مقاله كامل را در اينجا و خبر آن را در خبرگزاري ايكنا بخوانيد./ لطفا روي عنوان مقاله، كليك كنيد.
ضرورت چرخش از برنامه درسي خطي به برنامه درسي مارپيچي در آموزش عمومي قرآن كشور
مقدمه
تربيت ده ميليون حافظ قرآن كريم با شيوه هاي معمول و بر اساس برنامه درسي خطي و حفظ ترتيبي امكان ناپذير نيست؛ اما از سوي ديگر تلاش براي تحقق منويات رهبر حكيم و فرزانه انقلاب اسلامي يك ضرورت و بلكه يك سعادت است.
آنچه كه متوليان امر در طول ده سال گذشته از آن غافل بوده اند، اين است كه براي تربيت 10 ميليون حافظ قرآن، بايد انديشه 40 ميليون حافظ قرآن را در سر داشته و برنامه ريزي مي كردند؛ چرا كه پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «مَن وَلي عَلي عَشرَه، کانَ لَه عَقل اَربعين» (هر کسي که متولي امور ده نفر بشود، بايد روي چهل نفر را داشته باشد.) نهج الفصاحه: ح ۲۷۷۱، ص 573 (دو صد من استخوان بايد که صد من بار بردارد.) اما چگونه؟!
اگر بر داشته ها و توانمندي ها و تجارب زيسته خود اتكا كرده و به جاي بلندپروازي، واقع بين باشيم، بستر سازي چنين مهمي امكان پذبر است. به شرطي كه اولاً- شيوه هاي حفظ تخصصي (مانند حفظ ترتيبي) را بر مردم و به ويژه دانش آموزان تحميل نكنيم. ثانياً- مهمترين و در عين حال ممكن ترين بخش يعني بستر سازي لازم را فراهم كنيم تا آحاد مردم به جاي ترس از قرآن، به انس با قرآن كريم روي آورند. «انس با قرآن يعني ارتباط معنادار، پايدار و عاطفي با قرآن كريم.»
ضرورت تحول در آموزش عمومي قرآن كشور
بر خلاف شيوه هاي مرسوم که در آن عمدتاً از شيوه برنامه درسي خطي و ترتيبي براي آموزش روخواني، روان خواني و قرائت و حفظ و ... استفاده مي شود؛ در شيوه «برنامه درسي مارپيچي» (Spiral Curriculum) و از رويكرد زمينه محور (Thematic) بهره گرفته مي شود. در برنامه درسي مارپيچي كه آموزش از موضوعات کلي به موضوعات جزيي تر صورت مي پذيرد، يادگيرنده به طور مداوم با مفاهيم مشخص در طول محتوا يا دوره آموزشي سر وکار دارد و اينگونه نيست كه فقط در ابتدا و يا در يک قسمت درس يا دوره آموزشي مطرح شود، بلکه با مرور يک مفهوم در طول دوره، عمق و ابعاد مطالب ياد گرفته مي شود. بدين ترتيب ضمن جلوگيري از فراموشي سريع مطالب و محفوظات، دامنه يادگيري به تدريج و با يك نظام مناسب تربيتي خاص گسترش مي يابد.
