بسم الله الرحمن الرحيم

عنوان مقاله :

جايگاه و نحوه ی تأثير رسم الخط

در آموزش قرآن مدارس

                                                                                      رضا نباتي

مقدمه

     مطابق بند هفتم اهداف اعتقادي دوره ي ابتدايي - مصوبه ي شوراي عالي آموزش و پرورش- هدف از آموزش قرآن در دوره ي ابتدايي اين است كه : دانش آموز‹‹ قرآن را از رو مي خواند و با برخي از سوره ها آشنايي داشته و از حفظ مي خواند. ›› (1)  و هم چنين طبق مصوبه همين شورا, افتخار آموزش وتدريش درس قرآن در دوره ي ابتدايي بر عهده ي آموزگار پايه است. (2) 

از اين رو با توجه به وجود مسائلی چون برخی بدفهمی ها درباره ی دو مصوبه ی فوق, بازنگری و اصلاح مبانی و روش های آموزش روخوانی قرآن در دوره ی ابتدايی و ارتقاء صلاحيت های حرفه ای آموزگاران از اهميت فراوانی برخوردار است. آسيب شناسی مبانی و روش های آموزش قرآن تبيين راهکارهای اصلاح الگوهای آموزش قرآن در دوره ی ابتدايي بسيار مهم و ضروری است (3)؛ اما در اين مجال در پی بيان آن نيستيم؛ بلکه با توجه به ضرورت تبيين جايگاه و نحوه ی تاثير رسم الخط در آموزش قرآن دوره ي ابتدايي, به اجمال نکاتی ارائه می شود, اميد است همکاران آموزگار ضمن مطالعه ی دقيق مطالب, نويسنده را رهنمون باشند. 

علت طرح موضوع

    مقام معظم رهبري در ديدار جمعی از قاريان, حافظان و علاقمندان به قرآن کريم فرمودند : « واقعيت تلخ اين جاست كه قرآن هنوز در جامعه ما يك امر عمومي نشده است. همه به قرآن عشق مي ورزند، احترام مي كنند، اما عدّه كمي همواره آن را تلاوت مي كنند و عدّه كمتري در آن تدبّر مي كنند.»

     اين يک واقعيت است که عموم مردم با اين که خود را به حقيقت مدافع و فدايي قرآن مي دانند اما قرآن نمي خوانند؛ اين يک سؤال مهم است که راستی « چرا عموم مردم قرآن نمی خوانند ؟ »

      با کمی توجه به تجارب موجود در می يابيم که هر ساله اعتبارات زيادی صرف آموزش عمومي قرآن کريم در جامعه مي شود. منظور از آموزش هاي عمومي، آموزش روخواني و روان خواني قرآن کريم برای عموم مردم است. مثلاً آموزش وپرورش در طول سال هاي متمادي براي معلمان آموزش روخواني و روان خواني قرآن كريم برگزار کرده است؛ يا آموزش عالي براي دانشجويان از دوره کاردانی تا کارشناسی ارشد, يک واحد پيش نياز آموزش روخواني قرآن کريم برگزار مي کند. و يا نهضت قرآن آموزي با صرف هزینه های چند صد ميليونی وميلياردي در قالب مؤسسات متعدد قرآني اقدام به تشکيل کلاس هاي آموزش روخواني قرآن کريم مي کند. ارگان ها و سازمان هاي دولتي و تشکل ها و موسسات قرآني مردمي و هم چنين مساجد و هيئات نيز همين کار را انجام مي دهند.

    اما باز اين سؤال به قوّت خود باقی است که « براستی چرا مردم قرآن نمی خوانند؟ » آيا واقعاً مشکل مردم اين است که قرآن بلد نيستند؟ويا نه, اساساً آنان قرآن نمي خوانند ؟

     پاسخ به اين سوال دارای ابعاد مختلفی است که در ساير مقالات نويسنده به آن ها اشاراتی شده است. ولی به نظر, از مهم ترين علل عدم انس دائمی عموم مردم با قرآن کريم به موضوع نامتناسب بودن رسم الخط های موجود قرآن های رايج, با دانش ومهارت های کسب شده مخاطبان مربوط می شود. موضوعی که نه تنها باعث سرخوردگی خوانندگان از خوانندن مستمر قرآن در اثر سرکوبی حاصل از شکست های پياپي در اين مسير شده است بلکه در بدفهمی مبانی و روش های آموزش قرآن تاثيرات منفی و در عين حال عميقی گذاشته است. 

