مقاله پیشنهادی ( بررسی آموزش عمومی قرآن کریم )
سخني با كاتبان، قاريان و حافظان و معلمان قرآن كريم
ضرورت «جمله نويسي» و «جمله خواني» آيات
اشاره
دانستن اين كه قرآن كريم چند آيه دارد و از چند كلمه و حرف و حركت تشكيل شده است، مي تواند صرفاً نوعي فضيلت تلقي شود؛ اما مهم است بدانيم كه «قرآن كريم از چند جمله تشكيل شده است؟» زيرا براي درك و فهم و تدبر در سوره و آيه، بايد ابتدا از درك و فهم و تدبر در «جمله» شروع كرد؛ « اَللهُ نَزَّلَ اَحـسَـنَ الـحَـديـثِ» (خداوند، بهترين سخن را نازل كرده است.) (زمر23)
اين نوشته به دنبال آن است تا ضمن اشاره اجمالي به جايگاه و اهميت «جمله نويسي در كتابت قرآن» و «جمله خواني در قرائت قرآن كريم» به نقش مهم آن در صحيح خواني، درك معنا و حفظ آيات قرآن بپردازد. موضوعي كه از نظر نويسنده حلقه مفقوده توسعه آموزش عمومي قرآن كريم در كشور است. چرا كه «جمله نويسي» و «جمله خواني» آيات مي تواند از مهمترين عوامل گسترش آموزش عمومي قرآن و توسعه فرهنگ قرآني كشور به شمار آيد. از خوانندگان عزيز مقاله درخواست مي شود تا با ارائه نظرات سازنده خود بر غناي بيشتر اين موضوع و مفهوم بيافزايند.
نمونه صفحات جمله نویسی شده همراه با جمله خوانی آیات در انتهای خبر
مقدمه
كتابت و قرائت قرآن كريم، دو محور اساسي از علم قرائت قرآن كريم است كه سابقه آن به دوره پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بازمي گردد و نقش آن در حفظ و صيانت از تحريف قرآن كريم غيرقابل انكار است. با توجه به تحولات اجتماعي و فرهنگي جامعه، تحول در آموزش عمومي قرآن کريم كشور، اجتناب ناپذير است؛ چرا که از لوازم تحقق شعار «تربيت قرآني» و اهداف آموزش عمومي قرآن کريم، باز کردن غل و زنجيرهاي دست و پاگير از اين حوزه از تربيت و يادگيري است. از اين رو آغاز قرن جديد، مي تواند بهانه اي باشد براي شروع اين تحول در حوزه آموزش عمومي قرآن کريم در کشور و بلکه در جهان اسلام باشد؛ لازمه اين تحول، همدلي و همراهي قاطبه جامعه محترم قرآني کشور، به ويژه متوليان، صاحب نظران و متخصصان اين حوزه تربيتي است. لذا از تصميم هاي سرنوشت ساز و راهبردي در اين بخش، توجه جدي به اصلاح و بهسازي کتابت و قرائت قرآن کريم به عنوان لوازم اصلي ارتقاء حوزه آموزش عمومي قرآن کريم است.
روي سخن در اين مقاله با قاريان، خوشنويسان و همچنين مديران قرآني کشور است. و آن سخن اين است : «قرآن کريم بايد به صورت جمله به جمله کتابت و قرائت شود.» چرايي آن به چيستي قرآن و نزول آيات الهي باز مي گردد. به عنوان مثال خداي رحمان فلسفه نزول قرآن در ماه مبارک رمضان را به روشني در سوره بقره آيه ۱۸۵ بيان فرموده است:
«شَهرُ رَمَـضانَ ، الَّـذي اُنـزِلَ فيـهِ الـقُرآنُ ، هُـدًي لِـلـنّـاسِ ، وَ بَيِّـنات مِـنَ الـهُـدي ، وَ الـفُرقانِ» ( ماه مبارک رمضان ماهي است که در آن قرآن کريم براي هدايت مردم نازل شده است؛ کتابي که متضمن دلايل آشکار و ميزان تشخيص حق از باطل است.)
اگر از بُعد دانش روشي به اين آيه و آيات مشابه بنگريم به روشني به فلسفه وجودي و دلايل نزول قرآن کريم پي مي بريم.
از اين روي بازگشت به هدف اساسي و غرض اصلي از نزول تدريجي قرآن کريم و توجه به متن آيات و پرهيز از حجاب هاي بشري افکنده شده بر چهره قرآن کريم مي تواند مقدمه مناسب تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن کريم کشور را فراهم آورد.
