« تربيت قرآني » حلقه مفقوده طرح ملي حفظ جزء 30
« حفظ بنفش »
اشاره
بايد از نگاه ابزاری به قرآن کریم برای كسب مهارت صرف پرهیز کرد. این نگاه ابزاری به قرآن، ریشه ای ترین و محوری ترین آسیب فعالیت های قرآنی کشور است، تا آنجا که باید از به عنوان 《خطای استراتژیک 》 نام برد. « حفظ بنفش 1 » هم مانند « قرائت بنفش » علي رغم هياهوها و تبليغات گسترده و جذاب، قرآن را ابزاري براي حضور، و پلكاني براي صعودش مي داند، غافل از اين كه در این نگاه بود و نبود قرآن در رشد و توسعه تربيت فردي و اجتماعي جامعه اثر محسوس و قابل اعتنايي ندارد. سرمايه گذاري هاي پر هزینه و وقت گير و در عين حال كم بازده همان « حفظ بنفش » است. حفظ و قرائنی که به دنبال نخبه گزینی و قهرمان پروری است تا هدایت و تربیت قرآنی عموم مردم جامعه.
مقدمه
خداوند حكيم « فقط مسلمانان » را با عبارت « يا ايها الذين آمنوا » مورد خطاب قرار داده است. ساير اقوام را با عباراتي چون « يا قوم »، « يا ايها الناس » و ... مخاطب قرار مي دهد. روشن است كه اين حاكي از لطف و عنايت خاص خداوند رحيم نسبت به مسلمانان است.
اما آن گاه كه مي خواهد نكته اي را تذكر دهد، گاهي در قالب تمثيل و آن هم نسبت به ساير اقوام مطرح مي كند؛ كه باز نشانه حكمت و عظمت اوست.
مَـثَـلُ الَّـذيـنَ حُمِّـلُ الـتَّوراهَ، ثُمَّ لَم يَحـمِـلوها، كَـمَـثَـلِ الـحِـمارِ، يَحـمِـلُ اَسـفارًا
سوره جمعه / 5
همان طور كه مي دانيد در اين جا، تنها يهوديان و كتاب تورات منظور نيست؛ بلكه اين آيه، درباره مسلمانان و قرآن كريم هم صدق مي كند. از اين رو، توجه به چنين اشاراتي، مايه رشد و حركت در صراط مستقيم الهي است. 1
نقطه تحول
خداوند متعال با آن كه غذاي طفل يك روزه را در سينه مادر قرار داده، اما از او مي خواهد كه با مكيدن شير و با « تلاش » آن را به دست آورد. و اين داستان و حكمت آفرينش انسان است. به همين دليل است كه خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد، مگر آن كه خودشان بخواهند :
اِنَّ اللهَ لا يُـغَيِّـرُ ما بِـقَومٍ، حَتّي يُـغَيِّـروا ما بِاَنـفُـسِـهِم
سوره رعد / 11
درباره قرآن كريم نيز اگر مي فرمايد :
اِنّا نَحـنُ نَزَّلـنَا الـذِّكرَ، وَ اِنّـا لَـه لَـحافِـظونَ
سوره حجر / 9
بايد بدانيم « لَحافِظون » ما مسلمانان هستيم كه وظيفه حفظ و صيانت از قرآن كريم را بر عهده داريم. حفظ و صيانت از اين گنجينه، بسنده كردن به الفاظ و ظواهر آن نيست. چرا كه معجزه بودن قرآن به لفظ با معنا و عمل به معنا و مفهوم و حقيقت پيدا مي كند.
جاي تعجب است از كساني كه فرياد مهجوريت قرآن را سر مي دهند، در حالي كه اگر خوب تفكر و تأمل كنند مي بينند در طول اين چهل سال « هر چه پول داده اند، آش خورده اند. » و مگر انتظاري غير از اين بايد داشته باشند ؟! وقتي تمام همت متوليان قرآن در كشور معطوف « نخبه گرايي و قهرمان پروري » است، بايد هم شاهد همين اوضاع باشيم.
چرا كشورهايي كه ما حافظ بودن مردمشان را به رخ ملت ايران مي كشيم، اغلب در سطوح و ميادين و مسابقات بين المللي قرآن شناخته شده نيستند، اما قاريان و حافظان ايراني در سطح بين المللي در تمام رشته ها همواره قهرمان هستند؛ اما با كمال تأسف، همين ملت در حوزه عمومي قرآن اين قدر ضعيف هستند؟!!
