مقاله : 30 كج فهمي رايج در آموزش عمومي قرآن كريم
« 30 كج فهمي رايج در آموزش عمومي قرآن كريم »
چكيده
« بيش از 95 درصد از دانش آموزان اين كشور، فقط در مدرسه با قرآن كريم آشنا مي شوند. » اين مطلب به تنهايي نشاندهنده جايگاه منحصر به فرد آموزش قرآن در وزارت آموزش وپرورش است. اما وجود متغييرهاي مداخله گر آشكار وپنهان در تحقق اهداف قصد شده، نقش اساسي ايفا ميكند. حاصل بررسي هاي نويسنده مقاله به عنوان مؤلف كتابهاي درسي قرآن در طول 15 سال گذشته « كج فهمي هاي رايج در آموزش قرآن » را از عمده دلايل كم توفيقي اين درس مي داند؛ كه اغلب آنها ريشه در باورهاي غلط متوليان و برنامه ريزان از يك سو و معلمان وخانواده ها از سوي ديگر دارد.
از آنجا كه اجزاء و عناصر يك برنامه درسي، مباني آموزش آن درس را مشخص ميكند، لذا شايسته است ابتدا به سراغ آنها رفت. البته گاهي قداست وجايگاه رفيع قرآن كريم نيز باعث ميشود تا اذهان عمومي درمقابل هرگونه نقدي از خود ايستادگي نشان داده وبررسي اهداف، رويكرد، محتوا، روش هاي آموزش و تدريس وشيوه ارزشيابي را ناممكن جلوه دهد. عدم تغيير رويه هاي موجود آموزش قرآن در طول سالهاي متمادي، نيز مزيد برعلت است.
مبناي اين پژوهش، بررسي وضعيت موجود بر اساس اسناد تحولي چهارگانه مصوب شورايعالي انقلاب فرهنگي و شوراي عالي آموزش وپرورش است.
يافته ها نشان ميدهد كه كج فهمي هاي موجود عمدتاً ريشه درچهار حوزه هدفگذاري، برنامه ريزي، اجرا و ارزشيابي دارد. راهكار اساسي، داشتن عزم ملي براي شناسايي وتلاش براي جلوگيري از تكرار اشتباهات و باورهاي غلط گذشته و جايگزيني روش هاي معقول و علمي است.
واژه هاي كليدي
باور، كج فهمي، فرهنگ، برنامه درسي، برنامه ريزي آموزشي، آموزش قرآن، رويكرد، ارزشيابي، تربيت
مقدمه
قرآن كريم « تنها معجزه » به جا مانده از رسالت 124 هزار پيامبر الهي است كه امروز به امانت، نزد ماست و روز قيامت پيامبر اكرم از آن سؤال خواهد كرد.2 كتابي كه صاحب آن، خداوند عليم و قدير است. عليم يعني عالم مطلق و قدير يعني قادر مطلق. خدايي كه به واسطه آخرين پيامبرش با بشر سخن گفته است. سخناني از روي دلسوزي و براي هدايت و راهنمايي انسان، نسخه نجات و رستگاري او در زندگي دنيا و پس از آن. پيروان آخرين پيامبر الهي اين كتاب را تقديس مي كنند و آن را مايه بركت مي دانند. مسلمانان با توجه به نوع پرداختن به قرآن به دو گروه عمده تقسيم مي شوند :
گروه اول، صاحبان خرد و انديشه هستند كه در اثر علاقه و انس دائمي با قرآن كريم، برنامه زندگي فردي و اجتماعي خود را بر اساس آنچه در قرآن كريم آمده تنظيم مي كنند و همواره در تلاشند تا از اين مسير راهي براي قرب الهي بيابند.
گروه دوم، كساني كه تنها به ذكر نام و قرائت ظاهري آن بسنده كرده اند. ايشان با توجه به همين مسأله، در راه تبليغ وترويج قرآن به هر روشي دست مي يازند و اغلب با تكيه بر احساسات صرف و سطحي نگري دچار اشتباهات كوچك و بزرگي مي شوند كه جامعه را دچار انحراف و كج فهمي مي كند. اين موضوع در اثر دوري از تعقل و تفكر در قرآن كريم و شيوه هاي صحيح و معقول و قابل پذيرش همگان رخ داده و در مقابل گاه همراه با اغراق و غلو و خارج از تصور بشري ارائه مي شود.
گاهي اين كج فهمي ها، پا را فراتر از سليقه و نظر شخصي گذاشته و تا آن جا كه به عقيده فردي و اجتماعي تبديل شود، پيش مي روند. اين دسته از باورها كه چندان منطقي و معقول نبوده، نتيجه اي جز انحراف و استحاله را در پي ندارد. تا آنجا كه بر عليه آن مكتب و عقيده قيام مي كند. در اين جاست كه بر علماي قوم و فحول انديشمندان واجب مي شود تا براي آن چاره كنند و از لغزش عده اي كثير در پرتگاه تعصب، جلوگيري كنند.
پس از مشخص شدن ضرورت و اهميت موضوع، بايد ديد آيا امكان چنين تغيير و تحول فرهنگي در جامعه وجود دارد يا خير ؟ آيا به مصلحت حكومت ها و نظام هاي تربيتي هست كه تن به اصلاحات فرهنگي بدهند و يا بايد در مقابل آن نرمش نشان داده و سكوت كرد و يا آن را به اصطلاح مصادره به مطلوب نمود ؟
از سوي ديگر مهم ترين خطري كه يك نظام ديني را تهديد مي كند « التقاط فرهنگي » است. اين خطر در اثر استحاله فرهنگي رخ مي دهد. يعني آن كه جامعه و افراد آن، صورت يك عقيده را حفظ كرده؛ اما در عمل بر خلاف آن اقدام مي كنند. راهكار اساسي در تجديد نظر جدي در برخي از باورهاي ديني است كه يا بر عليه دين در حال فعاليت هستند و يا دست كم بي خاصيت و بي نتيجه اند و نيازمند مرمت و بازسازي مجدد. يكي از اين حوزه ها، حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم است. آن هم در نظام تعليم و تربيت با بيش از 12 ميليون نفر دانش آموز كه هر يك در طول سنوات تحصيلي بيش از 800 ساعت رسماً با يادگيري كتاب خدا آن هم تنها در درس قرآن سر و كار دارند. از اين ميزان ساعت 510 ساعت آموزشي به دوره ابتدايي اختصاص دارد.
بررسي باورهاي و كج فهمي هاي رايج در آموزش قرآن دوره ابتدايي رسالت اين مقاله است كه هر چند به اجمال و فهرست وار اما مبتني بر مباني نظري و نيز وضعيت برنامه ريزي، اجرا و ارزش يابي صورت گرفته است.
چارچوب نظري
تفکر انتقادي شناسايي استدلال هاي غلط و پرهيز از تناقضات و مفروضات اظهار شده و نشده در بحث هاي ديگران ، عدم هيجان عاطفي در هنگام روبرو شدن با مسئله يا عدم تعادل است (مايرز، 1386) . امروزه صاحبنظران، تفکر انتقادي را به عنوان برونداد اصلي تعليم و تربيت نوين معرفي مي کنند و تدريس تفکر انتقادي را اصلي مهم براي يادگيري اين تفکر وجود دارد. با توجه به اهميت مسئله تفکر در اهداف نظام آموزشي و گفته هاي مسئولان ، متصديان و مجريان آموزشي، در عمل تبيين واضح و روشني از مفهوم تفکر انتقادي نشده است که علت اصلي آن را مي توان در همين کج فهمي ها جستجو کرد که در نهايت دشواري هاي بزرگي را به وجود اورده و سبب گمراهي و به بيراهه کشيدن يادگيرندگان شده آنان را از اهداف مورد نظرشان دور خواهد کرد (حسيني، 1381) .
اصولا کج فهمي نسبت به يک مفهوم زماني رخ مي دهد که شخص به مفهومي اعتقاد دارد که به طور معقول، نادرست است (بارنز، 2005). کج فهمي به تصورات قبلي، افکار و باورهاي غير علمي، مفاهيم درهم، يا سوء تعبيرهاي مفهومي اشاره مي کند و حالتي را نشان مي دهد که در آن عقايد فرد با تفسير علمي کاملا مغاير است. يک شخص ممکن است چندين تصور ذهني از برخي پديده ها داشته باشد بررسي ادبيات پژوهش نشان مي دهد که در خصوص مفهوم تفکر انتقادي توافق کمي وجود دارد.
نتايج پژوهش العزيز (2008) نشان داد که معلمان در کشور اردن با تعاريف و استراتژي هاي تدريس تفکر انتقادي آشنايي کمي دارند و در مورد مفهوم واقعي آن با شک و ترديد روبرو مي باشند پالمر (2007) در پژوهشي به اين نتيجه دست يافت ميان معلماني که گرايش هاي تفکر انتقادي مثبت دارند و معلماني که تفکر انتقادي ا به عنوان يک هدف يادگيري در نظر مي گيرند و از بحث در کلاس استفاده مي کنند رابطه مثبت وجود دارد نتايج پژوهش الديگدر (2009) نشان داده است که معلمان نظرهاي مثبت دارند و به تفکر انتقادي علاقمندند و در فرصت مناسب از روش هاي تفکر انتقادي در کلاس استفاده مي کنند. اما از اجزا و عناصر تفکر انتقادي اطمينان ندارند.
هدف تحقيق :
بررسي 30 کج فهمي رايج در آموزش عمومي قرآن كريم
روش پژوهش :
روش مورد استفاده در اين پژوهش، « روش کيفي » و از نوع موردي است.
مباني نظري
بيشتر اوقات مفهوم تفکر انتقادي معناي نقد کردن را به ياد شنونده مي آورد که بعد منفي دارد و تاثيري ناخوشايند بر يک ايده يا عمل مي گذارد. بنابراين اگر از واژه انتقادي در تفکر انتقادي فقط نقد کردن صرف استنباط شود مسلما به منزله نوعي ارزيابي غير سازنده نگريسته مي شود. در حالي که آن نگاهي تيزبينانه است و به معناي نقد کردن و نگاه گله مندانه و شکايت آميز نيست. فرايندي تحليلي است که مي تواند به شما کمک کند تا در جريان يک مسئله شيوه اي مؤثر و سازماندهي شده قرار گيريد و درباره آن مشکل فکر کنيد پس تفکر انتقادي بيش از نقد کردن و هر فعاليت ذهني ديگري هدفمند است (شعباني، 1382).