شايد براي شما جالب باشد بدانيد که قبل از جبار باغچه بان آموزش خواندن و نوشتن کلمات فارسي پس از يادگيري ۳۲ حرف صامت و ۶ مصوت فارسي آغاز مي شد. اما وي با طرح موضوع معنادار بودن يادگيري از همان ابتداي آموزش حروف الفباي فارسي به اين رويه پايان داد. زيرا او به درستي معتقد بود که کودک با يادگيري دو حرف الف و با مي تواند دو کلمه و يک جمله بياموزد. ( بابا ! آب) سپس با يادگيري حرف ر با کلمه بار و با يادگيري حرف ن کلمه باران را بياموزد.
البته اين سخن بعدها با عنوان معنادار بودن يادگيري از سوي ديويد آزوبل به عنوان يک نظريه يادگيري مطرح شد. با آنکه مبناي فكري او و باغچبان، از همان ابتداي نزول قرآن کريم و نيز در سيره و سنت پيامبر و اهلبيت عليهم السلام مطرح و عملاً به آنها پرداخته شده بود؛ اما اين اتفاق يعني معنادار بودن يادگيري هنوز در حوزه آموزش عمومي قرآن کريم به صورت جدي مورد توجه قرار نگرفته است. اينکه مخاطب چرا بايد آيه، سوره و يا صفحه اي را بخواند؟ و يا خواندن کدام آيات با نياز، ذائقه و ظرفيت و توان مخاطب، تناسب دارد؟ کمتر مورد بحث و بررسي بوده است.
دانستن اينکه قرآن کريم از ۶۲۳۶ آيه، ۷۸ هزار کلمه و ۳۴۱ هزار حرف تشکيل شده است، چندان تاثيري در حوزه آموزش عمومي قرآن کريم ندارد، اما دانستن اينکه قرآن کريم داراي ۲۵ هزار جمله است؛ مي تواند نقطه عطفي در برنامه ريزي و برنامه سازي اين حوزه بسيار مهم و بلکه سرنوشت ساز از يادگيري و تربيت قرآني قلمداد شود؛ چرا که دانستن اين مطلب اين سوال را مطرح مي کند: «يادگيري کدام جمله ها براي مخاطب خاص در آموزش عمومي قرآن کريم ضروري است؟»
اين همان حلقه مفقوده در تفکيک آموزش عمومي قرآن کريم از آموزش هاي تخصصي قرآن کريم است، که با وجود تأسيس شوراي توسعه فرهنگ قرآني کشور و کميسيون توسعه آموزش عمومي قرآن کريم در وزارت آموزش و پرورش و تصويب و ابلاغ اهداف کلي و تفصيلي آموزش عمومي قرآن کريم همچنان مغفول و مهجور مانده است. در اهميت اين نکته همين بس که تحقق گام دوم انقلاب اسلامي بدون توجه عميق و دقيق به اين نوع مباحث، فرصت بروز و ظهور چنداني نخواهد داشت.
جايگاه رسم الخط در آموزش عمومي قرآن
از مهم ترين عوامل كم توفيقي اغلب افراد جامعه در انس با قرآن كريم و در نتيجه ناتواني اغلب ايشان در صحت و فصاحت قرائت قرآن، وجود رسم الخط هاي رايجي است كه با هدف ساده سازي خط براي عموم مردم به رشته تحرير در نيامده است. به عنوان مثال وجود اِعراب زائد در مصاحف با رسم عربي (عثمان طه) و يا مصاحف ايراني مؤيد همين مطلب است.
البته در سال هاي اخير چاپ قرآن كم علامت و نيز توجه به تمايز رنگ حروف ناخوانا توسط مركز طبع و نشر قرآن كريم و توزيع نسبتاً خوب آن در مدارس و جامعه از جمله اقدامات مؤثر در اين زمينه است.
اما جايگاه رسم الخط در آموزش عمومي قرآن به همين موارد خلاصه نمي شود. از جمله تحولاتي كه در زمينه رسم الخط قرآن (رسم المصحف) بايد اعمال شود مي توان به موارد زير اشاره كرد:
- جمله نويسي آيات قرآن كريم
- اصلاح شكل حرف همزه به ويژه الف مدي ( آ )؛ اين نماد كه جزء ضبط مصحف است ( و نه رسم المصحف) به راحتي قابل اصلاح در مصاحف شريف است. علت عدم اصلاح اين نماد حتي در قرآن كم علامت به درستي مشخص نيست.
- تركيب حروف با يكديگر در برخي از كلمات كه گاهي با ساير حروف اشتباه مي شود. مانند حروف متداخل و روي هم و نمادهايي كه براي زيبايي خط به صورت كوتاه يا كشيده نوشته مي شوند. (البته در سالهاي اخير اغلب اين موارد در قرآن كم علامت اصلاح شده است. اما نياز به اصلاح كاملتر دارد.)
در اين مقاله، مشخصاً به بررسي بند اول يعني «جمله نويسي آيات قرآن» ( و به تبع آن «جمله خواني آيات») به اجمال و البته در حد بضاعت علمي نويسنده و حوصله مخاطب، پرداخته مي شود.
