|
رئيس سازمان پژوهش و برنامهريزی درسی معتقد است مراكز نيازشناسی مانند جامعه، مراكز آموزشی، مراكز تصميمگيری و سياستگذاری كشور، در تبيين برنامه درسی ما نقش دارند و محتوای اصلی آموزشی و تحصيلی ما مطابق با اين نيازهای شناخته شده و عمل میكنند. بخشی از اين نيازهای بیشك آموزشهای دينی است كه كتابهای دينی بيان كننده بخش كوچك و ناقصی از اين نيازهاست.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، سازمان پژوهش و برنامهريزی درسی وزارت آموزش و پرورش نهاد اصلی برنامهريزی و تأليف كتابهای درسی به شمار میآيد. در آستانه ابلاغ برنامه درس ملی در كشور با حجتالاسلام و المسلمين «محيیالدين بهرام محمديان» درباره حضور تعاليم دينی در درونمايه كتابهای درسی به گفتوگو نشستيم:
نظام تحصيلی امروز ما آموزش به ويژه در باب مفاهيم دينی را تنها در قالب كتاب درسی جلو میبرد و يا راههای ديگری را نيز برای ارائه آن در نظر گرفته است؟
آموزش همواره به شيوههای گوناگونی صورت میگيرد، گاهی شكل آن مستقيم است؛ يعنی در قالب داستان و دانشآموز و بازديدهای علمی و فرهنگی ارائه میشود و گاهی هم به صورت غير مستقيم در قالب يك همايش برخی مفاهيم ارائه میشود كه هر يك از اين دوگونه متناسب با سن مخاطب شرايط اجرايی خاصی را داراست. در نظام آموزش و پرورش ايران نيز بخشی از فرآيند آموزش مفاهيم عالی، غير مستقيم است و در چارچوب كتاب درسی دينی تعريف نمیشود؛ مثلاً در كتاب ادبيات اين خلاقيت وجود دارد كه از بزرگان ادبمان مانند مولانا بهره ببريم كه كلام آنها تركيبی از اخلاق و ادب است؛ به عنوان مثال در شعری مانند از «علی آموز اخلاص عمل» ... خواننده هم با معنی اخلاص آشنا و هم با تمامی ظرفيتهای تاريخی كه از كنار شخصيت حضرت علی(ع) به او معرفی میشود و اين امر میتواند بهخوبی منتقلكننده مفاهيم دينی باشد.
نوع سوم آموزش هم خارج از كتاب درسی تعريف میشود و در واقع رفتاری غير آموزشی است مانند فعاليتهايی كه تحت نام پرورشی در مدارس با آنها آشناييم. بهعنوان مثال فعاليتهايی مانند خواندن نماز جماعت كه خود يك آموزش مستقيم نيست، ولی در ايجاد انگيزه در دانشآموزان تأثير بسزايی دارد و نيز كارهای گروهی مانند فعاليتهای تعاونی كه با مشاركت دانشآموزان صورت میگيرد. همچنين بازديدها و سياحتها كه ظاهری تفريحی دارد، اما در عين حال عمل كردن به يك مفهوم تربيتی است. اگر اين فعاليتها با تدبر باشد و نوع خاصی از تفكرافزايی را در دانشآموز ما فعال كند، بیشك رفتار آموزشی و دينی است و اين مجموعه را ما آموزشهای دينی و انتقال مفاهيم دينی به دانشآموز میناميم.
تأثير گرفتن يا تأثيرگذاشتن منوط به شيوه تنظيم برنامه آموزشی از سوی ماست. گاهی شما مستقيماً مفهومی را منتقل میكنيد كه اين يك امر شناختی است، اما اينكه يك امر مانند نماز خواندن چگونه بايد صورت پذيرد نيازمند يك فعاليت عملی نيز هست و دانستن تنها كفايت نمیكند. بايد حس مذهبی و دينی يك فرد را چنان تقويت كنيم كه نسبت به موضوعات دينی احساس انس و نزديكی بيشتری در او به وجود آيد. اين همان مفهوم تربيت است و عوامل زيادی چون رفتار پدر و مادر و مربی در تاثيرگذاری آن اهميت دارد. آموزش تنها چگونگی صورت دادن امری را به ما ياد میدهد، ولی اينكه اين آموخته بخواهد به امری درونی تبديل شود نيازمند تقويت آن توسط عوامل متعدد ديگری است كه معلم و خانواده هركدام در آن نقش خود را دارا هستند و ارزشهای خانه و مدرس در هريك از آنها به تنهايی مطرح میشود.
