بیداد ترک فعل مسئولان در طرح اتقان/ نقد مُصرّح
بـیـداد تـرک فـعـل مسـئـولان در طـرح اتـقـان
« وَ لا تُبَذِّر تَبذیرًا ؛ اِنَّ المُبَذِّرینَ کانوا اِخوانَ الشَّیاطینِ»
اِسراء ۲۶ و ۲۷
سوء مدیریت بی سابقه در آموزش عمومی قرآن کریم در وزارت آموزش و پرورش را پایانی متصور نیست؛ چرا که علی الظاهر کسی را با این بخش فرهنگی «بی کسِ هزار متولی» کاری نیست. بیداد ترک فعل مدیران آموزشی و فرهنگی کشور در این طرح چنان عیان است که تنها می توان به شعر لسان الغیب حافظ ره پناه برد و با الهام از او چنين سرود : دام تزویر مکن چون دگران «اتقان» را
اشاره
در حالی هر ساله ده ها و صدها میلیارد تومان «اعتبارات آموزش عمومی قرآن کریم» به نفع طرح های غیرمرتبط، غیرمصوب، غیرقانونی، غیردرسی، غیرعلمی و در عين حال پرهزینه و بی فایده مصادره می شود و حتی یک ریال آن در محل اصلی و قانونی آن یعنی «آموزش عمومی قرآن كريم» (شامل ارتقاء صلاحیت های حرفه ای آموزگاران و دبیران قرآن و تجهیز کلاس های درس قرآن به حداقل امکانات) هزینه نمی شود كه شاهد هجمه هاي سنگين بر برنامه ريزان كتاب هاي درسي و مولفان كتاب هاي قرآن هستيم؛ و البته با هدايت كساني كه براي فرار از پاسخگويي، فرار به جلو را ترجيح مي دهند تا ديگران را بدهكار كنند و خود در حاشيه امن مديريتي كشور به ريش همه بخندند.
«طرح ملي اتقان» يكي از بارزترین شواهد برای این سوء مدیریت خودخواسته كشور است. ناتوانی حوزه ستادی وزارت آموزش و پرورش در انجام یک ماموریت ذاتی و بسیار ساده همچون طرح اتقان (ارتقاء صلاحیت های حرفه ای آموزگاران در آموزش قرآن) كه در نگاه حداقلي مأموريت ذاتي سازمان پژوهش و دانشگاه فرهنگيتن است ولي به دليل تعارض منافع مالي در چنگ و دندان دو معلاونت ديگر اسير است ... نشان از ميزان اقتدار و نيز فقدان عزم جدی مدیران و همچنين ارادت حوزه ستادی وزارت آموزش و پرورش نسبت به موضوع آموزش عمومی قرآن کریم در مدارس کشور دارد.
نقد مصرّح
سال هاست که حال آموزش عمومی قرآن کریم در کشور و به ویژه در وزارت آموزش و پرورش خوب نیست. با نگاهی اجمالی به روند برنامه ریزی و اجرای طرح اتقان و نقد صريح آن، شاید بتوان به درک درستي از واقعیت های جاری که در امتداد بیش از یک دهه تغافل برخی از مدیران ارشد شورای عالی انقلاب فرهنگی با همراهی برخی از مدیران فرهنگی نظام آموزشی كه به هدر دادن اعتبارات چند صد میلیاردی آموزش عمومی قرآن كريم و مصادره موقعیت ها به نفع جریان ها و افراد خاص، عارض شده است، رسید.
از سوي ديگر بیش از یک دهه سکوت و مدارا و البته بیان تذکرات کتبی و شفاهی پی در پی، هیچ یک نتوانست جریان حاکم را به نفع صلاح کشور و اجرای مصوبات و نیز تأمین نیاز دانش آموزان در اين حوزه مهم متقاعد سازد. بناچار امروز تقیه جایز نیست و تا كار از كار نگذشته، باید فکری بشود. نقد صریح «طرح ملّی اتقان» (به عنوان مشت نمونه خروار) نمونه ای آشکار برای درک هر چه عمیق تر و دقیق تر اوضاع جاری است.
ما در این انبار گندم می کنیم
گندم جمع آمده، گم می کنیم
اول ای جان دفع شرّ موش کن
وانگهی در جمع گندم، کوش کن
گر نه موشی دزد در انبار ماست
گندم اعمال چهل ساله کجاست؟!
بی کسِ هزار متولی
دبیرستان که بودم دبیر معارف می گفت : «اگر جنازه ای را مشایعت کنید، ثواب ها و برکات زیادی دارد.» یک روز هنگام تشییع جنازه یکی از آشنایان با زحمت خود را به تابوت رساندم و شانه را زیر تابوت انداختم؛ اما در همان لحظه اول سنگینی تابوت را با تمام وجود احساس کردم، چنان که گویا علی رغم حضور این تعداد جمعیت، تنها من بودم که این تابوت سنگین را به دوش می کشیدم. خوب که دقت کردم با کمال تعجب دیدم اغلب افراد با یک انگشت خود تابوت را فقط لمس می کنند. ...
این حکایت مهجوریت قرآن در جامعه است که با این همه متولی، بی کس و تنهاست؛ تا آنجا که گاهی با خود می اندیشم که اگر نبود آيه شريفه «اِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّكرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظونَ» (حجر ۹) با این سطح از سوء مدیریت، معلوم نبود چه بر سر قرآن کریم مي آمد؛ چرا كه قرآن، باطل السحر همه ناروایی ها و نابکاری هاست. به راستی با وجود تعدد نهادهای قرآنی حاکمیتی و ارگان ها و دستگاه های هزار توی دولتی با میلیاردها تومان اعتبارات قرآنی، چرا قرآن همچنان بی کس و مهجور است؟ ... و همواره به یک نتیجه می رسیم، «سوء مدیریت ناشی از ترک فعل مسئولان» عامل اعم اغلب ناکامی هاست.
سوء مدیریت، گاه از سر نادانی و ناکارآمدی فرد یا سیستم حاکم است و گاه به دلیل تعارض منافع فرد یا جریان های خاص با اهداف و نیت های خاص، با قوانین و مصوبات است؛ و البته که اگر هدف و نیّت، خیر باشد، خداوند بر اساس آیه آخر سوره عنکبوت «وَ الَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا ؛ وَ اِنَّ اللّهَ لَمَعَ المُحسِنینَ» یاریگر نیکوکاران خواهد بود؛ و الّا شامل آیه ۹۶ سوره اعراف خواهد شد که «وَ لَو اَنَّ اَهلَ القُریٰ آمَنوا وَ اتَّقَوا ، لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الاَرض ؛ و لکِن کَذَّبوا ، فَاَخذناهُم بِما کانوا یَکسِبونَ» (اعراف۳۱)
با کمال تأسف طرح اتقان، مصداق تام و بارز «ترک فعل مسئولان» است. در این مورد خاص، «بیداد ناشي از سوء مدیریت، در حوزه آموزش عمومی قرآن در وزارت آموزش و پرورش، بي سابقه است». در این بیداد بی سابقه که با نام طرح اتقان در حال اجراست، با نهایت خجالت و سرافکندگی تنها می توان گفت : «ای قرآن ! شرمنده تر از همیشه ایم».
طرح از پیش شکست خورده
اگر طرح های بی فایده، پرهزینه، غیرعلمی، غیرمصوب و نمایشی چون «طرح ده هزار مدرسه قرآنی»، «طرح ملی حفظ قرآن» و «طرح ملی حفظ جزء ۳۰» تا آخر دولت های حاکم، تاب آوردند و با تغییر دولت ها، یک شبه تعطیل شدند، اما طرح اتقان نیامده، رفتنی شده است چرا که قبل از شروع با شکست کامل رو به رو شده است؛ متاسفانه تعصبات جناحی و بازی های سیاسی باعث لجبازی و اصرار برخی از مدیران ارشد نظام آموزش رسمی البته با همدستی شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور به ادامه چنین وضعیت مشمئز کننده و خجالت آوری بسیج شده است. از این حیث باید گفت طرح اتقان منحصر به فرد است.
متاسفانه موضوع کم توجهی به گسترش فرهنگ قرآنی در جامعه اسلامی، و از آن بدتر، کج فهمی و کج تابی های فکری و عقیدتی این حوزه از آموزش و تربیت را چالش های بسیار جدی رو به رو کرده است. تمرکز بر ظواهر تبلیغی و ترویجی به جای پژوهش و برنامه ریزی و جدییت در آموزش مدرسان و معلمان و تقویت راهبری آموزشی و تربیتی مهمترین چالش نظام آموزش رسمی است.
