تخريب زنگ قرآن، به نام حفظ ملي
« آفتاب آمد دلیل آفتاب »
قرار دادن رهبري در مقابل قانون به صلاح نيست.
پيرو تماس هاي مكرر مدرسان محترم قرآن استان ها و طبق اخبار موثق، بخشنامه اي با شماره ۵۰۰/13211۹ در تازيخ 4/7/1397 از حوزه معاونت پرورشي با عنوان « نهضت ملي حفظ قرآن كريم جزء 30 » براي استان ها ارسال گرديده است. برخي از موارد مطرح شده در اين بخشنامه كه صریحاً بر خلاف اهداف برنامه درسي قرآن و نيز مصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش است به شرح زير است:
1- در اين نامه - كه به امضاي آقاي عليرضا كاظمي معاون محترم پرورشي رسيده،
اولاً ) به منويات مقام معظم رهبري درباره تربيت ده ميليون حافظ قرآن اشاره شده است. بهره گيري از سخنان ارشادي رهبري در حالي انجام مي گيرد كه حكم ولايي ايشان يعني « سياست هاي ابلاغي رهبري به وزارت آموزش و پرورش » سال هاست كه در حوزه اصلاح و عمل، بدون کمترین توجهی روي زمين مانده است.
« ۴-۴- توسعه فرهنگ ومعارف اسلامی ویادگیری قرآن (روخوانی، روانخوانی ومفاهیم) وتقویت انس دانشآموزان با قرآن و سیرهی پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهمالسّلام و گسترش فرهنگ اقامهی نماز » ( سیاستهای کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور )
در صورتي که عمل به سند سیاست های ابلاغی رهبری یک فريضه است. و تربیت ده میلیون حافظ قرآن برای این نهاد تربیتی یک فضیلت. در شرايط موجود، این نوع عملکرد نه تنها فضیلت نیست؛ بلکه قرار دادن رهبری در مقابل قانون است.
ثانياً ) در اين نامه در بيان فلسفه وجودي اين طرح، به راهكار 3-1 سند تحول بنیادین اشاره كرده است. در حالي كه با مقایسه عنوان و هدف طرح ملی حفظ جزء ۳۰ قرآن، کاملا معلوم می شود که از هيچ كجاي چنين بندي به حفظ قرآن اشاره نشده است.
« راهکار 3/1ـ توسعه فرهنگ اقامه نماز و اهتمام به برپایی نماز جماعت در مدرسه و تقویت انس با قرآن در دانشآموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآنی با اصلاح برنامهها و توانمندسازی معلمان در راستای تقویت مهارت روخوانی و روانخوانی در دوره ابتدایی، آشنایی با مفاهیم کلیدی قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرآنی در متوسطه دوم براساس منشور توسعه فرهنگ قرآنی. » ( سند تحول بنيادين )
اين بند از سند تحول و نیز سند برنامه درسی ملی به روشني به موضوع تقويت مهارت روخواني و روان خواني در دوره ابتدايي و مفاهيم در دوره متوسطه اشاره دارد.
اگر اسناد ملی کشور این همه ابهام دارد که می شود هر چیزی را به آن تحمیل کرد پس باید در اصل این اسناد شک و تردید کرد.
چیستی طرح ملی در وزارت آموزش و پرورش
طرح ملی در وزارت آموزش و پرورش یعنی تحقق اسناد تحولی که بر اساس مطالعات گسترده و تعیین نیازهای تربیتی دانش آموزان توسط متخصصین تعریف و تعیین می شود. و پس از مطالعات گسترده و در نهایت تصویب در مراجع قانونی و ابلاغ آن به بخش های تخصصی مربوطه در قالب برنامه های رسمی و کتاب های درسی ارایه می گردد. پس طرح ملی در این وزارت یعنی برنامه ها و کتاب های درسی.
باید دقت داشت که طرح ملی مانند خودروی ملی است. نمی شود یک فرغون را وارد خیابان ها کرد و نام آن را خودروی ملی گذاشت. طرحی که به نام قرآن و به نام رهبری و به نام جمهوری اسلامی آن هم در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب به نام طرح ملی اجرا می شود باید از چنان بلوغ و عقلانیت و استانداری برخوردار باشد که در شأن و تراز نام هایی که گفته شد باشد. نه آن که فرجام آن به روز طرح ملی حفظ نور که توسط همین افراد در همین وزارت و در سه سال پیش برگزار شد و یک دفعه نیز تعطیل شد دچار شود.
