« سطـحی نـگـری تـا کـی؟!! »
بـرخي سعي می كنند « رهـبـري » را در مـقـابـل « قـانـون » قرار دهند.
1- مهجوريت قرآن تحميلي است.
مهجوريت قرآن كريم در نظام تعليم و تربيت « تـحـميـلي » است. برای این ادعا دلایل و مستندات فراوانی وجود دارد. از معضل لاينحل تقليل ساعات كاري آموزگاران تا تمركز بر تبليغ و ترويج به جاي آموزش و هم چنين از بي توجهي مطلق به آموزش عمومي قرآن كريم تا تمركز بر نخبه گرايي و مسابقات بين المللي قرآن (كه البته وظيفه سازمان اوقاف است)؛ همه و همه مؤيّد و مقوّم اين سخن حكيمانه رهبر معظم انقلاب اسلامي است كه در روز معلّم سال 1385 است كه فرمودند : « حـقـيـقـتـاً قـرآن در آمـوزش و پـرورش مـهـجـور اسـت. »
با اين وجود در سال هاي اخير شاهد اجراي طرح هاي متعددي بوده و هستيم كه همه به نام قرآن و با استناد فرمايش رهبر معظم انقلاب اسلامي صورت مي گيرد. از طرح ملي حفظ قرآن كريم در چهار سال قبل و طرح تأسيس 10 هزار مدرسه قرآني گرفته تا برگزاري مسابقات بين المللي قرآن و طرح ملي حفظ قرآن در سال جاري؛ تنها چيزي كه در اين ميان هرگز ديده نمي شود، عبارت است از : « سياست هاي ابلاغي رهبري » ( به عنوان يكي از اركان اصلي اسناد تحولي وزارت آموزش و پرورش ) چنان كه گويي مقام معظم رهبري هرگز چيزي به عنوان « سياست هاي کلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور » به اين وزارت ابلاغ نفرموده اند. و نيز انگار نه انگار كه وظيفه آموزش و پرورش « آموزش و تربيت » است و نه تبليغ و ترويج و باز هم انگار نه انگار كه وزارت آموزش و پرورش مسئول آموزش عمومي قرآن « يعني آموزش قرآن به همه دانش آموزان كشور » است و نه نخبه گرايي و نخبه گزيني ...
2- تربیت ده میلیون حافظ وظيفه كيست؟
آن چه از بررسي اسناد تحولي وزارت آموزش و پرورش و به ويژه سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري به اين وزارت به دست مي آيد، به وضوح نشان مي دهد كه تربيت ده ميليون حافظ وظيفه مستثيم و اوليه اين وزارت نيست. بلكه نظام رسمي تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران بايد چنين هدفي (تربيت ده ميليون حافظ قرآن) را در برنامه هاي ضمني خود و بنا بر تناسب با مأموريت ذاتي و محوله پيگيري كند.
شايد بيان يك خاطره از معاون محترم پژوهشي سابق وزارت آموزش و پرورش فصل الخطابي باشد بر مسائل در حال حاضر در وزارت آموزش و پرورش:
روزي از حجه الاسلام و المسلمين محي الدين بهرام محمديان ( معاون سابق وزير ) سؤال كردم : « آيا موضوع تربيت ده ميليون نفر حافظ قرآن وظيفه نظام تعليم و تربيت است؟ اگر چنین است ما هم ( به جاي اسناد تحولي ) تغيير جهت بدهيم. » ايشان فرمودند: « من همين سؤال را از مقام معظم رهبري پرسيدم، ايشان فرمودند : شما به وظيفه خود عمل كنيد. » از آقاي محمديان پرسيدم : « اجازه دارم از طرف شما اين مطلب را نقل قول كنم؟ » فرمودند : « مانعي ندارد. »
3- « حكم مولوي » يا « حكم ارشادي » مسـأله اين است.
سخنان حكيمانه و به ويژه اوامر مقام معظم رهبري را مي توان به دو گروه تقسيم كرد. احكام مولوي و احكام ارشادي؛ اين تقسيم بندي از آن جنبه حائز اهميت است كه فضائل، جاي فرائض را نگيرد و مستحبات به واجبات ضرر و زيان نرساند.
