تثلیث مهجوریت قرآن در جمهوری اسلامی ایران
اشاره
علي رغم يكه تازي برخي از چهره هاي قرآني كشور در ميادين و مسابقات بين المللي حفظ و قرائت قرآن كريم در دهه هاي اخير، با تأسف بايد گفت « رويكرد نخبه گرايي » در آموزش ها و فعاليت هاي عمومي قرآن كشور و تلاش براي حفظ اين موقعيت ظاهري، كم توجهي به « تربيت قرآني » در بين آحاد جامعه و بويژه نسل آينده انقلاب اسلامي ايران در چند دهه اخير را به دنبال داشته است.
دلايل اصلي اين عقب ماندگي را بايد در تسلط تثلیث سه گانه تفکر « اخباری »، تفکر « تصوف » و تفکر « سیاسی » بر جايگاه قرآن در كشور دانست. « مطلق گرايي » و « ظاهر گرايي » دو نتيجه تلخ چنين تفكري است كه در نهايت به « نقل گرايي » صرف به جاي « عقل گرايي » مي انجامد. دليل اصلي مهجوریت قرآن كريم در ايران را بايد در چنين پاراديم خود تحميلي جست وجو كرد.
و از سوي ديگر تلاش و ادعاي نظام جمهوري اسلامي ايران در ارائه الگوي صحيح پيشرفت بر اساس سبك زندگي اسلامي در كشور، منطقه و جهان، توجه به اين موضوع را دو چندان مي كند.
اين نوشته سعي دارد تا با تبيين مسأله كلان مهجوريت قرآن كريم در كشور، فاصله حرف تا عمل را ابتدا در حوزه فكر و نظر كاهش دهد. اميد است با توجه به استعدادها، امكانات و فرصت هاي ناب موجود، قدم هاي مؤثرتري در زمينه عمل نيز برداشته شود.
واژگان كليدي : مكتب، اخباري گري، تصوف، فرهنگ سياسي، تثليث، مهجوريت
مقدمه
مهجوريت قرآن در ايران را بيش از همه بايد در تسلط تثليث سه گانه هاي تفكر اخباري، تصوف و سياسي جستجو كرد. اين هژموني، بيش از هر چيز ريشه تاريخي و فرهنگي دارد. حكومت هايي كه متاثر از تفكرات خاص مكتبي و مذهبي، با حضور آشكار قرآن در صحنه اجتماع، چندان موافق نبودند و بلكه احساس خطر مي كردند. لذا مبناي بقاي هر چه بيشتر اقتدار سياسي خود را در عدم حضور قرآن كريم در جامعه مي دانستند. لذا همواره در تلاش بودند كه اين حضور را حضوري خنثي و بي اثر معرفي كنند.
كدام مهجورترند؟ ( قرآن يا اهلبيت )
به نظر نويسنده، مهجوريت قرآن كريم در طول تاريخ، اگر از مظلوميت اهلبيت عليهم السلام بيش تر نباشد، كم تر نيست. با بررسي سير تاريخي اين موضوع و هم چنين با نگاهي اجمالي به آيات قرآن، از جمله آيه 30 سوره فرقان، روايات شريف ائمه معصومين و نيز آثار حضرت امام راحل ره از جمله وصيت نامه الهي سياسي ايشان و كتاب آداب الصلاه، به اين غفلت تاريخي جامعه اسلامي درباره قرآن كريم پي خواهيم برد :
1- آيه 30 سوره فرقان با همه آيات قرآن از جهاتي متفاوت است. چرا كه از آيات جبري قرآن كريم است. خداي رحمان از باب رحمت خود، در قرآن كريم مسلمانان را 89 بار با عبارت « يا ايها الذين آمنوا » بر ساير اديان و مردم فضيلت بخشيده است. مگر در همين آيه كه از زبان پيامبر رحمت و مهرباني از افراد سست ايمانِ به ظاهر مسلمان، گله و شكايت كرده است :
« وَ قالَ الرَّسولُ : يــا رَبِّ ! اِنَّ قَومِي اتَّـخَـذوا هـذَا القُرآنَ مَهـجورًا »
در آن روز رسول اكرم ( به شکوه از امت در پیشگاه رب العزّه) عرض کند :
بارالها ! (تو آگاهی که) امّت من این قرآن را به کلّی متروک و رها کردند.