در سير آموزش فاكتورهای تأثيرگذاری را شامل چه چيزهايی میدانيد ؟ به اين معنی كه بايد يك كتاب چه محتوايی را داشته باشد كه جدای از يك درس به چشم بيايد؟
مسائل دينی و آموزشی اگر در مدرسه به دانشآموز منتقل شود، ولی در محيط خانه زمينه آن فراهم نباشد و يا اجتماع به ديده غير معمول به آن نگاه كند، استهزا و يا كممحلی كند، زمينهی تعارضات رفتاری در فرد پديد میآيد و معنی اين امر میتواند اين باشد كه آموزش نقش خود را ايفا كرده، اما عناصر مكمل كار خود را بهخوبی صورت ندادهاند و وظيفه ما در اصل تقويت فضای عمومی برای رشد اين ارزشهای مكمل است.
بهعنوان مثال وقتی كه كارشناسان میگويند كه مصرف برخی تنقلات برای دانشآموزان مفيد نيست، مدرسه فروش آنها را ممنوع میكند و اجازه استفاده آن را نمیدهد، ولی درعين حال و در خارج از مدرسه جريان رسانهای در حال تبليغ روزافزون آن است، كودك نسبت به خيلی از آنها احساس نياز میكند و خانواده هم در صدد رفع آن نيز برمیآيد و آن تنقلات ممنوعه را به كودك میدهد تا به مدرسه ببرد، اگر در مدرسه سايران او را ببينند كه آن را میخورد آنها هم راغب میشوند و اگر مسئولان مدرسه آن را از او نهی كنند كودك در رفتار و رابطهاش نسبت به آنها دچار تعارض میشود و در واقع نوعی بدبينی ايجاد میشود و اينجاست كه میگوييم همه عوامل تربيتی بايد به مانند هم عمل كنند. لذا اگر بخواهيم بگوييم كه آموزههای دينی بايد چگونه باشند در پاسخ میتوان گفت هرچه عنوان دينی را برخورد میگيرد يا بايد اقناع ذهنی ايجاد كند يا شناخت را بالا ببرد و يا بايد اطمينان قلبی ايجاد كند و آرامش نيز فصل مشترك تمامی آنهاست. در سفرهای زيارتی ما افراد بسياری را میبينيم كه به شكل زيبايی در حال مناجات و عبادت هستند و در عين حال در شكل ظاهری خود، حالتی نامتعارف دارند مثلا مردانی را میبينيم كه از زيورآلات طلايی استفاده كردهاند يا پيراهنی پوشيدهاند كه متناسب با فرهنگ ما نيست. حال سئوال اينجاست كه چرا اين اتفاق میافتد؟ اين امر به معنی نداشتن اعتقاد دينی در آن نوجوان نيست كه اگر اينچنين بود آن فرد اينجا نبود و گريه نمیكرد، بلكه او با بينش مذهبی را ندارد و يا نسبت به اين موضوع اعتقاد قلبی پيدا نكرده است و يا در راه اصلاح و رفتار مذهبیاش گامی برنداشته است. پس آموزشهای دينی بايد رفع اين پيامدها را مدنظر داشته باشد.
برای تأليف كتاب درسی ما مقدمهای نهگانه را پيشبينی كردهايم، ابتدا بايد دانست كتاب درسی قواعد و اسنادی بالادستی دارد كه بايد به آنها توجه شود. مثل فلسفه تعليم و تربيت، نظريه اسلامی تعليم، ويژگیهای انسان مطلوب، پيشرفتهای علمی، بازار اشتغال و روشهای نوين آموزش.
پس از مطالعه و در نظر داشتن اين اسناد بايد متناسب با آن، نيازهای اجتماعی و فردی را بررسی كنيم. مراكز نيازشناسی مانند جامعه، مراكز آموزشی، مراكز تصميمگيری و سياستگذاری كشور، مجلس شورای اسلامی مجمع تشخيص مصلحت و رهبری نظام در شناسايی اين نيازها به ما نظريههای كارشناسی ارائه میكنند، بهعنوان مثال ما در اين نياز سنجیها ديدهايم كه بايد در بيست سال آينده بر مدار دانش حركت كنيم و در منطقه به رتبه اول دست بيايم. برای دستيابی به اين جايگاه بايد برنامهريزی كرد و وظاايف آموزش و پرورش و آموزش عالی وظايفشان را در رسيدن به اين جايگاه را تشريح و تثبيت كرد. برنامه درسی ما در اين مرحله تبيين میشود و محتوای اصلی آموزشی آن در اينجا خود را نشان میدهد. بخشی از اين نيازهای بیشك آموزشهای دينی است كه كتابهای دينی بيان كننده بخش كوچك و ناقصی از اين نيازها است.