تفکر انتقادي با کج فهمي هايي در خصوص اعتقاد به يک روش واحد عدم توجه به جنبه رشد و توسعه تفکر انتقادي به عنوان هدف نهايي، عامل زمان، کج فهمي در هدف کل نگري، ميزان تحصيلات، غفلت از واقعيت هاي غير مرتبط و موارد ديگري روبرو مي باشد. اين کج فهمي ها در نهايت موجب سردرگمي مي شوند و مجريان در صورتي که در خصوص مفهوم درست آن مطمئن نباشند در به کارگيري آن دچار مشکل خواهند بود (جيانکارلو، 2001).
به همين جهت لازم است که اين آموزش به طور صحيح انجام پذيرد و ابهامات که براي مجريان امر در مورد مفهوم تفکر انتقادي وجود دارد برطرف گرديده و تلاش بر آن باشد که ذهن افراد نسبت به اين مفهوم از ديگاه درستي برخوردار باشد (سيف، 1387).
تعاريف عملياتي و واژه هاي کليدي
بسياري از واژه ها و اصطلاحاتي كه در اين پژوهش مورد تأكيد هستند، تعاريف و کاربردهاي متکثّر و متفاوتي در اين حوزه دارند. بنابراين براي هماهنگي و انسجام در ساختار تحقيق, لازم به باز تعريف هستند. از اين رو در اين تحقيق, اصطلاحات زير با اين تعاريف از سوي پژوهشگر مورد استفاده قرار گرفته است :
باور : فکر يا رفتاري است که در اثر تکرار، انسان به درستي آن اعتقاد داشته و آن را به عنوان يک حقيقت مسلم پذيرفته و قبول مي کند و با اين معيار همه چيز را مورد ارزيابي و سنجش قرار مي دهد. به عبارت ديگر عميق ترين رفتارها در سطح ناخودآگاه هر انسان
كج فهمي : فهم نادرست از يك واقعيت در اثر دخالت دادن پيش دانسته ها
فرهنگ : دربرگيرنده ي اعتقادات، ارزشها، اخلاق و رفتارهاي متأثر از اين سه، و همچنين آداب و رسوم و عرف يک جامعه معين تعريف مي شود.
برنامه ريزي آموزشي[1]: فرآيند تشخيص وضعيت موجود و مطلوب جامعه، تعيين اهداف نظام آموزشي، سياستگزاري، تعيين شاخص ها و رويه ها و تخصيص منابع، امكانات، نيروها، بودجه و روشهاي تحقق آن از اهداف برنامه ريزي آموزشي مي باشد. (ملكي1375)
برنامه درسي[2] : عبارت است از تعيين روشهاي علمي براي تحقق هر يك از عناصر برنامة درسي و تعيين راه مربوط در انجام روشها. ( ملكي 1375 )
آموزش قرآن : فراهم آوردن موقعيت تربيتي لازم براي كسب مهارت هاي خواندن، فهميدن و تدبر در قرآن كريم به منظور انس مستمر با قرآن كريم براي بهره مندي از آن در زندگي
رويكرد : یک موضع گیری درباره مقصد غایی برنامه درسی و طرز تلقی نسبت به یادگیرنده، فرایند یادگیری، فرایند آموزش ( گام هایی که معلم در جریان آموزش باید بردارد )، محیط یاد گیری، نقش معلم ( انتقال دهنده اطلاعات، تسهیل کننده يادگيري و ... ) و تلقی نسبت به ارزش یابی از آموخته های فراگیران. ( معافي, محمدعلي، ص 14 )
ارزش يابي : فراگرد جمع آوري و تفسير منظم شواهدي كه در نهايت به قضاوت ارزش يابي نظر به اين كه اقدام شخصي بيانجامد. ( شيرازي, علي، ص 236 )
تربيت : فراهم آوردن موقعيت براي تكوين شخصيت و شكوفايي فطرت به سوي كمال بي نهايت.
كج فهمي هاي رايج در آموزش عمومي قرآن
باورهاي غلط و كج فهمي هاي رايج در زمينه آموزش قرآن را ابتدا بايد در اركان برنامه درسي آن جست و جو كرد. برخي از اين كج فهمي ها به تفكيك اركان و عناصر يك برنامه درسي عبارتند از :
الف – بـاورهاي غلط در حوزه « اهداف »
ب – بـاورهاي غلط در حوزه « محتوا »
ج – بـاورهاي غلط در حوزه « مواد آموزشي ( رسانه ها ) »
د – بـاورهاي غلط در حوزه « راهبردهاي ياددهي- يادگيري »
هـ - بـاورهاي غلط در حوزه « زمان آموزش »
و – بـاورهاي غلط در حوزه « ارزش يابي »
ز - كج فهمي هاي رايج در حوزه « معلم و مربي »
***
در اين مجال اندك و در حد حوصله مقاله به پاره اي از اين كج فهمي ها و باورهاي غلط در حوزه آموزش عمومي قرآن كريم مي پردازيم :
الف - باورهاي غلط در حوزه « اهداف »
1- « قرآن فوتي »
« باور » به اعتقاد قوي و دروني شخص ( يا اشخاص ) به يك چيز اطلاق مي شود. به تعبير ديگر باور به اعتقاد قلبي به بودن و يا نبودن چيزي و يا انجامپذير بودن و يا انجامناپذير نبودن کاري گفته مي شود که از تکرار افکار هم نوع ساخته مي شوند.
براي تقريب به ذهن و روشن تر شدن مفهوم كج فهمي بهتر است به يک باور غلط قديمي اشاره كنيم؛ البته امروزيها شايد اطلاعات چنداني درباره آن نداشته باشند و احتمالاً از شنيدن آن تعجَب مي كنند و شايد هم بخندند. تا چند دهه قبل در برخي از نقاط کشور رسم بود افرادي که قاري قرآن بودند پس از قرائت هر سوره کوچک يا يک رکوع از يك سوره، نفس عميق ميکشيدند و سپس داخل مَشک خالي فوت ميکردند و درش را فوري ميبستند و باز سوره اي ديگري ... تا اين که مشک پر از هوا ميشد. آنگاه به قبرستان ميرفتند و قرآن فوتي را به صاحبان مرده ميفروختند. به اين ترتيب که سر مشک را روي سنگ قبر قرار ميدانند و به اندازه مبلغي که دريافت ميکردند، از نفس گرم خود كه داخل مشك حبس شده بود، نثار مرده ميکردند. به اين قضيه « قرآن فوتي » ميگفتند.
اين قضيه در عين خندهدار بودن، عبرتآموز است كه در اثر كج فهمي، به يك باور غلط تبديل شده است. و اينك اين سؤال به ذهن خطور ميکند كه : « آيا آيندگان هم درباره برخي از باورهاي ما چنين قضاوتي خواهند داشت ؟!! »
اولين كج فهمي :
كم توجهي به « هدايتگري قرآن » به عنوان غرض اصلي نزول قرآن كريم در هدف نويسي ها و برنامه ريزي هاي درسي و آموزشي
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
2- « نخ تسبيح »
ناديده گرفتن هدف « هدايت » به عنوان نخ تسبيح همه برنامهها و فعاليتهاي قرآني، خطاي استراتژيک در حوزه آموزش و فعاليت هاي قرآني كشور است؛ البته عده اي خواهند گفت : اين هدف, از پيامدهاي آموزش و فعاليتهاي قرآني است. ضمن تأييد کلي اين مطلب, سؤالي مطرح مي شود و آن اين است که آيا اين کار - يعني واگذاردن هدف « هدايت » به خود شخص و پيامد آموزش کافي است ؟ و همه مخاطبان را به آن هدف آرماني مي رساند ؟ و يا بايد از همان ابتدا براي تحقق آن، برنامه اي مشخص و مدون داشته باشيم؟
با كمي توجه در آموزش ها و فعاليت هاي قرآني اعم از روخواني و روان خواني تا تجويد و قرائت و حفظ در مي يابيم كه مهم ترين غرض نزول قرآن تا چه حد مغفول واقع شده است.
دومين كج فهمي :
مقدماتي چون روخواني و روان خواني و نيز مُحسّانات و مؤخراتي چون تجويد و حفظ و قرائت را آموزش قرآن فرض كردن.
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
3- « الاغي با بار كتاب »
قرآن كريم در مذمّت قوم يهود كه حقيقت دعوت پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله را مي دانستند, اما از پذيرش آن سرباز مي زندند, به چارپاياني كه كتاب بر آن ها نهاده اند, تشبيه مي كند. اين سزاي قومي است كه كتاب آسماني خود را مقدس مي شمارند, ولي به آن عمل نمي كنند ؟
مَـثَـلُ الَّـذينَ حُمِّـلُوا الـتَّوراةَ ، ثُمَّ لَم يَحـمِـلوها،
مثل كسانى كه تورات بر آنان بار شد (و به آن مكلف گرديدند) آن گاه آن را به كار نبستند،
كَـمَـثَـلِ الـحِـمارِ، يَحـمِلُ اَسـفارًا
هم چون مثل خرى است كه كتابهايى را برپشت مي كشد؛
بِئـسَ مَـثَـلُ الـقَومِ الَّـذيـنَ كَذَّبوا بِـآياتِ اللّهِ،
چه زشت است وصف آن قومي كه آيات خدا را به دروغ گرفتند.
وَ اللّهُ لايَهـدِي الـقَومَ الـظّالِـميـنَ
و خدا مردم ستمگر را راهنمايي نمي كند.
سوره ي جمعه , آيه ي 5
همواره بايد از چنين داستان هايي درس گرفت و با خود حديث نفس كرد كه « ما با كتاب خدا چه مي كنيم؟ اين همه تلاش و شتاب براي چيست و ديگران را با خود به كجا مي بريم ؟! » لذا آنچه بيان ميشود از باب « وَ ذَکر، فَـاِنَّ الـذِّکـري تَنـفَـعُ الـمُؤمِـنيـنَ » ( ذاريات/ 55 ) است.
با وجود هزينههاي فراواني که در حوزه آموزش و فعاليتهاي قرآني کشور در طول سالهاي متمادي شده و ميشود ( كه البته کافي نيست )، اين امر در ايران با وقفه علمي و رکود فکري نسبتاً شديدي روبه رو بوده است. دلايل بسياري بر اين مسئله مترتب است. از جمله وجود « باورهاي غلط » فرهنگي و آموزشي به ارث مانده از گذشته هاي نه چندان دور.
اين رويه اگر در گذشته به دلايل فرهنگي آن روزگار تا حدودي نيازهاي جامعه ديني را اقناع ميکرد؛ امروز ديگر پاسخگوي نياز و ذائقه جامعه و به ويژه كودكان و نوجوانان نيست. از اين رو نگاهي دوباره به آموزش قرآن و فعاليت هاي قرآني ضرورت دارد. به ويژه كه در سال هاي اخير شاهد توليد, تصويب و ابلاغ اسناد تحولي گوناگوني در اين حوزه بوده ايم و ديگر نمي توانيم با نگاه صرفاً سليقه اي دست به تأليف و تولد اثر بزنيم.
