خسارات تربيتي جبران ناپذير يك اشتباه در گستره آموزش و پرورش
طرح مـلـي حـفـظ جزء 30 « نـاقـض » سـنـد راهـبـردي توسـعـه آموزش عـمومي قـرآن
اشاره
« سند راهبردي توسعه آموزش عمومي قرآن » به عنوان زير نظام اهداف مصوب آموزش عمومي قرآن، در راستاي تحقق اهداف، سياست ها و راهبردهاي منشور توسعه فرهنگ قرآني در حوزه تخصصي آموزش عمومي قرآن و اجرايي سازي جزء جيم ماده 37 قانون احكام دائمي برنامه هاي توسعه كشور و به منظور راهبري برنامه ها و فرايندهاي آموزشي خواندن و درك مفاهيم و معارف قرآن كه براي انس آحاد جامعه با قرآن و استفاده از آن، ارائه و در تاريخ 11 /9 /1396 به تصويب رسيده است. در يك جمله اين سند قلمرو و محدوده فعاليت و زمان اجراي اسناد تحولي حوزه آموزش عمومي قرآن را راهبري و مديريت مي كند.
مقدمه
سندي كه چند ماه از تصويب آن در شوراي عالي انقلاب فرهنگي نمي گذرد، عملاً ناديده انگاشته مي شود و در نتيجه طرح ملي حفظ جزء 30 در حالي به ساعات درسي قرآن مدارس و كودكان معصوم تحميل مي شود كه ابزار و مقدمات آن فراهم نشده است.
اين نوع از اقدامات شتابزده شايد در برخي از نهادها و بخش ها ( به ويژه مسائل اداري ) با بي اعتنايي و بي توجهي مردم، خنثي شود.؛ اما وقتي چنين طرحي در ابعاد آموزش و تربيتي و با موضوع آموزش قرآن كريم مطرح مي شود، آن هم در پهنه اي به گستره مدارس و كلاس هاي درسي ايران اسلامي؛ مي تواند زمينه ساز بروز اتفاقات تلخ و پشيمان كننده اي باشد. حوادثي كه آثار آن بيشتر در سال هاي بعد جامعه، قابل مشاهده و حسرت خواهد بود؛ ديگر درنگ و ملاحظه جايز نيست. از اين رو اين نوشته كوشيده تا طرح ملي حفظ جزء 30 در وزارت آموزش و پرورش را از منظر سند راهبرد توسعه آموزش عمومي قرآن مورد نقد ( ضمني و اجمالي ) قرار دهد.
طرح مسأله
با وجود هزينه هاي چندين ميلياردي براي طرح ملي حفظ جزء 30 در كليه مدارس، اگر هيچ يك از دانش آموزان حافظ جزء 30 نشوند، چيزي را از دست نداده اند. ( تنها فضيلتي را كسب نكرده اند. ) اما اگر اين طرح به بي علاقگي و دين گريزي دانش آموزان منجر شود، بايد گفت دچار خسران بزرگي شده ايم.
بررسي هاي اوليه نشان داد طبق سند راهبردي توسعه آموزش عمومي قرآن، طرح ملي حفظ بايد در سال 1398 اجرا مي شد. سال 1397 براي برنامه ريزي و فراهم آوري تمهيدات لازم در نظر گرفته شده بود. همين مسأله باعث شد تا سند مذكور مورد مداقه قرار گيرد. بررسي راهبردهاي ملي ششگانه و بودجه بندي زمان دقيق اجراي هريك از آنها نيز نشان دهنده آن است كه طرح ملي حفظ جزء 30 با ناديده گرفتن راهبردهاي مندرج، دچار شتابزدگي و پرش از راهبردهاي مذكور گرديده است. همين امر باعث بروز ايرادات قانوني و ابهامات علمي و تربيتي و زمينه ساز حوادث و وقايع نامطلوب از جمله تزاحمات آموزشي و تربيتي در مدارس گرديده است.
اين كه چنين اعمال تغييراتي در اسناد تحولي، در سرنوشت دانش آموزان معصومي كه به نام حفظ قرآن دچار انواع آسيب هاي روحي و رواني و تربيتي و نهايتا دين گريزي مي شوند، موضوع ساده اي نيست كه بتوان از كنار آن به راحتي عبور كرد و يا به بهانه مسائل فرعي از توجه به آن ها اغماض نمود. لذا با مطابقت دستورالعمل طرح ملي حفظ جزء 30 با سند راهبردي توسعه آموزش عمومي قرآن در وزارت آموزش و پرورش به نتايج قابل توجه و تأمل و در عين حال تأسف باري مي رسيم.