ضرورت «جمله نويسي» و «جمله خواني» آيات
خداي رحمان در آيه چهارم سوره ابراهيم « وَ ما اَرسَلـنا مِن رَسولٍ اِلَّا بِـلِـسانِ قَومِـهِ ، لِـيُـبَيِّـنَ لَـهُم» (و ما هيچ رسولي در ميان قومي نفرستاديم مگر به زبان آن قوم تا بر آنها بيان کند.) بر آسان و قابل فهم بودن تبليغ و دعوت پيامبران تأكيد مي كند، به گونهاي كه مردم پيام الهي را بفهمند؛ و نيز در حديث شريف نبوي، رسول اكرم صلي الله عليه و آله مي فرمايد: « اِنّـا مَـعاشِـرَ الاَنـبِـياءِ اُمِرنا ، اَن نُـكَلِّـمَ الـنّـاسَ ، عَـلي قَدرِ عُـقولِـهِم» (ما، جماعت پيامبران، فرمان داريم كه با مردم به فراخور فهم و خِردهايشان سخن بگوييم.) (بحار الانوار: 77/140/19)
و نيز در آياتي مانند آيه 106 سوره اِسراء به صراحت و روشني به رعايت چنين شيوه اي از تبليغ قرآن اشاره و تأكيد شده است: « وَ قُرآنًا فَـرَقـناهُ ، لِـتَقـرَاَهُ عَـلي الـنّـاسِ ، عَـلي مُكـثٍ ، وَ نَزَّلـناهُ تَنـزيـلًا» (و قرآني كه آن را بخش بخش كرديم تا آن را با تأنّي و درنگ بر مردم بخواني و آن را آن گونه كه بايد به تدريج نازل كرديم.)
در اين آيه شريف، نکته هاي متعددي براي تدبر و روش شناسي وجود دارد. از جمله آنكه يكي از اعتراض هاي كفّار اين بود كه چرا قرآن يكباره نازل نمي شود؟! (لَو لانُزِّلَ الـقُرآنُ جُمـلَـهً واحِـدَهً) (سوره فرقان آيه 32) و آيه 106 سوره اِسراء پاسخي به گفته آنان است.
و نيز از آنجا كه آيات قرآن چون با حوادث مختلف ارتباط دارد و نيز براي رفع نياز همه طبقات در طول تاريخ است، لذا بخش بخش نازل شده تا با رويدادهاي گوناگون، تطبيق داشته و براي مخاطبان دلچسب تر باشد. به عنوان مثال اگر آيات جهاد در زمان صلح نازل مي شد، چنانكه بايد در جايگاه واقعي خود قرار نمي گرفت.
همچنين «تدريج» يكي از سنّت هاي الهي است؛ چه در آفرينش، كه جهان را در شش روز آفريد و چه در نزول قرآن، با آنكه مي توانست يكباره نازل كند يا بيافريند. لذا «نزول تدريجي آيات قرآن براي آن بود كه علم به آن، توأم با عمل به آن شود.» البتّه از نزول تدريجي قرآن، ارتباط معنادار، پايدار و عاطفي (انس با قرآن) پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله با مبداء وحي نيز استفاده مي شود.
با توجه به موضوع بحث، (جمله نويسي و جمله خواني آيات) از ديگر نكات تدبري آيه در بخش دانش روشي، مي توان به موارد زير اشاره كرد:
- بخش بخش شدن قرآن، به اراده خداوند است. (فَـرَقـناهُ)
- تعليم و تربيت و ارشاد، بايد تدريجي باشد. (فَـرَقـناهُ، عَـلي مُكثٍ)
- تلاوت تدريجي قرآن، شنونده را براي آيات ديگر تشنه و منتظر مي كند. (عَلي مُكـثٍ) (مُكثٍ= مَكث يعني آرامش همراه اطمينان)
- يك مربّي و مصلح، بايد براي دراز مدّت برنامه داشته باشد و از زمان و نيازمندي هاي جديد غافل نباشد. (عَلي مُكثٍ)
- گرچه روح بزرگ پيامبر ظرفيّت دريافت همه وحي را يكجا دارد، امّا مردم كم ظرفيّت هستند و بايد به تدريج آن را دريابند. (لِـتَقـرَاَهُ عَلي الـنّـاسِ عَلي مُكثٍ)
- قرآن، علاوه بر جنبه تعليمي، جنبه اجرايي هم دارد كه بايد به تدريج اجرا شود. اجراي صدها دستور در جامعه اي كه صدها فساد دارد، يكباره محال است. (نَزَّلـناهُ تَنـزيـلًا)
با الهام از اين سخنان نوراني درباره اهميت توجه به دانش روشي در كنار دانش مفهومي آيات و روايات، در كنار الگوهاي فعلي كتابت و قرائت قرآن، بايد براي عمومي سازي آنها چاره بهتري انديشيد. دو شيوه رايج قرائت، يعني تحقيق و ترتيل اگر به جاي توجه صرف به ابعاد هنري (صوت و لحن) به جنبه انس مستمر و ارتباط معنادار و عاطفي عموم مردم به قرآن نيز بپردازند يقيناً مفهوم اين جمله كه «قرآن، سخن خداست.» جامه عمل بيشتري به خود مي پوشد و نتيجه آن انس مستمر و مادام العمر تعداد بيشتري از مسلمانان با قرآن كريم خواهد بود. در اين الگو از قرائت، تمركز قرائت هاي مجلسي و يا تلاوت هاي ترتيل ماه مبار رمضان و نيز تلاوت يك صفحه از قرآن كريم در مساجد، ديگر صرفاً «تلفظ آهنگين» نخواهد بود؛ بلكه اين سخن و كلام خداوند است كه خوانده و شنيده مي شود. در حال حاضر هنگام قرائت قرآن، احساس اينكه كه خدا با آن ها حرف مي زند، در اعم اغلب مردم اتفاق نمي افتد. چرا كه حتي گاهي تعداد قابل توجهي از قاريان هم متوجه معنا نيستند، تا چه رسد به عموم مردم!