سومين كج فهمي :
غفلت از اوامر و نواهي و هشدارهاي قرآن كريم، حتي درباره خودش
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
4- از « قرائت هدر » بر حذر باش !
عده اي فکر ميکنند كه قرائت قرآن در هر صورت آن ثواب و رحمت است. چه بفهميم و چه نفهيم، چه عمل کنيم و چه عمل نکنيم. همينکه قرآن را خوب و زيبا بخوانيم و بقيه لذت ببرند چه ثوابها که نکردهايم و چه خدمتها که در حق قرآن کريم انجام ندادهايم؛ بهخصوص اگر از حفظ هم باشد که ديگر نورعلي نور ...
اينکه تمامي همايشها، سمينارها با قرائت قرآن كريم شروع ميشود و حافظان قرآن در جلسه کرسي قرائت قرآن کريم همه را ميخکوب انواع و اشکال خواندن قرآن خود ميکنند، چه پيشرفت بزرگي در جامعه اسلامي و انقلابي ما است برايم زيبا و جذاب بود و هميشه خدا را بر اين نعمت شاکر بودم و راضي از وضعيت موجود و ممنون از تلاشهاي جامعه قرآني کشور ...
اما كافي است براي يك بار هم كه كشده دعاي آغاز قرائت قرآن کريم که در ابتداي اغلب قرآن ها از قول امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده، بخوانيم. در اين دعاي نوراني با اين عبارات برخورد مي كنيم :
« ... وَ لا تَجعل قِـرائَتي قِرائَـةً لا تَدَبُّرَ فيها ...
وَ لا تَجعَل نَظَري فيهِ غِفلَةً وَ لا قِرائَتي هَذَرًا ... »
( اصول کافي، ج 4، ص 300 )
در اين عبارت نوراني تأكيد بر خواندن همراه با تفكر و تدبر است. در واقع مفهوم « حق تلاوته» در آيه 121 سوره بقره نيز همين مطلب است : « اَلَّـذيـن آتيـناهُـمُ الـکـتابَ، يتـلونَـهو حَـقَّ تِـلاوَتِـه اُولـئِـک يؤمِـنونَ بِـه » در کتاب شريف بحارالانوار، ج 82، ص 44 از امام صادق عليه السلام درباره «حق تلاوت آيات» چنين نقل ميشود :
فَـانـظُر کَيـفَ تَقـرَاُ کِـتابَ رَبِّـکَ وَ مَنـشورَ وَلايـتِـکَ ، وَ کَيـفَ تُـجيـبُ اَوامِـرَه وَ نَـواهِـيـه
بنگر چگونه نامه پروردگارت و منشور ولايتت را ميخواني؛ و چگونه امرها و نهيهاي او را پاسخ ميدهي
وَ کَيـفَ تَمـتَـثِـلُ حُـدودَهو ، فَـاِنَّـهو کِـتابٌ عَـزيـزٌ لايأتيـهِ الـباطِـلُ مِن بَيـنِ يدَيـهِ وَ لا مِن خَلـفِـه
و چگونه از حدود الهي فرمانبرداري ميکني، که اين قرآن کتابي است استوار که نه از پيش رو و نه از پشت سر، از هيچ طرف، باطلي سراغ آن نميآيد،
تَنزيـلٌ مِن حَـکيـمٍ حَـميـدٍ، فَرَتِّلـهُ تَرتيـلًا ، وَ قِف عِنـدَ وَعـدِه وَ وَعيـدِه
نازل شده اي از سوي خداي حکيم و ستوده است. پس آن را به نيکي تلاوت کن، هنگام (برخورد با) وعده و وعيدش درنگ کن
وَ تَـفَکَّـر في اَمـثالِـهي وَ مَواعِـظِـهي ، وَ احذَر اَن تَـقَـعَ مِن اِقامَـتِـکَ حُـروفَـهو في اِضاعَـةِ حُـدودِهي
و در مثلها و موعظههايش بينديش، و پرهيز از اين که با مراعات حروف، به تباه ساختن حدود آن بيفتي!
چهارمين كج فهمي :
تصور ارزشمندي بالاي تمسك به قرآن بدون توجه به تدبر و عمل به آن
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
5- مأموريت نامعلوم
از كج فهمي ها و باورهاي غلط آن است که اگر اعتبارات لازم مهيا باشد و يک «طرح ملي قرآني» مي توان همه دانش آموزان کشور را حافظ قرآن کرد؛ مانند کشور ليبي که به لقب كشور حافظان قرآن معروف است. در نتيجه هر ساله طرح هاي متعدد ملي، استاني و منطقه اي جديد به موازات كتاب هاي درسي, توليد مي شود ( و البته به همين اندازه، دهها طرح ملي قبلي تعطيل مي شود.)
غافل از اين که اصل بايد بر سياست تمرکز زدايي باشد؛ زيرا طرح هاي ملي بودجه هاي کلان را مي بلعند و در عوض رقباي ضعيف را از بين مي برند و چيزي جز کشتن استعدادها و انگيزه ها و ايجاد انتظارات بي پاسخ به ارمغان ندارند.
در واقع اين هم از باورهاي غلط است که هميشه خواسته ايم يک شبه به همه اهداف آرماني برسيم. در حالي که براي پژوهش و برنامه ريزي و مشاوره هزينه نمي کنيم، زير ساختها را آماده نميکنيم، فرهنگ جامعه را در پذيرش و مشارکت در آن در نظر نمي گيريم، نتيجه آنکه پس از گذشت چندين دهه در بسياري از موارد هنوز در آغاز راه هستيم و نتايج جالب و قابل لمس ديده نمي شود. در کشور فرصت هاي عظيمي است که بدون توجه و استفاده رها شده است، در حالي که با مطالعه دقيق و کمي حمايت و توجه مي توان جهشي عظيم و ماندگار در فعاليت هاي قرآني کشور ايجاد کرد.
پنجمين كج فهمي :
نامعلوم بودن مأموريت ذاتي و اساسي هريك از ارگان ها و متوليان در زمينه آموزش قرآن
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
6- جامعيت اهداف آموزش قرآن
آيات متعددي در قرآن وجود دارد که به انتظار قرآن از مسلمانان درباره قرآن کريم اشاره دارد. اين انتظارات و مطالبات بايد مورد نظر برنامه ريزان و معلمان قرآن باشد؛ مانند تلاوت و قرائت، تفکر و تدبر، عمل، آموزش، رعايت آداب تلاوت، حفظ، تأثيرپذيري و... در مورد اين مطالبات که در قالب اهداف آموزش عمومي قرآن کشور هم به تصويب رسيده و ارائه شده ؛ اولاً بايد از نگاه تک بعدي پرهيز کرد و ثانياً بايد مباني و مبادي اين اهداف مشخص شود.
ششمين كج فهمي :
بي توجهي به اغلب انتظارات قرآن درباره خودش در مراحل و مراتب برنامه ريزي درسي و آموزشي
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
7- ثواب؛ محرک است، نه پاسخ
طبق نظريه « محرک و پاسخ » که برخي دانشمندان حوزه روان شناسي يادگيري، از آن به عنوان شرطيسازي در حوزه آموزش ياد مي کنند. ( مانند اسکينر و پاولف ) اگر بخواهيم علاقه و انگيزه فرد را نسبت به يادگيري تقويت کنيم؛ لازم است، از محرك استفاده شود. پس جايزه به عنوان تقويت و محرك و نتيجه عمل به عنوان پاسخ است. اين نظريه که کاربردهاي فراواني در آموزش و يادگيري دارد، در واقع اولين بار در اديان الهي مانند؛ اسلام مطرح شده است. « ثواب » همان محرک است و عمل صالح، همان پاسخ؛ اما متأسفانه به دليل استحاله فرهنگي در جوامع اسلامي به اين قاعده برعکس عمل مي شود و به يک باور غلط تبديل شده است.
براي روشن شدن موضوع مثالي ميزنم. شما براي اين که فرزندتان نماز (پاسخ) بخواند به او جايزه (محرک) مي دهيد تا تشويق شود، اين خيلي عالي است؛ اما اگر اين کار را آن قدر تکرار کنيد تا اين که جايزه به هدف تبديل شود، آنگاه فرزند شما شرطي مي شود يعني او نماز مي خواند تا جايزه بگيرد و اين يعني نوعي انحراف و خطر براي بروز انحطاط در عرصه تربيت ديني جامعه،
يکي ديگر از باورهاي غلط جامعه ديني ما نگاه کمي به جاي نگاه کيفي به مسائل اعتقادي است، يعني براي کسب ثواب بيش تر و اين يعني محدود کردن دين به عنوان يک امر اخروي؛ از شما خواننده محترم ميپرسم آيا کيفيت خواندن و بهره مندي شما از قرآن نسبت به مثلاً 10 سال قبل بهتر شده و يا ثابت است؟ اگر جامعه ما نسبت به سال هاي قبل پيشرفت محسوس و قابل قبولي را نشان مي دهد معلوم است که در سير کمال طي طريق مي کنيم و الّا خير، تقليل ارزش هاي ديني مانند انس با قرآن کريم و ائمه معصومين(ع)، نماز و روزه و ... در حد ثواب نميتواند نقش مؤثري در اصلاح الگوي زيستي ما داشته باشد. در مقابل اين باور غلط، نگاه حکيمانه مقام معظم رهبري در طرح الگوي سبک زندگي اسلامي مطرح مي شود؛ يقيناً تحقق چنين امري در بازگشت دوباره به قرآن کريم و معارف اهلبيت(ع) است.
هفتمين كج فهمي :
استحاله فرهنگي در اثر جابجايي محرك و پاسخ در امر ثواب قرائت و حفظ قرآن
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
8- اصلاح در رويکردهاي آموزشي
امام خميني فرمودند : « تربيت, بايد قرآني باشد و بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند. » با عنايت به اين گونه تعابير, كه در اسناد تحولي به كرات مورد تأكيد قرار گرفته, رويکردهاي آموزشي کنوني بايد اصلاح شود؛ « رويکرد » چتر حاکم بر برنامه هاي درسي و آموزشي اعم از اهداف، محتوا، روش آموزش، ارزش يابي و ... است. يکي از باورهاي غلط در حوزه آموزش قرآن، اتخاذ رويکرد آموزش روخواني و روان خواني کل قرآن در (مثلاً) 20 جلسه است، اين رويکرد که در تمامي آموزش هاي قرآن کشور مطرح مي شود، از نظر منطق برنامه و هدف نويسي « نه ضرورت » دارد و « نه امکان » اما به دليل موروثي بودنش هميشه مطرح است.
