نشست نقد و بررسی كتاب قرآن پايه اول ابتدايی

دوشنبه 19 اسفند 1387 18:44:55             شماره‌ خبر :375598

در نشست نقد و بررسی كتاب قرآن پايه اول ابتدايی مطرح شد:

كتاب آموزش قرآن پايه اول ابتدايی

در سال آينده بازنگری می‌شود

گروه ادب: در نشست نقد و بررسی كتاب آموزش قرآن پايه اول ابتدايی كه امروز دوشنبه‌ 19 اسفند در سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی با حضور مولفان و كارشناسان برگزار شد بر بازنگری كتاب‌ قرآن پايه اول ابتدايی در سال آينده از سوی كارشناسان تأكيد شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) نقد و بررسی كتاب درسی آموزش قرآن پايه اول ابتدايی در سلسله نشست‌های نقد و بررسی كتاب‌های آموزشی امروز با حضور «حبيب‌الله عزيزی» مدرس قرآن مراكز تربيت معلم، «بهروز ياری‌گل» از اساتيد و كارشناسان قرآن، حجت‌الاسلام والمسلمين «همايون صدوقی» رئيس دپارتمان فرهنگ تربيتی به عنوان داور نشست، «فاطمه رمضانی» معاون دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی و «مسعود وكيل» كارشناس مسئول گروه قرآن دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی در سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی برگزار شد.

در اين نشست دو تن از آموزگاران با سابقه، تعدادی از دبيران مدارس شهر تهران و مولفان و كارشناسان گروه‌های درسی دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی نيز حضور داشتند.

نقد اهداف و كليات برنامه درسی قرآن اول ابتدايی، روش‌های تدريس قرآن در پايه اول ابتدايی، بررسی كتاب درسی قرآن پايه اول ابتدايی از ديدگاه تصاوير به كاررفته، عنوان، رسم‌الخط و قطع كتاب، زمان تدريس از مباحثی بود كه در اين جلسه به نقد و بررسی گذاشته شد.

توانمندی معلمان، وسايل آموزشی و كمك آموزشی نيز بحث ديگری است كه از سوی اساتيد در اين جلسه مطرح شد، در پايان جلسه نيز معلمان و كارشناسان از ميهمانان سوالاتی را مطرح كردند.

اكثر كارشناسان حاضر در نشست، محتوای كتاب درسی را تأييد كرده، و نقدها را بر حوزه اجرا و تدريس اين كتاب وارد دانستند

«بهروز ياری‌گل» در سخنانی در اين نشست گفت: آموزش قرآن در پايه اول ابتدايی برای اين سنين زود هنگام و بهتر است بحث‌های آموزش روخوانی قرآن از سنين بالاتر در مدارس آغاز شود.

حفظ سوره‌ها، و چرايی حفظ سوره‌های مطرح شده در كتاب، استفاده از اين نوع رسم‌الخط و .. نيز از مسائل مطرح شده در جلسه بود.

كارشناسان حاضر در اين نشست، محتوای كتاب درسی را تأييد كردند و نقدها را بر حوزه اجرا و تدريس اين كتاب وارد دانستند. كارشناسان معتقد بودند كه معلمان آموزش و پرورش برنامه درسی قرآن پايه اول را به درستی اجرا نمی‌كنند و اكثريت آموزش لازمه را نديده‌اند و نظارتی بر كار آن‌ها صورت نمی‌گيرد.

تصاوير كتاب نيز از بحث‌هايی بود كه مورد نقد قرار گرفت و حاضران در نشست معتقد بودند كه تصاوير بيشتر جنبه رسمی داشته و از دنيای صميمی كودكان دور است و بهتر است از داستان‌هايی استفاده شود كه برای خانواده‌ها و دانش‌آموزان جذاب و آشنا باشند.

صدوقی كه داوری اين نشست را بر عهده داشت، در سخنانی به جمع‌بندی نهايی پرداخت و مصوبات جلسه را اعلام كرد.

درپايان جلسه چنين نتيجه‌گيری شد كه اين نشست‌ها به صورت تخصصی‌تر با حضور كارشناسان درسی تشكيل شود و كارشناسان كتاب قرآن پايه اول ابتدايی را بازنگری كرده و با نظر مولفان در سال آينده تغييرات لازم پياده شود.

