جبار باغچه بان قرآنم آرزوست.    

در منابع روایی بر دو چیز در شب قدر بیش از همه تاکید شده است:

۱- قرآن

۲- تفکر

مهجوریت قرآن در ایران بیش از همه بعد تاریخی و تحمیلی دارد. سلطه تفکر اشعریون اخباری به نام دین و مذهب بر این کشور تا آنجا پیشرفت که عقل را ذاتا بی ارزش و بی اعتبار می دانستند. حداکثر کارکرد عقل به مثابه کلید خانه بود که تا مرحله ورود به خانه شرع اجازه عمل داشت. و پس از آن دیگر این شرع مقدس بود که همه چیز حتی عقل را تابع خود می دانست. 

در حالی که برای معتزله عقل و برهان عقلی محور بود و هر برهان نقلی که عقل آن را استوار نمی دانست مردود می شمرد.تفکر اشعریون تا آن جا پبش رفت که خون هر مخالفی را مباح می دانست.

در برهه ای متوکل عباسی و در برهه ای لشکر مغول از چنین گسستگی فکری که موجب شکاف عمیق در وحدت مسلمین شده بود حداکثر استفاده را کردند و ایران پر مدعا را به اشغال خود در آوردند.

از آن پس تا کنون کسی را یارای مخالفت با اشعریون قرآن به دست و صفویون حدیث در کف پیش نیامد مگر معدودی مانند ملاصدرا که او نیز با آوراگی مادام العمرش به دست شاه عباس صفوی و عدم حمایت قاطبه علمای دینی زمانش تاوان مخالفتش را پرداخت و تا بیش از چهارصد سال ناشناخته بود. تا آن که در همین چند دهه اخیر کسانی مانند حکیم ملاهادی سبزواری جرأت به خرج دادند و او و مکتبش را معرفی کردند.

گو این که تا همین چهل سال پیش برخی از علمای دینی ظرف آب و غذای امام خمینی ره  و فرزندش را به دلیل تحصیل و تدریس فلسفه صدرایی نجس می شمردند.

امروز بیش از همیشه تاریخ قرآن در این کشور مهجور واقع شده است. کتابی که اگر از مهجوریت خارج شود دودمان حکومت های فاسدی که به نام قرآن و عترت سال های متمادی سلطنت کردند و هر مخالفی را گردن زده یا در سیاه چاله ها خوراک موش و مار و عقرب کردند را خواهد پیچید.

لذا ما را به ظواهر دین مانند قراءت و حفظ و تجوید در حوزه قرآن؛ و توسل و زیارت در حوزه عترت و اهلبیت مشغول کردند در حالی که متن دین این نبود ولی حاشیه را بر متن تحمیل کردند.

و به قول امام راحل ره ( در کتاب آداب الصلاه ) : ما را با این تفکر ( اخباری ) باطل و عقیده فاسد از جمیع استفادات اخلاقی و عرفانی از قرآن محروم کردند.

و امروز که با همه پیشرفت های فکری در عرصه های علمی فرهنگی و اجتماعی شاهد تبلیغ و ترویج گسترده همان عقیده با همه ظواهرش در مقابله تمام قد و همه جانبه با حقایق سخنان قرآن و عترت هستیم. تا آنجا که توجه به بدیهی ترین یافته های علمی و تجربی بشر در حوزه تعلیم قرآن جزء آرزوهای بزرگ شده است.

جبار باغچه بان قرآنم آرزوست.

از باب مثال و تقریب به ذهن: 

در زبان آموزی فارسی تا قبل از مرحوم جبار باغچه بان تمامی ۳۲ حرف فارسی آموزش داده می شد و سپس وارد ساختن کلمات می شدند.

مرحوم باغچه بان با زیر سؤال بردن این رویه اظهار داشت نیاز نیست یادگیری و درک و فهم و تفکر دانش آموز ان در حوزه کلمات ترکیب ها و عبارات ادبیات و زبان فارسی به پایان آموزش حروف الفبا منتقل شود. بلکه دانش آموز وقتی دو حرف آ و ب را همان هفته اول مدرسه یاد گرفت می تواند دو کلمه و یک جمله بیاموزد :" بابا ! آب " 

این حکمت یعنی منطبق بودن آموزش با نیاز ذایقه و توان دانش آموز

اما همین رویه عقلایی در حوزه  قرآن آموزی که با آموزش روخوانی ر روان خوانی آغاز می شود ( و البته این نوع تعریف از خواندن با هیچ یک از تعاریف و نظریات مشهور در باب خواندن مطابفت نداشته و بلکه بر پایه تعریفی ناقص شکل گرفته است. ) موضوع درک و فهم و تفکر و تدبر را در آغاز آموزش مسامحتا نادیده گرفته است.

و متاسفانه این درماندگی و مسامحه در یادگیری قرآن کریم نه تنها در مراحل بعدی ترمیم و اصلاح نمی شود بلکه  در اغلب در فراگیران تا پایان عمر هم ادامه دارد.

و شاید بیان و درک مفهوم همین یک مورد برای تبیین ضرورت تحول بنیادین در حوزه مهجوریت زدایی از قرآن کریم کافی باشد که :

" العاقل یکفی به الشاره "

اگر کس است؛ یک حرف بس است.

مهجوریت قرآن امروز بیش از همیشه تاریخ است؛ زیرا تثلیث اسلام سنتی داخلی و اسلام آمریکایی وارداتی و صهیونیزم پنهان هر سه در این مفهوم از بی توجهی به قرآن کریم کاملا با یکدیگر هم رأی و هم نظر و بلکه مؤید یکدیگر هستند.

این اتفاق نظر خاموش یادآور حمله مغول به ایران و زمینه ساز تفرقه تاریخی مسلمانان است. 

قرآنی که طبق فرمایش خودش باید محور وحدت و اعتصام باشد :

" و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا "

سوره آل عمران آیه ۱۰۳

و نیز طبق فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باید در خطرناک ترین حوادث و برهه ها نجات دهنده باشد :

" و اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم، فعلیکم بالقرآن "

امروز خواسته یا ناخواسته در دستان حاکمان مدعی اسلام اسیر و دست و پا بسته است.

توضیح :

این بخش از مطالب بخشی از مقدمه مقاله ۳۰ کج فهمی رایج در آموزش عمومی قرآن بود که بنا به دلایلی حذف شده بود. اما وقتی مجددا تأمل کردم احساسم این بود که مقدمه حذف شده جان و روح کلام است و آوردن مجدد آن ضرورت اجتناب ناپذیر است.

شاید روزی این مطالب را درک کنیم و بپذیریم و بفهمیم که تا چه اندازه این تفسیر تاریخی صحیح بوده و ما گرفتار حب نفس و حب دنیا بوده ایم و غافل از کلام هدایت. زمانی که شاید دیر باشد و دیگر از دست دعا و توسل هم کار برنیاد.

" ان الله لا یغیر ما بقوم ؛ حتی یغیروا ما بانفسهم "  

سوره رعد آیه  ۱۱

و السلام   (  ۱۵ خرداد ۱۳۹۷ / شب قدر )