پاسخ به برخى شبهه ها درباره كلام خدا
آفرينش قرآن لفظ به لفظ
دكتر سيد محسن مير باقرى
دكتر سيد محسن ميرباقرى چهره نام آشناى عرصه قرآن پژوهى در كشور، بهره گرفته از درس هاى حوزوى و عضو هيأت علمى دانشگاه است. مردم بار ها چهره او را ديده و سخنانش را درباره وحى شنيده اند. پيشتر در پى برخى اهانت ها و هتك حرمت ها به ساحت قرآن كريم و پيامبر اعظم (ص) گفت و گويى از وى به نقل آمد كه تمام نبود، در جهت رفع نقص، مقاله زير از ايشان درج مى گردد.
چندى پيش آقاى عبدالكريم سروش در گفت و گويى كه انتشار يافته نكاتى را درباره وحى و قرآن كريم اظهار داشته كه به گفته خودشان با اعتقادات سنتى اسلامى سازگارى ندارد وبه زعم ايشان اين سخنان بيانگر انديشه اى است كه امت اسلامى را در زمان حاضر از مخمصه اى لاينحل نجات مى بخشد.
نظرات قابل توجه در اين گفت و گو به شرح زير است:
آفريننده و توليده كننده وحى و قرآن شخص پيامبر اكرم (ص) است.
پيامبر مضمون وحى را از خدا دريافت مى كند. او وظيفه دارد كه به اين مضمون بى صورت، صورتى بخشد تا در دسترس همگان قرار دهد.
پيامبر اكرم (ص) مانند يك شاعر اين الهام را به زبانى كه خود مى داند و به سبكى كه خود به آن اشراف دارد و با تصاوير و دانشى كه خود در اختيار دارد منتقل مى كند. شخصيت پيامبر اكرم (ص) نقش مهمى در شكل دادن به اين متن ايفا مى كند؛ تاريخ زندگى وى، پدر، مادر، كودكى و احوالات روحى همه در شكل دادن به قرآن نقش دارند. به همين خاطر حالات پيامبر(ص) اثر خود را در متن قرآنى باقى گذاشته و انعكاس آن در قرآن گاهى در حالت شادى است و بسيار فصيح و گاهى اوقات پرملال و بسيار عادى و معمولى است.
ظهور حالات فوق، جنبه كاملاً بشرى وحى است.
نتيجه همه اين مباحث اين است كه وحى و قرآن مى تواند حاوى اشتباهاتى هم باشد و آنچه قرآن درباره وقايع تاريخى ساير اديان و ساير موضوعات علمى زمينى بيان مى كند، لزوماً نمى تواند درست باشد.
معرفت پيامبر اكرم (ص) چيزى غير از دانش و معرفت زمان خويش نبوده و دانش او از مردم هم عصرش درباره زمين، كيهان و ژنتيك انسان بيشتر نبوده است.
پيامبر اكرم (ص) دانشى را كه ما امروزه در اختيار داريم نداشته است.
نبوت مقوله اى است بسيار عام و در نزد اصناف مختلف آدميان يافت مى شود. (البته اين سخن را نقل قول مى كند و تلويحاً آن را مى پذيرد) نتيجه اى كه ايشان از اين مباحث مى گيرد اين است كه:
با توجه به تلقى بشرى از قرآن، بعضى از جنبه هاى دين كه به طور تاريخى و فرهنگى شكل گرفته اند امروز ديگر موضوعيت ندارد. ايشان در اين زمينه برخى مجازات ها را مثال مى زند. «اگر پيامبر در يك محيط فرهنگى ديگر زندگى مى كرد اين مجازات ها احتمالاً بخشى از پيام او نبود.»
آنچه كه به زعم ايشان دستاورد مهم همه اين سخنان است اين است كه اصرار بر اعتقاد به اين كه قرآن كريم كلام جاودانى خداست و اعتقاد بر اين كه بايد لفظ به لفظ به آن عمل شود مسلمانان را به مخمصه لاينحل دچار مى كند.
در حقيقت تلويحاً ادعا مى كند كه تفكر ايشان و شكستن قداست قرآن و نفى جاودانگى احكام نورانى اسلام، مسلمانان را از مخمصه عدم تطبيق احكام قرآن با باورهاى امروزه جهان رهايى مى بخشد.
نكات فوق نشانگر افكار آقاى سروش درباره وحى و قرآن است كه در گفت و گويى نسبتاً كوتاه بدان ها تصريح شده و قبلاً هم در نوشتارهاى ديگرى كم و بيش آنها را مطرح كرده است.