اخبار قرآنی

يكشنبه 18 اسفند 1387 14:59:02             شماره‌ خبر :374568

با حضور معاون پژوهشی وزير آموزش و پرورش:

جلسه نقد و بررسی كتاب درسی

 آموزش قرآن پايه اول ابتدايی برگزار می‌شود

گروه فعاليت‌های قرآنی: جلسه نقد و بررسی كتاب درسی آموزش قرآن پايه اول ابتدايی دوشنبه، 19 اسفندماه با حضور جمعی از مسئولان در سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی برگزار خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، جلسه نقد و بررسی كتاب درسی آموزش قرآن پايه اول ابتدايی روز دوشنبه ، 19 اسفند ماه از ساعت 8:30 تا 11:30 با حضور جمعی از مسئولان و آموزگاران شهر تهران در سالن اجتماعات سازمان پژوهش و برنامه‌ريزی آموزشی برگزار خواهد شد.

«محيی‌‏الدين بهرام محمديان» معاون پژوهشی وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان پژوهش و برنامه‌‏ريزی آموزشی، «علی ذوعلم» مديركل دفتر برنامه‌ريزی و تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش، استادان «بهروز ياريگل و حبیب الله عزيزی» و جمعی از آموزگاران شهر تهران در اين جلسه حضور دارند.

بنا برگزارش ايكنا در اين جلسه كارشناسی به بررسی كتاب قرآن پايه اول ابتدايی با حضور مسئولان و كارشناسان پرداخته خواهد شد، هم چنين سازمان پژوهش و برنامه‌‏ريزی آموزشی واقع در ابتدای پل كريمخان، خيابان ايرانشهر واقع شده است.

رئيس مکتب در کلام  رئيس مذهب (مقاله)

رئيس مکتب در کلام  رئيس مذهب

 پيامبر اعظم(ص) از منظر امام صادق (عليه السلام)

                                                رضا نباتي

در طول تاريخ بشريت، كم تر انسانى وجود دارد كه مانند پيامبراسلام(ص) تمام خصوصيات زندگى اش به طور واضح و روشن، بيان و ثبت‏شده‏ باشد.

خداوند متعال در قرآن كريم ،كتابى كه خود حافظ اوست (1) و بدون‏هيچ تغييرى تا قيامت‏باقى است‏با زيباترين عبارات و كامل‏ترين‏بيانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالى‏ترين صفات ستوده است. خداوند متعال مى‏فرمايد:

 «اِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيم‏»; (2) اى پيامبر! تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى.

نيز مى‏فرمايد: «محمد رسول‏الله و الذين معه اشداو على الكفاررحماء بينهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و كسانى كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.

محققان، تاريخ نويسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرت‏محمد(ص) سخن گفته‏اند.

اما ائمه عليهم السلام با نگاهى ژرف و دقيق سيماى آن شخصيت‏ بى‏نظير و دُرّ يكتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته ، به معرفى زندگى، مبارزات و آموزه‏هاى آن حضرت پرداخته اند.

در اين نوشتار کوتاه  بر آنيم تا به بهانه سال مبارک پيامبر اعظم صلی الله عليه وآل وسلّم  گوشه هايى از زندگى و شخصيت‏ حضرت‏محمد(ص) را از نگاه رئيس مذهب جعفری ، امام صادق(ع) به تماشا بنشينيم. با اميد اينکه مقبول حضرت حق وشما پيروان راستين آن حضرت قرار گيرد. ان شاءالله                                                                   

حسن مطلع

             شخصی به محضر امام صادق (ع) شرف ياب شد و عرض کرد : ای فرزند رسول خدا ! از شما درخواست دارم تا اوصاف پيامبر اسلام (ص) را برايم بيان کنيد. امام صادق (ع) فرمود:« آيا تو می توانی نعمت های خدا را برای من برشماری؟ »

        عرض کرد : من چگونه می توانم نعمت های خدا را برشمارم در حالی که قرآن می فرمايد:« وَ اِن تَعُدّوا نِعمَتَ اللهِ لاتُحصوها »(1) (واگرشما بخواهيد نمی توانيد نعمت های خدا را شمارش کنيد»

امام فرمودند: « خدا در باره همين نعمت ها می فر مايد : قُل مَتاعُ الدّنُيا قَليلٌ (2) ( بگو بهره دنيا کم است ) اما در باره رسول خدا(ص) می فرمايد :وَ اِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظيمٍ (3) (  وبه راستی تورا خوبی های بزگ وزيادی است) پس من چگونه می توانم همه اوصاف رسول خدا را بيان کنم.»

پی نوشته ها:    1- ابراهيم/34 ، نحل/ 18        2- نساء/77       3 - قلم/4            

تولد نور

     امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پيامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفريد (4) نيز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمان‏ها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم. نور تو و على را آفريدم...». (5)

ثقه‏الاسلام كلينى(ره) مى‏نويسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت‏حضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پيامبر)بود. يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مى‏بينى آنچه را من‏مى‏بينم؟

ديگرى گفت: چه مى‏بينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آن‏ها گفت:

چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مى‏خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:

از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد، خواهد بود (6)

 نام‏هاى پيامبر

كلبى، از نسب شناسان بزرگ عرب مى‏گويد: امام صادق(ع) از من‏پرسيد: در قرآن چند نام از نام‏هاى پيامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟ گفتم: دو يا سه نام.

امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پيامبر اكرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسول‏و ذكر.

سپس آن حضرت براى هر اسمى آيه‏اى تلاوت فرمود. نيز فرمود:

«ذكر» يكى از نام‏هاى محمد(ص) است و ما (اهل‏بيت) «اهل ذكر»هستيم. كلبى! هر چه مى‏خواهى از ما سؤال كن.

كلبى مى‏گويد: (از ابهت صادق آل محمد(ع‏» به خدا سوگند! تمام‏قرآن را فراموش كردم و يك حرف به يادم نيامد تا سؤال كنم. (7)

برخى چهارصد نام و لقب پيامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمرده‏اند. (8)

عظمت نام محمد(ص)

جلوه نام محمد(ص) براى امام صادق(ع) به گونه‏اى بودكه هرگاه‏نام مبارك حضرت محمد(ص) به ميان مى‏آمد، عظمت و كمال رسول‏خدا(ص) چنان در وى تاثير مى‏گذاشت، كه رنگ چهره‏اش گاهى سبز وگاهى زرد مى‏شد، به طورى كه آن حضرت در آن حال، براى دوستان نيزنا آشنا مى‏نمود. (9)

امام صادق(ع) گاهى بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مى‏فرمود: جانم‏به فدايش. اباهارون مى‏گويد: روزى به حضور امام صادق(ع) شرفياب‏شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزى است كه تو را نديده‏ام. عرض كردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود:

خدا او را براى تو مبارك گرداند چه نامى براى او انتخاب‏كرده‏اى؟ گفتم: او را محمد ناميده‏ام.

   امام صادق(ع) تا نام محمد را شنيد (به احترام آن حضرت) صورت‏مباركش را به طرف زمين خم كرد، نزديك بود گونه‏هاى مباركش به‏زمين بخورد. آن حضرت زيرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم و جميع اهل زمين فداى رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! كتك نزن! بدى به او نرسان! بدان! در روى زمين‏خانه‏اى نيست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد،مگر اين كه آن‏خانه در تمام ايام مبارك خواهد بود. (10)

سيماى محمد(ص)

امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائى‏اش، «هند بن ابى‏هاله‏» (11) كه در توصيف چهره پيامبر(ص) مهارت داشت، در خواست‏نمود تا سيماى دل آراى خاتم پيامبران(ص) را براى وى توصيف‏نمايد. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا(ص) در ديده‏هابا عظمت مى‏نمود، در سينه‏ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مويش‏نه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد و روشن، پيشانيش گشاده،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بينى برآمدگى‏داشت، ريشش انبوه، سياهى چشمش شديد، گونه هايش نرم و كم‏گوشت.دندان هايش باريك و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه‏رفتن با وقار حركت مى‏كرد. وقتى به چيزى توجه مى‏كرد به طور عميق‏به آن مى‏نگريست، به مردم خيره نمى‏شد، به هر كس مى‏رسيد سلام‏مى‏كرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.

براى از دست دادن امور دنيايى خشمگين نمى‏شد. براى خدا چنان غضب‏مى‏نمود كه كسى او را نمى‏شناخت. اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود،برترين مردم نزد وى كسى بود كه، بيشتر مواسات و احسان و يارى‏مردم نمايد...» (12)

سعدى با الهام از روايات، در اشعار زيبايى آن حضرت را چنين‏توصيف نمود:

ماه فرو ماند از جمال محمد                         سرو نرويد به اعتدال محمد

قدر فلك را كمال ومنزلتى نيست                در نظر قدر با كمال محمد... ...

 سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى               عشق محمد بس است و آل محمد (13)

اوصاف پيامبر در تورات و انجيل

خداوند متعال در وصف پيامبر(ص) فرمود:« الذين ءاتينهم الكتب‏يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هم‏يعلمون‏» (14) كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داديم، او را همچون فرزندان خودمى‏شناسند; (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند.

امام صادق(ع) فرمود:« يعرفونه كما يعرفون ابناءهم‏» زيراخداوند متعال در تورات و انجيل و زبور، حضرت محمد(ص)، مبعث،مهاجرت، و اصحابش را چنين توصيف نمود:«محمد رسول‏الله و الذين‏معه اشداء على الكفار رحماء بينهم...»