احكام مولوي آن دسته از اوامري هستند كه به صورت رهنمودهاي مستقيم ابلاغ شده و جنبه قانوني دارد و تخطي از آن تخلف به شمار مي رود. اما احكام ارشادي اوامر و نصايحي هستند كه به صورت كاي و غير مستقيم كل جامعه را شامل شده و بخش هاي ذي ربط ميتني بر وظايف و مأموريت خود در آن زمينه به برنامه ريزي و عمل اقدام مي كند.
عده اي تلاش مي كنند خواسته يا ناخواسته فرمايش مقام معظم رهبري را در مقابل قانون قرار دهند. نكته مهمي كه بايد به آن توجه زيادي داشت آن است كه موضوع « تربيت ده ميليون حافظ قرآن » به دليل آن كه يك « حكم ارشادي » است، مخاطب آن همه جامعه است. در چنين شرايطي هر يك از نهادها و ارگان هاي خاص، بايد با توجه به مأموريت و وظايف ذاتي خود به آن توجه كنند. البته برخی از ارگان ها، نهادها و مؤسسات قرآني به دلیل آن كه مأموریت اصلیشان حفظ قرآن است باید بیش از دیگران در این زمینه همت گمارند.
اما وقتي معظم له براي وزارت آموزش و پرورش ( به طور خاص ) « سياست هاي ابلاغي » وضع و ابلاغ مي فرمانید ديگر نمي توان گفت مخاطب اين حكم مولوي، همه جامعه است. بلكه به واقع وزارت آموزش و پرورش به صورت خاص بايد به مأموريت ذاتي و وظيفه اصليش عمل نماید. در واقع تفاوت عمل نسبت به حكم ارشادي و حكم مولوي مانند تفاوت عمل به فضايل ( مستحبات ) و فرائض ( واجبات ) است.
4- سياست هاي ابلاغي رهبري ( حكم ولايي )
جالب است بدانيد در سياست هاي کلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور كه توسط مقام معظم رهبري ابلاغ گرديده است، تنها نام يك درس برده شده است، و آن نام « درس قرآن » است. و ايشان حتي به جزئيات اين درس هم اشاره فرموده اند :
4- ايجاد تحول در نظام برنامه ريزي آموزشي و درسي با توجه به :
4-4 توسعه فرهنگ و معارف اسلامي و يادگيري قرآن ( روخواني، روان خواني و مفاهيم ) و تقويت انس دانش آموزان با قرآن و سيره پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله ) و اهل بيت ( عليهم السلام ) و گسترش فرهنگ اقامه نماز.
1392/2/10
عنايت بسيار ويژه معظم له به درس قرآن و ابعاد و اجزاء و عناصر آن، حاكي از دغدغه مندي ايشان است كه درباره هيچ يك از دروس ديگر ديده نمي شود.
5- تربيت ده ميليون حافظ قرآن ( حكم ارشادي )
مقام معظم رهبری در دیدار جامعه قرآنی کشور با معظمله در 1390 فرمودند : « يكي از چیزهایی که می تواند تدبر در قرآن را به ما ارزانی بدارد، حفظ قرآن است. ما حافظ قرآن کم داریم. من قبلاً گفتم که در کشور ما حداقل باید یک میلیون نفر حافظ قرآن باشند - حالا یک میلیون که عدد کمی است نسبت به این جمعیتی که ما داریم - اما حالا چون دوستان الحمدللَّه یک مقدماتی فراهم کردهاند، کارهائی را مشغول شدهاند و دارند برنامههائی را فراهم میکنند برای اینکه انشاءاللَّه حفظ راه بیفتد، ما هم امیدمان بیشتر شده و به جای یک میلیون، می گوئیم انشاءاللَّه ما باید ده میلیون نفر حافظ قرآن داشته باشیم. »
1390/5/5
6- چند سؤال :