مشكل را در نگاه كلان متوليان قرآن در جامعه بايد جست و جو كرد. مشكل آفريناني كه خواسته يا ناخواسته سودشان در بي سوادي قرآني مردم و مملكت است. كساني كه از ميوه، فقط پوستش را به خورد ملت داده اند، لذا درك كاملي از مزه ميوه ندارند. فقير تنها كسي نيست كه غذايي براي خوردن ندارد. فقير اصلي ماييم كه هدايت و شفاعت را از جلد قرآن و در صداي زيباي قاري و ذهن انباشته حافظ قرآن طلب مي كنيم.
آن چه ما كرديم با خود، هيچ بيگانه نكرد، در ميان خانه، گم كرديم صاحب خانه را
چه بايد كرد ؟
تا زماني كه كورسوي اميدي براي نجات از شكايت قرآن و رسول خدا در قيامت باشد ( سوره فرقان آيه 30 )، سكوت و تقيه جايز و مصلحت بود؛ چرا كه مي شود چراغ خاموش هم راه را پيمود. اما در شرايط حساس كنوني و با وجود اسناد تحولي و هشدارهاي متعدد رهبري به آموزش و پرورش، شاهد دست اندازي به مهم ترين و گسترده ترين پايگاه آموزش عمومي قرآن كشور و تخريب سراسري آن، به بهانه اجراي طرح ( ملي ) حفظ قرآن هستيم؛ ناگفته ها و ناراستي ها بايد آشكار شود. لا اقل حجت بر همه تمام شود و در تاريخ اين كشور به يادگار بماند تا آيندگان شايد بر باورهاي غلطي كه قرآن كريم را مهجور قرار داده، فائق آيند. چرا كه همواره حافظه تاريخي نشان دهنده واقعيت هایی است که بنا بر مصلحت سیاست بازان مغفول و بلکه نادیده گرفته می سود. حرکت هاي واژگون كننده برخي از جريان هاي فرهنگي به نام قرآن ( ولي با مقاصد اقتصادي و بعضا سياسي ) سعي در به حاشيه راندن تربیت قرآنی آحاد جامعه و سقوط آن دارد، به گونه اي كه غرض اصلي نزول قرآن كريم كه همانا « هدايت » بشر است، مانند دوران معاصر به فراموش سپرده شود.
آری، تاريخ نشان مي دهد قدرت هاي استثماري خارجي مانند انگليس و امريكا از يك سو و جریان های وابسته داخلي از سوي ديگر - كه از جايگاه خطير قرآن در جوامع اسلامي با خبر بودند - بدون آن كه با قرآن سر جنگ ظاهري داشته باشند آن را اندك اندك و موزيانه به نام « هنر » از حوزه زندگي و جامعه به انزواي مطلق كشاندند. اين كار چنان ماهرانه و مزورانه و در عين حال تدريجي انجام شد كه كمتر كسي به اين ظاهر سازي و باطن ستيزي پي برد.
و تأسف بار تر آنكه، از كساني كه به جنگ با اين تفكر برخواستند، اما صدايشان حتي پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم شنيده نشد، امام خميني ره بود. امام راحل در كتاب آداب الصلوه , ص 199مى فرمايند :
« يكى ديگر از حجب كه مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيه است اعتقاد به آن است كه جز آنكه مفسرين نوشته يا فهميدهاند كسى را حق استفاده از قرآن شريف نيست، و تفكر و تدبر در آيات شريفه را به تفسير به رأى كه ممنوع است, اشتباه نموده اند و به واسطه اين رأى فاسد و عقيده باطل, قرآن شريف را از جميع فنون استفاده عارى نموده و آن را به كلى مهجور نمودهاند. در صورتى كه استفادات اخلاقى و ايمانى و عرفانى به هيچ وجه مربوط به تفسير نيست تا تفسير به رأى باشد.
