نقدي بر كتاب محوري ( فيلم دادا / dada )
مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوراةَ ، ثُمَّ لَم يَحمِلوها ، كَمَثَلِ الحمارِ يَحمِلُ اَسفارًا
نقدي بر كتاب محوري
( فيلم دادا / dada )
فيلم را در كانال كلاس معكوس آموزش قرآن ببينيد.
در انیمیشن دادا ( dada )، کودکی که مستعد نظم روزمره، یعنی حمل کتاب روی سر، نیست بیمار به حساب میآید.
برای ما ایرانیها این داستان یادآور ماجرای علیمراد و شهر کوران است. در داستان دادا اما بر خلاف داستان علیمراد و شهر کوران، عامل نابینایی خود کتاب است، که باید عامل دانایی و بینش میبود.
انیمیشن دادا اشارهای به کتاب خوب علیه کتاب بد ندارد، بلکه در صدد است چیزی عمیقتر و در عین حال روزمرهتر درباره کتاب را در نظر گیرد.
در اینجا کتاب به نحوی از خودبیگانهشده است. در فیلم رقابتهایی میبینیم، که کتاب را عامل پرستیژ و اعتبار در شهر، نشان میدهد. پدر تلاش میکند به هر نحو ممکن برای حفظ وجهه نمادین خانواده روی سر فرزند کتاب بگذارد تا از «آبروریزی» در امان بماند.
به این ترتیب، « کارِ کتاب » در دل یک اجتماع « اعتبار محور » نشان داده میشود که نتیجهاش «تفرد» اشخاص از خلال نشانههای مصرفیِ دانش است. نامها، مفاهیم و کتابها، به نحو سیالی به زنجیرههایی از تشخص معنا میدهند و جالب اینکه دقیقاً همین مفاهیم و نامها و کتابها که مشغول نقد فرایندهای «اعتبار محور»اند بیشتر به کار این فرایندها میآیند.
اما کار این انیمیشن به همینجا ختم نمیشود. انیمیشن دادا پا را از بازی سیاست و اجتماع فراتر گذاشته و به فلسفه میرسد. آنجا که حتی دکتر واقعی فیلم که کتابهای روی سرش حباب نیستند، دچار بحران می شود. او مغز کودک را میشکافد و با آنچه میبیند کتابهایش بهباد میرود. این یادآور بازگشت به خود چیزها و عبور از «دوکسا» است. کارِ هراکلیتی-پارمنیدیِ «فلسفه».
در سطح فلسفی، این انیمیشن نشان میدهد که چگونه میراث علم و نحوهی جهانبینی عادتواره، میتواند «شرطِ امکان» آن زنجیرهی کنش متقابل اجتماعی و بازی قدرت و اعتبار باشد، نه برعکس.
دکترِ فیلم دیگر از پرتو کتابها، واقعیت را بازتفسیر نمیکند بلکه واقعیتِ خودِ چیزها، کتبش را به چالش میکشد. اگرچه واقعیت، یعنی مغز را در نهایت سگ میخورد، اما اتفاقی که برای دکتر میافتد موتور محرکهی اصلی تاریخ تفکر است، حرکت از جهل مرکب به جهل بسیط که تو را با جهانت از منظر اول شخصِ مفرد و مسئول مواجه میکند. آنجا که دیگر گزارش نمیدهیم، با الفاظ بازی نمیکنیم و جرأت میکنیم نظر بدهیم.
مهم همین گفتن است : بازیابی امکان گفتن از واقعیت و چگونگی این گفتن است که آنچه باید گفت را مشخص کرده و قدرت آن را میسازد.
منبع : http://www.hamandishi.ir/news/367386/
امام خمینی ره: «تربیت باید قرآنی باشد؛ بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند.»