يعنی:  حضرت محمد(ص) فرستاده خداست; و كسانى كه با او هستند در برابر كفارسرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. پيوسته آن‏ها را در حال‏ركوع و سجود مى‏بينى، در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او راطلبند. نشانه آن‏ها در صورتشان از اثر سجده نمايان است. اين،توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است... . (15)

امام صادق(ع) فرمود: اين، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات وانجيل است. زمانى كه خداوند پيامبر خاتم (ص) را به رسالت مبعوث ‏نمود اهل كتاب  (يهود و نصارى) او را شناختند اما نسبت ‏به اوكفر ورزيدند ، همان گونه كه خداوند متعال فرمود: «فلما جاءهم‏ما عرجوا كفروا به‏» (16) هنگامى كه اين پيامبر نزد آن‏ها آمد كه(از قبل) او را شناخته بودند، به او كافر شدند. (17)  خداوند متعال در قرآن كريم، در وصف پيامبر(ص) مى‏فرمايد: « وماارسلناك الا رحمه للعالمين‏» (18) ما تو را جز براى رحمت جهانيان‏نفرستاديم. قرآن نيز مى‏فرمايد : « اشداء على الكفار رحماءبينهم...»

برترين مخلوق

حسين بن عبدالله مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا رسول‏خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، او سرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هيچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نيافريد (19)

امام صادق(ع) در حديث ديگرى فرمود: « چون رسول خدا(ص) را به‏معراج بردند جبرئيل تا مكانى با وى همراه بود و از آن به بعداو را همراهى نمى‏كرد. پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل، در چنين حالى‏مرا تنها مى‏گذارى؟! جبرئيل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جايى‏قدم گذاشته‏اى كه هيچ بشرى قدم نگذاشته و بيش از تو بشرى به آن‏جا راه نيافته است. » (20)

معمر بن راشد مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: يك نفريهودى خدمت رسول خدا(ص) رسيد و به دقت او را نگريست. پيامبر اكرم(ص) فرمود: اى يهودى! چه حاجتى دارى؟ يهودى گفت: آيا تو برترى يا موسى بن عمران; آن پيامبرى كه خدا با او تكلم‏كرد و تورات و انجيل را بر او نازل نمود، و به وسيله عصايش‏دريا را براى او شكافت و به وسيله ابر بر او سايه افكند؟

پيامبر(ص) فرمود: خوش آيند نيست كه بنده خود ستايى كند ولكن(در جوابت) مى‏گويم كه حضرت آدم(ع) وقتى خواست از خطاى خود توبه‏كند، گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى‏»،خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو مى‏خواهم كه مرا عفو نمايى.

خداوند نيز توبه‏اش را پذيرفت. حضرت نوح(ع) وقتى از غرق شدن در دريا ترسيد گفت «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لماانجيتنى من‏الغرق‏»; خدايا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست‏مى‏كنم. مرا از غرق شدن نجات بدهى. خداوند نيز او را نجات داد.

حضرت ابراهيم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم انى اسالك بحق محمد وآل محمد لما انجيتنى منها»; خدايا! به حق محمد و آل محمد ازتو مى‏خواهم كه مرا از آتش نجات دهى. خداوند نيز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود.

حضرت موسى(ع) وقتى عصايش را به زمين انداخت و در خود احساس ترس‏نمود گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما امنتنى‏»;خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مى‏نمايم كه مراايمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انك انت‏الاعلى‏» (21) نترس. مسلما تو برترى.

اى يهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مى‏كرد و به‏من و نبوت من ايمان نمى‏آورد. ايمان و نبوتش هيچ نفعى به حال او نداشت.

اى يهودى! از ذريه من شخصى ظهور خواهد كرد به نام مهدى(ع) كه‏زمان خروجش عيسى بن مريم براى يارى او فرود مى‏آيد و پشت‏سر اونماز مى‏خواند. (22)

سياستمدارى پيامبر(ص)

در عرف جهانى امروز «سياست‏» را به معناى نيرنگ و دروغ براى‏كسب قدرت و سلطه بر مردم تعريف مى‏كنند، اما «سياست‏» در لغت،به معناى « اداره كردن امور مملكت و حكومت كردن است‏». خداوندمتعال پيامبر خاتم(ص) جانشينان بر حق او، ائمه معصومين را ازبهترين سياستمداران شمرده است در زيارت جامعه، در وصف ائمه‏عليهم السلام كه پرورش يافتگان مكتب نبوتند، آمده است: « وساسه‏العباد ».

