غزل سروده اي در هجران بهار جان ها و دوران ها / دوم شعبان 1398
اي هميشه بهار !
يا رب ! بهار آمده، اما بهار من ... ؟!
گويد قرار آمده، اما قرار من ... ؟!
عالم به شور آمده از شادي بهار
گويد كه يار آمده، اما نگار من ... ؟!
يا رب ! در اين بهار، چنان غرق نعمتيم
آيد اگر به باغ، نگارين بهار من
يا رب ! دلم گرفته از اين شيوه از بهار
تكرار، افسرده كند حال زار من
خلاق تويي، اگر كه بخواهي چنان شود
بايد كه باز كني گره از جمله كار من
من شاعر بهار و دلم مست شعر و شور
بي تو غزل نمي شود اينجا فِكار من
با مرگ من مي شود، اما به هم رسيد
بوي بهار مي شنويي از مزار من
آيد اگر بهار من، همه جا مي شود بهار
عالم شود چنان كه تو خواهي، گُوار من
صحرا پر از شكار و دلم صيد عشق توست
فصل شكار آمده، اي شهسوار من ... ؟!
مي آيي اي هميشه بهار ! اي طلوع عشق !
وقت است كه صبح شود، شام تار من
سروده : رضا نباتي
دوم شعبان المعظم 1398 / تهران
+ تاريخ گواهي خواهد داد ۱۳۹۸/۰۱/۱۹ رضا نباتی Reza Nabati
|
امام خمینی ره: «تربیت باید قرآنی باشد؛ بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند.»