آیا قرآن در حوزه علمیه مهجور است ؟

ایکنا - سه شنبه 27 فروردين 1387 14:51:52                     شماره‌ خبر :238867

راهكارهای تحقق تحول در حوزه‌های علميه

و رفع مهجوريت از قرآن در گفت‌وگو با كارشناسان

گروه سياسی: سند چشم‌انداز بيست ساله كشور برای تفسير قرآن كه از سوی انجمن قرآن‌پژوهی و مركز تخصصی تفسير و علوم قرآن حوزه علميه قم تهيه شده است می‌تواند عملكرد حوزه‌ها را در زمينه فعاليت‌های قرآنی به نحو چشمگيری متحول كند.

«در ديداری كه جمعی از اساتيد، فضلا، پژوهشگران و مبلغان حوزه‌های علميه قم، مشهد و اصفهان آذرماه سال 86 با رهبر معظم انقلاب داشتند، ايشان با اشاره به ظرفيت بسيار بالا و نسل بالنده كنونی حوزه‌های علميه و خدمات علمی آنها تأكيد كردند: آينده‌نگری، مديريت تحول، برنامه‌ريزی علمی، بازنگری در متون آموزشی، سياستگذاری متناسب با نيازهای علمی حوزه‌ها و ترسيم چشم‌انداز آينده، و اهتمام بيش از پيش به كرسی‌های آزاد‌انديشی علمی از ضرورت‌های اساسی ادامه حركت رو به رشد و افزايش نفوذ و تأثيرگذاری حوزه‌های علميه با توجه به رشد سريع و پرشتاب تحولات و فناوری‌های نوين است.

مقام معظم رهبری با تأكيد بر لزوم نهادينه‌شدن آينده‌نگری در حوزه‌های علميه، نقش شورايعالی حوزه علميه قم، بزرگان و حضرات مراجع را در اين خصوص يادآور شدند و افزودند: با توجه به مسئوليت سنگين حوزه‌های علميه و روحانيت درخصوص دينداری مردم، اهميت آينده‌نگری بسيار مضاعف است.

رهبر انقلاب اسلامی، تحول را مسئله‌ای اجتناب‌ناپذير و حتمی دانستند و خاطرنشان كردند: كناره‌گيری از تحول موجب از بين رفتن و يا منزوی‌شدن خواهد شد بنابراين، تحول را بايد پذيرفت و آن را در جهت صحيح مديريت كرد.

ايشان مديريت كارآمد را برای تحول بسيار ضروری دانستند و با تأكيد بر انجام برخی اصلاحات به منظور تكميل مديريت حوزه‌های علميه خاطرنشان كردند: مهمترين كار در حوزه‌های علميه سياستگذاری است كه شورايعالی حوزه علميه بايد ضمن توجه بيش از پيش به سياستگذاری، با بهره‌گيری از ديدگاه‌ها و نظرات فضلا و بدنه كارشناسی قوی موجود در حوزه‌ها، چشم‌انداز آينده حوزه‌های علميه را با توجه به شتاب تحولات و پيشرفت علمی جهان تدوين كند».

بالندگی و پويايی هر جريان، فكر و انديشه‌ای مستلزم به روز بودن، تحول و نوخواهی است

همانگونه كه در بيانات ارزشمند رهبر فرزانه انقلاب نيز ديديم، بدون ترديد بالندگی و پويايی هر جريان، فكر و انديشه‌ای مستلزم به روز بودن، حركت متناسب با جريانات روز جهان، تحول، نوخواهی، آسيب‌شناسی ضعف‌ها و ترسيم دورنما و چشم‌انداز سال‌های آتی و حتی دهه‌های آينده خود است.

حوزه‌های علميه به عنوان مركز ثقل نظام شيعی نيز مسلمآ از اين امر مستثنی نخواهند بود. اگر بخواهيم نگاهی گذرا به تاريخ حوزه‌های علميه طی سده‌های اخير بيندازيم، فراز و نشيب‌های فراوانی در اين عرصه را مشاهده خواهيم كرد.

پس از روی كارآمدن صفويه به عنوان اولين نظام شيعی كه بر كل ايران مستقر شد، حوزه‌های علميه امروزی نيز بتدريج شكل سازمان يافته به خود گرفتند.

اين جريان در طول سه قرن اخير با فراز و نشيب فراوانی همراه بوده است. از تبديل شدن حوزه‌ها و روحانيت به ابزاری در دست حكومت در زمان برخی شاهان صفوی گرفته تا تعطيلی كلی حوزه‌ها در زمان حكومت پهلوی اول.

با پيروزی انقلاب شكوهمند اسلامی در سال 57 كه محصول قيام مردم مسلمان ايران به رهبری حوزه‌ها و مرجعی والامقام برخاسته از متن حوزه (حضرت امام خمينی)، بی‌شك در فعاليت‌ها و شيوه كاری حوزه‌ها رونقی حاصل شد كه قابل مقايسه با قبل از آن نيست.

اگر حوزه‌های علميه را پايه فكری نظام اسلامی و پشتوانه تئوريك انقلاب در همه عرصه‌های سياسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و علمی بناميم، سخنی به گزاف نگفته‌ايم.

با توجه به مطالب فوق ضرورت تحول در اين مراكز علمی دوچندان می‌شود. اين گزارش در گفت‌وگو با كارشناسان و حوزويان برجسته به بررسی نقش محوری حوزه‌های علميه در جامعه اسلامی، ضرورت تحول در حوزه‌ها، اولويت‌های تحول و همچنين ميزان توجه به قرآن در حوزه‌ها و لزوم رفع مهجوريت از كلام الهی در حوزه‌های علميه پرداخته است.

مرجعيت سياسی و اجتماعی حوزه‌های علميه در جامعه كنونی

قبل از هر چيز ضروری به نظر می‌رسد كه مرجعيت سياسی و اجتماعی حوزه‌های علميه در جامعه كنونی در زمان كنونی و مقايسه آن نسبت به قبل مورد بررسی قرار گيرد.

حجت‌الاسلام والمسلمين عبدالكريم بهجت‌پور، معاون آموزش حوزه علميه قم، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، با بررسی دلايل كم‌توجهی مردم به حوزه‌های علميه به عنوان گروه مرجع در مسائل سياسی و اجتماعی پرداخته و اظهار می‌كند: دانش هر چه پيش آمده، سطحش گسترده‌تر شده و به دليل تنوع و تكثر مسائل و علوم مختلف از ديگر علوم تفكيك يافته است.

بهجت‌پور در ادامه افزود: زمانی جريان فكری سياست كاملاً خط فكری خود را از حوزه می‌گرفت، اما الان می‌بينيم كه نقطه نظرات حوزه در حرصه سياسی كمتر خواستگاه اجتماعی دارد.

معاون آموزشی حوزه بر اين عقيده است كه دليل اساسی اين مشكل آن بوده كه ممكن است گاهی روی آن چيزی كه روحانيت در مقطع‌هايی بر آن حساسيت نشان داده‌اند و آنچه مردم در مورد آن حساسيت نشان می‌دهند، همخوانی برقرار نشده است.

بهجت‌پور معتقد است بايد مصالحه آسيب‌شناسانه‌ای برگزار شود، چرا كه مردم هر جا كه دريابند مسيری كه روحانيت نشان ميدهد، همان مسير ارزش‌های انسانی و كمال‌بخش اجتماعی بوده است، با آن‌ همراهی كرد‌ه‌اند، ولی متأسفانه گاهی تلقی چيز ديگری بوده است.

دستاورد حوزه، شكل‌گيری فلسفه سياسی نوين بر اساس تعاليم اسلامی است

آيت‌الله «عباس كعبی»، عضو حقوقدان شورای نگهبان در اين باره می‌گويد: حوزه‌ها در حال حاضر، ملجأ و مرجع كسانی هستند كه در پی دريافت پاسخ‌ها از متن دين و از متن انبيا بوده و از اين طريق سعادت خود را می‌جويند.

وی ادامه می‌دهد: مجموعه معارف دينی بر اساس آموزه‌های وحيانی، راه‌گشای عرصه‌های متنوع زندگی فردی و اجتماعی است و همه می‌توانند پاسخ خود را از تعاليم انبيا بگيرند، چرا كه تعاليم انبيا راه‌گشای زندگی انسان‌هاست.

عضو مجلس خبرگان رهبری تصريح می‌كند: حوزه هم متكلف شناخت و تبيين و ترويج تعاليم انبيا است و چون تعاليم آموزش‌های حوزوی مربوط برگرفته ازاين تعاليم است، با پاكی، طهارت و قدسيت خاصی همراه است.

وی يادآور می‌شود: هنوز هم روحانيت از طريق مساجد، حسينيه‌ها، هيئت‌ها، منابع، سخنورها و روحانيون معتمد مردم، به اشكال مختلف با مردم ارتباط دارند و سعی می‌كنند به عنوان ملجأ و پناهگاه مورد اعتماد مردم پاسخگويی مسائل مردم را از حوزه داشته باشند.

عضو حقوقدان شورای نگهبان با اشاره به شرايط زمانی فعلی اظهار می‌كند: تفاوت آنست كه چون حوزه، عرصه‌های گوناگون و متنوعی را برای عرضه تعاليم انبيا يافته و با توجه به بحث جهانی‌سازی و گستره ارتباطات و انسجام معلومات و اطلاعات، در واقع پيام‌ها و آموزش‌های حوزوی و تعاليم انبيا به زبان‌های گوناگون، توسط طبقات و جايگاه‌های متنوع عرضه می‌شود.

آيت‌الله كعبی معتقد است: طبعاً هنوز جای ارتباط با علمای بانفوذ، باتقوا، زاهد، امين و مقدس دانشمند برای مردم، خالی و محسوس است و هر جا چنين ظرفيتی پيدا كنند، طبعاً مردم به علما مراجعه می‌كنند و آنان را مورد مشورت قرار می‌دهند.

آيت‌الله عباس كعبی، در پاسخ به اينكه نقطه نظر حوزه در حال حاضر نسبت به قبل كمتر خاستگاه اجتماعی دارد، خاطرنشان می‌كند: اين كلام قابل قبول نيست كه حوزه نسبت به گذشته كم‌كاری می‌كند و نسبت به اجتماع كم‌توجه است، چرا كه شرايط حوزه نسبت به دهه چهل، شرايط بهتری است حتی در عرصه پاسخگويی به مسائل سياسی ـ اجتماعی، با اين تفاوت كه حوزه دهه چهل، حوزه مبارزه بود.

وی ادامه می‌دهد: در اين دوره حوزه می‌بايست به جريان كمونيست آن زمان پاسخ می‌داد؛ در اين دوره به قشری می‌قبولاندند كه انقلابی‌بودن برابر است با كمونيست‌بودن و دين افيون توده‌هاست.

حجت‌الاسلام والمسلمين «سيدهاشم حسينی بوشهری» مدير حوزه علميه قم نيز دراين‌باره اظهار می‌كند: حوزه در اجتماع، جايگاه خاص خود را دارد، چرا كه رسالت آن يك رسالت دينی و مذهبی و پاسخگويی به سؤالات دينی و مذهبی مردم است و در حال حاضر حوزه‌های علميه ما اين رسالت بزرگ و سنگين را ايفا می‌كنند.