مهمترين اشكال هاي شيوه خطي و ترتيبي آموزش قرآن كه باعث ناكارآمدي عمومي آن در طول دهه هاي اخير شده را مي توان در موارد زير خلاصه كرد:
- فقدان يك برنامه درسي و آموزشي مشخص و علمي در طول چند دهه گذشته در فعاليت هاي قرآني كشور ( به جز وزارت آموزش و پرورش آن هم در دو دهه گذشته)
- سطحي و كمّي و مضطرب بودن اغلب اهداف، روش ها و شيوه هاي آموزش و ارزشيابي موجود در آموزش هاي قرآني
- انگيزشي نبودن اغلب محتواها و روش هاي آموزش قرآن براي عموم افراد
- عدم تناسب اغلب محتواها و روش هاي ارائه با نيازها، توان و ذائقه عموم فراگيران
- مبهم بودن چرايي انتخاب محتوا و هدف غايي آن براي مخاطبان
- غيرتربيتي و غيركاربردي بودن اغلب محتواها و روش هاي آموزش قرآن در زندگي مخاطبان
- اظهار دشواري اغلب فراگيران از دشواري محتوا و انتظار بالاي معلمان از ايشان
- عدم جذابيت آموزش هاي قرآن و خسته كننده بودن زمان يادگيري براي معلمان و شاگردان
- فراموشي تدريجي مطالب توسط مخاطبان
- تاثيرگذاري كم، علي رغم صرف انرژي بسيار در فعاليت هاي آموزشي
- حاكميت روح نخبه گزيني و قهرمان پروري در رويكردها، اهداف، محتوا، روش هاي آموزش و ارزشيابي به جاي توجه به رويكرد آموزش همگاني و تربيت عمومي
- دلزدگي و گريزان بودن مخاطبان از شركت و مراجعات بعدي براي ادامه يادگيري
- عدم روزآمدي محتواها و شيوه هاي ارائه علي رغم تحولات متعدد نسلي در طول چند دهه اخير
- كم نتيجه بودن آموزش ها در دوراني طولاني و اصرار بر ادامه اين وضعيت و ...
اين مطالب و موارد متعدد ديگري از اين قبيل ضرورت تحول بنيادين در اين عرصه را دو چندان مي كند. اگر كمي دقت كنيم مي بينيم علي رغم هزينه هاي بسياري كه در طول چهار دهه اخير در اين حوزه از تربيت ديني شده، اما سير تحول و تغييرات علمي و آموزشي در حوزه آموزش عمومي قرآن نسبت به ساير حوزه هاي تربيت و يادگيري بسيار ضعيف و كند است. اين وضعيت ايستا سبب شده تا مقاومت در برابر هرگونه تغييري همراه با عكس العمل هاي تند و گاهي متعصبانه كاملاً مشهود باشد تا جايي كه اغلب افراد دلسوز و مطلع، به تدريج از تصميم خود براي تحول و حتي اصلاح كلي نيز در اين عرصه صرف نظر كنند. لذا اگر بتوان به دور از هرگونه تعصب و سوگيري موضوع را طرح و در اين شرايط حساس به اتخاذ تصميم هاي مناسب دست يافت جاي قدرداني است.
بر اساس آنچه گفته شد «چرخش از برنامه درسي خطي به برنامه درسي مارپيچي در آموزش قرآن» و نيز «چرخش از آموزش هايي كه ماهيت تخصصي دارند به آموزش عمومي قرآن»، و همچنين «چرخش از آموزش هاي بدون درك و فهم، به آموزرش هاي تدبر محور» و نهايتاً «چرخش از روخواني و روان خواني، به آموزش هاي زمينه محوري» يك ضرورت اجتناب ناپذير است.
چرا برنامه درسي مارپيچي؟
همانطور كه قبلاً گفتيم برنامه درسي مارپيچي، با مفاهيم ساده يا همان کلي تر، شروع شده و با پيشرفت دانش آموزان در يادگيري پيپيده تر خواهند شد. يعني زماني که دانش آموزان به قسمت پيچيده تر يک موضوع مي رسند، قادر به تحليل و بازنمايي هاي متعددي از آنچه قبلاً تحليل کردند، هستند. برنامه درسي مارپيچي بر سه اصل کليدي زير استوار است:
- چرخشي بودن: دانش آموزان بايد در طول دوران يادگيري خود، چندين بار به همان موضوع برگردند.
- عميق شدن تدريجي: هر زمان که دانش آموز به مفهوم يا موضوع مورد نظر برگشت مي کند بايد در سطح عميق تري ياد بگيرد و پيچيدگي بيشتري را جستجو کند.
- استفاده از دانش پيشين: از دانش قبلي دانش آموز بايد هنگام بازگشت موضوعي استفاده شود تا پايه هاي اطلاعاتي خود را بخوبي بسازند.