و نيز از آن جا که خواندن و فهميدن دو روي يک سکه هستند ( و اين از باورهاي غلط است که اين دو را از هم جدا مي دانيم. ) مهم ترين کاري که در زمينه آموزش قرآن بايد صورت پذيرد اين است که در برنامه ريزي ها در کنار توجه به جنبه آموزش مهارتهاي خواندن مانند؛ قرائت و حفظ، موضوع « تربيت » به عنوان محور برنامه ريزي و هدف نويسي مورد توجه قرار گيرد.
هشتمين كج فهمي :
كم توجهي به امر « تربيت قرآني » و در مقابل توجه بيش از اندازه به « آموزش قرآن»
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
9- خانواده؛ مسئول اصلي آموزش قرآن
آموزش و پرورش به عنوان يار و معين خانواده در تحقق تعليم و تربيت اسلامي دانش آموزان مسئوليت دارد. پس فعاليتهاي قرآني نبايد تنها بر دوش معلمان و آموزش و پرورش سنگيني کند؛ بلكه خانوادهها بايد وظيفه اصلي را در اين خصوص انجام دهند. بيترديد يکي از مهمترين آسيبها از سوي والدين است که نسبت به مشارکت عملي در اين زمينه به بازي گرفته نميشوند؛ بايد اين باور غلط اصلاح شود که با بودن نظام اسلامي, خانوادهها تکليف تربيت اخلاقي و اسلامي را متوجه مدرسه و جامعه کنند. از اين رو در وهله اول نهاد خانواده بايد همپاي معلم در فعاليتها مشارکت کند و در وهله دوم اين امر نيازمند آموزش و فرهنگسازي است.
سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي و دفتر تأليف در زمينه آموزش خانواده و در جلب مشاركت ايشان بايد قدم هاي مهمي را بر مي داشت از آن جمله نوشتن كتاب هاي راهنماي برنامه درسي است. ولي تا كنون در اين زمينه چيزي ملاحظه نشده است.
نهمين كج فهمي :
تصور اين كه مسئوليت اصلي تربيت دانش آموزان بر عهده مدرسه و معلمان است. ( و نه خانواده ها و والدين ايشان )
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
ب – باورهاي غلط در حوزه « محتوا »
درس قرآن از جمله دروسي است كه كمترين ارتباط دو سويه و تعاملي را با دانش آموزان دارد. اين رويه تاريخي به دليل عدم توجه به نيازها و ذائقه دانش آموزان بوده و در نتيجه اغلب اوقات، دانش آموزان نمي دانند چرا اين آيات را مي خوانند.
10- « جدايي مهارت هاي قرآني از معارف قرآني »
بر اساس آيه دوم سوره جمعه، مبناي تفکر ما بايد در حوزه آموزش و فعاليت هاي قرآني، خود قرآن باشد؛ يعني از قرآن بر آمده باشد؛ اين آيه به خوبي سير تعالي پرداختن به قرآن كريم را ترسيم ميکند :
«هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الاُمّيينَ رَسولًا مِنهُم، يتـلو عَلَيـهِم آياتِهي
وَ يزَکيـهِم وَ يـعَلِّمُـهُـمُ الـکِـتابَ وَ الـحِکـمَـةَ، ... »
با عنايت به اين آيه شريف آيا تلاوت قرآن نبايد اثر بخش و معنادار باشد ( تزکيه ) ؟ آيا حکمت - که به تعبير اميرالمؤمنين(ع): « گمشده مؤمن » و ميوه درخت تعليم و تربيت است - نبايد مورد توجه جدي در رويكرد برنامه ها و فعاليت هاي قرآني كشور قرار گيرد؟
دهمين كج فهمي :
جدا دانستن مهارت هاي قرآني و معارف قرآني از يكديگر
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
11- توهّم « تفسير به رآي »
بهتر است يكي از مهم ترين چالش هاي حوزه آموزش قرآن و فعاليت هاي قرآني كشور را از زبان بنيان گذار نظام جمهوري اسلامي بخوانيم. امام خميني(ره) در کتاب « آداب الصَّـلاه » چنين مي نويسد :
« يکي ديگر از حجب که مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيه است اعتقاد به آن است که جز آنکه مفسرين نوشته يا فهميدهاند کسي را حق استفاده از قرآن شريف نيست و تفکر و تدبر در آيات شريفه را به تفسير به رأي که ممنوع است، اشتباه نمودهاند و به واسطه اين رأي فاسد و عقيده باطل، قرآن شريف را از جميع فنون استفاده عاري کرده و آن را به کلي مهجور کردهاند. در صورتي که استفادات اخلاقي و ايماني و عرفاني به هيچوجه مربوط به تفسير نيست تا تفسير به رأي باشد.
مثلاً اگر کسي از قول خداي تعالي « الحمد لله رب العالمين » که حصر جميع محامد و اختصاص تمامي آن است به حقتعالي؛ استفاده توحيد افعالي کند و بگويد از اين آيه شريفه استفاده شود که هر کمال و جمال و هر عزت و جلالي که در عالم است، از حق تعالي است و هيچ موجودي را از خود چيزي نيست. اين چه مربوط به تفسير است؟! تا اسمش تفسير به رأي باشد يا نباشد. ... »
امام راحل در باب مهجوريت قرآن در بلاد اسلامي در همين کتاب در رد تفکر اخباريگري چند سده گذشته خاطرنشان ميکنند:
« آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن کرديم، اين کتاب شريف را از مهجوريت بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصي پيدا کرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم کرديم، از شکايت رسول خدا(ص) مستخلص شديم ؟ هيهات ! که هيچ يک از اين امور مورد نظر قرآن و منزل عظيمالشان آن نيست. »
امروز که در آستانه 40 سالگي پيروزي شکوهمند جمهوري اسلامي ايران هستيم, اين سؤال مطرح مي شود: چرا هنوز هم تفکر اخباري - به جاي تفکر ناب شيعي - بر آموزش و فعاليتهاي قرآني اين كشور حاکم است؟
در پاسخ بايد گفت اين نيروي قدرتمند فرهنگ حاكم بر جامعه است كه تعيين كننده اغلب طرح و برنامه هاست.
يازدهمين كج فهمي :
جلوگيري از ورود به معارف قرآني به دليل ترس از « تفسير به رأي »
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
ج - باورهاي غلط در حوزه « راهبردهاي ياددهي - يادگيري »
12- آموزش هاي كليشه اي
آموزش؛ اگر پيشبرنده نباشد، واژگون کننده است. برگزاري مکرر آموزش قواعد روخو اني قرآن در مقاطع مختلف باعث كليشه شدن آن شده است. كليشه يعني تكرار ملال آور. حركت در مسير تکراري، حس پيشرفت را از دانش آموز ميگيرد و اين نوع يادگيري، محکوم به غرق شدن است؛ مگر آنکه بين آن ها پل زده شود.
به عنوان مثال؛ بچه ها دسته کم يک بار روخواني و روان خواني را در مدرسه ياد گرفته اند، پس نبايد در سال هاي بعد مطالب مجدداً براي آن ها تدريس شود. و حتي به غير از وزارت آموزش و پرورش که متولي اصلي آموزش روخواني ( تا سوم ابتدايي ) و روان خواني ( تا ششم ابتدايي ) به تمامي دانش آموزان کشور است، نبايد هيچ ارگان و مؤسسه قرآني ديگري به اين موضوع به صورت رسمي بپردازد. پس هر دستگاهي بايد به مأموريت ذاتي و وظيفه اصلي خود عمل کند.
دوازدهمين كج فهمي :
برگزاري آموزش هاي مكرر و كليشه اي به جاي شناسايي مشكل
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
13- به نام روخواني، به کام روان خواني
14- به نام روخواني، به کام آموزش قواعد روخواني
دليل اصلي طولاني شدن آموزش روخواني از پيشدبستاني تا دانشگاه، غيرعلمي بودن آموزش روخواني قرآن در كشور است؛ زيرا آموزش روخواني که يک « تجربه ديداري » است, با استفاده از « روش هاي شنيداري » نه تنها محقق نمي شود, بلکه فرد را دچار ناتواني مزمن کليخواني مي کند که گاهي تا آخر عمر همراه اوست؛ و گذشت زمان هم با بالا رفتن سن يادگيري، مهارت ديداري خواندن از فرد سلب مي شود و از اين رو ناتواني روخواني به عنوان يک چالش جدي در کشور لاينحل ميماند.
سيزدهمين كج فهمي :
آموزش « روان خواني » به نام روخواني (به دليل كم توجهي به مباني علمي و آموزشي)
چهاردهمين كج فهمي :
آموزش« قواعد روخواني» به نام روخواني(عدم توجهي به تفاوت روخواني و روان خواني)
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
15- پرهيز از نگاه تک ساحتي به قرآن
عدم موفقيت برخي از برنامه ها و آموزش ها در اثر پا فشاري در حفظ اين باورها از يک سو و وجود نگاه تک بعدي ( فارغ از فهم و تدبر و هدايت ) از سوي ديگر از ديگر باورهاي غلط در آموزش قرآن است؛ با توجه به ضرورت اصلاح رويه هاي موجود اميد است در اسرع وقت در اين باره تجديد نظر لازم صورت گيرد، چرا که اگر قرآن کريم را صرفاً يک کتاب مقدس بدانيم و صرفاً براي کسب ثواب آن را بخوانيم، در واقع قرآن را از جايگاه اصلي آن يعني هدايت، به کسب ثواب تقليل دادهايم؛ و اين ظلم به قرآن کريم است.
پانزدهمين كج فهمي :
توجه يك سويه به قرآن به جاي توجه به جامعيت آموزش
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
16- جايگاه رسانه در آموزش قرآن
وجود رسانه هاي پرشمار آموزشي، ضمن آن كه مي تواند موقعيت بهتري را براي يادگيري فراهم كند، به همان اندازه نيز مي تواند گاهي باعث بي توجهي به اهداف اصلي برنامه درسي شود.
استفاده از نوار و يا لوح فشره قرائت قرآن به همان اندازه كه مي تواند به بخش دوم آموزش قرآن يعني روان خواني كمك كند، اگر قبل از روخواني استفاده شود به بخش اول آموزش، اشكال اساسي وارد مي كند. دانش آموزان در بخش اول بايد از طريق مهارت ديداري خواندن بخش بخش و شمرده كلمات و عبارات قرآني را بياموزند و پس از طي مراحل آموزش روخواني، وارد بخش دوم يعني روان خواني شوند.