حجت‌الاسلام حسينی بوشهری به انقلاب مردم ايران اسلامی و پيروزی آنان در برابر رژيم طاغوت اشاره و خاطرنشان می‌كند: اگر به درستی پيروزی انقلاب اسلامی ايران را بررسی كنيم، درمی‌يابيم استارت‌های اصلی و اساسی در حوزه‌های علميه با رهبری علما و بزرگان و مرجعيت همين حوزه‌ها زده شد.

مدير حوزه علميه قم تأكيد می‌كند: رهبری بنيانگذار انقلاب، حضرت امام خمينی(ع) در آن زمان و مقام معظم رهبری و روحانيت پس از ايشان، بيانگر آنست كه حوزه‌های علميه هميشه و همه وقت در عرصه‌های مختلف حضور جدی دارند.

وی در تكميل سخنان خود يادآور شد: طبيعتاً يك جامعه باز و آزاد را ممكن است انديشه‌های گوناگونی فراگرفته باشد و مردم هم بر اساس سليقه‌ها و ذوق و خواست خود در پی انديشه‌های مختلفی هستند، ولی بايد گفت همچنان در حوزه‌های علميه در عرصه‌های مختلف به روی مردم باز است و آنان مسائل بسياری را با حوزه‌های علميه، روحانيت و مراجع بزرگوار مطرح می‌كنند و زمانی كه حكمی و نظری به آنان داده می‌شود، با اعتماد و نگاه مثبت به اين حكم آن را عملی می‌سازند.

حسينی بوشهری خاطرنشان می‌كند: در هر زمانی انديشه‌های مختلف طرفداران مختلفی داشته، ولی امروز فضای دينی اسلامی عموم مردم ما، يك نگاه دينی و خداباوری است و ريشه آن را می‌توان در حوزه‌های علميه جستجو كرد.

هيچ كم‌كاری در عملكرد حوزه‌ها وجود ندارد

اين فعال دينی بر اين باور است كه هيچ كم‌كاری در عملكرد حوزه‌ها وجود ندارد و همچنان در عرصه‌های مختلف حضور دارند و برای جامعه حامل پيام‌های گوناگونی هستند؛ آنان متناسب با رشد و نيازی كه در جامعه به چشم می‌خورد، كاركردهای خود را دارند.

مدير حوزه علميه قم اضافه می‌كند: حوزه‌های علميه ما خيرخواهی برای جامعه را نهادينه كرده‌اند و تلاش دارند آنچه را انجام می‌دهند با رضايت خدا همراه باشد؛ ممكن است امروز جامعه نظری را به هر دليلی نپذيرد، ولی تجربه‌های متعدد در شرايط مختلف نشان داده است كه در همه موارد حق با نگاه‌های معنوی، دينی، علمی و حوزوی بوده است؛ در اين ميدان‌ها مردم ابتدای راه را می‌ديدند و روحانيت عاقبت آن را می‌انديشيده‌اند.

حجت‌الاسلام والمسلمين« عليرضا اعرافی»، رئيس جديد «جامعة‌المصطفی‌العالمية» نيز با بررسی جريان فكری سياست در دهه 40 ه.ش و دهه‌های بعد از پيروزی انقلاب با توجه به اين ادعا كه حوزه‌ها به خاستگاه اجتماعی كمتر توجه می‌كنند، اظهار می‌كند: نگاه ميانه در اين باب منطقی‌تر است، شرايط سياسی دوران اختناق و تلاش‌های حضرت امام و روحانيت در جريان مبارزه، خود خوی انقلابی و حماسی را ايجاد می‌كند كه خلأهای حاكم بر كشور را پوشش می‌دهد.

وی خاطرنشان كرد: وضعيتی كه شرايط حماسی و انقلابی بر جامعه حاكم است را خيلی نمی‌توان با زمانی كه كشور ثبات را بر خود حاكم می‌بيند، مقايسه كرد.

اعرافی يادآور می‌شود: اين نكته را بايد پذيرفت كه حوزه بيش از اين می‌تواند خود را به روز كند و ظرفيت پاسخگويی به نيازهای جامعه را بيش از اين دارد، البته اين امر بدان باز می‌گردد كه نهادهای مختلف كشور اين شأن و نقش را به اين نهاد بدهند و از حوزه هم مطالبه جدی كنند و اين خود باعث پديداری حركت پرشتاب‌تری در حوزه می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمين رسول منتجب‌نيا، قائم‌مقام حزب اعتماد ملی نيز اظهار می‌كند: نقش حوزه‌های علميه در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و سياسی متفاوت است.

وی ادامه می‌دهد: در زمان‌های قديم از آن جهت كه دانش در كشورها نبود و مراكز آموزشی ـ اسلامی خصوصاً در كشورهای اسلامی در مراكز حوزوی، مسائل مربوط به قرآن، حديث، كلام و حتی فلسفه كه از يونان نشئت گرفته است، خلاصه و تدريس می‌شد.

قائم‌مقام حزب اعتماد ملی در ادامه عنوان می‌كند: بزرگانی چون شيخ‌الرئيس علوم مختلف چون رياضی و فيزيك را در حوزه تدريس می‌كردند، نه ‌فقط فقه و اصول اسلامی را، لذا علوم و دانشگاه در حوزه متمركز بود و علما در زمينه‌های مختلف صاحب‌نظر بودند.

وی می‌گويد: در قرون اخير علوم و دانش بشری توسعه يافته و حوزه از زندگی بشر فاصله گرفته است و اين امر سبب شد، حداكثر علوم حوزه در مرجعيت و فتاوای آنان ظهور و بروز ‌يابد.

ارتباط مستقيم بين حوزه‌ها و مسائل اجتماعی از زمان انقلاب پديد آمد

منتجب‌نيا عنوان می‌كند: نقش حوزه علميه در مسائل اجتماعی، فرهنگی، سياسی و امثالهم متفاوت بوده و ارتباط مستقيم بين حوزه‌ها و مسائل اجتماعی از زمان انقلاب پديد آمد؛ امام، تحولی در جامعه ايجاد كرد و عرصه مسائل فقهی، اخلاقی و علوم حوزوی را از درون مدرسه‌ها به متن جامعه كشاند در حاليكه پيش از آن مسائل حوزوی تنها در سطح جامعه حوزوی بيان می‌شد و با ظهور انقلاب، مسائل تفسيری، كلامی و اخلاقی وارد متن جامعه شد و حوزه‌ توانست اثرگذاری خود را مجدد بدست آورد و آن را توسعه دهد.

حال پس از بررسی نقش محوری و مرجعيت حوزه در جامعه اسلامی و مقايسه آن با گذشته، اينك به ضرورت تحول در حوزه و شيوه‌ها و راهكارهای تحول در حوزه‌های علميه می‌پردازيم.

مطمئنآ حذف و جابجايی دروس حوزه مدنظر مقام معظم رهبری نيست

آيت‌الله حسن ممدوحی، عضو مجلس خبرگان رهبری در اين خصوص می‌گويد: مقام معظم رهبری بر رشد و حركت سريع حوزه نظر ويژه داشته و تأكيد بسيار دارند.

وی می‌افزايد: بنابر تأكيدات رهبری حتی‌المقدور با تصرف در نظام آموزشی حوزه، مسير تكامل حوزه را كوتاه‌تر و نتيجه آن را پرمايه‌تر خواهد كرد كه اين كار بسيار ضروری و مفيد است.

آيت‌الله ممدوحی با طرح اين سؤال كه اين تحول چه وقت و توسط چه كسی و با چه كيفيتی بايد صورت گيرد، بيان می‌كند: تصرف در برنامه‌های درسی حوزه آنگاه درست است كه ما بتوانيم ساير كتاب‌های درسی را جايگزين كتب فعلی كنيم و اين می‌طلبد تا برخی مدرسين متخصص حوزه با بنيه قوی علمی اين جابجايی را پيگيری كنند.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با بيان اينكه تصرف در برنامه‌های درسی حوزه بايد چنان باشد كه در نهايت ضرری به قدرت علمی آن نزند، تصريح می‌كند: در ميان دروس حوزه برخی عناوين مادری (مرجع) هست كه استفاده از آنها مايه علمی بسياری می‌خواهد.

آيت‌الله ممدوحی ادامه می‌دهد: اگر قرار است در مقدمات حوزه تغييری بدهيم‏، در دروس مرجع و مسائل تخصصی حوزه نبايد كم بياوريم. بايد با احتياط بسيار شديدی در اين زمينه كار كرد و مطمئنآ حذف و جابجايی دروس حوزه مدنظر مقام معظم رهبری نيست.

حجت‌الاسلام والمسلمين «عبدالكريم بهجت‌پور»، معاون آموزش حوزه علميه قم،در اين باره می‌گويد: اگر به سمت ساختارهای ثابت و ماندگار همراه با بردبای حركت كنيم و بتوانيم نيازهای خود را با بدنه حوزه‌های علميه مطرح كنيم و طراحی مدل‌های پاسخگو را در حوزه در دستور كار قرار دهيم و هزينه‌های لازم را بپردازيم، اين روند تسريع پيدا می‌كند.

تمايل به سنتی‌تر شدن حوزه‌ها خلاف حركت امام (ره) است

حجت‌الاسلام ‌والمسلمين داوود فيرحی، دانشيار گروه سياسی دانشگاه تهران و استاد حوزه علميه اين تحول را به‌ويژه در علوم دينی دارای سابقه‌ای قديمی دانسته و تصريح می‌كند: از زمان مشروطه به‌ويژه از زمان تأسيس حوزه علميه قم در سال 1301 به بعد، بحث در مورد تحول علوم دينی كه پشتوانه تحول در فرهنگ مذهبی جامعه و بالتبع توسعه فرهنگ و سياست جامعه است، سابقه‌ای 100 ساله دارد.

وی نمونه بارز اين امر را پس از ظهور انقلاب اسلامی خواند و اضافه می‌كند: پس از ظهور انقلاب اسلامی حوزه متصدی نهادی دولتی شد و اين ضرورت به شدت رخ نمود.

اين استاد حوزه تحول در نظام را نيازمند تحول در علوم دينی، و تحول اخير را نيازمند تحول در ساختارهای آموزش حوزه دانست و اظهار می‌كند: در زمان امام (ره) طرح مبحث وحدت حوزه و دانشگاه در جهت بروز تحولی شايسته در دستيابی به اين چشم‌انداز بود.

وی با بيان اينكه پيشرفت طرح وحدت حوزه و دانشگاه چندان قابل ملاحظه نبود، می‌گويد: البته طرح وحدت حوزه و دانشگاه موجب ارتقاء نظام آموزشی و پژوهشی حوزه شد و سطوحی از حوزه با دانشگاه مرتبط شد اما تحولی در حوزه صورت نگرفت كه حوزه را هم‌سطح ساير نهادهای آموزشی در كشور پيشرفت دهد.

دانشيار گروه سياسی دانشگاه تهران، استفاده از يافته‌های جديد آموزشی در دروس حوزه را امری دانست كه مقام معظم رهبری در ابتدای پذيرش زعامت جامعه اسلامی پيگيری كرده و مدام گوشزد نموده است.

