روزنامه کیهان - سه شنبه 7 اسفند 1386 - 18 صفر 1429 - 26 فوريه 2008 - سال شصت و چهارم -شماره 189032

          تربيت صحيح فرهنگ و تربيت اسلامي را تقويت كنيم

نشاني مسير سربلندي و موفقيت در فطرت انساني حك شده است. راه سبز است و امنيت بخش. البته سايه روشن ها و هموار و ناهمواري هاي مسير نيز علامت گذاري شده است. اما آنگاه و آنجا كه مژه هاي چشمان بهم نزديك مي شوند، حواس به سمت و سوهاي دورتر از جاده اصلي پرتاب مي شود و هياهوهاي وسوسه بار كوتاه عمر قفل مي شود. برخي از اولياي فرهنگ هم در استراحت گفته ها و خيالات خود، پرسه مي زنند!... در اين زمينه سازي ها، علف هاي هرز كوتاه قد، خود مي نمايند و.... غفلت ها سايباني بي اعتبار براي فرهنگ و تربيت و اخلاق و... را يدك مي شوند!
... شهيد باهنر درباب تربيت و تعليم، چنين گفته است: «تربيت را ازجايي آغاز كنيم كه دانش آموز مي خواهد و به جايي ختم كنيم كه مكتب مي خواهد.»
آثار زمستان خواهي نخواهي از صحنه زندگي محو مي شود ليكن درخت ها به جاي خود استوار و ماندگارند. حفظ و آبياري درختان، روح آدم را تازه مي كند. همچنان كه تربيت دلپذير انساني، روح را شكوفا مي كند. تربيت سالم، مطلع مثنوي عقلانيت و رشد رواني انسان است اما...
برنامه ريزي و عمل جوابگو باشند
«با ظهور دين مبين اسلام و نزول كلام الله(قرآن) راه به سوي سعادت و آرامش زندگي پيش روي بندگان خالق متعال نهاده و نشان داده شده است. شناخت درست و تأمل در متن قرآن كريم و توصيه هاي پيامبر اعظم اسلام حضرت محمد(ص) و امامان معصوم سبب رستگاري، تربيت صحيح و بينش و نگرش نه تنها امت اسلامي كه موجب امنيت زندگي تمام بندگان خداي بخشنده مي شود.»
«احمد كرمي» بازنشسته فرهنگي، با اين نگاه و باور در پاسخ سؤالم مبني بر راهكارهاي توسعه و تعميق بيشتر تربيت اسلامي در جامعه، مي افزايد: «انسان اگر طالب انگيزه خلقت و زندگي است، لازمه آن، رويكرد خالصانه به برنامه ها و تعاليم بهترين اديان الهي- اسلام- است. اين دين در هر زمينه كه به نفع، سعادت، امنيت و پيشرفت در علوم و... بشر نيز است راهكارهاي موثق نشان داده است از جمله تربيت فرزندان. هر خانواده در جامعه اسلامي مسلماً مي خواهد بهترين نوع تربيت را داشته باشد. هركس به درك و بينش خود مي تواند از بركات قرآن بهره مند شود. اين كتاب آسماني يك مدرسه كه يك دانشگاه تمام عيار براي آموزش اخلاق و تربيت و سلامت روان و فكر است.» وي اندكي صبر مي كند، بعد مي گويد: «البته اين موارد در وسعت بزرگ خود مي بايد نظام مند و فراگير شوند كه اين بيشتر متوجه مسئولان و سازمان هاي آموزشي و پرورشي، ارشادي و رسانه ها است.»
وي براين باور است كه برنامه ريزي و عمل در رسيدن به موضوع با اهميت تربيت بسيار مهم و ضروري مي نماياند و مي گويد: الان يك آسيب جدي ناشي از ضعف تربيتي برخي مردم، همين بد رفتاري ها و دغدغه هاي خانوادگي و از سوي ديگر كمبود زياد تبليغات به صورت هاي مختلف است. مثلاً نوجوان از دوراني كه فهم و تشخيص پيدا مي كند، چشم و گوشش به رنگ ها و توليدها و نمايش هاي بيگانگان است. بعد كنجكاو فرهنگ ها مي شود بدون آنكه نفس و ذات آنها را بشناسد. متأسفانه هم و غم و فكر خيلي ها به رشد جسماني فرزندان است. اعتماد به نفس كم است. مسئولان بايد جلوتر از ديگران به مسئله گسترش و تفهيم انديشه و راهنمايي تربيت جامعه بپردازند. از طريق وسايل فرهنگي، شناخت اسلامي توسعه يابد. و از سوي ديگر، سرانجام مصايب و فروپاشي فرهنگ هاي نازل تربيتي در كشورهاي ديگر (غربي) را بنمايند. فكر مي كنم اين تقابل در صورتي كه جزو متون كلاسيك و برنامه هاي متنوع و جذاب دستگاه هاي فرهنگي- آموزشي قرار بگيرد، جواب مطلوبي خواهد داد.»