موارد اشكال
بررسي راهبردهاي مرتبط با حفظ قرآن در وزارت آموزش و پرورش نشان مي دهد :
الف - با توجه به بند 7 از راهبرد 3 : « طراحي و تصويب برنامه هاي درسي متناسب با پايه هاي مختلف تحصيلي با محوريت حفظ توأم با درك مفاهيم و معارف قرآن در راستاي تربيت حافظ قرآن كريم (سال 1398) »
1- جراي اين بند از منظر زمانبندي مصوب، مربوط به سال آينده يعني 1398 است. لذا اختصاص ساعت درسي قرآن به طرح ملي حفظ در سال 1397 (طبق بند مذكور) خلاف سند راهبردي و عجولانه بوده است.
2- با توجه به اين راهبرد، تا كنون در زمينه طرح ملي حفظ قرآن، در سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي ( به عنوان متولي برنامه ريزي درسي و آموزشي ) نه طرحي ارائه و نه تصويب شده است. لذا تا زماني كه برنامه جديدي طرح و تصويب نشده است، برنامه درسي قرآن مصوب موجود، معتبر و لازم الاجرا است.
3- طبق بند مذكور، محتواي طرح ملي حفظ جزء30 ، تناسبي با برنامه درسي قرآن و پايه هاي تحصيلي دانش آموزان ندارد.
ب - با توجه به بند 2 از راهبرد 2 : « طراحي برنامه تشويقي - اداري ارتقاء صلاحيت هاي حرفه اي آموزش قرآن آموزگاران ابتدايي، دبيران قرآن، ديني و عربي متوسطه، مربيان تربيتي و ساير عوامل انساني مرتبط با آموزش قرآن در كميسيون و تصويب آن در مراجع مرتبط در آموزش و پرورش ( سال 1397 ) »
1- طبق اين بند از سند راهبردي توسعه آموزش عمومي قرآن كشور و با توجه به نزديكي پايان سال 1397 اين شورا بايد توضيح دهد تا كنون چرا كميسيون آموزش عمومي قرآن به انجام وظيفه خطير ارتقاء صلاحيت هاي حرفه اي آموزش قرآن آموزگاران ابتدايي و دبيران قرآن، ديني و عربي متوسطه تعلل ورزيده است.
تذكر : لازم به ذكر است آموزش هايي كه با موضوع آموزش روخواني و روان خواني و يا مفاهيم و حفظ و به صورت غير حضوري از طريق سامانه هاي اينترنتي انجام مي گيرد، شامل تعريف صلاحيت هاي عمومي است. و به هيچ وجه نبايد آن ها را شامل دوره هاي ارتقاء صلاحيت هاي حرفه اي معلمان دانست. صلاحيت هاي حرفه اي شامل آن دسته از فعاليت هايي است كه در راستاي وظيفه و مأموريت شغلي معلمان انجام مي گيرد.
2- با توجه به اين كه محور هر تحولي تربيت نيروي انساني ماهر است، آيا تقدم اجراي طرح ملي حفظ جزء 30 قرآن در كليه مدارس ابتدايي سراسر كشور ( 65 هزار مدرسه ابتدايي، 390 هزار كلاس درس و براي بيش از هشت ميليون دانش آموز ) توسط آموزگاران و دبيراني كه اغلب حافظ جزء 30 نيستند. ( يعني فاقد بند صلاحيت هاي حرفه اي هستند ) توجيه منطقي و علمي دارد؟!!!
3- ورود شوراي توسعه فرهنگ قرآني در برنامه درسي قرآن يعني تبعيت از مراتب و مراحل پژوهشي، علمي و آموزشي مانند : ارائه طرح و تصويب اوليه، توليد راهنماي برنامه درسي، توليد و تدوين و اجراي آزمايشي برنامه و ارزش يابي برنامه درسي توسط متخصصين و نهايتاً تصويب و اجراي آن.
از اين روي از منظر قانوني، علمي و مراحل برنامه ريزي آموزشي و درسي، اجازه اجراي سراسري به چنين طرحي، هرگز به صلاح مدارس و دانش آموزان نبوده و نيست.
