پاسخ به آقاي فرجالله سلحشور
پيشنهاد مي كنم كارگردان و محقق محترم سريال ،
قبل از پخش برنامه بعدي شبهات لازم را پاسخ بگويند.
برادر ارجمند آقاي فرج الله سلحشور
نويسنده و كارگردان محترم سريال يوسف پيامبر (ع)
با اهداء سلام و تحيت
با احترام از پاسخگويي سريع و شفاف شما به نقد ارائه شده حقير صميمانه تشكر مي كنم ولي لازم مي دانم مطالبي را به اجمال در باره فرمايشات حضرت عالي بيان كنم.
1- حقير از ارادتمندان و علاقمندان بازي هاي خوب و فيلم هاي حماسي و ديني شما بوده و هستم و از اين لحاظ به شما حق مي دهم كه چرا وجوه مثب فراوان سريال را نبايد ناديده گرفت به ويژه كار خوبي چون سريال يوسف پيامبر كه حاصل مطالعات و زحمات افرادي متعهد و دلسوز و هنرمند هم چون جناب عالي است .
2- فرموده ايد كه حضرت يوسف مرتكب گناه نشده بلكه اين نسبت گناه از نوع سيئاتالمقربين است و انبيا و اوليا ترك اولا و ظريفترين تغافل را برای خود بزرگترين گناه میدانند. از شما سوال مي كنم
اولا آيا عموم مردم مساله حسنات الابرار سيائات المقربين را مي دانند و چقدر مي دانند؟
ثانياَ آيا سريال توانسته اين مساله را به خوبي روشن كند يا نه اصلا اين مساله به قول شما سينمايي ها از آب در نيامده بلكه باعث بروز شبهه ما نحن فيه شده است؟
در همين رابطه پيشنهاد مي كنم كارگردان و محقق محترم سريال ، قبل از پخش برنامه بعدي شبهات لازم را پاسخ بگويند.
3- پاسخ هاي جناب عالي بیش از آن که علمی و بر پایه مستندات قرآنی و روایی محکم و اشاره به مبانی وحیانی و عقلانی باشد ِ به نظر بر اساس وجه احسن روايات بنا نشده است بلكه بيش تر تفسيري عارفانه و شايد بهتر بگويم احساسي است.
۲- برادر گرامي کسی ایمان و اخلاص و تلاش شما را نادیده نمی گیرد اما بيان جملات احساسي، تعارفي و مصداقي فقط اذهان عمومي را متوجه خود مي كند و براي مدتي باعث انحراف افكار از مساله مي شود . اما در دراز مدت كافي نيست. ونياز به عدله پژوهشي ، روايي وعقلي دارد.
۴- چرا شما منتقدان خود را که اغلب به اندازه خودشما دلسوز هستند « فرصت طلب » و « بیمار دل» معرفی می کنيد. این برخوردر چندان در شان یک کارگردان مسلمان نيست. ولي برعکس شما بنده آقاي فرج الله سلحشور را برادری مومن و دلسوز و متعهد می دانیم اما از اصول اعتقادی به هيچ وجه کوتاه نمی آیم.
5- بزرگ ترین اشکال در این جا است که شما محقق ونویسنده داستان، قبل از آن که مطالب جمع آوری شده از تفاسیر و کتب تاریخی و استانی را به صورت سناریو بنویسد، آن ها را با نص قرآن مقایسه مي كرديد و مغايرت آن ها را استخراج مي كرديد ولی احتمالا این کار به صورت کامل و شایسته انجام نشده است. چرا که با کمتر توجهی این اشکال قابل کشف است . متاسفانه عدم انس دائمی این گونه افراد با آیات و معارف قرآن کریم نتیجه ای بیش از گونه سطحی نگری ها در پی نخواهد داشت.
6- در مصاحبه هاي قبلي فرموده ايد : طراز ما در « يوسف پيامبر» تفسير الميزان بود و برای اينكه درساخت «يوسف پيامبر» با ايرادات مواجه نشويم سعی كرديم تفسير الميزان كه تقريباً صحيحترين قول در عصر حاضر است را مبنا قرار دهيم و روايات مورد نظر را با اين منبع، طراز كنيم.
حقير جنابعالي را به مطالعه صفحات ۲۴۵ تا ۲۴۹ جلد ۱۱ ترجمه تفسیر المیزان حضرت علامه طباطبایی جلب می کنم.ايشان دقيقا روايت مطرح شده در سريال را نقل مي كند و در صفحه 249 مغاير بودن آن را با قرآن اثبات مي كندو
درپایان باید گفت ضمن سپاس از تلاش های بی دریغ شما در نشر معارف قرآنی و دینی و آرزوی توفیق بیش ترتان نمی توان از بیان این حقیقت صرف نظر کرد که : پاسخ شما كه عينا براي ساير منتقدين تان آمده است چندان قابل قبول و پذیرش نیست. اميد است در آينده نزديك پاسخ در خوري ارائه بفرماييد. انشاءالله
امام خمینی ره: «تربیت باید قرآنی باشد؛ بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند.»