سوره فرقان، آيه 30
2- امام خميني ره در همان طليعه وصيت نامه الهي – سياسي خود، پس از ذكر حديث شريف ثقلين و حمد و ثناي خداوند موضوع مهجوريت قرآن كريم را شرح مي دهد و دليل مظلوميت اهلبيت را هم در همين مهجوريت قرآن مي داند :
« اكنون ببینیم چه گذشته است بر كتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترك پیامبراسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - مسائل اسف انگیزی كه باید برای آن خون گریه كرد، پس از شهادت حضرت علی عليه السلام شروع شد. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن كریم را وسیله ای كردند برای حكومت های ضد قرآنی؛ و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را كه سراسر قرآن را از پیامبر اكرم - صلی الله علیه وآله و سلم - دریافت كرده بودند و ندای انی تارك فیكم الثقلان در گوششان بود با بهانه های مختلف و توطئه های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و به وسيله قرآن، در حقیقت قرآن را ... از صحنه خارج كردند.
... و انحراف از دین خدا و كتاب و سنت الهی را پایه گذاری كردند، تا كار به جایی رسید كه قلم از شرح آن شرمسار است. و هرچه این بنیان كج به جلو آمد كجی ها و انحراف ها افزون شد؛ تا آنجا كه قرآن كریم را ... چنان از صحنه خارج نمودند كه گویی نقشی برای هدایت ندارد و كار به جایی رسید كه نقش قرآن به دست حكومت های جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان، وسیله ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد.
و مع الاسف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل، قرآن این كتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنكه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و كتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا بكلی از صحنه خارج شد. ... »1
تثليث مهجوريت قرآن
همان طور كه در مقدمه گفته شد مهجوريت قرآن در ايران را بيش از همه بايد در تسلط تثليث سه گانه هاي تفكر اخباري، تصوف و سياسي جستجو كرد. اكنون به معرفي اجمالي هريك از اين موضوعات و تفكرات مي پردازيم :
تثليث2
تَثلیث واژهای عربی است به معنای « سهگانگی». منظور از تثليث يا « سه گانه باوري » در اين مقاله تاثيرات عميق اين سه نوع تفكر در حوزه تربيت قرآني و اسلامي است. اين مشابهت لفظي با موضوع تثليث در مسيحيت متفاوت است و نياز به توضيح بيش تري ندارد. اما از نظر اشتراك باور اين سه حوزه فكري در ميان امت اسلامي، با عبارت « تثليث » از آن ها ياد شده است.
مهجوريت قرآن
« هِجر» در لغت به معنای « دوری کردن بدنی، زبانی یا قلبی از دیگری » است. ولی کلمه « اتخاذ » ( به دست آوردن و گرفتن ) معنای جدیدی از کلمه «مهجوراً» را القا می کند و بیانگر این نکته است که قوم رسول اکرم نه تنها قرآن را وا ننهاده اند و ترک نگفته اند، بلکه آن را در اختیار گرفته و به آن دست یافته اند، ولی در اثر عدم درک صحیح و عدم استفاده شایسته و بایسته، قرآن، عملاً مهجور و متروک مانده است. بنابراین مهجور کردن قرآن یعنی روی گردانی و دوری از آن؛ در حالی که مهجور گرفتن قرآن یعنی پرداختن به قرآن به گونهای که اگر چه در ظاهر از این رویکردهای مختلف قرآنی بوی توجه و استفاده به مشام می رسد، ولی در حقیقت همه این رویکردها بیگانه با قرآن است.3
در مهجور کردن قرآن، شخص به خانه قرآن قدم نمی گذارد، ولی در به مهجوریت گرفتن قرآن، فرد به میهمانی صاحبخانه ای فاضل و حکیم نایل شده است، ولی به جای توجه به میزبان و استفاده از محضر وی، گرفتار نقش و نگار در و دیوار خانه او شده است.4
مكتب
مكتب عبارتست از « مجموعه اى از نظرات، باورها، مشى و روشها در جنبه هاى مختلف حيات سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فلسفى، هنرى و ... »5
برخى مكتب را عبارت از : « راه و روش زندگى، منطق زندگى و يا مجموعه اى از معتقدات فردى يا جمعى » دانسته اند.
گروهى آن را عبارت دانسته اند از « طرز فكرى جامع الاطراف و قابل اجرا و عمل در عرصه حيات فردى يا اجتماعى. »
هر مكتب ضمن اينكه فلسفه زندگى را نشان مى دهد، بايد مجهز به منطق باشد، آرمان آفرين باشد، ديدها و نگرشها را نسبت به مسائل ماده و معنى روشن سازد، مقررات آن ضوابط را نشان دهد، خط مشى و عملكردها را نشان دهد، شيوه هاى متغير و متفاوت براى وصول به اغراض را تحت نظر گيرد و از آن دفاع و يا آن ها را اصلاح كند.
هر مكتب داراى دو جزء اساسى است :
1- انديشه : كه داراى جنبه زيربنائى است و ديد و جهان بينى آن را نشان مى دهد. معمولاً پيش فرضها، مقبولات، نگرشها، بينشهاى يك مكتب بر آن استوار است.