علّت و معلول 

     مسأله اصلی اين است که عموم مردم ايران به دليل اين با قرآن کريم انس دائمی ندارند که در روخوانی آن با مشکل جدی رو به رو هستند. وجود اين معلول ناظر به دو علت اساسی است :

1- ناظر بر هدف گزاری های نادرست در عموم آموزش های قرآن از آن جمله ناديده گرفتن مهم ترين و اساسی ترين هدف آموزش يعنی” انس دائمی مخاطب با قرآن کريم؛ به تعبير ديگر, اشکال اساسی شيوه های رايج آموزش قرآن در کشور اين است که, اين شيوه ها افراد را « قرآن دان » بار می آورد اما در نهايت منجر به « قرآن خوان » شدن مستمر و مادام العمر فرد در مسير زندگی نمی شود.

2- وجود رسم الخط های متعدد در کتابت قرآن های رايجی که عمدتاً با سواد فارسی يعنی خواندن و نوشتن آموخته شده عموم مردم, تناسب لازم را ندارد. در اين جا منظور از رسم الخط همان نحوه ی اعراب گذاری کلمات قرآن است که به آن « ضبط المصحف » نيز گفته می شود.

     جالب است بدانيم از دلايل مهم بروز مشکل اول و هم چنين کج تابی روش های آموزش عمومی قرآن بی توجهی به جايگاه رسم الخط قرآن است و به دليل فقدان يک فلسفه وجودی در آموزش ها و فعاليت های قرآنی در طول سال های متمادی به جای آن که مشکل را حل کنيم با آن کنار آمده ايم. در اين جا با ذک اين که چه چيزی آموزش روخوانی قرآن نيست به بيان برخی از اين اشکلات می پردازيم.

چه چيزی آموزش روخوانی قرآن نيست ؟

    دو اشکال اساسی در روش های تدريس روخوانی قرآن کريم و هم اين طور درعموم کتاب های آموزشی در اين باره ديده می شود :

    اشکال اول : آموزش بر خواندن معلم استوار است و قرآن آموزان آيات درس را با معلم يا نوار قرائت همخوانی می کنند.

    اشکال دوم : کلاس درس آموزش روخوانی قرآن به جای مهارت آموزی مبتنی بر قائده محوری است.

     شايد برخی از معلمان يا خوانندگان مقاله بر اين باور پا فشاری کنند که اين روش ها کاملاً صحيح است. در پاسخ به اين دوستان بايد گفت بسياری از افراد قادر به روخوانی همه آيات و صفحات قرآن کريم نيستند و تنها می توانند برخی از سوره ها و آيات منتخب مانند آيه الکرسی و... را بخوانند. اين مساله مربوط به افراد بزرگسال نيست بلکه در اغلب کلاس ها و جلسات قرآنی اين مساله مشاهده می شود.

     اين مساله مانند آن است که يک دانش آموز بگويد من فقط می توانم کتاب فارسی خود را بخوانم و قادر به خواندن ساير کتاب ها نيستم. يقيناً اين نوع آموزش از معلم اين دانش آموز پذيرفته نيست زيرا که آموزش او به تعميم يادگيری نيانجاميده است.

     اشکال کار اين معلم فارسی و آن معلم قرآن در اين است که آموزش به جای آن که بر تقويت حسن بينايي تاکيد کند بر حس شنوايی تاکيد دارد. و از آن جا که هر فردی برای خواندن, لاجرم نيازمند استفاده از چشم است و برای اين کار بايد حس بينايي به اندازه کافی مهارت لازم را به دست آورده باشد.