1- آيا وزارت آموزش و پرورش با داشتن بيش از ۱۴ ميليون و ۷۰۰ هزار دانش آموز، در ۱۰۵ هزار مدرسه، حدود ۶۰۰ هزار كلاس درس، 390 هزار معلم قرآن، يك ميليون و 136 هزار كلاس درس قرآن در هفته و 34 ميلیون و 80 هزار زنگ قرآن در سال ، چگونه مي تواند بدون داشتن سياست هاي نظارتي و حمايتي، سياست هاي ابلاغي معظم له را جامه عمل پوشاند؟
2- آيا با تمركز بر فعاليت هاي تخصصي قرآن و صرف وقت و هزينه هاي فراوان در موضوعات فرعي چون « نخبه گرايي، توسعه طرح ملي حفظ قرآن در مدارس، برگزاري مسابقات متعدد قرآني پرهزينه در رشته هاي غير مرتبط با اهداف و اسناد مصوب، مانند مسابقات بين المللي قرآن كريم، كلاس هاي حفظ و قرائت و تجويد و صوت و لحن و مفاهيم و ... » و متمركز كردن بهترين معلمان و مربيان در اين بخش و بالتبع آن، محروم كردن ساير بخش ها از امكانات و نيروهاي مؤثر، مي توان به تحقق سياست هاي ابلاغي رهبري خوش بين بود؟ آيا اين حكايت ضرب المثل « همه كاره ي هيچ كاره » نيست؟
كساني كه با كمك اعتبارات بادآورده آموزش عمومي قرآن ضمن به خدمت گرفتن تريبون هاي مختلف، به دنبال زير سؤال بردن برنامه درسي و رسمي قرآن هستند، به جاي پاسخگويي، اقدام به « فرار به جلو » را پيش گرفته اند. و اين همان « نگاه انحرافي » و خطرناكي است كه سعي دارد رهبري را در مقابل قانون قرار دهد.
7- ساير اسناد تحولي
ساير اسناد تحولي ( مانند سند تحول بنيادين و سند برنامه درسي ملي ) نيز در راستاي تبيين سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري و كاملاً الزام آور است. تنها مشكل اجراي اين اسناد تحولي « نبودن عزم لازم براي اجراي آن است. »
اولين و كم هزينه ترين و در عين حال ساده ترين و مؤثرترين راهبرد اجرايي براي تحقق اسناد تحولي « جلوگيري از اجراي طرح و برنامه هاي متعدد پرهزينه و بي خاصيت » است.
اخيراً مقام عالي وزارت آموزش و پرورش در جمله اي حكيمانه و اميد بخش، نويد چنين تحول بزرگي را بيان فرموده اند. اميدوام اين فرمايش آقاي بطحايي شامل همه موارد، اعم از كتاب هاي قرآني داخل و خارج از سيستم هم بشود؛ ايشان فرموده اند :
« تـنـها کـتـابی که معـتـبـر است و باید مورد تـأکـید قرار بگیرد، کـتـابی است که به عنوان کـتـب درسی در مدارس دارد تـوزیـع می شود. مـا در مـدارسـمان به کـتـاب های دیـگری نـیاز نـداریـم. »
4 شهریور نمایشگاه دستاوردهاي وزارت آموزش و پرورش
8- كج فهمی، نتيجه بي دقتي
يكي از كج فهمي هاي رايج آن است كه اغلب افراد و حتي كارشناسان و دلسوزان امور قرآني به اين نكته ظريف و در عين حال بديهي توجه ندارند كه « آموزش خواندن قرآن، بسيار مهم تر از پرداختن به حفظ و قرائت آن است. » به اين مثال توجه كنيد : « آيا در فارسي آموزي، آموزش حفظ اشعار فارسي كتاب، مهم تر و ضروري تر است و يا مهارت آموزي خواندن و نوشتن ؟ »؛ قطعاً هر عقل سليمي مي گويد : مهارت خواندن و نوشتن؛ زيرا :
1- خواندن و نوشتن، كليد ورود به همه علوم است. سنگ زير بناي هر علمي توانايي خواندن و نوشتن و فهميدن است.
2- سن يادگيري خواندن و نوشتن همان دوران ابتدايي و مدرسه است و اگر اين فرصت طلايي از دست برود جبران آن با مشكلات فراواني ( همچون وضعيت نهضت سواد آموزي ) روبه رو خواهد شد.