شيوه اِقـرا و قرائت پيامبراکرم صلي الله عليه و آله در تعليم قرآن نيز ترتيل بوده است. اُمّ سَلمه (همسر پيامبر اكرم) در توصيف قرائت رسول خدا صلّي الله عليه و آله مي گويد: «قِـراءَةٌ مُـفَسِّـرَة حَرفًا حَرفًا» منظور از حرف در اين گونه روايات، حرف هاي ملفوظ در قرائت و خواندن به صورت جمله به جمله است.) طريحي (د 1085ق) آورده است: گاهي به يک کلام تام (جمله يا گفته کامل) نيز حرف مي گويند و در اين حديث از امام محمد باقر عليه السلام که فرمود: «اَلـاَذانُ وَ الـاِقامَـةُ خَمـسَـة وَ ثَـلاثونَ حَرفًا، فَـبَعـدَ ذالِـکَ بِـيَـدِهِ واحِـدًا واحِـدًا، اَلـاَذانُ ثَـمانِـيَـةُ عَشـرَ حَرفًا، وَ الـاِقـامَـةُ سَبـعَـةُ عَـشَـرَ حَرفًا» اذان و اقامه شامل 35 فراز يا بخش است که امام باقر عليه السلام آن ها را يک به يک قرائت کرده و با انگشتان دست شمردند؛ اذان هجده جمله و اقامه هفده جمله شد. (كلينى، فروع كافى، ج 3، ص 302.)
بر پايه اين تعريف، قرائت حرف به حرف ( جمله به جمله) در مقابل قرائت بي وقفه و پي در پي و بدون رعايت فاصله لازم بين اجزاي کلام، که بسيار تند و سريع خوانده مي شود، قرار دارد؛ به طوري که شنونده قادر به درک و فهم همه اجزاي کلام نيست.
حضرت رسول صلّي الله عليه و آله قرآن كريم را حرف به حرف (جمله به جمله) و آيه به آيه، قرائت مي فرمود؛ يعني در پايان قرائت هر جمله و آيه، وقف مي کرد و سپس جمله و آيه بعدي را مي خواند. مثلاً آيه چهارم سوره مسد، شامل دو جمله است که پس از قرائت جمله اول «وَ امـرَاَتُـهُ» وقف کوتاهي كرده و سپس جمله دوم «حَمّـالَـةَ الـحَـطَـبِ» قرائت مي فرمود. (زادالمعاد، ابن قيم جوزيه، ج1، ص337)
قرائت خطابي
سخنران هاي ديني در هنگام خطابه، آيات و روايات را به صورت «جمله به جمله» مي خوانند. اين كار باعث درك آسان تر معنا توسط مخاطبان جلسه مي شود و گاهي با اين كار ديگر نيازي به ترجمه كامل نيست. حال اگر قرائت قرآن نيز خطابي باشد، شنونده مي تواند مقدار قابل توجهي از آيات را متوجه شود و با آنها «ارتباط مستقيم» بر قرار كند؛ چرا كه «هر جمله از قرآن، چراغي نوراني است براي هدايت فكر و رفتار انسان»
رهبر حكيم و فرزانه انقلاب اسلامي نيز فرمودند: «آن روزي که معارف قرآن در سطح همه مردم رواج پيدا کند و مستقيم از خود قرآن آن را بگيرند، آن روز، روزي است که اين ملت و اين کشور براي هميشه شکستناپذير خواهد شد. ما دنبال اين هستيم.» (4/10/1374)
اين فهم مستقيم از آيات قرآن كريم، مي تواند كلي يا جزئي باشد. به عنوان مثال، در آيه 103 سوره نساء مي توانيم آيه را به 10 جمله تقسيم كنيم (در حاليكه در اين آيه چهار خطي، تنها دو علامت وقف وجود دارد):
« وَ اعـتَـصِـموا بِـحَبـلِ اللهِ جَـميـعًا ، وَ لاتَـفَرَّقوا ، وَ اذكُـروا نِعـمَـتَ اللَّهِ عَـلَيـكُم ، اِذ كُنـتُم اَعـداءً ، فَـاَلَّـفَ بَيـنَ قُـلوبِـكُم، فَـاَصـبَحـتُم بِـنِعـمَـتِـهِ اِخـوانًا ، وَ كُنـتُم عَـليٰ شَـفا حُفـرَةٍ مِـنَ الـنّـارِ ، فَـاَنـقَـذَكُم مِنـها، كَـذٰلِـكَ يُـبَيِّـنُ اللهُ لَـكُم آياتِـهِ ، لَـعَلَّـكُم تَهـتَـدونَ»