۱۰۰٪ استحاله
هدف، محتوا، روش تدریس، شیوه ارزشیابی، معلم و .. در این طرح، دچار استحاله کامل شده اند. و این سطح از دگرگونی، فقط یک دلیل می تواند داشته باشد : «سوء مدیریت»
هر چند سوء مدیریتِ هر ساله، در حوزه آموزش عمومی قرآن، سریالی شده است؛ اما طرح اتقان، محک میزان کارآمدی و نیز ارادت برخی از افراد، جریان ها و دولت ها به قرآن کریم است و نیز فرصت مناسبی برای درک مفهوم واژگانی چون «تبذیر»، «استحاله فرهنگی»، و ... حتّی معنای «تفسیر» برخی آیات قرآن از منظر برخی از مدعیان انقلابی و دینی است که آن را در گفتار و رفتار آنگونه که مصلحتشان ایجاب میکند معنا و مصادره می کنند.
اگر تا کنون مفهوم واژه «اتقان» در جمله شریف «صُنعَ اللّهِ الَّذی اَتقَنَ كُلَّ شَیءٍ» در آیه ۸۸ سوره نحل را نمی دانستید و به دنبال مصداق آن بودید، بر اساس قاعده «تُعرَفُ الاَشیاءَ بِاَضدادِها» می توانید در این طرح به خوبی آن را لمس و به معنای دقیق آن پی ببرید؛ چرا که در هیچ کجای این طرح، خبری از اتقان نیست. از ظاهر واژه گرفته تا تعریف، هدف، رویکرد، محتوا، روش ارائه و ... حتی اسناد آن که به معنای واقعی در ضدیت با کلیه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
جالب تر آنکه مجریان آن و در رأس آنها شورای عالی انقلاب فرهنگی که باید مصداق تام و «اُسوه حسنه» باشد، بر ضد مصوبات خود عمل می کند و به تعبیر دیگر یک شبه رشته های خودش را نیز پنبه می کند. تنها می توان گفت : «چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟!»
وقتی حوزه معاونت آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش پس از دو سال معطلی، بی توجه به مجاهدت های علمی برنامه ریزان درسی، یک جانبه و بی دلیل طرح اتقان را به معاونت پرورشی واگذار می کند و وقتی ماموریت طرح از ارتقاء صلاحیت های حرفه ای آموزگاران ابتدایی به آموزش روخوانی و روان خوانی آموزگاران تبدیل می شود، باید صادقانه بگوییم که اجرای طرح اتقان ۱۰۰٪استحاله شده است. چرا که اجرای طرح اتقان بر خلاف واقع (کلیه مصوبات و مستندات) در پنج استان مجری طرح آزمایشی، صرفاً به دلیل اختلاف نظر دو نفر از اعضای شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و در غفلت عمیق شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت می گیرد.
در نتیجه، غفلت این شورا از یک سو و حاشیه امن بالای مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش از سوی دیگر، باعث شده تا پیگیری و اصرار افراد صاحب نفوذ، با جعل طرح اتقان پایه (طرح جاپ) و متاسفانه با موافقت ناصواب و نابجای وزیر محترم آموزش و پرورش، کاملأ استحاله و به نفع جریان های خاص، مصادره شود.
طرح جاپ (طرح جعلي اتقان پایه) که با مشارکت حوزه معاونت ابتدایی، حوزه معاونت پرورشی و کمیسیون مصادره شده توسعه آموزش عمومی قرآن توسط معاونت پرورشی و نیز با مباشرت شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور به شکل صوری و تحمیلی و بر خلاف سند توسعه آموزش عمومی قرآن به تصویب برسد، از مصادیق آشکار ترک فعل مدیران حوزه ستادی وزارت آموزش و پرورش است که به دلیل وادادگی حوزه ستادی وزارت آموزش و پرورش، به چنین حال و روزی درآمد تا آنجا که در این طرح، دست «هیچ کاره های همه کاره» به روشنی دیده شد.
طرحی فاقد اتقان
طرحی که علی رغم نامش، هرگز اتقان ندارد و با مرزهای واقعیت، فرسنگ ها فاصله دارد، در حالی به مرحله اجرای آزمایشی رسیده که علی رغم افتتاحیه های مکرر، هرگز در محتوا و روش اجرا، به نتیجه لازم نرسیده است. هرچند طبق دستورالعمل مصوب، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، محتوا و برنامه آموزشی را طبق اقدام ملی ۲ از راهبرد دوم سند راهبردی توسعه آموزش عمومی قرآن مصوبه شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور آماده و ارایه کرد، ولی مخالفان تغییر و تحول یعنی همان «هیچ کاره های همه کاره» آن را کنار نهادند و رجعت به محتواهای شکست خورده و نامناسب را در برنامه خود قرار دادند.
در واقع هم اکنون اجرای پرحاشیه و پرهزینه این طرح استحاله شده، با عنوان جعلی اتقان پایه در پنج استان قم، شهرستان های تهران، خراسان شمالی، ایلام و بوشهر یک طرح کاملاً نمایشی، بی هدف و مغرضانه است. طرحی که در همه ابعاد، روی طرح های شکست خورده قبلی را سفید کرده است. شاید نام «طرح تبذیر» مناسب ترین نام برای این پدیده باشد.
مسئولان فراموشکار یا خرابکار؟!!
«خوابگردی» برخی مدیران نظام، تازگی ندارد و تکرار فراموشکاری ها، بی تفاوتی ها و ظاهرسازی های مدیران وزارت آموزش و پرورش نیز پایانی ندارد؛ چرا که ایشان مثل همیشه نسبت به مسببین طرح های غیرمنطقی، غیرمصوب، شکست خورده، پرهزینه و بی نتیجه آن هم در سطح ملی، باز هم این همه با رأفت و گذشت برخورد می کنند. در حالیکه هنوز مدت زیادی از اجرای طرح های شکست خورده و زیانباری چون طرح ملی حفظ قرآن، مدارس قرآنی و ... با صرف هزینه های چند صد میلیاردی، آن هم بدون مبنای علمی و بدون مجوز قانونی نگذشته است.، اما ظاهراً عمق فاجعه و خطر هنوز برای مدیران آشکار نشده است که باز هم به روی مبارک خود نمی آورند و به سادگی تمشیت امور را به همانان وا می نهند!! در هر صورت ادامه چندین ساله این تصمیمات علی الظاهر شتابزده از دو حال خارج نیست؛ یا از روی سوءمدیریت است و یا به دلیل تعارض منافع برخی از افراد و جریان های خاص با اهداف خاص از سوی حاکمیت است.
چند سوال
لطفاً از مجریان محترم طرح جاپ (جعلي اتقان پایه) که قبلاً چندین مرتبه مجری طرح ملی حفظ قرآن کریم و طرح های مشابه بوده اند (از شورای توسعه فرهنگ قرآنی و کمیسیون توسعه آموزش عمومی قرآن گرفته تا حوزه معاونت پرورشی) سوال شود که :
آمار سه میلیون و دویست هزار دانش آموز حافظ قرآن که در یک مدت کوتاه، در سایت حافظان قرآن معاونت پرورشی ثبت و رسانه ای شد، کجا رفت؟!!
چرا از سایت مذکور و اسامی افراد که این همه با افتخار از آن ها یاد می شد، مدت هاست که هیچ خبری نیست؟!!
اگر اخبار این حافظان قرآن راست بود، پس چرا طرح ملی حفظ قرآن ادامه پیدا نکرد؟!!
چرا دستور مقام معظم رهبری درباره تربیت ده میلیون حافظ قرآن رها گردید و امروز به دنبال طرح آموزش روخوانی و روان خوانی هستید؟!
حکایت پرونده خجالت آور ثبت اجباری اسامی دانش آموزان بی خبر از همه جا در سایت حافظان قرآن معاونت پرورشی صرفاً برای بالابردن آمار و اسامی با هر وسیله ممکن (زر و زور و تزویر) که به سرعت هم بسته و جمع آوری شد، حکایت کبکی است که برای پنهان شدن، سر را به زیر برف فرو می برد و می اندیشد که چون خودش چیزی نمی بیند، دیگران هم او را نمی بینند.
کمال بی بصیرتی
از وزرای محترم آموزش و پرورش - شدیداً گله مندیم؛ چرا که صرف دلسوزی و علاقه به قرآن، نباید هر نامه ای را که پیش دست شان قرار می دهند، امضا کنند و کاری هم به عواقب مادی و معنوی و نیز پیشینه مطلب و افراد و جریان های پیگیر نداشته باشند.