ج - با توجه به « چشم انداز » سند راهبرديتوسعه آموزش عمومي كه به صراحت بيان مي كند : « دستيابي حداقل50 درصد نوجوانان به توانايي خواندن همراه با فهم و تدبّر در قرآن و انس و بهره گيري ازتعاليم آن در زندگي (در افق 1404 )»
1- اين سؤال مطرح مي شود : آيا شوراي توسعه به بهانه اجراي طرح ملي حفظ قرآن، مي تواند با تعطيل كردن زنگ رسمي و ساعت درسي « آموزش روخواني و روان خواني » دوره هاي ابتدايي، آن را در اختيار طرح ملي حفظ جزء 30 قرار دهد؟
قطعاً و قانوناً خير؛ متاسفانه اتخاذ چنين تصميم شتاب زده اي نه تنها به تحقق اين چشم انداز مهم و اساسي كمك نمي كند، بلكه كاملا آن را مخدوش كرده است.
2- كسب مهارت خواندن، فهم اوليه و تدبر و نيز انس مستمر با قرآن كريم در واقع همان راهكارهاي مندرج در سند تحول بنيادين و سند برنامه درسي ملي است. كتاب هاي درسي قرآن بر اساس همين اسناد تأليف و تدريس مي شود.
آيا الصاق ناجور طرح ملي حفظ جزء 30 به كتاب هاي درسي و ساعات آموزشي، بدون كاهش و يا جانمايي علمي و آموزشي در محتواي درسي و يا بدون افزايش زمان آموزش، تصميمي معقول، منطقي و به صلاح است؟!!!
د - در بند 1، 2 و 5 از راهبرد 1 : بر تعامل هر چه بيش تر با وزارت آموزش و پرورش در سال 1397 براي فراهم آوردن زمينه هاي مناسب توجه به حفظ قرآن در سال 1398 تأكيد شده است.
در اين جا دو اشكال اساسي وجود دارد :
1- شوراي توسعه به دليل عدم توفيق لازم در راه اندازي مركز هماهنگي و توسعه آموزش عمومي قرآن كشور در وزارت آموزش و پرورش، همواره به جاي تعامل با بخش هاي علمي و پژوهشي و برنامه ريزي و آموزش، با نهاد ها و بخش هاي تبليغي و ترويجي وارد مذاكره شده در نتيجه بر عدم توفيقات خود مي افزايد. در حالي كه خود ايشان خوب مي دانند كه طبق شرح وظايف و مأموريت هاي هر ارگان، رسالت آموزش و تعليم با بخش هاي آموزشي است تا تبليغي و ترويجي
2- سازمان پژوهش و برنامه ريزي طبق مصوبه 828 شوراي عالي وزارت آموزش و پرورش، وظيفه تأييد و ابلاغ هر نوع طرح و برنامه اي را ( اعم از آموزشي و پرورشي و رسمي و فوق برنامه را بر عهده دارد. و بايد پاسخگوي فعاليت هاي اين بخش نيز باشد. لذا از اين سازمان انتظار مي رود با بهره گيري از راهكارهاي قانوني خود، بدون كوچك ترين ملاحظه اي جلوي ادامه هرگونه فعاليت و طرح غير مصوبي را بگيرد. و چنانچه وظايف قانوني خود را اعمال نكند، بايد پاسخگوي خسارات احتمالي باشد.
هـ - با توجه به بند 12 از راهبرد دوم : « تصويب و استقرار ساز و كارهاي لازم براي ارتقاي جايگاه درس قرآن و اولويت آن در برنامه درسي مدارس ( از سال 1397) »
1- با توجه به 2 ماه باقي مانده تا پايان سال 1397 ، نه تنها براي اين اصل، جلسه و برنامه اي برگزار نشده، بلكه طرح فعلي بدون هيچ ضابطه اي بيش ترين خسارت آموزشي و تربيتي را به درس قرآن وارد كرده است.
2- مهم ترين ساز و كاري كه مي تواند به ارتقاء جايگاه درس قرآن در وزارت كمك كند، دور كردن چشم طمع ساير بخش ها به اين ساعات پر ارزش و نيز برخورد با تخريب كنندگان اين درس در سال هاي اخير است كه به جاي كمك به تقويت برنامه درسي قرآن، همواره آن را مورد لطف بي حد خود قرار داده اند.
و- با عنايت به بند 2 از راهبرد ششم : « اجراي مطالعات لازم براي پيگيري تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن در برنامه و محتواي دروس مختلف دانش آموزان به ويژه عربي، ديني و فارسي (سال 1398) »
1- طرح ملي حفظ قرآن در حالي بدون مجوز به ساعات درسي قرآن ورود پيدا مي كند، كه قانوناً در سال 1398 بايد مطالعات لازم براي تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن در برنامه و محتواي دروس وزارت آموزش و پرورش آغاز شود.
2- يقيناً چنين نگاه شتابزده اي از سوي ارائه دهنده همين سند راهبري، باعث عدم اعتماد وزارت آموزش و پرورش به اين تناقضات ديدگاه و شيوه عمل ايشان خواهد شد.