وی با طرح اين سؤال كه آيا حوزه برای آينده خود سناريو يا پروژه‌ای دارد؟ تصريح می‌كند: آيا مسئولين حوزه يك آينده‌شناسی از خود و جهان اسلام دارند و در بيست سال آينده چه وجهی را خواهند داشت؟

حجت‌الاسلام‌ فيرحی با اشاره به برخی گرايش‌های ضد علوم جديده در حوزه گفت: به تدريج اين ضعف در يك دهه اخير حوزه را متمايل به سنتی‌تر شدن كرده و اين سنتی‌شدن بر خلاف حركت امام (ره) در ده اول انقلاب در حوزه‌ها است.

وی تسری سنتی‌تر شدن حوزه به سطوح آموزشی آن و عدم تمايل به شناخت يافته‌های جديد علمی را عامل ضعف جهان اسلام دانست و می‌گويد: طرح نهضت آزادانديشی در حوزه‌های علميه از سوی مقام معظم رهبری در راستای رفع اين نقيصه است.

حجت‌الاسلام‌ فيرحی حوزه را در دو راهی يك پارادوكس دانست و اضافه می‌كند: از يك طرف نظام سياسی مقتضياتی دارد كه از حوزه تحول و آشنايی با مسائل روز را می‌خواهد، و از سويی ديگر حوزه بر حفظ آموزه‌های قديمی خود پافشاری می‌كند.

وی توسعه فعلی حوزه‌های علميه را توسعه‌های كمی و نه كيفی دانست و تصريح می‌كند: ارائه مدرك و معادل‌سازی و تنظيم دوره‌های آموزشی‌ ترمی‌واحدی و سالی‌واحدی، توسعه‌ای كمی است؛ ولی متأسفانه برنامه‌سازی برای نوسازی حوزه و مطالعات آسيب‌شناسی، بحثی است كه اقبال مناسب نداشته است.

وی ترسيم آينده حوزه و تعيين محصول نهايی آن و يافتن بستر مناسب برای ثمربخش اين محصول را تعيين‌كننده محتوای آموزشی حوزه دانسته و اظهار می‌دارد: بايد معلوم شود حوزه كه يك نهاد آموزشی و پژوهشی است، برای آينده چه برنامه‌ای دارد.

دانشيار گروه سياسی دانشگاه تهران با دعوت از حوزه‌ها به تشكيل نهادی داوطلبانه در ارزيابی معياری حوزه‌ها، رسانه‌ها را به پوشش و اطلاع‌رسانی اين فعاليت‌ها فرا خواند و خاطرنشان كرد: تحول در حوزه مسئله امروز جهان اسلام است.

اظهار نظر برخی حوزويان و كارشناسان را در مورد اولويت‌های تحول در حوزه‌ها و راه‌كارهای تحقق دغدغه‌های رهبر نعظم انقلاب را در اين عرصه ديديم. اما نكته ديگری كه قابل بررسی كار كارشناشانه است ، ميزان توجه حوزه‌های علميه به قرآن و تفسير به صورت راهبردی در دروس، برنامه‌ريزی‌ها، سياسنگذاری‌ها و برنامه‌ها و چشم‌اندازهای كلان حوزه است.

اظهارنظر برخی كارشناسان و متوليان امر را در اين رابطه می‌بينيم:

حوزه‌های علميه توجه در خور شأنی به قرآن نكرده‌اند

حجت‌الاسلام ‌والمسلمين محمد فاكر ميبدی، مدير مؤسسه تخصصی ـ آموزشی تفسير و علوم قرآنی در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در اين رابطه می‌گويد: حقيقت اين است كه قرآن در حوزه‌ها آن طور كه می‌بايست و شايسته شأن قرآن است، مورد توجه قرار نگرفته است. البته نه به نحوی كه تعبير مهجوريت قرآن به آن اطلاق شود‎. چرا كه مهجوريت به معنای كنارزدن و دورزدن قرآن است و حوزه‌های علميه از اين نسبت مبرا هستند

حجت‌الاسلام‌ والمسلمين فاكر ميبدی مسئله مهجوريت قرآن را مربوط به دوره قبل از انقلاب دانسته و تصريح می‌كند: بعد از انقلاب رويكرد و اقبال و توجه حوزه به قرآن بيشتر شده و امروزه در حوزه‌های علميه به حدی نسبی قرآن مطرح است.

وی ادامه می‌دهد: علوم قرآنی و تفسير توانسته همپای ساير علوم در متون حوزه قرار گيرد، اما بايد توجه بيشتری به آن شود و به‌ حدی كه سهم و شأن قرآن است به آن پرداخته شود.

وی با اعلام اين خبر كه پيش‌نويس سند چشم‌انداز بيست ساله كشور برای تفسير قرآن از سوی انجمن قرآن‌پژوهی حوزه علميه قم و مركز تخصصی تفسير و علوم قرآن حوزه علميه تهيه شده گفت: اين برنامه‌ای مناسب خواهد بود كه می‌طلبد متصديان حوزه‌های علميه اين برنامه را مورد بازبين قرار دهند و سياست‌های كلی و اهداف و راهكارهای رساندن قرآن به جايگاه رفيع و در خور شأن آن را پيگيری كنند.

قرآن در سيستم آموزشی حوزه‌های علميه مهجور مانده است

حجت‌الاسلام والمسلمين محمدحسن نبوی، معاون تبليغ و آموزش‌های كاربردی حوزه علميه قم نيز در پاسخ به سئوالی درباره انتقاد برخی محققين از مهجوربودن قرآن در حوزه‌ها می‌گويد: اين مطلب در سيستم آموزشی صادق است، ولی در امور تحقيقاتی حوزه چنين چيزی صادق نيست.

وی توضيح داد: خود حوزويان هم در زمينه قرآن و علوم قرآنی كارهای بسياری را انجام داده‌اند. گلايه مطروحه در سيستم آموزشی وارد است، قرآن در اين بخش مهجور مانده و غير از ترتيل و كمی تجويد كه به حد بايسته‌ای نيست و همچنين پرداختن به تفسير قرآن كه آن هم غنی نيست، كار ديگری به چشم نمی‌خورد.

نمی‌توانيم بگوييم قرآن در حوزه‌ها مهجور است

اما حجت‌الاسلام والمسلمين سيدناصر حسينی، عضو انجمن پيروان قرآن در مشهد در اين‌باره نظر ديگری دارد.

وی می‌گويد: حوزه‌های علميه با قرآن مأنوسند و كارشان با قرآن شروع می‌شود، احكامی كه از قرآن استخراج می‌شود، متعدد است، مراجع تقليد و عزيزانی كه در مقاطع حساس در مقابل حكومت‌های طاغوتی موضع می‌گرفتند، نشئت‌گرفته از قرآن بود.

امام جماعت حرم مطهر امام رضا(ع) در ادامه، اكثر علما و فضلا و امام را از زمان شيخ مفيد تاكنون مأنوس با قرآن دانسته و اضافه می‌كند: امام(ره) كه سمبل حركت اسلامی در جهان بود، كاری جز قرآن نمی‌كرد، لذا ما نمی‌توانيم بگوييم قرآن در حوزه‌ها مهجور است، مراجع فعلی ما هم در سخنان و ملاقات‌های خود نصايح شان نشئت‌گرفته از قرآن است.

حسينی ادامه می‌دهد: مواضع زيبايی كه مقام معظم رهبری، مراجع و علما در مقابل دنيای استكبار می‌گيرند، نشئت‌گرفته از قرآن است و بر روی آن مباحثه می‌كنند و در زمينه تفسير بر روی آن كار می‌كنند و اين برنامه را چطور حوزه‌ها می‌تواند فراموش كنند كه محور كاری قرآن است.

توقع جوامع اسلامی ازعملكرد قرآنی حوزه علميه بيش از فعاليت‌های فعلی است

آيت‌الله محمدمهدی آصفی، عضو شورای مركزی مجمع جهانی اهل‌بيت (ع) نيز با حجت‌الاسلام حسينی هم‌رأی است

وی می‌گويد: اينچنين نيست كه قرآن در حوزه‌های علميه مهجور مانده باشد. در حال حاضر در حوزه علميه، حركت خوبی در جهت حفظ متن قرآن كريم، در حال انجام است و دروس تفسيری در متن برنامه‌های حوزه قرار دارد و مؤسسات تحقيقاتی قرآن زيادی مشغول فعاليتند كه آثار خوبی نيز داشته‌اند.

عضو شورای مركزی مجمع جهانی اهل‌بيت (ع) با بيان اين مطلب كه در حال حاضر شبكه‌های اينترنتی قرآنی زيادی در حوزه‌ها وجود دارد، متذكر می‌شود: با وجود مطالبی كه بيان شد، نمی‌توان گفت كه قرآن در حوزه‌ها مهجور مانده، ولی شايد بتوان گفت كه توقع جامعه اسلامی ايران و جوامع مسلمان به ويژه شيعه، از حوزه‌ علميه بيش از اينهاست و حوزه‌ها بايد بتواند قرآن به شكلی كه در شأن اين كتاب است، به جهان به درستی معرفی كند.

عضو شورای مركزی مجمع جهانی اهل‌بيت (ع) توجه بيشتر به دروس قرآنی را از ديگر اولويت‌های حوزه‌های علميه عنوان كرده و توضيح می‌دهد: دروس قرآنی در حوزه‌ برپاست و علوم قرآنی، تفسير قرآن و حتی حفظ آن در حوزه‌ها، مرسوم شده، ولی حوز‌ها بايد توجه بيشتری به اين امر داشته باشند.

وی تأكيد می‌كند: قرآن مبنع اول اسلام است و بسياری از احكام و خطوط طولی و عرضی اسلام در قرآن گنجانده شده، لذا ضروری است كه حوزه‌های علميه به قرآن توجه بيشتری داشته باشند.

قرآن در حوزه‌های علميه از روشنی و بداهت، خفا پيدا كرده است

حجت‌الاسلام والمسلمين هاشم هاشم‌زاده هريسی، عضو مجلس خبرگان رهبری نظر ديگری دارد و می‌گويد: از اول هم قرآن در حوزه‌ها منزوی بوده، در صورتيكه همه علوم خصوصاً علوم حوزوی، از قرآن نشئت می‌گيرد. پايه و اساس و محور علوم حوزوی در قرآن است و بقيه علوم پيرامون آن قرار دارند.

وی ادامه می‌دهد: در يك كلام بايد گفت، قرآن در حوزه حضور دارد، ولی نكات برجسته آموزش قرآن و ابعاد آن در حوزه از ابتدا جايگاه وسيعی نداشته و اين غربت در عين هموطنی و هم‌زادگاهی حضور داشته است.

اين عضو مجلس خبرگان عنوان می‌كند: احكام فقه و اصول و مباحث ديگر در حوزه‌ها بوده اما تفسير و علوم قرآنی در حوزه كمتر حاضر شده است.

هاشم‌زاده هريسی در ادامه از مرحوم آيت‌الله خويی ياد كرده و اضافه می‌كند: ايشان زمانيكه به قرآن تفسير می‌نوشت، جلوی كار وی را گرفتند و بيان كردند در شأن يك مرجع نيست كه تفسير قرآن بنويسد و هنوز هم آن ديدگاه‌ها وجود دارد و گرچه كتاب‌های قرآنی بسياری نوشته می‌شود، اما متأسفانه بايد گفت اينها در حد قرآن نيست، چرا كه همه علوم را بايد از قرآن بشكافيم و درآوريم.

