزرگ عرب مىگويد: امام صادق(ع) از منپرسيد: در قرآن چند نام از نامهاى پيامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟ گفتم: دو يا سه نام.
امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نامهاى پيامبر اكرم در قرآنآمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسولو ذكر.
سپس آن حضرت براى هر اسمى آيهاى تلاوت فرمود. نيز فرمود:
«ذكر» يكى از نامهاى محمد(ص) است و ما (اهلبيت) «اهل ذكر»هستيم. كلبى! هر چه مىخواهى از ما سؤال كن.
كلبى مىگويد: (از ابهت صادق آل محمد(ع» به خدا سوگند! تمامقرآن را فراموش كردم و يك حرف به يادم نيامد تا سؤال كنم. (7)
برخى چهارصد نام و لقب پيامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمردهاند. (8)
عظمت نام محمد(ص)
جلوه نام محمد(ص) براى امام صادق(ع) به گونهاى بودكه هرگاهنام مبارك حضرت محمد(ص) به ميان مىآمد، عظمت و كمال رسولخدا(ص) چنان در وى تاثير مىگذاشت، كه رنگ چهرهاش گاهى سبز وگاهى زرد مىشد، به طورى كه آن حضرت در آن حال، براى دوستان نيزنا آشنا مىنمود. (9)
امام صادق(ع) گاهى بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مىفرمود: جانمبه فدايش. اباهارون مىگويد: روزى به حضور امام صادق(ع) شرفيابشدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزى است كه تو را نديدهام. عرض كردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود:
خدا او را براى تو مبارك گرداند چه نامى براى او انتخابكردهاى؟ گفتم: او را محمد ناميدهام.
امام صادق(ع) تا نام محمد را شنيد (به احترام آن حضرت) صورتمباركش را به طرف زمين خم كرد، نزديك بود گونههاى مباركش بهزمين بخورد. آن حضرت زيرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم و جميع اهل زمين فداى رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! كتك نزن! بدى به او نرسان! بدان! در روى زمينخانهاى نيست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد،مگر اين كه آنخانه در تمام ايام مبارك خواهد بود. (10)
سيماى محمد(ص)
امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائىاش، «هند بن ابىهاله» (11) كه در توصيف چهره پيامبر(ص) مهارت داشت، در خواستنمود تا سيماى دل آراى خاتم پيامبران(ص) را براى وى توصيفنمايد. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا(ص) در ديدههابا عظمت مىنمود، در سينهها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مويشنه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد و روشن، پيشانيش گشاده،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بينى برآمدگىداشت، ريشش انبوه، سياهى چشمش شديد، گونه هايش نرم و كمگوشت.دندان هايش باريك و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راهرفتن با وقار حركت مىكرد. وقتى به چيزى توجه مىكرد به طور عميقبه آن مىنگريست، به مردم خيره نمىشد، به هر كس مىرسيد سلاممىكرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.
براى از دست دادن امور دنيايى خشمگين نمىشد. براى خدا چنان غضبمىنمود كه كسى او را نمىشناخت. اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود،برترين مردم نزد وى كسى بود كه، بيشتر مواسات و احسان و يارىمردم نمايد...» (12)
سعدى با الهام از روايات، در اشعار زيبايى آن حضرت را چنينتوصيف نمود:
ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نرويد به اعتدال محمد
قدر فلك را كمال ومنزلتى نيست در نظر قدر با كمال محمد... ...
سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد (13)
اوصاف پيامبر در تورات و انجيل
خداوند متعال در وصف پيامبر(ص) فرمود:« الذين ءاتينهم الكتبيعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هميعلمون» (14) كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داديم، او را همچون فرزندان خودمىشناسند; (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مىكنند.
امام صادق(ع) فرمود:« يعرفونه كما يعرفون ابناءهم» زيراخداوند متعال در تورات و انجيل و زبور، حضرت محمد(ص)، مبعث،مهاجرت، و اصحابش را چنين توصيف نمود:«محمد رسولالله و الذينمعه اشداء على الكفار رحماء بينهم...»
