چه كسي مسئول كودك آزاري سيستمي در وزارت آموزش و پرورش است ؟

                   کودک آزاری سیستماتیک در نظام آموزشی ایران !               

🔹نه مردم ایران و نه هیچ مردم دیگری، هیچگاه اجازه نداده اند که کودکان شان در مدارس تحت آزار جنسی سیستماتیک قرار بگیرند؛ اگر هم موردی بوده، استثنایی ناشی از خلاف شخصی بوده است و هیچگاه آموزش و پرورش کودکان را تحت چنین آزاری قرار نداده است.

با این حال، کودک آزاری های دیگر موجود در آموزش و پرورش ما ، با مخالفت و مقاومت مردم و مشخصاً والدین دانش آموزان مواجه نشده است یا با سال ها تأخیر، این اعتراضات شکل گرفته اند.

1⃣ در تقسیم بندی کودک آزاری، معروف ترین و هولناک ترینش همان کودک آزاری جنسی است.

هیچ کس در مخالفت و مقابله با آن، تردیدی به خود را نمی دهد.

▪️ اما سه نوع دیگر از کودک آزاری وجود دارد که در مدارس تجربه شده یا می شود.

2⃣ دومین نوع از کودک آزاری، کودک آزاری جسمی است

🔹طی آن، کودک توسط بزرگسالان تنبیه بدنی می شود. سال های سال، ترکه، شلنگ یا خط کش چوبی و حتی فلزی جزو ابزار انفکاک ناپذیر معلمان و ناظم ها و مدیران مدارس بود.

🔹پدر و مادرها هم مشکلی با این وضعیت نداشتند و حتی گاه از معلمان و مسوولان مدرسه می خواستند که بچه هایشان را تنبیه بدنی کنند تا "آدم شوند"!

🔹سال ها گذشت تا هم آموزش و پرورش فهمید که نباید کودکان و نوجوانان را کتک زد و هم والدین به آن حد از بلوغ رسیدند که در برابر کسانی که فرزندان شان را "آزار جسمی" می کنند، بایستند و حتی شکایت قضایی هم بکنند.

🔹امروزه کودک آزاری جسمی، دیگر در مدارس ایران رسمیت ندارد و اگر آموزش و پرورش متوجه شود که معلمی دانش آموزان را کتک می زند، با او برخورد می کند.

3⃣ نوع سوم کودک آزاری، "کودک آزاری روحی" است.

🔹ممکن است کودکی به دلیل دیر رسیدن به مدرسه توسط مدیر یا ناظم تحقیر شود یا معلمی به خاطر نمره پایین یک دانش آموز، شخصیت او را پیش همکلاسی هایش خرد نماید و هزاران مورد مشابه دیگر.

🔹کودک آزاری روحی، هم اکنون در نظام آموزشی ما رواج دارد و کمتر کسی متوجه عوارض ویرانگر این نوع از کودک آزاری در ساختار شخصیتی کودکان است.

4⃣ نوع چهارم از کودک آزاری که موضوع خاص بحث حاضر است، کودک آزاری آموزشی است.

🔹این کودک آزاری به دو نوع تقسیم می شود :

🅰 " محروم کردن کودکان از آموزش " گونه نخست این نوع از کودک آزاری است که بدان توجه می شود؛ هم حکومت ها در صدد گسترش چتر آموزشی بر سر همه کودکان هستند و هم اکثر قریب به اتفاق والدین، آموزش کودکان و فرستادن آنها به مدرسه را وظیفه خود می دانند.

🅱 اما نوع دوم از کودک آزاری آموزشی که رواج بسیار دارد و از طرف سیستم دولتی و خانواده ها به شدت حمایت می شود، "بمباران مغز کودک با انبوه مطالب آموزشی" است.

🔸کودکان بیچاره مان در تمام دوران کودکی شان، به جای کودکی کردن و آموختن درس زندگی و مهیا شدن برای زیستن در عصر جدید، ناگزیرند با هزاران آموزه غیرضروری دست و پنجه نرم کنند؛

🔹آنها نیمی از روز را از این کلاس به آن کلاس می روند و نیم دیگر روز را نیز باید به مرور آنچه یاد گرفته اند، انجام تکلیف و آماده شدن برای امتحانات بگذرانند.

