مقاله : سه گام طلايي / 55 نكته براي موفقيت آموزگاران، در تدريس قرآن / 30 مرداد 1398

                «  سه گام طلايي  »               

                         ( 55 نكته براي موفقيت آموزگاران، در تدريس قرآن                

مقدمه

اغلب آموزگاران دوست دارند بدانند چگونه مي توانند تدريس قرآن موفقي داشته باشند. اگر شما هم احساس مي‌کنيد در تعليم قرآن كريم به دانش آموزان مشکل داريد، ممکن است دانستن اين سه گام طلايي براي‌تان مفيد باشد. يقيناً با تکيه بر اين روش‌ها، بسيار آسان‌تر از گذشته مي‌توانيد از عهده‌ آموزش قرآن به دانش آموزان برآييد و نيز از تدريس قرآن لذت ببريد.

شما اگر آموزگار خوبي نباشيد، نمي‌توانيد همه‌ دانش آموزان كلاس تان را به اهداف قصد شده برنامه درسي قرآن رهنمون شويد. اين كه چگونه مي‌توانيد مطمئن شويد كه همه‌ دانش آموزان موفق و علاقمند به يادگيري قرآن شده اند، موضوع اين مقاله است. لذا مطالعه‌ اين مقاله را از دست ندهيد.

سه گام طلايي و 55 نكته براي موفقيت آموزگاران در تدريس قرآن :

                                              گام اول : نقطه عزيمت                                    

« فَـاِذا عَـزَمـتَ فَـتَـوَکَّل عَـلَی اللهِ »

هنگامی که تصميم گرفتی بر خدا توکل کن.  (  سوره آل عمران 159  )

قبل از تدريس قرآن، به اين 20 نكته توجه كامل داشته باشيد :

1- تربيت وظيفه « خود دانش آموز » است، نه شما

پس معلم، فراهم كننده موقعيت مناسب يادگيري براي دانش آموزان است.

2- اصل « برنامه درسي » است؛ نه كتاب درسي

كتاب درسي يكي از ابزارهاي تربيت، آموزش و يادگيري است، نه تنها ابزار. لذا بيش از همه، در جست و جوي برنامه درسي باشيد.

 3- « چيستي و چرايي » برنامه درسي مقدم بر « چگونگي تدريس » آن

 اين كه « چرا » دانش آموزان بايد اين درس را فراگيرند و منظور اين درس از آوردن اين مطالب  « چيست؟ » سوال هاي مهمي است كه به « فلسفه وجودي » آن درس اشاره دارد. پاسخ اين سوال ها در برنامه درسي آن حوزه يادگيري مشخص مي شود.

4- لذت يادگيري قرآن را به دانش آموزان بچشانيد.

از خودتان شروع كنيد. اگر شما از خواندن قرآن لذت ببريد، شاگردانتان هم مثل شما خواهند بود. آموزگاران بزرگ در کنار هدف، « اشتياق » هم دارند. پس، از صميم قلب، آموزش دهيد.

5- « مقدمه كتاب » را بخوانيد.

شوراي آموزگاران يكي از بهترين فرصت هايي است كه آموزگاران همپايه مي توانند در آن كتاب درسي قرآن را بررسي كنند. يكي از بخش هاي مهم كتاب، مقدمه كتاب درسي است. هر چند كتاب راهنماي تدريس معلم در سايت « دفتر چاپ و توزيع كتب درسي » به نشاني زير بارگزاري شده است :  http://chap.sch.ir

6- تعليم قرآن، نه به هر قيمتي

آموزگار اگر در زنگ قرآن، خنده رو و مهربان باشد، يقيناً در جلب نظر و افزايش علاقمندي شاگردان به قرآن مي تواند اثر بخش بيشتري داشته باشد. و بالعكس نيز ناراحتي و عصبانيت و يا برخورد نامناسب معلم گاهي به بي ميلي و فرار دانش آموز از يادگيري قرآن مي شود كه جبران آن فرصت و هزينه زيادي را مي طلبيد.

 7- « لهجه عربي » همان « زبان عربي » نيست.

 همه دانش آموزان به يك نسبت، توان و علاقه لازم براي رعايت لحن عربي در خواند قران را ندارند؛ و بلكه اغلب دچار اضطراب بيشتر مي شوند. از سوي ديگر چنين ضروري وجود ندارد. زيرا لهجه و لحن عربي با زبان عربي يك چيز نيست. مانند خواندن دعاي كميل و زيارت عاشورا كه با لحن فارسي است. لذا گام هاي آموزش معلم نبايد فاصله زيادي از دانش آموزان داشته باشد، تا بتوانند به راحتي همراهي كنند.

8- آموزگار، « بهترين معلم روخواني قرآن »

اگر مصوبه 677 شوراي عالي « تدريس قرآن در دوره ابتدايي را وظيفه آموزگار پايه مي داند. » به دلايل صحيح متعددي است. آموزگار كسي است كه در دوره تربيت معلم با روش تدريس قرآن نيز آشنا شده و موظف به تدريس قرآن است. هم چنين او متخصص زبان آموزي فارسي است. و آموزش قرآن در دوره ابتدايي نيز از همين قاعده يادگيري پيروي مي كند.