از سوي ديگر آهنگين خواندن صِرف، گاهي موجب انحراف از معنا و بي توجهي به جنبه هدايتي قرآن كريم مي شود. حال آنكه چنين نتيجه اي بر خلاف تصور اوليه از قرائت و تلاوت قرآن كريم (به منظور كمك به فهم و عمل به قرآن) است. در آيات متعدد به اين مهم اشاره شده است؛ از جمله در آيه 155 سوره انعام مي فرمايد:
« وَ هٰـذَا كِـتابٌ اَنـزَلـنـاهُ مُـبارَكٌ ، فَاتَّـبِـعوهُ ، وَ اتَّـقُوا ، لَـعَلَّـكُم تُرحَـمونَ» (و اين (قرآن) کتابي است که ما با برکت و خير بسيار فرستاديم، از آن پيروي کنيد و پرهيزکار شويد، شايد مشمول مرحمت خدا گرديد.)
با اندك تأملي در شرايط موجود كتابت و قرائت قرآن كريم، فاصله وضعيت فعلي با وضعيت مطلوب به آساني قابل درك است. چرا كه روش هاي موجود با اغماض بسيار تا حدي در بر دارنده چنين مطلوبي هستند. به عنوان مثال در قرائت هاي موجود اغلب قاريان و به ويژه قاريان كشور، اين انتظار قرآن چندان محسوس، جدي، معنادار و پر رنگ نيست؛ مگر معدودي از قاريان گذشته كه به رعايت «لحن بياني» در قرائت خود اهميت مي دادند.
توجه به موضوع بحث مي تواند به ارائه راهكارهاي متعدد و خلاقانه در كتابت و قرائت قرآن كريم بيانجامد. كافي است به رعايت دو شیوه فعلي كتابت و صوت و لحن اكتفا نشود تا جلوه هاي مغفول در اين زمينه آشكار گردد.
در حال حاضر تنها يك مدل كتابت و قرائت براي همه وجود دارد كه هم براي افراد كم سواد مورد استفاده و توصيه قرار مي گيرد و هم براي افراد باسواد، و هم براي استادان حوزه هاي علمي و قرآني؛ حال آنكه مي توان به گونه هاي متنوع ديگري نيز تلاوت كرد تا عموم مردم ارتباط معنوي و معنايي بيشتر برقرار كنند. كافي است تناسب بين مخاطبان خاص با كتابت و قرائت قرآن مد نظر قرار گيرد و نيز فقط جنبه بهره صوت و لحني افراد مطمع نظر نباشد. بلكه برد معنايي و ارتباط معنادار، عاطفي و پايدار نيز مورد توجه قرار گيرد.
قرائت آموزشي يكي از اين شيوه هاست كه از گذشته مد نظر بوده اما چندان كه بايد مورد مطالعه و گسترش قرار نگرفته است. از علت هاي هاي عدم توفيق آحاد مردم در انس مستمر با قرائت قرآن وجود همين شكاف عميق بين روخواني و قرائت است. لذا اقضاء آموزش عمومي قرآن كريم حكم مي كند تا اين شكاف آموزشي يعني كسب «مهارت روان خواني قرآن» صرفاً جنبه نظري نداشته باشد؛ بلكه در عرصه عمل به مراحل و مراتب عملي و عمومي تقسيم شود. در اين الگو، مخاطب عام بتواند عموم الفاظ آيات قرآن كريم را صحيح بخواند و معناي جزئي و يا كلي جملات را حس كند. (ارتباط معنادار) شرط آن اين است كه ملاك هاي وقف حرفه اي علم تجويد ملاك آموزش عمومي قرار نگيرد؛ چرا كه وقف بر دو نوع است:
- وقف صحيح: وقف بر جمله، مانند مفسيرين، خطبا و سخنرانان كه بر جنبه هاي درك عمومي آيات قرآن تأكيد مي شود.
- وقف مجود: بر اساس كتب تجويدي در زمينه علم وقف و وصل وابتداء (ترتيل) كه بر جنبه هاي خاص و تخصصي علم قرائت قرآن تأكيد دارد.