     به نظر دانشمندان, تنبل ترين عضو بدن, چشم است زيرا تنها ده درصد آن چه را می بيند به مغز مخابره می کند و از سوی ديگر 73 درصد يادگيری از طريق ديدن اتفاق می افتد. بنابر اين اگر معلم تکيه آموزش خود را بر شنيدن استوار گرداند, اين ده درصد ديدن نيز کاهش می يابد و دانش آموز يا قرآن آموز از طريق شنيدن با کلمات, عبارات و آيات آشنا شده و بر اساس آن چه شنيده تنها همان مطالب را « کلی خوانی» می کند.

     درباره ی دلايل بروز اشکال دوم يعنی قاعده آموزی به جای مهارت آموزی نيز در جای خود سخن  خواهيم گفت.  

اما اين دو اشکال از کجا نشات می گيرد ؟

     اين دو اشکال اساسی که در اغلب روش ها و کتاب های آموزش روخوانی قرآن وجود دارد, از تعدد رسم الخط های رايج درکشور ناشی شده است. رسم الخط های رايج از نظر اعراب گذاری ( ضبط المصحف ) دارای اعراب زائد فراوانی هستند. يعنی علائمی که صرفا برای خوشنويسی و زيبايي خط مصحف شريف نوشته می شوند و بيش تر جنبه سليقه ای دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتی ندارد بلکه باعث به وجود آمدن مشکلات فراوانی در قرائت می شوند.

      به عنوان مثال قرآن آموز اين علائم را در کلمه « نُوحِيهَا »  می خواند, اما فرد به دليل عدم اطلاع کافی از علت وجود اين علائم, پيوسته دچار اغلاط متعدد می شود. و از آن جا که مخاطب هرگز اجازه طرح اين فکر را که امکان اشکال در نوشتار قرآن هست به ذهن خود راه نمی دهد ( به دليل قداستی که برای قرآن کريم قائل است ), بنابر اين خود را مقصر و ناتوان می داند؛ اين طز فکر رفته رفته در اثر تکرارهای بعدی قوّت گرفته و منجر به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن کريم می شود.

انواع رسم الخط مصاحف رايج در ايران

      در بلاد اسلامی و هم چنين کشور ايران که مهد هنرهای فاخر و زيبايي هم چون خوشنويسی است. بسياری از خوشنويسان از روی ارادت به قرآن کريم و يا به سفارش بزرگان و سلاطين زمان خود, اقدام به کتابت مصحف شريف کرده اند. خوب است با انواع کتابت برخی از اين رسم الخط ها آشنا شويم:

الف) كتابت به خط عثمان طه (به رسم‌الخط عربى): اين رسم‌الخط علاوه بر زيبايى، محسّنات و ويژگى‌هايى دارد كه توجه قاريان قرآن را به خود جلب كرده‌است.

ب) كتابت به رسم‌الخط فارسى: در اين نوع كتابت، الف‌هاى كوتاه به صورت ممدود نوشته مى‌شود; مثلا «كتب» به صورت «كتاب» و «انزلنه»، «انزلناه» تحرير‌مى‌شود.

ج) رسم‌الخط پاكستانى: اين نوع كتابت از نظر محتوايى، با رسم‌الخط عربى فرقى ‌نمى‌كند و تفاوت آن، شكلى است.

    در کتابت های فوق به دليل غلبه داشتن فنون خوشنويسی, بسياری از ترکيب ها, جابجايي علائم و علائم زائد وجود دارد و در شيوه های نوشتن اين قرآن ها, حرکات و علائم در محل اصلی خود قرار نگرفته اند. و از نظر آموزشی به کلمه آرايي, سطر آرايي و صفحه آرايي توجه نشده است.

    مناسب است در اين جا به شيوه ی ديگری که در سال های اخير در کتابت قرآن کريم در ايران اسلامی مورد استفاده قرار گرفته اشاره بشود.