9- در آموزش قرآن « جامع نگر » باشيم.

اركان « سواد قرآني » (خواندن، فهميدن، تدبر و انس مستمر ) در عرض هم بوده و با همديگر رشد مي كنند. گاهي اين تلفيق، چنان در هم تنيده است كه جدا كردن آن، توليد اشكال مي كند. مانند خواندن و فهميدن كه دو روي يك سكه هستند.

10- تقسيم دانش آموزان در آبان ماه، بر اساس « هوش هاي چندگانه »

تفاوت هاي فردي و استعداد و علاقه دانش آموزان، در ميزان رشد و موفقيت ايشان حرف اول را مي زند. از سوي ديگر همه بچه ها مثل هم نيستند. ميوه هاي درخت همه باهم رسيده نمي شوند. پس يک روش تکراري را روي همه پياده نکنيد. لذا « عجله ممنوع »

11- استعداد يابي در حد وظيفه

نخبه پروري نه وظيفه معلم و نه وظيفه اصلي آموزش و پرورش است؛ بلكه تشخيص و هدايت ايشان به مراجع ذي صلاح وظيفه شماست.

12- محور اصلي آموزش شما نيستيد، شاگردان‌تان هستند.

پس ملاك آموزش، يادگيري اغلب دانش آموزان است؛ نه برنامه و كتاب درسي شما

13- شاگردان‌تان را بشناسيد.

آموزگار پايه اين شانس را دارد كه تك تك دانش آموزانش را در مدت كمي شناسايي كرده و مي تواند با ايشان ارتباط عاطفي عميق بر قرار كند. اين ارتباط در يادگيري و تربيت بسيار مؤثر است.

14- كلاس، يعني « موقعيت مناسب يادگيري »

معلم باغباني را ماند كه مي داند بايد موانع را كنار بزند تا فطرت الهي، زمينه رشد و نمو را بيابد. او به خوبي مي داند خداي حكيم هم در ذات موجود و هم در عالم هستي استعدادها و امكانات موجود را آفريده است. كار معلم و باغبان، فراهم آوردن موقعيت براي شكوفايي فطرت الهي است.

15- كلاس، محيط امن يادگيري

اگر آموزگار محيطي امن فراهم کند، ريسک‌پذيري شاگرد افزايش مي‌يابد.

16- انعطاف‌پذير باشيد.

از نظر بعضي از فرهنگيان، معلم يا مدير بايد به گونه‌اي ظاهر شود که انگار پاسخ تمام سؤالات را مي‌داند و هر نشانه‌اي از انعطاف‌پذيري يا بي‌اطلاعي، يک نقطه‌ضعف است. اما گاهي اوقات ممکن است « نمي‌دانم » بهترين پاسخ يک آموزگار باشد. زيرا با اين پاسخ به جاي از دست دادن اعتبارش، اعتماد شاگردانش را به‌دست مي‌آورد و اعتماد زيربناي روابط سازنده است.

17- مبناي تدريس را « كار گروهي » قرار دهيد.

از ويژگي هاي برنامه درسي قرآن آن است كه هر يك از موضوعات را مي توان به صورت گروهي و روش فعال اجرا كرد. ( لوحه خواني، قرائت سوره، كار در كلاس، پيام قرآني و ... )

18- ساده و واضح صحبت کنيد.

گاهي بيان يك مطلب و يا پاسخ يك سؤال، چندان آسان نيست. در اين صورت اگر نمي توانيد ساده صحبت كنيد، لااقل واضح صحبت كنيد. استفاده از داستان و تمثيل و يا به كاربردن واژگان ساده تر كمك به وضوح مطالب مي كند.

19- تقويت علاقه دانش آموزان به خواندن مستمر قرآن كريم

به خودتان بگوييد : آيا من مي توانم شاگردانم را به خواندن روزانه قرآن عادت دهم.

20- « نقش خانواده » مهمتر از نقش معلم و مدرسه

نقش خانواده در آموزش قران را دست كم نگيريد. « نقش الگوي خانواده » در انس روزانه دانش آموزان با قرآن حرف اول را مي زند. لذا در ابتداي سال براي اعضاي خانواده جلسه اي گذاشته و مواردي را كه در مقدمه هر يك از كتاب هاي درسي براي اولياي دانش آموزان آمده براي ايشان بيان كنيد.

                                    گام دوم : آموزش و تدريس                                  

« يَتـلوا عَـلَيـهِم آياتِـهِ وَ يُـزَکّيـهِم وَ يُـعَلِّـمُـهُـمُ الکِـتابَ وَ الحِکـمَـةَ »

( رسولي كه ) آياتش را بر آنها می خواند و آنها را تزکيه می کند و به آنان کتاب و حکمت می آموزد.

سوره جمعه 2

در هنگام تدريس، در رعايت اين 25 نكته كوشا باشيد :

21- الگوي عملي آداب قرآني باشيم.