نوار صوتي و لوح فشرده ضمن ايجاد انگيزه در گروهي از دانش آموزان با استعداد، امكان تثبيت و تعميق يادگيري را فراهم مي كند. اما نقش چنداني در آموزش روخواني ندارد و بلكه باعث بروز اختلالات يادگيري مانند كلي خواني و عدم توجه به حركات مي شود و در صورت تداوم روش، اين نقيصه در اغلب افراد به صورت مزمن باقي مي ماند.
شانزدهمين كج فهمي :
تقدم روش شنيداري بر روش ديداري ( تقدم روان خواني بر روخواني )
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
17- « يادگيري » جايگزين آموزش
در اعم اغلب كلاس هاي قرآن قاعده آموزي محور آموزش است. معلمان در هر جلسه يك يا چند قاعده قرآني را مطرح كرده و سپس با بيان مثال هاي مختلف به تبيين آن مي پردازند. اين رويه در اثر باور غلطي است كه در برخي معلمان و روش هاي آموزشي وجود دارد و آن تصور اين است كه : اگر قواعد خوب آموزش داده شوند مخاطبان در خواندن قرآن مشكلي نخواهند داشت.
در حالي كه اين باور از منظر علمي داراي خدشه است. زيرا در يادگيري اين مخاطب است كه تلاش مي كند و كار معلم فراهم اوردن موقعيت مناسب براي يادگيري است. بررسي ها نشان مي دهد دانش آموزان به ميزان كافي در كلاس درس به خواندن قرآن نمي پردازند و معمولاً در كلاس منفعل و صرفاً شنونده هستند.
اصلي ترين معلم در كلاس بايد وادار كردن همه دانش آموز به خواندن قران باشد تا حفظ قواعد و مطالب
هفدهمين كج فهمي :
تأكيد بر آموزش و تعميم قواعد به جاي پرداختن به تمرين و مهارت آموزي
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
18- پرهيز از نگاه تربيتي غرب به فعاليت هاي قرآني
با توجه به هجمه فرهنگي و رسانهاي غرب و تعبير مقام معظم رهبري مبني بر اين که « ما در حال گذر از يک پيچ تاريخي هستيم »، ما نياز داريم اين پيچ تاريخي را با بصيرت و به سلامت طي کنيم، اما متأسفانه در چند دهه اخير در آموزش و فعاليت هاي قرآني كشور، به صورت خواسته يا ناخواسته دچار يک عقبماندگي تاريخي شده ايم؛ علت اين عقبماندگي را نيز ميتوان در تقليد از سيستمهاي نادرست آموزشي و تربيتي غرب دانست که در اثر بيتوجهي به موضوعاتي چون «فطرت»، «حکمت», «معرفت» و ارزش هاي والاي الهي - انساني که همه منبعث از قرآن كريم است، دانست.
در واقع ما به جاي آن که با مطالعه دقيق دستاوردهاي علمي، از آن استفاده سنجيده اي داشته باشيم و به تعبير صحيحتر آن را بومي کنيم، اغلب مغلوب فرهنگ غرب شده و چشم وگوش بسته آن را پذيرفتهايم؛ چه بسا ما در فعاليت هاي قرآني هم از چنين ديدگاههايي بهره مي جوييم. حاصل چنين رويه اي، بروز تضادهاي تربيتي در جامعه، به خصوص در ميان قشر جوان و تحصيل کرده است.
طبق فرمايش پيامبر اعظم(ص) که مي فرمايند :
« فَـاِذَا الـتَـبَـسَت عَـلَيـكُـمُ الـفِـتَـن كَـقِـطَـعِ اللَـيـلِ الـمُظـلِم , فَـعَـلَيـكُم بِالـقُرآنِ »
هنگامي که فتنههاي زمانه شما را در برگرفت، بر شما باد که مانند پاره هاي شب تار به قرآن کريم مراجعه و از آن کمک بگيريد.
بايد از قرآن استعانت بجوييم؛ اما « به راستي آيا امروز آموزش ها و فعاليت هاي قرآني کشور، توان چنين کمکي را به دين خدا دارد؟! »
هجدهمين كج فهمي :
ترويج آموزش قرآن با رويكرد تربيت غربي
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
19- نگاه فرهنگي به آموزش و فعاليت هاي قرآني
همواره ناتواني مردم در خواندن قرآن کريم را صرفاً به آموزش و روش هاي ياددهي – يادگيري آن نسبت مي دهيم، غافل از اين که اغلب مردم ما در دوران مدرسه با روخواني قرآن آشنا شده و دوره ديده اند. پس لزومي به تکرار آموزش ندارند. در حقيقت هزينه حتي يک ريال براي آموزش روخواني قرآن هم, اسراف بيت المال محسوب مي شود؛ زيرا مشکل اصلاً در اين جا نيست, بلکه اين مشکل يک مشکل فرهنگي است, يعني نخواندن قرآن, يعني عدم انس با قرآن كريم؛ و اين مشکل با آموزش حل نمي شود؛ اين مشکل ريشه در کم توجهي معلمان و متوليان قرآني به موضوع فرهنگي انس دائمي با قرآن كريم دارد. در اين زمينه چقدر کار کردهايم؟ شايد تنها برنامه مؤثر در اين زمينه « طرح تلاوت نور مساجد » باشد و نيز تلاوت روزانه قرآن کريم در ماه مبارک رمضان ( که البته با توجه به مسائلي که گفته شد به دليل تک ساحتي بودن هريک از آنها، توفيق آنها نيز در ساير زمان ها چندان مشهود نيست. )
نوزهمين كج فهمي :
توجه بيش از حد به امر « آموزش » به جاي نگاه فرهنگي و تربيتي
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
د - باورهاي غلط در حوزه « رسانه و مواد آموزشي »
20- « قرآن، کتابي براي همه فصول »
بخش مهمي از کارکرد قرآن کريم در جامعه امروز، نسبت به صدر اسلام و زمان اهلبيت(ع) تغيير کرده است؛ شواهد نشان مي دهد که از همان ابتداي آموزش خواندن، به جاي پرداختن به آموزش عمومي قرآن يعني استفاده از قرآن کريم به عنوان کتاب زندگي، سوگيري ما به سمت پرداختن به شناسايي و تشويق قاري و حافظ قرآن کريم؛ يعني قهرمان پروري است. قرائت و حفظي که بايد به عنوان هدف آلي (ابزاري) باشد، به هدف غايي و آرماني تبديل شده است؛ و اين هم از باورهاي غلط است. نظريه « هوش هاي يادگيري» (هوارد گاردنر) ثابت مي کند که هدف قهرمان پروري در حد خود مي تواند موفق باشد؛ اما قابليت تعميم پذيري ندارد و به عبارت ديگر قهرمانان هميشه در فکر شکست ديگران هستند. تجربه جمهوري اسلامي نشان ميدهد نگاه تک ساحتي به فعاليت هاي قرآني، مدال هاي رنگارنگ قهرماني جهاني را براي متسابقين قرآني به ارمغان داشته است؛ اما آيا در کنار اين رويش ها هرگز به ريزش ها و علل آن توجه کرده ايم ؟
بيستمين كج فهمي :
جابجايي اهداف غايي و ابزاري در برنامه ريزي درسي و آموزشي
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
21 - « عمل بي علم »
بايد عقلاي تعليم و تربيت ديني و علماي يادگيري و کارشناسان قرآني در مجامع علمي مشترک بنشينند و آيات و فرازهاي شريف قرآن کريم را « بر اساس نياز هر گروه سني » دسته بندي کنند و فرازهايي را که براي مخاطبان خاص، «معنادار» است. ( يعني مبتني بر نيازهاي امروزي هر گروه سني است) احصاء و اولويت بندي کنند و آن گاه براي آموزش اين فرازها، آيات و سور، ظرفيت مورد نظر را هم از حيث طراحي محتوا و هم روش آموزش، توليد و تدوين کنند. در حال حاضر بر خلاف چنين رويه اي عمل مي شود؛ و طبيعي است که نتيجه ايدهآلي عايد نخواهد شد.
بيست ويكمين كج فهمي :
اتخاذ رويه « عمل بدون پشتوانه فكر و كارشناسي »
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
22- اصلاح در رويکردهاي آموزشي
امام خميني فرمودند : « تربيت, بايد قرآني باشد و بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند. » با عنايت به اين گونه تعابير, كه در اسناد تحولي به كرات مورد تأكيد قرار گرفته, رويکردهاي آموزشي کنوني بايد اصلاح شود؛ « رويکرد » چتر حاکم بر برنامه هاي درسي و آموزشي اعم از اهداف، محتوا، روش آموزش، ارزش يابي و ... است. يکي از باورهاي غلط در حوزه آموزش قرآن، اتخاذ رويکرد آموزش روخواني و روان خواني کل قرآن در (مثلاً) 20 جلسه است، اين رويکرد که در تمامي آموزش هاي قرآن کشور مطرح مي شود، از نظر منطق برنامه و هدف نويسي « نه ضرورت » دارد و « نه امکان » اما به دليل موروثي بودنش هميشه مطرح است.
و نيز از آن جا که خواندن و فهميدن دو روي يک سکه هستند ( و اين از باورهاي غلط است که اين دو را از هم جدا مي دانيم. ) مهم ترين کاري که در زمينه آموزش قرآن بايد صورت پذيرد اين است که در برنامه ريزي ها در کنار توجه به جنبه آموزش مهارتهاي خواندن مانند؛ قرائت و حفظ، موضوع « تربيت » به عنوان محور برنامه ريزي و هدف نويسي مورد توجه قرار گيرد.
بيست و دومين كج فهمي :
كم توجهي به «تربيت قرآني» و در مقابل پرداختن بيش از حد به « آموزش قرآن»
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
هـ - باورهاي غلط در حوزه « زمان آموزش »
23- درس قرآن و ساير دروس
روند آموزش دروس در برنامه هاي درسي و آموزشي به گونه اي است كه دروسي مانند رياضي و علوم تجربي جزء دروس پايه و اساسي تلقي شده و ساير دروس در زمره دروس درجه دو و سه محسوب مي شوند.
از اين منظر در تخصيص ساعات درسي و نيز در اولويت آموزش دروس پايه بيش ترين زمان را به خود اختصاص مي دهند و ساير دروس به عنوان ساعات كمي آن دروس دربرنامه جانمايي مي شوند تا در وقت ضرورت از آن ها استفاده شود. در بسياري از مدارس برخوردار و خصوصي به جاي تدريس سه زنگ در هفته يك ساعت به قرآن و بقيه به دروس اصلي اختصاص مي يابند.