يعنی: حضرت محمد(ص) فرستاده خداست; و كسانى كه با او هستند در برابر كفارسرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. پيوسته آنها را در حالركوع و سجود مىبينى، در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او راطلبند. نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است. اين،توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است... . (15)
امام صادق(ع) فرمود: اين، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات وانجيل است. زمانى كه خداوند پيامبر خاتم (ص) را به رسالت مبعوث نمود اهل كتاب (يهود و نصارى) او را شناختند اما نسبت به اوكفر ورزيدند ، همان گونه كه خداوند متعال فرمود: «فلما جاءهمما عرجوا كفروا به» (16) هنگامى كه اين پيامبر نزد آنها آمد كه(از قبل) او را شناخته بودند، به او كافر شدند. (17) خداوند متعال در قرآن كريم، در وصف پيامبر(ص) مىفرمايد: « وماارسلناك الا رحمه للعالمين» (18) ما تو را جز براى رحمت جهانياننفرستاديم. قرآن نيز مىفرمايد : « اشداء على الكفار رحماءبينهم...»
برترين مخلوق
حسين بن عبدالله مىگويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا رسولخدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، او سرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هيچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نيافريد (19)
امام صادق(ع) در حديث ديگرى فرمود: « چون رسول خدا(ص) را بهمعراج بردند جبرئيل تا مكانى با وى همراه بود و از آن به بعداو را همراهى نمىكرد. پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل، در چنين حالىمرا تنها مىگذارى؟! جبرئيل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جايىقدم گذاشتهاى كه هيچ بشرى قدم نگذاشته و بيش از تو بشرى به آنجا راه نيافته است. » (20)
معمر بن راشد مىگويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: يك نفريهودى خدمت رسول خدا(ص) رسيد و به دقت او را نگريست. پيامبر اكرم(ص) فرمود: اى يهودى! چه حاجتى دارى؟ يهودى گفت: آيا تو برترى يا موسى بن عمران; آن پيامبرى كه خدا با او تكلمكرد و تورات و انجيل را بر او نازل نمود، و به وسيله عصايشدريا را براى او شكافت و به وسيله ابر بر او سايه افكند؟
پيامبر(ص) فرمود: خوش آيند نيست كه بنده خود ستايى كند ولكن(در جوابت) مىگويم كه حضرت آدم(ع) وقتى خواست از خطاى خود توبهكند، گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى»،خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو مىخواهم كه مرا عفو نمايى.
خداوند نيز توبهاش را پذيرفت. حضرت نوح(ع) وقتى از غرق شدن در دريا ترسيد گفت «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لماانجيتنى منالغرق»; خدايا به حق محمد و آل محمد از تو در خواستمىكنم. مرا از غرق شدن نجات بدهى. خداوند نيز او را نجات داد.
حضرت ابراهيم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم انى اسالك بحق محمد وآل محمد لما انجيتنى منها»; خدايا! به حق محمد و آل محمد ازتو مىخواهم كه مرا از آتش نجات دهى. خداوند نيز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود.
حضرت موسى(ع) وقتى عصايش را به زمين انداخت و در خود احساس ترسنمود گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما امنتنى»;خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مىنمايم كه مراايمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انك انتالاعلى» (21) نترس. مسلما تو برترى.
اى يهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مىكرد و بهمن و نبوت من ايمان نمىآورد. ايمان و نبوتش هيچ نفعى به حال او نداشت.
اى يهودى! از ذريه من شخصى ظهور خواهد كرد به نام مهدى(ع) كهزمان خروجش عيسى بن مريم براى يارى او فرود مىآيد و پشتسر اونماز مىخواند. (22)
سياستمدارى پيامبر(ص)
در عرف جهانى امروز «سياست» را به معناى نيرنگ و دروغ براىكسب قدرت و سلطه بر مردم تعريف مىكنند، اما «سياست» در لغت،به معناى « اداره كردن امور مملكت و حكومت كردن است». خداوندمتعال پيامبر خاتم(ص) جانشينان بر حق او، ائمه معصومين را ازبهترين سياستمداران شمرده است در زيارت جامعه، در وصف ائمهعليهم السلام كه پرورش يافتگان مكتب نبوتند، آمده است: « وساسهالعباد ».
فضيل بن يسار مىگويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه به بعضى ازاصحاب قيس ماصر فرمود: خداوند عز و جل پيغمبرش را تربيتكرد و نيكو تربيت فرمود. چون تربيت او را تكميل نمود، فرمود: «انك لعلى خلق عظيم»; تو بر اخلاق عظيمى استوارى. سپس امر دينو امت را به او واگذار نمود تا سياست و اداره بندگانش را بهعهده بگيرد، سپس فرمود: «ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكمعنه فانتهوا» (23) ، آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگيريد،(و اجرا كنيد) و از آنچه نهى كرد، خود دارى نماييد. رسولخدا(ص) استوار، موفق و مويد به روح القدس بود و نسبتبه سياستو تدبير خلق هيچ گونه لغزش و خطايى نداشت و به آداب خدا تربيتشده بود،... . (24)
زهد و وارستگى
حضرت محمد(ص) هرگز نسبتبه دنيا و لذايذ زودگذر آن ميلى نشان نداد و به آن، توجهى نكرد.آن حضرت براى هدايت مردم و رساندنآنها به سعادت دنيا و آخرت وارد عرصه سياستشد.