اين اظهارنظر ها درباره وحى به صورت عام و درباره قرآن كريم به طور خاص در حوزه انديشه اسلامى بسيار شگفت است. بويژه از كسى كه داعيه كارشناسى اسلامى دارد. زيرا مسلمانى كه بخواهد درباره قرآن نظر دهد لابد خود را معتقد به قرآن مى داند و آن را كتاب دينى خود مى شمارد و حداقل اين است كه گفته هاى آن را كلام رسول الله تلقى مى كند. سؤال اين است كه چنين فردى براى اظهار نظر درباره اين قرآن آيا نبايد به خود قرآن در معرفى خويش توجه كند و به فرض اين كه قرآن را كلام پيامبر اكرم (ص) بداند - نه كلام الله- آيا نبايد از كلام خود پيامبر و قرآن چيستى آن را بيابد آيا به كارگيرى تصورات ذهنى درباره مسأله اى غيبى، آن هم كتابى كه متن دينى اوست كافى است روشن است كه براى مسلمان و كسى كه مدعى پايبندى به اسلام است دلالت آيات قرآن حجت است و نمى تواند آنها را ناديده بگيرد. مگر موقعى كه از اساس و اعتقادات، اسلامى دست بردارد. با اين نگاه نخستين گام منطقى در بررسى مباحث مطرح شده همانا توجه به خود قرآن كريم و آيات آن در اين زمينه است از اين رو ما يك يك آن نكات را به قرآن عرضه مى داريم و نتيجه را از آن جويا مى شويم. اما پيش از جست وجو اين سؤال ذهن را فرا مى گيرد كه اين همه غفلت از حقيقتى روشن با چه انگيزه اى صورت گرفته است اگر به نهايت حمل به صحت به مسئله نگاه كنيم بايد بگوييم كه شرمسارى از برخى احكام و مباحث اسلامى در برابر فرهنگ غرب يا بهتر بگوييم زبونى در برابر انديشه هاى كفرگرايانه، گوينده اين سخن را به حساب خود به دفاع از اسلام واداشته كه بگويد: بسيارى از آنچه امروز قرآن و اسلام مى گويد مربوط به زمان ما نيست و در زمان رسول اكرم(ص) و صدر اسلام احكامى مناسب بوده كه افتخار آفريده است. امروز هم كه ما از آن عدول كرده ايم. آيا منظور ايشان از مخمصه اى كه مطرح كرده همين امر نيست كه ما با اين سخن كه بخشى از احكام و مسائل اسلامى امروز ناكارآمد است و اصلاً براى امروز دنيا نبوده خود را از شرمندگى دشمنان اسلام برهانيم! اگر اين حمل به صحت درست باشد قبل از پاسخ هاى قرآنى بايد اين نكته را به نويسنده متذكر شويم كه: تنها امروز نيست كه پاره اى احكام و حتى معتقدات اسلامى مورد ناباورى و بلكه هجوم دشمنان قرار گرفته، بلكه همواره چنين بوده و بيشترين ناباورى ها در زمان خود رسول اكرم (ص) واقع شده است و اگر قرار بود پيامبر اكرم (ص) و مسلمانان مخلص، اين عقب نشينى ها را مى داشتند شايد امروز هيچ اثرى و حداقل هيچ اعتبارى براى قرآن و اسلام باقى نمانده بود. خداى رحمان پيامبر اكرم (ص) را موظف مى نمايد كه آنچه وحى الهى است بى كم و كاست به مردم ابلاغ كند و به او اجازه نمى دهد كه براى خوش آمد آنان كلمه اى را تغيير دهد. توضيح اين مطلب در متن پاسخ هاى قرآنى خواهد آمد.
اكنون دقت كنيم كه نظر قرآن كريم درباره مسائل مطرح شده چيست،به موارد زير توجه كنيم:
* قرآن كتاب خداست
آفريننده و توليد كننده قرآن ذات احديت است. قرآن كريم مى فرمايد: قدجائكم من الله نور و كتاب مبين يهدى به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و يخرجهم من الظلمات الى النور باذنه و يهديهم الى صراط مستقيم (مائده، ۱۵ و ۱۶)
همانا از جانب خدا براى شما نورى و كتابى روشنگر آمده است، خداى رحمان بدان كتاب هر كسى را كه از پى خوشنودى او رود به راه هاى سلامت هدايت مى كند و آنان را با اذن خود از ظلمت ها به سوى نور بيرون مى آورد و به صراط مستقيم هدايت مى نمايد.