د) قرآن کم علامت : شيوه‌اى كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوری اسلامی ايران صورت گرفته و در کتاب های درسی وزارت آموزش و پرورش و برخی مراكز ديگر مورد استفاده قرار مى‌گيرد. در اين شيوه, علايم زايد و سليقه‌اى را حذف كرده و كتابت قرآن را به شيوه ی « نگارش فارسى » (كم‌كردن علايم) نزديك‌كرده‌اند.

     مهم ترين ويژگی های اين رسم الخط, کم علامت بودن آن است و همين کار باعث شده است تا در روش آموزش تحولات قابل توجهی اتفاق بيافتد. از آن جمله

1- کاهش اغلاط اعرابی و در نتيجه احساس موفقيت فرد هنگام خواندن قرآن

2- افزايش انگيزه, علاقمندی و انس مستمر فرد با تلاوت قرآن کريم

    تنها در اين شيوه از کتابت است که معلم می تواند به قرآن آموز بگويد : « ببين و بخوان » ؛ زيرا در  ساير رسم الخط ها دانش آموزان اغلب کلمات و حتی عبارات را غلط می خوانند؛ مگر آن که معلم به يکی از دو اشکال ياد شده عمل کند تا دانش آموزان درست بخواند؛ يعنی

اولاً ) خودش بخواند و از شاگردان بخواهد تکرار کنند؛

ثانياً ) چون نمی تواند همه قرآن کريم را با شاگردان کلاس هم خوانی کند, مجبور بشود هر يک از قواعد و نمادهای قرآنی را در ابتدای هر کلاس درس بدهد. ( قاعده محوری)

      به مثال های زير و توجه کنيد و کلمات را همان گونه که نوشته شده بخوانيد :

1-      خَـالِـدُونَ  ( رسم الخط عثمان طه ) -  خـالِـدونَ  ( رسم الخط کم علامت )

2-      يُـوسُـف ( رسم الخط عثمان طه )  -  يـوسُـف   ( رسم الخط کم علامت )     

3-      نُـوحِيـهَـا  ( رسم الخط عثمان طه ) –  نـوحيـهـا  ( رسم الخط کم علامت )

4-      إِلَّـا  ( رسم الخط عثمان طه ) –  اِلّـا  ( رسم الخط کم علامت )

5-      مَّا أَصَابَکَ ( رسم الخط عثمان طه ) - ما اَصابَکَ ( رسم الخط کم علامت )

آسيب شناسی روش های موجود آموزش روخوانی قرآن

    برخی از آسيب های مهم شيوه های موجود آموزش روخوانی قرآن کريم عبارتند از :

1- در اين روش, مهارت درست ديدن جای خود را به روش شنيداری می دهد و در نتيجه فرد همواره در خواندن قرآن توسط چشم با مشکل اساسی روبه رو است.

2- آموزش يک سويه و معلم محور است و قرآن آموزان اغلب در اين شرايط منفعل عمل می کنند.

3- بيش تر وقت کلاس به جای مهارت آموزی صرف قاعده آموزی می شود.

4- اين روش فقط به يادگيری متن مورد نظر آن هم به صورت کلی خوانی منجر شده و در نتيجه به تعميم در خواندن ساير سوره ها و آيات نمی انجامد.

5- تجربه نشان داده است که آموزش قواعد به اين شيوه, به علت انتزاعی بودن مطالب, چندان تاثير مثبتی در يادگيری کامل قواعد ندارد و تنها به حفظ کردن تعاريف و قواعد منجر می شود؛ در نتيجه تنها مقدار کمی از قاعده آموخته می شود. در صورتی که اصل آموزش ويادگيری به صورت عملی و در حين مهارت آموزی به فراگير انتقال داده می شود.

پاسخ به يک سؤال

    سوالی که در اين جا مطرح می شود اين است که « با وجود اين همه دلايل روشن علمی, چرا رسم الخط ها و متعاقب آن روش ها و کتاب های آموزشی به نحوه مطلوب اصلاح نمی شوند؟ »

    در پاسخ اين سؤال بايد گفت دو ديدگاه هميشه در آموزش قرآن وجود داشته است :

ديدگاه اول - معتقد است آموزش بايد همواره از ساده به مشکل ( ازمعلوم به مجهول ) صورت پذيرد. (توجه به مبدا ) ؛ اين ديدگاه موافق تغيير و اصلاح رسم الخط قرآن, روش های تدريس و کتاب های آموزشی است.

