۱۶ اشكال طرح ( ملي ) حفظ قرآن
۱۶ اشكال « طرح ( ملي ) حفظ جزء 30 »
1- بر خلاف ادعاي نامه روكش اين بخشنامه كه اين طرح را در راستاي راهكار 3-1 سند تحول مي داند؛ اين طرح كاملاً و آشكارا مغاير با اين بند از سند تحول بنيادين است. ( سند تحول فقط از روخواني و روان خواني و مفاهيم نام برده است. )
2- اين طرح بر خلاف ادعا كه در پي تحقق منويات مقام معظم رهبري است، كاملاً و آشكارا مغاير با « سياست هاي البلاغي مقام معظم رهبري » است كه وظيفه درس قرآن را دقيق و شفاف ارائه كرده است. ( در اين سند هم فقط از روخواني و روان خواني و مفاهيم نام برده شده است. )
3- اختصاص زنگ رسمي قرآن به فعاليت هاي فوق برنامه، غير قانوني و از مصاديق تخلف آشكار از مصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش محسوب مي شود. چرا كه اتخاذ چنين تصميمي حتماً به مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش نياز دارد.
علاوه بر اين معاونت پرورشي حق امضاي چنين بخشنامه اي را ندارد. زيرا تصميم گيري درباره ساير حوزه ها منوط به دريافت مجوز از معاونت مربوطه است.
4- كاستن از ساعات يك درس، حجم مطالب و محتواي آموزشي را زياد و دو ساعت ديگر را نيز دچار اختلال مي كند.
5- بروز چنين اتفاقات حيرت انگيزي به دليل تخصيص « مشروط » اعتبارات آموزش عمومي قرآن به وزارت آ.پ و قبول آن از سوي متوليان امر است. در حالي كه هم مشروط كردن اعتبارات از سوي شوراي توسعه فرهنگ قرآني كشور و ... ناصواب بوده و هم تمكين و موضع انفعالي متوليان وزارت آ.پ خلاف منطق و مأموريت ذاتي نظام تعليم و تربيت است.
6- « ملي » بودن يك طرح به شاخصه هاي استاندارد زيادي بستگي دارد. داشتن استانداردهاي لازم و كسب مجوز از اجراي آزمايشي و تاييديه چندين مرحله اي از سوي صاحب نظران تنها تعدادي از فاكتورهاست.
7- اين كه چرا حفظ جزء 30 ، آري و حفظ آيات و سور و فرازهاي متناسب با نياز، ذائقه و توان دانش آموزان نه ؟!! نيازمند بررسي ميداني، اجراي آزمايشي و پژوهش است. در حالي كه چنين شيوه اي معمول نبوده است.
8- سه سال پيش توسط حوزه معاونت پرورشي و همين افراد طرحي به نام « طرح حفظ ملي نور » برگزار شد، اما اين كه چرا با معرفي آمار سه ميلون و دويست هزار حافظ دانش آموز، طرح به يكباره متوقف شد و شكست خورد، خود معمايي است و امروز هم معلوم نيست كه تكرار مجدد آن با كدام تضمين انجام مي گيرد؟
9- بودجه هاي كلان چند صد ميلياردي به نام آموزش عمومي قرآن اختصاص يافته بايد در زمينه آموزش عمومي قرآن هزينه مي شد؛ و نه براي فعاليت هاي غير مرتبطي كه مأموريت ارگان هاي ديگر نظام است.
10- برگزاري طرح هاي تبليغي و ترويجي در آموزش و پرورش موضوعيت ندارد، بلكه تنها طريقيت دارد. يعني آن كه وزارت آموزش و پرورش مأموريت اول و آخرش آموزش و تربيت تك تك بچه هاست. اين گونه برنامه ها براي تقويت اهداف و برنامه هاي درسي، آموزشي و تربيتي بايد باشد.