امام صادق(ع) مىفرمايد: « روزى رسول خدا(ص) در حالى كه محزونبود، از منزل خارج شد فرشتهاى بر او نازل شد، در حالى كه كليدگنجهاى زمين را به همراه داشت. فرشته گفت: اى محمد(ص)، اينكليدهاى گنجهاى زمين است. پروردگارت مىفرمايد: اين كليدها رابگير و در گنجهاى زمين را باز كن و آنچه مىخواهى از آن استفادهنما. بدون اين كه نزد من ذرهاى از آنها كم شود.
پيامبر(ص) فرمود: دنيا خانه كسى است كه خانه (واقعى) ندارد.كسانى دور آن جمع مىشوند كه عقل ندارند.
فرشته گفت: به آن خدايى كه تو را به حق مبعوث نمود! وقتى درآسمان چهارم كليدها را تحويل مىگرفتم، همين سخن را از فرشته ديگرى شنيدم. » (25)
ابن سنان مىگويد:امام صادق(ع)فرمود: « مردى نزدپيامبر(ص)آمد،درحالى كه آن حضرت روى حصيرى نشسته بود كه زبرى آن بر بدن آنحضرت اثر گذاشته بود، و بر بالشى از ليف خرما تكيه نموده بود،كه بر گونههاى گلگونهاش نفوذ كرده بود.آن مرد درحالى كهجاهاى اثر كرده را مسح مىنمود، گفت: كسرى و قيصر (پادشاهانايران و روم) هرگز چنين راضى نمىشوند و برحرير و ديب امىخوابند و تو (كه سرور مخلوقات خدايى) بر اين حصير!
پيامبر(ص) فرمود: به خدا من از آنها برتر و گرامىتر هستم. منكجا و دنيا كجا! مثال زورگذر بودن دنيا، مثال شخصى است كه بردرختى سايه دار عبور مىكند، لحظه هايى از سايه درخت استفادهمىكند و وقتى سايه تمام شد، از آن جا كوچ مىكند و درخت را رهامىكند.» (26)
هيچ زمينهاى از زندگى پيامبر(ص) نيست، مگر اين كه امام صادق(ع)در آن زمينه سخنانى با ارزش دارد. به عنوان حسن ختام، به ذكر خطبهاى از آن حضرت در توصيفپيامبر(ص) اكتفا مىكنيم.
خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)
« برد بارى، وقار و مهربانى خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و كارهاىزشت مردم مانع نشود كه دوستترين و شريفترين پيغمبرانش، يعنىمحمد بن عبدالله(ص) را براى مردم بر گزيند.محمد بن عبدالله(ص) در حريم عزّت تولد يافت: در خاندان شرافتاقامت گزيد، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بيانكردند و حكميان در وصفش انديشه نمودند، او پاكدامنى بى نظير،هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مكه بود.
حيا صفت او بود و سخاوت طبيعتش، بر متانتها و اخلاق نبوت سرشتهشده بود. اوصاف خويشتن دارىهاى رسالتبر او مهر شده بود تا آنگاه كه مقدرات و قضا و قدر الهى عمر او را به پايان رسانيد وحكم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت. هر امتى، امتپس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدرى او را به پدر ديگر تحويل داداصل و نسبش به ناپاكى آميخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروعپليد نگشت. ولادتش در بهترين طايفه، گرامىترين نواده (بنىهاشم)، شريفترين قبيله (فاطمه مخزوميه) و محفوظترين شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترين دامن بود.
خدا او را برگزيد، پسنديد و انتخاب كرد سپس كليدهاى دانش وسرچشمههاى حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمتبربندگان و بهار جهانيان باشد.
خداوند كتابى را بر او نازل كرد، كه بيان و توضيح هر چيزى درآن است و آن را به لغت عربى، بدون هيچ انحرافى قرار داد، بهاميد اين كه مردم پرهيزكار شوند. آن را براى مردم بيان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دينش را آشكار ساخت و واجباتىرا لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود و بيان كرد. آنهارا براى مردم آشكار نمود و آنها را آگاه ساخت. آن حضرت در آنامور، راهنمايى به سوى نجات و نشانههاى هدايتبه سوى خدامىباشد.