ديدگاه دوم -  معتقد است که آموزش ها بايد به توانايي خواندن قرآن های رايج بيانجامد زيرا اين رسم الخط ها در همه مساجد, منازل و جلسات قرآن وجود ندارد. ( توجه به مقصد )

     در پاسخ طرفداران ديدگاه دوم بايد گفت اين نگرانی قابل توجه است و از مسائلی است که نمی توان از کنار آن به راحتی عبور کرد. اما اين دغدغه کاملاً قابل حل است؛ فقط نيازمند يک برنامه ريزی آموزشی مناسب است. برای رفع اين نقيصه بايد به اين دو نکته توجه کرد :

اولاً ) اگر آموزش روخوانی از مراحل اوليه درست انجام شود, از وقتی از نظر روان شناسی يادگيری قرآن آموزان به تدريج از « جزئی خوانی » به « کلی خوانی » می رسند و کلمه يا عبارت را به همان شکلی می خوانند که در مراحل قبلی اول آموخته اند, هر چند دارای اشکال باشد.

   به عنوان مثال خواننده محترم به محض ديدن کلمه « قل» آن را «قُل » می خواند, اما اين کلمه می تواند «قَلَّ» نيز باشد. ولی شما بلا فاصله با ديدن کلمه « قل» بدون توجه به اعراب کلمه, آن را « قُل » می خوانيد. و يا اين درکلمه ی خَالِدونَ  همه آن را خالِدونَ می خوانند. در تمامی کلمات قرآن هم چون يُـوسُـف, نُـوحِيـهَـا, إِلَّـا اين مسأله اتقاق می افتد.

 ثانياً ) در مراحل بعدی می توان در مدت يک يا دو جلسه کوتاه اغلب قواعد هر يک از کتابت ها و رسم الخط های موجود را آموزش داد. مقايسه رسم الخط های رايج در کتاب درسی آموزش قرآن پايه سوم راهنمايي اتفاق افتاده است.

يک نکته جالب

     همان طور که می دانيم حروف فارسی و عربی از نظر شکل باهم مشترک هستند ( به غير از چهار حرف گ چ پ ژ ) و هم چنين بسياری از واژگان از نظر لفظ و معنا در دو زبان مشترک است. هر چند اين مشترکات می تواند و بايد به عنوان يک فرصت و امکان با ارزش محسوب شود, در عين حال دارای آسيب هايي هم می تواند باشد. به اين مثال خوب توجه کنيد

     اين جمله را بخوانيد « آن چه که می توانيد, قرآن بخوانيد. » شما در خواندن اين جمله, به چه چيزی توجه داشتيد و چه چيزی را خوانديد؟  بله,  شما به « حروف » فارسی توجه کرديد. و اين عادت هميشگی ماست که همواره در خواندن, به حروف توجه می کنيم. اما سؤالی در اين جا مطرح می شود اين است: « آيا در خواندن آيات شريفه قرآن کريم هم بايد به حروف توجه کرد؟ » پاسخ اين سؤال « خير » است. زيرا اگر شما در خواندن آيات و عبارات قرآن به حروف توجه کنيد مطمئناً دچار اشکالات متعددی می شويد. و عموم اشکال رايج افراد در خواندن قرآن از بی توجهی به همين مساله ناشی می شود. يعنی آن که بايد بياموزيم که در خواندن قرآن برخلاف خواندن فارسی, توجه بصری (چشمی ) ما حتماً به « علائم » باشد و نه حروف؛ زيرا عموم افراد در شناخت حروف فارسی و عربی, مشکل خاصی ندارند, اما در شناخت علائم قرآن ( اِعراب ) با مشکل جدی روبه رو هستند.