و نيز مى فرمايد:
و ان كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا. . . (بقره، ۲۳)
اگر در صحت قرآنى كه بر بنده خود نازل كرده ايم ترديدى داريد اگر واقعاً راست مى گوييد (و قصد بهانه جويى نداريد) يك سوره مانند آن را بياوريد و در اين راه كارشناسان خود را به كمك و نظارات فرا بخوانيد. فقط از سخنان خدا يارى نگيريد.
در آيه فوق نكته هاى زير به صراحت آمده است:
الف- قرآن را خداوند بر پيامبر اكرم (ص) نازل كرده است.
ب- قرآن معجزه الهى است كه بشر را ياراى ارائه همانند آن نيست.
اينگونه آيات در قرآن كريم بسيار است (به آيات ۹ سوره حجر، ۱۰ و ۱۱ سوره طلاق، سوره قدر،
۳ سوره دخان و . . . مراجعه فرماييد)
قران كريم نسخه اى در لوح محفوظ در نزد خدا دارد.
حم و الكتاب المبين انا جعلناه قرآنا عربياً لعلكم تعقلون و انه فى ام الكتاب لدينا لعلى حكيم (زخرف، ۱-۴)
سوگند به كتاب روشنگر كه ما اين كتاب را به صورت قرآنى به زبان عربى درآورديم باشد كه شما دريابيد. اين قرآن در ام الكتاب و لوحه كتاب تكوين كه نزد ما محفوظ است بلند مرتبه و حكيم است.
در جاى ديگرى مى فرمايد: بل هو قرآن مجيد فى لوح محفوظ (بروج، ۲۱ و ۲۳)
اين كتاب قرآنى است با مجد و عظمت در لوحى محفوظ
و نيز مى فرمايد: انه لقرآن كريم فى كتاب مكنون لا يمسه الا المطهرون تنزيل من رب العالمين (واقعه، ۷۷- ۸۰)
حقيقتاً اين قرآنى است گرانمايه و نسخه اصلى آن در كتابى نهان است، جز دست پاكان و مطهران دست كسى به آن نسخه اصلى نمى رسد. تنزيل آن از پيشگاه پروردگار جهانيان است.
آيات فوق كاملاً روشنگر اين مطلب است كه قرآن كريم قبل از نزول در عالم بالا نزد خداى رحمان بوده است. در «لوح محفوظ» يا «كتاب مكنون» و يا «ام الكتاب» كه هر سه تعبير براى يك حقيقت است و اين قرآن عربى، نسخه نازل شده آن است كه در اختيار عموم قرار گرفته است. تبديل حقايق به الفاظ توسط خداى رحمان صورت گرفته است. پس قرآن خود حقيقتى مستقل دارد كه بنابر روايات اهل بيت عليهم السلام در روز قيامت در زيباترين صورتى كه مردم ديده اند به محشر خواهد آمد (الكافى، كتاب فضل القرآن، حديث ۱)
* نزول توسط رسولى آسمانى
قرآن كريم توسط «روح القدس» يا «روح الامين» و يا «جبرئيل» بر قلب پيامبر اكرم (ص) نازل شده كه عنوان «رسولى آسمانى» يافته است به آيات زير توجه كنيم:
الف- قل نزله روح القدس من ربك بالحق. (نحل، ۱۰۲)
بگو: قرآن را روح القدس به حق از جانب پروردگارت نازل كرده است.
اين پاسخ در برابر مشركان است كه در آيه قبل (نحل، ۱۰۱) قرآن سخن آنان را نقل مى كند كه تو افترا مى زنى و سخن خودت را به خدا نسبت مى دهى. پاسخ اين است كه روح القدس واسطه نزول قرآن است . . . .
ب- نزل به الروح الامين على قلبك. (شعرا، ۱۹۳و۱۹۴)
قرآن را روح الامين به قلب تو نازل كرده است.
ج- قل من كان عدواً لجبريل فانه نزله على قلبك باذن الله. (بقره، ۹۷)
بگو: هر كس (مانند شما يهوديان) با جبرئيل امين دشمن باشد (كه چرا آخرين وحى رسالت را بر بزرگان بنى اسرائيل نازل نكرد) جبرئيل قرآن را به اذن خدا بر قلب تو نازل كرده است.