این عملکرد منفی ناشی از نادیده گرفتن جایگاه سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به عنوان قلب آموزش و پرورش (به تعبیر مقام معظم رهبری) و تقلیل جایگاه کارشناسی آن به یک معاونت هیچکاره است.
جا دارد از ایشان چند سوال پرسیده شود :
آیا می دانید طرح جاپ (جعلي اتقان پایه) که بر خلاف طرح اتقان اصلی مطرح شد، بدون آنکه محتوای آن به تایید سازمان پژوهش رسیده باشد، در حال اجراست؟!!
مزید اطلاع سازمان پژوهش به درخواست کتبی و نامه رسمی هر دو معاونت ابتدایی و پرورشی درباره تعیین و تأیید محتوا رسماً پاسخ داد و محتوای کارشناسی شده را نیز رسماً ارائه کرد. اما ایشان بر خلاف جریان قانونی و بدون طی مراحل اداری و بدون مستند سازی، اقدام به جایگزین محتوای غیرمصوب و ارسال آن به استان ها کردند و مانند موارد مشابه قبلی، بخش های متعددی از قبیل دفتر وزارتی و معاونت ها در این زمینه مرتکب تخلف و چشم پوشی از مقررات و ضوابط شده اند. این یعنی تحمیل هزینه و بار اضافی بر نظام و استیصال بیشتر ...
آیا می دانید طرح جاپ (جعلي اتقان پایه)، بدون توجیه مدرسان دارالقرآن ها و موسسات قرآنی که کوچک ترین اطلاعی از برنامه درسی قرآن مصوب ندارند و به تایید مراجع ذی ربط نرسیده اند، سپرده شده است؟!!
مزید اطلاع حتی در صورت تایید واگذاری آموزش آموزگاران به این دو بخش، به دلیل تفاوت های عمیق مباحث علمی و آموزشی در حوزه برنامه های درسی با سایر بخش های خارج از آموزش و پرورش، برگزاری دوره های لازم آموزشی و توجیهی برای مدرسان این مجموعه ها یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. چرا که طرح تعارضات علمی در کلاس (طبق سرفصل های ارایه شده غیرمصوب در این دوره ها) باعث تخریب شدید برنامه درسی قرآن و نگرانی و سردرگمی آموزگاران خواهد بود.
آیا می شود یک شبه و بدون برنامه ریزی سرنوشت ۳۸۰ هزار آموزگار را بدون حساب و کتاب به دست دارالقرآن ها موسسات خصوصی قرآنی سپرد؟! آنهم بدون دوره توجیهی و آموزشی
آیا واقعا بررسی کردید که مدرسان واجد شرایط برای آموزش آموزگاران در وزارت یک میلیون فرهنگی شما وجود ندارد که دست به دامان دیگر موسسات و مراکز متفرقه شدید که هر یک قرائت خاص خود را از آموزش قرآن دارند؟!
آیا کسانی که از شما موافقت های اصولی برای چنین پروژه های مهمی را می گیرند، به شما نگفتند که طرح اتقان بر چه اساسی بنا نهاده شد و آن سنگ بنای مصوب در کجای طرح جاپ (جعلي اتقان پایه) لحاظ شده است؟!
آیا می دانید که طرح در حال اجرا، مغایر با اهداف کلی و تفصیلی آموزش عمومی قرآن مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی است؟!
در حالیکه رابطه طرح جاپ (جعلی اتقان پایه) و یا طرح ملی حفظ قرآن با اهداف آموزش عمومی قرآن، باید رابطه عموم و خصوص من وجه داشته باشد؛ اما ندارد.
با کمال تاسف، علی رغم تغییر دولت مدعی انقلابی، همچنان شاهد نفوذ افراد و جریان های همیشگی در اداره دولت ها و مدیریت وزیران و معاونان هستیم؛ آن هم با بالاترین ضریب اطمینان و حاشیه امن که از هیچ گونه عملی فروگذار نیستند.
تـرک فـعـل مسـئولان
معاونت آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در اقدامی سرخود و ناگهانی، با کنار گذاشتن تلاش های مجاهدانه، عالمانه و مداوم پژوهشگران و برنامه ریزان در تولید بسته تربیت و یادگیری طرح اتقان اصلی شامل (محتوا، کتاب راهنما، چارچوب علمی و تولید صدها قطعه فیلم و صوت و ... ) در طی دو سال اخیر که بر اساس نظریات جدید تولید و تدوین و آماده شده بود؛ اقدام به واگذاری غیرمسئولانه طرح به معاونت پرورشی کرد. این حرکت معاونت آموزش ابتدایی مصداق ترک فعل مسئولان و در عمل و اجرا مصداق آیه «اِنَّهُ مِن کَیدِکُنَّ» (یوسف، ۲۸) است که ضربه شدیدی بر پیکره نظام علمی و منطقی در حوزه برنامه ریزی درسی و نیز آموزش قرآن در دو دهه اخیر وارد کرده است که صدای آن به زودی در خواهد آمد. البته آن روز نه وزیر فعلی و نه معاونان ایشان که باید پاسخگو باشند، نیستند.
این طرح، یک نمونه کامل و تام از مدیریت بسته ای است که طبق مستندات متعدد نشان می دهد که چگونه پیوسته تلاش می شود جلوی طرح نظرات علمی و برنامه های پیش برنده در حوزه آموزش عمومی قرآن که بر اساس مبانی و اصول علمی مصوب و نیز بر اساس کلیه اسناد تحولی از جمله منویات مقام معظم رهبری است را مسدود و تخطئه کنند.
میوه تلخ
مسلمانان ! مسلمانان ! مسلمانی ز سر گیرید
که کفر از شرم یار من، مسلمان وار می آید (مولوی)
وقتی می گوییم جمود و تأیید و ترویج تهجرگرایی میوه تلخ طرح جاپ (جعلي اتقان پایه) است، سخنی به گزاف نگفته ایم؛ چرا که با اندک نگاهی به محتویات این طرح، درمییابیم که تا چه اندازه تمام مبانی علمی و پژوهشی و مستندات تحولی کنار گذاشته شده است. در طرح جاپ نه خبری از علم نافع است و نه مهارت های سبک زندگی اسلامی و نه کاربست علم در زندگی، نه توجهی به چرایی و فلسفه علم آموزی شده است و نه به چیستی و چگونگی آن پرداخته شده است و نه حتی اهداف آموزش عمومی قرآن مصوب، تنها یک چیز به چشم می خورد طرحی به ظاهر قرآنی با مشارکت و مباشرت گروهی از افراد خاص زیر چتر شورای توسعه فرهنگ قرآنی و کمیسیون توسعه آموزش عمومی قرآنی کشور که به جای دیگری اجرای دقیق و صحیح مصوبات و مراقب از اجرای موثر آن، در به آتش کشیدن آن متفق و متحد شده اند.
در واقع، حرکت غیرمسئولانه، ناگهانی و غافلگیر کننده معاون آموزش ابتدایی وزیر، نباید چندان هم دور از ذهن می بود؛ تخریب یک سویه و و یک جانبه چندین باره برنامه درسی قرآن مصوب، به بهانه های مختلف، از جمله در جلسات برخط (آنلاین) چندین هزار نفره آموزگاران کشور (که فیلم آن موجود است) با سوء استفاده از موقعیت اداری، علی رغم تذکرات دوستانه مکرر به ایشان، نه تنها زمینه ذهنی ایشان را به خوبی نشان می دهد، بلکه تناقض ایده های ظاهراً علمی ایشان را با واپس نگری به گذشته، به خوبی عیان و بیان می کند.
به دلایل فوق و نیز به دلایل متعدد دیگر قانونی، قاعدتاً و مسلماً باید جلوی اجرای طرح جاپ (جعلي اتقان پایه) گرفته شود.؛ زیرا این طرح، علاوه بر مشکلات عدیده قانونی و اداری از جمله زاویه با کلیه مصوبات و مستندات، تلاش های علمی و دستاوردهای پژوهشی را که بر اساس اهداف آموزش عمومی قرآن کریم مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی پایه ریزی، طراحی، تولید و تدوین شده را قبل از اجرای آزمایشی به یکباره کنار گذاشته شده است. با مداخله دست های پنهان، مبانی و اصول علمی که باید ملاک اجرای آزمایشی طرح قرار می گرفت را از دستور کار خارج کرد و با بازگشت به شیوه ها و محتوای منسوخ و ناکارآمد تایید نشده از سوی مراجع قانون، سعی در نابودی تمام دستاوردهای آن را دارد.