مثلاً اگر كسى از قول خداى تعالى « الحمد لله رب العالمين » كه حصر جميع محامد و اختصاص تمامى آن است, به حق تعالى استفاده توحيد افعالى كند و بگويد از آيه شريفه استفاده شود كه هر كمال و جمال و هر عزت و جلالى كه در عالم است و چشم احول و قلب محجوب به موجودات نسبت مىدهد از حق تعالى است، و هيچ موجودى را از خود چيزى نيست و لذا محمدت و ثنا خاص به حق است و كسى را در آن شركت نيست . اين چه مربوط به تفسير است؟ ! تا اسمش تفسير به رأى باشد يا نباشد ... الى غير ذلك از امورى كه از لوازم كلام استفاده شود كه مربوط به تفسير به هيچ وجه نيست.
آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت بيرون آورديم؟
آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصى پيدا كرديم؟
آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم كرديم، از شكايت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مستخلص شديم؟
هيهات ! كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و منزل عظيم الشان آن نيست.
قرآن، كتاب الهى است و در آن شئون الهيت است; قرآن حبل متصل بين خالق و مخلوق است و به وسيله تعليمات آن بايد رابطه معنويه و ارتباط غيبى بين بندگان خدا و مربى آنها پيدا شود؛ از قرآن بايد علوم الهيه و معارف لدنيه حاصل شود. »
همچنين امام خميني ره راهكار اصلي را در توجه و تمركز بر « رويكرد تربيت قرآني » دانسته و مي فرمايند :
« اسلام عميق تر از همه جا و از همه مكتب ها راجع به امور انساني و راجع به امور تربيتي دارد كه در راس مسائل اسلام است، چنان چه امور اقتصادي دارد. ما نمي توانيم امروز همانطور كه انبار مي كردند از غرب براي ما سوغات مي آوردند و در دانشگاه هاي ما بچه هاي ما را فاسد مي كردند امروز هم بنشينيم كه مغزهائي كه تربيت غربي دارند براي ما تربيت كنند بچه هاي ما را. بايد تربيت، تربيت قرآني باشد. قرآن غني ترين كتاب هاي عالم است در تربيت، در تعليم و تربيت، منتها متخصص لازم دارد. اين طور نيست كه بعضي گمان كردند كه ما دو تا آيه را بلديم پس ما قرآن شناسيم، اسلام شناسيم. كساني كه قرآن را از رو نمي توانند درست بخوانند خودشان را اسلام شناس حساب مي كنند. »
صحيفه نور ، ج ۱۵، ص 250 ، 1360/9/18
در چهل سالگي انقلاب اسلامي و هشتاد سالگي اين دل نوشته، انتظار بود كه حجاب هاي مهجوريت از چهره قرآن كنار زده شود. و « قرآن بما هو قرآن » در همه عرصه هاي آموزشي، پرورشي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي ميان امت اسلامي نور افشاني كند. اما با كمال تأسف، آنچه ظاهر چهره قرآن را بيش از ساير بخش ها پوشانده است، از سوي كساني است كه خود را اهل قرآن مي دانند و مي نامند، ولي در مقابل هر اظهار نظري شدت عمل نشان داده و راضي به حفظ شرايط موجود ( يعني حفظ محور « بخوان و نفهم » ) هستند؛ و البته عده اي از ايشان هم نام و نانشان در صيانت از همين شيوه مستبدانه است.
« حفظ بنفش »
بايد قرآن را از ابزارهاي كسب مهارت جدا كرد. « حفظ بنفش » هم مانند « قرائت بنفش » علي رغم هياهوها و تبليغات گسترده و جذاب، قرآن را ابزاري براي حضور و پلكاني براي صعودش مي داند. غافل از اين كه بود و نبود آن در رشد و توسعه تربيت فردي و اجتماعي جامعه اثر محسوس و قابل اعتنايي ندارد. سرمايه گذاري هاي پرهزنيه و وقت گير و در عين حال كم بازده، همان « حفظ بنفش » است. 2
حفظ و قرائت بنفش در مورد آن دسته از خواندن و حفظي است كه به دور از فهم و تدبر و عمل است و تنها كلامي موزون شعرگونه را در ذهن تداعي مي كند. آيات در قالب واژگاني مبهم ولي زيبا كه تنها روان آدمي را آرامش مي دهد و تنها براي تيمن و تبرك اجرا مي شود. و بود و نبودش در سرنوشت آن بخش و كل جامعه تأثير مشخصي ندارد. حفظ بنفش هم از جمله فعاليت هاي خنثايي است كه تنها كاربرد « نخبه گزيني » براي مسابقات قرآني دارد و به جز آن ثمري براي حافظ و جامعه ندارد. حفظ بنفش، مصاديق گوناگوني دارد كه در جاي خود قابل نقد و بررسي است.