🔹 گویی آنها محکومان به فشار و استرس هستند! این، مصداق بارز کودک آزاری است، کودک آزاری آموزشی.

🔸 نه تنها کسی در برابر این نوع کودک آزاری قد علم نمی کند و فریاد نمی کشد، بلکه مجموعه دولت و مردم، یکصدا از آن حمایت می کنند و هر روز ساز و کارهای جدیدی برای تشدید این کودک آزاری تمهید می کنند.

🔸به عنوان مثال، مسابقات چهارجوابی در مدارس و به ویژه در دوران ابتدایی، تا چند سال پیش رواج نداشت ولی اکنون با حضور موسسات کنکور در نظام آموزشی و تحمیل انواع کتاب های منتشره توسط آنها به دانش آموزان، فشارهای جدیدی علیه کودکان شکل گرفته است.

🔹همان خانواده هایی که علیه کودک آزاری جنسی، قیام می کنند، کودک آزاری جسمی را پیگیری می کنند و حتی ممکن است از این که معلمی کودک شان را تحقیر کرده، به مدیر مدرسه گلایه کنند، مدارسی را دوست دارند که آموزش های بیش تری بر کودکانشان تحمیل کنند و امتحانات زیادتری بگیرند.

اینک وقت آن رسیده است که علیه این کودک آزاری سیستماتیک وارد عمل شویم.

🔻 گام اول آگاه کردن مردم نسبت به این نوع از کودک آزاری است.

🔻 اولیاء باید بدانند که کودک شان در نظام آموزشی ایران، تحت آزار مستمر و سیستماتیک است و عذاب می کشند ولی همانند محکومانی مستأصل، صدایشان به جایی نمی رسد و ناگزیرند دوران محکومیت شان را در مدارس بگذرانند و هر روز آزار ببینند.

🔻 دو سوال :

1⃣ به راستی مسؤول این نوع کودک آزاری سیستماتیک در وزارت آموزش و پرورش کیست ؟

2⃣ در مقابل این نوع کودک آزاری سیستماتیک چه باید کرد ؟

⚪️انفعال ( سکوت )
🔴انتقاد
🔵انتشار

منبع :    کودک آزاری سیستماتیک در نظام آموزشی ایران !   

 

به مناسبت هفته پژوهش 1395

به بهانه هفته پژوهش سال 1395

     به اميد آنكه ديگر در اين ديـار، پژوهشگر را دشمن نپندارند؛      

           و او را به واسطه حقگوييش، از اولين حـقـوق مسلمش محروم نسازند ...     

هرگز دلم برای کم و بیش، غم نداشت

آری، نداشت غم، که غم بیش و کم نداشت.

 

در دفتر زمانه فتد نامش از قلم

هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت.

در پیشگاه اهل خِرد، نیست محترم

هر کس که فکر جامعه را محترم نداشت.


با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی است

ما را فراغتی‌ست که جمشید جم نداشت.


انصاف و عدل داشت موافق بسي، ولی

چون فرخی موافق ثابت‌قدم نداشت.

محمد فرخي يزدي ( تاج الشعرا )

حفظ قرآن؛ روش يا هدف ؟

     حفظ « هدف » نيست، « وسيله » است.     

چيستي، چرايي و چگونگي هر علمي، فلسفه آن علم محسوب مي شود.

توجه به فلسفه هر يك از علوم و معارف و فعاليت هاي قرآني مي تواند ما را در نيل به اهداف كمك كند.

از جمله محور هاي مهم در فعاليت هاي قرآني به ويژه در سال هاي اخير حفظ قرآن كريم است.

حفظ قرآن از ابتدا تا كنون از مهم ترين شيوه هاي ترويج فرهنگ قرآن بوده است.