فرار از مسئوليت ها
«رضا نباتي» كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي، ادامه صحبت هاي خود را به چگونگي راهكارهاي توسعه بيشتر تربيت اسلامي در جامعه معطوف مي كند. تقدم مصالح تربيتي به ساير آموزش ها، اولين راهكاري است كه او مي گويد و مي افزايد: «متأسفانه تربيت و تعليم در كشور ما بيش از آن كه تربيت صورت بگيرد، آموزش اتفاق مي افتد. به گفته وي همين مقدار كم كه به امور و مسائل تربيت توجه مي شود توسط يك عده خاص و متكلف مربيان ديني، پرورشي و قرآن است. بقيه معلمان بخش هاي رياضي، علوم، زيست شناسي و...، در زمينه امر تربيت كمترين نقش را ايفا مي كنند. اما موضوع ديگر، توجه به اين مسئله است كه يك تفاوت اساسي، بين باورهاي اصيل و فرهنگ كلاسيك- كشورهاي مشرق زمين با كشورهاي غربي وجود دارد و آن اين كه در كشورهاي غربي، بيشتر فلسفه، استدلال و براهين عقلي تعيين كننده هستند. به همين خاطر آنها در يك فرصت كم، مي توانند آن را در جامعه به صورت فرهنگ درآورند. اما در مشرق زمين بيشتر بر عرفان و ادبيات توجه مي شود. ايمان ما هم جنبه قلبي دارد. در چنين جامعه اي، انجام كار تربيتي بسيار مهم است. بنابراين بايد رويكرد ما در تربيت اسلامي، يك رويكرد فرهنگي باشد. يعني در واقع بايستي يك مسئله را در جامعه فرهنگ سازي كنيم تا بتوانيم امور تربيتي را محقق كنيم.»
تغيير فرهنگ خانواده محوري
اين كارشناس ارشد تعليم وتربيت، به عنوان يك راهكار ديگر بحث خانواده محوري را به ميان مي آورد و مي گويد: «در توسعه تربيت اسلامي بايد توجه شود كه خانواده محور تعليم وتربيت اسلامي قرار بگيرد.»
وي سپس راهكار ديگر توجه همه جانبه به توسعه تربيت اسلامي را مطرح مي كند و در اين زمينه معتقد است كه بين صداوسيما، آموزش و پرورش و خانواده بايستي انسجام و وحدت حاكم باشد. بين آنها وحدت رويه وجود داشته باشد. «نباتي» مي افزايد: «گمشده نظام آموزشي ما، تربيت قرآني و اسلامي است، اين از آنجا ناشي مي شود كه نگاه ما به تربيت انسان، يك نگاه جامع و يكپارچه نيست.»
وي مي گويد: «توجه به مباني ارزشي و اسلامي در تربيت است مباني كه در قرآن، نهج البلاغه، صحيفه سجاديه و سيره پيامبر«ص» و ائمه اطهار«ع» آمده است بايد نظام مند باشند و به صورت علمي مدون شوند و در اختيار جامعه قرار گيرد تا برنامه ريزان آموزشي و تربيتي از آنها به عنوان منابع فكري و مكتب تربيتي اسلام استفاده كنند.»
الزام تلفيق تعليم و تربيت و علم و عمل
«بهمن امامي» پژوهشگر علوم ارتباطات، پيرامون جايگاه دانش و تربيت در شيوه فرهنگ اسلام، به اعتبار سخن «محمد غزالي» فيلسوف و عارف مشهور ايران و مؤلف «جواهر القرآن» كه براساس آموزه هاي اسلامي، تعليم را از تربيت و علم را از عمل جدا ندانسته كه هر كدام به همديگر پيوند دارند، به نقل از امام جعفر صادق«ع» كه در سوره فاطر آيه شريفه 25 در تفسير منزلت علما فرموده است علما كساني هستند كه عمل آنها سخن ايشان را تصديق كند و كسي كه عمل او با گفتارش اختلاف داشته باشد عالم نيست، مي گويد: «وي (غزالي) نيز به تبعيت از نظر پيشوايان اسلام و خلاف رأي دانشمنداني مثل سقراط و افلاطون كه معتقد بودند همه فسادها از جهل و ناداني برمي خيزد و با آموزش حكمت و معرفت مي توان جامعه را اصلاح كرد، تعليم را به تنهايي براي تحقق تربيت كافي نمي داند بلكه اين دو را لازم و ملزوم و مكمل يكديگر مي شناسد و مي داند.»