2- عمل : كه در واقع نشان مى دهد آنچه را كه مكتب از نظر تئورى بيان مى دارد، به چه صورتى قابل پياده شدن است. در واقع عمل، پيوند خود را با انديشه مكتب، نشان مى دهد.
مكتب فكري : مجموعه یا گروهی از افراد که ویژگیهای فکری مشترک خود یا چشمانداز فلسفی، رشته، اعتقادی، جنبش اجتماعی، جنبش فرهنگی و جنبش هنری خود را با یکدیگر در میان میگذارند.6
مكتب اخباري گري
اخباریه؛ همان « اصحاب حدیث » هستند، که در شیعه آنها را اخبارى می نامند. این گروه اجتهاد را باطل می دانند و فقط از اخبار (روایات، احادیث) تبعیت می کنند. آن ها گروهی از فقیهان امامی بودند كه اخبار و احادیث امامان شیعه را تنها منبع فقه و تنها مبنای استنباط احکام شرعی میدانستند. این گروه که از قرن ۱۱ قمری به بعد ظهور کردند، به کارگیری روشهای اجتهادی و دانش اصول فقه را روا نمیشمارند. در مقابل آنان، فقیهان اصولی، روشهای اجتهادی و اصول فقه را در استنباط احکام فقهی لازم میدانند.7
تقابل میان اخباریان و اصولیان پیش از قرن یازدهم قمری نیز به صورت غیر رسمی و نه چندان آشکار وجود داشت؛ اما در این قرن تقابل شدت گرفت و دو اصطلاح اخباری و اصولی رواج یافت و این دو گروه به صورت آشکار و رسمی در مقابل یکدیگر برخاستند.
ظهور اصطلاح اخباری
کاربرد اصطلاح اخباری نخست بار در نیمه نخست سده ۶ ق /۱۲م در كتاب ملل و نحل اثر شهرستانی به چشم میآید. و به دنبال آن در کتاب نقض عبدالجلیل قزوینی رازی، عالم امامی سده ۶ق دو اصطلاح اخباری و اصولی در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند. 8
افول اخباریگری
با ظهور شیخ مفید ( ۴۱۳ق / ۱۰۲۲م ) و در پی او سید مرتضی ( ۴۳۶ق /۱۰۴۴م ) و شیخ طوسی (۴۶۰ق /۱۰۶۸م ) و تألیف نخستین آثار در اصول فقه امامیه، حرکتی نوین در فقه امامی آغاز شد که تا قرنها گرایش فقها به استنباط را بر حدیث گرایی برتری داد. تقابل دو گرایش در جای جای آثار عالمان یاد شده، به چشم میخورد. 9
با آغاز تقابل آشکار میان اخباریان و اصولیان در قرن ۱۱ق. و ادامه آن در قرون بعدی و ظهور بزرگان اصولی مانند آیت الله وحید بهبهانی (م. ۱۲۰۵ق.) اخباریون رفته رفته نفوذ خود را در حوزههای علمیه از دست دادند. وحید بهبهانی از تاثیرگذارترین عالمان اصولی در شکست اخباریان بود. او دامنه مبارزه خود با اصولیان را از حوزه نظری به عمل نیز کشاند و از جمله، نمازگزاردن به امامت شیخ یوسف بحرانی، پیشوای اخباریون را حرام اعلام کرد. پس از او عالمان اصولی دیگر هم چون شیخ مرتضی انصاری(م. ۱۲۸۱ق) شیخ جعفر نجفی کاشف الغطاء (م. ۱۲۲۷ یا ۱۲۲۸ق ) و دیگران، با تبلیغ و ترویج اصولیگری و تدوین و تدریس علم اصول، اخباریان را به کلی از میدان به در کردند و امروزه بر حوزههای علمیه شیعه، اندیشه اصولی حاکم است و از اخباریون جز به صورت پراکنده نفوذ و فعالیتی دیده نمیشود.
اشعريون مروج اخباري گري
غلبه اخباري گري بر عقل گرایی را بايد مهم ترین عامل انحطاط تمدن اسلامی دانسته اند. در تاریخ اسلام، جرقه های فکر اخباري توسط اشعریون همواره در کنار و به نفع حكومت ها و قدرت های سیاسی و به زیان آزادی امت اسلام به کار رفته است. دینداری بدون تعقل را بايد مهمترین شعار مکتب اشعری دانست. ریشه تفکر تعطیل عقل را در سِفر پیدایش تورات باید جست وجو کرد و از شجره خبیثه دینداری جاهلانه ثمره های بسیاری به بار نشست؛ که هر یک از آنها در طول تاریخ تمدن اسلامی بلای جان مسلمانان شد. از نظر تاريخي تفکر کلامی اشعری و حکومت های ظالم زمانه خدمات متقابل به همدیگر ارائه داده اند؛ از آرای اشعری چنین بر می آید که آنها با شیطنت امامت یزید بر مسلمین را تأیید و درباره اقدامات خلفای راشدین نیز چنین مواجهه ای داشته اند.