در حوزه نظارت اداري و نيز پيگيري اوليا نيز اين دروس، كمتر مورد نظر هستند. اين وضعيت نشان از كم توجهي به تربيت و يادگيري دروس مهارتي و توجه بيش از حد به دروس حفظي است.
بيست و سومين كج فهمي :
درس قرآن، شهروند درجه دو و سه بين دروس
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
و - باورهاي غلط در حوزه « معلم و مربي »
24- آموزش با پيوست پژوهش
هر عملي بايد مبتني بر پژوهش و كاربست نتايج آن باشد. اما اين اصل مسلم عموماً در آموزش ها و فعاليت هاي قرآني به درستي مورد توجه قرار نمي گيرد. همين مسئله است كه موجب تحميل هزينه هاي سنگين و در عوض نتايج ضعيف مي شود. اين مشكل در اثر وضعيت فرهنگي حاكم بر جامعه كه بر حفظ داشته هاي غلط گذشته تاكيد دارد, خواسته يا ناخواسته زمينه بروز مقاومت فرهنگي را به وجود مي آورد.
از اين رو « استحاله » خطري است در کمين طرح و برنامههاي فرهنگي و قرآني و نيز اسناد تحولي كشور. راه برون رفت از اين وضعيت توجه به همه ابعاد برنامه آموزشي است : توجه به برنامهريزي، اجرا و ارزيابي سه مؤلفه اصلي برنامه ريزي است که جز با مراقب و حمايت به نتيجه نميرسد.
بيست و چهارمين كج فهمي :
كم توجهي به جايگاه شايسته براي بهره مندي از پژوهش ها از سوي دو حوزه صف و ستاد ( تا مدرسه و كلاس درس )
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
25- شايستگي محوري معلمان و دانش آموزان
معلمان قرآن در امر تدريس قرآن، به كسب شايستگي هاي لازم اعم از « صلاحيت هاي اوليه و صلاحيت هاي حرفه اي » نياز دارند که علاوه بر دانش مفهومي، دانش روشي آن ها را هم تأمين کند.
استفاده از فناوريهاي روز نيازمند دقت کافي است تا در کنار استفاده صحيح، آسيب هاي آن را به حداقل برسانند؛ زيرا سيستمها اگر قابليت تطابق بايادگيرنده را نداشته باشند، مخرب فرايند آموزش معلم و نيز يادگيري دانش آموز خواهند بود.
ناديده گرفتن اين شايستگي ها از سوي معلم در رابطه با دانش آموزان ( به دليل عدم آگاهي و تسط بر اين تشخيص ) باعث شده تا تفاوت هاي فردي و استعدادهاي دانش آموزان مد نظر قرار نگيرد و همه مثل هم در نظر گرفته شوند.
بيست و پنجمين كج فهمي :
كم توجهي به « شايستگي محوري معلمان » در تدريس قرآن
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
26- آموزگاران دوره ابتدايي بهترين معلمان روخواني قرآن
آموزگاران ابتدايي بهترين معلمين قرآن دوره ابتدايي هستند. به شرطي كه با توجه به دلايل زير مورد توجه و آموزش لازم قرار گيرند :
1- آموزگاران در دوره هاي تربيت معلم با روش آموزش قرآن آشنا شده و متعهد هستند كه در كنار ساير دروس مانند فارسي، رياضي، علوم و ... ، قران را نيز تدريس كنند.
2- آموزگاران، حرفه اي ترين معلمان آموزش خواندن فارسي هستند. و از آنجا كه جنس آموزش قرآن از سنخ آموزش خواندن فارسي است ايشان شايسته تر براي آموزش اين درس هستند.
3- به دليل تك معلمي در دوره ابتدايي، آموزگار در آموزش قرآن فرصت هاي نابي را در اختيار دارد تا از طريق ارتباط صميمانه تر و نيز شناخت بهتر دانش آموزان ايشان را در رفع اشكلات خواندن و هم چنين ايجاد انس يا قرآن كريم ياري رسانند.
4- عدم تدريس قرآن توسط آموزگار و سپردن اين درس به ساير معلمان به بهانه درس تخصصي زمينه هاي انحراف آموزش و پرورش از تربيت قرآني به سوي تفكر سكولار را فراهم مي كند. جلوه اين تفكر در دوره متوسطه كاملاً قابل مشاهده و تأييد است.
5- در تقليل ساعات كار معلمين با سابقه 20 سال به بالا، آموزگاران بر خلاف مصوبه 677 شوراي عالي آموزش و پرورش به راحتي تدريس قران را به ديگري واگذار مي كنند.
با اين وجود با توجه به عملكرد غلط حوزه ستادي و بويژه معاونت پرورشي در توجه به اين مطلب، اغلب آموزگاران جايگاه خود در آموزش قران را باور ندارند و نسبت به تدريس قرآن از خود علاقه اي نشان نمي دهند.
بيست و ششمين كج فهمي :
نگاه تخصصي به تدريس قرآن دوره ابتدايي توسط معلم خاص (و نه آموزگار پايه)
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
27- « برنامه محوري » به جاي محتوا محوري
كتاب محوري و توجه بيش از اندازه به كتاب درسي باعث شده تا اين تلقي به وجود آيد كه آموزگاران وظيفه دارند كتاب درسي را آموزش دهند. در حالي كه اين تلقي در اثر وجود يك شكاف و گپ آموزشي بين كتاب درسي و معلم است.
سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي ( معاونت پژوهشي وزارت آموزش و پرورش ) بايد تمهيداتي بيانديشد كه معلمان با سرفصل هاي برنامه درسي در يك دوره و پايه تحصلي آشنا شوند. در چنين نگاهي، تنها كتاب درسي محتواي آموزشي نيست بلكه يكي از منابع اموزشي است و معلمان مي توانند به ساير منابع مفيد هم مراجعه كنند. در شرايط فعلي كتاب هاي درسي بزرگ ترين عامل بي انگيزگي و عدم خلاقيت معلمان به شمار مي روند.
بيست وهفتمين كج فهمي :
محوريت كتاب درسي ( به جاي برنامه محوري، معلم محوري و تربيت محوري)
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
ز - باورهاي غلط در حوزه « ارزش يابي »
28- ارزش يابي مقوم اهداف برنامه درسي قرآن
اغلب معلمان چنين تصور مي كنند كه درس قرآن نمره ندارد و همه بايد نمره خوب بگيرند و الا از درس قران زده مي شوند.
اين باور و كج فهمي تا آن جا ادامه دارد كه با آن كه چندين سال از اجراي سراسري ارزش يابي كيفي – توصيفي مي گذرد اما تقريبا اغلب معلمان در كارنامه به هيچ دانش آموزي « نيازمند به تلاش » نمي دهندو همه قابل قبول هستند؛ اگر چه يك كلمه را هم نتوانند بخوانند.
اين تفكر ساده انديشانه چنان در مدارس رسوخ كرده كه بهانه اي شده براي بسياري از معلمان تا به تدريس اين درس به دليل نداشتن ارزيابي نپردازند. به ويژه تعداد زيادي از معلمان كه خود در صحيح خواني قرآن كريم مشكل دارند.
در حالي كه اولاً چنين پندايي كاملاً غير علمي بوده و درهيچ كجاي برنامه هاي درسي ومصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش نيامده است. و ثانياً با قبول چنين منطقي، چرايي برنامه درسي از بين مي رود. زيرا در صورت ناديده گرفتن شيوه ارزش يابي ديگر اهداف وجاهت علمي و عملي نخواهد داشت. و عملاً پوچ خواهد بود.
بيست وهشتمين كج فهمي :
درج « نيازمند به تلاش » در ارزش يابي پاياني درس قرآن ممنوع
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
ح - باورهاي غلط در حوزه « فعاليت هاي فوق برنامه قرآني »
29- يك بام و دو هوا
شايد بتوان وجود اختلاف در حوزه هاي مختلف در فعاليت هاي قرآني را به نحوي توجيهي كرد؛ اما در يك وزارتي كه طبق اسناد تحولي و مستندات آن، اهداف كلان و كلي و جزئي مشخص شده و وظيفه هر بخش مشخص است نمي توان قبول كرد اين همه اشكال و اختلاف وجود دارد.
مأموريت آموزش جاي خود را به نخبه گرايي داده
تربيت قرآني جاي خود را پرورش قهرمان داده
مسابقاتي كه بايد ابزاري براي تقويت انگيزه عموم دانش آموزان باشد، براي خود استقلال داشته و هيچ كمكي به اهداف اصلي نمي كند.
مسابقاتي كه محتواي آن از توانايي اعم اغلب دانش آموزان خارج است و جزء اهداف برنامه هاي درسي و آموزشي مصوب نيست، روز به روز علاقه و انگيزه دانش آموزان را كاهش مي دهد و فاصله آنان را با برنامه هاي درسي بيش تر مي كند.
يك معاونت قران كم علامت توزيع مي كند و ديگري اقدام به جمع آوري آن از مدارس ابتدايي مي كند.
يك معاونت به دنبال هدف روخواني و روان خواني است و ديگري حفظ قران را جايگزين آن مي كند.
معاونتي كه بايد مجري باشد توليد محتوا مي كند و با قدرتي كه در دست دارد آن را ترويج مي دهد و با عوض شدن وزير به يك باره متوقف و ناكارآمد معرفي مي شود. و معاونتي كه توليد محتواي علمي و شايسته كرده به دليل نبود توانايي قدرت انتشار آن را از حوزه معاونت خود حتي به ساير معاونت ها را هم ندارد.
بيست ونهمين كج فهمي :
وزارت آموزش و پرورش در همه زمينه هاي قرآني – از روخواني گرفته تا مسابقات بين المللي - بايد سرمايه گذاري انساني و مادي داشته باشد. ( و اگر چه اين ها با هم ارتباط نداشته باشند و حتي اختلاف نظر داشته باشند )
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
30- مديريت تعاملي به جاي اعمال مديريت
وزيري يك شبه ده هزار مدرسه قرآن در كليه مدارس ابتدايي راه اندازي مي كند و وزيري ديگر يك شبه همه آن ها را ناكارآمد دانسته تعطيل مي كند.
وزيري يك شبه تمامي دارالقرآن هاي مناطق را تعطيل مي كند و وزير بعدي همه را مجدداً راه اندازي مي كند.
شوراي معاونين وزارت بر خلاف مصوبه شوراي عالي اموزش و پرورش كه فقط به آموزگار ابتدايي مجوز تدريس قران در دوره ابتدايي داده را ناديده گرفته و به دليل كمبود نيرو مديران و معاونان مدارس را تا شش ساعت در هفته به تدريس در كلاس وادرار مي كند. و اين موضوع تنها كلاس درس قرآن را با مشكلات بيش تر درگير مي كند.