فضيل بن يسار مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه به بعضى ازاصحاب قيس ماصر فرمود: خداوند عز و جل پيغمبرش را تربيت‏كرد و نيكو تربيت فرمود. چون تربيت او را تكميل نمود، فرمود: «انك لعلى خلق عظيم‏»; تو بر اخلاق عظيمى استوارى. سپس امر دين‏و امت را به او واگذار نمود تا سياست و اداره بندگانش را به‏عهده بگيرد، سپس فرمود: «ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم‏عنه فانتهوا» (23) ، آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگيريد،(و اجرا كنيد) و از آنچه نهى كرد، خود دارى نماييد. رسول‏خدا(ص) استوار، موفق و مويد به روح القدس بود و نسبت‏به سياست‏و تدبير خلق هيچ گونه لغزش و خطايى نداشت و به آداب خدا تربيت‏شده بود،... . (24)

 زهد و وارستگى

حضرت محمد(ص) هرگز نسبت‏به دنيا و لذايذ زودگذر آن ميلى نشان ‏نداد و به آن، توجهى نكرد.آن حضرت براى هدايت مردم و رساندن‏آن‏ها به سعادت دنيا و آخرت وارد عرصه سياست‏شد.

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: « روزى رسول خدا(ص) در حالى كه محزون‏بود، از منزل خارج شد فرشته‏اى بر او نازل شد، در حالى كه كليدگنج‏هاى زمين را به همراه داشت. فرشته گفت: اى محمد(ص)، اين‏كليدهاى گنج‏هاى زمين است. پروردگارت مى‏فرمايد: اين كليدها رابگير و در گنج‏هاى زمين را باز كن و آنچه مى‏خواهى از آن استفاده‏نما. بدون اين كه نزد من ذره‏اى از آن‏ها كم شود.

پيامبر(ص) فرمود: دنيا خانه كسى است كه خانه (واقعى) ندارد.كسانى دور آن جمع مى‏شوند كه عقل ندارند.

فرشته گفت: به آن خدايى كه تو را به حق مبعوث نمود! وقتى درآسمان چهارم كليدها را تحويل مى‏گرفتم، همين سخن را از فرشته‏ ديگرى شنيدم. » (25)

ابن سنان مى‏گويد:امام صادق(ع)فرمود: « مردى نزدپيامبر(ص)آمد،درحالى كه آن حضرت روى حصيرى نشسته بود كه زبرى آن بر بدن آن‏حضرت اثر گذاشته بود، و بر بالشى از ليف خرما تكيه نموده بود،كه بر گونه‏هاى گلگونه‏اش نفوذ كرده بود.آن مرد درحالى كه‏جاهاى اثر كرده را مسح مى‏نمود، گفت: كسرى و قيصر (پادشاهان‏ايران و روم) هرگز چنين راضى نمى‏شوند و برحرير و ديب امى‏خوابند و تو (كه سرور مخلوقات خدايى) بر اين حصير!

پيامبر(ص) فرمود: به خدا من از آن‏ها برتر و گرامى‏تر هستم. من‏كجا و دنيا كجا! مثال زورگذر بودن دنيا، مثال شخصى است كه بردرختى سايه دار عبور مى‏كند، لحظه هايى از سايه درخت استفاده‏مى‏كند و وقتى سايه تمام شد، از آن جا كوچ مى‏كند و درخت را رهامى‏كند.» (26)

هيچ زمينه‏اى از زندگى پيامبر(ص) نيست، مگر اين كه امام صادق(ع)در آن زمينه سخنانى با ارزش دارد. به عنوان حسن ختام، به ذكر خطبه‏اى از آن حضرت در توصيف‏پيامبر(ص) اكتفا مى‏كنيم.  

خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)

« برد بارى، وقار و مهربانى خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و كارهاى‏زشت مردم مانع نشود كه دوست‏ترين و شريف‏ترين پيغمبرانش، يعنى‏محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم بر گزيند.محمد بن عبدالله(ص) در حريم عزّت تولد يافت: در خاندان شرافت‏اقامت گزيد، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بيان‏كردند و حكميان در وصفش انديشه نمودند، او پاكدامنى بى نظير،هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مكه بود.

حيا صفت او بود و سخاوت طبيعتش، بر متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏شده بود. اوصاف خويشتن دارى‏هاى رسالت‏بر او مهر شده بود تا آن‏گاه كه مقدرات و قضا و قدر الهى عمر او را به پايان رسانيد وحكم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت. هر امتى، امت‏پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدرى او را به پدر ديگر تحويل داداصل و نسبش به ناپاكى آميخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروع‏پليد نگشت. ولادتش در بهترين طايفه، گرامى‏ترين نواده (بنى‏هاشم)، شريف‏ترين قبيله (فاطمه مخزوميه) و محفوظترين شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترين دامن بود.

خدا او را برگزيد، پسنديد و انتخاب كرد سپس كليدهاى دانش وسرچشمه‏هاى حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت‏بربندگان و بهار جهانيان باشد.