د- انه لقول رسول كريم ذى قوه عند ذى العرش مكين مطاع ثمّ امين. (تكوير، ۱۹- ۲۱)
بگو اين قرآن سخن فرستاده اى گرانقدر است، توانا و نيرومند در پيشگاه خداوند عرش صاحب اختيار و موقعيت است. فرمان روايى است امين.
* مكان و زمان نزول
در آيات قبل مشاهده شد كه مكان نزول قرآن كريم قلب مطهر رسول خدا (ص) است و اما زمان نزول قرآن در ماه رمضان در يك شب مبارك شب قدر است.
انا انزلناه فى ليلة القدر (قدر، ۱) ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم.
انا انزلناه فى ليلة مباركة (دخان، ۲) ما قرآن را در يك شب مبارك نازل كرديم.
شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن (بقره، ۱۸۵) ماه رمضان كه در آن، قران نازه شده است.
* نزول الفاظ همراه با حقايق
قرآن كريم به صراحت اعلام مى كند:
نزل به الروح الامين على قلبك لتكون من المنذرين بلسان عربى مبين (شعرا، ۱۹۳ تا ۱۹۵) قرآن را روح قدسى كه امين پروردگار است بر قلب تو نازل كرده تا از پيامبران و هشدار دهندگان باشى. روح الامين قرآن را به زبان عربى روشن نازل كرده است.
انا انزلناه قرآناً عربياً لعلكم تعقلون (يوسف، ۲)
ما اين قرآن را به صورت يك قرآن عربى نازل كرديم، باشد كه دريابيد.
پس زبان قرآن و الفاظ آن همه مربوط به عالم بالا و خداى رحمان است.
به اين ترتيب از منظر قرآن، عبارات و آيات را خداوند تعيين كرده است، نه رسول اكرم (ص) كه شخصيت و شرايط زندگى وى در آن نقش داشته باشد. همچنين پيامبر اكرم (ص) هرگز مانند شاعران، الهام درونى را به زبان و دانش خود منتقل نكرده است بلكه الفاظى را كه دريافت كرده ابلاغ مى كند و بر مردم مى خواند. يتلوا عليهم آياته (جمعه، ۲) آيات خدا را بر مردم تلاوت مى كند. بويژه اين كه قرآن كريم مى فرمايد:
انه لقول رسول كريم و ما هو بقول شاعر قليلاً ما تومنون (حاقه ، ۴۰ و ۴۱)
به درستى كه اين قرآن كلام رسول بزرگ مرتبه اى است و آن نه سخن شاعرى است شما كمى ايمان مى آوريد و نيز مى فرمايد: «و ما علمناه الشعر و ما ينبغى له ان هو الا ذكرو قرآن مبين» (يس ۶۹)
و نه ما او را شعر آموختيم و نه شاعرى شايسته مقام اوست اين كتاب چيزى جز ذكر و قرآن روشنگر نيست.
* تشريفات نزول
بنا به گزارش قرآن كريم، آيات با برنامه و تشريفات ويژه اى نازل شده است. در سوره صافات مى فرمايد:
و الصافات صفاً فالزاجرات زجراً فالتاليات ذكراً (صافات، ۱- ۳)
قسم به فرشتگان صف در صف كه (شيطان را) از سر راه خود مى رانند و سپس ذكر را تلاوت مى كنند.
و نيز مى فرمايد:
خداوند داناى نهان است و هيچكس را بر غيب خود مطلع نمى سازد جز كسى را كه به عنوان رسول خود پسنديده باشد. در آن صورت از پيش رو و پشت سرش صفى از فرشتگان را به مراقبت قرار دهد تا بداند كه آن رسولان پيام هاى پروردگار خود را به مردم ابلاغ كرده اند و خداوند به آنچه نزد آنها است احاطه دارد و شماره هر چيزى را آمار كرده است. (جن، ۲۷ و ۲۸)
با اين وصف چگونه مى توان گفت كه قرآن كريم جنبه بشرى دارد حداقل اين است كه با نگاه درون دينى و به گواهى خود قرآن، نمى توان به چنين ادعايى دست يازيد.
* تعبير كلام الله
در قرآن از اين كتاب و آيات آن، به صراحت به «كلام الله» تعبيرشده است.
و ان احدُ من المشركين استجارك فاجره حتى يسمع «كلام الله» ثم ابلغه مأمنه (توبه، ۶)
و اگر فردى از مشركين تقاضاى جِوار و امان كند او را امان بده تا بيايد و كلام خدا را بشنود و سپس او را به جايگاه امنش برسان . . .