وزيري مديران مدارس را وادار مي كند تا همه دانش آموزان خود را به نام حافظ قرآن در سامانه ثبت نام كنند؛ در حالي كه ايشان نه تنها حافظ نيستند بلكه روح پاكشان هم از اين اوضاع خبر ندارد. و بعد يك شبه آمار چندين ميليون نفري مي دهند و كار به جايي مي رسد كه موضوع از اساس مسكوت گذاشته شده و به دست فراموشي سپرده مي شود.
همه و همه اينها در حالي اتفاق مي افتد كه در خوشبينانه ترين حالت مي توان گفت همه از روي اخلاص و دلسوزي است. اما آيا اين دلسوزي كافي است ؟
سي اميم كج فهمي :
تقدم تعهد بر تخصص مجوزي براي اعمال مديريت هاي غير كارشناسي وزرا و معاونان
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
جمع بندي و نتيجه گيري
الف - جمع بندي
با توجه به آن چه كه به اجمال بيان شد كج فهمي ها و باورهاي غلط در حوزه آموزش قرآن كريم را مي توان در اين چند مقوله ارائه كرد :
الف – كج فهمي هاي رايج در حوزه « اهداف »
1- كم توجهي به « هدايتگري قرآن » به عنوان غرض اصلي نزول قرآن كريم در هدفگذاري ها و برنامه ريزي هاي درسي و آموزشي
2- مقدماتي چون روخواني و روان خواني و نيز مُحسّانات و مؤخراتي چون تجويد و حفظ و قرائت را آموزش قرآن فرض كردن.
3- غفلت از اوامر و نواهي و هشدارهاي قرآن كريم، حتي درباره خودش
4- تصور ارزشمندي بالاي تمسك به قرآن بدون توجه به تدبر و عمل به آن
5- نامعلوم بودن مأموريت ذاتي و اساسي هريك از ارگان ها و متوليان در زمينه آموزش قرآن
6- بي توجهي به اغلب انتظارات قرآن درباره خودش در مراحل و مراتب برنامه ريزي درسي و آموزشي
7- استحاله فرهنگي در اثر جابجايي محرك و پاسخ در امر ثواب قرائت و حفظ قرآن
8- كم توجهي به امر « تربيت قرآني » و در مقابل توجه بيش از اندازه به « آموزش قرآن »
9- تصور اين كه مسئوليت اصلي تربيت دانش آموزان بر عهده مدرسه و معلمان است. ( و نه خانواده ها و والدين ايشان )
ب - كج فهمي هاي رايج در حوزه « محتوا »
10- جدا دانستن مهارت هاي قرآني و معارف قرآني از يكديگر
11- جلوگيري از ورود به معارف قرآني به دليل ترس از « تفسير به رأي »
ج - كج فهمي هاي رايج در حوزه « راهبردهاي ياددهي- يادگيري »
12- برگزاري آموزش هاي مكرر و كليشه اي به جاي شناسايي مشكل
13- آموزش « روان خواني » به نام روخواني ( به دليل كم توجهي به مباني علمي و آموزشي )
14- آموزش « قواعد روخواني » به نام روخواني (عدم توجهي به تفاوت روخواني و روان خواني)
15- توجه يك سويه به قرآن به جاي توجه به جامعيت آموزش
16- تقدم روش شنيداري بر روش ديداري ( تقدم روان خواني بر روخواني )
17- تأكيد بر آموزش و تعميم قواعد به جاي پرداختن به تمرين و مهارت آموزي
18- ترويج آموزش قرآن با رويكرد تربيت غربي
19- توجه بيش از حد به امر « آموزش » به جاي نگاه فرهنگي و تربيتي
د - كج فهمي هاي رايج در حوزه « مواد آموزشي ( رسانه ها ) »
20- جابجايي اهداف غايي و ابزاري در برنامه ريزي درسي و آموزشي
21- اتخاذ رويه « عمل بدون پشتوانه فكر و كارشناسي »
22- كم توجهي به « تربيت قرآني» و در مقابل پرداختن بيش از حد به « آموزش قرآن»
هـ - كج فهمي هاي رايج در حوزه « زمان آموزش »
23- درس قرآن، شهروند درجه دو و سه در بين ساير دروس
و - كج فهمي هاي رايج در حوزه « معلم و مربي »
24- كم توجهي به جايگاه شايسته براي بهره مندي از پژوهش ها از سوي دو حوزه صف و ستاد ( تا مدرسه و كلاس درس )
25- كم توجهي به « شايستگي محوري معلمان » در تدريس قرآن
26- نگاه تخصصي به تدريس قرآن دوره ابتدايي توسط معلم خاص ( و نه آموزگار پايه )
27- محوريت كتاب درسي ( به جاي برنامه محوري، معلم محوري و تربيت محوري )
ز - كج فهمي هاي رايج در حوزه « ارزش يابي »
28- درج « نيازمند به تلاش » در ارزش يابي پاياني درس قرآن ممنوع
ح - كج فهمي هاي رايج در حوزه « فعاليت هاي قرآني فوق برنامه »
29- وزارت آموزش و پرورش در همه زمينه هاي قرآني – از روخواني گرفته تا مسابقات بين المللي - بايد سرمايه گذاري انساني و مادي داشته باشد. (و اگر چه اين ها با هم ارتباط نداشته باشند و حتي اختلاف نظر داشته باشند.)
30- تقدم تعهد بر تخصص مجوزي براي اعمال مديريت هاي غير كارشناسي وزرا و معاونان
ب- نتايج پژوهش
دوره آموزش عمومي قرآن كريم در كشور به عنوان مهم ترين دوره تربيت قرآني، از چنان اهميتي برخوردار است كه كوتاهي درباره آن هرگز قابل جبران نيست. چرا كه ايشان در اين دوره با تربيت ديني آشنا مي شوند. اين دوره به دليل تك معلمي و نيز زمينه هاي روان شناسانه تربيتي دوره اي قابل توجه و ارزشمند براي سرمايه گذاري مادي و معنوي است. امام راحل ره فرمودند : « تربيت بايد تربيت قرآني باشد. » ( صحيفه نور، ج15، ص250 ، 18 آبان 1360) تحقق اين معنا با توجه دوباره به دوره ابتدايي و نيز شناخت آسيب ها و كاستي ها و تلاش در جهت رفع آن ميسر خواهد بود. و يكي از آسيب هاي جدي وجود كج فهمي ها و باورهاي غلط در حوزه هاي مختلف برنامه درسي و آموزشي در اين دوره تحصيلي است.
در اين مقاله سعي شد در حد حوصله و به اختصار و اجمال، به بخشي از اين كج تابي ها و باورهاي غلط اشاره شود. اين كه « چه چيزي آموزش قرآن نيست ؟ » از اين كه چه چيزي آموزش قرآن است ؟ مهم تر است چرا كه در اين زمينه به دليل عدم نظارت مستمر و راهنمايي معلمان و ضعف در آموزش و ارتقاء صلاحيت هاي عمومي و حرفه اي ايشان، مشكلات بسيار زياد است.
رهبر معظم انقلاب در بيش از ده سال پيش از وزارت آموزش و پرورش درباره مهجوريت قرآن کريم گلايه داشتند. ايشان در روز معلم سال 1385 در بيانی کاملاً صريح و شفاف درباره ضرورت توجه متوليان وزارت آموزش وپرورش به قرآن کريم و جايگاه آن در اين نهاد تربيتي فرمودند :
« قرآن در آموزش و پرورش حقيقتاً مهجور واقع شده است. علّت اين است كه در دوراني طولاني، قرآن در آموزش وپرورش ما، به خصوص در آن سنين يادگيري مهجور بوده يا اصلاً وجود نداشته است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، توقع اين بود كه يك كارِ كارستاني انجام بگيرد. كارهايي هم شده است، ليكن جاي حضور قرآن در دورههاي گوناگون واقعاً خالي است. بايد فكر بشود. امروز خوشبختانه حركت قرآني در كشور خيلي خوب است؛ ليكن در آموزش و پرورش بايد نهادينه شود. »
شايسته آن بود پس از اين فرمايش مقام معظم رهبری، ابعاد مهجوريت قرآن کريم در اين نهاد تربيتي، بررسي و راه کارهای مناسب براي تحقق منويات معظم له شناسايي و مورد اقدام و عمل قرار مي گرفت. اين كه وزارت آموزش و پرورش در طول يك دهه گذشته در اين مسير چه اقداماتي را عملي كرده است؟ سخني است كه مجالي ديگر نيازمند است. اما طرح مباحثي اين چنيني در سطح معلمان و وزارت مي تواند حركت ايجاد كند.
قطعاً سهم علل و عوامل ناشي از سوء مديريت در اين عرصه را نمي توان ناديده گرفت. چرا كه آموزش و پرورش اگر مهم ترين خيمه گاه نظام نباشد، حداقل يكي از مهم ترين هاست. بديهي است ثبات و اقتدار حكومت و تضمين استقرار كشور در حال و آينده ارتباط زيادي به جايگاه و وضعيت امروز نظام تعليم و تربيت به ويه در دوره تحصيلي ابتدايي و به و بالاخص در دروس قرآن، هديه هاي اسمان و فارسي دارد.
با توجه به آن چه كه به عنوان كج فهمي هاي رايج بيان شد بايد گفت : جايگاه قرآن، آموزش و تدريس آن در آموزش و پرورش بيش ترين لطمه را از افت تحصيلي ناشي از بي توجهي ديده و مي بيند. درسي كه در طول 12 سال آموزش داده مي شود، ولي نقش اثر بخشي خود را چندان كه بايد ايفا نمي كند. در بسياري از مدارس كم توجهي ها و نيز تخلفات گسترده اتفاق مي افتد كه به صورت آشكارا و پنهان، انزواي تدريجي به دنبال داشته است.
فقدان انسجام انديشه و عمل و يك پارچگي در فعاليت هاي قرآني، نبود نظارت، ارزيابي و سياست هاي تشويقي معلمان و مدارس، عدم رغبت معلمان به آموزش و تدريس قرآن در اثر ناتواني، ورود طرح و برنامه هاي مغاير با اسناد تحولي و مأموريت هاي ذاتي آموزش و پرورش، اعمال نظرات مديران بدون در نظر گرفتن نظرات كارشناسي، همه و همه باعث ناكارآمدي سيستم آموزشي در تحقق اهداف و اسناد تحولي و نيز منويات رهبر معظم انقلاب و در نهايت مهجوريت هر چه بيش تر قرآن در وزارت آموزش و پرورش مي شود.