2- « کمیته مستندسازی » و « شورای معاونان » باید پاسخگو باشند که چرا چنين دستور العملی به استان ها ارسال شده است؛ در حالي در سربرگ و مُهر مستندات اين دستور العمل ذكري از نام معاونت آموزشي و معاونت پژوهشي نيامده است.
- آیا امکان دارد دستور العملی بدون اطلاع حوزه مربوطه برای استان ها فرستاده شود؟!!
- نام چنين اتفاقي كوتاهي است، يا اغماض؟!!
3- « شورای عالی آموزش و پرورش » که خود علاوه بر وظیفه تصویب طرح و برنامه ها، وظیفه نظارت بر عملکرد حوزه ها را بر عهده دارد و عضو اصلی کمیته مستندسازی نيز هست، باید پاسخگو باشد که
اولاً ) آيا صدور چنين دستورالعملي، نيازمند مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش نیست؟
ثانیاً ) اصولاً و قانوناً چنین طرحی نیازمند طی مراحل اجرای آزمایشی، تصویب و ابلاغ نیست؟
در حالي كه چنين مصوبه وجود ندارد و يا در صورت موجود بودن، در چنین نامه اي بايد به چنين مصوبه اي استناد مي شد.
4- در صفحه هشت اين بخشنامه ( در بخش پيشنهادهاي اجرايي جهت سهولت حفظ و تثبيت ) آمده است :
- اختصاص يك ساعت از درس قرآن دوره ابتدايي به طرح ملي حفظ جزء سي ام
- سؤال اینجاست :
وقتی حجم یک کتاب درسی مبتنی بر مظروف زمانی آن طراحی، تولید و اجرا می شود چگونه چنین چیزی امکان پذیر است که داخل یک لیوان یک لیتری سه لیتر آب را حای داد؟
- آیا این دست اندازی به یکي از ساعات درسی آموزش قرآن، دو ساعت دیگر و در واقع همه برنامه درسی را متآثر و منهدم نمی کند؟
5- در بخش ارزش يابي این دستورالعمل آمده است :
« معلم كلاس به صورت گروهي يا انفرادي از دانش آموزان كلاس خود سوره يا سوره هاي حفظ شده را تحويل گرفته و براي او در سامانه يا اپليكيشن ثبت نمايد. ... »
- به راستي کدام معلم، با کدام صلاحیت عمومی و حرفه ای و در کدام وقت و زمان؟
- آیا معلم عزیز ما چنین اختیاری دارد؟
- آیا معلم برای چنین اجراي طرحی تربیت شده است؟
- آیا چنین بلندپروازی هایی باعث تشدید تهدیدهای قبلی از سوی معاونت پرورشی برای ترس بیش تر آموزگاران از تدريس قرآن نمی شود؟
- آیا همین نوع دخالت ها باعث بروز انتظارات، بدفهمی ها و کج فهمی ها و بلاتکلیفی های معلمان و مدیران مدارس و خانواده ها نشده است؟
- آيا بهتر و عاقلانه تر نيست حوزه معاونت پرورشي به جاي تخريب برنامه رسمي، با كمك به تحقق اهداف برنامه درسي قرآن، به وظيفه قانوني و تبليغي و ترويجي خود عمل كند؟
6- در همين بخش اشاره به استفاده از « قرآن هاي رايج خط عثمان طه » شده است. در حالی که
اولاً ) قرآن های رایج در مدارس قرآن عثمان طه نیست. تا کنون بیش از ۶۰۰ هزار جلد قرآن کم علامت توزیع شده است. و این که مدارس را بر خلاف سیاست های کلی حوزه آموزش و پرورش دچار هزینه های سنگین تهيه مصاحف جديد کنیم، آیا ضرورتی دارد ؟!!!
ثانیا ) روش حفظ قرآن تا چه اندازه با استفاده از قرآن خط عثمان طه ارتباط دارد؟ این مطلب در حوزه کسب مهارت خواندن باید ملاک باشد نه حفظ كه عمدتا به شيوه شنيداري انجام مي گيرد ...
7- این بخشنامه علي رغم ايرادهاي گفته شده، براي استان ها ارسال گرديده و متأسفانه باعث بروز درگیری و اختلاف در برخی از استان ها بین مدیران اجرايي و مدرسان کشوری قرآن شده است.
طبق اخبار دریافتی برخی مدیران استان ها به جای دقت و کارشناسی در محتوا و شيوه اجراي آن در استان، به ابلاغ آن اقدام كرده و با استفاده از اختیارات و متاسفانه بهره گیری از شیوه خلاف عقل و عرف، مناطق و مدارس را مجبور به تمکین و اطاعت کرده اند.
