«یک کلمه، چند معنا»

طبق نظریه «جمله، واحد یادگیری» نه کلمه و نه ترکیب قرآنی نمی تواند ملاک فهم قرآن باشد؛ چرا که این «بافت معنایی جمله» است که به کلمه «هویت» (و حتي قداست) می بخشد. لذا به جای آموزش معنای کلمه ها و ترکیب های قرآنی، جملات قرآنی عیناً ملاک یادگیری و حفظ قرار گیرد.

در این رویکرد، پایداری یادگیری و کاربرد آن در زندگی در نتیجه انتقال مفاهیم از حافظه کوتاه مدت به «حافظه بلند مدت» به آسانی و طبیعی صورت می گیرد.

به عنوان نمونه، کلمه های قرآنی زیر، دارای بیش از یک معنا هستند؛ راه فهمیدن معنای دقیق آنها، «فـهـم مـعـنـا در قـالـب جـمـلـه» است:

۱- «رَبِّ»:

معناي اول: پروردگار، صاحب

معناي دوم: ارباب

معناي سوم: بت

معناي چهارم: ستاره

معناي پنجم: فرعون

معناي ششم: ملك

معنب هفتم: خورشيد

معناي هفتم: ماه


۲- «عالَـمیـن»:

معناي اول: مردم

معناي دوم: جهانيان (عالم هستي)


۳- «تَـوّاب»:

معناي اول: بسيار توبه پذير

معناي دوم: بسيار توبه كننده


۴- «اُمّ»:

معناي اول: مادر

معناي دوم: اصل و پايه

مغناي سوم: مركز هر چيزي

معناي چهارم: معظّم


۵- «کِـتـاب»:

معناي اول: كتاب

معناي دوم: قرآن كريم

معناي سوم: قانون الهي

معناي چهارم: نوشتن


۶- «کَـلِـمَـه»:

معناي اول: كلمه

معناي دوم: سخن و حرف

معناي سوم: وعده قطعي خداوند

معناي چهارم: اوامر تكوين الهي

معناي پنچم: عيسي بن مريم

معناي ششم: رموز الهي

۷- «قُـرآن»:

معناي اول: قرآن كريم

معناي دوم: نماز

معناي سوم: خواندني


۸- «صَـلَـوات»:

معناي اول: نمازها (جمع صلاه)

معناي دوم: كليسا


۹- «حَـقّ»:

معناي اول: حقيقت

معناي دوم: شايسته

معناي سوم: ثابت


۱۰- «بَـرزَخ»:

معناي اول: بين دو دريا

معناي دوم: عالم برزخ


۱۱- «نـار»:

معناي اول: آتش

معناي دوم: جهنم


۱۲- «آخِـرَت»:

معناي اول: قيامت

معناي دوم: برزخ

معناي سوم: دوم


۱۳- «بَیـت»:

معناي اول: خانه

معناي دوم: كعبه

معناي سوم: خاندان پيامبر

معناي چهارم: لانه

معناي پنجم: مساجد (عبادتگاه)

معناي ششم: خيمه

معناي هفتم: غرفه بهشتي


۱۴- «رُسُل»:

معناي اول: پيامبران

معناي دوم: فرشتگان


۱۵-«حَـدیث»:

معناي اول: سخن

معناي دوم: داستان


۱۶-«خَیـر»:

معناي اول: خوبي

معناي دوم: بهتر، بهترين


۱۷- «مَولیٰ»:

معناي اول: سرپرست، مالك

معناي دوم: اولي، برتر

معناس سوم: امام، مقتدا، صاحب اختيار


۱۸-«ذِکـر»:

معناي اول: ياد، يادآوري، تذكر

معناي دوم: نماز

معناي سوم: قرآن


۱۹- «اِلّا»:

معناي اول: مگر

معناي دوم: ولي، و لكن

معناي سوم: وَ

معناي چهارم: تركيب «اِن+لا»


۲۰- «وَ»:

معناي اول: وَ (عطف)

معناي دوم: قسم

معناي سوم: در حاليكه

معناي چهارم: استيناف (جمله جديد)


۲۱- «بَـنی آدَم»:

معناي اول: فرزندان آدم ( همه انسان ها)

معناي دوم: دو پسر آدم (ابوالبشر)


۲۲- «صالِح»:

معناي اول: نيكوكار

معناي دوم: حضرت صالح عليه السلام


۲۳- «اِنّ»:

معناي اول: به درستي كه، همانا

معناي دوم: زيرا (بيان دليل و فلسفه)


۲۴- «قَلب»:

معناي اول: قلب

معناي دوم: دگرگوني

معناي سوم: عقل


۲۵- «مُـتَـکَبِّر»:

معناي اول: مغرور

معناي دوم: داراي مقام كبريايي


۲۶- «جَبّار»:

معناي اول: مجبور كننده

معناي دوم: جبران كننده


۲۷- «آیَه»:

معناي اول: آيه قرآن

معناي دوم: نشانه


۲۸- «تَوَلیٰ»:

معناي اول: دوست داشتن

معناي دوم: دوري جستن


۲۹- «عَـرَبی»:

معناي اول: زبان عربي

معناي دوم: سخن فصيح


۳۰- «ساعَه»:

معناي اول: زمان

معناي دوم: قيامت


۳۱- «شَجَر»:

معناي اول: درخت

معناي دوم: گياه


۳۲- «اَزواج»:

معناي اول: جفت ها

معناي دوم: گونه

۳۳- «عُـیون»:

معناي اول: چشم ها

معناي دوم: چشمه ها


۳۴- «ذات»:

معناي اول: صاحب

معناي دوم: اصل

معناي سوم: پنهان شده

معناي چهارم: سمت و سو


۳۵- «سَـلام»:

معناي اول: سلام و درود

معناي دوم: تسليم


۳۶- «روح»:

معناي اول: روح

معناي دوم: جبرئيل


۳۷- «قَدر»:

معناي اول: اندازه

معناي دوم: منزلت


۳۸- «اَمر»:

معناي اول: دستور

معناي دوم: كار


۳۹- «مَشرِق وَمَغرِب»:

معناي اول: شرق و غرب

معناي دوم: تابستان و زمستان


۴۰- «یَوم»:

معناي اول: روز

معناي دوم: دوره


۴۱- «آل»:

معناي اول: خاندان

معناي دوم: پيروان


۴۲- «حَـیات»:

معناي اول: زندگي

معناي دوم: زنده شدن


۴۳- «صَبـر»:

معناي اول: صبر و شكيبايي

معناي دوم: روزه (صوم)


۴۴- «اِمام»:

معناي اول: پيشوا

معناي دوم: امام (مقام امامت)


۴۵- «اَصـحاب»:

معناي اول: ياران و دوستان

معناي دوم: گروه (مجموعه)


۴۶- «صَلِّ»:

معناي اول: درود فرصت

معناي دوم: نماز گذار


۴۷- «نُـزول»:

معناي اول: نازل شدن

معناي دوم: خلق كردن


۴۸- «رُکوع»:

معناي اول: ركوع نماز

معناي دوم: احترام به ديگري


۴۹- «سُـجود»:

معناي اول: سجده نماز

معناي دوم: سجده براي غير خدا


۵۰- «زَلـزله»:

معناي اول: زلزله

معناي دوم: قيامت


۵۱- «اِسم»:

معناي اول: نام ( هم نام)

معناي دوم: صفت (همتا)

معناي سوم: ذات (با تعين خاص)


۵۲- «غَـلیظ»:

معناي اول: محکم، استوار

معناي دوم: سرسخت

۵۳- «یَـد»:

معناي اول: دست

معناي دوم: میزان تسلط و قدرت

۵۴- «حَـفیظ»:

معناي اول: حافظ و نگهبان

معناي دوم: مراقب

۵۵- «هود»:

معناي اول: حضرت هود علیه السلام

معناي دوم: قوم هود

معنای سوم: یهودیان

۵۶- «نَفس»:

معناي اول: جان، خود، خویش

معناي دوم: نفس، خواهش های نفسانی

۵۷- «فَوق»:

معناي اول: بالا (علوّ مادي)

معناي دوم: برتري (علوّ معنوي)

۵۸- «کُلّ»:

معناي اول: همه

معناي دوم: هر

۵۹- «مَـن»:

معناي اول: كسي كه

معناي دوم: چه كسي

۶۰- «هـذا»:

معناي اول: اين

معناي دوم: آن

۶۱- «ذالِكَ»:

معناي اول: اين

معناي دوم: آن