اين نوع از برنامه درسي و آموزشي، کنجکاوي دانش آموزان را تقويت مي کند و ايشان براي الهام گرفتن و گسترش دانش خود، از آنچه قبلاً آموخته اند، كمك مي گيرند. بنابراين، آنها مي توانند نتيجه گيري هايي را که قبلاً به آنها رسيده بودند، دوباره تحليل و بررسي كرده و يادگيري جديد را رشد و گسترش دهند. اين مهم علاوه بر آنكه اغلب معضلات و اشكالات برنامه درسي خطي و ترتيبي را ندارد، به مهمترين محور يادگيري يعني «احساس رضايت و موفقيت» مخاطبان كمك مي رساند و در نتيجه ميل مخاطب به ادامه يادگيري را فراهم مي كند.
مراحل آموزش
- در اين شيوه از آموزش عمومي قرآن براي شروع، از يک موضوع (زمينه و تم اصلي) كه مي تواند يك پيام قرآني کوتاه (جمله يک کلمه اي، يا دو کلمه و نهايتا سه کلمه اي) و يا يك يا چند آيه و حتي يك سوره كوتاه باشد. که داراي موضوع قابل فهم و متناسب با سن، توان، نياز و ذائقه مخاطب استفاده مي شود، شروع كرد.
- در اين مرحله، همزمان با تعليم مهارت صحيح خواني عبارت و قواعد آن، قرائت و معنا، تدبر اوليه و نيز حفظ آن عبارت نيز آموزش داده مي شود. يعني با رويکرد جامعيت آموزش (فعاليت هاي هم عرض و در هم تنيده)
- در مرحله بعد، پيام قرآني (جمله يا عبارات و آيه) با جملات مرتبط بعدي کامل تر مي شود. و مراحل آموزش به شيوه قبل و با رعايت زمينه و تم اصلي و رويکرد جامعيت آموزش قرآن کريم آموزش داده مي شود.
- اين شيوه مي تواند تا تکميل کل آيه و يا آيات مرتبط با موضوع ادامه يابد به شرطي که با سن و سال و نياز و توان و ذائقه مخاطب همخواني داشته باشد.
- در جلسات و دروس بعدي نيز به همين شيوه تم يا زمينه هاي جديدي مشخص و مراحل به ترتيب انجام مي شود.
- در پايان هر سطح از آموزش عمومي قرآن کريم، دانش آموزان با خواندن (از رو و از حفظ)، فهم و تدبر، با مجموعه اي از تم هاي قرآني انس پيدا مي کنند. (انس با قرآن يعني ارتباط معنادار، پايدار و عاطفي با قرآن کريم)
اين شيوه از تعليم کتاب الله، مي تواند حداقل سه فايده مهم براي آموزش عمومي قرآن کشور داشته باشد:
فايده اول: با توجه به امکان گسترش چنين شيوه اي در عموم مدارس، مساجد، هيئت ها و جلسات قرآني توسط عموم مربيان و معلمان و استادان قرآن، زمينه و بستر مناسبي براي تحقق اهداف نه گانه آموزش عمومي قرآن کريم در کشور است.
فايده دوم: سنگ بناي تربيت ده ميليون حافظ قرآن کريم در کشور، تربيت چندين برابري افرادي است که با اين شيوه از يادگيري قرآن، حظ و بهره محسوس و قابل قبولي از نظر اعتقادي، اخلاقي و رفتاري در زندگي و پرداختن به قرآن کريم داشته اند. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «مَن وَلي عَلي عَشرَه، کانَ لَه عَقل اَربعين؛ وَمَن وَلي اَربَعينَ، لَه عَقل اَربَعماه» (هر کسي که متولي امور ده نفر بشود، بايد انديشه چهل نفر را داشته باشد؛ و کسي که مسئوليت اداره چهل نفر را بر عهده بگيرد، بايد عقل و انديشه چهار صد نفر را دارا باشد.) نهج الفصاحه: ح ۲۷۷۱، ص 573 (دو صد من استخوان بايد که صد من بار بردارد.)
