پاي سخن قرآن :

اين نغمه قشنگ است ولي نغمه من نيست.

اين لحن چه زيباست، ولي وصله تن نيست.

 

آن حفظ و قرائت كه تهي گشته ز ادراك

در شأن من و شأن تو و شأن وطن نيست.

 

آن مركز قرآني و آن شيوه تدريس

چندان ثمري بهر عمل زيب سخن نيست.

 

بسيار بخوانديم و بگفتيم ز وصفش

حيف است كه صد گفته يكي موج شكن نيست.

 

آن كشور مصر است اگر مهد قرائت،

هرگز به عمل در حد ايران كهن نيست.

 

‎هرکس که زَنَد طعنه به آيات الهي

‎بی شُبهِه که مغزش به سر و روح به تن نیست! 

 

هر كس كه بود غافل از انجام تدبر

دل مرده بود، ليك نيازي به كفن نيست  

 

در سوره والفجر و بلد، شمس و تكاثر،

حرفي است كه همتاش در اين دير كهن نيست.

 

در باغ دلاویز گلستان كتابش 

‎عطری است که در نافه آهوی خُتَن نیست؛ 

در گلشن آيات هدايت نظري كن

‎شوري است كه در بلبل اين سرو و چمن نيست.   

  

آوارگي و خستگي امت اسلام

زان روست كه عمري پي اصلاح و شدن نيست.

مهجوري قرآن ز مسلمان ! چه بلايي است؟!!!

دردي است گران سنگ كه در شأن وطن نيست.

 

بيگانگي از پرتو قرآن به چه قيمت؟

دلبستگي ما به جهان نافع تن نیست 
‎‎ ‎

هر چند که خلقت همه زيبا و قشنگ است.

چون دامنِ قرآنِ پُر از چین و شکن نیست.

عالم همه زيباست؛ ولی نیست چو قرآن 
‎هر سوره بهشتي است كه در دشت و دمن نیست؛ 

 

از بَهرِ کِه خوانم سخن از قهر محمد ص ؟

‎در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست؟ 

 

این شهر عظیمي است، ولی شهر غریبي است، 

‎زيرا كه در آن حرف خدا، حرف زدن نيست.

 

اقتباس از شعر مرحوم « دكتر خسرو فرشيدورد »

( اين خانه قشنگ تست ولي خانه من نيست. )