مكتب اخباري و قرآن كريم
اخباريون و اشعريون عقل را در حیطه مابعدالطبیعه عاجز و از درک معانی قرآن قاصر می دانستند. در نتیجه ايشان بر ضرورت اطاعت و قبول ظواهر آیات قرآنی تکیه مي کردند. به عنوان مثال آیۀ قرآن کریم که ما بین محکمات و متشابهات تفکیک قائل می شود توسط این گروه به صورت متفاوتی تعبیر می شد. بدین ترتیب که معتقد بودند در آيه « لایَعـلَمُ تَأویـلَـه اِلّا اللهَ وَ الـرّاسِـخونَ فِی الـعِلـمِ » کلمه « راسِـخونَ فِی الـعِلـمِ» آغاز جمله بعدی است و بیان قرآن کریم بدین ترتیب است که معنی آیات متشابه را فقط خداوند می داند.
اخباریون می گفتند ما نمی توانیم به ظاهر قرآن كريم عمل کنیم، مگر آن که از طریق اخبار و روایات تفسیر شده باشد. تفكر اخباري مخالف علوم عقلی بود و اجماع و عقل را حجت نمیشمرد. اخباريون ادله را به کتاب و سنت منحصر مي دانست. تفكر اخباري و اشعری سال هاي متمادي در حوزه تفكر اسلامي ايران حکومت کردند و مصمم بر حفظ و ترويج چنین عقیده ای بودند.
امام خميني ره و تفكر اخباري
امام خمینی(ره) در کتاب « آداب الصلاه » چنین می نویسند :
« یکی دیگر از حجب که مانع از استفاده از این صحیفه نورانیه است اعتقاد به آن است که جز آنکه مفسرین نوشته یا فهمیدهاند کسی را حق استفاده از قرآن شریف نیست و تفکر و تدبر در آیات شریفه را به تفسیر به رأی که ممنوع است، اشتباه نمودهاند و به واسطه این رأی فاسد و عقیده باطل، قرآن شریف را از جمیع فنون استفاده عاری کرده و آن را به کلی مهجور کردهاند. در صورتی که استفادات اخلاقی و ایمانی و عرفانی به هیچوجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رأی باشد. مثلاً اگر کسی از قول خدای تعالی « الحمد لله رب العالمین » که حصر جمیع محامد و اختصاص تمامی آن است به حقتعالی؛ استفاده توحید افعالی کند و بگوید از این آیه شریفه استفاده شود که هر کمال و جمال و هر عزت و جلالی که در عالم است، از حقتعالی است و هیچ موجودی را از خود چیزی نیست. این چه مربوط به تفسیر است؟! تا اسمش تفسیر به رأی باشد یا نباشد. » 10
امام راحل در باب مهجوریت قرآن در بلاد اسلامی در همین کتاب در رد تفکر اخباریگری چند سده گذشته خاطرنشان میکنند :
« آیا اگر غالب عمر خود را صرف در تجوید و جهات لغویه و بیانیه و بدیعیه آن کردیم، این کتاب شریف را از مهجوریت بیرون آوردیم؟ آیا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتیم، از ننگ هجران از قرآن خلاصی پیدا کردیم؟ آیا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم کردیم، از شکایت رسول خدا (ص) مستخلص شدیم؟ هیهات! که هیچ یک از این امور مورد نظر قرآن و منزل عظیمالشان آن نیست. »
گرايش مطلق گرايانه به قرآن و سنت، از سوي مكتب اخباريه، باعث جبري نگري در دين و مذهب گرديد و بالتبع آن زمينه هاي اصلاح و رشد از مسلمانان گرفته شد. و اين همان چيزي بود كه اغلب حكومت ها هم چه مستقيم و چه تلويحي آن را تأييد مي كردند.
مكتب تصوف
تصوف ( درویشی یا عرفان ) نوعی طریقت و روش زاهدانه مبتنی بر آداب سلوک و بر اساس شرع، جهت تزکیه نفس و اعراض از دنیا برای وصول به حق و استکمال نفس است. تصوف در لغت پشمینه پوشی است و نسبت این جماعت به دلیل پشمینه پوشی است و این نشانه زهد بودهاست. تصوف بیشتر با آداب طریقت همراه است، در حالی که عرفان مکتبی جامع و مطلق سلوک معنوی و اعم از تصوف است و در بعضی موارد عرفان سلوک برتر دانسته شدهاست.