فايده سوم: با اين روش، مخاطب با کسب مهارت هاي نه گانه آموزش عمومي قرآن کريم (خواندن، فهم و تدبر) در تعدادي از پيام هاي قرآني (حدود۳۰۰ پيام) مي تواند مانند يک حافظ کل قرآن کريم به مهارت خوبي از کاربرد قرآن در زندگي فردي و اجتماعي دست يابد. يعني همانطور که يک فرد با يادگيري ۳۲ حرف و ۶ صدا و کمي مهارت هاي زباني و مهارت تفکر، شايستگي لازم را براي بهره مندي از آنها در اصلاح و ارتقاء زندگي کسب مي کند و با اين کليد به ساير علوم و فنون نيز راه مي يابد، اين فرايند در تحقق انس با قرآن کريم نيز لازم و بلکه ضروري است. در اين مرحله، مهمترين مهارتي که مدرس و مربي قرآن کريم بايد داشته باشد، مهارت شناخت و انتخاب پيام قرآني است.
ويژگي هاي پيام قرآني:
- کوتاه باشد. (يك جمله)
- قالب شعارگونه داشته باشد.
- قابل فهم براي مخاطب باشد.
- مصداق عيني و کاربردي در زندگي مخاطب داشته باشد.
رويكرد زمينه محور (تماتيك)
براي برنامه ريزي درسي مارپيچي بيش از همه بايد زمينه و تم اصلي را كه قابليت گسترش دارد را انتخاب كرد. در اين باره ابتدا به تعريف «رويكرد» مي پردازيم و سپس به تعريف «رويكرد زمينه محور»
رويكرد يعني «يک موضع گيري درباره مقصد غايي برنامه درسي و طرز تلقي نسبت به يادگيرنده، فرايند يادگيري، فرايند آموزش (گام هايي که معلم در جريان آموزش بايد بردارد)، محيط ياد گيري، نقش معلم (انتقال دهنده اطلاعات، تسهيل کننده يادگيري و ...) و تلقي نسبت به ارزش يابي از آموخته هاي فراگيران. ». رويكرد در يك كلمه به معني «جهت گيري كلي يك برنامه» است.
با توجه به موضوعات متنوع و متعدد يك برنامه آموزشي، لازم است از يك نخ تسبيح براي همسوسازي اين عوامل و عناصر استفاده شود. نام اين نخ تسبيح رويكرد است. رويكرد مانند يك چتر همه بخش هاي آموزشي، تربيتي را از آغاز تا انجام تحت پوشش قرار مي دهد. رويكرد، علاوه بر جهت ددن به فرايند آموزش، به وحدت و يكپارچگي برنامه درسي و تربيتي كمك مي كند.
اين نكته بسيار مهم است كه در فرايند تربيت و يادگيري، هنگامي که دانشآموزان بتوانند براي آنچه آموزش داده ميشود، دليل و معنايي در محيط اطراف خود بيابند، يادگيري بسيار راحتتر و نيز اثر بخش تر خواهد بود. به عبارت ديگر، براي يادگيري لازم است زمينه و بافت هر نکته آموزشي شناسايي و نيز خوب شناسانده شود؛ تا دانش آموز بتواند براي آنچه ميآموزد دليل و جايي در زندگي روزمره خود پيدا کند. يعني آنكه محتواي يادگيري بايد به اصلاح سبك زندگي فرد كمك كند.
بر اين اساس در رويکرد زمينهمحور ( تماتيك ) «هر واحد يادگيري مرتبط با زمينه واقعي زندگي يادگيرندگان طراحي و تدوين ميشود و يادگيرندگان از طريق کسب تجربه دست اول، نقشي اساسي و فعال در يادگيري دارند. آنها در ايجاد ارتباط با محيط اطراف خود، با هدايت و راهبري منابعي همچون معلمان، به آموختههاي جديدي دست پيدا ميکنند.»
رويكرد زمينه محور، يك رويكرد قرآني است.