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
پيوست ها
جايگاه آموزش و فعاليت هاي قرآني در اسناد بالادستي
« سياست هاي کلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور »
ابلاغيه مقام معظم رهبري
4- ايجاد تحول در نظام برنامه ريزي آموزشي و درسي با توجه به:
4-4 توسعه فرهنگ و معارف اسلامي و يادگيري قرآن ( روخواني، روان خواني و مفاهيم ) و تقويت انس دانش آموزان با قرآن و سيره پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله ) و اهل بيت ( عليهم السلام ) و گسترش فرهنگ اقامه نماز.
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
« قانون برنامه پنجم توسعه »
ماده 4ـ در اجراي منشور توسعه فرهنگ قرآني مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، معاونت موظف است حداکثر تا پايان سال دوم برنامه، اسناد راهبردي توسعه حوزههاي آموزش عمومي، تبليغ و ترويج، پژوهش و آموزش عالي قرآني کشور را بر اساس پيشنهاد شوراي توسعه فرهنگ قرآني تهيه و براي تصويب به هيأت وزيران تقديم کند.
ماده 19 ـ الف ـ در راستاي تحقق بند (8) سياست هاي کلي ابلاغي و با هدف ارتقاء کيفي سه حوزه دانش، مهارت و تربيت اسلامي به دولت اجازه داده ميشود برنامه تحول بنيادين در نظام آموزش و پرورش کشور را در چارچوب قوانين موضوعه و با رعايت اولويت هاي ذيل تدوين نمايد و پس از تصويب در هيأت وزيران به اجراء درآورد :
. . .
9ـ ارائه برنامه جامع آموزش قرآن اعم از روانخواني وفهم قرآن و برنامه تلفيقي قرآن، معارف اسلامي وعربي با اهداف قرآني
« سند تحول بنيائين آموزش و پرورش »
راهکار 3/1 ـ توسعه فرهنگ اقامه نماز و اهتمام به برپايي نماز جماعت در مدرسه و تقويت انس با قرآن در دانشآموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآني با اصلاح برنامهها و توانمندسازي معلمان در راستاي تقويت مهارت روخواني و روانخواني در دوره ابتدايي، آشنايي با مفاهيم کليدي قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرآني در متوسطه دوم براساس منشور توسعه فرهنگ قرآني.
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
« سند برنامه درسي ملي »
2- حوزه تربيت و يادگيري قرآن و عربي
دين اسلام، راه هدايت انسان ها به سوي کمال و رستگاري است. خداوند با هدايت خود انسان را به راه و مسير حرکت به سوي کمال راهنمايي ميکند. يکي از منابع اخذ معارف اسلامي، قرآن کريم است. قرآن کريم کتاب هدايت انسان ها است.
ضرورت و کارکرد حوزه : تعميق معرفت و ايمان دانش آموزان به اعتقادات، اخلاق و احکام الهي که همان معرفت و ايمان به دين اسلام است، مهم ترين رسالت تعليم و تربيت در نظام اسلامي است.
قرآن کريم، به عنوان منبع وحي الهي و منبع اصلي اعتقادات، اخالق و احکام است. توانايي خواندن همراه با درک معنا، تدبر در قرآن و انس با آن، سبب ورود هر فرد مسلمان به درياي معارف اسلامي است. يادگيري زبان عربي به عنوان زبان قرآن سبب مي شود که فرد بتواند به طور مستقيم با کتاب الهي ارتباط برقرار کند، آن را بفهمد و از رهنمودهاي آن بهره ببرد. هم چنين آموزش اين زبان سبب مي شود که متربيان بتوانند از معارف اهل بيت عليهم السلام و فرهنگ غني اسلام استفاده کنند. از سوي ديگر زبان و ادبيات فارسي با زبان عربي درآميخته است و آشنايي با زبان عربي در يادگيري زبان فارسي تأثير خواهد داشت.
قلمرو حوزه : حوزه يادگيري قرآن و عربي شامل دو حوزه محتوايي آموزش قرآن کريم و آموزش عربي است و حد نهايي يادگيري در اين دروس به شرح زير است:
الف- توانايي خواندن صحيح و روان قرآن کريم؛
ب- توانايي درک معناي عبارات ساده و پرکاربرد قرآن کريم؛
ج- توانايي نسبي تدبر در آيات قرآن کريم به منظور درک ساده و اوليه دقايق و ظرائف مفاهيم آيات، بدون آموزش تخصصي علوم قرآني؛
د- انس مستمر و دائمي با قرآن کريم، به نحوي که دانش آموزان، اهل خواندن و تفکر در قرآن باشند و ابن امر را الزمه تربيت ديني و اعتلاي هويت الهي خويش بدانند.
آشنايي با زبان عربي و مشخصاً مهارت هاي چهارگانه زباني يعني خواندن، گوش کردن، نوشتن و سخن گفتن در اين حوزه به ميزاني است که دانش آموز را در درک معناي آيات قرآن کريم، کلام معصومين و متون ديني و فرهنگ اسلامي کمک کند و در تقويت زبان فارسي او مؤثر باشد.
اين دو حوزه محتوايي، ارتباط وثيقي با يک ديگر دارند و برنامه ريزي آن ها بايد هماهنگ و مرتبط با هم صورت گيرد و از اهداف، محتوا و روش هاي مشترک و نيز مطالب مکمل و تأييد کننده هم ديگر استفاده مطلوب به عمل آيد.
جهت گيري هاي کلي در سازماندهي محتوا و آموزش حوزه هاي تربيت و يادگيري ‹‹ حکمت و معارف اسلامي ›› و ‹‹ قرآن و عربي›› سازماندهي محتواي حوزه هاي حکمت و معارف اسالمي و قرآن و عربي در دوره ابتدايي به صورت تلفيقي است. در دوره متوسطه اول حتي الامکان به صورت مجزا ليکن هماهنگ و در دوره متوسطه دوم، به جز در رشته علوم و معارف اسلامي، به صورت تلفيقي و درس عربي به صورت مجزا ارائه ميشود. در رشته علوم و معارف اسلامي نيز درس هاي اختصاصي در حوزه معارف اسلامي ارايه مي شود.
به دليل ارتباط وسيع و وثيق محتواي دو حوزه ‹‹ حکمت و معارف اسلامي ›› و ‹‹ قرآن و عربي ›› سازماندهي محتواي هر دو حوزه در يک بخش آمده است.
*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***
« اهداف آموزش عمومي قرآن »
چشم انداز نظام آموزش عمومي قرآن :
نهادينه شدن فرهنگ انس با قرآن کريم و تربيت ده ميليون حافظ قرآن در جامعه
رسالت نظام آموزش عمومي قرآن :
ايجاد توانايي خواندن همراه با فهم و تدبر در قرآن كريم و بهره گيري مردم از تعاليم آن در زندگي
اهداف آموزش عمومي قرآن کريم :
1
تقويت ايمان و گرايش به قرآن و عترت
اعتقاد قلبي به حقانيت، جامعيت و جاودانگي قرآن مجيد و جايگاه پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) به عنوان تبيين کنندگان علمي و عملي قرآن و محبت و مودت نسبت به قرآن و اهل بيت (ع)
2
توانايي خواندن قرآن کريم
خواندن صحيح و روان قرآن کريم با تلفظ عربي حروف و حرکات در حد تمايز
3
درک معناي آيات قرآن کريم
درک معناي ظاهري عموم عبارات و آيات قرآن کريم
4
توانايي و التزام به تدبر در آيات
آشنايي با روش تدبر و پايبندي به انديشه و دقت در آيات قرآن براي درک بهتر مراد و مقصود آيات
5
حفظ قرآن کريم
به خاطرسپاري و از بر خواني بخش هايي از آيات و سور قرآن کريم (حداقل سه جزء)
6
انس با قرآن کريم
اشتياق به خواندن روزانه و استماع قرآن کريم، همراه با فهم و تدبر در آيات
7
آشنايي با علوم و معارف قرآن
آشنايي با کليات تاريخ و علوم قرآني و شناخت معارف اسلامي و ضروري قرآن کريم
8
توانايي استفاده از قرآن کريم
توانايي جستجو و دريافت معارف عمومي مورد نياز از قرآن کريم با استفاده از منابع معتبر
9
تبعيت از قرآن و عترت
عمل به آموزه هاي قرآن و اهل بيت در ابعاد مختلف زندگي و تحقق سبک زندگي قرآني
تدابير اجرايي
بر اساس اين مصوبه، وزارت آموزش و پرورش و ساير دستگاه هاي دولتي، عمومي و نهادهاي مردمي مکلفند کليه برنامه هاي درسي آموزش عمومي قرآن و همچنين دوره هاي تربيت مربي، معلم و مدرس مربوطه را براساس اهداف فوق تنظيم و اجرا کنند.
همچنين وزارت آموزش و پرورش موظف است در طراحي و اجراي کليه دروس، به ويژه عربي، ديني و فارسي، تحقق اهداف فوق را پيگيري کند.
وزارت علوم، تحقيقات و فناوري نيز موظف است، به منظور تأمين نيروي انساني لازم براي تحقق اهداف فوق، با همکاري دانشگاه فرهنگيان و ساير مراکز آموزش عالي واجد صلاحيت نسبت به طراحي و اجراي دوره هاي آموزش عالي تربيت مربي، معلم، مدرس، کارشناس، مدير و پژوهشگر آموزش عمومي قرآن در مقاطع کارداني تا دکتري اقدام کند.
منابع
قرآن کریم.
نباتي، رضا ( پاييز 1394 ). مجله رشد جوانه. تهران. سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي. شوراي تأليف. راهنمای معلم آموزش قرآن اول دبستان. كد 1/53 . چاپ سوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران شوراي تأليف.
راهنمای معلم آموزش قرآن دوم دبستان. كد 1/57 . چاپ سوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران شوراي تأليف.
راهنمای معلم آموزش قرآن سوم دبستان. كد 61 . چاپ دوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران شوراي تأليف.
راهنمای معلم آموزش قرآن ششم دبستان. كد 3/74 . چاپ دوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران شوراي تأليف.
مباني آموزش و روش آموزش قرآن دوره ابتدايي. كد 6011 . چاپ دوم. تهران . شركت چاپ و نشر كتاب هاي درسي ايران
طراحی و ارزش یابی اثر بخشی الگوی آموزش قرآن کریم در دوره ی ابتدایی. سيد محمد رضا صفوي، 1393 رساله دكتري بررسی عوامل موثر بر بهبود آموزش قرآن از منظر معلمان دوره ی ابتدایی شهر تهران. پروانه معصومي. 1393 پايان نامه ارشد
-1In troduction
[1] Educational Planning
[2] urriculumdevelopment (C.Planning)
امام خمینی ره: «تربیت باید قرآنی باشد؛ بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند.»