اين پژوهشگر قرآنی خاطرنشان ساخت: قرائت، حفظ، رعايت تجويد و ترتيل و ديگر علوم ظاهری و باطنی قرآنی می‌بايست در حوزه بيش از هر جای ديگر باشد.

وی تصريح می‌كند: علت اين مهجوريت قرآن آن نيست كه قرآن را در حوزه كنار زده‌اند، بلكه قرآن آنقدر در حوزه روشن و محور تمام علوم است كه از روشنی زياد همه از آن مغفول مانده‌اند.

اين عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه بيان می‌كند: قرآن در حوزه‌های علميه از روشنی و بداهت، خفا پيدا كرده است و قرآن در حوزه آنقدر از مسلمات بوده كه نيازی به تدريس آن در حوزه نديده‌اند، لذا قرآن مورد غفلت قرار گرفته و بايد اين خلأ جبران شود.

توجه صرف به آيات‌الاحكام از دلايل مهجوريت قرآن در حوزه‌هاست

حجت‌الاسلام والمسلمين عليرضا پيروزمند، معاون پژوهشی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم نيز در اين ارتباط بيان می‌دارد:: قرآن در متن درس‌ها، تحقيق‌ها و بهره‌برداری‌های حوزه آنطور كه در شأن كتاب خداست، قرار نگرفته است.

كارشناس فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره علل اين امر توضيح می‌دهد: يكی از علت‌ها اين است كه حوزه‌ها چون بيشتر به فقه اهميت می‌دادند، آيات مربوط به فقه بيشتر مورد توجه قرار گرفته است.

پيروزمند متذكر می‌شود: با توجه به اينكه قرآن كتاب جامع و حيات‌بخشی است كه همه جنبه‌های فردی و اجتماعی را مورد توجه قرار داده، بايد توجه كنيم كه در كنار آيات‌الاحكام به ساير آيات قرآن نيز در عرصه اجتماعی بها داده شود كه لازمه آن تقويت اين مسئله در برنامه‌های آموزشی و پژوهشی حوزه‌هاست.

وی می‌افزايد: در برنامه‌های آموزشی بايد متناسب با بهره‌برداری‌هايی كه از قرآن در عرصه‌های علمی و تبليغی می‌توان كرد، آموزش‌های متناسب با آن را داشته باشيم و در عرصه پژوهشی بايد بتوانيم تفسير قرآن را به افق‌های جديدی وارد كنيم؛ به اين معنا كه همانگونه كه فقهای ما در استفاده از آيات و روايات تيزبينی و ژرف‌نگری خاصی دارند، مفسرين ما نيز بايد به سمتی بروند كه تفاسير از حالت حدس و گمان و ذوق و سليقه بيرون بيايد و به متن‌هايی قابل استناد و اتكا تبديل شوند.

معاون پژوهشی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی در پايان تأكيد می‌كند: تفاسير قرآن را بايد در امتداد نيازمندی‌هايی كه حوزه می‌خواهد به آنها پاسخ دهد، قرار دهيم.

حجت‌الاسلام والمسلمين «علی بنايی»، عضو كميسيون اصل نود نيز می‌گويد: اين واقعيتی است كه حوزه‌ها بيش از حد به فقه پرداخته‌اند و در عرصه‌ علوم قرآنی كمتر كار می‌كنند و بخش‌هايی كه به حكومت مربوط است بيشتر اختصاص يافته است.

نماينده مردم قم در مجلس می‌گويد: اينكه مدعی هستند كه قرآن در حوزه‌ها مهجور است واقعيتی است و بايد كار اساسی‌تری انجام شود و برنامه‌ريزی قرآنی به صوت مجزا صورت گيرد و نيازهای حوزه و با شناسايی دقيق‌تر متناسب در كنار علوم فقه تقويت كرد.

نتایج بحث

   نظرات مختلف كارشناسان در سه حوزه نقش محوری حوزه‌های علميه در جامعه اسلامی، راهكازهای تحقق تحول در حوزه‌های علميه و رفع مهجوريت از قرآن را ديديم. از مجموع نظرات نتايج زير قابل حصول است. اميد كه برنامه‌ريزان و متوليان حوزه، مراكز علم جهان تشيع را به نقطه‌ای‌ مطلوب كه زينت نظام اسلامی و عالم تشيع باشد برسانند.

1- برنامه‌ريزی و تدوين راهكارهای مختلف برای حصول به جايگاه واقعی حوزه‌ها در جامعه اسلامی و سياستگذاری‌های كلان نظام

2-متحول كردن متد درسی، پژوهش‌ها و سياستگذاری‌ها، ترسيم دورنمای واقعی و چشم‌انداز حوزه و استفاده از تمام ظرفيت‌های حوزه و خارج از حوزه برای تحقق تحول مدنظر مقام معظم رهبری

3- يافتن راهكارهای كارشناسی شده برای بهره كاربردی از قرآن در تمامی سطوح حوزه اعم از دروس، برنامه‌ريزی‌ها، سياسنگذاری‌ها و برنامه‌ها و چشم‌اندازهای كلان حوزه.

گزارش از حبيب‌الله تركاشوند

نقد

محسن ميرباقرى استاد علوم قرآن در پاسخ به شبهات:


الفاظ هم از خداست

محسن ميرباقرى، چهره نام آشناى عرصه قرآن پژوهى در كشور است كه مردم بار ها چهره او را از صدا و سيما ديده و سخنانش را درباره وحى شنيده اند.
وى در پى برخى اهانت ها و هتك حرمت ها به ساحت قرآن كريم و پيامبر اعظم(ص)، گفت وگويى انجام داده كه در ادامه مى آيد:
* عده كمى ادعا مى كنند، قرآن و آيات آن براى زمان خودش و مردم آن دوره نازل شده و دانش پيامبر(ص) به اندازه همان مردم بوده و آنها دانشى كه ما امروز در اختيار داريم را نداشته اند. بنابراين در جهان مدرن امروز نيازى به برخى از آن آيات نيست. نظر شما در اين باره چيست
شخصى از امام رضا(ع) پرسيد: چه مى شود كه قرآن هرچه درس داده مى شود و هرچه گفت وگو مى شود بر طراوت آن افزوده مى شود و هرگز كهنه نمى شود. در حالى كه هر موضوع ديگرى، اگر چندين بار تكرار شود انسان را خسته مى كند و كهنه مى شود. امام رضا(ع) فرمودند: زيرا خداوند، قرآن را براى يك زمان كه براى زمان ديگر نباشدو براى يك دسته كه براى دسته ديگر نباشد نازل نكرده است. قرآن در هر زمانى تازه و با نشاط است تا روز قيامت(سند الامام الرضا ـ جلد يك ـ كتاب التفسير ـ صفحه
۳۰۹ ـ حديث ۱۲) شبيه اين احاديث از امام رضا(ع) و ساير اهل بيت(ع) بسيار است.
* شنيده شده كه برخى مدعيان وحى را مانند الهاماتى دانسته اند كه گهگاه به قلب شاعران و عارفان وارد مى شود. در اين باره توضيح دهيد
شخصيت گرامى و با عظمت پيامبر(ص) به عنوان انسانى صادق هميشه مطرح بود و ما ايشان را صادق مى دانيم و در آن ترديدى هم نداريم. بر همين اساس آيات قرآن كه از زبان ايشان بيان شده همه صادق اند. با اين ادله محكم (آيات قرآنى) براحتى مى شود اثبات كرد كه آيات قرآن از سوى خداوند بر پيامبر(ص) نازل شده و هرگز الهاماتى از قبيل آنچه شاعران و عارفان دارند نبوده است. آنچه قرآن درباره قرآن مى گويد را مى توان در آياتى، نشان داد:
۱- در يكى از آيات سوره بقره آمده است: «و اگر شما را شكى است در قرآنى كه ما بر محمد(ص) بنده خود فرستاديم، پس بياوريد يك سوره به مثل آن و بخوانيد گواهان خود را (و از بزرگان و فصحا هر كه كمك مى خواهيد) به جز خدا اگر راست مى گوييد.»
۲- در آيه
۱۵ سوره مائده آمده است: «اى اهل كتاب، رسول ما آمده تا حقايق و احكام بسيارى از آن چه از كتاب آسمانى (تورات و انجيل) را پنهان مى داريد براى شما بيان كند و از سر بسيارى (از خطاهاى شما) در گذرد. همانا از جانب خدا براى هدايت شما نورى عظيم و كتابى به حقانيت آشكار آمد.»
۳- در آيه
۳ و ۴ سوره آل عمران آمده است: «و نازل كرد به سوى تو كتاب قرآن را بحق و براستى كه دليل راستى كتب آسمانى پيش از او باشد و كتاب تورات و انجيل را فرستاد براى هدايت مردم و كتاب جدا كننده ميان حق و باطل را فرستاد. همانا آنان كه به آيات خدا كافر شدند بر آنها عذاب سخت است و خدا قوى و تواناست و انتقام ستمكاران با اوست.»
۴- در آيه
۱۰۵ و ۱۰۶ سوره اسراء آمده است: «و ما اين آيات را به حق فرستاديم و براى اقامه حق و راستى نازل شد و نفرستاديم تو را به جز براى آن كه مؤمنان را بشارت به رحمت و كافران را از عذاب الهى بترسانى و قرآن را جزء جزء بر تو فرستاديم كه تو نيز بر امت به تدريج قرائت كنى. اين قرآن كتابى از تنزلات ماست.»
نتيجه :

    در همه اين آيات، قرآن به عنوان كتاب الهى معرفى مى شود، نه به عنوان كتابى كه بشر (حضرت رسول(ص)) آن را بيان داشته است.

    در بسيارى از آيات ديگر از قرآن مجيد نازل كننده، يك مأمور و يك پيك آسمانى است كه در قرآن با سه تعبير آمده است. گاهى به نام روح القدس، گاهى روح الامين و گاهى جبرائيل ناميده مى شود.

۱- اين در آيات ۱۹۳ و ۱۹۲ سوره شعرا: «و اين قرآن به حقيقت از جانب خدا نازل شده و روح الامين آن را نازل گردانيد.».

۲- در آيه ۹۷ سوره بقره: «بگو اى پيامبر هر كه با جبرائيل دشمن است با خدا دشمن است زيرا او به زمان خدا، قرآن را به قلب پاك تو رسانيد در صورتى كه آن قرآن گواه راستى ساير كتب آسمانى و هدايت و بشارت براى اهل ايمان است.»

