یادتان باشد اگر مُردم عزاداری کنید
بر سر و صورت بکوبید و خودآزاری کنید

آبرو‌ها برده‌اید از من در ایام حیات 
لااقل حالا که مُردم آبروداری کنید

من که می‌دانم در آن‌جاتان عروسی‌ها به پاست
لااقل در مجلس ختمم کمی زاری کنید

می‌کنم تقدیمتان متن وصیتنامه را
تا پس از اجراش احساس سبکباری کنید

اول اینکه در شب هفت و چهل هنگام شام
باید از آوردن اولاد خودداری کنید

شام ختم دوستانم هیچ تعریفی نداشت 
ران و سینهٔ مرغ ما را خوب سوخاری کنید

وای اگر گردو نباشد لای خرماهای من 
فکر خرما و خطیب و مسجد و قاری کنید

ثانیاً مشکی بپوشید و چهل شب ریش را
تا به زانو هم اگر آمد پرستاری کنید

از وصال تیغ و صورت ما معذب می‌شویم 
فوق فوقش ریش را یک ذره ستاری کنید

ثانياً حج و نماز و روزهٔ سی ‌سال را 
باید از شخصی برای من خریداری کنید

ثالثاً از شعرهای من کسی حظی نبرد
مردم کج ذوق را در فهم آن یاری کنید

یک دگر را از چه رو جر می‌دهید‌ای دوستان؟ 
بر سر نعشم نباید نابهنجاری کنی
د

من به کل مردم ایران تعلق داشتم
پس برایم چاله‌ای مرغوب حفاری کنید

بوی گند لاشه‌ام پیچید در گوش فلک 
شاعرم ، برگ چغندر نیستم کاری کنید

شست‌وشوی مرده آن هم پیش چشم دیگران؟ 
وای اگر با نعش من این‌گونه رفتاری کنید

من نمی‌خواهم خیابانی به نام من کنند
نام ما را روی سنگ قبر حجاری کنید

از فشار قبر می‌ترسم سپیدی کفن 
زرد گردد رنگ آن را کاش زنگاری کنید

عرضمان را درز می‌گیریم با این توصیه 
ملت در صحنه استکبار آزاری کنید!

شاعر  : آقاي سعيد نوري