با کدام منطق؟!
توانمندسازی و ارتقاء صلاحیت های عمومی و حرفه ای معلمان که در اسناد تحولی تصریح و اخیرا هم بر عهده دانشگاه فرهنگیان گذاشته شده است. لذا محتوا و تایید مدرسان دوره چه در طرح اتقان اصلی و چه در طرح اتقان پایه باید با تایید رسمی مراکز ذی ربط رسیده و آنگاه برگزار شود. یعنی حتی اگر قرار بر برون سپاری آموزش روخوانی و روان خوانی آموزگاران است باید با تأیید این مراکز صورت گیرد.
در حالیکه به دستور وزیر محترم طرح جاپ، به بهانه برون سپاری، آموزش روخوانی و روان خوانی در حالی به موسسات قرآنی استان ها و نیز دارالقرآن ها سپرده می شود که اولا این مراکز و موسسات، نه تنها کوچک ترین اطلاعی از این وضعیت موجود و دستاوردهای علمی و مصوب ندارند، بلکه معلوم نیست با کدام تخصص و داشته علمی قرار است این کار را بکنند؛ زیرا اولاً اغلب موسسات قرآنی در بخش های تخصصی فعالیت های قرآنی فعال هستند تا بخش آموزش عمومی قرآن کریم؛ و ثانیاً برای برون سپاری باید فرآیندهای لازم آموزشی و تایید موسسات و نیز مدرسان قرآن این موسسات و مراکز قرآنی توسط مراجع ذی ربط مانند دانشگاه فرهنگیان و سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش طی می شد. چرا که برون سپاری بدون منطق قانونی می تواند پیامدها و حواشی جبران ناپذیری و ناخوشایندی به همراه داشته باشد.
جالب است بدانید دارالقرآن های وزارت آموزش و پرورش که قرار است در قالب طرح طرح جاپ (جعلي اتقان پایه)، بخشی از آموزگاران ابتدایی کشور را با روخوانی و روان خوانی آشنا کنند، تا کنون حتی یک دوره چند ساعته آشنایی با برنامه درسی قرآن مصوب و محتوای کتاب های درسی قرآن را سپری نکرده و اغلب به کلی از مبانی و روش های تدریس قرآن در مدارس کاملاً بی خبرند. (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)
تصمیمات خلق الساعه در سپردن چنین تصمیمات مهمی بدون اتخاذ ساز و کارهای منطقی و قانونی، مصداق تام تحجرگرابی و کشاندن اختلافات و تنش ها از حوزه ستادی به کف جامعه است. این اقدامات در شرایط فرهنگی و سیاسی حاضر نه معقول است و نه به صلاح نظام اسلامی و دولت مدعی انقلابی ...
چاره کار قبل از وقوع باید کرد
تجربه زیسته نشان از دستبرد بی حساب و کتاب، افراد و جریان های نفوذی متحجر به کتاب ها، محتواها و برنامه های درسی و آموزشی را نشان می دهد که علی رغم اخطارهای چندین باره چنان که دیدیم خوراک رسانه های بیگانه شد و پایه های تفکر اسلامی و انقلابی را به شدت تخریب و زیر سوال برد و هزینه های جبران ناپذیری بر دوش نظام و انقلاب گذاشت. به نظر می رسد این اشتباهات راهبردی نباید به این زودی و با این سرعت فراموش شود و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور با اخطار به وزیر آموزش و پرورش، مانع تکرار این اشتباهات شوند. با اجرای طرح جاپ (جعلي اتقان پایه) یک بار دیگر باید منتظر پیامدهای آن باشیم و باز هم هزینه های آن بايد از کیسه انقلاب اسلامی پرداخت می شود. در اين صورت باید بگوییم «خود کرده را تدبیر نیست.»
طرح اتقان، مصداق «تُبَذِّر تَبذیرًا»
از مصادیق بارز «تضییع حقوق عامه» اين است که از اعتبارات بيش از چهار صد میلیارد تومانی آموزش عمومی قرآن کریم در طول چند سال گذشته، حتی یک ریال هم در جای خودش یعنی «آموزش عمومی قرآن» هزینه نشده است. دلیل این وضعیت خطير آن است که شورای عالی انقلاب فرهنگی، به عنوان وضع کننده قوانين، خود را مجری قوانين هم می داند و چون وظیفه نظارت بر حسن اجرا هم بر دوش خود این نهاد است؛ لذا هنرش اين شده است كه خودش مي بُرد و مي دوزد. در نتيجه زمینه بروز تخلف و سرپیچی از قوانین و حتی استحاله و تغییر آن نیز به راحتی فراهم مي شود.
طرح های ملی چون طرح ملی حفظ ، طرح ملی اتقان از نمونه های بارز این مدعا هستند که در نمونه اخیر یعنی طرح اتقان، با جعل طرح اتقان پایه، اعتبارات آموزش عمومی قرآن کریم در حالی توسط شوراي توسعه فرهنگ قرآني، كميسيون آموزش عمومي قرآن و معاونت پرورشی براي چندمين بار تصرف می شود که کاملاً بر خلاف همه موازين و مصوبات قبلی آن است.
اين در حالي است كه كليه اسناد تحولي و مستندات قانوني بر اجراي منطبق با سند تحول بنيادين حكم مي كند. از ماده 63 بند الف قانون ششم توسعه گرفته تا سند راهبردي توسعه آموزش عمومي قرآن كريم كه همگي ناديده گرفته شده است.
نادیده گرفتن قوانین، مقررات و مستندات در طرح اتقان، علاوه بر این که از مصادیق ارتکاب جرم و تخلف است، از مصادیق «تُبَذِّر تَبذیرًا» و اسراف بیت المال و تضییع حقوق عامه است؛ زیرا اینکه اعتبارات آموزش عمومی قرآن، کجا هزینه شده و کجا باید هزینه می شود، هیچ وقت هیچ اهمیتی نداشته است؛ آنچه مهم است این است که مراد عده ای قلیل بر نیاز و اراده جمعی کثیر برتری دارد (اولیگارشی و توتالیتارسیم)؛ و برای رسیدن به این هدف، از هر وسیله ای می توان بهره جست، تهدید، تحقیر و ارتکاب هرگونه تخلف ... (ماکیاولیسم)
در موارد متعددی دیده می شود که متأسفانه قدرت و ثروت به دست کسانی سپرده شده است که خود را «بالاتر از قانون» می دانند و با توجیهات ظاهراً شرعی، از خط قرمز قانون به راحتی عبور می کنند (و به ریش قانون و مردم می خندند). ضعف شدید نظارتی از یک سو و روابط پنهان و گسترده از سوی دیگر مجوز بروز چنین شرایط هولناکی را فراهم مي كند.
به نام قرآن، به كام ديگران
«قدرت پول» تا آنجاست که وقتي اعتبارات چند صد ميلياردي به نام آموزش عمومی قرآن، اما بي حساب و كتاب، وارد يك سيستم معيوب، چون شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و کمیسیون وابسته آموزش عمومی قرآن و حوزه ستادي وزارت آموزش و پرورش مي شود، افراد و جريان هاي متنفذ اما پنهان، بر سر تصاحب آن از هيچ اقدامی مضايقه نمي كنند. چرا که کسی از فرجام و نتایج این پول های بادآورده سوال نمی پرسد. حاشيه امن مديريتي یعنی همین. چرا كه محمل قانوني و عزم جدی براي مبارزه با فساد سیستمی وجود نداشته و ندارد. و متاسفانه طرح اتقان نيز از اين قاعده مستثني نيست.
در طول تاریخ، از قدرت پول و سکه و طلا برای بی عدالتی و شکست عدالتخواهان بسیار استفاده شده و می شود؛ روزی در کربلا برای خریدن دین و ایمان اهل کوفه و امروز علیه قرآن و برای مهجوریت آن در ایران ...
«احیای حقوق عامه» وظیفه همگانی است و قوه قضاییه و سازمان بازرسی و نیز ادارات حراست نهادها و ارگان هاست كه باید در این زمینه بی ملاحظه و صريح ورود کنند و در صورت مجرمانه بودن موارد، آن را علنی کنند.
کدام کمیسیون توسعه؟!