۳- آيه ۱۰۲ سوره نحل: «تو بگو كه اين آيات را روح القدس از جانب پروردگار من به حقيقت و راستى نازل كرد تا اهل ايمان را در راه خدا ثابت قدم گرداند و براى مسلمين هدايت و بشارت باشد.
* اگر اين گونه هم باشد و پيك الهى با هر سه تعبير آيات را از سوى خداوند به پيامبر(ص) نازل كرده باشد، با اين حال بعضى معتقدند كه پيامبر(ص) آن را با زبان خود بيان كرده اند و بنابراين قابل تغيير است. نظرتان چيست
قرآن در عالم بالا يك نسخه اصلى دارد و آن بر قلب رسول خدا(ص) نازل شده است. جواب اين مسأله، در سوره «زخرف» آمده است. آن جايى كه مى فرمايد: قرآن را عربى قرار داديم تا شما بتوانيد در آن تأمل كنيد در حالى كه اين كتاب در عالم بالا حقيقى است على و حكيم كه اين صفات بر شعور تعلق مى گيرد و بر كتاب گفته نمى شود. اين يك حقيقت عينى در عالم بالاست. قرآن از زبان خود قرآن ، حقيقتى است كه قبل از نزول آن وجود داشته. قرآن مجيد كه بر قلب پيامبر(ص) نازل شده نه تنها مطالب و معارف بوده بلكه الفاظ هم بوده است. بنابراين حتى الفاظ كه به زبان عربى بيان شده از طرف خداست و قبل از نزول آن حقيقى بوده است، بنابراين هيچ جاى خطا و اشتباهى در آن نيست.
* گفته مى شود پيامبر(ص) بر اساس حالات درونى خويش اين آيات را بيان كرده، بنابراين امكان خطا وجود داشته است ؟
نزول قرآن و وحى به پيامبر(ص) تشريفاتى داشته و اين كار به سادگى انجام نشده است. اين موضوع در آخر سوره «جن» و «صافات» آمده است. زمانى كه خداوند مى خواهد به پيامبر(ص) وحى كند و زمانى كه مى خواهد مسائل عالم الغيب را بگويد صفى از فرشتگان به وجود مى آيد تا شياطين نزديك نشوند و فضا را قرنطينه كنند و بعد وحى خداوند توسط روح القدس نازل مى شود. تا رسالت پيامبر(ص) سالم و بدون خدشه به پايان رسد.

۱- آيه ۱۵ سوره يونس مى فرمايد: «وقتى آيات روشن تلاوت مى شود، آنهايى كه اميدى به قيامت ندارند، به پيامبر(ص) مى گويند آيات را تغيير بده يا قرآن ديگرى بياور. وحى مى شود به پيامبر(ص) كه به آنها بگو اين حق بر من نيست كه در قرآن، از نزد خودم، تبديل ايجاد كنم. من فقط آن چه كه وحى مى شود را ارائه مى دهم و از اين كه نزد خداوند معصيت كنم، ترس دارم. "

۲- آيه آخر سوره شورا مى فرمايد: «و همين گونه ما روح خود را به فرمان خويش براى وحى به تو فرستاديم و از آن پيش از وحى رسد نه دانستى كتاب خدا چيست و نه فهم كردى كه راه ايمان و شرع كدام است، وليكن ما آن كتاب و شرع را نور گردانيديم كه هر كس از بندگان خود را بخواهيم به آن نور هدايت مى كنيم و اينك تو خلق را به راه راست هدايت خواهى كرد.
  همه اينها نشان مى دهد كه عبارات قرآن و معارف همه از طرف خداست.در واقع آ نهايى كه مى خواهند اين گونه سخنان اسلام و قرآن را زير سؤال ببرند، از قرآن چيزى نمى دانند و آن را نخوانده اند.

دلنوشته

خاطره اي از پروفسور حسابي

دانشجويي سؤالي مطرح کرد : استاد شما از جهان سوم مي آييد ؛ جهان سوم کجاست؟

فقط چند دقيقه به آخر کلاس مانده بود؛ من در پاسخ مطلبي را في البداهه گفتم که روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي کنم؛ به آن دانشجو گفتم:

جهان سوم جايي است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب مي شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملکتش بکوشد.
   
                                                               پروفسور سيد محمود حسابي

شوخيهاي پيامبر و ائمه اطهار علیهم السلام ( به بهانه شب میلاد حضرت محمد مصطفی (ص)و امام جعفر صادق (ع)

شوخيهاي پيامبر

نشاط  و شادي در سيره معصومان (عليه‌السلام)

نشاط و سرور بخشي از سرشت انسان است. بدين جهت قوانين روح‏ بخش اسلام به پيروان خود نشاط و شادماني مي‏بخشد. پيامبر خاتم‏نيزهميشه شادمان بود و بر اين امر تاكيد مي‏ورزيد . افزون‏براين ، بعضي از روايات نشان مي‏دهد معصومان(عليهم السلام)دركجا ودر پي چه مسايلي شاد مي‏شدند وبراي شاد و بودن چه برنامه‏هايي‏ارائه مي‏كردند.

پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله)با يارانش مزاح مي‏كرد، اجازه مي‏داد ياران با وي مزاح كنند وگاه به شوخي ياران با يكديگر ، گوش مي‏سپرد و تبسم مي‏فرمود . او هرگز شاديهاي يارانش را برهم نمي‏زد مگر وقتي ‏سخن يا عملي خارج از محدوده شرع از آنها مشاهده مي‏كرد.

آيا ظاهر شدن آثار آن همه خوشحالي بر چهره شريف پيامبر و يا ديگر رهبران امت در اثر عملكرد خوب برخي از پيروان وعلاقه‏مندان دليل سرور و شادماني اهل‏بيت(عليهم السلام)نيست؟

البته اين شادمانيها با عربده كشي‏ها و خنده‏هاي غيرمُجازي كه ‏گاه به سلامت و امنيت و نشاط و حتي حيثيت ‏يك ملت و مذهب زيان ‏مي‏رساند،تفاوت دارد.آن گونه شاديها رانه دين تاييد مي‏كندنه عقل سالم.

 • چهره هميشه شاداب پيامبر و علي(عليهما ‌السلام)

چهره مقدس پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله)هرگز درهم كشيده و گرفته نبود مگر هنگام‏ نزول آيات موعظه يا نزول آيات قيامت كه هر شنونده را دچار افسردگي و دگرگوني غير قابل وصف مي‏كرد.

فيض كاشاني مي‏نويسد: پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) هنگام ملاقات يارانش چهره‏اش بيش ‏از ديگران شاداب و خندان بود. گاه چنان مي‏خنديد كه دندانهاي ‏مباركش نمايان مي‏شد.

 • گشاده رويي و خوش طبعي علي(عليه‌السلام)

مرحوم قمي مي‏نويسد: حُسن خلق و شكُفته رويي آن حضرت چنان بودكه دشمنانش بدين سبب بر وي خرده مي‏گرفتند. عمروبن عاص مي‏گفت:

او بسيار خوش طبعي مي‏كند. البته عمرو اين سخن را از عمر آموخته بود.

او براي اينكه خلافت را به آن حضرت نسپارد، خوش طبعي را عيب‏علي (عليه‌السلام) شمرد.

روزي معاويه به قيس بن سعد گفت:خدا رحمت كند ابوالحسن را كه بسيار خندان وشكفته وخوش طبع بود.

قيس گفت: آري چنين بود؛ رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) نيز با يارانش خوش طبعي‏مي‏كرد و خندان بود. اي معاويه! تو به ظاهر او را مدح مي‏كني اما هدفت ‏بدگويي و خرده‏گيري است. اما بدان به خدا سوگند، آن حضرت‏ با آن شكُفتگي و خنداني، هيبتش از همه فزونتر بود؛ و آن هيبت ‏به ‏سبب تقوايش بود....

 • شوخي و مزاح پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) با ياران

گاه پيامبر با يارانش مزاح كرده، آنها را شادمان مي‏ساخت و مي‏فرمود:

«اني لامزح و لااقول الا الحق.» ، من مزاح مي‏كنم و جز حق چيزي نمي‏گويم.

طريحي هم مي‏نويسد: «كان رسول الله (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) يداعب الرجل يريد ان ‏يسره‏» پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) با انسان به قصد آن كه شادمانش سازد شوخي مي‏كرد.

نكته قابل دقت اين است كه پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) خود مزاح را آغاز مي‌كرد و برآن بود بدين وسيله سرور و نشاط را در يارانش زنده نگه دارد.

اين كار پيامبر بزرگوار اسلام در رفع خستگيها و فشارهاي ناشي ازمشكلات زندگي يارانش موثر بود. نمونه‌هاي زير بخشي از لطايفي است كه از آن حضرت ثبت شده و به دست ما رسيده است، بخوانيد:

*****

 1- آرامتر برو كه بلورها نشكنند

در يكي از مسافرتها، غلام سياه و خوش صدايي به نام «انجشه‏» همراه حضرت بود كه به دستور پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) آواز ويژه تند رفتن شتران ‏مي‏خواند. و در آن كاروان برخي از زنان پيامبر و ام‏سليم نيز حضور داشتند.

انس مي‏گويد: حضرت گاهي با انجشه شوخي مي‏كرد و مي‏فرمود:

«رويدا يا انجشه لا تكسر القوارير (يعني ضعفه النساء.»

انجشه! قدري آرامتر بران تا بلورها خرد نشود.(يعني زنان آزار نبينند).

 2- چه كسي اين بنده را مي‏خرد!

روزي حضرت بازوي يكي از يارانش را از پشت‏سرگرفته و فرمود:

چه كسي اين بنده را مي‏خرد؟ [يعني بنده خدا را و مراد پيامبر  از اين كاري مزاح بود].

 3- پير زنها  به بهشت نمي‏روند.

روزي پيامبراكرم(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله)به پيرزني از طايفه اشجع فرمود: اي‏اشجعيه! بدان هرگز پيرزن داخل بهشت نمي‏گردد.

پيرزن از شنيدن اين حرف اندوهگين شد. بلال از راه رسيد و با مشاهده آن صحنه، وضعيت زن را براي پيامبر نقل كرد. حضرت به بلال‏فرمود: سياه چهرگان هم به بهشت نمي‏روند. بلال نيز مانند پير زن اندوهگين گشت. عباس، عموي پيامبر، بر آنها گذشت و پس از آگاهي ‏از حالشان، ماجرا را براي پيامبر بازگفت. پيامبر فرمود: پيرمردها  هم به بهشت گام نمي‌نهند.

آنگاه رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) هرسه را طلبيد و فرمود: خداوند اينان را بابهترين شكل ظاهري داخل بهشت مي‏گرداند. سپس فرمود: خداوند آنهارا در قالب جواناني نوراني وارد بهشت مي‏سازد.

 4- او همان نيست كه در چشمانش سفيدي هست؟!

ابن شهرآشوب مي‏نويسد: روزي آن حضرت به زني كه از همسرش سخن‏مي‏گفت، فرمود: آيا او همان نيست كه در چشمانش سفيدي است؟ زن‏بلافاصله گفت: نه. آنگاه به خانه رفته، ماجرا را براي شوهرش بازگفت. او كه دريافته بود پيامبر مزاح كرده است. به همسرش‏گفت: آيا نمي‏بيني سفيدي چشمم از سياهي‏اش زيادتر است؟

 5- شوخي و مزاح با اميرمومنان(عليه‌السلام)

روزي پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) و علي(عليه‌السلام) كنار يكديگر خرما مي‏خوردند. حضرت هسته ‏خرمايي كه مي‏خورد، نزد علي(عليه‌السلام)مي‏گذارد. هنگامي كه از تناول خرما دست كشيدند، تمام هسته‏هاي خرما نزد علي(عليه‌السلام)جمع شده بود.

پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) به علي(عليه‌السلام) فرمود:

«يا علي انك لاكول.»

اي علي! بسيار مي‏خوري.