در برخي از استان ها تمهيداتي براي جلوگيري از مخالفت مدرسان شده است، مانند دعوت از مدرسان براي مشاركت در طرح ملي و برگزاري جلسات توجيهي با ايشان ...
8- طبق اطلاعات قبلي، قرار اين بوده كه اين طرح
اولاً ) فقط در دارالقرآن ها برگزار شود.
ثانياً ) كاملاً اختياري باشد.
همان طور كه ملاحظه شد طرح « ملّي » حفظ به مدارس كشيده شده، اين كه چه كساني و با چه اهدافي و نيز با كدام پشتوانه اي جرأت و جسارت چنين عملي را مي يابند، جاي شگفتي و نيز تأسف دارد.
9- مهم تر نكته آن است كه در چهل سالگي انقلاب اسلامي و با وجود تجارب گذشته، اجازه اجراي چنين طرح و برنامه اي آن هم در سطح ملي و در گستره مدارس سراسر كشور، چه توجيهي مي تواند داشته باشد.
طبق قانون ( ماده 4 وظايف شوراي عالي آموزش و پرورش ) اجراي هر طرح وبرنامه اي در وزارت آموزش و پرورش منوط به مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش است. چنین تصمیمی هم قطعاً به مصوبه شورای عالی وزارت آ.پ نیاز دارد. فلسفه وجودي کمیته مستندسازی و شورای معاونان نيز چنين امري بوده است. لذا طرح ملی حفظ قرآن هم نيازمند طي مراحل قانوني و تصويب اين شوراست.
سپردن زنگ رسمی و قانوني از یک درس به یک طرح و برنامه غیر مصوب، آن هم در همه پایه ها و در طول یکسال از جهات مختلف خلاف قانون است. و شوراي عالي و شوراي معاونان و كميته مستند سازي بايد پاسخگوي چنين اتفاقي باشند. زيرا كه چنین تصمیم گیری هایی همواره به تضعیف درس قرآن و دين گریزی دانش آموزان خواهد انجامید.
سخن پایانی
به عنوان نتیجه گیری و به عنوان کارشناس برنامه ریزی درسی قرآن عرض می کنم :
1- برابر با مأموريت ها و همچنين مصوبات و به ويژه اسناد تحولي، اجراي این طرح، با اين وصف، خارج از وظايف رسمي آموزش و پرورش است.
2- برخورد انفعالي در مقابل اعتبارات قرآني دريافتي، دليل موجهي براي در اختيار قرار دادن ساعت آموزش قرآن در اختيار اهداف ساير ارگانها نيست.
3- صرف تمام اعتبارات كلان آموزش عمومی قرآن در بخش اجراي طرح هاي فوق برنامه مشكي از اين وزارت را حل نخواهد كرد. و بلكه بر مسائل آن خواهد افزود. دست اندازي به ساعات درسي قرآن در اين طرح يك نمونه از برخورد انفعالي با شوراي توسعه فرهنگ قرآني است.
مدیران آموزش و پرورش باید پاسخگو باشند که آیا مجاز هستند از اين اعتبارات که برای تقویت آموزش عمومی قرآن مدارس و کلاس های قرآن تخصیص یافته، چرا صرفاً براي اجرای چنین طرح های غير مرتبط و مضطربی استفاده شده است.
4- لزوم بازنگری در حوزه اختیارات مدیران و تجدید نظر در داشتن چنین حاشیه امنی برای اعمال سلایق و آرزوها بر یک ابر وزارت چه نتایج و عواقبی خواهد داشت کاملا احساس می شود. علی رغم آنکه مجاری قانونی لازم تعریف شده است مع الوصف همواره مورد دستبرد قرار می گیرد.
وجود چنین ناهماهنگی های پرحاشیه و پرهزینه ( و یک بام و چند هوایی ) در وزارت آموزش و پرورش تنها یک علت دارد و آن نبودن یک وحدت انديشه و انسجام رويه است. مستقل نبودن کمیسیون آموزش عمومی قرآن زمينه نامعلوم بودن اعتبارات چند صد ميلياري آموزش عمومي قرآن را در هاله اي از ابهام فرو برده است. معاونت پرورشي که خود باید پاسخگوی کمیسیون آموزش عمومی قرآن باشد به برکت نبود چنین ساز و کاری تمام اختیارات را در دست دارد و در نتیجه چنین می شود که نباید بشود.
امام خمینی ره: «تربیت باید قرآنی باشد؛ بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند.»