علت توصيه و توجه به نوع اول در آموزش عمومي قرآن كريم آن است كه طولاني خواندن آيات مهمترين دليل بروز اشتباهات در زمينه صحيح خواني قرآن و نيز ناتواني در درك نسبي و اوليه آيات است. آسان سازي اين دو مقوله بسيار مهم از طريق توجه آموزش عمومي قرآن به نوع اول از وقف و ابتدا ( وقف صحيح) كاملاً امكان پذير است. از سوي ديگر وقف صحيح مقدمه ضروري وقف مجود در آينده است.
شاخصه هاي اصلي نوع اول وقف (وقف صحيح) دو چيز است:
- كوتاه خواندن عبارات و آيات قرآن
- رعايت سرعت آهسته هنگام خواندن آيات
از اين رو، روش كوتاه خواندن و تأكيد بر معنا (تكيه معنايي) باعث ساده سازي خواندن و درك معناي اوليه و كلي (ارتباط مستقيم با) قرآن كريم مي شود. در اين زمينه بايد به دو نكته زير در قرائت آيات به صورت آموزشي، توجه و تأكيد شود:
- تكيه هاي آموزشي هنگام تلفظ (تلفظ حروف و حركات، كلمات، تركيب ها و نهايتاً در جملات)
- تكيه هاي معنايي (با توجه به مفهوم و مراد آيه)
و خلاصه آنكه «نظم قرائت بايد به گونه اي باشد كه عموم مخاطبان بتوانند با قاري همراهي كنند.» چرا كه هدف اصلي و اساسي از كتابت و قرائت قرآن كريم، هدايت، ايمان و عمل صالح است؛ و تلاوت آهنگين نيز بايد به دنبال زمينه سازي براي چنين آرماني باشد.
الگوي قرائت عمومي قرآن
با توجه به آنچه گفته شد، بايد به دنبال تعريف و ارائه «الگوي قرائت عمومي قرآن» بود. در اين الگو، نياز و اقتضاء آموزش عمومي قرآن، نه بر اساس «تلفظ آهنگين»؛ كه بر اساس سخن خدا (به عنوان كتاب هدايت و رستگاري) تعيين مي شود. اين شيوه از كتابت و قرائت بايد در بين كاتبان و قاريان مورد توجه و پيگيري مجدانه قرار گيرد و البته اثربخشي آن نيز مورد بررسي و مطالعه مستمر قرار گيرد. در الگوي قرائت عمومي قرآن، ويژگي هايي متصور است كه به برخي از آنها به اجمال به شرح زير است:
- در قرائت آموزشي، ملاك در وقف، وقف بر جمله است. هدف از اينكار، كوتاه خواندن عبارات و آيات براي صحيح خواني و درك معناي بهتر است.
- سرعت قرائت آموزشي بين «ترتيل» و «تحقيق» است. يعني رعايت سرعت متوسط هنگام خواندن قاري براي فراهم آوردن امكان تبعيت از قاري
- رعايت نظم و ريتم خواندن به نحوي كه توازن در قرائت باعث تشويق مخاطب به همراهي با قاري تا پايان مطلب شود.
- رعايت تكيه هاي آموزشي هنگام تلفظ حروف و حركات و كلمه ها و تركيب ها
- رعايت تكيه هاي معنايي هنگام قرائت و تلاوت
- رعايت حداقلي و حداكثري پرده صدا تا آخر تلاوت (به گونه اي كه عموم مخاطبان بتوانند با قاري همراهي كنند.)
- رعايت زيبايي لحن قرائت آموزشي در عين سادگي، تا قابليت تكرار توسط عموم مخاطبان را داشته باشد.
و در يك جمله در الگوي قرائت عمومي قرآن، فن بيان ايجاب مي كند جملات كوتاه و همراه با مكث و رعايت لحن قرائت شود.)