در كنار سلطان سكه و سلطان دلار بايد «سلطان فرهنگ قرآني» هم اضافه كرد؛ چرا كه اختلاف شدید و لجاجت دو نفر از اعضای شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور، حوزه معاونت آموزش ابتدایی را دچار استیصال و درماندگی کرد و این معاونت به دلیل سوء مدیریت، اجرای طرح را به معاونت پرورشی که هیچ جایگاهی در این طرح نداشت، سپرد و با شانه خالی کردن از تکلیف، دردسر موجود را رغم زد.
شورای توسعه و کمیسیون آموزش عمومی و معاونت پرورشی نیز بدون داشتن برنامه مدون و مصوب در حالی به تکرار مراسم رونمایی این طرح اقدام کردند که در رابطه با طرح اتقان هیچ نقشی نداشتند.
برای جبران این نقیصه، متوسل به طرح دیگری به نام طرح اتقان صفر یا پایه شدند در حالیکه این طرح، کاملا جعلی و مغایر با اهداف کلی و تفصیلی آموزش عمومی قرآن مصوب، برای مصادره طرح اصلی درست شد.
برگزاری دوره ۶۳ ساعته آموزش روخوانی و روان خوانی قرآن کریم که با عنوان اتقان پایه جایگزین طرح اتقان اصلی قرار گرفت، علاوه بر آن که با مستندات طرح اتقان اصلی در تضاد آشکار است، با سند توسعه فرهنگ آموزش عمومی قرآن و نیز ماموریت معاونت ابتدایی که وظیفه ارتقاء صلاحیت های حرفه ای معلمان ابتدایی را بر عهده داشت در تناقض است.
حکایت آشنا
حکایت حضور شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و کمیسیون توسعه آموزش عمومی قرآن در وزارت آموزش و پرورش در طول اين سال ها مصداق حکایتی آشنا از سعدی رحمه الله عليه است.
شنیدم گوسفندی را بزرگی
رهانید از دهان و چنگ گرگی
شبانگه تیغ بر حلقش بمالید
نهاد گوسفند از وی بنالید :
تو از چنگال گرگم در ربودی
چو دیدم عاقبت گرگم تو بود
حضوري سياه كه از همه ابعاد مادي و معنوي بي ثمر و بلكه تخريب گر بوده است و تا آنجا پیشرفته كه اين نهاد به ظاهر قرآنی از انجام هیچ عمل خلاف قانونی به نام حرکت انقلابی دریغ ندارد.... ادامه اين رويه نه تنها گذشته نكبت بار شوراي توسعه فرهنگ قرآنی را تطهير و جبران نمي كند؛ بلكه به قرآن گريزي مخاطبان نظام رسمی مي انجامد. فهم اين مطلب آشکار با ده ها نمونه و مصداق عینی براي صاحبان خرد چندان دشوار نيست، مشکل در جاهای دیگری است؟!!
دشت ما گرگ اگر داشت، نمی نالیدیم
نیمی از گله ما را سگ چوپان خورده
مغالطه خطرناک
هر چند معاونت ابتدایی با سپردن این ماموریت به معاونت پرورشی, اشتباه بزرگ تر و بلکه هولناکی را مرتکب شد و آن دادن مجوز به معاونت پرورشی و موسسات قرآنی کشور به بهانه برون سپاری آموزش معلمان، برای ورود بدون حساب و کتاب به ساحت برنامه درسی قرآن بود، اما در اصل یک مغالطه رخ داد.
چرا که بر اساس مصوبه ۸۲۸ شورای عالی آموزش و پرورش و چارچوب اصلی طرح اتقان، تولید محتوا و یا تایید هر دو طرح (چه طرح اولیه اتقان که مسئولیت اجرای آن با معاونت آموزش ابتدایی بود و چه طرح جاپ (جعلي اتقان پایه) که علی الظاهر با معاونت پرورشی است) علی اصول و طبق قانون با معاونت پژوهشی یعنی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی است.
چرا که عقل و منطق و قانون حکم می کند که جایی در سیستم آموزشی باید پاسخگوی محتوا، روش و نحوه اجرا باشد. در حالیکه چنین مرجعیتی به رسمیت شناخته نمی شود.
همانطور که بیان شد مصوبه ۸۲۸ شورای عالی آموزش و پرورش همه بخش های حوزه ستادی را موظف می کند تا با تایید و هماهنگی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی اقدام به اجرای طرح و برنامه های خاص داشته باشند؛ این در حالی است که سازمان پژوهش اختیار ساعات درسی خود را هم ندارد و هر بخشی بنا به صلاحدید و سلیقه خود بخشی از آن را مصادره و به تاراج می برد. این ناتوانی پیش از همه به ضعف سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بر می گردد که در اجرای مصوبه ۸۲۸ با سوء مدیریت روبه رو است.
گستره نفوذ
دامنه نفوذ عده ای تا آنجا گسترده است که علاوه بر وزارت آموزش و پرورش به صدا و سیما و شبکه قرآن، در تعیین تخصیص اعتبارات قرآنی به بخش های دلخواه و حتی تعیین افراد خاص، برای مَصادر قرآنی و یا تلاش برای برکناری آنان نیز می رسد. اعتبارات آموزش عمومی قرآن امکان و حربه خوبی برای وادار کردن مدیران برای قبول تصمیمات اتاق های فکر نامشروع شده است، تا آنجا که با آن از حضور افراد علمی و منتقد در رادیو و تلویزیون و جراید و حذف اندیشه های متفاوت از تفکر حاکم، جلوگیری و برای تحریم اشخاص و کارگروه ها و تحمیل نظر بر مدیران ارشد نظام استفاده می شو. انگ زدن و هتک حرمت و آبروی افراد بی گناه و صدیق و وفادار به نظام و رهبری ابایی ندارند و در لوای نام رهبری و نظام اسلامی بی هیچ مانعی بر اسب قدرت می تازند. چرا که در تمام این زمینه ها به شدت حمایت می شوند و از عناصر خود نیز به شدت حمایت می کنند.
به عنوان مثال درباره نحوه هزینه کرد اعتبارات آموزش عمومی قرآن مبنا این بوده كه این اعتبارات، در مسير تقويت طرح هاي قرآني هر یک از نهادها و دستگاه ها، متناسب با ماموريت ذاتي آن ها هزينه شود؛ اما به جز یکی دو سال اول، در بقيه سال ها از آن به عنوان گروكشي براي اجراي مقاصد خاص استفاده مي شود. همين موضوع، اين فرصت را به بزرگ ترين تهديد آموزش عمومي قرآن کشور تبديل كرده است. بي نظمي و اختلاف افکنی از یک سو و از بين بردن خلاقيت و نوآوري افراد از سوی دیگر، نتيجه ای جز شكست هر ساله و توجیهات عوام فریبانه هزينه كردها و ارائه گزارش هاي صوري، تنها بخشي از پيامدهاي اين نوع از مدیریت ناکارآمد است.
تعارض منافع در طرح اتقان
طرح اتقان نمونه بسيار خوبي براي بررسي اين معنا و نيز شناخت آسيب هاي جدي سيستم بيمار در حال احتضار نظام آموزشي است. در اين طرح، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي بر اساس مستندات طرح اتقان مصوب، به عنوان متولي تولید محتواي طرح و ارتقاء صلاحیت های حرفه ای معلمان ابتدایی، به تنهايي بيش از دو سال از وقت خود را صرف توليد بسته تربيت و يادگيري طرح اتقان كرد.
اين بسته شامل كتاب راهنماي تدريس معلم دوره اول و دوم ابتدايي در ۳۰۰ صفحه و نيز بيش از 500 قطعه فيلم آموزشي كه از طريق رمزينه هاي سريع پاسخ قابل دريافت و مشاهده مي باشد، است.
متاسفانه به دليل سوء مديريت وزير محترم (آقاي نوري) كه بدون اطلاع از جزئيات و بر اساس اعتماد بي مورد به زيردستان، بر اجراي نامتعارف طرح، رضايت دادند، اين طرح عملاً استحاله و تلاش هاي دو ساله نابود شد و زحمات فراوان انجام گرفته كنار گذاشته شد. البته نبايد قدرت مافياي پنهان را كه وزير بينواي آموزش و پرورش را مديريت مي كنند، ناديده گرفت.
نقطه انحراف
اگر به درستی به این طرح نگاه کنیم، دریافت این که یکی از مصادیق آیه شریفه «یُحَرِّفونَ الکَلِمَ عَن مَواضِعِه» (سوره نساء آیه ۴۶) همین مطلب است؛ چرا که انحرافات متعددي در طرح اتقان رخ داده است. روز اول گفتند طرح اتفان پايه پيش نياز طرح اتفان اصلي است. اما در عمل جايگزين طرح اتقان اصلي شد. یعنی مصادره کل طرح و اعتبارات آن و در مقابل نادیده گرفتن دو سال برنامه ریزی و مجاعدت علمی و تولید بسته تربیت و یادگیری ...