ظاهراً واژه صوفی در قرن دوم هجری، در برخی از سرزمینهای اسلامی، بخصوص در میانرودان، متداول شد. کسانی که در قرن دوم صوفی خوانده میشدند، تشکیلات اجتماعی و مکتب و نظام فکری و عرفانی خاصی نداشتند؛ بهعبارت دیگر، تشکیلات خانقاهی و رابطه مرید و مرادی و آداب و رسوم خاص صوفیه، و همچنین نظام فکری و اعتقادی ای که جنبه نظری تصوف را تشکیل میدهد، در قرن دوم و حتی در ربع اول قرن سوم پدید نیامده بود.
یکی از شواهد تاریخی ارتباط تصوف و تشیع این است که چون صفویه ( صوفیمسلک ) به قدرت رسیدند، تشیع را که زمینه رشد آن در ایران، بخصوص از اوایل قرن هفتم، فراهم شده بود، مذهب رسمی اعلام کردند. به بيان ديگر حكومت صفوي از شرايط فرهنگي و اجتماعي كه در طول ده ها سال و با حضور علماي شيعي و امامزادگان در مناطق مختلف كشور فراهم شده بود، كمال بهره مندي را داشتند و به جاي كشتار و تعقيب و تبعيد ايشان، تغيير رويه داده و مكتب تشيع را به عنوان مذهب رسمي حكومت و كشور برگزيدند. و با اين كار، بقاي هرچه بيشتر پايه هاي حكومت خود را استحكام بخشيدند.
مهم ترين ويژگي تفكر صوفي گرايانه را بايد در پرداختن افراطي به حفظ ظواهر ديني چون ثواب و توسل و زیارت و ... دانست؛ كه امروز هم بقاياي اين فرهنگ و تفكر در جامعه اسلامي ايران بسيار به چشم مي خورد. 11
احادیث دال بر ذم و ردّ تصوف
تصوف در بین شیعه مخصوصاً شیعه امامیه با تصوف در اهل سنت تفاوت داشتهاست؛ تصوف در میان شیعه با فراز و نشیبهای بسیاری مواجه بودهاست و مخالفان و موافقان بسیاری وجود داشتهاند. برخی تصوف را به این علت که غیراسلامی یا غیرشیعی است رد کردهاند، ولی برخی نیز تصوف را به تصوف صحیح و غیرصحیح تقسیم کردهاند.
مخالفت شیعه با تصوف بر مبنای احادیثی است که در ذم تصوف عنوان شدهاست. در کتابهای حدیث شیعه روایاتی از امامان شیعه، در طعن و رد برخی آداب و اعمال صوفیه آمدهاست.
به سند صحیح از « بزنطی » و « اسماعیل بن بزیع » از امام رضا عليه السلام روایت کردهاند که فرمودند : « مَن ذُکِرَ عِندَهُ الصّوفیه وَ لَم ینکِرهُم بِلِسانِه وَ قَلبِه، فَلَیسَ مِنّا ؛ وَ مَن أنکَرَهُم، فَکَأنَّما جاهَدَ الکُفّارَ بَینَ یَدَی رَسولُ اللهِ » ( هر کس نزد او از صوفیه سخن به میان آید و به زبان و دل انکار ایشان نکند، از ما نیست؛ و هر کس صوفیه را انکار نماید، گویا این که در راه خدا در حضور رسول خدا با کفار جهاد کردهاست. ) از این روایت استفاده میشود هر فرد شیعه موظف است اگر در حضور او از صوفیه ذکری به میان آید، با زبان و دل آنها را تقبیح نماید و اگر کسی نسبت به این موضوع بیتفاوت باشد، بلکه کلمات کفر و باطل آنها را حمل بر صحت کند، شیعه و پیرو اهل بیت نیست. ( در اين زمينه روايات فراوان است. )
مكتب صوفي گرايي و قرآن كريم
در دوران صفويه توجه زيادي به آداب اسلامي آن هم اغلب از نوع ظواهر ديني شد. پادشاهان و امرا و حكماي صفوي با ترويج تظاهرات ديني چندين هدف را با هم دنبال مي كردند: تسلط بر مردم از طريق همراهي ظاهري با اعتقادات ايشان، اصالت دادن به اعمال ظاهري بدون پشتوانه و حجت عقلي، كاهش توجه توده مردم از مطابقت رفتار و برنامه هاي حاكمان با احكام ديني و قرآن و سنت، همصدا كردن مردم با خود در برابر منتقدان و ...
گرايش ظاهرگرايانه به قرآن و سنت، باعث مطلق نگري شده و زمينه هاي اصلاح و رشد را از انسان مي گيرد. و اين همان چيزي است كه اغلب حكومت ها در پي آن بوده اند. به عنوان مثال در اين دوره به خوشنويسي قرآن، برپايي مراسم عزاداري و توسل و اعتكاف و ... توجه چشمگيري شد. اما شايد به همين اندازه از معارف قرآن كريم و سيره اقوالي معصومين عليهم السلام غفلت شد.