پيامبر اكرم (ص) تابع قرآن است و حق تبديل ندارد.
و اذا تتلى عليهم آياتنا بينات قال الذين لايرجون لقاءناائت بقرآن غير هذا او بدله. قل ما يكون لى ان ابدله من تلقاء نفسى ان اتبع الا ما يوحى الى انى اخاف ان عصيت ربى عذاب يوم عظيم. (يونس۱۵،)
و چون آيات روشنگر (قرآن) ما بر آنها تلاوت شود، منكران معاد كه اميدوار به لقاء ما نيستند مى گويند: قرآنى غير از اين بياور و يا آن را تبديل كن. بگو مرا نرسد كه آن را از پيش خود تبديل كنم. جز آنچه به من وحى شود را پيروى نمى كنم. اگر فرمان پروردگار را عصيان كنم، از عذاب روزى بزرگ مى ترسم.
* جهانى و جاودانه بودن
از منظر قرآن كريم، اين كتابى است جهانى و براى همه جوامع روى زمين همچنان كه پيامبر اكرم (ص) رسولى الهى براى همگان است و نيز رسالت جاودانه است و براى همه زمان ها. به آيات زير توجه كنيم:
قل يا ايها الناس انّى رسول الله اليكم جميعاً (اعراف، ۱۵۸)
بگو: اى مردم من رسول خدا به سوى همه شما هستم.
هذا بلاغ للناس و لينذروا به و ليعلموا انما هو اله واحد و ليذكّر اولوا الالباب (ابراهيم، ۵۲)
اين (قرآن) حجتى بالغ و رسا براى جميع مردم است و براى آنان كافى است تا بدان وسيله هشدار يابند و خدا را به يگانگى بشناسند و صاحبان خرد از طريق آن متذكر و هشيار گردند.
- ان فى هذا لبلاغاً لقوم عابدين و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين (انبياء، ۱۰۶ و ۱۰۷)
بدون شك در اين قرآن حجت رسايى است براى آن مردمى كه اهل عبادت و در خط بندگى خدا باشند و ما تو را نفرستاديم مگر آنكه براى همه اهل عالم رحمت باشى.
و اوحى الى هذا القرآن لا نذركم به و من بلغ (انعام، ۱۹)
اين قرآن به من وحى شده تا به وسيله آن شما را و هر كسى را كه پيام قرآن به او برسد هشدار دهم.
با اين حساب قرآن كريم گوياى اين مطلب است كه: تا پايان دوران زندگى دنيا قرآن به دست هركس برسد براى او كتاب آسمانى است كه واجب است از آن تبعيت كند، در حالى كه در زمان ما تورات و انجيل چنين نيستند، به دست ما مى رسند ولى وظيفه تبعيت از آن را نداريم. پس قرآن براى زمان خاصى تنظيم نشده است و اين امرى است كه مسلمان پايبند قرآن نمى تواند آن را از باور خويش دور سازد.
* انطباق با فطرت غير قابل تغيير انسانى
قرآن كريم و به طور كلى دين الهى هماهنگ با فطرت انسان تنظيم شده و فطرت انسان ها در طول زمان تغيير نمى كند. به دعوت خداى رحمان به سوى دين الهى و قرآن كريم توجه كنيم:
فاقم وجهك للدّين حنيفاً، فطرت الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذالك الدّين القيم و لكن اكثر الناس لا يعلمون (روم، ۳۰)
پس مستقيم روى به سوى آئين پاك اسلام آور، بدون انحراف به راست و چپ، دينى كه تنظيم و فطرت الهى است، همان فطرتى كه انسان ها را بر آن بسرشت. فطرت الهى (در انسان ها) بدل نمى گردد (كه قانون خدا كهنه شود) دين خدا همان آئين اصيل است كه استوار و پابرجا مى ماند ولى اكثريت مردم (از حقيقت آن) آگاه نيستند.
در اين آيه شريفه نكات زير كاملاً مشهود است:
الف- خداى رحمان به سوى دين الهى و توجه به آن دعوت مى كند.
ب- توجهى با حالت حنيف كه به سوى راست و چپ انحراف نشود .
ج- اين دين را خداى رحمان تنظيم كرده و آنچه را او تنظيم كرده باشد حق است.
د- تنظيم دين، هماهنگ با فطرت انسانى است. پس خداوند شما را به فطرت خود دعوت مى كند.