اين سطح از انحراف و ناراستي ريشه در حاشيه امن مديريت كلان نظام آموزشي و فرهنگ غیرقرآنی دارد كه به همين سادگي تلاش و مجاهدت هاي علمي و فرهنگي چند ساله به دست عده اي قليل یک شبه نابود مي شود.
از انحرافات دیگر طرح ملی اتقان این است که وظيفه شورای توسعه فرهنگ قرآني و نيز کمیسیون آموزش عمومی قرآن، توليد و ابلاغ سند راهبردی آموزش عمومی قرآن به دستگاه هاي مربوطه و پیگیر اجرای صحيح و بهینه آن و حمايت از آنهاست. اما ایشان بارها و بارها پا را فراتر از وظایف خود گذاشته و با دخالت و انحراف در مأموریت ذاتی دستگاه ها پیوسته چالش آفرینی کرده و می کنند.
🟦 بهانه ای به نام اتقان
بررسی اجمالی روند ۲۱ ماهه برنامه ریزی طرح اتقان و تولید بسته یادگیری آن در این مدت و کنار گذاشتن به یکباره آن، به خوبی نشان می دهد اجرای اقدام ملی دوم از راهبرد دوم سند راهبردی توسعه آموزش عمومی قرآن کشور، تنها بهانه ای برای تخریب برنامه درسی مصوب و در حال اجرا در مدارس است و الا طبق مستندات طرح اتقان، یعنی اقدام ملی دوم از راهبرد ۲ سند توسعه آموزش عمومی قرآن در وزارت آموزش و پرورش بايد پيگيري و اجرا مي شد؛ اما مانند همیشه طرح و اعتبارات آن را به نفع اهداف و مقاصد افراد و جريان هاي خاص که اغلب نیز بر خلاف عقل و منطق و قانون مصوب است، مصادره كرده است. اين شیوه از حاکمیت و مدیریت تنها به بروز اختلافات شدید در حوزه ستادي و تصرف ناعادلانه بیت المال منجر شده است.
با كمال تاسف سازمان بازرسی با آن كه کاملا در جریان مسائل است، اما در پیگیری ها همچنان عقیم و درمانده است و با سكوت چندين ساله، مويد اين جريان است. بهانه اين سازمان، رسميت داشتن دستورهاي خلاف قانون و حقوق عامه وزراي آموزش و پرورش است كه البته اين يعني رسميت داشتن تخلف در كشور. هرچند اين وزرا به دليل آن كه توسط جريان هاي خاص، مديريت مي شوند و از سر بي خبري نامه ها را امضاء و تخلفات را عملاً تاييد مي كنند به نوبه خود شريك جرم و مقصر هستند ولي سازمان بازرسي علیه اين مدیران و معاونت ها که در صیانت از حقوق عامه کوتاهی مي کنند، اعلام جرم نمي كند.
لذا بیداد و سوء مدیریت در حوزه ستادي وزارت آموزش وپرورش آنچنان زشت و اهانت آمیز است که در نوع خود بی سابقه است. اسناد فراوان قانوني و معتبر، گویای كامل اين شرايط است که در صورت نیاز قابل ارائه است. البته در صورت عدم رسيدگي، به ناچار خبر كامل آن عمومی خواهد شد.
وقتي شهر شلوغ مي شود
تزاحمات و هرج و مرج موجود حاصل سوء مديريت نهادينه شده در سيستم اداري حوزه ستادي است كه به دليل ناتواني در اداره نظام آموزشي زمينه را براي ورود بي حساب و كتاب دست هاي پنهان و آشكار آماده مي كند. شرايط امروز اقتصادي و فرهنگي و سياسي كشور حاصل همين سوء مديريت است.
وزیری که باید متوجه اهمیت امضای خود باشد و بر خلاف مصوبات و قوانین و منطق عقلی دستور ندهد، اما می دهد، باید پاسخگوی عملکرد خود باشد. اما نیست؛ چرا که اغلب وزیران خوب می دانند تا چه حد از حاشیه امنیتی بالایی برخوردارند. لذا بی مهبا اقدام می کنند.
سازمان بازرسی کل کشور نیز در پاسخ به پرسش از چرایی عدم برخورد با تخلفات، به همین حاشیه امن اشاره و از ادامه پیگیری خودداری می کند ... و این چرخه معیوب همچنان ادامه دارد.
كميسيون توسعه آموزش عمومي قرآن کریم که بايد بر نحوه فعاليت هاي قرآني در وزارت آموزش و پرورش نظارت كند و جلوي تخلفات را بگيرد، اما متاسفانه در كمال ناباوري به دستور همین وزیر محترم، زيرمجموعه معاونت پرورشي قرار گرفته، ابزار تحكم خواسته هاي غيرقانوني از ساير بخش هاي وزارت شده است.
كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و نيز فراكسيون قرآن و عترت نيز با موضوع به صورت كلي و در حد تخصيص اعتبارات ورود مي كنند و بر عملكرد هزینه کرد دستگاه آموزش و پرورش در حوزه آموزش عمومی قرآن هیچ نظارتي ندارند. اين ها زمينه ساز حاشيه امن منجر به تخلف می شود.
اجراي آزمايشي كدام محتواي علمی و قانوني؟!!
علي رغم مستندات طرح كه سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي را مسئول توليد محتوا و آموزش مدرسان قرار داده اما به دليل ورود دست هاي پنهان به حوزه محتوا و آموزش معلمان، اختلاف بسیار شدیدی بین استان های پنجگانه مجری طرح اتقان با معاونت های آموزشی و پرورشی بوده و نتیجه آن، نامه 11 بهمن 1401 معاون آموزش ابتدايي بوده است.
نکته مهم این است که حال که طرح اتقان نيز مانند ساير موارد به نفع جریان و هدف خاص مصادره شده است، در اسرع وقت بايد جلوي تصميمات تخريب كننده گرفته شود. زيرا :
اولاً - علی رغم نامه آخر معاون آموزش ابتدایی، امکان سپردن آموزش معلمان به معاونت پرورشی وجود ندارد. چرا که توليد محتوا و برگزاري دوره تامين مدرسي ارتقاء صلاحیت های حرفه ای معلمان، طبق كليه مستندات و نيز دستورالعمل هاي مصوب و نامه هاي متعدد معاونت ابتدايي در همين طرح، از وظايف سازمان پژوهش است.
ثانیاً - آموزش روخوانی معلمان با مرکز تربیت نیروی انسانی است و سپس معاونت ابتدایی و ربطی به معاونت پرورشی ندارد.
ثالثاً - آموزش روخوانی به معلمان ابتدایی به نام طرح اتقان توسط غیررسمی حوزه مدرسی بدون گذراندن دوره توجیهی و اخذ امتیاز قبولی از کارگاه نه صحیح است و نه قانونی ... باید منتظر پیامدها باشیم.
رابعا - دلیل مغایرت محتوای طرح اتقان با اسناد مصوب و نیز عدم تایید سازمان پژوهش لازم است این طرح به نام طرح اتقان اجرا نشود. چرا که پیامدهای آن نه تنها جایگاه برنامه درسی قرآن را در مدارس و بین معلمان تخریب خواهد کرد، بلکه راه نفوذ سایرین در سایر برنامههای درسی را فراهم خواهد کرد.
خامساً - این طرح دقیقا تکرار اشتباهات پرهزینه، بی ثمر، غیرمنطقی و غیرقانونی چون طرح های ملی حفظ قرآن و مدارس قرآنی است که متاسفانه ناشی از تبانی پشت پرده عده ای معدود اما با نفوذ و صاحب قدرت است.
دو هشدار
آش آنقدر شور است که انکار آن، نشانه بلاهت و سفاهت است؛ اگر برای این حد از قانون شکنی آشکار، هیچ وقوف و پاسگاهی وجود ندارد، تنها می توان به این نتیجه رسید که دولت مدعی انقلاب، خواسته یا ناخواسته میزبان اسب تروای جریان نفوذ شده و رحِم اجاره ای برای اهداف و برنامه های آنان گردیده است.