تفكر سياسي ( فرهنگ سياسي )
تذكر اين نكته در ابتداي اين مطلب ضروري است كه قطعاً قرآن كريم – كه « تبيانًا لكل شيء » است. – حوزه سياست و حكومت را نيز شامل مي شود. و اساساً به همين خاطر در طول تاريخ حومت هاي به ظاهر اسلامي اهتمام و التفاتي نسبت به زدون زنگارهاي مهجوريت از چهره قرآن نداشته اند. در اين نوشته منظور بعد سياست زدگي اين نوع تفكر است. مانند توجه به تفاوت احساس سرما با سرماخوردگي.
از اين منظر، پس از پیروزی شکوهمند انقلاب، نظام نوپاي اسلامي در صدد موجه جلوه دادن نظام در بین کشورهای اسلامی بود. تا بگوید ما همان قرآنی را می خوانیم که شما می خوانید. و اين تفكر، به آن دليل اهميت داشت كه كشورهاي عربي حوزه خليج فارس و بويژه عربستان سعودي سعي در تخريب تفكر شيعه در جهان اسلام داشت تا آن ها را رافضي ( ترك كنندگان دين ) معرفي كند. اين موضع توجه به ظواهر يك انديشه حكيمانه البته در زمان خود به شمار مي رفت. اما در ادامه، بايد اين شيوه را مصداق قرار گرفتن در موضع انفعال و از دست دادن فرصت هاي چندين ساله دانست.
اشتباه استراتژيك در اين جا رخ داد كه متاسفانه سعي شد همان راهی را هم برویم که كشورهاي عربي رفته و مي روند. در صورتی که تفکر الهی برآمده از قرآن كريم و معارف ناب عترت علیهم السلام غیر از آن چیزی است که در این سه تفکر بشری مورد تاکید و عمل است. زيرا كه قرآن کریم کتاب « هدایت انسان » است. هدایتی از جنس تدبر و عمل است. در نتيجه سایر امور و فعالیت ها اعم از قراءت، حفظ، تجوید، تفسیر و ... ) ابزار تحقق آن هدف اصلي و مأموريت ذاتي را بر عهده دارند. در حالی که در وضعیت فعلی، این « اهداف ابزاری » جایگزین آن هدف غایی شده و آن را بكلي تحت الشعاع خود قرار داده است.
بيان اين نكته مهم است كه طرح این موضوع به معنی مخالفت با همه آموزش ها و شیوه های رایج آموزش و فعاليت هاي قرآني نیست. بلکه با توجه و عنایت به شرایط خطير فرهنگی و اجتماعی کشور، درخواست بازنگری جدي در آن ها بر اساس سه اصل اساسي و مهم در یادگیری يعني « نیاز »، « ذائقه » و « توان » عموم مخاطبان است .
توجه به این مسأله مهم و حیاتی در وهله وظیفه حوزه آموزش عمومی قرآن ( اعم از شورای توسعه فرهنگ قرآنی کشور و کمیسیون آموزش عمومی قرآن در وزارت آموزش و پرورش ) و سپس جامعه محترم قرآنی کشور است.
مصوبه اهداف آموزش قرآن کشور نیز همین موضوع را تأیید و تاکید می کند. اما متاسفانه « رویکرد جامعیت آموزش » در برنامه ريزي و اجرا مورد كم توجهي واقع مي شد. در صورت عدم تحقق اين رويكرد، اهداف آموزش عمومی قرآن با خطر استحاله روبرو خواهد شد. ( يعني بر علیه خودش عمل خواهد کرد. ) بویژه در شرایط فعلی که هیچ نظارتی بر عملکرد فعالیت های قرآنی صورت نمی گیرد. و به همین دلیل اعم اغلب آموزشها و فعالیت ها با این اهداف سنخیت معناداری ندارند.
به عنوان مثال : اغلب فعالیت های قرآنی يك سويه و تحميلي كه يا كاملاً و یا تلویحاً در خدمت نشر اين مثلث مهجوریت قرآن هستند. مانند خطری که در قرون وسطی ( قرن دهم میلادی ) از طرف کلیسا و تفکر اسکولاستیک بر جامعه تحمیل می شد. اين تفكر مذهبي در اثر عدم تناسب لازم با سه محور « نیاز »، « ذائقه » و « توان ( فکری و عملی ) » به تدريج شكست خورده و بلكه در انقلاب رنسانس بشدت منکوب شد؛ تا جایی که دین و مذهب از زندگی عادي مردم جدا شد. این تفکر ضد ديني هنوز هم در غرب به شدت حمایت می شود. پس باید کاری کرد، قبل از آن که خيلي دیر شود.