جامعه اسلامي ايران به قدري در اين اسلوب بسته و مبهم گرفتار است كه گويا توان خروج از آن را ندارد. تثليث مهجوريت قرآن در ايران را بايد در گذشته چند صد ساله اخير جست و جو كرد. تفكر اخباري گري، تفكر صوفيگرايانه و تفكر نخبه گزيني پس از پيروزي انقلاب اسلامي، سه گانه هاي مهجوريت قرآن در ايران هستند.
حفظ و قرائت بنفش يعني برگزاري مسابقات متعدد قرآني در كشور كه اغلب افراد و به ويژه شنوندگان آن از مطلبي كه در آيه آمده ناآگاهند اما در اين كه كدام گوشه موسيقايي را با كدام نوع تحرير قرائت كنند، از هم سبقت مي گيرند.
حفظ و قرائت بنفش يعني حافظ قرآن را تنها در پشت تريبون زيارت مي كني كه با معكوش خواني آيات، همه را انگشت به دهان كرده است. اما به چه منظور و با چه مفهوم و با چه قيمت ؟!!
حفظ و قرائت بنفش يعني حافظ و قاري قرآن همه را با تسلط خواندنش ميخكوب مي كند، اما يك آيه را معنا نمي كند تا حضار هم از معناي آن معرفتي حاصل كنند.
حفظ و قرائت بنفش يعني از مردمي كه در ماه مبارك رمضان، به جاي « فهم قرآن »، به دنبال « ختم قرآن » هستند.
حفظ و قرائت بنفش يعني ثواب را كه « محرك » است، به خطا هدف و « پاسخ » قرار داده و « هدايت » را كه مقصد و مقصود است، به طور كلي فراموش كرده اند. 3
حفظ و قرائت بنفش يعني قرآن را صرفاً ابزار هنر نمايي و خود ستايي قرار دادن.
حفظ و قرائت بنفش يعني تعجب از صدا و سيمايي كه بر طبل اين مهجوريت برآمده از جهالت، مدام مي كوبد و چنين مي انديشد كه با حلوا حلوا كامي شيرين خواهد شد.
حفظ و قرائت بنفش يعني در آموزش و پرورشي كه مدام دم از تعقل و تفكر و تحول مي زند، طرحي فوق برنامه به نام حفظ جزء 30 به جاي برنامه رسمي و اصلي قرار دهد و فرصت طلايي تربيت قرآني 14 ميليون دانش آموز را يك شبه به تهديد جبران ناپذيري تبديل كند.
حفظ و قرائت بنفش يعني طرحي را كه ذاتاً مربوط به حوزه تخصصي فعاليت هاي قرآني و نخيه پروري است، به حوزه آموزش عمومي قرآن تحميل كرد. و به نام « اختياري » و به بهانه جامعه آماري ده درصدي، 100 درصد دانش آموزان معصوم مدارس را با آن درگير كرد.
حفظ و قرائت بنفش يعني به جاي آن كه ابتكار عمل به قرآن كريم در جامعه را در سر داشته باشد، خواسته يا ناخواسته مقهور و ابزار دست دشمنان هدايت و تربيت قرآني جامعه اسلامي باشند.
حفظ و قرائت بنفش يعني فقدان نگاه جامع و برنامه ريزي دقيق آموزشي و درسي در حوزه آموزش عمومي قرآن ...
نتيجه بحث
راه درست آن است كه ما خودمان را با قرآن منطبق سازيم و در قرآن نيك و ژرف بنگريم. تدبر در آيات قرآن راه را بر ما نشان مي دهد. و به قول عطار نيشابوري « خود راه بگويدت که چون بايد رفت. » با نگاهي گذرا به برخي از آيات شريف قرآن كريم، شيوه ها و راهكارهايي كه براي « تعليم كتاب الله » مطرح گرديده، مشخص مي شود :
1- وَ قُرآنًا فَرَقناهُ لِتَقرَأَهُ عَلَى النّاسِ عَلَى مُكثٍ وَ نَزَّلناهُ تَنزيلًا ﴿106﴾
و قرآن را بخش بخش كرديم تا آن را با تأنّي و درنگ بر مردم بخواني و آن را آنگونه كه بايد، به تدريج نازل كرديم .
