وقتي داور به نفع حريف سوت مي زند ...
« بـي اخـتـيـار، در اخـتـيـار نـبـاشـيـد. »
« نـقـد » يا « انـتـقاد » ؟!!
اشار
مدتي است كه خبرگزاري محترم و قرآني ايكنا در قالب يك سلسه مصاحبه با متخصصين به « نقد كتاب درسي قرآن پايه اول ابتدايي » اقدام نموده است. ضمن تشكر از اين خبرگزاري به دليل فراهم آوردن چنين فرصتي، انتظار اين بود كه مصاحبه هاي مندرج كه تعداد آن ها حدود 20 مورد است در موضوع كتاب درسي قرآن اول ابتدايي باشد؛ اما با يك نگاه به عناوين مصاحبه ها از طرح چنين موضوعاتي كاملاً شگفت زده و متعجب مي شويد. عناوين زير تنها گوشه اي از اين شگفتي است :
1- پشت پرده آموزش قرآن به کودکان دبستانی
2- اعضای گروه تألیف تغییر کنند.
3- سیستم آموزش قرآن مدارس ظاهرگرایانه است
4- تلفیق ناموفق سیاست و ایدئولوژی
5- لزوم اشاعه پرسشگری ابراهیمی در مدارس
6- فرمالیسم مذهبی ویرانگر است
7- مغز متفكري در آموزش نداريم.
به همين منظور و با هدف روشن شدن اذهان عمومي و نيز كارشناسان محترم حوزه فعاليت هاي قرآني كشور نكاتي را به اجمال و به قدر حوصله متذكر مي شويم. اميد كه با اصلاح رويه فعلي بتوان از فرصت ها به نفع توسعه ف فرهنگ قرآني و بويژه آموزش عمومي قرآن بهره مؤثري جست.
انتظار اين بود كه اين خبرگزاري، اخلاق قرآني و حرفه اي را مد نظر قرار داده و حداقل پاسخ مؤلفين به بخشي از اين مصاحبه ها را كه بارها براي ايشان ارسال شده، منتشر نمايد.
مقدمه
پايبندي به اصول و به قول معروف رعايت قواعد بازي در هر حوزه اي از جمله حوزه هاي علمي ضروري است. به ويژه آن كه به عنوان يك مسلمان، رعايت تقوا را در اولويت رفتار و اخلاق و نيز صلاحيت هاي حرفه اي خود قرار دهيم. رعايت اين اصل در حوزه « نقد » نيز كاملاً تعريف شده است. بنابر اين رعايت مراتب و مراحل نقد در حوزه اي مانند حوزه تربيت و يادگيري قرآن نيز از سوي منتقدان به ارتقاء سواد قرآني جامعه كمك شاياني خواهد كرد.
اخيراً سرويس ادب خبرگزاري محترم ايكنا با هدف نقد كتاب درسي آموزش قرآن پايه اول ابتدايي، اقدام به نشر مصاحبه هاي متعددي در همين زمينه كرده است. دفتر تأليف كتب هاي درسي دوره ابتدايي و متوسطه نظري وزارت آموزش و پرورش خود را موظف مي داند تا به شبهات و سؤال هاي مطرح شده پاسخ دهد. اولين نكته درباره شيوه ورود اين خبرگزاري به موضوع نقد است. نقد داراي تعريف و مراحل مشخصي است كه اگر مورد توجه قرار نگيرد، مي تواند صرفاً يك انتقاد در نظر گرفته شود. طبيعتاً نحوه تعامل در هر يك از اين دو موضوع با يكديگر متفاوت است.
واژه نقد در لغت نامه مرحوم دهخدا به معنی بهین گزیني است و در فرهنگ دكتر معين به معني تشخیص معایب و محاسن يك اثر . لذا از دیر باز این کلمه در مورد شناخت محاسن و معایب کلام به کار رفته است.
انتقاد عبارت است از اِعمال قضاوت منفی در مورد يك شخص يا يك چيز. هدف از انتقاد، کشف مفروضات مستتر و بر ملا کردن بطلان دعاوی حجیت آن مفروضات است. به زبان ساده، پیدا کردن غلط ها و اشتباه ها براي شكست دادن حريف.