ه- فطرت انسانى در طول زمان تغيير نمى كند پس دين خدا و قرآن كهنه نمى شود.
و- اين دين همواره مى ماند زيرا با فطرت انسان ها هماهنگ است و آن را حرف دل خود مى يابند.
ز- متأسفانه بيشتر مردم از اين حقيقت غافلند و معيار حقانيت يك آئين را نمى دانند و دين خدا را نمى شناسند.
*محفوظ به حفظ الهى
خداى رحمان آخرين منشور آسمانى و كامل ترين آئين ها را به بشريت ارزانى داشته و اراده كرده كه آن را براى هميشه محفوظ بدارد و فرموده:
انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون (حجر، ۹)
به يقين ما خود قرآن را نازل كرديم و بى شك در آينده هم خود نگاهبان آن خواهيم بود.
و در جايى ديگر از تحقق اين حفظ و صيانت خبر مى دهد كه:
ان الذين كفروا بالذكر لماجاءهم و انه لكتاب عزيز لا ياتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد (فصلت، ۴۱ و ۴۲)
همانا كسانى كه به اين قرآن و ذكر الهى كه براى آنها آمده است كافر شوند (راه به جايى نبرند) همانا قرآن كتابى است صاحب عزت (كه از دست اندازى دشمنان به دور است) هرگز از پيش و پس (و گذشته و آينده) هيچ لغو و باطلى بدان راه نيابد، قرآن از پيشگاه خداوند حكيم و ستوده تنزيل شده است.
به آنچه تاكنون از زبان خود قرآن كريم گفته شد مجدداً توجه فرماييد و سپس به سؤال هاى زير پاسخ دهيد: آيا مى توان گفت قرآن از ناحيه پيامبر اكرم (ص) است در حالى كه اين همه تأكيد مى كند كه قرآن از نسخه اصلى آن كه در نزد خداست نشأت گرفته و تنزيل الهى است آيا مى توان گفت وحى قرآن حاوى اشتباهاتى است با آنكه خداوند تضمين كرده كه كلمه اى باطل در آن راه نمى يابد آيا مى توان گفت برخى جنبه هاى دين اسلام امروز موضوعيت ندارد با آنكه قرآن و دين اسلام منطبق با فطرت انسان ها تنظيم شده و خداى خالق انسان ها اعلام كرده كه در فطرت انسان ها تبديلى صورت نمى پذيرد .
آيا ما بايد از بعضى احكام خدا شرمسار باشيم و آن را مخمصه بدانيم، چون مقبول بعضى جوامع واقع نمى شود يا بدان افتخار كنيم كه ما را به فطرت پاك انسانى رهنمون مى شود، هر چند بسيارى از مردم روى زمين خط فطرت را گم كرده باشند
و سرانجام اين سؤال را از آقاى دكتر سروش مى كنيم كه آيا شما اين آيات قرآن و ده ها آيه ديگر را در اين راستا ديده ايد و در آن انديشيده ايد و باز هم درباره قرآن، از منظر قرآن و يك مسلمان چنين نظر مى دهيد يا آنكه هنوز به قرآن به عنوان كتاب دينى خود اعتراف مى كنيد آيا خود شما كسى را كه قائل به وجود خطا در قرآن باشد مسلمانى پايبند مى شناسيد
كلام را به روايتى منقول از امام رضا (ع) ختم مى كنيم. امام هشتم (ع) از پدر بزرگوارشان موسى بن جعفر (ع) نقل مى كنند:
انّ رجلاً سال ابا عبدالله (ع) ما بال القرآن لايزداد عند النشر و الدراسة الا غضاضه فقال: لان الله لم ينزل لزمان دون زمان لا لناس دون ناس، فهو فى كل زمان جديد و عند كل قوم غض الى يوم القيامة (مسند الامام الرضا (ع)، ج،۱ كتاب التفسير، ص ،۳۰۹ ح۱۲؛ آيت الله جوادى آملى، قرآن كريم از منظر امام رضا (ع)، ص ۲۸)
شخصى از امام صادق (ع) پرسيد: چگونه است كه هر چه قرآن بيشتر مورد بررسى قرار مى گيرد بر تازگى آن افزوده مى شود حضرت فرمودند: زيرا خداوند قرآن را براى زمان خاصى و مردم بخصوصى نازل نفرموده است. بنابر گواهى قرآن، اين كتاب آسمانى در هر زمان، جديد و تا روز قيامت براى هر قوم و گروهى از مردم، تازه است.