تا حدي كه مي توان گفت از اولين روش هاي آموزش قرآن از همان لحظه نزول قرآن همين روش حفظ بوده است.

اما به عقيده نويسنده در سال هاي اخير به دليل عدم توجه به فلسفه حفظ قرآن، آن را به بيراه كشانده است.

تا حدي كه امروز متاسفانه قرآن كريم وسيله اي براي حفظ است تا حفظ وسيله اي در خدمت قرآن !!!!

دلايل و علت هاي آن هم فراوان است. 

مهم ترين علت را بايد در نوع نگرش به قرآن كريم جست و جو كرد.

يعني موضوع به يك مسأله فرهنگي و اجتماعي مربوط است تا روشي و آموزشي

اين نگرش كه حفظ قرآن باعث حفظ قرآن در جامعه مي شود زماني تفكر نسبتاً خوبي بود.

اما امروز ديگر چندان پاسخگوي يك نياز همگاني نيست.

مشكل بودن حفظ قرآن براي همگان از يك سو و تغيير ذائقه مخاطبان بر اثر تربيت هاي اجتماعي و فرهنگي از سوي ديگر و نيز تعدد مسائل اجتماعي و تنوع تعلقات و تكثر موضوعات باعث شده نا ديگر اغلب شيوه هاي قبلي پاسخگوي نيازها و انتظارات عموم مردم نباشد.

دامگه تزوير

دو شعر با يك مضمون ( از دو زاويه )

حكيم خيام نيشابوري :

گـر می نخوری طعـنه مزن مسـتان را                  بـنـیـاد مـکن تـو حـیـله و دسـتـان را

تو غره بدان مشو که می، می نـخوری                صد لقمه خوری که می غلام‌ست آن را

 

حضرت حافظ :

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح                  هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد                  وقت آن است که بدرود کنی زندان را

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی       دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

توصيه ...

تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن، بدون توليد و تصويب زیر نظام ها، ناكارآمد است.

اهداف آموزش عمومي قرآن به عنوان یک سند بالادستی که به تأیید و تصویب مراجع قانونی از جمله شوراي توسعه فرهنگ قرآني ( زير مجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئول اجراي منشور توسعه فرهنگ قرآني ) رسیده است، در صورت رفع برخي از اشكالات و ابهامات و نيز عزم جدي براي اجرای درست و کامل، نقشی مهم و تاریخی در توسعه فرهنگ قرآني در كشور و به ويژه آموزش و پرورش ( به عنوان مهم ترين مجري آموزش عمومي قران و نيز دبيري كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور ) خواهد داشت.

 این سند نيازمند توجه و حساسیت همه صاحبنظران و کارشناسان دلسوز قرآني كشور است. سندي که با تلاش و کوشش چندساله جمعی از پژوهشگران، محققان و اندیشمندان تدوین و تولید شده است، بيش از سه سال است كه در گوشه اي از قفسه هاي حوزه ستادي آموزش و پرورش و نيز گنجه هاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي خاك مي خورد. و به دليل توقف توليد اسناد زير نظام آن و نيز توليد و تدوين نقشه راه، تنها براي گرفتن اعتبارات فرهنگي و قرآني به بخش هايي از آن استناد مي شود. اما ...

اين سند مي توانست به عنوان امید براي رفع مهجوريت از قرآن در جامعه قرآني مطرح باشد اما دلايل مختلفي از جمله سوء مديريت باعث شده كلافي از گره هاي كور بر اجراي آن زده شود. مهم ترين دليل بروز چنين وضعيتي را بايد در عدم بهره مندي از كارشناسان و متخصصان و نيز اعمال نظرهاي خاص جست و جو كرد.

همان طور كه گفته شد مفاد این سند برای اجرای مناسب، متوازن و پویا نیازمند تولید برنامه زیرنظام هایی است که در جهت حمایت، پشتیبانی و کمک به تحقق اهداف سند مورد استفاده قرار گیرد. طبق قانون وزارت آموزش و پرورش به عنوان دبيرخانه كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور موظف است برنامه زیرنظام های اصلی اين سند را تهيه و براي تصويب به شورای توسعه فرهنگ قرآني ارسال كند.