تعليم و تربيت در اسلام
«امامي» درباره آموختن و پروراندن آداب و اخلاق در شريعت و طريقت دين، مي گويد: «آيين مقدس اسلام شامل قوانين، قواعد و احكامي است كه تمام نيازهاي فردي واجتماعي بشر را مورد توجه قرار داده و بنا به مصلحت و احتياجات جسم و روان آدمي با ارائه طرح- پي ريزي- و برنامه هاي خاص خود، اين نيازها را تأمين و خير و صلاح انسان را تضمين مي كند.»
برتر از تمام مكاتب
دين مبين اسلام در مورد اهميت تعليم و تربيت و تأثير آن در مباني ديني و اعتقادي پيروانش، بيشتر از همه اديان آسماني و برتر از همه مكاتب تربيتي- جهاني- سخن گفته و پيروان خود را به كسب علم و دانش و تربيت در مسير خداشناسي و اكتساب به فضل اخلاقي تشويق و ترغيب نموده است. پيامبر عظيم الشأن - حضرت محمد«ص» - كه آيينه تمام نماي حقيقت و واقعيت اسلام و شخصيت بي نظيرشان مظهر تام و كمال اين دين حنيف است، خود بزرگترين مربي جهان بشريت و هادي و راهبر مردم سراسر جهان در همه اعصار به سوي سعادت واقعي هستند. همانگونه كه خود مي فرمايند ايشان از جانب خداوند براي تعليم و تربيت انسانها برگزيده شده اند.
اين پژوهشگر و مدرس دانشگاه، در ادامه صحبت هاي خود، همچنان از «غزالي» نقل مي كند كه اين عارف، مانند بيشتر دانشمندان اسلامي، تربيت را امري تكويني مي داند كه هدف آن ايجاد خلق نيكو و رفتار شايسته در انسان است...
تربيت فاخر ملي-اسلامي هرگز مغلوب تمدن غرب نمي شود
«اميري» فارغ التحصيل ادبيات فارسي، به مجرد آن كه درباره تربيت انساني سؤال مي كنم، سرتكان مي دهد، نفس بلندي مي كشد و با لحن حسرت باري مي گويد: «مدينه گفتي و كردي كبابم! اي آقا، آب در كوزه و ما گرد جهان مي گرديم... از حاشيه پياده روي شلوغ خيابان فردوسي، چند قدم به طرف ديوار عقب مي رود. با تبسم صميمانه اي ادامه مي دهد: «هزاران سال ادب و اخلاق شريف ملي و حدود هزار و چهارصد سال فرهنگ اسلامي، چرا از خودمان حالا بايد سؤال شود راهكارهاي تربيت چيست؟ و چه بايد كرد؟ ... علل زياد است. به طور خلاصه مي گويم از دهه هاي پيش سردمداران حكومتي و دولتمردان به عنوان ترقي و پيشرفت كشور، بستر ورود فرهنگ بيگانگان را هموار كردند بدون آن كه اصل و منابع نفس تربيت و رسوم و اخلاق فاخر ملي را محور امور كنند. در چنان شرايطي كه جامعه ايراني رويكرد و باورهاي سنتي معقول منبعث از فرهنگ پربار و بالنده خود را به رخ جهانيان مي كشيدند، آنان مجذوب پديده هاي خارجي ها مي شدند. رفته رفته كار به جايي رسيد كه فرهنگنامه هاي دانشي و اخلاقي آن سرزمين ها و عمدتاً غربي در متن فرهنگ و نيازهاي آموزشي ما جا پيدا كردند و كار به جايي رسيد كه عريان گرايي مظهر تمدن و پيشرفت شد در حالي كه «ژان ژاك روسو» از فلاسفه و دانشمندان اجتماعي قرن هجدهم فرانسه حدود سه قرن پيش گفته بود كه تمدن امروز- آن روزگار- ويرانگر آزادي فردي است...»