رسول خدا(ص) رسالتش را تبليغ كرد، ماموريتش را آشكار ساخت،بارهاى سنگين نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانيد وبه خاطر پرورگارش صبر كرد و در راهش جهاد نمود.
با برنامهها و انگيزههايى كه براى مردم پى ريزى نمود و منارههايى كه نشانههاى آن را بر افراشت، براى امتش خير خواهى كرد، وآنها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به ياد خدا تشويق وبه راه هدايت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرتنسبتبه مردم دلسوز و مهربان بود.
پى نوشتها:
1- حجر، آيه9. «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون»
2- قلم، آيه 4.
3- فتح، آيه29.
4- مصباح الشريعه، ترجمه زين العابدين كاظمى، ص126.«خلقنىالله من صفوه نوره...»
5- جلاء العيون. ص 11.
6- همان، ص36.
7- بحار الانوار، ج16، ص101
8- مناقب، ج 1، ص 150.
9- سفينه البحار، ج 1، ص433.
10- بحار الانوار، ج17، ص 30،
11- هند بن ابى هاله، فرزند حضرت خديجه(س) از شوهر قبلى اش بودكه در خانه پيامبر اسلام رشد و نمو نمود.
12- بحار الانوار، ج16، ص 147148
13- كليات سعدى، فصل طيبات، ص533 532
14- بقره، آيه146.
15- فتح، آيه29.
16- بقره، آيه89.
17- تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 138 و ج 5، ص77.
18- انبياء، آيه107.
19- اصول كافى، ترجمه سيد جواد مصطفوى، ج 2، ص 325.
20- همان، ص 321.
21- طه، آيه 68.
22- بحار الانوار، ج16، ص366. به نقل از جامع الاخبار،ص 98.
23- حشر، آيه7.
24-اصول كافى،ج 2 ص 5 و 6.
25-بحارالانوار،ج 16 ص 266.
26-بحارالانوار،ج 16 ص 282 و 283.
27-اصول كافى ج 2 332 و 333.
اعضاي يک گروه پژوهشي در ژاپن با اذعان به اعجاز قرآن به دين اسلام گرويدند
اعجاز قرآن، پژوهشگران ژاپني را مسلمان کرد
اعضاي يک گروه پژوهشي در ژاپن با اذعان به اعجاز قرآن به دين اسلام گرويدند.
به نوشته روزنامه الجزيره چاپ عربستان، اعضاي اين گروه پژوهشي که در زمينه فعل و انفعالات يک پروتئين در مغز فعاليت مي کردند، از دريافت نتيجه تحقيقات پزشک مسلمان دکتر ابراهيم خليفه که با استناد به قرآن تهيه شده بود، شگفت زده شدند و با اذعان به اعجاز قرآن در اين زمينه، اسلام آوردند.
به نوشتا روزناما الجزيره، اعضاي اين گروه پژوهشي، در مورد ماده «ميثا لونيدز» نوعي پروتئين که در مغز انسان و حيوان توليد مي شود - به دو محصول زيتون و انجير رسيدند که خداوند در قرآن به آنها قسم خورده است. اين ماده براي انسان بسيار اهميت دارد و توانايي کاهش کلسترول را دارد و تقويت قلب و اعتماد به نفس در انسان را عهده دار است.
براساس اين گزارش، مغز انسان به تدريج ازسن 51 سالگي تا 53 سالگي توليد آن را آغاز مي کند و سپس توليد آن کم کم کاهش مي يابد و تا 06 سالگي متوقف مي شود و به اين خاطر دستيابي به اين ماده به سهولت ميسر نيست. محققان در اين زمينه تلاش خود را بر روي نباتات براي بدست آوردن آن متمرکز کردند، بنابر اين يک گروه ژاپني، اين ماموريت را برعهده گرفت تا جست وجو در مورد اين مادا شگفت انگيز را آغاز کند، چرا که اين ماده از نظر دانشمندان نقش بسزايي در از بين بردن عوارض پيري در انسان به عهده دارد.
اين دانشمندان ژاپني پس از تلاش هاي بسيار، دريافتند که ماده اي که به دنبال آن هستند فقط و فقط در «انجير» و «زيتون» وجود دارد. اين در حالي است که خداوند منان در کتاب آسماني قرآن گفته «والتين والزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين، لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم.» دانشمندان ژاپني در ادامه يافته هاي خود متوجه شدند، استخلاص اين ماده از انجير يا زيتون امکان پذير است، اما بدون مخلوط کردن آن، چيزي را که جست وجو مي کنند، امکان پذير نيست.