از سوی دیگر با توجه به پیشینه معاونت پرورشی در مدیریت طرح های مشابه قبلی و اصرار بر تکرار چندین باره این شیوه، باید گفت اولا این اقدام در واقع تیر خلاص بر پیکره بی جان معاونت پرورشی است و تضعیف و نابودی این نهاد مقدس از سوی خود معاونت پرورشی سزاوار و شایسته نیست؛ از سوی دیگر این شیوه از مدیریت بیان کننده این مطلب است که از هم اکنون باید منتظر تکرار چندین باره انتشارات آمارهای پروپاگاندایی و ظاهرسازانه در این طرح نیز باشیم. از این رو بیان این دو تذکر لازم است :
اول آنکه : معمولاً تا زماني كه تصادفي رخ نداده، از راننده گواهينامه خواسته نمي شود، اما به محض تصادف، ارائه مدارك لازم است و الا شخص مقصر و گاهي مجرم تلقي مي شود. در طرح اتقان نيز اين اتفاق كاملاً قابل پيش بيني است كه به زودي بايد شاهد بروز اختلافات شديد و اتفاقات نه چندان خوشايتد بين معلمان آموزش و پرورش و مربيان موسسات قرآني كشور باشيم كه در اين صورت يقيناً قانون به نفع ايشان رأي نخواهد داد. اين شايسته نبود كه دعواي حوزه ستادي به سطح مناطق، مدارس و معلمان كشيده شود.
دوم آنکه : اگر این نوع برخوردها و بی حرمتی ها به ساحت مقدس قرآن کریم ادامه یابد، یقیناً روزی خواهد آمد که برخی از همین مسئولان حاضر هستند بر چرخ هواپیما آویزان شوند تا از کشور فرار کنند. آن روز دیگر با بمب اتم هم نخواهند توانست جلوی مردم را بگیرند.
چند شهید و جانباز دیگر باید تقدیم نظام شود تا مبارزه با فساد سیستمی نهادینه شده، از حرف به عمل تبدیل شود؟!! چرا هر بار از کیسه نظام و مردم باید هزینه سوء مدیریت ها پرداخت شود؟!! تا کی باید از کسانی که به مصداق «لَیسَ مِن اَهلِکَ» سال هاست از انقلاب و مردم فاصله گرفته اند، حمایت و جانبداری شود؟!!
این انقلاب عزیز، اسلام و رهبری معظم متعلق به همه ملت و مردم است. آن ها که نظام و انقلاب اسلامی و ولایت فقیه و شهدا را به نام خود مصادره کرده و دائم منتقدان دلسوز را ضد دین و ضد انقلاب می نامند، خوب بدانند که «دوران بزن و در رو تمام شده است.»
ادامه رویه یک جانبه گرایانه دیگر امکان ندارد. قرآن کریم، اهلبیت علیهم السلام، ولایت فقیه و انقلاب اسلامی متعلق به همه است و تلاش برای حفظ اسلام طالبانی دیگر امکان ندارد. «وَ مَکَروا وَ مَکَرَ اللهُ ؛ وَ اللهُ خَیرُ الماکِرینَ» (آل عمران ۵۴)
نتيجه بحث
از مصاديق «وَ لَا الضّالين» در سوره حمد و نماز، آيه «اَلَّذينَ ضَلَّ سَعيُهُم فِي الحَياةِ الدُّنيا ، وَ هُم يَحسَبونَ ، أَنَّهُم يُحسِنونَ صُنعًا» (سوره كهف، آيه 104) است. يعني (خاسران) کسانی هستند که سعیشان در زندگی دنیا (در هر امر خیری به خاطر کفرشان) تباه و گم شده است، ولي خود گمان می کنند که کار نیکی انجام می دهند. اين يعني همان «توهّم دانايي» است.
توهّم دانايي يا «جهل مرکب» بيماري مُزمن جوامع اسير در چنگال احزاب و جناح هاي راست و چپ است. چه بسيار فجايع بشري كه در طول تاريخ در اثر همين كج فهمي ها و اصرار بر تسليم محض بودن افراد در برابر باورهاي غلط رخ داده است. از جنگ هاي جهاني گرفته تا تأسيس داعش و امثال آن كه بر اثر «بيماري مطلق نگری» دچار برخورد یک سویه با انسان ها و انديشه ها و حقایق مسلم عالم هستي شده اند. اين بيماري خطرناك، نه تنها منابع مالي و اقتصادي را تباه مي كند كه جان و آبروي انسان ها را نيز به صورت گسترده ويران مي سازد.
سیر تطور طرح اتقان، از شروع تا کنون برای چندمین بار به وضوح نشان از مطلق نگري تفکر شعاری و تبلیغی (پوپولیستي) حاکم بر فعالیت های قرآنی كشور از سوي افراد و جريان هاي خاص به نام آموزش عمومی قرآن و امثال آن دارد. نتیجه اين نوع فعاليت هاي ظاهرسازانه و عوام فريبانه، بسنده کردن به ارائه گزارش هاي پوچ و پرداختن به حرکات نمایشی و تبلیغی و ترویجی صرف (نگاه تكاثري) در بخش آموزش عمومی قرآن کریم بوده است كه نه تنها هيچگاه «راستي آزمايي» نشده، بلكه هرگز مورد آسيب شناسي و اصلاح نيز قرار نگرفته است !!!
عوامل اصلی بروز و رشد و حاکمیت چنین نگاهی را باید در موارد زیر جست و جو کرد :
۱- عملکرد افراد و جریان های خاص با اهداف خاص در کمیسیون فرهنگی و فراکسیون قرآن و عترت مجلس شورای اسلامی در فرایند تصویب، ابلاغ و تخصیص اعتبارات آموزش عمومی قرآن و شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و نیز عملکرد کمیسیون توسعه آموزش عمومی قرآن کریم، چه در طرح اتقان و چه در طرح های یک دهه ده اخیر، نشان از نگاه صرفا ابزاری ایشان به حوزه آموزش عمومی قرآن است که آموزش عمومی قرآن را بهانه ای برای شناسایی و تامین نخبه های قرآنی داده اند.
شاید بتوان گفت علی رغم حاکمیت نظام اسلامی، مکتب پیشرفت گرایی و پایدارگرایی به فرهنگ غالب و گفتمان رایج در جامعه اسلامی حتی در فعالیت های قرآنی شده است. راه برون رفت از این وضعیت چندان ساده نیست.
۲- جزایر حوزه ستادی وزارت آموزش و پرورش تا چه حد در انجام یک ماموریت کوچک و مشترک، در حوزه مدیریت عاجز و در حوزه عمل، ناتوان هستند.
۳- وزرا و معاونان از هر طیفی که بودند و هستند تا چه اندازه از سوی دست های پنهان مدیریت می شوند و جز نقش ابزاری، هویت دیگری ندارند.
۴- قوانین، مقررات و مصوبات تا چه اندازه بی کسی و تنها و متولیان امور تا چه اندازه در امور آموزشی و تربیتی ترجیحشان فرار از تمکین از قوانین و مقررات و مصوبات است.
۵- علت بروز هرج و مرج در ابر دستگاه دولتی، فرهنگی و آموزشی و قرآنی کشور یعنی آموزش و پرورش تنها خودکامگی و تمامیت خواهی چند تن از افراد صاحب نفوذ و صاحب امضاء
۶- طرح اتقان در مجموع به شرحه شرحه شدن هر چه بیشتر آموزش عمومی قرآن در این وزارت انجامیده است. این همان هدفی است که دشمنان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران به دنبال آن هستند و باید گفت در این بخش به دلیل ناکارآمدی شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و نیز معاونت پرورشی تمام داشته های ارزشی نظام صدمه دیده است. حتی حرمت قرآن کریم ...
نتیجه این که اگر وعده خدا و قرآن کریم را باور داشته باشیم که «مَن يَرتَدَّ مِنكُم عَن دينِهِ ، فَسَوفَ يَأتِي اللّهُ بِقَومٍ يُحِبُّهُم وَيُحِبّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى المُؤمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الكافِرينَ يُجاهِدونَ فی سَبيلِ اللّهِ وَلَا يَخافونَ لَومَةَ لائِمٍ ذَٰلِكَ فَضلُ اللّهِ يُؤتيهِ مَن يَشاءُ» هرگز لحظه ای از فرصت های طلایی خدمت به قرآن و اسلام و انقلاب اسلامی را از دست نمی دادیم و بلکه با انجام صحیح و دقیق و خالصانه و صادقانه وظایف و ماموریت ها از نظام و انقلاب حمایت می کردیم اما نکردیم.