نقد دیدن نیمه خالی و پر لیوان است و مبتنی بر معیارهای جمعی و عقل است و کمتر دچار اشکال می شود. نقد دیدن نقاط قوت و ضعف به طور همزمان است. نقد یک طرفه نیست و می خواهد مشکلی را حل کند. اما انتقاد معطوف به جنبه های منفی و معایب پدیده هاست. در انتقاد اغراض شخصی وارد می شود. انتقاد پیامی است معطوف به ارائه جنبههای منفی و معایب پدیدهها، رویدادها، موضوعات، اندیشهها، دستاوردها، اعمال و به طور خلاصه تمامی مسائل اجتماعی و انسانی. در واقع مطلب انتقادی مطلبی است که خصیصه اصلی آن جهتگیری منفی و واضح نسبت به یک عمل، اندیشه و رویداد باشد. ( پژوهشگاه صدا و سيما )
از آن جا كه انسان موجودی پرسش گر و اندیشه ورز است، همواره با بهره مندي از همین ویژگی، موجب خلق شمار انبوهی از آثار فکری و فرهنگی در طول تاریخ شده است. بی شک آنچه که موجب تداوم جریان خلاقیت و آفرینش فکری، هنری و فنی مدام و مستتر شده، روحیه نقادی است. روحیه ای که بدون تردید معطوف به بهبود امور است. نقد مثبت و منصفانه موجب پویایی جامعه بشری و موتور حرکت جوامع است و اساساً به خاطر همین خصلت بشری است که ما در بررسی پدیده های انسانی و اجتماعی از تاریخ کمک می گیریم. نقد صحيح تاریخ سیر حرکت جوامع و تغییر تحول آنها را به نشان مي دهد و خاستگاه وضعيت موجودي را كه در آن سر می کنیم، به ما باز می نمایاند .همه ما پذيرفته ايم كه نقد موجب شکوفایی جامعه است. هر کس ما را نقد کند بزرگترین خدمت را به ما نموده و هر کس که از بیان نواقص و معایب ما خودداری کند و یا آنها را لاپوشانی كرده و بدتر از آن، اگر تملق گویی نماید، خیانت بزرگی نموده است.
تذكر يك نكته مهم است كه برخی گمان می كنند که نقد، قضاوتی منفی است؛ اما واقعیت این است که نقد به معنای وارسی و کنکاش در ویژگی ها و خواص چیزی می باشد که در این صورت هم ابعاد و سویه های مثبت و مفید و هم جنبه های منفی بیان می شود. نکته دیگر آن كه برخی نقد را به دو دسته نقد سازنده و نقد مخرب تقسیم می کنند. به نظر مي رسد اگر چیزی از جنس نقد باشد، لاجرم باید سازنده باشد. لذا آن چيزي که صرفاً مخرب است، دیگر نقد نیست؛ بلکه می توان امر دیگری مانند دروغ، بهتان، تهمت، ناسزا و ... باشد .
بر نقد ( صحيح و سازنده ) اصولي مترتب است. مانند اين كه نقد بايد :
1- معطوف به بهبود امور باشد .
2- از سر خیر خواهی باشد .
3- توأم با ارائه اصلاحات پیشنهادی و یا راه حل باشد .
4- توأم با ذکر آثار و جنبه های مفید در کنار جنبه های منفی باشد .
5- منتقد خود و نقد خود را نیز نقد و ارزیابی نماید .
6- همراه با استدلال و سند و مدرک باشد .
7- متحجرانه و انعطاف ناپذیر نباشد .
8- واضح و روشن باشد. مبهم، مغلق و پیچیده نباشد به طوری که نیاز به مفسر داشته باشد.
9- احساسی و ایدئولوژیکی نباشد. به این معنا که پیش فرض آن بر نادرست بودن امر مورد نقد قرار نگیرد..
10- آزمون پذیر و عمومی باشد. به طوری که دیگران هم بتوانند با استفاده از همان روش و ابزار به همان نتایج مطرح در انتقاد دست یابند. به عبارت دیگر مهمل و بی معنی نباشد .
منتقد كيست ؟
آیا هر کسی می تواند هر چیزی را نقد کند ؟ آیا می توان کتابی را كه در زمینه خاص و با اهداف خاص نوشته شده است را بر اساس اظهار نظرهاي شخصي و سليقه اي و احساسي نقد كنيم ؟ بی شک پاسخ این سؤال منفی است. واضح است که منتقد باید خود در زمینه ای که نقد می کند دارای تخصص و تجربه و دانش در خوری باشد که اهل آن رشته او را به عنوان يك داور و ارزیاب بپذیرند و داوری و رای زنی او را در اين حوزه خاص، قبول کنند. اين كه يك قاري و حافظ محترم قرآن در حوزه برنامه درسي قرآن پايه اول ابتدايي ( صرف اين كه موضوع قرآن است) اظهار نظر كند تا چه حد صحيح و سازنده و مفيد است جاي بحث جدي است. مانند آن كه چون همه ما فارسي بلد هستيم، پس مي توانيم كتاب درسي فارسي اول ابتدايي را نقد و بررسي كنيم.