رويكرد زمينه محور (تماتيك)، يك مفهوم جديد نيست. بلكه در قرآن كريم به اين رويكرد توجه شده است. به عنوان مثال سوره يوسف داراي يك زمينه و تم مشخص است. همه اتفاقات سوره، در پيرامون يك شخصيت كه قهرمان قصه است، رخ مي دهد. از خواب ديدن آن حضرت، تا سوء قصد برادران و تا عزيز مصر شدن ايشان و شفاي چشمان پدر؛ ... و به نظر مي رسد به همين دليل داستان حضرت يوسف « احسن القصص » است. چرا كه رويكرد زمينه محور آن را از ساير سوره ها شاخص كرده است.
نكته قابل توجه اين است كه در هر يك از مراحل و مراتب از تدريس و آموزش قرآن كريم نه تنها اين امكان وجود دارد، بلكه اين رويكرد به سادگي زمينه هاي تربيتي را فراهم مي كند و از تكرار و كليشه شدن روش هاي موجود جلوگيري مي كند و معلم به سادگي مي تواند آن را تدارك ببينيد. لازمه اين موضوع، دو چيز است :
- مراجعه به مفهوم آيات درس
- توجه به نياز دانش آموز
البته معلم به تدريج و البته به شرعت در اين زمينه به مهارت قابل قبول دست مي يابد. يكي از روش هاي دست يابي به اين مهارت، توجه به مهارت هاي مورد نياز كودكان و نوجوانان است.
نقش معلم در برنامه درسي مارپيچي
همانطور كه گفتم وقتي دانشآموزان هر موضوع را در زمينه يا بستري مشخص ميآموزند، وحدت دروني مولفه هاي تربيت و يادگيري، آنچه را كه براي آموختن لازم مي شود، از طريق ايجاد ارتباط با زندگي معمول آنان فراهم مي آورد. بنابر اين زمينه در اين برنامه درسي، همان اصلي است که تمام يادگيري حول محور آن رخ ميدهد. از اين رو لازم است معلم زمينههاي تربيت و يادگيري را شناسايي کند تا بتواند دانش آموزان را درباره موضوع مورد هدايت و زمينه مناسب را فراهم نمايد.
براي آنكه برنامه درسي مارپيچي در آموزش قرآن به خوبي محقق شود، توجه به « ويژگيهاي زمينه و تم » ضروري است. زمينه مناسب در برنامه درسي مارپيچي ارتباط معنادار پيام قرآني (يا آيه/ سوره و يا موضوع مورد نظر، با زندگي دانش آموزان است، بهگونهاي که دانشآموز جدايي ميان موضوع آيه و سوره مورد يادگيري و زندگي را احساس نکنند. اين زمينه در رشد تدريجي حلقه هاي تربيت و يادگيري هكچنان حفظ مي شود.
به عنوان مثال زماني كه معلم دانشآموزان را با مفهوم «وسواس» از طريق بيان يك داستان كوتاه، يا شعر و يا نمايش ارائه مي کند، و سپس سوره ناس را آموزش مي دهد و دانش آموزان مفهوم «آيه وسواس» را درك كنند، طبيعتاً در جريان اتفاقات معمول زندگي، مفاهيم تازه تري را نيز خواهند آموخت. اين نوع برنامه درسي باعث ميشود تا علاوه بر كسب مهارت خواندن آيات و عبارات قرآني، عمق يادگيري نيز افزايش يابد. و اين يعني نزديك شدن به مفهوم «تربيت قرآني»
در برنامه درسي مارپيچي آموزش قرآن «سواد قرآني» (مجموعه دانش ها و مهارت هاي پايه و اوليه ) و «تربيت قرآني» دو بال پرواز تعليم كتاب الله است. سواد قرآني كه بر جامعيت آموزش قرآن توجه دارد ( مانند كسب مهارت هاي روخواني، روان خواني، قرائت، حفظ و ... ) زماني مي تواند موثر و مفيد واقع شود كه به تربيت قرآني تكيه كند. تربيت قرآني يك امر كيفي است كه به كميّت ها جهت و نيز سرعت مي دهد. تربيت قرآني همان غرض و مقصود نزول قرآن كريم است.