در فرآيند آموزش در مقاطع گوناگون برای ايجاد تاثيراتی كه نام برديد كتاب درسی يكی از مهمترين فاكتورها است. در حال حاضر ما برای تاليف كتابهای درسی چه فرآيندی را طی میكنيم؟
پس از آن بايد ديد مقاطع تحصيلی ما چگونه سازماندهی میشود در هر مقطع بايد ويژگیهای ورودیمان يعنی دانشآموزان را از نظر روانشناسی و جامعهشناسی، جسمی و ذهنی و حتی ميزان توجه آنها به موضوعات گوناگون از نظر روانشناسی رشد و نيز ويژگیهای مشترك و تفاوتهای دانشآموزان تعيين كنيم.
در حوزه رفتار دينی حتی ويژگیهای جنسيتی را نيز بايد در نظر آورد
پس از اين بايد بررسی كنيم كه از چه طريق میتوان اين نيازها را برآورده كرد. كتاب و يا ساير موارد؟
همه اين فاكتورها در نهايت به توليد يك برنامه درسی منتهی میشود و اين قبل از تأليف كتاب است برنامه درسی پس از تهيه بايد با حضور كارشناسان و منتقدان بررسی شده و اعتبار بخشی شود. پس از آن در يك نهاد قانونگذار بايد اين برنامه به تصويب برسد يعنی در شورای هماهنگی علمی سازمان تأليف و برنامهريزی درسی بررسی میشود كه آيا يك ماده درسی با ساير موارد درسی از نظر پايه و رده تحصيلی تطبيق دارد و يا خير؟ زيرا ما تنها يك كتاب نمینويسم، بلكه همه كتابها بايد آهنگ واحدی را دارا باشند علاوه بر اين بايد توالی آنها با ساير ردهها و سطحها نيز در نظر گرفته شود.
پس از اين راهنمای درسی بايد در شورای عالی آموزش و پرورش تصويب شد، مؤلفان براساس اين برنامه درسی كتاب را تأليف میكنند، مولفان كتاب تنها دانايان تخصصی يك رشته نيستند؛ بلكه مجموعهای از تمامی متخصصان مرتبط با آن حوزه را تشكيل میدهند.
كه حتی متخصصان علوم تربيتی و روانشناسی بهمنظور ارائه درست مفاهيم را نيز در اين مجموعه میتوان يافت.
با توجه به اينكه اين كتاب تنها خواندن متن نيست و بهرهمندی از تصوير بخش عمدهای از آن را به خود اختصاص میدهد، پس حضور تصويرگران نيز خود را نشان میدهد، مجموعه اين كار پس از كتابپردازی، كتاب درسی را تشكيل میدهد. حالا بايد اين كتاب را با راهنمای توليد آن تطبيق دهيم كه اين كار را شورای عالی آموزش و پرورش و يا منتخبان آن شورا صورت میدهد.
اين كتاب برای ارائه نمیتواند بلافاصله برای همه دانشآموزان مورد استفاده قرار گيرد، پس قدم بعدی اعتبار بخشی كتاب و اجرا و استفاده آزمايشی از كتاب است. معلمان هم برای آموزش اين كتاب بايد دورههای شيوه آموزش آن را گذرانده باشند. پس از آن اين كتاب را بايد اشاعه داد، يعنی همه كسانی كه با آن در ارتباطاند را نسبت به آن آگاهی بخشيد، پس از سه سال اين كتاب مجدد مورد بررسی قرار میگيرد كه آيا در چرخه تحصيلی میتواند بماند و يا نه.
اين فرايند معمولا چقدر طول میكشد؟
معمولاً ميانگين برنامه درسی ما 5 سال است و سعی میكنيم در اين مدت به كتاب دست نزنيم، اما اين هميشه در اختيار ما نيست، البته اينكه شبهات موجود را كتاب درسی تا چه حد و چه مقدر بايد پاسخگو باشد را كارشناسان تعيين میكند فرايند تحول در كتاب درسی كار آسانی نيست و زمانبر است.
اين گفتوگو ادامه دارد ... |