     يادمان باشد که از آن جا که همه ما با شکل و خواندن حروف, آشنا هستيم, بايد بيش تر توجه و حواس خود را به ديدن علائم حروف معطوف داريم؛ مانند راننده ای که هنگام رانندگی هيچ گاه به ترمز, گاز, کلاج و دست دنده و فرمان اتومبيل نگاه نمی کند بلکه همواره به علائم و تابلوهای مسير توجه دارد.

     نتيجه ای که می توان از نکته فوق برای بهبود شيوه های آموزش گرفت اين است که «توجه به ديدن علائم حروف به جای ديدن حروف, کليد حل بسياری از مشکلات روخوانی قرآن کريم است.»

چند پيشنهاد

1- لزوم توجه به اتخاذ عزم جدی برای ايجاد وحدت رويه در تهيه و ارائه رسم الخطی واحد که ساده‌ترين و نزديك‌ترين رسم‌الخط به خط فارسي باشد و بالتبع آن ارائه « قرآن ملی » در کشور برای احاد مردم, متناسب با « سواد قرآنی » آنان با رعايت مسائلی مانند :

1- 1- قانون‌مندي خط ، يعني داراي ويژگي‌هايي با بيش ترين تعميم و كمترين استثناء

2- 1- اكتفا به علائم ملفوظ و ضروري و عدم استفاده از علائم زائد

3- 1- استفاده از رسم‌الاملاء عربي در موارد اختلاف با رسم‌المصحف

4- 1- عدم تركيب و تداخل حروف

5- 1- قرار داشتن حركات و علائم در جاي مناسب و عدم جابه‌جايي آنها

6- 1- استفاده از ساده‌ترين و گوياترين شكل علائم ضروري مانند تنوين و اشباع در مواردي كه اين علائم به صورتهاي مختلفي نوشته مي‌شوند.

2- اصلاح رسم الخط های موجود با تخفيف در مسائل خوشنويسي و حذف علائم سليقه ای و زينتی و مزاحم و هم چنين توجه به کلمه آرايي, سطر آرايي و صفحه آرايي در نگارش مصاحف شريف

3- پرهيز از استفاده از شيوه های نامناسب آموزش روخوانی قرآن کريم که در اين مقاله به تفصيل مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

4- توجه به هدف بسيار مهم « انس با قرآن کريم» هم در جريان آموزش و هم به عنوان نتيجه يادگيری و بهره گيری از روش هاي مناسب که در نهايت منجر به « قرآن خوان » شدن مستمر و مادام العمر فرد در مسير زندگی بشود.

سخن آخر

1-  مناسب است متوليان محترم فعاليت های قرآنی کشور به وضعيت موجود رسم الخط های متعدد سر و سامان دهند. برای كشور عزيزمان زيبنده نيست كه پس از گذشت 30 سال از پيروزی انقلاب اسلامی هنوز يك رسم‌الخط استاندارد و واحد وجود نداشته باشد. در حالی كه بسياری از كشورهای اسلامی از سال‌ها قبل برای خود رسم الخط واحدی دارند.

2-  در نظر گرفتن کرسی های روش شناسی ( متدولوژی ) آموزش ها و فعاليت های قرآنی در کشور با هدف نقد و بررسی وضعيت موجود و اتخاذ تدابير لازم و اصلاح الگوهاي آموزش قرآن جهت رسيدن به وضعيت مطلوب, بسيار ضروری است.

منابع :

1- جلسه ي 647 شوراي عالي آموزش و پرورش، مصوبه ي 16/3/79 اهداف اعتقادي دوره ي ابتدايي، بند هفتم

2- جلسه ي 677 شوراي عالي آموزش و پرورش، مصوبه ي 8/901-120 -  7/6/81  ، بند پانزدهم از اصول حاكم

3- همکاران علاقه مند می توانند مقاله ی « اصلاح الگوهای آموزش قرآن » را از نشريه « نگاه به رويدادهای آموزش و پرورش», شماره ی 395 ص 8 , مطالعه نمايند.