برنامه درسي مارپيچي در زمينه سازي اين رويكرد نقش اساسي و تعيين كننده اي دارد؛ چرا كه مهمترين ويژگي اين نوع از برنامه درسي اين است كه قابليت عمقپذيري و گسترش طولي و عرضي را همزمان امكان پذير مي كند. به عنوان مثال در اين نوع از برنامه درسي، پيام قرآني مي تواند زمينه ساز يادگيري هاي بعدي مانند قرائت و حفظ سوره ها و آيات و يادگيري احاديث و نيز داستان ها و اشعار مرتبط و تكميل كننده بحث را فراهم سازد. بسياري از مفاهيم و موضوعات قرآني مانند سلام، احترام، نماز، مشورت، توكل، نظم و ... امکان طرح در ساير دروس و موقعيت هاي تربيت و يادگيري را دارند. اين ويژگي، در واقع شرط ديگر برنامه درسي مارپيچي را يادآوري ميکند که لازم است امکان ايجاد ارتباط با ساير دروس را با در نظر گرفتن يکپارچگي آن داشته باشد.
برنامه درسي مارپيچي يک رويکرد آموزشي است که در سال 1960 توسط دانشمند حوزه روانشناسي شناختي يعني «جروم برونر» (Jerome Bruner) مطرح گرديد. دانشمندي که سهم مهمي در زمينه تدريس و يادگيري داشته است.
نخ تسبيح برنامه درسي مارپيچي
همان طور كه قبلاً نيز بيان شد اغلب موضوعات آموزش قرآن از گذشته تا كنون، جداي از هم و در طول هم تدريس مي شود و يا اگر هم در عرض هم مطرح شده، جداي از يكديگر آموزش داده شده است. از اين رو موضوعات متعدد ارتباط عميق و دروني باهم نداشته اند. بر اين اساس برنامه درسي که بتواند زمينه اين رابطه عميق و دروني را فراهم سازد، و تعميق و ماندگاري يادگيري را به دنبال داشته باشد، برنامه درسي مارپيچي است.. لذا اين ويژگي در اين نوع از برنامه درسي قابل توجه است؛ زيرا بسياري از مولفه هاي يك يا چند حوزه برنامه درسي را به هم پيوند مي زند و از پراکندگي موضوعات جلوگيري مي كند.
از اين رو «يکپارچگي»، نخ تسبيح برنامه درسي مارپيچي است. در برنامه درسي مارپيچي معلم نيازمند بهرهگيري از موقعيتهاي متنوع يادگيري است تا بتواند با کمک محيطهاي واقعي و متنوع زندگي دانشآموزان، زمينه ارائه مفاهيم را با نشانههاي معمول آنها ارائه دهد. بديهي است، در چنين شرايطي، حتي اگر توجه معلم بر هدف خاصي متمرکز باشد، دانشآموزان صرف قرارگيري در موقعيتهاي يادگيري ميتوانند از زمينههاي يادگيري افزونتري بهرهمند شوند. بنابراين، در اين نوع از برنامه درسي، آموختههاي دانشآموزان در تعامل با يکديگر و محيط و نيز راهنمايي معلم شکل گرفته و رشد و تعميق مي يابد.
مثالي از برنامه درسي مارپيچي در آموزش قرآن
اکنون که با مفهوم برنامه درسي مارپيچي آشنا شديم، به مثال مختصري از چگونگي ايجاد زمينه يادگيري با اين نوع از برنامه درسي اشاره مي شود. شما آموزش قرآن را با موضوع و پيام قرآني بسيار ساده براي دانش آموزان شروع مي کنيد، مانند « پرهيز از اسراف» اولين مرحله تبيين مفهوم اسراف توسط معلم با كمك تصاوير و مطالب مناسب وگقت وگو با دانش آموزان است. سپس، دانش آموزان شروع به بيان مصاديق اسراف و تجارب خود در اين زمينه مي كنند. سرانجام دانش آموزان با تمرين خواندن و حفظ اجمالي همراه با درك و فهم كلمه ها و تركيب هاي ساده آن به تدبر و نهايتاً اقدام به حفظ اجمالي آن مي کنند.
