یقه درانی های نمادین                            

            و باز ... به نام قرآن، به کام « پدرخوانده ها »            

یقه درانی های نمادین مديران آموزش و پرورش به نام قرآن، حکایت سناریوی تکرار مهجوریت روز افزون این درس در نظام تعليم و تربيت اين كشور است.

پازل قدرت و مدیریت ابعاد مختلفی دارد. هر مدیر باید برای هر یک از این پازل ها دست کم حرفی بزند. بهترین و کم هزینه ترین شیوه پاسخگویی فرار به جلو و انداختن توپ در زمین حریف است.

پیدا کردن نقاط ضعف عامه پسند و غالباً ژونالیستی، شیوه متعارف غیر علمی و در عین حال مؤثر برای تطهیر حاکمیت در حوزه پاسخگویی است.

در این شیوه سوفسطایی، تا طرف بخواهد خودش را از پنجه مغالطات تبریه کند، اغلب ماه ها و بلکه سال ها وقت لازم است؛ و تا آن موقع هم " خدا کریم است " ( !!! ) دیوار خدا هم که از همه کوتاه تر است. و این می شود خشت اول دیوار کج انحرافی که بر پایه بی صداقتی و ناراستی بنا می شود. ( و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل )

در چنین شرایطی، نه تنها خدا کریم نیست. بلکه خدا در کمینگاه است و انسان ناخواسته در آزمونی بزرگ و دشوار در حال دست و پا زدن

   «  اِنَّ رَبَّـکَ لَـبِـالـمِـرصـادِ  »    

متاسفانه نقش پدرخوانده ها و مافیاهای قدرت در مدیریت ماهرانه وزرا را نباید نادیده انگاشت. همان ها که تا بوی پول و اعتبار را حس می کنند، شاخک هایشان برای بلعیدن آن چنان به جنبش در می آید که محاسبه صفر تا صدش را هم می کنند. و نهایتا می شود همینی که هست و اوضاعی که بهتر نمی شود.

و باز روز از نو و داستان های ارایه گزارس های سراسر کذب که در تلاش است تا دروغی را با دروغ های بعدی ماست مالی کند. ...

و غفلت ما بندگان دنیا دوست از کمینی که خدا برای آزمایش ما قرار داده است.

   «  اِنَّ رَبَّـکَ لَـبِـالـمِـرصـادِ  »