دانش آموزان اغلب رفتارهاي تربيتي را از اطرافيان و به ويژه معلم خود مي آموزند. آموزگار چه بخواهد و چه نخواهد الگوي رفتاري و اخلاقي دانش آموزان است. لذا نقش معلم، چه در رعايت آداب ظاهري و باطني و چه انس مستمر با قرآن كريم بسيار مهم است.

22- كلاس تان را با « مهارت آموزي » آغاز كنيد.

مهمترين دغدغه معلم در كلاس : آيا من مي توانم در هر جلسه، همه دانش آموزان را به خواندن قرآن وادار كنم؟

23- اول، روخواني؛ سپس، روان خواني

روخواني، با كسب مهارت ديداري و روان خواني با كسب مهارت شنيداري تحقق مي يابد؛ لذا تا همه دانش آموزان روخواني نكرده اند، به مهارت روان خواني نپردازيد.

24- از توانايي خود در تدريس لوحه هاي روخواني اطمينان حاصل كنيد.

« روش اشاره ثابت و متحرك » پيش نياز آموزش روخواني است. زيرا در روخواني مهارت ديداري در تشخيص و خواندن تركيب حروف و حركات حرف اول را مي زند.

25- مراحل سه گانه روخواني را جدي بگيريد.

روخواني مقدمه روان خواني است. و داراي سه مرحله است.

مرحله اول : پيش خواني در كلاس : آيات درس توسط هر دانش آموز بين 3 تا 5 دقيقه خوانده مي شود.

مرحله دوم : خواندن در گروه : همان آيات توسط دانش آموزان هم ميزي بين 3 تا 5 دقيقه براي يكديگر خوانده مي شود.

مرحله سوم : خواندن براي كلاس : يك سطر از آيات درس توسط هر يك از دانش آموزان براي كلاس خوانده مي شود.

26- لوحه روخواني را دوبار بيشتر تمرين نكنيد.

بار اول : جمع خواني لوحه؛

بار دوم : فرد خواني چند دانش آموز

27- اول لوحه، سپس كتاب درسي

برخي معلمان، پس از لوحه خواني، ديگر سراغ كتاب درسي نمي روند. و بالعكس ... در حالي كه تمرين با كتاب و مصحف شريف به همان اندازه لوحه آموزشي در كسب مهارت روخواني اهميت دارد.

28- هر صفحه از كتاب درسي ( يا قرآن كريم ) را « يكبار » ( حداكثر دوبار ) تمرين كنيد.

دانش آموزان در بار اول به دليل جديد بودن با دقت مي بينند و مي خوانند. اما در تكرارهاي بعدي به دليل كاهش انگيزه و تكراري بودن، تمركز پيدا نمي كنند.

29- اول ساده خواني كنيد، سپس فصيح خواني

اين تجربه را به كرات مشاهده كرده ايد دانش آموزاني كه مستعد قرائت هستند، در اغلب موارد به جاي صحيح خواني، در تلاشند تا زيبا و فصيح بخوانند؛ به همين دليل دچار اشكالات روخواني فراوان مي شوند. راهكار در اين است كه اين دانش آموزان هم، ابتدا به صورت ساده و صحيح بخوانند و سپس به آن ها اجازه قرائت آهنگين داده مي شود.

 30- « قائده محوري » در تدريس ممنوع

 سعي كنيد هر يك از قواعد خواندن ( روخواني، روان خواني و حتي فصيح خواني و تجويد ) را لابه لاي « مهارت آموزي » آموزش دهيد. آن هم در حد تذكر همان مورد. فرصت كلاس را به تمرين خواندن توسط دانش اموزان بدهيد.

31- از ابزار آموزشي بيجا استفاده نكنيد.

استفاده از قرائت الگو ( فايل صوتي ) و يا خواندن معلم در ابتداي كلاس و قبل از روخواني دانش آموزان، منجر به بروز اشكال و اختلال در كسب مهارت روخواني مي شود. مانند كلي خواني و تصوير خواني و بي توجهي به حركات، تركيب حروف و علائم.

32- به نام حفظ، به كام « روان خواني »

حفظ قرآن، فعاليتي تخصصي است كه از توان اعم اغلب دانش آموزان خارج است. اما « حفظ نسبي » جملات و پيام هاي قرآني  بهانه خوبي است براي تسلط دانش آموزان بر روان خواني قرآن كريم.

33- ترس دانش آموزان از قرآن كامل را از بين ببريد.

گاهي لازم است از دفتر مدرسه تعدادي مصحف آموزشي به كلاس بياوريم و بين دانش آموزان توزيع كنيم. و از آن ها بخواهيم كه به صورت تصادفي آن را باز كنند و چند خطي بخوانند. مهمترين ويژگي اين روش، كاهش اضطراب دانش آموزان از مواجهه با قرآن كامل است. با اين كار لذت آشنايي با مصحف شريف را به دانش آموزان بچشانيد.

34- پيام قرآني بهانه اي براي كسب « مهارت تدبر »

پيام قرآني، حديث نوراني، قطره اما دريا و يك نكته از هزاران همگي بهانه و ابزار كسب مهارت تفكر و تدبر در قرآن هستند.