به نوشته اين روزنامه عربستاني آنها متوجه شدند که بايد ماده بدست آمده را به نسبت يک در هفت (يک انجير در 7 زيتون) مخلوط کنند تا نتيجه بهتر را به دست آورند. که در همين حال دکتر طه ابراهيم خليفه که قبلا در مورد انجير و زيتون به پژوهش در قرآن پرداخته بود، نتايج تحقيقات خود را به اين گروه ژاپني ارسال کرد.
بر اساس پژوهش اين پزشک مسلمان عربستاني در قرآن فقط يک بار از انجير ياد شده است در حالي که 7 بار از زيتون (6 بار به صراحت و يک بار به طور ضمني) نام برده شده است و اين در واقع همان چيزي بود که گروه پژوهشي ژاپني از طريق علمي به آن دست يافته بودند، در حالي که ۱۴۰۰سال پيش در کلام الله مجيد ذکر شده بود.
روزنامه كيهان > شماره 19248 14/9/87 > صفحه 15
مصاحبه
مهار امواج گراني
گراني بازار به تب و تاب افتاده است
روزنامه كيهان شماره هاي 19305و19306تاريخ 30/11/1387 و 1/121387
بازنگری در شیوه پس انداز و خرج زندگی
رضا نباتی کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی، علت آن که در برخورد با معضل تجمل زدگی به عنوان یک موضوع ضد فرهنگی - کمتر موفق بوده ایم را در رویارویی های مستقیم و شاید و نشایدها می داند در حالی که بیخ و بن تجمل گرایی در عادت اسراف است. بنابراین نباید در مباحث و موضوعات تئوری و حقیر، زمان سوزی کرد... برنامه ریزی طولانی مدت، همفکری و همیاری متخصصان و صاحب نظران علوم گوناگون، توجه به ارتقای سواد اجتماعی از طریق شیوه های درست تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش و تاکید بر آن که سواد آموزی تنها به گونه های صرفا نظری چه بسا فراگیری توانمدسازی دانش آموزان، از جمله راهکارهای این کارشناس در تغییر بنیادین در رویکرد به تجملگرایی است.
«رضا نباتی» بر این اعتقاد است دلیل آن که تاکنون نتوانسته ایم در رفع یا کاهش - تجمل گرایی موفق باشیم در نوع برخوردهای مستقیم و امثال آن ها به صورت باید و نبایدها، بوده است. به گفته او، این روش تربیتی و فرهنگ مداری در پروسه زیاده روی در تجملات، نیست. بایستی با مقوله تجمل گرایی، شیوه هایی برخوردغیرمستقیم باشند. این روش به برنامه ریزی دراز مدت و همچنین هم اندیشی جامعه شناسان، اقتصاددانان، اهالی فرهنگ رسانه های جمعی و محوریت همپوشی افکار نیاز دارد. وی می گوید: «طبیعتا آوایی که در این خصوص وجود دارد، پیشتر ما دست اندرکاران فرهنگی و اجتماعی می بایستی با برنامه ریزی قبلی یک صدا کار کنیم و یادمان باشد که با یک مقوله غیرفرهنگی ایرانی - اسلامی روبرو هستیم و از جنس آن مقولات نیست که با یک دو بار توجیه و یادآوری، نتیجه بخش باشد.
باید بدانیم مسایل تجمل گرایی ریشه در اسراف دارد. اسراف در بیان قرآن زیاده خواهی و زیاده از حد مصرف کردن، اسراف است. - در دین ما تاکید بر این است که وقت و فکر در شخص خودمان و زبان و رفتار با دیگران را اتلاف نکنیم. از چیزهای کوچک و سرگرمی های متداول و روزمره که سرنخ های اسراف در عمرمان است دوری کنیم چرا که انسان به جای پول خود دارد از وقت عمرش هزینه می کند.
وی می گوید: بایستی در سیستم تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش به مقوله سواد اجتماعی توجه کنیم. حداقل هایی که می باید هر شهروند در ارتباط با مسایل اجتماعی داشته باشد، مدنظر باشند. در این حداقل ها در سواد اجتماعی به مهارت های دانش آموزان توجه کنیم. یاد بدهیم چگونه پول شان را خرج و یا پس انداز کنند. در سیستم صحیح تربیت و در خانواده به بچه ها یاد دهیم آینده نگر باشند...