« فَـاعـتَـبِـروا ، یـا اُولِـي الـاَلـبـاب ! »
نتيجه
امام خمینی ره در معرفی قرآن، در كتاب آداب الصلاه تعبیر زیبایی دارند که می تواند مبنای تعلیم کتاب الله باشد :
« قرآن کتاب الهی است و در آن شئون الهیت است؛ قرآن حبل متصل بین خالق و مخلوق است و به وسیله تعلیمات آن باید رابطه معنویه و ارتباط غیبی بین بندگان خدا و مربی آنها پیدا شود; از قرآن باید علوم الهیه و معارف لدنیه حاصل شود. رسول خدا (ص) به حسب روایت کافی شریف فرموده : انّما العلم ثلاثة: آیة محکمة و فریضة عادلة و سنة قائمة. »12
جبار باغچه بان قرآنم آرزوست.
مهجوریت قرآن در ایران بیش از همه بعد تاریخی و تحمیلی دارد. سلطه تفکر اشعریون اخباری به نام دین و مذهب بر این کشور تا آنجا پیشرفت که عقل را ذاتا بی ارزش و بی اعتبار می دانستند. حداکثر کارکرد عقل به مثابه کلید خانه بود که تا مرحله ورود به خانه شرع اجازه عمل داشت. و پس از آن دیگر این شرع مقدس بود که همه چیز حتی عقل را تابع خود می دانست.
در حالی که برای معتزله عقل و برهان عقلی محور بود و هر برهان نقلی که عقل آن را استوار نمی دانست مردود می شمرد.تفکر اشعریون تا آن جا پبش رفت که خون هر مخالفی را مباح می دانست.
در برهه ای متوکل عباسی و در برهه ای لشکر مغول از چنین گسستگی فکری که موجب شکاف عمیق در وحدت مسلمین شده بود حداکثر استفاده را کردند و ایران پر مدعا را به اشغال خود در آوردند.
از آن پس تا کنون کسی را یارای مخالفت با اشعریون قرآن به دست و صفویون حدیث در کف پیش نیامد مگر معدودی مانند ملاصدرا که او نیز با آوراگی مادام العمرش به دست شاه عباس صفوی و عدم حمایت قاطبه علمای دینی زمانش تاوان مخالفتش را پرداخت و تا بیش از چهارصد سال ناشناخته بود. تا آن که در همین چند دهه اخیر کسانی مانند حکیم ملاهادی سبزواری جرأت به خرج دادند و او و مکتبش را معرفی کردند.
گو این که تا همین چهل سال پیش برخی از علمای دینی ظرف آب و غذای امام خمینی ره و فرزندش را به دلیل تحصیل و تدریس فلسفه صدرایی نجس می شمردند.
امروز بیش از همیشه تاریخ قرآن در این کشور مهجور واقع شده است. کتابی که اگر از مهجوریت خارج شود دودمان حکومت های فاسدی که به نام قرآن و عترت سال های متمادی سلطنت کردند و هر مخالفی را گردن زده یا در سیاه چاله ها خوراک موش و مار و عقرب کردند را خواهد پیچید.
لذا ما را به ظواهر دین مانند قراءت و حفظ و تجوید در حوزه قرآن؛ و توسل و زیارت در حوزه عترت و اهلبیت مشغول کردند در حالی که متن دین این نبود ولی حاشیه را بر متن تحمیل کردند.
و به قول امام راحل ره ( در کتاب آداب الصلاه ) : « ما را با این تفکر ( اخباری ) باطل و عقیده فاسد از جمیع استفادات اخلاقی و عرفانی از قرآن محروم کردند. »
و امروز که با همه پیشرفت های فکری در عرصه های علمی فرهنگی و اجتماعی شاهد تبلیغ و ترویج گسترده همان عقیده با همه ظواهرش در مقابله تمام قد و همه جانبه با حقایق سخنان قرآن و عترت هستیم. تا آنجا که توجه به بدیهی ترین یافته های علمی و تجربی بشر در حوزه تعلیم قرآن جزء آرزوهای بزرگ شده است.
براي مثال : در زبان آموزی فارسی تا قبل از مرحوم جبار باغچه بان تمامی ۳۲ حرف فارسی آموزش داده می شد و سپس وارد ساختن کلمات می شدند. مرحوم باغچه بان با زیر سؤال بردن این رویه اظهار داشت نیاز نیست یادگیری و درک و فهم و تفکر دانش آموز « آ » و « ب » را همان هفته اول مدرسه یاد گرفت، می تواند دو کلمه و یک جمله بیاموزد:« بابا ! آب » این حکمت است. یعنی منطبق شدن آموزش با نیاز، ذایقه و توان دانش آموز؛ يعني « معجزه يادگيري » و مفهوم صحيح آن.