علي(عليه‌السلام) گفت: «يا رسول الله الاكول من ياكل الرطب و النواه‏»

اي رسول خدا! بسيار خور كسي است كه خرماها را با هسته‏اش‏خورده است.

 6- دست گذاردن برچشم برخي ياران

حضرت برخي ياران را از پشت‏سر بغل مي‏گرفت و دو دستانش را بر چشمانشان مي‏گذارد تا آنها را بيازمايد آيا مي‏توانند با چشم‏بسته طرف مقابل را تشخيص دهند؟ 

***** 

پیامبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) با یارانش مزاح می‏كرد، اجازه می‏داد یاران باوی مزاح كنند و گاه به شوخی یاران با یكدیگر، گوش می‏سپرد و تبسم می‏فرمود. او هرگز شادیهای یارانش را برهم نمی‏زد مگر وقتی‏ سخن یا عملی خارج از محدوده شرع از آنها مشاهده می‏كرد.

آیا ظاهر شدن آثار آن همه خوشحالی برچهره شریف پیامبر و یادیگر رهبران امت در اثر عملكرد خوب برخی از پیروان وعلاقه‏مندان دلیل سرور و شادمانی اهل‏بیت(علیهم السلام) نیست؟

در قسمت پیشین شادمانی‌ها و شوخیهای پیامبر را برایتان ارائه كردیم و اكنون در پی این نوشتار ارتباط اطرافیان آن حضرت را با ایشان برایتان بازگو می‌كنیم:

شوخی یاران با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)به دیگران اجازه می‏داد با او مزاح كنند. نعیمان ‏بدری یكی از یاران همیشه شاد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) گاه با آن حضرت شوخی‏ می‏كرد و حضرت را می‏خنداند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نه تنها موضع منفی نمی‏گرفت ‏بلكه تبسم می‏فرمود.

روزی نعیمان به مرد عربی كه عسل می‏فروخت، رسید. ظرفی عسل ‏گرفت و به خانه عایشه آورد و به او تحویل داد. و مرد عرب را بر در خانه ‏پیامبر نگه داشت و خود رفت. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) چنان اندیشید كه نعیمان‏ عسل را به رسم هدیه آورده است. بدین جهت آن را قبول كرد و به‏ درون خانه رفت. نعیمان بار دیگر از جلوی خانه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) عبوركرده ملاحظه كرد كه مرد عرب هنوز بر در خانه ایستاده است. مدتی‏بعد، مرد عرب اهل خانه را مخاطب قرار داد و گفت: اگر پولش را نمی‏دهید، عسل را برگردانید.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) از ماجرا با خبر شده، بی درنگ قیمت آن را به مرد عرب پرداخت. آنگاه به نعیمان فرمود: چه چیز تو را واداشت چنین‏كنی؟

نعیمان گفت: دیدم پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) عسل دوست دارد. فرصت را غنیمت‏ شمرده، چنین كردم.

 • شوخی مرد عرب در یكی از حالات سخت

روزی حضرت بسیار اندوهگین و در این هنگام مردی به دیدار ایشان آمده بود.

مرد عرب خواست چیزی بپرسد، اصحاب گفتند: نپرس; چهره پیامبر چنان گرفته است كه ما جرات پرسیدن نداریم.

او گفت: مرا به حال خود واگذارید، سوگند به خدایی كه او را به پیامبری برانگیخت، هرگز رهایش نمی‏كنم تا خنده برلبانش ظاهرشود. آنگاه به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)گفت: ای رسول خدا، شنیده‏ایم دجال با نان و غذا نزد مردم گرسنه می‏آید. پدر و مادرم به فدایت، آیا باید از غذا خودداری كرده، نخورم تا از لاغری بمیرم یا بهتر است نزد دجال غذای كامل بخورم و چون سیر شدم به خدا ایمان آورم.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) آن قدر خندید كه دندانهای مباركش نمایان شد. سپس‏فرمود: خیر، خداوند تو را به وسیله آنچه دیگر مومنان را بی‏نیاز می‏كند، بی‏نیاز می‏سازد.

 • شوخی صهیب با پیامبر 

روزی حضرت به صهیب بن سنان فرمود: با آنكه از چشم درد رنج‏ می‏بری، خرما می‏خوری؟

صهیب گفت: این چشم من درد می‏كند اما من خرما را با طرف دیگر می‏خورم.

 • شنیدن شوخیهای یاران با یكدیگر

گاه یاران در محضر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) با یكدیگر مزاح می‏كردند و می‏خندیدند. پیامبر نیز تبسم می‏فرمود و جز در موارد خلاف شرع‏ تذكر نمی‏داد.

سماك بن حرب می‏گوید: به جابر بن سمره گفتم: آیا با پیامبر نشست و برخاست هم می‏كردی؟

گفت: آری، بسیار.

برنامه پیامبر پس از نماز صبح این بود كه‏ تا آفتاب نزده، محل نمازش را ترك نمی‏كرد. در این بین، یاران درباره‏ دوران جاهلیت و برخی از كارهای جاهلانه‏شان سخن می‏گفتند و می‏خندیدند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) صدای آنها را می‏شنید و تبسم می‏فرمود.

گروهی از یاران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) از جمله سویبط مهاجری و نعیمان بدری‏ در سفر گاه باهم مزاح می‏كردند. روزی سویبط به شوخی‏ همسفرانش را گفت: غلامی فروشی دارم، می‏خرید؟ گفتند: آری.

سویبط گفت: ضمنا بدانید او ادعایی هم دارد و به شما خواهدگفت من آزادم. پس اگر سخنش را گوش كنید، غلامم را از دست می‏دهیدو ضایع خواهید كرد. پس نعیمان را غلام معرفی كرد. مسافران او را به ده قلایص خریدند و سپس نزد نعیمان آمده، طنابی برگردنش‏افكندند. نعیمان گفت: این مرد با شما شوخی كرده، من آزادم.

خریداران اظهار داشتند: از پیش با خبر بودیم چنین سخن خواهی‏گفت.

آنگاه او را كشان كشان با خود می‏برند. در این لحظه، دوستان‏ همسفرش كه از این جریان سخت می‏خندیدند. دنبال خریداران ‏رفته، آزادش كردند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) باشنیدن این ماجرا تا مدتی‏ می‏خندید.

 • توصیه و تشویق به مزاح و شوخی

پیامبر و معصومان (علیهم السلام) علاوه بر این كه خود چهره شادابی ‏داشتند به دیگران نیز سفارش می‏فرمودند كه هرگز با چهره‏های عبوس و گرفته رو به رو نشوید.

یونس شیبانی می‏گوید: به محضر امام صادق(علیه‌السلام)رسیدم. آن‏حضرت پرسید: مزاح شما با یكدیگر چگونه است؟ جواب دادم كمتر بایكدیگر مزاح می‏كنیم.

حضرت فرمود: چنین نباشید; زیرا شوخی و مزاح بخشی از حسن خلق‏است و شما با این شوخی برادرت را خوشحال می‏كنی. رسول‏خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) همواره شوخی می‏كرد و می‏خواست مردم را شادمان كند.

شخصی ازمحضر امام موسی بن جعفر(علیه‌السلام)پرسید: فدایت گردم، گاه درمیان گروهی هستم كه می‏گویند و می‏خندند، چه كنم؟ حضرت فرمود:

اشكالی ندارد به شرطی كه فحش نباشد. سپس فرمود: بیابانگردی به ‏محضر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‏آمد و برای آن حضرت هدیه می‏آورد; ولی چون ‏قصد بازگشت داشت، می‏گفت: رسول‏الله! بهای هدیه ما را بدهید كه ‏می‏خواهم برگردم. پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) از شوخی این مرد می‏خندید و چون‏ غمگین می‏شد، می‏فرمود: مرد بیابانی كجاست؟ كاش می‏آمد!

 *****

معصومان(علیهم السلام) وقتی می‏شنیدند كه شخصی صله رحم كرده، یا مومنی را خوشحال ساخته و یا گروهی از زندگی برادری باز كرده،بسیار خرسند و شادمان می‏شدند و پیروان خود را از این شادمانی ‏با خبر می‏ساختند تا مردم بدان كار روی آورند. در همین راستا،حضرت فرمود:

 « من سر مومنا فقد سرنی و من سرنی فقد سر الله »

كسی كه مومنی را شاد كند مراشاد كرده و كسی كه مرا شاد كندخدا را شاد كرده است.

با تشکر از آقای محمد جواد طبسی

منبع:http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ProphetMohammed/2008/3/18/64288.html

چرا سكوت ای مسلمان !!!

   « چرا سكوت ای مسلمان ؟ ! »

در جاهلیتی به سر می بریم كه همه چیز وهمه كس بازیچه دست تمسخر و الحاد است؛ سردمداران شرك و نفاق، امروز چون ابوسفیان های دیروز كمر به هجو و حذف اسلام بسته اند. دیری است كه دشمنان قسم خورده اسلام، یاوه سرایانه و دیوانه رفتار بر‌محمد (ص)؛ پیامبرآب و آیینه، رسول پاكی و آزادگی، گستاخی می كنند.

سران كفر در جاهلیت مدرن بر ساحت قدسی پیامبرِ هدایت و رحمت اهانت و استهزا روا می دارند غافل از اینكه هتاكیشان را عذاب سخت الهی در كمین است كه:

"ولقد استهزیء برسل من قبلک فحاق بالذین سخروا منهم ما کانوا به یستهزون" (انعام/10)   

چه باطل اندیش اند اینان كه گمان برده اند خاك بر چهره خورشید می توانند افشاند و با سلاح جهالت به مصاف رو شنایی می توان رفت. لیكن شب به اراده شب پرستان نمی ماند و آفتاب روشنی بخش اسلام از پس ابرهای تیره و ظلمت زای جهالتشان خواهد تابید.

."هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله و لو كره المشركون" (توبه/33).

اینك ای مسلمان! چه جای نشستن؛ كه سكوت تلخ تو در قبال این فتنه برخاسته از آل استكبار، خود گناهی نابخشودنی و كفری آشكار است. اكنون برخیز كه هنگامه غیرت است.

* * * 

برآنیم تا با مطرح كردن طرحی با عنوان «چرا سكوت ای مسلمان» از تمام دوستداران و پیروان رسول مهر و رحمت دعوت كنیم تا هر یك، هرگونه كه دوست دارند ارادت خود را به آستان آن خورشید دل افروز عرضه نمایند. فرقی نمی كند كه تو در چه لباس و جایگاهی هستی. فرقی ندارد كه مرد باشی یا زن. مهم این است كه به پا خیزی و هرچه می‌توانی در طبَق محبت نهی و به محضر حضرت دوست پیشكش كنی.

دوست داریم شما نیز در جایگاه خود با ارائه و اجرای كارهی مختلف ما را در این رسالت نورانی یاری كنی.

روی سخن ما با تمام موسسات و نهادهای فرهنگی و تمام رسانه‌ها است.

ما با تك تك آنانكه دستی بر قلم دارند حرف میزنیم.

با تو هستیم ای دوستی كه "وبلاگ" شخصی داری.

همه و همه، هرگونه كه می‌توانیم در این طرح شركت كنیم.

كمترین چیزی كه می‌توانی بكنی این است كه بگویی: ای پیامبر خوب وخوبیها، یا محمد دوستت دارم.

