به مناسبت ارتحال استاد حسين صبحدل  رحمه الله عليه             

استاد حسین صبحدل، موذن نام آشنا و تهیه‌كننده‌ی پیشكسوت رادیو صبح چهارشنبه 13 آبان ماه ۱۳۸۸بر اثر كهولت سن از دنیا رفت...

حسین صبحدل موذن نامي و مدير برنامه‌هاي مذهبي راديو در سال‌هاي دهه 60 در سال 1310 در میدان محمدیه تهران متولد شد وي از همان دوران كودكی به مؤذنی در مساجد و فعالیت در هیأت‌های مذهبی پرداخت  و مديريت برنامه‌هاي مذهبي چهره‌هاي نامي‌چون آيت الله سيد محمود طالقاني، و دكتر علي شريعتي و عبدالكريم سروش با وي بود.

صبحدل مسئوليت برنامه‌هاي مذهبي راديو را نيز مدت‌ها عهده دار بود و برخي از برنامه‌‌هاي ماندگار از جمله ربنا‌ي استاد محمدرضا شجريان حاصل تلاش وابتكار وي به شمار مي‌رود.

اذان معروف ايشان از جمله اذان‌هايي است كه با روح نغمه‌هاي ايراني عجين شده است. 
                                  
استاد صبحدل در اجرای سرود معروف «خمینی ای امام» نیز نقش داشته است  و سرود‌هاي ديگري چون  «راه امام در كلام امام»، «بانگ توحيد»، «طلايه‌داران انقلاب»، «حماسه رزمندگان»، «ماه محرم» و مناجات‌های راديو و دعای هنگام تحويل سال و بيش از 1300 اثر راديويی ديگر، بخشي از تلاش‌هاي فرهنگي و هنري وي به شمار مي‌رود.

برگزاری جلسات قرآن در مساجد محلات، داوری مسابقات قرآنی استانی و كشوری در رشته صوت و لحن در دهه‌های 60 و 70، تهيه‌كنندگی و نويسندگی برنامه‌های سحر و مناسبت‌های مذهبی هم از ديگر فعاليت‌هاي  وي به شمار مي‌رود.

استاد زنده‌ياد مرتضي مطهری وصیت كرده بود «هر وقت جنازه من را از زمین بر می‌دارید، اذان صبحدل را پخش كنید».

حسين صبحدل از ميانه‌هاي سال 1385 به بيماري سخت ريوي دچار شد و بعد از چند سال بيماري روز 13 آبان 1388 در سن 78 سالگي دار فاني را وداع گفت.

 درگذشت مرحوم استاد صبحدل را به جامعه قرآني كشور

و خانواده ي بزرگوار ایشان تسلیت می‌گویم.

دو خاطره از استاد حسين صبحدل

   قبل از انقلاب، اداره برخی امور جزئی مسجد دانشگاه علم و صنعت - و شاید بعضی دیگر از مساجد دیگر دانشگاهها - به عهده بچه های انجمن اسلامی دانشجویان بود.یک روز برای اولین بار - از زمان ورودم به دانشگاه - هنگام ظهر سر کلاس بودم که از بلندگوی مسجد دانشگاه صدای اذان بلند شد.
   ابتدا جز در حد معمول، توجهی به آن اذان پیدا نکردم.اما یکدفعه گوشهایم تیز شد:آن اذان، با همه اذانهایی که تا آن زمان شنیده بودم به کل فرق داشت.هم لحن و آهنگ ،هم صدا و طبعا هم احساسی که از شنیدنش به انسان دست می داد.در واقع، همراه با آن صدایی که انگار موجهایی نرم و روان بر فراز شاخ و برگهای خزان زده درختان محوطه دانشگاه سر می خورد و پیش می آمد و در گوش جان می نشست، روح انسان را به پرواز درمی آورد!
   بعد از کلاس،وقتی در باره آن اذان با دوست هم اتاقی ام صحبت کردم،گفت:مگر نمی دانی ؟
گفتم:چه را؟
گفت:اذان حسینیه ارشاد است!
   همه چیز برایم روشن شد! پس راز آن لطافت و بداعت و سوز و بروز، در همین بود! تنها اذان حرفه ای که آن زمان پخشش از رادیوی رِژیم ممنوع بود.اذانی که در آن زمان به تعطیل کشاندن مهم ترین کانون اسلام انقلابی و مترقی،به رغم میل و رضایت رژِیم ،پیوسته از بلندگوهای مساجد دانشگاهها و چه بسا برخی مساجد انقلابی پخش می شد، و یاد آن کانون زنده و پر تپش نبض اسلام انقلابی را ،هر روز در ذهنها بیدار می کرد؛ و نمی گذاشت آن گونه که رژِیم امید داشت ،به فراموشی سپرده شود.
   اما تنها بعد از پیروزی انقلاب و زمانی که خود به رادیو رفتم،دانستم که گوینده این اذان ـ آن زمان کاملا ویِِِِِژه (چون بعد ها مقلدان بسیاری پیدا کرد) - مردی سفید روی،متمایل به بور، با چشمانی به رنگ آبی زلال و قامت میانه متناسب به نام حسین صبحدل است.مرد متواضع و فوق العاده خوشرویی که در غیابش هرگز او را جز با لبخند نمی توانستی به یاد بیاوری.سردبیر گروه اشعار و مناسبتهای مذهبی شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی ایران.
   در آن زمان، من هم همزمان سردبیر برنامه های خردسالان،بچه های انقلاب و قصه ظهر جمعه بودم .روزی یکی از همکاران گروه گفت:آقای صبحدل با شما کار دارد .
رفتم.
   استاد دنبال کسی می گشت که صدا داشته باشد و در ضمن با نحوه خواندن شعرهای باباطاهر و فایز - در همان مایه های ویِه محلی دشتستانی - آشنا باشد.دوست همکار ما که خود در اصل جنوبی بود و در ضمن گاهی خواندن مرا در این مایه ها دیده و خوشش آمده بود ،به گمان اینکه علی آباد هم دهی است،مرا پیشنهاد کرده بود.
   به استاد گفتم که: اشتباهی شده.ته صدایی که من دارم،در حدی که از رادیو پخش شود نیست.
حمل بر تعارف و شکسته نفسی کرد؛ و اصرارورزید که کمی برایش بخوانم.اما هر چه کردم ،رویم نشد در برابر او، جسارت چنین کاری را به خود بدهم و...

   پس از خروج از رادیو، تا سالها استاد را ندیدم.اما همچنان از طریق اذانش، ارتباط معنوی خود را با ایشان حفظ کردم.تا آنکه حدود دو سال پیش ،روزی شنیدم که استاد متاسفانه دچار فراموشی شده است.بسیار متاسف شدم و برایم کاملا غیر منتظره بود.و امروز...
   بی تردید استاد حسین صبحدل ،جدا از وجهه هنری و مذهبی ،انسانی والا، نیک،پاکدل و شریف بود.مجموعه خصایصی که با هم،کمتر در کسی گرد می آید.               نقل از سايت آقاي رضا رهگذر

خداوند او را با اولیاء و ابرار ش محشور گرداند!