شيوه نقد صحيح
مشخص كردن نوع نقد باعث مي شود سير منطقي و علمي بررسي موضوع از منظر مشخص طي شود. از اين جهت بايد مشخص شود كه منتقد از چه منظري به موضوع نگريسته است. نقد تاریخی، نقد علمي، نقد اجتماعي، نقد اخلاقي، نقد روان شناسانه، نقد تطبيقي و ... . نقد و بررسي يك كتاب درسي ( مانند كتاب آموزش قرآن پايه اول دبستان ) از حيت نوع نقد، اَشكال و انواع مختلفي مي تواند داشته باشد.
از مباني روشي نقد در هر يك از انواع آن مي توان به مراحل زير اشاره كرد :
1- معرفي صحيح و دقيق اثر ( توسط مؤلف يا يك كارشناس و متخصص موضوعي )
2- ارائه نقد ( نقدها ) با مشخص كردن چارچوب دقيق آن ( مانند موضوع و نوع نقد )
3- ارائه فرصت لازم براي پاسخگويي و دفاع از اثر ( توسط مؤلف يا كارشناس )
4- برگزاري جلسه مناظره ( در صورت لزوم )
5- نتيجه گيري و ارائه پيشنهادها
سؤال هاي اصلي در نقد
طبيعتاً در مقدمه نقد محتوا ( كتاب درسي ) بايد به اين سؤال هايي از اين دست پاسخ داده شود : این کتاب چیست؟ این کتاب برای چیست؟ ( چه اهدافی را دنبال می کند؟ ) این کتاب برای کیست؟ در شرایطی تالیف شده است؟ ( اسناد بالادستي ) این کتاب چقدر با حقایق معتبر و متقن علمی منطبق است؟ در کتاب تا چه حد اصول نگارش و قواعد زبانی رعایت شده است ؟ این کتاب چه اثراتی بر جای گذاشته است ؟ تا چه میزان از کتاب موفق بوده است ؟ ( طبق اسناد معتبر ) آیا این کتاب از ویژگی های بدیع و تازه برخوردار است؟ مطالب و محتوای کتاب تا چه حد با هم سازگاری داد؟ عناوین و تیترهای کتاب با مطالب مربوط به آنها چدر منطبق است ؟ کتاب چقدر به حل مسائل زندگی روزمره کمک می کند ؟ در کتاب چقدر از معیار های زیبایی شناختی پیروی شده است ؟ کتاب با اصول و معیار های اخلاقی تا چه حد انطباق دارد ؟ آیا نکات غیر اخلاقی در کتاب وجود دارد؟
اين كه يك خبرگزاري چگونه مي تواند از يك كتاب تصور صحيح براي مخاطبانش ترسيم مي كند در پرتو ارائه اطلاعات دقيق و بي طرفانه امكان پذير خواهد بود. و نيز با توجه تنوع موضوعاتي كه در نقد محتوا آن هم در حوزه كتاب هاي درسي وجود دارد اين سؤال مهم است كه در نقد عناصر برنامه درسی چه چیزی را مي خواهيم نقد کنیم :
اهداف کتاب ؟ متن و محتواي کتاب؟ روش هاي تربيت و يادگيري ؟ فعالیت ها و تمرین های کتاب؟ اشکال، تصاویر و نمودارهای کتاب؟ شيوه ارزش يابي ؟ و ...