يادگيري بسيار آسان است. دانش آموزان با مطالعه درباره اسراف و آشنايي با آيه و حديث و نيز شعر يا داستان آن، به مفاهيمي که قبلاً آموخته اند روي مي آورند تا بتوانند آنچه را که قبلاً مي دانستند با آنچه تازه آموخته اند، ارتباط دهند. بنابراين، آنها واقعا مي تواند آنچه که در حال مطالعه هستند را درک کرده و براي دانستن بيشتر، کنجکاوتر خواهند بود.
در پايان به اين نکته اشاره مي کنيم که برنامه درسي مارپيچ به شما امکان مي دهد تا به گونه اي کار کنيد که دانش آموز بتواند براي خود فکر کند، نتيجه گيري کرده و اشتباهات را ترميم کنند. روشي که باعث تقويت تحقيق، درک و انگيزه براي يادگيري و يادآوري مفاهيم و نيز حفظ اجمالي آنها مي شود.
نتيجه بحث
بدون شک، برنامه درسي مارپيچي روشي متفاوت براي آموزش قرآن به دانش آموزان است. و البته با توجه به ويژگي هاي اين نوع از برنامه درسي پيش بيني مي شود استفاده از اين شيوه براي آموزش قرآن نتايج مثبتي در پي خواهد داشت. را كه اگر از حيث دانش روشي به اين فرمايش امير المومنين امام علي عليه السلام در خطبه ۱۷۶ نهج البلاغه بنگريم که فرمودند:
«ما جالَـسَ هـذَا الـقُرآن اَحَـدً اِلّا قامَ عَنـهُ بِزِيادَهٍ اَو نُقـصان؛ زِيادَه في هُـدًي اَو نُقـصان مِن عَـمًي» و نيز فرمايش مشهور ديگر ايشان که فرمودند: «لاخَيـرَ في قَـرائَـةٍ لَيـسَ فيـهَا التَّـدَبُّـر» به انطباق اين شيوه از برنامه ريزي درسي با اين سخنان حکيمانه پي مي بريم؛ و اين همان تربيت قرآني مد نظر امام خميني ره است که فرمودند: «تربيت بايد قرآني باشد و بجه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند.»
براي موفقيت برنامه درسي مارپيچي در آموزش عمومي قرآن، توجه كافي به ملاحظاتي از قبيل موارد زير مفيد و بلكه ضروري است:
- در درجه اول، مراجع ذيربط (شوراي توسعه فرهنگ قرآني كشور، كميسيون آموزش عمومي قرآن، ستاد ملي حفظ قرآن و ...) و در درجه دوم، عموم معلمان و مربيان محترم قرآن بايد نسبت به توليد و طراحي زيرساخت هاي ضروري اين نوع از برنامه ريزي درسي، اعم از «توليد راهنماي برنامه درسي قرآن»، «تاليف كتاب هاي درسي هر يك از سطوح چهارگانه آموزش عمومي قرآن» و «توليد بسته هاي تربيت و يادگيري» آن اقدام كنند و آن ها را در اختيار عمومي افراد قرار دهند.
- معلمان بايد با روش هاي تدريس در اين شيوه از آموزش قرآن به صورت كاملاً حرفه اي آموزش داده شوند.
- راهبران آموزش قرآن در هر منطقه تعيين شوند تا ضمن نظارت بر حسن اجرا، به بازآموزي و ارتقاء معلمان پرداخته و مشكلات ايشان را در اين مسير به موقع برطرف كنند.
اميد است سرور معظم و دوستان قرآني با عنايت به مطالب بيان شده، نويسنده را در اصلاح و تکميل بحث ياري رسانند.
امام خمینی ره: «تربیت باید قرآنی باشد؛ بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند.»