اغلب معلمان ابتدايي تصور مي كنند كه هدف از « پيام قرآني » آموزش محتواي درون پيام قراني است. در حالي كه برنامه درسي قرآن به ما مي گويد كه هدف از پيام قراني « كسب و تقويت مهارت تفكر و تدبر » در پيام قرآني است. پس معلمي كه اين نكته را مي داند، به جاي سخنراني درباره پيام، به طرح سؤال هاي مناسب براي ايجاد زمينه تفكر و تدبر در قرآن مي انديشد.

35- آموزگار خوب، سؤالات خوب مي‌پرسد.

ايجاد « انگيزه » يعني گذاشتن علامت سؤال در ذهن مخاطب؛ و سؤال خوب، بهترين ابزار ايجاد انگيزه در ذهن دانش آموز است.

36- به « حفظ » يك جمله كوتاه قرآني، راضي باشيد.

به جاي حفظ يك سوره يا يك صفحه و حتي يك آيه، بهتر است به « حفظ يك جمله » راضي شويم. زيرا همه دانش آموزان مدارس توان و علاقه به حفظ كامل سوره و آيه را ندارند.

37- از معناي لغات و تركيب هاي قرآني مشترك سؤال كنيد.

از نعمت هاي بزرگ ايرانيان اشتراك خط و واژگان فارسي و قرآني است. به طوري كه در هر صفحه از قرآن بين 20 تا 30 كلمه كه دانش آموزان ابتدايي قادر به تشخيص معناي نسبي آن هستند وجود دارد. اين گنج بزرگ را پاس بداريم و از آن به خوبي استفاده كنيم. گاهي در حين خواندن دانش آموزان از معنا كلمه ها و تركيب هاي ساده و پركاربرد سؤال كنيد. به آن ها در يافتن پاسخ كمك كنيد.

38- كار در كلاس را با « فكر دانش آموزان » تكميل كنيد.

دانش آموزان براي تكميل تمرين هاي بخش كار در كلاس معمولاً از عبارات ترجمه شده صفحه قبل و يا لغات آخر كتاب استفاده مي كنند. در حالي كه بهتر است در بار اول از ذهن خود كمك بگيرند.

39- هدف از داستان قرآني، علاقه مندي به خواندن قرآن است.

در « داستان هاي قرآني » يا « داستان هايي درباره قرآن كريم » مهم ترين هدف، ايجاد و تقويت انس دانش آموزان به خواندن قرآن است. ساير موارد از چنين اهميتي برخوردار نيستند.

40- بيان داستان ( شعر و تمثيل ) را به يك سوم آخر زنگ موكول كنيد.

ابتداي زنگ، دانش آموزان، تازه نفس و با انگيزه هستند؛ لذا بهتر است اين فرصت به تمرين خواندن انفرادي و سپس جمع خواني با قرائت الگو و سپس به مطالبي مانند داستان و شعر اختصاص يابد.

41- بيش از اندازه اطلاعات ندهيد.

ذهن هم مانند زمين مستعد كشاورزي است. بيش از اندازه بذر علمي نپاشيد. چرا كه جلوي رشد ساير دانه ها را نيز مي گيرد.

42- رفع اشكال، فرصت طلايي يادگيري است.

در برخي از موارد كه دانش آموز كلمه اي را غلط مي خواند، مي توان فرصت خوبي را براي بيان يك نكته فراهم آورد. البته كوتاه و قابل فهم. مانند مواردي كه امكان دارد براي اغلب دانش آموزان پيش آيد. و نيز در اتصال كلمات كه بهتر است روي تخته نوشته شود و به شكل صحيح اشاره شود تا دانش آموزان بخوانند.

43- هرگز دانش آموزي را با ديگري « مقايسه نكنيد. »

دانش آموزان دوست ندارند در مواقع ضعف و ناتواني با دوستانشان مقايسه شوند. اين كار ممكن است به نفرت دانش آموز از درس و معلم منجر شود.

44- شاگردان‌ به يکديگر آموزش دهند.

گاهي دانش آموزان زبان همسالان خود را بهتر از معلم مي فهمند. و گاهي راه هاي بهتري براي رفع مشكلات پيشنهاد مي كنند. به آن ها فرصت بدهيد تا به همديگر كمك كنند.

45- گاهي صحبت‌کردن را متوقف، و « شنيدن را آغاز کنيد. »

گوشي براي شنيدن داشته باشيد. برخي از دانش آموزان سخن گفتن در نزد معلم را براي خود افتخار بزرگي مي دانند. پيام هاي قرآني، احاديث، داستان ها، بخش كار در كلاس و ... اين فرصت طلايي را براي رشد مهارت هاي ذهني، زباني و نهايتاً اعتقادي دانش آموزان فراهم مي آورند.

                            گام سوم : نتيجه گيري و ارزش يابي                           

« مَـن جــاءَ بِالـحَسـَـنَـةِ فَـلَـهُ عَشـرُ اَمـثالِـها »

هر کس کار نيکی بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد. سوره انعام 160 )

در پايان تدريس به اين 10 نكته نيز توجه كنيد :

46- « فرصت سؤال » بدهيد.