اما همین حكمت و رویه عقلایی در حوزه قرآن آموزی و فعاليت هاي مختلف قرآني که با آموزش روخوانی ر روان خوانی آغاز می شود ( و البته این نوع تعریف از خواندن با هیچ یک از تعاریف و نظریات مشهور در باب خواندن مطابفت نداشته و بلکه بر پایه تعریفی ناقص شکل گرفته است. ) موضوع درک و فهم و تفکر و تدبر را در آغاز آموزش مسامحتا نادیده گرفته است.
و متاسفانه این درماندگی و مسامحه در یادگیری قرآن کریم نه تنها در مراحل بعدی ترمیم و اصلاح نمی شود بلکه در اغلب در فراگیران تا پایان عمر هم ادامه دارد. و شاید بیان و درک مفهوم همین یک مورد برای تبیین ضرورت تحول بنیادین در حوزه مهجوریت زدایی از قرآن کریم کافی باشد که « العاقل یکفی به الشاره » ( در خانه اگر کس است؛ یک حرف بس است. )
مهجوریت قرآن، امروز بیش از همیشه تاریخ است؛ زیرا تثلیث تفكرات اخباري، تصوف و سياسي در این مفهوم از بی توجهی به قرآن کریم، کاملا با یکدیگر هم رأی و هم نظر و بلکه مؤید یکدیگر هستند. این اتفاق نظر خاموش، یادآور زمينه هاي سازي هاي تفرقه بين مسلمانان و نهايتاً حمله مغول به ایران و اشغال آسان اين كشور است، كه تا سال هاي متمادي به طول انجاميد.
قرآنی که طبق بيان خودش باید محور وحدت باشد : « وَ اعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا، وَ لاتَفَرَّقوا » ( سوره آل عمران آیه ۱۰۳ ) و نیز طبق فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باید در خطرناک ترین حوادث و برهه ها نجات دهنده باشد : « وَ اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنِ، کَقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِمِ، فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ »، امروز خواسته یا ناخواسته در دستان برخي حاکمان مدعی اسلام اسیر و دست و پا بسته است. شاید روزی متوليان فرهنگي و تربيتي جامعه این مطالب را درک كرده و بپذیرند که تا چه اندازه این تفسیر صحیح بوده و ايشان غافل از کلام هدایت بوده اند. زمانی که شاید دور يا دیر باشد و دیگر از دست دعا و توسل هم کار بر نیايد؛ كه فرمود :
« اِنَّ اللهَ لا یُـغَیِّـرُ ما بِـقَومٍ ؛ حَتّی یُـغَیِّـروا ما بِـاَنـفُـسِـهِم »
سوره رعد آیه ۱۱
راهکار ( پيشنهادي )
1- شناسایی کاستی ها و کج فهنی های رایج در حوزه آموزش و فعالیت های قرآنی
2- پرهیز جدي از تكرار تعصبات غیر منطقی ( مانند جبري نگري و ظاهر گرايي )
3- بازگشت به قرآن و عترت و انطباق برنامه و فعالیت های قرآنی بر پایه انتظارات قرآن کریم و مبتنی بر نیاز مخاطبان
یقینا خدای رحمان حامی مجاهدان خواهد بود. و خود راه را بر پژوهشگران و فعالان این عرصه خواهد گشود.
« اِن تَنـصُـرُوا اللهَ یَنـصُـرُکُم وَ یُـثَبِّت اَقـدامَـکُم »
« وَ الَّـذیـنَ جاهَـدوا فیـنا لَـنَهـدِیَنَّـهُم سُـبُـلَـنا »
ان شاءالله
1- امام خميني، آداب الصلاه، بنياد نشر آثار امام خميني، ص 199
2- تثليث : Trinity ( سه گانه باوري / يكي از اعتقادات بنيادين مسيحيت است. )
3- فضلبن حسن طبرسی، مجمع البیان لعلوم القرآن، ج7، ص263.
4- راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص 514.
5- مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، ص 54-46.
6- مرتضي مطهري، سیری در نهج البلاغه، ص238 -231.
7- مدرسی طباطبایی، مقدمهای بر فقه شیعه، صص۳۴ به بعد.
8- مفید، اوائل المقالات، صص۱۹، ۲۳، جم.
9- سید مرتضی، «رساله فی الرد علی اصحاب العدد »، ص۱۸.
10- امام خميني، آداب الصلاه، بنياد نشر آثار امام خميني، ص 205.
11- مرتضي مطهري، آشنايى با علوم اسلامى؛ كلام و عرفان، ص 186.
12- امام خميني، آداب الصلاه، بنياد نشر آثار امام خميني، ص 209.