دو نكته مهم
ذكر اين دو نكته ضروري است؛
- گاهي در عمل به آيه «وَ رَتِّـلِ الـقُرآنَ تَرتيـلًا» (مزمّل4) در كتابت و قرائت قرآن، فقط به يك يا دو وجه مفهوم ترتيل، توجه مي شود و بُعد معنايي، ناديده گرفته مي شود؛ در حاليكه طبق منابع حديثي «معنا، جزئي از ترتيل است.» كه در كنار رعايت قواعد تجويدي و قرائت زيبا بايد مورد توجه قاري و كاتب قرآن باشد. امام صادق عليه السلام در توضيح و تعريف ترتيل فرمودند: « هُـوَ اَن تَمـکُـثُ فيـهِ وَ تَحـسَـنُ بِـهِ صَوتَـکَ» (ترتيل يعنی اينکه مکث کنی و با صدای خوش قرآن بخوانی.) (مجمعالبيان، ص 378) و نيز از امام علی عليه السلام درباره واژه ترتيل نقل است: « اَلـتَّرتيـلُ، تَجـويـدُ الـحُـروفِ وَ مَعـرِفَهُ الـوُقوفِ» (ترتيل عبارت از نيکو ادا کردن حروف و شناخت محل وقفهای قرآن است.) (بحارالانوار، ج 84، ص 188)
- گاهي در حوزه تخصصي قرائت قرآن كريم مسائلي مطرح مي شود كه محل تأمل است و حتي در همان سطح تخصصي نيز گاهي با آيات قرآن مغاير است؛ و متاسفانه همين مسائلي كه محل بحث جدّي است، در حوزه آموزش عمومي مطرح و بر رعايت آن ها تأكيد و پافشاري مي شود. مانند اين نكته كه در علم وقف و ابتدا، وقف بر «يــا اَيُّـهَا الَّـذيـنَ آمَـنوا» را جايز نمي داند؛ در حاليكه عبارات مشابهي در قرآن كريم، با همين تركيب، يك آيه مستقل هستند. مانند آيات اول سوره هاي مدثر و مزمل « يــا اَيُّـهَا الـمُدَّثِّر» و « يــا اَيُّـهَا الـمُزَّمِّل» لذا بايد توجه داشت تحميل بسياري از قواعد قرائت، تجويد و حفظ قرآن كريم بر آموزش عمومي قرآن نه تنها ضرورتي ندارد؛ بلكه مانع و حجاب براي توجه و ورود عموم مردم به متن و معنا و عمل به قرآن است.
چگونگي تشخيص جمله
بسياري از جمله هاي يك آيه، علامت وقف ندارند و تشخيص اينكه جمله در كجا پايان مي يابد تا بتوان در آخر آن، وقف كرد؛ از طريق درك معناي آن امكان پذير است. شايد برخي از خوانندگان سوال كنند كه اغلب مردمي كه احاطه بر معنا ندارند؛ چگونه مي توانند آيات را به صورت جمله به جمله بخوانند؟ چرا كه براي درك معناي آيات، بايد با معناي كلمات و ساختار جمله آشنا باشيم تا هر جمله را از جمله ديگر تشخيص دهيم.
در پاسخ مي توان گفت شما مي توانيد به وسيله برخي كلمات ساده، ابتداي جمله را تشخيص داده و در محل مناسب وقف كنيد. وقف بر سرجمله و كوتاه كوتاه خواندن عبارات قرآني، خواندن را آسان مي كند و از اشتباهات مي كاهد، همچنين درك و فهم معناي آيات آسان تر و وقف و ابتدا بهتر انجام مي شود. براي اين منظور
اولاً – در هركجاي آيه كه علام وقت آمده، حتماً وقف كنيد. علائمي چون «مـ»، «ط»، «قلي»، «ج»، «ز»، «صلي»،
«مـ» نشانه وقف لازم است و اگر وقف نکنیم ممکن است مفهوم جمله تغییر کند.
«ط» يا «قلي»: نشانه برتري وقف و جواز وصل است؛ يعني اگر وقف کنید، بهتر از ادامه دادن است.
«ج» نشانه جواز وقف است؛ يعني هم می توانید وقف کنید و هم می توانید ادامه بدهید.
«ز» يا «صلي»: نشانه برتري وصل و جواز وقف است؛ يعني می توانید وقف کنید، اما اگر وقف نکنید بهتر است.
ثانياً - قبل از سرجمله ها، وقف كنيد؛ و سپس خواندن خود را از سرجمله ها آغاز كنيد. سرجمله ها، كلماتي هستند كه جمله با آنها شروع مي شود؛ پس هنگام تلاوت مي توانيد قبل از سرجمله وقف كرده و از سرجمله شروع (ابتداء) كنيد. سرجمله ها عمدتاً شامل موارد زير هستند:
« وَ ، فَـ ، اِن ( اِنَّ / اِنّا / اِنَّـنا / اِنَّـما) ، اَن (اَنَّ/ اَنّا / اَنَّـنا/ اَنَّـما) ، اِذ (اِذا) ، ثُمَّ ، اِلّا ، نَحـنُ ، ذالِـکَ ، تِلـكَ ، قُل (قالَ/ قيـلَ/ يَـقولُ) ، هٰـذا (اُولـئِـکَ) ، رَبَّـنا (رَبِّ/ رَبّي) ، حَـتّي ، قَد (لَـقَد) ، سَـ (سَوفَ) ، كَـ (کَـذالِـکَ) ، اَ ، لَو ، اَو ، اَم ، بَل ، هَل ، اَلا ، يــا »
نتيجه بحث
از امير المؤمنين امام علي عليه السلام در خطبه 176 نهج البلاغه چنين نقل شده است: « وَ ما جالَـسَ هـذا الـقُرآنَ اَحَـدٌ اِلّا قامَ عَنـهُ بِـزِيادَةٍ اَو نُقـصانٍ: زِيادَةٍ فِی هُـدًي ، وَ نُقـصانٍ مِن عَـمًي» (هيچ کس در کنار اين قرآن ننشسته، جز اينکه از کنار آن با زيادت يا نقصاني برخاسته؛ زيادت در هدايت يا نقصاني از کوردلي و جهالت.)