زیرنظام ها، بخش های اساسی نظام اجرا، پشتیبانی و ارزش يابي از جریان آموزش و تربیت را مشخص مي كند. اين فرايند انجام رسالت نظام هاي آموزشي اعم از آموزش و پرورش و ساير نهادها و مؤسسات را در کمک به تحقق اهداف وکارکردهای آن است را مشخص مي كند. عملکرد این زیرنظام ها تمامی مؤلفه های این نظام هاي آموزشي را تحت تاثیر خود قرارمی دهند. به عبارت دیگر، این زیرنظام ها به منزله وجوه مختلف پشتیبانی نظام تعلیم وتربیت هستند که به طور پیوسته در تعامل و تبادل با یکدیگرند.

به عنوان مثال « سند برنامه درسی ملی » ( در وزارت آموزش و پرورش ) که به منزله ی نقشه جامع یادگیری می باشد و زمینه تحول همه جانبه و گسترده در مفاهیم و محتوای آموزش و پرورش را فراهم می کند، در سال ۹۱ به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش رسید و ابلاغ شد، يكي از زير نظام هاي سند تحول بنيادين آموزش و پرورش است كه بايد نقش راه توليد راهنماهاي درسي، توليد محتوا و روش هاي مناسب آموزش و شيوه ارزش يابي را مشخص مي كند.

و يا زير نظام هاي تأمین فضا، تجهیزات و فناوری، مدیریت و راهبری تربیتی، پژوهش و ارزشیابی و تأمین و تخصیص منابع مالی نيز آماده شده است كه از سوی وزارت آموزش و پرورش برای بررسی و تصويب به دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش ارسال شده است.

 هر زير نظام شامل سه بخش اصلي است :

 بخش اول - برنامه زیرنظام ها :

شامل کلیات است و بیانیه و منطق برنامه، اهداف عملیاتی و راهکارهای سند تحول مرتبط با زیرنظام، اهداف و شاخص های زیرنظام و سیاست های اجرایی را در بر مي گيرد.

 بخش دوم - برنامه های عملیاتی :

بخش هایی چون عنوان برنامه، اهداف برنامه، شاخص ها و معیارها، فعالیت های سرآمد ( شامل اقدامات تحولی، اصلاحی و جاری )، سطوح اجرا (ستاد، استان، منطقه و مدرسه )، دوره تحصیلی، گستره زمانی و استلزامات و چالش های اجرایی و روش های مدیریت آن است.

 بخش سوم - تعیین نوع مناسبات یک زیرنظام باسایر زیرنظام ها :

فصل پایانی این برنامه ها، تعیین نقش عوامل سهیم و مؤثر برون سازمانی است.

 پس از تعيين عناوين زير نظام، ابتدا برنامه هاي هر زير نظام بايد تعريف و مشخص شود. اين كار  ابتدا در كارگروه هاي تخصصي و كميسيون هاي مربوطه تهيه و سپس براي بررسی در اختيار شورا قرارمی گیرد و در نهایت، جهت بررسی و تصویب به شورای عالی ارایه می شود.

با توجه به تأخير چندين ساله و هم چنين نياز جامعه اراده شوراي توسعه بايد بر این است که در مناسب ترین زمان ممکن این فرآیند طی شود. همچنین زیرنظام تربیت معلم و تأمین منابع انسانی که بیش ترين و مهم ترين نقش را در تحقق اسناد تحولي و اهداف آموزش عمومي قرآن بر عهده دارد، بايد به صورت ويژه مورد بررسي قرار گيرد.

در تهيه اين زير نظام ها، علاوه بر متن اصلی، مستندات مربوط نیز بايد به پیوست برنامه ارائه شود تا در تدوین این برنامه ها، مورد استفاده گروه های مختلف پژوهشي و علمی و نيز مدیران و کارشناسان قرار گيرد.

 و السلام