خداوند كتابى را بر او نازل كرد، كه بيان و توضيح هر چيزى درآن است و آن را به لغت عربى، بدون هيچ انحرافى قرار داد، به‏اميد اين كه مردم پرهيزكار شوند. آن را براى مردم بيان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دينش را آشكار ساخت و واجباتى‏را لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود و بيان كرد. آن‏هارا براى مردم آشكار نمود و آن‏ها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن‏امور، راهنمايى به سوى نجات و نشانه‏هاى هدايت‏به سوى خدامى‏باشد.

رسول خدا(ص) رسالتش را تبليغ كرد، ماموريتش را آشكار ساخت،بارهاى سنگين نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانيد وبه خاطر پرورگارش صبر كرد و در راهش جهاد نمود.

با برنامه‏ها و انگيزه‏هايى كه براى مردم پى ريزى نمود و مناره‏هايى كه نشانه‏هاى آن را بر افراشت، براى امتش خير خواهى كرد، وآن‏ها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به ياد خدا تشويق وبه راه هدايت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت‏نسبت‏به مردم دلسوز و مهربان بود.

   پى نوشت‏ها:

1- حجر، آيه‏9. «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون‏»

2- قلم، آيه 4.                                               

 3- فتح، آيه‏29.

4- مصباح الشريعه، ترجمه زين العابدين كاظمى، ص‏126.«خلقنى‏الله من صفوه نوره...»

5- جلاء العيون. ص 11.                                

6- همان، ص‏36.

7- بحار الانوار، ج‏16، ص‏101                       

8- مناقب، ج 1، ص 150.

9- سفينه البحار، ج 1، ص‏433.                     

10- بحار الانوار، ج‏17، ص 30،

11- هند بن ابى هاله، فرزند حضرت خديجه(س) از شوهر قبلى اش بودكه در خانه پيامبر اسلام رشد و نمو نمود.

12- بحار الانوار، ج‏16، ص 147148             

13- كليات سعدى، فصل طيبات، ص‏533 532

14- بقره، آيه‏146.                                    

 15- فتح، آيه‏29.

16- بقره، آيه‏89.                                    

 17- تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 138 و ج 5، ص‏77.

18- انبياء، آيه‏107.               

19- اصول كافى، ترجمه سيد جواد مصطفوى، ج 2، ص 325.

20- همان، ص 321.                                  

21- طه، آيه 68.

22- بحار الانوار، ج‏16، ص‏366. به نقل از جامع الاخبار،ص 98.

23- حشر، آيه‏7.                                    

24-اصول كافى،ج 2 ص 5 و 6.

25-بحارالانوار،ج 16 ص 266.                       

26-بحارالانوار،ج 16 ص 282 و 283.

27-اصول كافى ج 2 332 و 333.

اعضاي يک گروه پژوهشي در ژاپن با اذعان به اعجاز قرآن به دين اسلام گرويدند

اعجاز قرآن، پژوهشگران ژاپني را مسلمان کرد
اعضاي يک گروه پژوهشي در ژاپن با اذعان به اعجاز قرآن به دين اسلام گرويدند.

به نوشته روزنامه الجزيره چاپ عربستان، اعضاي اين گروه پژوهشي که در زمينه فعل و انفعالات يک پروتئين در مغز فعاليت مي کردند، از دريافت نتيجه تحقيقات پزشک مسلمان دکتر ابراهيم خليفه که با استناد به قرآن تهيه شده بود، شگفت زده شدند و با اذعان به اعجاز قرآن در اين زمينه، اسلام آوردند.

به نوشتا روزناما الجزيره، اعضاي اين گروه پژوهشي، در مورد ماده «ميثا لونيدز» نوعي پروتئين که در مغز انسان و حيوان توليد مي شود - به دو محصول زيتون و انجير رسيدند که خداوند در قرآن به آنها قسم خورده است. اين ماده براي انسان بسيار اهميت دارد و توانايي کاهش کلسترول را دارد و تقويت قلب و اعتماد به نفس در انسان را عهده دار است.

براساس اين گزارش، مغز انسان به تدريج ازسن 51 سالگي تا 53 سالگي توليد آن را آغاز مي کند و سپس توليد آن کم کم کاهش مي يابد و تا 06 سالگي متوقف مي شود و به اين خاطر دستيابي به اين ماده به سهولت ميسر نيست. محققان در اين زمينه تلاش خود را بر روي نباتات براي بدست آوردن آن متمرکز کردند، بنابر اين يک گروه ژاپني، اين ماموريت را برعهده گرفت تا جست وجو در مورد اين مادا شگفت انگيز را آغاز کند، چرا که اين ماده از نظر دانشمندان نقش بسزايي در از بين بردن عوارض پيري در انسان به عهده دارد.