گاهي دانش آموزان در حين تدريس معلم، سوال هايي به ذهنشان خطور مي كند. از ان ها بخواهيد تا در همان موقع بپرسند و يا آن را يادداشت كرده و در پايان تدريس شما و در زمان « فرصت سؤال » بپرسند.

47- نکات مهم را تکرار کنيد.

« كليشه » يعني تكرار ملال آور، اما گاهي تكرار خوب، لازم است. مانند بخش قرائت و حفظ نسبي

48- به « بي سوادي قرآني » در جامعه، دامن نزنيد.

دانش آموزان امروز، شهروندان فرداي شما هستند. كاري كنيد كه حتما مهارت هاي اوليه قرآني را فرا گيرند. پس راضي به گسترش بي سواد قرآني نشويم.

 49- « سخت گيري » و « سهل انگاري » نكنيم.

 هر دو نگاه، معناي افراط و تفريط را مي دهد. « جديت » و « جذبه » معلم با سخت گيري متفاوت است. از سوي ديگر مدير و معلم موفق، از همان ابتداي سال به دنبال تحقق يادگيري قرآن و تربيت قرآني دانش آموزان است.

 50- « بايد به همه دانش آموزان نمره خوب داد. » نتيجه يك « باور غلط » است.

 درس قرآن مانند ساير دروس داراي برنامه و ارزش يابي است. اينكه به دانش آموزي كه چيزي ياد نگرفته، نمره خوب دادن از عدالت آموزشي به دور است. و به مفهوم واقعي ساده انديشي و سطحي نگري است. كه به بي سوادي قرآني منجر مي شود.

51- روش ارزش يابي در درس قرآن « فرايندي » است.

از آنجا كه درس قرآن، يك درس مهارتي است، قطعاً در شب امتحان و با حفظ قواعد و اصطلاحات آموخته نمي شود. پس بايد از همان ابتداي سال تحصيلي نسبت به يادگيري تدريجي مهارت هاي قرآني، برنامه ريزي دقيق صورت پذيرد.

52- « انس مستمر با قرآن » هدف غايي و نهايي تدريس

موفقيت يك معلم در طول يكسال تحصيلي زماني قابل تضمين است كه منجر به انس مستمر دانش آموز با خواندن و ارتباط با قران شود. و الا به تدريج بسياري از مطالب و حتي مهارت هاي اوليه را فراموش مي كند.

53- « قرآن در تابستان » فقط براي تابستان نيست.

طبق قانون، سال تحصيلي 12 ماه است. پس دانش آموزان بايد در تابستان هم به يادگيري و تمرين بپردازند.

54- « درس پژوه » همديگر باشيم.

درِ كلاس تان را به روي مدير و معاون مدرسه باز كنيد. از همكاران خود بخواهيد كه از تدريس شما ديدن كنند. ديگران هم مي توانند از روش هاي خوب و موفق شما الگو گرفته و در كلاس خود استفاده كنند. و نيز نقاط قوت و ضعف شما را بگويند. شايسته نيست كه معلمي پس از سال ها تدريس، متوجه شود كه اشتباه تدريس كرده و يا در سخن گفتن و اداره كلاس با اشكالي رو به رو بوده است.

55- به كانال « كلاس معكوس آموزش قرآن » سر بزنيد.

کلاس معکوس آموزش قرآن كريم FLIPPED CLASSROOM IN TEACHING HOLY QURAN شکل جديد از کلاس درسی است كه در آن تدريس موضوع در « خانه » از طريق « APARAN » انجام می شود و كلاس فرصتی برای تمرين و ارزش يابی تك تك دانش آموزان است. از اين امكان و امكانات مشابه براي تدريس قرآن استفاده كنيد.

https://www.aparat.com/nabati50

تــلــنــگــر  

عـيـد است امّـا ...

كـوتـاهـي مـسلـمـانـان درباره واقـعـه غـدير خـم، فرجام خونين حادثه عـاشـورا و كـربـلا و شـهـادت مظلومانه امـامـان بعـدي را رقم زد.

و كـوتـاهـي مـسلـمـانـان در مـهـجـور گزاردن قرآن كريم هم غـيـبـت امـام زمـان عجل الله تعالي فرجه الشريف را در پي داشت.

نـافـرمـانـي از فرمان الهي و حضرت مـوسـي عليه السلام ( پس از شكافتن رود نيل و ... )  40 سـال قحطي و سرگرداني بني اسرائيل را در پي داشت.

اما آنها متوجه شدند و تـوبـه كردند، ولـي مــا پس از هزار و اندي سال، « نـه » 

عـيـد است امّـا ...

     « قـرآن » و « غـديـر » هـر دو تـنـهـا       

« قرآن » و « غدير » هر دو مهجور

از شاه و وزير، هر دو رنجور

در حرف و سخن، قصيده بسيار

در وقت عمل، هميشه معذور

 

« قرآن » و « غدير » هر دو مظلوم

در وقت عمل، نگشته معلوم :

ما خدمت آن دو مي نماييم؟!!

يـا خدمت ماست هر دو محكوم؟!!