وی در همین ارتباط می گوید که در حال حاضر در دوره دبیرستان آموزش های برنامه ریزی تحصیلی و شغلی و مطالعات اجتماعی جزو مواد درسی شده است. این برنامه ها کم کم به دروس مقاطع راهنمایی و ابتدایی تسری خواهد یافت. « این کافی نیست. ریشه ها باید در خانواده ها جستجو شوند. لیکن آن ها در سیستم تعلیم و تربیت همکاری و همراهی لازم با متولیان تعلیم و تربیت و برنامه ریزان مربوط را برنمی تابانند و شانه خالی می کنند، در حالی که باید متوجه باشند باروری های اندیشه، بروز مهارت و سوق به شخصیت پروری، جهت یابی شغل و آینده و معنویت گرایی در سیستم تعلیم و تربیت بدون همکاری موثر خانواده، اثربخش نخواهد بود ...»
حرص و طمع جامعه را تهدید می کند
«اسراف و تجمل گرایی به مناسبت ایام عید نوروز نیز پدیده ای معمول از علل مختلف است.»
این را «رضا نباتی» کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی، می گوید.
وی درباره علت بروز و گسترش پدیده اسراف و تجمل گرایی می گوید: «درست است که جامعه سنتی ما به سوی صنعتی پیش می رود و به ظاهر پیشرفت دارد ولی آسیب های جدی همراه خود دارد که مسایل عقیدتی و اعتقادات ما را اگر برنامه ریزی قاطع نداشته باشیم، تهدید می کند چرا که در این انتقال سنتی به صنعتی با یک بحران هویت در جامعه روبرو هستیم، به این معنا که افراد نمی دانند نقششان در زندگی و جامعه چگونه باشد. در نتیجه سعی می کنند از الگویی که در اطراف خود می بینند تبعیت کنند. یکی از آن الگوها، مصرف است.»
این کارشناس تعلیم و تربیت اسلامی، معتقد است که در حال حاضر صدا و سیما با پخش انواع تبلیغات وسایل برای زندگی، احساس نیاز مخاطبان را برمی انگیزانند. او در این مورد می گوید، «الان صدا و سیما به دلیل کمبود اعتبارات برای ساخت برنامه های مختلف روی به پخش همه نوع تبلیغات بازرگانی از قبیل تلویزیون، مبلمان و اجناس برده است تا بودجه خود را تامین کند اما این شیوه و وسعت تبلیغات در بیننده احساس نیاز به وجود می آورد.
این سیستم کارکرد مبتنی بر تعلیم و تربیت اسلامی نیست. در نتیجه این گونه عملکرد، بسیار راحت نسل ما و خانواده ها به سمت این نوع زندگی اشرافی کشیده می شوند.»
رضا نباتی ادامه می دهد: «مسایل فرهنگی، سیاسی، اینترنت، ماهواره و مجلات، فرهنگ تجمل گرایی را پشتیبانی می کنند در حالی که ما در زمینه فرهنگ ساده زیستی کمتر به الگوپردازی توجه کرده ایم. لذا ما بایست به فرهنگ مصرف تحت عنوان فرهنگ آموزش درست مصرف کردن توجه کنیم و این را آموزش بدهیم. مبنای این الزام، آموزش و پرورش اما مصادیقش با رسانه های جمعی است.»
«نباتی» ادامه همین موضوع را از نگاه دیگر و به عنوان نکته ای دیگر مطرح می کند و آن این که ما با قضیه تجمل گرایی و فرهنگ اشرافی می خواهیم برخورد کنیم اما چون جایگزین مناسبی تعیین نکرده ایم، مردم - برخی- پیش خود می گویند پس اشکالی نیست ما هم وسایل زندگی خود را مدرن کنیم.
وی می گوید: «ما در برخورد با فرهنگ مصرف نباید سلبی به قضیه تجمل گرایی برخورد کنیم بلکه ایجابی و مثبت باشد. لازم می آید یک جاهایی به روز زندگی کنیم ولی خطوط قرمز رعایت شود و احتیاط لازم در کنار کار، مد نظر باشد. متولیان امور جامعه بایستی در واقع تعریفی که از جامعه توحیدی داریم عملیاتی کنند . ولی در عین حال آنچنان آرمانی نباشد که قابل دستیابی برای جامعه نباشد بلکه به صورت ساده اما عملیاتی برای مردم تعریف و مشخص شود.
........ 《 نهج القرآن 》........