اين دانشمندان ژاپني پس از تلاش هاي بسيار، دريافتند که ماده اي که به دنبال آن هستند فقط و فقط در «انجير» و «زيتون» وجود دارد. اين در حالي است که خداوند منان در کتاب آسماني قرآن گفته «والتين والزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين، لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم.» دانشمندان ژاپني در ادامه يافته هاي خود متوجه شدند، استخلاص اين ماده از انجير يا زيتون امکان پذير است، اما بدون مخلوط کردن آن، چيزي را که جست وجو مي کنند، امکان پذير نيست.

به نوشته اين روزنامه عربستاني آنها متوجه شدند که بايد ماده بدست آمده را به نسبت يک در هفت (يک انجير در 7 زيتون) مخلوط کنند تا نتيجه بهتر را به دست آورند. که در همين حال دکتر طه ابراهيم خليفه که قبلا در مورد انجير و زيتون به پژوهش در قرآن پرداخته بود، نتايج تحقيقات خود را به اين گروه ژاپني ارسال کرد.

بر اساس پژوهش اين پزشک مسلمان عربستاني در قرآن فقط يک بار از انجير ياد شده است در حالي که 7 بار از زيتون (6 بار به صراحت و يک بار به طور ضمني) نام برده شده است و اين در واقع همان چيزي بود که گروه پژوهشي ژاپني از طريق علمي به آن دست يافته بودند، در حالي که ۱۴۰۰سال پيش در کلام الله مجيد ذکر شده بود.

روزنامه كيهان > شماره 19248 14/9/87 > صفحه 15 

مصاحبه

مهار امواج گراني
گراني بازار به تب و تاب افتاده است

روزنامه كيهان شماره هاي 19305و19306تاريخ 30/11/1387 و 1/121387

بازنگری در شیوه پس انداز و خرج زندگی
    رضا نباتی کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی، علت آن که در برخورد با معضل تجمل زدگی به عنوان یک موضوع ضد فرهنگی - کمتر موفق بوده ایم را در رویارویی های مستقیم و شاید و نشایدها می داند در حالی که بیخ و بن تجمل گرایی در عادت اسراف است. بنابراین نباید در مباحث و موضوعات تئوری و حقیر، زمان سوزی کرد... برنامه ریزی طولانی مدت، همفکری و همیاری متخصصان و صاحب نظران علوم گوناگون، توجه به ارتقای سواد اجتماعی از طریق شیوه های درست تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش و تاکید بر آن که سواد آموزی تنها به گونه های صرفا نظری چه بسا فراگیری توانمدسازی دانش آموزان، از جمله راهکارهای این کارشناس در تغییر بنیادین در رویکرد به تجملگرایی است.
    «رضا نباتی» بر این اعتقاد است دلیل آن که تاکنون نتوانسته ایم در رفع یا کاهش - تجمل گرایی موفق باشیم در نوع برخوردهای مستقیم و امثال آن ها به صورت باید و نبایدها، بوده است. به گفته او، این روش تربیتی و فرهنگ مداری در پروسه زیاده روی در تجملات، نیست. بایستی با مقوله تجمل گرایی، شیوه هایی برخوردغیرمستقیم باشند. این روش به برنامه ریزی دراز مدت و همچنین هم اندیشی جامعه شناسان، اقتصاددانان، اهالی فرهنگ رسانه های جمعی و محوریت همپوشی افکار نیاز دارد. وی می گوید: «طبیعتا آوایی که در این خصوص وجود دارد، پیشتر ما دست اندرکاران فرهنگی و اجتماعی می بایستی با برنامه ریزی قبلی یک صدا کار کنیم و یادمان باشد که با یک مقوله غیرفرهنگی ایرانی - اسلامی روبرو هستیم و از جنس آن مقولات نیست که با یک دو بار توجیه و یادآوری، نتیجه بخش باشد.
    باید بدانیم مسایل تجمل گرایی ریشه در اسراف دارد. اسراف در بیان قرآن زیاده خواهی و زیاده از حد مصرف کردن، اسراف است. - در دین ما تاکید بر این است که وقت و فکر در شخص خودمان و زبان و رفتار با دیگران را اتلاف نکنیم. از چیزهای کوچک و سرگرمی های متداول و روزمره که سرنخ های اسراف در عمرمان است دوری کنیم چرا که انسان به جای پول خود دارد از وقت عمرش هزینه می کند.
    وی می گوید: بایستی در سیستم تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش به مقوله سواد اجتماعی توجه کنیم. حداقل هایی که می باید هر شهروند در ارتباط با مسایل اجتماعی داشته باشد، مدنظر باشند. در این حداقل ها در سواد اجتماعی به مهارت های دانش آموزان توجه کنیم. یاد بدهیم چگونه پول شان را خرج و یا پس انداز کنند. در سیستم صحیح تربیت و در خانواده به بچه ها یاد دهیم آینده نگر باشند...
    وی در همین ارتباط می گوید که در حال حاضر در دوره دبیرستان آموزش های برنامه ریزی تحصیلی و شغلی و مطالعات اجتماعی جزو مواد درسی شده است. این برنامه ها کم کم به دروس مقاطع راهنمایی و ابتدایی تسری خواهد یافت. « این کافی نیست. ریشه ها باید در خانواده ها جستجو شوند. لیکن آن ها در سیستم تعلیم و تربیت همکاری و همراهی لازم با متولیان تعلیم و تربیت و برنامه ریزان مربوط را برنمی تابانند و شانه خالی می کنند، در حالی که باید متوجه باشند باروری های اندیشه، بروز مهارت و سوق به شخصیت پروری، جهت یابی شغل و آینده و معنویت گرایی در سیستم تعلیم و تربیت بدون همکاری موثر خانواده، اثربخش نخواهد بود ...»