11- واگذاري اجراي طرح به آموزگار با كدام صلاحيت حرفه اي و با كدام ضمانت اجرايي و با كدام ابزار؟
12- آيا اصرار بر استفاده از رسم الخط « قرآن عثمان طه » در اين طرح، در حالي كه مصحف رايج 600 هزار جلدي در مدارس ابتدايي وجود دارد، غير منطقي و مصداق تحميل هزينه نيست؟
13- قرار بوده اين طرح, « اختياري » و فقط در « دارالقرآن ها » برگزار شود، آيا با اشغال كلاس رسمي درس قرآن، اين طرح در همه مدارس عملاً اجباري تلقي نمي شود؟
14- ناديده گرفتن و تضعيف 24 جلد كتاب درسي قرآن و هديه هاي آسمان كه مملو از آيات پر معنا و متناسب با اداف تربيتي و دروس ارائه شده است، آيا از مصاديق بي توجهي به داشته ها و آموخته ها و مطالب يادگرفته شده نيست؟ در حالي كه در اين كتاب ها به مفاهيم، درك معنا، داستان ها، احاديث، فعاليت هاي يادگيري توجه شده و كاملا با اسناد تحولي و به ويژه سند « سياست هاي ابلاغي و ولايي مقام معظم رهبري » مطابقت و سازگاري دارد و ضمناً به تاييد مراجع ذي ربط نيز رسيده است.
15- ماهيت اينگونه طرح ها و به ويژه اين طرح « نخبه گرايي » و « نخبه پروري » است و نه « زمينه ساز انس همه دانش آموزان با قرآن كريم. » از اين رو « ريزش » اين گونه طرح ها نسبت به « رويش » آن، قابل مقايسه نيست. تجارب گذشته مؤيد اين نظر است.
۱۶- اختصاص غیر قانونی و غیر منطقی شش ساعت از قرآن دوره ابتدایی زمینه کاهش ساعات درسی این درس در دوره ابتدایی را قوت می بخشد. سکوت مراجع ذی ربط و رضایت ایشان نشان از موافقت ضمنی ایشان با این فرضیه است.
نتيجه :
« قرار دادن رهبري در مقابل قانون، صلاح نيست. »
چرا كه طبق اسناد تحولي وزارت آموزش و پرورش، وظيفه سازماني و مأموريت ذاتي وزارت آموزش و پرورش مشخص است. اعتبارات آموزش عمومي قرآن بايد در همين راستا هزينه مي شد. سؤال اين جاست كه :
اولاً - اين كه پس چندين سال غفلت، ناگهان به نام « طرح ملي حفظ قرآن » ساعات رسمي آموزش قرآن بدون مجوز مصادره مي شود، آيا واقعاً براي قرآن است و يا نيات ديگري پشت پرده است؟
ثانياً – آيا اين حركت يكباره براي اجراي طرح ملي حفظ جزء 30 به بهانه تحقق منويات رهبري و تربيت ده ميليون حافظ قرآن، مصداق بارز ناديده گرفتن عملي سند تحول بنيادين و نيز قرار دادن رهبري در مقابل قانون نيست؟
ثالثاً - آن ها كه ايران را با برخي از كشورها مقايسه مي كنند بدانند كه قياسشان مع الفارق است. زيرا :
1- پيشينه حفظ قرآن در فرهنگ و زبان آن كشورها قدمتي چند صد ساله دارد.
2- تلاش رسيدن به جايگاه كشورهايي كه حافظ چند ميليوني قرآن دارند اما نه در حوزه هاي اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي در تراز پيشرفت هستند و نه در مواضع سياسي همراه و مدافع اسلام راستين؛ قطعاً نمي توانند الگوي خوبي براي ايران باشكوه و اسلامي ما باشند كه بايد از مسير عقل و منطق و فهم و تدبر به سراغ قرآن برود.
امام خمینی ره: «تربیت باید قرآنی باشد؛ بچه های ما باید تربیت قرآنی بشوند.»