فریاد بزن

  * * *

 شاید تو همان كسی باشی كه از این پنجره به زیارت پیامبر دعوت شده‌ای!

پس دست به كار شو

 منبع :http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=64300

تبریک در شب میلاد دو نور ایزدی

خورشید مدینه

امام صادق علیه السلام

به یاد بحر حقایق، حضرت صادق علیه السلام

زبان رساى اسلام بود و مبین شریعت مصطفى(صلی الله علیه و آله).

با سخنانى حكیمانه، منطقى استوار، علمى سرشار، برگزیده روزگار به شمار مى‏آمد و ... بنده شایسته پروردگار.

در سال‎هاى سیاهى كه ابرهاى سلطه امویان، آسمان جهان اسلام را تاریك كرده بود و در سال‎هایى تیره‏تر، كه حكومت عباسیان، مسلمانان را به تیرگى نشانده بود.

او خورشید مدینه دین و دانش بود.

در میان این دو فصل سیاه و سرد و ابرآلود، چند صباحى كه خورشید وجودش از افق مكتب و مذهب تابید، اسلام و قرآن را جان بخشید.

او آبیارى نهال حق كرد تا این بذر ایمان پا گرفت و در افق ‏اندیشه‏ها تابان شد.

دین به نام او زنده گشت.

درخت علم، در بوستان كلامش رویید و به برگ و بار نشست.

گلشن فضل، از چشمه دانش او سیراب شد.

كتاب فقه، با «الفباى صادقى‏» نگاشته گشت.

وقتى چشمه فضل و فقه و علم و كمال او مى‏جوشید، حسودان و عنودان؛ ‏زبان به طعن مى‏گشودند و تیغ دشمنى بر مى‏كشیدند و پاى خصومت پیش ‏مى‏گذاشتند.

ولى... كدام دانشور را مى‏توان شناخت و نام برد كه از گنج دانش‏ حضرت صادق علیه السلام بهره نبرده باشد؟

و كدام معلم را مى‏توان یافت كه به اندازه او، تربیت‏یافته در مكتب عترت داشته باشد؟

حوزه‏هاى علمیه، نقش شاگردى او را به سر درهاى خویش نوشته‏اند.

فقیهان دین مدار، خوشه‎چین حدیث و حكمت صادقى‏اند.

آن چهار هزار گوش حكمت نیوش، كه از زبان این حجت ‏خدا حدیث ‏مى‏شنیدند و آن چهار هزار زبان و قلم كه به گفتن و نوشتن و ثبت ‏و نشر حقایق دین از زبان او مى‏پرداختند، هر كدام منشورى بودند كه آن نورهاى تابان را در رواق اندیشه‏هاى بشرى مى‏تاباندند و آن ‏معارف ناب و والا را از عرش بلند «علم لدنى‏» حضرتش، بر فرش‏ كتاب‎ها و دفترها فرود مى‏آوردند.

خوشا به حال آن چهار هزار حكمت‏آموز محضرش!

آنان، همچون نسیمى خوشبوى، از كوى معارف او گذشته، در پهنه ‏قلمرو اسلام، جوهره دین را پخش مى‏كردند و «قال الصادق‏» گویان، كام تشنگان معرفت را عطرآگین مى‏ساختند.

عصرى بود كه بدعت گذاران و دین ستیزان، در قالب‎هاى مختلف به‏ تحریف چهره آیین محمدى(صلی الله علیه و آله) مى‏پرداختند.

امام صادق علیه السلام بود كه خورشیدگون مى‏تابید و آن اوهام و خرافات و تحریفات را مى‏زدود.

درود بر سلسله نورانى راویان احادیث؛

آنان كه حلقه‏اى از «تعبد» و «اطاعت‏» بر گردن داشتند و بر گرد «آل الله‏»، پروانه‎وار مى‏چرخیدند و خوشه‎چین محضر آن انوار تابناك مى‏شدند، تا جهان در ظلمت نماند و بشریت از این كوثر ناب ‏و زلال، محروم نباشد.

ابان بن تغلب‏ها، هشام‏ها، مؤمن طاق‏ها، جمیل بن دراج‏ها، ابوبصیرها، زراره‏ها، سماعه‏ها، عمار ساباطى‏ها، جابر بن حیان‏ها، مفضل‏ها، صفوان‏ها و ... صدها ستاره فروزان، هر یك در فروغ‎گسترى ‏مكتب امام صادق(علیه السلام)، نقشى عظیم داشتند و حاملان و وارثان و راویان و ناشران آن علوم بودند.

سیراب شدگانى بودند از این زمزم جوشان!

باده نوشانى بودند از این ساغر كوثرگون!

آنان، كام دل را با حلاوت «مكتب عترت‏» آشنا ساخته بودند و از پیشوایان دین، به ویژه از صادق آل محمد، نه تنها علم، كه عمل هم ‏مى‏آموختند و نه تنها دانش، كه عصاره دین را از زبان او مى‏گرفتند.

امروز، بام و در كشور ما، «صادقیه‏» است.

اینك، در كشور امام صادق(علیه السلام)، فرهنگ اهل‏بیت علیهم السلام، سارى ‏و جارى است.

امروز، هر جا كه شیعه‏اى است، جعفرى است.

و هر جا كه حوزه‏اى است، صادقى است! ...

 منبع:

ماهنامه كوثر، شماره 40، جواد محدثى .

 

تبریک در شب میلاد دو نور ایزدی

ندای آسمانی در هنگام ولادت پیامبر اکرم

پیامبر اکرم

امام صادق علیه السلام ماجرای ولادت پیامبر اکرم را از زبان آمنه چنین نقل می‌فرماید:

به خدا سوگند، فرزندم با دستان خود بر زمین فرود آمد. آن‌گاه سر به سوی آسمان بلند کرد و به آن نگریست. نوری از من ساطع شده بود که همه چیز در پرتوش نورانی بود. شنیدم که منادی صدا زد: « تو بزرگترین مرد جهان را به دنیا آوردی.»

و نیز نقل کرده‎اند:

آمنه صدایی شنید که می‎گفت: « تو باردار بزرگ این امت هستی. پس وقتی فرزندت متولد می‌شود بگو: « اعیذه بالواحد شرّ کل حاسد »؛ او را از گزند همه‌ حسودها به خدای یگانه می‌سپارم .

سپس او را محمد نام بگذار.»

 منابع:

• بحارالانوار، ح15، ص258

• سیرةالنبویه، ج1، ص166

• الکامل، ج1، ص294

• بحارالانوار، ج15، ص261

• بحارالانوار، ج15، ص297، ح35

لطفا نقدها منصفانه باشد!!!

قبل از مطالعه سخنان آقای بنیادی توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنم :

پر واضح است که روی صحبت من با این برادر محترم نیست.همان طورکه چندی

قبل در مصاحبه ام با خبرگزاری محترم و قرآنی ایکنا گفتم صمیمانه از احساس

وظیفه و مسئولیت همه دوستان قرآنی تشکر می شود. ولی بر اساس وظیفه

بیان تذکراتی را لازم می دانم (هر چند که ممکن است برای عده ای از ایشان صریح به نظر بیاید):

نو آوری گمشده فعالیت های قرآنی ماست. فقر دانش و ضعف در تکنیک از

مهم ترین دلایل و مشکلات حوزه امور قرآنی است . چاره کار در این است که

اولا) باید با هر یک از این امور به صورت تخصصی برخورد کرد.

ثانیا) برای نوآوری و شکوفایی باید هزینه کرد

ثالثا) باید هریک ازفعالیت ها و امور قرآنی رابا درنظر گرفتن شرایط و پیچیدگی ها

مورد نقد وبررسی قرار داد.

نقد و بررسی لازمه نوآوری و شکوفایی است اما درصورتی که نقدمنصفانه باشد.

امروزه درهمه رشته های فرهنگی هنری سیاسی و... نقد وجود دارد. نقادی یک

کار حرفه ای وتخصصی است ومتاسفانه باید گفت کشور ما در زمینه ارائه نقدهای

سازنده در امور قرآنی متخصص کم داریم.

لازم می دانم در اینجا از برخی دوستان به اصلاح منتقد گله ای بکنم. دوستان عزیز!

هنر شما این نباشد که بنای رفیعی را که برنامه ریزان و معلمان با اخلاص قرآن در

طول سالیان متمادی آموزش و پرورش ساخته اند را نا دیده بگیرید و آن را به یکباره

فرو بریزید بلکه همت شما ین باشد که شما هم چیزی بر آن بیفزایید.

به یقین نقد منصفانه گذرگاه یقین است ولی نقدی که پل یقین باشد گذرگاه باشد و

نه اقامتگاه . طرح نظریات بدون دلیل با یک رشته سخنان حماسی ولی برهنه هیچ

حاصلی جز افزودن بر مهجوریت قرآن نخواهد داشت.

آیا به نظر شما می توان از یک تجربه ذهنی و محدود گذشته نتیجه کلی آن هم بدون

در نظر گرفتن طول و عرض و جمعیت و مشکلات و موانع موجود در آموزش و پرورش

گرفت و انتظار داشت که ارزش آن جاودانه شود؟

ارائه اتهامات شطحیات و کلی گویی در باره مسائل تخصصی و فنی و دو پهلو صحبت

کردن و تعیین تکلیف برای دیگران و ... مصداق نوع اصلاح است؟(مطمئناْمشفقانه نیست)

شما کی و کجا انتقادها و پیشنهادهای خود را به ما ارائه کردید و جوابی نگرفتید؟

برادران و خواهران عزیر ! نسبت دادن آسان است ولی اثبات آن مشکل . آیا بهتر

نبود و نیست که افراد ابتدا با افق فکری هم آشنا شوند و سپس در مقام نفی و

اثبات مسئله در صورت نیاز با رسانه های گوناگون مصاحبه کنند؟

امید وارم که تقوای الهی آن قدر به ما شجاعت بدهد که اگر روزی فهمیدیم که

اشتباه کرده ایم با همین صلابت به اشتباه خود اعتراف کنیم. انشاءالله

لطفا به نمونه ای از مصادیق مطالب فوق توجه بفرمایید.