نتيجه بحث
با توجه به آنچه گفته شد و با عنايت به وجود ديگر ابهامات مشابه در اصول، اهداف راهبردها، تنها مي توان گفت :
1- قرار نيست مراكز تصميم ساز ( چون شوراي توسعه فرهنگ قرآني كشور ) كه قوانين و مقررات را تدوين و تصويب مي كنند، خودشان وارد ميدان عمل شوند و براي وزارتي چون آموزش و پرورش كه رسالت و مأموريت آن مشخص است، تكاليف اجباري داشته باشند. اين بر خلاف مصلحت نظام اسلامي و جايگاه ايشان است.
2- انتظار اين است : اگر هم مقرر شد مراكز تصميم ساز ( چون شوراي توسعه فرهنگ قرآني كشور ) وارد ميدان عمل شدند، حداقل خودشان بر اساس مصوباتشان عمل كنند؛ نه آن كه اولين افرادي باشند كه قوانين مصوب شوراي عالي را نقض كرده يا دور بزنند. ( مانند موارد تخلف شوراي توسعه فرهنگ قرآني درباره سند راهبردي آموزش عمومي قرآن )
3- اين اشكال از ابتداي تشكيل شوراي توسعه فرهنگ قرآني كشور، به ايشان وارد است كه همواره به جاي تعامل با بخش هاي علمي و پژوهشي و آموزشي، همواره با بخش هاي تبليغي و ترويجي وارد تعامل و تصميم سازي مي شود. چنين تعاملي محكوم به سطحي نگري و اتلاف منابع مادي و معنوي بوده است. ( گذشته فعاليت هاي متعدد همگي تأييد كننده دهنده همين مطلب است. ) زيرا اغلب تصميمات به دليل آن كه جنبه علمي، پژوهشي و آموزشي ندارد، و اين بخش ها هم نه تخصص و نه قدرت لازم در اين بخش را ندارند، لاجرم به بهره گيري از سلاح و اهرم قدرت و فشار اين شورا ( به نام شوراي عالي انقلاب فرهنگي و ... ) به ساير بخش هاي برنامه ريزي و آموزشي و اجرايي مي شود. نتيجه چنين تحميلي از قبل مشخص است.
4- چنين نگرشي باعث تزلزل شديد طرح هايي از قبيل طرح ملي حفظ قرآن مي شود. طرح هايي كه از ضعف علمي و پژوهشي و برنامه ريزي شديد رنج برده و ديگران را هم به رنج و سختي مي اندازند. سطحي نگري و ساده انديشي و كليشه گرايي تنها چند اشكال اوليه اين نوع نگاه صرفا تبليغي و ترويجي است.
چنين تعامل يك جانبه اي نه تنها به اتلاف سرمايه و شكست پي در پي اسناد ارزشمند تحولي نظام منجر مي شود، بلكه جنبه هاي خطرناك چنين رويكرد ضعيف و شكننده اي به دين گريزي مخاطبان به ويژه 14 ميليون كودك و نوجوان كشور مي انجامد.
از اين رو اجراي چنين اسنادي ابتدا به تحول در حوزه هاي مديريت در اين بخش ها ( البته با نگاهي كاملاً علمي و تخصصي ) نيازمند است.
5- تذكر اين مطلب ضروري است : آنچه به عنوان « اهداف آموزش عمومي قرآن » تدوين، تصويب و ابلاغ شده است،
اولا - به كمك و پبشنهاد صاحب نظران و برنامه ريزان كتاب هاي درسي سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي پيشنهاد و توليد شده است؛ و ثانياً - طبق گزارش هاي مكتوب منتشره شوراي توسعه فرهنگ قرآني، برنامه و كتاب هاي درسي بيشتري هماهنگي و مطابقت با اين اهداف را داشته اند.
اميد است كه با توجه مأموريت شوراي توسعه فرهنگ قرآني و كميسيون آموزش عمومي قرآن از يك سو و حضور چشمگير و فعال سازمان پژوهش در توليد و تدوين اهداف آموزش عمومي قرآن، اين دو مجموعه به حمايت از آموزش عمومي قرآن در مسير اصلي آن، يعني ارتقاء و تقويت ساعات درسي و رسمي آموزش قرآن اقدام كنند. لازمه چنين تحولي، عزم و اراده مديران در توجه علمي و كارشناسي ( به معني واقعي ) و پرهيز از اكتفا به ظواهر تبليغي و ترويجي است.
امام خمینی ره: «تربیت باید قرآنی باشد؛ بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند.»