به عنوان مثال :
مي خواهيم با توجه به چه معیارها و شاخص هایی کتب درسی، اهداف را نقد کنیم ؟ بايد ببينيم كه :
- آيا انتخاب اهداف مناسب به لحاظ نیاز دانش آموزان هست يا خير ؟
- آيا انتخاب اهداف مناسب به لحاظ ضرورت های زندگی اجتماعی، دانش افرایی، مهارت آموزی و ایجاد نگرش ها و گرایش های مناسب در زمینه تحصیل و کسب موفقیت ها هست يا خير ؟
- آيا انتخاب اهداف مناسب با توجه به یافته های جدید علمی هست يا خير ؟
هم چنين در بررسي اهداف يك برنامه درسي در يك پايه تحصيلي و يك كتاب درسي، ابتدا بايد به هماهنگی بین اهداف کتاب با محورهاي زير توجه شود:
1- هماهنگي اهداف کلی و جزئی
2- هماهنگي اهداف و محتوای کتاب
3- توازن بین اهداف شناختی، عاطفی و مهارتی
4- رعایت استانداردهای نگارشی
5- تنوع و جذابیت اهداف و محتوای کتاب
قطعاً موفقيت يك برنامه درسي تا حدود زيادي به ميزان علاقه دانش آموزان با محتواي آموزشي دارد. بررسي اين كه كتاب درسي قرآن پايه اول ابتدايي تا چه حد به كانون رغبت دنش آموزان توجه كرده، بايد طبق پژوهش هاي ميداني استاندار مشخص شود. بديهي است تعميم نظر چند نفر در جامعه يك ميليون و دويست هزار نفري دانش آموزان پايه اول ابتدايي - در هر سال تحصيلي - نمي تواند مشت نمونه خروار محسوب شود.
بي اختيار، در اختيار نباشيم.
با توجه به آن چه بيان شد انتظار اين است كه ورود خبرگزاري محترم ايكنا به اين موضوع كه قرار است مصاحبه هاي متعددي به عمل آورد، در چارچوب نقد علمي و منطقي ارائه گردد و نه به صورت پراكنده و اغلب مخدوش. اين كه در يك مصاحبه، يك شخص محترم به نام كارشناس و يا مدير اجرايي، ادعاهايي را عليه كتاب درسي مطرح كند و براي آن هيچ دليل منطقي و پژوهش علمي ارائه نكند؛ چه نقش اصلاح كننده اي مي تواند داشته باشد ؟
مسلماً بي طرفي و خيرخواهي يك خبرگزاري از اركان اصلي و غير قابل انكار است. بر همين معيار بايد مراقب باشد تا نقد و سؤال به تشويش اذهان عمومي ميليون ها معلم، دانش آموز و خانواده نيانجامد. آن هم درباره درس مهم و اعتقادي چون آموزش قرآن و آن هم در شرايط حساس فعلي. از اين منظر مي توان به تيترهاي اصلي مطاحبه هاي اين خبرگزاري كه در ابتداي اين نوشته آمده بود، نگاهي دوباره انداخت.
همان طور كه مي بينيد حتي يك نقطه مثبت و اميد بخش در تيترها ديده نمي شود. در متن مصاحبه ها نيز سؤال ها عموماً جهت گيري منفي دارند به نحوي كه مصاحبه گر اصرار بر تحميل نظر خود و وادار كردن مصاحبه شونده به بيان نظرات عليه كتاب درسي قرآن دارد.
از سوي ديگر مطالب نقدگونه برخي از عزيزان، داراي ايرادات اساسي است كه حاكي از عدم تخصص ايشان در ورود به موضوع آموزش قرآن آن در پايه اول ابتدايي است. اين كه فرموده اند شروع آموزش قرآن از پايه اول دبستان غلط است و بايد از پايه سوم دبستان شروع شود. سخن حكيمانه اي نيست. زيرا :
اولاً - امروز آموزش قرآن حتي قبل از دبستان در كشورهاي اسلامي به رسميت شناخته شده و مدارس و مراكز بسياري در اين زمينه تلاش هاي موفقيت آميز فراواني را ارائه كرده اند. تجارب و پژوهش هاي داخلي هم نشان از امكان پذير بودن چنين هدفي در ايران است. و اگر اين هدف در دوره پيش از دبستان رسمي نشده، صرفاً به دليل آماده نبودن زيرساخت هاي لازم مانند مراكز و امكانات است؛ كه اميدواريم در آينده نزديك چنين زمينه اي فراهم شود.
ثانياً - قرآن در پايه اول ابتدايي آموزش داده مي شود. زيرا :
1- اين يك امر قانوني و مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش است.
2- اين تصميم مباني محكم علمي و نيز اعتقادي دارد. مانند : فرمايش اميرالمومنين علي عليه السلام در نامه ۳۱ به امام حسن مجتبي عليه السلام است که آموزش قرآن را بر ساير مطالب مقدم مي شمارد.
3- اين تغيير و تحول مربوط به سال ۱۳۷۶ و پيرو دستور رهبر معظم انقلاب در توجه ويژه به آموزش قرآن در وزارت آموزش و پرورش ( پيام هشت ماده اي معظم له ) است.
4- پژوهش هاي رسمي تأييد شده امكان و ضرورت آموزش قرآن در پايه اول را ثابت مي كند.