دوشنبه 27 اسفند 1386 10:20:05             شماره‌ خبر :226880

استاد بنيادی: آموزش و پرورش در تربيت نيروی كارآمد انسانی برای تدريس قرآن ضعيف عمل كرده‌است.
برادر بنیادی

گروه فعاليت‌های قرآنی: آموزش و پرورش نتوانسته‌است در حدی شايسته، نيروی كارآمد انسانی كه توانايی و قابليت انتقال مفاهيم و معانی والای قرآنی به دانش‌آموزان را داشته باشد، تربيت كند. (طبق کدام پژوهش!؟)

«محمدرضا بنيادی» استادقرآن كريم، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با بيان اين مطلب اظهار كرد: هرچه بر ساعت‌‌های درس قرآن كريم در مدارس افزوده شود تأثيری در يادگيری دانش‌آموزان نخواهد داشت (آیا مطمئن هستید!؟)چراكه متاسفانه آموزش و پرورش نتوانسته نيروی كارآمد انسانی كه توانايی و قابليت انتقال مفاهيم و معانی والای قرآنی به دانش‌آموزان را داشته باشد، تربيت كند بنابراين نتيجه همين می‌شود كه الان شاهد آن هستيم. (طبق کدام پژوهش انجام شده چنین  می فرماییذ!؟)

وی تصريح كرد: آموزش و پرورش بايد درباره جذب يا تربيت نيروی قرآنی به صورت اساسی سرمايه‌گذاری كند چراكه نيروی با تجربه و حاذق در عرض دو ساعت هم می‌تواند به ارائه دروس قرآنی چون روخوانی، روان‌‌خوانی، تجويد و حتی ارائه مفاهيم قرآن كريم و دين و زندگی به دانش‌آموزان بپردازد ولی نيرويی كه بتواند بار اطلاعاتی لازم و كافی را جهت انتقال موضوعات مختلف قرآنی داشته باشد در كشور بسيار كم يا اصلاً وجود ندارد. (طبق کدام پژوهش!؟)

وی در ادامه گفت: تربيت قرآنی يعنی عبدصالح شدن افراد و عبدصالح يعنی موجودی كه دارای دو بال تخصص و تعهد است و اميدواريم آموزش و پرورش در مهيا كردن زمينه عملياتی كردن تربيت قرآنی در راستای تربيت افراد تا رسيدن به عبدصالح تلاش لازم را انجام دهد، چراكه تربيت قرآنی بستر حضور قرآن كريم در زندگی فردی و اجتماعی افراد را فراهم می‌كند و بدين نحو قرآن از مهجوريت خارج می‌شود و من نيز در همين زمينه اقدام به نوشتن كتابی كرده‌ام با عنوان «مهجوريت و ماجريت» كه از جنبه‌های مختلف به مهجوريت قرآن و راه‌كارهای رفع آن پرداخته شده و اميدوارم كه بتوانم در آينده نزديك آن را به چاپ برسانم.

 «محمدرضا بنيادی»:
آموزش و پرورش بايد درباره جذب يا تربيت نيروی قرآنی به صورت اساسی سرمايه‌گذاری كند چراكه نيروی با تجربه و حاذق در عرض دو ساعت هم می‌تواند به ارائه دروس قرآنی چون روخوانی، روان‌‌خوانی، تجويد و حتی ارائه مفاهيم قرآن كريم و دين و زندگی به دانش‌آموزان بپردازد(مطمئن هستید!؟)

وی درباره مهجوريت قرآن كريم در آموزش و پرورش تصريح كرد: انسان بايد نسبت به قرآن مانند كودك به شير مادر باشد، همان‌طور كه كودك با وابستگی فراوان به دنبال شير مادر است انسان نيز بايد به همان شكل به دنبال انس با قرآن باشد و احساس چسبندگی و وابستگی در افراد بايد به نحوی باشد كه همه گفتار و رفتار انسان‌ها بر پايه قرآن باشد و حجت شرعی و برهان حديثی در انسان‌ها ديده شود.

بنيادی يادآور شد: انسان بايد در تمام عملكردش اعم از هر حرفی كه می‌زند، راهی كه می‌رود، چيزی كه می‌نويسد و غيره تابعی از قرآن و بر اساس آن باشد به طوری كه حرمت‌ها را نگه ‌دارد و مهجوريت قرآن در آموزش و پرورش يكی از مهم‌ترين مباحث است كه می‌توان در اين زمينه به آن اشاره كرد.

وی گفت: مهجوريت‌زاديی قرآن كريم در آموزش و پرورش به خاطر كثرت ذوق و سليقه و استراتژی مختلف اتفاق نخواهد افتاد (طبق کدام تحقیق!؟)در حالی كه در آموزش و پرورش استراتژی غيرقابل تزريق ولی قابل تغيير است، اين مهجوريت را در تمام فعاليت‌های قرآنی اعم از كتابت قرآن، روخوانی و ديگر مباحث قرآنی می‌توان مشاهده كرد. (طبق کدام پژوهش به این نتیجه شگفت رسیده اید!؟)

وی در ادامه اظهار كرد: در مدتی كه از پيروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد هر سه سال يك وزير عوض شده و اين خود معضل بسيار بزرگی است، در كشورهای ديگر هر 20 سال يك بار اين اتفاق می‌افتد و تغيير وزير آموزش و پرورش تابع تغيير و تحول نظام‌های كشورها نيست ولی متاسفانه در كشورمان نيرويی برای نظارت اين مورد وجود ندارد و آموزش و پرورش به طور مدام در حال دگرديسی و تغييرات غيرقابل قبول است.

بنيادی يادآور شد: اين تغييرات دارای عواقب بد و ناخوشايندی است كه دامن‌گير آموزش و پرورش شده (لطفا نمونه بفرمایید!؟)و در پی اين تغييرات نيز اين حوزه دچار فشارهای زياد و كسری بودجه زيادی شده است (طبق کدام پژوهش!؟)و همين مطلب اين نهاد را از اهداف عالی و مفيد دور می‌كند و با تغييراتی كه در اين مرحله صورت گرفته هيج اقدام صحيحی انجام نشده (از کجا مطمئن شدید !؟)و اگر هم شده ابتر باقی مانده يا از نو شروع شده‌ است. (طبق کدام پژوهش می فرمایید!؟)

وی در ادامه تاكيد كرد: تغيير و تحول وزير در آموزش و پرورش تزلزل نيست بلكه زلزله هشت ريشتری است كه اين نهاد را از بنيان می‌كند و آن را تخريب می‌كند. (آیابه حقیقت این گونه است!؟)

 «محمدرضا بنيادی»:
مهجوريت‌زاديی قرآن كريم در آموزش و پرورش افتاد به خاطر كثرت ذوق و سليقه و استراتژی مختلف اتفاق نخواهد در حالی كه در آموزش و پروورش استراتژی غيرقابل تزريق ولی قابل تغيير است، اين مهجوريت را در تمام موارد قرآنی اعم از كتابت قرآن، روخوانی و ديگر مباحث قرآنی می‌توان مشاهده كرد(شما مطمئن هستید!؟)

وی درباره منشور تربيت دينی برای تدوين فلسفه آموزش و پرورش، گفت: در آموزش و پرورش كشور به يك منشور تربيت دينی احتياج است اما متاسفانه چنين چيزی تاكنون ديده نشده و البته بودن يك منشور دينی باعث حل بسياری از مسائل می شود(واقعا این همه تاثیر دارد!؟)

پیام نوروزی مقام معظم رهبری مدظله العالی به مناسبت حلول سال 1387

پيام مقام معظم رهبری به مناسبت آغاز سال نو

سال 1387سال نوآوری وشکوفایی

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال « نوآوری و شکوفایی» نامیدند و تصریح کردند: امسال باید فضای نوآوری، کشور را فرابگیرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گیری از امکانات مادی و معنوی، کارهای نو و ابتکاری و راههای میان بر را در سایه مدیریت صحیح، تدبیر درست و حکمت در فعالیت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره این تلاش ها شیرین شود.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به عید سه گانه در طلیعه بهار امسال، میلاد نبی مکرم اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع) و عید نوروز را به آحاد ملت ایران و همه ملتهایی که عید نوروز را گرامی می دارند، تبریک گفتند و با اشاره به چشم اندازها و امیدهای بسیار روشن در سال 1387، افزودند: امسال نظام مقدس جمهوری اسلامی سی سالگی خود را که در راه دفاع از استقلال و عزت ملی و حرکت به سمت اعتلای علمی و عملی گذشت، پشت سر می گذارد که همه این تلاشها در تاریخ ملت ایران برجسته و ماندگار خواهد ماند.

ایشان با اشاره به آغاز فعالیت مجلسی تازه نفس در سال جاری و همچنین فعالیت دولتی خدمتگزار، پرتلاش و خستگی ناپذیر، همکاری و برنامه ریزی این دو قوه را زمینه ساز انجام کارهای بزرگ دانستند و تأکید کردند: ما نمی توانیم آرام و معمولی حرکت کنیم، بلکه باید با تلاشی مضاعف، جدی تر و با نهایت شتاب اما حساب شده، منظم و منضبط به جلو برویم و در عرصه داخلی و همچنین عرصه پیچیده بین المللی از تمام ظرفیت ها برای دست یابی به پیشرفتهای بزرگ استفاده کنیم.

حضرت آیت الله خامنه ای، با تأکید بر اینکه برنامه ریزی مدبرانه، شجاعانه و عزت مدارانه در عرصه سیاست خارجی و موفقیت در این عرصه در توفیقات داخل کشور نیز تأثیرگذار است خاطرنشان کردند: علاج ملت ایران در کسب اقتدار است و امروز خوشبختانه مسئولان کشور عزت ملی را کاملاً در نظر دارند و در مقابل زورگویی و زورگیری دشمن ایستاده اند.

ایشان همکاری کامل دولت و ملت و اتکاء به خداوند را زمینه ساز پیشروی در عرصه قدرت یابی ملت ایران و اقتدار روزافزون کشور به ویژه اقتدار معنوی و روحی برشمردند و تصریح کردند: یکی از دو انتظار من در سال 1387، نوآوری در بخشهای مختلف و دستگاههای گوناگون اجتماعی، اقتصادی و خدماتی کشور از جمله در دیپلماسی، حرکت به سمت علم و تحقیق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهای محروم، و در آبادانی کشور است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: انتظار دوم در سال جاری این است که فعالیتهایی که در سالهای گذشته انجام شده و کارهایی که دولت در سالهای اخیر انجام داده، به نتیجه و شکوفایی برسند و کام مردم از نتیجه این فعالیتها و تلاشها شیرین شود بنابراین امسال را سال نوآوری و شکوفایی می نامم.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود، سال 86 را سالی مهم، پرحادثه و عزت آفرین برای ملت ایران دانستند و خاطرنشان کردند: در آغاز سال 86، ماجرای دستگیری ملوانهای متجاوز بیگانه و سپس عفو و آزادی آنان، چهره ای مقتدر و عین حال بردبار و پرگذشت از ملت ایران به جهانیان ارائه کرد و در پایان این سال نیز حضور پرشکوه و با عظمت مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی، بار دیگر چهره پرصلابت و همراه با اقتدار ملت ایران و عزم جدی آنان برای درست اداره کردن کشور را نشان داد.

رهبر انقلاب اسلامی کارهای با ارزش مسئولان اعم از دولت، مجلس و بخشهای گوناگون و همچنین کارهای بزرگ آحاد ملت به ویژه فعالیتهای علمی مجموعه های دانشجویی و کاوشگر را از دیگر نقاط مثبت در سال 86 و زمینه ساز پیشرفت کشور برشمردند و افزودند: در کنار این پیشرفتها، ضایعات، فقدانها و ناکامی هایی هم وجود داشت که آخرین آن حادثه تأسف بار فقدان عزیزان دانشجو در یک سانحه دلخراش بود اما به هر حال زندگی آمیخته از شادیها و غمها، شیرینی ها و تلخی ها است و مهم این است که یک ملت بتواند در میانه این حوادث گوناگون هدف خود را در نظر داشته باشد و به سوی آن هدف گامهای بلند بردارد.

حضرت آیت الله خامنه ای در پایان اظهار امیدواری کردند: ملت سرافراز ایران، سال جدید را با بهره گیری از نوآوریها و شکوفایی ها، به بهترین وجه با عزت، موفقیت، کامیابی، شادابی و با توان بیشتر به پایان برساند.