 

« قرآن » و « غدير » هر دو تنها

محصور ميان ما و من ها

امروز خم غدير، مهدي عج است.

ماييم و حديث انجمن ها !

 

« قرآن » و « غدير » و ماه ماتم

رمزي است ميان اين سه پرچم

يك عمر عزا از آن به پا شد،

يك لحظه جدا شد اين دو از هم

 

« قرآن » و « غدير » و يك محرم

درسي است براي نسل آدم

در غربت آن دو شد سيه پوش

از خون حسين ع جمله عالم

 

« قرآن » و « غدير » هر دو پر درد

از امت بي وفـا و نـامـرد

گويند تو را كه : اي مسلمان !

بر عهد خـم غـديــر برگرد.

 

عيد غدير 1398 - تهران 

تعاريف « خواندن  »

   چند تعریف درباره « خواندن »  :   

تا زماني كه براي هريك از موضوعات آموزش قرآن، تعريف جامع و كامل ارائه نشود، نمي تواند مدعي بحث علمي شد. و يا اينكه آن بحث، يا سطحي خواهد بود و يا ساده لوحانه و و يا غرض ورزانه ...

با بررسي « تعريف خواندن » در نزد علماي تعليم و تربيت و روان شناسي خواندن و يادگيري به نكات اساسي و جالبي برمي خوريم كه در تعريف خواندن قرآن كريم نمي توان نسبت به آن ها بي تفاوت بود.

    خواندن عبارت است :         

1- از توانایی بیرون کشیدن اطلاعات بصری از صفحه کاغذ و درک معنای آن متن.

2- تفسیر معنادار نمادهای کلامی نوشته شده یا چاپ شده.

3- ترجمه‌ مستقیم نمادهای نوشتاری، به وسيله فکر یا گفتار 

4- برخورد معنادار با متن 

5- فرایندی شناختی که در آن دیدگاه های خواننده و فرایند خواندن ارتباط زیادی با مطلبی که بناست فراگرفته شود، پیدا می کنند.

6- فرایندی پویا و تعاملی که هم خواننده و هم محتوا در آنچه آموخته می شود، سهیم هستند.

7-  فرایندی عالی و پیچیده که جزئیات متعددی را در برمی‌گیرد.

8- فرایند شناختی از رمزگشایی نمادهایی نوشتاری فکر یا گفتار، در استنتاج معانی از متن 

9- مهارتی که به وسیله آن می‌توان از مطالب نوشتنی کسب اطلاع کرد.

10- فرایند فعال که خواننده، از طریق آن به پیامی که درون نوشته موجود است پی می‌برد و خواننده مرتباً بر اساس آنچه قبلاً یاد گرفته، در پی کشف چیزهای تازه است.

 

11- كسب مهارت خواندن مستلزم کسب مهارت‌های زیر است :

      1- خواندن يعني بازشناسی حروف، کلمه‌ها و جمله‌های زبان در یک نوشته.

     2- خواندن يعني درک معنای عناصر و کشف روابط معنایی میان آن‌ها که در نهایت به درک پیام جمله و متن منجر می‌شود.

 

12- سوادِ خواندن، یکی از مهم‌ترین تواناییهایی است که فراگیران در طول یادگیری‌های خود در دبستان کشف می‌کنند. اين مهارت در رشد کودک نقش حیاتی دارد و اساس یادگیری در موضوعات دیگر را فراهم می‌سازد. همچنین این توانایی می‌تواند برای خلاقیت و رشد فردی و اجتماعی به کار رود.

13- خواندن، از جمله وسایل مهم فهمیدن در دنیای کنونی است. فرد می‌تواند نتیجه تحقیقات و مطالعات دیگران را که مدت‌ها به درازا کشیده است از طریق خواندن در مدت کوتاهی فرابگیرد. خوب خواندن از عوامل مهم پیشرفت و سرگرمی و لذت بردن و رفع خستگی می‌باشد.

14- خواندن، تقریبا همیشه فعالیتی با معنا است.

15- خواندن، چیزی بیش از تطبیق صداها با نمادهای نوشته شده یا چاپ شده بر یک صفحه است.

16- خواندن در برگیرنده مجموعه ای از مهارت هاست که پایه مشترک موفقیت در همه زمینه‌های تحصیلی می‌شود.

17- خواندن، محور اصلی سوادآموزی، است.

18- از هرکسی انتظار می‌رود که خواندن و نوشتن را بداند.

19- هدف نهایی از کسب توانایی خواندن، رسیدن به مرحله‌ای است که فرد بتواند نوشته‌ای را بخواند، آن را نقد و بررسی کند و در نهایت به نیازی از نیازهای خود پاسخ گوید.

*****

« خواندن » در زبان عربی و به ويژه آموزش قرآن، به معني" قرائت " می ‏باشد.

این اشتباهی تاریخی است که کلمه ‏ای عام، به جای بخشی بسیار جزئی از آن به کار می‏ رود. 

بسنده كردن به تعريف خواندن، يعني تلفظ حروف صدا دار حروف در آموزش خواندن، ناقص، و بلكه ابتر است.