شرایط امروز ساختار آموزش و پرورش به خوبی نشان می دهد «بزرگ ترين چالش نظام آموزشي در ۴۴ سال گذشته، فقدان برنامه ريزي آموزشي است.» اصلاح اين مهم هم از ماموریت های اساسی و وظايف اصلی سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي است. حوزه ستادي وزارت آموزش و پرورش به دليل كوتاهي در اين موضوع، از منظر برنامه ريزي و محتوا به شدت دچار سطحي نگري و ساده انديشي است و از منظر اجرا و عمل، به دليل عملكرد جزيره اي، به شدت ناتوان و زمين گير است.
اگر قلبی برای تپیدن و گوشی برای شنیدن ندای مهجوریت قرآن در این طرح است، منطق حکم می کند :
- به دلیل تأخیر طولانی و گذشتن زمان مناسب اجرا در سال ۱۴۰۱ از تعجیل در اجرای طرح اتقان در استان های مجری طرح آزمایشی خودداری و برای مهر آینده، مجددا برنامه ریزی شود.
- فرد یا افراد متعهد و متخصص و قانونمدار مامور انطباق آخرین وضعیت طرح با اسناد مصوب باشند تا جلوی این انحرافات تا حد امکان گرفته شود.
و نتیجه دیگر آنکه همانطور که بیان شد علی رغم اینکه همه این طرح و برنامه ها از یک آبشخور سرچشمه می گیرد، اما بین اهداف نه گانه آموزش عمومی قرآن کریم و طرح جاپ (طرح جعلی اتقان پایه) کوچک ترین رابطه ای دیده نمی شود. همانطور که بین اهداف نه گانه با طرح ملی حفظ قرآن کریم و طرح ملی حفظ جزء ۳۰ چنین رابطه ای دیده نمی شود.
برخی از مغالطات در دهه اخیر :
اولاً - اصرار بر این که منظور از تربیت ده میلیون حافظ قرآن کریم که یکی از منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی است، تربیت ده میلیون «حافظ کل قرآن کریم» است، یک هدف گذاری مبهم و پر مسئله است. چرا که این فرمایش رهبری ترسیم یک رویکرد و چشم انداز حداقل ده ساله است. بنابراین تحقق چنین چشم اندازی مسلماً به زیرساخت نیاز دارد.
ثانیاً - اصرار بر جایگزینی این هدف مبهم، به جای کمک به تحقق اهداف و ماموریت های ذاتی و سازمانی ارگان ها و نهادهای دولتی و غیردولتی که قانونا باید محقق گردد. ثمره این پافشاری، قرار دادن رهبری در مقابل قانون و مصوبات است.
ثالثاً - با تکرار و انتقال رویکردها و شیوه های ناکارآمد ۴۰ سال گذشته (مانند آموزش روخوانی و روان خوانی) به عرصه و حوزه تربیت ده میلیون حافظ قرآن، حفظ عمومی قرآن نیز به سرنوشت نامعلوم و ناموفق گذشته دچار شده است.
در حالیکه اگر رویکرد قبلی (روخوانی) به حوزه حفظ عمومی قرآن کریم سرایت کند، قطعا شکستی به مراتب شدیدتر عارض خواهد شد. چرا که این رویکرد ماهیتی نخبه گزین داشته و هیچگاه به حفظ و یا روخوانی کل قرآن توسط همه مردم نخواهد انجامید و تنها به ازدست دادن فرصت ها و سرمایه های مادی و معنوی منجر خواهد شد.
رابعاً - تربیت ده میلیون حافظ قرآن، نه یک هدف عمومی که یک چشم انداز ۲۰ ساله است. لذا تربیت ده میلیون حافظ قرآن یک هدف در آموزش عمومی قرآن کریم نیست، بلکه زیر ساخت آن یک هدف در آموزش عمومی قرآن کریم است. و این دو با هم کاملا متفاوت است.
«ایده ملی» یا «طرح ملی» ؟!!
سال های زیادی است که «طرح های ملی بلای طرح های بومی و محلی شده است» و این نتیجه برداشت اشتباه از جابجایی دو واژه ظاهراً مترادف، اما کاملاً متفاوت «ایده ملی» و «طرح ملی» است. به عنوان مثال «ترییت ده میلیون حافظ قرآن» ایده ای حکیمانه از سوی مقام معظم رهبری بود که باید یه عنوان یک رویکرد و چشم انداز به آن نگاه می شد و سپس این ایده به ارگان ها و نهادها و موسسات قرآنی ارایه می گردید تا آنها با توجه به ماموریت ذاتی خود و نیز سلیقه و توانشان به طراحی بومی در این زمینه اقدام می کردند. اما سطحی نگری مدیران ارشد فرهنگی و قرآنی کشور این ایده ناب را به یک «طرح متمرکز کشوری» تبدیل کردند. همین نوع اقدامات مهمترین عامل شکست طرح های ملی شده است. اجرای متمرکز طرح های ملی حفظ قرآن، ده هزار مدرسه قرآنی و ... از جمله این نوع از تصمیمات متمرکز است.
از مهمترین آسیب های طرح های ملی، یکی موقتی بودن آنها و دیگری نابودکننده بودن آنهاست. اعم اغلب طرح های ملی با اتمام دولت ها تعطیل میشوند و پشتوانه مالی آنها قطع می شود و به دلیل شتاب اولیه، به مرور ناکارآمدی خود را آشکار می کنند و از سوی دیگر به دلیل پشتوانه مالی اولیه، این قدرت را دارند که طرح های بومی و محلی را به حاشیه برده و مانع ادامه حیات آنها شوند. ...
راهکار صحیح و عملی در اجرای ایده تربیت ده میلیون حافظ قرآن کریم و یا هر ایده ملی دیگری در توجه به این راهبرد است : «جهانی ببینیم، اسلامی بیاندیشیم، بومی عمل کنیم.» در نتیجه به جای برنامه ریزی و اجرای طرح های ملی، باید حمایت از طرح های بومی و محلی در اولویت قرار گیرند و از طریق تزریق منابع مالی و همچنین نظارت مستمر مورد حمایت و هدایت قرار گیرند.
سخن پایانی
جهان غرب با الگوسازی های تقلبی به دنبال اضمحلال هویت تمدن بزرگ اسلامی است و با هر پدیده ارزشمندی که این تمدن را عمق و وسعت و عزت می بخشد، همین رفتار را می کند. از تشکیل کشور تقلبی چون اسراییل غاصب گرفته تا تشکیل فرقه ها و نحله های انحرافی چون سنی تکفیری و شیعه انگلیسی و تاسیس داعش؛ این امور عمدتاً با محوریت پروژه نفوذ و با استفاده از عناصر وابسته و سازمان یافته، برنامه ریزی و اجرا می شود؛ اما به فضل الهی، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران چون رودی خروشان در حرکت است و اسیر گرداب ها و مرداب ها نخواهد شد و از این شرایط سخت خودساخته ای که امروز گریبانگیر کشور است عبور خواهد کرد؛ اما شرط آن، داشتن بصیرت، اتحاد و البته عزم راسخ برای این تحول است. «اِنَّ اللهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیٰ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم» (رعد ۱۱)
امیدواریم از این بیداد بی سابقه ای که نسبت به قرآن کریم در حوزه آموزش عمومی قرآن کریم در نظام آموزش رسمی کشور که نتیجه سوء مدیریت شدید در حوزه ستادی وزارت آموزش و پرورش است، دست بر داشته شود و تکرار طرح های ویرانگر گذشته که به نام قرآن اجرا شده و می شود، متوقف گردد .
و نیز امیدواریم آنان که باید، ضمن شناخت اوضاع و شرایط حاکم، خود را از غلطیدن در گرداب مغالطه گران نجات دهند و با فاصله گرفتن از عاملان و بانیان وضعیت موجود، راه خود را از صف ایشان جدا نمایند.
و باز امیدواریم با رعايت تدابير ذکر شده، اجراي طرح جاپ (طرح جعلي اتقان پایه) به مهجوريت بيشتر از پیش قرآن کریم در كشور و به ويژه نظام آموزش رسمي نيانجامد؛ چرا كه «ما را به خير شما اميد نيست؛ شرّ مرسانید.»
«هل اتی علی الانسان حین من الدهر ، لم یکم شیئا مذکورا»
سوره انسان آیه اول
بیش از شما، به سان شما، بی شمارها
بـا تـار عنکبوت نوشتند روی بـاد :
«کین دولت خجسته جـاویـد زنـده بـاد.»
محمد رضا شفیعی کدکنی
۱۸ بهمن ماه ۱۴۰۱
امام خمینی ره: «تربیت باید قرآنی باشد؛ بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند.»