با استعانت از اين فرمايش امام معصوم در حوزه دانش روشي مي توان چنين نتيجه گرفت: وجه تمايز آموزش عمومي قرآن كريم از آموزش هاي تخصصي در نوع پرداختن اين حوزه به تعليم قرائت، حفظ، درك معنا و تدبر در قرآن است. تشخيص اين مطلب از توجه به سطح نياز، توان و نيز ذائقه مخاطب حاصل مي شود. يعني آن كه با وجود تقسيم آموزش ها و فعاليت هاي قراني به عمومي و تخصصي، بخش عمومي باز هم بايد به گروه هاي سني مختلف تقسيم شود. مثلاً برنامه هاي آموزش قرائت، حفظ، درك معنا و تدبر براي كودكان از نوجوانان جدا باشد. و يا عامل جنسيت، سواد، شغل از جمله وجوه تمايز آموزش هاي عمومي قرآن است؛ اما در اين ميان، «كتابت جمله به جمله» و «قرائت جمله به جمله» آيات قرآن كريم از لوازم ضروري همه گروه هاي آموزش عمومي قرآن كريم است.
فوايد «جمله نويسي» و «جمله خواني» آيات
«جمله نويسي» و «جمله خواني» آيات قرآن كريم از جهات زير مفيد و بلكه لازم است:
- كمك به صحيح خواني آيات؛ در اثر جلوگيري از بروز مهمترين عامل غلط خواني يعني خواندن بدون وقفه آيه توسط مبتديان است. فراگيران قرآن عمدتاً به دليل عدم فهم معنا آيه را از ابتدا تا انتها بدون وقف بين جملات مي خوانند و اين زمينه خستگي چشم را فراهم كرده و فرد دچار غلط خواني مي شود. جمله خواني كمك مي كند تا اين اتفاق براي مخاطبان و به ويژه دانش آموزان رخ ندهد. صحيح خواني آيات (روخواني و روان خواني) مهمترين هدف دوره ابتدايي ( پايه هاي اول تا ششم) است.
- كمك به درك معناي آيات؛ جمله خواني مقدمه و لازمه درك معناي آيات است. چرا كه يك جمله از مجموعه واژههايي که معني آنها کامل و مستقل هستند، تشكيل شده است. لذا درك معناي واژه به تنهايي نمي تواند حامل معارف و مفاهيم قرآن باشد. بلكه پس از يادگيري واژه نوبت به درك معناي تركيب هاي كلمات مي رسد. مانند تركيب «اَلـحَمـدُ لِـلّـهِ» كه تركيب سه كلمه «حَـمـد»، «لِـ» و «اَلله» است. و گاهي همين تركيب ها مي تواند يك جمله و يا شبه جمله باشد كه داراي معناي مستقل و پيام هدايتي است. درك معناي آيات و عبارات پركاربرد يمي از اهداف اصلي آموزش قرآن در دوره متوسطه اول (پايه هاي هفتم تا نهم) است.
- كمك به تسهيل حفظ قرآن؛ از رايج ترين شيوه هاي حفظ قرآن از گذشته تا كنون، تقسيم آيه به جملات و قطعات كوچك تر است. به ويژه در آيات بزرگ تر آيه به چند جمله تقسيم مي شود. جمله نويسي آيات تكليف حفظ قرآن بسياري از آيات را براي حافظان قرآن روشن مي كند.
- كمك به تدبر در قرآن؛ تدبر در قرآن كريم داراي مراتب و مراحل مختلفي است. اولين مرتبه تدبر، تفكر در جمله است و مرحله دوم تدبر در بررسي نسبت جملات داخل يك آيه است.
- علاوه بر اينها، اين شيوه از كتابت و قرائت، باعث افزايش مخاطبان قرآن كريم مي شود.
اميد است كـاتبان، قـاريان و حـافظان قرآن كريم و به ويژه مديـران قرآني كشور اعم از شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي توسعه فرهنگ قرآني كشور، شوراي عالي آموزش و پرورش و كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور در راستاي تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن كريم و تربيت ده ميليون حافظ قرآن به اين مهم به عنوان زير ساخت اساسي توجه جدي داشته باشند. همچنين در راستاي گسترش چنين منظوري سازمان اوقاف و امور خيريه و نيز معاونت پرورشي مي توانند رشته اي با همين عنوان به مسابقات قرآن كريم اضافه كنند.
امام خمینی ره: «تربیت باید قرآنی باشد؛ بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند.»