5- بررسي ميداني حاكي از نظر مثبت اغلب معلمان عزيز پايه اول دبستان در ارتباط مؤثر دو درس فارسي و قرآن با يكديگر است.
هم چنين برخي از عزيزان فرموده اند با سيستم نمره در درس قرآن آن هم در كلاس اول ابتدايي مخالف هستيد. اين ايراد وارد نيست. زيرا دقيقاً بيست سال است كه سيستم نمره در درس قرآن پايه اول و دوم ابتدايي و بيش از ده سال است كه نمره در كل دوره ابتدايي ( اول تا ششم دبستان ) جود ندارد. روش جديد، شيوه ارزش يابي كيفي - توصيفي است.
در اين جا پيشنهاد مي شود خبرگزاري محترم و مصاحبه شوندگان گرامي قبل از اظهار نظر، به مقدمه كتاب هاي درسي، كتاب هاي راهنماي تدريس معلم و سايت گروه درسي مراجعه فرمايند؛ كارشناسان و مؤلفان كتاب هاي درسي اين دفتر نيز همواره در خدمت ايشان خواهند بود و اطلاعات لازم را در اختيار قرار خواهند داد. لذا در درج اظهار نظرها از شتابزدگي اجتناب شده و در ورود به اين حوزه علمي، مداقه بيشتري صورت گيرد.
به عنوان مثال استدلال و نتيجه گيري در اين مطلب كه سيستم آموزش قرآن کشور خروجي مطلوبي ندارد. پس اعضاي گروه تأليف بايد تغيير کنند. جاي تأمل بسيار دارد. زيرا اين سخن، مانند آن است كه بگوييد نظام جمهوري اسلامي در تحقق قانون اساسي كشور، خروجي موفق و مطلوبي ندارد. پس بايد تغيير كند. همان قدر كه از اين جمله، برخورد خيرخواهانه برداشت نمي شود، اين نوع اظهار نظر هم چنين شائبه هاي مختلفي را به دنبال دارد. انتظار اين است كه در كنار فعاليت هاي قرآني، قرآني فعاليت كنيم و حق قضاوت را به خوانندگان محترم و نيز متوليان امر واگذار كنيم.
همان طور كه گفته شد از لوازم نقد صحيح ارائه پيوست پژوهشي در اداعاهاي ارائه شده است. در يك پژوهش علمي عوامل و متغيرهاي گوناگون آشكار و پنهاني وجود دارد كه در مقياس كشوري مانند ايران بايد به آن ها توجه جدي شود. زيرا هر يك از آن ها در موفقيت يا عدم موفقيت يك برنامه درسي و آموزشي از مرحله برنامه ريزي تا اجرا و ارزش يابي كاملاً مؤثر هستند. طبيعتاً با چنين ساده انگاري هايي نمي شود به سادگي نسخه چيزي يا كسي را پيچيد.
انتظار ديگر آن است كه خبرگزاري محترم ايكنا بي اختيار، در اختيار نباشد. به اين معني كه درست نيست برخي از مصاحبه شوندگان محترم از آشنايي و نفوذ خود در آن خبرگزاري براي تحميل برخي از تيترها و مطالب تا اين اندازه بسيط اليد باشند؛ بويژه كه مطالب و ادله ارائه شده به هيچ عنوان ناظر بر تيتر مذكور نباشد. از خبرگزاري ايكنا انتظار مي رود با ايجاد اميد و تقويت نشاط قرآني زمينه پيشرفت قرآن در آموزش و پرورش، را فراهم كند.
سخن پاياني
ضمن سپاس از آن خبرگزاري محترم در پرداختن به موضوع آموزش قرآن پايه اول ابتدايي و با توجه طرح برخي شبهات و سؤال ها در جامعه، بدينوسيله دفتر تأليف كتب هاي درسي دوره ابتدايي و متوسطه نظري آمادگي خود را براي معرفي برنامه درسي قرآن پايه اول ابتدايي و نيز پاسخ به شبهات و سؤال هاي طرح شده، در قالب متن و فيلم و نيز ارائه فايل كتاب هاي درسي و راهنماي تدريس معلم، رسانه هاي ديداري و شنيداري از طريق آن خبرگزاري قرآني اعلام مي دارد.
اگر موضوع نقد و بررسي برنامه درسي قرآن در هريك از پايه هاي تحصيلي، در قالب يك برنامه دقيق و حساب شده صورت پذيرد، قطعاً اثربخش تر، سازنده تر و نيز منصفانه تر خواهد بود.
........ 《 نهج القرآن 》........