 حرص و طمع جامعه را تهدید می کند
    «اسراف و تجمل گرایی به مناسبت ایام عید نوروز نیز پدیده ای معمول از علل مختلف است.»
    این را «رضا نباتی» کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی، می گوید.
    وی درباره علت بروز و گسترش پدیده اسراف و تجمل گرایی می گوید: «درست است که جامعه سنتی ما به سوی صنعتی پیش می رود و به ظاهر پیشرفت دارد ولی آسیب های جدی همراه خود دارد که مسایل عقیدتی و اعتقادات ما را اگر برنامه ریزی قاطع نداشته باشیم، تهدید می کند چرا که در این انتقال سنتی به صنعتی با یک بحران هویت در جامعه روبرو هستیم، به این معنا که افراد نمی دانند نقششان در زندگی و جامعه چگونه باشد. در نتیجه سعی می کنند از الگویی که در اطراف خود می بینند تبعیت کنند. یکی از آن الگوها، مصرف است.»
    این کارشناس تعلیم و تربیت اسلامی، معتقد است که در حال حاضر صدا و سیما با پخش انواع تبلیغات وسایل برای زندگی، احساس نیاز مخاطبان را برمی انگیزانند. او در این مورد می گوید، «الان صدا و سیما به دلیل کمبود اعتبارات برای ساخت برنامه های مختلف روی به پخش همه نوع تبلیغات بازرگانی از قبیل تلویزیون، مبلمان و اجناس برده است تا بودجه خود را تامین کند اما این شیوه و وسعت تبلیغات در بیننده احساس نیاز به وجود می آورد.
    این سیستم کارکرد مبتنی بر تعلیم و تربیت اسلامی نیست. در نتیجه این گونه عملکرد، بسیار راحت نسل ما و خانواده ها به سمت این نوع زندگی اشرافی کشیده می شوند.»
    رضا نباتی ادامه می دهد: «مسایل فرهنگی، سیاسی، اینترنت، ماهواره و مجلات، فرهنگ تجمل گرایی را پشتیبانی می کنند در حالی که ما در زمینه فرهنگ ساده زیستی کمتر به الگوپردازی توجه کرده ایم. لذا ما بایست به فرهنگ مصرف تحت عنوان فرهنگ آموزش درست مصرف کردن توجه کنیم و این را آموزش بدهیم. مبنای این الزام، آموزش و پرورش اما مصادیقش با رسانه های جمعی است.»
    «نباتی» ادامه همین موضوع را از نگاه دیگر و به عنوان نکته ای دیگر مطرح می کند و آن این که ما با قضیه تجمل گرایی و فرهنگ اشرافی می خواهیم برخورد کنیم اما چون جایگزین مناسبی تعیین نکرده ایم، مردم - برخی- پیش خود می گویند پس اشکالی نیست ما هم وسایل زندگی خود را مدرن کنیم.
    وی می گوید: «ما در برخورد با فرهنگ مصرف نباید سلبی به قضیه تجمل گرایی برخورد کنیم بلکه ایجابی و مثبت باشد. لازم می آید یک جاهایی به روز زندگی کنیم ولی خطوط قرمز رعایت شود و احتیاط لازم در کنار کار، مد نظر باشد. متولیان امور جامعه بایستی در واقع تعریفی که از جامعه توحیدی داریم عملیاتی کنند . ولی در عین حال آنچنان آرمانی نباشد که قابل دستیابی برای جامعه نباشد بلکه به صورت ساده اما عملیاتی برای مردم تعریف و مشخص شود.