از اين رو آموزش خواندن قرآن به مراتب حساس تر و پرثواب تر است از ساير فعاليت هاي قرآني
( وَ لكِن اَكثَرُهُم لايَعلَمونَ )
9- راهكار پيشنهادي :
يكي از سؤال هايي كه اغلب دلسوزان امور قراني و نظام تعليم و تربيت اسلامي سؤال مي كنند اين است كه : « آيا مشكل « بي سوادي قرآني » در جامعه قابل حل است؟ »
به عنوان يك متخصص حوزه آموزش قرآن در وزارت آموزش و پرورش عرض مي كنم: « بله؛ به يك شرط : آن كه برنامه درسي قرآن و ساعات آموزش قرآن به رسميت شناخته شود. »
توضيح آن كه حدود 20 بخش و موقعيت در وزارت آموزش و پرورش به انجام فعاليت هاي قرآني مبادرت دارند. در صورت تحقق مراحل زير، مي توان به ريشه كني بي سوادي قرآني در طول يك برنامه منسجم پنج ساله اميدوار بود :
1- تمركز بر برنامه درسي قرآن ( ساعات درسي و رسمي )، با حذف يا اصلاح كلي فعاليت ها و برنامه هاي غير مرتبط با اين بخش
2- ايجاد وحدت انديشه و انسجام عمل بين بخش هاي متكثر موجود در اين وزارت، با تعيين و تثبيت مديريت متمركز و كارآمد به عنوان مجري و پاسخگوي هدف مشخص شده
3- تخصيص اعتبارات موجود بخش آموزش عمومي قرآن به اين بخش تا 5 سال
توضيح : اين ايده كه طرح كلي آن قبلاً تقديم مسئولان و متوليان امر شده مي تواند در فراهم آوردن زمينه مناسب تربيت ده ميليون حافظ قرآن تئسط ساير بخش هاي ذي ربط مؤثر و كارآمد باشد.
10- نتیجه :
1- تحول هميشه اضافه كردن و شاخ و برگ دادن نيست. بلكه كاستن شاخ و برگ هاي زائد و مزاحم را هم شامل مي شود.
2- وزارت آموزش و پرورش با تمركز كامل بر اجراي سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري مي تواند نويد بخش و زمينه ساز تربيت ده ميليون حافظ قرآن باشد. به شرطي كه بر مأموريت اصلي خود متمركز شده و از حواشي پرهيز نمايد.
3- « سطحي نگري » از اصلي ترين و عمده ترين آسي هاي اين حوزه است. اميد است با درايتي كه از وزير محترم سراغ داريم از سيطره تحكمي جريان هاي خاص كاسته شود و فرصت براي رشد علمي و تربيتي در اين زمينه فراهم گردد.
4- عده اي به دليل داشتن تعصب و نگاه تك بعدي به موضوع حفظ قرآن، خواسته يا ناخواسته رهبري را در مقابل قانون و مستندات قرار مي دهند ( كما اين كه همين خواص چند سال پيش در همين وزارت آموزش و پرورش از جايگاه رفيع رهبري معظم انقلاب براي اجراي طرح ملي حفظ قرآن هزينه كردند كه به دلايل متعدد جلوي آن گرفته شد.) و امروز دوباره تاريخ تكرار مي شود. و اين رويه، نه معقول است و نه شايسته.
11- سخن پاياني
سخن را با جملاتي از يك شهيد قرآني پايان مي دهم؛ شهيدي كه به ياد و نامش، ده ها محفل قرآني برگزار شد؛ اما آخرين سخنانش شنيده نمي شود. حاج محسن حاج حسني شهيد تفكر وهابي - تكفيري آل سعود در صحراي مِناست، او در آخرين يادداشت وبلاگ خود چنين مويه مي كند :
« قرآن، من شرمندهام، اگر به یک فستیوال مبدل شدهای حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول یک معرفت است یا رکوردگیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کردند، حفظ کنی تا اینچنین تو را اسباب مسابقات هوش ندانند. خوشابه حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو؛ آنان که وقتی تو را میخوانند، چنان حظ میکنند که گویی قرآن همین حالا بر ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کردهایم، تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدهایم. »
نامش گرامي، روحش شاد و سخنش پر رهرو بـاد
وَ الـسَّـلام
1397/6/24