این اشتباهی تاریخی است که کلمه ‏ای عام، به جای بخشی بسیار جزئی از آن، به کار می‏ رود. 

قرآن در ايران ( شعر )

  « قـرآن در ايـران »  

نقدي بر طرح ملي حفظ جزء 30 در مدارس ابتدايي كه بر خلاف همه قوانين و مسائل علمي و به صورت اجباري برگزار شد.

( با كمال تأسف )

در کشور من ارزش قرآن به « ثواب » است.
فکر و عملش هست، ولی پشت نقاب است!!!

با آن که دم از دولت قرآن زند ایشان،
اما كه چنین شیوه، نه تعلیم کتاب است.

آزردن طفلان وطن، حکمت دین نیست؛
حفظی که کند مضطرب، آن عین عذاب است.

گر شِکوه کنی یا که بپرسی ز دلیلش
گویند که « کافر شده ای »، این چه جواب است؟!!

اینها ز چه از فکر و عمل هیچ نگویند؟
زین فتنه چرا مام وطن یکسره خواب است؟!!

تحمیق وطن بهر امیران شده عادت،
زیرا که چنین حیله تو را شیوه ناب است.

چون سوره بخوانيد و ندانيد، غمی نیست،
زان آیه بترسند که آن حرف حساب است.

فهمیدن قرآن و عمل، شرط تلاوت
این نقطه بیداری این خانه ز خواب است.

یک آیه و صد سوره بخوان، فرق ندارد
چون در تو تدبر نبود، هر دو حجاب است.

در مکتب قرآن نبود خواندن بی فهم
این شیوه تحمیلی حُـکّـام مَـناب 1 است.

بی دینی مردم سببش « جهل مرکب » 2
این شیوه حکیمانه ترین حفظ سراب است.

صد رشته بود فتنه شیطان و در این راه
با فکر و عمل نقشه او نقشه بر آب است.

در جمع ثوابی تو و او در پی معـنا
گویی که چرا وضع من این گونه خراب است؟!!!

ای کاش که من شاعر این شعر نبودم؛
در کشور من، شاعر این شعر، کباب است.

بشكن نماز غصبي ( شعر )

  بشـكن « نـمـاز غصـبي »  

نقدي بر طرح ملي حفظ جزء 30 در مدارس ابتدايي كه بر خلاف همه قوانين و مسائل علمي و به صورت اجباري برگزار شد.

( با كمال تأسف )

بشـكن « نـمـاز غصـبي »
اين شيوه نيـست مقبول،
« قرآن عـلـيه قرآن؟؟!!! »
اين نيست راه معـقول

بازيـچه گشته امروز
اسلام و دين و قـرآن
آخر چرا كسي نيست
در اين ميانه مسئول؟!!

هر سال يك هـياهو
در اين بـلاد ايـمــان
آخـر چرا نـفـهـمنـد !
اين شيوه نيست مقبول؟!!

ملت اسير و حيـران
در دست يك جماعت
قرآن شده بـهـانـه
جمعي به عيش مشغول

فردا كه صحـنه گردد،
اين ها فـسانـه گردد،
ديـگر چه سـود دارد
فريـاد شاه و مشمول؟

امروز روز دين است
قرآن تو را بخواند
هرگز مكن به فردا
اين بارِ سخت، موكول

فردا رسول خاتم (صلي الله عاليه و آله )
در دست اوست قرآن
آنجا به شِكوه گويد
« اين است مُزد محصول ؟!! »

جانا ! مكن شكايت
زينان كه گشته دل ها
مانند قطعه اي سنگ
سرسخت و مست و مغفول

بايد كه جمع گردند
اهل يقين و ايمان
بايد كه جمع گردد
اين شيوه هاي مجعول

فصل الخطاب اين است :
گردد « عمل به قانون »
ديگر روا نباشد
رفتن به فكر معلول 

فرصت تمام گشته
وقت قيام گشته
گامي براي قرآن ...
اين است گام مقبول

شير را بچه همي ماند به او   ....................  تو به پيغمبر چه مي ماني بگو ؟!!

امام جعفر صادق عليه السلام درباره « حق تلاوت قرآن » در آيه 121 سوره بقره :

«  اَلَّـذيـن آتيـناهُـمُ الـکـتابَ، يَتـلونَـهُ حَـقَّ تِـلاوَتِـهُ ،  اُولـئِـک يؤمِـنونَ بِـهِ  »

چنين مي فرمايند :