سوره اسراء
2- وَ قالَ الَّذينَ كَفَروا لَو لا نُزِّلَ عَـلَيـهِ القُرآنُ جُمـلَةً واحِـدَةً ، كَـذالِـكَ لِـنُـثَبِّـتَ بِـهِ فُـؤادَكَ ، وَ رَتَّلـناهُ تَرتيـلًا ﴿۳۲﴾
و كسانى كه كافر شدند گفتند : چرا قرآن يكجا بر او نازل نشده است؟
اين گونه [ما آن را به تدريج نازل كرديم] تا قلبت را به وسيله آن استوار گردانيم و آن را به آرامى [بر تو] خوانديم.
3- وَ لا يَأتونَـكَ بِـمَـثَـلٍ إِلَّا جِئـناكَ بِالـحَقِّ ، وَ اَحـسَنَ تَفـسيـرًا ﴿۳۳﴾
و براى تو مثلى نياوردند، مگر آنكه [ما] حق را با نيكوترين بيان براى تو آورديم.
سوره فرقان
4- لا تُـحَرِّك بِـهِ لِـسانَـكَ لِـتَعـجَـلَ بِـهِ ﴿16﴾
( اي پيامبر ! ) زبانت را بخاطر عجله برای خواندن آن [ قرآن ] حرکت مده.
5- اِنَّ عَـلَيـنا جَمـعَـهُ وَ قُرآنَـهُ ﴿17﴾
زيرا كه بر عهده ماست جمع كردن و حفظ آن در سينه تو و خواندن آن براي تو
6- فَـاِذا قَـرَأناهُ، فَاتَّـبِع قُرآنَـهُ (18)
پس چون آن را خوانديم، از آن پيروي كن.
سوره قيامه
اين آيات و مجموعه زيادي از آيات و روايات شريف بر شيوه صحيح و بايسته تعليم كتاب الله تاكيد و دلالت دارد؛ تحقق اين آيات و روايات مستلزم خواندن همراه با فهم و درك آن ها و سپس داشتن عزم راسخ براي انجام تغيير در شرايط موجود است.
اتخاذ رويكرد « تربيت قرآني » به جاي آموزش مقدمات و مؤخرات صرف در آموزش عمومي قرآن، مهم ترين اتفاقي است كه بايد رخ دهد. بدون چنين رويكردي، تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن در كشور بعيد به نظر مي رسد.
پاورقي ..............................................................................................................
- البته تنها در يك جا قران كريم از قول پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله امت را با عبارت « قومي » ياد مي كند. و آن آيه 30 فرقان است. زماني كه پيامبر از امتش، به واسطه « مهجوريت قرآن » شكوه مي كند. « و قال الرسول يا رب ! ان قوم اتخذوا هذا القرآن مهجورا »
- تذكر اين نكته لازم است كه رنگ "بنفش" در اين مقاله به معني خاص و سياسي آن نيست. هرچند دولت يازدهم و دوازدهم با رنگ "بنفش" شناخته مي شود. رنگ "بنفش" پدیده نوظهوری در جهان سیاست محسوب می شود؛ چرا که عموماً سوسیالیسم و لیبرالیسم دو سر متفاوت طیف های اومانیستی به شمار می روند و حتی رهبران این دو طیف در دوران زمامداری خود بر علیه یکدیگر بودند، بنابراین تلفیق محافظه کاران به عنوان بطن لیبرالیسم در قرمز های سوسیالیست، امری منحصر به فرد قلمداد و شاید دستگاه معادلات را این گونه تکمیل می نماید : "بنفش"؛ تلفیق زرد (لیبرال ها)، آبی (محافظه کارها) و قرمز (سوسیالیست ها)؛ همچنين امروز از اصطلاح بنفش برای جيغ خانوما نيز استفاده می شود که گاهي هيچ معنی ندارد و فقط برای به کرسی نشاندن حرف های خود صورت می گيرد.
- نظريه محرك و پاسخ اسكينر، رويکردی در روانشناسی يادگيري است كه منشأ رفتار را بر مبنای محرک و پاسخ در نظر میگيرد.