فَـانـظُر کَيـفَ تَقـرَاُ کِـتابَ رَبِّـکَ ، وَ مَنـشورَ وَلايـتِـکَ  

بنگر چگونه نامه پروردگارت و منشور ولايتت را مي‌خواني؛

وَ کَيـفَ تُـجيـبُ اَوامِـرَهو وَ نَـواهِـيَـهو

و چگونه امرها و نهي‌هاي او را پاسخ مي‌دهي،

 کَيـفَ تَمـتَـثِـلُ حُـدودَهو

و چگونه از حدود الهي فرمانبرداري مي‌کني،

فَـاِنَّـهو کِـتابٌ عَـزيـزٌ،

که اين قرآن، کتابي است استوار

لايَأتيـهِ الـباطِـلُ مِن بَيـنِ يَـدَيـهِ وَ لا مِن خَلـفِـهي

که نه از پيش رو و نه از پشت سر، از هيچ طرف، باطلي سراغ آن نمي‌آيد،

تَنـزيـلٌ مِن حَـکيـمٍ حَـميـدٍ،

نازل شده اي از سوي خداي حکيم و ستوده است،

فَـرَتِّلـهُ تَرتيـلًا، وَ قِف عِنـدَ وَعـدِهي وَ وَعيـدِهي

پس آن را به نيکي تلاوت کن، هنگام (برخورد با) وعده و وعيدش درنگ کن

وَ تَـفَکَّـر في اَمـثالِـهي وَ مَواعِـظِـهي ،

و در مثل‌ها و موعظه‌هايش بينديش،

وَ احذَر اَن تَـقَـعَ مِن اِقامَـتِـکَ حُـروفَـهو ، في اِضاعَـةِ حُـدودِهي

و بپرهيز از اين که با مراعات حروف، به تباه ساختن حدود آن بيفتي!

بحارالانوار، ج 82، ص 44 

نقدي بر كتاب محوري  ( فيلم دادا / dada )

مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوراةَ ، ثُمَّ لَم يَحمِلوها ، كَمَثَلِ الحمارِ يَحمِلُ اَسفارًا

نقدي بر كتاب محوري

 ( فيلم دادا / dada ) 

فيلم را در كانال كلاس معكوس آموزش قرآن ببينيد.

در انیمیشن دادا ( dada )، کودکی که مستعد نظم روزمره، یعنی حمل کتاب روی سر، نیست بیمار به حساب می‌آید.

برای ما ایرانی‌ها این داستان یادآور ماجرای علی‌مراد و شهر کوران است. در داستان دادا اما بر خلاف داستان علی‌مراد و شهر کوران، عامل نابینایی خود کتاب است، که باید عامل دانایی و بینش می‌بود.

انیمیشن دادا اشاره‌ای به کتاب خوب علیه کتاب بد ندارد، بلکه در صدد است چیزی عمیق‌تر و در عین حال روزمره‌تر درباره کتاب را در نظر گیرد.

در اینجا کتاب به نحوی از خودبیگانه‌شده است. در فیلم رقابت‌هایی می‌بینیم، که کتاب را عامل پرستیژ و اعتبار در شهر، نشان می‌دهد. پدر تلاش می‌کند به هر نحو ممکن برای حفظ وجهه نمادین خانواده روی سر فرزند کتاب بگذارد تا از «آبروریزی» در امان بماند.

به این ترتیب، « کارِ کتاب » در دل یک اجتماع « اعتبار محور » نشان داده می‌شود که نتیجه‌اش «تفرد» اشخاص از خلال نشانه‌های مصرفیِ دانش است. نام‌ها، مفاهیم و کتاب‌ها، به نحو سیالی به زنجیره‌هایی از تشخص معنا می‌دهند و جالب اینکه دقیقاً همین مفاهیم و نام‌ها و کتاب‌ها که مشغول نقد فرایندهای «اعتبار محور»اند بیشتر به کار این فرایندها می‌آیند.

اما کار این انیمیشن به همین‌جا ختم نمی‌شود. انیمیشن دادا پا را از بازی سیاست و اجتماع فراتر گذاشته و به فلسفه می‌رسد. آنجا که حتی دکتر واقعی فیلم که کتاب‌های روی سرش حباب نیستند، دچار بحران می شود. او مغز کودک را می‌شکافد و با آنچه می‌بیند کتاب‌هایش به‌باد می‌رود. این یادآور بازگشت به خود چیزها و عبور از «دوکسا» است. کارِ هراکلیتی-پارمنیدیِ «فلسفه».

در سطح فلسفی، این انیمیشن نشان می‌دهد که چگونه میراث علم و نحوه‌ی جهان‌بینی عادت‌واره، می‌تواند «شرطِ امکان» آن زنجیره‌ی کنش متقابل اجتماعی و بازی قدرت و اعتبار باشد، نه برعکس.

دکترِ فیلم دیگر از پرتو کتاب‌ها، واقعیت را بازتفسیر نمی‌کند بلکه واقعیتِ خودِ چیزها، کتب‌ش را به چالش می‌کشد. اگرچه واقعیت، یعنی مغز را در نهایت سگ می‌خورد، اما اتفاقی که برای دکتر ‌می‌افتد موتور محرکه‌ی اصلی تاریخ تفکر است، حرکت از جهل مرکب به جهل بسیط که تو را با جهانت از منظر اول شخصِ مفرد و مسئول مواجه می‌کند. آنجا که دیگر گزارش نمی‎دهیم، با الفاظ بازی نمی‎کنیم و جرأت می‌کنیم نظر بدهیم.

مهم همین گفتن است : بازیابی امکان گفتن از واقعیت و چگونگی این گفتن است که آنچه باید گفت را مشخص کرده و قدرت آن را می‌سازد.

منبع : http://www.hamandishi.ir/news/367386/